سوم تير قابل پيش‌بيني بود

در تاريخ 30 خرداد 1384 نامه اي به همراه تحليل خود را به آقاي عطريانفر نوشتم و پيشنهاد انصراف آقاي هاشمي را به نفع نفر بعدي ارائه كردم .در انتهاي آن نامه نوشتم كه: "البته مي‌دانم كه كار از كار گذشته است." با اين حال اكنون كه 3 سال از آن نامه مي‌گذرد بهتر مي توان در باره آن رويداد قضاوت كرد.اين تحليل را مجددا منتشر مي كنم تا موضوع مهمي را يادآوري كنم.در برخي موارد امواجي مي‌آيند كه ايستادگي در برابر آن لزوما به معناي فعال بودن نيست چه بسا لازم است سر خود را پائين گرفت تا موج رد شود.ايستادگي در اين موارد جز فقدان عقلانيت نيست.دست بشر براي تحقق هر خواسته‌اي و در هر زماني لزوما باز نيست.بايد درايت و صبر را به هم عجين كرد تا از دل آن چيزي قابل قبول به دست آيد.



وضعيت بوجود آمده در 27 خرداد و قرار گرفتن آقاي هاشمي و احمدي‌نژاد در دور دوم حساسيت‌ها را براي پيش‌بيني نتايج انتخابات دوچندان كرده است. بدون اشاره به تحليل روند منجر به 27 خرداد، به نظر مي‌رسد كه هفته آينده پيروزي آقاي هاشمي چندان محتمل نيست و صرفاً در شرايط خاص اين هدف محقق خواهد شد، كه در ادامه به جوانب مختلف مساله اشاره مي‌شود.
1ـ آقاي هاشمي به دلايل خاص خودشان داراي راي نسبتاً ثابتي هستند، من چند ماه قبل در يك تحليل خودم نيز نوشته‌ام كه آراي آقاي هاشمي در طول ماه‌هاي آينده و تا روز انتخابات تغيير چنداني نخواهد كرد. زيرا آقاي هاشمي جزو شناخته‌شده‌ترين افراد نزد مردم است و آحاد جامعه كمابيش نگرش مشخصي نسبت به وي دارند كه اين نگرش عمدتاً با جهت‌گيري مثبت يا منفي است و انتظاري نمي‌رود كه در طول زمان كوتاه تغييري كند، و همانطور كه نتايج نشان داد، جايگاه وي در طول ماه‌ها برحسب نظرسنجي‌هاي مختلف و معتبر كمابيش حول و حوش 25-20 درصد بود كه البته به دلايل تفاوت‌هاي مذكور فعلاً كاري ندارم. اين مشخصه بعد از اين نيز وجود دارد، و آقاي هاشمي نمي‌تواند تغييري در آن حاصل كند.
2ـ افزايش آراي آقاي هاشمي مستلزم تحقق دو شرط است، اول اين كه مردم نسبت به احمدي‌نژاد نفرت پيدا كنند و او را خطري جدي براي جامعه بشمار آورند. و شرط دوم اين كه حاضر شوند براي خنثي كردن چنين خطري به آقاي هاشمي كه طبعاً مطابق راي مرحله اول مقبول آنان نيست راي دهند.
بدون ترديد اين دو شرط محقق مي‌شود، اما نه در ابعاد وسيعي كه موجب افزايش چشمگير و منجر به پيروزي در آراي آقاي هاشمي شود. زيرا نگرش اول فقط در ميان نخبگان فرهنگي و سياسي رايج است و مردم دركي مشابه آنان از آقاي احمدي‌نژاد ندارند و با توجه به فقدان پيشينه شناخته شده از وي، رواج چنين دركي نزد مردم در فرصت كوتاه موجود عملاً غيرممكن است.
