آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۲۱ تیر ۱۳۸۷

"خط حمله ديپلماسي"(آقاي جاويد)

چكيده :
تقريبا شايد هيچ كس در ايران نباشد كه وقتي از مواهب و مزاياي انرژي هسته اي بر انرژي هاي فسيلي آگاهي پيدا كند ، مخالف اين باشد كه كشورش به اين انرژي دستيابي پيدا كند.با اين حال در مسير اين دستيابي ظاهرا قرار است كه هزينه بالايي پرداخته شود و به لحاظ اينكه اين انرژي همانقدر كه خوب است مي تواند در استفاده هاي نادرست بد باشد ، جامعه جهاني در مقابل دستيابي ايران به اين انرژي حساسيت نشان مي دهد و به قول خودشان خواستار اعتماد سازي از جانب ايران هستند.در اين يادداشت سعي شده است به اين پرداخته شود كه چرا خط مقدم مواجهه ايران با غرب و بالعكس، انرژي هسته اي و چالشهاي مربوط به آن قرار داده شده است و با توجه به آن آيا اميدي هست كه طرفين حاضر به تغيير سياستهاي خود در اين زمينه باشند و يا نه؟
---------------------------------------------------
اتهاماتي كه كشورهاي ديگر به حكومت ايران وارد مي كنند داراي طيف وسيعي از نقض حقوق بشر گرفته تا حمايت از تروريسم و نقض حقوق شهروندي و عدم آزادي بيان و عقيده و ....در نهايت تلاش براي رسيدن به بمب اتم است.از نظر آنها ايران محور شرارت است و براي نوع بشر خطرناك.و در هر صورت حكومت ايران بايد مهار و كنترل شود.
در طرف مقابل ايران نيز اين كشور ها را به همان موارد متهم مي كند.و مدعي است كه اين حكومتها جز به غارت منابع ايران و استعمار ملت ايران نمي انديشند.انصافا هم در مورد اين ادعا ها تا دلتان بخواهد لااقل در تاريخ معاصر ايران شواهد گوناگون وجود دارد.در اين ميان يكي از مهمترين چالش چند سال اخير بين حكومت ايران و دنياي خارج مسئله هسته ايران است.ايران مدعي است كه بدنبال انرژي صلح اميز هسته اي است و آنها نيز ادعا مي كنند كه در وراي اين ادعا ، هدف ايران رسيدن به بمب اتم است.فارغ از صحت و يا عدم صحت هر كدام از اين ادعاها ، براي هر دو طرف منافعي وجود دارد كه خط مقدم ديپلماسي خود در مواجهه با ديگري را بر روي اين مساله انرژي هسته اي متمركز كنند.
نكته اساسي كه وجود دارد اين است كه به لحاظ ماهيتي حكومت ايران و دنياي غرب داراي منافع و مضاري نيستند كه حداكثر همپوشاني را با همديگر داشته باشد.بلكه اين مساله به اين شكل است كه منفعت يكي در فضاي بي منفعتي ديگري قرار دارد و بالعكس.از نظر حكومت ايران لااقل دلايل زير براي پايداري بر مسئله هسته اي و انتخاب اين مساله به عنوان پيشاني سياست مواجهه با غرب وجود دارد:


1- حكومت ايران به خوبي مي داند ، كه با قبول تعليق و همكاري با آنها ، فشار آنها به ايران به پايان نخواهد رسيد و احتمالا از جبهه اي ديگر همانند حقوق بشر به ايران فشار خواهند آورد و بر عليه ايران قطعنامه صادر خواهند كرد.و حتي با قبول آن مورد نيز ، مورد بعدي .و اين تا رسيدن به نقطه اي كه از آن چيزي كه تحت عنوان حكومت ولايت فقيه است ديگر چيزي باقي نماند، ادامه پيدا خواهد كرد.آنها به خوبي مي دانند كه در صورت از دست دادن سنگر هسته اي و عقب نشيني از آن ، اين عقب نشيني تا جايي كه ديگر نه از تاك نشان باشد و نه از تاك نشان ادامه خواهد داشت.


2- حكومت ايران به خوبي مي داند كه پافشاري بر مساله هسته اي ، چقدر مي تواند بر پشتيباني مردم از حكومت موثر باشد.اين امر كاملا مشخص است كه پافشاري بر اين مساله براي مردم ايران ، حكومت را در موضع حق قرار خواهد داد و دنياي غرب را در موضع زورگويي كه مي خواهد ايران را از حق طبيعي داشتن انرژي صلح آميز هسته اي محروم كند. قدرت همگرايي داخلي و حمايت داخلي از حكومت را در برابر فشارهاي خارجي براي حكومت ايران در مساله هسته اي با مثلا مساله اي چون حقوق بشر براحتي مي توان سنجيد.


3- به هر حال ايران همانند هر حكومت ديگري در داخل خود منتقداني دارد.پافشاري بر مساله هسته اي كم هزينه ترين راه براي كنار زدن منتقدان و مخالفان داخلي است.چرا كه براحتي مي توان آنها را در صف مخالفان منافع ملي و وطن فروشان قرار داد.در صورتي كه جبهه هاي ديگر اين قابليت را ندارند.


4- پافشاري در اين راه علاوه بر اينها براي حكومت امكان قهرمان سازي و اسطوره هاي وطن پرستي در رده مصدق را به ارمغان خواهد آورد.قهرماناني كه براي منافع ملت حاضر هستند همه گونه فشار داخلي و خارجي را براي رسيدن به انرژي هسته اي كه به قولي هزاران برابر ملي شدن صنعت نفت مهم است ، تحمل كنند.حال اينكه در ساير جبهه هايي كه حكومت ايران در مواجهه با دنياي غرب قرار دارد ، اينچنين قابليت مهمي وجود نخواهد داشت.


5- حكومت ايران به خوبي مي داند كه براي رسيدن به نقطه اي كه الان در آن قرار گرفته است ، چقدر هزينه پرداخت كرده است.به علاوه براي پذيرش تعليق در داخل نيز به لحاظ هزينه زيادي كه از ملت پرداخت كرده است ، مورد فشار قرار خواهد داشت.بنابراين پذيرش تعليق بدون دريافت مابه ازاء موقعيت حكومت را در داخل تضعيف خواهد كرد.و اين شايد مهمترين چالش پس از قبول تعليق براي حكومت است.بنابراين تا آخرين نقطه تسليم نخواهد شد.
والبته دلايل ديگري كه يا به اين اهميت نيستند و يا از ديد نگارنده پنهان مانده است.از طرفي براي دنياي غرب نيز دلايل وجود دارد كه به جاي پرداختن به ساير موارد ، خط حمله مواجهه با ايران مساله هسته اي باشد.براي اينكه دلايل آنها را بررسي كنيم بنابراين بايد از منظر آنها به ايران نگاه كنيم و ايران را محور شرارت مي‌دانند كه با رسيدن به بمب اتم موجوديت جهان را تهديد مي كند.بنابر اين دلايل زير مي تواند از اهم اين دلايل باشد:


1- درست است كه با حكومت ايران مشكل دارند ، ولي مهمتر از همه اين است كه اين حكومت ابزاري براي ضربه زدن به آنها نداشته باشد.بنابراين قبل از هر چيز بايد از رسيدن ايران به بمب اتم جلوگيري كرد.با اعمال فشار جهاني بر ايران بايد جلوي غني سازي اورانيوم و نيز رسيدن احتمالي به بمب اتم را از جانب ايران بگيرند.


2- اگر حكومتي با مختصاتي كه انها از ايران در نظر دارند ، به بمب اتم هم دسترسي پيدا كند كه منافع آنها كاملا تحت شعاع قرار خواهد گرفت.


3- علم كردن ايران به عنوان تهديد جهاني با داشتن بمب اتم ، كم هزينه ترين راه براي ايجاد اجماع بر عليه حكومت ايران است.


