آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۲۴ تیر ۱۳۸۷

سرمايه‌دار، رانت‌خور يا كارآفرين؟

انتشار تصوير خريدار 5/1 ميليارد دلاري يك كارخانه فولاد در صفحات اول روزنامه‌هاي كشور در روزهاي گذشته اتفاق مهمي بود كه در ايران رخ داد. اين رويداد كه از زاويه‌اي مثبت رخ داد، در گذشته امكان‌پذير نبود، چرا كه دارا بودن چنين سرمايه‌اي نزد هر كس كافي بود كه او را به لقب سرمايه‌دار مفتخر كرده و همين عنوان براي محكوميت اخلاقي و سياسي او كفايت كند. ولي جامعه تغيير كرده است، اگر امروز صفت سرمايه‌دار لزوماً مثبت بكار برده نمي‌شود، چه بسا چون گذشته استعمال منفي هم ندارد، گو اينكه هنوز از اطلاق اين صفت به افراد اجتناب مي‌شود. اما چرا در گذشته كلمه «سرمايه‌دار» نوعي فحش تلقي مي‏شد؟ بويژه در نسل ما كه در دهه چهل و پنجاه خورشيدي دوران جواني خود را مي‌گذرانديم، چرا اين عقيده و نگاه ريشه داشت؟ و چرا امروز تا حدي تغيير كرده است. ابتدا ريشه‌هاي آن را در گذشته توضيح مي‌دهم.
اولين عامل رسوخ انديشه ضد سرمايه‌داري در ايران مربوط به ساختار سياسي ـ اقتصادي تاريخي ايران است. در اين ساختار كسب ثروت لزومً ناشي از خلاقيت و نوآوري و كار و كوشش نبود، هر كس به ساختار قدرت نزديكتر بود، مي‌توانست از اين طريق سرمايه‌اي كسب كند. و هر كس كه رابطه‌اي حسنه با قدرت نداشت، حتي اگر بر اثر كوشش خود سرمايه‌اي هم كسب مي‌كرد، چه بسا اموالش گرفته مي‏شد و بايد به حفظ جان خويش قناعت مي‌كرد. از اين رو به شكل سنتي دارا بودن سرمايه مترادف با نزديكي به قدرت فاسد و انجام عمل خلاف و ظلم در كسب سرمايه دانسته مي‏شد و همين مسأله براي مطرود بودن سرمايه‌دار كافي بود. پس از آن كه نفت هم در جامعه وفور يافت، اين فرآيند كمابيش تشديد شد كه وابستگان به دربار نمونه روشن آن هستند. البته اين بدان معنا نيست كه در دهه چهل و پنجاه، سرمايه‌داران خلاق و فعال و خدمتگزار وجود نداشتند، و چه بسا برخي از آنان نه تنها در خدمت توليد و صنعت جامعه بودند، بلكه با كارگران خود نيز روابط بسيار حسنه‌اي داشتند و بر خلاف تبليغات كارگران از آنان رضايت داشتند. و از اين حيث هم محترم بودند، اما در مجموع به علت غلبه وجه مذكور اين افراد هم با صفت سرمايه‌دار محكوم مي‌شدند كه البته دلايل ديگري هم براي بروز اين نگرش وجود داشت.
دليل ديگر جو غالب يا پارادايم حاكم بر تفكر سياسي در آن دوران بود كه به دلايل متعدد شديداً ضد سرمايه‌داري و مدافع سوسياليسم و حتي كمونيسم و جامعه بي‌طبقه بود. وجود اين جو در آن دوران نزد روشنفكران جهان چند علت داشت. اول اينكه برخي پيشرفت‌ها در تعدادي نظام‌هاي سوسياليستي كه در مراحل اول توسعه بودند، اين نظام‌ها را به عنوان بهترين نظام جايگزين نظام سرمايه‌داري كه نظام سلطه و نابرابري شناخته مي‏شد شناسانده بود و موفقيت جنبش‌هاي سوسياليستي نيز در آزادي كشورهاي خود و موفقيت‌هاي اوليه آنها در ايجاد اين گرايش نزد روشنفكران بسيار موثر بود. آثار و علل بروز جنگ جهاني دوم و موارد پس از آن نيز در شكل‌گيري اين تفكر و گرايش مهم بود.
علت ديگر هم سياست تهاجمي آمريكا به عنوان نماد نظام سرمايه‌داري در مناطق مختلف جهان بود كه مهم‌ترين مورد آن جنگ ويتنام و حمايت از نظام تبعيض‌نژادي در آفريقاي جنوبي و نيز حمايت از رژيم‌هاي استبدادي و كودتايي (كه در ايران هم رخ داده بود) بود. به عبارت ديگر اين خصوصيات تجاوزگرانه لازمه نظام سرمايه‌داري دانسته و محكوميت سرمايه‌داري از آن نتيجه گرفته مي‏شد.
اين گرايش زمينه‌ساز رواج گزاره‌‌هايي گرديد كه موجب مشروعيت دادن ايدئولوژيك به اين نگرش شد كه در ميان مذهبي‌ها تفسير از قرآن در اين مسير قرار گرفت. به طوري كه جامعه بي‌طبقه را به پسوند توحيدي مزين كردند، و كنز و ذهب را همان سرمايه معرفي و سپس آن را محكوم كردند. آيات و احاديث مناسب اين ايده رواج يافت، ابوذر الگوي مبارزه شد و...
علت ديگري كه مرتبط به روند جامعه ايران بود، زمينه شكل‌گيري انقلاب بود كه ناشي از پس‌افتادگي ساخت سياسي ايران و ناهمخواني آن با الزامات توسعه بود. در شكل‌گيري چنين فضايي افراد به مرور به سوي انقلاب مي‌روند، لازمه انقلابي شدن تأكيد زياد بر اراده‌گرايي و بالاتر قرار دادن تاثير فرد بر ساختار از يك سو است و از سوي ديگر تأكيد بر زهد و پارسايي و كفّ نفس در امور اقتصادي و مادي از سوي انقلابيون است. در نتيجه تصور مي‌شود كه اگر انقلابيون قدرت را به دست گيرند، با داشتن روحيه انقلابي و زاهدانه و دوري از دنيا مي‌توانند عملكردي موثر داشته باشند و مشكلات كشور را حل كنند. و هيچ مانعي در برابر اراده و ثبات تقوا و اخلاق دگرخواهانه آنان نمي‌تواند ابراز وجود كند و به سرعت جامعه را به سوي بهشت برين رهنمون مي‌شوند.
عامل ديگر نابرابري شديد جامعه ايران از حيث درآمدي بود. برخي‌ها ضريب جيني را در سال‌هاي اوليه دهه پنجاه خورشيدي در ايران تا حدود 55/0 هم برآورد كرده‌اند كه گروهي صاحب هر چيز و بخش مهمي از مردم هم فقير و نادار بودند. و تضاد الگوهاي مصرفي آنان هم بسيار عميق و گسترده بود.
اين عوامل اصلي شكل‌گيري چنين نگرشي بودند، كه در ادامه برخي از آنها به حيات خود ادامه دادند، و موجب قوام آن نگرش شدند، اما در عين حال برخي نيز تغيير كردند يا عوامل جديدي ايجاد شدند كه موجب تضعيف اين نگرش گرديده است كه توضيح داده مي‌شود:
مهم‌ترين عاملي كه كماكان وجود دارد، وابستگي كسب سرمايه به ساختار قدرت و رانتي بودن سرمايه‌داران است كه يك شبه ره صد ساله مي پيمايند و فاقد هر نوع خلاقيت و روحيه توليدي هستند. اين سرمايه‌داران كه عموماً از كنار ساختار سياسي ارتزاق مي‌كنند موجب تقويت نگاه بدبينانه به افراد با عنوان سرمايه‌دار در جامعه مي‌شود افشاگري‌هاي اخير هم به شكلي مويد وجود تداوم چنين واقعيتي در جامعه ايران است. اما عوامل ديگر تا حدودي جهت معكوس يافته‌اند. شكست نظام‌هاي سوسياليستي و فقر و فلاكتي كه در مراحل پيشرفته‌تر توسعه در اين نظام‌ها مشاهده شد، در مقابل پيشرفت چشمگير كشورهاي با اقتصاد آزاد (مثل كشورهاي آسياي جنوب شرقي) و هم‌چنين تغيير نسبي سياست خارجي آمريكا و غرب و نيز كاهش نابرابري‌هاي اقتصادي در جوامع غرب و بروز دولت رفاه، جملگي موجب گرديد كه برخلاف گذشته نه تنها نگاه به سرمايه‌داري در مقايسه با سوسياليم منفي نباشد كه تا حدودي مثبت‌تر هم شده است. فساد و فقر اقتصادهاي سوسياليستي و دولتي، بيشترين تأثير را در اين نگرش ايفا كردند. اين تحولات از ابتداي دهه هشتاد ميلادي قرن بيستم آغاز و در پايان آن دهه به نهايت خود رسيد.
از سوي ديگر نگاه اراده‌گرايانه و ثبات اخلاقي نزد نيروهاي انقلاب به كلي شكست خورد، همه متوجه شدند كه ساختارها مستحكم‌تر و موثرتر از آن هستند كه با حضور فرد يا افرادي مومن و متعهد تغييري در نتايج حاصل شود. و از سوي ديگر هم معلوم شد گرايش به حفظ يا حداكثر كردن منافع فردي يا گروهي حتي در افراد و دولت‌هاي انقلابي هم حرف اول را مي‌زند، واقعيتي كه به علت به رسميت شناختن آن در نظام سرمايه‌داري، اين نظام با غضب انقلابيون مواجه شده بود.
شكست كامل اقتصاد دولتي ايران كه چشمه‌اي از آن را در وضع كنوني شاهد هستيم، و گسترش فساد و ناكارآمدي ديوان‌سالاري موجود، موجب شده است كه نگاه‌ها به سمت تقويت بخش خصوصي جلب شود به طوري كه حتي اصل 44 كه زماني در ابتداي انقلاب براي دولتي كردن فعاليت‌ها تصويب شد، امروز معناي مخالفي را بر آن بار كرده‌اند و تفسير خصوصي‌سازي از آن ارايه شده است!!
علي‌رغم اين واقعيات و بجز مسأله رانت نفت كه كماكان رشد ثروت و سرمايه را بيش از آنكه به خلاقيت و نوآوري مربوط باشد به رانت‌هاي حكومتي وابسته مي‌كند، چند نكته ديگر هم در ايران هست كه موجب سوءظن به سرمايه‌داران مي‌شود.
اولين نكته وجود شكاف عميق درآمدي در ايران است كه هنوز هم ضريب جيني تا 4/0 است. ناكارآمدي نظام‌هاي مالياتي و نيز درآمدهاي عظيم نفتي با وجود چنين شكافي، كماكان زمينه ساز نگرش منفي به موضوع سرمايه‌دار است.
نكته بعدي الگوي مصرف بسيار نامتوازن سرمايه‌داري در ايران و كشورهاي مشابه است. سرمايه‌داراني كه بر اثر كسب ثروت مي‌كوشند آن را به خارج منتقل كنند تا از هر جهت امنيت آن تأمين شود. در حالي كه اين مسأله براي كشورهاي غربي مطرح نيست. نه تنها اموال خود را از ترس جامعه و حكومت خارج نمي‌كنند، بلكه بسياري از سرمايه‌داران الگوي مصرفي چندان متفاوتي با مردم عادي ندارند. شايد پنت‌هاوس‌هايي كه در تهران است با تجهيزات و قيمت آنها، در بهترين شهرهاي غربي هم مشاهده نشود، در حالي كه درآمد سرانه ايران بسيار كمتر از آنان است. اخيراً ايميلي در يافت كردم كه نمايي از يك ساختمان بسيار مجلل را در يكي از شهرهاي شمالي نشان مي‌داد كه درون باغ بزرگي بود، كه بيننده را به ياد داستان‌هاي هزار و يك شب مي‌اندازد.
هر سرمايه‌داري در غرب، ده‌ها برابر سرمايه خود، براي جامعه توليد مي‌كند، الآن كه بيل گيتس بيش از 50 ميليارد دلار ثروت دارد، شايد ده‌ها برابر آن به واسطه كارش توليد كرده كه به نفع مردم بوده است. و حتي از اين 50 ميليارد دلار هم استفاده شخصي زيادي نمي‌كند و بعيد مي‌دانم كه خانه امثال او چندان فرقي با يك سرمايه‌دار متوسط ايراني داشته باشد. و از همين روست كه سرمايه‌دار بودن در آنجا معرف نوعي موفقيت و كارآفريني تلقي مي‌شود. موضوعي كه تصور نمي‌كنم با وجود رانت نفت، به اين زودي‌ها در ايران شاهد آن باشيم.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

