آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۵ تیر ۱۳۸۷
سياسي شدن منبع و الگوهاي اخلاقي عامل تضعيف بروز كنش اخلاقي
سياسي شدن منبع و الگوهاي اخلاقي عامل تضعيف بروز كنش اخلاقي
عوامل نظري مؤثر بر بروز هنجارهاي اخلاقي
عباس عبدي
اين مسأله را كه آيا جامعة ايرن با بحران هويت اخلاقي مواجه است يا نه، را ميتوانيم از دو منظر عيني و ذهني بررسي كنيم. از ديدگاه عيني بايد شاخصهاي معيني را تعريف و سپس آنها را اندازهگيري كنيم آنگاه براساس نتايج آن شاخصها قضاوت و داوري كنيم. مثلاً دربارة فقر، چنين شاخصهايي تعريف شده است (خط فقر يك دلار در روز و خط فقر دو دلار در روز براي هر فرد) دو خط فقر مشخص هستند. هنگامي كه نسبت قابل توجهي (كه بايد در مورد اين نسبت توافق و استدلال شود) از مردم زير اين خطوط باشند، ميتوان گفت به لحاظ فقر در وضع بحراني قرار داريم.
از منظر ذهني كار تا حدودي سادهتر است. به عبارت ديگر ذهنيت مردم و جامعه در خصوص موضوع پرسيده ميشود. در بسياري مواقع اين شاخص مهمتر هم هست، مثلاً ممكن است دو جامعه به لحاظ اقتصادي مقايسه شوند، شاخصهاي عيني آنها در زمينة فقر يكسان باشد، اما ذهنيت مردم جامعة اول نسبت به وجود فقر خيلي منفيتر باشد و البته چنين ذهنيت و تصوري بسيار مهم است.
نكتة ديگري كه در خصوص اطلاق وصف بحران براي يك پديده بايد در نظر داشت، روند آن پديده است. اينكه مردم جامعهاي با فقر20 درصد گستردهتر شدن فقر را به طور مستمر شاهد باشند، احساسي بسيار متفاوتتر و ناخوشايندتري از جامعهاي دارند كه فقر آن30 درصد اما رو به كاهش است. در مورد وجود بحران اخلاقي در جامعة ايران از هر دو حيث ميتوان شواهدي آورد، ضمن اينكه از نظر مردم روند اين بحران فزاينده است.
از ديدگاه عيني، شاخصهاي مورد توافقي به عنوان معرف و سنجة وضعيت اخلاقي نداريم اما شايد بتوان جرايم و پروندهها معرفي از وجود خلاف و جرم را به عنوان شاخصي پذيرفت، كه متأسفانه سير رو به تزايد پروندههاي قضايي و كيفري نشاندهندة اوضاع و نيز روند نامناسب در اين زمينه است. تعداد زنداني در هر صد هزار نفر جمعيت كه در 20 سال قبل 118 نفر بود، در اين سالها (1385) به بيش از 210 نفر رسيده است (سايت سازمان زندانها) و اين در شرايطي است كه سياست زندانزدايي نيز در سالهاي اخير اعمال شده است. همچنين طي دهة اخير پروندههاي قتل عمد حدوداً بيش از 30 درصد، ضرب و جرح نيز به همين نسبت، اختلاس و ارتشاء70 درصد و... افزايش يافته است. (به نقل از گزارش تحولات اقتصادي- اجتماعي كشور، مركز آمار ايران)
اما سنجههاي ذهني براي توصيف وضع بحران اخلاقي در جامعة ايران گوياتر است، پيمايش ارزشها و نگرشهاي ايرانيان در سال 1382، منبع مناسبي براي درك و بيان اين مسأله است. از مردم شهرنشين كشور پرسيده شده است كه هر كدام از خصوصيات زير چقدر در جامعه رواج دارد. نسبت كساني كه پاسخ «كم» را دادهاند به كساني كه پاسخ «زياد» را دادهاند در مورد خصلتهاي اخلاقي مثبت به اين شرح است؛ (گذشت = 0/4)، (امانتداري = 4/2)، (انصاف = 3/6)، (كمك به ديگران = 4/1)، (صداقت و راستگويي = 6/6) و (پايبندي به قول و قرار = 2/4) همچنين نسبت پاسخهاي زياد به كم در مورد وجود خصلتهاي منفي به اين شرح است؛ (دورويي و تظاهر = 0/4)، (تقلب و كلاهبرداري = 6/6) و (تملق و چاپلوسي = 2/6) اگر اين موارد را در كنار اين پاسخ قرار دهيم كه 47 درصد افراد صداقت را اصليترين ويژگي يك آدم خوب و اخلاقي دانستهاند نتيجه روشنتر ميشود.
از سوي ديگر جامعهاي كه اخلاق در آن دچار بحران شود، شاهد سردرگمي اجتماعي هم خواهيم بود، زيرا اصول اخلاقي، راهنماي اداره و عمل اجتماعي است و اگر اخلاق مستقر و مستحكم باشد، براساس آن اصول ميتوان داراي بصيرت اجتماعي هم بود، اما در غياب اخلاق سردرگمي اجتماعي را هم شاهديم، از اين روست كه در همان تحقيق نسبت كساني كه به اين سؤال «در تشخيص آدم خوب از بد، مردم سردرگم هستند» پاسخ بلي دادهاند به كساني كه پاسخ خير دادهاند، 7/3 برابر است، كه معرف وجود سردرگمي اجتماعي شديد است.
همانطور كه گفته شد به لحاظ روند وضعيت اخلاقي نيز ارزيابي پاسخگويان بسيار منفي است و كساني كه وضعيت فعلي را نسبت به گذشته غير اخلاقيتر دانستهاند و يا آينده را نسبت به اكنون غير اخلاقيتر توصيف كردهاند، حدوداً ده برابر است. ضمن اينكه اين ارزيابيها نزد افراد پويا و كيفيتر جامعه، چون جوانان و افراد تحصيلكردهتر بسيار بدتر و نااميدكنندهتر است.
همچنين ميتوانيم به شاخص اعتماد اجتماعي به عنوان معرف مناسبي از وضعيت و سرماية اجتماعي بپردازيم كه وجود اخلاق موجب رشد و تقويت آن ميشود كه در همان پژوهش نشان داده شد كه اين شاخص بسيار كم است كه براي جلوگيري از تطويل كلام از ذكر موارد آن پرهيز ميكنم.
بنابراين و براساس شاخصهاي هر دو ديدگاه ميتوان نتيجه گرفت كه مدتهاست وارد بحران اخلاقي شدهايم.
اخلاق به تنهايي نميتواند جامعهي مطلوبي را ايجاد كند و عوامل ديگر هم ضروري است، زيرا اخلاق در كنار قانون، عرف و سنت يكي از هنجارهاي تعيينكننده و جهتدهندة رفتار فردي و اجتماعي است و هرگاه اين موارد كاركرد مناسب داشته باشند، رفتارها قابل پيشبينيتر، جامعه آرامتر و خشنودتر و رضايت از خود و از زندگي با ديگران بيشتر و اعتماد متقابل نيز افزونتر خواهد بود.
اما پرسش مهم اين است كه چرا در جامعة ايران با بحران اخلاقي مواجهيم؟ همانطور كه گفتم قانون، اخلاق، سنت و عرف، هنجارهاي اجتماعي هستند كه هر يك در جامعة ما با مشكل خاص خود مواجه شدهاند.
عرف اجتماعي در ايران نقش كمرنگي دارد، دليل آن نيز تنوع اقوام و مذاهب و... است كه هر يك عرف خاص خود را دارد و در سطح ملي و كلان فاقد عرفهاي شناخته شده و مورد قبولي هستيم. ضمن اينكه حتي عرفهاي محلي و منطقهاي نيز بنا به ضرورت به نفع قانون در حال عقبنشيني هستند و اين عقبنشيني هنوز هم تكميل نشده است.
سنت نيز در جامعه در حال گذار با چالشهاي هميشگي خود مواجه است. اما مشكل مهم اين است كه قبل از انقلاب ركن مهم سنت در ايران را دين تشكيل ميداد و اقتدار و قوام خود را داشت و منشاء مهم رفتار اخلاقي بود، اما پس از انقلاب و با ورود دين و نهاد و متوليان ديني به حوزة قدرت و قانون، اين نقش دين كمرنگ شده و چون گذشته قادر نيست كه ايفاي نقش نمايد.
در مورد قانون هم بايد گفت كه در جوامع جديد در حال فربهتر شدن است. هر قانوني بايد واجد حداقل سه ويژگي باشد، تا به لحاظ كاركردي، راهنماي رفتاري خوبي باشد. اول اينكه قانون فاقد تناقضات آشكار باشد دوم نيز با شرايط محيطي سازگار باشد و سوم اينكه حاكميت آن برقرار باشد. اما هنجار قانون در ايران از هر سه جهت با اختلال كاركردي مواجه است و پس از انقلاب به دلايل متعددي اوضاع نابسامانتر هم شده است. از اين رو هنجار مهم «قانون» كه ركن ركين جهتدهنده و راهنماي عمل و رفتار اجتماعي در جوامع جديد است در ايران امروز با نقايص جدي (هم وجود قانون و هم هماهنگي و سازگاري آن و هم حاكميت قانون) مواجه شده است. از اين روست كه كلية بار رفتار اجتماعي بر دوش نحيف اخلاق سنگيني كرده است. در حالي كه هنجار اخلاق نه ميتواند و نه شايسته است كه چنين باري را بر گردن خود ببيند، ضمن اينكه هنجار اخلاق خود نيز با اشكالات فراواني دست به گريبان است. كه اين موضوع را در يادداشت «اهميت دغدغههاي اخلاقي» توضيح دادهام و اينجا صرفاً به تكميل آن بسنده ميكنم.
هنجار اخلاق را ميتوان از سه منظر ارزيابي كرد. از زاوية منبع، از زاوية الگوي اخلاقي و از زاوية عوامل عيني رفتار اخلاقي، همچون نهادها، ساختارهاي تضعيف يا تقويتكنندة رفتارهاي اخلاقي و نيز زمينههاي اجتماعي.
