آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۱۶ تیر ۱۳۸۷

سازمان مجاهدين خلق در معرض ازموني ديگر(آقاي محمد حسين)

سازمان مجاهدين خلق ايران، همواره يكي از تشكيلاتهاي بحث انگيز چهاردههء اخير بوده است!اما انچه مرا به نوشتن اين يادداشت ترغيب نموده است نه وضعيت گذشته و تبار شناسانه اش كه وضعيت جديد اين سازمان نسبت به تحولات كشور مي باشد.
خاطرتان هست كه در سالهاي اخير همواره مسئولين جمهوري اسلامي ايران در بده- بستانهاي ديپلماتيك با غرب يا عراق ،يكي از مواردي كه روي ميز مذاكرات پهن كرده اند وضعيت اين سازمان و موضع طرف مقابل در برابر ان بوده است.
برخي از تحليلگران نيز در مقابل همواره تاكيد جمهوري اسلامي در اين خصوص را يك اشتباه استراژيك حكومت دانسته و اظهار مي نمودند كه دستگاه ديپلماسي ايران با اين رفتار خود عملآ به سازمان مذكور بيشتر از حد بها داده و هر گونه بده-بستان در اين زمينه بي معنا و كم بها است.
اما واقعآ چرا اين سازمان اينهمه براي جمهوري اسلامي مهم بوده و با ديگر سازمانهاي اپوزوسيون متفاوت مي نمايد به گونه اي كه عملآ حكومت ايران نتوانسته است انرا ناديده بگيرد؟
به نظر من ويژگي هاي ذيل اين موضع جمهوري اسلامي ايران را قابل درك مي سازد.
1- اين سازمان در اغاز بر اساس يك ايدئولوژي اسلامي بنيانگذاري شده است! لذا نسبت به جمهوري اسلامي يك سازمان دروني با ايدئولوژي تقريبآ همسان بقيه محسوب مي شده است بنابراين بر خلاف سازمانهاي كاملآ ماركسيستي مي تواند تا زماني كه در ايران جمهوري اسلامي مستقر باشد از اين زاويه سهم ايدئولوژيك خود را از حكومت مطالبه نمايد.
2- انها در تبليغاتشان نشان مي دهند كه به نظام جمهوري اسلامي البته با پيشوند دموكراتيك معتقد بوده و نيز به انقلاب 57 با همان شورهاي اغازين معتقدند! پس انها در تبليغاتشان نه خود را همراه سلطنت طلبها نشان مي دهند و نه همسان اپوزوسيون لائيك.
3- همچنين تصويرهائي كه از انان پخش مي شود مثلآ در جريان سفر يه پارلمان اروپا، انها را پايبند شعائر اسلامي همچون حجاب نشان مي دهد! خانم مريم قجر عضدانلو(رجوي) به عنوان رئيس جمهور شوراي ملي مقاومت حجابش را به طور كامل رعايت مي كند و حتي در ان سفر با مردان دست نداده و هم دختران عضو ان سازمان در متينگها يشان حجاب كامل را رعايت مي نمايند انگونه كه در تلويزيون هاي خارجي يا يوتيوب نشان داده مي شود! بديهي است كه اين رفتار منحصر به فرد در اپوزوسيون خارج كشور مي باشد.
4- در سخنراني هاي رهبران اين تشكيلات كه از رسانه هاي خود پخش مي كنند (البته تا انجا كه من شنيده ام) ، مشكل عمدهء نظام جمهوري اسلامي انحصار طلبي روحانيت عنوان و تبليغ مي گردد و نه چيز ديگر.
5- اينها نزديك ترين تشكيلات مخالف به مرزهاي جغرافيائي ايران هستند كه براي سرنگوني نظام برنامه هاي مختلفي را به طور مداوم عملياتي كرده اند نظير بمب گزاري، افشاي پروژ ه هاي هسته اي ايران و غيره!با اين وجود ، سازمان مذكور تا بحال توانسته است با ضربه هاي كوچك و بزرگي كه به پيكره اش وارد شده است ساختار خود را حفظ كند.
6- اين تشكيلات ترورهاي نخبه كشانه را در سابقهء خود داشته است كه مهمترين انها انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي و دفتر نخست وزيري است !گرچه مورد اخير از ديد جناح راست متهمان ديگري دارد و در مقابل جمهوري اسلامي نيز افراد متعددي از ان سازمان را اعدام نموده يا در درگيريهاي مسلحانه كشته است.
7- همكاري با رژيم جنايتكار صدام حسين در ابعاد گوناگون به بهاي استقرار در خاك ان كشور و كمكهاي مالي انها به اين تشكيلات.
8- اين سازمان مثل اكثر سازمانهاي چپ در سراسر دنيا با مركزيت استالينيستي اداره مي شود كه در ان حلقه ها به سمت محيط باز مي شود.جالب انكه سازمانهاي چپگرايانهء اصلاح طلب در داخل جمهوري اسلامي و حتي غير اصلاح طلب هم تاحدودي هنوز متاثر از اين مدل تشكيلاتي مي باشند.ويژگي اين مدل امكان نفوذ به مركزيت را دشوار يا ناممكن مي كند و براي تشكيلاتهاي با بدنهء محدود اجتماعي كارائي بالائي دارد.
9- سازمان مجاهدين خلق شورائي را به نام "شوراي ملي مقاومت"بنيان گذاشته است كه اعضاي ان گويا نمايندگان سازمان در كشورهاي مختلف مي باشند.وجود اين شورا براي سازمان قابليتي را فراهم اورده كه در بخش دوم اين يادداشت به ان اشاره مي گردد.
اما بد نيست در همين جا به نكته اي عبرت اموز اشاره نمايم .
جلسه اي كه خانم مريم رجوي درانجا به عنوان رئيس جمهور انتخاب مي شود در همين شورا است.صحنهء راي گيري براي ايشان هم واجد نكته ايست كه در بند قبل ذكر گرديد چه اينكه در فيلم يوتيوب(كه بخشي از انهم در تلويزيون ايران سال گذشته پخش شد)نشان مي دهد كه رئيس شورا(اقاي رجوي) خانم خود را به عنوان تنها كانديداي رئيس جمهوري معرفي مي كند(عليرغم ابراز بي ميلي او ) اعضاي شورا به اتفاق ارا و با بالا بردن دست(راي علني و نه مخفي) او را انتخاب مي كنند. در ان تصاوير حتي يك دست پائين هم وجود ندارد چه اينكه جناب مسعود هم با نگاه معنا داري از ان بالا همه را مي پايد!فراموش نكنيم كه اينگونه راي گرفتن در تشكيلاتهاي كنوني داخل ايران(چپ و راست) هم در مقاطع مربوط به انتخابات به درجاتي ديده مي شود اما در ان سازمان به شكل حداكثري و كاريكاتوريزه اي،خود را نشان داده و بي درنگ باعث خندهء بيننده مي گردد.
.....................................
بازي جديد

