اميدواري نسبت به سياست جديد

اين يادداشت روز پيش نوشته شد و در باره اظهارات مثبت برخي مقامات ايراني در باره بسته پيشنهادي اخير بود.اظهاراتي كه بر خلاف روال گذشته تازگي داشت. در اين يادداشت به سه نكته درباره اين اظهارات اشاره شده است.


بلافاصله پس از سفر اخير سولانا به تهران اين نگراني پيش آمد كه باز هم چون گذشته، پاسخ به بسته پيشنهادي اروپا منفي باشد و راه براي گشودن تحريم‌هاي جديد بازتر شود. بويژه آنكه برخي جناح‌ها اعلان كردند كه تفاوتي ميان بسته موجود با پيشين ديده نمي‌شود، گرچه اين استدلال چندان بيراه نبود، و حتي مقامات وزارت خارجه انگليس هم آن را تأييد كردند، اما شرايط امروز با سال گذشته تفاوت زيادي كرده است. بويژه آنكه اثرات منفي تحريم‌ها نيز برخلاف ادعاهاي اوليه مقامات مسئول، بيش از آن است كه آنها تصور مي‌كردند.
پس از گذشت يك هفته از سفر سولانا، كم‌كم صداهاي خوش هم شنيده شد. از يك سو برخي از دست‌اندركاران كه هميشه از موضع خاصي كليه برنامه‌ها را بر هم مي‌زدند، مجبور به سكوت شدند، و از سوي ديگر اظهارات مقامات رسمي و غير رسمي نزديك به مراجع تصميم‌گيري، در خصوص نگاه مثبت به بسته پيشنهادي اخير غرب، اين اميد را ايجاد كرد كه در حال دور شدن از سياست‌هاي تقابلي گذشته هستيم.گرچه اين اظهارات موجب روشن شدن كورسوي اميد در اتخاذ سياستهاي عاقلانه‌تر هسته‌اي شده‌است اما در عين حال انتظار مي‌رود كه اين سياست‌ها، اولاً؛ موضع و ديدگاه‌هاي شخصي اين افراد نباشد و از حمايت و دستور مطمئني برخوردار باشد. ثانياً؛ موضعي تاكتيكي و براي خريدن زمان نيز نباشد، زيرا اگر چنين هدفي را در سر داشته باشند، ممكن است بروز برخي مشكلات را به تأخير بياندازند، اما در نهايت آن مشكلات با شدت بيشتري خود را به كشور تحميل خواهد نمود. و ثالثاً؛ به نتايج و تبعات سياست اخير نيز واقف باشند. سياست پذيرش بسته پيشنهادي، بر‌ترديد منافع زيادي دارد، اما آن طور نيست كه همه‌اش منفعت باشد، اروپا و غرب فروشندگاني نيستند كه كالاي خود را بدون قيمت بپردازند، آن هم به حكومتي چون ايران. بنابراين بايد تصور روشني از مابه‌ازاي طرح را هم براي خودشان داشته باشند و هم براي جامعه ارائه كنند.
گرچه در بسته پيشنهادي، توقف غني‌سازي اورانيوم به صورت كوتاه‌مدت مطرح شده است، اما كيست كه نداند، اين پيشنهاد صرفاً براي خارج كردن ايران از زير بار فشار رواني موافقت با آن است. زيرا توقف چند ماهه براي اروپا و غرب واجد هيچ ارزشي نيست كه بخواهد در ازاي آن امتيازات مهمي بدهد، و اصولاً اگر ايران از طريق نظارت آژانس اتمي كاملاً در اختيار و كنترل آنها بود، دليلي براي دادن امتياز جهت اعتمادسازي نداشتند، چون با نظارت آژانس اعتماد و اطمينان لازم از عدم انحراف ايران حاصل مي‏شد، بنابراين اگر غرب از رفتار اتمي ايران در آينده حتي با وجود نظارت آژانس اعتمادي به دست نمي‌آورد، طبيعي است كه به كمتر از توقف كامل غني‌سازي و پروژه آب سنگين قانع نشود. و اين همان مابه‌ازايي است كه مسئولين ايراني بايد نسبت به پرداخت آن واقف باشند. و اگر تا همين مرحله موجود هم بتوانند به‌ازاي تأمين چنين خواسته‌اي بسته پيشنهادي را با تضمينات كافي به دست آورند و تحريم‌ها را قطع كنند، بدون شك برنده اين بازي بوده‌اند، اما اگر اتفاق پيش‌بيني نشده‌اي رخ دهد، آن وقت بايد ارزيابي ديگري داشت. آيا اميدي هست كه هر سه شرط فوق در ارزيابي از اظهارات جديد آقايان متكي و ولايتي و... محقق شود؟ آينده در اين زمينه قضاوت مي‌كند، گرچه من شخصاً اميد چنداني ندارم.