آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۲۳ تیر ۱۳۸۷

برنامه آینده مقدم بر رئیس جمهور آینده(آقاي پدرام)

برخورد با پديده هاي گوناگون اجتماعي و اقتصادي موجود در متن زندگي مردم، مطالعه گزارشات آماري و تحليلي رسمي و غيررسمي، مرور صفحات روزنامه هاي داخلي و خارجي و مشاهده مجادلات سياسي و اجتماعي، حاكي از ابتلاء ايران امروز به انواع بي عدالتيها، فقر، توليد ودرآمدسرانه نازل، بيكاري، تورم، انواع فسادها،‌ تبعيض، معضلات گوناگون اجتماعي و فرهنگي و ضعف و ناتواني در برابر قدرتهاي بين المللي، در اندازه هاي قابل توجه و بعضاً فراگير است. البته اين وضعيت مختص امروز نبوده و بر خلاف ادعاي متوليان حكومتي ديروز و پريروز و پس پريروز و برخي طرفداران آنها،‌ در ايام زمامداري آنان نيز وضعيت جامعه ايراني كم و بيش اينچنين بوده است.
اينك و در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم :
دسته اي از فعالان سياسي اصولاً آنچه كه گفته شد را قبول ندارند و معتقدند كشور در شرايط بالنسبه خوبي قرار دارد و مسؤولين و مديران خوبي بر سركارند و خوب هم كار مي كنند و مشكلاتي هم كه موجود است مربوط به اجرائيات و امورجزئي و كم اهميت بوده و براحتي قابل حل است و اگر هم تخلفي صورت مي گيرد در رده هاي پائين است. برخي از اين افراد حتي پا را فراتر گذاشته و بر اين باورند كه كشور در حال حاضر در بهترين شرايط اقتصادي و اجتماعي در مقايسه با گذشته و همچنين ساير كشورها قرار داردوادعا ميكنندكه براي اداره كل دنيا برنامه دارند.راهبردهاو سياستهاي آنان براي اداره كشور پياده شدن مو به موي اسلام است چرا كه تصور مي كننداسلام براي همه امور زندگي بشر برنامه دارد.
دسته ديگري از فعالان سياسي، با درجات متفاوت به وضعيت نابسامان كشور با تأكيد بر حوزه هاي اقتصادي اذعان دارند. عقيده دسته مزبور بر اين است كه ساختارها و سياستگذاريهاي كلان در بوجود آمدن وضعيت موجود نقشي ندارند و عامل اصلي را در اين زمينه ناكارآمدي و ضعف مديريت مي دانند.
دسته ديگري از كنشگران سياسي، معيوب بودن ساختارهاي حقيقي و حقوقي قدرت را عامل مشكلات موجود مي دانند. برخي از آنان، ساختارهاي حقيقي قدرت را در اين زمينه مهمتر و مؤثرتر تلقي مي كنند و برخي ديگر، به ساختار هاي حقوقي اهميت بيشتري مي دهند.
برخي از افراد و گروهها نيز هستند كه برحسب مورد و صرفه و صلاح شخصي و باندي كه براي خود تشخيص ميدهند درباره وجود و يا عدم معضلات يادشده به اظهار نظر مي پردازند. اينان كساني هستند كه فقط به دنبال خود قدرت و يا مشاركت با ديگران در اين زمينه هستند و لذا چند صباحي طرفدار دموكراسي ميشوند، مدتي داعيه دار مديريت كارآمد مي گردند، زماني پرچمدار اقتصاد آزاد مي شوند، در مواقعي خود را سينه چاك آزاديهاي اجتماعي جا ميزنند و... . البته هر سه دسته قبلي نيز كمابيش، به خود قدرت و منافع شخصي و گروهي ناشي از آن عنايت دارند و اينگونه نيست كه صرفاً بخاطر دغدغه هاي اجتماعي و انساني و با انگيزه خدمت به كشور وارد عرصه فعاليتهاي سياسي شده باشند.
تكليف دو دسته اول و دسته چهارم براي انتخابات رياست جمهوري دهم تقريباً روشن است و بدرستي به دنبال مشخص نمودن كانديداي مورد نظر خود براي انتخابات رياست جمهوري آينده هستند چرا كه دسته اول برنامه معيني دارد و به دنبال اجراي آن برنامه در كنار تأمين منافع گروه متبوع خويش است و دسته دوم و چهارم نيز به دنبال فردي مي گردند كه در چارچوب ساختارها و سياستگذاريهاي كلان موجود كارآمد باشد و همچنين بتواند منافع باندهاي مربوطه را تأمين نمايد.
بخشهائي از دسته سوم نيز كه تصميم به سكوت گرفته اند(و منتظر ايجاد مسيرهاي جديد، يا اعتراضات اجتماعي و انقلابي و يا خسته شدن خود حاكميت از وضع موجود اند)و يا پيگيرنافرماني مدني هستند و يا به دنبال ديده باني جامعه مدني رفته اند و يا در پي تشويق قدرتهاي خارجي براي فشار و احياناً حمله نظامي به ايران مي باشند، تكليفشان در ارتباط با انتخابات رياست جمهوري آينده تقريباً روشن است و به احتمال زياد در اين انتخابات شركت نمي كنند و لذا نيازي به معرفي كانديداي انتخابات رياست جمهوري ندارند.
اما بخشهاي باقي مانده از دسته سوم، نه سياست سكوت، نافرماني مدني، حمله خارجي و اعتراضات اجتماعي و انقلابي را مفيد و مؤثر و عملي مي دانند، نه افكار دسته اول را مي پذيرند ونه اينكه معتقدند مشكل كشور در ناكارآمدي و ضعف مديريت است. ولي در عين حال آسيب شناسي مسؤولانه اي نيز از دوران هشت ساله حضور خود در بالاترين سطوح قدرت ارائه نمي دهند و برنامه اي هم براي رفع عيوب موجود در ساختار حقيقي و يا حقوقي قدرت عرضه نمي دارند. علي رغم اين موضوع، مشاهده ميشود كه برخي ازدست اندر كاران اين گروه، درپي قانع كردن رئيس جمهور قبلي براي نامزدي انتخابات آينده رياست جمهوري هستند.
معني و مفهوم چنين رفتاري چه مي تواند باشد؟
يك معني اينگونه رفتارها، تلاش براي كسب كرسي قدرت بخاطر خود قدرت و منافع حاصل از آن تحت لواي اصلاح طلبي مي تواند باشد كه با توجه با كارگل خوانده شدن سياست از سوي رهبر معنوي گروههاي يادشده و دلايل ديگر، اين گروهها قاعدتاً چنين انگيزه اي را براي رفتار موجود خود قبول نخواهند داشت.
