آیا انقلاب فرزندان خود را می خورد؟

گفتگوی حاضر به مناسبت سی امین سال پیروزی انقلاب با خبرگزاری ایلنا انجام شده است.


س)برخي بر مبناي تئوري‌‏اي که معتقد است انقلاب فرزندان خود را مي‌‏بلعد، قائل به حذف تدريجي برخي حاميان انقلاب‌‏ها در اعصار مختلف پس از آن هستند، به نظر شما آيا انقلاب اسلامي ايران نيز مشمول اين قاعده شده است؟
عبدي: براي درک روشن‌‏تر از اين موضوع، چاره‌اي نيست جز آن که به دلائل بروز انقلاب بازگرديم. انقلاب زماني رخ مي‌‏دهد که فضا بسته است زيرا در يک فضاي باز و آزاد، طبعا انقلابي اتفاق نمي‌‏افتد و انقلاب در فضاي آزاد موضوعيتي ندارد.
زماني که فضا بسته باشد، روابط، نگاه‌‏ها و برداشت‌‏هاي افراد از يكديگر، واقع‌‏گرايانه نيست. مثلًا وقتي من و شما يک دشمن مشترک پيدا کنيم که هر لحظه در صدد نابود کردن ما است، علي‌‏رغم تمام اختلافاتي که داريم، کنار هم و در برابر دشمن قرار مي‌‏گيريم البته نه تنها کنار هم قرار مي‌‏گيريم بلکه حس مودت‌‏آميز هم نسبت به يكديگر پيدا مي‏کنيم که بسيار مهم است.
پس از شکست دادن دشمن، چون ديگرعامل خارجي وحدت بخش وجود ندارد لذا آن رابطه پيشين هم طبعا وجود نخواهد داشت بنابراين به بررسي مجدد روابط بين خود مي‌‏پردازيم و در اين مرحله متوجه اختلافات عميق ميان يكديگر مي‌شويم اما اين اختلافات را جز از طريق خشونت نمي‌‏توانيم حل کنيم زيرا در فضاي بسته پيشين ياد نگرفته بوده‌‏ايم که چگونه مسايل خود را با راهي جز خشونت حل کنيم و در آن فضا، تنها چيزي که ياد گرفته بوديم، اين بود که حکومت درصدد حذف ما و ما در صدد نابودن کردن حکومت بوديم.اين تنها آموزه‌‏اي بودکه بلد بوديم لذا پس از انقلاب در مواجهه با اختلافات، همين آموزه را در ميان خود تکرار مي‌‏کنيم زيرا چيزي غير از آن بلد نيستم. روشن است که اگر انقلاب پيروز شود، تمام نيروهايي که قبلا در کنار هم قرار گرفته بودند به دليل عمده شدن اختلافات مسكوت گذاشته شده، با يکديگر به جدال مي‌‏پردازند. البته نبايد اين برداشت را داشت که لزوما فرد يا گروهي که حذف شده، بي‌‏گناه و در مقابل گروه يا فردي که حذف نشده، گناهکار است و بر عكس. اين برداشت و استدلال درست نيست. همه کمابيش اين رفتار را با هم داشتيم و علت آن فرد و گروه خاصي نيست زيرا در فضاي بسته نحوه حل مسالمت آميز اختلافاتمان را ياد نمي‌‏گيريم و در اولين فرصت و اقداممان مانند گانگسترها، استفاده از اسلحه را راه حل اختلافات مي‌دانيم که نتيجه آن واضح است و بسياري از افراد حاضر در انقلاب رو در روي يكديگر قرار مي‌گيرند و از اين روست كه گفته مي‌شود انقلاب فرزندان خود را مي‌خورد.
س)تا چند روز ديگر وارد دهه چهارم انقلاب اسلامي مي‌‏شويم اما طي اين سالها شاهدبوديم که برخي از نيروهاي فعال که در به ثمر رسيدن انقلاب نقش داشتند، اکنون جايي در عرصه سياسي و مديريتي کشور ندارند، آيا اين مساله را مي‌‏توان به بي‌‏مهري به فرزندان انقلاب اتلاق کرد؟
عبدي) يک بخش اين موضوع طبيعي است. يعني قرار نيست که يک نفر از اول تا آخر عمر در فعاليت سياسي بماند و ممکن است بنا به دلايلي اعم از اينکه آرمان‌‏هايش محقق نشده و سرخورده شده و يا نتوانسته خود را با محيط جديد وفق دهد از عرصه کنار رود؛ البته بخش‌‏هايي هم تحت فشار کنار مي‌‏روند. قرار نيست همه تا آخر عمر در اين ميدان بمانند.
