آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

مصاحبه

۲۹ بهمن ۱۳۸۷

گفتگو در باره اصلاحات و انتخابات

**اول از همه مي‌خواهم از چگونگي اصلاح‌طلب شدن خود شما بپرسم. از چه زماني در گذر از عصر انقلاب احساس كرديد كه يك اصلاح‌طلب شده‌ايد؟
--به يك معنا و در نگاهي كلي اين تفاوتي كه شما امروز ميان اطلاح‌طلبان و محافظه‌كاران مشاهده مي‌كنيد، از قبل انقلاب وجود داشته است و اينگونه نيست كه اين مرزبندي بعدا به وجود آمده باشد. اينكه شما مي‌بينيد 90 تا 95 درصد از دانشجویان سفارت جزو اطلاح‌طلبان هستند به ريشه‌هاي فكري آنها كه از قبل از انقلاب هم وجود داشته و متمايزكننده آنها از نيروهاي راست بوده، برمي‌گردد. بنابراين اطلاح‌طلبي‌ اگر به مفهوم انديشه كلي و نگاه جديد به جامعه باشد، نمود اين رويكرد را در سابقه نيروهاي چپ مذهبی هم مي‌بينيد.
اينكه انجمن اسلامي چند دانشگاه در قضيه تصرف سفارت فعال بودند ولي چند انجمن دیگر نه تنهافعال نبودند بلکه مخالف هم بودند تصادفی نیست. و همان دانشجویان مخالف در برخی از انجمن‌ها را شما امروز در جناح مقابل اصلاحات مي‌بنيد و این اتفاق به همين تفاوت رويكرد در ريشه‌هاي فكري اين دو جريان بازمي‌گردد يك جريان نگاهي مدرن و جديد به مسائل اجتماعي داشت و جريان ديگر ار ديدگاهي سنتي برخوردار بود.
البته نيروهاي كه بعدا اصلا‌ح‌طلب شدند به لحاظ رفتاري به نظر مي‌رسيد كه متمايز از رفتارهاي گذشته خود فكر مي‌كنند.
تغيير در رفتار و گرايش‌هاي راديكالي يا غيرراديكالي پيدا كردن، يك بحث ديگر است ولي بايد اين را در نظر گرفت كه اغلب نیروهاي چپ از همان زمان در گرايش مدرن قرار مي‌گرفتند. اما از منظر روش وجه غالب آنها مدافع روشهای راديكاليستی بودند. و شیوه و روش متفاوت از مضمون و نگاه است، كمااينكه در ميان نیروهای سنتي هم شما مي‌توانيد طرفداران گرايش‌‌هاي ملايم و راديكال را مشاهده كنيد.
**اما بين مدرن بنيادگرا و مدرن ليبرال تفاوتي جدي وجود دارد.
--بله، درست است. اما برگردم به سوال شما درباره اينكه اين تحول در من چه زماني رخ داد، اين مسئله به سال‌هاي 64-63 بازمي‌گردد، به هر روي تب و تاب انقلاب هم در حال خوابيدن بود. نقطه عطف انقلاب سال 61 بود و بعد از آن، از آن رفتارهاي تند انقلابي به مرور فاصله گرفته شد. من از سال 62 شروع به مطالعه آزاد كردم. البته قبل از آن هم به كارهاي پژوهشي مشغول بودم. مدتی بعد در دانشگاه آزاد كه بدون ليسانس و فوق‌ليسانس و صرفا با آزمون دانشجو براي دكترا مي‌پذيرفت شركت كردم و در آن آزمون هم قبول شدم اما به دلائلی نرفتم. در آن زمان البته من همچنان در مطالعات خود به کتابهای نویسندگان با گرايش‌‌هاي چپ امثال گوندرفرانك، سمیرامین، پل باران و سوئیزی تمايل نظري داشتم. اما كم‌كم اين حس به وجود آمد كه اين نگاه جواب نمي‌‌دهد و به سوی کتابهای غیر ائدئولوژیک بویژه در زمینه توسعه گرایش یافتم. كتاب‌هاي توسعه نيمه‌ليبرالي مثل كتاب توسعه «تودارو» را مي‌خواندم كه از آن نگاه چپ فاصله داشت و صبغه علمی داشت. بين سال‌هاي 62 تا 68 من فرصت كافي براي مطالعه و نوشتن هم داشتم و بنابراين ديدگاه‌هاي پسارادیکالی در اين دوره شكل گرفت. از سال 68 به بعد اما فرصتي پيش آمد كه مجموعه آن يافته‌ها از طريق روزنامه‌ سلام و مركز تحقيقات استراتژيك با عینیت جامعه برخورد وتلاقی پيدا كند. در مركز تحقيقات استراتژيك نگاه‌هاي من عمق پيدا كرد و در روزنامه سلام هم با تعريفي كه من از ژورناليسم داشتم، آن نگاه‌ها با حوزه اجتماع و واقعيت‌هاي اجتماعي پيوند خورد. من شروع به يادداشت‌‌نويسي كردم، البته براساس همين نظريات از جمله تاکید بر مواردی چون حاکمیت قانون و بحث آزادی و تحلیل علمی؛ البته قبل از آن هم من اعتقاد خاصي به حاكميت قانون داشتم. اولين يادداشت روزنامه‌نگاري من در سال 64 در صفحه دوم روزنامه كيهان چاپ شد كه به موضوع اختلاف رئيس‌جمهور و مجلس بر سر انتخاب نخست‌وزير مي‌پرداخت. من در آن يادداشت فارغ از گرايش‌‌هاي سياسي‌ام درباره نوع نظام حكومتي و قانون بحثي را مطرح كرده و نوشته بودم كه ما دو نوع نظام پارلماني و ریاستي داريم البته در مواردی هم نظام ترکیبی آنها مثل نظام فرانسه كه هم پارلماني است و هم ریاستي به صورت استثنا وجود دارد، نظام آمريكا ریاستي است و نظام انگليس، اسرائيل، تركيه، ايتاليا و هند پارلماني است. در قانون اساسی ‌خواسته بودیم كه هم پارلماني باشيم و هم ریاستي و بنابراين با مشكل برخورد مي‌كرديم. به همين دلیل در ماجراي بني‌صدر ما شاهد بروز اين مشكل بوديم و بعد از آن هم اين مشكل حل نشد. در فرانسه به دليل سابقه دموكراتيك، شايد دو طرف بتوانند در نظام ترکیبی پارلماني-ریاستی با هم كنار بيايند اما در كشور ما اين جدال‌ها جدي مي‌شود و مشكل‌ساز است. بنابراین در آن يادداشت نوشته بودم كه مشكل ما برآمده از قانون اساسي است و اين مشكل را بايد در قانون حل كرد يا بايد زير بار نظام پارلماني رفت و انتخابات رياست‌جمهوري را برداشت و رئيس‌جمهور توسط اكثريت مجلس انتخاب شود يا اينكه نظام ریاستی را انتخاب كنيم و نخست‌وزير را حذف كنيم. در بازنگري قانون اساسي هم البته به دليل اينكه آقاي هاشمي مي‌خواست بر سر كار بيايد، نظام جمهوري پذيرفته شد.
**شما اشاره كرديد كه به مرور از آن نگاه انقلابي و چپ به يك نگاه اصلاحی متمايل شديد، پس چرا همچنان در روزنامه سلام منتقد جدي دولت آقاي هاشمي بوديد؟
--البته این نگاه هنوز حالت تركيبي داشت و در مرحله اکمال بود. اما توجه کنید که ریشه های دفاع از آزادی به خیلی پیش از اینها برمی گردد.برای نمونه من در سال 65 مصاحبه‌اي مفصل با روزنامه كيهان داشتم و به‌شدت از گرایشهای طرفدار كتاب‌سوزي و از مخالفان آزادي انتقاد كردم. بنابراين از اين وجه نگاه ما مشخصا اصلاحی بود. اما به لحاظ اقتصادی من در آن زمان مقاله‌اي را از زبان عربي ترجمه و منتشر كردم كه نوشته يكي از جامعه‌شناسان نسبتا چپ مصري به نام سعدالدین ابراهیم بود که او هم در حال حاضر نگاه متفاوتی به مسائل دارد و از منتقدین اصلاح طلب مصر علیه مبارک است. اما در روزنامه سلام اگر از آقاي هاشمي انتقاد كردم از اين منظر هم نبود. البته انتقادهاي افراد سرويس گزارش روزنامه سلام شايد از همين موضع اقتصادی بود اما من از موضع ديگري نقد داشتم.مخالفت من از منطق برنامه‌ريزي دولت آقاي هاشمي بود. مثلا آنها يكسان‌سازي نرخ ارز را نقطه عطفي در حركت خود نامگذاري كردند در حالی که طبق برنامه قرار بود در پايان برنامه اول، تورم تك‌رقمي بشود. اما اندکی پس از پايان برنامه اول، نرخ تورم به 50 درصد رسيد كه در يكصد سال گذشته تاريخ ايران بي‌سابقه بود و فقط زمان حمله متفقين به ايران نرخ تورم به 80 درصد رسيده بود كه البته در سالهای بعد جنگ دوم تا حدودی هم تورم منفی گردید و آن تورم تا حدی جبران شد. انتقادهاي من ناظر به اين اتفاقات بود و معتقد بوديم كه به اسم برنامه، بي‌برنامگي رواج پيدا كرده است. ضمنا من معتقد بودم كه در آن زمان نوعي شلختگي سياسي و اقتصادی را هم رواج مي‌دهند.
**يعني درك شما از عملكرد آقاي هاشمي و دولت او در سال‌هاي بعد هيچگاه تغيير نكرد؟
--تا حالا که نه، نگاه من فرقي نكرد. شما ببينيد كه فروش كارخانه‌ها و خصوصي‌سازي به چه شكلي صورت گرفت. اسم آن را خصوصي‌سازي گذاشتند در حالي كه به واقع اختصاصي‌سازي بود. شلختگي سياسي- اقتصادي در آن دوران اتفاقي نبود كه نظرم نسبت به آن، بعدا تغيير پيدا كند. من البته در آن زمان به رفتارهاي شخصي و سياسي آقاي هاشمي هم انتقاد داشتم و آن را به هيچ وجه قابل دفاع نمي‌دانستم.
**چون ايشان بين چپ و راست در حركت بود؟
--هر كسي مي‌تواند وسط بايستد و اين انتخاب شخصي است. اما رعايت كردن اصول سياسي يك ضرورت است. زمان انتخابات مجلس چهارم كه آن ردصلاحيت‌ها انجام شد مي‌توانست بايستد و جلوي اين اتفاقي كه مي‌رفت تا قاعده بشود را بگيرد. اما چون كساني ردصلاحيت شده بودند كه قبلا با آقاي هاشمي خوب نبودند، ايشان سكوت كرد و آن ردصلاحيت را با سكوت خود تاييد كرد و قاعده بد و غيرقابل دفاعي برقرار شد.
**اگر از توجه شما به ضرورت توسعه كه گفتيد در سال‌هاي 62 تا 68 در ذهن شما جاي خود را باز كرد، بگذريم، مي‌خواهم بدانم كه از چه زمان به بعد با واژه اصلاح‌طلب و ادبيات ذيل اين واژه آشنا شديد؟
-- روي واژه‌ها خيلي حساس نيستم و معتقدم برنامه اوليه‌اي كه آقاي خاتمي در سال 76 ارائه كرد، همان به معني اصلاحات بود. نكاتي را هم به ذهن‌مان رسيد گفتيم و در آن بيانيه جاي گرفت. من هنوز به همان بيانيه و مفاد آن به عنوان مبناي اصلاحات اعتقاد دارم.
**اين برنامه‌اي كه به آن اشاره كرديد طي چه مكانيسمي نوشته و تصويب شد؟
--بله، اين برنامه در جلسات حلقه آيين مورد بحث و بررسي قرار گرفته بود. جمع آيين تشكيل شده بود و قرار بود نشريه‌اي را هم به همين نام منتشر كند كه البته اين نشريه هيچگاه در آن زمان منتشر نشد چون به مقطع انتخابات رسيديم و آن جلسات ادامه پيدا نكرد. اما آن برنامه اوليه آقاي خاتمي از دل جلسات همان حلقه آيين درآمد.
**شما جزو اعضاي حلقه آيين بوديد. ديگر چه كساني در اين جلسات شركت مي‌كردند؟
--آقاي خاتمي بود و آقاي حجاريان و خانيكي و آرمين و تاج‌زاده و ميردامادي و كديور و ابطحي و فاضل ميبدي و امين‌زاده و تعدادی دیگر بودند.
**در آن زمان جلسات ديگري هم با نام‌هاي «حلقه كيان» و «اصحاب چهارشنبه» تشكيل مي‌شد كه برخي از همين افراد در آن جلسات هم حضور داشتند. چرا اين جلسات با هم يكي نشده بود؟ تفاوت آنها با هم چه بود؟
--جلسات حلقه آيين متفاوت از جلسات حلقه كيان بود. در اين مورد بحث كرده و نتيجه گرفته شده بود كه نمي‌خواهيم جلسه‌مان مثل جلسات حلقه كيان باشد. كيان يك جمع به معنای گروه سیاسی نبود. اصلا در حوزه انديشه كه نمي‌شود كار جمعي به معنای اکثریت و اقلیت كرد. آقاي سروش يك فيلسوف و نظريه‌پرداز است و ممكن است جمعي از علاقه‌‌مندان و دوستداران هم داشته باشد اما او كه ديدگاه‌هاي آن علاقه‌مندان را نمي‌تواند به صفت اکثریت قبول و نمایندگی كند. در حوزه انديشه، شخصي تصميم‌گيري مي‌شود. اما حلقه آيين مي‌خواست حدواسطی باشد ميان يك كار فكري و يك كار ژورناليستي تا جريان‌ساز باشد و براساس زمينه‌هاي اجتماعي هم حركت كند. به يك معني حلقه آيين مقدمه يك جمع و گروه سياسي بود در حالي كه حلقه كيان نمي‌توانست به يك حزب سياسي تبديل شود.
**ايده اوليه شكل‌گيري حلقه آيين متعلق به چه كسي بود؟
--دقيق نمي‌‌دانم. من خودم بعد از زندان در سال 73 به كتابخانه ملي رفتم و به ايشان پيشنهاد شكل گرفتن يك جمع مشخص را دادم ولي شايد از قبل هم در اين‌باره بحث شده بود.
**دعوت‌كننده شما به جلسه آيين چه كسي بود؟
--آقاي خاتمي بود. بيشتر جلسات هم در خانه ايشان در خيابان پاسداران برگزار مي‌شد. البته جلسات در خانه دوستان ديگر كه عضو جلسه بودند هم برگزار مي‌شد و حتی به قم و منزل دوستان آنجا هم رفتيم.
**اين جلسات در بدو تشكيل نيم‌نگاهي به انتخابات رياست‌‌جمهوري 76 نداشت؟
--نه، اصلا اين ذهنيت وجود نداشت. چون بحث كانديداتوري آقاي خاتمي براي اولين‌بار در پاييز سال 75 مطرح شد. ما مي‌خواستيم يك نشريه‌اي را راه‌اندازي كنيم تا اين كار مقدمه فعاليت سياسي در سال‌هاي بعد بتواند باشد.
**شنيده‌ام كه در جلسات حلقه آيين، آقاي خاتمي و ديگران مرزبندي‌هايي هم با انديشه دكتر سروش داشتند و اين مرزبندي‌ها در جلسات مطرح بود درست است؟
--وقتي كه بحث آيين مطرح شد، اين مرزبندي‌ها هم گفته شد. ولي هيچگاه دقيقا اين مرزها به صورت مشخص بيان نشد.
**اين جلسات تا زمان انتخابات سال 76 به صورت مرتب ادامه داشت؟
--تقريبا مرتب بود و از يك زماني آقاي خاتمي ساختماني هم براي آيين تهيه كردند كه در پی آن بحث انتخابات مطرح شد بطوری که شماره اول آن مجله هم درنيامد. در حالي كه حتي بحث شده بود كه هر كس دبير چه بخشي باشد و چه مطالبي تهيه شود.
**اين جمع چگونه به فعاليت‌هاي انتخاباتي و تهيه برنامه اوليه ايشان متصل شد؟ آيا آنها مشاوران اصلي آقاي خاتمي بودند؟
--تا آنجايي كه من يادم هست فعاليت‌هاي انتخاباتي آقاي خاتمي تا ارائه برنامه 12 ماده‌اي در همين جمع صورت مي‌گرفت.
**يعني بند به بند آن برنامه در همين جلسات مورد بحث قرار گرفته بود؟
--بله، يادم هست كه آخرين جلسات در خانه آقاي خاتمي برگزار مي‌شد و از دل همان جلسات برنامه 12 ماده‌اي بيرون آمد. هنگامي كه آن برنامه 12 ماده‌اي درآمد، آقاي خاتمي به ستاد انتخاباتي رفتند و جلسات پايان يافت.
**آقاي خاتمي در آن جلسات و معرفي برنامه منطبق بر برآيند نظر جمع عمل مي‌كرد؟
--در آن زمان اختلاف‌نظري وجود نداشت كه مثلا كار به راي‌گيري بخواهد برسد. اما به هر حال اين نكته مطرح بود كه چون در مجموع آقاي خاتمي بايد اين برنامه را اعلام كند و خودش بايد به آن معتهد باشد، برنامه بايد چيزي باشد كه ايشان تاييد كند نه اينكه لزوما نظر جمع باشد. بحث ما هم البته صورت اقناعي داشت و ضرورتي براي را‌ي‌گيري نبود.
**اشاره كرديد كه برخي نكات را هم كه شما در نظر داشتيد در آن برنامه 12 ماده‌اي گنجانده شد. آن نكات چه بود؟
--مثلا بحث حاكميت قانون را من مطرح و پیگیری می كردم. علاوه بر اين من حساسيت خاصي روي اخلاق داشتم و كلمه «اخلاق محمدي» كه در يكي از بندهاي آن برنامه آمده بود، دقيقا پيشنهاد خود من بود. ولي اين درست نيست كه بگويم من یا دیگری فلان بخش را پيشنهاد كرد. چون ممكن است كه در يك جلسه شما 6 نكته را مطرح كنيد و نفر دوم كه بعد از شما صحبت مي‌كند هم همان نكات را از پيش در نظر داشته باشد اما چون شما گفته‌آيد اشاره دوباره به آن نكند.
**آيا درباره پيروزي در انتخابات و فرداي آن هم بحثي وجود داشت در آن جلسات؟
--نه، چون چنين تصوري وجود نداشت. مي‌گفتيم كه شركت مي‌كنيم در انتخابات و رايي هم مي‌آوريم و اين راي مي‌تواند پشتوانه‌اي براي كار ما در اين حلقه و انتشار نشريه باشد. ولي بحث اينكه در انتخابات پيروز شويم اصلا در جلسات آيين مطرح نبود و در ذهن كسي هم وجود نداشت چون اصلا ما تا قبل از آن به يك معني انتخابات رقابتي – به جز دور اول – نداشتيم.
**يعني تصور مي‌كرديد كه انتخابات سالم برگزار نمي‌شود؟
--نه، نمي‌گفتند كه سالم برگزار نمي‌شود بلكه اين ديدگاه وجود داشت كه يك فرد اصلي در هر انتخابات وجود دارد كه رئيس‌جمهور مي‌شود و بقيه هم كمك مي‌كنند كه فضاي انتخابات گرم شود. البته دور قبل آقاي احمد توكلي در برابر آقاي هاشمي آمده بود و رايي هم آورده بود. ما فكر مي‌كرديم كه آقاي خاتمي هم البته راي بيشتري از توكلي مي‌آورد ولي در چنان فضاي مشابهي صرفا مي‌تواند صدايي را بلند كرده باشد ولي در انتخابات به پيروزي نمي‌رسد. كسي حدس نمي‌زد كه اتفاق متفاوتي بيفتد. البته من خودم بعد از سال 75 و در ابتداي سال 76 ذهنيت‌ام در این مورد شاید اندکی متفاوت شد، چون تا حدي از نگاه و پژوهشهای جامعه شناسانه کمک می گرفتم. در يادداشتي هم كه در همان فروردين‌ماه در روزنامه سلام نوشتم به اين مساله اشاره ‌كردم.
**البته نظرسنجي‌هايي كه شما در موسسه آينده انجام مي‌داديد هم احتمالا در اين شناخت موثر بود.
--بله، موسسه سه نظرسنجي داشت در اواسط فروردين، اوايل ارديبهشت و اواخر ارديبهشت كه در نظرسنجي آخر، تقريبا راي آقاي خاتمي هم پيش‌بيني شده بود. تحلیلی از اين نظرسنجي آخر را برای روزنامه سلام نوشتم که در شماره آخر قبل از انتخابات خود منتشر كرد كه البته توزيع نشد و جلوي پخش روزنامه را گرفتند.
**بعد از آنكه ستاد آقاي خاتمي راه‌اندازي شد، شما همان ارتباط را با ايشان داشتيد؟
--ستاد كه تشكيل شد، حلقه آيين هم تعطيل شد. من هم در ستاد حضور نداشتم.
**چرا؟
--چون حساسيت‌هايي هم روي من وجود داشت و شايد بودن ما در آنجا مناسب نبود. البته من در روزنامه سلام بودم و فعالیت مستقیمی در این زمینه داشتم و نیازی هم به حضور در ستاد نبود اما بقيه به لحاظ سياسي، كاري نداشتند و بنابراين در ستاد حضور پيدا مي‌كردند. ضمن اينكه با تصادف و فوت همسرم در فروردين سال 76 من آن ماه را در حاشيه بودم.
**آيا ارتباط خاصي هم ميان حلقه‌هاي مختلف كيان و آيين و اصحاب چهارشنبه با نزديك شدن به انتخابات برقرار شد؟
--من اطلاعي ندارم. اما برخي از دوستان مثل آقاي حجاريان در تمام اين جلسات شركت مي‌كردند. اما با نزديك شدن به انتخابات يك اتفاق نظر كلي ميان همه وجود داشت، برخلاف اين دوره كه چنين اتفاق‌نظري وجود ندارد و حتي مدافعان آقاي خاتمي هم ترديدهايي دارند كه خودشان البته آن را «تردید مدبرانه» مي‌نامند.
**آيا بعد از پيروزي آقاي خاتمي در انتخابات، بحثي درباره تداوم اين حلقه آيين به عنوان يك گروه مشاور براي آقاي خاتمي مطرح نشد؟
--من خودم اخلاق خاصي دارم و اگر يكي از دوستانم وزير يا بیشتر هم بشود ديگري كاري با او ندارم. اگر بعد از انتخابات هم گاهي به دیدار مي‌رفتم براي اين بود كه بي‌احترامي تلقي نشود، وگرنه علاقه‌اي به رفتن نداشتم. بعد از دوم‌خرداد 76، بحث تداوم كار حلقه آيين هم منتفي بود. چون بعضي از دوستان از جمله خودم ايده تشكيل يك حزب را پيگيري مي‌كردند و من هم بيشتر متوجه همين حوزه و نهادهاي مدني بودم و ذهنم را معطوف به انجمن صنفي روزنامه‌نگاران و مشارکت در راه‌اندازي جبهه مشاركت كردم.
**هيچ صحبتي هم با دوستان نداشتيد كه وجود يك گروه مشاور جدي در كنار آقاي خاتمي ضرورت دارد؟
--در ابتدا كه البته بعضي از دوستان مشاور بودند اما اين هم مساله من نبود. چون اگر مي‌گفتم به اين معني بود كه مي‌خواهم مشاور باشم. خيلي هم عقيده نداشتم كه مشاوره دادن فايده‌اي داشته باشد اگرچه شخصا سعی می کنم که هميشه در مشاوره دادن امين باشم و نظرم را چه مثبت باشد يا منفي به كسي كه از من مشاوره بخواهد، صادقانه و بي‌رو‌دربايستي مي‌گويم. من معتقد بودم و هستم كه مشاوره واقعي در عرصه جامعه و افکار عمومی و كار روزنامه‌نگاري صورت مي‌گيرد و اگر من قرار باشد حرفي را به رئيس‌جمهور بزنم در روزنامه مي‌نویسم چون اين حرف تبديل به قدرت و اثر اجتماعي مي‌شود و اين قدرت و اثر اجتماعي، ايده فردي كه حاكم است را مي‌تواند تحت تاثير قرار دهد کاری که از مشورت خصوصی برنمی آید.
**اما شايد يك رئيس‌جمهور همه مطالب مطبوعات را دنبال نكند. به‌هر حال حضور مشاوراني كه طراح تاكتيك‌هاي سياسي باشند در كنار رئيس‌جمهور، الزامي به نظر مي‌رسد.
--مهم نيست كه رئيس‌جمهور، روزنامه‌ها را بخواند يا نخواند. مگر من زمان آقاي هاشمي بايد مي‌رفتم و نظرم را به ايشان منتقل مي‌كردم. 2 بار اگر اين كار را مي‌كردم. دفعه سوم شايد ايشان مرا راه نمي‌داد. من نظرم را در روزنامه مي‌نويسم و مطمئن باشيد كه اين نظر تاثير خودش را مي‌گذارد و رئيس‌جمهور هم مجبور است كه این نظرات و انتقادها را بشنود و رعايت كند.
**شما اگر نقد يا نظري داشتيد، شخصا با آقاي خاتمي در ميان نمي‌گذاشتيد؟
--من چند بار در جلسات نظرم را گفتم و در برخي موارد هم نامه‌هايي به ايشان نوشتم اما احساس كردم كه اين روش خيلي تاثيري ندارد.
**يعني ايشان نظر شما را در جلسات رد مي‌كرد؟
--نه، شايد حتي تحليل تندتري هم نسبت به من ارائه مي‌كردند يا داشتند اما اين مهم نيست. مهم عمل فرد است.
**پس چرا عمل ايشان با آن تحليل‌ها همخواني نداشت؟
--آقاي خاتمي در روابط شخصي به‌گونه‌اي رفتار مي‌كرد كه متفاوت از روابط‌ عمومي‌اش بود. شايد اين ويژگي‌ در رفتار عموم ايرانيان غالب باشد. اما به هر حال اين روحيه در ايشان بود. به ياد دارم كه پس از پیروزی در دور دوم انتخابات رياست‌جمهوري در سال 80، شوراي مركزي جبهه مشاركت به ديدار ايشان در كاخ سعدآباد رفتند و من هم بودم. البته من در جلسات عمومي عمدتا سكوت مي‌كنم و صحبتي نمي‌كنم. چند نفر از دوستان در آن جلسه صحبت كردند و گمان مي‌كنم كه آقاي خاتمي هم مي‌خواست متلكي به من بيندازد كه گفتم كار ما كه شده ماله‌كشي است، اما شما حرف‌تان را بزنيد.
**شما مخالف كانديداتوري ايشان در انتخابات دور دوم بوديد.
--من حضور دوباره ايشان را مفيد نمي‌دانستم و بارها هم این را گفتم گرچه در عمل فعالترین افراد در حمایت از ورود ایشان بودم زیرا در این مورد به تصمیم جمعی باید التزام داشت.
**پس شما طرف مشورت در سال‌هاي پس از دوم خرداد نبوديد؟
--اصولا من آدم دلنشینی برای مشورت نیستم و براي همين يك رئيس‌جمهور هم خيلي خوشش نمي‌آيد كه طرف‌اش فردي چون بنده باشد كه مي‌خواهد مدام اشکالات را بگوید و به قول برخی توی دل را خالی کند همین الان هم وقتی گزارشی از سفر کسی را می دهند فوری می گویم نقاط ضعف را بگوئید چه چه و به به را بگذارید برای بعد. معتقدم كه اگر رئيس‌جمهور، نزديك‌ترين دوست من هم باشد، چون در قدرت است براساس سازوكارهاي قدرت بايد با او حرف بزنيد و براي همين گمان مي‌كردم كه رسانه كانال مناسبي براي انتقال این پيام است. اگر شما برويد و براي يك قدرتمند 100 جنايتي كه رخ داده را توضيح بدهيد شايد واكنشي از طرف او نبينيد اما اگر همين بحث حتی در یک مورد در تلويزيون مطرح بشود، سريعا دستور مي‌دهد كه رسيدگي بشود. به همين دليل اعتقادي هم نداشته‌ام و ندارم كه كارم مشورت دادن‌هاي شخصي و خصوصي باشد، خصوصا اگر زبان آدم تلخ باشد كه ديگر به درد هيچ مشورتي نمي‌خورد!
**شما از چه زماني احساس كرديد كه روال امور و آنچه به نام اصلاحات انجام مي‌شود با آنچه شما به آن معتقد بوديد همراستا نيست. نقطه عطف اين فكر كجا بود؟
--من سال 80 هم مخالف كانديداتوري آقاي خاتمي بودم اما وقتي ايشان كانديدا شد تمام كوشش خود را معطوف به تقويت راي ايشان كردم. نقطه عطف اين انتقادهاي من اما يادداشتي بود كه در سال 81 با عنوان «استخوان لاي زخم» نوشتم و در آن برخي از انتقاداتم را مطرح كردم.
**شما در دور دوم رياست‌جمهوري آقاي خاتمي به زندان رفتيد، آيا رفتن شما به زندان و واقعيت‌هايي كه در اين ماجرا با آن برخورد كرديد و واكنش‌هايي كه از سوي برخي دوستان و آقاي خاتمي مشاهده كرديد، باعث تندتر شدن انتقادات شما نشد يا صرفا معتقديد كه آن تجربه، تاييد ديدگاه‌هاي قبلي‌تان بود؟
--من نمي‌خواهم درباره زندان صحبت كنم چون ممكن است بگويند كه اين يك بحث شخصي است. الان که چیزی نگفته ام می گویند مساله شخصی دارد وای به حال آن موقع که چیزی هم بگویم. فقط مي‌گويم كه اين من نبودم كه در زندان بودم بلكه به واقع دیگران زندان بودند اما دوست نداشتند به این واقعیت اذعان کنند.
**آيا شما معتقديد كه آقاي خاتمي مي‌توانست به‌گونه ديگري رفتار كند كه اصلاحات در عمل موفق باشد يا نتيجه محتوم حركت ايشان و اصلاحات همان بود؟
--بگذاريد يك مثالي بزنم. من وقتي مي‌پذيرم كه با شما مصاحبه كنم و شما مي‌آييد و در اينجا سوالاتي را از من مي‌پرسيد من موظف هستم كه به سوالات شما پاسخ بدهم و نمي‌توانم بگويم كه جواب نمي‌دهم اگرچه اين حق را دارم كه به‌گونه دلخواه خودم و مبتني بر نظريات شخصي‌ام به اين سوال‌ها جواب بدهم. اما اصل مصاحبه را نمي‌توانم زير سوال ببرم چون قبلا با شما در اين مورد توافق كرده‌ام. من اصلا بحث‌ام اين نيست كه ايشان بايد به‌گونه‌اي ديگر عمل مي‌كرد بلكه مي‌گويم كه اصلا آقاي خاتمي بعضي از كارها را كه بايد انجام مي‌داد، انجام نداده است.
**خب، شايد آقاي خاتمي بگويد كه شما توقع فراتر از انتظار و دور از واقع از من يا اصلاحاتي كه مطرح شده داريد و ديدگاه شما را راديكال بدانند.
--انتظار ما در حد همان عمل به «حاكميت قانون» است كه در شعارهاي ايشان آمده بود.
**بعضي مي‌گويند كه شما به دنبال دعوا كردن ايشان با نظام بوده‌ايد.
--نه، چنين نيست. من زندان رفته‌ام و آمده‌ام ولي در حال حاضر هم با کسی دعوا ندارم پس چطور مي‌توانم چنين توقعي را از ايشان كه رئيس‌جمهور است داشته باشم؟ اتفاقا يكي از انتقادات من امروز اين است كه چرا دعوا مي‌كنيد وقتي كه اين مصلحت مملكت نيست. اگر حكومتي بدون آزادي و قانون مي‌تواند زندگي و معيشت و رفاه و معنويت و امنيت و عدالت مردم را تامين كند، ما نبايد دعوايي با اين حكومت داشته باشيم. ولي به نظر من چنين چيزي امروز شدني نيست و براي همين ما از آزادي و نهادهاي مدني دفاع مي‌كنيم تا آن اهداف محقق شود. اما اگر به هر دليل قدرت زير بار اين آزادي نمي‌رود و راه ديگري را براي رسيدن به آن اهداف در نظر دارد، مشكلي نيست بايد گذاشت تا ببينيم آنها خودشان چه مي‌كنند. ولي دعوا نبايد كرد. چرا بايد با تحصن و دعوا خارج شويم و بعد به این شکل پر از تردید و چون و چرا بخواهيم داخل شويم.
**بالاخره برخي معتقد بودند كه اراده‌اي جدي براي زمينگير كردن اصلاحات وجود دارد و براي همين هم ايده‌هايي همچون «آرامش فعال» مطرح شد كه معتقد بود نبايد هزينه‌هاي اصلاحات را بالا برد. آنها معتقد بودند كه در شرايط فعلي شايد مثلا رئيس‌جمهور نتواند از زنداني‌ها دفاع كند يا اعتراض مداوم بكند.
--چه كسي مي‌گويد كه رئيس‌جمهور بايد از يك زنداني دفاع كند؟ من اصلا چنين چيزي را قبول ندارم، زنداني خودش بايد از خودش دفاع كند. اما مي‌گويم كه رئيس‌جمهور بايد از قانون و حقوق شهروندان دفاع كند. اگر آن زندان را مطابق قانون می داند از زندانی کردن دفاع کند و اگر مطابق نمی داند برعکس عمل کند. اگر يك جايي حقوقي ضايع شود اما ايشان نيايد و دفاعي نكند اين تضييع حق تسري پيدا مي‌كند و فراگير مي‌شود و ديگر نمي‌شود جلوي آن را گرفت.
**شايد آقاي خاتمي بگويد كه من توانايي دفاع از حقوق افراد را در برابر قوه قضائيه نداشتم.
--پس بيخود شعار حاكميت قانون داده است. اگر توانايي ندارد بايد بيايد و بگويد كه ما از اول اشتباه آمديم و خداحافظي كند و برود و دیگر هم برنگردد. اگر اين توانايي را در آن زمان نداشت پس حالا هم ندارد و بعدا هم نخواهد داشت. حال اگر ايشان اين توانايي را نداشت پس چرا بحث آن لوايح دوگانه را مطرح كرد؟ چرا اقدام بي‌حاصل و حتی بد حاصل انجام داد؟ قدرت مثل يك ماشين است. مي‌شود يك ماشين را دزديد و با آن مسافركشي كرد يا به سفر رفت یا حتی فروخت آن هم به چند نفر!! اما نمي‌شود يك ماشين شریکی داشت و دو راننده. نمي‌شود گاز و فرمان دست يك نفر و ترمز و كلاچ دست يك نفر ديگر باشد. اين ماشين زمين مي‌ماند و تكان نمي‌خورد. توجيهي براي رفتارهاي آقاي خاتمي وجود نداشت. دليلي ندارد كه شما بياييد و بمانيد و لوايح دوگانه را هم بخواهيد جلو ببريد اما مدام هم عقب‌نشيني كنيد و خط قرمزي هم براي عقب‌نشيني نداشته باشيد. اگر لوایح مذکور قانونی بود باید اقدام می کرد و اگر قانع شد که این لوایح قانونی نیستند در این صورت هم باید رسما اشتباه را می پذیرفت. ایشان مشاوران حقوقی برجسته ای داشت که می دانستند چه می نویسند که خلاف قانون اساسی نباشد و باید در دفاع از این حق خود ایستادگی می کرد.ایستادگی با جنگ و دعوا فرق می کند.
**آقاي خاتمي البته در جمع دانشجويان در 16 آذر سال 1383 گفت كه من برخي مواقع به خاطر نظام و مصالح مملكت عقب‌نشيني كردم.
--اگر آقاي خاتمي به خاطر مصلحت عقب‌نشيني مي‌كرد از آن طرف هم مي‌گفت كه اميدوارم اين دوره هر چه سريع‌تر تمام شود و گور پدر سياست و قدرت و مي‌خواهم بروم به دنبال گفت‌وگوي تمدن‌ها و كار فرهنگي. امروز اگر ايشان مي‌خواهد بيايد يا بايد پذيرفته باشد كه آن زمان اشتباه عمل مي‌كرده و آن رفتارها منجر به تاثیر نشده و اوضاع خرابتر از آن است که من دنبال کار فرهنگی بروم. يا اگر همچنان معتقد است كه در صورت پيروزي مجبور به عقب‌نشيني پياپي خواهد بود بايد توضيح بدهد كه پس چرا مي‌آيد و چرا آن حرف‌هاي قبلي خودش را فراموش كرده است.
**علت عقب‌نشيني‌هاي آقاي خاتمي در دور دوم رياست‌جمهوري‌اش چه بود؟
--ايشان شايد توجيه‌هايي داشت مثلا شايد با توجيه محور شرارت ناميدن ايران و به خاطر مصالح نظام بود كه عقب‌نشيني مي‌كرد. اما در اين صورت چرا لوايح دوگانه را مطرح كرد؟
**آيا راهي بود كه لوايح دوگانه با بن‌بست مواجه نشود؟
--بله، خيلي ساده بود. ايشان بايد توضيح مي‌داد كه آيا اين لوايح غيرقانوني است و خارج از اختياراتش است يا نه؟ اگر خارج از اختيارات او بوده كه مشاوران حقوقي‌اش مشاوره اشتباه به ايشان داده بودند و ايشان بايد صراحتا مي‌آمد و مي‌گفت كه اشتباه كرديم که اين لوايح را ارائه كرديم چون غيرقانوني و خارج از حيطه اختيارات من بوده است. اما اگر معتقد بود كه اقدامش قانوني بوده بايد مي‌آمد و مي‌گفت آنهايي كه مخالفت كردند و اين لوايح را رد كردند از صلاحيت‌شان تجاوز كردند چون اين لوايح كاملا قانوني بوده است. ايشان بايد مي‌ايستاد و آن لوايح يا در نهايت تاييد مي‌شد يا اگر نمي‌شد و اراده‌اي فراتر از قانون در مقابل ايشان ايستادگي مي‌كرد ماندن ايشان در قدرت بلاموضوع بود و بايد كنار مي‌رفت.
**شما مي‌گوييد كه در حالت دوم ايشان بايد از قدرت كنار مي‌رفت اما آيا راهي نبود كه بماند و با بن‌بست هم مواجه نشود؟
--اگر اين لايحه قانوني بود بايد پاي آن صددرصد مي‌ايستاد ولي وقتي شما خط قرمزي براي عقب‌نشيني نداشته باشيد نتيجه همين مي‌شود كه ديديم.
**آيا شما معتقديد كه كانديداتوري مجدد ايشان به معني آن نيست كه پذيرفته است قبلا اشتباهاتي صورت گرفته و بايد اين بار به‌گونه ديگري عمل كند؟
--من كه خبر ندارم. ايشان بايد به صورت مشخص اعلام كند تا من و شما و هر فرد ديگري بتواند به درستي در اين‌باره داوري كند. تصميم اخير آقاي خاتمي براي آمدن با توجه به مشكلاتي كه موجود است و خودشان مي‌دانند، تصميم بسيار متهورانه‌اي است و حتي از تهور هم به معني ارسطويي‌اش چندپله آن طرف‌تر است. اگر ايشان اندكي از اين تهور را در دوره رياست‌جمهوري‌اش داشت و نشان می داد اصلا كار به اينجا نمي‌كشيد. پس ايشان بايد بيايد و درباره رفتارهاي گذشته‌اش توضيح دهد. اگر آن رفتارها درست بوده، بازگشت دوباره ايشان چه مفهومي دارد و اگر درست نبوده چه بخشي از آن رفتارها اگر دوباره ايشان بيايد تصحيح خواهد شد. البته اگر بتوانند بيايند.
**گويا شما معتقديد كه آقاي خاتمي بدون جمع‌بندي در اين خصوص دوباره كانديدا شده است. پس علت كانديداتوري دوباره ايشان چيست؟
--اگر من بخواهم ذهن‌خواني بكنم شايد خوب نباشد. كساني كه از شفافيت دفاع مي‌كنند بايد در اين خصوص توضيح دهند. اما متاسفانه اين موضوع بي‌پاسخ گذاشته مي‌شود و راهي نمي‌ماند كه انگيزه‌هاي شخصي را وارد تحليل كنيم.
**يعني معتقديد كه تمايلي براي بازگشت به قدرت باعث عدم شفافيت و بي‌پاسخ گذاشتن مسائل و گره‌ها مي‌شود؟
--من قضاوت مشخصي در اين خصوص دارم ولي چون قضاوت‌ام شخصي است، ترجيح مي‌دهم درباره آن صحبت نكنم.
**شما به شخصه در چند ساله گذشته و بعد از جدا كردن راهتان از اصلاح‌طلبان و آقاي خاتمي به نظر مي‌رسيد كه كار سياسي را به صورت حرفه‌اي و فعال كنار گذاشته‌ايد. اما امروز به نظر مي‌رسد كه از آن موقعيت فاصله گرفته‌ايد و بازگشت به سياست كرده‌ايد. اينطور نيست؟
--من هنوز به سياست به آن مفهوم گذشته‌اش بازنگشته‌ام. چون معتقدم كه اگر كسي مي‌خواهد وارد سياست شود بايد حرفه‌اي كار كند. من زماني كه كار سياسي مي‌كردم حرفه‌اي به اين كار مي‌پرداختم و روزي 8 ساعت وقت براي سياست مي‌گذاشتم. اما الان به آن معني وقتي نمي‌گذارم و در حاشيه كار مي‌كنم. اگر روزي بخواهم به صورت حرفه‌اي دوباره كار سياسي انجام دهم حتما دليل آن را قبل از ورود دوباره توضيح مي‌دهم.
**اين انتقاد را هم برخي به شما وارد مي‌كنند كه شما اگر تحليل متفاوتي داشتيد چرا در جبهه مشاركت نمانديد و تلاش نكرديد مسيري كه به آن اعتقاد داريد را تقويت كنيد؟ چرا بعد از تجربه زندان از جبهه مشاركت هم خارج شديد؟
--من البته در هر حال نظر خودم را مي‌گويم. همانطور كه در سال 80 هم گفتم كه بهتر است آقاي خاتمي كانديدا نشود و ايشان بعدا خودشان هم به همين مساله رسيدند. امروز هم مشورت امينانه خودم را مي‌دهم خواه مورد قبول واقع شود يا نه. مي‌گويم كه تحليل من اين است كه آمدن آقاي خاتمي با اين شرايط فعلي مقرون به نتيجه نيست ولي اميدوارم كه تحليلم غلط باشد. من اگر در حزب فعال نیستم به اين دليل نبود كه به اين تحليل رسيدم.بلكه چون به اين تحليل رسيده بودم به صلاح نمي‌دانستم كه به حزب بروم. من تحليلي از شرايط موجود دارم كه معتقدم حضورم در احزاب با اين تحليلي كه دارم كمكي به آنها و اهدافي كه دارند نمي‌كند.
**چرا؟
--چون افراد بسياري در حزب حاضر نيستند كه تبعات اين تحليل را بپذيرند و آدم وقتي در يك حزب حضور پيدا مي‌كند كه احساس كند حضورش سودمند است. اگر شما احساس كنيد كه حضورتان مخل وضعيت آن گروه است و نتيجه‌اي براي شما به دست نمي‌دهد، حضور در چنين جمعي غيرموثر خواهد بود و اخلاقا مجاز نیست که دیگران را دچار تشتت کنیم.
**شما در تحليل‌هايي كه مطرح مي‌كرديد معتقد بوديد كه آقاي خاتمي كانديداي انتخابات آينده نمي‌شود. اما به گمانم اين تحليل و پيش‌بيني شما با واقعيت منطبق نشد. قبول داريد؟
--بله، يكي از دوستان هم با من شرطي در اين باره بسته بود كه باختم و بايد ناهاري به او بدهم!! اما پيش‌بيني من مبتني بر دو فرض بود كه در آينده بايد درباره آن داوري كرد. اين دو فرض يكي اين بود كه حضور آقاي خاتمي از موضع اصلاحات در اين انتخابات نه به نفع اصلاحات و شخص آقاي خاتمي است و نه نتيجه‌بخش خواهد بود. فرض دوم هم اين بود كه آقاي خاتمي عقلاني تصميم مي‌گيرد و چاره‌اي جز پرهیز از این دام ندارد. بنابراين امروز كه ايشان آمده است آینده نشان خواهد داد که کدام يكي از اين فرض‌ها اثبات و ديگري رد خواهد شد.
**آيا امكان ندارد هر دو فرض شما اشتباه بوده باشد.
--چرا.اگر آقاي خاتمي در يك فرآيند عادي بالا بيايد به معناي آن است كه در شرايط نسبتا دموكراتيكي(حداقل نسبت به مجموعه حاضر) قرار داريم ولي من گمان نمي‌كنم كه اين تحليل را دوستان ما خودشان هم داشته باشند. بنابراين آنها به لحاظ نسبت تحليل و عمل، منطقي رفتار نمي‌كنند. دوستان ما و آقاي خاتمي صرفا در صورتي مي‌توانند بيايند كه يك موازنه قوايي وجود داشته باشد اما اين موازنه قوا در حال حاضر مطلقا وجود ندارد. آنها بايد براساس يك قدرتي جلو بيايند تا بتوانند خود را به‌رغم اراده طرف مخالف بالا بكشند و اما چنين موقعيتي فراهم نيست. وقتي شما يك روزنامه هم نداريد چطور مي‌توانيد براي گرفتن كرسي رياست‌جمهوري خيز برداريد؟ اگر مي‌توانيد به قدرت برسيد و ساختارها نسبت به حضور شما دموكراتيك است، پس چرا شما نمي‌توانيد يك روزنامه داشته باشيد؟ بنابراين آنها منطقا نبايد بيايند يا اگر مي‌آيند بايد مبتني بر اراده و تصميم جدي خودشان بيايند. من به صراحت اعلام مي‌كنم كه اگر آقاي خاتمي بدون آنكه موازنه قوا ايجاد كند و بدون آنكه تحول جدي در جامعه رخ بدهد بتواند جلو بيايد و پيروز شود، من بخشی تحليل‌هايم را درباره ساخت سیاسی كنار مي‌گذارم و حتی مي‌روم داخل ساخت قدرت كار مي‌كنم. ولي متاسفانه تحليل دوستان ما متناقض است.
**آيا شما معتقديد كه در شرايط فعلي هيچ نيرويي ظرفيت عهده‌دار شدن حركت اصلاحات و هدايت آن را ندارد؟
--شما بين نيروي اصلاح‌طلب بودن و شعار اصلاح‌طلبي دادن در شرايط فعلي بايد تفاوت قائل شويد. مگر در دور دوم انتخابات پيشين همه اصلاح‌طلبان به سراغ آقاي هاشمي نرفتند حال آنكه ايشان به هيچ‌وجه ادعاي اصلاحات ندارد و حتي شايد مخالف آن هم باشد. من مخالف آن حمايت نبودم اگرچه با شيوه آن حمايت و آن هل شدن مخالف بودم و معتقد بودم كه آقاي هاشمي راي نمي‌آورد. بنابراين مي‌توان در انتخابات شركت كرد به عنوان يك نيروي اصلاح‌طلب و بين دو نفر دست به انتخاب زد اما شعار اصلاح‌طلبانه هم نداد. چون به هر حال شعار اصلاح‌طلبانه دادن بايد مبتني بر يك قدرت اجتماعي باشد كه تا شرايط ايجاد آن قدرت مهيا نشود كسي هم نمي‌تواند مدعي شعارهاي اصلاح‌طلبانه باشد. شعار اصلاحات هم روشن است، دموكراسي است با الزامات آن كه حاكميت قانون و آزادي و نهادهاي مدني است. اگر آقاي خاتمي اين شعار را ندهد، ايرادي هم ندارد اما در این صورت قضيه متفاوت خواهد شد و با مشكل کسب راي مواجه مي‌شود. چون شعار اصلاحات است كه مي‌تواند بسيج‌كننده راي باشد.
**اگر بدون شعار اصلاحات مي‌توان و بايد به عنوان يك نيروي اصلاح‌طلب ميان چند كانديدا انتخاب كرد، چرا دور پيش شما از هيچ كانديدايي دفاع نكرديد و راي نداديد؟
--دور پيش من اعتراضي به هيچ‌كس نداشتم كه چرا در انتخابات شركت مي‌كند فقط اين بحث را داشتم كه هر كسي كه از يك كانديدا دفاع مي‌كند بايد تحليلي براي اين دفاع خود داشته باشد. اما بعضي گروه‌ها اصلا فاقد تحليل بودند و حتي تحليل‌شان متناقض بود. الان هم البته من هنوز تصميم به شركت در انتخابات نگرفته‌ام. ولي با وجود دولت فعلي و اتفاقاتي كه افتاده مي‌گويم كه مي‌توان بدون شعار اصلاح‌طلبانه و از موضع فردي و به عنوان يك نيروي اصلاح‌طلب همانطور كه از هاشمي دفاع شد از يك كانديداي ديگر دفاع كرد و رئيس دولت را تغيير داد. در اينجا شما مي‌توانيد پارامترهاي موجود در افراد مختلف را بسنجيد و با ايده‌هاي‌تان محك بزنيد و يكي را انتخاب كنيد و به او راي بدهيد. ضمنا دفعه پیش تازه از زندان آمده بودم و هنوز با محیط در این سطح تعامل نداشتم.
**خيلي‌ها معتقدند كه در اين شرايط بايد معيار راي‌آوري يك كانديدا را هم جدي گرفت.
--اين فقط يك معيار است و معيارهاي ديگري هم وجود دارد. علاوه بر اين من معتقدم كه از موضع اصلاحات آمدن در شرايط فعلي ممتنع است و قدرتي وجود ندارد كه بتواند اين نيرو و راي بالقوه را بالفعل كند. آقاي خاتمي نمي‌تواند اين كار را انجام دهد. اگر آقاي خاتمي اين توان را داشته باشد من به ايشان تبريك مي‌گويم اما مي‌پرسم كه چرا ايشان اين كار را در دوران رياست‌جمهوري‌شان انجام ندادند؟ دورانی که وظیفه اخلاقی و قانونی داشتند. بنابراين من معتقدم كه راي بالقوه برای اصلاحات وجود دارد ولي آقاي خاتمي توانايي بالفعل كردن اين راي را ندارد ممكن است كه شما بتوانيد با طرح برخي شعارها، اميد و اعتماد را بالا ببريد اما اگر اين اميد و اعتماد مبتني بر يك شناخت عيني نباشد،‌ وقتي به بن‌بست مي‌رسيد، يأس و نااميدي بوجود مي‌آورد. مهندس موسوي هم ارجح بود اما اگر در تابستان وارد عرصه مي‌شد.
**يعني موسوي مي‌تواند كانديداي اصلاحات باشد؟
--نه، ایشان خودش هم چنین ادعائی ندارد اما مي‌توانست شانس پيروزي داشته باشد. به هر حال اگر آقاي موسوي زودتر مي‌آمد خوب بود و شايد خيلي از اختلافات موجود هم، رخ نمي‌داد اما حالا كه ايشان نيامده و از آمدنشان هم زمان گذشته تنها گزينه‌اي كه مي‌ماند آقاي كروبي است.
**ولي برخي هم معتقدند كه آقاي كروبي فاقد مقبوليت و راي‌‌آوري است.
--كساني كه اين حرف‌ها را مي‌زنند مقداري با احتياط بايد اين حرف را بزنند. چون در انتخابات پيشين هم اين حرف را مي‌زدند و بعد خلاف آن اثبات شد. آقاي كروبي بار پيش ضعف‌هايي داشت كه حالا ندارد. آقاي كروبي در اين دور حتي راي بالقوه بيشتري به نسبت دور قبل دارد. اين را هم بگويم كه البته راي اصلاحات به نسبت جريان مقابل، سه به يك و حتي چهار به يك است اما مهم آن است كه ببينيم چه كسي قدرت بالفعل كردن اين راي بالقوه را دارد.
**يعني شما معتقديد كه آقاي كروبي قدرت بالقوه كردن اين راي را دارد؟
--نمي‌گويم كه ايشان صددرصد اين توانايي را دارد. اما معتقدم كه ايشان هم توانايي بيشتري را براي اين منظور در مقايسه با كانديداهاي موجود ديگر دارد و هم خطري كه بالفعل كردن اين راي مي‌تواند داشته باشد براي ايشان كمتر از ديگران است. چراكه حساسيت نسبت به ايشان كمتر است چون ادعاي اصلاح‌طلبي از جنس خاتمی را ندارد.
**سال 1384 با خروج اصلاح‌طلبان از قدرت، بسياري گمان مي‌كردند كه اين خروج اجباري از قدرت منجر به شفاف شدن تحليل اصلاح‌طلبان از شرايط و در نتيجه عمل موفق‌تر آنها در آينده خواهد شد. آيا شما معتقديد كه بيرون بودن اصلاح‌طلبان از قدرت پس از چهار سال ما را به اين مقصود رسانده است و ما به جايگاه مناسب‌تري به نسبت آن زمان رسيده‌ايم؟
--متاسفانه نه. چون دوستان ما فرصتي به نام خاتمي دارند كه فكر مي‌كنند راي دارد و مي‌تواند بيايد. بنابراين بيشترين اميدشان اين بوده و هست كه با آمدن ايشان، اين گذشته و اين فاصله را از صحنه ذهنیت اجتماعی و تاریخی پاك كنند. اما فكر نمي‌كنند كه اين اتفاق شايد آنچنان كه آنها مي‌خواهند رخ ندهد. به جاي آنكه تحليل‌شان را واقع‌بينانه كنند و تناقض‌هاي تحليلي را كنار بگذارند منتظر آن بودند تا با طرح مجدد نام آقاي خاتمي و پيروزي او، تمام اين مسائل و تناقض‌ها و پرسش‌ها را پاك كنند. اما ماجراي آنها، همان ماجراي يك قاشق ماست و يك دريا آب است. من البته اميدوارم كه تحليل من درست نباشد.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