ممكن است گفته شودكه برنامه آنان سماجت درعين خودداري ازدرگيري با حاكميت(و به قول حجاريان،گردش به راست)است تاحساسيتهاي جناح مقابل وبرخي از اشخاص و نهادهاي مستقل بي جهت برانگيخته نشود و آنان بتوانند در سايه چنين آرامشي اقدامات اصلاحي خود را با طمأنينه و سلامت پيگيري نمايند. البته در عمل هم به نظر ميرسد كه يكي از برنامه هاي اصلي آنها همين است و چنين برنامه اي را در لابلاي گفته ها و نوشته هاي مرتبطين گروههاي مورد بحث مي توان شناسائي كرد، اما چون از يك سو به مفيد و مؤثر بودن چنين برنامه اي اطمينان ندارند و مي دانندكه قانع كردن مردم هم براي قرار گرفتن در پشت سر چنين برنامه اي بسيار دشوار است و از سوي ديگر در صورت آشكار كردن اين امر حساسيتهاي طرف مقابل حتي بيشتر از قبل برانگيخته ميشود لذا از بيان صريح و تبليغ آن به عنوان برنامه كاري خود پرهيز مي كنند. بنابراين، بود و نبود چنين برنامه اي در عمل يكسان بوده و نمود بيروني آن براي رأي دهندگان عام بي برنامگي وبراي رأي دهندگان خاص،كم صداقتي، منفعت طلبي، قدرت طلبي، تذبذب و بي برنامگي است.
برنامه ديگري كه به نظر ميرسد گروه مورد بحث در اذهان خود دنبال مي كند ولي چون برنامه قبلي، آشكار كردن آنرا مضر به حال خود مي دانند آن است كه فعلاً رئيس جمهور مطلوب خودمان را به رياست جمهوري برسانيم و قدرت را بدست بگيريم آنگاه فرصت هست كه برنامه ريزي كنيم و به اصطلاح بعداً يك كاريش مي كنيم. بود و نبود چنين برنامه اي نيز عين هم بوده و نشانه بي برنامگي، بي صداقتي، فرصت طلبي و قدرت طلبي است.
با اتخاذ چنين روشهاي قيم مآبانه و استبدادي در مواجهه و تعامل با جامعه، از سوي كساني كه خواستاربرچيده شدن استبداد از جامعه هستند روشن است كه نتيجه اي حاصل نخواهدشد و اعتمادي جلب نخواهد گرديد و اعتماد نيز از بين خواهدرفت و در صورت موفقيت در انتخابات نيز نهايتاً در بزنگاههاي اصطكاك منافع ميان قدرتمندان و رأي دهندگان، اراده هاي مدعي طرفداري از مردم، جانب قدرتمندان را خواهند گرفت.
براي برون رفت از اين وضعيت، چاره كار در مقدم داشتن"برنامه آينده" بر "رئيس جمهور آينده"وجايگزين نمودن سياست ورزي صداقت محوربجاي سياست ورزي قدرت طلبانه، فرصت طلبانه و بي برنامه و بازسازي اعتمادهاي ازدست رفته باطي مراحل زير است:
1-خودداري سازماني از رفتار و گفتار اعتمادسوز با پرهيز جدي ازضد و نقيض و خلاف واقع گوئي
2-آسيب شناسي سازماني منصفانه و صادقانه دوران حضوردرقدرت با معيار قراردادن برنامه هاي شعار داده شده و نه مقايسه فعاليتهاي انجام شده باعملكرد دولت بعدازخود. اينكه تمامي مشكلات به گردن امثال برخي نويسندگان و روزنامه‌نگاران و چند مقاله اي كه نوشتند و بدون اينكه دفاعي از آنها بشود عواقب آنرا هم متحمل شدند انداخته شود ولي نامي از رؤساي قواي مجريه و مقننه با آنهمه امكانات و اختياراتي كه داشتند در ميان نباشد به وضوح كاري غيرمنصفانه، ناجوانمردانه، فرصت طلبانه و كاسب كارانه و طبعاً اعتماد سوز است.
3-به بحث گذاشتن نتيجه آسيب شناسي فوق درجمع آنانكه قراراست اعتماشان بازسازي شود. روشن است كه گفته هائي چون"اصلاحات تئوري نداشت"، "استرتژي آقاي خاتمي كامل تر از ما بود"، "برخي تندرويها باعث وضعيت فعلي است"، "هر 9 روز يك بحران داشتيم"و "مي شد در انتخابات مجلس هفتم بهتر عمل كرد"واجد هيچگونه خاصيت آسيب شناسانه اي نيستند و به نظر ميرسد كه به منظور فرافكني، فرار از پاسخگوئي و توجيه اقدامات قبلي و آتي مطرح ميشود.
4-طراحي برنامه اي قابل فهم، ‌مشخص و مختصر مبتني بر نتايج آسيب شناسي صورت گرفته و به تفكيك فرآيندهاي قبل از انتخابات، حين انتخابات و پس از انتخابات، نه اينكه ديواني بنام برنامه ارائه شود همانگونه كه براي انتخابات مجلس هشتم ارائه شد.
5-يافتن فردي كه آمادگي، توانائي، مسؤوليت پذيري و شخصيت اجراي برنامه تهيه شده را داشته باشد و معرفي او به جامعه و تلاش براي به رياست جمهوري رساندن او. نه اينكه با التماس و اجبار، فردي به نامزدي برگزيده شود بدون آنكه بر سر اجراي برنامه اي معين با او تفاهم شده باشد. در اين صورت طبعاً فرد برگزيده پس ازموفقيت در انتخابات، تمامي اختيارات را تصاحب خواهد كرد ولي مسؤوليتي را درقبال برنامه هاي مورد نظر بر عهده نخواهد گرفت و بازنده نهائي در اين ميان، درنهايت رأي دهندگان خواهندبود.
روشن است كه اگرامكانات مادي، سازماني و سياسي براي اجراي موفقيت آميز بند 5، دراختيارنبود آنگاه بحث انصراف از فعاليت انتخاباتي و يا ائتلاف مطرح ميشود كه در صورت دوم، بايد مشخص شده و با افكار عمومي در ميان گذاشته شود كه از چه بخشي از برنامه بند 4، صرفنظر شده و در مقابل آن چه امتيازي دريافت مي گردد.
قرباني كردن فرآيند فوق به پاي تصاحب نسيه قدرت در انتخابات رياست جمهوري 88، بزرگترين ومتأسفانه محتمل ترين اشتباهي به نظرميرسد كه ميتواند براي گرايشهاي مورد بحث از دسته سوم كنشگران سياسي متصور باشد. در صورت غفلت از اين موضوع و ثبت شكستي ديگر در انتخابات رياست جمهوري آينده براي آنان كه با روند موجود احتمال آن كم نيست همين سازمان نيم بند حزبي كه برخي از گروههاي مزبور از آن برخوردارند نيز از هم خواهد پاشيد.
