آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

مصاحبه

۲۱ آبان ۱۳۸۷

بازي در زمين ايران پيگيري مي‌شود

*رسانه‌هاي وابسته به اصولگرايان به خصوص در اين مدت، يعني حدود يك سال قبل از انتخابات، شب انتخابات و در نهايت بعد از پيروزي باراك اوباما در اين مدت نگاه جالبي به او داشتند. مك‌كين بارها با صفت‌هايي نظير «مرد پر حرف» يا «پيرمرد خرفت» در اين رسانه‌ها مورد انتقاد قرار گرفته اما اوباما هرگز، او را دوست دارند، اما خب در عين حال نمي‌توانند به اين مساله اشاره كنند.
در جناح حاكم هر دو نفر طرفدار جدي وجود دارند. شايد براي اولين‌بار است كه مي‌بينيم هم در داخل حكومت و هم منتقدان دو ديدگاه نسبت به اين نامزدها وجود دارد. در گذشته حكومت طالب انتخاب يك نفر بود و منتقدان هم انتخاب ديگري را ترجيح مي‌دادند. چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن. اما اين‌بار مي‌توان گفت در هر دو جناح آدم‌هايي وجود دارند كه با توجه به ديدگاهشان طالب حضور يكي از نامزدها در كاخ سفيد بودند. آنهايي كه در جناح حاكم حضور دارند شايد با اين اعتقاد كه اوباما مي‌تواند بهبود رابطه را براي ايران رقم بزند، از ابتدا به حضور او در كاخ سفيد تمايل داشتند. در همين جناح هم بودند كساني كه تمايل داشتند، مك‌كين رئيس‌جمهور امريكا شود چرا كه به اعتقادشان اوباما مواضع تندتري نسبت به ايران اتخاذ خواهد كرد.
در ميان منتقدان هم هر دو گروه وجود دارند.
*اينكه بگوييم باراك اوباماي دموكرات شرايط را براي ايران سخت‌تر مي‌كند، حرف درستي است؟
ببينيد به نظر من انتخابات امريكا تاثير ذاتي و مستقيم در داخل ايران ندارد و آن چيزي كه تاثيرگذار ناميده مي‌شود واكنشي است كه نسبت به موضوع در داخل وجود دارد. در واقع انتخابات امريكا فرصتي است تا ببينيم دولت ايران چگونه از آن استفاده خواهد كرد يا چه برخوردي با آن مي‌كند. ضمن اينكه الان هم زمان خوبي براي نتيجه‌گيري نيست. الان انتخاب اوباما همان‌طوري كه مي‌تواند اوضاع را بدتر كند در عين حال مي‌تواند شرايط را هم بهبود ببخشد. هيچ چيزي در اين مقطع قطعي نيست. فقط بستگي دارد به اينكه دولتمردان ايران دنبال چه چيزي هستند. اوباما كه گفته به دنبال گفت‌وگو است، تمايل به حمله نظامي ندارد. نيروهاي امريكايي را هم از عراق خارج مي‌كند. او مواضع مثبتي دارد. اين فرصتي است كه دولت ايران مي‌تواند به خوبي از آن استفاده كند و بگويد، ما كه روابط‌مان با قبلي‌ها حاد بود ناشي از رفتار قبلي ‌ها بود اما حالا سعي مي‌كنيم در اين فرصت جديد به گفت‌وگو و حتي توافق برسيم اما نكته مهم اينجاست كه در توافق هم اين‌طور نيست كه دوطرف از تمام مواضع قبلي عقب‌نشيني يا بر آنها اصرار كامل كنند. ايران در اين مقطع صاحب فرصتي شده تا بتواند سياست‌هايش را تعديل كند.
*شما مي‌گوييد ايران صاحب يك فرصت كليدي شده. حالا فكر مي‌كنيد از اين پس و با توجه به حضور اوباماي دموكرات در كاخ سفيد چه سياستي اتخاذ مي‌كنند؟
اينكه ايران چه مي‌كند، با توجه به شرايط‌هاي متفاوتي كه در داخل وجود دارد، خيلي قابل پيش‌بيني نيست. اما در نهايت تصور من اين است كه فرصت به دست آمده براي ايران به ضد خودش تبديل مي‌شود. به اين دليل كه ايران هنوز آمادگي مصالحه روي موضوعاتي كه مدت‌ها است در موردش با غرب اختلاف دارد را در خودش نمي‌بيند و چون آمادگي اين كار را ندارد گامي كه باراك اوباما و امريكا براي مصالحه برخواهند داشت عملاً با بن‌بست مواجه خواهد شد و چون چهره و سياست منطقه‌اي آمريكا با حضور اوباما تا حدي بازسازي مي‌شود، ممكن است آنها با قدرت بيشتري مواضع تندتري عليه ايران اتخاذ كنند، در نتيجه بهبود روابطي از نظر من شكل نخواهد گرفت. هر چند كه اميدوارم برداشت درستي نباشد و دولت ايران از اين فرصت استفاده كند و نوعي تحول را در مواضع خودش نسبت به نظام بين‌الملل ايجاد كند.
