به ميزاني كه منطقه عسلويه و مسائل آن مهم است اما مطالب منتشره در باره آن چندان چشمگير نيست.آقاي موسائي سعي كرده اند ضمن آشنا كردن خوانندگان با كليات و مسائل اين منطقه نگاهي هم به علل پسرفت آن داشته باشند.
عسلویه مهمترین منطقه استراتژیکی باتعداد24فازبه بالا با بکار گیری نزدیک به یکصدهزار نیرو سهم بسزایی در اقتصاد ایران ایفا می کرد.
حتما برای شما سوال پیش می آید چرا مگر اکنون این نقش را ایفا نمی کند قصد داریم در این تحقیق مختصر نگاهی به عسلویه در چند سال اخیربیندازیم وباتوجه به اینکه نگارنده خود مدت زیادی به صورت پاره وقت درعسلویه حضور داشته لذا جای شبهه ای باقی نمی ماند.
ابتدا مقدمه ای در شناخت منطفه عسلویه
عَسَلویه شهری از توابع شهرستان کنگان ویک منطقه عظیم صنعتی از توابع استان بوشهر در جنوب ایران است. این روستا در دوازه کیلومتری شرقی روستای نخل تقی و در هفت کیلومتری روستای بیدخون و در کرانه خلیج فارس واقع شدهاست.
این منطقه در شرق استان بوشهر در حاشیه خلیج فارس در ۳۰۰ کیلومتری شرق بندر بوشهر و در ۴۲۰ کیلومتری غرب شهرستان بندر لنگه و در ۵۷۰ کیلومتری غرب بندر عباس واقع است(همجواری استان بوشهر با استانها :از شمال به منطقه اسیر در فارس، از شرق به هرمزگان و از غرب به خوزستان کهگیلویه و بویراحمد) و حدود ۱۰۰ کیلومتر باحوزه گاز پارس جنوبی که درمیان خلیج فارس واقع شده (دنباله حوزه گنبد شمالی قطر) فاصله دارد
موقعیت مورد نظر برای منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس مزایای قابل توجهی دارد، از جمله کمترین فاصله ممکن با میدان گاز پارس جنوبی، وجود فرودگاهی که درزمان ساخت وساز میتواند سرویس مناسبی به عنوان فرودگاه بین المللی استقرار یابد، دسترسی مستقیم به آب دریا، عمق مناسب سواحل ازنظر بندری، برخوردار از شبکههای تأسیسات زیرساختی شریانهای ارتباطی فرامنطقهای، وجود نیروی کار بالقوه در شهرها وروستاهای اطراف، طبیعت سرسبز وچشم اندازهای طبیعی زیبا وجود دارد
محدوده منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس براساس مصوبه هیات وزیران وشورای عالی مناطق آزاد تجاری / صنعتی به این شرح تعیین گردیدهاست: ازغرب به روستای شیرینو، ازجنوب به خلیج فارس، ازشمال به دامنه ادامه سلسه جبال زاگرس وازشرق به روستای چاه مبارک. این محدوده طبق مصوبه هیئت محترم وزیران ۱۰۰۰۰ هکتار بوده که براساس استانداردها تفکیک میگردد.
با توجه به پتانسیلهای این منطقه، کمبود اراضی مناسب و لزوم توسعه صنایع بالادست نفت وگاز(با دسترسی مناسب به دریا) درمحدوده منطقه ویژه وهمچنین قرار داشتن مکان فعلی روستاهای نخل تقی و عسلویه در محدودهای با خطر سنجی بالا، عدم دسترسی مناسب به شریانهای پیرامون منطقه و نامناسب بودن مکان فرودگاه نظامی فعلی (خطر سنجی بالا در همجواری با صنایع بالا دست، عدم امکان استفاده بهینه اهالی منطقه از آن و…) درنظراست در آینده نزدیک نسبت به جابجایی فرودگاه وروستاهای نخل تقی وعسلویه سایت نیروهای نظامی به مکانهای مناسب واستفاده از اراضی فوق به عنوا ن توسعه صنایع بالا دست اقدام شود. ضمنا با توجه به لزوم استقرار واحدهای مایع سازی گاز(DME,GTL,LNG) درمنطقه وعطف به مسائل ایمنی و حریم و فاصله لازم این واحدها از دیگر واحدهای صنعتی، زمینی ساحلی به وسعت تقریبی ۲۰۰۰ هکتار واقع در ۲۰ کیلو متری غرب منطقه جهت استقرار واحدهای فوق پیش بینی شدهاست.