مهمترين منبع اخلاق در ايران دين بوده ،اما اين منبع اكنون با چالش مواجه شده است زيرا اعتبار منبع دين در پاسخگويي به نيازهاي جامعه در پيش از انقلاب با چالشي جدي يا حداقل به شكل عمومي مواجه نبود، بويژه آنكه در موضع اپوزيسيون وضع موجود (نظام شاه) قرار داشت و مثل تمام منابع ديگر ابهامات آن در ذيل اين مبارزه پنهان مانده بود، اما پس از انقلاب و با مصدر قدرت قرار گرفتن به نام دين، قضيه فرق كرده است و با تعميم علل مشكلات اجتماعي به منبع اقتدار، اين منبع كاركرد جدي خود را در تأمين منابع اخلاقي از دست داده است.
به عنوان يك معيار مهم در كاهش نقش دين در جامعه كه منبع اصلي اخلاق است، بايد گفت كه در پيمايش سال 1382، كساني كه معتقدند در آن سال جامعه نسبت به 5 سال قبل غيرمذهبيتر شدهاند، 42 برابر كسانياند كه معتقد بودهاند كه جامعه نسبت به 5 سال قبل مذهبيتر شده است. و كساني هم كه 5 سال آينده جامعه را نسبت به سال 1382 غير مذهبيتر دانستهاند به نسبت كساني كه آينده را مذهبيتر دانستهاند 7/5 برابر است.
به جز منبع اخلاقي، نهادها و الگوهاي اخلاقي در ايران نيز با وضعيت بحراني مواجه شدهاند، اين الگوها كه در گذشته عموماً رهبران ديني بودند، اكنون نميتوانند چنان كاركردي را از خود نشان دهند. آخرين پژوهشي كه از سوي ايسپا در خصوص فرهنگ سياسي مردم ايران در سال 1384 انجام شده، نشان ميدهد كه اعتماد به روحانيون از اعتماد به ورزشكاران كمتر است (1/1 روحانيون در برابر 0/2 براي ورزشكاران!) و از آنجا كه متوليان دين در ساختار قدرت نقش اول را ايفا ميكنند، احتمال الگوي اخلاقي بودن خود را به شدت در مخاطره قرار دادهاند.
وضعيت عيني و نهادها و ساختارهاي تقويتكنندة رفتار قانوني و اخلاقي نيز در ايران مطلوب نيست. وقتي كه اعتماد به قضات (1/1) و نيروي انتظامي (9/0) و مسئولين سياسي كشور (8/0) و نمايندگان مجلس (9/0) باشد (پژوهش فرهنگ سياسي) ميتوان حدس زد كه اين نهادها قادر به تقويت كنش اخلاقي و حتي قانوني لازم در جامعه نيستند. اما در كنار اينها برخي شرايط عيني جامعه است كه وجود آنها مخل بروز يك عمل اخلاقي است. در پيمايش سال 1382 از مردم پرسيده شد كه هر يك از مسائل زير در جامعة ما چقدر رواج دارد كه نسبت پاسخهاي زياد به كم در هر مورد عبارت است: (اختلاف و چند دستگي = 4/3)، (پارتيبازي = 4/30)، (اعتياد = 1/51)، ( ظلم و ستم = 9/2)، (طلاق = 3/28)، (بيكاري = 1/137)، (بيبند و باري = 6/6)، (تبعيض = 8/4)، (گراني = 8/119) و (دزدي = 8/7) روشن است كه با وجود چنين زمينههاي اجتماعي يا حداقل تصور از وجود آنها (كه بيارتباط با واقعيت نيست) جاي چنداني براي بروز عمل اخلاقي باقي نميماند، اما در ميان همة موارد فوق بايد براي تورم نقش بسيار موثرتري در دور شدن جامعه از رفتار اخلاقي قائل شد، بويژه هنگامي كه تورم طي سالهاي متمادي به صورت مزمن درآيد، اساس و انگيزة عمل اخلاقي و متعارف را تضعيف ميكند.
به نظر نگارنده و با توجه به توضيحات داده شده بيشترين آسيب از خلال ايفاي نقش سياسي از جانب منبع اصلي و الگوهاي اخلاقي جامعه است. به علاوه ناكاركرديهاي هنجارهاي ديگر(قانون، سنت و عرف) بار و وظيفة اضافي را بر هنجار اخلاق بار كرده است و بالأخره وضعيت نابسامان اجتماعي و اقتصادي بويژه تورم عنصر مهمي در تخريب اخلاق و بروز كنش اخلاقي بوده است.

ali :
یک زمانی حدیثی خواندم که معنای ان را نمی فهمیدم مضمون حدیث این است که بدترین گناه ها( یا از بدترین گناه ها ) تظاهر به گناه است اما سال هاست که به معنای این حدیث پی برده ام متاسفانه در جامعه ما قبح گناه و بی اخلاقی شکسته شده و افراد با حالت خاصی که نشان از غرور دارد بعد از ارتکاب عملی زشت ان را برای دیگران تعریف می کنند و بخش نکرده ای را هم در تعریفات خود به ان اضافه می کنند و تا انجا که می توانند پیاز داغ ان را زیاد می کننداین افراد(که کم نیستند)غالبن گناهی را که توانایی انجام ان را نداشته و ندارند به گونه ای تظاهر می کنند که بار ها ان را انجام داده اند زیرا نمی خواهند از این فخر به نسبت دیگران عقب بیفتند.طبق تعریف بزرگترهایمان در گذشته کسی که مرتکب عملی غیر اخلاقی می شد از جانب اهل محل به صورت کامل طرد می شد و حتا جواب سلام او را هم نمی دادند اما امروزه جور دیگر اگر نباشد انگونه هم نیست
۵ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۲۵ قֽظֽ | Reply
فعلا بی نام :
چندی پیش یک مجوعه مستند با نام The Century of Self را دیدم که دیدن آن را به همه دوستان پیشنهاد می کنم. قرن پیش و قرن حاضر قرن فرد گرایی هستند و نهاد جامعه تا خواسته های شخصی را بر آورده نکند نمی تواند به قرار برسد. به نظر من دین کلیه نیازهای انسان امروز را برآورده نمی سازد چون فرد در یکایک تصمیم گیریها دخیل نیست و به نوعی بر او تحمیل می گردد( همانند یک بسته است که حق انتخاب واقعی در اجزای آن وجود ندارد. برای مثال عرض می کنم کدام یک از شما در نماز خود جزیی به معنای واقعی کلمه انتخابی دارد؟) تا زمانی که جامعه ما از یک مرحله گذار در انتخاب معیار ها نگذرد نمی توان انتظار بر آورده شدن اصول مورد تحسین اخلاقی واقعا چشم دوخت. عده ای نیز با چشم بستن بر واقعیات جامعه در حال رفتن به سمت فرد گرایی نام آن را تهاجم فرهنگی می گذارند.
۵ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۳۲ قֽظֽ | Reply
جاويد :
متاسفانه حرف شما كاملا درست است.
يكي از چاشهاي مهمي كه امروزه در جامعه وجود دارد اين است كه الگوي مناسبي براي جوانان وجود ندارد.
به فرمايش شما الگوهاي ديني كه به سبب سياسي شدن كاركرد خود را از دست داده اند.
جوانان هم به سبب همين نبود الگو ها ( حال چه رفتاري و چه اخلاقي و چه پوششي و ...) دنبال الگوهاي ديگري ( مثل خوانندگان و ورزشكاران و ....حال چه خارجي و چه داخلي) افتاده اند.
نكته اي كه وجود دارد اين است كه اين الگوها را نمي توان زوركي به خورد جامعه داد.يعني نمي توان الگوهاي حكومتي را در جامعه تسري داد.
اينكه مي بينيم جوانان مدلهاي موي نامتعارفي و يا پوشش هاي نامتعارف انتخاب مي كنند ، دقيقا به خاطر همين نبود الگوي مناسب و متعارفي است كه بتواند آنها را متقاعد به پيروي از رفتارهاي و پوششهاي متعارف كند.
۵ تیر ۱۳۸۷ ۱:۳۸ بֽظֽ | Reply
zandieh :
بعضی اظهار نظرها در جامعه ما رایج شده که صحیح نمیباشد. گفته می شود که ایرانیها راندمان کاریشان کم است ویا به عبارتی کم کاری میکنند یا کار جمعی اشان (TEAM WORK) ضعیف است . مشکل از ضعف ساختار است نه از ویژگی ملی , بعنوان مثال یک کارمند بانک در ایران بدلیل ساختار کاری تدوین شده مطابق کارمند دیگر بانکهای معتبر جهانی هشت ساعت کار مفید انجام می دهد وبا دیگر همکارانش تعامل مناسب نیز دارد. بحران هويت اخلاقي را باید از منظر ضعف ساختار ها نیز بررسی نمود وگرنه آمار ارائه شده به تنهائی شاید مشکلی را حل نکند. پیشنهاد می کنم تحلیلی در این مورد ارائه کنید
۵ تیر ۱۳۸۷ ۲:۰۰ بֽظֽ | Reply
پ - ص :
دین و اخلاق دو عنصر از هشت عنصر سازنده تمدن اند که در بیشتر موارد دین بعنوان حامی و تایید کننده اخلاق (مثبت) است زمانی که ایندو نه بموازات هم بلکه گاهی در عرض هم قرار میگیرند جامعه سر در گم شده و باصطلاح گیج میماند وقتی دین نه بعنوان ضامن اخلاقی جکومت بلکه بعنوان ستون اقتدار ان قرار میگیرد هر انچه که در دنیای سیاست مقبول و مرسوم است در حوزه دین هم تایید میشود چرا که قدرت مسیر شناخته شده ای دارد و ذاتا مقید به اخلاق نیکو نیست بلکه استفاده از اخلاق نکوهیده برای استقرار را مجاز میداند از این رو این امیختگی باعث میشود که بد اخلاقی های مجاز شناخته شده سیاست در سطوح پاینتر و در بدنه اجتماع رسوخ یافته و باعث تغیرات عمده در ارزشهایی شود که قبلا رسمیت داشته و مقبول بوده اند دروغ گویی ، ریا ، عدم پایبندی بقول که در بین سیاست پیشگان سکه رایج است در میان مردم ان قبح و مذمومیت گذشته را نخواهد داشت این تقصیر کسی نیست هیچکس نمی تواند جلوی انرا بگیرد سرنوشتی محتوم است . دوم اینکه جامعه در معرض برخورد و مقایسه بعلت جبر و تحمیل تکنولوژی ارتباطات است مقایسه مفاهیم و ارزشهای رایج در جوامع و برتری ذاتی خوبتر ها در زمان گذار از انچه که هست و انچه که میخواهد بشود تحولی که ارادی نیست و خود بخودی صورت میگیرد این تغییر ارزشها هرقدر بیشتر باشد یعنی فاصله انچه که هست با انچه که میرود بشود زیادتر باشد جامعه با بحران بیشتری روبروست اما این همه وقتی در شرایط عادی صورت بگیرد بحرانی شدید نخواهد بود لا اقل بشدت حال شدت و عمق چالش زمانی است که حکوت با اتکا بزور در مقام مقابله برخیزد و خواهان جاری شدن انی باشد که خود مطلوب میداند . حال اگر حکومت از مقبولیت و محبوبیت و اعتماد برخوردار باشد شاید کمی بتواند موفق شود اما در غیر این صورت مبانی فکری او هم در معرض خطر قرار خواهد گرفت و متحمل شکست سختی میشود بخصوص که این حرکت حکومت با نادیده گرفتن شعور و حق انها همراه باشد که کانون بحران همین نقطه است .
