آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۱۴ بهمن ۱۳۸۷
شرط لازم افزايش حساسيت اجتماعي
وقتي كه همه ما و هميشه درپي خريد خدمات و كالاهاي ارزانقيمت باشيم، به ناچار دير يا زود مجبوريم آن كالا يا خدمت را در حداقل كيفيت و با گرانترين قيمت، خريداري كنيم، آن هم پس از ايستادن در صف طولاني!! اين قاعده را داشته باشيد تا به اصل ماجرا برسم.
1ـ نيازهاي بشري سلسلهمراتبي دارد، امنيت در رأس نيازها و در كنار و شايد بالاتر از نياز به خوراك قرار داشته باشد ولي ما دركي از امنيت واقعي نداريم. يكي از دوستان كه سابقه مبارزه مسلحانه عليه رژيم گذشته را داشت و از نوجواني در زندگي مخفي و هراس و دلهره و سپس زندان بود و پس از انقلاب هم فعاليت سياسي داشت كه اين فعاليت هم معمولاً بيدردسر نيست، در ميانسالي (بالاي 40 سالگي) براي ادامه تحصيل به اروپا رفت تا دكترايش را بگيرد، وقتي برگشت، در گفتگويي گفت كه امنيت را قبل از اين حضور در اروپا، چنانچه شايسته است حس نميكردم و تازه متوجه شدهام كه احساس امنيت داشتن يعني چه؟
2ـ وقتي كه در دهه چهل به دبستان ميرفتيم، هر روز صبح خودمان (اعم از پسر يا دختر) فاصله چند صد متري خانه تا مدرسه را به تنهايي طي ميكرديم و هيچگاه هم نديدم كه پدر يا مادري فرزند خود را هر روز به مدرسه بياورند و ظهر او را برگردانند، و به ياد هم نميآورم كه اتفاقي براي هزاران دانشآموز محل افتاده باشد. اما الآن وقتي كه فرزند خود را به مدرسه ميبريم، از اينكه دانشآموزي با پاي پياده و به تنهايي مسير را طي ميكند تعجب و آن را به حساب بيتوجهي خانواده ميگذاريم، بخشي از اين رفتار و تصور مربوط به تغيير جايگاه كودك و فرزند در خانواده است، اما بخش مهمتر آن مربوط به احساس بياطميناني و ناامني از به تنهايي رفتن فرزند به مدرسه است، اين عدم امنيت شامل احتمال بروز حادثه تا مسايل ديگر ميشود. طبيعي است كه اگر ما بهترين امكانات زندگي را هم داشته باشيم، اما احساس امنيت نكنيم، فاقد آرامش و رضايتخاطر مطلوب و مناسب هستيم. يكي از مهمترين وجوه ترس و احساس ناامني ما، ترس از جرم و قرباني شدن است. و حاضريم براي فرار از اين ترس هزينه لازم را هم بپردازيم.
3ـ نميدانم تاكنون به برخي مناطق تهران از جمله شهرك غرب رفتهايد يا نه؟ مناطقي كه ابتداي كوچه آن كيوسك نگهباني همراه با زنجيري براي جلوگيري از ورود افراد غريبه قرار دارد. نگهباني كه هزينه آن از سوي مردم محل پرداخت ميشود و آرامش و احساس امنيتي را بر اهالي محل عرضه ميدارد كه قابل معاوضه با هيچ كالاي ديگري نيست. روشن است كه اين كار جنبه محدود و استثنا دارد و امنيت از جمله كالاهايي است كه دولت بايد عرضه كند، اما نقش مردم در ارايه بهتر اين كالا و خدمت نيز تعيينكننده است. مردم به ميزاني كه در برابر آن حساسيت نشان دهند و به قول معروف سنسورهاي قويتري داشته باشند، دولت را به تأمين بهتر اين خدمت مجبور ميكنند.
4ـ هفته گذشته، يك نوجوان با ورود به يك كودكستان در بلژيك دو كودك را كشت و فرار كرد، اگر اين اتفاق در ايران رخ داده بود، چه ميكرديم؟ به قول يكي از دوستان با شنيدن آن اگر خيلي دل نازك باشيم، گوشه چشمي تر ميكنيم، و اگر نه با گفتن: «اِ» يا دو تا «اِ اِ» مسأله را نزد خود حل ميكنيم و خانواده مقتولين هم بايد روانه دادگاه و خواهان قصاص قاتل شوند تا دلشان خنك شود. دلي كه ديگر وجود خارجي ندارد كه خنك گردد. اما در بلژيك رفتار به گونه ديگري است. مطبوعات و رسانهها به طور مفصل به آن پرداختند، اين پرداختن عمدتاً ناشي از حساسيت افكار عمومي بود، تظاهرات مفصلي در محكوميت اين رويداد برگزار كردند، اما تظاهرات آنها با تظاهرات ما تا حد زيادي متفاوت است. بسيار آرام در خيابان يا محل جمع ميشوند، انواع و اقسام علامتها و پلاكاردها و... لازم را در اختيار دارند، در محل قتل جمع ميشوند و صدها شاخه گل به نشانه همدردي با خانواده كودكان نثار آنان ميكنند، كاري كه خانواده مقتول را به لحاظ رواني از قصاص قاتل بينياز ميكند، درپي اين اقدامات بحثهاي كارشناسي و تحليلي صورت ميگيرد و اگر نقاط ضعفي در بروز اين حادثه وجود داشته است، شناسايي و براي رفع آن اقدام ميكنند، اما فراموش نكنيد كه اينها تماماً سطح جريان است، در عمق قضيه، نهادهاي مدني فعالي حضور دارند، كه اگر اين نهادها نباشند، هيچ يك از اين اتفاقات به صورت مطلوب رخ نميدهد. انجام تظاهرات در كشورهاي اروپايي مثل ايران نيست كه هر كس بتواند عدهاي را بيهيچ تمهيداتي به خيابان بكشد، براي مثال آنجا براي تظاهراتي كه از مدت زمان معيني بيشتر طول ميكشد، بايد توالت سيار نيز فراهم كرد. بنابراين برنامهريزي و بودجه و تشكيلات در پشت اين اقدامات قرار دارد كه تماماً ناشي از وجود نهادهاي مدني است. مردم به اين نهادها اعتماد دارند، و آنها هم در دفاع از جامعه خود حساس هستند، و حتي در بروز دادن اين حساسيت با يكديگر رقابت هم ميكنند. بدون نهاد مدني مدافع حقوق كودك، حقوق زنان، حتي مدافع حقوق زندانيان و امثال اينها، چگونه ميتوان در مواقع ضروري اقدام دستهجمعي مسالمتآميز و متمدنانه كرد؟
خلاصه كلام، اگر امنيت ميخواهيم، اگر خواهان كم شدن جرم، جنايت، فساد و... در جامعه خود هستيم، اگر خواهان بهبود وضع آموزش، بهداشت و... هستيم، چارهاي نداريم جز اينكه هزينه اين كالاها و خدمات بسيار مطلوب را بپردازيم، هزينه آن مشاركت است، مشاركتي آگاهانه، تشكيلاتي و جمعي و مدني، و اين كار جز از خلال سازماندهي و حضور در نهادهاي مدني متصور نيست و اگر اين هزينه را نپردازيم، انتظار دريافت و بهرهمندي از كالاي خوب را هم نبايد داشته باشيم.
س


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1093