در اينجا مناسب است مطلبي نيز در مورد برنامه اي كه ميتواند مطرح شود بيان گردد. سالهاي سال است كه در ايران، شؤون مختلف زندگي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي مردم، بصورت مستقيم وغيرمستقيم و نهادي با روندي فزاينده تحت كنترل حكومت است. اين پديده را ميتوان از طريق مقايسه بزرگي دولت با بزرگي كل اقتصاد ايران به وضوح حس كرد. بررسي روند تغييرات حجم دولت و حجم اقتصاد ايران درطي سالهاي 56 تا 85، حاكي از آن است كه رشد حجم دولت همواره(بجز در برخي از سالهاي مقطع جنگ 8 ساله آنهم بصورت ناخواسته)، بيشتر از رشد حجم كل اقتصاد بوده است و اين روند تا بدآنجا پيش رفته كه در سال 85، بودجه كل كشور تنه به تنه كل اقتصاد ايران زده ونسبت آن به توليد ناخالص داخلي كشور به رقم بي سابقه 0.95 رسيده است(اين رقم در سال 83، حدود 0.75 بوده).
بنابراين حكومت درايران، متغير مؤثر اصلي وعمده درموردمعضلات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي گفته شده در مقدمه اين يادداشت است. اما علي رغم داشتن اين همه قدرت و امكان تأثير گذاري بر شؤون گوناگون زندگي مردم، حكومت معمولاً و عملاً مسؤوليتي دراين زمينه برعهده نمي گيردوكمترين پاسخگوئي را دربرابر جامعه بر نمي تابد. زلزله در بم،‌ دهها هزار نفر را به كام مرگ مي كشد ولي حكومت كه قبلاً منابع قابل توجهي را تحت عنوان عوارض براي نظارت و ... از ساختمانها گرفته است يك عذرخواهي ساده از مردم نمي كند كه هيچ بلكه بخشي از كمكهاي خارجي به زلزله زدگان سر از بعضي نهادهاي حكومتي در تهران درمي آورد، رئيس دولت فردي را در ملأ عام به اختلاس متهم ميكند و چند هفته بعد همان فرد را مأمور برنامه ريزي براي اصلاحات در حوزه فعاليت او ميكند و آخ هم نمي گويد، قطعنامه شوراي امنيت را ورق پاره اعلام مي دارد ودرعين حال تورم را ناشي از تحريمها دانسته و دولت خود را در اين زمينه بي تقصير معرفي ميكند، به وزير مربوطه دستور ميدهند كه نبايد قيمت نفت خام كاهش يابد ولي در كمال شجاعت تورم موجود را وارداتي مي دانند،فردي مدعي تخلف مالي برخي از اشخاص حكومتي ميشودولي مدعيان هميشگي مبارزه بافساداقتصادي بجاي بررسي درستي يا نادرستي ادعاهاي آن فرد خود او را متهم به فساد كرده و كساني را كه امكان دستيابي او به اطلاعات چنين تخلفاتي را فراهم كرده اند تنبيه و بركنار ميكنند. طنز روزگار هم آنجاست كه از خطاب قرارگرفتن با عنوان "مقامات" ناراحت ميشوند و خود را "مسؤولين"مي دانند!
نتيجه آنكه، چالش اساسي جامعه ايراني، "قدرتمندي فوق العاده حكومت"در كنار "پاسخگو نبودن فوق العاده حكومت"است(عدم تعادل ميان مسؤوليت و قدرت).
به نظر ميرسدكه دوچيزباعث شده تاحكومت درايران بتواندپيوسته برقدرت خود بيافزايد و از مسؤوليت پذيري و پاسخگوئي خود بكاهد:
1-استقلال مالي حكومت از مردم(عامل ساختاري اقتصادي)
2-وحدت حقيقي و تاحدي حقوقي قوا(عامل ساختاري سياسي)
اگر گرايشهاي موسوم به سياست ورز دسته سوم فعالان سياسي، اين مسائل را قبول دارند كه فكر ميكنم دارند(و گرنه لوايح دوقلو را ارائه نمي دادند)، بهتر است منافع گوناگون و مصالح ديگر شخصي و گروهي و بعضاً نوستالژيك را كنار گذاشته و اين موضوع را به وضوح بيان كرده و بشكافند و براي عبور از آن برنامه اي كارآمدارائه نمايند.
تصور من اين است كه اگر كانديداي رياست جمهوري آينده، برنامه زير را براي خود برگزيند، سياستمداري قوي، مسؤوليت پذير و آشنا به فضاي سياست حقيقي در جمهوري اسلامي باشد و تا شش ماه مانده به انتخابات، شروع به فعاليت جدي انتخاباتي كند در حالت عادي هم تأييد صلاحيت ميشود، هم رأي مي آورد و هم امكان تحقق بخش قابل توجهي از اين برنامه را دارد:
الف - برنامه اصلي و استراتژیک
استراتژی یاراهبرد:افزايش پاسخگوئي حکومت دربرابرمردم ازيك سو و تمركززدائي از قدرت حكومت از سوي ديگر(ايجاد تعادل ميان قدرت و مسؤوليت)
سیاستهاي راهبرد فوق به ترتیب اولویت :
اول:انتقال منابع حاصل از فروش نفت خام از بودجه دولت به بودجه خانوار
دوم:اصلاح درقانون انتخابات مجلس خبرگان بگونه اي كه هر کسی که نماینده مجلس خبرگان میشود اولاً، بایدحداقل 30درصد آرای به صندوق ریخته شده در استان مربوطه را کسب کند ثانياً، غيرازنمايندگي مجلس خبرگان هيچ پست رسمي و غيررسمي در حكومت نداشته باشدوثالثاً، کسب هر گونه درآمدی از محلی غیر از نمایندگی مجلس خبرگان برای او ممنوع باشد
تذكر: به منظور پايدار سازي دستاوردهاي حاصل از سياستهاي اول و دوم، اتخاذ دو سياست تكميلي"واگذاري تعيين رئيس و اداره قوه قضائیه به مجلس خبرگان"در مراحل بعدي و "توسعه کمی و کیفی فعالیتهای مدنی بخصوص فعالیتهای حزبی و مطبوعاتي"ضروري است.
ب - برنامه فرعی
عناوين طرحهاي عملياتي خاص در مورد مقولات مهمی چون نظام قیمتها، آموزش عمومی و عالی، مسکن، بازارهای پولی و مالی، نظام اداري و ...
به زعم بنده، سياست دوم در صورت تبيين درست، توانائي بازگرداندن اعتماد نخبگان و طبقه متوسط و به دنبال آن بقيه اقشار جامعه را دارد و ميتواند رأي قابل توجهي جذت نمايد. ولي سياست اول چنين تواني را ندارد چرا كه به نظر ميرسد بسياري از نخبگان وطبقه متوسط جامعه به خاصيت تخريب كنندگي نفت برعقلانيت تصميم گيري درميان سياستمداران اعتقاد چنداني ندارند.هر چند ميزان تأثير گذاري آن بسته به شيوه طرح سياست مزبور ميتواند متغير باشد. البته به نظر ميرسدكه اين سياست در ميان ساير طبقات جامعه رأي قابل توجهي دارد. شاهداين مدعا اينكه، آقاي كروبي در انتخابات گذشته عمده رأي خود را در استانهاي محروم بدست آورد. اما در عوض، سياست اول كارائي بالاتري در جهت پاسخگو كردن قدرت و تمركز زدائي از آن دارد و لنگر مطمئني براي تداوم اين امر مي تواند باشد. به هر حال تركيب اين دو سياست بسيار راهگشا به نظر ميرسد.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

