آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۱۱ بهمن ۱۳۸۷
روزي كه بر مزار احمد تبريكگويان ميرويم
يك سال از مرگ ناگهاني مرحوم احمد بورقاني گذشت، اگر از من بپرسند از هر كسي سه ويژگي مهم وي را نام ببر، در اين خصوص براي مرحوم بورقاني، حريت و آزادگي را ويژگي اول، اعتقاد راسخ به آزادي رسانه را ويژگي دوم و شوخ طبعي را ويژگي سوم آن مرحوم ذكر خواهم كرد. در اين يادداشت ميكوشم كه به ياد احمد بورقاني و از منظري شبيه به او، نگاهي مختصر به وضعيت رسانهها در چند هفته گذشته بياندازم، تا معلوم شود كه مشكلي كه مرحوم بورقاني براي حل آن حاضر به پذيرش مسئوليت شد، هم اكنون نيز نه تنها حل نشده، كه وضعيت بدتري هم پيدا كرده است.
بسته شدن شهروند امروز و سپس ممنوعيت انتشار نيمروز كه با بهانههاي شكلي رخ داد، و با چندي تأخير همراه شد با توقيف كارگزاران و افتتاح شبكه بيبيسي فارسي و واكنش بسيار تند مقامات رسمي كشور در برابر آن و در ادامه همزمان شد با تغيير مدير راديو و نيز مشكلات ايجاد شده براي برنامه نود شبكه سوم. اين رويدادها نشان داد بهترين وسيله براي سنجش سلامت يك جامعه و ميزان اعتماد به نفس دستاندركاران آن و حقانيت و يا حداقل مقبوليت سياستهاي جاري، وجود رسانههاي مستقل و آزاد از قدرت است. موضوعي كه مرحوم بورقاني آن را يك اصل تلقي ميكرد و حاضر هم نشد با چشمپوشي از اين اصل آن را فداي چيزهاي ديگر كند.
ترس و واهمهاي كه برخي دولتها از رسانههاي منتقد و آزاد دارند، ريشه در بياعتقادي به راه و روش جاري و بياعتمادي به تواناييهاي دستاندركارانش دارد. دولتهايي قدرتمند هستند كه در درجه اول به خودشان و در درجه دوم به مردمشان باور و اعتقاد داشته باشند. وجود اين باور و اعتماد صرفاً با كلمات و ژستهاي تبليغاتي اثبات نميشود، معيار اصلي براي وجود چنين باوري، ميزان تعهد و التزام و پايبندي آنها به آزادي رسانههاست. دولتهايي كه در غياب رسانههاي پرسشگر و آزاد و مستقل و در نبود روزنامهنگاران شجاع و آگاه، يكطرفه به قاضي ميروند و طبعاً خندان و راضي برميگردند، مصداق آن ضربالمثل مشهور هستند كه؛ خود گويي و خود خندي عجب مرد هنرمندي! دولتمرداني كه با حذف رسانههاي آزاد، تريبون را در دست ميگيرند و درباره اداره زمين و زمان داد سخن ميدهند، بيش از هر كس ديگر، در ادعاي داشتن هر گونه حقانيتي؛ خود را فريب ميدهند و مثل كبكي ميمانند كه سر را بر درون برف كرده و آواز ميخواند. اين دولتمردان در برابر تمامي رسانهها واكنش منفي ندارند، چه بسا از رسانههاي زرد و حتي هتاك و بيمنطق عليه خود نيز استقبال كنند، كه از اين طريق تا حدي براي حقانيت نداشته خويش شواهد و اسناد فراهم كنند. نحوه برخورد متفاوتي كه اين روزها با تلويزيون فارسي صداي آمريكا و بيبيسي فارسي ميشود گوياي اين واقعيت است، كه متوليان امور نسبت به چه چيزهايي حساستر هستند.
اگر اينان حداقلي از اعتماد به نفس را داشتند و در ضمير و وجدان خويش، براي افكار و سياستهاي خود حقانيتي ولو اندك قايل بودند، قطعاً اين پرسش را مطرح ميكردند كه چگونه ميتوانند به تاسيس شبكه فارسي زبان از سوي كشور ديگري ايراد بگيرند، در حالي كه مركزيت شبكه انگليسي زبان خودشان در پايتخت آن كشور است و خبرنگارانش از امنيت و آزادي برخوردارند و با هر كس كه بخواهند مصاحبه ميكنند؟
كساني كه قادر نباشند يك برنامه ورزشي را تحمل كنند، چگونه ميتوانند از پس حل مشكلات كشور و اقتصاد جامعه و سياست خارجي برآيند؟ آنان چگونه ميخواهند براي دنيا راهحل بدهند، در حالي كه بخش عمدهاي از ذهنيت آنان درگير مواجهه با رسانههاست؟ رسانههايي كه در حداقل از توان و ظرفيت در حال وظيفه هستند.
آرزو ميكنم كه شاهد ظهور و دوام و بقاي رسانههاي مستقل و حقيقتجو باشيم، گرچه اين آرزويي محال نيست، اما اگر چنين فضايي را درك كرديم، همه با هم بر مزار احمد بورقاني جمع ميشويم و همراه با فاتحهاي اين روز را به او تبريك خواهيم گفت. انشاءالله


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1087