س) گروه‌‏هايي مانند ملي مذهبي‌‏ها، روحانيت و... سهم بزرگي در انقلاب اسلامي داشتند. به نظر شما آيا اعضاي اين گروه‌‏ها پس از انقلاب به سهم خود در قدرت رسيدند؟
عبدي) سهم‌‏خواهي اشکال دارد. گويي انقلاب يک گوشت قرباني بوده است و هر کس بايد سهمي از آن را ببرد .ما بايد از اصل حق مشارکت افراد دفاع کنيم. که اين مشارکت به معناي حضور افراد در دولت و رياست‌‏جمهوري نيست. به عنوان مثال شما اکنون چه توقعي از دولت داريد؟ توقع داريد وزير شويد؟ گروه‌‏هاي بيرون از دولت انتظار وزارت دارند؟ آن‌‏ها بايد حق اظهارنظر و مشارکت داشته باشند بنابراين سهم‌‏خواهي از انقلاب درست نيست. هر كس اگر حق مشاركت جوئي را داشته باشد به موقع هم وارد قدرت مي‌شود.
البته در دولت مرحوم مهندس بازرگان ترجيح بر مشارکت بود زيرا هنوز انتخاباتي شكل نگرفته بود، البته مشارکت عمومي در دولت منجر به تضعيف هماهنگي در دولت و کاهش انسجام آن مي‌‏شود ولي از سوي ديگر تضادهاي سياسي جامعه را هم کاهش مي‌‏دهد. در دولتي که همه در يک خط باشند، ممکن است موفقيت‌‏هايي کسب شود اما تضادها به جامعه منتقل مي‌‏شود و زماني‌‏که تضادها به جامعه منتقل شود و با شيوه‌هاي مسالمت آميز حل اختلاف هم آشنائي نباشد، امکان خشونت و درگيري در آن جامعه وجود خواهد داشت.
دولت اول پس از انقلاب بايد مي‏کوشيد تا بخش بيشتري از نيروهاي موثر در انقلاب را به دولت دعوت ‏کند تا چالش‌‏هاي بعدي به وجود نيايد.
س) برخي نيروهاي فعال در انقلاب اسلامي، اکنون در بسيار از انتخابات‌‏ها ردصلاحيت مي‌‏شوند و مشارکتشان به صدور يک بيانيه در زمان انتخابات‌‏ها و يا مواقع مهم ديگر محدود شده است. آيا مشارکت محدود و حداقلي برخي گروه‌‏ها مانند ملي مذهبي‌‏ها از آرمان‌‏هاي انقلابي است که معتقد به حضور تمام گروه‌‏ها در فعاليت‌‏هاي سياسي و اجتماعي بوده مي‌‏باشد؟
عبدي) مشكل فراتر از ملي مذهبي‌‏ها است. حتي بسياري از افراد جبهه رفته که معلول و جانباز هم هستند رد صلاحيت مي‌شوند.شما ممکن است بگوييد نتايجي که اکنون شاهد آن هستيم، به طور قطع محصول طبيعي انقلاب است که اگر اين‌‏طور باشد، ديگر بحثي باقي نماند اما اين موضوع، چيزي است که جناح حاکم بر آن اعتقاد دارد و معتقد است که اين مسايل از طبيعت انقلاب بوده و بايد به اين‌‏ جا مي‌‏رسيديم. اما انقلاب مانند يك بازي است گرچه اين بازي قواعدي الزامي هم دارد اما نتيجه هر حرکتي كه انجام شده و به حركتها و مسايل بعدي بستگي دارد و قطعيتي در كار نيست.
