آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۱۹ تیر ۱۳۸۷
مباني يك سياست خارجي(آقاي آگاهي)
-زماني كه از رسانه ملّي اعلام شد آقاي سولانا قرار است كه در برنامه گفت و شنودي در رابطه با پرونده هسته اي در مقابل بينند گان ايراني ظاهر شود مي شد رايحه تغييرات و حوادثي را استشمام كرد. اين رويكرد در حاليكه اظهار نظر و حضور يك وزير كابينه قبلي در يك برنامه تلويزيوني تحمل نشد و نهايتا منجر به jعطيلي برنامه مذكور شد بخوبي خبر از حاد ثه اي مي داد. اظهارات بي پرده سولانا در حقيقت تقابلي آشكار با مطالب اعلام شده در كشور بود. سولانا تاكيد كرد كه برخلاف آنچه گفته ميشود غرب مشكلي با استفاده ايران از انرژي هسته اي ندارد و تمام مشكل در رابطه با غني سازي اورانيوم از سوي كشوري است كه نه راكتور اتمي دارد، نه منابع اورانيوم در حاليكه سوخت مورد نياز براي يك نيروگاه خود را هم كه هنوز راه اندازي نشده خريداري و تحويل گرفته است. اگر اين واقعه نادر در كشور را ذر كنار ساير اخبار مربوط به موارد نظامي و اقتصادي و سياسي در كنار هم بگذاريم ميتوان نتيجه گرفت كه در تقابل جهاني هم مطلب بتدريج در حال نزديك شدن به نقطه حسّاس آن است.
2- در حاليكه انواع گمانه زنيها در جريان بود غربيها منتظر پاسخ ايران نماندند و با توقيف اموال و دارائيهاي بانك ملّي موضوع تشديد تحريمها را پيگيري كردند تا ترديدي در موضع آنها نباشد. در همين حال از سوي آقاي ولايتي كه در صحنه بين المللي مقامي شناخته شده است مطلبي عنوان شد كه بنظر ميرسيد همه ناگفته ها از آن قابل درك بود. محور بحث جديد ايشان اين بود كه بسته پيشنهادي خوب است و بايد با ديد مثبت با آن برخورد كرد چون مشخص شده است كه آمريكا علاقه اي ندارد كه ما آنرا بپذيريم و در اين مورد نيز به گفته اي از بنيان گذار فقيد جمهوري اسلامي استناد كردند. همه اين مباحث و نوشته ايشان در يكي از مطبوعات خارجي به طور آشكار نمايانگر تلاشي در جهت توقف اقدامات غرب عليه ايران بود.
3- اگر اين استدلال درست آقاي ولايتي را بپذيريم كه آمريكائيها و در نتيجه صهيونيستها مخالف پذيرش ايران ،و ساير اروپائيان موافق آن هستند اين سئوال پيش ميآيد كه آيا در طول اين چند سال گذشته وضع بر عكس آن بوده است؟ يعني آيا قبلا آمريكا علاقه داشت كه ما تعليق را بپذيريم و اروپائيها مخالف آن بودند كه ما تعليق را نپذيرفتيم؟ خوشبختانه موجود بودن كليّه مدارك در سايتهاي رسمي از جمله آژانس و توافقات ايران با جامعه جهاني تغيير مواضع ايران نسبت به گذشته را به استناد اينكه بايد رفتار آمريكا ملاك ما باشد تائيد نمي نمايد. از سوي ديگر اگر مبناي تصميم گيريها اينگونه باشد و هيچ يررسي كارشناسي وجود نداشته باشد در حقيقت آمريكا جهت دهنده اصلي سياست ايران است زيرا با درك اين نوع شيوه سياستگذاري ما آمريكا ميتواند مطلب خود را وارونه بگويد تا ما نيز بر عكس عمل كنيم و در حقيقت هر روز بايد ببينيم آنها چه ميگويند تا ما عكس ايشان حرف بزنيم! شايد حال بتوان جنبه تئوريك بعضي از سيايتها را درك كرد. براي مثال قضيه صادرات گاز به پاكستان و هندوستان كه نهايتا منجر به اظهار نظر تكان دهنده اي از سوي مسئول قبلي آن شده است خود افشا كننده سرّ ضميرمي باشد. بر اين اساس در حاليكه طبق تمامي آمار و واقعيات موجود ،ايران در حال حاضر و آينده نزديك گازي براي صادرات ندارد و با توجه به نياز صيانت منابع نفتي خود كمبود گاز هم دارد، چون آمريكا با اين كار (صادرات به هند و پاكستان)مخالف است پس ما بايد موافق باشيم! متاسفانه اين رشته سر دراز دارد و از اين دست مطالب ميتوان نمونه هائي گفت كه در عين حال ضد و نقيض فراوان هم وجود دارد. مثلا در قضيّه عراق معلوم نيست چرا با آنها در مورد امنيّت گفتگو ميكنيم در حاليكه بايد عكس اين باشد.
