آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۱۹ تیر ۱۳۸۷
عسلویه ولزوم توجه دولتمردان(آقاي موسائي)
عسلویه مهمترین منطقه استراتژیکی باتعداد24فازبه بالا با بکار گیری نزدیک به یکصدهزار نیرو سهم بسزایی در اقتصاد ایران ایفا می کرد.
حتما برای شما سوال پیش می آید چرا مگر اکنون این نقش را ایفا نمی کند قصد داریم در این تحقیق مختصر نگاهی به عسلویه در چند سال اخیربیندازیم وباتوجه به اینکه نگارنده خود مدت زیادی به صورت پاره وقت درعسلویه حضور داشته لذا جای شبهه ای باقی نمی ماند.
ابتدا مقدمه ای در شناخت منطفه عسلویه
عَسَلویه شهری از توابع شهرستان کنگان ویک منطقه عظیم صنعتی از توابع استان بوشهر در جنوب ایران است. این روستا در دوازه کیلومتری شرقی روستای نخل تقی و در هفت کیلومتری روستای بیدخون و در کرانه خلیج فارس واقع شدهاست.
این منطقه در شرق استان بوشهر در حاشیه خلیج فارس در ۳۰۰ کیلومتری شرق بندر بوشهر و در ۴۲۰ کیلومتری غرب شهرستان بندر لنگه و در ۵۷۰ کیلومتری غرب بندر عباس واقع است(همجواری استان بوشهر با استانها :از شمال به منطقه اسیر در فارس، از شرق به هرمزگان و از غرب به خوزستان کهگیلویه و بویراحمد) و حدود ۱۰۰ کیلومتر باحوزه گاز پارس جنوبی که درمیان خلیج فارس واقع شده (دنباله حوزه گنبد شمالی قطر) فاصله دارد
موقعیت مورد نظر برای منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس مزایای قابل توجهی دارد، از جمله کمترین فاصله ممکن با میدان گاز پارس جنوبی، وجود فرودگاهی که درزمان ساخت وساز میتواند سرویس مناسبی به عنوان فرودگاه بین المللی استقرار یابد، دسترسی مستقیم به آب دریا، عمق مناسب سواحل ازنظر بندری، برخوردار از شبکههای تأسیسات زیرساختی شریانهای ارتباطی فرامنطقهای، وجود نیروی کار بالقوه در شهرها وروستاهای اطراف، طبیعت سرسبز وچشم اندازهای طبیعی زیبا وجود دارد
محدوده منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس براساس مصوبه هیات وزیران وشورای عالی مناطق آزاد تجاری / صنعتی به این شرح تعیین گردیدهاست: ازغرب به روستای شیرینو، ازجنوب به خلیج فارس، ازشمال به دامنه ادامه سلسه جبال زاگرس وازشرق به روستای چاه مبارک. این محدوده طبق مصوبه هیئت محترم وزیران ۱۰۰۰۰ هکتار بوده که براساس استانداردها تفکیک میگردد.
با توجه به پتانسیلهای این منطقه، کمبود اراضی مناسب و لزوم توسعه صنایع بالادست نفت وگاز(با دسترسی مناسب به دریا) درمحدوده منطقه ویژه وهمچنین قرار داشتن مکان فعلی روستاهای نخل تقی و عسلویه در محدودهای با خطر سنجی بالا، عدم دسترسی مناسب به شریانهای پیرامون منطقه و نامناسب بودن مکان فرودگاه نظامی فعلی (خطر سنجی بالا در همجواری با صنایع بالا دست، عدم امکان استفاده بهینه اهالی منطقه از آن و…) درنظراست در آینده نزدیک نسبت به جابجایی فرودگاه وروستاهای نخل تقی وعسلویه سایت نیروهای نظامی به مکانهای مناسب واستفاده از اراضی فوق به عنوا ن توسعه صنایع بالا دست اقدام شود. ضمنا با توجه به لزوم استقرار واحدهای مایع سازی گاز(DME,GTL,LNG) درمنطقه وعطف به مسائل ایمنی و حریم و فاصله لازم این واحدها از دیگر واحدهای صنعتی، زمینی ساحلی به وسعت تقریبی ۲۰۰۰ هکتار واقع در ۲۰ کیلو متری غرب منطقه جهت استقرار واحدهای فوق پیش بینی شدهاست.
عسلویه معروفترین بخش منطقه ویژه اقتصادی پارس است که هر ساله شاهد حضور تعداد قابل توجهی از افراد جویای کار است. جمعیت بومی منطقه عسلویه حدود ۳۰۰ نفر است که بیشتر آنها اهل سنت هستند. با احداث پروژههای توسعهای منطقه و تخمینهای مقایسهای رقم کل جمعیت شاغل در پایان دوره بهرهبرداری کامل به رقمی بالغ بر یکصد هزار نفر خواهد رسید. در سال ۱۳۸۷ مسئولان منطقه ویژه اقتصادی پارس به تمامی کارکنان خود مهلت دادند که تا اول آبانماه همانسال یا ازدواج کنند یا از کار اخراج شوند
با تاسيس شرکت نفت و گاز پارس، بندر عسلويه در استان بوشهر و در سواحل نيلگون خليج هميشه پارس، حرکت به سمت تبديل شدن به قطب بزرگ انرژي جهان را آغاز کرد.