۵ تیر ۱۳۸۷ ۴:۵۷ بֽظֽ | Reply
مدودف: فساد تهدیدی برای امنیت روسیه است :
دمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه در اولین مصاحبه خارجی خود، فساد را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی کشورش خواند.
..............................................................
عبدي:
در باره ابعاد فساد در روسيه مطلبي رسيده كه سعي مي كنم در اختيار دوستان قرار داده شود.
۵ تیر ۱۳۸۷ ۵:۳۵ بֽظֽ | Reply
واکنش تند احمدی نژاد به تکذیب طرح ربوده شدن در عراق :
واکنش تند احمدی نژاد به تکذیب طرح ربوده شدن در عراق
محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی به تکذیب طرح ربوده شدن خود در عراق واکنش نشان داد و تهدید کرد که اسناد مربوط به این قضیه را منتشر می کند!!!!!!!
۵ تیر ۱۳۸۷ ۵:۳۹ بֽظֽ | Reply
محسن تاج بخش :
سلام مهندس عبدی:
آقای عبدی می خواستم از شما بپرسم که چرا آقای قالیباف خودش
رو به اصلاح طلبان نزدیک کرده و حتی کار به جایی رسیده که روزنامش رو تعطیل کردند."تهران امروز"
آقای عبدی عزیز و بزگوار، به نظر شما آقای قالیباف کاندیدای اصلاح طلبان در ریاست جمهوری آینده هست؟ آیا اون پتانسیل رو داره که اگر
لازم شد در برابر بعضی از گروههای قدرت بیسته؟
کار به جایی رسیده که امروز سایت "رجا نیوز" فاطمه رجبی، از او به عنوان "رضاخان شهرداری" یاد کرده و کلی به ایشون بد و بیراه گفته!
به اقای قالیباف میگه: حامی طرحهای سیا و موساد در ایران!!!!!
گذشته از اینها می خواستم از شما که عمری در سیاست بوده اید بپرسم که آیا آقای قالیباف دیگه اون آقای قایباف حادثه کوی دانشگاه نیست؟
آیا می تونیم از او به عنوان فردی لایق نسبت به بقیه در انتخابات آتی نام ببریم؟
آقای عبدی منتظر نظر شما هستم.
...............................................................
عبدي:
اجازه دهيد هر موقع در انتخابات آمدند صحبت كنيم.
۵ تیر ۱۳۸۷ ۶:۳۱ بֽظֽ | Reply
دارد؛انحلال مهم ترين تشکل صنفي ايران :
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران بيش از چهار هزار عضو دارد؛انحلال مهم ترين تشکل صنفي ايران
۵ تیر ۱۳۸۷ ۶:۴۹ بֽظֽ | Reply
آرین :
آقای عبدی آیا خطر حمله نظامی اسراییل به تاسیسات هسته ای ایران تا این حد بالاست:
''پیشبینی بولتون درباره حمله اسرائیل به ایران''
جان بولتون نماینده سابق ایالات متحده در سازمان ملل متحد، پیشبینی کرد که اسرائیل، پس از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا و پیش از مراسم سوگند جانشین جورج بوش به ایران حمله خواهد کرد.
در عین حال آقای بولتون در گفتو گو با نشریه دیلیتلگراف چاپ لندن، واکنش جهان عرب به حمله احتمالی اسرائیل به ایران را در خفا «مثبت» و در ظاهر «منفی» اعلام کرد.وی افزود که جهان عرب از حمله اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران «خشنود» خواهد شد.
آقای بولتون بهترین زمان حمله به ایران برای اسرائیل را که به گفته وی تلاش میکند از هستهای شدن تهران جلوگیری کند، بین چهارم نوامبر و بیستم ژانویه اعلام کرد.
وی که از حامیان حمله نظامی به ایران برای توقف فعالیتهای هستهای این کشور است، از فقدان اراده در دولت بوش برای واکنش نظامی به بلند پروازیهای تهران، اظهار تأسف کرد.
سفیر سابق ایالات متحده در سازمان ملل با اشاره به توجه همزمان تلآویو به افزایش توان هستهای و دفاعی تهران و نیز انتخابات آمریکا گفت: «به نظر من اسرائیلیها تمایل ندارند پیش از انتخابات ما در قبال ایران واکنشی صورت بگیرد چرا که نمیدانند نتیجه انتخابات چه خواهد بود.»
آقای بولتون انتظار برای مشخص شدن نتیجه انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده را موجب تعویق ۴ ساله و یا حداقل به تأخیر افتادن هر گونه واکنش نظامی علیه تهران عنوان کرد و افزود: «پیروزی اوباما میتواند احتمال واکنش نظامی اسرائیل علیه ایران را تقویت کند چرا که اسرائیلیها از پیامدهای موفقیت اوباما بر سیاست خارجی آمریکا نگران هستند.»
بر اساس پیشبینی وی با پیروزی احتمالی مککین در انتخابات، اسرائیل همچنان به تاخیر دل خواهد بست و به طرف ایرانی فرصت خواهد داد.
به گفته آقای بولتون، سیاست مککین در قبال ایران از دولت بوش «بسیار واقع گرایانهتر» خواهد بود.
چه نظری دارید؟
۵ تیر ۱۳۸۷ ۶:۵۸ بֽظֽ | Reply
اعتراض نمایندگان مجلس به 'برخوردهای قوه قضائیه' :
اعتراض نمایندگان مجلس به 'برخوردهای قوه قضائیه'
212 نماینده مجلس هشتم طی نامه ای به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی با انتقاد از آنچه برخوردهای قوه قضائیه با برخی نمایندگان خوانده اند، خواهان دفاع از اقتدار مجلس شده اند.
قوه قضائیه طی روزهای گذشته دو نماینده مجلس هشتم را در ارتباط با پرونده عباس پالیزدار احضار کرده است.
همزمان با انتشار این نامه، محسن کوهکن سخنگوی هیات رئیسه مجلس گفته است که احضار اعضای هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه به عنوان متهم در معاونت جرم، روند رسیدگی به این پرونده را خدشه دار می کند.
حدود یک ماه پیش فیلمی از سخنرانی فردی به نام عباس پالیزدار در دانشگاه همدان در سایت های اینترنتی منتشر شد که در این سخنرانی تعدادی از روحانیان بلندپایه از جمله محمد امامی کاشانی، امام جمعه موقت تهران، محمد یزدی، رئیس سابق قوه قضائیه، عباس واعظ طبسی، تولیت آستان قدس رضوی و علی اکبر ناطق نوری، رئیس پیشین مجلس ایران به فساد اقتصادی گسترده متهم شدند.
۵ تیر ۱۳۸۷ ۷:۰۱ بֽظֽ | Reply
علی :
اینکه میگفتند اگر روزی قوانین اسلام در کشور بطور كامل اجرا شود(جایگزینی فقه به جای اخلاق) ما دیگر کاری نداریم. چقدر در ايجاد اين وضع موثر بوده است؟
۵ تیر ۱۳۸۷ ۷:۱۸ بֽظֽ | Reply
خاویر سولانا: فشار اروپا بر ایران ادامه می یابد :
خاویر سولانا: فشار اروپا بر ایران ادامه می یابد
خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا، روز چهارشنبه گفت: کشورهای غربی به سياست های تشويقی و تنبيهی برای حل مناقشه هسته ای ايران ادامه خواهند داد.
۵ تیر ۱۳۸۷ ۷:۲۲ بֽظֽ | Reply
:
به نقل از سایت محمد علی ابطحی
کنفرانس برلین و دانشگاه زنجان
چند سال پیش در دوران اصلاحات که زدن اصلاحطلبان یک وظیفه شرعی محسوب میشد، در برلین کنفرانسی برای مسایل ایران برگزار شد که افراد زیادی از داخل ایران در آن شرکت داشتند. در آنجا یکی از اعضای حزب کمونیست که معتقد بود، اصلاحات و محافظهکاری سر و ته یک کرباسند، در بین سخنرانی آن افراد که به اصلاحطلبان بیشتر نزدیک بودند، لخت مادرزاد شد تا جلسه را به هم بزند. آن زمان با سر و صدای فراوان کنفرانس برلین را در ایران پخش کردند و از نمای دور آن آقای لخت را هم البته پخش کردند. وقتی سوال میشد که مگر این کار اشاعه فحشا نیست، پاسخ رسمی میدادند که مردم باید در جریان قرار بگیرند. آقای لاریجانی که رییس صدا و سیما بودند به خوبی به یاد دارند. اینکه در ماجرای دانشگاه زنجان گفته میشود که این کار اشاعه فحشاست، حرف جدیدی که از اردوگاه محافظهکاران شنیده میشود. کاش همیشه، مفاهیم اخلاقی و از سوی همه رعایت شود. این ماجرا واقعا ادبیات جناح محافظهکار را تغییر داد. همچنانکه در ماجرای پالیزدار. بایدبدانیم که با مفاهیم اخلاقی نباید گزینشی برخورد کنیم.
