آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۴ دی ۱۳۸۷

استهلاك بيشتر از سرمايه مستهلك شده

برخي وقت‌ها نقل يك خاطره مي‌تواند درك بهتري از موضوعات را براي ما رقم بزند. يكي از نمايندگان شاخص مجلس اول نقل مي‌كرد اولين روزي كه در خرداد سال 1359 به مجلس رفتيم هنگام ناهار بسياري از نمايندگان نسبت به طاغوتي بودن غذا اعتراض كردند و آشپز مجلس را شديداً مورد انتقاد قرار دادند. البته ايراد غذاي مذكور فقط خوش‌طعم و خوشمزه بودن آن بود. روز بعد غذا مطابق خواست نمايندگان تهيه شد، به طوري كه بعضاً از روي كراهت و اجبار و يا ترس از انگ خوردن (به جاي غذا خوردن) يا ناتواني در تحمل گرسنگي، آن غذا را خوردند. اين آقاي نماينده تعريف مي‌كرد كه آشپز را صدا كردم و پرسيدم، چگونه چنين تغييري ظرف يك روز در غذا ايجاد شده است؟ و آشپز هم پاسخ مي‌دهد كه به سر جدّت (آقاي نماينده روحاني و سيد بود) هيچ فرقي در مواد غذايي نكرده، فقط در طبخ آن اصول و ضوابط آشپزي رعايت نشده است و الا مواد همان مواد است!
اين خاطره را داشته باشيد تا به مجلس هشتم برسيم كه به نام اصولگرايي و بازگشت به شعارهاي ابتداي انقلاب شكل گرفت و در اولين گام آن قضيه يك صد ميليون تومان كمك خرجي ناقابل پيش آمد كه با توجيهات غير موجهي كوشيدند كه آن را موجه جلوه دهند، اما آخرين موردي كه در همين مدت كوتاه عمر آن، از درون مجلس نقل شده است، تفكيك غذاخوري نمايندگان با ديگر كاركنان مجلس و روزنامه‌نگاران است. كه اين تفكيك صرفاً يك جداسازي مكاني نيست، بلكه به لحاظ غذايي نيز طبقاتي شده و براي نمايندگان محترم چندين نوع غذاي درجه يك و انواع و اقسام پيش‌غذا و پس‌غذا تهيه مي‌شود و براي طبقه فرودست نيز مثل ادارات رفتار مي‌گردد. بنده نمي‌دانم كه در مجلس پيش هم چنين وضعي بود يا نه اما استدلال اين يادداشت متوجه اين مجلس است.
اجازه دهيد كه قبلاً موضع خود را از يك جهت مشخص كنم تا سوء برداشتي پيش نيايد. بنده شخصاً اگر نماينده بودم، ترجيح مي‌دادم كه در قسمت كاركنان غذا صرف كنم، گرچه حساسيتي هم نسبت به اين جداسازي ندارم، و معتقدم اگر نماينده‌اي وظيفه نمايندگي‌اش را درست انجام دهد و در بخش تقنيني و نظارتي به نحو احسن انجام وظيفه كند، نسبت به دريافت حقوق بيشتر يا غذاي بهتر او نه تنها مخالفتي ندارم كه موافق هم هستم، و برعكس اگر نماينده‌اي يا مجلسي اين دو وظيفه خود را انجام ندهد و بجاي آن با ظاهرسازي يا حتي صادقانه خود را خاكي و طرفدار محروم جلوه دهد، اين كار را خلاف مي‌دانم و معتقدم كه خيانت است. البته دريافت كمتر حقوق يا روحيه برابري‌جويانه داشتن يك فضيلت و مورد احترام است، اما اين فضيلت نمي‌تواند جايگزين وظيفه شود، از اين رو حساسيتي هم نسبت به اصل اين جداسازي غذاخوري و حتي تبعيض كيفيت غذاي ارايه شده ندارم، آنچه كه مورد اعتراض است دوگانگي در شعار و عمل است.
به نظرمي‌رسد مجلسي‌ها يا نمايندگ‌اني كه در اين رستوران غذا مي‌خورند بايد شهامت آن را داشته باشند كه از ارايه گزارش تصويري اين تفاوت در رسانه‌ها هم دفاع كنند، همچنان كه نبايد از علني شدن اخذ آن كمك 100 ميليوني برآشفته مي‌شدند، آنچه كه چون موريانه درخت كهنسال اخلاق را در جامعه ما از درون خورده است و جز پوسته‌اي ظاهري چيزي از آن باقي نگذاشته، دورويي و ظاهرسازي است. و حتي به نظر مي‌رسد كه واقعيت اين درخت نيز آشكار شده است و ديگر نمي‌توان در پس صورتي بزك‌كرده، چين و چروك‌هاي كريه آن را پنهان كرد. مشكل جامعه امروز ما هنوز هم مشكل زمان حافظ است، هنگامي كه به شِكوِه زبان به اعتراض مي‌گشود كه جلوه در محراب و منبر با رفتار خلوت متفاوت است.
براي يك ناظر بيروني مسأله اصلي اين نيست كه آيا در مجلس دو نوع غذا با كيفيت‌هاي مختلف ارايه مي‌شود يا همه از همان غذاي بي‌كيفيت مجلس اول تناول مي‌كنند. آنچه هم كه از مجلس اول باقي مانده است و در آينده هم به آن اشاره خواهد شد، خوردن يا نخوردن آن غذا نبود. بلكه قوانين آن مجلس و ايفاي وظايف نظارتي آن بود. هم‌چنين ميزان پايبندي آنان به شعارهاي خود و تأثيري كه اين پايبندي بر نگرش مردم نسبت به نهاد حكومت و مجلس برجاي گذاشت. شايد رفتار نمايندگان مجلس اول براي ما جاي تعجب داشته باشد و آن را نوعي افراط بدانيم، اما واقعيت اين است كه ميان آن رفتار و شعارهاي بيروني اكثريت نمايندگان آن مجلس تطابق و هماهنگي وجود داشت، و آنان دوست نداشتند كه شاهد اين عدم تطابق در شعار و عمل شوند، اگر آن رفتار براي امروزي‌ها قابل درك نيست، ناشي از اين است كه آن شعارها، حداقل به صورت مذكور، امروز بيان نمي‌شود. آن روز اصل 44 قانون اساسي در ذيل چارچوب گفتماني خاصي قرار داشت، و امروز همان اصل را با 180 درجه تفاوت تفسير كرده‌اند. فارغ از درست و غلط بودن اين كار فقط قصد آن را دارم كه تفاوت فضاي دو مقطع را بگويم. اما مشكلي كه وجود دارد اين است كه در اين ميان برخي از افراد و گروه‌ها تكليف خود را روشن نكرده‌اند، تا مجبور نشوند در جلوت چيزي بگويند و در خلوت به گونه‌اي متضاد رفتار كنند. بازگشت به آن شعارها اگر با صداقت و يگانگي رفتار و عقيده باشد. قابل تأمل است، اما هنگامي كه اين فرآيند با حداكثر دوگانگي و تضاد در عقيده و عمل همراه باشد، تأثيري جز استهلاك بيشتر سرمايه اجتماعي مستهلك شده فعلي نخواهد داشت.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1068