عسلويه در 270 کيلومتري جنوب شرقي بوشهر، در منطقه اي واقع شده که ميادين گازي بزرگ پارس جنوبي، پارس شمالي، گلشن و فردوسي را دربرمي گيرد که در اين ميان ميدان گازي پارس جنوبي از موقعيت ممتازي برخوردار است. اين ميدان يکي از بزرگترين منابع گازي جهان است که بر روي خط مرزي مشترک ايران و قطر در خليج فارس قرار دارد.
مساحت اين ميدان 9700 کيلومتر مربع و سهم ايران از آن 3700 کيلومتر مربع است. 14 تريليون متر مکعب گاز به همراه 18 ميليارد شبکه ميعانات گازي، ذخيره انرژي ميدان پارس جنوبي را تشکيل مي دهد که حدود 8 درصد از کل گاز جهان و نيمي از ذخاير گاز کشور است.
جنگ هشت ساله تحميلي رژيم بعث عراق بر ضد کشور ما ايران موجب شد برداشت از ميدان گازي پارس جنوبي با تاخير آغاز شود و از آن جا که منابع اين ميدان گازي بين ايران و قطر مشترک است، قطر سال ها زودتر از ايران برداشت از آن را آغاز کرد و از ايران پيش افتاد. اما براي جبران اين عقب ماندگي، در دي ماه سال 1377 خورشيدي، شرکت نفت و گاز پارس تشکيل شد تا مسووليت توسعه کليه فازهاي ميدان گازي پارس جنوبي، همچنين ميادين گازي پارس شمالي، گلشن و فردوسي را بر عهده بگيرد و حقوق ايران در ميدان مشترک گازي با قطر استيفا گردد. از همان زمان بود که عسلويه، حرکت شتابناک خود براي تبديل شدن به قطب بزرگ انرژي جهان را آغاز کرد.
شتاب فعاليت هايي که از سوي شرکت نفت و گاز پارس براي اجراي طرح هاي توسعه ميدان گازي پارس جنوبي و ساير مخازن صورت مي گرفت به حدي بود که در همان زمان، بسياري از رسانه هاي جهان، عسلويه را با آبادان مقايسه کردند و نوشتند همان گونه که نيم قرن پيش، در آبادان شاهد تولد قطب بزرگ توليد نفت درجهان بوديم، اکنون قطب بزرگ گاز جهان در عسلويه متولد مي شود. طراحي به سرعت صورت گرفت و ميدان گازي پارس جنوبي به 24 فاز تقسيم شد.
عمليات توسعه فازهاي 2 و 3 ميدان گازي پارس جنوبي در مهرماه 1376 از سوي گروه توتال پارس جنوبي با سهم 40 درصد به عنوان متصدي اصلي و شرکت هاي گازپروم روسيه و پتروناس مالزي هر يک با سهم 30 درصد واگذار شد و در بهمن ماه 1381، بهره برداري از آن باحضور سيد محمدخاتمي رئيس جمهور وقت آغاز شد تا طبق برنامه از پيش تعيين شده، روزانه 56 ميليون مترمکعب گازدر اين دو فاز توليد شود.
در آبان ماه 1383، سيدمحمد خاتمي دوباره به عسلويه رفت و اين بار، طرح توسعه فاز يک با ظرفيت توليد روزانه 28 ميليون متر مکعب گاز طبيعي افتتاح شد. کمتر از پنج ماه بعد، در فروردين ماه 1384، فازهاي 4 و 5 ميدان گازي پارس جنوبي نيز با ظرفيت توليد روزانه 56 ميليون مترمکعب گاز از مخزن با حضور خاتمي افتتاح شد تا برگ زرين ديگري در کارنامه انرژي کشور ثبت شود.
اکنون فعاليت براي توسعه فازهاي 6، 7، 8 و ساير فازهاي ميدان گازي پارس جنوبي ادامه دارد تا پس از افتتاح کامل 24 فاز اين ميدان گازي، شاهد توليد 820 ميليون مترمکعب گاز در روز باشيم که موجب مي شود عسلويه، بندري که براي ايجاد تاسيسات خشکي و توسعه مرحله اي اين ميدان انتخاب شده، به عنوان نامي مطرح در توليد انرژي در جهان شناخته شود.
البته همانگونه که ذکر شد، شرکت نفت و گاز پارس صرفا وظيفه توسعه ميدان گازي پارس جنوبي را بر عهده ندارد. بلکه ميدان گازي پارس شمالي در فاصله 120 کيلومتري جنوب شرق بوشهر به عنوان يکي از بزرگترين ميادين مستقل گازي کشور با حجم گاز در جاي 58/9 تريليون فوت مکعب، ميدان گازي گلشن در فاصله 180 کيلومتري جنوب شرقي بوشهر با پيش بيني توليد روزانه 36 ميليون متر مکعب گاز و ميدان گازي فردوسي در فاصله 190 کيلومتري جنوب شرقي بوشهر با پيش بيني توليد روزانه 15/3 ميليون متر مکعب گاز، از ديگر ميادين زير پوشش فعاليت هاي شرکت نفت و گاز پارس هستند.