از اينجا شروع مي شود كه خانم مريم رجوي با عنوان رئيس جمهور شوراي ملي مقاومت به اروپا سفر نموده و با همين عنوان در پارلمان انجا سخنراني مي كند! اين همان پارلماني است كه روزي زنده ياد احمد شاه مسعود سخنراني كرد و روزگاري نه چندان دور اقاي دكتر محسن ميردامادي به عنوان رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس ايران ! دوبازيگري كه هر يك به طريقي از بازي قدرت حذف شده اند.
تا انجا كه از فيلم پخش شده در يوتيوب در خاطرم مانده است،خانم رجوي در ان جلسه از دولت انگلستان بخاطر خارج نمودن اين تشكيلات از ليست سازمانهاي تروريستي تشكر نموده و صراحتآ از سرنگوني جمهوري اسلامي سخن به ميان مي اورد! او به گونه اي از شوراي ملي مقاومت سخن مي گويد كه شنوندهء اروپائي را به ياد شوراهاي مقاومت در زمان جنگ جهاني دوم مي اندازد! شوراهائي كه توسط ازاديخواهان بر عليه نازيسم و فاشيسم شكل مي گرفت.پس در حقيقت ان شوراي مذكور در بند 9 فوق الاشاره مبناي مشروعيت خاصي براي او تلقي مي گردد كه عمدتآ مبتني بر روانشناسي اجتماعي جامعهء اروپا بر اساس يك تداعي تاريخي است و در دنياي رسانه قابل توجه !
ملاحظه مي شود كه باوجود پروژهء سرنگوني صدام حسين در عراق و استقرار دولت شيعي كه بخش اخير ان هم با كمك جمهوري اسلامي صورت گرفت ، اين دشمن قديمي جمهوري اسلامي ظاهرآ نه تنها نابود نشده است كه اكنون به مركز اروپا مي رود و براي حكومت ايران خط و نشان مي كشد و جالب تر از همه انكه هنوز تنها كشوري كه اين سازمان را در ليست سياه تروريستي قرار داده است همانا ايالات متحدهء امريكاست !
به نظر اينجانب رخداد فوق الاشاره بر پايهء چهار فرض ذيل قابل تحليل است؛
1-با حذف اصلاح طلبان حاكميت جمهوري اسلامي مجددآ به دو بخش بزرگ تقسيم گرديده است كه بخشي از ان در اختيار شبكهء روحانيت و حزب مؤتلفهء اسلامي است ، مثل مجلس و قوهء قضائيه و بخش ديگر در اختيار نيروهاي مرتبط با بسيج و سپاه مثل دولت.
بنابراين از تشكيلاتهاي چپ قبل از انقلاب ديگر تقريبآ هيچ سازماني در درون قدرت رسمي نظام جمهوري اسلامي باقي نمانده است.طبيعتآ افراد وابسته به ان تشكلها از دستگاه هاي امنيتي و سياسي (كه در خط مقدم مبارزه با سازمان مجاهدين خلق هستند) خارج شده و يا درحاشيه قرار گرفته و يا ارتباط ارگانيكي با تشكيلات سياسي خود ندارند،بنابراين بعيد نيست كه جمهوري اسلامي با يك خلآ تدريجي از تحليلهاي متناظر و يا ناتواني از توليد تاكتيكهاي تقابلي همذات با سازمان مذكور مواجه گرديده لذا ان سازمان در همين فرصت توانسته است دست به پيشرفت فوق الاشاره بزند.
2- اقدام دولت انگلستان با دو فرض ديگر قابل تبيين است؛
فرض نخست انست كه سازمان مجاهدين خلق به عنوان يك عامل تهديد به بازي گرفته مي شود تا سران جمهوري اسلامي ايران احساس خطر نموده و از مواضع كنوني شان عقب نشيني نمايند و طبعآ اين عقب نشيني دستاورد اروپا بوده و جايگاه او را در فرايند همپيماني با امريكا ارتقا مي بخشد.
فرض دوم انست كه چنانچه خداي نخواسته جمهوري اسلامي ايران دچار جنگ شده و تشكيلات حكومت متلاشي گردد مناسب ترين سازمان بالفعل براي به دست گرفتن حكومت بر اساس بخشي از مواردي كه در ابتداي اين يادداشت ذكر گرديد همين تشكيلات باشد پس لاجرم بايد از هم اكنون مراحل غسل تعميدش اغاز شود ووجههء نامطلوب ان به كمك رسانه هاي اروپائي براي روز مبادا اماده گردد.
3- ديپلماسي خارجي ايران بخش هميشه پنهان حكومت ايران بوده است! ضعف و قوت ديپلماسي خارجي معمولآ پس از مدت زمان نسبتآ طولاني، خود را در ايران نشان مي دهد (بر خلاف امور داخله و اقتصاد و غيره) بنابراين و به احتمال زياد، وزارت خارجهء ايران در اين زمينه هم به طور خاص از ضعف هاي مفرطي رنج مي برد كه بازي را به اينگونه به حريف واگذار نموده است.به عبارت ديگر علاوه بر مورد مذكور در بند شمارهء يك ، ضعف وزارت خارجهء ايران در ماموريتهاي تخصصي اش در اينجا خود را بدين صورت نشان داده است همانگونه كه مثلآ ناتواني وزارتخانه هاي اقتصادي در زمينهء گراني و تورم عيان است.
4- اما نكتهء مهمتر به نظر من انست كه بر خلاف شواهد ظاهري افزايش تنش بين ايران و امريكا ، به نظر مي رسد كه اين دو كشور در حال نزديكي بيش از پيش بوده و يا بالقوه در شرايط اتحاد استراتژيك در منطقه قرار گرفته اند، بخصوص پس از نامه هاي رئيس جمهور ايران به اقاي جورج بوش و مراوداتي كه بين اين دو كشور در زمينهء عراق جريان يافت و اروپا خطر اين اتحاد را به خوبي درك كرده است و سازمان مجاهدين خلق را ( كه لامحاله از اين نزديكي متضرر است ) براي اهداف عملياتي احتمالي در اينده به كار مي گيرد.به عبارت ديگر همان ائتلافي كه روزگاري بين سازمان مجاهدين خلق و صدام حسين صورت گرفت امروزه در حال شكل گيري مجدد اما اين بار بين اروپا و ان سازمان انجام خواهد شد.
5- فرض پنجمي نيز ممكن است طرح گردد كه امريكا در يك فرايند چند مرحله اي و با كمك انگلستان سازمان مجاهدين خلق را به اروپا منتقل نموده و انها را وادارد كه به مرور سلاح خود را به زمين گذارند و مثل بقيهء اپوزوسيون در اروپا عمل كنند و به اين ترتيب مشكل خود را با جمهوري اسلامي حل نمايدو البته از ان طرف هم سهم اروپا را بخاطر همكاري اش بپردازد.
در پايان و با لحاظ فرض هاي فوق بديهي است كه عجالتآ در دايرهء اين داوْ، نقدترين وجه المعامله اي كه قرار گرفته و بر سر ان قمار زده مي شود ، امنيت و منافع مستقم مردم ايران مي باشد و نه چيز ديگر !
خاطر نشان نمودن اين نكته براي رهبران سازمان مذكور شايد خالي از فايده نباشد كه همهء طرفهاي درگير در ساختار يك دولت وارد اين بازي شده اند و اين تنها سازمان مجاهدين خلق است كه در ساختي متفاوت است ، بنا براين به نظر من خيرخواهانه ترين توصيه براي رهبران اين سازمان همان مواردي است كه در بطن مصاحبهء چند روز پيش اقاي دكتر ابراهيم يزدي دبيركل محترم نهضت ازادي با خبرگزاري فارس بيان شده است.*
به هر تقدير و بدون ارائهء هر گونه راهبرد به چهارطرف درگيراين بازي بالقوه خطرناك ( يعني ايران، امريكا، اروپا و سازمان مذكور )تنها اميدوارم كه همهء انها بدانند كه دارند چكاري انجام مي دهند چه اينكه عذر و تقصير از هيچ طرفي پذيرفته نخواهد بود، ضمانت اين هشدار معطوف به اين است كه ،با وجود همهء نامراديها و نامردميها، طبق نگرش سنجي هاي معتبر شاخصهاي هويت ملي در ايران به شكل معنا داري بالا است !
ايرانيان هنوز ملتي يكپارچه و متحد و همبسته اند و با ويژگيهاي ملي خود ، به رخدادهاي اينچنيني نگاه نموده و نيز زاويهء نگرش خاص و ريشه داري نسبت به وقايع تاريخي دارند و مثل خيلي از مردم جهان در "عصر رسانه" زندگي مي كنند وطبعآ از پشت شيشهء سياست خيلي چيزها را مشاهده مي نمايند.
.........................................
* http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8704060215






نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

محمد :

با سلام
شايد تاريخ ايران بزرگ هيچ جمعيت سازمان و يا تشكلي به زشت سيرتي سازمان منافقين را به ياد نداشته باشد اين آوارگي و سياه بختي ذره اي از تاوان جنايات اين گروهك نگون بخت است

۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۱:۲۱ بֽظֽ | Reply

ali :

سلام جناب آقای عبدی
با تشکر از جنابعالی ومیهمان محترم
با توجه به این پاراگراف: 6 - اين تشكيلات ترورهاي نخبه كشانه را در سابقهء خود داشته است كه مهمترين انها انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي و دفتر نخست وزيري است !گرچه مورد اخير از ديد جناح راست متهمان ديگري دارد
خواهشمند است در صورا امکان توضیح دهید که منظور از "متهمان مورد نظر جناح راست " چه کسی یا کسانی هستند؟

۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۱:۲۳ بֽظֽ | Reply

جاويد :

سوالي كه در مورد اين تشكيلات براي من مطرح است اين است كه :
اول - تعداد اين تشكيلات چند نفر است؟
دوم - هزينه تشكيلاتي خود رااز كجا تامين مي كنند؟
سوم - آيا خود از ميزان محبوبيت و مقبوليت خود در بين ملت ايران آگاه هستند؟

ممنون مي شوم كه اگر كسي اطلاعاتي در مورد اين سوالات دارد ، كمك كند.

۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۱:۳۱ بֽظֽ | Reply

نیما :


با سلام و تشکر از آقای محمد حسین :

تحلیل جالبی بود ولی یک نقص در این تحلیل دیدم و آن اینکه بالاخره سازمان مجاهدین نیز ادعا دارد که در ایران طرفدارانی دارد ( با داشتن و نداشتن کاری ندارم ) و تا ساز و کار سنجش این ادعا مهیا نشود این کش و قوس ادامه خواهد یافت . به نظرم در قسمت نتیجه گیری می بایستی واقع گرایانه تر به قضیه نگاه کرد و همه جانبه . آیا مسئولین فعلی نظام حاضر به گفتگو با این سازمان و ایجاد سازو کاری برای سنجیدن وزنه سیاسی چنین سازمانی در داخل کشور خواهند بود ؟ شاید جواب این سئوال در حال حاضر بسیار سخت باشد ولی در دراز مدت به نظرم چاره ای جز فرصت دادن به تمام گروهها و از جمله سازمان مجاهدین نباشد . با تشکر

۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۱:۵۵ بֽظֽ | Reply

ahmad :

جناب عبدی سلام
جناب محمد حسین عزیز
سازمان مجاهدین خلق صرف نظر از تمام خوبی ها وبدیهایش به گمان من زمینه ای نزد ایرتیان ندارد ودستگاههای نظر سنجی غرب این را مدت هاست میدانند که از زمان همکاری این سازمان با ارتش عراق عمر مفیدش به پایان رسیده ومردم ایران در چهره رهبران آن سازمان کاریکاتوری از صدام میبینند که در روزنامه حزبش ایرانیان را همراه با مگس ها وکلیمیان از اشتباهات آفرینش دانست!!
ممکن است حکومتگران این سازمان را چون به روشهای انان سخن می گوید وحجاب شرعی را مرعی میدارد و روضه امام حسین بر پا میدارد و هر عمل خود را در حریری از شرع میپوشاند رقیبی برای خود تلقی کنند و لی استخدام دهها هزار نفر وملیاردها تومان خرج ودستگیری زنان بخاطر وادار کردن بانوان به حجاب اجباری ..محجبه بودن خانم رجوی وپیروانش بر اعتبار آن سازمان نمی افزاید ..من بارها شنیده ام که گفته شده در صورت استیلای مجاهدین مردم هم گرفتار محتسب وهم درگیر با کمیساری های احزاب استالینی خواهند شد واز دوجهت نا مقبولند.
امریکا واروپا سابقه طولانی در پذیرش تبعدیان سیاسی دارند ..از لنین تا امام خمینی واز هوشیمینه تا احمد شاه مدتی در غرب زیسته اند بنا بر این با قطعیت از سیاسی بودن حکم دادگاههای انگلیس در مورد مجاهدین سخن نمی توان گفت ولی امکان استفاده کردن از آن ها برای ترساندن رقیبان وگرفتن امتیاز همیشه پا برجاست.
بنظر من رهبران مجاهدین مدتهاست شانس رستگاری از دست داده اندولی کادرهای پائین پس از پوزش از مردم به خاطر همکاری با صدام نباید نا امید شوند.



۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۲:۲۲ بֽظֽ | Reply

:

Yes really interesting

۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۲:۳۴ بֽظֽ | Reply

هدایت اشتری لرکی :

جناب مهندس عبدی در حال حاضر شریط داخلی کشور بگونه ای است
که مسئله مجاهدین خلق در برابر آن بسان ارزن در برابر هندوانه های سوسنگردی است. اگر اجازه بفرمایید این نامه که میتواند درتاریخ مجلس ایران در تاریخ ثبت شود در همین ستون به اطلاع مردم مجاهد ونستوه وشهیدپرور ایران برسد چون در حقیقت نمایندگانی که این نامه را در مورد عملکرد قوه قضاییه به مردم شریف ودرحیات ایران تقدیم کرده اند . البته قدیم ندیم ها این معممین محترم درآخرین لحظه حضور موت اوراهشدار میدادند که هم اکنون به سوی حضرت احدیت روانه هستی و خطاب که ای مرده محترم رفتی به عالم بقا. بااجازه اینهم متن کامل این نامه.عزت زیاد

-------------------------------------------------

بيانيه اعضاي تحقيق و تفحص قوه قضائيه خطاب به ملت ايران

اعضاي هيئت تحقيق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائيه خطاب به ملت ايران بيانيه اي صادر كردند
.
به گزارش«جهان» متن كامل اين بيانيه كه به امضاي الياس نادران، حسين نجابت، عليرضا زاكاني، مهدي كوچك زاده، فاطمه آجورلو، نيره خوان بي طرف، حسن كامران و طباطبايي نژاد اعضاي اين هيئت رسيده به اين شرح است: با سلام و احترام و ضمن گراميداشت خاطره شهداي هفتم تير به ويژه ياد شهيد مظلوم دكتر بهشتي، لازم مي‌دانيم با توجه به مسائل پيش آمده در چند روز اخير مطالبي را به استحضار شما ملت بزرگ برسانيم.
پس از تصويب گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضائيه در كميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي و قرائت آن در صحن علني مجلس كه براي اولين بار در تاريخ انقلاب اسلامي صورت گرفت، متاسفانه برخي از مسئولان اين قوه بدون اين كه پاسخي مستدل به ايرادات وارد شده به قوه قضائيه ارائه نمايند در جوابيه‌اي، مطالبي دون شان قوه منتشر كردند. چندين بار گزارش تحقيق و تفحص را بر گرفته از شايعات و نامه هاي غرض آلوده محكوم شدگان دادگاه‌هاي مفسدان اقتصادي و قضات اخراجي دانسته و با بي‌پاسخ گذاشتن همه محورهاي گزارش تحقيق و تفحص به بيان مطالب كلي بسنده نموده و اعضا هيئت تحقيق و تفحص را تهديد به تعقيب قضايي نمودند.

جالب اين كه در اين جوابيه به صورت كلي به مواردي اشاره شده بود كه اثري از آنها در گزارش‌ها نهايي تحقيق و تفحص وجود نداشت. مقايسه گزارش مجلس و جوابيه قوه قضائيه سند اين حقيقت است. متاسفانه سخنگوي قوه قضائيه نيز بدون اين كه يك پاسخ به گزارش قرائت شده ارائه كند، ضمن بي حرمتي به مجلس شوراي اسلامي و رياست محترم آن، گزارش تحقيق و تفحص را طنز آلود دانسته و اين اقدام شجاعانه نمايندگان مجلس را به مفسدان اقتصادي منتسب كرد.

انتشار مطالب مذكور توسط برخي مديران قوه قضائيه در حالي بود كه در گزارش تحقيق و تفحص همه موازين اخلاقي رعايت و از كوچكترين بي احترامي نسبت به مسئولان قوه قضائيه پرهيز و يك عبارت نامناسب در آن درج نگرديده بود.

در گزارش تحقيق و تفحص روند موجود در قوه قضائيه در زمينه مبارزه با مفاسد اقتصادي، نحوه برخورد با مجرمان مواد مخدر، نحوه داره زندان‌ها، سوء استفاده برخي مقامات و قضات از موقعيت خود و برخي ديگر از موضوعات مورد بررسي قرار گرفته بود. هيئت بدون اين كه در پرونده‌هاي جاري دخاليت نمايد و خدشه اي به استقلال قضات وارد كند بر اساس بررسي برخي پرونده‌هاي مختومه روند موجود را به صورت خلاصه و البته مستند تبيين كرده بود.

همچنين در اين گزارش تاكيد شده بود كه بيان برخي نارسائي‌ ها به معني ناديده گرفتن نقاط قوت اين قوه و حضور خيل كثيري از قضات و كاركنان دلسوز و پاكدست و خادم كه خود آن ها نيز از برخي ضعف‌ها رنج مي‌برند، نيست.

البته موضع‌گيري برخي مسئولان قوه قضائيه به اين جا ختم نشد. آقاي عباس پاليزادار كه بعنوان يكی از كارشناسان، از ميان دها كارشناس با يكي از نمايندگان عضو هيئت تحقيق و تفحص همكاري داشت و به برخي پرونده‌هاي سازمان بازرسي كل كشور دست يافته بود، در يك حركت مشكوك ابتدا در مدرسه معصوميه قم در اواخر سال 86 و سپس در ارديبهشت ما سال 87 يعني مدتي قبل از قرائت گزارش در صحن علني مجلس اقدام به ايراد چند سخنراني در دانشگاه‌ها عليه تعداد از مقامات روحاني و افراد محترم كشور كرد و در اين سخنراني‌ها مطالب اثبات نشده اي را مطرح كرد كه هيچ ربطي به گزارش رسمي تحقيق و تفحص نداشت. چند روز پس از قرائت گزارش در مجلس و چند ماه پس از سخنراني پاليزدار در دانشگاه‌ها، وي به حكم دادرسي تهران به اتهام افترا و بيان مطالب ناصحيح و دروغ تحت تعقيب قرار گرفت و اين موضوع زمينه‌اي براي فشار آوردن بر نمايندگان فراهم كرد و شائبه تسويه حساب برخي از مقامات قضايي را با هيئت تحقيق و تفحص بوجود آورد.

به دستور يك مقام قضايي كه خود از متهمان گزارش تحقيق و تفحص است، شبانه منزل يك نماينده عضو هيات تحقيق تفتيش شده، نامه‌اي پر از ناسزا عليه يك نماينده ديگر عضو هيات تحقيق و تحفص كه نقش همان مقام قضايي را در عدم رسيدگي صحيح به پرونده‌هاي فروش سئوالات كنكور بر اساس اسناد موثق برملا كرده بود در روزنامه ها منتشر شد، در يك اقدام غير قانوني كه براي آن مقام يك انتحار قضايي بود، بازپرس ذيربط به دستور وي طي نامه‌اي به هيئت رئيسه مجلس اتهاماتي را به رئيس و نايب رئيس هيئت تحقيق و تفحص نسبت داد و برخلاف ماده 188 قانون آئين دادرسي كيفري زمينه انتشار آن در رسانه‌ها فراهم شد. در حالي كه از انتشار اسامي مفسدان اقتصادي قبل از صدور حكم قطعي دريغ مي‌شد و پس از تصويب قانون توسط نمايندگان مجلس هنوز هم ابعاد قانون اعلام اسامي مفسدان اقتصادي به خوبي اجرا نمي‌شود، امروز به بهانه اظهارات متهمي كه به اتهام دروغگويي بازداشت شده است، نمايندگان ملت را احضار و قبل از اينكه هيچ برگه احضاري به دست نمايندگان رسيده باشد و پاسخ آن را شنيده باشند به انتشار اسامي آنها دست مي‌يازند.

افرادي كه دستور صدور و انتشار اين نامه ‌ها را داده‌اند به خوبي مي‌دانند كه اقدام ايشان بر اساس ماده 188 قانون مذكور غير قانوني بوده و ايشان به عنوان مفتري بايد تحت تعقيب قرار گيرد. همه دانشجويان حقوق از جمله مقام قضايي ذيربط مي‌دانند كه اتهام بايد مستند به ادله معقولي باشد و چون مسئوليت كيفري امري شخصي است تخلف يك كارشناس و يا كارمند نمي‌تواند مسئوليتي را متوجه مقامات ما فوق نمايد و مطابق قانون، وحدت قصد بين معاون و مباشر شرط است و معاونت در جرم وقتي معنا مي دهد كه اولا جرم مباشر اثبات شده باشد و ثانيا وحدت قصد و انگيزه معاون همسان مباشر باشد. از بين ماموران و كارشناساني كه با هيات همكاري داشته اند، يكي از آنها مرتكب تخلف گرديده و پس از دسترسي به اسناد سازمان بازرسي كل كشور مطالب اثبات نشده‌اي را بيان داشته است.
تقاضاي نمايندگان ملت هم اين است كه بدون جنجال آفريني و صدرو اطلاعيه‌هاي سياسي و غيرقانوني با دخالت وزارت اطلاعات و با نصب مقام قضائي بي طرف كه خود متهم نباشد به همه ابعاد پرونده وي رسيدگي شود. بايد بررسي شود كه اقدام وي يك سناريوي طراحي شده براي حاشيه سازي و فراري دادن متهمان گزارش تحقيق و تفحص از پاسخگويي و تعقيب نبوده باشد؟ بايد بررسي شود كه وي با چه انگيزه اي و با هماهنگي چه كساني در دانشگاه‌ها سخنراني كرده است؟ بايد معلوم شود كه چرا عباس پاليزدار پس از سخنراني اول مورد تعقيب قرار نگرفت و به راحتي چندين سخنراني در دانشگاه‌ها ايراد كرد و پس از قرائت گزارش تحقيق و تفحص و پس از چند ماه از زمان اولين سخنراني تحت تعقيب قرار گرفت؟ با توجه به اينكه قوه قضائيه به سيصد سئوال رسمي هيئت تحقيق و تفحص هيچ پاسخي نداد و حاضر نشد يك برگ سند در اختيار هيئت قرار دهد، چگونه اسناد محرمانه و سري را در اختيار پاليزدار قرار داده است؟

اگر براي اين سئوالات و سئوالات ناگفته ديگر توسط مقامات ذيربط پاسخ مناسبي پيدا شود، از سناريوي معما گونه پاليزدار رمزگشايي خواهد شد و احتمالا معلوم خواهد گرديد كه يك جريان متخلف كه در سايه قوه محترم قضائيه براي خود حاشيه امن درست كرده است، قصد دارد به بهانه پاليزدار به زعم خود به هيئت تحقيق و تفحص از قوه قضائيه فشار وارد آورد تا در آينده نمايندگان ملت حاضر به انجام تكاليف قانوني خود جهت نظارت بر امور قوه قضائيه و آشكار كردن اعمال برخي متخلفان نباشند.