4- متاسفانه آن چيزي كه در آن ترديدي نيست غلبه منافع خاص بر منافع ملّي در موارد مهم است و شايد حتّي با دشواري بتوان قانع شد كه قرار است با درايت و تدبير از اين شرايط سخت نيز عبور كرد. در سمت آمريكا كه ديگر به اعتراف اين مقام بسيار عاليرتبه آمريكائيها موافق ادامه بحرا ن هسته اي هستند و آنطور كه معلوم است اين تمايل را از اول نيز داشته اند.در داخل نيز مشخص است كه جريانهائي نيز موافق با ادامه اين وضع باشند . البته اين هماهنگي در خواسته بمعناي همسوئي در منافع نيست چه آنكه هر كس تحليل خود را دارد ولي نتيجه كلي يكي است و آن ادامه وضعيت فعلي در منطقه و فشار فزاينده به زندگي و اقتصاد ايرانيان. در مورد مسائل ديگر بعلت عدم دسترسي به حقايق بيشتر در اين مقطع نمي توان چيزي گفت ولي در يك نظر اگر بازندگان و برندگان احتمالي هر سناريو محتمل را بدقت ارزيابي كنيم شايد به نتايجي برسيم كه باور كردنشان بسيار مشكل باشند. به هر حال بنظر ميرسد بر تمامي مسئولان مهم ّ كشور فرض است كه با استفاده از همه ظرفيت كارشناسي تمامي احتمالات مختلف را تجزيه و تحليل كنند و سعي كنند كه در يابند هر حركت بنفع كه و بضرر كدام كشور يا حزب است. شايد در آنموقع بتوانند تصوير درستتري از واقعيت بسياري از شعارها داشته باشند.

REZA :
با درود خدمت آقاي عبدي
بنده حدود 2 سال كه تقريبا به طور مرتب مطالب وب سايت شما را مطالعه ميكنم وانصافا در بالا بردن سطح آكاهي و تحليل مسايل روز بسيا مفيد است ولي چيزي كه مرا بسيار متعجب كرده در كشوري كه براي وبلاگ نويس حكم اعدام صادر ميشود چگونه شما
همچنان مشغول انتقاد از مراكز قدرت درون حاكميت
هستيد وخوشبختانه هنوز ادامه ميدهيد كه جاي شكرش باقيست
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۰:۴۸ بֽظֽ | Reply
:
از اول هم هويدا بود چيزي كه تعيين كننده سياست هسته اي در اين كشور بوده صرفا منافع خاص بوده نه منافع ملي! من حتي اعتقادي به منافع حزبي يا گروهي هم ندارم!
تاريخ در آينده اي نه چندان دور همه اين وقايع را بر ملا خواهد نمود.در آن روز حتي اگر روسياهي رو زغال هم بماند ديگر چه سود!
مهم منافع ميليونها ايرانيست
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۱:۱۶ بֽظֽ | Reply
:
chera bahse asli ra nadide migirid va donbale moch giri hastid- inke america mikhahad napazirim faghat yek tojih ast. chera nagozarim ba hamin tojih-ha daste kam oza badtar nashavad?
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۲:۵۱ بֽظֽ | Reply
ahmad :
سلام جناب غبدی
با سپاس بسیار از آقای اگاهی به جهت پست مطلبی پر اهمیت اما بزبانی ساده ..سوال من اینست که چگونه بایستی به مسئولین یادآور شد که با ان شیوه که سیاست داخلی را پیش میرانند نمی توانند با همه دنیا رفتار کنند..در داخل براحتی می توان گفت پالیز دار دکترایش قلابی است ..توءطه گر است..میشود اورا بزندان انداخت ..می توان اورا به صدا وسیما کشاند که به همه گناهان خود اعتراف کند ..میشود آنقدر سر وصدا راه انداخت ودر خیابان ها در باره کفش ولباس وجوراب وفرم موی سر وسی دی و عکس های خانوادگی وبد ححابی جنجال کرد که نه کسی جرات کند ونه حوصله داشته باشد که سوال کند داستان کارخانه لاستیک وخاک سرخ وجنگل وشکر وورود اتومبیل با تعرفه لوازم یدکی چه بود ..اما در مورد آفای سولانا و8کشور عمده جهان که نود درصد قدرت نظامی ومالی واطلاعاتی جهان را کنترل می کنند نمی شود مانند ماجرای پالیز دار رفتار کرد..نمی شود هزاران روزنامه را با بلیون ها خواننده در جهان وصدها فرستنده رادیو وتلویزیونی را بست ..نمی توان سران بازار مشترک را در کنار پالیز دار نشاند!