ُس)برخي معتقدند که اهداف انقلاب اسلامي تا حدودي به فراموشي سپرده شده است. شما علت اين امر را چه مي‌‏دانيد؟
عبدي) يک دليل آن درگيري‌‏هايي بود که گروه‌‏هاي اول انقلاب ايجاد کردند و در اثر اين درگيري‌ها ماهيت قدرت تا حدودي تغيير پيدا کرد. زماني که اين طرف و آن طرف اسلحه کشيدند و سلاح را بر زمين نگذاشتند، منجر به راديکال شدن بخش‌‏هايي از حکومت شدند و زماني که اين گروه‌‏ها از بين رفتند، اين خشونت نهادينه شده بود.
در اول انقلاب کسي با محافظ بيرون نمي‌‏رفت اما در هيچ کجاي دنيا ديده نشده است که در فاصله کوتاهي از انقلاب، ده‌ها نفر از مقامات عالي انقلاب در انفجار کشته و چند صد نفر از آن‌‏ها ترور شوند. در هر جاي دنيا اين اتفاق بيفتد، چنان فضاي وحشتناکي از سوي حکومت به وجود مي‌‏آيد که آن فضا احتمال دائمي شدن هم دارد .
عامل ديگر جنگ بود زيرا جنگ،آثار و عوارض انسدادي دارد.وقتي يک جنگ در آن فضا، 8 سال ادامه يابد، ماهيت رفتارهاي متناسب با آرمان‌‏هاي انقلاب را تغيير مي‌‏دهد و عوارض خود را ايجاد مي‌‏کند. درست است که با نظام استبدادي مبارزه کرديم اما مبارزه با نظام استبدادي به معناي داشتن فرهنگ دموکراتيک نيست. چه بسا مي‌‏توانيم از زاويه فرهنگ استبدادي با استبداد مبارزه کنيم. اين ‌‏که گفته مي‌‏شود، هر نظامي مخالفان خود را از جهاتي مشابه تربيت مي‌‏کند، يک واقعيت است.
اول انقلاب ردصلاحيت به اين معنا وجود نداشت اما به تدريج به جايي رسيديم که نظارت استصوابي مطرح شد و نزديک‌‏ترين افراد به انقلاب را هم رد کردند؛ چه برسد به افرادي که معتقد به آرمان‌‏هاي انقلاب بودند.البته اکنون با همه مشکلاتي که وجود دارد بايد به يک نکته مثبت نيز اشاره کرد که هيچ کس دست به اسلحه و خشونت نمي‌‏برد و حاضرند وضع را تحمل کنند تا شرايط باز شود.
س) پس از انقلاب شاهد نامگذاري دوران‌‏ها به اسامي مختلف مانند دوران سازندگي، اصلاحات و غيره بوديم. شما اين تقسيم‌‏بندي‌‏ها را قبول داريد؟
عبدي) هر نوع تقسيم‌‏بندي مي‌‏تواند قراردادي و ناظر به چارچوب‌‏هاي تحليلي فرد باشد. اگر بخواهند در اين اتاق، من و شما را تقسيم‌‏بندي کنند، فردي از نظر ايدئولوژيک و فرد ديگري از نظر جنسيت يا سن ما را تقسيم‌‌‏بندي‏ مي‌‏کند که همه آن‌‏ها درست است.تقسيم‌‏بندي بستگي به زاويه ديد و نگاه به موضوع دارد.
س) مبنا را عملکرد دولت‌‏ها قرار دهيد.
عبدي) هر کدام از دولت‌‏ها رفتار متفاوتي داشته‌اند. دوره‌‏‏ اي، جنگ بود که حتي دوران جنگ را نيز مي‌‏توان به دو بخش تقسيم کرد. يکي تا سال 62 و ديگري تا سال 68 که اين دو دوره داراي ويژگي‌‏هاي متمايزي هستند. دولت آقاي هاشمي نيز ويژگي‌‏هاي خود را داشت .
زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي را نيز در دو دوره جداگانه مي‌‏توان بررسي کرد يکي از سال 76 تا 81 و ديگري از سال 81 تا 84 که تفاوت دوره دوم خاتمي با دوره اول ايشان بيش از تفاوت اين دولت با دولت‌‏هاي سابق بود و به عبارتي، دوره 81 تا 84، دوره سقوط فاحش است.