احمد :

سلام آقای عبدی
این متن را قبلا در گویانیوز خوانده بود و محض عرض سلام آمدم.
من فکر می کنم در میان فعالان سیاسی فعلی و به خصوص از میان نسل قبل از ما، شما بهترین تحلیل ها را داشته اید و با دوستانم بسیار درباره نوشته های شما بحث می کنیم ولی تقریبا همه ما مانند دکتر لیمبرت معتقدیم شما یک معذرت خواهی بابت مساله سفارت به مردم ایران بدهکارید.
به هرحال این مصاحبه بسیار جالب بود، هرچند اگر شما کمی شفاف تر درباره دلایل ترجیح آقای کروبی بر آقای خاتمی می گفتید بهتر بود چون صراحت کلام شما از ویژگی های منحصر به فردتان است.
به نظر من تاثیرگذاری شما بر جامعه در حال حاضر ابدا از مجموع بسیار از احزاب فعلی (که اثری یا تحلیلی ازشان دیده نمی شود) کمتر نیست و امیدوارم موضع گیری شفاف تری داشته باشید و روی ما حساب کنید.
با ارادت
////////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
از لطف شما ممنون. آقای لیمبرت هم در ادامه نگاه دخالت جویانه تاریخی خود برای عذر خواهی از ملت ایران برای من و شما تعیین تکلیف کرده اند. این مساله من و شماست بهتر است دیگران را برای معذرت خواهی خودشان واگذاریم. آنان که ادعای مسئولیت می کنند بهتر است ابتدا معذرت خواهی کنند و اگر چنین می کردند مشکلات حل می شد.
در باره آقای کروبی هم باید جداگانه بحث کرد و این گفتگو ربط چندانی به این نکته ندارد و برداشت شما صحیح است.

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۰:۲۵ بֽظֽ | Reply

امیر :

آقای عبدی،
اول ، بسته بودن نظرات سبب می شود که ما احساس دوری کنیم و دلتنگ شما شویم . بنابراین حتی اگر نظری هم نداشتم بخاطر احوال پرسی هم که شده چیزی می نوشتم.
دوم، من نهایتا موضع شما در باب خاتمی را نفهمیدم، یک روز می گویید اگر خاتمی اصل بیاید بهتر از نوری است و بعد بی آنکه بگویید چرا این خاتمی به صحنه آمده نمی تواند خاتمی اصل شود او را مورد شماتت قرار می دهید .
سوم، اگر گستاخی مرا در گذرید می گویم: اگر می خواهی نگویند بحث شما شخصی است حرفی نزنید که از آن چنین تعبیری شود، چند وقت پیش نوشته بودید "نکته اینجاست که هر روز برای رفتن به کاخ ریاست جمهوری از کنار اوین عبور کرد" حتی به نظرم در آن مصاحبه این نکته چندان مربوط نبود
چهارم، این حرف من شاید خام باشد اما می گویم: من احتمالا با بسیاری از نکات شما در باب ساختار حقیقی قدرت موافقم اما چنان سخن می گویید که انگار ساختار حقیقی قدرت کاملا یک پارچه است. یک بار فقط اشتباه کرده در سال 76 و دیگر هم چنین اشتباهی نمی کند. در حالیکه ساختار قدرت ایران چندان صلب و یک پارچه و منظم و متفکر نیست و در موقعیت مناسب می توان تغییر های ولو جزیی ایجاد کرد:می نویسید "اگر خاتمي در يك فرآيند عادي بالا بيايد به معناي آن است كه در شرايط نسبتا دموكراتيكي...قرار داریم" چرا؟ این همان ذهنیت است که گویی سختار کاملا یکپارچه است؛ یا دموکرات نسبی برقرار است و یا کاملا سیستم بسته است.
پنجم، می نویسید "چطور مي‌توانيد براي گرفتن كرسي رياست‌جمهوري خيز برداريد؟ ... پس چرا شما نمي‌توانيد يك روزنامه داشته باشيد؟" برای اینکه کل ایده این است که رد صلاحیت خاتمی یا کروبی ممکن نیست ... تقلب هم شاید انقدر وسیع نباشد و و و. منظورم این است که این فرضها ممکن است و اگر فرضها ممکن باشد کسی می تواند بدون روزنامه رییس جمهور شود
ششم، شما میزان بیزاری مردم از رییس فعلی دولت را واقعا دست کم می گیرید. اگر مردم بخاطر نه به هاشمی 20 میلیون به خاتمی رای دادند بخاطر نه به احمدی نژاد به خاتمی حتما رای می دهند، افکار عمومی بدون تبلیغ هم می فهمند که رای خاتمی یعنی نه به احمدی نژاد. خاتمی برخلاف هاشمی هیچوقت در ذهن عموم ساختار قدرت را نمایندگی نمی کند.
هفتم، از یک نکته دیگر در شما هم شگفت زده می شوم. چطور تحلیل کردید که خاتمی نمی آید. خاتمی تا کنون حرفی زده که بر آن استوار بماند، از اول هم معلوم بود که خاتمی استواری ماندن بر تصمیم خود را ندارد. روانشناسی خاتمی را که شما بهتر از من می دانید.
طبعا نکات من به این معنی نبود که من با نقد های شما از خاتمی همدل نیستم اما به نظرم شما کاملا غافلید که رای های بالقوه را خود احمدی نژاد بالفعل کرده است.

