آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

مصاحبه

۳۰ دی ۱۳۸۷

فاصله كاخ سعدآباد تا اوين زياد نيست

زندان و تغييرات زنداني سياسي در گفت‌وگو با عباس عبدي:

كيوان مهرگان
K_mehregan&3@yahoo.com
از دوم خرداد 76 و مشخصا بعد از آغاز به كار دولت اول آقاي خاتمي، بعد از اين كه گروهي از روزنامه‌نگاران، فعالان سياسي و اجتماعي بازداشت و يا به زندان و يا حتي محاكمه شدند، رفتارشان براي سال‌هاي طولاني تغيير كرد. مثلا آقاي نوري بعد از زندان نوعي سياست سكوت در پيش گرفت، همين‌طور حجت‌الاسلام موسوي خوئيني‌ها، ايشان با وجود اين كه زندان نرفت، سكوت كرد و جز گفتگوهاي پراكنده و سخراني در مجامع خصوصي، فعاليت سياسي چشم‌گيري از خود نشان نداد. در اين ميان بودند كساني مانند آقاي سازگارا و افشاري كه به آمريكا رفتند. مي‌خواهم با اين مقدمه نه چندان كوتاه به تجربه شما بپردازم. شما از اعضاي هيات موسس حزب مشاركت و از اعضاي بلندپايه آن بوديد. شما هم بعد از زندان رفتن‌تان نه سكوت كرديد و نه از كشور خارج شديد بلكه از دوستان‌تان فاصله گرفتيد اخيرا عليه مواضع دوستان‌تان موضع گرفتيد. زندان چه تاثيري دارد كه زندگي پيش و پس از زندان اين‌قدر دستخوش تغيير مي‌شود؟
عبدي :در مورد زندان همه افراد بايد درك روشني پيدا كنند، هر رژيمي مظهر قدرتش زندان است. استثنا هم ندارد. شما وقتي پديده‌اي به نام دولت مي‌شناسيد،‌كه قدرت داشته باشد و قدرت هم در نهايت يعني قدرت محاكمه و زندان نمودن(البته قدرت ابعاد زيادي دارد اما اين وجه آن لازمه قدرت حكومت است)، اگر پديده‌اي چنين توانايي را نداشته باشد دولت ناميده نمي‌شود. البته اين به آن معنا نيست، آن‌چه اتفاق مي‌افتد، عدل است. اما در دموكرات‌ترين دولت‌ها هم زندان وجود دارد. ذهنيت از زندان براي كساني كه بيرون هستند تا كسي كه به زندان رفته است متفاوت است. كسي كه زندان رفته كمي بيش از كسي كه تجربه زندان نداشته، چهره بي‌پرده حكومت‌ها را مي‌بيند. واقعيت هر حكومتي در زندانش بهتر ديده مي‌شود. اينجا منظورم فقط محيط فيزيكي زندان نيست بلكه برخوردي كه فرد در مدت زندان مي‌بيند هم مهم است. به همين دليل وقتي عده‌اي چنين تجربه‌اي را پيدا مي‌كنند، خودبه‌خود و بر حسب اين تجربه جديد تغييراتي مي‌كنند. نكته ديگر اين كه زندان‌هاي سياسي پيش از اين كه مربوط به رفتار خاص فرد باشد، مربوط به يك جمع است. حالا ممكن است كسي به نمايندگي از جمعي و به هر دليلي اين اتفاق برايش اين اتفاق بيفتد. بنابراين اينجا وضع زنداني سياسي فرق مي‌كند با كسي كه شخصا و به خاطر مثلا دزدي زندان رفته است. براي كسي كه به‌خاطر سياست زندان مي‌رود، مهم است كه بداند چه اتفاقي در عرصه جامعه در واكنش به اين پديده مي‌افتد. در حالي كه فردي كه به‌خاطر عمل دزدي به زندان رفته به ديگران چندان كاري ندارد. تفاوت اين نكته مي‌تواند خيلي از برداشت‌ها را تغيير دهد . ميزان اين تغييرات بستگي به اين دارد كه رفتار فرد زنداني قبل از زندان تا چه حد متكي به تحليلي مشخص و قوي و مطابق با واقع بوده كه زندان نتواند نظر او را تغيير دهد. هر چقدر تحليل وي محكمتر بوده، رفتارش كمتر تغيير مي‌كند و برعكس. بنابراين به وجود آمدن تغييرات رفتاري بعد از زندان طبيعي است، اما اين كه اين تغييرات در مورد هر فرد چگونه اتفاق مي‌افتد، به فرد مورد نظر بازمي‌شود. برحسب اين كه فرد چه شرايطي داشته باشد بايد صحبت كرد.