با افتتاح کامل اين طرح ها، نه تنها نياز کشور به گاز، به طور کامل رفع مي شود، بلکه زمينه براي افزايش ميزان صادرات آن نيز فراهم مي گردد.
علا وه بر آن با تزريق گاز توليد شده از اين ميادين به مخازن نفتي، مي توانيم شاهد افزايش توليد نفت از چاه هاي فرسوده و قديمي نفت کشور باشيم.
ضمن اينکه ايجاد اشتغال، يکي ديگر از دستاوردهاي مهم توسعه ميادين گازي تحت پوشش شرکت نفت و گاز پارس، به ويژه ميدان گازي پارس جنوبي است; به طوري که هم اکنون بيش از 60 هزار نفر به صورت مستقيم در منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس مشغول فعاليت هستند که اين آمار به مرور زمان و با تکميل فازهاي باقي مانده ميدان گازي پارس جنوبي باز هم افزايش خواهد يافت.
اگر به عسلويه سفر کنيد، خواهيد ديد که طرح توسعه ميادين گازي در منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس، چه تاثيرات مثبتي در شکوفايي و رونق استان بوشهر داشته است.
توسعه فعاليت هاي صنعتي، خدماتي، گمرکي، حمل و نقل، تعميرات و ارتباطاتي در اين منطقه، موجب رونق گرفتن عسلويه و مناطق اطراف آن و رفع نسبي محروميت از اين خطه شده است.
در حقيقت، طرح هاي پشتيباتي نفت و گاز پارس که در قالب ساخت تاسيسات زيربنايي و پشتيباني از جمله فرودگاه ها، راه ها، بنادر، خطوط لوله سراسري گاز، شهرک هاي مسکوني و تاسيسات رفاهي تبلور يافته، چهره منطقه را به کل دگرگون کرده است.
به عنوان نمونه فرودگاه بين المللي خليج فارس که جايگزين فرودگاه قديمي پارس در عسلويه شده، يکي از مجهزترين فرودگاه هاي کشور است يا احداث راهآهن شيراز- بوشهر- عسلويه که به تازگي آغاز شده، صرفا به دليل وجود منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس توجيه پذير است.
چنين مسايلي نشان مي دهد که منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس چه تاثيرات شگرفي در رونق اقتصادي کشور دارد.
در چنين شرايطي، ضرورت توجه بيشتر به عسلويه و شرکت نفت و گاز پارس به عنوان مجري طرح توسعه فازهاي 24 گانه ميدان گازي پارس جنوبي، بيش از پيش احساس مي شود چرا که افتخار توسعه فازهاي 24 گانه ميدان گازي پارس جنوبي و ساير ميادين گازي تحت پوشش شرکت نفت و گاز پارس، متعلق به تمامي مردم ايران است. بنابراين دولتمردان بايد بيش از گذشته به اين منطقه ويژه اقتصادي توجه نشان دهند.
افتتاح هر چه سريع تر فازهاي باقي مانده از ميدان گازي پارس جنوبي باعث مي شود تا هر چه زودتر عقب ماندگي ايران از قطر در برداشت گاز از ميدان مشترک که حاصل تاخير طولا ني ايران در آغاز اين مسير است رفع شود. کساني که در اغلب ماه هاي سال در درجه حرارت 40 تا 50 درجه سانتيگراد و رطوبت 88 درصدي که در بهترين شرايط هيچ گاه از 60 درصد کمتر نمي شود به طور شبانه روزي در تلا ش هستند، درانتظار عنايت دولتمردان هستند تا با تمام وجود درک کنند تلا ش ها و زحمات آن ها از ارزش و اعتباري درخور برخوردار است.
در آغاز عسلویه بهشت کارگران و متخصصان معرفی میشد.
شرایط کاری نابسامان، عدم پرداخت به موقع حقوق کارگران و اخراجهای وسیع، موجب اعتراضها و اعتصابهایی در این منطقه شده است. پیمانکاران، مشکلات مالی و فنی جاری را ناشی از تحریمهای جهانی میدانند
حقوقها بستگی به شرکتها دارد. شرکتها بنا به میل خودشان حقوق پرداخت میکنند. برخی شرکتها از سه ماه حقوق معوقه دارند تا هشت ماهه یا یک ساله.
هر پیمانکار درعسلویه خودش، بنا به موقعیت مالی به کارگران حقوق پرداخت میکند؟
نازلترین حقوقها مربوط به کارگرهای ساده است که با روزی هشت هزارتومان مشغول به کار هستند. هیچ بیمه یا مزایای دیگری هم به آنها تعلق نمیگیرد. نه تنها بیمه، حتا امکانات خوابگاهی و غذا، به غیر از ناهار که در محیط کار کارگرها هستند و برای کارفرما کار میکنند، شام هم بهشان تعلق نمیگیرد.
کارگر ساده از کارهای ساختمانی گرفته تا کارهایی مثل کابلکشی، حمل ونقل، بارگیری و تخلیه بار و کارهای خدماتی بدون تخصص مشغول هستند
تا یک سال پیش تعداد کارگرهای مشغول به کار در این منطقه حدود ۵۰هزار نفر بود ولی الان حدود ۳۰هزار نفرشده. یعنی با ۲۰ هزار نفر حدودا، تصفیه حساب شده و آنها رفتهاند. بعضی شرکتها و پروژهها در حال تعطیلشدن هستند. به خاطر همین، پیمانکارها یا کارفرماها اقدام به تقلیل نیروهایشان کردهاند.