ما میتوانیم خودمان باور کنیم که اقدامات ما صلح طلبانه است یا همانطور که اقای سولانا گفتند با وجود نداشنن سنگ اورانیم ونیروگاه و داشتن ذخیره سوخت اتمی برای نیروگاهی که چهل سال است کماکان دارند برایمان می سازند بگوئیم هنوزهم به غنی سازی اورانیوم نیاز داریم اما به نظر نمی رسد دیگران آنرا قبول کنند ..من نگران این قسمت نیستم ..اما اگر کسانی که نتوانسته اند مشکل برق وسیمان واتوبوسرانی وصف های نان وبنزین را حل کنندآن چنان احساس قدرت کنند که هیچ اخطاری را جدی نگیرند واقعا نگران میشوم..در روزنامه ها می خواندم که 50 تن کیک زرد عراقی به کانادا فروخته شد ...از باراندازان لادقیه وشتربانان حجاز چه بر می آید...؟آن ها که حریف را ناچیز شمردند چه پاسخی دارند؟
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۲:۵۲ بֽظֽ | Reply
حامد :
از آقاي عبدي و نويسنده محترم بسيار بايد تشكر كرد كه به نكته اي بسيار اساسي اشاره كرده اند. واقعا مباني سياست خارجي چيست؟ در مورد بازندگان و برندگان هم موضوع مهمي است. در پرونده هسته اس برنده چه كسي است و بازنده كيست؟ اصلا اين موضوع برد -برد كه طرح ميشود يعني چه؟ آنچه كه در طرف ايران ميبينيم همه باخت است! شما لطفا به وضعيت عسلويه و پارس جنوبي مظلوم نگاه كنيد تا خون بگريد. در اينجا برنده كيست؟ بغير از قطر و انحصارات و كمپانيهاي نفتي آمريكا كه گاز بي زبان و دارائي اين ملّت را روزانه به جيب خود ميريند؟ آيا ميدانيد الان شيوخ مفت خور اماراتي چه دعاي بجان مسئولين اصول گراي وطني ميكنند كه تجار ايراني را محتاج بانكهاي آنها كردهاند؟ ببينيم چه كساني بلطف سوپر انقلابي بودن افراد هيجان زده از قدرت ميليارد ميليارد در بازار سهام نيو يورك و لندن و توكيو روزانه به ارزش سهامشان اضافه ميشود. اينها ببينيم و باز هم بگوئيم برد-برد؟
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۵:۲۱ بֽظֽ | Reply
:
امروز داشتم اخبار مربوط به مناقشه ی هسته یی ی ایران و گروه 1+5 را می خواندم، برخوردم به شاخ و شانه کشیدن های آقای لاریجانی برای اتحادیه ی اروپا و این که خلاصه باید متحدین خود را تغییر بدهید وگرنه شرایط منطقه را تغییر می دهیم!... یادم آمد از یک خاطرهی بانمک مربوط به زمانی که در هند زندگی میکردم. وقتی برای تفریح به سواحل «گوا» رفته بودیم:
***
چند روزی از عید کریسمس گذشته بود که پدرم برای دیدن من و خواهرم، به هند آمدند. تصمیم گرفتیم چند روزی را به ساحل «گوا» برویم. روز دوم ـ سومی بود که مسیر هتل تا ساحل را داشتیم پیاده میرفتیم. ساحل زیبایی به اسم «باگا بیچ» که اکثرن اروپاییها آن جا تردد میکنند. سر راه به فروشگاه جالبی برخوردم که کفشهای تابستانیی قشنگی داشت. پدر و بقیه رفتند، من ماندم که برای خودم یک جفت سندل بخرم. خلاصه بعد از کلی گشتن و چانه زدن، یک جفت سندل «ریبوک» خریدم و راه افتادم سمتِ ساحل.
در حاشیهی اقیانوس هند، تختهای حمام آفتاب ردیف شده و زن و مرد در سایهی چترها یا زیر تیغ خورشید ـ دراز به دراز ـ مشغول مطالعه، خوردن و نوشیدن، ماساژ یا استراحت بودند. وقتی همراهیها را پیدا کردم، متوجه شدم که فقط بابا ماندهاند و بقیه رفتهاند برای شنا. من هم ماندم کنار پدر، چون منظرهی ساحل و آدمهایاش انصافن از اقیانوس و موجها قشنگتر بود!!
روی تخت که دراز کشیدم تازه متوجه شدم یک دخترخانم؛ از آن خوشگل و خوشتیپهای روسی؛ سمتِ راست تختِ ما دارد حمام آفتاب میگیرد. نگاهمان که با هم تلاقی کرد، لبخندی تحویل هم دادیم و گذشت. منِ بیظرفيت هرکاری کردم نتوانستم سر صحبت را با این دختره باز نکنم! تا چشمام افتاد به زانوی زخم و زیلیاش که پانسمان شده بود، فرصت را غنیمت شمردم و با همان انگلیسیی اساطیری! که بلد بودم، پرسیدم:
ـ «زانوت چی شده؟»
دخترک پدرسوخته هم با یکی از آن لبخندهایی که معنایاش را اهل بخیه، خوب میدانند، جواب داد:
ـ «سوار موتور بودم. افتادم. پام خورد به کنارهی جاده و زخم شد!»
من هم که دل نازک و احساساتی!
ـ «اوه! خدای من! چرا؟ خب مراقب خودت باش دختر! تنها بودی؟»
ـ «نه! با دوستِ پسرم بودم.»
ـ «واو!... با دوست پسرت بودی؟ کمكت نکرد؟»
نگذاشتم جوابی بدهد. فوری ادامه دادم:
ـ «خوب! سخت نگیر! مسئلهای نیست. حالا وقتشه دوست پسرتو عوض کنی و یکی دیگه انتخاب کنی!...»
دختره از آن قهقههایی زد که به دلم گفتم همه چیز مرتب شد! سعی کردم اروای دمام این جملهی آخری را خیلی دخترکـُـش بیان کنم. ناقلا هم، کم نمیگذاشت. تا جایی که جا داشت، عشوه میریخت. در همین حین و بین دیدم یک نرهغولی از توی اقیانوس درآمد به قاعدهی عوُجابنعُنُق که از دور میگفتی نوه خالهی آلِکسیوف است. دو متر قد؛ هیکلاش سه برابر منِ فیزوری؛ با موهای بور؛ صورتی استخوانی؛ و البته بد اخم؛ عین بُختالنّصر. از آن مردهای روسی که دنبال شر میگردند.