در پايان به استحضار شما ملت شريف و مجاهد مي‌رسانيم از آن جا كه معيار سلامت و كار آمدي و تحقق آرمان‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي داشتن دستگاه قضايي سالم، كارآمد و سفارش ناپذير است و از آن جا كه به فرموده مقام معظم رهبري دستگاه قضايي بايد ملجا و پناهگاه مردم بوده و زينت نظام اسلامي باشد و با وجود تلاش‌هايي كه توسط مقامات دلسوز قضايي و قضات شايسته و خدوم صورت گرفته است، اكنون وضعيت موجود با نظام قضايي مورد نظر حضرت امام و شهيد مظلوم دكتر بهشتي و منويات مقام معظم رهبري فاصله دارد، ما نمايندگان به وظيفه نظارتي خود در چارچوب تدابير كلي مقام معظم رهبري عمل كرده‌ايم و بديهي است كه وادار كردن برخي از افراد و مقامات قضايي به نظارت پذيري ممكن است، هزينه‌هايي نيز در پي داشته باشد كه آن را با جان و دل براي انجام تكليف و دفاع از حقو ق ملت خريداريم

۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۴:۳۴ بֽظֽ | Reply

شهروند آینده :

ممنون آقای محمد حسین! حقیقتا قدرت تحلیل تان عالی است و همیشه نوشته های شما را دنبال می کنم. فرصتی شد تا به سهم خودم از آموزشی که از شما در یافت می کنم تشکر کنم.
می خواستم بپرسم چرا علیرغم آن که اصلاح طلبان در مقایسه با تحول خواهان آشکارا وزن سیاسی کمتری دارند در درون احزاب خود نقش رهبری حزب را به تحول خواهان نمی سپرند؟

۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۵:۴۸ بֽظֽ | Reply

حبیب ـ ت :

استبداد و دیکتاتوری آریامهری( بگذریم از اینکه الان دیگر ظاهرا از نظر برخي رو سفید شده است) به بسیاری از جریانها و گفتمانهائی که پیامی جز نکبت برای ملت نداشتند، مشروعیت داد و یکی از آنها همین مجاهدین خلق بودند. و تا هنگامی که استبداد و خفقان و سر کوب هست این گونه مشروعیت یابی کاذب هم نیز هست.
و در پاسخ جناب جاوید که سئوال فرموده اند که تعداد این گروه چند نفر است و هزینه اشان را از کجا تإمین میکنند؟
من که از دور نگاهی به این جماعت داشته ام ، تا آنجا که دیده ام هزینه اشان را از محل کمک اعضایشان که هرکدام یک یا چند تا از نزدیکانشان را در قتل عام ها و اعدامهای این چند ساله از دست داده اند، تأ مین میکنند . و قبلاً هم شاید صدام به آنها کمک میکرد . ولی اینکه تعدادشان چقدر است ؟ من این یکی را با قطعیت میتوانم بگویم که حکومت اسلامی ما تعداد آنهارا تعین میکند. شاید عجیب به نظر آید ولی واقعیت است . هر چه خفقان ، بی قانونی،رسوائی جنسی و مالی، سرکوب و بگیر و ببند بیشتر میدانگاه عضو گیری آنها بیشتر. و با این معادله ساده ریاضی که حکومت راهی را رفته است که بازگشت ندارد و اگر بخواهد برگردد اول باید پاسخگوی همه چیز باشد! لذا شانس مجاهدین ، که فرصت مانور و رفرم دارند بیشتر است!
تجدد و سکولاریسم به عنوان شالوده آن، در کشور های پیشرفته و در درجه اول اروپا، نتیجه تحول رفرمیستی دین و دولت بوده است، و با تأ کید اینکه، هر یک در جایگاه تاریخی خود. و سر انجام در کمر کش تکامل تاریخی خود هردو به مدرنیته رسیدند و امروزه هر یک احترام خود را دارند. تا جابیکه وقتی پاپ در مقام رهبر کلیسای محافظه کار کاتولیک به امریکای بیشتر پرتستان میرود میلیونها نفر برایش ابراز احساسات میکنند و از صمیم قلب.
نکبت تاریخی ما از آنجا آغاز شد که در میهن ما دین و دولت کوشیدند با از صحنه بیرون راندن همدیگر، جای همیگر را هم بگیرند. نتیجه این شد که ما نه دولت به معنای واقعی داریم و نه دین به معناي واقعي! جامعه ما در این برزخ دست و پا خواهد زد و درست در این فضای برزخی است که سازمانی مثل مجاهدین هم بی شانس نیست.
نکته دیگر اینکه با یاد آوری دو تمثیل پر معنای ایرانی: ذغال به ذغال میگوید رویت سیاه و یا سیر به پیاز میگوید بو میدی . باید دید چقدر به لحاظ شخصی و یا جریانی واجد صلاحیت هستیم تا مجاهدین را محکوم کنیم؟
توضیح اینکه در عمرم با مجاهدین نبوده و نظر مثبتی به آنها نداشته ام و لی در انتقاد از آنها به این امر توجه دارم که در کنار چه کسي قرار میگیرم!




۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۷:۳۴ بֽظֽ | Reply

محمودخان :

باسلام
به نظر شما چرا انگلیس بعنوان متحدامریکا نام سازمان مجاهدین را ازلیست تروریسم خارج می کند؟
اگر دقت کنیم سیاست انگلیس درطول تاریخ مقدم بر همه سیاست ها بوده است انگیزه اصلی انگلیس کسب وجهه واعتمادسازی برای مجاهدین است تادر زمان مناسب از آنها بهره برداری سیاسی کند آنها باتجزیه وتحلیل های خود به این نتیجه رسیدن که مجاهدین تشنه قدرت هستند واز طرفی جمهوری اسلامی قادر به کنترل کامل آنها نیست وازطرفی باشرایط کنونی وازدیاد نارضایتی ها اگرانقلابی رخ دهد احتمال قدرت یابی مجاهدین زیاداست لذاازهم اکنون روی آنهاسرمایه گذاری می کنند
اماسازمان مجاهدین همیشه نشان داده متوسل به استفاده ازقوه قهریه بوده است لذا اینکه چرا امریکا از آنها آشکاراحمایت نکرده جای سوال دارد؟
ولی درهرصورت سازمان مجاهدیناگرروزی به قدرت برسندمطمئنا مجری سیاست های انگلیس خواهندبود

۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۹:۴۷ بֽظֽ | Reply

:

اقای نیما به نظر شما چرا باید به سازمان مجاهدین این اجازه را بیابند که خود را در معرض رای مردم قرار دهند ایا به نظر شما این دموکراسی است که خائنان بتوانند خود را عرضه کنند

۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۰۷ بֽظֽ | Reply

Amir :

آقای عبدي، اگر آن اوايل انقلاب سنجيده با مجاهدين بر خورد ميشد شايد آنها بمنافقين تبديل نميشدند.

۱۷ تیر ۱۳۸۷ ۲:۵۶ قֽظֽ | Reply

سهش :

از آنجا که احتمالا از نقش مستقل قاضی در خارج از کشور ایران خبر ندارید کل تحلیل قابل مناقشه است.
برای مثال بانک ملی انگلیس بر اساس سیاست اروپا تحریم شد ولی بانک ملی در انگلستان گفت " .... بانک ملی ایران نیز در همین راستا با استفاده از ظرفیت قضایی اروپا شکایتی به دادگاهی ویژه در لندن ارائه کرده است. ...... بنابراین یک شرکت انگلیسی (PLC) که با سرمایه بانک ملی فعالیت می کند شکایت خود را به دادگاه لندن اعلام کرده است. نقل از سایت آفتاب

. در رژیم کشورما هماهنگی و یا حرف شنوی قوا از یک نفر مثبت تلقی میشود پس استفاده از ظرفیت قضایی در یک کشور شبیه جوک میشود ولی بانک ملی انگلیس میداند که میتواند ار این قوانین استفاده نماید. وزیر کشورانگلستان شدیدا مخالف حذف نام مجاهدین از لیست است ولی قاضی مدارک را بلا ارزش میداند. حکم اولیه در مورد مجاهدین سیاسی بود ولی حکم حذف از جانب قضاییه انگلیس است. مخالفت با مجاهدین نمیتواند ربطی به سیستم قضایی انگلیس داشته باشد. مثال دیگر کشور فرانسه که وزارت کشور وقت به منزل رجوی هجوم برد ولی پرونده تا کنون و بعد از 5 سال به دادگاه نرفته زیرا قاضی با دلایل کار دارد و نه به مسایل سیاسی و زد و بند ها. قبول دارم در کشوری که پلیس بدون محاکمه و در مقابل دوربین تلویزیون با باتوم و کتک های منجر به شکستگی- آفتابه گردن برخی میاندازد نگاه به قضا و دادگاه حتی در کشورهای دیگر به این شکل در میاید که شما تحلیل کرده اید.