علت تعطیلشدن این پروژهها چه هست؟ سرمایهگذاری نمیشود به اندازهی کافی؟
به نظر میرسد بخش بزرگی ناشی از مسایل تحریم و اینجور مسایل باشد
عمليات اجرايي پروژه عظيم «پارس جنوبي»، در سالهاي دهه 70 [دوره اصلاحات]آغاز شد و ميتوان گفت كه روند اجرا و اهميت اقتصادي اين پروژه، به گونهاي بود كه در چند سال، عسلويه به «پايتخت انرژي ايران» معروف شد.
مشترك بودن منابع گازي بين ايران و قطر، مسئولان و مجريان را بر آن داشت هر آنچه را كه در توان دارند، به كار بندند تا بهرهبرداري از فازهاي مختلف عسلويه در مدت زمان كمتري انجام شود، اما روند اجراي اين پروژهها، چند سالي است كه بسيار كند و بعضا متوقف شده است و به رغم قول وزيري هامانه، وزير قبلي نفت، به رئيسجمهور مبني بر اينكه گازهاي تصفيهشده در فازهاي 9 و 10 در پاييز 86 وارد خط سراسري خواهد شد، با گذشت ماهها از آن، ميبينيم كه هنوز بايد به انتظار بنشينيم تا اين رويا به واقعيت بپيوندد.
اين در حالي است كه فازهاي ديگر اين پروژه بزرگ ملي، روزگار بهتري ندارند.
فازهاي 6، 7 و 8 كه تا سال 84 بيش از 90 درصد از عمليات اجرايي آن به پايان رسيده بود، اكنون به گونهاي با مشكل روبهرو شده است كه مقامات نفتي از آينده آن، هيچ سخني نگفتهاند.
كاهش بسيار شديد نيروي كار مشغول از حدود شصتهزار نفر به 25هزار نفر، باعث شده است تا با توجه به هزينه يازده تا پانزده ميليوني كه براي اشتغال هر نفر محاسبه شده است، بار مالي 350 تا 525 ميليارد توماني براي ايجاد اشتغال اين افراد بر دولت تحميل شود.
هرچند كه پيش از اين، مقامات مسئول، كاهش نيروي انساني را معلول پايان مرحله ساختوساز و آغاز مرحله بهرهبرداري برشمردهاند، اما اين مهم را در نظر نگرفتهاند كه منطقه آزاد ويژه انرژي پارس جنوبي، مشتمل بر 28 فاز است كه پايان يافتن هر فاز، بايد با آغاز فاز ديگر همراه باشد
با تأخير در بهرهبرداري از هر يك از فازهاي يادشده، كشور از روزانه يك ميليون دلار سود خالص محروم ميشود كه با توجه به مشترك بودن اين ميدان گازي، تعلل در بهرهبرداري پنج فاز در دست اجرا، باعث ميشود سالانه بيش از 8 / 1 ميليارد دلار از سرمايههاي اين مرز و بوم، در اختيار دولت قطر و شركتهاي غربي قرار گيرد.
يك مقام آگاه در اينباره گفت: قطر عمليات بهرهبرداري از اين منبع گازي را به صورت مشاركتي به شركتهاي غربي واگذار كرده و به دليل سود سرشاري كه اين شركت از تسريع و تداوم عمليات استخراج و غارت اموال ايران به دست ميآورد، از بهترين و مدرنترين تجهيزات حفاري و استخراج استفاده ميكند.
اين در حالي است كه آگاهان مسائل نفت و گاز، بارها نسبت به كمبود 153 ميليون مترمكعبي گاز در زمستان 87 و تكرار بحران گازي زمستان گذشته هشدار دادهاند، به گونهاي كه مديران استان گيلان از هماكنون، خود را براي قطعي گاز شهري در زمستان آتي آماده ميكنند.
در پايان بايد يادآور شد كه تأخير در آغاز عمليات اجرايي فازهاي 15 و 16 قرارگاه خاتمالانبياء و 17 و 18 شركت گسترش و نوسازي صنايع ايران (IDRO) و بهرهبرداري از فازهاي 6، 7 و 8 به مديريت مشاركت «TIJD» و فازهاي معطله 9 و 10 به مديريت «OYEK» بيكاري 35 هزار نفر نيروي كار، تاراج ميليونها دلار از ثروت كشور توسط بيگانگان، همه و همه پرسشهايي است كه پاسخگويي شفاف و قانعكننده مقامات مسئول را ميطلبد. تأخير در پيشبرد پروژههاي مهم کشور در عسلويه، موجب کاهش 45 هزار نيروي کار در اين منطقه و زيان حدود 2 ميليارد دلاري کشور در سال و شادي وصفناشدني قطر، همسايه جنوبي کشورمان شده است.
از آنجای که من در سالهای اوج پیشرفت پارس جنوبی در عسلویه حضور داشتم مهمترین دلایل پیشرفت سریع در آن سالها به قرار زیراست.