- در مورد روحانيان اصلاح‌طلب؟
عبدي: در مورد روحانيان اين قضيه متفاوت است. فرضا آقاي موسوي خوئيني‌ها و آقاي نوري را در نظر بگيريم. درباره اين دو نمي‌توان گفت سكوت كرده‌اند زيرا تعبير حكومت از محكوميت آنها تنها به زندان رفتن نيست كه مثلا زندان بروند، دوران محكوميتي را سپري كنند و بعد هم تمام بشود. مثلا كسي كه دزدي كرده زندان مي‌رود، بعد از مدتي آزاد مي‌شود، حكومت ديگر با او كاري ندارد. اما در زندان رفتن سياسي بويژه اگر زنداني در سطح ساختار سياسي باشد اين تعبير وجود ندارد. معمولا زندان بردن آنها به قصد و به معناي متنبه كردن آنها نيست چون براي زنداني سياسي به اين معنا تنبّه جاي چنداني ندارد.
- چرا معنا ندارد؟
عبدي: چون معتقد نيست كه خلافي مرتكب شده است كه حالا با زندان رفتن متنبه شود. اين برخورد يك نماد است.
- نماد چه چيزي؟
عبدي: نماد اين كه اگر بخواهد مجددا شروع كند هميشه بين طرفين دعوا وجود خواهد داشت و ، طرف حكومت نشان مي‌دهد كه مجددا آماده دعواي جديدي است. اما تا قبل از زندان رفتن رفتار حكومت لزوما معناي دعوا نمي‌دهد و هر كس مطابق عقيده و فهم خودش رفتاري را انجام مي‌دهد. اما وقتي يك طرف رسما وارد دعوا مي‌شود، آن وقت دعوا شكل گرفته و اين يك پيام دارد كه شرايط قبل و بعد از زندان يكسان نيست،و اگر طرف زنداني در موقعيتي از سطح بالا در ساختار سياسي قرار گرفته باشد دعوا حاد مي‌شود. مثل قضيه‌ آقاي منتظري. اين دو روحاني و امثالهم نمي‌خواهند راه آقاي منتظري را بروند، نه اين كه آن راه غلط يا درست است يا هر راه ديگري. من اصلا وارد قضاوت ارزشي نمي‌شوم. اما اگر بخواهند وارد اين راه شوند ادامه راه باز هم دعواست، ادامه كشمكش است و برخي اين شيوه را نمي‌پسندند.
- به خاطر ترس است يا چيز ديگر؟
عبدي: نه لزوما، دليل ترس نيست، شايد به اين دليل است كه اين مشي سياسي را موثر نمي‌دانند. پيش خودشان مي‌گويند ما تا جايي كه توانستيم مسيرمان را رفتيم. اما در جايي جلوي‌مان گرفته شد، آنها مي‌گويند ما هم فعلا حرفي نمي‌زنيم.
- پس كساني كه از كشور خارج مي‌شوند...
عبدي: آنها مي‌خواهند ادامه بدهند و شدت فعاليت خود را هم زياد مي‌كنند به خاطر اين‌كه دركي كه از وضعيت داخل پيدا كرده‌اند و با توجه به شيوه عمل خودش درمي‌يابد به هر دليلي شرايط براي فعاليت مشابه گذشته در داخل فراهم نيست.