۱۷ تیر ۱۳۸۷ ۲:۵۸ قֽظֽ | Reply

نیما :

با سلام

در جواب دوستی عزیزی که در خصوص علت اجازه دادن به سازمان مجاهدین و یا هر گروهی همچون مجاهدین ؛ به نظرم رسیدن به یک تعادل سیاسی در کشور و خروج از این وضعیت زنده باد و مرده باد و یا خائن و دلسوز نیازمند برگزاری یک مکانیزم منصفانه تعیین قدرت سیاسی در کشور با حضور تمامی گروهها از مجاهدین خلق تا گروههای چپ و غیره است .فکر می کنم تعیین صلاحیت و رد صلاحیت و نظیر چنین اعمالی منحصرا در اختیار مردم یک کشور است . اگر اجازه دهید من هم سوالی از شما بپرسم فکر می کنید اگر مردم مثلا ده نفر نماینده از این گروه به مجلس بفرستند چه اتفاقی روی می دهد ؟ آیا کشور ما به اندازه لبنان یا عراق ظرفیت سیاسی ندارد ؟
با تشکر

۱۷ تیر ۱۳۸۷ ۱:۰۳ بֽظֽ | Reply

آزادی :

با سلام خدمت آقای محمد حسین

سازمان مجاهدین خلق از سال 1359 تا کنون یکی از خیانت بار ترین و جنایتکار ترین سازمانهای جاسوسی بوده و هست که علیه تمامیت ارضی و امنیتی کشورمان ایران دست در دست متجاوزین به سرزمین ما داشته و دارد ...... اما در عین حال این سازمان در طول همه این سالها وظیفه و کارکرد مناسبی را برای مخالفین ازادی و اجرای نظرات استبدادیشان در داخل حکومت داشته است .... همان طور که برای محکوم کردن و سرکوب هرگونه تقاضای حقی از طرف شهروندان و گرو ه های غیر مسلح داخلی از ابزار نسبت وابستگی دادن آنها به امریکا بهره می برند همان طور هم لازم دارند که شهروندان نگون بخت را به نوعی نسبت یافته با مجاهدین خلق نشان بدهند تا از نفرت مردم نسبت به این سازمان بهر ه ای مثبت نصیب خود نمایند..........
واقعا اگر روزی مجاهدین خلق به این صورت و نسبتهای امروزیشان وجود نمی داشتند روزنامه کیهان( بعنوان ارگان رسمی حکومت ) چگونه می توانست علیه هر حرکت حقی و هرحرف و نقد حقی از طرف اهل فکر دانشجویان و سایر اقشار برای سرکوب و محاکمه شان ابتدا وابستگی شان را به این سازمان نسبت بدهد بعد همه بلایای سیاسی و قضائی را نصیبشان کنند ؟؟؟؟؟
اگر روزی برسد که در ایران انتخابات آزاد برگزار شود اثری از مجاهدین خلق نخواهد ماند این سازمان مخوف در سایه استبداد و دیکتاتوری شکل گرفته و هم چنان با همین علت ادامه حیات میدهد
و.........

۱۷ تیر ۱۳۸۷ ۶:۴۸ بֽظֽ | Reply

سجاد :

سازمان مجاهدین افراد زیادی را از سران جمهوری اسلامی ترور کرد. در نقطه مقابل خانواده های زیادی وجود داشتند که فرزندانی با سن کمشان(بدون رسیدن به رشد سیاسی) منتسب به این سازمان بودند و در جمهوری اسلامی اعدام شدند. پس جمهوری اسلامی هم بیگناهان زیادی را از این گروه از بین برد.
ساختار ایدئولوژیک این سازمان هم که برای همه ملموس هست و افتضاحاتشان بر کسی پوشیده نیست. انسان یاد فیلمهایی از جنس رمان 1984 یا دهکده حیوانات می افتد.
امیدوارم اگر یک فضای باز سیاسی برای همه نیروهای مخالف ایجاد بشه در داخل کشور خطر چنین سازمانهای مرتجع تر از جمهوری اسلامی قابل پیشبینی باشه. هر چند در یک فضای دموکراتیک چنین سازمانی قدرت رشد کردن در برابر اراده مردم را نخواهد داشت مگر اینکه ساختار این سازمان کاملاً دگرگون بشه ولی باز مردم این گروه ضدبشر را فراموش نخواهند کرد.

۱۷ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۱۷ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

جناب ali
گمان مي كنم جديدترين مطلبي كه در بارهء موضوع مورد پرسش خوانده ام در هفته نامهء شهروند امروز بوده است، به همان نشريه رجوع فرمائيد ، بهتر است!ادرس مطلب را در سايتشان پيدا نكردم: http://shahrvandemroz.blogfa.com/
.......................................
جناب نيما
با سلام و امتنان از اظهار لطف تان
به نظر من پيش بيني رخدادهاي اينده في-مابين دولت ايران و سازمان مذكور به دلايلي چند مقدور نيست!به قول اقاي حجاريان ما دچار "بي ايندگي" شده ايم ، يعني هر چيزي مي تواند در ايندهء اين كشور اتفاق بيفتد!
.....................................
شهروند اينده
با سپاس ازابراز لطف فراوان تان.
پرداختن به پرسش مورد نظر جنابعالي نيازمند يك يادداشت مستقل است.انچه شما انتظار داريد مستلزم وجود ساختارحزبي از پائين به بالاست تا در هر دورهء سياسي نيروهاي جديد بتوانند وارد حزب شده و به اندازهء قابليتهاي خود در ان پيشرفت كنند!
در ايران چنين چيزي وجود ندارد.
....................................
جناب سهش
اگر دقت لازم را مبذول بفرمائيد بحث من معطوف به حوزهء سياسي است!در اين حوزه طبعآ ابزارها با قواعد،خواص و ماهيت مختص به خود حركت مي كنند،يعني اگر دادگاه در انجا مستقل است پس دريك معادلهء سياسي پارامتر مذكور به همين صورت وارد مي شود بنابراين حتي با پذيرش فرض شما (يعني استقلال دادگاه انگلستان)،منطقآ نمي توان توانائي بازيگري سياسي دست بالاي دولت ان كشور را منتفي كرد، انهم دولت بريتانياي كبير را!
اما به طور كلي و فارغ از بحث ما ، استقلال دادگاهها در همهء دنيا يك امر نسبي است ودادگاه كشور انگلستان هم از اين حكم مستثني نيست مگر اينكه شما معتقد باشيد كه در غرب و بخصوص انگلستان با يك دادگاه مطلقآ مستقل مواجه هستيد! سير قضائي تصادف منجر به فوت خانم دايانا همسر سابق پرنس چارلز تازه ترين نمونه از همان استقلال ادعائي شماست.
در همان جلسهء پارلمان اروپا،وكيل مجاهدين هم حضور داشته و مي گويد كه وقتي من پرونده را مطالعه كردم ديدم دلايل چنداني براي تروريست خواندن مجاهدين وجود نداشته و من تعجب كردم كه از اول چرا مجاهدين در ليست تروريستها وارد شده است؟
با توجه به اينكه جنابعالي در اين رابطه فرد مطلعي به نظر مي رسيد ايا بهتر نبود بجاي موضوع بانك ملي مستقيمآ دربارهء همين پرونده صحبت مي كرديد و مي فرموديد كه چرا با وجوديكه از اول اشتباهآ انها در ليست تروريستها قرار گرفته بودند و به قول اقاي وكيل اتهاماتشان واضح البطلان و فاقد مدرك بوده است تاقبل از اين نتوانسته بودند نام خود را با مراجعه به همان دادگاه به قول شما مستقل، از ليست تروريستهاي دولت انگلستان خارج كنند؟و يا رفته بودند و نتوانسته بودند! چرا؟وچرا اين اتفاق الان مي افتد؟ اما اكنون كه مجاهدين اين كار را كرده اند ايا مايل نيستند كه دوباره به چنين دادگاه مستقلي برگشته و بر عليه وزارت كشور انگلستان طرح دعوي نموده تا حقوق به ناحق ضايع شده شان را در اين مدت استيفا كنند؟
نظر جنابعالي دربارهء مصاحبهء اقاي دكتر ابراهيم يزدي چيست كه احتمال داده است سازمان اسلحه را به زمين گذاشته اما انرا اعلام نكرده و حكم دادگاه بر اين اساس صادر شده است؟احتمالي كه با همان استقلال قضائي مورد نظر جنابعالي بيشتر جور در مي ايد!
با اين حساب اگر مجاهدين اسلحه را به زمين گذاشته اند واقعآ چرا انرا اعلام نمي كنند؟و نيز چرا علت به زمين گذاشتن ان را بيان نمي كنند؟
اول:
فرض كنيد كه وزارت خارجهء انگلستان به انها گفته باشد كه اسلحه را به زمين بگذاريد و بعد به همان دادگاه مستقل شكايت دهيد و براي رعايت عرف ديپلماتيك به وزارت كشور خودشان هم بگويد كه يك مصاحبهء زرگري راه بيندازد! اين را چه مي گوئيد؟ايا دولتها بخصوص وقتي پاي منافع مهمي در ميان باشد از اين بازيها نمي كنند؟انهم وزارت خارجهء انگلستان!
دوم:فرض بگيريد كه مجاهدين در بن بست دو سويه اند يعني فهميده اند كه در ايران اسلحه جواب نمي دهد و در عراق هم دست و پايشان بسته است و يا صاحب خانه جوابشان كرده است، پس بايد خود را از اين مخمصه نجات دهند، ابزار بي فايده اما مضر (يعني اسلحه ) را به زمين مي گذارند تا جانشان را ازاد كنند اما چون دست پائين را دارند لامحاله مجبورند وارد معاملهء ديگري بشوند!