1-توجه ویژه رییس جمهوروقت آقای خاتمی وتلاش وی درجهت رشداقتصادی باسیاست رقابت با قطر دربرداشت از ذخایر
2-قراردادهای بیع متقابل باشرکتهای اروپایی که این هم حاصل اندیشه گفتگوی تمدن ها بودازطرف آقای خاتمی
3-توجه ویژه دولت وبکارگیری نیروهاوپیمانکاران متخصص وهمچنین نظارت دقیق بر رونداجرایی
4-حضورشرکتهای بزرگی چوتtootal-gktوهمچنین استفاده از دانش روز دنیا وبهره گیری متخصصان داخلی از علم روزو...
اماچراباافزایش بهای نفت دربازارهای جهانی وعلرغم راه افتادن چرخ حرکت درچندسال اخیر درعوض پیشرفت عسلویه-مابا متوقف شدن طرح ها وکندی اجرا واخراج کارگران مواجه شده ایم
دلایل این افول دقیقا عکس دلایل پیشرفت آن درسالهای ریاست جمهوری آقای خاتمی است.
چراکه مسئله هسته ای وبدنبال آن تحریم ها سبب خروج سرمایه وشرکتهای خارجی از این منطقه وهمچنین اخراج کارگران ودرنهایت متوقف شدن وکندی اجرای فازهای در دست اجراشد
درپایان امیدواریم دولتمردان توجهه ویژه ای به این منطقه استراتژیک داشته باشند زیا این حوزه مشترک بایستی ایران تلاش کندتانسبت به قطرسهم بیشتری از منابع نفت وگازاسخراج کند چراکه برداشت بیشتر مساوی فروش بیشتر ورشداقتصادی می شود لذاباعقدقراردادهای بیع متقابل باشرکتهای بزرگ دربرداشت هرچه بیشترازاین منابع خدادادی تلاش کنندتالااقل خودمان درزمستان باقطعی گاز مواجه نشویم.
محمود موسایی

بهلول :
با سلام
عباس آقا یکی از دوستان ما در این جهنم ثروت مدت 2 سالی مشغول به کار سخت وطاقت فرسایی است ، هر ازگاهی که به رشت میاید چشمان قرمز، صورت سوخته ، کاهش وزن ارمغانی است که با خود به همراه میاورد .
تازه روایت های عجیب وغریبی که از اتفاقات غیر اخلاقی و سختی کار بیان میکند تاسف و ناراحتی هر دردمندی را به دنبال دارد.
وضعیت حقوقها ومزایا وغیره ... که حدیثی است مفصل؟!
واقعا این همه منابع سرشار و ثروت خدادی چرا باید دراثر سوءمدیریت و بی برنامگی از بین برود !!واز طرفی هم برای مشکلات ومصایب کسانی چون مظفر که از سرناچاری وتعطیلی صنایع و بیکاری مخفی در پوشش سبز استان گیلان !!
تر ک دیار وخانواده نموده گوش شنوایی نیست؟
غربت،سختی کار ،گرمای جهنمی،گردو غبار ،اختلاف فرهنگی شدید بین کارگران، مسایل اخلاقی و...
با این همه درد ومشکل منافع از آن کیست...؟
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۰:۵۴ بֽظֽ | Reply
ناصر :
متأسفانه ديپلماسي ناكارآمد ما به ويژه در رابطه با بحران هسته اي روند توسعه كشور را با تأخير مواجه مي كند. به نظر مي رسد يك سياست خارجي منطقي كه متغيرهاي مهم را در نظر بگيرد راه برون رفت از اين حصر باشد. اما آيا سياست گذاران به اين نتيجه رسيده اند؟!
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۱:۲۸ بֽظֽ | Reply
:
از زبان احمدي نژاد:
ما 70 ميليارد دلار يا بيشتر درآمد نفتي ساليانه كه داريم حالا اگر سالي7/1 ميليارد دلار از آن كم شود كه اصلا به چشم نمي آيد.
1/7 ميليارد دلار در سال فداي اجراي عدالت در كشور و كمك به فلسطين و لبنان و سوريه و زيمباوه و ....
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۱:۲۹ بֽظֽ | Reply
يك دوست :
آقاي عبدي سلام
من يكي از دوستان قديمي شما هستم ، اين سوال برايم پيش آمده كه ............
..............................................................
عبدي:
البته اين كار را تا حدي انجام مي دهم اما نه از موضع مذكور در كامنت.بلكه فرصت ندارم.در هر حال ممنون.
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۲:۲۴ بֽظֽ | Reply
خسرو :
با سلام و خسته نباشيد خدمت مهندس عبدي
اگر در همه اين نوشته يك بار نام پتروپارس آمده بود نيازي به كامنت نمي ديدم تا از نقش هميشه منفي شركت نفت و گاز پارس و سوء مديريت و ضعف مفرط آنها در تاخيرات حاصله و نا تواني ايشان در ساخت صد متر خط لوله حتي حرف بزنم.
اما نويسنده متن حاضر كه به ضرص قاطع از كارمندان شركت نفت و گاز پارس است حتي يك بار نام پتروپارس را نياورده در حاليكه فاز يك و فازهاي 6و7و8 به طور كامل و فاز 4و5 با مشاركت پتروپارس انجام شده و هم اكنون فاز 12 نيز بوسيله پتروپارس در حال انجام است و تنها شركت ايراني است كه قابليت مديريت اين پروژه ها را دارد.