- خود شما هيچ‌گاه وسوسه نشديد؟
عبدي: من سفر عادي و تفريحي هم حتي‌المقدور ترجيح مي‌دهم نروم، چه برسد به اين كه وسوسه شوم بروم خارج از كشور. بنابراين، انگيزه‌ها بر حسب هر كس متفاوت است. حتي انگيزه‌هاي اوليه با انگيزه‌هاي ثانويه فرق مي‌كند. در شروع ممكن است انگيزه‌هايي وجود داشته باشد، اما در ادامه مسير ممكن است انگيزه‌ها فرق كند. چون شما در شروع با يك انگيزه به خارج مي‌رويد اما ممكن است ببينيد كه اهداف ناظر بر اين انگيزه در آنجا تامين‌شدني نيست آن را تغيير دهيد يا ممكن است انگيزه جديدي به وجود بيايد.
در مواردي انگيزه‌هاي جديدي كه به وجود مي‌آيد باعث انسداد راه بازگشت مي‌شود چون در آنجا به نحوي عمل مي‌كند كه بازگشت برايش بسيار سنگين مي‌شود بنابراين حتي اگر به اهداف اوليه‌اش از رفتن به خارج هم نرسد ديگر راه بازگشتي هم نيست در نتيجه براي توجيه اين وضع اهداف و انگيزه هاي جديدي پيدا مي‌كند در مجموع هر كسي را در يك چارچوب خاص خودش بايد بررسي كرد مثلا در مورد خودم، عدم فعاليت حزبي خيلي ربطي به زندان نداشت، اگر هم بيرون بودم قطعا كنار مي‌كشيدم نه به خاطر اين كه دوستان را قبول ندارم يا دعوا دارم شما وقتي در حزبي يا گروهي كار مي‌كنيد اولا معناي آن اين نيست كه در صددرصد مسايل با هم اشتراك نظر داريد و معنايش هم اين نيست كه در همه چيز با هم اختلاف داريد شما اصولا بايد بدانيد كه در يك امر جمعي آورده‌هاي‌تان با دريافت‌‌ها‌تان چقدر مي‌تواند موازنه شود و آنهايي كه به دست مي‌آوريد از آورده‌ها بيشتر مي‌شود يا خير. من اگر هم بيرون بودم به محض اين كه از ايده خروج از حاكميت عدول مي‌كردند بيرون مي‌آمدم، نه به خاطر اعتراض بلكه اين قضيه دليل حرفه‌اي دارد. من الان هم بخواهم در هر حزبي فعاليت كنم هيچ وقت بصورت حاشيه‌اي و تفنني مشاركت نمي‌كنم، بلكه وقت مي‌گذارم در اين صورت بايد زمينه مناسب براي پذيرش ايده‌هاي متقابل وجود داشته باشد و دوست ندارم در حزبي باشم كه منجر به كشمكش داخلي شود و اختلاف پيش بيايد.
- يعني اگر مي‌مانديد به نظرتان اختلافات‌تان بالا مي‌گرفت؟
نه، بحث اين است كه وقتي جمعي به هر دليلي تحليل‌تان را نمي‌پذيرد يا از آن عدول مي‌كنند و ممكن است نتوانند شما را هم قانع كنند و حداقل راه حلي هم وجود نداشته باشد در اين صورت براي قانع كردن يكديگر كه نبايد دعوا كنيد و به هم بزنيد، مي‌توانيد كناره گيري كنيد چون آخرالزمان كه نشده و چند سال ديگر اوضاع معلوم مي‌شود كه چگونه مي‌شود.