4- اگر چنانچه احتمال خطر از جانب ايران براي تهديد منافع سياسي و اقتصادي آنها در ديگر كشورها وجود دارد ، ياغي نشان دادن ايران به بهانه اصرار بر دسترسي به بمب اتم و با توجه به وجود اينهمه رسانه هاي جهاني كه در اختيار آنها وجود دارد ، كاري راحت و البته با توجه به اظهارات گاه و بيگاه در مورد محو كردن كشوري از روي زمين ، آسان ترين راه است.
و البته دلايل ديگري كه مي تواند وجود داشته باشد.از آنجا كه مذاكرات بايد بر اساس منافع مشترك و در يك فضاي برد-برد قرار داشته باشد تا اميد به نتيجه رسيدن مذاكرات برقرار شود ، بنابر اين وقتي كه فضاي منافع طرفين كمترين همپوشاني را دارد ، خيلي نبايد به نتايج اين مذاكرات اميد داشت.
بنابراين از نظر من ، با توجه به اينكه منافع هر دو طرف به شدت در اين قرار دارد كه خط مقدم مواجهه هر كدام از طرفين با هم ، انرژي هسته اي و چالشهاي مربوط به آن باشد ، نمي توان به تغيير سياستها و يا عقب نشيني هر كدام از طرفين و يا به نتيجه رسيدن مذاكرات در اين ميان اميد داشت.با توجه به ماهيت مسئله چنين به نظر مي رسد كه هر كدام از طرفين كه اين مرحله را ببرد در باقي مراحل نيز پيروز خواهد شد در نتيجه از نظر من تا رسيدن به مرحله تقابل بزرگ هيچ كدام از طرفين خط حمله ديپلماسي خويش را تغيير نخواهد داد و احتمال تغيير سياستها نيز وجود ندارد.







نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

:

با سلام
تمام مشكل غرب در مقابله با ايران رسيدن به اجماع جهاني است . روزي كه اين اجماع حاصل شد همين تحريم ها كار را تمام خواهد كرد و نيازي به حمله نظامي نخواهد بود .
اين را هر دو طرف خوب ميدانند و همه تلاش خود را در اين جهت بكار گرفته اند .
حكومت اسلامي ايران حمله نظامي را ترجيح ميدهد و موشك پراني اخير هم در همين راستا انجام گرفت. من اميدوارم كه غرب هرگز چنين اشتباهي مرتكب نشود .

۲۱ تیر ۱۳۸۷ ۳:۰۴ بֽظֽ | Reply

ناصر-ح :

آنچه که ایران انجام می دهد غنی سازی است نه دستیابی به انرژی هسته ای و لذا در صورتی که اصل قضیه به خوبی برای مردم بیان شود فکر نمی کنم مردم اصراری به ادامه غنی سازی حتی باوجود حذف فشارهای خارجی داشته باشند.ایران قابلیت ساخت نیروگاه های اتمی را ندارد و به این زودی ها نیز چنین تکنولوژی را بدست نخواهد آورد . لذا به لحاظ اقتصادی توجیه غنی سازی مشکل است . به لحاظ امنیتی راه های بسیار ساده تری برای حفظ امنیت ایران وجود دارد که با یک دیپلماسی منطقی قابل دستیابی می باشد.به لحاظ تکنولوژیکی بعید است که غنی ساز ی او رانیوم پیش نیازی برای سایر تکنولوژی ها باشد (اگر دوستان عزیز اطلاعاتی دارند که خلاف این را ثابت می کند خوشحال میشوم اگر بیان فرمایند) برعکس به نظر می رسد سایر تکنولوژی ها که فاقد آن هستیم پیش نیاز آن باشند. حال پرسش این است که با توجه به موارد مذکور علت اصرار حکومت ایران بر غنی سازی چیست؟ سوالی که نویسنده محترم پاسخ آن را بدیهی دانسته و سپس رفتار حکومت ایران راتوجیه نموده است. بر خلاف نظریه نویسنده محترم به نظر من اصرار بر ادامه غنی سازی هیچ توجیح منطقی ندارد همانگونه که ادامه جنگ نداشت ولی چون شعار شده بود تا زمانی که تمام زیر ساخت های اقتصادی از بین رفت ادامه پیدا کرد.

۲۱ تیر ۱۳۸۷ ۴:۳۳ بֽظֽ | Reply

یک هموطن :

جناب عبدی عزیز:

اگر هدف آزادی و استقلال باشد و دولت خنثی مردم محور: چگونه میتوان دولت مستقل از قدرت خارجی باشد؟ و بودجه دولت برداشت از تولید داخلی گردد؟
چگونگی قطع وابستگی دولت به نفت و اتکا به فعالیت تولیدی یعنی دگرگونی اقتصادی...
چگونگی تبدیل پایه های قدرت به حقوق انسان و حقوق ملی؟
چگونگی دوباره سر بر آوردن استبداد و راهکار مقابله؟

لطفا در یک بحث جداگانه این موضوع را مطرح نمایید
با تشکر

۲۱ تیر ۱۳۸۷ ۴:۳۵ بֽظֽ | Reply

ایمان :

چنین به نظر می رسد که آمریکا و اسرائیل هیچ گاه به ایران اجازه ادامه غنی سازی را نخواهند داد چه برسد به دستیابی به بمب اتم. حکومت ایران به خوبی این را می داند پس چرا به این بازی که باخت در آن از پیش معلوم هست ادامه می دهند؟؟

۲۱ تیر ۱۳۸۷ ۴:۴۷ بֽظֽ | Reply

ahmad :

جناب عبدی سلام
هموطن عزیز آقای جاوید
1--اینکه از موهبت سوخت هسته ای به جای سوخت فسیلی فرموده اید باعث تعجب است چون اولین کشوری اتمی جهان یعنی آمریکا هنوز عمده برقش از طریق سوخت فسیلی تامین میشودوچین هم که بالاترین نرخ رشد مصرف برق وسوخت را داراست به سرعت مشغول ساخنن نیروگاه های ذغال سنگیست ..مگر آنکه بگوئید آنها از این موهبت بی اطلاع هستند.
2--هنوز هیچ آمار گیری علمی از اینکه مردم کوشش های اتمی حکومت را تایئد می کنند به عمل نیامده است ،بگدریم از اینکه در شرایطی که تضارب عقاید مقدور نیست وجامعه نمی تواند ازنطرات مقایربا نگاه رسمی آگاه شود هر گونه آماری مصنوعی تلقی خواهد شد.
3--تبدیل آقای رئیس جمهور وهر کدام از پایوران حکومت اسلامی به مصدق به همان دشواری کار کیمیا گران است که می خواستند فلزی را به فلز دیگر تبدیل کنند،هیچ شباهتی از هیچ نظر(در مورد خوبی ویا بدی سخن نمی گویم) بین کار گزازان جمهوری اسلامی ومصدق سکولار وملی گرا و اومانیست وجود ندارد ..
4--حکومت ایران برای کنار زدن مخالفین نیازی به بهانه ندارد ،هر وقت که بخواهد بهانه می تراشد ،آقای سحابی مننقد ونه مخالف یکبار به جرم پر روئی!!ودگر بار به جرم شرکت در کنفرانس برلن به زندان رفت!!
5--با نظر تلویحی شما درمورد اینکه به حکومت فعلی اجازه ساختن بمب اتمی نخواهند داد موافقم ،اما بانگاه به تجربه پایان گروگان گیری وجنگ کار به آنجا نخواهد کشید.
6--پاکستان که از دانش اتمی عبدالقدیرخانی سالها است برخوردار می باشد (شبیه دانش اتمی ما) تاکنون نیروگاهی نساخته است و در بازار تولید سوخت اتمی هم جائی ندارد ،فراموش نکنید آنها برق وبنزین را با همه مشکلات سیاسی ومدیریتی که دارند جبره بندی نکرده اند وپودر لباس شوئی وشیر هم در آنجا فراوان است.
6--به گمان من این غرب نیست که حکومت را به حهت حقوق بشر تحت فشار خواهد گذاشت ،بلکه این مردم ایرانند که علی رغم میل حکومت حقوق خود را مطالبه می کنند و کنار آمدن با قدرت های خارجی نمی تواند حق زندگی چون یک انسان قرن بیست ویکمی را از ما بگیرد.



۲۱ تیر ۱۳۸۷ ۵:۴۷ بֽظֽ | Reply

Amir :

سلام آقای عبدي، اولين بار است که مقاله ای با اين محتوی و بصورت جامع در رابطه با مسائل هسته ای ايران بچاپ ميرسد. تمام اين اختلافات ريشه در يک چيز دارد و آن نبودن يک قانون اساسی بر اساس دمکراسی است. همانطور که بطور صحيح اشاره شده از نظر غرب حل اختلاف مسائل هسته ای پايان کار نيست. بر فرض اگر همين امروز قوانينی در ايران بوجود آيد متکی بر اداره مملکت بدست خود مردم ايران در چهار چوب قواعد دمکراسی ديگر غرب بايران کاری ندارد. اين فقط دولتهای غربی نيستند که مخالف نوع حکومت در ايران هستند بلکه مردمی هم که در غرب زندگی ميکنند مخالف اين نوع حکومت و ائده ئولوژی هستند حتی آنهائيکه مخالف سرسخت دولتمردان خود هستند.