یارو همین طور صاف آمد از راه مثل برج زهرمار کنار این خانم نشست. من چشمام که به طرف افتاد، زهرهام ترکید. فهمیدم که به کاهدان زدم؛ اساسی! هنوز این عنقِ مُنکسِره ننشسته و خودش را خشک نکرده بود که دخترهی لِق، نه گذاشت؛ نه برداشت؛ به یارو گفت:
ـ «میدونی این آقا چی میگه؟»
تا این را شنیدم، به خودم گفتم: «پا شو فرار کن سمتِ اقیانوس؛ که الانه این غولبیابونی، هُرولهکِشان مییاد قورتات میده! پاشو!» نگاهی به پدر کردم، دیدم کلاه آفتابیشان را تا روی دماغ پایین کشیدهاند و نیشخندِ پرمفهومی میزنند؛ یعنی: «فاتحَه مَعَ الصّلوات، پسرجان!...»
مَرده، یک نگاهی به سراپای من کرد و از دوستِ دهن لقش پرسید:
ـ «نه! چی میگه؟»
دخترهی الپر، پرید روی پای پسره و دست به گردناش انداخت و در حالی که بلندبلند میخندید، گفت:
ـ «از من پرسید نمیخوای دوستِ پسرت رو عوض کنی؟...»
یارو چنان به من چپ چپ نگاه کرد که همان سه سیر و نصفی گوشتِ تلخی که به بدنام بود، آب شد و ریخت. پدرم زیر لب گفت:
ـ «بلدی به انگلیسی بهشون بگی: ... خوردم؟»
گفتم:
ـ «فکر کنم بشه I eat my Shit!...»
پدر همچنان آهسته فرمودند:
ـ «نه ابله! اون که یعنی ..... خودتو خوردی! باید ... اونا رو بخوری!»
گفتم:
ـ «آها... ممنون!... حواسم به این نکتهاش نبود!...»
قلبم مثل گنجشک میزد. تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که خودم را به مَشنگی بزنم و از آن خندههای ابلهانهای که بلدم، تحویلش دهم. طرف وقتی نگاهی به هیکل ریقماسوکِ من انداخت و آن خندهی مسخرهی بلاهتبار را دید، انگار همه چیز دستاش آمد.
خلاصه این که؛ ماجرا ختم به خیر شد!
***
حالا که دارم حرفهای آقای لاریجانی را میخوانم، میبینم این آقایان سیاستمدار ما، اعتمادِ به نفسشان دستِ کمی از بنده ندارد. راستی اینها با چه عقل و منطقی فکر میکنند که اروپا، تمام سودش در قبال امریکا را میگذارد و به سمتِ ایران میآیاد؟... یک کمی هم به هیکل خودمان نگاه کنیم؛ بد نیست!
.
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۷:۴۳ بֽظֽ | Reply
سجاد :
واقعاًً جای تاسف هست که یک مقام ارشد ایرانی که 16 سال وزیر امور خارجه وچندین سال مشاور رهبر بوده و سابقه سیاسی بارزی دارند انگونه دست به تفسیر پرونده اتمی بزنند. پر واضح است که ا این نوع صحبت کردن یا یک نوع جدید و فوق پیشرفته از گفتار سیاسی می باشد یا واقعاً این سیاستمدار عزیز ما اشتیاهی در مصدر قدرت سیاسی نشسته اند... این نوع حرف زدن آدم رو به یاد لجبازی های دوران کودکیمون میندازه.
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۴۱ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
! در پاسخ آقای
Reza !
راستش منهم کم راجع به این نکته کم فکر نکرده ام و به دو گمانه زنی رسیده ام . نخستین این است که حکومت به یک سایتی نیز نیاز مند است که از لابلای مطالب آن عریانتر گوش به نقدِ قدری رادیکال تر ها بدهد تا قطب نمای مدیریتی خود را دائماً تصحیح کند. و در عین حال همانجور که خاطرم هست آقای عبدی یکبار خود اشاره کرده ند که، بعلت کم اثری سایت بر فضای واقعی سیاسی، مقامات به سایت حساسیت خاصی ندارد و بقول معروف میگویند بگذار هرچه دل تنگشان میخواهد بگویند و تا آنجا که در محدوده حرف هستند بگذار بگویند و بمانند.
و اما دومین گمانه زنی من اینست که، دستگاه آگاهانه میخواهد که، یک سایت تحلیلی سیاسی جدی وجود داشته باشد که آن دسته از مخاطبین را که سایت ها رسانه های دیگر جذب نمیکنند و بعبارت اولی تر، تحت هیچ شرایطی هم تره برای تولیدات خرواری رسانه های رسمی دولتی خرد نمیکنند، جذب کند. خاصیت این کار این است که در یک لحظه حساس سیاسی آقایان میتوانند این سایت را تعطیل و... همه آنهائی را که دل به یک تبادل فکری و نظری در چهار چوب این سایت داده بودند پات و زمینگیر کنند. آنوقت یافتن یک سایت یا رسانه قابل اعتماد دیگر که بتواند همین کار را بکند چند سالی وقت میبرد!!
روی این اصل من همیشه بر این عقیده ام که در این وانفسای ناایمنی اگر انسان روی دو صندلی بنشیند کار عاقلانه ای کرده است مخصوصاً اگر هدفی انسانی و مشروع داشته باشد.
