نوشتن درباره طرح اقتصادي دولت ضرورتي است انكار ناپذير زيرا آثار و نتايج آن گريبان جامعه را خواهد گرفت و اگر جزئيات اجرايي آن علمي و منطقي باشد تبعات مثبتي خواهد داشت و اگر نه ،وضع از اين كه هست به مراتب بدتر خواهد شد.آقاي مهدي.م اين نوشته را به عنوان كامنت بر پست قبلي كه ديدگاههاي من در باره طرح جديد دولت بود نوشته اند كه انتشار مستقل آن مي تواند به درك بهتر ابعاد اين مساله كمك كند.
در حال حاضر کشور، گروههای مختلف با دیدگاههای مختلف بحث یارانه را مطرح می کنند. در تقسیم بندی زیر سعی می شود که تا حد امکان به این نگاه¬ها پرداخته شود.
1- نگاه برنامه چهارم توسعه
نگاه برنامه چهارم توسعه کاملا شفاف و گویا است و طرفداران آن هم منطق محکمی ارائه کرده اند. در همین چند روز از یکی از بهترین نقدهایی که دیده¬ام از همین نگاه نشات گرفته است. این نگاه مبتنی بر این بوده و هست که قیمت حامل¬های انرژی به مرور در ایران آزاد شود و دولت هم به مرور درآمد حاصل از این آزاد شدن قیمت را هزینه توسعه زیرساخت¬های حمل و نقل عمومی نماید. بدون شک این طرح هم، اثرات تورمی دارد ولی به گمان طراحان آن بهترین راه برای آزاد کردن قیمت¬ها است. اصولا طرفداران این تفکر جمع کثیری از مدیران و مسئولان سالهای گذشته هستند که حجم عظیم منابع اختصاص یافته به انرژی همیشه آنان را درگیر وسوسه اصلاح وضعیت و استفاده از این منابع برای توسعه زیرساختارها، می کرده است. باید بگوییم که این ایده چیزی شبیه به ایده صندوق یا حساب ذخیره ارزی است که متاسفانه هر دو در اتفاقات سه چهار ساله اخیر به شدت شکست خوردند و ریشه آن هم نه بد بودن این ایده بود که ساختار سیاسی موجود موجب آن شده است.
نگاه دیگری هم وجود دارد که می توان در همین دسته قرار داد و آن هم هدفمند کردن یارانه ها است. هدفمند کردن یارانه ها هم بیشتر قدرت منابع یارانه ای موجود را مد نظر دارد. دراین نگاه یارانه قطع نمی شود بلکه درست تخصیص می یابد. این درست تخصیص یافتن یارانه که در بسیاری از کشور های جهان هم اجرا می شود بسته به سیاست های توسعه ای کشور تعریف می شود. بنابراین در این نگاه هم بیشتر قدرت منابع یارانه ای موجود مطرح می شود نگرانی از بابت هدر روی این منابع وجود دارد.
2- نگاه دولت نهم
این نگاه دقیقا همین بحثی است که رئیس دولت در دو سه روز اخیر مطرح کرده است. در این نگاه منابع عظیمی از سرمایه های دولت در بخش انرژی به صورت یارانه اختصاص می یابد که مصرف کنندگان عمده آن اقشار متوسط به بالا می باشند و در بد بینانه ترین حالت 30 درصد و در یک نگاه خوشبینانه حول و حوش 50 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند. دولت در این نحوه نگرش گویا توجهی به قدرت این منابع در توسعه زیرساختارها ندارد و بیشتر نحوه بهرمندی مردم از آن را هدف قرار داده است.
البته احمدی نژاد ادامه وضع موجود را موجب زمین گیر شدن دولت در 3 سال آتی خوانده است ولی این سخن او کلا در چارچوب نگاه دولت او نبوده است و به احتمال زیاد از گزارش های آماری اخذ شده است. در این طرح دولت هیچ چشم داشتی به منابع اختصاص یافته به یارانه انرژی ندارد و هیچ حسابی هم روی قدرت این منابع (منظور قدرتی است که با مدیریت صحیح این منابع حاصل می شود) باز نکرده است و صرفا می خواهد پولی به میزان 90 هزار میلیارد تومان را به جای اینکه به شرکت نفت بدهد مستقیما به مردم بدهد. بنابراین منطقی است که روند افزایش این یارانه ها همچان تا سه سال آینده ادامه داشته باشد و فقط نوع هزینه کردن آن فرق می کند.
سخنانی که این روزها شنیده می¬شود که می¬خواهند متناسب با میزان درآمد و اصطلاحا حضور یک خانوار در دهک¬های مختلف جامعه این مقدار پول را هم با درصد های مختلفی توزیع کنند به صراحت نشان می دهد که دولت از این کار هدف انتخاباتی دارد و در عمل هم همان اتفاقی خواهد افتاد که جناب حجاریان در گفتگوی با شما بدان رسیده بود. یعنی قربانی کردن طبقه متوسط به نفع طبقه ضعیف جامعه. باید توجه کنیم که این طرح که نه پشتوانه برنامه 5 ساله دارد و نه پشتوانه قانونی و اجماعی بین خبرگان مملکت، در صورت اجرا در یک سال باقی مانده، دو راه پیش روی خواهد داشت. راه اول که مطلوب دولت احمدی نژاددر دور دوم است ادامه این طرح با در نظر گرفتن افزایش تورم و افزایش جمعیت می باشد. یعنی این 90 هزار میلیارد همچنان به نسبت رشد تورم و رشد مصرف در سالهای بعد هم افزایش یافته و به جامعه تزریق خواهد شد. و راه دوم هم راهی است که احتمالا دولتی تکنوکرات یا چیزی شبیه به این (در دوره بعد) در پیش خواهد گرفت و آن هم کم کردن تدریجی یا ثابت نگاه داشتن این مبلغ است که آن هم به معنای کاهش تدریجی آن و در نهایت حذف آن خواهد بود.