با مهر
امیر
//////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
از نوشته های من نمی توان برداشت صفر و یک را نمود.البته با احتمالاتی که شما فرمودید مخالفتی ندارم اما همیشه باید میان میزان احتمال و خطر و دستاورد نقطه بهینه را انتخاب کرد و شانسی نمی توان وارد گگود شد. در هر حال موافقان حضور فقط یک سوال را پاسخ بدهند در چه صورتی تحلیل آنها اشتباه بوده و باید در نگاه خود تجدید نظر کنند؟ اگر در هر حال پیروز هستند و راهشان درست بوده و هست و خواهد بود دیگر جایی برای بحث نمی ماند.



۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۰:۲۸ بֽظֽ | Reply

جاويد :

با سلام ،
بر اساس تحليل شخصي ، و با فرض صحت برگزاري انتخابات و سلامت شمارش آرا ، بنده معتقدم كه پارامتر تعيين كننده پيروز انتخابات رياست جمهوري دهم ، راي خاموش ها هستند.
احمدي نژاد و خاتمي ، راي دهندگان ثابت خود را دارند.يعني كساني براي هر دو نفر هستند كه پاي ثابت راي دادن به اين دو نفر هستند و نظرشان هم تحت هيچ شرايطي بر نمي گردد و براي راي دادن هم حتي به هيچ تبليغاتي نياز ندارند.و در اين مرحله به نظر من كروبي راي دهنده پاي ثابت ندارد.
و اما بنده معتقدم كه خاتمي پدر معنوي راي خاموشها است.ممكن است كه خيلي از همين افراد به خاتمي انتقادات جدي نيز داشته باشند ، و حتي به او بد و بيراه هم بگويند ، ولي پاي راي دادن كه باشد ، حتما به او راي خواهند داد.
به نظر من كار خاتمي براي ايجاد موج و تشويق راي خاموشها به راي دادن نيز با عملكرد دولت نهم بسيار ساده شده است.چون عملا آنها با اعمال و كاركرد خود باعث ايجاد موج منفي بر عليه خود شده اند كه در زير چند نمونه از اين كارها را ليست مي كنم :
1- جبهه گيري بخش ورزش دولت نهم بر عليه برنامه نود كه با آمار خيره كننده 2100000 اس ام اس به نوعي شكست بخش ورزش دولت در برابر راي خاموشها بود.

2- اجراي طرح امنيت اجتماعي و بدتر از آن اعلام بازنگري در اين طرح در آستانه انتخابات ( واقعا ديگر اين بخش بازنگري شاهكار بود)

3- كردان و كردانيسم و حمايت قاطع از كردان توسط دولت نهم و اخيرا هم مشاور ارشد شدن او.

4- ماجراي چكهاي 5 ميليوني و نقش رحيمي و همچنين مدرك خود رحيمي

5- تورم بي مهار و هيولاي قيمت مسكن
6- و ......
كه ممكن است اينها به نظر ساده بيايند و لي به نظر من براي ايجاد موج موثر هستند و در بعضي موارد كافي.

هر حركتي كه طرف مقابل در راستاي تخريب خاتمي نيز انجام دهد ، مطمئن باشيد موجي است كه به صخره سخت همين راي خاموشها مي خورد و با همان انرژي و شايد مشدد شده نيز به تخريب كنندگان خواهد برگشت.

از طرفي به نظر من بودن همزمان كروبي نيز راي هاي خاتمي را نخواهد كشيد و به ضرر راي هاي احمدي نژاد خواهد بود.هر چه شعارهاي چربتري از طرف كروبي مطرح شود ، زير پاي احمدي نژاد خالي تر خواهد شد.چون كسي كه به هواي رسيدن به شرايط مطلوبتر اقتصادي مي خواهد به احمدي نژاد راي دهد ، شعارهاي كروبي را دم دست تر مي بيند.و از طرفي عملكرد احمدي نژاد را ديده است.

با اين توضيحات بنده معتقدم كه خاتمي قدرت راي آوري بالايي دارد و به احتمال زياد راي مي آورد.

اما ...
اينكه پس از راي آوردن چه خواهد كرد ؟ و آيا مي تواند جوابگوي سوالات و خواسته هاي جماعت راي دهنده باشد ؟ سوالي است كه خاتمي بايد به نظر من قبل از اين به خود و خداي خود جواب دهد و اگر نمي تواند ، انصافا كنار بكشد.و بگذارد راي خاموشها همچنان در خانه بمانند.

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۰:۳۴ بֽظֽ | Reply

روزنامه اي كه تسخير شد :

آقاي عبدي از اين پس بدانيد كه ضميمه چي هاي اعتماد ملي به سرلشكري محمد قوچاني روزنامه اعتماد ملي را تصرف كردند . در صورت همكاري با كساني كه باعث نگراني ، اضطراب و بيكاري تعداد زيادي خبرنگار شده اند ما از تقصير شما نخواهيم گذشت . اگر ادعاي روشنفكري داريد با اين جماعت نان به نرخ روز خور همراه نشويد و همكاري نكنيد .

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۱:۱۷ بֽظֽ | Reply

مهران :

سلام آقای عبدی . راستی بعد از اعلام نامزدی آقای خاتمی نقد عملکرد ایشان از سوی شما تا چه حد می تواند اخلاقی و فارغ از شائبه غرض ورزی بنظر برسد؟ آیا تصور می کنید با نقد ایشان به آرای آقای کروبی افزوده می شود ؟

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۱:۱۷ بֽظֽ | Reply

بهرام :

آقاي مهندس با سلام

گفت وگوي شمارا پيشتر در سايت انتشار دهنده خواندم.

به نظرم اگر اينگونه مطالب و نظريات در ميزگردهاي عمومي ميان شما و طرف مخاطب در فضايي ازاد و دمكراتيك مطرح شده و به مناظره گذاشته شود و سپس به سوالات حاضران نيز پاسخ داده شود و به نوعي آنان را نيز در اينگونه مباحث مشاركت دهيد بهتراست و به شفافيت بيشتر مواضع و تبيين نظرات بيشتر ياري مي رساند. اينطور نيست؟

در ضمن من شما را علاوه بر موضوعات سياسي ‘ در تبيين مسائل اجتماعي نيز صاحب نظر و دلسوز مي دانم و از اين نظرات تا حدودي غفلت شده است. در چند آخر وبلاگ به موضوعاتي از اين دست‘ البته با بضاعت كم‘ پرداخته ام. سري بزنيد نظرات شما در خصوص مطالب نوشته شده از جمله عناوين مربوط به محبت و همچنين "اعتماد زيادي و بدون تضمين" كه با ادبياتي متفاوت نوشته ام‘ به ارتقاي سطح كيفي و محتواي مطالب كمك شاياني خواهد كرد. برداشت هاي مرا صحيح مي دانيد يا خير؟

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۲:۱۹ بֽظֽ | Reply

هادي :

باسلام.اگر اقاي خاتمي نيايد چه كسي بيايد!واكنش كيهان را ديديد.كه چگونه سراسيمه به ميدان امدند واقاي خاتمي را با ترور ترساندند ومي خواهند ايشان را از صحنه بدر نمايند.شما واقعه كربلارا بلاتشبيه با اين مطلب بدانيد كه امام حسين را از مدينه ومكه مجبور به خروج نمودند ولي مردمان كوفه ايشان را دعوت نمودند وبنظر من امام ميدانستند كه كشته مي شوند وبراي شهادت اين كشته شدن خانواده خود را گواه گرفتند وزينب به اين كار گواهي داد.حال كار ايشان را مقايسه نماييد كه خاتمي ميداند كه پيروز نمي شود بدليل تاييدات بزرگان از احمدي نژاد كه در اينده علني تر ميشود (مانند جمله جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم وزياد) ولي اين كار گواهي در تاريخ انقلاب اسلامي ثبت خواهد شد واگر غير ان شود كه چه بهتر كه دور از ذهن ميدانم.

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۲:۲۱ بֽظֽ | Reply

ابراهيم توكلي :

سلام آقاي عبدي

شايد خيلي گفتن نداشته باشد كه اساسا امر سياست در دو حيطه عقل نظري و عقل عملي تحليل پذير است. اين كه شما تلاش داريد تحليل هاي خود را مبتني بر ملاحظه هر دو ساحت تحليلي مزبور قرار دهيد بر من پوشيده نيست، اما به نظرم مي رسد در اين ميان يك نكته مورد غفلت قرار گرفته است. و آن اين كه بشر به گواهي تاريخ خود براي عبور از گردنه هاي صعب حيات اجتماعي اش بيش از آن كه بر ملاحظات تحليلي عقل نظري و عملي تكيه كرده باشد از ايمان خود به ضرورت اقدام مقتضي بهره برده است. به گمان من و با تكيه بر نگرش تاريخي انضمامي به مقوله بشر اجتماعي عبور ما از اين گردنه صعب نيز مستلزم چنان رويكردي است. اين چيزي است كه مورد توجه قرار گرفتنش از سوي شما شايد مستلزم كنار گذاشتن «اخلاق خاصي» باشد كه گفته ايد به آن متخلّقيد.
ديوار را
باري
اگر ياراي آوار نداري
بر پي يا بر سر
تيشه اي يا ناخني
حماسه
همتي است كه در كار مي كني.

با اين وجود با شما موافقم كه هزينه كردن راي براي هر شخصي مستلزم موفقيت آن شخص در اقناع صاحب راي است و راي دادن دو باره به همان شخص مستلزم موفقيت خود صاحب راي در اقناع خود به درستي راي قبلي است.

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۲:۵۷ بֽظֽ | Reply

پاک نژاد :

حناب مهندس عبدی با سلام و عرض ادب واحترام،
من فکر کنم از دلایل شکست اصلاح طلبان جنس آرای دوم خرداد بود. به عبارت ساده رای های خاتمی از حب او نبود بل از بغض رقیب.تمام کسانی که برای خاتمی کار میکردند( منجمله ما ها در کرمانشاه فکر میکردیم که در پایان انتخابات با پنج شش میلیون رای یک اقلیت منسجم خواهیم داشت که راه را برای آینده هموار خواهد ساخت که به هر صورت ان شد که شد.
به زبان عامیانه مشکل خاتمی آن بود وقتی در جمع هوادارانش در دانشگاهها سخرانی می کرد وقتی اسم مصدق را بر زبان می اورد دقایقی سوت کف بود اما وقتی اسم مراد و امامش را میبرد خبری از صلوات نبود؟!!!!
خاتمی می دید که در جمع هوادارانش ارزشهایی که به آن ایمان دارد مثل انقلاب، جنگ، امام به راحتی زیر سوال میرود و از هر دوطرف تحت فشار است؟؟؟
خاتمی توان اوردن مردم به خیابان ها را داشت اما نمی توانست آنها را به خانه هایشان برگرداند؟
به همین دلیل خاتمی پایگیاه واقعی خویش را شناسایی و با طناب انها خود را وارد چاه نکرد؟
هیچکس به اندازه خاتمی از کیفیت آرایش خبر نداشت؟
جناب عبدی شما ودوستانتان به حذف نام هاشمی از لیست مجلس ششم وگماردن امثال.......( که هنوز هم نمی دانم کیست) در لیست بزرگترین خیانت را به مردم نمودید؟
چرا به توصیه شمس الوعظین گوش ندادید؟که بودن هاشمی در مجلس می توانست به نوعی موازنه بخش قوا بوده حداقل میتوانستید برخی از لوایح را به تصویب برسانید؟
از ترس کی؟
از ترس تعدادی دانشجو که هیچ اعتقادی به شما واصلاحات به سبک شما نداشتند؟
و...........................
اما حالا؟
-همه خاتمی را می شناسند؟
-خود ایشان هم مرادش از اصلاحات ار تبیین کرده است؟
-کسانی که از ظن خود یار او شده بودن دیگر او را خاتم جمهوری اسلامی نمی داننند
- اقتدار وعزت جمهوری اسلامی در زمان ایشان را با الان مقایسه می کنند
- اگر اکثریت خاموش گم شده هایی را در ایشان ببینند دوباره جنبشی به پا خواهند کرد منتها اگاهانه( یعنی به خاتمی رای مدهند که می داند درجمهوری اسلامی هم شورای نگهبان، هم حوزه علمیه ، هم کفن پوش وهم...)
جناب عبدی به نظر من وخیلی ازدوستان(که همه به خاطر خود خاتمی تمایلی به حضور شان نداشتیم)اگر خاتمی بنواند با حضورش حداقل کشور داری را به روال کارشناسی وخرد جمعی باز گردند خدمت بسیار بزرگی به کشور کرده است( و این حداقل انتظار از اوست)
- بدیهی است افراد دیگر هم توانایی اداره کشور بر مبنای برنامه، کار کارشناسی، خرد جمعی را دارند اما پیروزی انها بر احمدی نژاد غیر ممکن است.
در خاتمه ضمن احترام به جناب کروبی( که در صورت عدم حضور خاتمی برای او کار خواهم کرد) به خاطر داشتن تفکر حزبی وکارجمعی( ایشان تنها فردی هستند که در زمان شکست حزب تشکیل دادند) عرض می کنم در دوره قبل برگ برنده ایشان همان 50 هزارتومان بوده که این برگ هم اکنون دست احمدی نژاد است دیگر رای چه کسانی را می خواهد جمع کند
والسلام

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۳:۰۲ بֽظֽ | Reply

احسان :

در قبال این مسئله که می گویید ماندن آقای خاتمی پس از رد لوایح دو گانه بلاموضوع بوده است. باید بپرسم که مگر آقای بنی صدر کمتر از خاتمی طرفدار داشتند؟ حاکمیت، توانایی، نفوذ و فراصت آن را دارد که بلافاصله پس از استعفا یا هر گونه واکنش خاتمی، یک شبه ایشان را آمریکایی معرفی کند و به فلان وفلان مدرک، ایشان را در حال خیانت به اسلام و مسلمین نشان دهد و .... داستان های شبیهش را که شما در همین سه دهه گذشته مشاهده کرده اید. من هنوز هم تعجب می کنم که شما پس از این همه تجربه تخطعه افراد توسط حکومت در این سه دهه، این مسئله را در نظر نمی گیرید.

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۳:۳۴ بֽظֽ | Reply

:

( ..من تحليلي از شرايط موجود دارم كه معتقدم حضورم در احزاب با اين تحليلي كه دارم كمكي به آنها و اهدافي كه دارند نمي‌كند...)


جناب آقای عبدی این مطلب را از گفته شما نقل می کنم لطفاً برایمان واضح تر صحبت کنید . آیا استنباط شما اساس علمی دارد و یا فقط یک احساس شخصی است و یا صرفاً از نوعی حساسیت منشا می گیرد . این همه عمر و وقت گذاشته اید و بسیاری چیز ها گفته اید . صحیح نیست که با طرح مسائلی چند پهلو غبار ابهام را در این فضا غلیظ تر کنید .

از دوستان شما
////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آن بخش را که فکر می کردم علمی و قابل دفاع است بیان کردم اما بخشی هم ممکن است به این مرحله نرسیده باشد و بیشتر نوعی حس باشد که از بیان عام آن خودداری می شود.

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۴:۳۵ بֽظֽ | Reply

ايراني :

با عرض سلام
نامزد شدن سه نفر از طرف گروههاي اصلاح طلب (كروبي،خاتمي و احتمالاًٌ موسوي) البته تا زمان حاضر، فكر نمي كنيد كه مي تواند استراتژي خوبي براي جلوگيري از تخريب كانديداي اصلي باشد؟ البته منظورم اين نيست كه اين كار با هماهنگي انجام شده، هرچند اميدوارم اينگونه باشد ولي منظورم به نتيجهء آن است. تخريب چند نفر نامزد رياست جمهوري طبعاً كار پرهزينه تر و ناموجه تري خواهد بود. در نهايت هم مي توان در آستانه انتخابات با يك آمارگيري و وزن كشي نامزد نهايي را معرفي و بقيه انصراف دهند. يك نكتهء ديگر كه فكر مي كنم بهتر است در انتخابات مطرح شود معرفي حداقل بخشي از كابينهء احتمالي نامزد مورد نظر است. آرايش مناسبي از كابينه مي تواند علاوه بر برنامه محور كردن انتخابات، در جمع كردن آراء مؤثر نيز باشد. البته اين مرحله در آخرين مراحل قبل از انتخابات بايد صورت بگيرد. ممنون مي شوم تا نظر شما را در اين دو مورد بدانم.
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:

معمولا ایناحتمالات در روی کاغذ و انتزاعی است وقتی که موتور انتخابات روشن شد کیست که به نفع دیگری جاخالی کند؟

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۴:۵۲ بֽظֽ | Reply

رستمی :

انتقاداتی که به آقای خاتمی داشتید را بنده از صحبتهای ایشان که در ساختمان میلاد پس از پیروزی در جمع مسوولین ستادها در دور دوم بیان کردند متوجه شدم. کاملا مشخص بود خاتمی در دور دوم خاتمی دور اول نخواهد بود. اما گذشته از مصلحت اندیشی و به قول شما داشتن شعور سیاسی بجای شور سیاسی ، علت این تغییر رویکرد دو دلیل خیلی ساده داشت اولا آقای خاتمی از بدنه اصلی حاکمیت بود و در نهایت رفتار ایشان می باید در چارچوب حفظ نظام باشد و دوم و مهمتر اینکه قدرت در دهان آقای خاتمی مزه کرده بود. با اصلاح این دو عامل می توان دوباره به خاتمی امیدوار بود.

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۶:۱۳ بֽظֽ | Reply

در جواب به احمد :

بعنوان یکی از حامیان پشت در سفارت لازم است ذهنیت آقای احمد و دیگران دوستان را تا اندازه ای تصحیح کنم

ما بعنوان دانشجویان آن زمان از تکرار کودتای 28 مرداد واهمه داشتیم و وقتی شاه به آمریکا رفت احساس کردیم تاریخ دوباره تکرار میشود
غافل از اینکه
توجه کنید
غافل از اینکه در همان زمان در آمریکا در مورد اجازه دادن و یا اجازه ندادن به شاه اختلاف نظر بود و مثلا کیسنجر معتقد بود که باید به شاه اجازه ورود داد و کارتر و تیم او معتقد بود که منافع دراز مدت ما با این کار بخطر می افتد
آنها
بنظر من
آنها این نقشه و پلی تیک سیاسی را ریختند و به افراد نفوذی خود دادند تا با این نقشه بهانه داشته باشند تا شاه را بیرون بیاندازند و در دنیا وجهه پیدا کنند و انقلاب مردم ایران را نیز خراب نشان دهند و مظلوم نمایی کنند
بله
ما پا روی پوست خربزه آنها گذاشتیم و ناآگاهانه هیزم آتش پلیتیک و سیاهی لشکر آنها شدیم ولی
دقت کنید که الاعمال بالانیات
امیدوارم این مختصر توانسته باشد ذهنیت این دوست عزیزمان را تصحیح کرده باشد
امید بهروزی
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این دوست هم وسط دعوا تئوری توطئه را پیاده کرده است.

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۶:۳۴ بֽظֽ | Reply

سرتاج :

تشکر از شما بخاطر این دلسوزی و ارایه این تحلیل جسورانه
متاسفانه خیلی ها هستند که داروی مسکن را به درمان تلخ ترجیح میدهند
و خیلی ها نمیخواهند بپذیرند که ساختن مستلزم خراب کردن است
متاسفانه بسیاری عادت داده شده اند که هم خدا را بخواهند و هم خرما را
بنده هم مثل آقای جاوید معتقدم كه پارامتر تعيين كننده پيروز انتخابات رياست جمهوري دهم ، راي خاموش ها هستند ولی مهم همان است که آیا ایشان می تواند امانت دار این رایها باشد؟ آیا ایشان میدانند خیانت در امانت چه جرم سنگینیست؟


۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۶:۴۶ بֽظֽ | Reply

خاموش :

یا مکن با فیلبانان دوستی
یا بنا کن خانه ای در خورد ( اندازه) فیل

من که اگر جای آقای خاتمی بودم آنهم وقتی هشت سال این آزموده را آزموده بودم پا در این میدان نمیگذاشتم چون خانه ای ندارم که فیل آقایان را بتوانم در آن جای دهم ، آقای خاتمی را نمی دانم
بنابراین باز هم خود را آماده نگه میدارم و منتظر خواهم نشست تا وقتی زمستان با سرمای کشنده اش تمام شد از تخم بیرون بیایم تا رای خود را تلف نکرده باشم

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۶:۵۲ بֽظֽ | Reply

arash :

SALAM AGHAYE ABDI
BE NAZARE MAN IN TAHLILE DOOSTAN KE RAYHAYE KHAMOOSH MALE KHATAMI AST CHANDAN BE VAGHEEYAT NAZDIK NIST. BE KHOOSOOS BA IN NAHVEHYE VOOROOD BE ENTEKHABAT DARSADI AZ RAYDAHANDEGAN KHAMOOSH KE AZ EESHAN NAOMID BOODAND AKNOON AZ EESHAN BIZARAND . EHTEMALAN DARSADI AZ LAJE KHATAMI BE KAROUBI RAY KHAHAND DAD. DAR AKHAR MIKHASTAM AZ SHOMA BEPORSAM INKE KHATAMI DAR YEKI AZ SOKHANRANIHAYASH GOFTEH BOOD AZ AVAL HAM TARDIDI NADASHTAM BE HAMAN MOALAGH BOODANE MANIYE VAJEHA MARBOOT MISHAVAD YA INKE KHATAMIE JADID DOROOGHGOO SHODEH AST?p

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۶:۵۸ بֽظֽ | Reply

:

ای آقا جانا سخن از زبان ما میگویی

من که چندین بار پای نوشته های سایت نوروز- البته آنهایی که پنجره ی نظراتش باز بود- نظر گذاشتم انکار نه انگار
آقایان اصلا خود را موظف نمیدانند به سؤالات و ابهامات خوانندگان و مشتریهای خود جواب بدهند
مردم را نادان و دنباله رو میخواهند تازه با اینهمه تجربه انتظار دارند همه سمعها و طاعتا حرف و تصمیم ایشان را باز قبول کنند

آقا بنظر من که همچنان رنگ رخساره خبر میدهد از سر ظمیر
نه این آقایان اصلاح طلبند
و نه از سر دلسوزی وارد این میدان شده اند

دلسوزی جا "پا" دارد
آدم آدم دلسوز را بو میکشد
اگر اینان دلسوز مردم بودند از تکه پرانیهای مردم هم ناراحت نمیشدند چه برسد از سؤالات آنها
اگر اینان دلسوز مردم بودند از سؤالات مردم استقبال میکردند چون این فرصتی بود برای آنان تا دیدگاه های خود را از طریق پاسخگویی به مردم با آنها مطرح کنند
من که برای نمونه میگویم با آقای ......تماس گرفتم و پرسیدم در کجا میشود سؤالات خود را آقای خاتمی و تیم ایشان مطرح کرد ؟ میدانید ایشان چه جوابی برای من در سایتشان نوشتند؟
نوشتند آقای خاتمی وقت پاسخگویی به سؤالات افرادی همچون شما را ندارند!!
با همین جسارت و شفافیت بروید و در سایتشان در قسمت نظرات بخوانید
تازه من به آقای ..... خیلی ارادات دارم چون لااقل ایشان راستش را میگوید و اینقدر شجاعت دارد که نظرات افراد را زیر مقالاتش درج کند ولی ....
به هر حال امیدوارم که آقایان توجه کنند و راضی نشوند مثل چوپان دروغگو با احساسات مردم بازی کنند ... و مردم را سیاهی لشکر قدرت بی ترمز و بی فرمان نخواهند

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۷:۰۵ بֽظֽ | Reply

محمد پريشاني :

اقاي عبدي اشتباه فكر ميكنيد
1-حتما با من موافقيد كه جمهوري اسلامي ايران در وضعيت نا مناسبي قرار دارد.به نظر ميرسد كه محمود احمدي نژاد كشور را به سمت (نا كجا اباد) رهنمون ميكند.با او ايران اينده تيره وتاري دارد.من اصلا دوست ندارم در كشوري زندگي كنم كه انديشه (احمدي نژادي ) در ان همه گير شده باشد.در اين شرايط خلاص شدن از احمدي نژاد (اوجب واجبات) است.يعني از بين x و y بايد به كسي راي داد كه ميتواند احمدي نژاد را شكست دهد
2-به نظر مي رسد در حال حاضر دو نفر وجود دارد كه هر دو شرط لازم را براي پيروزي (تاييد صلاحيت و راي اوري) در اختيار دارند(مير حسين وخاتمي البته بالقوه نه بالفعل) بيهوده تلاش نكنيد كه نام كروبي را بر اين فهرست اضافه كنيد موفق نخواهيد شد!!
3-من با شما موافقم كه رياست جمهوري احتمالي مهدي كروبي پر بار تر و كم هزينه تر وارام تر از رياست جمهوري محمد خاتمي خواهد بود ولي اگر قبول كنيم كه خاتمي فقط با معجزه ميتواند رييس جمهور ايران شود به ناچار بايد قبول كنيم كه كروبي حتي با معجزه نمي تواند اين كار را انجام دهد ماه ها سعي كردم مهدي كروبي را در قامت رييس جمهوري اسلامي ايران تصور كنم ولي نتوانستم.شما هم تلاش نكنيد موفق نخواهيد شد!!
4-حتي اگر تمام اصلاح طلب ها(مير حسين وخاتمي وكرباسچي وعبدي وقوچاني ومهاجراني و......)پشت سر كروبي قرار گيرند اراي او در مقابل احمدي نژاد حدودا يك به دو خواهد بود چون(ببخشيد ولي صداي شما را كسي نمي شنود)
5-مير حسين را فراموش نكنيد.تركيب او و خاتمي مي تواند اين گره را باز كند.انها با هم هماهنگ هستند و به نظر ميرسد نقشه اي در سر دارند. صبور باشيد
6-همه ما به ياد داريم كه دوست هم راي شما(محمد قوچاني)قبل از دور دوم انتخابات 84 نوشت:(انچه در باره ان حرف ميزنيم هاشمي نيست موقعيت هاشمي است) . و به ما توصيه كرد كه (خود كشي سياسي) نكنيم .حال اين سخن را به گونه اي ديگر بايد در گوش شما (حاميان كروبي)زمزمه كرد:(انچه درباره ان حرف ميزنيم خاتمي نيست موقعيت خاتمي است) تنها راهي كه ميتوانيم احمدي نژاد ومشاورينش را از صحنه سياسي ايران حذف كنيم
7-من در شرايط عادي كروبي را بر خاتمي ترجيح مي دهم. ولي چه كنم كه اين شرايط عادي نيست من وهم فكرانم به خاتمي راي خواهيم داد شما هم به ما بپيونديد. موفق خواهيم شد!!
8-(انتشار در صورت صلاحديد)
ديروز به برادرمsmsزدم وگفتم كه كانديداي مطلوب من جناب اقاي كروبيه.جواب داد: برو بينيم بابا. دو نفر ميخواد دستاي اين بشر رو بگيره كه نيفته!!!
و من جوابي نداشتم !؟

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۷:۱۸ بֽظֽ | Reply

سعید- رجایی :

متاسفانه دوستان به اهمیت جنگهای زرگری در سیاست توجهی ندارند و این جنگهای زرگری را خیلی جدی میگیرند و فریب میخورند
هر چند چندین نوبت تصمیم گیریها و عقب نشینی ، ...دوستی ها و رفت آمدها این جنگ زرگری را برملا کرده باشد

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۷:۲۰ بֽظֽ | Reply

kave :

ba salam
az nazaratetan besiar estefade mikonam,baraietan arezuie moafaghiat daram,zemne pazireshe nazaratetan darbarei khatami bahsi ke beine mano dustanam matrah ast,khatami be onvane tanha gozinei ghabele reghabat ba ahmadinejad ast,maziate karubi be vozuh dar shahrhaie kuchak ast,ke ahmadinejad dar in dore in maziat ra montafi karde tanha kasi ke ghabeliate tabdile raie belghove eslah talaban dar shahrhaie bozorg ra darad khatami be nazar miresad,aia etelae khasi az nazarsanjie bekhosusi dar in mored darid ke ma bikhabarim,darbarei ghalibaf be onvane raste karamad nazaretan chist,va chera az zarbei karubi dar jariane ghanune eslahe ghanune matbuat chizi nemiguid?

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۸:۲۴ بֽظֽ | Reply

رضا فتوحی :

جناب عبدی با سپاس
1- آیا باور ندارید بخشی از رای دور گذشته آقای کروبی بابت شعار 50 هزار تومان بود که متاسفانه امروز کارکردی ندارد بعلاوه ایشان با مصاحبه های متعدد علیه اصلاحطلبان قدری وجه خود را تخریب نموده اند! به نظر امید به رای ایشان غیر واقعی است و دوستان از روی ناگزیری و به دلیل مخالفت با خاتمی و گروهی از اصلاحطلبان گرد کروبی جمع اند.
2-با همه اشتباهات خاتمی و با توجه به این که در واژه واژه ی مقاله ی سرنوشت محتوم با شما هم نظرم اما میان خاتمی و کروبی خاتمی را نزدیک تر به آن 12 ماده می دانم.
3-اما یک سوال : جناب عبدی آیا احتمالی به کنار رفتن یکی از آقایان کروبی و خاتمی قایلید و اگر نه در صورت حضور هر دو شانسی برای پیروزی اصلاحات وجود خواهد داشت؟
با سپاس
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
احتمال کمی به کنار رفتن هست و بودن هر دو هم برای آنان (هر دو نفر) بد است. البته این نکته بخش خاصی از موضوع است و به بعد از تائید صلاحیت مربوط می شود.

