آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۱۷ آبان ۱۳۸۷
نهادينه شده هديه دولتي خطرناك است
بناي اين كار غلط را متاسفانه خود دوستان و همكاران انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران در دوران رياستجمهوري آقاي خاتمي گذاشتند.در نيت و هدف خيرخواهانه اين دوستان البته ترديدي نيست و شكي وجود ندارد كه در آن مقطع هم انجمن صنفي بر آن بود تا بنا به وظيفه صنفي خود كمكي به حال و روز روزنامهنگاران بكند اما مسئله اينجاست كه سلامت و درستي انگيزه هميشه به سلامت و درستي كار يا نتيجه منجر نميشود.پايهگذاري اين بنا – بناي هديه گرفتن از رئيسجمهور- حالا ميخواهد آقاي خاتمي باشد يا هر رئيس دولتي از همان اول و آن هم از سوي يك نهاد صنفي غيردولتي به نظر من كار غلطي بود كه البته در زمان آقاي خاتمي به سرانجام هم نرسيد. .بنابراين شايد با مروري بر كارنامه انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران بتوان گفت كه تنها اقدام نسنجيده انجمن بنيانگذاري مسئله « هديه رياستجمهوري به خبرنگاران » بود.در دولت جديد هم كه به نظر ميرسد اين اقدام كاري در ادامه همان سياستهاي توزيع پول در ميان مردم باشد.به هر حال دولت پول را در ميان مردم توزيع ميكند و انتظاراتي دارد و حتي بر فرض اينكه دولت هم انتظاري نداشته باشد طبيعي است كه گيرنده پول خود را تا حدودي نمكگير وامدهنده بداند.البته شخصا اميدوارم خبرنگاراني كه هديه رئيسجمهور را دريافت كردهاند چنين احساسي نداشته باشد چرا كه داشتن چنين احساسي با لوازم كار مطبوعاتي در تناقض است.بويژه اين كه پول مهمي هم نيست. اما از طرفي اين حاشيهها نبايد سبب شود كه اصليترين موضوع را فراموش كنيم.رسانهها در ايران واجد آزادي مطلوب نيستند ، دست و پاي آنها بسته است.مسلما اگر مطبوعات فضاي آزاد براي انجام وظيفه رسانهاي و اطلاعرساني خود را داشتند ، بنده اولين كسي بودم كه دريافت هر گونه هديه از جانب دولت را محكوم ميكردم چرا كه در آن صورت روزنامهنگار اين فرصت را داشت كه آزادانه بنويسد و هر موضوع و هر مقام مسئول و هر مسئلهاي را به چالش بكشد.طبيعي است كه در چنين شرايطي دريافت هديه از سوي دولت خصلت آزادانديشي و آزادنويسي روزنامهنگار را تحت تاثير قرار ميداد و حتي ممكن بود آسيبهايي براي روزنامهنگار مستقل و منتقد در پي داشته باشد.اما واقعيت اين است كه در شرايط فعلي ، اساسا فضاي آزادي آنچناني براي كار روزنامهنگاري فراهم نيست كه با دريافت كردن يا نكردن هديه از سوي هر مقامي آزادي نوشتن تحتاشعاع قرار بگيرد يا نگيرد.روزنامهنگار ما فضاي مطلوبي براي كار ندارد . رسانههاي مكتوب و مستقل هرروز با هراس از توقيف منتشر ميشوند و به ناگزير بسياري از اخبار كشور را گزارش نميكنند .به بيان ديگر روزنامهنگاران ما مطالب اساسي را نمينويسند كه دريافت هديه بخواهد بر آن تاثير بگذارد يا نگذارد.از سوي ديگر به نظر ميرسد اوضاع دولت در حال حاضر خرابتر از آن است كه بخواهد يا بتواند با چنين هدايايي نظر كسي يا عدهاي را تغيير دهد.قرار نيست دولت با سيصدهزارتومان هديه همه را بخرد يا تحتتاثير قرار دهد.
از طرفي درآمد شغلي پردردسر و فرساينده روزنامهنگاري در كشور ما به قدري ناچيز است كه دريافت هديه سيصدهزارتوماني هم در حال و روز مادي اكثريت روزنامهنگاران تاثيري ولو اندك خواهد داشت و از اين منظر خيلي هم نبايد كار را سخت گرفت و نميتوان خبرنگاراني را كه هديه رئيسجمهور را قبول ميكنند سرزنش كرد.اما در همين حال ميتوان از دولت انتظار داشت اگر به هر دليل گوشه چشمي به وضعيت اصحاب رسانه و به طور خاص روزنامهنگاران داردراههاي منطقيتر و كارآمدتري را انتخاب كند كه اتفاقا كم هم نيستند و اثرات پايدارتري هم در زندگي و معيشت روزنامهنگاران دارند.مثلا دولت ميتواند روزنامهنگاران را از ماليات معاف كند و... به هر حال روشهايي را در چارچوب اختيارات قانوني در پيش بگيرد اما اينكه دولت بخواهد راه هديه دادن نقدي را پيشه كند در درازمدت قدرتي اضافي براي او به ارمغان خواهد آورد كه خواه ناخواه ميتواند از آن استفاده كند و اين استفاده از قدرت خارج از قانون هم ميتواند اثرات سوء داشته باشد.
در يك جمع بندي كلي به نظر ميرسد در حال حاضر جامعه مطبوعاتي كشور بيش از آنكه نگران گرفتن يا نگرفتن هداياي رئيسجمهور باشد بايد نگران تداوم و « سنت » شدن اين امر باشد.چرا كه در واقع « نهاد » شدن اين اقدام است كه شايسته جامعه روزنامهنگاران نيست.در جامعهاي كه آزادي و دموكراسي وجود داشته باشد ارزش رسانه و حقوق و مزاياي دستاندكاران آن – بدون نياز به هر گونه هديهاي – افزايش پيدا ميكند چرا كه تقاضا براي رسانههاي آزاد و مستقل و حرفهاي بالاتر ميرود و آدمهاي كاركشتهتر و باتجربهتري در رسانهها قلم خواهند زد كه حقوق ماديشان به حد كفايت تامين ميشود و ديگر نيازي به دريافت هديه نخواهند داشت.
تذكر:اين يادداشت ابتدا بصورت گفتگوي شفاهي بود و سپس ويرايش شده است.


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1037