اين يادداشت به درخواست شوراي ملي صاح نوشته شده است و قرار بود در سایت مربوط منتشر شود و اکنون به مناسبت نگاه معطوف به صلح از جانب بسیاری افراد توجه به نکته خاص مطرح شده در این یادداشت مفید است.
معمولاً گفته ميشود كه ريشه جنگ و صلح ابتدا در انديشه و فرهنگ شكل ميگيرد و اگر بتوان ذهنيت افراد را با صلح موافق و با جنگ مخالف نمود، به تبع آن صلح برقرار و جنگ بركنار خواهد شد. ترديدي نيست كه مناديان جنگ يا صلح ذهنيتهاي جنگطلبانه يا صلحجويانهاي دارند، اما نبايد فراموش كرد كه عنصر مهمتر از ذهنيت اين و آن فرد در بروز جنگ يا برقراري صلح، وجود عينيتهاي جنگطلب يا صلحجوست. اين عينيتها از دو طريق به جنگ يا صلح ميانجامند. يكي از طريق ايجاد ذهنيت جنگطلب يا صلحجوست. ذهنيت و اعتقادات افراد بيش از آنكه امري انتزاعي باشد كه در خلأ شكل ميگيرد، به نسبت انعكاسي است از محيط و عينيت اجتماعي و سپس تلفيق آن با خواستهاي ديگر است. در جامعهاي كه نابرابري اجتماعي و طبقاتي شديد باشد، به طور طبيعي زمينه مناسبي براي شكلگيري ذهنيت جنگطلب و تقابلجو است و در مقابل جامعهاي به نسبت برابر، نيز ذهنيتهاي صلحجويانه را رشد داده و تقويت ميكند. بسيار سخت است كه بتوان در جامعهاي شديداً نابرابر، افراد مسالمتجو و مخالف اعمال خشونت تربيت كرد و پرورش داد.
واقعيت محيط اجتماعي از طريق ديگر هم به جنگ يا صلح كمك ميكند، واقعيت اجتماعي ميتواند احتمال بروز رويداد جنگي يا صلحجويانه را تقويت يا تضعيف كند. هر چند هم كه افراد به دلايل متعدد و بر اثر آموزههاي غير موثر از واقعيت اجتماعي جنگطلب يا صلحجو باشند، اما به فعليت در آوردن اين ذهنيت از سوي آنان هميشه و در همه حال به يك اندازه محتمل نيست. براي مثال ارتكاب عمل سرقت در جوامعي كه نابرابري و فقر بيشتر است، با سهولت بيشتري در ذهنيت عدهاي مشروعيت پيدا ميكند. اما چنين مشروعيتي به خودي خود به سرقت تبديل نميشود، بلكه به ميزاني كه شرايط عيني و محيطي هم براي سرقت مساعد باشد، شاهد رشد اين پديده خواهيم بود. مثلاً هرچه بيشتر به امور ايمني توجه شود، احتمال بروز سرقت كمتر خواهد شد.
اما اين پرسش پيش ميآيد كه چرا معمولاً بر وجه تأثير انديشه بر صلح و جنگ بيشتر از موارد عيني و غير ذهني تأكيد ميشود؟ اين كار چند دليل دارد. يكي اينكه مشاهده افراد جنگطلب و صلحجو راحتتر از مشاهده عوامل و زمينههاي ديگر است. براي مثال در روابط كنوني ايران و آمريكا، پيگيري اظهارات مسئولين دو كشور بسيار سادهتر از درك و پيگيري عامل قيمت نفت براين روابط است، جذابيتهاي خبري طرفين مجادله كه معمولاً هم از خلال اظهارات و كلمات جنگطلبانه متجلي ميشود، كاري ساده و آسان است. در نتيجه به ذهن ميرسد كه عامل انديشه و ذهنيت نزد طرفين دعوا، بيش از هر چيز ديگر مهم و تأثيرگذار است.
دليل ديگر هم بر اين تأكيد وجود دارد. ما به طور عادي فكر ميكنيم كه براي اصلاح وضع بايد بر اصلاح متغيري انگشت گذاشت كه در دسترستر و تغيير و تحول آن محتملتر است. از اين مقدمه نتيجه ميگيريم كه تغيير ذهنيتها ميسرتر و سادهتر است تا تغيير در وجه عيني امور، به همين دليل هم بر ذهنيت و انديشه جنگطلب يا صلحجو تأكيد بيشتري ميشود.
به نظر بنده گرچه اصلاح ذهنيتها براي تقويت صلح لازم و ضروري است، اما به هيچ وجه كفايت نميكند. بدون تغيير ساختار و عينيت جنگطلبانه نميتوان ذهنيتها را تغيير مهم و پايداري داد. بنابراين بيش از هر چيز بايد تأكيد را بر شناخت عناصر مادي و موثر بر جنگ و صلح متمركز كرد تا با تحول مناسب در اين واقعيت مادي، پايههاي جنگطلبي را لرزان و ساختمان صلحجويي را مستقر كرد.