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۱۰:۳۲ بֽظֽ | Reply

فرشاد :

همه مشکلات و بدبختی ها و آتشها در این کشور از جانب مشاوران بادمجان دور قاب چین و نون به نرخ روز و البته مسؤلان مذبذب و بی اراده و گوش به فرمان بولتن نویس خلق شده ولی چه میشود کرد که آنها مخفی اند و فقط افراد مسؤل پیدا

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۱۰:۴۹ بֽظֽ | Reply

حمیدرضا هاشمی :

با سلام جناب عبدی عزیز
گفتگوی شما را از gooya news خواندم وبعد متن یا حاشیه دادگاه من را از بایگانی کامپیوترم خواندم باور کنید نمیدانید چقدر برای این ملت متاثر شدم که هنوز چشم به امثال خاتمی دارنداما بحث من اینها نیست من مدتها است که چشم به تقدیر دارم اما گلایه ای از شما بابت دو مسئله که تصویر شما را در ذهنم مکدر می کند1- حمله ناشیانه واحساسی به سفارت که به نظر من جنگ را به جلو انداخت 2- اسناد جعلی منتشر شده از سفارت و اتهامات ناروا به بسیاری از آنهایی که می دانید . چیزی بگو تا آرامم کند
هاشمی از لرستان
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی: جعلی بودن اسناد را اولین بار می شنوم.

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۱۰:۵۵ بֽظֽ | Reply

پرسان :

1 ـ تعبیر رفُـرمیست / کُـنسرواتیست را در وصف تحولات پس از دوم خرداد ، نخستین بار « اومانیته » ـ نشریه ی کمونیست های فرانسه ـ به کار برد . ( این رفرم فرهنگی ـ سیاسی بود ، نه اقتصادی ـ اجتماعی . )
2 ـ در سال های 60 ـ 1357 حزب اللهی های دانشگاه دیده از هیئت های مؤتلفه مدرن تر بودند و از جامایی و اُمتی و آرمانی ، سنتی تر ؛ چنان که ملاهای دانشگاهی و اروپا دیده از ملاهای حوزه مانده ، مدرن تر بودند .
3 ـ هنوز فکر می کنید « اصلاح طلبان » باید از حکومت خارج می شدند و میدان را زودتر به حریفِ مقلد ِ بی ......وامی گذاشتند ؟!
من این وادادگی و انفعال را به استناد ترکیب سنی ـ شغلی انبوه مردمِ بیرون از لایه ی شکننده ی حکومتیان ، نابجا می دانسته ام و آن را همانند جاه طلبی و مال پرستی موج سواران دوم خردادی ، نابودکننده ی اعتماد پدیدآورندگان دوم خرداد می دیده ام .
4 ـ برآمدن طیف احمدی نژاد نشان داد که تردیدهای اصلاح طلبان حکومتی در همراهی با اصلاح طلبان برون ساخت قدرت در جهت بسط و تعمیق دمکراسی ، بجا نبوده اما گروهی از اینان به جای توجه به دنباله روی انسدادطلبانِ جاه ـ مال پرست از اصلاح طلبان و آشفتگی فکری و بن بست عملی اینان ، از « تند روی » و « تند روان » انتقاد می کنند ! ( نمونه : گفت و گوی محمد سلامتی با روزنامه ی اعتماد )
5 ـ با رسیدن امواج سونامی اقتصادی به ایران ، این حاکمانند که باید پس بروند ؛ و گر نه پتانسیل اعتراضی انباشته ـ همچون سال های 76 و 84 ـ این بار به گونه یی دیگر غافل گیرشان می کند . هم خیره سران لمیده در کانون ثروت ـ قدرت ( که در جهت تحدید « فرشته ی نجات » شان : « خاتمی » ، فعال شده اند ) و هم « اصلاح طلبان » ی چون میرحسین موسوی و کروبی و کرباسچی ؛ مسیر دیگری در پیش گرفته اند .
6 ـ ممکن است برنامه ی دوازده ماده یی خاتمی در سال 76 را روی سایت بگذارید ؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برنامه هست از طریق سرچ پیدا کنید

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۱۱:۰۴ بֽظֽ | Reply

امید :

با سلام
و تشکر از اینکه دریچه نظرات را - حتی برای دو روز- به روی ما باز کردید
متاسفانه فرصتها دیر به دیر بدست میآید و زود از دست میرود بقول معروف
گل همین پنج روزو شش باشد
چه میشود کرد؟ جز آماده شدن برای استفاده از همین فرصتهای طلایی
اولا با نظر شما کاملا موافقم و پیش خود فکر میکنم اینان که امروز اینگونه تنها به پیروزی- از هر طریق- حتی باب کردن مادامالعمرپست ریاست جمهوری همچون هوگوچاوز - تنها به پیروزی فکر میکنند و برای سیاهی لشکر درست کردن از حق شهروندی ! صحبت میکنند و ... بی محابا آماده بیرون آمدن با لباس کم در زمستان هستند آیا زمان شاه هم همین نظر را در مورد انتخابات فرمایشی شاه نداشتند؟
اگر نه چه فرقیست بین آن انتخابات و این انتخابات؟
برای من این سؤال مطرح است که:
پس چگونه است که اینان با این تفکر خود را وارث انقلاب میدانند؟ و میخواهند شعارهای انقلاب را زنده کنند؟
من از این دوستان یک سؤال داشتم که با هر کس هم که دیدم مطرح کردم جواب نگرفتم و آن اینکه وقتی درختان در مقابل سرما و زمستان برگهای خود را می ریزنند و مرده میشوند ...و وقتی مولوی به آن طوطی دربند توصیه میکند : خود را به مردن بزن تا آزاد شوی چرا اینقدر اصرار دارند تا در قفس آزاد باشند و و در فصل سرمای سخت و سوزان درختان بهار ندیده به برگ و گل بنشینند؟

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۱۱:۳۷ بֽظֽ | Reply

حامد :

آ نكه ناموخت از گذشت روزگار // هيچ ناموزد زهيچ آموزگار

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۱۱:۴۴ بֽظֽ | Reply

بازگشت به آینده :

یکی از روزنامه های خارجی تیتر پر مفهومی برای کاندیدا شدن آقای خاتمی زده بود که گویای تمام مطلب بود
تیتر آن روزنامه این بود: بازگشت به آینده

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۱۱:۴۵ بֽظֽ | Reply

مهشید :

می تعجب میکنم آقای خاتمی در مورد صحت انتخابات ریاست جمهوری که منجر به انتصاب آقای احمدی نژاد -که در دوران ریاست خودشان برگزار شد- گفتند این سالمترین انتخابات بعد از انقلاب بوده !! با توجه به اینکه در آن انتخابات آقای رفسنجانی بخدا پناه بردند و آقای کروبی شب خوابیدند و صبح بیدار شدند ورق برگشته بود . تعجب میکنم چطور آقای خاتمی می توانند از آقای احمدی نژاد بخواهند که انتخابات را با صحت و سلامت برگزار کند؟

اگر چنین کردند آقای خاتمی چه خواهند کرد؟ که آقای رفسنجانی نکردند و آقای کروبی نکردند؟
آنوقت تکلیف مردم چه میشود که تنها اسلحه ی تغییر ( برگه های رای) از دستشان خارج شده و خلع سلاح شده اند؟

۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۱۱:۵۳ بֽظֽ | Reply

سانسور یا آزادی؟ :

مناظره آقای X و آقای Y در جبهه اصلاحات:


آقای X: یا تا امشب نامزدی خودتون را اعلام کنید یا من بازی را به هم میزنم!

آقای Y: من کمرم درد میکنه وگرنه میومدم!

آقای X: من در تمام نظر سنجی ها کمتر از 5 درصد آرا را کسب کردم پس نظرسنجی ها را قبول ندارم!

آقای Y: زنده باد مخالف من!

آقای X: باید افراطی ها را از صحنه حذف کنیم!

آقای Y: هر چی رئیس بگه همونه ولی این دفعه حکم حکومتی نداریما!

آقای X: من اومده بودم!

آقای Y: من در حال اومدنم!

آقای X: ولی اون دفعه من حساب کردم!

آقای Y: دست شما درد نکنه!

آقای X: بووووووووووووووووووووووق!

آقای Y: اصلاحااااااااااااااااااااااااااااااااااااات!


۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۰:۱۰ قֽظֽ | Reply

مرتضی :

سلام
آقای کروبی واقعا فاقد مقبولیت اجتماعی است به چند دلیل
1 - سخنش را زیبا و شیوا بیان نمی کند
2- سالخورده است
کاش آن نظر شما در مورد توزیع درآمد های نفتی را اصلاح طلبان شعار تبلیغاتی خودشان بکنند تحقق این شعار کمک زیادی برای حاکمیت قانون و حقوق بشر خواهد کرد

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۰:۲۳ قֽظֽ | Reply

بهمن هاتفی :

می‌توان به پروژه خاتمی در این انتخابات به این شکل نگاه کرد که برای بسیاری از اصلاح‌طلبان، امکان اصلاح نظام و بقول خودشان سیاست ورزی کم‌تر و کم‌تر می‌شود و به نوعی این پروژه، اتمام حجت با نظام و حاکمیت است. خاتمی همچنان توانایی تهییج دارد و انتخاباتی که یک سمتش خاتمی باشد راحت‌تر بین‌المللی می شود. پس می‌توان شعار نظارت بین‌المللی سرداد و انتخابات و تقلب احتمالی بعد از آن را محملی برای یک اعتراض و انقلاب رنگی در نظر گرفت. ایستادگی در مورد نتایج انتخابات، می‌تواند به حوادثی غیرقابل پیش‌بینی منجر شود. با این دید، انتخابات باید دوقطبی و در نتیجه پرتنش باشد.

با این حساب، پروژه انتخاب کاندیداتوری خاتمی نه حرکتی منفعلانه و عقب گرد که حرکتی تندروانه و حتی انقلابی خواهد بود. تصور این رویکرد (حداقل در حد اتمام حجت به حاکمیت برای مشروعیت زدایی بیشتر از رژیم در فردای پس از انتخابات) از برخی انقلابیون کهنه‌کاردرسازمان مجاهدین انقلاب دورازذهن نیست، اما در این پروژه احتمالی مهمترین نقش برعهده شخص محمد خاتمی است که این رویکرد چندان با ویژگی‌های شخصی وی سازگار نمی باشد. به هر حال این نگاه و این امکان نشان می‌دهد که با توجه به فشارهای بین‌المللی، دست حاکمیت چندان هم باز نیست.
//////////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
امکان یک بحث است و تبدیل آن به فعلیت بحث دیگری است.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱:۰۶ قֽظֽ | Reply

:

با سلام خدمت آق ای عبدی

در مورد اینکه آقای خاتمی با شرایط موجود توانایی پیروز شدن در انتخابات را ندارد با شما موافقم . ولی دو پرسش در همین راستا دارم:
- آیا فکر نمی کنید عدم موازنه قوا در مورد آقای کروبی نیز صادق باشد. و رای ایشان حتی اگر از دیگر نامزدها بیشتر باشد در حدی نیست که تخلفات را خنثی کند
- در مورد " آقاي كروبي بار پيش ضعف ‌هايي داشت كه حالا ندارد" می شود بیشتر توضیح دهید.
//////////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بله تا حدی وجود دارد اما به نام اصلاحات وارد نمی شود و شکست آن معنای دیگری دارد که واجد اهمیت در شکست اصلاحات نیست.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱:۲۷ قֽظֽ | Reply

ارش :

با سلام خدمت اقای عبدی.اقای عبدی از شما که دنیا دیده اید بعید است بگویید اگر خاتمی لوایحش تصویب نمیشد باید استعفا میداد.ایا با این کار راه را برای ورود نظامیان(کودتاچیان)باز نمیکرد.فکر میکنید برخورد مردم با استعفای ایشان به چه گونه ای میبود.شاید بگویید همکنون نیز نظامیان در راس امور قرار گرفتن بله نظامیان با انتخابات حالا بگذریم از امدادهای غیبی وارد دولت شدند ولی این کجا و ان کجا فضای بعد کودتا کجا و فضای بعد انتخابات کجا.بعضی ها خاتمی را متهم به برگزاری انتخابات بی معنی نهمین دوره ریاست جمهوری و مجلس هفتم میکنند ولی جوابی نمیدهند که اگر خاتمی ان انتخابات را برگزار نمیکرد ایا نهاد انتصابی دیگری ان را برگزار نمیکرد و ایا این عمل باعث شروع بدعتی دیگر مثل نظارت استصوابی شورای نگهبان که پس از مرگ ایت الله خمینی گذاشته شد نمیشد.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۳:۴۹ قֽظֽ | Reply

مسعود :

با سلام
ياد دارم سال 79 در دانشگاه صنعتي اصفهان در جواب سوالي كه پرسيديم چرا .................. ابتدا از ما خواستيد ظبط صوت ها را خاموش كنيم سپس فرموديد چاره اي جز اين نداشتيم.
من با بخش اعظم تحليل شما موافقم و بالاي 50 درصد به آقاي كروبي راي مي دهم اما يك سوال؟
آيا با توجه به شرايط موجود و اينكه يكي از معدود دلايل شركت در انتخابات مي تواند جلوگيري از راي آوردن آقاي احمدي نزاد باشد، آيا فكر مي كنيد در شرايط حاضر و كانديداتوري آقاي خاتمي و حمايت بسياري از احزاب از ايشان آقاي كروبي امكان راي آوردن دارد. توجه كنيد كه راي دادن ما عمل به تكليف نيست و راي بايد تاثير گذار باشد.
آيا فكر نمي كنيد براي جلوگيري از ادامه حضور رئيس جمهور فعلي تنها چاره راي به خاتمي باشد؟
اين تنها دليلي است كه باعث مي شود به اقاي خاتمي گرايش داشته باشم و هر روز بيشتر.
//////////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر این تنها دلیل تحقق یابد در این صورت باید تحلیل خود را نسبت به ساخت قدرت تغییر داد . بحث بر سر همین اگر است که در مصاحبه توضیح داده شده است.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۷:۳۸ قֽظֽ | Reply

یوسف کمش دفه ای :

جناب آقای عبدی سلام:
با تمام همه ی حرفها و حدیث ها من نمی دانم چرا آقای خاتمی را قبول دارم!
با آرزوی موفقیت ایشان وسربلندی شما

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۸:۴۲ قֽظֽ | Reply

:

سلام آقاي عپدي

يكي از دوستان مي گويد آقا ي خاتمي تائيد آقای خامنه اي رو گرفته وتمام سرو وصداها و مخالفت خواني ها هم صرفا براي تحريك مردم براي امدن به پاي صندوق راي است٠ چون با وجود مجلس مخالف وشوراي نگهبان و٠٠٠٠عملا كاري نمي تواند انجام دهد٠ مي خواهند از طريق خاتمي به دنيا نشن بدهد كه حكومت مردمي است تا فشار بر روي ايران كم شه٠
آيا اين نظر معقول است و اصلا جايي در تحليل هاي شمادارد؟

حسين آمريكا
//////////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این هم یک نظر است اما من در این باره اطلاعی ندارم.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۹:۲۸ قֽظֽ | Reply

يك بنده خدا :

سلام آقاي عبدي
بحال اين كشور بايد گريست
هرچه آدم متخصص و كارآمد بود را وادار به رفتن كردند
قحطالرجال شده بايدازبين احمدي نژادو خاتمي و كروبي يكي را انتخاب كنيم ؟

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱۰:۲۵ قֽظֽ | Reply

شهروند ايراني :

با سلام

مي خواستم درباره عباس پاليزدار از شما بخواهم من باب معرفت كلامي بگوييد كه امروز ديدم در روزنامه اعتماد ملي گفته ايد من باب معرفت عرض مي نمايم
شايد
مسئله ايران از طريق حساس كردن مردم به كوتاهي عمر و تقدير حتمي و تنها اختيار انسان فرصت انتخاب درست يا زيبا يا بهتر يا مفيدتر و يا در يك كلام وجداني تر است
بايد بعضي از احساسات مفقوده تاريخي جامعه خويش را بشناسيم و با كارگاههاي عمومي در سطوح متفاوت آموزش داشتن اين احساسات و همچنين نداشتن آن احساسات عمومي صبح درود بر مصدق و شب مرگ بر مصدق را و چند مورد ديگر را در اولويت كار اصلاح طلبي اجتماعي قرار داد

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱۰:۵۵ قֽظֽ | Reply

علي اشرفي :

با سلام.
من گمان مي‌كنم كه آقاي خاتمي بر اساس اين 2 دليل وارد انتخابات شدند:

1. اگر ايشان اين دوره شركت نمي‌كرد، ديگر در سال‌هاي بعد به اين راحتي از حضورش استقبال نمي‌شد و عملاً از صحنه سياسي فراموش مي‌شد.

2. اگر اين دوره هم مثل 4 سال پيش انتخابات به مرحله دوم كشيده شود (كه با توجه به تعدد كانديداها احتمال آن زياد است)، آن وقت مي‌توان رأي هر دو كانديداي اصلاح طلب (خاتمي و كروبي) را با هم جمع كرد. ولي در صورت عدم حضور خاتمي، احمدي‌نژاد، راحت كروبي را مي‌برد.

احتمالن هم دعواهاي امروز بر سر كروبي يا خاتمي بر اين اساس است كه احتمال رسيدن هر دوي اينها به دور دوم اينتخابات زياد است. در اين صورت هم موفقيت آقاي خاتمي بديهي به نظر مي‌رسد.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱۰:۵۸ قֽظֽ | Reply

خاکسار :

احساس من از تلاش برگشت اصلاح طلبان بقدرت اینست که این عزیزان قصد دارندآقای خاتمی را اسب تراوای خود کرده و به قلعه ی نفوذ ناپذیر آقایان بفرستند و ... غافل از اینکه شخصیت آقای خاتمی جوریست که وقتی وارد قلعه شدند بجای باز کردن دروازه ی قلعه به روی آنان ، با دادن اطلاعات زمینه های سرکوب تمام افراد موثر این تلاش را فراهم می آورند.هم چنان که در دو دور ریاست جمهوری خود کردند و ساکت ماندند و تماشا کردند
نمیدانم این احساس من تا چه اندازه در عمل درست از آب در خواهد آمد
بنابراین باز منتظر حوادث آینده می مانم و احساس خود را که هرگز به من دروغ نگفته امتحان می کنم

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱۱:۲۰ قֽظֽ | Reply

یک دلسوز :

کاش میشد یک آشنا روشنایی پیدا کرد و این پیام را به آقای خاتمی رساند که برادر من یک لحظه با خود فکر کن و ببین آیا این آقایان اجازه به تو خواهند داد که روابط کشور را با دنیا اصلاح کنی؟ عزیز من تو که خودت خوب میدانی فقط دستی که حاکم ببرد خون ندارد... و اگر تو یا هر کس دیگر ، دست ببری خون از آن می ریزد آنهم چه خونی؟ سرخ که سر سبز بر باد میدهد... پس بیا و محض رضای ِخدای ِ زمین و آسمان از خر شیطان پیاده شو تا با هم سکوت کنیم و منتظر بمانیم که اینان هم همچون دیگران به روزی دچار شوند که التماست را بکنند که بیایی، آنوقت با عزت و احترام بیا , ما هم دیگر سعی میکنیم اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم و به دنبالت خواهیم آمد ....بگذار همینها باز هم ریش و قیچی دستشان باشد تا خودشان ببرند و بدوزند و .... کار مذاکره با آمریکا و ایجاد روابط با دنیا را تمام کنند... سید جان آزموده را آزمودن خطاست با گرفتن دوباره پست تدارکاتچی ریاست جمهوری بار دیگر عرض خود می بری و زحمت ما میداری ، این عرصه جولانگاه شما نیست . اینان اگر شده شما را هم ، مثل خیلیهای دیگر، از سر راه خود برخواهند داشت . بخدا شما تافته ی جدا بافته ای در این راه نیستید. .. خلاصه :" ما را بخیر تو امید نیست، شر مرسان"
هر کس پیام این دلسوز را به آقای خاتمی برساند یک در دنیا صد در آخرت گناهانش بخشیده باد

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱۱:۳۹ قֽظֽ | Reply

مهرگان :

تناقض در تحليل سياسي و رفتار سياسي اصلاح طلبان براي نتيجه نگرفتن كافيست . از اين رو فكر مي‌كنم تصميم آمدن آقاي خاتمي احساسي است البته نه اينكه ايشان احساسي تصميم گرفتند بلكه ايشان دارند خود را فداي احساسات كساني مي‌كنند كه از وضعيت نابسامان و دور از عقلانيت فعلي به تنگ آمده‌اند و تعدادشان هم كم نيست.
اگر ساختار قدرت هيچ تغييري نكرده بلكه مصمم تر از پيش هم شده و نشانه‌آش اينكه با تمام قوا رفتارهاي غير عقلاني رييس دولت فعلي را كه از امي ترين مردم اين سرزمين پوشيده نيست تاييد و تبليغ مي‌كند ، و اگر عاقلانه ترين كار سياسي كه در شرايط فعلي مي‌توان انجام داد راي دادن به كسي است كه بتواند كشور را از اين وضعيت خارج كند،ائتلاف و راي دادن به عقلاي جناح به اصطلاح اصولگرا مطمئن ترين راه است .
البته مردم از چنين سياست بازي كه به نفع كوتاه مدت خودشان است اصلا خوشحال نخواهند شد .
البته من نه سياستمدارم و نه كار سياسي مي‌كنم

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱۱:۴۸ قֽظֽ | Reply

کوروش :

دولت نهم سهم به سزايي در فرايند آزادي و دموکراسي در کشور خواهد داشت. در اين دوران نتايج بسيار مناسبي به دست آمده که در صورت حضور دوباره آقاي خاتمي اين دست آوردها از بين خواهد رفت و ما دوباره در خوشبينانه ترين حالت به سال 76 باز خواهيم گشت.
1- شکاف بزرگي بين لايه هاي مختلف حکومت پيش آمده که در صورت ادامه اين شکاف بسياري از لايه هاي مخالف اصلاح به صف اصلاحات خواهند پيوست. که البته اين به معني حمايت از جبهه که به اصلاح طلبي موسوم هستند نخواهد بود. در اين دسته مي توان به افرادي مانند آقاي قاليباف اشاره کرد.
2- جناح مخالف اصلاحات که از ابتداي انقلاب با شعار دادن در کار دولت هاي مختلف کارشکني مي کرد حال با ديوار سخت واقعيت روبرو شده و ناچار بايد پاسخگوي سياسيت هاي خود تا به حال باشد. مطمئنا اين به عقلانيت در حداقل بخشي از اين گروه منجر خواهد شد. مانند اظهارات آقاي لاريجاني در دوره آقاي خاتمي و در دوره اي که خود گروه مذاکره کننده را هدايت مي کرد.
3- اصلاحات پايداري که به آشوب منجر نشود فقط از عهده تندترين لايه هاي حکومت برمي ايد, لايه هايي که در صورت نرمش مورد اتهام جاسوسي, عامل دشمن و ... قرار نمي گيرند. هرچند که دولت فعلي با شلختگي تمام سياست هاي اصلاحي خود را به ضد خود تبديل کرد اما در صورت حضور يک دولت با حداقل عقلانيت اين فرصتها ميتوانست به اصلاح پايدار حداقل در بعضي بخشها منجر شود. فراموش نکنيد فرايند صلح توسط تندروترين اسراييليها پيش برده شده است. در اين زمينه ميتوان به چند گره کور در سياست خارجي و همچنين در حوزه داخلي اشاره کرد.
4- دولت نهم در بخش ديگري نيز موفق بود که البته فقط ايشان اين امکان را داشتند آنهم در جدا کردن سياست از دين بوده است. اظهارات ايشان در جواب به اعتراض مراجع را در چند ماجرا به خاطر بياوريد.
5- اوضاع مردم فقط در صورتي امکان بهتر شدن خواهد داشت که حاکميت در ارايه سياست ها و البته اعمال سياست ها دچار چندگانگي نباشد. معمولا ايرادي که به سيستم هاي رياست جمهوري در دنيا گرفته مي شود همين است که دولت و مجلس روبه روي هم قرار مي گيرند و سياست هاي همديگر را خنثي مي کنند. که از اين جنبه سيستمهاي پارلماني مناسبتر هستند. بدا به حال ملتي که بخش هاي مختلف حاکميت با هم دشمن باشند. وحدت حاکميت براي يک گذار آرام لازم است.
من اقاي خاتمي را دوست دارم اما متاسفانه ايشان کاملا نااميدم کرد. حضور ايشان در انتخابات چه در صورت پيروزي و چه در صورت شکست بدترين کاري بود که ايشان مي توانستند انجام دهند. در صورت پيروزي در جدال مدام بقيه حاکميت با ايشان مردم نه تنها بهره مند از آرامش نخواهند شد بلکه همين داشته هاي اندک را هم از دست خواهند داد. متاسفانه حضور ايشان باعث شده که ديگر امکان پيروزي براي بخش عقلاني تر جناح حاکم فراهم نشود و به دليل حضور ايشان جناح حاکم اختلافات خود را در نظر نگرفته و بر گزينه فعلي که البته نامناسبترين ايشان است متفق شوند.
//////////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مختصر و مفید بود ممنون.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۰:۲۷ بֽظֽ | Reply

پویا :

سلام آقای عبدی
از مقاله های پیشین شما اینطور برداشت کردم که گویا "آمدن خاتمی" را خطری برای "بی اعتباری کلی نهاد انتخابات" میدانید.
آیا برداشت من صحیح بوده؟
واگر جواب مثبت است دلیل آن چیست؟
و چرا آمدن آقای کروبی را برای حفظ اعتبار نهاد انتخابات مناسب میدانید؟
در ضمن استنباطم از همین گفتگوی اخیرتان این است که مخالفت شما با آمدن خاتمی در وحله اول به این جهت است که عقیده دارید ایشان رای نمی آورند !
در حالی که در همین گفتگو گفته اید که رای اصلاحات در مقایسه با جریان مقابل سه یا چهار به یک است.
یعنی تحلیل شما از ساخت قدرت این است که "با کمک نیروهای غیبی" این شکاف عظیم را پر خواهند کرد؟!!
و سوال آخر اینکه اگر آقای خاتمی مسابقه را ببرد و تصمیم بر این داشته باشد که این بار ایستادگی کند باز هم مخالف ایشان خواهید بود؟
با سپاس فراوان...
///////////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
طرف مقابل پیه بی اعتبار کردن انتخابات را وقتی به تن خود می مالد که در برابر خطر بزرگتری از آن قرار گیرد.امیدوارم جواب را داده باشم.
ایستادگی کردن مشکل را حل می کند اما بر حسب گذشته قضاوت می کنیم و برای اثبات خلاف آن باید آنان دلیل و شاهد آورند.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۰:۵۲ بֽظֽ | Reply

احمد رضا :

با سلام " جناب آقاي عبدي : اخيراً در جرايد خواندم يكي از روحانيون اصولگرا كه حداقل من براي اولين بار نامش را ميشنيدم و اسم جالبي دارد (متأسفانه نامش را فراموش كردم) گفته است اول اصلاح طلبان بگويند منظورشان از اصلاحات چيست؟ چه چيزي را مي خواهند اصلاح كنند؟ چرا مي خواهند اصلاح كنند ؟ مگه نظام داري كجروي بوده كه اين آقايان مدعي اصلاحاتند و... خوب كه فكر ميكنم مي بينم بد هم نگفته ! جداً برنامه اصلاحات چيست ؟ تا كجاست ؟(خط قرمز ) با كدام اهرم و براساس كدام استراتژي دنبال ميشود ؟ آيا جامعه آمادگي دارد ؟ آيا اصولاً مطالبات مردم با اصلاحات مد نظر گروه منتسب به اصلاح طلبان همخواني دارد و... ضماً آقاي عبدي گر چه براي من هم اين سوالات مطرح است اما در اين مدت 30 سال كه از استقرار جمهوري اسلامي ميگذرد دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي ( صرف نظر از توان ايشان در پيشبرد برنامه 12 ماده اي اصلاحات كه شما به آن اشاره نموده ايد) را بهترين دوران نظام از نظر رفاه و معيشت مردم و تا حدودي آزادي هاي مدني تجربه كرده ام و در تماسهايي كه با مردم داشته ام همين موضوع را از نظريات آنان برداشت نموده ام لذا در اين وضعيت به قول قديمي ها كاچي بهتر از هيچي است. استدعا دارم نظر شما را در اين مورد بدانم !
///////////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بله این دوره همانطور است که نوشتید اما به شرطی که نتیجه آخری آن را که دولت جدید است فراموش نکنیم.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱:۳۳ بֽظֽ | Reply

حسن :

سلام
با اینکه جزو منتقدین گروه های اصلاح طلب هستم ، اما همیشه تحلیل های شما را بعنوان یک تحلیلگر ی که اوضاع را نه بر اساس خوشایند این یا آن ، بلکه بر اساس آنچه به آن رسیده اید، تحلیل میکنید . بر خلاف بسیاری که "نمیگویند" آنچه را که به آن رسیده اند ، و بسیاری که، "می گو یند" آنچه را که خوشایند ...
پ"آینده" باشید

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۲:۱۰ بֽظֽ | Reply

ضيائی گرگانی :

جناب عبدی بنده تا حدودی با نظر آقای پريشانی موافقم.
با اينکه اکثر تحليل‌های شما را قبول دارم و خودم هم آقای کروبی را موثرتر از آقای خاتمی و عقب‌نشينی‌های بی‌خطِ قرمزشان می‌دانم، اما نظر عوامِ طبقه‌ي متوسط متاسفانه چيز ديگريست.
بنده البته خودم طرفدارِ منش و روشِ آقای قاليباف هستم و اگر ايشان کانديدا شوند (که بعيد می‌دانم) به ايشان رای خواهم داد که بحث‌اش مجالِ ديگری میطلبد.
اما در صحبتی که با دوستان داشتيم و من بين آقايان کروبی و خاتمی با استدلال آقای کروبی را ارجح و صلاحيت‌دارتر دانستم، آنان با وجودِ قبول استدلالاتِ من (که مشابه طرزِ فکر شماست) به نکته‌ای اشاره کردند و آن هم کمتر بودن احتمال رای‌آوری ايشان به نسبت آقای خاتمی است.
متاسفانه درست يا غلط (به نظر من بيشتر غلط) اسمِ آقای کروبی به عنوانِ سازشگر و حکومت‌گرا بد در رفته است و فريادهای من و شما رهی به دهی نخواهد برد.
به عنوانِ نمونه يکی از آشنايان بنده که زنی تحصيل‌کرده و پا به سن گذاشته است در پاسخ به ادله‌ي من برای انتخاب کروبی گفت: «من کروبی نمی‌شناسم، يک مدتی رئيس مجلس بود و رفت، اما خاتمی چيزِ ديگری‌ست و آبروی کشور بود و من هنوز دوستش دارم»
متاسفانه تعداد اين قبيل افراد که به آقای خاتمی حالتِ نوستالژی دارند مخصوصاً در بين طبقه متوسط شهری کم نيست. شايد بد نباشد اين را هم در تحليل‌ها لحاظ کنيد.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۲:۳۵ بֽظֽ | Reply

محمد :

سلام! به نظر شما امکان تغییر تاکتیک بسیار وسیع برای آقای خاتمی در دوره بعدی ریاست جمهورییش امکان پذیر نیست؟
ضمنا حالا اتفاقی است که افتاده و خاتمی آمده است. تشکیل یک اتاق فکر برای خنثی سازی توطئه طرف مقابل، با توجه به تجربیات گذشته چقدر میتواند موثر باشد؟

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۲:۳۵ بֽظֽ | Reply

نوید :

سلام جناب عبدی: من فکر میکنم بحث در مورد حضور خاتمی یا کروبی در این زمان نه به صلاح و نه ضروری.قطعا هم خاتمی در دوران ریاست جمهوری و هم کروبی در دوران مسئولیتشون مشکلات و اشتباهات بسیاری داشتند.با اینکه من به شخصه به شدت مخالف حضور خاتمی در ایندوره انتخاباتم و ای کاش در این مرحله این عمل صورت نمیگرفت ولی فکر میکنم اگر آقای کروبی شعار شون احیای برنامه ریزی است این کار رو از 4 سال پیش در حزبشون شروع میکردن و بکنن.تا 4 سال آینده همه نگیم که یک برنامه ای بود و بهش عمل نشد.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۲:۵۳ بֽظֽ | Reply

مهندس :

آقای عبدی

کارها را به امام زمان سپردن چاره کار نیست

لا اقل بگویید چه باید کرد.