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۴۹ بֽظֽ | Reply
احمديان :
با سلام به آقاي عبدي واقعا جاي چنين مطالبي در مطبوعات ما خالي است و بايد به شما تبريك گفت كه چنين فضائي را عليرغم همه مشكلات راهبري مي نمائيد. نكته گم شده در سياست خارجي ما دقيقا اين مطلب است كه آقاي آگاهي ذكر كردهاند. يعني براي مثال در رابطه با همين بسته پيشنهادي قبول يا رد ما بنفع چه كساني است و در اين ميان نفع ملبت ايران در كجاي اين معادله قرار دارد؟ اصلا اين قضييه مذاكره به چه معني است؟ مذاكره سر چه چيزي و يا با چه هدفي؟ اصلا چرا بسته پيشنهادي قبلي را در جا رد كرديم كه فرق زيادي هم بااين يكي نداشت؟ نظر ما نسبت به اسرائيل چيست و سياست راهبردي ما كدام است؟ آيا ما در وزارتخارجه مسئولي براي اسرئيل داريم تا اوضاع آنرا مستقلا كارشناسي كند؟ وقتي گازي وجود ندارد و منابع نفتي ما نياز مبرم به تزريق آن دارند چرا بدنبال صادرات گاز هستيم؟ چرا وقتي نه نيروگاه داريم و نه محل مصرف توليد سوخت راكتور اين قدر برايمان حياتي و ناموسي شده است؟ اين چه ناموسي است كه چند سال پيش اصلا كسي يادش نبود و خط قرمز هم نبود؟ اصلا در اين هياهو چرا كسي از وضع عسلويه نمي گويد؟ منافع نابساماني آن به جيب كدام كمپاني چند مليتي ميرود؟ چرا كسي نمي گويد عليرغم ميلياردها هزينه تبليغ به اعتراف منابع رسمي كشور اكثريت عظيم ايرانيان اصلا از قرآن چيزي نمي دانند؟ اين آمارهاي زنان خياباني تهراني كه به نحو دلخراشي هر فرد آگاهي را ميكشد از كجا پيدا شده است؟ اصلا از اين حرفها كي در بين ايرانيان بوده است؟ درست است آقاي آگاهي عزيز از اين سئوالات بيشمار و پاسخ گو بس اندك و طلبكار از همه بيشتر..جاي آن دارد خون موج زند در دل لعل
۲۰ تیر ۱۳۸۷ ۷:۳۹ قֽظֽ | Reply
حسن زاده :
بنظر شما جنگ بين ايران و آمريكا حتمي است؟ اين سئوالي است ك اين روزها همه از همه مي پرسند و بدنبال جواب. در رابطه با بحثي كه در اين نوشته آمده اجازه بدهيد قدري از زويه ديگري به اين موضوع بپردازيم ...بعنوان يك فرد مطلع عرض ميكنم كه همانطور كه آژنس هم در گزراشات متعدد خود آورده است ايران توان خارق العداه اي در زمينه هسته اي ندارد..توليد سوخت نياز به 50 تا 60 هزار سانتريفيوژ دارد كه برابر گزارش آژانس حدود 3000 نسبتا فعال است و اينرا مسئولين خودمان هم گفته اند و چيز جديدي نيست..علاوه بر آن اورانيوم با ايزوتوپ 235 هم بسيار كم داريم..نيروگاه هسته اي هم نداريم و تا سالهاي دور هم نخواهيم داشت.. پس هم آنها و هم دوستان مسئول ميدانند كه حداقل الان ايران خطري نيست...بقيه بحثها هم در حد حرف است و فعلا بكام كمپانيهاي نفتي و تسليحاتي..صادرات آمريكا به ايران هم در دوران بوش پسر 10 برابر شده است..آمريكائيها در همه جاي منطقه هستند و كره شمالي هم بكلي از طلا گشدن هسته اي پشيمان شده و در حال مس شدن است..فيلمهاي يو تيوب از زندگي مردم كره شمالي را ببينيد تا ببينيد آن ماليخوليا چه بر سر آنها آورده است...قراداد سپر موشكي با توجيه خطر ايران بسرعت جلو ميرود.. آمريكائيها هم موافق ادامه بحرانند ما هم همين طور! حال چرا بايد جنگ بشود؟ نمي دانم شايد ما خيلي از مرحله پرتيم!
۲۰ تیر ۱۳۸۷ ۹:۲۰ قֽظֽ | Reply
حسین :
در برابر پذیرش بسته چه بايد بخواهيم؟
با تحويل پاسخ ايران به بسته پيشنهادي «1+5»، و سفر قریبالوقوع نماینده این شش کشور برای بحث درباره این پاسخ جمهوري اسلامي وارد مرحله سرنوشتساز پرونده هستهاي خود شده است؛ مرحلهاي كه دو راه كلي را برابر ما گسترده است: راه نخست، نتيجهگيري از دوران سه ساله ايستادگي و استفاده از هزينههاي پرداختشده توسط كشور در اين دوره و راه دوم، مقابله زيادهخواهي غرب مبني بر توقف فعاليتهاي هستهاي كشور.
بديهي است، طي كردن هر يك از اين دو راه، الزامات و ويژگيهاي خاص خود را دارد و در اين فرصت، به الزامات راه نخست كه همان توافق در مذاكرات و نتيجهگيري از روند ايستادگي كشور در طول سه سال گذشته است، ميپردازيم:
1ـ پاسخ مثبت به بسته پيشنهادي و پذيرش كليات آن، به منزله تسليم نيست. بنابراين، نكته اصلي در اين مسير، اعلام صريح هدفي بود که نظام به دنبال آن بود و آن دستيابي به دانش هستهاي و توان غنيسازي در کشور است. اما نکته مهم در اينجاست که نبايد به شکل تبليغاتي بگونه اي موضع منفي گرفت که به رغم صورت گرفتن توافق، به طرف مقابل و مهمتر از آن لابي صهيونيستي اين فرصت را بدهيم به افکار عمومي القا کنند که ايران اهل توافق نيست و در مذاکرات، موضعي غير قابل انعطاف وخصمانه دارد و فرصت فرار از عمل به تعهداتي که در بسته پيشنهادي وتوافق بر عهده 5+1 گذاشته شده است را فراهم کرد.