اما شرط دوم نيز فراگير نمي‌شود، زيرا برخلاف اهل سياست و خردورزان كه حاضرند علايق و احساسات خود را در برابر منطق دودوتا چهارتا ناديده بگيرند، از مردم عادي بسيار سخت است انتظار راي دادن به كسي را داشت كه او را دوست ندارند، و از بغض ديگري به او راي بدهند. زيرا كساني كه به آقاي هاشمي در دور اول راي نداده‌اند، در حقيقت او را نفي كرده‌اند (در حالي كه اين مساله براي نامزدهاي ديگر چنين نيست)، چون نسبت به او موضع منفي داشته‌اند، و براي راي دادن به وي در مرحله دوم بايد موضع منفي‌تري نسبت به فرد رقيب وي پيدا كنند و همچنين حاضر شوند به كسي راي بدهند كه داراي موضع منفي نسبت به او هستند، و اين در نزد مردم عادي امري بعيد است.
3ـ مشكلات آقاي هاشمي با گروه‌هاي مختلف مردم كمابيش به قوت خود باقيست و امكان حل آنها با هدف كسب آرايشان كم است. آقاي هاشمي نزد كردها، آذري‌ها و اعراب و حتي اصفهاني‌ها داراي مساله است ـ‌به دلايل مختلف‌ـ در حالي كه آنان از اين حيث نسبت به احمدي‌نژاد چندان حساسيتي ندارند، در نتيجه آقاي هاشمي نمي‌تواند آراي آنان را از آن خود كند. نتايج مرحله اول معرف اين مساله است.
4ـ وضعيت احتمالي آراي مرحله دوم را مي‌توان بصورت تحليلي بدين صورت تقسيم‌بندي كرد:
الف‌ـ تعدادي از افراد تحريم كننده وارد ميدان شده و به آقاي هاشمي راي مي‌دهند، ولي به نظر نمي‌رسد آنها شامل تعداد قابل توجهي از تحريمي‌ها شوند كه كليت نظام را قبول ندارند، بعلاوه بسياري از تحريم‌كنندگان تصور نمي‌كنند كه منافع خاصي از آنان در صورت حضور احمدي‌نژاد تهديد شود، فقط اهل فرهنگ و فعاليت‌هاي فكري است كه خيلي حساس شده‌اند.
ب‌ـ آراي آقاي كروبي به احتمال زياد بدين‌صورت خواهد بود كه بخشي از آنان كنار مي‌كشند، بخشي كه احتمالاً كمتر است به آقاي هاشمي منتقل مي‌شود ـ‌فراموش نكنيم كه آقاي كروبي موضع ضد هاشمي داشته است‌ـ و بخش بيشتر آن براي احمدي‌نژاد است
ج‌ـ راي‌دهندگان به آقاي قاليباف احتمالاً برعكس آراي آقاي كروبي عمل خواهند كرد.
دـ آراي آقاي معين احتمالاً عموماً به حساب آقاي هاشمي واريز خواهد شد.
ه‌ـ آراي آقاي لاريجاني عمدتاً به حساب آقاي احمدي‌نژاد مي‌ريزد و بخشي نيز ريزش خواهد داشت و بخشي نيز به حساب آقاي هاشمي.
وـ آراي آقاي مهرعليزاده نيز به دليل قومي بودن عمده آرا، به احتمال زياد مانند آراي آقاي كروبي توزيع خواهد شد و سهم بيشتري به آقاي احمدي‌نژاد خواهد رسيد.
زـ آراي مرحله اول آقاي هاشمي احتمالاً به دليل عدم شركت اندكي ريزش خواهد داشت، در حالي كه آراي احمدي‌نژاد با چنين مشكلي مواجه نخواهد بود، ضمن آن كه تشكيلاتي‌تر هم خواهند شد.
و در كنار اين موارد، به احتمال زياد اتفاقاتي كه در مرحله اول به نفع آقاي احمدي‌نژاد رخ داد در ابعاد وسيع‌تري تكرار خواهد شد و كسي را نيز ياراي مقابله با آن نخواهد بود و سكوت نسبي آقاي هاشمي در اين زمينه در دور اول زمينه‌ساز تكرار است.