۲۱ تیر ۱۳۸۷ ۶:۱۸ بֽظֽ | Reply

:

amma hokumat in ra ham alave bar chizhaii ke goftid midanad dar hamleye nezami pirooz nemishavad. in nokte ii ast ke dar ebraze naommidiye aghaye Abdi ham nadideh gerefte shode. magar inke ma hanooz dar morede pragmatic boodane inha dar tavahom bashim.

۲۱ تیر ۱۳۸۷ ۶:۱۸ بֽظֽ | Reply

حمید :

در مورد مسئله هسته ای چیزی که فراموش شده مسئله هزینه های مادی ( ارزی و ریالی) است که هیچ براوردی در مورد آن وجود ندارد تا ببینیم آیا واقعا قدمهای برداشته شده که اینهمه بزرگنمایی شده و برایش" جشن" می گرفتند و "خبر خوش" آن را در بوق و كرنا کردند در برابر هزینه ها قابل قبول بوده یا نه. حال به هزینه های سنگین سیاسی اجتماعی و روحی روانی آن کار ندارم ظاهرا ایران هنوز برای اتمام صنعت هسته ای و راه اندازی واقعی نیروگاه با مشکل روبروست و آن شاه لوله ای که قرار بود خودمان راه اندازی کنیم تا به لوله سه اینچ غرب بینیاز شویم هنوز راه نیفتاده و کماکان دست به دامان روسیه ایم . آگاهان می دانند که چند تا از سانتریفیوژ ها شکسته و از رده خارج شده تا این دو چرخه نیمه پایلوت راه اندازی شود ضمنا وجود آلودگی های قبلی هم نشان از دست دوم بودن و هم نشان از تامین از منابع نا معمول سانتریفیوژ ها دارد. به هر حال این صنعته صرفا " هویج بامزی " است که چند صباحی جلوی ملت گرفتند وظیفه روشنفکر اینست که به مردم بفهماند هویج ها کدامند تا ملت بی خود دنبالش ندود. جالب است که استرالیا با داشتن معادن زیاد اورانیوم بزرگترین طرح استفاده از انرژی خورشیدی را دارد .با یک حساب سر انگشتی که ظرفیت استفاده از انرژی خورشیدی را نیم وات در متر مربع در نظر بگیریم متوجه منبع بی نظیری می شویم در دل ایران بدون هیچ مسئله امنیتی و زیست محیطی.

۲۱ تیر ۱۳۸۷ ۷:۲۷ بֽظֽ | Reply

بخش ديگري از ناگفته‌هاي سفر به عراق :

عكس يادگاري فرمانده آمريكايي با دكتر احمدي‌نژاد


شب گذشته بار ديگر در ساعت 23، شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي به پخش يكي از سخنراني‌هاي رئيس‌جمهور پرداخت كه حدود چهل روز پيش در جمع فرماندهان نيروي مقاومت بسيج ايراد شده بود.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، دكتر احمدي‌نژاد در اين نشست، اخبار داغ خود را براي فرماندهان سپاهي بازگو كرد كه يكي از آنها مربوط به عكس يادگاري يك فرمانده آمريكايي با وي در عراق بود.

وي با اشاره به يك خبر داغ اظهار داشت: او دوباره فرماندهانش را جمع كرده تا ترقه‌اي در ايران بيندازند. من او را نصيحت مي‌كنم، كارت تمام است. حتي اگر يك موشك كوك كني، كسي را پيدا نمي‌كني كه شاسي آن را فشار دهد. چرا كسي حرف او را نمي‌خواند.

رئيس‌جمهور براي نمونه گفت: سال گذشته كه به عراق رفته بودم، گفتند يكي از فرماندهان اشغالگران، علاقه دارد شما را ببيند. گويا مرخصي او هم رسيده بود. مثل خودمان كه پس از 45 روز در جبهه مرخصي مي‌رفتيم، اما او يك ماه مرخصي را عقب انداخته بود تا ما را ببيند و من هم گفتم، بيايد. وقتي آمد پيش ما گفت: افتخار مي‌كنم با شما هستم. شما در دل ما جا داريد. وي سپس از من درخواست كرد با من عكس يادگاري بگيرد و گرفت و سپس معاونش هم همين‌طور. من زدم پشتش و تشويقش كردم و گفتم هواي مردم عراق را داشته باشيد.

احمدي‌نژاد همچنين گفت: يك خبر دسته اول به شما بدهم. بوش دو سال است در آرزوي ضربه زدن به ايران است و خيلي دست و پا مي‌زند تا ضربه كوچكي وارد كند. پارسال كه آمد عراق، بلافاصله به استراليا رفت. در عراق مي‌خواست فرماندهان خود را وادار كند تا چيزي بيندازند به سمت ايران، اما پس از مخالفت فرماندهان قانع شد كه تنها ديوار صوتي ايران را بشكند، اما چنان فرماندهان نظامي آمريكايي مستقر در عراق قدرت ايران را براي او توصيف كردند كه او وحشت‌‌زده به استراليا رفت.

رئيس‌جمهور همچنين با اشاره به انتقاد يكي از چهره‌هاي سياسي از اظهارات خود مبني بر برنامه‌ريزي براي مديريت جهان اظهار داشت: پيش از انقلاب ديگران براي ايشان يك خانه صد متري خريده بودند الان در قيطريه، فرمانيه يك خانه هفتصد متري دارد. حالا آمده مي‌گويد كار به مديريت جهان نداريم. ما كه بخيل نيستيم، هفت هزار متري داشته باش.

دكتر احمدي‌نژاد در بخش ديگري از اظهاراتش گفت: در هسته‌اي مي‌آمدند ما را دور بزنند. مي‌خواستند به خيال خودشان در مسئله هسته‌اي بين احمدي‌نژاد و رهبري فاصله بيندازند، اما خيلي احمق هستند. ما خدمت آقا مي‌نشستيم و خاطره مي‌گفتيم و به حماقت آنها مي‌خنديديم.

رييس‌جمهور در بخش پاياني اظهاراتش به تشريح موفقيتهاي دولت پرداخت و گفت: رشد اقتصادي کشور براي دوسال پياپي بالاتر از 7 درصد بوده و اين درحالي است که بانک مرکزي و وزير اقتصاد رشد اقتصادي سال 85 را 2/6 و اين شاخص را در سال 86 7/6 درصد اعلام کردند. وي همچنين حمله شديدي به اعضاي سابق دولت خود كرد و آنان را عناصر متمرد خواند و از حمايت برخي از آنان انتقاد كرد.

گفتني است، صداوسيما در بخش‌هايي از سخنراني نيز چهره‌هاي بشاش فرماندهان سبزپوش بسيج را نشان مي‌داد كه مشغول شنيدن سخنان مهم رئيس‌جمهور بودند.
................................................................
عبدي:
اگر اين داستان راست باشد بايد گفت كه ظاهرا آمريكائي ها رگ خواب رئيس دولت را خوب پيدا كرده اند.

۲۱ تیر ۱۳۸۷ ۸:۰۱ بֽظֽ | Reply

ali :

فرمانده ایرانی : بابا نفس کش...
فرمانده آمریکائی : ریز می‏بینمت...

فرمانده ایرانی : فکر کردی خیلی زور داری؟
فرمانده آمریکائی : حرفی هس؟

فرمانده ایرانی : ببین، منو عصبی نکن ها... وگرنه...
فرمانده آمریکائی : مثلاً چیکار می‏کنی؟

فرمانده ایرانی : حیف که گفتن نگید!
فرمانده آمریکائی : جیگرشو نداری بگی...

فرمانده ایرانی : ببین، صد و پنجاه هزار تا ناو جنگی دیگه هم بیاری اینجا، تخته پاره‏ای بیش نیست.
فرمانده آمریکائی : ای تروریست بی کله، من تا روی تو یکی رو کم نکنم ول کن نیستم.