عسلویه معروفترین بخش منطقه ویژه اقتصادی پارس است که هر ساله شاهد حضور تعداد قابل توجهی از افراد جویای کار است. جمعیت بومی منطقه عسلویه حدود ۳۰۰ نفر است که بیشتر آنها اهل سنت هستند. با احداث پروژههای توسعهای منطقه و تخمینهای مقایسهای رقم کل جمعیت شاغل در پایان دوره بهرهبرداری کامل به رقمی بالغ بر یکصد هزار نفر خواهد رسید. در سال ۱۳۸۷ مسئولان منطقه ویژه اقتصادی پارس به تمامی کارکنان خود مهلت دادند که تا اول آبانماه همانسال یا ازدواج کنند یا از کار اخراج شوند
با تاسيس شرکت نفت و گاز پارس، بندر عسلويه در استان بوشهر و در سواحل نيلگون خليج هميشه پارس، حرکت به سمت تبديل شدن به قطب بزرگ انرژي جهان را آغاز کرد.
عسلويه در 270 کيلومتري جنوب شرقي بوشهر، در منطقه اي واقع شده که ميادين گازي بزرگ پارس جنوبي، پارس شمالي، گلشن و فردوسي را دربرمي گيرد که در اين ميان ميدان گازي پارس جنوبي از موقعيت ممتازي برخوردار است. اين ميدان يکي از بزرگترين منابع گازي جهان است که بر روي خط مرزي مشترک ايران و قطر در خليج فارس قرار دارد.
مساحت اين ميدان 9700 کيلومتر مربع و سهم ايران از آن 3700 کيلومتر مربع است. 14 تريليون متر مکعب گاز به همراه 18 ميليارد شبکه ميعانات گازي، ذخيره انرژي ميدان پارس جنوبي را تشکيل مي دهد که حدود 8 درصد از کل گاز جهان و نيمي از ذخاير گاز کشور است.
جنگ هشت ساله تحميلي رژيم بعث عراق بر ضد کشور ما ايران موجب شد برداشت از ميدان گازي پارس جنوبي با تاخير آغاز شود و از آن جا که منابع اين ميدان گازي بين ايران و قطر مشترک است، قطر سال ها زودتر از ايران برداشت از آن را آغاز کرد و از ايران پيش افتاد. اما براي جبران اين عقب ماندگي، در دي ماه سال 1377 خورشيدي، شرکت نفت و گاز پارس تشکيل شد تا مسووليت توسعه کليه فازهاي ميدان گازي پارس جنوبي، همچنين ميادين گازي پارس شمالي، گلشن و فردوسي را بر عهده بگيرد و حقوق ايران در ميدان مشترک گازي با قطر استيفا گردد. از همان زمان بود که عسلويه، حرکت شتابناک خود براي تبديل شدن به قطب بزرگ انرژي جهان را آغاز کرد.
شتاب فعاليت هايي که از سوي شرکت نفت و گاز پارس براي اجراي طرح هاي توسعه ميدان گازي پارس جنوبي و ساير مخازن صورت مي گرفت به حدي بود که در همان زمان، بسياري از رسانه هاي جهان، عسلويه را با آبادان مقايسه کردند و نوشتند همان گونه که نيم قرن پيش، در آبادان شاهد تولد قطب بزرگ توليد نفت درجهان بوديم، اکنون قطب بزرگ گاز جهان در عسلويه متولد مي شود. طراحي به سرعت صورت گرفت و ميدان گازي پارس جنوبي به 24 فاز تقسيم شد.
عمليات توسعه فازهاي 2 و 3 ميدان گازي پارس جنوبي در مهرماه 1376 از سوي گروه توتال پارس جنوبي با سهم 40 درصد به عنوان متصدي اصلي و شرکت هاي گازپروم روسيه و پتروناس مالزي هر يک با سهم 30 درصد واگذار شد و در بهمن ماه 1381، بهره برداري از آن باحضور سيد محمدخاتمي رئيس جمهور وقت آغاز شد تا طبق برنامه از پيش تعيين شده، روزانه 56 ميليون مترمکعب گازدر اين دو فاز توليد شود.
در آبان ماه 1383، سيدمحمد خاتمي دوباره به عسلويه رفت و اين بار، طرح توسعه فاز يک با ظرفيت توليد روزانه 28 ميليون متر مکعب گاز طبيعي افتتاح شد. کمتر از پنج ماه بعد، در فروردين ماه 1384، فازهاي 4 و 5 ميدان گازي پارس جنوبي نيز با ظرفيت توليد روزانه 56 ميليون مترمکعب گاز از مخزن با حضور خاتمي افتتاح شد تا برگ زرين ديگري در کارنامه انرژي کشور ثبت شود.