اقدامی :

و بالاتر از اینها
تقدم احترام به مردم و نظرات مردم بر برنامه هایی که ممکن است فقط حرفی باشد و هیچ ضمانت اجرایی شدن نداشته باشد

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۵:۱۰ بֽظֽ | Reply

:

خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۵:۱۵ بֽظֽ | Reply

سروش :

اصل قضییه همین معنی است :
يك معني اينگونه رفتارها، تلاش براي كسب كرسي قدرت بخاطر خود قدرت و منافع حاصل از آن تحت لواي اصلاح طلبي مي تواند باشد

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۵:۱۷ بֽظֽ | Reply

اصول و مبانی اصولگرایی چیست؟ :

دبير کل جامعه اسلامى فرهنگيان:
اصولگرايان پشت احمدى نژاد را خالى نمى گذارند
دبيرکل جامعه اسلامى فرهنگيان با بيان اينکه دکتر احمدى نژاد را اصولگرا و موفق مى دانيم ، گفت: در صورت کانديداتورى دکتراحمدى نژاد اصولگرايان پشت ايشان را خالى نخواهند گذاشت.عزت الله دهقان در گفتگو با مهر با بيان اينکه اصولگرايى يکى از موازين مهم در کشور ماست گفت: کسانى که معتقد به اصول انقلاب و اسلام و به مبانى و ريشه هاى اصلى اعتقادى پايبند هستند جزء اصولگرايان به حساب مى آيند، چه با تابلو و آرم مشخص سياسى و چه از عامه مردم.وى ادامه داد: انتخابات هاى گذشته نشان داد اکثريت قاطع مردم ايران به اصول و مبانى اصولگرايى پايبندند و به اسلام ولايت فقيه و قانون اساسى عشق مى ورزند.دبير کل جامعه اسلامى فرهنگيان با بيان اينکه تشکل متبوعش يکى از 14 تشکل عضو جبهه پيروان خط امام و رهبرى است تصريح کرد : جبهه پيروان خط امام و رهبرى همان طور که در انتخابات گذشته در قالب جبهه متحد اصولگرايان فعاليت خود را دنبال کرد در انتخابات آينده هم همين تجربه را استفاده خواهد کرد و اين تجربه موفق را به اين زودى از دست نخواهد داد .

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۵:۲۱ بֽظֽ | Reply

چرا که نه؟!! :

گزارش ويژه كيهان از بحران مرجعيت در جبهه اصلاحات مجمع روحانيون مبارز: محور وفاق يا اهرم انشقاق؟!

سرويس سياسي-
حمايت زودهنگام مجمع روحانيون مبارز از كانديداتوري سيدمحمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري آينده، در شرايطي صورت گرفت كه اضلاع مختلف اين جبهه پرژنرال هريك ترويج و تبليغ كانديداي مطلوب خود را در دستور كار قرار داده است؛
حزب مشاركت، سازمان مجاهدين انقلاب و مجمع روحانيون مبارز حمايت از سيدمحمد خاتمي را دنبال مي كنند، حزب كارگزاران حمايت از چهره هايي نظير حسن روحاني، محمدرضا عارف و محمدعلي نجفي را به مصلحت يافته، حزب اعتماد ملي بر كانديداتوري مهدي كروبي دبيركل خود اصرار دارد و جريان موسوم به تحريمي ها هم از كانديداتوري عبدالله نوري سخن مي گويد.
واضح است كه با اين طيف بندي وسيع درون مدعيان اصلاحات، حمايت مجمع روحانيون مبارز از سيدمحمد خاتمي، باعث مي شود كه جايگاه اين مجمع روحاني از مقام شيخوخيت و افتاء جبهه اصلاحات به يكي از طرفين دعوا فرو كاسته شده و مجادله اي نوين در درون اين جبهه پرفرمانده صورت گيرد. اجازه دهيد برخي از اين مجادلات را با هم مرور نماييم:
سياست مجمع روحانيون باعث انشقاق اصلاح طلبان
در انتخابات آتي است
رئيس شاخه روحانيون حزب اعتمادملي گفت: مجمع روحانيون مي بايست محوريت اتحاد و انسجام اصلاح طلبان را برعهده مي گرفت، ولي نحوه طرح گزينه آن ها اشتباه بود و اين امر موجب مي شود كه ساير گروههاي اصلاح طلب نيز كانديداي خاص خود را بدون اجماع معرفي كنند.
سيدعلي ميرهادي عضو شوراي مركزي حزب اعتمادملي در گفتگو با خبرگزاري فارس، با اشاره به انتخابات رياست جمهوري آينده با بيان اينكه هنوز سخن گفتن از انتخابات آتي زودهنگام است، گفت: اصلاح طلبان ابتدا بايد ائتلاف و اتحادي در ميان خود ايجاد كنند و سپس گزينه هاي مدنظر خود را به جريان اصلاح طلب معرفي و براي آن نظرخواهي كنند.
ميرهادي با انتقاد از معرفي يك جانبه كانديدا از سوي «يك يا دو » حزب خاص اصلاح طلب اظهار داشت: مجمع روحانيون مبارز با سابقه اي كه در بين گروه هاي اصلاح طلب داشت، مي بايست محوريت اتحاد و انسجام اصلاح طلبان را برعهده مي گرفت، ولي نحوه طرح گزينه آنها اشتباه بود و اين امر موجب مي شود كه ساير گروه هاي اصلاح طلب نيز كانديداي خاص خود را بدون اجماع معرفي كنند.
وي با اشاره به اعلام حمايت برخي افراد جريان اصلاح طلب از كانديداتوري عبدالله نوري گفت: اينكه اين احزاب و افراد از گزينه اي (خاتمي) به گزينه اي ديگر (عبدالله نوري) روي مي آورند نشان مي دهد كه در درون خود با تشتت و اختلافات جدي روبه رو هستند.
عضو شوراي مركزي حزب اعتمادملي افزود: راهكار عاقلانه اين است كه گروه هايي كه سابقه روشن و حكم ريش سفيدي دارند، جلوي اين اقدام را بگيرند؛ زيرا هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده در بين خودشان دچار ترديد شده اند.
حزب كارگزاران با محوريت مجمع روحانيون و بزرگان اصلاحات در جبهه دوم خرداد مخالف است
همچنين در اين زمينه عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران گفت: حزب كارگزاران اصولا با اينكه اشخاصي به نام بزرگان اصلاحات و يا حزبي به عنوان قيم براي اصلاح طلبان محوريت باشد مخالف است.
يدالله طاهرنژاد در گفتگو با باشگاه خبرنگاران درباره محوريت قرار گرفتن اشخاصي و يا حزبي براي ايجاد وحدت در بين گروه هاي اصلاح طلب گفت: اگر قرار باشد وحدت رويه اي در جريان اصلاحات قرار بگيرد بهترين راه حل شوراي هماهنگي دوم خرداد مي باشد كه 21 عضو اصلاح طلب مباحث اصلي خود را در آنها مطرح مي كنند.
وي با بيان اينكه ما محوريت مجموعه احزاب اصلاح طلب را قبول داريم نه يك شخص و يا حزب خاصي را گفت: براين باوريم كه بايد با يك روش دموكراتيك به نتيجه برسيم نه اينكه يك نظام پدرسالارانه را ايجاد كنيم.
عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران با اشاره به اينكه اگر قرار باشد جريان خاصي محوريت اصلاح طلبان را برعهده بگيرد، مدعيان زيادي براي شيخوخيت در جبهه اصلاحات وجود دارد گفت: استراتژي اصلاح طلبان براي ورود به انتخابات در شوراي هماهنگي دوم خرداد قابل تدوين است كه تا مردادماه منتشر مي شود و بعد از آن است كه احزاب، كانديداهاي خود را به اين شورا معرفي مي كنند تا گزينه مناسبي كه 21 حزب عضو اين شورا به توافق برسند معرفي مي شوند.
مخالفت ستاد ائتلاف اصلاح طلبان جوان
با محوريت مجمع روحانيون مبارز
رئيس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان جوان نيز در اين ارتباط گفت: مجمع روحانيون مبارز يكي از گروههاي اصلاح طلب و مانند ساير گروه ها داراي راي و نظر مشخص است بنابراين ما محور قرار گرفتن آنها را قبول نداريم.
محمد زارع فومني در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: محوريت بزرگان اصلاحات بايد مورد پذيرش همه گروه ها و مشورت و همفكري با آنها باشد.
وي درخصوص محوريت بزرگان اصلاح طلب اظهار داشت: محوريت بزرگان بايد از سوي همه گروه ها مورد پذيرش قرار گرفته و همه گروه هاي اصلاح طلب طرف مشورت قرار گيرند نه اينكه چهار گروه وابسته و نزديك به خود را به حساب آورند، بنابراين ما محوريت بزرگاني را قبول داريم كه همه گروه ها را در يك قالب بدانند و هدايت و رهبريت جريان را در دست بگيرند.
همه گروه هاي اصلاح طلب مجمع روحانيون را به عنوان ريش سفيد خود پذيرفته اند!
علي رغم واكنش گروه هاي مدعي اصلاحات در برابر عملكرد مجمع روحانيون مبارز، سيد عبدالواحد موسوي لاري مدعي شد همه گروه هاي اصلاح طلب مجمع روحانيون مبارز را به عنوان ريش سفيد خود پذيرفته اند!
عضو مجمع روحانيون مبارز در گفت وگو با ايسنا افزود: مجمع روحانيون مبارز تشكلي است داراي چهره هايي ارزشمند و امروز نقش اين تشكل ايجاد هماهنگي ميان تشكل هاي مختلف اصلاح طلبان است و طرفداري هيچ حزب و گروهي را نمي كند و همه گروه هاي اصلاح طلب مجمع را به عنوان ريش سفيد خود پذيرفته اند.
وي همچنين درباره برخي اخبار مبني بر حمايت اصلاح طلبان از كانديداتوري عبدالله نوري در صورت عدم حضور سيد محمد خاتمي گفت: موضع مجمع روحانيون مبارز مشخص است و اگر آقاي خاتمي كانديدا شوند از ايشان حمايت خواهند كرد.
وي افزود: تا جايي كه من اطلاع دارم همه گروه هاي اصلاح طلب كانديداي اولشان آقاي خاتمي است. علي ايحال گروه هاي عمده اصلاح طلب علاقمندند كه ايشان بپذيرند كه وارد انتخابات شو ند.