*در مورد شخصيت اوباما مردي كه يك سالي در دنيا چهره‌يي مطرح بوده، چه نظري داريد؟
من شخصاً خيلي پيگير اين اخبار نيستم و فكر هم نمي‌كنم در ايران بتوان به يك شناخت مطلوب در مورد رئيس‌جمهور امريكا رسيد. ما رئيس‌جمهور خودمان هم به سختي مي‌شناسيم چه برسد به رئيس‌جمهور امريكا. اما آنچه براي من اهميت دارد اين است كه 40 تا 50 سال پيش در داخل برخي ايالت‌هاي امريكا آنقدر روابط نژادي حاد بوده كه ازدواج سياه و سفيد ممنوع بود و در داخل اتوبوس وقتي مردي سفيد بدون صندلي مي‌ماند، حتي يك زن سياه، بايد كنار مي‌رفت و مي‌ايستاد تا مرد سفيد بتواند روي صندلي بنشيند. اگر 40 سال پيش كسي پيدا مي‌شد و مي‌گفت ممكن است آيا روزي رئيس‌جمهور امريكا فردي سيه‌چرده باشد، همه مي‌گفتند نه يا اعلام مي‌كردند 200 سال ديگر احتمالا اتفاق خواهد افتاد. اما وقتي مي‌بينيم اين اتفاق در داخل يك نسل روي مي‌دهد مساله جالب به نظر مي‌رسد. اوباما از نسلي است كه آن تبعيض‌ها را لمس كرده، اما حالا كه رئيس‌جمهور مي‌شود، اين خيلي حس مهمي را به مردم مي‌دهد كه بدون انقلاب و درگيري و خونريزي نه‌تنها فرد سياه تبديل به نفر اول شده بلكه سفيدپوستان هم به او راي داده‌اند.
خب اين نشان مي‌دهد اين جامعه بسيار جامعه پويا و متحول شده‌‌يي است. فردي سياه، آفريقايي‌تبار و فرزند يك مسلمان به شكلي كاملاً دموكراتيك رئيس‌جمهور امريكا مي‌شود و اين نكته بسيار مهمي است. اين به نوعي چهره امريكا را هم در دنيا تقويت مي‌كند و اين حالا يك فرصت براي امريكا است.
*در ايران انتخابات رياست‌جمهوري در پيش است. فكر مي‌كنيد انتخابات امريكا تاثيري روي انتخابات ما دارد؟
مي‌تواند تاثيرگذار باشد از اين حيث كه دولت ايران در قبال اين مساله چطور عمل كند. اگر چنانچه فضا را وارد گفت‌وگو و ديالوگ‌ كنند يك‌جور تاثير مي‌گذارد و اگر تندروي كنند، تاثيري ديگر. اما پيش‌بيني‌ آن به نظر من كار بسيار سختي است اما خود انتخابات امريكا تاثير خيلي زيادي در ايران ندارد. گفتم كه همه چيز به داخل برمي‌گردد و واكنش مسوولان به رويدادي كه در امريكا رقم خورده است.
*فكر مي‌كنيد براي آنها خيلي اهميت دارد كه كدام جريان در ايران قدرت بگيرد؟
خب براي هر كشوري اهميت دارد. البته نه اينكه چه شخص خاصي حكومت مي‌كند. مهم اين است كه طرفدار چه ايده‌يي وارد حكومت مي‌شود تفاوت مهم ميان انتخابات ايران و امريكا وجود دارد. در امريكا نامزدهاي دو حزب با هم رقيبند. اما به محض اينكه انتخابات تمام مي‌شود. تنها هفت دقيقه بعد از اعلام نتايج اوليه مك‌كين به اوباما تبريك مي‌گويد. اين يك معنايي دارد. اينكه آنجا رقابت واقعاً رقابت است و نه خصومت. در اين رقابت؛ قاعده كلي وجود دارد كه هم مك‌كين و هم اوباما از آن پيروي مي‌كنند.
اما در ايران اين‌طور نيست. همه نگاه مي‌كنند كسي كه سر كار مي‌آيد به كدام قاعده عمل مي‌كند و به ‌آن پايبند است. اگر رقابت ميان افراد جناح حاكم باشد، برايشان خيلي فرق نمي‌كند كه احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور باشد يا فردي ديگر از آن جناح.