5ـ مشكل ديگري كه گريبان آقاي هاشمي را خواهد گرفت، مساله مناظره تلويزيوني است. اگر مناظره را نپذيرد يك شكست قاطع است، و اگر بپذيرد به دلايل مختلف از پس احمدي‌نژاد برنمي‌آيد، زيرا طرفين دو بازي مختلفي را ارايه خواهند كرد، كه احمدي‌نژاد نيازي به ادامه بازي مناظره به شكل مطلوب آقاي هاشمي نخواهد داشت، در حالي كه وي مي‌تواند بطور مكرر آقاي هاشمي را نقد كرده و در موضع دفاعي قرار دهد، بويژه آن كه به موضوعات حساسي چون فساد اداري و فاصله طبقاتي و... اشاره كند كه جذابيت‌هاي پوپوليستي دارد.
البته پرداختن به مساله آمريكا و احتمال حمله آمريكا به ايران در صورت پيروزي احمدي‌نژاد از جمله مسايل مهمي است كه ممكن است مردم را به نفع هاشمي به پاي صندوق‌هاي راي بكشاند، اما مشكل اينجاست كه آقاي هاشمي شخصاً نمي‌تواند در مقابله با احمدي‌نژاد وارد اين مساله شود، زيرا محدوديت‌هاي ديپلماتيك در اظهار نظرات، وي را در برابر احمدي‌نژاد به شدت محدود و دست‌بسته خواهد كرد.
ضمناً هرگونه مناظره‌اي در شرايط حاضر احتمالاً به معرفي آقاي هاشمي به عنوان فردي ضعيف‌تر از آنچه كه در اذهان مردم است و به عنوان نقطه قوتي در او محسوب مي‌شد، منجر خواهد شد.
6ـ آقاي هاشمي تنها در صورتي پيروز ميدان خواهد بود كه خود يا اطرافيانش بتوانند خطر واقعي حضور احمدي‌نژاد را براي كشور از حيث آثار سوءاقتصادي و سياسي بين‌المللي و فرهنگي نمايش دهند و آن را به جرياني فراگير تبديل كنند، كه چنين كاري در شرايط حاضر و محدوديت زماني تقريباً سخت و ناممكن مي‌نمايد، با اين حال مشكلات اقتصادي، چالش در روابط ايران و غرب و بن‌بست جدي مذاكرات هسته‌اي و نيز تقويت احتمال حمله محدود نظامي آمريكا و وارد بن‌بست شدن كشور در تعامل با جهان خارج در كنار بسته شدن فضاي سياسي داخلي و احتمالاً خروج سرمايه و نيروي انساني و موارد ديگر جملگي تبعات حضور احمدي‌نژاد است كه فقط به لطف قيمت فعلي نفت مي‌توانند بر بخشي از مشكلات ناشي از اين حضور مرهم بگذارند. فشار در مساله هسته‌اي با حضور احمدي‌نژاد بيشتر خواهد شد، زيرا نزد افكار عمومي غرب حكومت ايران غير مسئول‌تر جلوه‌گر مي‌شود و اين تصوير حق ايران را در دستيابي به انرژي هسته‌اي زايل مي‌كند.
با توجه به احتمال نه چندان قوي در ايجاد و شكل‌گيري جريان مذكور عليه آقاي احمدي‌نژاد، فقط انصراف آقاي هاشمي به نفع آقاي كروبي احتمال تغيير جريان را فراهم مي‌كند، زيرا در اين صورت آراي آقاي هاشمي، معين و آراي قوميت‌ها، بخش مهمي از آراي مهرعليزاده و قاليباف به نفع كروبي جمع خواهد شد، و آراي فعلي وي نيز نشان داد كه برخلاف پيش‌بيني‌هاي اوليه آقاي كروبي پتانسيل جذب راي را دارد، ضمن اين كه وي تاحدودي مي‌تواند شعارهاي احمدي‌نژاد را خنثي كند و با تكيه بر طرح 50هزار توماني خود اقشار طرفدار وي را جمع كند، ضمن اين كه با صراحت لهجه خود نيز مي‌تواند در مواجهه با احمدي‌نژاد موثرتر عمل كند.