۵ تیر ۱۳۸۷ ۸:۳۱ بֽظֽ | Reply
فاطمه رجبي در سايت شخصياش متهم كرد: :
از مديريت رضاخاني شهرداري تا انجام وظيفه براي موساد و سيا
فاطمه رجبي امروز در سايت شخصياش بار ديگر با بيان برخي اتهامات به برخي از شخصيتهاي كشور و نظام، نوشت: از قاليباف علاوه بر شعار انتخاباتي رياستجمهوري، در عمل در شهرداري تهران، پايبندي به رفتار رضاخاني را نشان داده است. از قلع و قمع گل و گياه تا بريدن درختان و کندن و شخمزدن آسفالت و جدول تازهساز، که همه و همه با بيتالمال براي اهداف غرضمند سياسي به انجام رسيده است. «فرهنگ رضاخاني» در شهرداري تهران را نيز بايد در تبليغات عيد فطر با دختران بيفرهنگ مأمور قاليباف ديد و «پرويز تناولياش» و موارد متعدد ديگر! هيچ گلايهاي از قاليباف نيست. زيرا او مانند ديگر نظاميان مستعفي و بازنشسته يک شبه رجل سياسي شده و شيفته قدرت، به «فقد هويت» دچار است، و البته دوستدار «مدرننشانداده شدن» و «پسند آمريکا و انگليس» و ...! مگر برنامه تبليغاتي فرهنگسوز او در انتخابات که تا 70 ميليارد تومان تخمين زده ميشد، الگو گرفته از «بلر» نخستوزير منحوس و معزول انگليس نبود! مگر سفرهاي پي در پي بدون دليل و بيسابقه او در شهردار تهران به پاريس و سوئيس و ديگر نقاط اروپا با هزينه ملت، او را در پي کسب قدرت با «حمايت بيگانگان « نشان نميدهد. «فقد هويت» دردي بيدرمان است. و از اين روي علاوه بر «هاشمي» و «خاتمي»، «کروبي» را هم جزء امدادگران و عقبه داخلي قاليباف ميکند. به اين همه شعور و درک و بينش و خردگرايي بايد چه نثار کرد؟ همان ابزار احساسات بيشائبه نفرتانگيز مردمي نسبت به شهرداري قاليباف را
لجنپراکني صهيونيستي روزنامه «تهران امروز» «عليه رئيسجمهور، باورهاي امام زماني عجلالله تعالي فرجهالشريف او، نقي هولوکاست و محورهاي بالنده گفتماني وي، روسياهي رضاخاني را ميرساند، که در «انجام وظيفه براي موساد و سيا» سنگتمام گذاشته است.
واقعاً منابع مالي «قاليباف» کجاست و چيست؟ آيا او هم مانند هاشمي به ستادهاي خود جوشي؟!! و هزينه دوران انتخابات تکيه دارد؟ يکبار محسن رضايي در انتخابات نهم، اشاره به مخارج هنگفت انتخاباتي برخي نامزدها از فروش موادمخدر کرد.»
اما امروز چه؟ راهاندازي و گرداندن سه روزنامه و دهها سايت از چه منابع مالي داخلي و خارجي تغذيه ميشود؟ بهترين احتمال آن است که «بيتالمال را از شهرداري تهران» منبع آن بدانيم. واقعاً شاهکار اعضاي شوراي سوم تهران در انتخاب و ابقاي اين «امين» براي اموال مردم از «توبيخ و استيضاح» هم ميگذرد. هيچيک از آنها هم لابد پاسخگوي خداوند نخواهند بود. زيرا مردم را هم لايق پاسخگويي به فجايع انجام يافته توسط شهرداري تهران نميدانند. آيا مدير رضاخاني اگر لايق منتخبان او در شوراي شهر است، براي مردم تهران هم صالح است؟
اينکه «وردينژاد» نظامي پيشين که با خمپاره و موشک صهيونيستي روزنامه «ايران» و خبرگزاري جمهوري دولت خاتمي «اسلام» و «انقلاب اسلامي»، «امام خميني» و «بسيج پرافتخار او» را، گلولهباران ميكرد و اينك به گونهاي نماينده قاليباف در فرهنگسوزي شده، تجمع «رضاخاني»ها را اعلان ميکند. نه چيز ديگر!
از بقيه اعضا که در روزنامهها، نامبرده شدهاند، يکي «عنصري پست و ذليل» است که در سال 84، اميد فراواني به «اعمال نفوذ»ها براي «رياست ايرنا» داشت به همين جهت در جلساتي «مجيزگويي احمدينژاد را چنان ميکرد که کلمات و واژگانش فقط تهوعآور بود»! مثلاً: «اين مرد- احمدينژاد- مغناطيسي دارد که هرکس را كه از کنار او رد بشود جذب ميکند. من در سفر رياض اين مهم را به عينه ديدم.» اف بر عناصر ذليل و قدرتطلب! لابد آن مغناطيس امروز به قاليباف سرايت کرده، هرچند همان روزها آگاهان با وحشت اين عنصر را مزدور قاليباف اين «فاقد هويت» ميدانستند! همانکس که در سازمان تبليغات هم گل ميکاشت و ...
بديهي است «فرهنگ رضاخاني» جز «بيدادگري» ثمري نخواهد داشت. بنا بر اخبار منتشره، قاليباف، معاونانش، اياديش و نزديکانش، با «پول به يغما برده از شهرداري تهران» در حرکات رضاخاني، جز به مدح و ثناي سلطنتپرستان پس از انقلاب، آنها که مافياي قدرت و ثروت را در هزار فاميل ايجاد کردهاند، چشم نبايد داشته باشد.
آنچه قاليباف ميکارد، علاوه بر فرهنگسوزي، نفرت و انزجار بيش از پيش ملتي با فرهنگ است که «رضاخان پالاني»، «رضاخان قلدر» و «رضاخان حزباللهي» را در زبالهدان تاريخ دفن کرده و خواهد کرد. قطعاً رضاخان حتي با دزديدن واژه حزب الله با عدم صلاحيت ديني و سياسي همراه است، و دست و پازدنهاي مرگبار به او کمکي نخواهد کرد.
۵ تیر ۱۳۸۷ ۸:۵۱ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی سلام.
رفتار افراد در جامعه به مقدار زيادی در امکانات مورد نیاز در مقایسه با انچه که موجود است وباورهای اموزش داده شده دارد. مثالی بزنم. اگر اتوبوسی با ۱۰ محل خالی نشستن در ایستگاهی متوقف شود که سه نفر مسافر منتظر مسافر ایستاده اند. مطمئناٌ ان سه نفر درک میکنند که محلی برای ایشان موجود است وبا احترام برهم سوار میگردند. کلی اگر یک محل نشستن وسه مسافر باشد این امکان وجود داردکه با توجه به بعد مسافت و غیره یکی یا هر سه نفر سعی در پیش افتادن از همدیگر نمایند. در سال ها پیش در یک کشور خارجی اسیائی یک اروپائی را دیدم که به مردم ان کشور بد میگفت. ان شخص اطهار میکرد در سوار شده بر قطار همدیگر را هول میدهند وفشار می اورند. من میگفتم که کمبود است ولی از نظر رفتاری ادم های ارام وبا ادبی هستند. ایشان تائیید نمی کرد.پس از گذشت سالهائی بحران تحریم نفتی اعراب پیش امد وقطارهای زیر رمینی بسیار محدود شدند. در همان کشور اروپائی در ایستگاه قطار سه نفر در زیر دست وپا کشته شدند.من نشنیدم در ان کشور اسیائی انسانی در زیر دست وپا کشته شده باشد. بنظر من رفتار انسانها بایستی با امکاناتی که در اختیار انها قرار میگیرد اندازه گیری وسنجیده شود.این امکانات امکانات اقتصادی و خدماتی واجتماعی وهم چنین ازادیهای رفتاری است. بعنوان مثال در امریکا شمار زندانیان در محدوده ۹۰۰ نفر بر هزار است. ولی با بودن ا مکانات اقتصادی عوامل دیگری باعث این زیادی زندانی است. از جمله ازادیهای رفتاری وکنترل وبرخورد با خلافهای مواجه شده. بنظر من در ایران خلافها وکج رفتاریها را در عوامل ذیل میتوان تعیین کرد.
ا- نبود امکانات اقتصادی واجتماعی با توجه به رشد جمعیت.
۲-شهر نشینی واستفاده از تولیدات صنعتی گسترش یافته مانند اتومبیل و وسائل ارتباط جمعی مانند تلویزیون و... بدون اموزش های لازم.
۳- فقدان بهینه کردن سیستم های خدمات رسانی و خدمات خواهی. شما در ایران بدون مراجعه بسیار مکررنمی توانی خدماتی را بخواهید ویا انتظار داشته باشید. نمونه انها بانک ها در ایران هستند. مردم از سروکول هم بالا میروند با انکه کمتر از ۲۰ در صد مردم صاحب حساب بانکی اند.
۴-با توجه به رشد جمعیت و شرایط جدید مذهب بازدارنده ضعیفی تبدیل شده است. ظمن انکه اموزش هم مناسب نبوده است.
۵- فشارها و برخوردهای گروههای سیاسی وعوامل خارجی متخاصم. اصولا زمانی که گروههای سیاسی متخاصم در جامعه ای رشد کند نظم اجتماعی تحت تاثیر قرار می گیرد.