ت-ز :

سرمایه دار بودن ،مستکبر بودن ،خانه های طاغوتی داشتن،اسب واستر وطویله مخصوص داشتن واهل وعیال را چپ وراست به فرنگ فرستادن و....بد بود آن وقتی که دست ها به عرب وعجمی بند نبود وبه گفته رئیس جمهور محترم هنوز بزرگواران از خانه های 100متری به 700متری نقل مکان نکرده بودند ،انشا الله مبارک باشد ، فقط امیدوارم اینرا هم مثل باقی صنایع کشور بصورت زمین نفروشند وکارگران را بیکار نکنند ..اما نظر به اینکه سال ها است امر ی که فرودستان را به نفع نوکیسه ها فقیر تر نکند وکاری که نفع عموم را در بر داشته باشد اتفاق نیفتاده است منتظر خبرهای جدید و آدم پشت صحنه می مانم.

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۲:۰۶ بֽظֽ | Reply

soheil :

جناب عبدی با تشکر از مطلب بسیار خوبتون احتراماً به اطلاع می رسانم که خانه آقای بیل گیتس مثال مناسبی برای مطلب درست شما نیست چون که این خانه 97 میلیون دلار قیمت دارد!
البته این قیمت تنها خود خانه است و کل ملک در سال 2006 147.5 میلیون دلار قیمت گذاری شده است.
این خانه 4600 متر مربع زیر بنا دارد و بابت پارکینگ و تاسیسات نیز 1500 متر بر زیربنای آن افزوده می شود.
در نهایت ذکر این نکته مهم می نماید که آقای گیتس بسیار بیشتر از این خانه و هزینه ی آن با همگانی کردن سیستم های داده پردازی، دسترسی آدمی را به اطلاعات سهل کرده و از انحصار خارج کرده است. و نیز بنیاد گیتس نیز اقدامات بشردوستانه مهمی را به انجام می رساند.
چند آدرس را برای روشن شدن مطلب قرار می دهم.

http://www.goehner.com/gates.htm
............................................................
عبدي:
در واقع قيمت خانه او 2 در هزار ثروتش است كه فكر نمي كنم در ايران چنين باشد.ولي خوب اشكال شما هم وارد است.البته من مطلبي خوانده بودم كه در ذهنم چنين بود.با اين حال خدمت اقتصادي وي مورد نظر است كه دهها و صدها براير ثروتي است كه آن را هم با خود به آن دنيا نمي برد.