اکنون فعاليت براي توسعه فازهاي 6، 7، 8 و ساير فازهاي ميدان گازي پارس جنوبي ادامه دارد تا پس از افتتاح کامل 24 فاز اين ميدان گازي، شاهد توليد 820 ميليون مترمکعب گاز در روز باشيم که موجب مي شود عسلويه، بندري که براي ايجاد تاسيسات خشکي و توسعه مرحله اي اين ميدان انتخاب شده، به عنوان نامي مطرح در توليد انرژي در جهان شناخته شود.
البته همانگونه که ذکر شد، شرکت نفت و گاز پارس صرفا وظيفه توسعه ميدان گازي پارس جنوبي را بر عهده ندارد. بلکه ميدان گازي پارس شمالي در فاصله 120 کيلومتري جنوب شرق بوشهر به عنوان يکي از بزرگترين ميادين مستقل گازي کشور با حجم گاز در جاي 58/9 تريليون فوت مکعب، ميدان گازي گلشن در فاصله 180 کيلومتري جنوب شرقي بوشهر با پيش بيني توليد روزانه 36 ميليون متر مکعب گاز و ميدان گازي فردوسي در فاصله 190 کيلومتري جنوب شرقي بوشهر با پيش بيني توليد روزانه 15/3 ميليون متر مکعب گاز، از ديگر ميادين زير پوشش فعاليت هاي شرکت نفت و گاز پارس هستند.
با افتتاح کامل اين طرح ها، نه تنها نياز کشور به گاز، به طور کامل رفع مي شود، بلکه زمينه براي افزايش ميزان صادرات آن نيز فراهم مي گردد.
علا وه بر آن با تزريق گاز توليد شده از اين ميادين به مخازن نفتي، مي توانيم شاهد افزايش توليد نفت از چاه هاي فرسوده و قديمي نفت کشور باشيم.
ضمن اينکه ايجاد اشتغال، يکي ديگر از دستاوردهاي مهم توسعه ميادين گازي تحت پوشش شرکت نفت و گاز پارس، به ويژه ميدان گازي پارس جنوبي است; به طوري که هم اکنون بيش از 60 هزار نفر به صورت مستقيم در منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس مشغول فعاليت هستند که اين آمار به مرور زمان و با تکميل فازهاي باقي مانده ميدان گازي پارس جنوبي باز هم افزايش خواهد يافت.
اگر به عسلويه سفر کنيد، خواهيد ديد که طرح توسعه ميادين گازي در منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس، چه تاثيرات مثبتي در شکوفايي و رونق استان بوشهر داشته است.
توسعه فعاليت هاي صنعتي، خدماتي، گمرکي، حمل و نقل، تعميرات و ارتباطاتي در اين منطقه، موجب رونق گرفتن عسلويه و مناطق اطراف آن و رفع نسبي محروميت از اين خطه شده است.
در حقيقت، طرح هاي پشتيباتي نفت و گاز پارس که در قالب ساخت تاسيسات زيربنايي و پشتيباني از جمله فرودگاه ها، راه ها، بنادر، خطوط لوله سراسري گاز، شهرک هاي مسکوني و تاسيسات رفاهي تبلور يافته، چهره منطقه را به کل دگرگون کرده است.
به عنوان نمونه فرودگاه بين المللي خليج فارس که جايگزين فرودگاه قديمي پارس در عسلويه شده، يکي از مجهزترين فرودگاه هاي کشور است يا احداث راهآهن شيراز- بوشهر- عسلويه که به تازگي آغاز شده، صرفا به دليل وجود منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس توجيه پذير است.
چنين مسايلي نشان مي دهد که منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس چه تاثيرات شگرفي در رونق اقتصادي کشور دارد.
در چنين شرايطي، ضرورت توجه بيشتر به عسلويه و شرکت نفت و گاز پارس به عنوان مجري طرح توسعه فازهاي 24 گانه ميدان گازي پارس جنوبي، بيش از پيش احساس مي شود چرا که افتخار توسعه فازهاي 24 گانه ميدان گازي پارس جنوبي و ساير ميادين گازي تحت پوشش شرکت نفت و گاز پارس، متعلق به تمامي مردم ايران است. بنابراين دولتمردان بايد بيش از گذشته به اين منطقه ويژه اقتصادي توجه نشان دهند.