فرمانده ایرانی : تروریست خودتی و اون جوجه اسرائیلت و هرکیو داری...
فرمانده آمریکائی : تو حالا به من فحش ناموسی دادی؟ بزنم فکتو پیاده کنم؟

فرمانده ایرانی : مادر نزائیده، جراتشو نداری...
فرمانده آمریکائی : حیف که ژنرال سولانا گفته صبر کنید ببینم چی میشه تو مذاکرات...

فرمانده ایرانی : ببین! سولانا مولانا به رخ من نکش... ما خودمون کلی سردار داریما...
فرمانده آمریکائی : مولانا؟ همان شاعر ایتالیائی رو میگی؟

فرمانده ایرانی : ایتالیائی کدومه داااااااااش، آکبندش مال ماس، این ترکیه زده الکی بنام خودش.
فرمانده آمریکائی : آخه من کتابشو دارم، نوشته رومی، که میشه ایتالیائی.

فرمانده ایرانی : جدی میگی؟ مثنوی رو داری یا شمس؟
فرمانده آمریکائی : مثنوی فکر کنم. همون که میگه : بشنو از نی چون حکایت می‏کند، وز جدائی ها شکایت می‏کند...

فرمانده ایرانی : آی گفتی... امان از جدائی... چقدر دلم واسه عیال و بچه ها تنگ شده...
فرمانده آمریکائی : آره والا... منم خیلی دلم واسه الیزابت تنگ شده.

فرمانده ایرانی : راستی چند تا بچه داری کاپیتان؟
فرمانده آمریکائی : من دو تا. تو چی دریادار؟

فرمانده ایرانی : من یه پسر 10 ساله دارم و یه دختر 6ماهه، پدر سوخته از من غریبی می‏کنه...
فرمانده آمریکائی : آخی... خب شاید بخاطر ماموریت هاته. چند وقته اینجائی؟

فرمانده ایرانی : دس به دلم نذار که خونه. تو چی؟
فرمانده آمریکائی : 6 ماهی هست الیزابت و جک رو ندیده ام...

.............
.............
(5 دقیقه بعد)

فرمانده ایرانی : خب حاجی، کاری نداری ما بریم...
فرمانده آمریکائی : نه قربونت، دخترکوچولو رو ببوس... سلام به خانم بچه ها برسون.

فرمانده ایرانی : بزرگیتونو می رسونم، تو هم به الیزابت سلام برسون. یا علی.
فرمانده آمریکائی : بای.

۲۲ تیر ۱۳۸۷ ۱:۱۶ قֽظֽ | Reply

دویچه وله این پرسش‌ها را با ابراهیم یزدی، :

ابراهیم یزدی: جمهوری اسلامی فاقد یک سیاست خارجی منسجم است
Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:
در مناقشه‌ اتمی آیا پیشنهاد "تعلیق در برابر تعلیق" راهکاری کارساز است؟ آیا برنامه‌ی غنی‌سازی اورانیوم ارزش آن را دارد که کشور به صحنه‌ی جنگ کشاند؟ سیاست خارجی ایران در منطقه اساسا در کدام مسیر سیر می‌کند؟

دویچه وله این پرسش‌ها را با ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران در میان گذاشته است.

دویچه وله: آقای یزدی، گفته می‌شود که مقامات ایران در برابر بسته‌‌ی پیشنهادی غرب، پاسخ روشنی نداده‌اند. پیشنهاد "تعلیق در برابر تعلیق" را پذیرفته‌اند، اما نه به آن تعبیری که غرب از آن می‌فهمد. در حالیکه خواست کشورهای ۵+۱ برای آغاز مذاکرات، حتا برای مدت کوتاه هم که شده، تعلیق غنی‌سازی است. به نظر شما در یک چنین شرایط حساسی که خطر جنگ رو به تشدید گذارده، این راهکار جمهوری اسلامی کارساز خواهد بود؟

ابراهیم یزدی: نظر "تعلیق در برابر تعلیق" ابتدا از جانب دبیر آژانس بین‌المللی مطرح شد که ایران آن را نپذیرفت. اکنون که می‌گویند به نوعی تعلیق در برابر تعلیق را می‌پذیرند، خود این امر نکته‌ی مثبتی است، ولی مشروط بر اینکه این تعلیق در برابر تعلیق در چه چارچوبی پذیرفته شود. این امر به نفع ایران نیست که این پیشنهاد را خارج از بسته‌ی گروه ۵+۱ بپذیرد. برای اینکه در بسته‌ی ۵+۱ یک سلسله امتیازاتی به ازای این پذیرش به ایران تعلق می‌گیرد، که اگر چه آن امتیازات خیلی استراتژیک نیست و ما هم، هم به عنوان شخص خود و هم به عنوان نهضت آزادی ایران، در تحلیل‌هایمان گفته‌ایم که ایران بسته‌ی ۵+۱ را با اصلاحاتی در آن امتیازاتی که می‌خواهند به ایران بدهند، بپذیرد. آن نوع امتیازات را هم یادآور شدیم. بنابراین در صورتی که در طرفین اراده‌ی اصلاح وجود داشته باشد و آنها بخواهند از خطرات بزرگتری که شما هم به آن اشاره کردید، پرهیز بکنند، باید در چارچوب آن پیشنهادها "تعلیق در برابر تعلیق" را بپذیرند.

دویچه وله: مقامات جمهوری اسلامی بارها تأکید کرده‌اند که برنامه‌ی هسته‌ای ایران، یک برنامه‌ی صلح‌آمیز است. یعنی اینکه به صنعت و علم و دانش و بطور کلی به شکوفایی اقتصادی کشور خدمت خواهد کرد. کشورهای غربی هم حق داشتن فن‌آوری هسته‌ای را برای ایران برسمیت شناخته‌اند، ولی تأکید دارند که غنی‌سازی در ایران صورت نگیرد، زیرا که کاربرد دوگانه‌ی نظامی و غیرنظامی می‌‌تواند داشته باشد. حال کار به جایی کشیده که جمهوری اسلامی حاضر است صرفا برای ادامه‌ی غنی‌سازی اورانیوم وارد یک درگیری نظامی یا جنگ شود. جنگ هم یعنی نابودی صنایع و خسارت‌های عظیم جانی و مالی به مردم ایران. حالا شما می‌توانید برای ما توضیح دهید که این چه برنامه‌‌ی اتمی "صلح‌آمیزی" است که حاضر است صلح و اقتصاد و جان و مال مردم را فدای خودش بکند؟ آیا این به نظر شما تناقض نیست؟

ابراهیم یزدی: ببینید در اینجا باید تفکیک قائل شویم میان یک: حق ایران برای کسب دانش و فن‌آوری هسته‌ای؛ دوم: بررسی اینکه آیا دانش هسته‌ای می‌تواند کارکردهای دوگانه داشته باشد و اینکه کدام برنامه‌ها هستند که کارکرد دوگانه می‌توانند داشته باشند و سوم: این نکته‌ی آخری که شما گفتید، که آیا اگر ایران بخواهد بر این موضع خودش پافشاری بکند، در ازای آن اگر قرار باشد که اختلافات تا آنجا بالا بگیرد که منجر به حمله به تأسیسات و مراکز معینی بشود، چه دستاوردی در نهایت برای ایران خواهد داشت. ممکن است که دولت ایران و برخی از جناح‌ها بگویند که ما هم طرف را می‌زنیم و امکاناتش را هم داریم؛ ولی اگر هم بزنند، این امر مانع از تخریب و از بین رفتن مراکز صنعتی ایران یا مراکز اتمی ایران نخواهد بود.


Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران در مورد اول باید گفت که ایران عضو NPT هست و هیچکس نمی‌تواند جلوی ایران را در کسب دانش و فن‌آوری هسته‌ای بگیرد. اما قرارداد NPT یک مقررات امنیتی یا پادمان دارد که بر اساس اظهارات برخی سخنگویان قبلی ایران هم، ایران به موقع گزارش‌ها را ارائه نداده و در برخی جاها تخلف کرده و این باعث شده که جوی از عدم اعتماد میان ایران و آژانس بین‌المللی و سایر کشورهای جهان بوجود بیاید. اما نکته‌ای که به عنوان نمونه ایراد می‌گیرند این است که آب سنگین در تولید انرژی هسته‌ای ضروری است، اما آب سبک هم می‌توانند استفاده بکنند. در این بسته‌ای پیشنهادی ۵+۱ گفته شده است که آنها حاضرند اگر ایران از این تأسیسات آب سنگین در اراک صرفنظر بکند، یک دستگاه تولید آب سبک در اختیار ایران قرار بدهند. می‌دانیم که آب سنگین کاربرد دوگانه هم برای انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز و هم برای تولید سلاح‌هسته‌ای دارد. اما آب سبک تنها یک کاربرد در نیروگاه‌ها دارد. حال دولت ایران نه تنها بسته‌ی ۵+۱ را نپذیرفته است، بلکه بر اساس گزارش آژانس که در آخرین گزارش نیز به آن اشاره شده، ایران به بازرسان آژانس اجازه نداده است که تأسیسات آب سنگین در اراک را مورد بازبینی قرار بدهند. بر اساس این گزارش، اطلاعات آژانس از طریق عکس‌های ماهواره‌ای از آن تأسیسات بدست آمده است. بنابراین امتناع ایران از یک چنین کاری به جو بدبینی نسبت به نیات ایران دامن می‌زند.

سومین مسئله نیز این است که ما هیچ نیروگاه هسته‌ای نداریم که مورد مصرفی برای اورانیوم غنی‌شده و در نتیجه نیاز به سوخت هسته‌ای داشته باشیم. روس‌ها همچنان از تحویل و تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر که در طی ۴۰ سال گذشته ایران میلیاردها برای آن هزینه کرده است، خودداری می‌کنند. حال یک پرسش اساسی مطرح می‌شود و این پرسش مربوط به خارجی‌ها نیست و آن اینکه هر ایرانی از خود می‌پرسد: هنگامی که ما در خطرات جدی یا تهدید برای حمله قرار می‌گیریم، وقتی ما هیچ نیروگاه هسته‌ای نداریم تا به این سوخت نیاز داشته باشیم، ایران با چه منطقی می‌خواهد غنی‌سازی اورانیوم را ادامه بدهد، حتا به قیمت استقبال از حملات واقعی یا تهدیداتی که با آن روبرو هست.

دویچه وله: با آزمایش‌های موشکی ایران که طی روز گذشته صورت گرفت، به نظر می‌آید که مقامات ارشد جمهوری اسلامی خود را برای یک درگیری جدی آماده می‌کنند. برخی محافل معتقدند، یک جناح معینی در ایران از وقوع یک جنگ حتا استقبال هم می‌کند؟

ابراهیم یزدی: اینکه آیا استقبال می‌کنند یا نه‌، روشن نیست. شک نیست که در میان مسئولان تصمیم‌گیر، چه در ایران، چه در آمریکا و چه در جاهای دیگر، کسانی هستند که هوادار جنگ و تخریب و زدن و کشتن هستند، و کسانی هم هستند که ترجیح می‌دهند از زبان دیپلماسی استفاده شود. در دوران جنگ سرد و رقابت شدید میان دو بلوک شرق و غرب نیز این گرایش‌ها وجود داشت، امروز هم وجود دارد. اما آن تجربه‌‌ی مهمی که جنگ سرد در برابر ما قرار داده این است که بلوک غرب یک صلح مسلح را به اتحاد جماهیر شوروی تحمیل کرد. زمامداران شوروی سابق هم به استقبال آن رفتند. با دادن شعارهایی که "ما گور امپریالیسم را می‌کنیم" و "می‌خواهیم سرمایه‌داری را دفن کنیم" و اینکه هر جا که بتوانیم به آنها لطمه می‌زنیم، آن فضای جنگ سرد و صلح مسلح را تشدید کردند و در نهایت در این رقابت تسلیحاتی این شوروی بود که بازنده شد. نگرانی ما این است که ایران هم، حتا اگر این سخنانی که گفته می‌شود، صرفا یک حماسه‌ی جنگی و یا یک جنگ سیاسی − روانی باشد، به همین سرنوشت دچار شود. در کشوری که هنوز نیازمند واردات بنزین است و دولت در اثر قصور نتوانسته تولید بنزین را به خودکفایی برساند، آنهم کشوری که خود تولیدکننده و فروشنده‌ی نفت است، یک چنین رقابت‌های مسلحانه ‌یا صلح مسلح می‌تواند در نهایت به ضرر ایران تمام شود. این فضای جنگی، این فضای صلح مسلح، مانع از توسعه‌ی اقتصادی و سیاسی ایران خواهد شد و این در درازمدت بدون تردید به ضرر ایران خواهد بود.

دویچه وله: در رابطه با سئوالی که کردم، به نظر می‌آید یکرشته شواهد بر گمانه‌زنی این محافل صحه می‌گذارد. به این صورت که مقامات ارشد جمهوری اسلامی به هیچ وجه در صدد تنش‌زدایی برنمی‌آیند. مثلا همین دیروز وزیر خارجه‌ی مصر نسبت به ساخت و نمایش فیلمی در جمهوری اسلامی اعتراض کرد که در آن انورالسادات فرعون نامیده شده و ترور او مورد ستایش قرار گرفته است. البته مقامات ایران گفته‌اند، این فیلم ربطی به سیاست‌های دولت ندارد. ولی از آنجا که مسئول صدا و سیما از سوی بالاترین مقام جمهوری اسلامی منصوب می‌شود، نمی‌توان گفت که بی‌هدف که این فیلم را پخش کرده است. می‌خواهم بگویم، به نظر می‌آید در یک چنین شرایط حساسی جناح‌هایی حتا با کشورهای عربی نیز قصد تعامل ندارند. حالا شما فکر می‌کنید در شرایط وقوع یک جنگ، کدامیک از کشورهای اسلامی در کنار ایران قرار خواهد گرفت؟

ابراهیم یزدی: سیاست خارجی ایران دچار یکرشته فراز و نشیب‌هایی است که در آن پیوستگی منطقی دیده نمی‌شود. بعنوان مثال، رئیس جمهور ناگهان در اجلاس سران شورای کشورهای حوزه‌ی خلیج شرکت می‌کند، زیر آرم "خیلج عربی"، وزیر امور خارجه‌ی ایران در کنفرانس سران کشورهای دمشق حضور پیدا می‌کند و در حضور وزیر امور خارجه‌ی ایران قطعنامه‌ای علیه ایران به نفع امارات متحده‌ی عربی صادر می‌کنند. وزیر خارجه‌ی اسبق ایران از اتحادیه‌ی عرب درخواست عضویت می‌کند که متأسفانه اعراب با یک وضعیت موهنی این تقاضای ایران را رد می‌‌کنند. از یکطرف این حرکت‌ها صورت می‌گیرد و از طرف دیگر سخنانی علیه کشورهای عربی گفته می‌شود. خب این نشان می‌دهد که سیاست خارجی ایران در رابطه با کشورهای عربی از یک بیماری مزمنی در رنج است. فقط این نیست که این سیاست خارجی تنش‌زایی می‌کند، چه بسا که در شرایطی تلاش شده است که با آن تنش زدایی هم بشود. اما این تنش‌زدایی و یا تنش‌زایی باید ارتباطی با هم داشته باشد. گاهی از سوراخ سوزن رد می‌شوند و گاهی از در دروازه هم رد نمی‌شوند. همین تناقضات در سیاست خارجی است که موجب شده ایران حتا آنجا که حاضر شده مماشات بکند و ملایمت بخرج بدهد، در آنجا هم نتواند بهره‌برداری بکند.

از اینرو امروز شاهد آن هستیم که سیاست آمریکا علیه ایران در منطقه موجب شده که جبهه‌ی متحدی از اعراب علیه ایران شکل گیرد. تنها کشور عربی که شاید علیه موضع ندارد، سوریه است، آنهم با این مذاکراتی که با اسرائیل در جریان دارد، بزودی یا حالت بیطرفانه پیدا خواهد کرد یا هم شاید قوی‌تر از آن. بنابراین متأسفانه باید ریشه‌ی این نوع سیاست خارجی را در جای دیگری دید و آن فقدان یک انسجام برنامه‌ای در رابطه با کشورهای عربی است.