- چرا گذاشتيد جدايي بعد از زندان اتفاق بيفتد؟
براي اين كه هنوز برنامه كنگره سوم معتبر و در دستور كار بود و حزب هم به آن ملتزم بود ،و اهداف طبق مصوبه كنگره سوم بايد محقق مي‌شد اگر خلاف آن عمل مي‌كردند اين تصميم را مي‌گرفتم. آن برنامه تا سال 82 ظرفيت زماني داشته تا آخر سال 81 حداقل جا داشت، البته شايد خيلي خودخواهي باشد ولي شايد اگر مي‌ماندم يك‌سري از اتفاقات بدين شكل رخ نمي‌داد چون من كلا يك تحليل خاصي دارم و بر اساس اين تحليل يقينا با ارائه فهرست منفرد در انتخابات شوراي شهر مخالفت مي‌كردم .به دلايل سياسي كه از قبل هم گفته بودم و ترديد نداشته باشيد كه اگر در آن انتخابات فهرست مشتركي مي‌داشتند اوضاع به گونه دگري مي‌شد. دليل من اين است كه ما بايد با همه نيروهاي خواهان اصلاحات بدون استثنا تا وقتي كه دموكراسي نهادينه نشده،و يا شكاف ملت و دولت به نحو غير قابل بازگشتي از بين نرفته وحدت كنيم، هيچ وقت فهرست جداگانه ندهيم حتي اگر شده از سهم‌مان هم كوتاه بياييم .به همين دليل است كه در شوراي اول شهر اين خط‌مشي جلو رفت، در انتخابات مجلس ششم هم اين خط‌مشي جلو رفت و بر مبناي همين تحليل هم پيشنهاد دادم براي ائتلاف با كارگزاران خانم فائزه هاشمي را در فهرست‌‌مان بگذاريم (آقاي هاشمي استثنا است او فرق مي‌كند) در عين حال كه گفته بودم بدون ائتلاف هم برنده مي‌شويم اما نفس اتحاد مهم است. و معتقد بودم مجلس ششم مي‌تواند دموكراسي را نهادينه كند كه البته به دليلي نشد اما وقتي كه نشد باز هم بايد وحدت حفظ مي‌شد به همين دليل با سياست انتخاباتي بعدي شوراها يعني با ارائه فهرست‌هاي جداگانه يقينا مخالفت مي‌كردم و خيلي از اتفاقات ديگر كه افتاد شايد رخ نمي‌داد. بنابر اين جدائي فعاليت حزبي در قبل از وقتش نشده بود و موضوعيتي هم نداشت..
- آيا صلاح نبود كه شما بعد از زندان‌تان هم مدتي صبر مي‌كرديد حداقل يك بازبيني در تحليل‌هاي‌تان مي‌كرديد و بعد از حزب كنار مي‌رفتيد. يعني كناره‌گيري شما هم‌زمان نمي‌شد با خروج‌تان از زندان؟
عبدي: اصلا اين‌طوري نيست، من در طول زندان مرخصي مي‌گرفتم و مي‌آمدم و هيچ ربطي به اين موضوع نداشته و من با دوستانم رفاقت دارم و اينها هيچ تاثيري در سياست كاري بنده ندارد و فقط كار حرفه‌اي حزبي را انجام نمي‌دهيم، به اين دليل كه حضورم بيشتر مخل فرآيند آنجاست حتي اگر آن فرآيند را قبول نداشته باشم.
- ولي آقاي مهندس! من بيشتر اين‌گونه برداشت مي‌كنم، شما چون در اقليت افتاديد ترجيح داديد كه بيرون بياييد؟
عبدي:اين نظري است قابل احترام.اما شايد گفتنش جالب نيست چون تصور مي‌كنم هنوزم اگر در كنگره شركت كنم و نظرم را بدهم به احتمال فراوان راي اكثريت را خواهد داشت..
- چرا نمانديد كه نظرتان را بدهيد؟
عبدي: پيش بردن نظر اگر مخل وحدت جمعي باشد مفيد نيست و من در وضعيت كنوني جامعه و كشور هيچگاه در بازي هاي فراكسيوني و اكثريت و اقليت حزبي نخواهم افتاد..
- .
- آقاي مهندس اتفاق ديگري در زمان قبل و بعد و در زمان بازداشت شما روي داد، زماني كه يكي از فعالان دانشجويي زندان رفته بود شما گفته بوديد اگر كسي بيايد و مصاحبه بكند ديگر نبايد فعاليت سياسي كند‌ (در زندان، در آن شرايط مصاحبه كند) بعدها همين اتفاق براي خود شما افتاد.
عبدي: من كلمه‌اي و جمله‌اي نيست كه در دادگاه و بازجوئي‌ها گفته يا نوشته باشم و قبول نداشته باشم، اين مسائل در خيالات ديگران است و چنين چيزي اتفاق نيفتاده حتي يك كلمه و جمله در كل بازجويي‌هايم و اظهارنظرهايم و در كل دادگاه و در كل جاهايي كه بوده‌ام يك كلمه نيست كه گفته باشم و قبول نداشته باشم بنابراين چيزي نيست كه بعد بگويم تحت فشار گفته‌ام فقط تنها چيزي كه مي‌تواند وجود داشته باشد اين است كه يك‌سري مسائلي است كه تحت شرائط نگفته‌ام نه اين كه چيزي خلاف عقيده‌ام گفته باشم، مي‌توانم بگويم تحت فشار چيزي خلاف حقيقت و عقيده ام را نگفته‌ام ولي تحت فشار چيزهاي زيادي را كه در شرائط مي‌گفتم، نگفته ام..