2ـ مسئله مهم در اين ميان، تعهدات طرف مقابل است كه هرچند داراي ظرفيتهاي بالقوه مثبت و مناسبي است، اما به صورتي مبهم و نامعين در بسته پيشنهادي مطرح شده و از همين رو، در مذاكرات بايستي كاملا شفاف و مشخص گردد.
به طور نمونه، در بسته پيشنهادي، به احداث نيروگاههاي آب سبك اشاره شده است، اما از زمان و كشور سازنده اين نيروگاهها اثري نيست.
بنابراين، وظيفه تيم مذاكرهكننده است كه اين تعهد شوراي امنيت به ايران را شفاف كرده و عبارت مورد نظر در بسته پيشنهادي به طور مثال به اين عبارت تغيير يابد:
عبارت بسته: تامين کمک هاي مالي و تکنولوژيک لازم جهت استفاده صلح آميز ايران از انرژي هستهاي و حمايت نسبت به از سرگيري پروژههاي همکاري فني در ايران توسط آژانس بينالمللي انرژي اتمي و حمايت از ساخت نيروگاه هاي آب سبک منطبق با آخرين فن آوري روز.
عبارت پيشنهادي: «1+5 متعهد ميشود كه به ميزان دههزار مگاوات نيروگاه آب سبك طي مدت پنج سال در ايران احداث و بهرهبرداري شود. كشورهاي آلمان و فرانسه، مسئوليت اجراي اين تعهدها را ميپذيرند».
يا در بخش نقض تحريمها فراتر از پرونده هستهاي به صورت كلي به لغو تحريم ناوگان هوايي ايران اشاره شده كه اين مورد نيز كفايت نميكند و بايد به اين عبارت صريح تبديل شود:
عبارت بسته: گامهايي در جهت عادي سازي روابط اقتصادي و بازرگاني از قبيل تسهيل دسترسي ايران به اقتصاد ، بازارها و سرمايه بينالمللي از طريق حمايت عملي در جهت الحاق کامل ايران به ساختارهاي بينالمللي شامل سازمان تجارت جهاني و ايجاد چارچوبي براي سرمايه گذاري مستقيم و نيز تجارت بيشتر با ايران
عبارت پيشنهادي: «همه مجازاتهاي خاص اقتصادي كه از سوي كشورهاي 1+5 عليه ايران وضع شده است، ظرف مدت شش ماه لغو ميگردد».
يا در بخش تعليق پرونده در شوراي امنيت نيز بايد عبارت مندرج در بسته پيشنهادي به بازگشت پرونده به شوراي حكام تغيير كند.
عبارت بسته: تا زماني که ايران به شکل تصديق پذير تمام فعاليت هاي مربوط به غني سازي و بازفرآوري خود را زير «او پي 19 (آ)» و «او پي 15» قطعنامه 1803 شوراي امنيت سازمان ملل به حالت تعليق در آورد.
عبارت پيشنهادي: پرونده ايران تا زمان ادامه توقف موقت عادي ملغي شده و از شوراي امنيت به آژانس بينالمللي انرژي هستهاي بازگردانده شده و كليه قطعنامههاي صادره در اينباره بياثر خواهند بود.
همچنين در بخش ديگري كه به صورت كلي حقوق ايران در انرژي هستهاي به رسميت شناخته شده است، بايد عبارت به شكلي تصحيح شود كه به منزله تداوم معتبر بودن كليه حقوق ايران در چهارچوب NPT است و توقف موقت نبايد به مفهوم محروميت درازمدت ايران تلقي شود.
عبارت 1+5: حق ايران را براي توسعه پژوهش، توليد و کاربرد انرژي صلح آميز هستهاي مطابق با تعهدات پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي را به رسميت بشناسند.به محض ايجاد اطمينان از ماهيت کاملا صلح آميز برنامه هستهاي ايران، با آن همان رفتاري را داشته باشند که با برنامه هر کشور فاقد سلاحهاي هستهاي در چارچوب NPT.
عبارت پيشنهادي: «فعاليتهاي صورت گرفته از سوي ايران به دليل اعتمادسازي است و تا رفع ابهامات از برنامه هسته اي ايران ادامه خواهد داشت و اين توقف موقت، نفيكننده حقوق ايران در چهارچوب NPT بويژه حق توليد سوخت هستهاي نميباشد».
و موارد ديگر اين نمونهها در بسته پيشنهادي وجود دارد كه بايد به وسيله كارشناسان حقوقي تيم مذاكرهكننده كه جمعآوري شده و عبارت مورد نظر ايران گرچه داراي تشابه با اين عبارات بود اما شفاف، صريح وتامين کننده منافع ملي باشند، جايگزين گردد.
3ـ نكته مهم باقيمانده در اين ميان، تفسير مورد پذيرش ايران از چگونگی ادامه فعاليتهاي هستهاي است كه در اين ميان گزينههاي مختلفي مطرح شده است كه به چند نمونه از آن اشاره ميشود:
ـ تنها شامل گازدهي با اورانيوم و قطعهسازي شده و 3500 سانتريفيوژ ايران به صورت خشك و ياباگاز مشابه فعاليت داشته باشند.