۱۸ تیر ۱۳۸۷ ۲:۲۶ قֽظֽ | Reply

kave :

salam jenabe abdi khaste nabashid : maghale tahlili jalebi bud, ama inja eshare nashod ke in mojahedine khalgh ke be hgagh dar shekl ghereftan va ya dar piruzie enghelabe iran naghshe besezaie dashtand chera , shodand beselah monafeghin va zede hokumate eslamie iran, aya hame taghsirha bar sare mojahedin va rajavi bud, rasti chera???? aya aghar ba inha aghelanetar amal mishod , ya ba amsale mojahedin , in hame mokhalef hokumate eslami dasht? in haghir fekr mikonam ke na, in hokumat ke afrad ra be khodi , nakhodi va hata nokhodi ghesmat bandi mikonad va hata ba afradi mesle shoma intor barkhord mikonad , va ba har shakhsi ke hata ba masalan yek harfe rahbare in hokumat mokhalef hast hata ba dalile ghuya va dorost, aya bish az in entezar ham mirafte ke mojahedin va amsalehom aslahe bardarand va terror ra pishe konand, vaghean eykash ma kami ham ensaf dashte bashim(az khodam shoru mikonam), albate terror dorost nist che be vasile mojahedin ya gheyre mojahedin, va ya hokumate ha , ma mardom bish az hame az in ranj mibarim ke nemitavanim aghide mokhalef ra tahamol konim, estebdad dar farhanghe jahan sevomi nahadine shode va moteasefane dar iran badtar ham
shode , sokhan besiar hat.movafagh bashid

۱۸ تیر ۱۳۸۷ ۴:۵۶ قֽظֽ | Reply

سعيد :

مجاهد، توده‌اي، فدايي و... چه خوشمان بيايد و چه بدمان بيايد، گوشه‌اي از تاريخ مبارزاتي و سياسي اين كشور را در دهه‌هاي حكومت‌ استبدادي تشكيل داده‌اند و البته طبيعي است كه اشتباهات زيادي هم كرده‌اند، اگر اين نكته را خود اين سازمان‌ها و ديگران درك كنند ديگر نگاه قهرمان مطلق يا شر مطلق به آنها نخواهند داشت. آيا مي‌توان وجود گروه‌هايي را كه هزاران كشته در راه مبارزات ايران داده‌اند يكسره نفي كرد. خوب اشتباه نكرده‌ها كساني هستند كه در خانه‌شان نشسته‌اند. پس منصف باشيم و بدانيم تنها با فحش دادن و بد و بيراه گفتن نمي‌توان مشكلات را حل كرد. ملت ما تنها زماني به سعادت مي‌رسد كه همه اعم از چپ و راست وجود يكديگر را قبول كنند و دائم مثل خروس جنگي به روي هم پنجه نكشند!

۱۸ تیر ۱۳۸۷ ۸:۵۶ قֽظֽ | Reply

یک هموطن :

جنا ب آقای محمد حسین و آقای عبدی:
شما در بند 7 میفرمایید:
همكاري با رژيم جنايتكار صدام حسين در ابعاد گوناگون به بهاي استقرار در خاك ان كشور و كمكهاي مالي انها به اين تشكيلات.

ایا این امکان هست مستندات دقیقتری از این همکاریهای گوناگون به غیر از فیلم ساخته شده توسط جمهوری اسلامی (گرگها (؟واقعا په کسی گرگ در لباس میش است؟)که طبیعی است نمیتوان چندان بدان استناد نمود) و چند مصاحبه که در شرایط خاص صورت گرفته و اکنون بر روی یوتیوپ موجود است ارائه فرمایید؟
به عنوان مثال جناب آقای عبدی ادعا میکنند در عملیات شیعه کشی یا کرد کشی مجاهدین شرکت داشته اند...آیا مدرک متقنی به غیر از آنچه که تبلیغات یکسویه جمهوری اسلامی است مدرکی هست؟ من در دفاع از رژیم بعثی و شخص صدام نیستم که جهان و جهانیان دیدند سرانجام یک دیکتاتور و عبرت آموزیهای آن...اما ااینکه میگویند مجاهدین به عنوان جزیی از نیروهای نظامی بعثی بر علیه مردم عراق دست به کشتار آیا شواهد متقن و بیطرفی هست؟...
برای کشتار زندانیان سیاسی یا اسیرکشی سالهای 60 تا 67 شواهد متقن وجود دارد و نیاز چندانی به جهد بلیغ نیست گورستان خاوران و مادران شهدا نمونه زنده آن است و همچنین عزیزانی که توسط نیروهایی مرموز از بین رفتند و به مجاهدین نسبت داده شد(7 تیر؟ ) و البته مجاهدین هم(8 شهریور) اما مستدعیست شواهد کشتار نیروهای مردمی عراق توسط مجاهدین ارایه فرمایید؟...به عنوان مثال شکایات مردم شیعه یا کرد عراق در دادگاههای بین المللی بر علیه مجاهدین؟....
................................................................
عبدي:
در مورد آن گفتگوها بايد گفت در شرايط خاص يعني چه؟چه شرائطي خاص نيست.اما براي اطلاع شما من براي اطلاع شما بخشهاي كوچكي از اين گفتگوهاي رسمي را با روساي اطلاعات عراق كه در سالهاي مختلف انجام شده در آينده براي شما انتخاب و در اينجا قرار مي دهم تا بدانيد كه اصولا قضيه محدود به كشتار عراقي ها نبوده بلكه اعضاي خودشان را هم تحويل ايران مي دادند تا كشته شوند.
اميدوارم مساله شما با اين اسناد حل شود.

۱۸ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۰۳ قֽظֽ | Reply

اسماعیل :

دوستان گرامی و آقای عبدی
به نظر میرسد که نویسنده شناخت کافی نسبت به مجاهدین خلق و همچنین نهادهای قضائی اروپائی نداشته باشد. مجاهدین خلق همان گروهی هستند- که خوب یا بد- به همراه فدائیان خلق سرنگونی رژیم شاه با استراتژی مبارزه مسلحانه مطرح کردند. این استراتژی البته با روشهای تروریستی و انتقام جویانه برخی از فرقه های مذهبی متفاوت بود. بنیان گزاران مجاهدین خلق همه از درون یک جریان رفرمیستی(نهضت آزادی و جبهه ملی) بیرون آمدند. آنها به لحاظ شخصی و گروهی انسانهای ماجراجوئی نبودند. صرفنظر از موثر بودن یا نبودن این استراتژی مبارزه مسلحانه، در آن زمان بسیاری از سردمداران فعلی بریده بودند و بقول خودشان دیگر سیاست را گذاشته بودند کنار. اگر امکان داشت من میتوانستم دست کم 50 به اضافه 100 نفر را اینجا نام ببرم(اقای عبدی میداند که چرا 50 داستان عفو ملوکانه را میگویم).
بخش عمده ایی از آنها حتی در خواست عفو ملوکانه نموده آزاد شدند. همین جماعت وقتی از قبل امواج انقلاب به قدرت رسید حاضر نشد حتی در رقابتهای انتخاباتی برای مجاهدین و فدائیان محلی از اعراب قائل شود.
شما به اظهار نظرهای بالا نظری بی افکنید تا ببنید که تبلیغات حاکمیت و فضای ایستای سیاسی چه بلائی به سر اهل اندیشه اورده است. اعضای مجاهدین خلق- صرفنظر از هر اتهام و جرمی- هموطنان ما هستند. آنها خود قربانیان یک فرهنگ عقب مانده و ایستا هستند که با مذهب قشری، استبداد ایرانی و بلاخره کیش شخصیت گره خورده است. دوستان اگر قرار است نسخه ایی بنویسید، برای این سه مشکل چیزی بنویسد. و الا تبری جستن از یک فرقه مذهبی که نمونه های آن در مملکت زیاد است چه دردی را دوا میکند. شما اظهار نظرهای برخی از مسئولین را در مجیز گوئی، خرافه و همزمان سر سائیدن بر استان قدرت نگاه کنید آیا تفاوتی میان مجاهدین و آنها می بینید؟
در سطح مکرو، فرهنگ سیاسی ایرانی آمادگی دارد تا هزاران گروه دیگر مثل سازمان رجوی را تولید کند. مقایسه کنید: پهلویسم، رجویسم، حکمتیسم(طرفداران منصور حکمت)، و.... چه حاکم یا محکوم در بن و بنای ساختار، کارکرد، زبان و فرهنگ سیاسی دارای شباهت های اساسی هستند. همه به نوعی سلطنت طلب، فرقه ایی بوده هر کدام به نوعی مذهب قشری را باز تولید میکنند. همه اینها دارای خدایگانی در شکل رهبرند، همه اینها قدرت را موروثی و متمرکز میخواهند، همه این گروه ها هنوز دانش سیاسی را به عنوان دانش آمپریک قبول ندارند، علم سیاست برای آنها همان ایدئولوژی است، همه آنها پوپولیست هستند و بدنه اجتماعی معینی را نمایندگی نمی کنند و..
با تشکر
............................................................
عبدي:
با كليت تحليل شما موافقم.اما در باره مصداق آن نه.زيرا درست است كه همه ما كمابش اسير فرهنگ منحطي هستيم.اما دو فرق اساسي را بايد در نظر گرفت.اول اين كه كساني كه در مقام حكومت هستند طبعا از نظر رفتارهاي مذكور در متن شما مورد انتقاد هستند اما كسي كه بيرون حكومت و در مقام انتقاد است و مي خواهد نان انتقاد به حكومت و دفاع از آزادي را بخورد اصلا قابل قبول نيست كه از اين راه بخواهد نان بخورد و نقدي را نشنود.
تفاوت ديگر اين است كه ما تا حدي از رفتار ناپسند را مي توانيم درك كنيم كه مثلا ناشي از فرهنگ منحط است اما حالتهاي افراطي را چگونه بايد درك كرد جز اين كه افراط در آن رفتار ناپسند را به ويژگيهاي خاص آنان ربط داد.انصافا مجاهدين رجوي از حيث مشكلات مطرح شده در متن شما در دنيا نوبرند و مثلا هيچگاه ابل قياس با فدائي ها نيستند.