هر چند بیست نمره ایده ال است اما دوازده هم نمره قابل قبول است. بهتر از 12-

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۳:۱۸ بֽظֽ | Reply

امیر :

با سلام
آقاي عبدي؛ من به تحليل هاي شما تا حدود زيادي باور دارم ولي در مورد حضور خاتمي (با وجودي كه اميدي به احياي اصلاحات ندارم) هنوز نتوانسته ام تحليل شما را بپذيرم يعني احساس مي كنم دلايل شما قانع كننده نيست. از طرفي فكر مي كنم ممكن است شما دوباره دچار اشتباه شده باشيد؛ دوباره يعني مانند آن تحليل كه دولت نهم با اين رفتار؛ نمي تواند دوره اش را به پايان برساند. راستي چه طور شد كه دولت نهم به پايان رسيد و آغاز دوره ديگري را نيز در سر دارد؛ مهم تر اين كه اصولگرايان از آن دفاع مي كنند و تداوم آن را خطر نمي دانند؟ يعني اصولگرايان حاضرند از دولت نهم دفاع كنند ولو به قيمت خطر براي نظام (خودشان) و مملكت؟!

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۳:۱۸ بֽظֽ | Reply

شهرام :

باسلام جناب عبدی
"همه چیز را همگان دانند" فرمایشات شما برای من چیزتازه ای نداشت هم درمورد تاریخچه فکری و هم تحلیل ناکامی خاتمی که تکرار مکررات است ومربوط به گذشته. چیزی که من ازشما توقع دارم تحلیلی تازه از آینده است و اینکه با این ساختارحاکمیت اصولا رئیس جمهورشدن یک رانت است یا یک حق؟هرکه درخط حاکمیت باشد همه نوع اختیارات را دارد و هرکه نباشد ولو اینکه 23 میلیون رای داشته باشد یک تدارکاتچی است؟ امیدوارم تحلیل شما را دراین زمینه ببینم.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۳:۵۲ بֽظֽ | Reply

احمد رضا :

باسلام مجدد" جناب آقاي عبدي اينكه ظهور دولت نهم را كاملاًزائيده عملكرد دولت اصلاحات بدانيم قدري بي انصافي است . اينكه مردم از اصلاحات قدري نا اميد شده بودند درست است اماآنان كه در صحنه مانده بودند در همان حال نيز تعداد آرائي كه براي اصلاح طلبان به صندوق هاي رأي در مرحله اول ريختند بيشتر آراي رقباي اصولگرا بود .و آنچه در دور دوم اتفاق افتاد و موجب شد آقاي هاشمي به خدا پناه ببرد اول تخريب گسترده ايشان از طرف اصولگرايان و بعد ... نميدانم شايد شش ميليون دليل داشت !؟ لذا من تصور ميكنم اصلاح طلبان در مدت هشت سال نتوانستند گزينه جانشين قابل تربيت كنند و تنها آقاي خاتمي مقصر نبود شايد برخي تندرويها و ندانم كاريها و شايد غفلت !؟ اما هر چه بود دولت اصلاحات مسئوليت سهمي كمتر از يك سوم از كل ناكامي را داشت. اكنون وقت آن نيست كه مردان لايقي چون شما "عبداله نوري" مهاجراني و...كه از ستون هاي اصلاحات بوديد يا قهر كنيد و يا منزوي شويد . حالا وقت آن است كه از گذشته عبرت بگيريم و با تدبير اصلاحات را اول تعريف و بعد برنامه ريزي و بعد اجرا كنيم دوري جستن انتقاد كردن بدون كمك براي بهبود وضع همان كنار گود ايستادن و گفتن لنگش كن است . باقي بقايتان .
////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این که نمی شود دستاورهای خوب را به حساب خود بکذاریم و بدها را از آن دیگران. در مورد میزان مسئولیت در نوشته سرنوشت محتوم مفصل توضیح داده ام.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۵:۱۴ بֽظֽ | Reply

سید حسین :

هرچند ازمودم از وی نبود سودم
من جرب المجرب حلت به الندامه
البته این در قیاس با دولت مطلوب است و گرنه چشم بستن بر خدمات اقای خاتمی و مقایسه ایشان با دولت فعلی نهایت جفا بر شعورمان است به شما هم توصیه می کنم بدون عصبانیت از اتفاقات زندان قضاوت کنید
///////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
از توصیه شما ممنونم.اما شما هم دقیق بخوانید شاید این برداشت برای شما پیش نمی آمد.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۶:۵۱ بֽظֽ | Reply

مهدی م :

سلام.
خوب عرضم به حضورتون امیدوارم ا زاین دو روزه ها در بخش کامنت ا بیشتر اتفاق بیفتد چون هم نشان از مطالب قایل تامل و جدی دارد و هم با نظر دیگران اشنا می شویم و هم احتمالا نشان از کمتر شدن اثارت بیماری در شما هست.پ
اما آقای عبدی به نظر من تمام دلایلی که برای ارجحیت کروبی در برابر خاتمی ارائه کرده اید، می تواند کاندیداهایی چون قالیباف و یا حجسن روحانی را مرجح تر هم سازد.
درست است که جنس ادعای اصلاحات اقای کروبی با جنس اصلاحاتی که خاتمی حامل گفتمان آن است فرق می کند، ولی به هر حال نگاهی به نوع شکل گیری اطرافیان آقای کروبی و اتهام زنی های اطرافیان ان ها که واقعا گاه فقط برای حفظ موقعیت در نظام است و از دایره انصاف خارج می شود، موجب می شود که خیلی از طرفداران اصلاحات را از چرخه رای دادن به ایشان خارج کند.
به نظر من اگر صرفا دنبال نبودن احمد نژاد هستیم خوب با خیال راحت به قالیباف یا حسن روحانی رای می دهیم. چه نیازی دارد به کروبی رای دهیم و مرتب حرص اتفاقات آتی را بخوریم. با رای به قالیباف و یا روحانی دیگر حداقل حرص نخواهیم خورد.

آقای کروبی خودشان مرتب از خواب و خیانت و دست بردن در آرا حرف می زنند، با این وجود، رفتار های صادقانه مشارکت و یا سازمان را تند روی و افراط گرایی نام می نهند. خوب این که معلوم است سیستم دارد با ایشان بازی می کند و الا کدام عضو سازمان و یا مشارکت جرات می کند به این صراحت نظام را به تقلب متهم کند و راست راست بچرخد و روزنامه هم داشته باشد. قطعا آقای کروبی باید متوجه این بازی باشد.
من شخص خودم را می گویم. نمی توانم با این رویکرد آقای کروبی کنار بیایم. به هر حال 8 سال در این مملکت عده زیادی تلاش کردند که اصلاحات به نحو مطلوبی نهادینه شود. حال کاری ندارم شکست خوردند یا نه ، ولی آقای کروبی نه تنها این روند را دنبال نمی کند بلکه به این روند هم با نوع رفتارهای شیخ منشانه خود آسیب خواهد زد و من ترجیح می دهم یک اصولگرای میانه رو همچون قالیباف و یا روحانی در مسند قدرت باشند تا این مفاهیم حداقل از این یکه هست بی ارزش تر نگردد.

خاتمی هم در صورتی رای من را خواهد داشت که حداقلی از اصلاحات قابل انجام را بپذیرد و خط قرمز خود را اعلام کند. حتی اگر می خواهد حکم حکومتی را بپذیرد آن را هم اعلام کند و لی کیفیتی بر آن قائل شود به عنوان مثال پذیرش همراه با انتقاد، و یا پذیرش همراه با شرط و یا هر مدل دیگر تاکتیکی.

میر حسین موسوی هم به نظرم استارتی که زده است بسیار شخصیتی شده و این اصلا خوب نیست. الگوی زیستشان هم اصلا کامل نیست و هنزو جای کار زیادی دارد. دوستان آقای موسوی راه خوبی شروع کرده اند ولی زمان نیاز دارند و واقعا اگر آقا یموسوی همچنان به احزاب اعتقاد دارد باید پای در این راه بگذارد و بتواند دغدغه های خود را که الان وجه شخصیتی آن بارز است در غالب گروه و گفتمان نو عرضه کند. نیم خواهم در خصوص این نوع دغدغه ها قضاوت کنم ولی قطعا نوع نگاه ایشان در فضایی اصلاح طلبانه و مشارکت جویانه قابل ارائه هست و این دقیقا چیزی است که ما از اصلاحات می طلبیم. به نظرم استارت کانون توحید و عدالت برای انتخابات مجلس بعدی شاید به ثمر برسد. آقای موسوی ذخیره گرانسنگی برای کل کشور است و هنوز به زمان بیشتری نیاز داریم که دغدغه ایشان قابل ثمر دهی در کشورما شود.
///////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اصل مصاحبه در نقد ورود از موضع اصلاحات است و نه در دفاع از آقای کروبی. و این موضوع را باید جداگانه بحث کرد.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۷:۴۳ بֽظֽ | Reply

علی :

آقای عبدی اگر ممکن است تکلیف خود را مشخص کنید که بالاخره شما از آقای کروبی حمایت می کنید یا نه؟ برادر من شتر سواری که دولا دولا نمی شود! نمی شود با دست پس زد و با پا.... من انتقادات شما از اصلاح طلبان را وارد می دانم ولی بسیاری از آن انتقادات به کروبی هم وارد است.(مثل قانون مطبوعات که شما به درستی آن را مسبب اصلی شکست اصلاحات می دانید(یعنی فکر کنم می دانید!)) ضمن اینکه آقای کروبی هم خود را اصلاح طلب می داند ولی از نوع معتدل!
راستی ظاهرا آقای کروبی شما را درست نمی شناسد زیرا در گفتگویی که اخیرا با اعتماد انجام داده بود گفته بود ایده خروج از حاکمیت آلوده کردن فضا بود! ظاهرا بین شما و ایشان سوء تفاهمی وجود دارد.
راستی برای شما آرزوی سلامتی می کنم. کی کلا کلا خوب می شوید؟
///////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قبلا هم عرض کرده ام هر گاه خواستم بطور حرفه ای وارد انتخابات شوم حتما با انتشار مطلبی مواضع ایجابی خود را خواهم گفت.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۷:۵۴ بֽظֽ | Reply

masoud :

تعجم از این که شما نسبت به رفتار آقای کروبی با این تساهل نگاه میکنید (منظورم ظاهر شدن هر روزه ایشان در صدا سیما و روزنامه کیهان و انتقادات شدید نسبت به همقطاران خودشان که بنظرم منصفانه نبود که هیچ که بیشتر از کینه وعدم حمایت از ایشان نشئت میگرفت)
///////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ظاهرا مسائل و رفتارهای شخصی با تحلیلی خلط می شود و این نتیجه بخش نیست.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۸:۲۴ بֽظֽ | Reply

مسعود صارمی :

شایسته و لازم است از جانب خود از کوروش(کامنت گذار بالا) صمیمانه تشکر کنم

چه خوب که مارا شریک تحلیل ات کردی
و تشکر از آقای عبدی که با باز کردن این پنجره اجازه دادند ما با این تحلیل کوروش برخورد کنیم

با داشتن این افراد واقعا به آینده امیدوار میشوم
کاش این تحلیل می توانست تکثیر شود و به دست همه برسد

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۸:۵۹ بֽظֽ | Reply

پویا :

با سلام مجدد خدمت آقای عبدی عزیز
اولا از جواب قبلیتان ممنون.
اما دو مطلب هست:
اولا اینکه من تصور میکنم اگر انتخابات دو قطبی شود(خاتمی - احمدی نژاد) آنوقت رای واقعی آقای خاتمی فاصله چشمگیری با رییس دولت فعلی خواهد داشت. بنابراین طرف مقابل برای جبران آن باید دست به یک تقلب گسترده بزند که به قول خودمانی "تابلو" خواهد بود و به نظرم با توجه به وضع داخل ایران و نیز مجموع شرایط سیاسی و اقتصادی حال حاضر جهان , این سلب مشروعیت مردمی از نظام (که در این شرایط بسیار به آن احتیاج دارد) , در حکم خودکشی برای نظام تمام خواهد شد. بنابراین من تصور میکنم برای حفظ نظام هم که شده , آنان چنین کاری نخواهند کرد.
نظرتان درباره ایت تحلیل چیست؟
دوم به نظر شما اگر خاتمی پیروز بشود, باید برای ایستادگی اش خط قرمز تعیین کند؟ همانطور که برای عقب نشینی اش قایل به خط قرمز هستید؟
مثلا به نظر شما اگر موقعیتی ایجاد شود که ایستادگی خاتمی با خطری شبیه خطری که متوجه بنی صدر شد مواجه شود شما چه انتظاری از ایشان خواهید داشت؟
ممنون...
///////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فکر نمی کنم کسی موافق چنان رفتاری باشد که کار به ایجاها برسد.بعلاوه از کجا معلوم که رفتار فعلی نتائج تقریبا مشابهی نداشته باشد؟ از سوی دیگر نکاتی که شما گفتید کاملا محتمل است اما طرف مقابل هم آن را متوجه می شود و حتما به گونه دیگری رفتار می کند یا اگر هم کار به جائی که شما می فرمائید رسید چه باک برای آنان. مگر دفعه قبل که گفتند شکایت به خدا می بریم مشکلی پیش آمد؟

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۹:۰۵ بֽظֽ | Reply

ستار :

نکته ی اصلی در مورد اشتباه بودن کاندیدا شدن مجدد آقای خاتمی و حمایت بت گونه ی اصلاح طلبان ( بنظر من قلابی) اینجاست که یکی از مراجع مسلم ما که نقش عمده ی در بنیانگذاری این جمهوری دارد اعلام کرده که ولایت مطلقه ... است .
من نمیدانم آقایان چگونه حاضر میشوند این را - آنهم با امضا و سند- قبول کنند و به این ماده و شرط وارد شدن به عرصه انتخابات رای مثبت بدهند و بعد بیایند و جلوی مردم ادای خدا پرستان واقعی را در بیاورند
وقتی شما در اولین مرحله ، پای چیزی را امضا میکنید یعنی تمام این حرفها و شعارها ( ببخشیدا )کشک
ببخشید مزاحم شدم

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۹:۱۵ بֽظֽ | Reply

آزادی :

در هفته های اخیر آقایان عبدی، باقی و کرباسچی در مصاحبه هایی که داشتند آمدن خاتمی را غیر مفید دانستند و هر سه از نامزدی جناب کروبی دفاع کردند نکته جالب این هست که هر سه تای این عزیزان در دوران اصلاحات به زندان رفتند! حکایت غریبست...

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۹:۲۳ بֽظֽ | Reply

رضا فتوحی :

جناب عبدی
تمام روز را به این یادداشت فکر می کردم از یکسو با شما در مورد خاتمی موافقم و از سویی شکست او را به قول خودتان شکست اصلاحات میدانم. شما بهتر می دانید شکست خاتمی چه تبعات تلخی دارد. به واقع باید چه کرد؟
سکوت و مشاهده ی یک سرنوشت محتوم دیگر؟ یا کوشش برای جلوگیری از آن؟ یا ...

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۹:۴۸ بֽظֽ | Reply

سلام :

به نظر من برگشت به عقب یعنی همین
قحط الرجال که میگویند یعنی همین
واپسگرائی که میگویند یعنی همین
راه رفتن با عینک دودی در شب تار یعنی همین
دویدن در کوچه بن بست یعنی همین
آواز ابو عطا خواندن یعنی همین
نی را از سر گشادش زدن یعنی همین
و...............همین که همین شد که پدر ملت درآمد . فقط همین

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱۰:۲۱ بֽظֽ | Reply

جواد جعفری :

سلام و درود
خوب بود استفاده کردیم . ما همیشه میوه و محصول را می خوریم خیلی سررشته ای از طرز تهیه و فرآورده های موجود نداریم . امیدوارم سواد عمومی جامعه ما بالا برود و روزی آفتاب تابان و شفاف را ببینیم خاتمی چه باشد چه نباشد آخرین رای من سال 72 در 15 سالگی به احمد توکلی بود .
باسپاس فراوان

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱۰:۳۰ بֽظֽ | Reply

پ -ص :

سلام اقای عبدی
این مصاحبه را قبلا در ضمیمه اعتماد ملی خواندم و در سایت هم در مورد تغییراتی که در نگاه خود به مثائل داشته اید امری بسیار طبیعی است زیرا در گذر زمان این اتفاق برای انسان پویا حتمی است چرا که فضای اول انقلاب بسیار متفاوت با این روزها ست تجربیات بدست امده و باز شدن افقهای تازه تاثیر بسیار بر افکار و عقاید دارد
در مورد اصلاحات من هنوز معتقد نیستم که مدعیان تعریف درستی از ان ارائه کرده باشند و این اصطلاح هنوز مبهم است وشاید بکار بردن این واژه با منویات بکار برندگان هم سطح نیست همچنانکه واژه یا اصطلاح اصول گرایی مبهم ونامفهوم است زیرا تعریف دقیقی از اصولی که گرایش بان استناد میشو د ارائه نشده وبیشتر این واژه ها ژست های تبلیغاتی است و حتی کمی فریبانه است حال شما که از مسیری یار اصلاحات شدید بهتر است مشخص مینمودید که اصلاحاتی که منظور شماست تنها به رفتار قانون شکنانه خلاصه میشود یا وسعت و دامنه بیشتری دارد اگر منظور اصلاح طلبان مقابله با ترک قوانین و یا تعدی بان است که شرایط بدتر شده که بهتر نشده و اینان در چه فضایی و با چه توانی قصد مقابله دارند که از هم اکنون مشخص است که اش همان و کاسه همان خواهد بود حتی با چانه زنی هم راه بجایی نمی رسد زیرا چانه زنی زمانی موثر است که قوایی برای فشار و پشتیبانی از ان وجود داشته باشد اما اگر حضور اقای کروبی که من هم با امدن ایشان موافقم اما نه از باب چانه زنی ها بلکه از این بابت که اقای کروبی خواهان رفتاری عقلایی و تقویت بدنه کارشناسی و استفاده از علم و دانش این بخش در تصمیمات هستند بدون انکه شعارهایی مطرح کنند که حساسیت های جناح مقابل را برانگیزاند و شمشیر های انها را که برای خاتمی از روبسته شده را فعلا بلا استفاده کند من نمی دانم که از دیدگاهی هم رای شما هستم که همسو با شماست یا نه معتقدم که امدن کروبی لا اقل دو حسن دارد اول اینکه میتواند با استفاده از تیمهای کارشناسی جلوی شدت بحران اقتصاد داخلی و تحریمهای خارجی را بگیرد و در ثانی فضای بسته کنونی را اندگی باز کند تا روزنه ای برای ایجاد نیرو برای توازن بوجود اید انوقت شاید در دور دوم بتواند فضای مانوری برای چانه زنی برای کمتر شدن گریز از قانون داشته باشد بهر حال از هر نگاهی که شما از کروبی حمایت میکنید راه درستی است چرا که به نتایجی که من احتمال میدهم کمک میکند

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱۱:۲۰ بֽظֽ | Reply

دل ميگه خاتمي، عقل ميگه كروبي :

انسانها براي تصميم گيريها و انتخابهاي خود معمولاً دو معيار رقيب را بكار ميگيرند، يكي دل و ديگري عقل. اين تفكيك و رقابت معيارها، در ايران بسيار جدي است و هر كدام از اين معيارها طرفداران سرسختي در ميان عوام و خواص دارد هر چند كه ممكن است در گفتار، يكي از آن دو بخصوص دل را زير سؤال ببرند.
من خيلي به اين موضوع فكر كرده و درباره آن مطالعه نموده ام كه دل چيست و چه تفاوتي با عقل دارد. اما كمتر ديده ام كه در اينمورد تعريفي مشخص و قابل تجسم كه بتواند بصورتي عملياتي بكار رود ارائه شده باشد و تعاريفي كه ارائه مي شود نوعاً مبهم تر از خود مفهومي هستند كه قرار است تعريف شود. اما وقتي خوب به اين موضوع مي انديشيم چنين به نظر ميرسد كه:
- معيار دل به لذتهاي آني و زودگذر اولويت مي دهد اما معيار عقل به لذتهاي پايدارتر،
- دل، كوتاه مدت نگر است اما عقل ميان مدت انديش و بلند مدت نگر،
- دل به عواقب دورتر انتخابي كه ميكند اهميتي نمي دهد اما عقل محور كارش بر شبيه سازي پيامدهاي تصميمي است كه گرفته ميشود، در واقع تصميم گيري با معيار دل، ايستا است ولي تصميم گيري با معيار عقل، پويا)،
- و نهايتاً اينكه، تصميم گيري با راهنمائي دل همراه با احساس است و تصميم گيري با هدايت عقل توأم با حسابگري و لذا شايد دل، همان عقل است كه در زمان خونگرمي تصميم مي گيرد و عقل همان دل است كه در خونسردي انتخابها را رقم ميزند!
استدلالهائي كه در دفاع از تصميمات دلانه ارائه ميشود بيشتر دليل تراشي(توجيه)است تا دليل آوري، ولي استدلالهائي كه براي انتخابهاي عاقلانه مطرح مي گردد بيشتر دليل آوري است تا دليل تراشي.
پس از اين مقدمه نسبتاً طولاني حال ميرسيم به ارتباط آنچه كه گفته شد با آقايان خاتمي و كروبي. البته اين بحث مي تواند به آقايان نوري، موسوي، كرباسچي و عارف نيز مرتبط شود اما چون فعلاً آنها بصورت جدي مطرح نشده اند و به نظر هم نميرسد كه در صحنه حاضر شوند لذا بحث را بر آقايان خاتمي و كروبي متمركز مي كنيم.
آقاي خاتمي تحليل خود را از مسائل و مشكلات كشور بارها ارائه داده(البته ممكن است ما بپذيريم يا نپذيريم)و توسعه سياسي خواسته و اولويت اصلي او در انتخابات سال 1376 و كل دوران هشت ساله رياست جمهوري اش بود و بر اساس آنچه كه از گفته هاي چند ساله اخير ايشان معلوم است به نظر ميرسد كه همچنان بر آن خواسته و اولويت باقي است، هر چند كه برخي از احزاب حامي او، ظاهراً توسعه سياسي را بكل كنار گذاشته و هدف بسيار بزرگتري چون كنار زدن احمدي نژاد را دنبال مي كنند(بالاخره اين هم روشي است كه اگر نتوانستي به دروازه سه چهار متري گل بزني، تمامي دور زمين را دروازه رقيب فرض كني)!!! در مقابل، حداقل بنده هيچگاه تحليل روشن و سازمان يافته اي از سوي آقاي كروبي درباره مسائل كشور نديده و نشنيده ام و ايشان بندرت خواسته ها و اولويتهاي مد نظر خود براي بهبود در وضعيت كشور را بيان داشته اند عليرغم اينكه يكبار كانديد رياست جمهوري نيز شده اند.
اما وقتي نوبت به متحقق نمودن خواسته ها و اولويتها ميرسد آقاي خاتمي دچار مشكل و تزلزل ميشود ولي در عوض، آقاي كروبي مرد عمل و اقدام است و تعارفي با كسي ندارد كه جديدترين نمونه آن نامه اخير او به سرلشكر فيروزآبادي است. مشكل ايشان آنجاست كه اصلاح طلبي را در رايزني براي آزادي زندانيان سياسي و اجتماعي از زندان، تأييد صلاحيت آنانكه مي پسنديم و نامه نگاري براي برخي كه تصور ميكنيم خلاف قانون عمل كرده اند خلاصه كرده است. آقاي كروبي برخي اعمالي كه خودش انجام ميدهد وقتي مشابه آن از ديگران سر ميزند آنها را به تندروي و خراب كردن كارها متهم ميكند، مانند نامه اي كه پس از انتخابات دوره گذشته به رهبري نوشتند و بلافاصله جمع شد و يا بحثهاي مطرح شده مبني بر عوض شدن نتيجه آراء پس از خواب چند ساعته ايشان.
با بررسي و دقت در گفتار و كردار اين دو نفر در سي ساله گذشته، به يك پديده محوري و اساسي در لابلاي حرفها و عملهاي آنان مي رسيم كه تفاوتهاي فوق الذكر ميان آنان در صحنه نظر و عمل را تا حد زيادي تبيين مي كند. به نظر ميرسد آقايان خاتمي و كروبي ديدگاهي متفاوت درباره فرايند عمل و عكس العمل در ميدان سياست دارند. آقاي خاتمي از مذاكره و رايزني سياسي عمدتاً تلقي قانع شدن طرفين مذاكره را دارد و طبق آن نيز به سياست ورزي مي پردازد اما بر عكس او، تلقي آقاي كروبي از مذاكره و رايزني سياسي عمدتاً امتياز دادن و امتياز گرفتن است. آقاي خاتمي وقتي از قانع كردن طرف مقابل باز مي ماند به بن بست مي خورد و از پيگيري خواسته هاي خود منصرف مي شود و براي توجيه خود و ديگران به مقولاتي چون استبدادزدگي، فرآيند بودن اصلاحات و زمانبربودن آن و امثالهم روي مي آورد. گواه روشن و زنده اين ادعا، يكي از دو شرطي است كه ايشان براي ورود به صحنه انتخابات رياست جمهوري آينده بيان داشته است. اگر يادمان و يادشان نرفته باشد ايشان چند ماه پيش گفتند به شرطي خواهم آمد كه اولاً با مردم تفاهم كنم(يعني مردم به خواسته ها و اولويتهاي بنده رأي دهند)و ثانياً معلوم شود كه ميتوان كار كرد(با تبييني كه آقاي خاتمي در سخنرانيهاي بعدي خود از اين شرط كردند معلوم شد كه منظورشان قانع كردن عناصر قدرت در حاكميت براي اجراي برنامه هاي ايشان است). در اينجا سوء استفاده اي نيز مي كنيم و آن اينكه، ‌حال كه آقاي خاتمي آمده اند پس معلوم ميشود شرط دوم تحقق يافته است و لذا بايد اميد داشت كه در صورت انتخاب شدن ايشان ديگر بهانه اي براي تحقق اولويتهاي مدنظر نباشد!
در مقابل، بنظر ميرسد كه آقاي كروبي اصولاً به قانع كردن كسي فكر نمي كند و شايد هم به همين دليل است كه تحليل روشني از وضعيت موجود ارائه نميدهد و سخني از خواسته ها و اولويتهاي خود نمي گويد. او سياست را داد و ستد امتياز مي داند. از ماهواره صبا صرفنظر ميكند ولي در عوض روزنامه اعتماد ملي را حفظ مي نمايد كه در آن چيزهائي مي نويسند كه يك دهم آنرا در بقيه روزنامه ها نمي بيني. او را از متهمان پرونده شهرام جزايري مي نامند، بلافاصله پاي ديگران را به ميدان كشيده و داستان را مختومه مي كند، آيت الله توسلي را از كانديداهاي حزبش براي مجلس خبرگان خط ميزند ولي دكتر اسماعيلي مخالف اصلاحات را در آن جاي ميدهد. دگرانديشان و رانده شده ها را حتي اگر هم عقيده با او نباشند زير چتر خود ميگيرد تا در موقع مناسب به دردش بخورند. آقاي كروبي بر اين موضوع كه همه استانداران در دست طرف مقابل است، مديران كل همه از آن جناح است و ما ديگر كسي در قدرت نداريم زياد تأكيد ميكند كه همگي نشانه اي است از آنچه كه درباره ديدگاه ايشان در باب سياست ورزي بيان گرديد.
با اين وصف، اگر قرار بر انتخاب ميان آقايان خاتمي و كروبي براي رياست جمهوري آينده باشد كداميك را ارجح مي دانيد؟
اگربخواهيم افسار تصميم گيري در اين مورد را به دل بسپاريم او ما را از فكر كردن به آينده و سؤال از آنچه كه با رياست جمهوري يكي از دو نفر بر كشور و ما خواهد رفت بر حذر خواهد داشت و به ما از زيبائيهاي شعارهاي آقاي خاتمي خواهد گفت و حال كردن با آنها را به رخ ما خواهد كشيد و ما را به دليل تراشي براي رئيس جمهور شدن او بجاي دليل آوردن در اين زمينه فرا خواهد خواند و نهايتاً ما را به سمت آقاي خاتمي خواهد كشاند. اما اگر عقل معيار تصميم گيري در اين مورد قرار گيرد تصور مي كنم تمايل به سمت آقاي كروبي بيشتر خواهد بود چرا كه اگر قولي داده شود مي توان مطمئن بود كه تحقق خواهد يافت.
لازم به گفتن است كه اين يك نتيجه گيري عمومي نميتواند باشد و ممكن در مورد برخي افراد معيار عقل، آنان را بسوي خاتمي رهمنون سازد و در مورد برخي هم، معيار دل نظرش بر كروبي باشد. مثلاً اگر كسي طالب پست و مقام باشد و تصور كند كه با رياست جمهوري خاتمي چنين هدفي تحقق مي يابد طبعاً به حكم عقل طرفدار آقاي خاتمي خواهد شد. همچنين اگر كسي شيفته عملگرائي صرف و تصميم گيريهاي قاطعانه بوده و توجهي به نتيجه آن تصميمات نداشته باشد به حكم دل، بسوي آقاي كروبي هدايت خواهد گردید.
البته در اين ميان طرفداران كروبي را خطري تهديد مي كند كه در مورد خاتمي مطرح نيست. طرفداران خاتمي خود را محدود به كنار زدن احمدي نژاد كرده اند و به اصطلاح توقعات خود را بسيار پائين آورده اند اما طرفداران كروبي كه شعار خود را اصلاح طلبي عملگرايانه تعيين كرده اند چون تعريف معين و قابل كنترل و ارزيابي از اصلاح طلبي عملگرايانه ندارند براحتي ممكن است عملكرائي آنان بر اصلاح طلبي شان مسلط شده و به خداي آنها مبدل گردد. اينگونه نشود كه با اين سرعتي كه اصلاحات مد نظر ايشان در مسير عملگرائي پيش مي رود در انتخابات دوره يازدهم رياست جمهوري از آقاي حسين شريعتمداري حمايت كنند. اينگونه نباشد كه افراد را صرفاً بخاطر انتصاب به اصلاح طلبان براي رياست جمهوري كانديد كنند. انتصاب كه مهم نيست مهم آن است كه در مسير اصلاحات گام برداشته شود. بگونه اي عمل نشود كه فرداي پيروزي اگر چيزي نصيب جامعه نشد بگويند كه اصلاحات فرآيند است و نياز به زمان دارد و صبر كنيد تا هزار سال ديگر انشاء الله كه به آن دست مي يابيم چه بسا آنان كه 100 سال پيش مشروطه كردند نيز چنين مي كردند. اينكه عملگرائي تا آنجا امتداد يابد كه دبير كل حزبي، ‌رئيس ستاد انتخاباتي حزب رقيب شود و رئيس ستاد انتخاباتي حربي، دبير كل حزب رقيب باشد، نوبر است.
بعضاً ديده ميشود كه اصلاح طلبان موسوم به عملگرا، چنين استدلال ميكنند كه يك نفر ما و شما را به مهماني دعوت ميكند و مي گويد با يك ساندويچ مي خواهم از شما پذيرائي كنم و ميكند ولي يكي ديگه مي گويد يك جوجه كباب ميخواهم بدهم ولي بيشتر از يك باگت نمي تونه بده و بعداً مي گويند شما كداميك را ترجيح مي دهيد؟ طبعاً همه مي گويند اولي را. اما به يك نكته مهم توجه نمي كنند يا نميخواهند توجه بكنند كه نكند فرد اول، آنچه كه مي گويد مي خواهد بدهد فقط يك عدد باگت است و نه يك ساندويچ. ولي توجيه گران، آن باگت را ساندويچ تصور مي كنند و يا چنين وانمود كرده و تبليغ مي كنند. برخي از اين افراد كه امروز عملگراي دو آتشه شده اند، 12 سال پيش مهماني فرد ديگري را كه ميخواست يك ساندويچ با يك باگت اضافي مهمانمان كند و ميدانستيم كه عملاً هم به قولش عمل ميكند رد كردند و در رد درخواست او چنان سخن گفتند كه گويا او خود مهمانها را مي خواهد بخورد!
با توجه به اينكه علي الظاهر همه روي اين موضوع كه كانديداي اصلاح طلبان بايد واحد باشد اتفاق نظر دارند لذا مناسب است از يكسو آنانكه دل در گرو آقاي خاتمي دارند كمي بيشتر به فرداي پيروزي بيانديشند و كمي هم از روشهاي تحقق اولويتهاي كانديداي محبوب خود سخن بگويند و از سوي ديگر، آنانكه به حكم عقل و بعضاً دل، بسوي آقاي كروبي گرايش پيدا كرده اند بجاي اينهمه سخنراني درباره شخصيت كانديداي محبوب خود، تحليل او از وضعيت كشور و همچنين خواسته ها و اولويتهاي او را تبيين نمايند.
تصور بنده آن است كه اگر هر دو دسته يادشده چنين كنند خواسته هاي عقل و دل به هم نزديك خواهد گرديد و كانديداي واحد اصلاح طلبان بسادگي هويدا خواهد شد.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷ ۱۱:۵۶ بֽظֽ | Reply