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۳:۲۸ بֽظֽ | Reply

هاتف مطهری :

درود بر شما
آقای عبدی عزیز مطلبی که میخواهم عرض کنم شاید ارتباطی به مطالب مطروحه از سوی شما نداشته باشد اما فکر میکنم برای رشد و آگاهی همه ما مناسب باشد.
مساله توقف اعدام در غرب و احترام به عزیز ترین داشته ی انسان یعنی (جان) مساله بسیار مهمیست که از سوی فعالان سیاسی وحقوق بشر در ایران کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
من خود مخالف گرفتن جان انسانها هستم و حتی گوشت هم نمیخورم ولی متاسفانه بین مردم این مطلب جا نیافتاده که ارزش وحرمت جان انسان تا چه اندازه مهم است .
به هر صورت پرداختن به این مساله از جانب شما میتواند به تلطیف فضا کمک کند.
مساله بعدی که دانستن آن برایم مهم است این است که مبانی تحلیل شما چیست که عموما پیش بینی شما به واقعیت می پیوندد؟ در این مورد مطلبی اگر بود بفرمایید.
ممنون
...............................................................
عبدي:
در مورد مساله اول طي چند روز ديگر يادداشتي تقديم مي شود كه ارتباط با واسطه دارد.اما در باره سوال دوم نمي دانم كه موارد مورد نظر چيست .در هر حال هر وقت فرصتي پيش آمد در اين مورد توضيح مي دهم كه چگونه تحليل سياسي كنيم و مرز آن با كنش سياسي چيست.؟

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۴:۲۹ بֽظֽ | Reply

سروش :

کجا رفت این گفته حضرت علی که ندیدم هیچ تجمع ثروتی را مگر در آن حق مظلومی نهفته باشد؟

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۵:۰۴ بֽظֽ | Reply

همایون :

متاسفانه تر و خشک همیشه با هم سوخته اند و سرمایه داران پر تلاش و خوش فکر هم چوب کسانی را خورده اند که كسب ثروت را از راه خلاقيت و نوآوري و كار و كوشش بدست نیاورده بلکه تنها از راه رانت خواری و مجیز گویی قدرت بناحق بدست آورده اند و نظم اجتماعی را با این کار خود بهم زده اند و .... محتاج مجازاتی بیش از حد دیگران هستند.
اینطور نیست؟

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۵:۱۷ بֽظֽ | Reply

:

یعنی ابوذر بناحق الگوی مبارزه شده بود؟
...................................................................
عبدي:
وقتي مبارزه با سرمايه داري محور باشد خير الگوي مناسبي بود.

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۵:۱۹ بֽظֽ | Reply

اقدامی :

نگاه به سرمایه دار باید با نگاه به کارگران و زحمتکشان زحمتکشی که با فروختن تنها سرمایه خود = عمر خویش هیچ بهره ای از زندگی ندارند توام باشد وگرنه نتیجه ای جز تایید و اصالت دادن به فاصله وحشتناک و عمیق طبقاتی موجود نداشته و ندارد .

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۵:۲۴ بֽظֽ | Reply

فرزین :

در کشورهای سرمایه داری بیشترین میزان مالیاتها از سرمایه داران گرفته میشود که صرف ساختن بیشتر و بهتر شهر و کمک به ضعفا میشود , در ایران کی و کجا از سرمایه داران مالیات گرفته شده و گرفته میشود؟
در کشورهای سرمایه داری حتی درآمدهای ناشی از بلیطهای بخت آزمایی صرف پرداخت ولفرهای دولتی ( حقوق ماهیانه به افراد بی بضاعت) میشود , آیا میدانید این درآمدها در ایران چگونه به جیب تعداد افراد سیری ناپذیر سرازیر میشود ؟ .....

متاسفانه ما هر ایده و مرام موفقی را هم به بدترین نحوش مورد استفاده قرار داده و میدهیم حتی ایده ی تحرک زای سرمایه داری را !

در کشورهای سرمایه داری با روشهای مختلف مستقیم و غیر مستقیم و پرداخت امکانات و حقوق به افراد بی بضاعت و از کار افتاده و ..... دولت بهیچ وجه اجازه نمیدهد فاصله زندگی این چنین همچون کشور ما زیاد و متفاوت باشد که یک طرف فقر مطلق و کسانی که به نان شب محتاج باشند و طرف دیگری ......
در کشورهای سرمایه داری با همه ی بهره کشی ها و ظلم ها و اجحافها حداقل یک حداقل آبرومندانه برای همه افراد خود فراهم کرده و به رسمیت شناخته اند و تنها در جهت ارتقا از این سطح حداقل است که افراد بیشتر تلاش و بیشتر صرفه جویی و بیشتر مواظب دخل و خرج خود هستند ....
ولی در ایران با وجود بیت المالهای غنی کی دولتها حداقلی را برای زندگی افراد خود قایل بوده اند؟

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۵:۴۲ بֽظֽ | Reply

:

از وضعیت آقای پالیزدار چه خبر؟

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۵:۴۴ بֽظֽ | Reply

خاموش :

خیر این چنین نیست که نوشته اید:
"شكست نظام‌هاي سوسياليستي و فقر و فلاكتي كه در مراحل پيشرفته‌تر توسعه در اين نظام‌ها مشاهده شد، در مقابل پيشرفت چشمگير كشورهاي با اقتصاد آزاد (مثل كشورهاي آسياي جنوب شرقي) و هم‌چنين تغيير نسبي سياست خارجي آمريكا و غرب و نيز كاهش نابرابري‌هاي اقتصادي در جوامع غرب و بروز دولت رفاه، جملگي موجب گرديد كه برخلاف گذشته نه تنها نگاه به سرمايه‌داري در مقايسه با سوسياليم منفي نباشد كه تا حدودي مثبت‌تر هم شده است. فساد و فقر اقتصادهاي سوسياليستي و دولتي، بيشترين تأثير را در اين نگرش ايفا كردند. اين تحولات از ابتداي دهه هشتاد ميلادي قرن بيستم آغاز و در پايان آن دهه به نهايت خود رسيد."
خیر اینچنین نیست چون اگر بیاد داشته باشد و فراموش نکرده باشید
از اول انقلاب هم با صدای بلند گفته میشد و معلوم بود که "ارتجاع" جاده صاف کن "امپریالیزم" است ...., امروز آن قانون و آن ادعا به اثبات رسیده و این هیچ ربطی به درست بودن نظام مبتنی بر ارزش گذاری افراد از روی میزان ثروتشان ندارد.

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۵:۵۰ بֽظֽ | Reply

خارجه نشین :

من هم به صدقه سری قوانین تبعیض گونه ی موجود تا بحال چندین کشور غربی را از نزدیک دیده و در آن زندگی کرده ام . یکی از نکات جالب از این کشورها برای من در هم آمیخته بودن محیط زندگی افراد فقیر و غنی است ! شما در هیچ کدام از این کشورها , مثل کشور ما منطقه ی بالای شهر با قیمتهای آنچنانی و پایین شهر با قیمت های اینچنینی ندارید و همین در هم آمیخته بودن زندگی فقیرانه و ثروتمندانه در لطیف کردن و تعدیل فضای زندگی هر دو قشر خیلی کمک کرده چون هم ثروتمندان هر روز زندگی مردم فقیر را می بیند و هم افراد فقیر تلاش و کوشش افراد ثروتمند را
در آن جاها کلیساها محلی هستند ...... بسیار متفاوت با مساجد ما

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۶:۰۱ بֽظֽ | Reply

:

آقای عبدی چرا باید طبق گفته ی رييس گمرک 20 سازمان و وزارتخانه در فرآيند تشريفات گمرکي دخالت داشته باشند؟

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۶:۱۲ بֽظֽ | Reply

امجدی :

کار و تلاش و سرمایه دار شدن یعنی این :
رشد 129 درصدي قيمت زمين در بهار سال گذشته در تهران بي سابقه بود !

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۶:۱۴ بֽظֽ | Reply

یک بنده خدا :

دستی که نان می دزدد، نمی تواند آزادی ببخشد.
بعضی ها برانداز انسان و انسانیت هستند ،بعضی هم برانداز نابرابری ، ظلم، ستم،گرسنگی و فقر ، عیبی دارد مگر ؟!!
آیا کسانی که همه ی عمر خود را برای نابودی فقر و گرسنگی صرف کرده و تا کنون هیچ لذت و منفعتی را برای خود نخواسته اند یا آنانی که با بالا و پایین کردن قیمت کالاهای اساسی نان را از سفره ی مردم می دزدند و بی شماری را به فقر و بدبختی کشانده اند و پول های آنچنانی به جیب می زنند یکسانند ؟!!
مگر نمی بینید که افراد برانداز انسان و انسانیت چه بلای سر افرادی حتی مثل آقای پالیزدار می آورند؟ اگر واقعا مجله شهروند و شما ریگی در کشور ندارید بهتر است همه کارهای خود را رها کنید و از دولت بخواهید یک دادگاه علنی برای آقای پالیزدار برگزار کند تا همه صومعه داران پی کار خود بروند و دست از سر ارتزاق از خون مردم بردارند.



۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۶:۲۵ بֽظֽ | Reply

قاسمی :

بالاخره از این نوشته هم معلوم نشد شما با نظام سرمایه داری موافقید یا مخالف؟
آیا گفتن صریح مطالب بهتر از گذاشتن استخوان لای زخم نیست؟
آیا از ویژگیهای نظام ارزشی سرمایه داری رگ گویی و بی پرده صحبت کردن نیست؟
.....................................................................
عبدي:
مگر شما از من موضعگيري مي خواهيد،خوب يك تست بدهيم و دهها سوال موافق و مخالف بنويسيم و بعد هم امثال من جواب دهم چه مشكلي را حل مي كند؟مساله موضعگيري نيست بلكه تحليل و فهم فرايندهاست.

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۶:۳۲ بֽظֽ | Reply

:

جناب عبدی سلام.
انگونه که صحبت کرديد سوسياليست ها شکست خورده نيستند و غربی ها موفق وپيروز ونمونهای که داده بوديد چنوب شرقی اسيا که بنظر من نمونه مطلوب نبود که انان همگی از يک شهر تشکيل ميشوند. کره جنوبی سئول است و ديگران هم همينطور. از ان شهر که خارج شوید قلاکت است ونکبت.
چندی پيش در زوزنامه ها مطلبی خواندم و ازپاسخی که يک دانشمند هوانی روسيه به خبرنگاری داده بود لذت بردم وانرا از انزمان اويزه گوش خود کردم.
روزنامه نگاری از اين دانشمند طراح هوانی روسيه سئوال کرده بود که هواپيمای توپولف مافوق صوت شما بسيار شبيه هواپيمای کنکورد فرانسوی است.ايا شما انرا از ان کپی ویا اقتباس کرديد؟ ايشان پاسخ دادند که نه ما ازانها اقتباس وکپی نکرديم . با توجه به انکه هم ما وانها از روش های علمی طراحی استفاده کرديم هردو به شکل مشترکی رسيديم. پاسخ های علمی در سيستم های مختلف يکسان است. اقتصاد سرمايه داری وسوسياليسم اگر هردو علمی کار کنند به سيستم مشترکی ميرسند. نه تغييرات روسيه شکست است ونه مصرف انرژی بيش از اندازه غرب ودر نتيجه شکل وشمای بهتر مصرف وتوليد موقتی موفقيت. هر دو در حال گذارند. گذار سیاسی واقتصادی.
نظر من اين است که سرمايه داری علمی وسوسياليست علمي هر دوبه نتيجه مشترکی ميرسند وهردو بسوی هم در حال پروازند.
در مورد ايران هم همينطور است. اگر علمی کار کنيم از هر سو که برويم بايد بسوی ديگر حرکت کنيم.بازار بسوی توليد . توليد سرمايه داری بسوی نوعی سوسياليسم اقتصادی. تغییران شدید نه راه حل است ونه پیشرفت نشان از عدم تعادی وعذم گزینش راه علمی دارد.
مشکل ايران در اين بود که درزمان مشکلات واو ل انقلاب وجنگ روشی شبیه سوسياليستی اقتصادی را انتخاب کرد وبنظر من اقای مهندس موسوی وان روش هم بخوبی از پس مشکلات اقتصادی چنگ وتوسعه بر امدند. بخاطر داشته باشيم که فولاد مبارکه.... با ان هزینه گزاف هزينه ان درزمان جنگ پرداخت شد. ودرزمان چنگ مهندس موسوی که سکوت بيش از اندازه ايشان نگرانی افرين است وحتی خاطرهای از ايشان منتشر نشده است را بايد قهرمان دولت جنگی دانست. پس از ايشان با توجه به تفييرات شوروی که ما تحليل صحيحی از ان نداشتيم ونداريم تغييرا ۱۰۰ در صدی شروع شد ويکباره انچنان روشهای سرمايه داری را انتخاب کرديم که شگفت اور بود. جتی قبل از انقلاب اينگونه نبود. برخی کارشنان ميگفتند زياده روی بيش از حد است. در اين زمانها بود اقايان موسوی چزايريها و..... که من نسبت به انها اعتراضی ندارم وزائئيده روش های اقتصادی انتخاب شده دولتی بودند بوجود امدند. وقتی حلوائی ريخته شده است چزا کسی انرا جمع نکند. ووقتی سقاخانهای باز شده است چرا کسی ابی ننوشد. مردم همواره سعی ميکنند که از ضعف روشها بهره برداری کنند واين تقصير مردم نيست. تقصير قانون گذاران است. افراد سودهای خود را قانونی بدست می اورند. حتی رانت ها را. پس مشکل در غير علمی کار کردن است. نه مشکل در سوياليستی است ونه در سرمايه داری . مشکل در عدم توتنائی به قانونمند کردن علمی روش ها است.

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۹:۲۰ بֽظֽ | Reply

افسوس :

تا جایی که بیاد دارم همیشه در بین نیروهای پیشرو در جامعه آن چیزی که محکوم بوده و محکوم شده , ارزش گذاشتن صرف روی سرمایه بجای ارزش گذاری روی ارزشهای واقعی انسانی بوده و نه چیز دیگر
و اتفاقا
همیشه در بین نیروهای مترقی و پیشرو بوده اند افراد سرمایه داری که سرمایه خود را وقف مبارزه با بی عدالتی های کرده اند همچون .... و .....
بنابراین بنظر من بهتر است در این مبحث فرق گذاشته شود بین خود سرمایه و ارزشمند کردن آن و ارزش گذاری و ارزشمند کردن ارزشهای واقعی مثل شجاعت ایستادگی در مقابل ظالم و .....
آیا بنظر شما وقتی فرد خودخواه و خود پسند و دیکتاتوری ثروتمند شد تمام آن عیبها از بین می رود؟

متاسفانه این دید در جامعه حاکم شده که هر کس قدرت دارد و هر کس ثروت دارد آدم خوبیست که نه میتوان به او انتقادی وارد کرد و نه میتوان به او گفت بالای چشم تو ابروست وگرنه سرنوشتت همچون پالیزدارها با کرام الکاتبین خواهد بود...

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۹:۲۱ بֽظֽ | Reply

سمیرا :

نکته ای که از کامنت آقای سهیلی برداشت شد این بود که آقای بیل گیتس در سال گذشته بیشتر از یک میلیون دلار مالیات خانه ی خود را داده است ؟ آیا آقایان در ایران نیز حاضرند چنین مالیات هایی برای امری که مستحق آن نیستند و بناحق و نامشروع بدست آورده اند ؛ آنهم به دولتی که از قبل تبعیض قایل شدن آن به اینهمه ثروت و رانت رسیده اند بدهند؟

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۹:۳۴ بֽظֽ | Reply

سبزه :

جناب آقای عبدی سلام
مانند همیشه مطلب جالب و پخته ایی بود
مهمتر از همه این بود که شما بی طرفانه سرمایه داری را در پیش و بعد از انقلاب کاویدید و تجربیات خود را منتقل کردید .
شما توانستید زوایای پنهان سرمایه داری در ایران را نشان دهید به قول ارد بزرگ :
آدم خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد .

چند خطی هم من بنویسم که چه بخواهیم و چه نخواهیم در سراسر جهان کسانی هستند که ثروت های میلیاردی در اختیار دارند
چه خوب و بجاست از این ثروتمندان برای عمران و سرمایه گذاری در کشور دعوت شود تا اشتغال ایجاد شود و رشد کشور تسریع گردد .
کاری که بسیاری از کشورها با جذب سرمایه داران ما انجام دادند و سود ثروت های اندوخته شده آنان از درون کشور ما را آنها بردند
امیدوارم نگاه ما بجای اینکه آدمها را یا شیطان ببینیم و یا پیغمبر زاده با گستره بزرگتری باشد و در این بین بتوانیم از نکات مثبت آنها برای پیشرفت کشور استفاده کنیم .

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۰۲ بֽظֽ | Reply

عبدالله رنجبر :

بنام خدا هر كس مالك تلاش و فعاليت فكري ويدي خويش است زخمت آقاي خريدار كار خانه فولاد را بايد ارج نهاد .

من در بسياري موارد وگفتگو ها از گساني كه پاليزدار بعنوان سرمايه دار نام برده دفاع ميكنم مگر اين آقايون انسان نيستند كه سرمايه گذاري كنند

اولا تمام اموالي كه پاليزدار اعلام كرده به ده ميليارد دلار نميرسد .