۱۸ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۱۸ قֽظֽ | Reply

فاني :

متن مطلب بالا را تا بند شماره‌ي هشت، خواندم، به آنجا رسيدم كه نوشته شده: سازمان چپ داخل هم چنين مشي دارند، كسي نمي‌تواند از بدنه به راس نفوذ كند. همين‌جا سوالي برايم پيش آمده از جناب عبدي، آيا حزب جبهه مشاركت گرفتار چنين ساختاري نيست؟ شكل‌گيري اين حزب، روند گسترش‌اش، و تداوم فعاليت‌هايش، خدايي فرقه‌اي نبوده و نيست؟
آيا بهتر نيست به جاي پرداختن به يك سازمان مرده، و مدفون شده در آوار تحولات سياسي خاورميانه، به حزب مشاركت بپردازيد و گرايش‌هاي فرقه‌اي آن را نشان دهيد، تا سي سال بعد، جوان ديگري، با همين لحن درباره‌ي آن ننويسد؟
هرچند جناب عبدي هنوز چنين جسارتي در شما و دوستان‌تان نمي‌بينم.

۱۸ تیر ۱۳۸۷ ۶:۱۱ بֽظֽ | Reply

جواد :

اگر سازمان مجاهدین، حاضر باشد مانند سایر سازمان های ایرانی، اسلحه را کنار بگذارد، چرا نباید اجازه داشته باشد مثل سایر گروه های مخالف در ایران حضور داشته باشد؟ مگر نمی گوییم ایران برای همه ایرانیان؟
.............................................................
عبدي:
در اين صورت ديگر سازمان مجاهدين خلق رجوي نيست.چيز ديگري است كه طبعا مشكلي كنوني را نخواهند داشت.

۱۸ تیر ۱۳۸۷ ۶:۵۳ بֽظֽ | Reply

محمود :

جناب آقاي عبدي
حتما قبول داريد كه كار سياسي همراه بااشتباه است واين امر ذاتي است قصد دفاع از اين سازمان راندارم كه عملكرد آنان واضح ومشخص است اما اگر به انصاف قضاوت كنيم كدام فرد وياگروه سياسي دراين كشور دچار اشتباه نشده است بهتر است در هرصورت متانت خود رادرعمل سياسي حفظ كنيم و از موضع خدائي وعصمت بامردم گفتگو نكنيم .
.......................................................................
عبدي:
صد در صد درست است .اما حد اشتباه و نيز اصرار بر اشتباه موضوعي است كه موضوع بحث است.ضمنا ميان قصور و تقصير هم بايد فرق گذاشت.

۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۷:۱۷ قֽظֽ | Reply

آزادی :

با سلام
جناب محمد حسین با اجازه شما میخواهم چند جمله ای را با کامنتگذار عزیز (جواد) مطرح کنم.
آقای جواد نوشته اید اگر سازمان مجاهدین اسلحه را کنار بگذارد آیا حکومت انرا مثل سایر گروهها خواهد پذیرفت ؟
دوست عزیز چرا سازمانی را که جنایات زیادی را در حق هموطنان خود روا داشته و به قولی مقدمات آزادی کشی را بیش از بیش برای دشمنان آزادی در نظام نوپای سالهای اولیه انقلاب فراهم کرده را با کسانی در حکومت مقایسه میکنید که خودشان و سیاستها و رفتارشان به قول کامنتگذار دیگر آقای(اسماعیل) موجب خلق دهها گروه دیکر چون مجاهدین خلق شده و میشود!!! هر گروهی در جایگاه خود باید مورد ارزیابی قرار گیرد چه حکومتیها چه گروههای مخالف آنها .صرف مخالفت با دیکتاتور حقانیت نمی اورد
امثال بنده که بدلیل ستمهائی که به اندیشه و اندیشه ورزان شده و میشود وصد در صد از اصلاح در اين ساختار قطع امید کرده ایم دلیل ان نمیشود با گروه هائی هم دلی نشان بدهیم که به لحاظ همه قواعد و عرف بین الملل محکومند..........
آقای جواد توجه داشته باشید 64 سال از پایان جنگ دوم جهانی میگذرد ولی هنوز هم اگر دول متفق مدارکی دال بر همکاری اتباعشان با نازیها بدست آورند او رادر همان سن کهولت و حال زار جلب و دادگاهی میکنند... صدام متجاوز بود و حداقل جنگ ما با او تا خرداد سال 61 و آزادی خرمشهر جنگی دفاعی بوده است و همکاری کنندگان ایرانی الاصل با صدام باید محاکمه شوند حتی اگر این حکومت به پایان حیات خود رسیده باشد...

۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۵۵ قֽظֽ | Reply

sia سهش :

مرقوم فرمودید بن بست مجاهدین که به نظرم ذهنی رسید . متعجب هستم چرا که چند دهه است که اینهارا شنیده ام بعنوان مثال از بهار سال 60 که خط دادند که اسامی و آدرسهای هواداران را جمع آوری کنید و بزودی نسلشان را از بین میبریم...سپس گفتند با طرح مالک و مستاجر تمام میشوند ... در 67 هم که زندانیانشان را از بین بردند ....موشک باران...بمب باران ....لیست تروریستی.....روی کار آمدن سپاه بدر در عراق... دستگیری مریم رجوی.... که هر کدام از این وقایع دولت ها را هم از بین میبرد چه برسد به یک سکت . کسانیکه ابن مراحل را طی کرده اند الان در بن بست هستند؟ اگر قرار است مثلا جریانی را تحلیل کنید حداقل از این یک لغت "بن بست" در باره ایشان استفاده ننمایید . دوست و دشمن از این همه بن بست شکنی در حیرت هستند.
.............................................................
عبدي:
حرف شما متين است.از نظر رجوي سازمان(بهتر است مطابق معيارهاي سازماني بگوييم خودش) به بن بست نرسيده چون اگر بن بس را بپذيرد خود را و در نتيجه سازمان و حتي ايران را نفي كرده است. همچنان كه عين اين استدلال براي جناح خاصي از حكومت هم كاربرد دارد كه نه تنها معتقدند به بن بست نرسيده اند بلكه فكر مي كنند هر روز شكوفاتر از گذشته شده اند و قدرت اول منطقه هستند و براي عالم برنامه دارند.ملاحظه مي كنيد كه اتفاقا اين جناح ذيحق تر در ادعاي خود هستند زيرا در اوج هستند و چنين ادعائي دارند اما رجوي در پادگاني محاصره شده براي خلاصي روز شماري مي كند و مدعي است كه در بن بست نيست!! اما كدام عاقل است كه نداند هر دو طرف به بن بست رسيده اند فقط اين كه هر دو فاقد قدرت درك اين امر بديهي هستند.

۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۴۰ قֽظֽ | Reply

:

یاسلام- پس اکنون یک جناح که دوست و دشمن میداند با این همه پول نتوانست نیاز های کشور را حل کند و هر روز به مشکلات افزوده است ادعای شکوفایی میکند و دنیا اداره میکند.
جناح دیگر هم با وصف اینکه مجلس و دولت را داشت نه تنها نتوانست شکوفا شود بلکه مقدمه ای برای آمدن "دنیا اداره کنندگان "میگردد. در انتخابات اخیر هم که نشان داد هنوز باید مسایل داخلی اش را حل کند.
چیزی که سر هر دو جناح در عالم واقع آمده و به ادعا ها هم ربطی ندارد و قابل کتمان هم که نیست .فقط یک جناح راه های خروج از آنرا بررسی میکند و دیگر جناح حتی باورش هم نمیکند.

ما بیشتر از دو جناح اصلی هم که نداریم. چه دو جناح با امکانات کشوری و ضعیت ذکر شده بالا را دارند. اگر واژه بن بست را نسبی فرض کنیم آیا رواست که از این واژه برای هر سه گروه استفاده کنیم.
...............................................................
عبدي:
چرا روا نيست؟اما راه براي خروج از بن بست هست.

۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۰:۵۶ بֽظֽ | Reply

محمد حسين : در جواب sia سهش

جناب سهش
ضمن تشكر از توضيحات جالب جناب اقاي عبدي!
بنده از "بن بست" گفتم كه در تحليل هاي سياسي واژه اي مرسوم و رايج است مثل"به بن بست رسيدن مذاكرات ايران و غرب در موضوع انرژي هسته اي"كه دستكم چهار سال است انرا هر روز مي شنويم و يا "به بن بست رسيدن مذاكرات اعراب و اسرائيل" كه اين اخري پنجاه سال است كه از راديوها شنيده مي شود و معناي همهء انها، اين است كه بايد منتظر مرحلهء سياسي و يا نظامي بعد بود!سازمان مجاهدين هم مستثني نيست و اكنون بر سر راهش يك بن بست راهبردي قرار گرفته يا قرار داده شده و بايد به نوعي از ان عبور كند يا عبور داده خواهد شد و لو اينكه به قول شما انها يك سكت باشند!سرنوشت فرقهء داويدين در امريكا را كه در خاطرتان هست؟در ان اتش سوزي به كودك شيرخواره هم رحم نكردند.
اما جنابعالي به هر دليلي (كه نمي توانم علتش را بفهمم) از واژهء "بن بست" تداعي "سقوط" كرده ايد!بر عكس، بايد عرض نمايم كه اين سقوط است كه امري ذهني است و نه بن بست!سقوط به همان اندازه ذهني است كه بن بست عيني مي باشد!اجازه مي خواهم اين تفاوت را در قالب يك مثال به شيوهء مجاهدين (كه احتمالآ براي جنابعالي ملموس تر است)طرح نمايم؛
امام حسين در سفر به كوفه و محاصره در كربلا در يك بن بست نظامي قرار گرفت اما جنگيد و به شهادت رسيد!در ان بن بست امام نه تنها سقوط نكرد بلكه اوج گرفت و جاودانه شد حال انكه يزيد گمان مي كرد كه امام سقوط كرد و تمام شد!
بازگرديم به بحث خودمان؛
به عقيدهء منتقدين، سازمان در سال 54در يك بن بست تئوريك قرار گرفت و سقوط كرد و اوج سكانس نمادين ان تراژدي، قتل مرحوم شريف واقفي به دستور تقي شهرام بود كه حتي به جنازه اش هم رحم نكردند و گفته شد كه ان تسويهء ايدئولوژيك دستكم در مورد مرحوم شريف، منشائي غير ايدئولوژيك نيز داشته بود.
با همهء اينها همانگونه كه در اغاز يادداشتم گفته ام بحث من دربارهء گذشتهء سازمان نبوده است چرا كه به طور متديك جز در حد مقدمه يا اضطرار با امتزاج و اختلاط مباحث تاريخي با تحليل موضوعات رئال پالتيك ميانهء چنداني ندارم و غالبآ ان مباحث را گمراه كننده ، بي سرانجام و عامل بي نظمي تحليل مي دانم.

۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۶:۲۵ بֽظֽ | Reply

اسماعیل :

با سلام
آنانی که پیدایش، پویش و فرسایش سازمان مجاهدین خلق را در این 4 دهه زیر نظر داشته اند میدانند که این سازمان در دوره رهبری رجوی یعنی از سال 55 تا به این سوی به قول یروند آبراهمیان از یک جنبش اجتماعی به یک فرقه مذهبی تبدیل شد. بنیان گزاران این سازمان از منتقدین نظامی سیاسی اقتدار گرا و متمرکز سلطنتی، دین قشری، وابستگی به امپریالیسم بودند. کمدی تاریخ این است که هر جریان سیاسی ای که در ایران تشکیل میشود علیرغم هر تلاشی در نهایت خود را در استبداد ایرانی نشان میدهد. نمونه کلان آن انقلاب ایران و نمونه خرد آن مجاهدین خلق هستند. امروز مجاهدین خلقی که روحانیون را به ارتجاعی بودن متهم می کردند، مراسم سینه زنی بر پا میکنند، رجوی خود را «امام زمان» می خواند، بازجوئی جنسی در درون تشکیلات امر رایجی است و اعضاء باید پاسخ دهند که چرا با آن خواهر و این خواهر سلام علیک میکنند. این طرح امنیت اخلاقی ناجا و .. در تشکیلات از چند سال پیش اجراء شده است. افراد میبایست از چگونگی رویاها و خواب هائی که دیده خود به مسئولین خود گزارش دهد(شاید برای آقای عبدی باور کردنی نباشد ولی حقیقت دارد). اگر زن و مردی قرار است با ماشین وانت بجای بروند مرد باید در پشت ماشین بنشیند و زن رانندگی کند و. دست بوسی و حتی بروی پا افتادن البته امر شایعی نیست ولی در مواردی دیده شده است.البته مسئله تنها به مجاهدین خلق خلاصه نمی شود. یک جریان کمونیسی که ظاهر باید مخالف مظاهر خرافی مذهبی باشد را به دقت تحلیل کنید. مثلا حزب کمونیست کارگری این جماعت از نظر بسته بودن فکر تفاوت چندانی با مجاهدین ندارند. وقتی منصور حکمت فوت کرد جائی در لندن در کنار قبر مارکس را به عنوان مزار او در نظر گرفته شد. عکس های این رهبر نابغه که به قول آنها برجسته ترین رهبر و نظریه پرداز کمونیسم در تاریخ است در دفاتر آنها وجود دارد. از گفته های او کتاب ها جمع آوری شده و همچون کتاب قرمز مائو و یا نمونه های وطنی ماموریت برای وطنم و نوع تازه تر آن یعنی ...استفاده میشود. شباهت معنا داری که میان این فرقه ها وجود دارد می بایست زنگ خطری باشد برای یک تحلیل عمیق و انتقادی رجوی و حکمت و رضا پهلوی و..در کنار گوش ما در خانه من و شما در حال باز تولید شدن هستند. نظام اجتماعی ایران و نظام آموزشی و پرورشی آن بشدت در تولید این فرهنگ است. بنابراین کل جامعه ایران در بن بست است چه آنکه با خشونت فرهنگی و چماق داری گروه های دیگر را از حقشان محروم کرد و چه آن گروهی که با خشونت سلاح به ترور فیزیکی متوسل شد. موقعی که عباس میراز در جنگ با روس شکست خورد ایرانیان تازه کمی با بن بست تاریخی خود آشنا شدند. اینک یک بحران بزرگ تر لازم است که پرده از روی 30 سال بن بست را کنار بکشد. مقایسه کمی در زمینه اقتصاد، تولید علم و رعایت حقوق بشر و.. با سایر کشورها بن بست جامعه ایران را به نمایش میگذارد. شما مقایسه کنید ترکیه و ایران را از نظر تکثر سیاسی، تعامل با دنیا و بخصوص اروپا، رعایت حق بشر، رشد اقتصادی، تراز پرداختها، تورم، نرخ برابری ارز، نرخ بیکاری، پیشرفت تکنولوژیک و .. اثرات سیاست های غلط تازه 30 سال آینده فعلیت می یابند.
............................................................
عبدي:
اگر مي شد فيلم برنامه ها و رفتارهاي مجاهدين در قضيه انقلاب ائدئولوژيك را چون فيلم مذاكرات با رئيس اطلاعات عراق داشت و منتشر مي كرد آن وقت معلوم مي شد كه با چه فرقه‌اي روبرو هستيم.

۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۸:۲۵ بֽظֽ | Reply

یک هموطن :

جناب آقای عبدی
لطفا این مطلب یا بخشهایی که از نطر تان مفید است را در لینک خود برای قضاوت بینندگان قرار دهید...این مطلب از روزنامه اعتماد است...همانطور که جنابعالی اذعان دارید در فضای مجازی سانسور معنی ندارد

...........................................................
عبدي:
دوست عزيز در فضاي مجازي سانسور معنا ندارد چون همه افراد به هر سايتي دسترسي دارند.اما اين كه بخواهيم هر مطلبي را در هر جايي قرار دهيم معنايش اين است كه ديگران آن را نخوانده اند و برايشان تعيين تكليف مي كنيم.جون سانسور نيست همه خوانندگان به همه آن چيزهائي كه دسترسي دارند اينها هم دسترسي دارند و لذا نگران سانسور نباشيد.حتي اگر مطلب ارسال كرديد كه من منتشر نكردم مي توانيد به سهولت آن را در ده جاي ديگر منتشر كنيد و هر كس خواست مطالعه كند.بنابر اين از بي معنا بودن سانسور در اين فضا نتيجه معكوس نگيريم.

۲۰ تیر ۱۳۸۷ ۵:۴۷ قֽظֽ | Reply

SIA :

همچنانکه واژه مترقی تبدیل به خمرهای سرخ شد اکنون هم نویسنده با تحلیلی قصد داشت که مجاهدین را به عنوان جریانی که در بن بست گرفتار شده نشان دهند من با نقل خلاصه اخبار که همه به نحوی مطلع میباشند آدرس بن بست نشینان را دادم و یکباره واژه ای که قرار بود نشانگر ذلت مجاهدین گردد تبدیل به عزت بن بست نشینان شد
( آن هم با زدن مثالی از سالار شهیدان و خلط کردن بن بست فیزیکی با ین یست استراتژیکی)
جناب عبدی هم به دنبال فیلمهای درونی مجاهدین هستند تا بهتر و بیشتر ومفید تر توضیح بدهند . اما به برکت اینترنت هرروزه فیلم های مختلف شیفتگان خدمت (به اخلاقی ترین رژیم حکومتی در جهان) منتشر میشود آن هم نه از جانب دشمنان بلکه ازجانب دیکر شیفتگان خدمت.
و در نهایت مسعود رجوی قاتل شهید مجید شریف واقفی هم بوده همچنانکه سيدکمال سجادي در نشست خبري با خبرنگاران گفت بخشي از جريان دوم خرداد که در سال 78 در دولت و مجلس ششم از جايگاه ويژه يي برخوردار بودند در روز 18 تير موجب بي اعتمادي مردم نسبت به خودشان شدند.

۲۰ تیر ۱۳۸۷ ۳:۰۹ بֽظֽ | Reply

:

- مريم عضدانلو براي چندمين بار به پارلمان اروپائي رفته و اين اولين بار نبوده است.
- تفاوت سفر مرحوم احمد شاه مسعود و ميردامادي با سفر مريم قجر عضدانلو به پارلمان اروپائي اين است كه دو نفر اول با دعوت رسمي پارلمان اروپائي از اين نهاد ديدن نموده اند اما رئيس فرقه رجوي در سه سفر خود به پارلمان اروپائي صرفا بنا به دعوت شخصي يك يا معدودي از نمايند
گان پارلمان و در ظرفيت شخصي آنها از اين نهاد ديدن نموده است. ضمن اينكه موكدا بايد روشن شود مريم قجرعضدانلو در هر سه سفر خود در هيچيك از جلسات اصلي و فرعي پارلمان سخنراني ننموده بلكه در جلسات خصوصي ميزبان يا ميزبانانش سخنراني نموده كه از نظر پارلمان اروپائي ابدا رسميت ندارند

۲۲ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۵۳ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/935