مصاحبه‌گر: داود خدابخش

۲۲ تیر ۱۳۸۷ ۵:۳۵ قֽظֽ | Reply

سبزه :

جناب آقای عبدی سلام
به نکاتی کلیدی اشاره کردید
اعتراف می کنم با خواندن مطالب شما از نابینایی در این زمینه بیرون آمدم
جالبترین بخش مطالب شما مورد زیر بود :
حكومت ايران به خوبي مي داند ، كه با قبول تعليق و همكاري با آنها ، فشار آنها به ايران به پايان نخواهد رسيد و احتمالا از جبهه اي ديگر همانند حقوق بشر به ايران فشار خواهند آورد و بر عليه ايران قطعنامه صادر خواهند كرد.و حتي با قبول آن مورد نيز ، مورد بعدي .و اين تا رسيدن به نقطه اي كه از آن چيزي كه تحت عنوان حكومت ولايت فقيه است ديگر چيزي باقي نماند، ادامه پيدا خواهد كرد.آنها به خوبي مي دانند كه در صورت از دست دادن سنگر هسته اي و عقب نشيني از آن ، اين عقب نشيني تا جايي كه ديگر نه از تاك نشان باشد و نه از تاك نشان ادامه خواهد داشت.

مشتاقانه منتظر مطلب بعدی شمایم
..................................................................
عبدي:
البته اين مطلب نوشته بنده نيست.اما من هم با تبعات كوتاه آمده براي دولت ايران موافقم اما بيش از آن كه ناشي از ديگر فشارهاي خارجي باشد ناشي از تبعات سياسي در داخل است.كوتاه آمدن در كوتاه مدت بكلي تمامي فشارها را تا حد زيادي كاهش خواهد داد.

۲۲ تیر ۱۳۸۷ ۶:۱۹ قֽظֽ | Reply

Amir :

آقای عبدي، . غرب با ايران در 4 مورد اختلاف دارد که شامل: تعليق غني سازي، ترورسم، تاثير ايران در منطقه و حقوق بشر است. اينکه ايران اينهمه سرسختی در بند اولی نشان ميدهد نگران 3 پرسش بعدی است. البته در مورد 3 پرسش بعدی مردم داخل ايران هم اکثرا با غرب هم عقيده هستند ولي جرئت ابراز آنرا نداشتند و يا کم کم دارند نشان ميدهند. بنظر ميآيد که اگر ايران بهمان قانون اساسي اولي که آقاي رفسنجاني هم در کتاب خاطراتشان اشاره نموده اند برگرديم غرب دست از سرما بر دارد و مردم هم رضايت بدهند. امير

۲۲ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۲۲ قֽظֽ | Reply

ت-ز :

من افتخار می کنم که در شرایط حساس ودر کشوری که همه مسلمانند وناصح و مشغول امر به معروف ونهی از منکر بدنیا آمده ام،هر چه بیاد دارم دشمن مشغول توءطه است وما داریم پیشرفت می کنیم ..دشمن میخواهد جلوی پیشرفت اتمی ما را بگیرد ونگذارد در این مورد هم پیشرفت کنیم و در مورد اتم هم مثل همه چیز دیگر مثل اب وبرق وپودر لباسشوئی وفرودگاه سازی وهواپیما سازی وشیر ماست و امنیت جاده ای در دنیا اول باشیم..هم هاله نور دور سر رئیس جمهور ما می چرخد هم دکتر بنی یعقوب خود کشی کرد هم مدارک کافی که ثابت کند آن سردار کارهای بد می کرده موجود نیست واین پالیز دار هفت سال جبهه رفته نما هم دروغ می گوید..مرگ بر دشمنان غنی سازی.

۲۲ تیر ۱۳۸۷ ۱:۰۱ بֽظֽ | Reply

پگاه :

سخنان اهانت آمیز در برابر دشمن بیشتر اوقات از غروری نشات مگیرد که مردم به سبب پیروزی دچار آن می گردند و امید واهی به پیروزی آدمیان را بر آن می دارد که نه تنها با سخن بلکه با عمل نیز مرتکب تقصیر شوند و همه مرزها را بشکنند و به امید دستیابی به چیزی بهتر که به چنگ آوردنش حتمی نیست فرصت نگهداری چیز خوبی را هم که در چنگ دارند از دست بدهند.
دو مثال:
پس از آنکه اسکندر سراسر شرق را به زیر سلطه خود درآورد شهر صور که مانند ونیز در میان دریا قرار دارد ودر آن زمان شهری معروف و مقتدر بود به اتکا قدرت وعظمت خود نمایندگانی به نزد اسکندر فرستاد و پیغام داد که آماده است سر به اطاعت او بنهد ولی نمی خواهد سربازان او را به شهر راه دهد.
اسکندر که دروازه های همه جهان به رویش گشاده بود از اینکه شهری مانند صور دروازه خود را به روی او بسته است بخشم آمد و فرستادگان صور را باز پس فرستاد وشهر را در حصار گرفت.
شهر در احاطه دریا قرار داشت و از لحاظ آذوقه و دیگر وسایل جنگی در مضیقه نبود و اسکندر پس از چهار ماه دریافت که برای آن شهر بیش از بسیاری از کشور گشائیهای خود وقت تلف کرده است وتصمیم گرفت سازش کند وشرایط شهر را بپذیرد.
ولی مردم صور که سرمست غرور بودند نه تنها تن به سازش ندادند بلکه فرستادگان اسکندر را هم که آمده بودند تا پیمان سازش ببندند کشتند.
اسکندر چنان خشمگین شد که محاصره را بشدت هر چه بیشتر ادامه داد وشهر را گرفت و ساکنانش را یا کشت یا به بردگی برد.

هانیبال پس از شانزده سال پر افتخار که در ایتالیا بسر برده بود به کارتاژ فراخوانده شد تا به یاری زادگاه خود بشتابد.
چون بدانجا رسید معلوم شد هاسدروبال و سوفاکس شکست خورده اندوکشور پادشاهی نومیدیا از دست رفته و قلمرو کارتاژمنحصر به محدوده باروهای شهر شده است و هیچ مایه نجاتی جز خود او و سپاهش باقی نمانده است .
هانیبال چون دید که خود او و سپاهش آخرین دارایی وطنش است نخواست آنرا پیش از آنکه همه وسایل دیگر را آزموده باشد در خطر افکند وشرم نکرد از اینکه از دشمن تقاضای صلح کند چون دریافته بود نجات وطنش در صلح است نه در جنگ.
اما چون دشمن آماده صلح نشد ناچار دست به جنگ برد چون معتقد بود که ممکن است دشمن را از پای درآورد یا دست کم خودش با سربلندی از پای درآید وقتی که سرداری چون هانیبال که سپاهی شکست نخورده زیر فرمان خود داشت چون دریافت که اگر در جنگ شکست بخورد وطنش به بردگی خواهد افتاد صلح را بر جنگ برتری نهاد آیا سردار یا زمامداری که از حیث دلیری و مردانگی به پای او نمیرسد کاری جز آن
می تواند کرد؟
اما خطای آدمیان این است که برای امیدهای خود مرزی نمی شناسند و بی آنکه
اندازه توانایی خود را نیک بدانند
به آن امیدها دل می بندند و
تباه میشوند.

برگرفته از کتاب گفتارها نوشته نیکولو ماکیاولی

۲۲ تیر ۱۳۸۷ ۴:۵۵ بֽظֽ | Reply

هاآرتص مدعي شد؛ موافقت کشور مهم‌عرب با حمله به‌ایران! :


------------------------------------------------------------


هاآرتص مدعي شد؛ موافقت کشور مهم‌عرب با حمله به‌ایران!
يکی از مهمترين کشورهای عرب منطقه به دولت اسرائيل اطلاع داده است که با حمله احتمالی اسرائيل به تاسيسات هسته ای ايران مخالفتی ندارد...نام کشورعربی مزبور در گزارش هاآرتص اعلام نشده است و ديپلمات های اسرائيلی نيز به آن اشاره نکرده اند. اما اين احتمال قوی ازسوی کارشناسان مطرح است که در اين ميان، سخن از عربستان سعودی است.


