آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۸ آذر ۱۳۸۷

توسعه‌نيافتگي سياسي و ستيز دروني


جامعه‌اي كه به لحاظ سياسي توسعه‌يافته باشد، چه ويژگي مشخصي دارد تا ما براي رسيدن به چنين جامعه‌اي، بكوشيم كه آن ويژگي را ايجاد و تقويت كنيم؟ شايد مهمترين وجه يك جامعه توسعه‌يافته به لحاظ سياسي، نهادينه و پذيرفته شدن شيوه گفتگو و تفاهم براي حل مسالمت‌آميز اختلافات است. شكي نيست كه در هر جامعه‌اي، به ويژه جوامع جديد، منافع و ديدگاه‌هاي افراد و گروه‌ها معمولاً در تعارض با يكديگر است. اگر طرفين اين منافع و ديدگاه‌هاي متعارض نتوانند و يا نخواهند اختلافات و تعارضات را به شيوه مسالمت‌آميز و از طريق گفتگو حل كرده و به نقطه مورد توافق نسبي برسند، به ناچار شاهد درگيري و خصومت و برخورد ميان آنان خواهيم بود. و اين درگيري و خصومت خسارات فراواني را به كليت جامعه تحميل مي‌كند. ضمن اينكه گروه مغلوب، دير يا زود بر طرف مقابل غلبه خواهد كرد و بساط درگيري و تضاد و تقابل و خشونت مجدداً احيا شده و جامعه در دور باطل قرار مي‌گيرد.
در جامعه ايران چنين برخوردهايي ريشه‌هاي عميق و تاريخي دارد. اما اين برخوردها معمولاً ميان جناح حاكم با جناح منتقد و مردم بود، و در ميان خودشان چنين مواردي استثنايي و موقتي است و در صورت بروز ميان حاكمان دير يا زود؛ شكاف ايجاد شده بر اثر اين تعاضات عميق گرديده و جناح مسلط را دو يا چند پاره مي‌كند، و اين امر يكي از شواهد اضمحلال سياسي نيز بوده است. جناح حاكم در دولت و مجلس نشان داده‌اند كه قادر به تعامل و گفتگوي غير خشونت‌آميز، حتي در ميان خود نيستند، چه رسد كه اين كار را بخواهند با منتقدين و حتي مخالفين انجام دهند. براي اثبات چنين ادعايي مي‌توان شواهد متعددي ارايه كرد، اما كافيست به جلسات دو هفته گذشته مجلس اشاره شود.
مطابق قانون، معرفي وزرا براي كسب رأي اعتماد به مجلس از اختيارات رييس دولت است. وي هر كسي را كه بخواهد مي‌تواند معرفي كند. در مقابل مجلس هم حق و اختيار دارد كه فرد معرفي شده را تأييد يا رد كند. اما معمول نيست كه اين كار به همين صورت كه نوشته شده است انجام شود. براي فهم بهتر از خواستگاري مثال مي‌زنم. هر مرد يا خانواده‌اي حق دارند كه از دختري كه منع قانوني ندارد درخواست ازدواج كند. اما افراد عاقل به صرف چنين حقي سر خود را زير نمي‌اندازند و به خانه ديگري بروند و خواستگاري كنند، زيرا دوست ندارند كه پاسخ رد بشنوند، و معمولاً هم اگر با پاسخ منفي مواجه شوند ناراحت مي‌شوند. از اين رو كساني كه نسبت به شنيدن پاسخ منفي حساس هستند، مي‌كوشند كه قبل از مراجعه رسمي براي خواستگاري، از طريق مستقيم يا واسطه به نوعي نظر طرف مقابل را جويا شوند. البته اين امر بدان معنا نيست كه قبلاً پاسخ صد درصد مثبت را بگيرند بعد به خواستگاري بروند، اما تا هنگامي كه اجمالاً حس نكنند زمينه موافقت نسبي وجود ندارد، درخواست ازدواج نمي‌دهند. در اين ميان كساني كه از شنيدن پاسخ منفي بيش از ديگران ناراحت مي‌شوند، تا وقتي كه از طريق غير رسمي مسأله را قطعي نكنند، درخواست رسمي خود را ارايه نمي‌كنند.
وقتي كه چنين شيوه‌اي را در تعاملات فردي و شخصي خود بكار مي‌بريم، به طريق اولي در تعاملات سياسي و عمومي نيز بايد اين شيوه را بكار بريم، زيرا در اين سطح پاسخ منفي يا مثبت ابعاد و آثار بسيار گسترده‌اي پيدا مي‌كند. از اين رو در يك ساختار توسعه‌يافته، پيش از آنكه از موضع «مرغ يك پا دارد» فرد يا نامزد خود را به مجلس معرفي كنند مي‌كوشند از طريق گفتگو و رايزني، موافقت طرف مقابل را براي رأي اعتماد جلب كنند. و پس از استمزاج اوليه فردي را به عنوان نامزد وزارت به طور رسمي معرفي مي‌كنند. اين كار وقتي كه دولت با اكثريت مجلس هم‌خط و هم‌جناح است، بايد بيشتر رعايت شود، زيرا واكنش در برابر پاسخ منفي چنين اكثريتي ناراحت‌كننده‌تر است.