بلا توجه به شرایط بالا ایران شرایط بسیار نامطلوب نداردگر چه میتواند بسیار بهتر باشد.
۵ تیر ۱۳۸۷ ۹:۰۲ بֽظֽ | Reply
هدایت اشتری :
گاهی طولانی کردن جوابیه برای ماست مالی کرده یک حقیقت است. فرضا کسی میگوید آقا میگویند شما سهامدار درامد آستان قدس هستید.ایشان تاریخچه آستان قدس را به تحریر میکشد وبعد خود دراین کش کشیدن قایم اما یک مرتبه نه تنها دم خروس بلکه تاج ان را به سهو یا به لطف قاصم الجبارین به نمایش میگذارد. دراین اعلامیه بلندبالای تکذیبیه اعتراف به امر تکذیبی هم عیان است که چه محتاج به بیان است. این اعتراف ازهمین تکذیبیه بیرون آمده که = اين مساله كه معدن متعلق به برادرزاده ايشان باشد به خود وي مربوط است و اموال و كارهاي فرزندان، برادرها و برادرزادههاي ايشان، به خود آنها مربوط است=
----------------------------------------------------------
توضیحات دفتر آيتالله خزعلي،درباره اموال او سایت عصرایران
هر كس كه مدركي دال بر وجود سهمي از وي در خاك سرخ بياورد اين آپارتمان را نيز به او هديه خواهند داد. از ديد ايشان هميشه بايد با مفاسد اقتصادي مبارزه كرد و ايشان نيز هميشه اين كار را كردند زيرا اين موارد ميتواند به انقلاب زيان جبرانناپذير وارد كند.»
دفتر آيتالله خزعلي، كليه اطلاعات ارائه شده در رسانههاي مختلف و روزنامهها درباره ارتباط ايشان با اموالي درمنطقه معدن خاك سرخ را تكذيب كرد.
دفتر آيتالله خزعلي در پاسخ به برخي موارد مطروحه در برخي رسانهها درباره اموال وي به خبرنگار ايسنا گفت: «برخي رسانههاي غيررسمي ادعا كردند كه خريد خاك سرخ جزيره هرمز توسط محمدمهدي خزعلي برادزادهي آيتالله خزعلي صورت گرفته است و حتي ادعا كردهاند كه ايشان نيز از اين مساله سهمي دارد. دفتر آيتالله خزعلي صددرصد اين موضوع را تكذيب ميكند و ما اعتقاد داريم كه اگر اصول قانوني اساسي خصوصا درباره مسوولان اجرا ميشد، اين طور نبود كه افرادي، ادعا و دامن افراد پاكدامن را لكهدار كنند و مورد سوءاستفاده قرار دهند.»
دفتر خزعلي در ادامه ميافزايد:« درباره آيتالله خزعلي با قاطعيت به مردم، مسوولان و مراجع ذيربط اعلام ميكنيم كه در حال حاضر، وضع ايشان از قبل از انقلاب پايينتر است؛ ايشان درانقلاب نه تنها مال و ثروت نيندوخته بلكه كمتر شده است. قبل از انقلاب ايشان خانهي 700 متري داشتند و الان در هيچ جاي كشور جز يك آپارتمان هيچ اموالي ندارند و حتي ايشان در جلسهاي اظهار كردند هر كس كه مدركي دال بر وجود سهمي از وي در خاك سرخ بياورد اين آپارتمان را نيز به او هديه خواهند داد. از ديد ايشان هميشه بايد با مفاسد اقتصادي مبارزه كرد و ايشان نيز هميشه اين كار را كردند زيرا اين موارد ميتواند به انقلاب زيان جبرانناپذير وارد كند.»
دفتر آيتالله خزعلي در ادامه با اشاره به انتشار مقالهاي در يكي از روزنامهها مبني بر ارتباط وي با پرونده پاليزدار اعلام كرد: «در مقالهاي مطرح شده كه اگر معدني هم باشد ايشان حتما براي فقرا خواستهاند، در صورتي كه ايشان يكهزارم هم در آن سهمي ندارد كه براي فقرا بخواهد و اين مساله صددرصد انكار ميشود. ايشان حتي محتاطانه از وجوهات و سهم امام نيز استفاده نميكنند.
آيتالله خزعلي با اين شرايط خدمت ميكنند و در جاهاي مختلف مجلس خبرگان و دروس حوزوي در قم و اصفهان، درسن 83 سالگي خدمت ميكنند و اين بايد الگويي باشد كه قبل از انقلاب سطح زندگيشان بالاتر از اكنون بوده است؛ اين مساله كه معدن متعلق به برادرزاده ايشان باشد به خود وي مربوط است و اموال و كارهاي فرزندان، برادرها و برادرزادههاي ايشان، به خود آنها مربوط است و دستگاه قضايي بايد با تحقيقاتش، حقيقت را ثابت كند. خراب كردن ذهن مردم نسبت به ايشان خيانت به انقلاب است.
۵ تیر ۱۳۸۷ ۹:۲۶ بֽظֽ | Reply
دکتر هوشنگ امیراحمدی :
دکتر هوشنگ امیراحمدی
زمان برای حرکتی بزرگ جهت جلب اعتماد
در حالی که هر دو جناح [در حاکمیت ایران] بر حق ایران در مورد غنیسازی اورانیوم تاکید دارند، جناحی که خواهان عادی سازی است بدنبال یک مصالحه است، در حالی که تندرویان بدنبال یک معامله بزرگ هستند تا سیاستهای هستهای خود را تغییر بدهند. آمریکا با این گروه دوم است که باید در آینده به معامله بنشیند.
....................................................................
عبدي:
اينها بيشتر خيالات است تا واقعيت.
۵ تیر ۱۳۸۷ ۹:۳۳ بֽظֽ | Reply
آریا :
با اجازه تان می خواهم یک عامل بسیار مهم دیگر را به عواملی که شما برای بروز بحران اخلاقی شمردید اضافه کنم، که "آموزش" است.
روشن است که همه خانواده، مدرسه و رسانه ها-به ویژه تلویزیون (محصول های دیداری و شنیداری به طور عام) را کانون های اصلی آموزش در اجتماع بدانیم. به راستی هر یک از این کانون ها سهم شان را در فضای پس از انقلاب چه گونه انجام داده اند؟ بررسی این نقش ها در توان من نیست. اما به روشنی می توان تصوری از آن چه هر یک از این عوامل انجام می دهند به دست آورد. تلویزیون ایران -که قرار بود دانشگاه باشد (البته قرار بود زندان ها هم دانشگاه باشند) جز چند مورد انگشت شمار در این سال ها تنها ظاهرپرستی و ریاکاری و خرافات را "تبلیغ" کرده است. وضع مدرسه ها که گفتن ندارد. حتا یک بار نشنیدم که در مدرسه ها "اخلاق اجتماعی" و آداب زنده گی را به بچه ها بیاموزند. در عوض متخصص از قم می آورند تا آخرین یافته های تحقیقاتی در مورد حفظ قرآن را -که عبارت است از در آوردن حرکات عجیب و غریب در حال خواندن آن- به معلم ها آموزش بدهند (این شوخی نیست، واقعیت است).
خانواده ها هم وضع بهتری ندارند، خانواده ها توسط بزرگ سالان همین اجتماعی اداره می شود که مرد جا افتاده ی محترم کهن سالش سر را از پنجره ی ماشین بیرون می آورد و ... ؛ اگرچه به عقیده ی من همان درصدهای پایینی هم که از اخلاق هنوز باقی مانده مربوط به معدود خانواده ها است.
هر کدام این ها باید موضوع پژوهش های مفصلی باشد.
ممکن است روزی "به سوی" بهبود اخلاق حرکت کنیم؟
۵ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۵۱ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
با سلام جناب عبدی!
این نوشتار را به مناسبت اتفاقات اخیر نگاشته بودم و پس از خواندن مقاله تفصیلی و مستند خوب شما فکر کردم آنرا بعنوان کامنتی بر نوشته شما بیفزایم . امید وارم قابل درج و استفاده باشد.
ناپایداری اخلاق اعتقادی و رویندگی اخلاق مدنی!
امروز رادیو سوئد گزارشی به نقل از یکی از انستیتوهای بین المللی را، در باره گسترش فساد و رشوه خواری در روسیه پخش کرد که برای ما ایرانیان دانستن آن بسیار آموزنده است. برابر این گزارش؛ برغم وعده ائی که ولادیمیر پوتین در آستانه ریاست جمهوریش برای مبارزه با فساد و رشوه خواری داده بود، روسیه امروزه به لحاظ دامنه فساد و رشوه خواری درسطح رشوه ائی ترکشورهای های آفریقائی است.
برابر این رپرتاژ دامنه رشوه خواری در این کشور چنان است که، من شنونده ئی را هم که میدانست روسیه مافیا زده است، حیرت زده کرد.
من تا بحال، در آمد سر انه، مصرف سرانه و... شنیده بودم ولی اصطلاح سرانه رشوه دهی نشنیده بودم. طبق این گزارش مبلغ سرانه رشوه در روسیه چیزی 1300 است( یادم نیست دلار یا کرون). تمام سیستم خدمات بهداشتی و پزشکی و آموزشی کشور رشوه زده است. تمام سیستم آموزشی شامل پذیرش در دانشگاه ها و مدارس عالی با رشوه میچرخد. رسواترین دانشگاه روسیه دانشگاه گروژنی ( چچن) است که مدرک تحصیلی آن کاملاً اعتبارش را از دست داده است. برای عمل جراحی( مثلاً آپاندیس ) پرسیده میشود اگر عمل با این نخ جراحی باشد رشوه این و اگر با آن نخ جراحی باشد رشوه آن میشود. برای شروع هر فعالیتی و گرفتن هرکاری و گشایش حساب در هر بانکی صدورجواز دفن مرده و ثبت تولد نوزاد، نمره و معاینه ماشین و... همه چیز باید رشوه پرداخت. گزارشگر، وعده رئیس جمهور جدید برای مبارزه با فساد و تصویه دستگاه قضائی را با چند دانشجوی رشته قضا و حقوق در میان میگذارد و نظرشان را راجع به اینکه، این وعده رئیس جمهورجدید چقدر میتواند جدی باشد جویا میشود، یکی از دانشجویان مخاطب با خنده پاسخ میدهد که: ما که فردا باید نسل جدید قضات را تشکیل دهیم هریک، برای ورود به دانشگاه کلی حق و حساب داده ایم، خودتان بقیه ماجرا را درک کنید.