ـ تنها شامل حوزه صنعتي شده و ايران فعاليتهاي آزمايشگاهي خود را در زمينه غنيسازي كه دستكم شامل 164 سانتريفيوژ ميشود ادامه خواهد داد.
ـ تنها در حيطه غنيسازي محدودشود و ديگر فعاليتهاي ايران همانند قبل از شكستن تعليق در اين بخش در دي ماه 1384 ادامه مييابد.
ـ همانند وضعيت ايران در مرداد 1384 خواهد بود و كليه فعاليتهاي ايران در توليد سوخت هستهاي به حالت تعليق درميآيد.
- به صورت محدود و زماندار پذيرفته شود و مدت زماني حداكثر يك سال بر آن در توافق قيد شود كه قابل تمديد است.
هر يك از تفاسير بالا با تفسير ديگر از توقف موقت داراي بار حقوقي متفاوتي است و هنر تيم مذاكرهکننده آن است كه بر روي تفسير محدود و كمهزينهتري توافق كند، اما بايد توجه داشت كه كيفيت تعهدات طرف مقابل به مراتب اهميت بيشتري از كيفيت توقف موقت دارد و حتي اگر ايران محدودترين تفسير از توقف موقت را در برابر تعهدات مبهم طرف مقابل بپذيرد، باز هم در اين مذاكره جمهوري اسلامي بازنده خواهد بود. اما اگر تعهدات طرف مقابل شفاف و حداكثري باشد، در تفسير وسيع توقف موقت نيز ايران بازنده به شمار نميرود.
و مورد آخر اينكه منوط كردن ادامه توقف موقت به اجراي تعهدات طرف مقابل نيز از بندهاي مهم توافقنامه احتمالي است و بايد به طور مثال تصريح گردد:
در صورت عدم پايبندي «1+5» به تعهدات ظرف يك ماه و با اخطار قبلي ايران، توقف موقت شكسته خواهد شد.
در پايان اشاره به اين مطلب نيز ضروري است كه كيفيت تيم مذاكرهكننده شامل تجربه، تخصص، هنر چانهزني و عملگرايي آنان است تأثير سرنوشتساز در نتيجه مذاكره خواهد داشت و اتكاي صرف به نيروهاي يک گرايش وحفل خاص فكري در نظام و عدم استفاده از سرمايههاي كشور در حوزه ديپلماسي و سياست در اين مرحله سرنوشتساز تأثيرات زيانباري را براي منافع ملي به همراه خواهد داشت.
۲۰ تیر ۱۳۸۷ ۲:۵۸ بֽظֽ | Reply
كمانگر :
امروز در يكي از سايتها سخنان آقاي رئيس جمهور را در مورد سفر به عراق مي خواندم و بسيار شاد شدم. ناگهان يادم افتاد كه ايشان فرموده بودند مي خواستند ايشان را بدزدند يا خداي نا خواسته چشم زخمي به ايشان بزنند. ولي هر چه به سخنان ايشان دقت كردم چيزي نديدم و بلكه متوجه شدم آمريكائيها خيلي هم به ايشان علاقه دارند! باور نمي كنيد؟ ايشان گفتند كه يك فرمانده آمريكائي كه يكماه قبل از آمدن در جريان جر سفر بوده است مرخصي خود را عقب انداخته تا با ايشان عكس يادگاري بگيرد! بعد هم معاونش اين كار را كرده ايشان هم به آنها توصيه كردهاند هواي عراقيها را داشته باش! خوب پس ايشان با اطلاع آمريكائيها بطور كامل به آنجا رفته اند. ظاهرا پرواز ايشان هم يكهوئي نبوده كه آمريكائيها بعدا فهميده باشند چون فرودگاه بغداد تحت كنترل كامل ارتش آمريكا است! اير باس ايشان ژيان كه نيست ناگهان سر از مرز در آورد! محل اقامت ايشان در بغداد هم كه در كنتر ل آمريكائيها است و در حقيقت آنها از ايشان مراقبت كردهاند؟ حال يكي مي تواند بگويد اصلا موضوع چيست؟ سطح سياست خارجي اين كشور همين است كه ميبينيد!
۲۰ تیر ۱۳۸۷ ۶:۵۸ بֽظֽ | Reply
كرامت :
اينهم از نتايج تحيمها كه اميد است همانطور كه رئيس جمهور محترم فرمودهاند باعث پيشرفت بيشتر كشور شود! خبر از سايت بي بي سي است!
"اعلام انصراف شرکت توتال از سرمایه گذاری در پروژه پارس جنوبی، کار ایران را برای بهره برداری از ذخایر گازی این منطقه دشوارتر کرد. پارس جنوبی بزرگترین ذخیره گازی جهان به حساب می آید.
تحلیلگران انرژی می گویند ایرای شاید بتواند بدون کمک توتال به تکنولوژی مورد نیاز برای ادامه پروژه دست یابد اما بعید به نظر می رسد بتواند مهارت های مدیریتی این شرکت عظیم فرانسوی را در پروژه پیاده کند.
پیش از این نیز دو شرکت مشهور انرژی، شل و رپسول، نیز از ادامه این پروژه انصراف دادند و خود را کنار کشیدند.
پیشبرد پروژه پارس جنوبی کار دشواری است چرا که هدف آن، تولید گاز مایع طبیعی است و فرایند تبدیل گاز به شکل مایع، فرایندی پیچیده است و نیاز به تکنولوژِی پیشرفته ای دارد.