اين نوشته نكات مثبت زيادي دارد و مهم ترين آن يادآوري موضوع است اما اينهمه بغض نسبت به تنها شركت صاحب صلاحيت و لياقت انجام پروژه ها از طرف كساني كه تنها براي تقسيم ماموريت هاي خارج و پاداش ها و حقوق هاي ميليوني در نفت و گاز پارس دور هم جمع شده اند قابل تحمل نبود و قابل تامل است.
برقي كه امسال قطع مي شود به آب پشت سدها متصل است كه در زمستان مصرف شد و آب پشت سد ها به نياز به برق و نياز به برق به كمبود گاز و كمبود گاز به تاخير فازهاي 9و10 و تاخير فازهاي 9 و 10 كه به عنوان اولين تجربه توسط خود شما يعني شركت نفت و گاز پارس در حال انجام است. علت اين تاخير آيا جز ضعف مديران نفت و گاز پارس است؟
اينهمه بغض از تنها شركتي كه پروژه اي را در اين سطح به انتها رسانده است چه دليلي دارد؟ بر دامن جامعه مهندسي ايران لكه هاي سياه فراواني نشسته است ....
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۳:۲۳ بֽظֽ | Reply
خسرو :
با سلام مجدد
در ادامه كامنت قبلي اين نكته جديد را بگويم كه از كسي كه شركت OIEC را به صورت OYEK مي نويسد توقع بيش از اين نمي رود. ولي از مهندس عبدي توقع دارم كه كامنت هاي من حفظ شود.
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۵:۰۱ بֽظֽ | Reply
نوشیروانی :
جناب عبدی گرامی خسته نباشید دیگر عزیزان سایت همچنین
من نیمیدانم گوش شنوا یاچشم بینایی است که مطالب بالا را به سمع ونظر اقای احمدی نژاد برساند ایشان هنوز که هنوز است متوجه فاجعه بزرگ کشورش نیست دارد برای جهان امروزی تصمیم میگیرد وبه کشورهای قدرتمند جهان توصیه میکند.که ازارزشهای دینی والهی دور افتاده اند به جهانیان انذاروبشارت میدهد ای بیخبران راه این است که من میگویم
خدایا به چه مصیبتی گرفتار شده ایم که اصلا خواسته ملت ایران این نبود.که کشور بین بودن ونبودن دست وپازند
مملکت شده است عین لرزانک.هرگوشه که دست میگذاری همه جایش میلرزد
این اقای رییس جمهور ما در این مدت کاری کرده نه در داخل کشور قابل دفاع ونه در تاریخ قابل تبرئه..عجیب است عبرت هم نمیگیرد
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۵:۰۵ بֽظֽ | Reply
علی :
در طرح جدید سرنوشت صندوق ذخیره چه می شود؟
....................................................................
عبدي:
كدام صندوق؟مساله صندوق حل شده چون تمامي درآمدهاي ارزي وارد آن نمي شود كه نگران برداشت آن باشند.
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۹:۲۲ بֽظֽ | Reply
ناصر-ح :
[آقای عبدی در این سایت آقای خاتمی از طرف شما و بعضی خوانندگان محترم مورد ظلم واقع می شدند که این مقاله تا حدی این مسئله را تخفیف داده است.
.....................................................................
عبدي:
به نظرم وظيفه شما بود كه در صورت مشاهده ظلمي عليه ايشان در مقام دفع بر مي آمديد.يقين بدانيد كه دفاع شما منعكس مي شد.البته دفاع با بيان كليات فرق مي كند.اما براي اطلاع شما عرض مي كنم كه بر خلاف برداشت شما من اين نوشته را هم عليه آقاي خاتمي مي دانم.حتما مي پرسيد چرا؟خوب مرا ببخشيد و بي ادبي تلقي نكنيد اما قضيه گاو 9 من شير ده را شنيده ايد؟بله دوست عزيز اين كارها خوب و لازم بود و اگر فضاي سياسي و توسعه سياسي محقق شده بود خيلي بيش از اين پيشرفت حاصل مي شد اما وقتي پوژه اصلي كه توسعه سياسي بود و در ايران زمينه ساز توسعه اقتصادي و مهمتر از آن تداوم اين توعه بود از سوي ايشان به فراموشي سپرده شد نتيجه اش هم آمدن دولت جديد و تخريب همه اين دستاوردها بود.بنابر اين اين تخريب محصول غفلت آگاهانه از توسعه سياسي است و از آسمان نازل نشده است.اگر اين را ظلم دانستيد حتما از ايشان دفاع نمائيد و در اين صورت بيش از همه به بنده خدمت كرده ايد.