۲۲ تیر ۱۳۸۷ ۶:۵۰ بֽظֽ | Reply

صظفی1 :

اگر این فرض را بپذیریم که موارد متعددی وجود دارد که میتواند دست مایه و اهرم غرب برای فشار علیه ایران باشد و از این میان مناسب ترین انها بجث انرژی هسته ای باشد بیشک باید محاسبه کنیم که که هزینه وفایده ان برای دو طرف چه میزان است حد اقل این بررسی برای سه طرف یعنی دولت ایران ، مردم ایران و غرب باید باشد
1- دولت . برای دولت بسیار خوشایند است که غرب از این اهرم برای فشار استفاده کند زیرا در اینصورت با تبلیغات گسترده میتواند نشان دهد که برای عزت و سربلندی در مقابل زور گویی امریکایی ها ایستادگی میکند و البته عدم اعتماد غرب به فعالیتها را هم جلوگیری از دستیابی به دانشی کند که افکار عمومی دنیا انرا حق همه کشورها میداند این وضعیت رویائی و ایده ال است زیرا افکار عمومی از مسایل مهمتر و کلیدی که میتواند مورد مناقشه اصلی باشد دور کند مسائلی مانند دمکراسی ،قانون مداری رعایت حقوق بشر و حتی اقتصاد بدین جهت تمام سعی در این خواهد بود که مسئله همچنان استخوان لای زخم باقی بماند
2- امریکا . انها با توجه به نگرانی ها و چالشهای دیرینه کشور های عربی با ایران و حساسیتهای تاریخی به خطر ایران اشاره کرده وخود را تنها حامی انها قلمداد میکننند ( با توجه به اشغال کویت و ورود امریکا به جنگ با عراق بطرفداری از کویت ) با ادعا های ایران مبنی بر بستن ابراه هرمز و ازمایش موشکهای دور برد قند تو دل امریکا ییها اب میشود چون قراردادهای هنگفتی برای تجهیز اعراب حاشیه خلیج فارس بی هیچ مانعی در کشو خواهند داشت بخصوص که اسراییل را در جنگ سی وسه روزه با حزب اله ( در مقابل قسمت کوچکی از توان نظامی ایران ) ضعیف نشان دادند و با ادعا هایی که بدرستی ونادرستی ان کاری ندارم ناامنی عراق را ناشی از تحرکات ایرانی ها و وابسته بودن مقتدا صدر به ایران خطر ایران را بانها بیشتر گوشزد میکنند اما اگر به مسائل دیگر روی بیاورند منافعی نخواهند داشت زیرا انوقت دولت ایران با چالشهای داخلی روبرو شده و تمام انچه امریکا رشته پنبه شود برای تداوم دشمنی و کشدار شدن مسئله هسته ای امریکا هر ترفندی را بکار می بندد مانند اختصاص میلیون ها دلار برای مقابله با ایران انهم در بوق و کرنا
مردم ایران . در این میان این مردم ایران هستند که هزینه این وضعیت را می دهند بی هیچ منافعی اگر تمام نخبگان و متخصصین بتوانند (که نمی توانند ) دلایل غير لازم بودن غنی سازی را در وضع موجود و رسیدن بتولید سوخت اتمی در حالی که نه ارانیوم کافی دارند ونه نیروگاه بازهم بعلت خارج شدن حقوق حقه انها ار دستور کار کاری بنفع انها صورت نخواهد گرفت زیرا تداوم و ماندگاری یکی بمنافع دیگری در این چالش هسته ای است
..........................................................
عبدي:
فكر نمي كنم بجز مساله هسته اي براي كشورهاي ديگر مساله حادي وجود داشته باشد.موارد ديگر هم مساله هست اما حاد نيست.قضيه زيمبابوه را نگاه كنيد و برخورد شوراي امنيت را با قضيه هسته اي ايران مقايسه كنيد. ايران به دلائل داخلي و نيز خارجي غير از اين موارد نمي خواهد بسته را بپذيرد.در اين باره به مجموعه مطالب هسته اي مراجعه شود.

۲۲ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۳۲ بֽظֽ | Reply

گفتگو با سفیر پیشین بریتانیا در ایران درباره افزایش تن :

گفتگو با سفیر پیشین بریتانیا در ایران درباره افزایش تنش ها
در حالی که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران به تازگی اعلام کرده که سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا 19 ژوئیه، با یکدیگر دیدار و گفتگو خواهند کرد، ریچارد دالتون، سفیر سابق بریتانیا در ایران در گفتگویی با یکی از
آقای دالتون گفت: "ماهنوز نمی دانیم آیا ایرانی ها می خواهند با جدیت مذاکره کنند. از ایران علائم و پیامهای متناقضی دریافت کرده ایم. تازه ترین علامت این است که آماده اند درباره مشترکات بسته های پیشنهادی ایران و پنج به علاوه یک صحبت کنند ولی اگر ایرانی ها آماده اند فقط در این باره صحبت کنند مایه نگرانی خواهد بود چون خاویر سولانا به آنها گفته بود که غنی سازی اورانیوم باید متوقف شود."

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۴:۱۵ قֽظֽ | Reply

ahmadi :

می گوید می ترسم، می گویم نترس. می گوید جنگ می شود، می گویم نمی شود. می گوید اگر شد چه، می گویم یقه شان را می ‏گیریم که قرار نبود داستان را به گونه ای پیش ببرند که جنگ بشود. می گوئیم همه این داستان ها برای این بود که با به دست ‏آوردن فن آوری هسته ای، امنیت و رفاه بیش تر برای کشور فراهم آید، قرار نبود برای تامین امنیت ناامن شویم و در پی قرار ‏بی قرار شویم که.

می گوید وقتی جنگ شد دیگر چه فایده که گریبانشان را بگیریم یا نگیریم. می گویم جز این برای رسانه ها و حتی اهل سیاست ‏کاری متصور نیست. در بقیه دنیا چه می کنند مگر. همین الان رسانه ها و اکثریت مجلس آمریکا علیه جنگ هستند، ولی اگر ‏صورت گرفت چه می توانند بکنند، نمی توانند حقوقی را که مطابق قانون به رییس جمهورشان داده اند پس بگیرند که. در ایران ‏هم تعیین سیاست های کلی با رهبری است و سیاست های کلی و اجرای آن ها با رییس دولت.

می گوید آخر بدبختی این است که اگر جنگ شد اکثریت مردم برای دفاع از کشور در مقابل بیگانگان می ایستند و فرصت گفتگو ‏نمی ماند. باور نکن که هر جنگی با هر کشوری رخ داد، مردم چشم بسته به جبهه ها هجمه برند و حکایت سال های شصت را ‏تکرار کنند. آن جنگ میهنی بود و صدام به ایران تجاوز کرد بی هیچ گفتگوئی، و دیگر آن که شور انقلاب و باور کامل ‏مسوولان، باور این که گردی بر دامن کبریائی هیچ یک از روحانیون نیست، همه دست به دست هم داد و مردم را دعوت کرد تا ‏به سنگر ها پناه برند.

باز می گوید اگر شد چی. باز می گویم خیلی ها سرنوشت خود را به این ماجرا گره زده اند، اگر جنگ شود بازی را خواهند ‏باخت. ما نباید بگذاریم که باختشان را زیر هیاهوی دفاع از کشور پنهان کنند. این بار کارشان دشوارست. اما نه چنان که ‏تصور می رود. آقای احمدی نژاد آینده خود و گروه و دسته و دولتش را به این موضوع گره زده است. اگر جنگ شود بی توجه ‏به نتیجه اش، که نه برای جهان و نه برای ایرانیان دلچسب نیست، احمدی نژاد بازنده است. اگر هم استعفا ندهد در انتخابات آینده ‏نخواهد توانست خیال پیروزی به سر راه دهد.

می گوید هیچ کدام از این ها برای حسن رسن نمی شود. وقتی که جنگ شد حالا بیا دولت را ساقط کن، به هر حال عده ای کشته ‏شده اند و کشور باز هم ویران. می گویم اگر هم قرار بود برای هر تهدید کشوری و جامعه ای از خواست هایش دست بردارد که ‏مبادا جنگ شود پس نیروی مسلح برای چیست، جوانان برای چه به سربازی می روند. در ثانی اگر قرار بر این باشد که با ‏نهیب هر طرفی کسانی که منابع طبیعی بسیار دارند کلید چاه های خود را دو دستی تقدیم دارند که سنگ بر سنگ بند نیست. می ‏گوید حالا که دنیا همین است. می گویم اولا نه به این شوری. دیگر این که حتی اگر چنین باشد نمی توان تحسینش کرد، و نمی ‏توان تحسین نکرد کسانی را که نمی خواهند همیشه تاریخ بره بمانند.

‏ اصلا تاریخ به همین چالش ها شکل می گیرد.