ترابی :

با نظر "ایرانی" موافقم. البته کمی خوش بینانه است!

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۳۴ قֽظֽ | Reply

علی :


جناب آقای عبدی
به گواه قاطبه طرفداران اصلاحات که نمونه آن در کامنت های همین مطلب آمده است، شما احساسات شخصی را در دیدگاههای سیاسی خود تاثیر داده اید. شما که بحث خروج از حاکمیت و دهها ایده و نظر افراطی در زمان اصلاحات داده اید هم اینک به گروهی ملحق شده اید که مطلوب کیهانیان از اصلاحات است. می ترسم داستان شما سه نفر ( قوچانی ، کرباسچی و عبدی ) به مثابه آن ضرب المثل معروف شود که هم چوب را خوردند هم پیاز را و هم بار را بردند .
من با علمی که به سابقه مبارزاتی، رنج ها و دردمندی سوزناکتان دارم حیفم می آید که نتیجه آن همه زحمات این باشد.
بعید می دانم در ته دلتان نیز وجوه اشتراک زیادی با کروبی و دوستانشان داشته باشید.
در این طرف یاران گرمابه و غار نشسته اند و حسرت می خورند نیروی خوش فکری مانند عباس را چرا از دست داده اند. در خلوتت به اقایان تاجزاده ، آرمین ، حجاریان ، میردامادی و مهمتر از همه خوئینی ها نگاه کن ببین به کدام سمت بیشتر گرایش خواهی داشت .
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
چه خوب بود همه افراد در وبلاگها و سایتهای خود همه کامنتها را منتشر می کردند تا به واسطه تعداد آنها معلوم می شد قاطبه کامنتها چه جهتی دارند.
از لطف شما ممنونم و از نصیحت شما هم سپاسگزارم اما بجای آن بهتر است استدلالها را مورد بحث قرار دهیم و به انگیزه ها نپردازیم چرا که در باره انگیزه دیگران هم می توان نکات درست و غلطی را گفت.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۵۶ قֽظֽ | Reply

اکبر :

به نظر من بعضی قدرت مردم را خیلی دست بالا گر فته اند .آقای خاتمی 24 میلیون رای را پشت سرشان داشتند اما یک قاضی جوان با قدرتی که از جای دیگر بود تمام دستاورد آزادی ایشان را از بین برد.و وزرای ایشان را در روز روشن کتک زدند(و چه معجزه ای میکند این کتک که همه را از میدان بدر میکند)
مساله اینست که اگر کسی مثلا 50 میلیون رای بیاورد باز هم قدرتی نخواهد بود.
چیزی را میتواند تغییر دهد؟
به نظر من که آقای خاتمی فقط به حداقلها راضی شده اند و آن اینکه امور اجرایی عقلایی شود و گرنه فکر نمیکنم بتوانند این ساخت قدرت را حتی بقدر ذره ا ی تغییر بدهند.
در مورد آقای کروبی هم باید بگویم که آقای خاتمی میخواست اما نشد آقای کروبی که اصلا نمیخواهد که چیزی تغییر کند.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۱:۰۱ قֽظֽ | Reply

اردوان :

جناب عبدی انگار همه شماها که نسل انقلاب هستيد ول کن نيستيد. اينجا انتخاباتی وجود ندارد که همه شماها اينهمه برای حسن و حسين داد و بيداد ميکنيد. اينها همه انتصابات است. اگر نسل شماها يک سر جو به اين حرفهای قشنگی که ميزنيد اعتقاد داشتيد وضع ما به اين افتضاح نبود. راه اينده اين ملت جدا از جمهوری اسلامی ميباشد. حال اگر شماها در اين زمينه کاری از دستتان ور ميايد پا پيش بگذاريد والا خواهش ميکنم بيش از اين به نسل من تئوری و دستور ندهيد و ساکت باشيد.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۱:۰۵ قֽظֽ | Reply

سیفلو :

با سلام
آقای مهندس من دوره پیش به اقای کروبی رای دادم ولی اینکه کسی به این جمع بندی برسد.که اقای کروبی پتانسیل رای بیشتری نسبت به خاتمی دارد.هر آدمی را به شک میاندازد که این شخص بر اساس تحلیل این حرف را میزند.یا بحث
شخصی دارد.تعجب میکنم وقتی خاتمی داد میزد که توسعه پایدار.قرار نیست همه امور مردم تعطیل شود عبارت توسعه سیاسی از دهن یک عده ولو یک لحظه نمیافتاد.به نحوی امور پیش رفت که عبارات توسعه سیاسی و شعارهای خاتمی چندش آور شد برای توده های مردم.چه کسانی در خلق این موضوع موثر بودند.خاتمی عبدی گنجی یا علوی تبار
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ظاهرا بخشهای دیگر گفتگو از نظر مغفول مانده ضمن این که اصلا چنین مطلبی نگفته ام که پتانسیل رای کروبی بیش از خاتمی است بلکه کاملا بر عکس این مطلب گفته شده است آنچه گفته شده بالفعل کردن این پتانسیل است و نه خود پتانسیل.این انتظار که دوستان با دقت بیشتری متن را بخوانند حداقل چیزی است که نویسنده انتظار دارد.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۲۲ قֽظֽ | Reply

محمود :

با سلام وعرض ادب وآرزوی بهبودی وبازگشت دوباره با همان شیوه گذشته

بسیار خوشحال شدم وقتی پس ازمدتها پنجره نظرات باز شد.

هرچند همیشه مطالب شما را می خوانم.

چند نکته ویک نوشته
1-آقای عبدی ما نباید ازکسانی که بیرون ازکشور نشسته اند ودربطن مسائل نیستند خط وبرنامه بگیریم چراکه حرکت ما بسته به شرایط فعلی کشور وتوان ماست .2- من هم باشما موافقم که کشتی اصلاحات برای ورود به دریای متلاطم کنونی نیاز به ترمیم ووهمچنین مهارت خدمه دارد اما درشرایط کنونی خاتمی بیشترین شانس را دارد.
3-عبدی عزیز اجماع کلید پیروزی درانتخابات آتی است ولذا تعدد کاندید تکرار انتخابات نهم خواهد بود.
5-مهندس جان تغلب فاکتور اصلی وتاثیر گذار وانکار ناشدنی است که تنها درسایه کثرت حضور بی ثمر خواهد شد.
6- من هم سیاست دست به عصا رفتن وگام لرزان خاتمی را رد می کنم.
وبه سایتم مراجعه کنید تا صحت را دریابیدwww.seyasatrooz.blogfa.com

اما نوشتار
بباید نهادن عصا راکنار

, ,
قدمها اگر سست ولرزان بود شکستت ز دشمن چه ارزان بود

کنون رفته بالا زتو انتظار بباید نهادن عصا را کنار

قدمهای لرزان بکن استوار که تا اسب قدرت شوی خود سوار

پس از کش وقوسها وآمدن ونیامدن ها خاتمی سرانجام بطور رسمی کاندید شدن خود را اعلام کرد.واین اعلام بیشتر از انکه اصلاح طلبان را به شور وتلاش وادارد .اقتدارگرایان رابه تکاپو انداخته است. چناچه در چند روز گذشته با موضع گیری های مختلف نسبت به کاندید شدن خاتمی حتی از موضع ترور وتهدید هم سخن گفته اند.

لیکن مسئله اینجاست که آیا دست به عصا رفتن وبا قدمهای لرزان وارد عرصه بسیار نزدیک ونفس گیر انتخابات شدن پیامد خوبی خواهد داشت؟

همه اصلاح طلبان بر این مسئله اتفاق نظر دارند که شرط پیروزی درانتخابات شرکت گسترده مردم پای صندوق رای وپیوستن جریان تحریم وکسانی که به هر دلیل ترجیع می دهند درانتخابات شرکت نکنند به جریان اصلاح طلب ا ست. لذا از آنجایی که تحریمیان وکسانی که ترجیع می دهند درانتخابات شرکت نکنند دلیل خود را کوتاه آمدن خاتمی در دوره 8ساله ریاست جمهوری ودست به عصا رفتن او می دانند پس مطمئنا اگر ما خواهان پیوستن این جریانات بعنوان یکی از فاکتورهای پیروزی درانتخابات هستیم باید از حالت دست به عصا رفتن خارج ومواضع مان را کمی تندتر کنیم. از طرف دیگر سیاست گام لرزان ودست به عصا سبب قوت گرفتن رقیب وضعیف شدن خودمان می شود وامیدها را ازبین خواهد برد.


دریک کلام اتخاذ سیاست گام لرزان ودست به عصا جز ریزش آراء چیزی به همراه نخواهد داشت.

لذا به نظر من می بایست از این حالت تدافعی خارج شده ودر موضع کاملا تهاجمی قرار بگیریم.ودلایلش این است.

اولا ما طلبکاریم وماییم که باید نسبت به اتخاذ وپیامدهای ناگوار سیاستهای نادرست دولت نهم از آنها سئوال کنیم وپاسخ بخواهییم.

دوما .ما مورد حمله قرار گرفته ایم تمامی امکانات تبلیغاتی ازما گرفته شده وما می بایست با قدرت تمام تلاش کنیم حرف خود را به مردم برسانیم.

نکته دیگر انتظارات مردم بالا رفته وپاسخگویی به این انتظارات با شیوه دست به عصا رفتن ممکن نیست .مردم وقتی می بینند کاندیدشان با گام های لرزان حرکت می کند دلسرد خواهند شد لذا می بایست بدون هیچ واهمه ای به رقابت بپردازیم.

نکته دیگر معمولا هرچه ما کوتاه بیاییم واز موضع نرم وارد شویم اقتدارگرایان با اتخاذ مواضع تند راه ما را ناهموار می کنند وما درحالت تدافعی قرار می گیریم واز آنجایی که شرط پیروزی درمسابقه یورش بردن به دروازه رقیب است می طلبد ما هم تهاجمی باشیم.

نکته آخر اتخاذ سیاست گام لرزان ودست به عصا ما را متهم به تدارکاتچی خواهد کرد.ومسلما مردم دوست ندارند کاندیدشان تدارکاتچی باشد بلکه دوست دارنند کاندید شان باقدرت بر آورده کننده انتظاراتشان باشد.

پس به عقیده من اگر ما خواهان پیروزی درانتخاباتیم می بایست از حالت تدافعی خارج شویم ،گامهای خود را استوارکنیم ،دست به عصا جلو نرویم ،مردم را امیدوار کنیم که دربلند مدت خواسته هایشان عملی خواهد شد.

محمودموسایی

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۲۶ قֽظֽ | Reply

گيتي :

بر اساس تجربه‌اي كه از انتخاب ناشناخته‌ها هست احتمال آنكه آقاي طهماسب مظاهري پيروز شود زياد است. البته صلاحيت بيشتري هم دارند.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۸:۵۶ قֽظֽ | Reply

شریف :

جناب آقای عبدی با سلام
هنوز به شما خوش بین نیستم.ولی علاقمند به تحلیل هایتان می باشم.روزگاری درنجف آباد درس می خواندم و یکبار هم در حسینیه حکیم مقابلتان ایستادم و فریاد زدم که شما به اصل مترقی ولایت فقیه التزامی ندارید.شاید هم داشته باشید ومن در جو آن روزها چنین تصوری داشتم در هر حال کسی به من جواب نداد تنها کسی که به من پاسخ داد پدر 3 شهید و طرفدار متعصب جناب آقای منتظری بود که با سیلی ما را مورد نوازش قرار داد وبنده نیز جواب خود را در یافتم.اکنون سالها گذشته و دیدگاه خود را متعادل تر نمودم شاید تصورم این است که مقداری شور جوانی بر تصمیماتم تاثیر گذاشته بود.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۰۴ قֽظֽ | Reply

حمید :

مشکلات اصلاحات را به خاتمي تقليل ندهيم

علي رضا رجايي از فعالان ملي ـ مذهبي در مصاحبه با روز "تقليل مشكلات اصلاحات به محمد خاتمي وتيم" ‏او را نادرست مي داند وبر اين باورست که "خاتمي پيروزقطعي دوره دهم انتخابات رياست جمهوري ايران ‏خواهد بود". ‏

اين مصاحبه در پي مي آيد. ‏


‎‎برخي از نيروهاي سياسي داشتن يك تريبون به نام روزنامه را ملاك موفقيت يك حزب يا يك ‏جريان و نداشتن آن را ملاك شكست يك حزب يا يك جريان مي دانند. به نظر شما اين برخورد از منظر ملاك ‏هاي استراتژي صحيح است؟ اساسا نگاه به كارنامه يك جريان با چه ملاك ها ومعيارهايي سنجيده مي ‏شود؟‎‎

اينكه يك جريان سياسي بتواند از بضاعت هايي برخوردارباشد و خود را درپيگيري يك هدف سياسي تجهيز ‏كند، يك امتياز تلقي مي شود. ولي ما مي دانيم به ويژه دراوضاع واحوال ايران بسياري از امكانات و ‏تجهيزاتي كه به تامين يك هدف سياسي كمك مي كنند، ‌لزوما از مسيرهاي متعارف به دست نمي آيند. براي ‏مثال جريان راست درشرايط كنوني به جهت كمي ازاكثريت قابل توجهي درحوزه رسانه برخوردار است. ‏صرفنظر از رسانه صدا وسيما كه بعضا ادعاي فراجناحي مي كند و اين ادعا قابل قبول هم نيست، رسانه هاي ‏مكتوب اغلب دراختيار جناح راست قرار دارد. ولي ما اين موضوع را يك صلاحيت كسب شده تلقي نمي كنيم ‏بلكه امكاناتي است كه از جانب حاكميت به عنوان امتياز براساس ميزان قرابت نيروها وطيف ها به آنان تعلق ‏مي گيرد. بنابراين فقدان امكانات به دليل محدوديت هاي تصنعي، لزوما نشانه فقدان صلاحيت يك جريان ‏سياسي نيست. گرچه يك جناحي ممكن است بگويد كه اگر گرايش سياسي داراي ظرفيت چانه زني باشد ‏بنابراين چانه زني هم بخشي از صلاحيت ها است و آن جريان ـ مثلا آقاي خاتمي ـ فاقد آن صلاحيت است. ‏البته اين سخن برروي كاغذ، سخن درستي است ولي گاهي شما به عنوان جرياني كه صاحب اصول هستيد ‏واردمرحله اي مي شويد كه امكان چانه زني وگفت وگو را از دست مي دهيد، نه آنكه نمي خواهيد گفت وگو ‏كنيد، بلكه از مواضع اصولي كه تشخيص مي دهيد به گونه اي دفاع مي كنيد كه امكان گفت وگو را به ‏هرطريق از دست مي دهيد. درواقع درنتيجه يك موضع اخلاقي، اين شرايط حاصل مي شود ونه درنتيجه يك ‏بي تدبيري سياسي. ‏


‎‎عمده كردن پرداختن هزينه از سوي عده اي ـ كه واقعا هزينه هايشان نيز سنگين بوده ـ در دوران ‏آقاي خاتمي، درمقابل منافع ملي از نظر شما اشتباه استراتژيك تلقي نمي شود؟‎ ‎
‏ ‏
به نكته خوبي اشاره كرديد. درباره آن دوره اي كه آقاي خاتمي حضور داشتند، بايد درمقابل بپرسيم چه كساني ‏قادر بوده اند جلوي آن موج را بگيرند يا قادربوده اند آسيب هاي آن موج را تقليل بدهند؟ كدام فرد يا كدام ‏جريان موفق شد از حكم ناروا عليه گنجي جلوگيري كند؟ چه كسي يا چه نيروهايي قادر بودند جلوي تعطيلي ‏گسترده مطبوعات را بگيرد؟ چه كسي توانست جلوي بازداشت هاي متعدد و پي درپي را براساس اتهامات ‏موهوم بگيرد؟ آقاي خاتمي يكي از قواي سه گانه را دراختيار داشت. از ميان بقيه نيروها كه ممكن بود در ‏حوزه ديگري از قواي سه گانه ودرچارچوب كلي اصلاحات نيز باشند، كدام قادر شدند درمقابل اين مسايل ‏ايستادگي كنند؟آن چيزي كه تبديل به يك ساخت ضد اصلاحات شد، تقريبا هيچكسي نتوانست جلوي آن را ‏بگيرد. اين تحليل نادرستي است كه اين بحث كلان را به بي كفايتي نيروها يا يك فرد درقوه مجريه تقليل ‏بدهيم. آنچه اتفاق افتاد ناتواني يك جريان يا يك جنبش اجتماعي درمقابل يك ساخت متصلب سياسي بود.اين ‏ساخت، تصورات ابتدايي را كه براساس آن گمان مي شد درنتيجه راديكاليزه كردن حركت اجتماعي و سياسي ‏بعد از دوم خرداد، نيروي ضددمكراتيك و ضد دوم خرداد را مي توان عقب راند، ابطال كرد. متاسفانه برخي ‏نمي خواهند به اين موضوع تن بدهند كه راهبرد راديكاليزه كردن نادرست بوده است. البته ممكن بود كه ‏راديكاليزه كردن از صحت اخلاقي برخوردار باشد‌، ولي اين موضوع صحت سياسي نداشت يا نتوانست درآن ‏بازي، موازنه قوا را به نفع خودش برهم بزند. لذا به جاي روي آوردن به چنين تحليلي، مطرح كرده ومي ‏كنند كه آقاي خاتمي پايداري نكرد. درحالي كه ما شاهد بوديم افرادي كه دردوره هاي قبل صاحب نفوذ بودند ‏به اين پروژه پيوستند و البته لزوما راديكال هم نبودند ولي وقتي كه ماشين سركوب به راه افتاد آنان نيز از ‏آسيب هاي آن مصون نماندند. همه سوابق وحيثيتي هم كه درنظام داشتند ويا آن را كسب كرده بودند به كمك ‏شان نيامد. درحالي كه همان افراد ممكن بود زماني از قطب هاي لابي سياسي تلقي شوند. حتي بالاتر از اين ها ‏شخصي مانند آقاي هاشمي رفسنجاني نيز قادر نبودند نقش سابق خود براي تلطيف فضا را ايفاكنند، درحالي كه ‏بخشي از راديكاليسم سياسي بعد از دوم خرداد، ايشان وجايگاه ايشان را نيز هدف قرار داده بود. بنا براين به ‏نظر مي آيد به جاي آنكه اتفاق رخ داده را به افراد تقليل بدهيم، بايد تحليلي نسبت به نوع موازنه قوا درايران ‏داشته باشيم. دراين باره تناقضي كه به چشم مي خورد آن است كه وقتي مي خواهند نشان بدهند انتخاب آقاي ‏خاتمي به عنوان كانديداي رياست جمهوري نادرست است، به بحث موازنه قوا مي پردازند و تاكيد مي كنند ‏آقاي خاتمي نمي تواند جايگاهي دراين موازنه قوا داشته باشد، چون براي اين سطح از ساخت سياسي ممكن ‏است آقاي خاتمي بيش از اندازه راديكال يا ترقي خواه باشد، ولي هنگامي كه درباره گذشته ارزيابي مي كنند، ‏دراين شرايط ديگر به ساخت توجه نمي كنند و انگشت برشخص خاتمي و ميزان پايداري وي مي گذارند. از ‏اين رو تحليل فعلي را نسبت به گذشته تعميم نمي دهند كه اگر درشرايط حاضر موثر نبوده، درآن زمان نيز ‏نمي توانسته موثر باشد. اين عدم موثر بودن نيز نه به دليل ويژگي هاي رواني، بلكه به دليل نوع ساخت ‏سياسي بوده است.‏


‎‎آيا اين مطلق گرايي اساسا با ذات اصلاح طلبي واصلاحات همخواني دارد؟‎ ‎

لا اقل تجربه دوم خرداد نشان داد كه هرنوع تحليل كلان نگر كه اصل تحول را از كلان ترين نهادهاي سياسي ‏آغاز مي كند به نتيجه نمي رسد. اتفاقا تحولات دوم خرداد صحت نظرات آقاي خاتمي را نشان داد كه توسعه ‏سياسي را درذيل بحث جامعه مدني مطرح كرد. اتفاقا آقاي خاتمي هرگز شعار تحولات درنهادهاي كلان ‏سياسي را مطرح نكرده، بلكه بحث توسعه سياسي را از موضع جامعه مدني به ميان مردم آورده است. آقاي ‏خاتمي تلاش كرد كه نهادهاي مدني را دراين حوزه حتي الامكان فعال كند. همين نهادهاي نصفه ونيمه فعال ‏شده به آن پروژه وفادار نماندند و بعد از مدتي معطوف به همان تحليل هاي كلان نگر شدند. ولي نظريه آقاي ‏خاتمي اتفاقا كلان نگر نبود وتحول درحوزه هاي جامعه مدني، تحول درفرهنگ سياسي و زمينه دادن به ‏نيروهاي تازه پا گرفته در جامعه مدني را دنبال مي كرد. ولي گرايشي كه به دنبال تحول درساخت كلان وبه ‏طور كلي كلان نگر بود، درشرايط ناكامي، به تحليل خود شك نكرد بلكه به پروژه اصلاحات شك كرد. ‏


‎‎شايد بتوانيم بگوييم كه به جاي مسئله مداري به خودمداري روي آورد؟‎ ‎

دقيقا. دراين مرحله ميزان صلاحيت ديگران، نحوه رفتار با خودشان قرارگرفت؛ ضمن آنكه دراين مرحه به ‏طور ناخودآگاه به خودزني پرداختند. منظورم از خودزني اين نيست كه تنها خود را حذف كردند. بلكه منظومه ‏اي از نيروهايي كه شكل گرفته بودند و مي توانستند موثر باشند را نيز درواقع ناكام توصيف كردند و آنان را ‏اصولا فاقد موثريت دانستند. درحالي كه به طور واقعي اين نيروها موثر بودند. همين ها بودند كه دوم خرداد ‏را به وجود آوردند و اتفاقا دوم خرداد اين دست از نيروها را نيز به شكل يك كادر تربيت كرد. ولي اين ‏كادرها درآن خود زني ناديده انگاشته شدند. ‏


‎‎با توجه به شرايط به وجود آمده وزن اين نيروها آن اندازه است كه اصلاحات را دچار عقب گرد ‏تاريخي بكنند؟‎ ‎

به جهت موضوع ممكن است ولي به جهت فرآيندي، با توجه به آنچه درجامعه مي گذرد به نظرم خير اين ‏عقب گرد امکان ندارد. به عبارت ديگر جامعه دارد درمسير خود حركت مي كند. البته بخشي از اين نكته اي ‏كه شما گفتيد برمي گردد به نتبجه انتخاباتي كه درپيش رو قرار دارد. درصورتي كه آقاي خاتمي دراين ‏انتخابات پيروز شوند، اين ارزيابي ها به محاق خواهد رفت. اساسا بخشي از اين تحليل ها حاكي از آن است ‏كه اصولا آقاي خاتمي با توجه به مفروضاتي كه درتحليل ها وجود دارد نمي توانند موفق شوند. از نظر آن ها ‏اين ساخت به گونه اي متصلب تعريف شده كه اگر قرار باشد آقاي خاتمي بيايد، به معناي آن است كه پروژه ‏ساخت تعريف شده شكست خورده است. البته كسي كه اين تحليل را دارد ديگرنمي تواند به كانديداهاي ديگري ‏نيز اميدوار باشد. مگر آنكه آن را به عنوان يك امر موقتي و تريبوني براي ابراز نظرات صرفا درنظر بگيرد. ‏ولي آگر آقاي خاتمي بتواند اين توفيق را به دست بياورد اصولا اين نظريه به محاق رفته وآن فرآيند كه هميشه ‏آقاي خاتمي به آن درحوزه جامعه مدني و فرهنگ سياسي معتقد بوده است به نظر مي رسد كه به طور ‏تصاعدي افزايش خواهد يافت. لذا دردوره خاصي پس از انقلاب اسلامي ايران قرار داريم كه اين دوره به ‏نظر من به مراتب حتي تعيين كننده تر از وقايع دوم خرداد مي تواند باشد. ‏


‎‎به نظر شما درميان كانديداهاي حاضر كداميك شانس پيروزي دارد؟‏‎ ‎

من نظرم را مي دهم كه اگر درآينده پيش بيني ام درست نبود بگويم اشتباه كردم. به اعتقاد من آقاي خاتمي ‏كانديداي پيروزانتخابات دهم رياست جمهوري ايران خواهد بود. ‏

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۵۸ قֽظֽ | Reply

احسان :

توی مصاحبه ای که با اعتماد ملی داشتید، خواندم که گفته بودید که اگر میرحسین موسوی تابستان اعلام حضور می کرد، خوب بود. همینطور تلویحا دیده ام که آقای کروبی را بهترین گزینه برای این انتخابات می دانید، که البته فکر می کنم که دلایل ش را هم خوانده ام و می دانم.