هنگامي از مشورت و تفاهم پيشين بايد پرهيز كرد كه انتقال اختلافات به سطح افكار عمومي مقصود يكي از طرفين باشد، تا از اين طريق به طرف مقابل خود براي كوتاه آمدن فشار آورند. اما اگر بدون رايزني كافي؛ فردي براي كسب رأي اعتماد معرفي شود، طرف مقابل حتي اگر موافق وي هم باشد، اين كار را نوعي بي‌احترامي و حداقل بي‌توجهي و برخورد از موضع بالا تلقي كرده و در برابر آن ايستادگي مي‌كند.
در جريان استيضاح اخير و رأي اعتماد بعدي آن روشن شد كه چنين تعاملي نزد جناح حاكم وجود ندارد، و اگر هم بوده، مصداق گفتگو و تفاهم نيست، بلكه جنگ سياسي از خلال ابلاغ نظرات به يكديگر است. بنابراين با چنين وضعي تصور نمي‌رود كه جناح مذكور قادر باشد كه به حداقلي از تفاهم در انتخابات پيش‌رو نايل شود. وقتي كه در مورد مسأله واضحي مثل استيضاح وزير كشور سابق تا اين حد از تشتت و درگيري را شاهديم، چگونه تصور مي‌شود كه در مسأله مهمي چون نامزدي براي انتخابات به وحدت برسند؟ اين اتفاق تنها در صورتي رخ مي‌دهد كه شرايط و محيط سياسي داخلي به گونه ديگري تغيير كند، كه اين شرايط موضوع بحث اين يادداشت نيست.
اختلافات و شيوه‌هاي ستيزه‌جويانه ميان جناح مذكور و فراتر رفتن از مرحله رقابت و داخل شدن به ستيز، را با شواهد ديگري از رفتار فعالان اين جناح در جريان رأي اعتماد نيز مي‌توان توضيح داد. وقتي كه براي رأي آوردن حاضرند به نام مخالف ثبت نام كنند، اما واقعاً موافق وزير باشند و از اين طريق فقط جلوي اظهارنظر مخالفان واقعي را بگيرند، بدان معناست كه حداقل شرايط براي رفتار رقابت‌آميز و مبتني بر تفاهم ميان طرفين درگيري وجود ندارد. اگر طرفين براي يكديگر احترام قايل بودند، چنين كاري نه تنها اثر مثبت نداشت، بلكه به علت توهيني كه در آن نهفته است، موجب كاهش رأي مثبت هم مي‌شد، اما چون طرفين در برابر يكديگر موضع پيشيني دارند و گفتگو و منطق چون ميخ آهنيني كه به سنگ نرود، به آنان اثر ندارد، لذا دور از انتظار نيست كه در اين محيط جنگي شاهد رفتارهاي فريبكارانه باشيم، زيرا خدعه و رفتار فريبكارانه تنها در جنگ است كه مورد قبول نسبي واقع مي‌شود و در رقابت سياسي و غير سياسي، خدعه و نيرنگ پذيرفتني نيست.
جالب اينكه همين مجلسي كه در برابر رفتار مذكور آن نماينده در تضييع حق مخالفان عملاً سكوت نسبي كرد، هفته پيشتر از آن يك وزير را به اتهام استفاده از مدرك جعلي استيضاح و از وزارت بركنار كرد! در حالي كه اين كار تفاوت ماهوي با تقلب مذكور ندارد. چنين مجلسي چگونه مي‌تواند از مردم بخواهد كه در اجراي قانون صداقت داشته باشند و فريبكاري پيشه نكنند؟
مورد ديگر هم مسأله شمارش آراي 275 نفر است. وقتي كه رقابت، و نه ستيز را پذيرفتيم، پس از گفتگو در باره موضوع، در نهايت بايد فصل‌الخطابي را بپذيريم. اين كار در جامعه مردم‌سالار و دموكراتيك رأي اكثريت است. رأي اكثريت هم وقتي اصالت دارد كه به اندازه كافي درباره موضوع گفتگوي آزاد و موثر انجام شده باشد، اما هنگامي كه در اين رأي اعتماد، فقط يك نفر از مخالفان مي‌تواند حرف بزند، معلوم مي‌شود كه اين شرط محقق نشده، چرا كه نيازي به آن نداشته‌اند، و هنگامي كه به گفتگو و مفاهمه نياز نباشد، منطق و اساس رأي‌گيري هم مختل مي‌شود و طرفين دعوا هرگونه دستكاري و كم و زياد كردن آرا را براي خود مجاز مي‌شمارند، و اينجاست كه با پديده اعتراض به تقلب در شمارش يا انداختن آراي اضافي در رأي اعتماد مذكور مواجه مي‌شويم. وقتي كه من به خود حق دهم كه به نام مخالف ثبت‌نام كنم ولي مخالفت نكنم و فقط حق مخالفان را ضايع كنم، به طريق اولي چنين اجازه‌اي را هم براي خود يا دوستانم قايل مي‌شوم كه با هر طريق ممكن فرد موردنظر خود را از صندوق خارج كنيم.
با كاهش درآمدهاي نفتي اختلافات مذكور در جناح حاكم وضعيت شديدتري هم پيدا مي‌كند، زيرا سهم‌خواهي مفرط و نيز فرار از زير بار پذيرش مسئوليت ناملايمات موجود و آتي و فقدان انسجام و تجربه سياسي نزد بخش مهمي از جناح مذكور، جملگي تشتت و چند دستگي را بيش از پيش مي‌كند. كافيست كه فرصت موجود براي اين رويداد از سوي منتقدان موجود از آنان سلب نگردد!


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1051