به ظاهر، و برای ما که چشم و گوشمان از این روایات تلخ از پُر هم پُر تر است، شاید چیز تازه ائی در این رپرتاژ نباشد.
ولی تقارن رویدادهای اخیر در کشورمان، سماجت پر رویانه رابرت موگابه درچسبیدن به قدرت و به هرقیمت در زیمبابو مرا به سمت و سوی یک نتیجه گیری نظری راند که هرچند خام است ولی ارزش طرح دارد.
ـــــــــــ
اخلاق بخشی یا وجهی از متافیزیک برخاسته از هستی انسانی است. اخلاق و کد های آن ریشه در دین، از آغازین ترین فرم آن یعنی طبیعت خدائی گله های انسانی اولیه تا ادیان متاخر توحیدی دارد. در این رابطه اخلاق بازتابی است از نیاز جوامع انسانی به وجود موازینی قراردادی که حاکم بر رفتار بین افراد باهم وبین آنها با اجتماعشان باشد. البته نه قراردادی مدون بلکه نانوشته. طبیعی است این موازین و کد های اخلاقی لزوما از آسمان نیامده اند بلکه زائیده نیاز های واقعی و باز تاب روابط واقعی افراد و گروه های اجتماعی بوده اند.
امیل دورکهیم فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی، در کل، به دو گونه اخلاق معتقد بود یکی اخلاق مکانیکی و یکی دینامیکی. اخلاق مکانیکی همان است که باید و نباید ها و موازینش را از دین و آئین های سنتی قومی ، قبیله ائی و یا خانوادگی دنیای پیش مدرن گرفته است حال آنکه اخلاق دینامیک برخاسته از مناسبات انسان های مدرن و آگاه در جهان مدرن است که انسان تربیتاً ، عادتاً و داینامیکال خود را در ارتباط اجتماعی و بخش ارگانیک آن میبیند و میداند. در این جایگاه اخلاق فردی* در انطباق با جمع و جامعه است زیرا فرد خود را جزء خانواده بزرگ میلیونی و میلیاردی میبیند.
امر و نهی دینی و یا سنت قومی و خانوادگی و وعده بهشت و ترس از دوزخ و یا جریمه پلیس و جایزه دیگران نیست که رفتار اخلاقی آدم را تعین میکند. در این نوع اخلاق، اخلاق، یک فرمان درون زا و همزاد انسان است.**
بهر روی، آنچه در جوامع مدرن غربی، در این زمینه، روی داده این بوده است که این جوامع آرام آرام در گذار خود از سنت به مدرنیته اخلاق کهن را یا با اخلاق مدرن ترکیب کردند و یا آنرا جایگزین کردند و یا خوب های گذشته را در قالب نو قالب ریزی کردند. این گذار به آنها کمک کرد که ازگذشته به آینده پل بزنند. ایدئو لوژیهای سیاسی و اندیشه های گوناگون فلسفی هم در فضای باز سیاسی ـ اجتماعی با پراتیک زندگی در آمیختند و به نوبه خود به این صعود کیفی اخلاقی کمک کردند. سکولاریزه شدن دین و دستگاه دینی و بویژه شفافیت در آن، از کپک زدگی این دستگاه کهن معنوی و اخلاقی نیز جلو گیری کرد.
در آنسوی این جهان مدرن،جوامعی که از فیلتر های ایدئولوژیکی، اعتقادی، یا آرمانزدگی و ضد غربگرائی کور گذشتند کردند، در سراب تناقضات دنیای اوهامی خود با جهان واقعی، ارزشها و باور های اخلاقی خود را به مصرف رساندند. جنبشهای سیاسی که بنام آزادی، بنام عدالت و بنام استقلال از خود فلسفه اخلاق و ارزشهای اخلاقی آفریدند که در واقع امر آفرینشی در کار نبود بلکه اخلاق کهن را به جامه سیاسی و یا ایدئو لوژیک خود در آوردند و خود به متولی معنویات و اخلاق و نماد آن در سطح سیاسی و اجتماعی تبدیل شدند با این مدل سازیها و متولیگریهای اخلاقی آتش به همه باور ها زدند. تاهنگامیکه نظام اخلاقی تحت تأثیر متولیان دینی و یا ایدئولوژیکی قرار نگرفته بودند، این نظامات اخلاقی کهن این شانس را داشتند تا مثل جوامع غربی و مدل های مشابه، به آهستگی خود را با نظم مدرن و اخلاقیات برآمده از آن وفق دهند ولی جنبشهای ایدئولوژیک (کمونیستی و ناسیونالیسم جهان سومی و سرانجام دینی)، خواسته یا ناخواسته ـ بخاطر بسیجیدن مردم و یا بخاطر پالایش آنان، در مقام پیامبران جدید ظاهر شدند و احساسات، عواطف و وظیفه مندی اخلاقی کهن مردم را به محرکه جنبش سیاسی خود تبدیل کردند. فاجعه در آنجا روی داد که همه این ارزشهای تاریخی ، اخلاقی و... در استفاده هائی ابزاری اثربخشی ، قداست ، اقتدارِ کهن خود را از دست دادند و با این وارفتگی خود، انسان ایدئولوژی زده را در برهوت خشکِ تهی شدگی از نظام ارزشی وانهادند.
جامعه روس که زمانی هیچ از انگلیس کم نداشت؛ طی هفتاد سال حکومت دروغ، دروغی که خودِ دروغ گویان را اول از همه فریفته بود، به ورطه خلاء اخلاقی در غلطید. فاجعه فرو پاشی اخلاقی به اینجا ختم نمیشود، چون اخلاقیات مدرن از شکم اخلاق کهن زاده شده و از آن فرامیروید لذا، یک زهدان چرکین و عفونی نمیتواند نطفه ائی سالم در خود بپروراند. رهبران کمونیست شوروی آنچه را در این زمینه وجود داشت سوزاندند و سرانجام با نکبت زدگی و نکبت آفرینی خود سوختند. و با خود، همه آن ارزشهای از دل تاریخ برخاسته ائی را هم که، تنظیم کننده و نگاهبان ناپیدای هنجار های اخلاقی و رفتاری احاد مردم بود خاکستر کردند. متأسفانه، مادر تاریخ بسیاری پدیده ها و ازجمله ارزشهای والای اخلاقی را دو بار نمیزاید. هر ایمان سوخته ائی ( چه زمینی و چه آسمانی) چون سمی است که در شریان فرهنگی جامعه جریان میابد و علاج آن اگر غیر ممکن نباشد ، مثل علاج آلودگیهای زیست محیطی ، بسیار دشوار است زیرا تا ابد اثر ارثی خود را بر روحیات و رفتار اجتماعی مردم باقی میگذارد.
هستند کسانی که به نحو عکس العملی( رفلکسیو) در برابر یک چنین تباهیی رویکردی گذشته گرا اتخاذ میکنند ولی این راه نیز کجراهه ائی بد تر از اول است.
پدیده امروز روس، به نکبت افتادگی موگابه و فساد اکثردولت های بر آمده از انقلابات ضد استعماری، ضد امپریالیستی و یا جنبشهائی که روزی با پرچم آزادی و حرمت انسانی به میدان آمدند ، موضوع آسیب شناسی اخلاقی پدید های تاریخی مشابه ای هستند . در مرکز این آسیب شناسی استفاده ابزاری از اعتقادات مردم و یا باور آفرینی های دروغین و نامنطبق با فرایندهای واقعی زندگی قرار دارد. فرجام این کار باورکُشی و اعتماد سوزی مردم نسبت به رهبری معنوی، سیاسی و... بنیاد های اخلاقی و هنجار های رفتاری جامعه خویش است. در این زمینه بنظر من زیاد میتوان نوشت و گفت. ولی فکر میکنم اهل خرد را مختصر کافیست.
•
• Individual morality *
امیل دورکیم در مورد این عبارت بظاهر ساده فوق نظریه مفصلی دارد که بسی فرا تر از معنای ساده ظاهری آنان است.
categoricag imprativ **
این اصطلاح از کانت است و در مورد اخلاق و فلسفه اخلاق. در آنجا که کد های اخلاقی بخشی از ذات رفتار آدمی میشود و نامشروط.