درتمام مراكز ومحافل فكر مردم را متوجه اين موضوع كرده اند

تا مردم فراموش كنند كه 119 ميليارد دلار در دولت احمدي نژاد چگ.نه خرج شده

دوم اينجاست كه بايد اعلام كنند اين وام / كارخانه / معدن / توليدي آماده واگذاري است هركس مايل است تقاضا بدهد وبا شرايط يكسان و انصاف به يكي از متقاضيان واگذار نمايند

اگر آقايان ذكر شده توسط پاليزدار از رانت حكومتي استفاده كرده اند ايراد دارد.

در 30سال گذشته ميزان دوميليارد برگ پوستر از عكس مسئولان نظام و ساير موارد با بودجه دولتي چاپ ومنتشر شده واگر جمعيت متوسط پوستر استفاده كن را 30 ميليون نفر بگيريم امروز هر كدام از ما و شما بايستي 70 برگ پوستر در محل كار وزندگي ميداشتيم

اگر بهاي هر پوستربايك دفتر 40 برگ برابر باشد دو ميليارد جلد دفتر 40برگ را حرام كرده ايم
با اين پول ميتوانستيم 2000 مدرسه 6 كلاسه روستايي ويا جنگلي به مساخت تهران احداث كنيم .

تعداد صندوقهاي صدقه كميته امداد از صندوقهاي پستي بيشتر است
ميخواهند اين صندوقها را هوشمند كنند تا به شما نوع خدمات را گوشزد نمايد

كساني كه افزايش دوريالي قيمت بنزين درسال 46 را خيانت اعليحضرت ميدانستند
امروز تورم 145 درصدي مسكن و 50 درصدي مواد غذايي را الطاف خفيه الهي تفسير ميكنند

امروز به جزئيات ميپردازيم تا مردم از كليات خبري نيابند .


۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۰۸ بֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب مهندس عبدی عزیز با سلام
اینکه یکنفر حاضر شده معادل 5/1 میلیارد دلار سهام یک کارخانه را در ایران بخرد باید خوشحال بود در شرایطی که بسیاری از افراد یا تمام و یا بخش اعظم از سرمایه خود را از ایران خارج کرده و یا میکنند. پس خوب است که بگوییم خدا پدر این انسان را بیامرزد که حاضر است این ریسک را بپذیرد.
اما بعد سایت شهاب نیوز نوشته است که آقای امیر احمدی در مصاحبه با روزنامه همشری که فردا منتشر خواهد شد گفته اند که بار قبل به دعوت شخص آقای احمدی نژاد رئیس جمهور به ایران آمده و با تقریبا اکثر وزراء دولت احمدی نژاد مذاکره و دیدار داشته است.
و البته همانطور که شاهد بودید و هستیم هیچ کفن پوشی در خیابانهای تهران و قم را پیمائی نکرده و اسلام هم در خطر نیافتاده و آب هم از آب تکان نخورده و روزنامه بقول آقای احمد زیدآبادی " خوش نام " هم سر و صدایش بلند نشده است.
اما اگر همین اتفاقات در زمان دولت آقای خاتمی حادث میشد بنیان دین متزلزل میگردید و عده ای بازداشت و روانه بازداشتگاه به جرم ارتباط با آمریکا و ملاقات با " دلال " آمریکا میشدند.
پس این تنها آمریکا نیست که سیاست دو گانه دارد و در حالی که اسرائیل بمب اتم دارد مورد بازخواست قرار نمیگیرد و ایران مورد سئوال و پرسش قرار میگیرد و تحریم میشود.
تنها فرق آمریکای بقول آقایان جهانخوار با آقایان در این است که دولت آمریکا بنام دفاع از مسیحیت اینگونه اعمال سیاست نمیکند و آقایان مدعی دینداری بنام دفاع از کیان اسلام هر کجا لازم شد کفن پوش میشوند و هر کجا که تشخیص دهند سکوت پیشه میکنند و با این دوگانگی و سوء استفاده از دین تیشه به ریشه دین میزنند و
اعتماد مردم متدین را متزلزل مینمایند.

رحمت دریانورد

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۲۹ بֽظֽ | Reply

علی رضا :

همه کارم زخودکامی به بدنامی کشیداخر
نهان کی ماند ان رازی کزوسازندمحفلها(حافظ)
مشکل جامعه سرمایه داران ایران سرمایه دارای هستند که یک شب حالا به هر علتی پول دار شدند و میخواهند یک شب ره صد ساله را طی کنند.

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۳۲ بֽظֽ | Reply

علی :

تبریک عرض می کنم همکارتان در روزنامه سلام قرار است وزیر اقتصاد شود! آقای عبدی رئیس جمهور این یکی را دیگر از کجا پیدا کرده؟! ما نفهمیدیم ایشان کدامیک از ویژگیهای وزیر خوب را داراست؟(جز بله قربان گویی!)

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۴۷ بֽظֽ | Reply

ریشه های اصلی مشکلات ساختاری اقتصاد کدامند؟ :

وزير كار: هدف دولت كم كردن آسيب هاي ناشي از اجراي طرح تحول اقتصادي است

وزير كار و امور اجتماعي از ساماندهي قيمتها در راستاي طرح تحول اقتصادي خبر داد و گفت: تمام تلاش دولت اين است كه آسيبهاي احتمالي كوتاه مدت اجراي اين طرح به كمترين حد ممكن برسد.
سيدمحمد جهرمي در خصوص طرح تحول اقتصادي دولت گفت: در مجموع بررسي ها و پيش بيني هاي انجام شده در طرح به دنبال پيدا كردن بخشهاي اساسي اقتصاد و حل ساختاري مشكلات اقتصادي كشور است.
وزير كار و امور اجتماعي پيدا كردن ريشه هاي اصلي مشكلات ساختاري در اقتصاد كشور را از ديگر توجهات در تدوين طرح تحول اقتصادي دولت اعلام كرد و گفت: در طرح به موضوعات مختلفي از جمله بهره وري، عملكرد سيستم بانكي، بهبود روشها در نظام بانكي كشور و تدوين سياستهاي پولي متناسب با اقتصاد كشور پرداخته شده است.
جهرمي در گفت وگو با مهر از تغييرات در نظر گرفته شده در طرح تحول اقتصادي دولت در زمينه يارانه ها خبر داد و افزود: در طرح، موضوع يارانه ها را با هدف حمايت از سرمايه گذاري بيشتر در كشور و همچنين تامين منابع براي انجام سرمايه گذاري تعريف كرديم.
وي انجام تحولات اقتصادي را داراي نتايج درازمدت و پايدار براي كشور دانست و تاكيد كرد: البته در كوتاه مدت شايد براي توليدكنندگان و امر اشتغال كشور مشكلاتي ايجاد شود.

آقای عبدی
شما میدانید از نظر دولت ریشه های اصلی مشکلات ساختاری اقتصاد کدامند؟

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۰:۰۵ قֽظֽ | Reply

علی :

نظرات دوستان نشان می دهد که دید منفی نسبت به سرمایه و نظام سرمایه داری هنوز هم طرفداران زیادی دارد. دوستانی که این قدر از امام علی(ع) و ابوذز دم می زنند متوجه نیستند که ما باید از ایدآلیسم دست برداریم. بله در یک نظام آرمانی همه با کمال برابری و برادری از منابع موجود بهره می برند.اما این نظام آرمانی کی تحقق می یابد؟داشتن این ایده فی نفسه بد نیست.اما این که چگونه می توان به آن دست یافت محل بحث است. ما باید با داشته های موجود برای خود برنامه ریزی کنیم.مطابق این داشته ها هم ما یک اقتصاد آزاد داریم و یک اقتصاد دولتی.تجربه هم نشان داده است که اقتصاد آزادما را به عدالتی که منظور نظر دوستان آرمانگراست نزدیک تر می کند.نمومه ساده اش وضعیت امروز دو کشور کره جنوبی و کره شمالی است. یک فرهنگ یک سنت و یک جامعه واحد دو تکه شده است. در یکی اقتصاد آزاد و در دیگری اقتصاد دولتی حاکم است. کره جنوبی با اقتصاد آزاد به کشوری ثروتمند تبدیل شده و کره شمالی به کشوری فقیر با عقده های سرکوفته در جامعه. درپزشکی و روانشناسی هم برای برسی تاثیر یک عامل محیطی و بیرونی بر حیوانات و انسان ها آزمایش هایی روی دو قلو های همسان انجام می دهند. دو کره مثل دو قلوی همسان هستند .و نتیجه آزمایش نیز بر همه آشکار است.