اول این که ، آیا قرارگرفتن تمام اصلاح طلبان( یا اکثریت شان) زیر بلیط آقای کروبی را ممکن می دانید ؟

دوم این که فکر نمی کنید که مهندس موسوی تنها کسی است که هر دو سر طیف را می تواند پوشش دهد( حداقل اگر نه همه اش، اکثرش را).

سوم؛ نظر شما راجع به مهندس موسوی چیست؟ من خودم از کسانی هستم که با مجموعه دوستان م چند ماهی بود که برای آمدن ایشان تلاش کردیم و الان خوشحال هستم از این که ایشان حداقل در صحنه سیاسی حضور پیدا کردند. اما می خواهم نظر شما را راجع به ایشان بدانم. آیا روحیه عملگرایی ایشان را بر روحیه آرمان خواهی شان غالب می دانید.

/////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
البته که همه در زیر چتر آقای کروبی جمع نمی شوند این هدف قدری سخت بود و الان هم منتفی شده است اما امکان رای آوری در برابر رئیس دولت فعلی بالا بود. در مورد مهندس موسوی هم به دلائل زیاد موفقیت همراه داشت اما تاخیر در ورود را باید خودشان پاسخ دهند.
حضور هر اندیشه و گرایشی (چه موافق و چه مخالف آن باشید) را باید استقبال کرد زیرا پیشرفت اجتماعی محصول این تعامل میان افکار و گرایشهای مختلف است و مهندس موسوی هم از این قاعده مستثنی نیست.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۴۲ بֽظֽ | Reply

علیرضا :

سلام و خسته نباشید
ضمن احترام به تحلیلهای جنابعالی
من فکر میکنم تحلیل جنابعالی در مورد آرای آقای کروبی در دوره قبل صحیح نمیباشد. بسیاری از آن رای ها بخاطر طرح 50 هزار تومانی ایشان بود (حداقل اطرافیانی که من میشناسم). ثانیا تا آنجایی که من ایرانیان را میشناسم، یک فرد سالم (از لحاظ مالی) و فرهیخته بر فرض آنکه چندان هم قادر به انجام نظرات خود نباشد بیشتر آنها را تحت تاثیر قرار میدهد. به نظر اینجانب در کوران انتخابات نقصان این عوامل بشدت آرای آقای کروبی را تهدید میکند هر چند ممکن است لزوما به نفع آقای خاتمی هم به صندوق ریخته نشوند.
/////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ظاهرا یا من مطلب را درست بیان نکرده ام یا خوانندگان محترم دقیق نمی خوانند.اصولا مقایسه میان این دو نفر از حیث رای آوری نبوده که این استدلال درست مطرح شده است.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۵۳ بֽظֽ | Reply

Amir :

سلام آقای عبدي، متاسفانه قانون اساسی در جمهوری اسلامی طوری طراحی شده که رئيس جمهور و راي مردم را ناديده گرفته اند. فرمايشات حضرت امام که راي، رای مردم است فراموش شده و رای نفر جاي گزين شده. لذا هر رئيس جمهور اصلاح طلبی روي کار آيد به بن بست قانون اساسی و يا چيزي که بمصلحت نظام نيست برخورد ميکند و نبايد دل بکسي بست. انتخاب هر کدام از اين اصلاح طلبان فقط خواسته های مردم و دمکراسی را بتاخير می اندازد. در بين اصلاح طلبان آقای نوری مستقل تر و با شهامت تر عمل ميکرد که نگذاشتند وارد انتخابات شود.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۷:۰۳ بֽظֽ | Reply

حسین :

اظهارات زیر از سوی آقای موسوی لاری وزیر کشور آقای خاتمی که از توی صندوق انتخاباتی ایشان آقای احمدی نژاد در آمد در سایت جمهوریت بیان شده که در انتقاد علیه شماست.چه نظزی دارید؟
" من هم قبول دارم یکی از مشکلات دولت آقای خاتمی این بود افرادی به عنوان حامی آمدند که هر چند در مدیریت سهمی نداشتند اما خود را حامی خاتمی می دانستند و بعدها معلوم شد هزینه ای برای دولت بودند و جالب است که همین افراد امروز، طلبکار دولت خاتمی هستند. یعنی همان افرادی که حضورشان باعث متهم شدن آقای خاتمی و طرفدارانشان به افراط گرایی شد . البته آنان بعدش به طور طبیعی و خودبه خود از آقای خاتمی فاصله گرفتند و شعار عبور از خاتمی دادند و پیشنهاد خروج از حاکمیت را مطرح کردند. این گروه امروز در ستادی دیگری جمع شدند که البته عامل تجمع شان مخالفت با خاتمی است و این از جهتی به نفع آقای خاتمی است. تا دیروز جامعه فکر می کرد این گروه یعنی خاتمی ولی الان متوجه شده اند که اینها خاتمی نیستند و راه خودشان را در پیش گرفتند و خاتمی و آنها خرجشان از هم جداست."
//////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شاید ایشان فکر کرده اند بنده هم مثل دیگران هستم که بخواهم با چسباندن خود به این و آن از صندلی وزارت بالا روم .بنده هم در جهت فرمایش ایشان می کوشم حساب خود را جدا کنم که هم شکست احتمالی به عهده من گذاشته نشود و هم این که تمام استفاده های این پیروزی یک جا به جیب دوستان برود . اما امیدوارم وقتی که مطلوبشان حاصل نشد مثل دفعه قبل تحریمی ها و ...را مسئول شکست خطاب نکنند.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۹:۲۱ بֽظֽ | Reply

حمید :

با سلام
مسئله مهمی که شما قبلا اشاره کرده اید چگونه آمدن است . اهمیت این موضوع در اهداف شفاف و بی نیاز از توضیح اصلاحات است که دقیقا به حذف و محدودیت بخشهایی از ساختار قدرت که الحال بسیار با نفوذ و تعیین کننده هستند می پردازد. چالش پیش روی هر نامزد اصلاح طلبی رد صلاحیت شورای نگهبان است چون شورای نگهبان خود یکی از موانع اصلاحات و از مواردی است که هدف اصلاحات کاهش قدرت آن است. سپاه پاسداران مانع اصلاحات است چون می دانند که هدف اصلاحات حذف سیاست مسلح است........ .............................آنچه من و شما می دانیم. مانع اصلاحات دو چیز عمده است.
1- ساختار قدرت که می داند اصلاحات یعنی چه؟ و چه خطری برای منافع آقایان و آقازاده ها دارد.
2- به ظاهر اصلاح طلبانی که در ظاهر رفیق قافله اند و در پشت پرده شریک دزد. آگاهانه یا ناآگاهانه . با توجیه ( ملی یا دینی) یا بدون توجیه.
آقای خاتمی در بیاناتی فرموده اند ( حالا که آمدیم باید قصدمان پیروزی در انتخابات باشد) یاللعجب !!! ایشان اول آمده بعد قصدش از آمدن را پیدا کرده!!! عمل مرجح بر نیت!!! از کرامات شیخ ما چه عجب !!!
//////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
از سانسور مطلبتان که موارد درستی هم مرا ببخشید اما آنها را می توان به گونه قابل انتشاری هم نوشت.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۹:۴۱ بֽظֽ | Reply

اسماعیل صفایی :

سلام آقای عبدی، واقعا متشکرم از شجاعت شما... متشکرم از اینکه رک و روراست همه چیز رو دریاره خاتمی میگید. این دوستان بسیار دیکتاتور منش که این همه هم ادعای دموکراسی خواهی دارند تحمل 4 دونه نقد رو ندارند. از نظر اینه همه باید فقط واسه هر تصمیم ی که اینا میگیرند چه چه و به به کنند. استعفا از مجلس، تحریم انتخابات مجلس هفتم، کاندیداتوری معین نا محبوب، شرکت در انتخابات مجلس هشتم با اسم یاران خاتمی ... تا کی ما باید چوب عدم دید سیاسی اینا رو بخوریم. تا کی باید خ... بی عرضه تندترین شعارها رو بده ولی عرضه هیچ کاری رو نداشته باشه؟ لطف بفرمایید در مورد خاتمی تا انتخابات ریاست جمهوری بنویسید، آقای عبدی این وظیفه ملی شماست...

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۹:۵۴ بֽظֽ | Reply

فریدون :

جناب مهندس عبدی
با تشکر از احیای مجدد کامنتها

1-بارها در مذمت پرداختن به انگیزه و نیات افراد در تحلیل ها در همین سایت سخن گفته اید.بسیار خوب! هر چند باور آن دشوار است و این توارد عقیده در شمار زیادی از خوانندگان سایت نشانگر "چیزکی" است! اما منبعد فاکتور اغراض شخصی شما را در دلزدگی از خاتمی و یا در آینده! حمایت از کروبی نادیده می انگاریم تا تمام توجهمان به عصاره تحلیلتان معطوف شود. اینکه این تحلیل از چه آبشخوری نشات میگیرد حداقل در وضع فعلی مهم نیست

2-منتظر تحلیل شما هستیم تا ببینیم عبدی چگونه خواهد توانست ردای ریاست جمهوری را برای قامت کروبی یا هرکس دیگر جز خاتمی پرو کند! این گوی و این میدان! کار سختی خواهید داشت بویژه در شرایط فعلی که ساز و کار کاندیداتوری به هیچ روی منسجم منطقی و مبتنی بر دموکراسی نیست و به پارامترهای زیادی منجمله کاریزمای شخصی افراد وابسته است. بدون تعارف عرض میکنم تحلیل شماو سایرین و بحث و بررسی پیرامون آن یک ضرورت اساسی است. فرصت چندانی نداریم! در واقع اصلا فرصتی نداریم و کار از تعارفات گذشته است!

3-لطفا در تدوین نهایی تحلیلتان دقتی حتی بیش از گذشته داشته باشید! اهمیت اشتباه در پیش بینی کاندیداتوری خاتمی دست کمی از اهمیت تحلیل پیرامون حمایت از کاندیدایی خاص یا نتیجه انتخابات و سایر موارد نداشته و ندارد.هرچند که بدیهی است قرار نیست هر تحلیلی درست از آب در بیاید اما اهمیت موضوع دقت بیشتر را طلب میکند

4-نکته جالبی در نوشته های اخیر شما خود نمائی میکند و آن گرایش به پراگماتیسم در جهت گیریهای شماست.پرداختن بیش از حد به تاکتیک با غلظتی بیش از توجه به استراتژی و قناعت به حداقل های امکانپذیر از جانب کسی که "عبور از خاتمی" و "خروج از حاکمیت" را در رزومه دارد کمی عجیب است

پایدار باشید
//////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
متاسفانه عدم دقت در بیان مطلب مشکل مهمی است که نمی توان آن را به سهولت حل کرد.من نه تنها عبور از خاتمی را در رزومه ندارم که با آن مخالفت هم کردم و هنوز هم مدافع برنامه 12 ماده ای هستم و در این مصاحبه هم گفته ام و خروج از حاکمیت هم در همین مصاحبه مجددا توضیح مدافعانه داده شده است.
اما این برداشت عمل گرایانه را از کجا دارید؟ لطفا به نوشته انقلاب و اصلاحات در ماه پیش کمراجعه کنید تا مبنای نظری این تاکتیک روشن شود.


۱ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۰۹ بֽظֽ | Reply

بخوانید :


یادداشتی تحلیلی از حمیدرضا جلائی‌پور

عده کمی از اولترا اصلاح‌طلبان به نقد بی‌رحمانه و غیرمنصفانه عملکرد خاتمی می‌پردازند،‌ اما با این‌که خرد جمعی اصلاح‌طلبان بسیاری از مواضع پیشین آن‌ها را نادرست می‌داند، همچنان هیچ نقدی را به هیچ یک از تصمیمات عمر سیاسی خود وارد نمی‌دانند. و در انتخابات اخير يك «آوان‌گارديسم با دند‌ه‌ی عقب» را به نمايش گذاشته‌اند. به باور نگارنده، عدم حمایت آن‌ها از خاتمی و تخریب او در این انتخابات یکی دیگر از اشتباهات سیاسی بزرگ این اولترااصلاح‌طلبان است؛ اشتباهاتی که بسیار بیش از ضعف‌های دولت خاتمی به اصلاحات ضربه زده است. با این حال، اصلاح‌طلبان پیرو سبک خاتمی باید به نظرات این معدود تکنوازان اصلاح‌طلب احترام بگذارند؛‌ چراکه لازمه انتخابات آزاد این است که همه از جمله منتقدانِ اصلاح‌طلب اصلاح‌طلبی بتوانند منتقد خاتمی باشند. اما اصلاح‌طلبان مدافع خاتمی می‌توانند از این منتقدان تقاضا کنند که آن‌ها نیز به انتخاب خیل انبوه اندیشمندان، فرهیختگان، فعالان سیاسی و مذهبی که از خاتمی دفاع می‌کنند، احترام بگذارند.
//////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مشکل فقط احترام گذاشتن نیست. مشکل مهمتر پاسخ ندادن است. مشکل مهمتر زیرآبی رد شدن از کنار انتقادات است.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۴۵ بֽظֽ | Reply

Amir :

تعدد نامزدها؛ بحران يا امتياز؟
در حالی که حدود چهارماه به برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران باقی مانده است، به نظر می رسد تعدد نامزدها، اصلی ترين مسئله ای است که در حال حاضر هر دو جريان اصولگرايان حاکم و اصلاح طلبان با آن روبه رو هستند.

تاکنون برای شرکت در رقابت های دهمین انتخابات ریاست جمهوری که کمتر از پنج ماه به زمان برگزاری آن باقی مانده است، حضور محمد خاتمی و مهدی کروبی قطعی شده است.

محمدعلی ابطحی، معاون آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری و از نزدیکان او می گوید: "تعدد کاندیداها در دوره قبل و آسیبی که کلا به جریان اصلاحات و به تبع آن به کشور وارد آمد، یک تجربه بسیار خوبی در پیش روی اصلاح طلبان است."

به گفته آقای ابطحی، "واقعیت این است که همه انتظار دارند جبهه اصلاحات در این دوره با نگاه متحدانه ای بتواند پیروز شود. آنچه مهم است این است که اگر هدف پیروزی در انتخابات باشد، قطعا شکل آرایش نیروها متفاوت می شود."

وی می گويد:" برای پیروزی در انتخابات مهم ترین عنصر میزان رای آوری افراد است و آن کاندیدایی که به دلایل مختلف این تصور را دارد که رای آوری بیشتری دارد، باید همه تلاش کنند که او در انتخابات پیروز شود. اگر هدف غیر از پیروزی در انتخابات است مثل بودن در عرصه سیاست یا سیاست ورزی و یا حتی دلایل فردی که افراد برای کاندیداهای مختلف می آورند، من تصور می کنم که اين موضوع با نگاهی که ما در انتخابات داریم، متفاوت است."

به گزارش رسانه های ایران مهدی کروبی در اجلاس فوق العاده حزب اعتماد ملی در هفته اخیر به حامیان خود گفت:"گرچه به هیچ وجه قصد کناره گیری از انتخابات را ندارد، اما هرگز اصلاح طلبان دیگر را رقیب خود در روز 22 خرداد 1388 فرض نخواهد کرد."

"راهی جز این نیست که برویم به سمت یک کاندیدای واحد، اما در غیر این صورت هم با بحران مواجه نخواهیم بود."
محمدعلی ابطحی
اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملی، تعدد نامزدها در میان اصلاح طلبان را از جنبه های مختلفی مثبت ارزیابی می کند و در عین حال بزرگ ترین نقیصه آن را تقسیم آرا ذکر می کند و نگران است که نتیجه انتخابات نهم تکرار شود.

آقای گرامی مقدم می گويد: "آقای کروبی گفته که این سوال انحرافی است که کدام یک از کاندیداهای اصلاح طلبان به نفع دیگری کنار خواهد رفت؟ ما معتقدیم که این گونه بحث ها نه تنها کمکی به وحدت رویه یک نامزد نخواهد کرد، بلکه چالش ها را افزایش خواهد داد."

وی می افزايد:"تصور ما این است که ضمن حفظ مزایایی که در تکثر نامزدها نهفته است، نامزدها فعالیتشان را انجام بدهند تا در این مسیر شرایط برایشان شفاف شود و آن وقت می شود تصمیم گیری ها را در هر مرحله ای انجام داد. قطعا نامزدها باید به استان ها بروند. میتنیگ هایی را برگزار کنند و نسبت به گذشته و عملکرد خودشان پاسخگو باشند، به ویژه آقای خاتمی نسبت به دولت هشت ساله اش و بحث هایی که برای اصلاحات به وجود آمد، باید پاسخگو باشد."

پیش از این احتمال داده می شد که در جریان رقابت های این دوره یکی از نامزدها به نفع دیگری کنار برود.

عباس عبدی، روزنامه نگار و تحلیلگر مسايل سیاسی در ایران می گوید:"در ایران پیش انتخابات نداریم تا نامزدها در احزاب با یکدیگر رقابت کنند و در آخر یکی به بالا برود."

آقای عبدی می افزايد:"شکستن آرا و چند نفر شدن نامزدها، یک امر ارادی نبود که حالا تصمیم بگیرند یک نفر شوند. این ناشی از یک فرآیندی بوده که آن فرآیند مدت ها طول داشته و در واقع دوام داشته و نتیجه اش این شده است. شما اول باید آن فرآیند را اصلاح کنید وگرنه این نتیجه را که نمی توانید با وجود آن فرآیند اصلاح کنید."

عباس عبدی در ادامه می گوید: "این تکثر چون فرآیندش وجود دارد اگر تایید صلاحیت شوند تا آخر هم وجود خواهد داشت. اگر قرار است که این تکثر وجود نداشته باشد باید الان در فرآیند اتحادی چیزی را ببینیم. به صرف اینکه به یک نتیجه قطعی برسند که یک نفر باشد، اینها نمی توانند وحدت کنند."

وی می گويد:"به همين دليل، الان می بینیم چون نمی توانند این کار را بکنند تمام طرفدارانشان می گویند نه خیلی هم خوب است، تعداد زیاد باشد و مسئله ای نیست. قبل از آن می گفتند که نه حتما یکی می شوند. حالا که آمده اند چون اگر کسی آمد و گفت که یکی کاندیدا باشد، معنایش این است که من هستم و تو برو. اما چون نمی توانند این را بگویند و بی ادبی و خودخواهی محسوب می شود، بنابراین می گویند همه باشند، خیلی هم خوب است و مشکلی نداریم. مقداری قضیه انتخابات از این نظر پیچیده تر و سیاسی تر از آنی است که از بیرون ديده می شود."

روزنامه اعتماد ملی چندی پيش نوشت: "اصلاح طلبان با یک مثلث وارد انتخابات می شوند. هر یک از اضلاع این مثلث دارای امتیازات و چالش هایی هستند. در حالی که یاران خاتمی از آرای او سخن می گویند، حامیان کروبی احتمال رییس جمهوری او را بیش از خاتمی می دانند و هواداران موسوی هم روی آرای خاموش بدنه جامعه تاکید می کنند."

محمد علی ابطحی می گوید: "راهی جز این نیست که برویم به سمت یک کاندیدای واحد، اما در غیر این صورت هم با بحران مواجه نخواهیم بود."

آقای ابطحی می افزايد:"برداشت من هم این نیست که این یک بحران خواهد بود، چون من این مثلث سه گانه را الان در انتخابات ریاست جمهوری خیلی برای جبهه اصلاحات قایل نیستم. قطع دارم که آقای مهندس موسوی، کاندیدای ریاست جمهوری نخواهد شد. آقای کروبی هم آن قدر چهره سیاستمدار قدرتمندی هستند که شرایط را در مجموع بررسی کنند و جبهه اصلاحات را در این شرایط برای رسیدن به پیروزی و به دست آوردن کرسی ریاست جمهوری کمک کنند."

یکی از مراحل اولیه و مهم، البته بحث تایید یا رد صلاحیت نامزدها از سوی شورای نگهبان است، اما گفته می شود که نهایتا اگر در این مراحل نتوان به اجماع رسید، آن وقت باید کار اجماع و تصميم گيری در اين زمينه را به رای دهندگان سپرد. BBC

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۲۵ قֽظֽ | Reply

رضا :

روش تحلیلی شما مانند ضرب برداری است. ابتدا تمامی بردارهای تحلیلی مطرح شده در فضای اجتماعی را رصد می کنید، سپس تحلیل خود را منطیق بر حاصل ضرب برداری آنها قرار می دهید ( به این معنی که تحلیل منتجه -درست- تحلیلی است که عمود بر -خلاف- همه آنها باشد ). این سبک تحلیلی بیشتر مناسب مسائلی است که اذهان هنوز زاویه مناسب اندیشیدن در آن خصوص را نیافته اند و نیاز است جهت و مسیر اندیشیدن عوض شود. شاید طرح تئوری های نو و تاپ لیدر برای تینک تنک ها! اما در خصوص آینده و پیش بینی آن این روش مشکل over estimation خواهد داشت. اگر دقت کنید عموما شما مسائلی را مطرح می کنید که حتی جامعه تحلیلگران پذیرش آن را ندارد. بحث درازی است. اگر تمایل به ادامه داشتید خوشحال میشم دو مقاله گردآوری شده خودم در این خصوص رو به معرض نقد شما بگذارم.
راستی من از یک سال و نیم پیش به این نتیجه رسیدم که اوباما، کلینتون و مک کین رو شکست میده و از سه ماه پیش دارم فکر میکنم موسوی نقش اوباما رو بازی کنه، خاتمی نقش کلینتون رو و احمدی نژاد هم بشه مک کین! بازی جالبی میشه!
http://www.aiandeh.blogfa.com/
//////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بفرستید مطالعه می کنم.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۵۳ قֽظֽ | Reply

محمد :

با سلام تحلیلهای شما بسیار قابل تامل است.مخصوصا در مورد آقای خاتمی من برای اولین بار بود که این صحبتها را می خواندم.در هر صورت من و بسیاری از همسالانم چون متولدین دوران جنگ هستیم شنیدن خاطرات افرادی مانند شما از دوران قبل دوم خرداد 76 بسیار جالب است.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۱:۱۰ قֽظֽ | Reply

امیر قیصری :

اقای عبدی نظرات به خوبی نشان می دهد که مردم میدانند شما و هم فکرانتان اصلاحات را به بیراهه بردید افکار رادیکال شما امروز به نفع خاتمی شده است و انصافا بشینید وببینید که مردم کوچه و بازار چه سونامیی را به راه میاندازند .پایگاه اجتماعی خاتمی دربین همین مردمی است که با ثروت نسبی زمان او رشد اقتصادی خوبی داشتند و این قشری که امروز در خیابان خودروهای 7 تا 15 ملیونی را به راحتی سوار میشوند(قشر پراید تا پرشیا سوار) پایگاه رای خاتمی هستند چون با مویز و کشمش احمدینژاد حاسابی سرد و گرمشان شده و اکنون ان اعتدال لبخند و استراتژی نرم را میخواهند مردم به خوبی طیف شورای نگهبان .............تا مشارکت و نهضت ازادی را به خوبی رصد میکنند و رای خاتمی را مطابق همیشه به خاطر اری به خاتمی به صندق نمیرزند بلکه به خاطر نه به احمدینژاد میریزند مثل نه ای که به ناطق گفتند ونه ای که به هاشمی گفتند(شد احمدینژاد)....

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۱:۳۶ قֽظֽ | Reply

لاری :

آقای عبدی خودتون سوال طرح میکنید و خودتون هم جواب میدید و در نهایت خودتون هم قضاوت میکنید! در ضمن آقای لاری که در همون مصاحبه هم گفتن پست وزارت را قبول نمیکنن پس چرا شما از روی انگیزه خوانی به ایشون جواب دادید...
//////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خیلی عجیب است که آقای خاتمی با این همه هزینه می خواهند بیایند اما دوستانشان از جمله آقای لاری حاضر به پذیرش مسئولیت وزارت ایشان نیستند؟ راستی برای شما تعجب ندارد؟ یا تعارف است و یا نه چیز دیگری است و تائید مجلس موجود را می خواهند که می دانند نتیجه چه می شود. پاسخ را نمی توان به متن ایشان ارجاع داد .اما چون انگیزه خوانی کردند پاسخی هم در همجهت با استدلالشان باید بشنوند.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۳۵ قֽظֽ | Reply

یک دانشجو :

1- من خودم به عنوان یک دانشجو انتقادات به مراتب تندتری از شما به آقای خاتمی و عملکرد 8ساله اش و حتی رفتارهای این 4سالش دارم که چگونه در مقابل سرکوب های گسترده به خصوص در قبال دانشجویان سکوتی تعجب برانگیز کرده اند. آقای خاتمی کسی است که به مسلخ رفتن صدیق ترین یارانش که دانشجویان بودند و هیچ چشم داشتی نیز نداشتند را نظاره گر شد و فقط "حرف" های زیبا و اتو کشیده زد و ..... این تنها بخش بسیار بسیار کمی در مورد دانشگاه
2- اما تعجب برانگیز است که فردی چون شما به طور تلویحی از کسی چون کروبی حمایت کند. من از محمد قوچانی نان به نرخ روز خور توقعی ندارم ولی شما دیگر چرا؟ کروبی برای همه شناخته شده است. جالب است که شما به رای غیر قابل انتظار ایشان در انتخابات قبلی اشاره کرده اید! این چه تحلی است؟! این رای کاملا مشخص بود که از میان قشر خاصی از مردم بود که شعار پوپولیستی 50هزار تومان را شنیدند. در این دوره نیز این قبیل رای وی کم تر خواهد بود که بیشتر نخواهد شد. فکر می کنید غیر از آن چند درصد از آرای اصلاح طلبی و معترضین به او داده خواهد شد؟! اگر نمی دانید که فکر می کنم خیلی خوب بدانید در دانشگاه ها منفوریت کروبی اگر از احمدی نژاد بیشتر نباشد کمتر نیست! سرسپردگی کروبی به حاکمیت بر همگان واضح است. شما که این قدر به حق از خاتمی انتقاد می کنید-که خیلی بیشتر از این حقش است- چرا نمی گویید در آغازین روزهای مجلس ششم کروبی با حضور نز رهبر و آن حرف هایی که زده((مجلس اهل اطاعت است)) و بعد هم خروج لایحه اصلاح قانون مطبوعات از دستور کار و بحث((حکم حکومتی)) عملا مجلس را فرمایشی کرد؟! شما که بهتر از امثال من می دانید نقش پارلمان در پیشبرد اصلاح از دولت بیشتر است. شما که موضع گیری های کروبی برای رسیدن به قدرت و ok گرفتن از حاکمیت در یک سال گذشته را خوب دیده اید.
3- اما بحث من در این مقطع اصلا حمایت از خاتمی یا کس دیگری نیست. هر کاندیدا باید "برنامه" خود را ارائه دهد که برای اقتصاد، سیاست بین المللی، سیاست داخلی، فرهنگ و... چه هدفی دارد و با چه پلانی می خواهد به آن برسد. باید اعلام کند در قبال تشکل های دانشجویی چه خواهد کرد. آیا برای بسط و تکثر معنایی و نه فقط اسمی( مثل بسیج، جامعه اسلامی، انجمن طیف شیراز، انجمن مستقل و...)فعالیت های دانشجویی کاری خواهد کرد؟( تاکید از آن جهت است که خود یک دانشجو هستم و دانشجویان بیترین آسیب را طی 12 سال گذشته دیده اند). "برنامه" مهمترین کار هر کاندیدا باید باشد.
4- شما بهتر است که با در پیش گرفتن مواضعی این چنین و دفاع از افرادی همچون کروبی ""که هنوز هم ادامه دهنده عملکردهای "صرفا" قدرت طلبانه خود هستند"" وجهه خوب خود را مخدوش نکنید. کیهان و فارس خودشان قدرت زیادی دارند. شما از توانتان در جایی دیگر استفاده کنید تا خدای ناخواسته فردای انتخابات آهی از نهاد شما و ما جاری نشود!
//////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست عزیز همه انتقادات شما را نوش جان می کنیم اما ظاهرا به مضمون مصاحبه توجه نکرده اید و فکر می کنید مساله مصاحبه رای آوردن و نیاوردن این و آن است. اما در باره قدرت طلبی یک نکته را بگویم که با شما تفاوت نظر دارم من هر کس را که به دروغ خود را مبرا از قدرت معرفی کند اما در عمل چنان بسوی آن خیز بردارد که کمتر عقل سلیمی آن را تائید می کند به مراتب بدتر از کسی می دانم که صریحا مطالبه خود بر قدرت را ابراز می دارد و آمادگی پذیرش تبعات آن را هم دارد.
ضمنا از این منطق کیهانی استفاده نکنیم که چون کیهان این طوری می نویسد پس منچیزی نگویم زیرا این منطق کیهان است که می گوید آمریکا هم خواهان حضور فلان شخص است پس همین را دلیل رد آن حضور می داند. آنچه که مهم است که پرهیز شود تشابه در منطق با کیهانیان است.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۴:۰۵ قֽظֽ | Reply

ali :

سلام.
دلم مي خواست خاتمي به توصيه دوستان واقعيش گوش ميكرد و خود را كانديد نميكرد و گول اقاي .... كه در سود قدرت شريك است و در هزينه نه را نميخورد تا قاليباف بيايد و كشور نظامي بگيرد. با تشكر يك جواب هم به من بدهيد.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۶:۴۸ قֽظֽ | Reply

رضا فتوحی :

جناب عبدی
با پوزش به دلیل کامنت سوم اما...
استدلالتان مبنی بر مخالفت با آمدن خاتمی درست اما با وجود خاتمی آیا دلیلی دارد در یک انتخابات از پیش باخته به سوی کروبی رفت؟ پرسش من برای احتمال کناره گیری یکی به نفع دیگری از این حیث بود زیرا در صورت حضور هر دو یا باید خاتمی را با همه عیب ها انتخاب کرد یا قید شرکت را زد.
به نظرم بزرگترین شانس اصلاحات و اصلاحطلبان و خاتمی می تواند رد صلاحیت باشد!
//////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اتفاقا پرسش اصلی که جواب نمی دهند همین است که اگر رد صلاحیت شد چه خواهند کرد؟ اگر هیچ کاری نکنند این به منزله بستن راه اصلاح از طریق مسالمت آمیز است و اگر مقاومت می کنند با کدام توازن قوا؟ این شانس نیست این بد شانسی است.
ضمنا چند بار هم گفته شده است که مخالفت با نامزدی ایشان از موضع اصلاح طلبی مساله ای مستقل است و ربطی به حمایت از دیگران ندارد و این دو بحث را باید جدا کرد .

