آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۴ مهر ۱۳۸۷
مهمترين مشخصه دولت قدرتمند
اگر از ما بپرسند كه مهمترين مشخصه يك دولت قوي چيست، چه پاسخي بايد بدهيم؟ شايد برخيها به توان جنگي و نظامي اشاره كنند. طبعاً پاسخ منفي است. دولت اتحاد جماهير شوروي در اين عرصه بسيار قدرتمند بود و ديديم كه چه سرنوشتي داشت و دارد. قدرت سركوب داخلي و ستاندن جان افراد مزاحم هم پاسخ احتمالي ديگر است. قطعاً در رد اين شاخص استدلالها و شواهد بيشتري ميتوان عرضه كرد. قدرت اقتصادي هم ميتواند گزينهاي ديگر براي پاسخ به اين پرسش باشد. اما كيست كه نداند دولتهاي ثروتمند حاشيه خليج فارس لزوماً دولتهاي قدرتمندي نيستند. دولت قدرتمند يك مشخصه كليدي دارد. توان مالياتگيري از مردم مشروط به رغبت و ميل نسبي آنان. چرا ميگويم كه رغبت و ميل نسبي، زيرا به طور معمول كسي دوست ندارد ثروتش و درآمدش را به ديگران تقديم كند، اما الزامات اداره امور و مورد احترام بودن كارگزار اين امور، يعني دولتها، موجب ميشود كه مردم با رضايت و رغبت و ميل نسبي ماليات بپردازند، در چنين جامعهاي مجازات فرار از پرداخت ماليات بسيار سنگين است، هم به لحاظ رواني و اجتماعي، و هم به لحاظ كيفري هزينه زيادي براي متقلبان مالياتي در نظر ميگيرند، جرمي كه در ايران يا مجازات چنداني ندارد يا معمولا به نتيجه اجرائي نميرسد، و استنكاف از پرداخت ماليلت حداكثر با ممنوعيت خروج از كشور مواجه ميشود. شنيدهام كه اين جرم در انگلستان تا 25 سال زندان دارد، در حالي كه براي تجاوز به عنف حداكثر 5 سال زندان در نظر گرفتهاند. كاري را كه در ايران با خواهش و تمنا و تبليغ و جايزه و... كمتر كسي حاضر به پرداخت ماليات ميشود، در ايالات متحده مردم در صفهاي طولاني ميايستند تا قبل از پايان موعد مقرر ماليات خود را كامل و شامل پرداخت كنند.
شايد گفته شود كه در آن كشورها به زور و ترس از مجازات از مردم ماليات ميگيرند. اما اين غلط است، زيرا اگر مجازات جرمي زياد باشد به آن معنا نيست كه مردم از ترس مجازات سنگين، آن را مرتكب نميشوند، براي مثال مقايسه كنيد ميان قتل و مواد مخدر، كه مجازات مواد مخدر بعضاً شديدتر از قتل است، اما در جامعه فعلي، تعدادي زيادي قاچاقچي و معتاد داريم ولي قتل از قاچاق مواد خيلي كمتر است. و اگر همين امروز هم مجازات قتل كاهش يابد، بدان معنا نيست كه قتل افزايش شديدي پيدا ميكند زيرا مردم آن عملي زشت و گناهي بزرگ ميدانند. بنابراين بالا بودن مجازات يك جرم مشخص در يك جامعه سالم نشانهاي از بيشتر مطرود بودن آن جرم است، و از اين منظر، ميبايد گفت كه پرداخت ماليات، يكي از نواميس و خطوط قرمز جدي جوامع جديد و پيشرفته و قدرتمند است، البته چنين پرداختي همان طور كه گفته شد، مشروط به وجود نوعي رغبت و ميل نسبي هم هست، در غير اين صورت دريافت ماليات با زور سرنيزه، چيزي جز غارت اموال مردم نيست.
دولتي ميتواند ماليات را با رضايت نسبي جمع كند كه نمايندگي مردم را داشته باشد. در نتيجه نقش كارگزاري و نه هدايتگري يا سلطه را براي مردم ايفا ميكند. اعمال قدرت چنين كارگزاري مشروط به حمايت مردم است و چون مردم مهمترين منشاء قدرت در جامعه هستند، بنابراين چنين دولتي نيز قدرتمندترين است، و مآلاً در عرصههاي ديگر نيز صاحب قدرت و نفوذ خواهد بود.
ماليات بر ارزش افزوده يكي از مهمترين ابزارهاي مالياتي است كه بخش عمده آن را طبقات مصرفكنندهتر پرداخت ميكنند و چند دهه است كه در كشورهاي پيشرفته با دقت تمام به اجرا درآمده است. و البته سازوكار و زيرساختهاي لازم آن نيز بايد فراهم باشد. درصد اين ماليات برحسب نوع كالا متفاوت است، مثلاً در فرانسه تا 18 درصد هم براي كالاهاي غير ضروري بالغ ميشود و براي مواد غذايي 5 درصد است. البته رييس دولت اعلان كرده كه در برخي كشورها به 30 تا 35 درصد هم ميرسد. بودجه اصلي دولتها از اين ماليات تأمين ميشود. اين ماليات را مصرفكننده ميپردازد و نه توليدگر يا عرضهكننده.