۶ تیر ۱۳۸۷ ۰:۱۵ قֽظֽ | Reply
:
یکی از شاهکارهای آقای ذوالنور از فرماندهان روحانی سپاه، نقل قولی بود که وی از آیت الله حسن زاده آملی کرده بود. وی ادعا کرده بود که آقای حسن زاده در یک همایش گفته اند که آقای خامنه ای از لبان مبارک امام زمان دستور می گیرد و همه اقداماتش به دستور ولی عصر است! این خبر را آن روزها در تیراژ وسیعی منتشر کرده بودند، به گونه ای که تبدیل به یک خبر متواتر و قطعی شده بود! یک سال بعد از انتشار این خبر، آقای حسن زاده را رو به روی حرم دیدم که از من خواست تا در رد شدن از خیابان کمکش کنم. پس از رد شدن از خیابان فرصت را غنیمت شمرده و با اینکه در قطعیت ادعای ذوالنور تردید نداشتم، از خود آیت الله حسن زاده موضوع را جویا شدم. ایشان بلافاصله با ناراحتی و عصبانیتی عجیب، مسأله را تکذیب کردند و گفتند که برای تکذیب این نقل قول، تا دفتر کار ذوالنور هم رفته اند. دفتر وی در پادگانی در حاشیه غربی قم قرار داشت. آقای حسن زاده حتی اسم آقای ذوالنور را هم به اشتباه، ذوالقدر گفت که من یادآور شدم اسم این فرد، ذوالنور است که با تأیید علامه مواجه شد. ایشان گفت که شبانه به محل کار ذوالنور رفته و او را بازخواست کرده که من کجا چنین سخن و ادعایی کرده ام؟! پاسخ ذوالنور شنیدنی بوده است! وی به علامه حسن زاده گفته که ما نوار این سخنرانی شما را داریم!!؟ آقای حسن زاده که با عصبانیت و دلخوری زاید الوصفی برایم سخن می گفت، حرف جالبی هم زد که این روزها کارکرد فراوانی دارد! ایشان گفت که مگر می شود کسی با این ادعاها (ارتباط با امام زمان) بالا برود؟! مگر ارزش انسان به این چیزهاست؟! بعدها از یکی از سربازانی که در پادگان تیپ امام صادق خدمت می کرد، شنیدم که آقای حسن زاده، بنده خدا با آن سن و سالش شبانه به این پادگان رفته و با عصایش به در می زده و در محوطه پادگان بر سر جناب ذوالنور داد می زده و به شدت عصبی بوده است
۶ تیر ۱۳۸۷ ۱:۱۷ قֽظֽ | Reply
:
تصمیم جدید اتحادیه اروپا مبنی بر بلوکه کردن بانک ملی ایران در سه کشور اروپایی آلمان وانگلستان وفرانسه مایه لو رفتن بی دانشی مسئولین این بانک عظیم الجثه شده است. بدنبال اظهار فضل رئیس بانک ملی ایران درآلمان حال رئیس همین بانک در انگلستان فضل پراکنی کرده است. ایشان چنان به منطق پرمصرف داخلی خود اعتقاد دارد که بدون توجه به حدود قانونی اظهار نظر ازسوی مدیرکل این بانک مستقر درتهران دارد برای وزارت دارایی بریتانیا خط ونشان میکشد. سایت بازتاب این فضل پراکنی هارا درج اما خیلی زیرکانه زیرآب این خطیب لندن نشین را هم زده که بانک ملی لندن با اینکه بانکی مستقل و ثبت شده در لندن است، در سایت اینترنتی اش خود را بانکی معرفی کرده که در مالکیت کامل بانک ملی ایران قرار دارد. بادقت این خبررا ملاحظه فرمایید. جالب اینجاست که خود این رئیس را بانک دولتی ملی ایران درتهران انتخاب میکند.
----------------------------------------------------------------
بانک ملی لندن به دادگاه شکایت می کند
بانک ملی لندن اعلام کرد که نسبت به تصمیم وزارت دارایی بریتانیا، مبنی بر تحریم این بانک و مسدود کردن داراییهایش، به دادگاههای لندن و اتحادیه اروپا شکایت می کند.
وزارت خزانه داری بریتانیا در چارچوب سیاست اتحادیه اروپا در شدت بخشیدن به تحریم ایران، بانک ملی لندن را مورد تحریم قرار داده و دیروز (سه شنبه) طی اطلاعیه ای به این بانک ابلاغ کرده که داراییها و حسابهایش در لندن و همچنین در شعبه خارجی این بانک در هنگ کنگ را مسدود کرده است.
به گزارش بي بي سي: بانک ملی لندن به عنوان شعبه ای از بانک ملی ایران مورد تحریم قرار گرفته اما این بانک طی بیانیه ای اعلام کرده که مستقل از بانک ملی ایران است و در لندن به ثبت رسیده و از این رو، تحریمی که به بانک ملی ایران اعمال شده نباید شامل بانک ملی لندن شود.
بانک ملی لندن که با عنوان ملی بنک پی ال سی (Melli Bank PLC) در بریتانیا به ثبت رسیده در بیانیه خود تأکید کرده که تاکنون تحت نظارت نهاد خدمات مالی بریتانیا فعالیت کرده و خواستار توضیح فوری مسئولان اتحادیه اروپاست که چرا تحریم بانک ملی ایران، شامل این بانک هم شده است.
بانک ملی لندن با اینکه بانکی مستقل و ثبت شده در لندن است، در سایت اینترنتی اش خود را بانکی معرفی کرده که در مالکیت کامل بانک ملی ایران قرار دارد.
بانک ملی ایران از سالها پیش در محله سیتی لندن که قلب تجاری این شهر به شمار می رود دو شعبه داشت و از سال 1967 نیز شعبه دیگری در محله کنزینگتون لندن افتتاح کرد.
از ژانویه 2002 داراییهای این بانکها به بانک ملی لندن که در لندن به ثبت رسیده بود انتقال یافت که نه به عنوان شعبه ای از بانک ملی ایران، بلکه به عنوان بانکی مستقل فعالیت خود را آغاز کرد.
این بانک در آوریل 2006 شعبه ای هم در هنگ کنگ افتتاح کرد.
۶ تیر ۱۳۸۷ ۱:۲۶ قֽظֽ | Reply
شفاف ترین هشدار ایران به غرب در مورد برنامه اتمی :
شفاف ترین هشدار ایران به غرب در مورد برنامه اتمی
در پی اعمال تحریم های تازه از سوی اتحادیه اروپا بر ایران، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی با عباراتی صریح به غرب هشدار داده است که اگر روش کنونی خود را ادامه دهد به زودی مقابل "عمل انجام شده" قرار خواهد گرفت.
۶ تیر ۱۳۸۷ ۳:۳۶ قֽظֽ | Reply
اعتراض شديد انجمن دفاع از آزادي مطبوعات :
اعتراض شديد انجمن دفاع از آزادي مطبوعات
به تشديد فشارها عليه آزادي قلم و مطبوعات با تهديد انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران
در جديدترين اقدام عليه سازمان هاي غيردولتي و نهادهاي مدني، و در راستاي تشديد فشارهاي عليه آزادي مطبوعات، وزارت كار و امور اجتماعي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران را واجد شرايط انحلال دانسته است. مسئولان اين وزارتخانه در حالي يكي از بزرگترين و فراگيرترين تشكل هاي صفي ايران را به انحلال و جلوگيري از برگزاري مجمع عمومي و انتخابات تهديد كرده اند كه پيش از اين ديگر بخش هاي حكومت نيز بارها آزادي بيان و قلم،ا از جمله با توقيف و تعطيل نشريات مستقل و منتقد و نيز با احضار و بازداشت روزنامه نگاران، به اشكال گوناگون مورد تحديد قرار داده بوده اند.
۶ تیر ۱۳۸۷ ۵:۴۵ قֽظֽ | Reply
سيد عليرضا :
سلام جناب عبدي عزيز
حتي با نگاهي سر دستي به افشاگري بازي هاي دست و پا شكسته و آبكي اخير هم ميتوان به صحت الناس علي دين ملوكهم آفرين گفت
و نگران عوارض بيشتر و بدتر غوز پيشنماز بود!!!
دعا كنيم پس از گذشتن اين باد هاي مسموم از سر مردم بينوايمان اثري از تاك و تاك نشان و نماز بماند
دعا گوي شما
سيد عليرضا
۶ تیر ۱۳۸۷ ۵:۵۸ قֽظֽ | Reply
چرا دولت خواهان انحلال انجمن صنفی روزنامه نگاران است :
انحلال غیرقانونی
چرا دولت خواهان انحلال انجمن صنفی روزنامه نگاران است
بنابر قانون، وزارت کار و امور اجتماعی نمی تواند یکسره حکم به انحلال انجمنهای صنفی دهد و تنها می تواند در صورت تشخیص نقض قانون، به دادگاه شکایت ببرد تا دادگاه حکم لازم را صادر کند.
با این حساب، آنچه در نامه وزارت کار آمده، در مرحله فعلی تنها در حد خواسته وزارت کار محسوب می شود اما همین خواسته هم به نظر بدرالسادات مفیدی، دبیر انجمن صنفی، غیرقانونی است.
او میگوید: "وزارت کار حق ندارد از حکم دیوان عدالت اداری نتیجه بگیرد که انجمن را باید منحل کرد".
خانم مفیدی که از روزنامه نگاران باسابقه است و در روزنامه سلام کار می کرده، ادامه می دهد: "فشارها بر انجمن صنفی در دوران احمدی نژاد افزایش چشمگیری داشته است، در این چند سال اخیر، انجمن به شیوه های مختلف محدود شده است و این رفتارهای اخیر نشان می دهد که مسئله، سیاسی است".
در دوره ریاست جمهوری خاتمی، انجمن تا حدی فعالیتهای مؤثری داشت: برگزاری جشنواره مطبوعات، طرح طبقه بندی شغلی که حقوق روزنامه نگاران در قبال کارفرمایان را قانونمند می کرد و بیمه خبرنگاران از جمله کارهای مهم انجمن بود اما با شکلگیری دولت احمدی نژاد، وزارتخانه های مختلف تمامی این فعالیتها را ممنوع و متوقف کردند
به گفته بدرالسادات مفیدی، "مشکل" وزارت کار این است که هیئت مدیره انجمن صنفی از هواداران دولت نیستند و اگر تعدادی از محافظه کاران به هیئت مدیره راه پیدا می کردند این مشکل به وجود نمی آمد.
او می گوید: "اعضای انجمن درباره این اظهارنظر وزارت کار و اکنش نشان خواهند داد؛ با شکایت دوباره به دیوان عدالت اداری و انتشار بیانیه و کنفرانس مطبوعاتی".
۶ تیر ۱۳۸۷ ۸:۴۶ قֽظֽ | Reply
امیر :
اینکه درمطالب قبلی گفته بودید "جامعه ایران در حال فروپاشی است" با توجه به نتایج این گونه نظرسنجی ها بوده است؟ یا باز هم هست؟
..... ..............................................................
عبدي:
با يادداشتهاي مربوط مراجعه شود.