افتتاح هر چه سريع تر فازهاي باقي مانده از ميدان گازي پارس جنوبي باعث مي شود تا هر چه زودتر عقب ماندگي ايران از قطر در برداشت گاز از ميدان مشترک که حاصل تاخير طولا ني ايران در آغاز اين مسير است رفع شود. کساني که در اغلب ماه هاي سال در درجه حرارت 40 تا 50 درجه سانتيگراد و رطوبت 88 درصدي که در بهترين شرايط هيچ گاه از 60 درصد کمتر نمي شود به طور شبانه روزي در تلا ش هستند، درانتظار عنايت دولتمردان هستند تا با تمام وجود درک کنند تلا ش ها و زحمات آن ها از ارزش و اعتباري درخور برخوردار است.
در آغاز عسلویه بهشت کارگران و متخصصان معرفی میشد.
شرایط کاری نابسامان، عدم پرداخت به موقع حقوق کارگران و اخراجهای وسیع، موجب اعتراضها و اعتصابهایی در این منطقه شده است. پیمانکاران، مشکلات مالی و فنی جاری را ناشی از تحریمهای جهانی میدانند
حقوقها بستگی به شرکتها دارد. شرکتها بنا به میل خودشان حقوق پرداخت میکنند. برخی شرکتها از سه ماه حقوق معوقه دارند تا هشت ماهه یا یک ساله.
هر پیمانکار درعسلویه خودش، بنا به موقعیت مالی به کارگران حقوق پرداخت میکند؟
نازلترین حقوقها مربوط به کارگرهای ساده است که با روزی هشت هزارتومان مشغول به کار هستند. هیچ بیمه یا مزایای دیگری هم به آنها تعلق نمیگیرد. نه تنها بیمه، حتا امکانات خوابگاهی و غذا، به غیر از ناهار که در محیط کار کارگرها هستند و برای کارفرما کار میکنند، شام هم بهشان تعلق نمیگیرد.
کارگر ساده از کارهای ساختمانی گرفته تا کارهایی مثل کابلکشی، حمل ونقل، بارگیری و تخلیه بار و کارهای خدماتی بدون تخصص مشغول هستند
تا یک سال پیش تعداد کارگرهای مشغول به کار در این منطقه حدود ۵۰هزار نفر بود ولی الان حدود ۳۰هزار نفرشده. یعنی با ۲۰ هزار نفر حدودا، تصفیه حساب شده و آنها رفتهاند. بعضی شرکتها و پروژهها در حال تعطیلشدن هستند. به خاطر همین، پیمانکارها یا کارفرماها اقدام به تقلیل نیروهایشان کردهاند.
علت تعطیلشدن این پروژهها چه هست؟ سرمایهگذاری نمیشود به اندازهی کافی؟
به نظر میرسد بخش بزرگی ناشی از مسایل تحریم و اینجور مسایل باشد
عمليات اجرايي پروژه عظيم «پارس جنوبي»، در سالهاي دهه 70 [دوره اصلاحات]آغاز شد و ميتوان گفت كه روند اجرا و اهميت اقتصادي اين پروژه، به گونهاي بود كه در چند سال، عسلويه به «پايتخت انرژي ايران» معروف شد.
مشترك بودن منابع گازي بين ايران و قطر، مسئولان و مجريان را بر آن داشت هر آنچه را كه در توان دارند، به كار بندند تا بهرهبرداري از فازهاي مختلف عسلويه در مدت زمان كمتري انجام شود، اما روند اجراي اين پروژهها، چند سالي است كه بسيار كند و بعضا متوقف شده است و به رغم قول وزيري هامانه، وزير قبلي نفت، به رئيسجمهور مبني بر اينكه گازهاي تصفيهشده در فازهاي 9 و 10 در پاييز 86 وارد خط سراسري خواهد شد، با گذشت ماهها از آن، ميبينيم كه هنوز بايد به انتظار بنشينيم تا اين رويا به واقعيت بپيوندد.
اين در حالي است كه فازهاي ديگر اين پروژه بزرگ ملي، روزگار بهتري ندارند.
فازهاي 6، 7 و 8 كه تا سال 84 بيش از 90 درصد از عمليات اجرايي آن به پايان رسيده بود، اكنون به گونهاي با مشكل روبهرو شده است كه مقامات نفتي از آينده آن، هيچ سخني نگفتهاند.
كاهش بسيار شديد نيروي كار مشغول از حدود شصتهزار نفر به 25هزار نفر، باعث شده است تا با توجه به هزينه يازده تا پانزده ميليوني كه براي اشتغال هر نفر محاسبه شده است، بار مالي 350 تا 525 ميليارد توماني براي ايجاد اشتغال اين افراد بر دولت تحميل شود.