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۵:۲۷ بֽظֽ | Reply

خاموش :

چندان چراغ دارد و بی راهه میرود / بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۵:۴۸ بֽظֽ | Reply

فرزین :

آقای پدرام باور کنید سر این قبری که نشسته اید و اینگونه نوشته اید : " تصور من اين است كه اگر كانديداي رياست جمهوري آينده، برنامه زير را براي خود برگزيند، سياستمداري قوي، مسؤوليت پذير و آشنا به فضاي سياست حقيقي در جمهوري اسلامي باشد و تا شش ماه مانده به انتخابات، شروع به فعاليت جدي انتخاباتي كند در حالت عادي هم تأييد صلاحيت ميشود، هم رأي مي آورد و هم امكان تحقق بخش قابل توجهي از اين برنامه را دارد" مرده ای نخوابیده .
باور کنید نه با برنامه و نه با بی برنامه این امر شما : " توانائي بازگرداندن اعتماد نخبگان و طبقه متوسط و به دنبال آن بقيه اقشار جامعه را دارد و ميتواند رأي قابل توجهي جذت نمايد" تحقق نخواهد یافت چون اصولا مرده ای در این قبر که شما بر سر آن نشسته اید وجود ندارد .

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۵:۵۸ بֽظֽ | Reply

ایمان :

استاد عبدی. هنوز منتظریم تا تحلیل شما از احتمال رویارویی نظامی جمهوری اسلامی و غرب، اهداف رفتارهای تحریک آمیز حاکمیت در سیاست خارجی و همچنین باز گشایی دفتر حفظ منافع آمریکا در ایران را بخوانیم.....
..........................................................
عبدي:
خلاصه عرض كنم و مفصل آن را در نوشته هاي لينك هسته اي بيابيد.
واقعيت اين است كه مشكل اصلي ميان دولت ايران و غري پذيرش و عدم پذيرش نظام بين الملل است.و غرب هم براي چنين جكومتي نمي پذيرد كه دسترسي به غني سازي حتي در ذيل آژانس داشته باشد.اين روند مثل دو خط نسبتا موازي است كه زاويه اندكي دارند و دير يا زود به هم مي رسندو لزوما هم ربطي به هسته اي ندارد بلك هر عاملي مي تواند موجب درگيري ولو محدود شود.اما تنها راه كوتاه آمدن طرفين از خواست خود است كه فكر نمي كنم غرب بپذيرد اما دولت ايران هم به دليل تبعات داخلي و نيز خارجي اين طرح را نمي پذيرد.اما فراموش كنيم ادامه وضع فعلي هم كاملا به نفع غرب است زيرا تحريمها هر آن موثر تنر مي شود و اين راه براي آنان مطلوبتر است.

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۶:۳۷ بֽظֽ | Reply

سبزه :

جناب آقای عبدی سلام
آیا فکر می کنید در حالی که کمتر ایرانی به انتخاب آزادانه رییس جمهور اعتقاد دارد و تقریبا اکثر مردم جریان انتخابات را بازی می دانند
در این حالت برنامه کاری برای رییس جمهوری که به روشی کاملا غیر دموکراتیک به قدرت دست می یابد چه معنایی می دهد .
وقتی عده ایی خارج از آرا عمومی پیش آ پیش مهره چینی می شوند کاندیداهای ما ، احزاب ما ، و درنهایت باندهای قدرت همه و همه رقاصهای مجلس دیگری هستند داماد پیشتر به خانه بخت ملت بیچاره رفته است . این سورچرانی ها نه دردی از ملت دوا می کند و نه نشان دموکراسی است .
کاش اصلا نبود تا تکلیف همه روشن بود
می گویند کاریست دموکراتیک
اما عین فرصت طلبی و جاه طلبی
تمرکز زادیی چیزی نیست که به مذاق صاحبان قدرت خوش بیاید.
..........................................................
عبدي:
هفته ديگر يادداشتي تقديم مي كنم.