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۰:۴۵ قֽظֽ | Reply

هدایت :

باسلام. این مطلب به نقل از روزنامه کیهان یعنی روزنامه ای که در سراسرجهان ...... همانطور که میدانید اتحادیه اروپا در جدید ترین تصمیم خود مبنی بر استفاده چماق به جای هویج بانک ملی دراروپا را مورد تحریم قرار داد. بدنبال این ضربه چماقی اتحادیه اروپا رئیس بانک ملی لندن حرفهای یکبار مصرف داخلی را بگونه ای خورد داخل داد که سایت تابناک خالی بودن آنها را بادرج این مطلب که همین بانک ملی در لندن درسایت خود اعلام کرده بود که بانک ملی لندن به بانک ملی ایران تعلق دارد اثبات کرد. متعاقبا آقای صمصامی وزیر دارایی دکتر احمدی نژاد برای اقدامات قانونی که همان سیاه نمایی بود آرزوی موفقیت کرد. حالا لطفا فرمایشات مدیر کل بانک ملی جمهوری اسلامی ایران را مطالعه وگاف موجوددر این فرمایشات را هم پیدا فرمایید . خدا قوت .عزت زیاد
-----------------------------------------------------
مديرعامل بانك ملي در گفت وگو با كيهان: هيچ مشكلي در معاملات داخلي و خارجي بانك ملي نداريم
۲۵ تیر ۱۳۸۷
مديرعامل بانك ملي گفت: هيچ مشكلي در معاملات بانكي نداريم.
صدقي در گفت وگو با خبرنگار كيهان افزود: با راهكارهاي جديدي كه در نظر گرفتيم به روش هاي جايگزيني دست يافتيم تا مشتريان بانك ملي در داخل و خارج از كشور هيچ گونه محدوديتي نداشته باشند. وي با بيان اينكه شكايت ايران در حال بررسي است اظهار داشت: هفته آينده دعوي ايران در دادگاه اتحاديه اروپا مورد توجه قرار مي گيرد و به جريان مي افتد.
مديرعامل بانك ملي با اشاره به تلاش هاي ايران براي رفع اتهامات وارده به بانك ملي خاطرنشان كرد: ما اگر نتيجه هم نگيريم، حداقل نسبت به اتهامات واهي به بانك ملي اعلام برائت كرده ايم كه اين موضوع در مناسبات مالي بسيار حائز اهميت است.
صدقي همچنين تأكيد كرد: تمام حساب ها و مراودات ما در بانك ملي لندن شفاف و كاملاً منطبق با كشور حاكم و همچنين قواعد بين المللي و احكام شوراي امنيت و اتهامات وارد شده به هيچ وجه سنديت ندارد.
وي ادامه داد: تا به حال چندين مرتبه ايران درخواست اسناد و مدارك اتهامي كرده كه بي نتيجه مانده است.


صدقي با اشاره به آثار تحريم بانك ملي لندن تصريح كرد: با تحريم بانك ملي لندن، بانك ملي هامبورگ و پاريس هم تحريم شدند و عمليات بانكي برخي از بانك ها و كارگزاري هاي ما نيز محدود شدند.


مديرعامل بانك ملي در رابطه با پرداخت تسهيلات در اين بانك اظهار داشت: تا تراز مصرفي بانك ملي با بانك مركزي متوازن نشود نمي توان انتظار داشت كه حجم تسهيلات اين بانك افزايش يابد.
صدقي با بيان اينكه هنوز سود 10 درصدي به بانك ملي ابلاغ نشده است خاطرنشان كرد: در حال حاضر تسهيلات اين بانك با سود 12 درصد پرداخت مي شود.
وي در خصوص پرداخت تسهيلات بانك ملي به بخش هاي مختلف اقتصادي به برنامه سوم توسعه اشاره كرد و گفت: در برنامه سوم توسعه به بانك ها تكليف شده بود كه به ميزان مشخص شده تسهيلات به بخش ها اختصاص يابد كه اين تكليف در برنامه چهارم توسعه حذف و تنها به اختصاص 25 درصد تسهيلات به بخش مسكن بسنده شد.
وي ادامه داد: اما مجدداً در بسته بانك مركزي سهم اعتبارات هر بخش به طور مجزا آمده است كه در صورت ابلاغ، اجرا مي شود.

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۳:۱۷ قֽظֽ | Reply

:

آقاي عبدي گرامي
بااجازه شما چند حرف خارج از بحث شما

دندانپزشكي عراقي الاصل كه هفتادزن را مورد هتك حرمت قرارداده بود از اتهامات تبرئه شد اگر آن طرح كذايي براي اين متجاوزين نيست پس براي كيست ؟اسمش هم كه اعلام نشده پس احتمالا در جايي ديگر به كار شريفش ادامه خواهدداد .


بجاي توتال هم كه يك شركت روسي آمد پس جاي پاي اين مكار محكمتر شد مابد جوري به روسها وابسته شده ايم و بدجوري بلد نيستيم توازنهارا حفظ كنيم وروسيه هرروزدشمني ما باغرب را تشديد مي كند و استفاده فراواني ميبرد

تاكي دشمن تراشي و ريختن منافع كشور به پاي اين شعارها

خلف وعده دروغ ريا فريب استبداد وفروپاشي اخلاق وآمارهاي بد بالا و آمارهاي خوب پايين

اينها چيزهايي است كه بدست آورده ايم

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۰۳ قֽظֽ | Reply

حبیب-ف :

سلام
امیدوارم که پرت ..نگفته باشم. سرمایه داربودن باپول داربودن فرق دارد. آنها که در قدیم قدیم ها پول دار بودند عمدتأ نزول خور بودندویا اینکه مالک بودند.بدان سبب مورد شکایت ونفرین قرارمی گرفتند. سرمایه درنظام سرمایه داری درشرایط رقابت آزاد " آنچنان نیروهی تولیدی پدیدآورد که از لحاظ کمیت وکیفیت بالاتر ازآن چیزیست که همه نسلهای گذشته جمعأبوجودآورده اند".درکشوریکه سرمایه دارها نقش نداشته باشند برقش قطع می شود.
پیش داوری نکنیم با چشم های بسته یک دقیقه به دنیاورشد صنعت -فورد،نوکیا، زیمنس اریک سون،بایر،روانشناسی ووووو فکر کنیم.
بهترین داروی نجات بخش اثرات منفی جنبی دارد، تابمرور بهتر وبهتر شود.درایران دارو را نساخته به جنبه های منفی آن توپیدند. شایدهم بقایای نفرت از نظام ارباب رعیتی باشد،؟ شما بهتر می دانید.

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۴۶ قֽظֽ | Reply

اخلاقي نيا :

با سلام
اقاي مهندس من چون رشته فني درس خوندم اما علاقه زيادي به مسايل علوم انساني دارم.بعضي اصطلاحات رو متوجه نميشوم
مثلا اين چند وقت زياد از اصطلاح ضريب جيني استفاده ميشود. اگه ممكن است يه توضيح مختصري در اين رابطه بفرماييد
ممنونم
...................................................................
عبدي:
شما كه فني خوانده ايد راحتتر مي توانيد متوجه شويد.روي گوگل چند تا كلمه سرچ كنيد متن معرف اين نوع اصطلاحات پيدا مي شود.در اين تارنما هم توضيح داده شده است به يادداشت شاهد از غيب رسيد در اسفند گذشته مراجعه كنيد.