س)بزرگترين آفت که انقلاب را تهديد مي‌‏کند را چه مي‌‏دانيد؟
عبدي) انقلاب انجام و پيروز شد. اکنون بايد بررسي کرد که چه چيزي جامعه را تهديد مي‌‏کند.
س) به هر حال شعار انقلاب ما، استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي بود. به نظر شما اين شعارها تا چه حد اجرايي شده است و چه موانعي تحقق اين شعارها را با تهديد مواجه مي‌‏کند؟
عبدي) انقلاب اثرات خود را گذاشته است و چيزي نمي‌‏تواند آن را نابود کند. انقلاب کبير فرانسه را ببينيد که بيش از دويستمين سالگرد آن را هنوز جشن مي‌‏گيرند. در حالي‌‏که آن انقلاب، وجود خارجي ندارد و اتفاق تاريخي بود که مردم فرانسه و جهان از مجراي اكنون با آن ارتباط برقرا مي‌‏کنند. مهم آن ارتباط است که برقرار مي‌‏شود يا انقلاب اکتبر را در نظر بگيريد، چه سالي از بين رفت؟ آيا بايد گفت زماني که فروپاشي شوروري پيش آمد، آن انقلاب از بين رفت؟ نه.اين انقلاب خيلي قبل‌‏ترها تمام شده بود.
بنابراين انقلاب ما، يک رويداد مهم بود که در تاريخ ما رخ داد و آثار و عوارض جدي در منطقه و کشور داشت البته تمامي اين آثار و عوارض ثابت و جبري نبوده است بلکه رفتارهاي ما آن‌‏ها را شکل و معنا داده است.انقلاب، اتفاقي بود که رخ داد و تمام شد، حال اين‌‏که عده‌‏اي بخواهند نان آن را بخورند، ما که نبايد فريب نان خوردن آنها را بخوريم .
اما در هر حال عرض مي‌كنم كه آن‌‏چه انقلاب را تهديد مي‌‏کند، ناديده گرفتن اصل انقلاب است. اصل انقلاب هم به معناي رعايت خواست مردم است. خواست مردم هم چيزي نيست که يک بار در طول تاريخ رخ دهد و تمام شود. امام(ره) نيز به صراحت اين مساله را عنوان داشتند که فرض كنيم مردم در گذشته مي‌‏خواستند حکومت شاهنشاهي باشد، به ما چه ربطي دارد{نقل به مضمون}. چيزي که انقلاب را تهديد مي‌‏کند و پاسخ آن مي‌‏تواند فروپاشي باشد، ناديده گرفتن خواست مردم است.
خواست مردم هيچ قيدي را نمي‌‏پذيرد و کسي حق ندارد بگويد خواست مردم به چه شکلي بايد باشد.اين خواست مي‌‏تواند خوب يا بد باشد.من و شما هم مي‌‏توانيم با اين خواست موافق يا مخالف باشيم. هيچ‌‏گاه اعتراض اصلي به شاه اين نبود که چرا اين کار را مي‌‏کني و چرا آن کار را نمي‌‏کني بلکه بحث بر سر اين بود که چرا خواست عمومي را رعايت نمي‌‏کني.
بنابراين تنها چيزي که انقلاب را تهديد و آن را به فروپاشي و ضد انقلاب مي‌‏کشاند، عدم توجه به خواست عمومي و ردصلاحيت‌‏هاي غير قانوني، عدم آزادي و... است.
س) يعني شما توجه به خواست ملت را مهمترين موضوع در پايداري ارزش‌‏‌‏هاي انقلابي مي‌‏دانيد؟
عبدي). بايد همواره به به دنبال اين باشيم که خواست مردم چيست. اما اين كار نظرسنجي نمي‌‏خواهد. بلکه خواست مردم بايد به صورت سيال در جريان باشد.
چه کسي بايد تعيين کند که اين خواست چه بوده است؟ آن خواست هر چه بوده، يقينا وضع فعلي نبوده است. بتابر اين کاري به اين نداريم که از مردم بپرسيم خواستتان چه بوده است. مهم اين است که در هر لحظه خواست عمومي توان تجلي يافتن داشته باشد.