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۷:۵۹ بֽظֽ | Reply

Amir :

جناب عبدي، ميخواستم يادآوری مجددی به اصلاح طلبان داشته باشم. با توجه بعدم مشارکت اکثر مردم در انتخابات رياست جمهوری آينده برد با تند روهاست مگر اينکه اصلاح طلبان فقط يک کانديدای رياست جمهوری معرفی کنند و آن شخص هم آقای عبدالله نوری باشد. پذيرش و عدم پذيرش ايشان از طرف شوراي نگهبان پيروزی است.اگر آنها بطور جدی متوجه شوند که فقط يک کانديدا معرفی شده و دومی وجود ندارد کوتاه می آيند و شايد کشور از معرض تهديد نجات پيدا کند. آقای خاتمی انسان بسيار خوب و شريفی هستند ولی نه برای رياست جمهوري. 8 سال وقت کافی بودبرای پياده کردن قانون اساسی که آنهم (قانون اساسي) مورد تاييد نيست. آنقدر که احمدی نژاد به پست رياست جمهوری اختيار داده خاتمی نداده بود. آقای رفسنجاني، کروبی و...شرکت نکنند که شکست آنها قطعی است چون مردم شرکت نميکنند. دو باره، صد باره و هزار باره تکرار ميکنم، برای انتخابات رياست جمهوری يا عبدالله نوری يا هيچکس. امير

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۸:۱۹ بֽظֽ | Reply

سؤال از امیر :

آقای امیر
با خواندن کامنت شما و لحن آن این سؤال برای من ایجاد شد که خود را در عمل چقدر متفاوت با افرادی مشابه آقای احمدی نژاد و لحن ایشان میدانید؟
یکبار دیگر خود کامنت و نظر خود را بخوانید و خود در مورد مشابهت ها لحن کلام قضاوت کنید :
... آقای رفسنجاني، کروبی و...شرکت نکنند که شکست آنها قطعی است چون مردم شرکت نميکنند. دو باره، صد باره و هزار باره تکرار ميکنم، برای انتخابات رياست جمهوری يا عبدالله نوری يا هيچکس. امير

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۹:۵۸ بֽظֽ | Reply

همایون :

از دادگاه علنی آقای پالیزدار چه خبر ؟ فکر میکنم خواست برگزاری یک دادگاه علنی برای این مرد خودی مقدم بر هر طرح و امر و چیز دیگر باشد . شما اینگونه فکر نمی کنید؟

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۱:۲۲ قֽظֽ | Reply

سجاد :

وقتی هیچوقت نفت بر سر سفره هیچکس نرفت و رنگ مهرورزی ندیده جای وعده داده شده ی آن را کینه ورزی و خشم و سرکوب و بستن و .... زندان و همچنان اعدام پر ساخته چه جای این گونه نوشتنها:
" براي برون رفت از اين وضعيت، چاره كار در مقدم داشتن"برنامه آينده" بر "رئيس جمهور آينده"وجايگزين نمودن سياست ورزي صداقت محوربجاي سياست ورزي قدرت طلبانه، فرصت طلبانه و بي برنامه و بازسازي اعتمادهاي ازدست رفته است " ( پایان نقل قول از آقای پدرام )
آقای پدرام! ضمانت اجرایی ارایه برنامه آینده برای ریاست جمهوری چیست؟
مگر نمیشود کسی بیاید و برنامه ی مردم فریبی را ارایه دهد و بعد دوباره مثل آقای خاتمی و آقای احمدی نژاد زیرش بزند؟

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۱:۳۲ قֽظֽ | Reply

جویا :

آقای عبدی در آستانه سالروز تاسيس شوراي نگهبان بازديد سخنگوي شوراي نگهبان از موسسه كيهان چه معنایی میتواند داشته باشد؟
روزنامه کیهان امروز در این زمینه نوشته بود:

در آستانه سالروز تاسيس نهاد شوراي نگهبان قانوني اساسي دكتر عباسعلي كدخدايي سخنگوي اين شورا از موسسه كيهان بازديد به عمل آورد!!

آیا شما ربط سالروز تاسیس شورای نگهبان را با بازدید از روزنامه کیهان می دانید؟

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۷:۰۶ قֽظֽ | Reply

ahmad :

جناب عبدی سلام
هموطن عزیز آقای پدرام
بنده ضمن اینکه حسن نیت شما را می فهمم وراه حل های ارائه در پایان را (هر چند که با ساختار حقوقی وحقیقی قدرت امکان پذیر نمی دانم) کمکی به حل قسمتی از مشکلات تلقی می کنم ،اما با دسته بندی های شما موافق نیستم که به یکی دو مورد اشاره می کنم.
در ابتدا مقدمه ای در موردمشکلات موجود که انکار آ ن حتی با روحیه ومنش «عوام»انگاری مرسوم مردم نیز دشوار است بیان فرموده ووارد دسته اول شده ونوشته اید«دسته ای از فعا لان سیاسی اصولا آنچه که گفته شدرا قبول ندارند ومعتقدند کشور شرایط به النسبه خوبی..) آما نفرموده اید این دسته چه مشخصاتی دارد ؟ واصولا در دسته بندی های خود اکثریت غیر خودی را که دستی در قدرت نداشته است که بتوان فهمید دنبال منافع شخصی می باشند ویا منافع ملی به حساب نیاورده وهمه را در کنار گروه های زیر چتر حاکمیت قرار داده اید . نفرموده اید هر کدام از این چند دسته در 29 سال گذشته چه دست اوردی داشته اند؟ نفرموده اید که تقریبا سه دسته مورد بحث شما را رشته های سببی ونسبی وگروهی وهم عاقبتی ومنافع مالی بهم متصل می کند..آیا همه این دسته های تفکیک شده شما همان ها نیستند که به اسامی مختلف مدیران کشور بوده اند ؟به نظر شما محمد خاتمی جزء کدام دسته است،برای هرکس که نخواهد تجاهل کند آقای خاتمی در سطحی واقای هاشمی در سطح دیگر از صبح انقلاب به مدیران جامعه تبدیل شده اند ومسئول خوبی وبدی اوضاع کشور، حتی ریئس جمهور فعلی هم در سطح استاندار که مقام کمی نیست در خوب وبد همه این سال ها شریک است.
شما بگو مگوهاوحسادت های خانوادگی را با جناح های سیاسی اشتباه گرفته اید ..انهم بکو مگوهائی که با نان بهم قرض دادن ویاتشری از جانب مقام بالا به سکوت می انجامد..بگذارید چون هموطنان توده ای دچار این تو هم نشویم که وقتی خروشچف سر دبیرایزوستیا را برکنار وداماد خود الکسی اجوبی را به این کار گماشت صحبت از تغییرات محیر العقول در کشور شورا ها کردند و از چپ وراست تفسیر وقایع آغاز کردند..اگر هر کس بخواهد عقب ماندگیها را به گردن دیگری بگدارد جز اینکه ما مسئولیت را متوجه پهلوی ها وآن ها بگردن قاجار و قاجاریه بعهده صفویه ودر نهایت هوخشتره مقصر شناسانده شود نتیجه ای ندارد..ما 29 سال پیش کشوری را تحویل گرفتیم که در همه زمینه ها بگواهی آمارهای سازمان ملل از ترکیه وکره جنوبی جلوتر بودیم واکنون با فاصله بسیار از آنها عقبت تریم ..جائی برای غرور نمی ماند که دومین ویا سومین کشور صاحب سوخت فسیلی در تهیه برق وبنزین برای اتباع خود درمانده است.
دیکر آنکه آنچنان نوشته اید که گویا در ایران کسی جز اصلاح طلبان بامجوز وحاکمیت فعلی نیست ..من بر این باورم که تا انتخابات آزاد بعدی کماکان وزن کشی اولین انتخابات ریا ست جمهوری که به نسبت ازاد بود ومجموعه نیروهای اصلاح طلب امروزی و محافظه کار واصول گرای فعلی کمتر تز 20 درصد اراءرا بدست آوردند معتبر است...شما هرچه می خواهید بگوئید نام مخیر کردن مردم به انتخاب کردن از بین چند نفر بد وبد تر از یک قبیله وفرستادن مردمان به پای صندق های رای با فشار روانی وتبلیغاتی یکسویه انتخابات نیست ..




۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۷:۴۹ قֽظֽ | Reply

مهدي :

باسلام من فكر مي كنم مايي كه به شهادت آمار بين المللي در طي چند دهه اخير از جهت تمام شاخص هاي رشد و توسعه از ذنيا عقب مانده ايم نياز به آدم عمل گرايي داريم كه به جاي اين كه پول مملكت را خرج توهمات پوپوليستي خودش بكند و يا دغدغه اصلي اش آشتي دادن دين و آزادي باشد با قدري انديشه به پايش رشد در شاخص هاي اقتصادي بپردازد و از كندي وعقب گرد ما در پيشرفت عرق شرم بر جبين بياورد و رسالت خود و دولت خود را چيزي جز تامين آينده اقتصادي روشن تر براي فرزندان مان نداند .ريئس جمهور ايدئولوژيك چه واپس گرا و چه پيشرو درد ما را دوا نمي كند بايد يكي بيايد كه حساب كند چه گونه ارزش افزوده از منابع موجود بيافريند سرمايه راكد ثابت حجيم كشور را در عرصه توليد فعال كند آداب رقابت پذيري در عرصه اقتصاد را گردن نهد و ما را در اين مسابقه وارد كند واين قدر فهم داشته باشد كه بداند سي سال پيش ما از كره و مالزي و تايلند و بسياري از ديگر كشورهاي آسيايي جلو تر بوده ايم و الان در قعر جداول اقتصاد آسيا هستيم نمي دانم آيا چنين كسي يافت مي شود يا نه ولي من در بين كانديداهاي مطرح و موجود فكر مي كنم محمد باقر قالي باف از دانش و فهم بيشتري برخوردار است خاتمي سرآمد اين هاست ولي آمدن خاتمي يعني دوپارگي حاكميت و ما در شرايط دوگانگي به جايي نمي رسيم و نيروهايمان در اصطكاك تلف مي شود

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۸:۲۹ قֽظֽ | Reply

مهدی م :

جناب پدرام
از بابت هوشمندی که در بحث مجلس خبرگان به خرج داده اید خیلی لذت بردم.
اصولا ورود به حوزه متمرکز قدرت در ایران به قصد اصلاح ، هم ضروری است و هم تقریبا ناممکن.
معمولا هه از ظرفیتهای قانون اساسی اسم می برندولی کسی مصداق تعیین نمیکند.
به نظر می رسد که مجلس خبرگان ظرفیت حقوقی مناسبی جهت ورود به این منطقه فراهم ساخته است. و این که طرف مقابل از این دروازه با تمام قوا دفاع می کند کاملا مشهود است. اما به هر حال آن چه که شما نوشته اید، نه تنها به اصطلاح دارای قبح نیست که حتی آقایان نخواهندتوانست انگ های ضد ولایت بودن و سست کردن پایه ها و غیه را به طراح این ایده نسبت دهند.
به نظر می رسدچنین ایده ای با پشتوانه قوی آرای عمومی و ایستادگی حامل آن می تواند روزنی را جهت استفاده از ظرفیت های قانون اساسی جهت اصلاح بگشاید.

اما در خصوص درآمد های نفتی، معضلات آن را به خوبی شرح داده اید.
به نظر من، طرح احمدی نژاد اگر هیچ مزیتی نداشته باشد تنها این فایده را داشت که برخورد افکار عمومی جامعه را با چنین رویکردی را تا حدودی آزمود. من گرچه خودم بسیار با این طرح موافقم ولی وضعیت جامعه به گونه ای است که باید در نحوه بیان آن یا طراحی استراتژیک آن تجدید نظر شود. به نظر می رسد که این طرح در محمل فعلی (آنچه که تا کنون در این سایت آقای عبدی مطرح کرده و من و شما و دیگران با آن رابطه برقرار کرده ایم، ) از پتانسیل لازم برای یک عمل سیاسی تا حداقل یک سال دیگر برخوردار نمی باشد.
شاید این ایده را بتوان همچنان به بحث گذاشت و پخته تر کرد.ولی به نظر من تنها رهیافت آن (باز هم می گویم در وضعیت کنونی جامعه ما) این است که صورت مسئله را بیشتر و بیشتر می نمایاند.
چنین وضعیی اگر در دراز مدت به اجرای خود این طرح هم نیانجامد ، به واسطه روشنگری و تلنگر خیلی جدی که به ذهن مخاطبان می زند، می تواند مسیرهای دیگری را جهت حرکت به سمت مطلوبمان که زدودن عقلانیت نفتی است، بگشاید.
به اصطلاح طرحی است که می تواند به مرگ بگیرد که به تب راضی کند.

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۹:۰۰ قֽظֽ | Reply

بی خیال از خاتمی :

بیانات سبزه و همچنین AMIR را کاملا" قبول دارم:
1- انتخابات فرمایشی است.2- در این شرایط فرد شجاعی چون عبدالله نوری بهترین گزینه است و آ؛قای خاتمی امتحان خود را پس داده و مفهوم جدیدی را در فضای انگیزشی جامعه ایجاد نخواهد کرد.
با تشکر

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۹:۵۰ قֽظֽ | Reply

امير110 :

جناب آقاي عبدي . به نظر اينجانب عدم رعايت اصول اوليه رقابت توسط حاكمان فعلي و باصطلاح اصولگرا - باعث شده تا گروه سوم (اصلاح طلبان و ...) بدون توجه به برنامه و ... تنها به فكر فتح سنگر باشند. به نظر بنده تا وقتي كه طرف مقابل فرمان را كنده و در يك جاده بدون رعايت هيچ اصولي (حتي جوانمردانه) مي راند - فتح رياست جمهوري بدون برنامه و چارچوب تا حدودي قابل توجيه است.
اين موضوع تا چه حدي مورد قبول شماست؟

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۱۸ قֽظֽ | Reply

كامران :

آقاي عبدي من بر خلاف عده اي كه ميگويند اي كاش انتخابات نبود معتقدم كه انتخابات پاشنه اشيل نظام است يعني شايد بتوان در آن دستكاري كرد اما هرگز نميتوانند حرف حديث هاي قبل و بعد انتخابات را ناديده بگيرند هر چند شايد مدينه فاضله شان اين باشد براي همين اعتقاد دارم كه انتخابات با هر شكلي هميشه باعث نگراني و تشويش آنان خواهد شد وميخواهند سر به تن اين جنين ناقص الخلقه هم نباشد.
..............................................................
عبدي:
درست است .