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۱۱ بֽظֽ | Reply
علی رضا :
با سلام
زمان خوشدلی دریاب دریاب
که دایم در صدف گوهر نباشد.(حافظ). نگاه انسانی:نگاه ملی ...وجود نداردفقط هر کی به فکر خویش است.البته این خویش: اقوام وفامیلها را هم شامل می شود.البته کارگران افغانی در عسلویه زیاد هستند(جا هایی که دیگه فامیلها جواب نمیدن).نمدونم چی باید گفت ولی می دونم دلم میسوزه برای خودم که محکوم به ایرانی بودن هستم و هیچ حقی به من نمی رسد از این پول یا مفتی که از تو زمینش در میاد و فقط گیره از ما بهترونش میاد.به خدا ما هم ایرانی هستیم.امیدوارم رییس جمهور پوپولیست عزیزم
گردن تمام گردن کلفتها.را بشکندو حق ما عقب افتاده ها از کاروان ثروت و مکنت جاه و جلال.....
را به ما عطا کند تا ما هم بتوانیم یک پنت هوس در نیاورون برای خودمان تهیه کنیم.گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر مجلس وعظ درز است و زمان خواهد شد.(حافظ)
با تشکر از شما و اقای موسایی
۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۵۱ بֽظֽ | Reply
خروج توتال فرانسه :
'خروج توتال فرانسه از معامله گاز با ایران'
رئیس شرکت عظیم انرژی توتال فرانسه به فایننشال تایمز گفته است از آنجا که سرمایه گذاری در ایران با خطرات سیاسی همراه است از این کار صرفنظر خواهد کرد.
شرکت توتال قرار بود سرمایه گذاری قابل توجهی در توسعه میدان گاز پارس جنوبی انجام دهد اما به نوشته فایننشال تایمز اظهارات کریستف دی مارژری نشان می دهد که این معامله انجام نخواهد شد.
تحلیلگران می گویند که تصمیم توتال ضربه ای بزرگ به صنعت نفت و گاز ایران خواهد بود.
آقای مارژری به فایننشال تایمز گفت: "امروز سرمایه گذاری در ایران برای ما با ریسک سیاسی خیلی زیادی همراه خواهد بود زیرا مردم خواهند گفت: 'توتال برای پول هر کاری خواهد کرد'."
این موضوع پس از آن اعلام می شود که ایران یک رشته آزمایش موشکی را در خلال تنش های فزاینده با اسرائیل که به برنامه اتمی جنجال آفرین ایران مربوط می شود انجام داد.
۲۰ تیر ۱۳۸۷ ۲:۱۴ بֽظֽ | Reply
خبرنگار :
اينهم يك سياست خارجي با فكر و منطقي!
" تیر ماه ۱۳۸۷ ساعت : ۰۶ , ۲۱
خبرگزاري انتخاب : يك مقام آگاه در وزارت امورخارجه ايران جوسازي اخير برخي رسانههاي غربي درباره روابط تهران - قاهره را ناصحيح دانست و تاكيد كرد: پايههاي مناسبات روابط ايران و مصر، بسيار مستحكم تر از آن است كه با گمانه زني هاي رسانهاي تحت الشعاع قرار گيرد.
بر اساس این گزارش از وزارت امور خارجه، وي درباره انتشار برخي اخبار مغرضانه در خصوص انتشار فيلم اعدام فرعون گفت: باني توليد اين فيلم، يك موسسه غيردولتي بوده و باتوجه به فضاي آزادي بيان و رشد انجمنهاي مردم نهاد در جمهوري اسلامي ايران ساخت چنين مجموعههاي مستندي از سوي موسسات خصوصي صورت گرفته است و موضوعات مطرح شده در اين مجموعه ارتباطي با مواضع رسمي تهران ندارد.
اين مقام وزارت امورخارجه با تاكيد بر لزوم تداوم رشد و تعميق مناسبات ايران و مصر در تمام زمينه ها، تصريح كرد: طبعا موضع رسمي جمهوري اسلامي ايران را بايد در سخنان رسمي مسئولان كشور جستجو كرد و مناسبات دو كشور بر پايههاي دوستي و برادري استوار است.
وي روند رو به رشد مناسبات تهران - قاهره را مورد اشاره قرارداد و افزود: باتوجه به تاكيدات مكرر مسئولان ايراني و مصري بر مناسبات متين دو كشور، طي سالهاي گذشته روابط ما در حوزههاي مختلف پيشرفت داشته و افكار عمومي ايران و مصر نيز بر آن اتفاق نظر دارند.
اين مقام آگاه عدم توجه كشورمان به جوسازيهاي برخي رسانههاي غربي را نمايانگر عزم جدي تهران و قاهره بر تعميق مناسبات دو كشور توصيف كرد و ادامه داد: رويكرد جمهوري اسلامي ايران در خصوص روابط با مصر، همواره رويكردي مبني بر احترام متقابل بوده و همواره فرهنگ و تمدن دو ملت مصر و ايران مورد احترام مردم دو كشور و منطقه بوده است.
یادآور می شود که سيد حسين رجبي رييس دفتر حافظ منافع ايران در قاهره روز دوشنبه به وزارت امور خارجه مصر فرا خوانده شد .
رييس دفتر حافظ منافع ايران به دليل پخش فيلم مستند اعدام فرعون كه مربوط به حادثه ترور انور سادات رييس جمهوري سابق مصر است به وزارت امور خارجه اين كشور احضار شد .
همچنین مقامات مصری اعلام کردند اکران این فیلم بر روابط ایران و مصر تاثیر منفی می گذارد. همچنین دختر سادات نیز تهدید کرد که از تهیه کنندگاه این فیلم شکایت خواهد کرد.
