آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۲۲ بهمن ۱۳۸۷

اگر كارهاي كوچك را انجام داديم، آنگاه...

همه ما كمابيش درپي حفظ حقوق و منافع و راحتي و آسايش خويش هستيم، اما در بسياري از مواقع برخي از اين حقوق از جانب ديگران ضايع مي‌شود و طبعاً ما نيز بايد اقدام لازم را براي استيفاي آن انجام دهيم. اتفاقاً يكي از دلايلي كه در برخي از جوامع حقوق افراد كمتر ضايع مي‌شود اين است كه متجاوز به حقوق ديگران با برخورد و اقدام متقابل مواجه مي‌گردد و هزينه سنگيني را تحمل مي‌کند در نتيجه از ابتدا دور تضييع حقوق ديگران را خط مي‌كشد، اما اگر در جامعه‌اي باشيم كه افراد آن به هر علتي نتوانند يا نخواهند كه از حقوق خود دفاع كنند، به طور عادي انگيزه تجاوز و تعدي به حقوق خود را نيز فراهم كرده‌اند. اكنون اين سوال پيش مي‌آيد كه چرا مردم در برخي جوامع نمي‌توانند يا نمي‌خواهند كه حقوق تضييع شده خود را استيفا كنند و از آن مهمتر اينكه چرا در اين جوامع چيزي به نام حق به معناي دقيق كلمه وجود ندارد؟
در بروز اين وضعيت چند علت موثرند. اما در اينجا فقط به نقشي كه فقدان نهادهاي مدني در شكل‌گيري اين نابساماني دارند پرداخته مي‌شود. سعي دارم كه با ذكر مثال موضوع را روشن كنم. اگر از كسي طلبكار باشيم، يا خسارت كلي مالي يا بدني به ما وارد كند، در اين صورت و به طور معمول اقدام به شكايت رسمي مي‌كنيم. خسارت‌زننده مشخص و از افراد عادي است، خسارت وارده هم قابل توجه است، و مرجع رسيدگي‌كننده هم علي‌القاعده بي‌طرف است. البته به هر ميزان كه فرآيند شكايت راحت و كم‌هزينه باشد، مردم هم رغبت بيشتري به استيفاي حقوق پيدا مي‌كنند. و در مقابل وجود فساد در امر رسيدگي يا پيچيدگي‌هاي فراوان يا قدرتمند بودن متعرض به حقوق شما، موجب مي‌شود كه خسارت‌ديده و كسي كه حقش تضييع شده، خون دل بخورد و عطاي شكايت را به لقاي آن ببخشد. حالا فرض كنيد كه كارخانه‌اي در شهر شما وجود دارد كه تا حدي شهر و فضاي آن را آلوده مي‌كند (مثل مورد کاخانه آلومينيوم اراك)، طبيعي است كه اين كار به نحوي تضييع حق شماست. محروم كردن افراد از هواي پاكيزه و استنشاق هواي آلوده تضييع حق است، و به لحاظ حقوقي قابل پيگيري است، و از منظر فقهي هم مصداق قاعده لاضرر و لاضرار مي‌باشد. اما در اينجا رفتار افراد براي استيفاي حق متفاوت از مورد قبلي است. به چند دليل مشخص. اول اينكه خسارت‌ها به طور معمول زياد نيست، هرچند در بلندمدت ممكن است عوارض مهمي داشته باشد، اما در هر لحظه مشخص، فرد چنين احساسي ندارد كه خسارت وارده خيلي سنگين است. بعلاوه يك فرد معين نيست كه خسارت مي‌بيند، هزاران بلكه صدها هزار نفر كم و زياد متضرر مي‌شوند، و لذا شاكي واحد و مشخصي ندارد. رفتار و كنش انساني در اين وضعيت از ساختار خاصي پيروي مي‌كند.
برخلاف مورد قبلي كه شخص متضرر شخصاً بايد تصميم به شكايت بگيرد و استيفاي حق كند، در اينجا افراد متضرر مي‌توانند منتظر بمانند كه ديگران اين اقدام را انجام دهند و در صورت موفقيت، اينان هم از نتايج آن بهره‌مند گردند، و لذا دليلي براي اقدام جهت استيفاي حق نمي‌بينند، و حاضر نيستند شخصاً اقدام كنند تا هزينه زيادي را بپردازند، در حالی که منافع آن نصيب همه افراد ذي‌نفع شود، افرادي كه هيچ همراهي و اقدام موثري نمي‌كنند. بعلاوه طرف شكايت نيز معمولاً افراد صاحب قدرت و ثروت هستند كه شكايت عليه آنان معمولاً موجب هزينه‌هاي فراوان است. به همين دليل است كه نوعي عدم توازن در هزينه‌هاي شكايت و منافع شخصي آن بوجود مي‌آيد، ضمن اينكه عدم توازن ميان يك شاكي منفرد با مشتكي‌عنه نيز چشمگير است.
بخشي از حل اين مشكل در گرو وجود نهادهاي مدني و اختیاردار بودن آنان در استيفاي حقوق مردم و گروه‌هاي خاص است. نهادهاي مدني از يك سو تك‌تك افراد ذي‌حق را متشكل و قدرتمند كرده و توازن ميان شاكي و مشتكي‌عنه را برقرار مي‌كنند و از سوي ديگر به نمايندگي از جمع و با هزينه سرانه پرداختي از سوي تمامي آنان و يا حتي منابع مالي اخذ شده از بودجه عمومي و بخشودگي‌هاي مالياتي، شكايت را تا رسيدن به نتيجه و استيفاي حقوق مردم پيگيري مي‌كنند. اگر به اطراف خود نگاه كنيم، ده‌ها مورد تضييع حق را مشاهده مي‌كنيم كه از فرط تكرار براي ما عادي شده است و هيچ كس هم اقدام موثري در برابر آنها نمي‌كند، از وجود چاله در يك خيابان گرفته كه طرف آن شهرداري است تا چسباندن برچسب‌هاي فاضلاب روي درهاي منازل و...
استيفاي حق كل تجزيه‌ناپذير است، اگر ما نمي‌توانيم حقوق كوچكي را كه از ما پايمال مي‌شود، استيفا كنيم و مانع تضييع آنها شويم، به طريقي اولي قادر به دفاع و استيفاي حقوق بزرگتر خويش نيستيم. نهادهاي مدني قادرند كارهاي كوچك ولي به زمين مانده را انجام دهند. فقط افراد خيالاتي و جوامع غير طبيعي هستند كه فكر مي‌كنند قادرند كارهاي بزرگي انجام دهند، در حالي كه از انجام كارهاي ضروری ولی كوچك خود عاجزند.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1100