یک نکته کلیدی که در نقد این طرح تا کنون مغفول مانده است اثرات تورمی ذاتی آن است . یک اثر تورمی که قطعا وجود خواهد داشت و تا کنون هم اعلام شده است این است که 70 درصد جامعه که کمترین استفاده از این منابع یارانه ای را داشته اند وقتی این منابع را در جیب خود ببینند، با افزایش تقاضا اثرات تورمی را تشدید خواهد کرد. اما در کنار این، کاهش احتمالی واردات بنزین خواهد بود که اثرات تورمی مضاعفی را بر جامعه تحمیل خواهد کرد.
به احتمال زیاد اجرای این طرح به شدت مصرف بنزین را کاهش داده و به تبع واردات بنزین هم کاهش چشمگیری خواهد داد. در حالا حاضر بخش عمدهای از این مبلغ 90 هزار میلیاردی به صورت ارزی از کشور خارج می شود و در ازای آن بنزین وارد می شود. اگر قرار باشد که بنزین وارد نشود اتفاقی که می افتد این است که بخش عمده ای از این 90 هزار میلیارد که قبلا به صورت ارز از کشور خارج می شد، حالا باید به ریال تبدیل شود و به جامعه تزریق شود. این وضعیت اثرات تورمی مضاعفی را بر اجرای این طرح مترتب میسازد که لازم است بیشتر در خصوص آن بحث صورت گیرد.
در نوشته های قبلی آقای عبدی که به تحلیل تاریخی ساختار حکومت ایران برمی گشت و از کتاب های دکتر کاتوزیان هم استفاده شده بود مطالبی با این مضمون وجود داشت که در ایران حکومت ها بوده اند که طبقه طرفدار خود را رشد داه و طبقات باقی ماند از دوره های قبل را نابود می کرده اند. یعنی حکومت برای بقا و ثبات خود مرزبندی های قبلی طبقات اقتصادی و اجتماعی را تغییر می داده است.
اتفاقی که به نظر می رسد در صورت اجرای این طرح در دولت نهم صورت پذیرد همین است. دولت نهم طبقه متوسط موجود را که پتانسیل خوبی برای پشتیبانی از حرکتهای اصلاحی و یا حداقل دولت های تکنوکرات دارد، به شدت تحت فشار گذاشته است و در صدد است تا طبقه ضعیف جامعه را به عنوان پشتیبانان جدی خود همچنان حفظ کند. دولت فهمیده است که هر آنچه که در این سه سال در سفرهای استانی و سهام عدالت و توزیع گسترده بن و غیره برای طبقه ضعیف جامعه ریساننده است ، با طوفان تورمی یکی دو سال گذشته پنبه شده است و تنها راه حفظ این طبقه و در صحنه نگاه داشتن آن تزریق مستقیم پول به زندگی آنان است.
3- نگاه مبتنی بر مالکیت عامه مردم بر درآمد های نفتی.
مهمترین وجه شکل گیری این نگاه در تحلیل های قبلی اقای عبدی ، مشکل ساختاری حکومت بوده است و از منظر حل این مشکل و همچنین آسیب شناسی طرح ها و قوانین اجرا شده در سالهای گذشته ارائه شده است. چنین دیدگاهی در بین مدیران و سیاستگذاران حال و حتی سابق خیلی طرفدار پیدا نکرده است. در بین روشنفکران و دانشگاهیان و محققان هم شاهد هستیم که صورت مساله روز به روز پر رنگتر می شود ولی همچنان خیلی ها از ورود به جوانب این طرح احساس ترس می کنند. این نگاه البته خیلی معطوف به حل مساله یارانه نیست. بلکه در دل آن این مساله خود به خود حل می شود. اما سوالی که جای طرح دارد این است که طرح دولت می تواند زمینه را برای اجرای این ایده کلانتر مهیا سازد؟ و آیا طرح دولت نهم، می تواند چنین قابلیتی را در آینده به وجود آورد؟
به نظر می¬رسد طرح دولت، نمی تواند زمینه تقویت چنین رویکردهایی را در آینده به وجود آورد و همان خطری که آقای عبدی در خصوص ناقص بودن این طرح گوشزد کرده اند در همین ابتدای اعلام آن دیده می شود.
در یک مقایسه سر انگشتی طرح آقای عبدی و طرح دولت، در می یابیم که بیشترین هزینه طرح آقای عبدی بر جامعه در همین بحث انرژی رخ می دهد ولی اثرات اصلاحی به مراتب بزرگی بر جای می گذارد حال آنکه طرح دولت نهم هم تمام هزینه های آن بر جامعه در همین بحث انرژی است و شاید به صورت تقریبی گفت که هزینه یا فشار آن بر جامعه با طرح آقای عبدی برابری می کند . ولی در عوض هیچ افق روشنی برای اصلاح ساختارها و حتی همین بحث یارانه و یا هدفمند کردن آن دیده نمی شود.
بنابراین باید این سوال را مطرح کنیم که حتی با شرط هایی که آقای عبدی قرار داده اند حمایت از این طرح اصولی است یا نه؟