- آن جمله را شما نگفته بوديد «كسي كه مي‌رود و فعاليت سياسي مي‌كند و بازداشت شود و...»؟
عبدي: چيزي شبيه به اين است كسي كه مي‌رود و در واقع عليه كسان ديگر حرف بزند و زير همه چيز بزند ولي من تمام چيزهايي كه گفته‌ام و نوشته ام را قبول دارم گرچه اينها خلاف واقعيت نيست اما بخش كوچكي از واقعيت است و به قول انگليسي‌ها اين هم ناقص است. الان كه بازجو اينجا نيست همين الان هم مي‌گويم آنها را قبول دارم فقط بايد يك‌سري حقايق ديگر هم به آنها اضافه شود كه بعدا به پرونده اضافه كردم. من نبايد تحت فشاربه دروغ خلاف عقيده‌ام بگويم اما هنگامي كه در شرائطي تمام عقيده‌ام را نمي‌گويم اين‌قدري متفاوت است و دليل وجود چنين ذهنيتي اين است كه برخي مي‌پندارند كه بايد در دادگاه و به تنهايي و به نيابت از ديگران از اصلاحات دفاع كنم و با دادگاه سرشاخ شوم ولي من اين كار را نمي‌كنم آن‌چه كه به جمع مربوط است جمع بايد بايستد و از آن دفاع كند.
- شما به نمايندگي از جريان‌تان بازداشت شديد؟
عبدي:اگر نمايندگي نباشد كه اصلا كسي با امثال ما كاري ندارند..
- يعني مي‌شود گفت آقاي حجاريان هم به نمايندگي از جريان ترور شد؟
عبدي: قطعا همين‌طور است، به هر حال يك ويژگي‌هايي خود فرد دارد و يك چيزي نمايندگي‌اش دارد و اين نمايندگي البته راندوم(تصادفي) نيست.
- البته آقاي مهندس اين هم صادق است كه كساني كه به قدرت رسيده‌اند به نمايندگي از جريان به قدرت رسيده‌اند.
عبدي: بله فرقي نمي‌كند تمام اينها يكي است. به هر حال اين درست نيست و فرد بايد هزينه‌اش را بدهد .
- دوستان شما آن‌طور كه بايد از شما حمايت نكردند؟
عبدي: بسياري از دوستان در حد وسع خود خيلي كوشيدند. اما در هر حال در اين وارد هر كس بايد از خودش حمايت كند. وقتي شما را بي‌گناه زندان بيندازند من به‌عنوان يك انسان و به عنوان يك شهروند وظيفه دارم از شما حمايت كنم ، معناي واقعي اين دفاع اين نيست كه فقط از آن شما دفاع مي‌كنيم بلكه در واقع دارم از خودم دفاع مي‌كنم؛ در يك كار مشترك طبيعي است كه اين حالت بيشتر است.