می گوید چرا همیشه ما، چرا ما باید بار تاریخ بکشیم، مگر فقط ما هستیم که ظلم را می فهمیم و با ظلم درگیریم. چرا نمی ‏گذارید یک چند هم دیگران با ظالم درگیر شوند و ما کمی استراحت کنیم. می گویم از اتفاق تاکنون هر چه کردیم استراحت بود و ‏خود ندانستیم. تاریخ دیگران را بنگر، هر کدام از جوامع که به بزرگی می شناسی، آن قدر بر سر حق خود ایستاده اند، و ما ‏چندان نیایستادیم و اگر این بار بایستیم ترک عادت است به گونه ای.

می گوید پس باید از شلیک موشک ها و تجهیز ادوات جنگی خوشحال باشم. می گویم دست کم بدین خاطر که تا حالا جنگ را ‏دور کرده است باید خوشحال بود. تاکنون عوامل بازدارنده مانع جنگ شده یکی هم تجهیز و آمادگی.‏

می گوید ولی دنیا علیه ایران به اجماع رسیده است می گویم حرفمان همین جاست. گاهی نادرست کاری دولت باب مصالحه و ‏مذاکره را بسته، گاهی دهان های گشاد مانع از آن شده که حرف حقمان هم شنیده شود، گاهی خنده ها و مراوادات بی جا عقبمان ‏گذاشته ، لج بازی و رندبازی به دردسرمان انداخته. این ها جای اعتراض دارد و داریم . این ها زیانی چشم گیر برای کشور ‏دارد و داریم. تا همیشه نمی توان مردم را گول زد و نادرستی های خود را درست جا زد. مثالش هم این داستان های جعلی و بی ‏مقدارست درباره میزان محبوبیت فلان که الان دیگر مهرش به دل فرماندهاان آمریکائی هم سرایت کرده است. همان سفری که ‏قرار بر ترور بود حالا ادعای آمدن فرمانده و عکس یادگاری هست. سفری که ناسزاها نصیب مقام منتخب کشور کرد شده است ‏فتح الفتوح و سفری که از شدت سردی و نهایت تحقیر باعث شد که سفیر را برکنار کنند، و کسی هم نپرسید چرا رفتید که جای ‏هم اندازه موگابه شوید، حالا فرصت داده اند همان سفیر برکنار شده داستانسرائی کند که محافظت امنیتی چنان بود که گوجه ‏فرنگی به سر ایشان نخورد. اما حیا نکند و به دنیال همین سخن اضافه کند که این سفر تماس و شناخت مردم مقصودش بود که ‏حاصل آمد.

می گوید پس حالا باید شعارمان چه باشد مردم از سه دهه زیستن در بحران به تنگ آمده اند می گویم شعارمان مرگ برجنگ ‏است، ضد جنگ هستیم و می مانیم. البته این بدان معنا نیست که همیشه به کوچک بگوئیم ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا ‏کن. به هر حال باید بدانند که اکثریت مردم وقتی زمانش رسید جمع می شوند و باز نمی گذارند. دعواهای داخلی به سرعت کنار ‏نهاده می شود. می گوید اگر نشد. می گویم می شود. اما جنگ نمی شود. نگران نباش

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۵۹ قֽظֽ | Reply

الهام: ايران هيچ پيش شرطی را برای مذاکرات نپذيرفته است :

الهام: ايران هيچ پيش شرطی را برای مذاکرات نپذيرفته است
غلامحسين الهام، سخنگوی دولت ايران شنبه ۲۲ تير ماه درجريان نشست خبری هفتگی خود، با اشاره به مذاکرات ۲۹ تير ماه ميان سعيد جليلی، دبير شورای امنيت ملی ايران و خاوير سولانا، مسئول روابط خارجی اتحاديه اروپا گفت که ايران هيچ پيش شرطی را برای برگزاری اين مذاکرات نپذيرفته است.

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۰:۴۶ بֽظֽ | Reply

ناصر-ح :

اگر اجازه بدهید یک تذکر آئین نامه ای بدهم. لطفا نظرات شخصی خود را به عنوان نظر مردم ابراز نفرمائید قابل توجه جناب جاوید و جناب ahmadi
..................................................................
عبدي:
تصور مي كنم كه اين تذكر لازمي اس.حتي اگر مي خواهيم بگوييم مردم چنين و چنان فكر مي كنند بيش از هر چيز بايد منبعي مستند ارائه كرد يا اين كه با حدس و گمان مطرح نمود.بعلاوه قرار نيست كه هر چيزي را براي اثبات خوب و بد يا درست و غلط بودنش به ذهنيت مردم ارجاع داد كه چنين چيزي ازاساس غلط است.

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۴۱ بֽظֽ | Reply

مصطفی1 :

جناب عبدی درهرزمان امریکایی ها موضوعی را دستاویز فشار برای رسیدن به منافع قرار میدهند تحت فشار کارتر دمکرات شاه مجبور به اتخاذ سیاست در های باز سیاسی شد اگر توان ایستادگی در برابر فشار را داشت و درهای باز سیاسی را که مجبور شد یکباره اغاز کند گام بگام اجرا میکرد ممکن بود اتفاق دیگری روی دهد در ان زمان انرژی هسته ای توسط غرب بایران داده و نیروگاه بوشهر ساخته شد غرب از بلند پروازی های او هم خبر داشت اما مورد بهتر و کارا تری وجود داشت زیرا شاه از قدرت وتوان لازم برخوردار نبود با اینکه عربها هم نگرانی تاریخیشان بیشتر شده بود اما امریکا پی برد که با او بنتیجه نمی رسد دوستی او بدردشان نمی خورد بعد از انقلاب هم سعی کرد از دردوستی در اید اما انقلاب راه دیگری را بر گزید مدتها انها سردر گم شدند و شروع به مبارزه نمودند و سنگهای بزرگی بر سر راه ایران انداختند اما نتنها ایران ضعیف نشد بلکه قوی تر هم شد توطئه هایی که هریکی انها میتوانست در کشورهای دیگر منجر به تغییر نظام شود اما در اینجا برعکس شد و جنگ تحمیلی هم نه تنها قدرت نظامی را از بین نبرد بلکه ایران را قادر ساخت که با پایان جنگ بسر عت به بازسازی قدرت نظامی بپردازد و قوی تر از گذشته شود اخرین اتفاقات وضعیت عراق و جنگ سی وسه روزه بود و ضعف مشهود اسراییل .پس استراتژی خود را بر استفاده از دشمنی قرار داد و چون کار گروهای متعدد ومتخصصی دارد از این دشمنی فرصت ساخت و انرا مدیریت کرد و منافع خود ودولت ایران را در جهت دشمنی همسو ساخت در واقع فیتیله این دشمنی را بدست گرفت هرجا که اقتضا کرد انرا پایین کشید و هر جا که لازم بود انرا بالا کشید فعلا هم موقع پایین کشیدن است صرف نظر کردن امریکااز پیش شرط تعلیق برای شروع مذاکره .شما و همه خوب میدانیم که حقوق بشر و دمکراسی خواهی و این حرفها تنها پرده های رنگینی هستند که امریکاییها و اروپاییهامقاصد اصلی را پشت ان پنهان میکنند این واقعیت سیاستهای خارحی است انها تنها دنبال منافع خود اند و البته خبره و باتجربه در این کار. این درست است که زمانه تغییر کرده وانها قادر نیستند همه اتفاقات را از قبل هدایت کنند اما بخوبی قادرند از اتفاقات بنفع خود استفاده کنند مطمئن باشید ایران اتمی خطر عمده ای برای انها نیست همچنانکه شوروی نشد از سویی هم ایرانی ها میدانند که این صلاح ضامن بقا نیست اما ماندن در وضعیت فعلی پر منفعت است این وضعیت برد برد برای دو طرف است در این میان اروپا و روسیه هم بدنبال نمدی هستند که امریکا هرز گاهی تکه ای بانها میدهد تا شرایط مطابق میل انها کنترل شو د . از این رو تا منافع همسو ست اتفاق خوشایندی نمی افتد و همچنان انرژی هسته ای موضوع اصلی چالش پر منفعت است

۲۳ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۳۸ بֽظֽ | Reply

Amir :

احمدی نژاد گفته است، اين بار نوبت غربي هاست که اعتماد مارا جلب کنند.

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۱۷ قֽظֽ | Reply

اسد پس از ملاقات با سارکوزی گفت :

اسد پس از ملاقات با سارکوزی گفت برای حل اختلاف اتمی با تهران صحبت ميکند

۲۴ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۲۷ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/947