هرچند كه پيش از اين، مقامات مسئول، كاهش نيروي انساني را معلول پايان مرحله ساختوساز و آغاز مرحله بهرهبرداري برشمردهاند، اما اين مهم را در نظر نگرفتهاند كه منطقه آزاد ويژه انرژي پارس جنوبي، مشتمل بر 28 فاز است كه پايان يافتن هر فاز، بايد با آغاز فاز ديگر همراه باشد
با تأخير در بهرهبرداري از هر يك از فازهاي يادشده، كشور از روزانه يك ميليون دلار سود خالص محروم ميشود كه با توجه به مشترك بودن اين ميدان گازي، تعلل در بهرهبرداري پنج فاز در دست اجرا، باعث ميشود سالانه بيش از 8 / 1 ميليارد دلار از سرمايههاي اين مرز و بوم، در اختيار دولت قطر و شركتهاي غربي قرار گيرد.
يك مقام آگاه در اينباره گفت: قطر عمليات بهرهبرداري از اين منبع گازي را به صورت مشاركتي به شركتهاي غربي واگذار كرده و به دليل سود سرشاري كه اين شركت از تسريع و تداوم عمليات استخراج و غارت اموال ايران به دست ميآورد، از بهترين و مدرنترين تجهيزات حفاري و استخراج استفاده ميكند.
اين در حالي است كه آگاهان مسائل نفت و گاز، بارها نسبت به كمبود 153 ميليون مترمكعبي گاز در زمستان 87 و تكرار بحران گازي زمستان گذشته هشدار دادهاند، به گونهاي كه مديران استان گيلان از هماكنون، خود را براي قطعي گاز شهري در زمستان آتي آماده ميكنند.
در پايان بايد يادآور شد كه تأخير در آغاز عمليات اجرايي فازهاي 15 و 16 قرارگاه خاتمالانبياء و 17 و 18 شركت گسترش و نوسازي صنايع ايران (IDRO) و بهرهبرداري از فازهاي 6، 7 و 8 به مديريت مشاركت «TIJD» و فازهاي معطله 9 و 10 به مديريت «OYEK» بيكاري 35 هزار نفر نيروي كار، تاراج ميليونها دلار از ثروت كشور توسط بيگانگان، همه و همه پرسشهايي است كه پاسخگويي شفاف و قانعكننده مقامات مسئول را ميطلبد. تأخير در پيشبرد پروژههاي مهم کشور در عسلويه، موجب کاهش 45 هزار نيروي کار در اين منطقه و زيان حدود 2 ميليارد دلاري کشور در سال و شادي وصفناشدني قطر، همسايه جنوبي کشورمان شده است.
از آنجای که من در سالهای اوج پیشرفت پارس جنوبی در عسلویه حضور داشتم مهمترین دلایل پیشرفت سریع در آن سالها به قرار زیراست.
1-توجه ویژه رییس جمهوروقت آقای خاتمی وتلاش وی درجهت رشداقتصادی باسیاست رقابت با قطر دربرداشت از ذخایر
2-قراردادهای بیع متقابل باشرکتهای اروپایی که این هم حاصل اندیشه گفتگوی تمدن ها بودازطرف آقای خاتمی
3-توجه ویژه دولت وبکارگیری نیروهاوپیمانکاران متخصص وهمچنین نظارت دقیق بر رونداجرایی
4-حضورشرکتهای بزرگی چوتtootal-gktوهمچنین استفاده از دانش روز دنیا وبهره گیری متخصصان داخلی از علم روزو...
اماچراباافزایش بهای نفت دربازارهای جهانی وعلرغم راه افتادن چرخ حرکت درچندسال اخیر درعوض پیشرفت عسلویه-مابا متوقف شدن طرح ها وکندی اجرا واخراج کارگران مواجه شده ایم
دلایل این افول دقیقا عکس دلایل پیشرفت آن درسالهای ریاست جمهوری آقای خاتمی است.
چراکه مسئله هسته ای وبدنبال آن تحریم ها سبب خروج سرمایه وشرکتهای خارجی از این منطقه وهمچنین اخراج کارگران ودرنهایت متوقف شدن وکندی اجرای فازهای در دست اجراشد
درپایان امیدواریم دولتمردان توجهه ویژه ای به این منطقه استراتژیک داشته باشند زیا این حوزه مشترک بایستی ایران تلاش کندتانسبت به قطرسهم بیشتری از منابع نفت وگازاسخراج کند چراکه برداشت بیشتر مساوی فروش بیشتر ورشداقتصادی می شود لذاباعقدقراردادهای بیع متقابل باشرکتهای بزرگ دربرداشت هرچه بیشترازاین منابع خدادادی تلاش کنندتالااقل خودمان درزمستان باقطعی گاز مواجه نشویم.
محمود موسایی