۶ تیر ۱۳۸۷ ۹:۰۰ قֽظֽ | Reply
خبیب-ف :
دولت سوئد قانون کنترل سمعی وبصری ( بخاطر مبارزه با تروریسم)ازمجلس گذراند.مخالف حتا در صفوف خودی لیبرالها،مدارتها وو، بخاطر پایمال شدن حقوق فردی زیادبود.دولت درآخر بابستن تبصره به جلو وعقب منظورش راعملی کرد. در بحث صبح امروز تلویزیون درجواب سئوال گوینده تلویزیون که چطور می شود آدمهایی که سالها دراحزاب لیبرال وو ... بقیه مدعی دفاع از حقوق فردی بودند به قانونی که حقوق فردی را محترم نمی شماردرای می دهند
جواب خبرنگاربسیارساده وجالب بود.
آدمها دارای آرمان وعقید هستند. اما وقتیکه بقدرت می رسند دولت تشکیل می دهند مسائل جابه جا می شوند دفاع از قدرت و دولت الویت پیدا می کند.
۶ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۰۹ قֽظֽ | Reply
شهروند آینده :
آن چنان که نوشته آقای سحرخیز نشان می دهد آقای عبدالله نوری برای پذیرفتن نامزدی انتخابات دو شرط برای اصلاح طلبان گذاشته : "اول اينكه اصلاح طلبان پيگير و پيشرو در شرايط عدم حضور خاتمي بر روي نامزدي او به توافق گسترده برسند و دوم اينكه در صورت رد صلاحيتش اين گروه ها قاطعانه و علني شركت در انتخابات رياست جمهوري را منتفي بدانند."
امیدوارم اصلاح طلبان شرایط حداقلی مورد نظر ایشان را تامین کنند. آن چه ایشان خواسته از نظر من کاملا قابل برآورده ساختن است ( به یادداریم اقای موسوی یک شبکه تلویزیونی و فرماندهی نیروهای انتظامی را می خواست که اصلا ممکن نبود) از آن گذشته؛ وقتی طرف مقابل رادیکال ترین چهره خودش را برای ریاست جمهوری در صحنه دارد؛ دلیلی ندارد که ما چهره هایی را کاندید کنیم که نه تصویر و تصور روشنی از اصلاحات در ذهنشان است؛ نه در پای بندی به همان باور خویش؛ عزم و اراده محکمی دارند. اعلام هر چه زودتر نامزدی ایشان به هواداران شان کمک می کند هر چه زودتر فعالیت های خویش را آغاز کرده و سامان دهند.
من فکر می کنم در دور بعد ما نسبت به دوره نهم مشکلات کمتری داریم. از نظر من رای دهندگان (عام) به کروبی و احمدی نژاد؛ از نظر معیشت و معرفت در یک سطح به سر می برند و از این رو کروبی؛ حتی اگر هم کاندید شود؛ رقیب احمدی نژاد است – نه رقیب نوری - و آرای طرفداران ریزش کرده او را جمع می کند. نوری می تواند با این شعار در صحنه حاضر شود: رای به من؛ رای به اصلاح ساختاری نظام است به روایت من ؛ و رای به دیگران؛ رای به وضع موجود نظام است. بدیهی است که پس از رای آوردن احتمالی نوری در شرایط خاص؛ از او توقع می رود آماده پرداخت هر هزینه ای باشد و صرفا و قاطعانه به پیاده سازی اهدافش بپردازد. این هزینه ها که توسط نوری و حامیانش پرداخت خواهد شد به مراتب از انقلاب کم هزینه تر است و از این رو قابل توجیه می باشد. ورود به صحنه ایشان یک مبارزه تمام عیار است. نوری می تواند به عنوان کاندید منتخب مردم هر کاری که لازم است انجام دهد تا از وقوع دو چیز جلوگیری کند: جنگ و انقلاب.
خاطر نشان می کنم اگر به هر دلیل احزاب اصلاح طلب قادر به اخذ موافقت ایشان برای حضور در صحنه نشوند و بخواهند با کاندید دیگری در انتخابات شرکت کنند؛ باید قید "همراه شدن عزیزها" را بزنند. "عزیز"ها از پیش تصمیم شان را گرفته اند!
لینک نوشته آقای سحر خیز با عنوان يك، هيچ يا بيشتر؟
http://www.roozonline.com/archives/2008/06/post_7934.php
۶ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۲۴ قֽظֽ | Reply
ددت :
آقای عبدی . در پاسخ به سوال من که چرا در خرداد 85 مقارن حوادث آذربایجان بایگانی ندارید جوابی دادید که به اعتراف خودتان تنها برای تبرئه ی شما نزد برخی خوانندگان شتابزده مناسب بود.
با این حال مایلم بدانم به نظر شما برای حل مسئله ی اقوام در ایران راه حل چیست؟
۶ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۳۷ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
همواره در اين فكر بوده ام كه از جناب اقاي حبيب-ت بخاطر كامنتهاي ارزشمندشان سپاسگزاري نمايم!كم نيستند كامنتهاي ايشان كه هر كدام به تنهائي يك متن مستقل محسوب مي شوند و بر بهرهء خواننده مي افزايند.
۶ تیر ۱۳۸۷ ۰:۲۱ بֽظֽ | Reply
فاضل قاسمفام :
با سلام خدمت جناب عبدي و دوستان گرامي!
اينكه منابع ديني و روحانيان جايگاه الگودهي اخلاقي پيشين را از دست دادهاند، حرف صحيحي است و در تبيين علل آن، علاوه بر سياسي شدن و آغشتگي / ادغام روحانيت به/ در قدرت، ميتوان از تأثير " گسترس روحيه تعبدگريزي و رشد عقلانيت" هم نام برد:
1. روحانيت با حضور در بطن سياست نه تنها وجه الگويي خود را به شدت كاهش داده است، بلكه به نظر ميآيد كم كم موضوعيت خود را نيز از دست مي دهد. توجه داشته باشيم كه زماني ميشد روحانيت را "مورد اشاره و خطاب" قرار داد، زماني روحانيت يك جايگاه و موضع خاص داشت، حوزة فعاليت روحانيت قابل اشاره و تفكيك بود. اما اكنون روحانيت با ادغام در سياست و گسترس در سويههاي متنوع و متكثر آن به موجودي بيمكان و بيزمان و بيتعين و بي شكل تبديل شده است. (مردم كوتاهي در جمعآوري زباله هاي محلهشان تا چرايي تحريم بانكملي و خسارات وارده بر كسب و كار و ... را از چشم روحانيت ميبينند.)
بعيد ميدانم اين شرايط مطلوب فرض گردد. در واقع اگر عميق تر به قضييه نگاه كنيم، ملاحظه ميكنيم كه حضور فراگير و گسترده روحانيت به نحو متضادي عمل كرده است. اكنون روحانيت همه جا هست اما هيچ جا نيست. در واقع روحانيت دچار نوعي "از جا دررفتگي" شده است.(البته منظورم روحانيت به عنوان يك نهاد با كاركردهاي خاص ديني و اخلاقي است و نه يك نهاد و حزب سياسي.)
2. نميدانم چقدر درست باشد اما به نظر ميآيد اساسا جايگاه و اهميت "الگو" و "اسوه" در ميان ما تضعيف شده است. اين وضعيت علاوه بر "سياسي شدن منبع و الگوهاي ديني"، ناشي از گسترس روحيه تعبدگريزي و رشد فردگرايي و عقلانيت است. الان مسأله درك شخصي و قابل فهم بودن امور اخلاقي براي جوانان بسيار مهم است. نحوه تبيين معرفتي رفتارها بسيار اهميت يافته است، در اين جهت هم البته نهادهايي كه خود را متولي اخلاق مردم ميدانند، نتوانستهاند تبيين مقبولي براي بسياري از هنجارهاي اخلاقي در شرايط و وضعيت حاضر ارائه دهند.
با تشكر
..............................................................
عبدي:
همينطور است.اختلال كاركردي در نهاد روحانيت نقش مهمي را در اين عرصه دارد.اختلالي كه در پي افشاگري هاي اخير حتي در روزنامه كيهان هم به آن اعتراف شد.
۶ تیر ۱۳۸۷ ۰:۵۸ بֽظֽ | Reply
رامين :
آقاي عبدي ايكاش كه نسل شما بجاي خواندن كتابهاي ماركس , انگلس, شريعتي و خلاصه اين قماش آدمها كتاب حافظ شيرازي را خوانده بود كه فجايع امروز را صدها سال پيش هشدار داده بود. من نميدانم نسل شما را چه شد. و لطفا نگوييد بخاطر استبداد شاه و مسئوليت خود را از مبرا گردانيد.
....................................................................
عبدي:
اين كه اين كتابها را بايد كنار گذاشت و كتاب حافظ را خواند حتما محل بحث است.اگر با خواندن كتاب حافظ دركي از اوضاع پيچيده امروز پيش مي آمد در اين صورت مردم ايران بايد به لحاظ پيش بيني سرآمد روزگار بودند كه ميليونها كتاب حافظ را در خانه دارند و مي خوانند.
اما مشكل خواندن آن كتابها نبود و اصولا مشكل خواندن هيچ كتابي نبود.كتب ماركس امروز هم خواندني و آموزنده است.مشكل اصلي اين بود كه اين كتابها در آن زمان خوانده نمي شد بلكه خورده مي شد و ميان خوردن و خواندن تفاوت است.شما چيزي را كه مي خوريد فرض بر خوب بودن و سالم بودنش داريد اما چيزي را كه مي خوانيد با اين فرض نيست. متاسفانه اين امر (يعني خوردن بجاي خواندن) هم محصول همان چيزي بود كه كه فرموده ايد نگويم. اگر نپذيرفتيد جواب دهيد.
۶ تیر ۱۳۸۷ ۹:۴۰ بֽظֽ | Reply
ر.ح :
مهندس عبدی عزیز با سلام خدمت شما و همه کامنت گذاران عزیزی که به سایت اینده غنا و تازه گی همیشگی میبخشند.
جناب حبیب ت به سهم خود از تحلیل علمی و مختصر و بسیار مفیدتان سپاسگزارم در یک جمله باید گفت حکومتهای ایدئولوزیک از هر نوع ان در قرن نوزده و بیست میلادی نتیجه ای جز تباهی برای خود و جامعه بشری نداشته اند!!!
موفق باشید
۶ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۳۹ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/834