در ايران هم قانون ماليات بر ارزش افزوده تصويب شد، اما رقم آن بسيار اندك و 3 درصد است، با اين حال در اولين مواجهه با آن بازارهاي طلا تعطيل شد. و دولت به سرعت عطاي گرفتن اين ماليات را به لقايش بخشيد و فعلاً دريافت آن را متوقف كرده است. جالب اينكه مخالفت از سوي صنف طلافروشان آغاز شد كه اصولاً كالايي زينتي (ولو سرمايهاي هم باشد) است، و قرار هم نبود كه فروشندگان آن را بپردازند بلكه بايد از خريدار دريافت ميكردند، و از همه مهمتر اينكه در دو سال اخير قيمت اين كالا به دليل نوسانات قيمت جهاني از حدود اونسي كمتر از 600 دلار به بيش از هزار دلار هم رسيده بود، يعني بازار طلا تا حدود 80 درصد افزايش قيمت را تجربه كرده بود، اما چرا در برابر 3 درصد ناقابل مقاومت نشان داد و موفق هم شد؟
اين امر چند علت دارد. يكي اينكه به دليل درآمدهاي نفتي مردم نه تنها خود را موظف به پرداخت ماليات نميدانند، بلكه خود را طلبكار از دولت هم ميدانند، اتفاقاً دولت هم اين را قبول دارد و به همين دليل هم شعار آوردن پول نفت سر سفره را داد. و اكنون هم ميخواهد پول را به طور مستقيم به مردم پرداخت كند، پس دولتي كه به مردم بدهكار است، چگونه ميخواهد ماليات بگيرد؟ دليل ديگر غير پاسخگو بودن مجموعه دولت است. حكومتي كه علني شدن دريافت صد ميليون تومان از سوي نمايندگان مجلساش موجب بحران ميشود و علنيكننده با شدت تمام از سوي رييس مجلس شماتت ميشود كه چرا اين خبر را علني كرده است، نميتواند از مرد ماليات را با رغبت بگيرد، زيرا در نظام مبتني بر ماليات شفافترين مسايل، امور مالي و صرف بودجه است كه خارج از قانون مصوب خرج نميشود و همه مردم بايد از محل صرف آن مطلع باشند.
بعلاوه دولتي كه مهمترين شعارش پرداخت يارانه (ماليات منفي) به مردم است، چگونه همزمان درصدد دريافت ماليات از آنان است؟ و اصولاً چه نيازي دارد؟ روشن است كه هزينههاي اخذ ماليات براي چنين سيستمي و سپس بازگرداندن مجدد آنها به مردم عملي عجيب است. مثل اين است كه دولت 10 تومان هزينه كند تا 100 تومان ماليات بالقوه را وضع و دريافت كند، اما در عمل بع علت ضعف و فساد موجود نتواند اين 100 تومان را دريافت كند، و مثلاً 80 تومان آن را دريافت كند. بعد از سوي ديگر درصدد باشد كه به مردم هم مستقيماً كمك مالي كند، و 10 تومان هم هزينه كند تا 120 تومان را به مردم برساند كه در عمل هم به همان دلائل بيش از 100 تومان به دست مردم نميرسد. از نظر موازنه جيب مردم 100 تومان دادهاند و 100 تومان گرفتهاند و هيچ فرقي براي آنان نداشته است، اما در اين ميان 60 تومان كه از جيب دولت رفته است (120 تومان پرداخت، 20 تومان هزينه جمعاً 140 تومان و در عوض 80 تومان دريافت) و روشن است كه اين رقم كجا ميرود.
ممكن است گفته شود كه زيرساختهاي لازم براي اخذ ماليات بر ارزش افزوده فراهم نشده بود، در اين صورت چرا چنين تمهيداتي از پيش انديشيده نشده بود؟ بعلاوه چرا پس از اعتصابات بازاريها دريافت ماليات متوقف شد، ميخواستند پيش از آن اجراي ماليات را متوقف كنند. اقدام به اجراي قانون و عقبنشيني از اجراي آن، خسارات بسيار سنگيني بر موضوع مهم اخذ ماليات به عنوان ناموس دولتهاي قدرتمند است. دولتي كه توان برنامهريزي و اخذ اين حد از اندك ماليات را در مورد كالايي چون طلا ندارد، چگونه ميتواند براي اداره دنيا برنامه ارايه كند؟ پاسخ محتمل اين است كه فقط دولتهايي كه درصدد ارايه برنامه براي اداره دنيا هستند، قادر به اخذ ماليات ولو اندك از مردم خود نيستند.


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1021