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۱:۳۸ بֽظֽ | Reply

مهيار :

با سلام
در پاسخ به آقاي قاسمي بايد عنوان نمود كه جناب عبدي با ديدگاه خاص خود به اخبار و گزارشات ومسايل ورخدادها ونيز به كار بردن لغات وچينش مناسب آنها در جملات در تشريح وتفسير وتحليل عمل مي نمايند(بسيار افرادي كه همه اين ها را مي دانند اما از بيان آن عاجزند ويا گروهي كه شبهي از آن را درك مي كنند وباز هم نمي دانند چگونه بيان نمايند و ..) .حال اگر اين موارد را با تجربه و تخصص و حضور نيمه در ساخت سياسي در دهه شصت و آگاهي از همان نيمه هويداي پشت پرده قدرت تركيب نماييم ,اين چنين درستي پيش بيني وتحليل ها حيرت همگان را به دنبال خواهد داشت.يك مورد بسار عيني از پيش بيني درست ايشان از آينده ,همين كنار كشيدن ايشان از ساخت سياسي و..حتي همان نيمه بودن در قدرت است.جناب قاسمي حتما اطلاع از نحوه برخورد وديد افراد جامعه به كساني كه در خدمت قدرت بوده و افتخار هم مي نمايند دارند. ضمنا تحليل ها نگرش افراد را نيز بهمراه خواهد داشت بايستي بيشتر دقيق شد. و ضمنا نا خواسته باعث انحراف اين سايت آموزشي به سياسي صرف ويا اخبار نگرديم. مو قعيت را در نظر داشته بخواهيم همين گونه باشد كه بسيار آموزنده است وتفكر بر انگيز .
موفق باشيد.

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۳:۰۱ بֽظֽ | Reply

محسن :

سلام مهندس:

بچه های دفتر تحکیم رو بازداشت کردند.

مهدی هاشمی و بهاره هدایت از اعضای ارشد دفتر تحکیم وحدت هستند

که چند روز پیش دستگیر و روانه زندان اوین شدند.

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۴:۰۵ بֽظֽ | Reply

Amir :

عمر البشیر متهم به جنایت علیه بشریت است
دادگاه بین‌المللی جنایی لاهه در آستانه صدور حکم بازداشت عمر البشیر. البشیر متهم به "جنایات جنگی، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت" در منطقه دارفور در غرب سودان است.
...................................................................
عبدي:
اگر اين اتفاق بيفتد گام مهمي در نظام قضائي بين المللي است.

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۶:۵۲ بֽظֽ | Reply

بهلول :


با سلام
عباس آقا فکر میکنم اگر در نگاه سیاستمداران دلسوز این جامعه تعریف درستی از سرمایه با توجه به مقتضیات زمان ودر نظر داشتن مقوله تولید شکل بگیره یعنی از نظر مفهوم سرمایه وسرمایه داری به یک اجماعی برسیم نیمی از راه طی شده ، ضمن اینکه اگر توسعه کشور مجددا در ادبیات سیاسی - اقتصادی ما احیا بشه شاید دوباره بتونیم یک سری مباحث اساسی رو از سربگیریم
چرا که به نظر من بی سواد مثل اینکه دیگه یک مدتی که کسی حرف از توسعه نمیزنه و اگر هم کشور بخواهد روی خوشی در اتیه ببینه باید این موضوع دوباره ضرورتش مطرح بشه....

۲۵ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۲۶ بֽظֽ | Reply

قاسمی :

کامنت مهیار :
با سلام
در پاسخ به آقاي قاسمي بايد عنوان نمود كه...
مرا واداشت که در مورد کامنت کوتاه قبلی خود بیشتر توضیح دهم شاید در فهم مساله کمک کند.
کامنت قبلی ام :
قاسمی :

بالاخره از این نوشته هم معلوم نشد شما با نظام سرمایه داری موافقید یا مخالف؟
آیا گفتن صریح مطالب بهتر از گذاشتن استخوان لای زخم نیست؟
آیا از ویژگیهای نظام ارزشی سرمایه داری رگ گویی و بی پرده صحبت کردن نیست؟
.....................................................................
که آقای عبدي لطف کرده و در جواب مرقوم فرموده بودند:
مگر شما از من موضعگيري مي خواهيد؟
خوب يك تست بدهيم و دهها سوال موافق و مخالف بنويسيم و بعد هم امثال من جواب دهم چه مشكلي را حل مي كند؟
مساله موضعگيري نيست بلكه تحليل و فهم فرايندهاست. ( پایان نقل قول )
و اما
مقدمه :
من و احتمالا همه , آقای عبدی را بعنوان یکی از دانشجویان خط امام که نقشی در تسخیر سفارت آمریکا( بعنوان سمبل کشور سرمایه داری) داشته می شناسیم .( نقشی که هنوز از آن دفاع میشود)
من و احتمالا خیلیهای دیگر , انقلاب سال 57 را انقلابی ارزشی - بر ضد ارزشهای سرمایه داری وابسته - می شناسیم که قرار بود ارزشهای باطل را با ارزشهای والا جابجا کند ...
من و احتمالا .....
حال آقای عبدی بدون اینکه از همراهی و کرده ی خود در تسخیر سفارت آمریکا بعنوان شیطان بزرگ توبه کرده باشد و بدون اینکه خود را مخالف انقلاب سال 57 معرفی نموده باشد این چنین می نویسید :
"هر سرمايه‌داري در غرب، ده‌ها برابر سرمايه خود، براي جامعه توليد مي‌كند، الآن كه بيل گيتس بيش از 50 ميليارد دلار ثروت دارد، شايد ده‌ها برابر آن به واسطه كارش توليد كرده كه به نفع مردم بوده است. و حتي از اين 50 ميليارد دلار هم استفاده شخصي زيادي نمي‌كند و بعيد مي‌دانم كه خانه امثال او چندان فرقي با يك سرمايه‌دار متوسط ايراني داشته باشد. و از همين روست كه سرمايه‌دار بودن در آنجا معرف نوعي موفقيت و كارآفريني تلقي مي‌شود."( پایان نقل قول)
خوب آیا برای من خواننده که تا حدودی گذشته آقای عبدی را می دانم مطرح شدن این سؤال که آیا در باطن ( که بر ما معلوم نیست ولی نشانه هایی دارد) آقای عبدی اینگونه انقلاب سال 57 بر ضد ارزشهای سرمایه داری را کان لم یکن .... و تمام فعالیتهای خود را - که به پشتوانه آنها امروز اینچنین معروف و مورد احترام هستند - و هزاران هزار کسانی که مثل امروز ایشان فکر میکنند در اول انقلاب بی جرم و بی جنایت محو و نابود شدند , خط بطلان بر آن نکشیده اند؟
آیا از ایشان نباید پرسید پس انقلاب سال 57 برای چه تغییری بوقوع پیوست؟
مردم برای چه در آن سال به خیابانها ریختند؟
آیا مگر قرار نبود که...
چه فایده؟ واقعا این حرفها امروز چه فایده دارد ؟ این حرفها وقتی فایده داشت که اسب قدرت زین نشده بود , امروز دیگر کدام پیاده ای می تواند دستش به زین اسب قدرت برسد؟
امیدوارم حرفهای سربسته من , ابهامات کامنت اولیه را بیشتر نکرده باشد.

۲۶ تیر ۱۳۸۷ ۷:۲۵ قֽظֽ | Reply

حمید :

شرایط سیاسی اقتصادی کشور در طی 30 سال گذشته و روتد رو به سقوط درامدها حد اقل برای بیشتر افراد جامعه نشان می دهد که تجمع چنین ثروتی در ایران نه ناشی از فعالیت اقتصادی سالم بلکه استفاده از رانتهای آنچنانی بوده اما این ویژه نامه هم مطمئنا سفارشی و با رشوه چند میلیارد تومانی نوشته و منتشر شده و نوعی فرار رو به جلو است که در شرایط " پالیز داری " منتشر شد. وگرنه اگر پالیز داری نبود و افشاگری از ثروت اندوزی و غارت بیت المال توسط سلاطین منابر و کلید داران بهشت عمرا چنین مطالبی منتشر و به گوش مردم می رسید. شما آقای عبدی آیا حسابتان از اربابان زر و زور و تزویر که به زودی ... جداست؟

۲۶ تیر ۱۳۸۷ ۳:۳۴ بֽظֽ | Reply

بهلول :

برادر مطلب ما رو نزدی ؟
............................................................

عبدي:
هنوز نخوانده‌ام.البته اگر مطلبي باشد كه مورد نظر من است.