- شما توقع داشتيد اين جريان چگونه از خودش دفاع كند؟
عبدي: به اندازه‌اي كه براي خودشان اعتبار قايل باشند بايد از خودشان دفاع مي‌كردند، اگر قدرت نداشته باشد اصلا كسي توقعي ندارد كه كاري بكند، بنده سال 72 هم زندان رفتم و همزمان آقاي موسوي خوئيني‌ها را هم به دادگاه فرستادند و ديگر اصلا توقعي نبايد داشته باشيم چون ايشان هم داشت دادگاه مي‌رفت. با وجود اين از دادگاهش به خانه ما مي‌رفت و به خانواده سر مي‌زند و همه مي‌فهمند كه وضعيت براي او هم به همين صورت است اما نمي‌شود كه آن آقا برود و در صندلي استيل بنشيند و مدرك افتخاري بگيرد و هر روز هم با ماشين آخرين مدل از بغل اوين هم بگذرد و نسكافه هم بخورد، قضيه سر اين است كه كاخ سعدآباد فاصله‌اش با اوين خيلي زياد نيست. بايد فهميد كه قضايا اين‌گونه نيست. درست است كه حافظ مي‌فرمايد جام مي و خون دل هر يك به كسي دادند اما قرار نيست كه من و شما هم اين وضع را امضا كنيم. من از جمله كساني بودم كه هميشه از زندانيان دفاع كردم و اصلا هم منت نمي‌گذارم و وظيفه‌ام هست و اين را دفاع از خودم هم مي‌دانم.اما وقتي كه فردي اين حس را ندارد و فكر كند كه بايد عالم و آدم در خدمت او باشند تا به مراسم اخذ دكتراي افتخاري خود برسد در اين صورت بايد هزينه‌اش را هم بدهد و اصلا اين كار درست نيست كه اين امور را به مسائل شخصي تنزل دهيم. ظلم به انسانيت و حقيقت جايز نيست. آزادگي و حريت كالاي كميابي در اين سرزمين است پس بايد آن را ارزشمند داشت . در مورد زندان نكته ديگري ره هم صريح بگويم. اساسا من از اين كه كسي بخواهد قهرمان‌بازي كند بدم مي‌آيد و دوست ندارم كسي نان شجاعتش را بخورد چون نان شجاعت خوردن بدون خورشت عقلانيت نان شريفي نيست. الان اگر يادداشت‌هاي من را با قبل نگاه كنيد هيچ توفيري ندارد چون حتي المقدور مي كوشم كه ربطي به احساساتم نداشته اشد و همين‌طور قبل از زندان سال 72 يا بعد از زندان 72 را نگاه كنيد و ممكن است كسي بگويد مطالبم پخته‌تر يا دقيق‌تر است و يا نيست ولي فرقي از حيث ميزان شجاعت و ترس در آنها نخواهيد ديد، من از زندان هم كينه‌اي نسبت به كسي ندارم و حتي تا حدّ زندان هم براي فعالان سياسي چون خودم رادر اين كشورمي‌پذيرم چون دعوا است و در دعوا نان و حلوا خير نكرده اند و زندان مي‌برند و برايم اينها مساله‌اي نيست آن‌چه كه ناراحت كننده است رفتار ناصادقانه و ذليلانه برخي‌هاست. چون ياد گرفته ام كه راهي را بروم كه در نهايت حتي اگر تنها هم كه باشم از پس وضع خود بر‌آيم و مكتوب هم در اين قضيه دارم و روزي آنها را منتشر مي‌كنم.
- آقاي مهندس 13 آبان شما را دستگير كردند خيلي تقارن دردناكي بود مي‌توانستند 12، 14 ؟؟ آبان شما را دستگير كنند و 24 ساعت هيچ توفيري نمي‌كرد، اين 13 آبان...
عبدي: مي‌توان گفت هم تعمدي بوده و شايد هم نه اتفاقي صورت گرفته است.
- در جريان بازجويي‌ها به اين مساله هيچ اشاره‌اي نشده؟
عبدي: نه، اصلا اينها موضوعي نيست كه بخواهيم سر آن بحث كنيم، ما كار خودمان را انجام مي‌دهيم، كسي كه مي‌خواهد ما را بگيرد هم كار خودش را انجام مي‌دهد.
- يك نظرسنجي انجام داده بوديد با موسسه آينده در مورد نظر مردم ايران در مورد رابطه ايران و آمريكا آن موقع كه شما را دستگير كردند بحث در مورد رابطه ايران و آمريكا به يك جرم محرز تبديل شده بود اما الان گويي وظيفه شرعي، انقلابي است كه حتما در مورد ضرورت رابطه ايران و آمريكا بحث بشود و رئيس‌جمهور كشور هم در واقع شجاعانه اين مساله را پي‌گيري مي‌كند، شما به عنوان كسي كه به هر حال ظاهرا قرباني اين مساله شديد اين فاصله را چگونه نگاه مي‌كنيد؟
عبدي: توجيه آن مهم نيست و آن بازداشت ربطي به اين قضيه نداشت و اگر هم ربط داشت اصلا مرتبط با اين نظر سنجي نبود كه در مورد رابطه ايران و آمريكا نظرسنجي شده اينها عدم دقتهائي است كه ايجاد مي شود و همه مي پذيرند. اينان كلا با نظرسنجي مخالفند و مخالف هستند كه كسي يا كساني نظر مردم را در رابطه با موضوعي بخواهند كه نبايد بخواهند، حالا مي‌تواند هر چيزي باشد.