۲۰ تیر ۱۳۸۷ ۷:۰۸ بֽظֽ | Reply
شهروز :
نگران نباشید تا قرارگاه خاتم را داریم غم نداریم.خودش عسلویه رو اباد میکنه. چه نیازی به توتال و شل و رپسول و پتروناس داریم!
۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۲:۳۸ بֽظֽ | Reply
نفت تایمز :
سلام
مقاله شما در سایت نفت تایمز با ذکر منبع قرار داده شد.
با تشکر و درود فراوان
۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۳۹ بֽظֽ | Reply
سعید :
جناب عبدی: با تشکر از درج این مقاله
نمیدانم عبارت غلط زیر:
" تأخير در بهرهبرداري از هر يك از فازهاي يادشده، كشور از روزانه يك ميليون دلار سود خالص محروم ميشود كه با توجه به مشترك بودن اين ميدان گازي، تعلل در بهرهبرداري پنج فاز در دست اجرا، باعث ميشود سالانه بيش از 8 / 1 ميليارد دلار از سرمايههاي اين مرز و بوم، در اختيار دولت قطر و شركتهاي غربي قرار گيرد."؟؟
بر مبنای کدام محاسباتی ارائه شده است اما فاجعه بسی عمیقتر است.محض اطلاع هر فاز پارس جنوبی تولیداتی روزانه به شرح ذیل دارد:
-40 هزار بشکه میعانات گازی(تقریبا هم قیمت وکمی گرانتر از نفت خام است )که در شرایط فعلی با بشکه ای 150 دلار میشود:روزی 6 میلیون دلار ویا سالی 4 میلیارد دلار
-1میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی معادل حدود 25 میلیون متر مکعب که هر متر مکعب آن بین 6تا 10 سنت (بسته به ارزش حرارتی و "بی تی یو" آن) قیمت داشته که با میانگین 8 سنت میشود دو میلیون دلار در در روز وتقریبا 700 میلیون دلار در سال
-200 تن گوگرد هر تن در حال حاضر قریب 750 دلار است( میشود 150 هزار دلار که بابت هزینه تعمیر ونگهداری فرض میشود وبه حساب نمی آید)
(فازهای 4و5و 9و10 وسایر فازهای بعدی در سال هرکدام یک میلیون تن اتان وال پی جی نیز تولید میکنند) که این دو میلیون تن تقریبا سالانه خود یک میلیارد دلار میشود.
ملاحظه میفرمایید که ارزش تولیدات هر فاز پارس جنوبی در هر سال 4+0.7+1=5.7 میلیارد دلار میشود.بله هر فاز در هر سال 5.7 میلیارد دلار و5 فاز ذکر شده در سال 28 میلیارد دلار درآمد دارند ونه 1.8 میلیارد دلار(تقریبا یک بیستم حساب کرده ابد!)
توضیح اینکه فازهای 1تا3 تولید مستقیم اتان وال پی جی ندارند بلکه به عنوان خوراک به طرحهای پتروشیمی میدهند.
(جهت اطمینان از مقادیر تولید ومقایسه قیمتها به سایت شرکت نفت وگاز پارس www.pogc.ir وهر یک از بازارهای جهانی بورس نفت مثلا بلومبرگ سر بزنید)
آن دوست عزیز پتروپارسی بهتر است بجای جوش زدن وسیاسی کاری دنبال تکمیل پروزه های متعدد واگذار شده بدون مناقصه به آن شرکت بی تجربه باشند که فاز یک آن پس از 3 سال تاخیر در راه اندازی، هنوز دو سه سالی نگذشته تقریبا در اکثر زمانها متوقف بوده و اینک هم به بازسازی کامل رسیده وفازهای6 تا 8 را نیز با بیش از 3 سال تاخیر تاکنون راه نینداخته اند وفعلا هم معلوم نیست چه زمانی خواهد رسید.حساب فاز 4و5 انی/هیوندای هم را به خود نگیرند که کمترین نقشی بجز پول شرکت نیکو در آن نداشتند وگرنه سرنوشتی بهتر از فازهای 6 تا 8 نداشت.فاز 12 هم که نه به دار است ونه به بار.
در اینجا بحث بر سر متولی رسمی توسعه میدانهای مشترک است ونه پیمانکاران فشل که اگر بناست یادی از پیمانکاری گردد حق توتال/انی/هیوندای است که سروقت ومسئولانه کار خود را به اتمام رساندند.
۲۸ تیر ۱۳۸۷ ۳:۵۷ قֽظֽ | Reply
:
ایشون اشتباه میکنند. هزینه دیرکرد غیر قابل بازگشت کشور در هر فاز پارس جنوبی حدودا 2.5 میلیارد دلار است میعانات گازی الان بشکه ای 120 دلار است گاز هم 30 سنت در متر مکعب گوگرد هم 750 دلار در هرتن.طبق محاسبات بنده با توجه به اینکه قطر تا 2011 23 فاز بهره برداری میکند و ما تا حداقل تا 2019 دیر کرد داریم حدودا 100 میلیارد دلار زیان میکنیم.از 2001 تا 2008.یعنی معادل جنگ 8 ساله.
۲۸ تیر ۱۳۸۷ ۶:۲۱ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/943