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۰:۳۲ بֽظֽ | Reply

پرويز پدرام :

با سلام و تشكر از دوستان
جناب ناشناس، اگر چند گام به عقب برداريد آباديهائي هم براي ديدن وجود دارد.
جناب خاموش، به فرض كه توصيه شما را عمل كرديم چه فايده اي براي ما دارد؟
جناب فرزين، ما كي گفتيم مرده اي هست!
جناب ناشناس، جناب خاموش، جناب فرزين و جناب سبزه، با خواندن كامنتهاي شما دوستان، به ياد لحظه اي در سال 75 افتادم كه براي اولين بار ديدم روزنامه ها نوشته اند آقاي خاتمي كانديد روحانيون مبارز براي رياست جمهوري شد.
جناب سجاد، هيچ كار سياسي ضمانت اجرائي كامل ندارد ولي به هر ميزان كه تسلط جامعه بر سياستمداران بالا باشد اين ضمانت بالا ميرود كه هدف نهائي نوشته اينجانب نيز همين دومي است.
جناب احمد، با تشكر از نظرات شما عرض مي كنم كه مسأله بنده حداقل در اين يادداشت، افراد نيستند و بنده به دنبال مقصر نبوده ام گو اينكه آنرا مفيد هم نميدانم چرا كه به اين نكته باور دارم كه چه بسا كه هركدام از ما هم اگر جاي اين اشخاصي كه نام برديد بوديم همانگونه عمل ميكرديم وشايد هم بدتر. به نظر من تنها چيزي كه در مورد افراد بايد مد نظر داشت آنكه نبايد حرفهاي آنانرا دربست قبول يا رد كرد بلكه همواره معيار نهائي را بايد عقل حسابگر خود قرار دهيم چرا كه افراد بخصوص در سياست براحتي از اين رو به آن رو ميشوند و مقاله بنده هم در نهايت امر دنبال آن است كه اگر هم افراد از اين رو به آن رو شدند بتوانيم آنها را كنار بگذاريم.
در مورد بقيه كامنت جنابعالي نيز عرض مي كنم كه بنده همه گروهها را مد نظر داشته ام و گروههاي مورد توجه شما نيز در دسته سوم جاي ميگيرند ولي چون تمركز مطلب برگروههاي فاقد برنامه بوده چنين به نظر آمده كه آنها ناديده گرفته شده اند.
جناب مهدي، به نظر ميرسد شما نزديك به دسته دوم هستيد!
جناب مهدي م، با تشكراز شما به عرض ميرسانم كه اگر بپذيريم كه چالش ايران امروز عدم تعادل ميان قدرت و مسؤوليت است كه هست، ناچاراً بايد نقش غيرقابل گذشت استقلال مالي حكومت از جامعه را بپذيريم و گرنه هر كاري هم كه بكنيم به پشتوانه همين استقلال مالي، برگشت پذير خواهد بود. در مورد طرح دولت نيز همانگونه كه در مطلب جداگانه اي عرض شد اين طرح در لايه هاي پنهان خود برعكس ايده ما عمل خواهد كرد بخصوص كه مكانيزم اجراي آن با سبك سنگين كردنها و اما و اگرهاي گوناگون دولتي قراراست همراه شود كه زمينه شلوغ كردن صحنه و در نهايت كلاه گذاشتن بر سر مردم را فراهم مي كند.

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۸:۱۳ بֽظֽ | Reply

نگار :

سلام
ممنون از تحلیل ارائه شده و امیدوارم گروه های سیاسی آن را مد نظر قرار دهند و ارائه تحلیل هایی اینچنین مورد بحث دوستان اصلاح طلب قرار گیرد
در تحلیل های بعضی از دوستان که فقط از عبدا... نوری می گویند یه چیزایی میلنگد
اولا همه کسانی در انتخابات شرکت نمی کنند آگاهانه نیست و اکثر این مردمی که من میبینم از انفعال است که رای نمی دهند بدون هیچ تحلیلی و کارشان از صبح تا شب شده غر زدن و تحلیل های دایی جان ناپلئونی.
واقعا فکر میکنید چند درصد مردم در وضعیت جاری ایشان و افراد هم عرض ایشان را می شناسند قبول که اگر فضا دو قطبی شود شاید بتوان کاری کرد اما فکر می کنید آنها با داشتن گزینه هایی مثل قالیباف این اجازه را به شما می دهند
راستی فکر میکنید نخبگان چقدر برای مردم مرجع هستند وقتی آمال جوانا محل ما شده بنگاهدار بی سوادی که هر روز با غرور پرادو سوار برایشان بوق می زند

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۸:۳۴ قֽظֽ | Reply

مش نعمت :

جناب عبدي ما كه ديگر كشيديم كنار كاري به انتخابات اين مملكت نداريم ! چون اين انتخابات حتي تمرين دمكراسي هم نيست چه برسد به اينكه ..... مشكل هم معلوم است كه جرات گفتن آن را نداريم. ضمناً اين خيلي بده كه عده اي نادان فكر مي كنند اگر كشور مورد هجوم امريكا قرار بگيره وضع بهتر مي شه !باور كنيد اين تفكر زشت و خطر ناك در بين مردم بويژه برخي جوانان وجود داره. و اين گونه فكر كردنها حاصل اقتدارگرايي و .... است كه اميدي نداريم جز اينكه خداوند رحم كند و بخير بگذرد.

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۰:۲۹ بֽظֽ | Reply

ahmad :

جناب پدرام عزیز
بنده هم می دانم که در باره آدم ها صحبت کردن بی نتیجه است ، اما چون نمی خواهم برای آرامش وجدان کماکان به اعمال وافکار گدشته ام افتخار و دگماتیسم سیاسی را با ثبات عقیده اشتباه کنم بعرضتان می رسانم آنها که نام بردم سمبل سه گروهی هستند که پس از انقلاب به تناوب حکومت کرده اند واو ضاغ کنونی نتیجه اعمال آنهاست (اگر نیست مرا از گمراهی نجات دهید)، کسانی که از ایشان توقع دارید با روشهای مورد نظر شما وارد انتخابات شوند از همین سه گروه می باشند وزیست آنها فقط در شرایط فعلی مفدور است.مسئله بسیار ساده است دری به تخته ای خورده است وجماعتی که در فصای تفکری قرن 21 در هر آزمون بی طرفانه ای به مدیریت دبستانی پذیرفته نمی شوند مدیریت کشوری مهم را به عهده گرفته اند وبسرغت آنرا بسوی تفکر وجهان بینی هزار سال پیش به عقب می رانند تا همگان را به اندازه خود کنند ..اما قبول می کنم که اگر بنده هم چون آنان بیندیشم از آنها عملکرد بهتری نخواهم داشت.... ما نیاز مند اصلاحات واصلاح طلبانیم ..تفاوت است بین رفوگر واصلاح طلب .
با احترام بسیار به شما وجناب مهندس عبدی-احمد




۲۶ تیر ۱۳۸۷ ۰:۱۸ بֽظֽ | Reply

رضا ص :

جناب آقای عبدی، با سلام ، اگرچه صحبت کردن درباره محالات منطقی نیست ولی چنانچه آقای عبداله نوری تائید صلاحیت شوند، شانس ایشانرا در انتخابات ریاست جمهوری چقدر میدانید؟
.................................................................
عبدي:
اگر را با مگر تزويج كردند /نهال كاشكي از آن برآمد.
هر كس بتواند شرايطي را فراهم كند كه چنين افرادي تائيد صلاحيت شوند آنگاه افراد موجود ديگر زحمت نامزدي را به خود نمي دهند.

۳۰ تیر ۱۳۸۷ ۲:۴۴ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/936