تحلیلگران معتقدند ایران می تواند به تنهایی یا با همکاری کشورهای در حال توسعه این پروژه را پیش ببرد، اما این امر موجب تاخیر طولانی در اتمام طرح خواهد شد و بازدهی پروژه را نسبت به آنچه پیش بینی شده بود کاهش خواهد داد.
تولید گاز مایع پروژه ای بلند مدت تلقی می شود که نیازمند سرمایه گذاری سنگینی است.
توتال این تصمیم را به دنبال فشار وزارت امور خارجه امریکا گرفت که از شرکت های انرژی خواسته بود از ایران خارج شوند.
دولت امریکا بسیاری از بانک ها را نیز تحت فشار گذاشته که از معامله با ایران خودداری کنند. فقدان سرمایه های بانکی شاید علت دیگر انصراف توتال ازادامه پروژه پارس جنوبی باشد.
۲۰ تیر ۱۳۸۷ ۷:۰۵ بֽظֽ | Reply
حمید :
چرا تمام مسایل عادی در این مملکت باید با تظاهرات انقلابی و شعارهی ضد امپریالیستی حل شود با هزینه بالا فشار روانی زیاد بر روی مردم ایجاد تحریم هایی که بارش بر روی دوش طبقات پایین جامعه است و خود آقا+یان هیچ ناراحتی احساس نمی کنند؟ چرا ترس از حمله دیگران به کشور مثل خوره روح مردم اعم از کودک و پیر و جوان را بخراشد و بتراشد؟ چرا به جای این همه هزینه و در دسر و ارعاب و تهدید و... تمام صنعت هسته ای را به دست خواهر و برادر 16 ساله که در زیر زمین خانه اشان انرژی هسته ای تولیئد می کردند و خبر مسرت بخشش را دکتر ( ؟) احمدی نژاد دادن داده نمی شود تا آنها راحت برای همه مردم ( بخصوص خانوده محترم شهدا جانبازان اسرا روحانیون و دارندگان کارت بسیج فعال از گردانهای عاشورا و الزهرا و اعضا فعال محله شرکت کننده در مراسمات عزاداری و نوحه خوانی و دعای ندبه و توبه و روضه و شام غریبان و عمر کشان و کسانی که عاشورا و تاسوعا نذری دارند و علم و بیرق هیاتها را بلند می کنند و نوحه دشتی و عربی می خوانند و گل زیادی در محرم بر سر می مالند و چفیه اشان همیشه بر دوششان است و در هر فرصتی بر سر و سینه می زنند و تمام جوشن کبیر را از حفظ دارندو هر ماه یک دخیل می بندند و تسبیح و عطر و انگشتر و مهر کربلا و مفاتیح از آنان جدا نمی شودو علی الهی و حسین الهی و نعمت الهی و درویش و .. هستند ) انرژی هسته ای تولید کنند؟
۲۰ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۴۴ بֽظֽ | Reply
خبرنگار :
مقاله اي بزبان ساده با معناي بزرگ..حال اين خبر را هم بدون هيچ شرح از سايت آفتاب ملاحظه فر ما ئيد:
" آفتاب: «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا در دیدار با «کارل شوارزنبرگ» همتای چک خود در پراگ، قراداد استقرار سپر ضد موشکی را خلاف تظاهرات گسترده مردم چک و اعتراضات روسیه به امضا رساند و آنرا قراردادی تاریخی و کلیدی در قرن 21 خواند.
به گزارش سرویس بینالملل آفتاب، رایس اعلام کرد امضا این قرارداد نه تنها برای جمهوری چک و ایالات متحده بلکه برای جامعه بین الملل و کشورهای عضو ناتو نیز مهم است. رایس با اشاره به اعتراضات روسیه به این سامانه که آنرا تهدیدی بر امنیت خود میداند، در سخنانی خصمانه گفت: «تهدید حمله موشکی یک تصور نیست و ایران هنوز به غنیسازی اورانیوم ادامه میدهد و در حال ساخت موشک بالستیکی است».
در عین حال وزارت خارجه روسیه سهشنبه در بیانیهای با اعتراض به طرح آمریکا اعلام کرد: «مسکو مجبور به پاسخگویی به استقرار سیستم سپر ضد موشکی در جمهوری چک است و با شرایط موجود روسیه به طور واضح با بکارگیری راهکارهایی خاص، به تهدید علیه امنیت ملی خود پاسخ خواهد داد».
کاندولیزا رایس همچنین در ادامه سفر خود به بلغارستان، گرجستان و احتمالا لهستان خواهد رفت. لهستان به عنوان کشورهای کلیدی در طرح سپر دفاع موشکی آمریکا اخیرا با مخالفت این کشور در امضا قرارداد روبرو شد.
۲۱ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۲۱ قֽظֽ | Reply
سلمان :
به نظر من کلیه سیاستهای اتخاذ شده در پرونده هسته ای ایران از یک منبع منشعب میشه. یعنی همون كساني که رئیس مجلس رو به اتخاذ مواضع تند علیه اتحادیه اروپا و شاخ و شانه کشیدن برای این گروه مقتدر سیاسی وادار میکنه، باعث تصمیم گیری و سخنان پوپولیستی جناب رئیس جمهور در بحث هسته ای هم میشه.
اتفاقا همین هسته منافعی بس پرسود در بحث انتفاع از منابع نفتی پارس جنوبی (که همین الان قطر در منظر عموم و شرکتهای نفتی امریکایی تحت پوشش از آن بهره برداری میکنند) دارد.
خداوند بداد این ملت بیچاره ظاهربین برسد.
۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۱۰ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/940