يک عده حق ندارند با تعبير خود بگويند چون اول انقلاب اين خواست مردم بوده است، حق عوض شدن ندارد.
اشکالي که در اين منطق به وجود مي‌‏آيد اين است که اگر به خواست كنوني مردم توجه نشود وضعيت ديالکتيکي پيش مي‌آيد يعني مشکلي که شاه هم با آن طرف بوده است. وقتي مردم خواستي را محقق كردند در صورت جلوگيري از تحقق خواستهاي بعدي آنان، ممکن است به صورت ديالکتيکي با خواست قبلي مخالف شوند بر مصداق اصل معروف "الناس حريص علي ما منعه". و در اين صورت هر چه که شکاف ميان خواست مردم با واقعيت جاري و مجاز شديدتر مي‌‏شود، تز و آنتي تز بيشتر با هم دشمن مي‌‏شوند لذا در اين دوره مردم ضد فرهنگ رسمي مي‌‏شوند.
مثلا گرايش اسلامي اکنون در جامعه با قبل از انقلاب قابل قياس نيست. شاه زماني که ضداسلام بود، مردم گرايش به اسلام را نشان مي‌دادند.
س) حضرت امام (ره) بحث صدور انقلاب را مطرح کردند. به نظر شما هدف امام از مطرح کردن صدور انقلاب چه بود و آيا صدور انقلابي که بنيانگذار انقلاب شعار آن را در اويل انقلاب دادند با آن صدور انقلابي که اکنون مطرح مي‌‏شود، تفاوت دارد؟
عبدي) هر چيزي بايد در زمان خود بحث شود. زماني‌‏که انقلابي پيروز مي‌‏شود، يک موج عظيمي در منطقه و دنيا درست مي‌‏شود و کساني که انقلابي هستند، حس مي‌‏کنند که مي‌‏توانند دنيا را تغيير دهند و در اين مساله هم صادق هستند و واقعاً از جان گذشته اين حرف را مي‌‏زنند اما به دليل رشد در فضاي بسته، انتزاعي هستند يعني درک درستي از واقعيت ندارند لذا آن مسير را مي‌‏روند و ممکن است با مشکلي مواجه شوند و عقب‌‏نشيني کنند. اصلاً اکنون چه چيزي براي صادر کردن داريم؟ وزير ميلياردي را؟
شما آن موقع را بررسي کنيد که کل زندگي يک فرد انقلابي شايد به اندازه اثاث اين اتاق فعلي آقايان ارزش پولي نداشت اما اگر امروز تلفن منازل اين مسوولان را بررسي کنيد، بيشتر آن‌‏ها با 2 و به ندرت با 8 آغاز مي‌‏شود و نه پيش‌‏شماره‌‏هاي 5، 3، 4، 7، 6 . البته اين يک وجه قضيه است. در اول انقلاب تمام مصوبات براي کمک بيشتر به مردم و برابري بود اما امروز مصوبات در اين راستا است که با رانت به دانشگاه بروند و مدرک،‌‏ شغل و سهام بگيرند. چيزهاي خنده‌‏داري اتفاق مي‌‏افتد.
س) آينده انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي را چگونه پيش‌‏بيني مي‌‏کنيد؟
عبدي) تجربه تاريخي نشان داده است که نظام به همين نحو ادامه نخواهد يافت و وضعيت آن، حتماً تغيير مي‌‏کند.برخي ديدگاه بني‌‏اسرائيلي دارند و فکر مي‌‏کنند خدا پشت و پناهشان است. خدا پشت قباله بني‌‏اسرائيل را امضا کرده بود اما 40 سال آنها را سرگردان كرد. وضعيت مملکت ما مانند راه رفتن بر روي بند است، ممکن است به آخر خط برسد و پيروز شود و يا ممکن است بيفتد. شواهد مثبت و خوب و متاسفانه شواهد منفي هم نمايان است. کوشش ما بر اين است به عنوان فردي که خود و خانواده‌‏هايمان به کشور علاقه داريم و مي‌‏خواهيم در اين كشور زندگي خوبي داشته باشيم، شرايط مثبت را تقويت و موارد منفي را کم کنيم.
گفت‌‏وگو از : مطهره شفيعي