۲۷ تیر ۱۳۸۷ ۶:۳۵ بֽظֽ | Reply

porsan :


چند نکته گذرا :
1 ـ « علی » نوشته است : « نظرات دوستان نشان می دهد که دید منفی نسبت به سرمایه و نظام سرمایه داری هنوز هم طرفداران زیادی دارد. دوستانی که این قدر از امام علی (ع) و ابوذر دم می زنند متوجه نیستند که ما باید از ایدآلیسم دست برداریم ..... ما یک اقتصاد آزاد داریم و یک اقتصاد دولتی . تجربه هم نشان داده است که اقتصاد آزاد ما را به عدالتی که منظور نظر دوستان آرمانگراست نزدیک تر می کند . نمونه ساده اش وضعیت امروز دو کشور کره جنوبی و کره شمالی است . »
آیا « دید منفی به نظام سرمایه داری » ایده آلیستی است ؟ آیا پیام گذاران تصور همسانی از سرمایه داری دارند ؟ آیا سر دو راهی « یا اقتصاد آزاد یا اقتصاد دولتی » قرار داریم ؟ ... فرض کنیم نظر ایشان درست باشد ؛ این حرف ها به اقتصاد معدنی ـ خاصه نفتی ـ ایران چه ربطی دارد ؟!
حد اقل 90 درصد بخش کشاورزی ایران « غیر دولتی » است ؛ تمام صنایع زیر 10 کارکن و بیش از 80 درصد صنایع دارای 10 کارکن به بالا « غیر دولتی » اند ؛ بخش عمده ای از واحدهای خدماتی ( حمل و نقل ، شبکه گسترده خرده فروشی ، بنگاه های معاملات ملکی ، آموزش گاه های رنگارنگ ... ) « غیر دولتی » به شمار می روند ؛ از سوی دیگر گذشته از بخش نظامی و انتظامی ـ که مانند جاهای دیگر غالباً دولتی است ـ ، نیمی از دولت درگیر آموزش دانش آموزان و دانشجویان جامعه جوان ایران است و بخشی به بهداشت و درمان ـ ارزان ـ مشغول است . ( ناگفته نماند که شبکه درمان غیر دولتی که غالباً از مطب های فردی تشکیل شده ، تصویر روشنی از استاندارد ایرانی کار و احترام به انسان به دست می دهد . )
بازدهی نازل نیروی کار ، اتکای واحدهای صنعتی و خدماتی به تسهیلات اعتباری وصل به مخزن درآمدهای نفتی ، و مدیریت خانی و کدخدایی در همه سازمان های فرهنگی و اقتصادی را باید بر این ها افزود ؛ آن گاه دید که آیا بخش غیر دولتی به اندازه حجم و توان خود در جهت حمایت از نوآوری و رشد ، فعال و مؤثر بوده است یا نه ؟
( این را واکنش به مطلق اندیشی « این یا آن » تلقی بفرمایـید ! )
2 ـ آیا وضع کنونی اقتصاد ایران را می توان به دولتی و « سوسیالیستی » بودن نسبت داد ؟ مگردر ایران دولت کارفرمای برتر است ؟ مگر ارکان ساختار سیاسی مطابق اصول 52 و 53 قانون اساسی کار می کنند ؟!! مگر اموال عمومی ؛ نه عمومی ، نه دولتی ، بلکه فردی ، خاندانی و باندی نیستند و دولت یک ماکت و پوششی بر این سلطه نیست ؟
3 ـ در مورد برآیند « سوسیالیسم مارکسی » فراموش نشود که بلشویک ها روسیه ای را که سه برابر کارگرانش ، سرباز داشت و گرفتار بحران دوران جنگ بود ، به کشوری پیشرو ـ و از جهاتی ـ الگو و نمونه تبدیل کردند ( اگر نیو دیل روزولت برای خروج از بحران بزرگ در آمریکای دور از ویرانی های جنگ ، متأثر از طرح های توسعه شوروی در روسیه دهقان و نیمه آسیایی نبوده ؛ دیکتاتورهای نظامی « مصلح » چون « آتا تورک » که از آن تأثیر پذیرفته اند ! ) .
در پایان جنگ اول ، امپراطوری های بزرگ زمیندار ( اتریش ـ مجار و عثمانی ) متلاشی شدند و حتی بریتانیای بزرگ سرمایه دار و صنعتی نیز راه در سراشیب افتاد ولی روسیه موژیکِ سرف منش با دنباله آسیایی ایلخانی ـ کوچنده نیمه وحشی اش با انقلاب های 1917 با کمی ریزش در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت برتر جهانی قرار گرفت ؛ چنان که ایران نیز به یاری بقایای انقلاب نیم بند مشروطه اش توانست بین سه غول همسایه اش خود را حفظ کند و از آن تنگنا به در آید . حتی ژاپن و کره و ... در تقابل با خیز بلندی که روسیه بلشویک برداشته و آثار آن در چین و جاهای دیگر هویدا شده بود ، مورد توجه ویژه « غرب » قرار گرفتند . این تأثیر در برنامه های آموزشی و کاوش های فضایی « غرب » نیز قابل مشاهده است .
در مورد آزادی و دموکراسی هم به یاد آورید که این رزا لوکزامبرگ بود که گفت منظور از « آزادی همواره آزادی دگراندیشان است » ؛ این کائوتسکی بود که نوشت « انسان آزاد و خلاق نیروی مولد اصلی است » ؛ دموکرات های چپ در صف مقدم روبارویی با دسپوتیسم آسیایی ای بودند که در لباس « کمونیسم » به غرب می تاخت و هم اینان دموکراسی خواهی را به سلاح مؤثر ضد « تزاریسم سرخ پوش » تبدیل کردند ....
در زمانه اوج گیری بحران مزمن سرمایه داری جهانی با درک لاکی و اسمیتی به رویارویی با اندیشه های مارکسی شتافتن ، کاری دون کیشوتی است .
4 ـ اگر « اصلاح طلبان » در ایران ؛ بازدهی نازل نیروی کار ، گستردگی واحدهای خُرد اقتصادی ، آسیب پذیری و تراکم صاحبان نیروی کار ... را در نظر می گرفتند و به تقلید از آریستوکراسی میلیتاریست وینی نمی گراییدند و یا منفعلانه و سیاست ستیزانه و اندیشه کُشانه ، حمایت از محرومان را پرداخت پول محدود نمی کردند ؛ حمایت از انبوه مردم بی پناه ، دستاویز و نردبان ترقی راست سنت پرست نمی شد .
اصلاح طلبان هنوز خود را اصلاح نکرده اند و در مسیر پیشین خود سیر می کنند .

۲۸ تیر ۱۳۸۷ ۸:۵۲ بֽظֽ | Reply

محمود صدری :

آقای عبدی عزیز.باسلام و احترام.در مقاله جدی، منطقی و استوار شما یک سهو معرفت شناختی ( از منظر تئوری های اقتصاد آزاد غیر کینزی) وجود دارد که امیدوارم بتوانم آن را توضیح دهم. از جمله مواردی که در زمینه مقبولیت یافتن تدریجی نظام سرمایه داری بر شمرده اید اشاره ای گذرا هم به " دولت رفاه " کرده اید.اگر مراد شما از این اصطلاح "بهبود شرایط زندگی در کشورهای دارای اقتصاد آزاد" باشد سخن درستی است و با دیگر اجزای مقاله تان سازگار است. اما اگر منظورتان نظام های اقتصادی موسوم به "دولت رفاه" بوده است باید عرض کنم از نظر طرفداران اقتصاد آزاد – به استثنای کینزی ها – دولت رفاه از خطاهای نظام های غربی بود که موجب دو دهه پسرفت اقتصادی شد. در واقع نظام های اقتصاد آزاد امروزی که شما به درستی از کامیابی آنها سخن گفته اید محصول رویگردانی از نظر و عمل دولت رفاه بود که مارگارت تاچر آغاز کرد ، رونالد ریگان بسطش داد و رهبران دیگر کشورهای جهان از آن الگو گرفتند و در سه دهه اخیر چهره جهان را دگرگون کردند. امیدوارم توانسته باشم منظورم را در این چند سطر بیان کنم.موفق باشید.

۲ مرداد ۱۳۸۷ ۹:۴۴ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/945