- از جمله محبوبيت‌سنجي برخي افراد؟
عبدي: مثلا مي‌تواند اين باشد، فرقي نمي‌كند. دعواي سياسي‌اي است كه رخ مي‌دهد همه طرفين قضيه بايد به ماهيت موضوع آشنا باشند، البته در دادگاه اصلا به حواشي نمي‌پردازم و مساله من هم نيست، اتهام هر چه بزنند از آن دفاع مي‌كنم و در كل با نظرسنجي مخالف هستند، چه در مورد رابطه با آمريكا چه در مورد حكومت ايران.
- و بر اساس همين است كه موسسه را دوباره احيا نكرديد؟
عبدي: نه؛ يكي به دليل تعبيري است كه آن آقايان مي‌كنند و در واقع باز كردنش‌اش يك نوع دعوا محسوب مي‌شد اما از آن مهم‌تر اين است كه بخش قابل توجهي از جمله نظرسنجي در ايران كارفرمايش دولت است و برخي از اين جماعت جديد كه احتمالا نمي‌داند نظر چيست كه نظر مردمش را بخواهد بسنجد و اساسا كاري با اين موضوع ندارد بنابراين اگر هم خداي نكرده كاري در اين موارد داشته باشند كه به آينده نمي‌دهند بنابراين موضوعا آن كار منتفي شده بود ولي دير يا زود مملكت به چنين موسساتي نياز خواهد داشت .
- و شما آمادگي داريد كه دوباره آن را احيا كنيد؟
عبدي: اين بستگي به شرايط دارد و فكر مي‌كنم دير يا زود حكومت خودش را به اين قضيه نيازمند خواهد دانست..
- آقاي كروبي كه الان شما به نوعي از او حمايت مي‌كنيد هر گونه نظرسنجي را نظرسازي مي‌داند، واقعا همين‌طور است. در ايران نظرسنجي نداريم. آيا همه‌اش نظرسازي است؟
عبدي : من موارد مصداقي را نمي‌دانم الان نظرسنجي است يا نظرسازي و دعوايي كه واردش شدند به بنده ربطي ندارد اما نظرسنجي الان جواب نمي‌دهد و من مي‌توانم بدون هزينه مالي به دوستان اصلاح‌طلب كه نظرسنجي مي‌خواستند جواب علمي را بگويم اما اين پاسخ دردي از آنها دوا نمي‌كند، مشكل اين است كه نظرسنجي مانند دستگاه‌هاي سنجش آلودگي هوا نيست، نظرسنجي براي جوامعي است كه نظر وجود داشته باشد و نظر منتقل شده باشد مثلا در آمريكا جامعه مستعد نظرسنجي است كه رقبا رقابت دارند و مشورت مي‌كنند و مسيري طي مي‌شود و در آخر هم يك نفر انتخاب شود اما در ايران و در شرائط كنوني كه در يك هفته ممكن است كل جريان زير و رو شود معنايش اين است كه اصلا زمينه‌اي وجود ندارد كه نظر شكل بگيرد كه حالا آن را بسنجيم و از لحاظ تكنيكي اشكال دارد و پيچيدگي‌هاي آن از چيزي كه برخي فكر مي‌كنند بيشتر است. بنابراين نظرسنجي سهل و ممتنع است، هر كسي مي‌تواند آن را انجام دهد و هيچ كسي نمي‌تواند به اين راحتي آن را انجام دهد.
- آقاي مهندس، نقطه ناديده يا پنهان شده در مساله خود شما از زمان بازداشت‌تان به بعد چي بود كه هيچ وقت جامعه آن را نديد؟
عبدي: اگر پنهان شده‌اش را بگويم كه ديگر پنهان شده نيست و هر موقع كه بخواهم چيزي را بگويم در جايي مي‌گويم كه دربيايد


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1078