*چند مساله كليدي ايران را مطرح مي‌كنيم. شما به ما بگوييد امريكا چه موضع‌گيري در قبال آن خواهد داشت؟ مساله انرژي هسته‌يي و تحريم‌ها عليه ايران؟
آنها اساس سياست كنوني خود را به هيچ وجه تغيير نخواهند داد و حتي اوباما مساله را تشديد خواهد كرد ولي در كوتاه‌مدت قضيه حمله را مطرح نخواهد كرد. چون بايد راه‌هاي زيادي را آزمايش كند تا به نتيجه‌گيري برسد.
*برخورد آنها در مورد حمايت ايران از حزب‌الله چيست؟
بحث حزب‌الله و فلسطين عملاً داخل يك مجموعه قرار مي‌گيرند. فكر مي‌كنم حتي اگر ايران در مورد لبنان حاضر به مصالحه باشد، در مورد فلسطين به هيچ عنوان چنين چيزي را نمي‌پذيرد.
*چه برخوردي با انتخابات ايران خواهند داشت؟
از اين پس در اين زمينه كار ايران سخت‌تر از زمان بوش است. به دلايل متعدد و موقعيتي كه اوباما دارد و عملاً مي‌تواند جدي‌تر و محكم‌تر با انتخابات ايران برخورد كند.
*فكر مي‌كنيد اين احتمال وجود دارد كه مساله حمله نظام به ايران مطرح شود، آن هم از سوي اوباماي دموكرات.
او اين مساله را در ابتدا مطرح نمي‌كند. اما اگر رفتار قبلي‌ را دو طرف و حتي تندتر ادامه دهند مساله حمله نظامي هم در ذهن دولتمردان امريكا نقش مي‌بندد.
*چه اتفاقي در مورد مذاكرات دو طرف مي‌افتد؟
حالا بازي در زمين ايران پيگيري مي‌شود و اين به نظر دولتمردان ايراني بستگي دارد كه در مورد مذاكره‌ پا پيش بگذارند يا نه. اما نكته‌يي حائز اهميت است كه مذاكره معناي مقدمي دارد و آن اين است كه طرفين حاضر به مصالحه شوند و با توجه به آن اراده، مذاكره خواهند كرد اما اگر در مورد چنين مصالحه‌يي طرفين به توافق نرسند يا اراده‌يي به مصالحه نداشته باشند مذاكره آغاز نمي‌شود يا اگر شروع شود جز دعوا و افزايش اختلاف نتيجه‌يي ندارد.
*با توجه به انتخاب باراك اوباما پيش‌بيني كل شما از آينده ايران چيست؟
قضيه آقاي كردان به ما نشان داد هيچ چيزي در ايران قابل پيش‌بيني نيست. پيش‌بيني براساس يك عقلانيت شكل مي‌گيرد. آقاي كردان و كليت جناح حاكم مي‌توانستند خيلي زودتر از اينها اين قضيه را تمام كنند اما بر خلاف حداقل عقلانيت چنين نكردند تا باعث ‌نشوند دولت آقاي احمدي‌نژاد هم به اين شكل حقير نشود. من شرمنده‌ام كه با توجه به چنين رفتاري كه در ايران وجود دارد قدرتي براي پيش‌بيني ندارم.
*جالب است كه چاله را براي خودشان عميق‌تر مي‌كنند مثلاً چرا آقاي احمدي‌نژاد در شرايطي كه همه موافق استيضاح كردان هستند اعلام مي‌كند چنين اقدامي غيرقانوني است.
اين حرف‌ها كه شوخي است. در هر حال رفتار آينده دولت ايران را خودشان هم نمي‌توانند پيش‌بيني كنند چه برسد به ما.
* و به بهانه‌هاي مختلف هم همان صحبت‌هاي قبلي در سفرهاي استاني و سخنراني‌ها اعلام مي‌شود.
بله البته فشار بر روي مطبوعات با توجه به نزديك شدن انتخابات به زودي آغاز مي‌شود.
*با توجه به نزديك شدن به انتخابات؟
بله. ضمن اينكه اينقدر فشار و انتقاد روي دولت است كه هيچ روزنامه‌يي نمي‌تواند از موضعش كوتاه بيايد و كسي هم كه انتقاد نمي‌كند عملاً تبديل به رسانه‌يي بي‌خاصيت مي‌شود.
*اما خب انتقادها در مورد دولت احمدي‌نژاد و انتقادات سياسي آنها باعث شده تا از بعضي حركت‌هاي مثبت آنها چشم‌پوشي كرد.
نگران نباشيد. تلويزيون و راديو براي منعكس كردن اقدام‌هاي مثبت آنها هستند.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1041