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۸:۴۰ قֽظֽ | Reply

علی از بجنورد :

سلام آقای عبدی
من 29 سال دارم،به یاد دارم که قبل از انتخابات مجلس ششم ، نقدهای تند شما در مورد هاشمی رفسنجانی چگونه موثر در وضعیت اسفبارش در آراء شد و الباقی ماجرا. آن موقع من دانشجو بودم و جزئی از میلیونها هوادار اصلاحات و خاتمی. البته نقدهای شما آن زمان خیلی روی ما تاثیر داشت و این به دلیل توهم تقابلی بود که در ذهن و فکر ناپخته مردم ، به دلیل تغییر سریع فضای جامعه، بین هاشمی و خاتمی شکل گرفته بود و البته نقدهای شما دور از انصاف هم نبود،اما سوال من اینجاست که آیا بهتر نبود جوی ایجاد شود که مردم و جوانان حس بهتری نسبت به هاشمی که خود در طول ریاستش بر دولت با هفت دولت درگیر بود پیداکنند و عاقبت به رویارویی هاشمی و اصلاحات نینجامد؟
عملکرد قابل نقد همیشه وجود دارد و اشتباهات اشخاص ودولتها پایان پذیر نیستند که به تبع آن بگوییم در این دوره به دلیل فلان شرایط نقد تعطیل است،منظورمن نوعی سیاست ورزی در نقادی است،نه تعطیل نقد،آیا به نظر شما کدان خانواده قوام بیشتری دارد؟ خانواده ای که توان گفتگو و گاه عقده گشایی در خلوت و حصار امن خانوادگی را دارد یا خانواده ای که یک یا چند نفر اعضای آن گله های درونی را به جماعتی می گویند از بابت درد دل یا شاید عقده گشایی و خدای ناکرده تخریب به منظور منفعت یا دل خنک کردن خود.
خدا کند هدف شما از نقد هاشمی در آن زمان خاص که بر شدت آن بسیار افزودید جبران سختی هایی نباشد که در دوران هاشمی به ناحق بر شما وارد شد و البته متعجبم از نقدهایی که شما امروز به همراه دوستان اعتماد ملی در روزنامه شان در مورد خاتمی چاپ می کنید،مگر در سه سال گذشته امکان آسیب شناسی اصلاحات آنهم با مخاطب قرار دادن مستقیم خاتمی وجود نداشت؟
واقعا شما و دوستان گرانمایه ، آقایان باقی و قوچانی، متوجه چرخش ناگهانی و تناقضات عملی و گفتاری در روزنامه مورد علاقه تان در مورد اجماع اصلاح طلبان نیستید یا اگر هستید،به اجماع اعتقادی ندارید؟من شخصا حاضرم در صورت اینکه بر روی کروبی اجماع شود به او رای دهم،همانطور که به هاشمی دور دوم 84 رای دادم،شما چه؟نکند فقط خود را اصلاح طلب میدانید و به درجات و گستردگی این طیف واقف نیستید؟میدانید من و خیلی ها که اعتماد ملی و سحام نیوز می خواندیم دو هفته است که ...؟
آقای عبدی،من از پشت پرده خبر ندارم،اما ظواهر را که می بینم ، عده ای هستند که گویی سیاست ورزیشان نقد اعضای خانواده خود در ملا عام است، اخبار 20:30 و کیهان را می خوانید که برایتان کف میزنند؟ همان کیهان که تئوری توطئه موسسه نظر سنجی شما و نحوه برخورد با آن را طرح ریزی کرد؟راستی شما مگر از دید کیهان جاسوس آمریکا نبودید؟ نمیدانید وقتی مجری 20:30 اخبار کروبی و اعتماد ملی و کرباسچی و... را می خاند چه کیفی میکرد.
موفق باشید.
//////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست محترم!
مشکل اینجاست که اگر سکوت کنیم فردا که به بن بست می رسند خواهند گفت شما هم چیزی نگفتید.اگر حرف بزنی خوب همین اعتراضات بلند می شود. اگر کنار بروی خواهند گفت منفعل هستند. اگر از کس دیگری حمایت کنی می گویند اختلاف انداز هستند. اول روشن کنیم که چه کاری را انجام دهیم که مورد رضایت باشد؟ بعلاوه اگر شما معتقد باشید که این راه غلط است و بارها و بارها هم به طرق مختلف این مطلب را نوشته باشی اما کسی علاقه به پاسخ دادن به آن را نداشته
باشد چرا که فکر می کند پاسخی ندارد در این صورت چه باید کرد؟
بعلاوه این همان استدلال کیهان است که رسانه های بیگانه را پیش می کشد و به رخ اصلاح طلبان می کشد اگر این استدلال علیه ما درست باشد باید استلال کیهان را هم بپذیریر.
ضمنا من سی ماه در زندان تنها بودم و لی هیچگاه خبر 8و 30 را ندیدم فقط یک بار آن هم بصورت نیم نگاه. الان هم که اصلا چشمم را به تلویزیون ایران نمی اندازم. کیهان هم نمی خوانم . حالا من چکار کنم که دیگران دوست دارند کیهان بخوانند و تلویزیون و اخبار 8 و 30 ببینند و اعصلبشان خرد شود و ناراحت از این که از دیگران مطلبی نقل می کند. توصیه می کنم از امروز این دو منبع را فراموش کنید ظاهرا یکی از دلائی تفاوت نگاه ما همین موضوع است.
ضمنا من علی رغم این که در اعتماد ملی یادداشت می نویسم این روزنامه را هم نمی بینم و دلیل آن هم این است که برای من روزنامه اعتماد و سرمایه بصورت آبونه می آید و فقط این دو روزنامه را می خوانم و چون از منزل هم به ندرت بیرون می روم دسترسی به اعتماد ملی برایم مقدور نیست.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۲۷ قֽظֽ | Reply

... :

سلام آقای عبدی. شما بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم نامه ای را منتشر کردید که توصیه به عدم حضور آقای هاشمی و پیش بینی شکست ایشان بود. این بار هم از گفته های شما چنین بر می آید که همان پیش بینی را در باره ی خاتمی دارید با این تفاوت که این بار متاسفانه برای تحقق پیش بینی تان به همراه طیف قوچانی تلاش تبلیغاتی هم برای شکست خاتمی دارید.
حدود سه ماه قبل از بازداشتتان در جبهه مشارکت بوشهر شما را دیدم. آن روز به همه ی ما برای ادامه ی کار تشکیلاتی امید می دادید. اما نمی دانم که آن بازداشت چه خاصیتی داشت که شما را از این رو به آن رو کرد. با چنین وضعی ما جوان تر ها چگونه می توانیم به ثبات رأی سیاستمدارانمان اتکا کنیم؟ متسفانه کرباسچی، عبدی، قوچانی و... به خاطر گلایه های شخصی شان از خاتمی در حساس ترین برهه دارند اقدامات عجیب و غریب می کنند.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پیش از این که درباره ثبات و بی ثباتی رای سیاستمداران اعتراضی کنیم لازم است اولا بفهمیم که بی ثباتی در چه مواردی و در مورد چه کسانی است؟ آیا کسانی که ریاست جمهوری را کلاهی می دانستند که بر سرشان رفته و خوشحال بودند که بزودی این کلاه از سرشان برداشته می شود ولی اکنون زودتر از خیلی ها وارد میدان شده اند ثبات رای دارند یا دیگرانی که بر اساس تحلیل مشخص حرف می زنند؟
بعلاوه اگر شما مطالب مرا پیگیری کنید متوجه می شوید که همیشه تاکید کرده ام که در یکی از احزاب فعالیت کنید هر کدام را که به ارزشهای خود نزدیکتر می دانید.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۲۸ بֽظֽ | Reply

جواد(خلیج فارس) :

سلام آقای عبدی
بنده نیز تا اینجای کار آقای کروبی را بر آقای خاتمی ترجیح می دهم.چند پیشنهاد داشتم که به نظرم رسید در صورت حمایت نهایی از آقای کروبی شاید جای دادن آن ها در شعارها برای جمع آوری رای بد نباشد:
1-پیشنهاد آقای باقی مبنی بر ایجاد وزارت حقوق بشر.البته با معرفی یکی از این اشخاص برای این وزارت خانه: عماد الدین باقی-شیرین عبادی-اکبر اعلمی-یکی از فعالین کرد.
2-ایجاد وزارت ورزش با معرفی یکی از این افراد برای وزارت آن: امیر حاج رضایی-مجید جلالی-عادل فردوسی پور-ناصر حجازی
3-برگزاری انتخابات آزاد و مقابله با رد صلاحیت های غیر قانونی
4-شعارهایی در مورد کاهش هزینه ی مکالمه ی تلفنی و مجانی شدن اس ام اس و... .این شعار را از جهت ملموس بودن برای عامه ی مردم عرض کردم.
5-مقابله با تخریب آثار باستانی و ملی و تلاش برای احیای جشن های ملی
آقای عبدی.این نظر را صرفآ جهت کمک در همین حد کم خودم نوشتم و خواهان نمایش عمومی آن نیستم.موفق و پایدار باشید.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این پست در توضیح نظری و نقد تئوریک ورود از موضع اصلاح طلبی است و ربطی به ورود آقای کروبی ندارد آن را به سلیت ایشان منعکس کنید بهتر است.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۱:۵۶ بֽظֽ | Reply

رضا فتوحی :

یعنی به باورتان رد صلاحیت و انفعال بد تر از شکست در برابر احمدی نژاد است!؟
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جناب فتوحی این دو مساله در عرض هم نیستند که یکی را انتخاب کنید یا دیگری را نه. مساله اصلا پیروزی و شکست نیست. مساله سرنوشت اصلاحات را به بازی گرفتن است و این که راه اصلاحات کور و بسته شود.
دوستان طرفدار بگویند در صورت رد صلاحیت و یا دستکاری در آرا چه خواهند کرد همین دو سوال را جواب دهند مساله حل است.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۳۵ بֽظֽ | Reply

thk,s :

کروبی باید تا آخر باشد،زیرا آرای احمدی نژاد را به دلیل شباعت نوع شعرها(نه شباهت اهداف)میشکند،گفتمان اصلاح طلبی در چهارچوب نظام را همه با نام خاتمی میشناسند،

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۴:۱۴ بֽظֽ | Reply

مهدي :

با سلام
با وجودي كه علاقه خاصي به تحليلهاي شما دارم ولي دور از ذهن ميبينم كه اختلافات شما با خاتمي و دوستانش تاثيري در تحليلهاي شما نداشته باشد.اين دو دستگي ميان شما فقط باعث ميشود احمدي نژاد چهار سال ديگر زمام امور را در دست داشته باشد و به قول ابراهيم رها وظيفه خود را اين دفعه در قبال كرات و كهكشانهاي ديگر به اتمام برساند.اقاي عبدي عزيز شما هم كه ميدانيد اقاي كروبي راي نميارن پس حداقل در حفظ احمدي نژاد كوشا نباشيد. البته اگر نگوييد درك درستي از مطلب نداشته ام.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جناب مهدی!
وقتی که مطلب را آن گونه که خواسته اید خوانده اید چرا نگویم درک درستی نشده؟ جناب مهدی رد و نقد ورود آقای خاتمی هیچ ارتباطی با دفاع از آقای کروبی ندارد.شما فرض کنید همین امروز به هر دلیل آقای کروبی انصراف دهند و حتی به حمایت آقای خاتمی درآیند در مخالفت و نقد من از ورود ایشان هیچ تاثیری نخواهد داشت.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۵:۴۱ بֽظֽ | Reply

Sam :

Dooste Aziz,
Aghaye Khomeini goft "agar 35 milion ham begooyand bale man migooyam NA".

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۶:۱۳ بֽظֽ | Reply

علی ل :

آقای عبدی با نقدهای شما به اصلاحات کاملاً موافقم اما
چیزی که این وسط نادیده گرفته شده اینه که سهم آقای کروبی و دوستان محافظه کارشون در شکست اصلاحات کمتر از آقای خاتمی نبوده
ضمناً بد نیست که به آقای کروبی و دوستانشون توضیح دهید که طراح ایده خروج از حاکمیت درحال حاضر مشاور ایشان هستند.
بهتر بود ایشان به یک انسجام در نظر و ایده و برنامه می رسیدند و سپس اعلام نامزدی می کردند.
البته این ایراد به خاتمی هم به شکل محدودتری وارد است.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۷:۱۱ بֽظֽ | Reply

معینی :

مانده ام چه جوابی به حرف های نادرست شما بدهم چند ماه پیش که بحث آمدن خاتمی بود در کامنت های چند گانه ای که گذاشتم و شما جواب دادید گفتگویی پیش آمد اگر خاطرتان باشد بحث مبانی نظری آمدن خاتمی را مطرح کردم و بحث مبانی نظری گذار به دموکراسی و اهمیت حضور در قدرت برای جلوگیری از یکدست شدن قدرت را مطرح کردم احساس من از جوابهای شما این بود که شما با آن حرفها موافقید ظاهر جوابتان این بود باز هم ناچارم با شما بحث کنم اگر چه این بار برعکس دفعه پیش امیدوار نیستم انتقاداتم به رفتار شما باعث تغییر آن شود چون متاسفانه رفتار شما منطق عقلایی و هدفی را نشان نمی دهد شما اشتباه می کنید و بر اشتباه خود اصرار می ورزید و ظاهرا وانمود می کنید طرف حساب شما یک فرد یا یک گروه است حال آنکه طرف حساب شما ملیون ها جوان و نهایتا یک ملت است بنابر این ناچارم رفتار شما را اخلاقا نقد کنم.
فرض کنیم شما طرفدار آقای کروبی یا هر شخص دیگری هستید یا نیستید این چه دیکتاتوریی است که مرتبا با کاندیدایی فرد دیگری مخالفت میکنید
خاتمی یک فرد نیست او کاندیدای ملیونها انسان و آنگونه که در انتخابات ثابت خواهد شد کاندیدای اکثریت یک ملت است آیا این اخلاقی است که شما با کاندیداتوری فردی که کاندیدای ملیونها انسان است مخالفت کنید شما یک رای دارید و می توانید به هر کسی خواستید آن رای را بدهید اما اخلاق حکم می کند سعی در بی کاندیدا کردن دیگران نکنید .
چند سال پیش در یک نشریه دانشجویی مطلبی چاپ کردم که عنوانش این بود دولت و گفتگوی ملت آنجا توضیح می دادم که آزادی به معنای گفتگوی ملت است ابزار این گفتگو روزنامه سایت میتینگ و قس علیهذا است دولت چون می خواهد این گفتگو نباشد در روزنامه را می بندد وگرنه اگر مردم آن روزنامه را نخوانند و کم تیراژ باشد کاری به کار آن نخواهد داشت حالا هم عده ای می خواهند جمعیت ملیونی طرفدار خاتمی کاندیدا نداشته باشند وگرنه ملیونها انسان می خواهند یک نفر کاندیدا شود و او هم می شود این چه ربطی به دیگران دارد اگر اکثریت هستند که جای نگرانی نیست کسی که طرفدار خاتمی نیستند اخلاقا حق ندارند بگوید چه کسی حق دارد کاندیدا شود و به لطایف الحیل بکوشد اکثریت را یا نمی گویم اکثریت را دستکم عده ای از نخبه ترین جوانان را بلا کاندیدا کنند البته این دنباله کار شورای نگهبان است شورای نگهبان می گوید کسانی که رای دارند باید رد صلاحیت شوند تا کاندیدای مد نظر فلانی رای بیاورد آقای عبدی هم میگوید مثلا دانشجویان یا فلان گروه سیاسی کسی را کاندیدا نکنند تا آن کسی که من می خواهم رای بیاورد واقعا ... .
شما اگر نظرتان بر کاندیدای دیگری است نظرتان را بگویید و تبلیغ هم بکنید ان شائ الله کاندیدای شما هم رای می آورد اما حق ندارید با کاندیداتوری کاندیدای یک عده دیگر مخالفت کنید رفتار شما اصلا اخلاقی نیست .
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جناب معینی! نگران نباید بود زیرا انتقادات بی پایه من که حتی حاضر به اصلاح آن نیستم نه تنها مشکلی برای حضور جدی و قدرتمند نامزد دیگرا مانعی نیست که تقویت کننده هم هست.
اما دوست عزیز خوب است در تعریف دیکتاتوری تجدید نظر نمود.ضمن این که امیدوارم بعد از عدم موفقیت این میلیونها نفر مجددا اشتباه را متوجه دیگران نکنند.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۸:۰۰ بֽظֽ | Reply

Ali :

Jenabe Abdi,

Aghaye Khatamei bayad be in solate ham pasokh dahand:

1) agar amadand dobare layehe ekhtiyarate raees jo,hor ra be majles midahand?


2) dar kabineh khood afradi ra khahand gozasht ke dar khayaban be anha hamleh shvand va zendand beravand va ishan sokooot kond?

3( aya har kas begooyad ghanoone asasi bayad avaz shavad khaen ast?

4) agar be ishan goftand moavene parlemani shomaro doost nadarim chon websit bazi mikonad inshan fori moaven ro avaz mikonad?

5) agar raft dar kharej ba khanoome Clinton dast dad farda bayad beyayad az kafan poshane hefee mazerat bekhahad?

6) agar raft dar UN az tarse maghmate bala bayad dar toalet ghaem shavad?

7) agar karbaschi raft zendan azash khahesh konand ke tobename benevis?

.......

aghay Abdi aziz
man vaghean baraye melate Iran motesefam ke be yek adam bish az onche hast etbar va ahamyyat midahand dar yek kalam 8 SAL KAFIE in behtarin shoare entekhabati setade digare candidaha bayad bashad.

moragheb khodetan bashid

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply

پیام :

جناب آقای عبدی هفت سالی هست که نوشته های شما را پیگیری میکنم و بسیار از شما یاد گرفته ام.ولی حمایت از کروبی برای چه؟ آیا فکر نمیکنید اگر کروبی رییس جمهور شود مقاله استخوان لای زخم دیگری باید بنویسید.تمام انتقادات شما به خاتمی درست.ولی کروبی آش دهن سوزی نیست.من فکر میکردم عباس عبدی که استخوان لای زخم را نوشت اکنون در کنار زید آبادی و تحکیم وحدتی ها از نوری حمایت میکند.ولی در این مصاحبه شما میگویید "اگر حكومتي بدون آزادي و قانون مي‌تواند زندگي و معيشت و رفاه و معنويت و امنيت و عدالت مردم را تامين كند، ما نبايد دعوايي با اين حكومت داشته باشيم."پس شما برای چه انقلاب کردید؟چرا این تحلیل را سی سال پیش نداشتید؟آیا بدون دمکراسی و آزادی میتوان عدالت را تامین کرد؟آقای عبدی نظر شما بسیار اثر گذار است.حتی خود من نظر شما را ارجح بر نظر خود می دانم.ولی تو را خدا اعتبار خود را خرج کروبی نکن.عباس عبدی عزیز لطفا مستقل بمان...
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست عزیز! مطلب آخر بیان احتجاجی است و به همین دلیل هم حکومت موفق نبوده است و متن ادامه داشته است ولی ادامه آن نادیده گرفته شده. بعلاوه در باره آقای نوری با ایشان صحبت کرده ام مساله این نیست که یک نفر را خوشمان آید حمایت کنیم دهها مساله در میان است. بعلاوه مستقل ماندن یعنی چه؟ اگر تز کسی حمایت کنیم (هر کس) وابسته و غیر مستقل هستیم و اگر حمایت نکنیم مستقل؟ من هنوز از نامزدی حمایت نکرده ام نه به دلیل حفظ استقلال بلکه به دلائل دیگر اما اگر روزی به این نتیجه برسم که از فردی حمایت کنم تمام قد چنین خواهم کرد همچنان که شما هم از فردی که مناسب و نه مطلوب می دانید حمایت خواهید کرد.

۳ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۳۹ قֽظֽ | Reply

معینی :

آقای عبدی واقعا دوستتان داریم وگرنه بسیارند دیگرانی که همین حرفها را می زنند و امثال من هم کاری به آنها ندارند و امیدوارم ناراحت نشوید چون برای همین اصلاحات که من دم از آن می زنم زحمت کشیده اید ابتدا در مورد کنایه تان پاسخ می دهم که نوشته اید "انتقادات بی پایه من که حتی حاضر به اصلاح آن نیستم ..."
من عمدا آن عبارت را به کار بردم چون دیدم در چند جا مصاحبه کرده و گفته اید من به فلانی گفتم و نامه نوشتم ولی دیدم اثری ندارد خواستم در لفافه بگویم که اگر من به کسی انتقادی کردم و او به انتقاد من عمل نکرد این حتما بد نیست شاید او هم برای اعمالی که به نظر من نادرست می رسد دلایلی دارد که علیرغم انتقادات من حتی حاضر به تغییرش نمی شود.

در مورد اینکه نگران نباید بود و یا اینکه اگر خدای نکرده عده ای در راه اصلاحات شکست خوردند نباید شکست را متوجه دیگران کنند هم با شما موافق نیستم بالاخره ما اگر همه با هم باشیم شانس موفقیت داریم وگرنه اگر نیروها تقسیم شود خود معلوم است که شاید شکست بخوریم و همه هم مقصریم من می گویم به جای اینکه سر اینکه حق با چه کسی است بحث کنید سعی کنید روی مکانیسم و نقشه راه برای تصمیم گیری در موضوعات اختلافی در جریان اصلاحات تمرکز و توافق کنید.
یک راهبرد هم بالاخره باید منطقی بین الاذهانی داشته باشد که توافقی جمعی بر سر آن شکل گیرد راهبرد شما ( که البته به خدا خود من هم نمی دانم دقیقا چیست ) به وضوح مشخص است که نمی تواند و نتوانسته به تنهایی غالب شود لذا ممکن است در عین حال که خودش موفق نشود مانع عمل دیگران هم بشود.
اگر در خود جریان اصلاحات برخی نیروهایی که از لحاظ فکری سطح پایین هستند در مقابله قرار بگیرند اصلا ناراحت نمی شوم چون اصلاحات از نظر من نهایتا یعنی مدرنیزاسیون و مدرنیته یعنی پروژه حقیقت جویی و حقیقت جویی هم رابطه نزدیکی با هوش دارد و قبل از هر چیز ممیزه دو جناح اصلی در ایران هم شکاف هوشی بین آنهاست اما اگر نیرو های پیشرو و هوشمندی مثل شما به صف آنها بپیوندند طبعا ناراحت می شویم چون شما را -مثل خاتمی- یکی از خود می دانیم .
نمی دانم چه بگویم دوست دارم نیروها اصلاح طلب هوشمندانه تر عمل کنند به نظر من اکثریت اینگونه عمل می کنند و البته عده ای نه.
به هر حال مطمئنم می توانیم بهتر عمل کنیم باز هم دوستتان داریم.
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قبول دارم و در باره لطف شما هم تردیدی ندارم. راه حل هم بحثی آزاد در باره تحلیل از شرائط موجود و شیوه های برون رفت است. من همین جا اعلان می کنم دوستان ستاد آقای خاتمی هر جا و به هر شکل آماده بودند حاضرم بحثی روشن در باره موضوع داشته باشم و در اختیار عموم قرار گیرد تا شما و امثال شما قضاوت و برداشت کنید. این نکته ای بود که به یکی از مسئولان آنجا گفتم اما متاسفانه پاسخ درخوری نگرفتم و البته نامه ای نوشت و همان پاسخ را داد و عملا استنکاف شد اگر دوستان آن پیشنهاد را می پذیرفتند نیازی به این مصاحبه من هم نبود . در هر حال بعد از انتخابات مجموعه اقداماتی را که انجام دادم همراه مستندات آن تقدیم خواهم کرد تا بدانید که بنده راههای مناسب را طی کردم اما عده ای تصمیم خود را گرفته اند و فقط می خواهند آن را تحمیل کنند.

۳ اسفند ۱۳۸۷ ۱:۰۷ قֽظֽ | Reply

علی ط :

سلام آقای عبدی

استدلال شما در نقد کاندیداتوری آقای خاتمی ، به اثبات این نکته می انجامد که در فضای سیاسی ایران از طریق انتخابات هیچ کاری نمی شود کرد. بنابراین حمایت از کروبی هم منتفی خواهد بود. از این نکته که بگذریم به نظر من آقای خاتمی و طرفدارانش تحلیل خاصی از شرایط موجود دارند منصفانه این است که رهایشان کنیم هر کاری می خواهند بکنند. ولی شاید جوانمردانه نباشد که این طور تضعیفشان کنیم . شما اشتباه خاتمی را تکرار نکنید اگر خاتمی را بزنید راست هم خیلی راحت کروبی را می زند و بعدش .....

1 نکته هم در باره گلایه شما از خوانندگان سایت:
شما می گویید که چرا تعریض شما را به خاتمی به عنوان حمایت از کروبی می گیرند به نظرم علت واضح است : با اعتماد ملی مصاحبه کرده اید ، یکبار هم یک یادداشت در حمایت از برنامه آقای کروبی نوشتید در صورتی که مطلب خیلی بدیهی بود و ابداع آقای کروبی هم نبود و . . .
در ضمن به شما حق می دهم که از خاتمی ناراحت باشید چون از شما حمایت کافی نکرد که بزرگ ترین نفد من به او همین بی مرامی است. ان شاا.. از خدا اجر آن فشارهای ناروا را می گیرید. ولی به ما هم حق بدهید از شما نه به خاطر گروگان گیری که واقعا هزینه گزافی برای ایران داشت بلکه به خاطر اصرار فعلی شما بر درستی آن اقدام عجیب دلگیر باشیم.
دعا می کنم که شرایط ایران به بحران واقعی نرسد بحرانی که نطفه اش از سال 58 بسته شد
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ظاهرا به نکته مورد اشاره توجه نشده است . این که مخالفت با ورود خاتمی چه ربطی به دفاع از کروبی دارد از کجای متن من در می آید؟ این دو دو نکته مستقل هستند که شما می توانید هر کدام را خواستید نقد و رد کنید اما ارتباطی با هم نارند زیرا در متن چنین ارتباطی نیست و فقط کسانی که می خواهند از منطق قضیه فرار کنند آنها را به هم ربط می دهند ضمنا به توضیح ذیل یکی از کامنتهای قبلی مراجعه کنید توضیحات بیشتری داده شده است.

۳ اسفند ۱۳۸۷ ۱:۳۷ قֽظֽ | Reply

:

با درود،

همانطوری که می دانید سال گذشته در آمریکا نیز مانند ایران سال انتخابات بود و نامزدهای ریاست جمهوری برای ارائه اهداف و برنامه های خود سفرهای بسیاری به ایالت های مختلف کردند. نزدیک به ۲٤نامزد، با سابقه های سیاسی گوناگون، و بدون دخالت دولت، این فرصت را داشتند تا روش هایی که برای اداره کشور در دستور کار خود دارند را به مردم توضیح دهند. در این مرحله مقدماتی بود که مطبوعات و رای دهندگان کارهای گذشته و برنامه های آینده این نامزدها را به پرسش گرفتند و به این شکل مردم آمریکا فهرست نامزدهای همه پرسی هفتم نوامبر را در یک روند شفاف برگزیدند. علاوه بر این، ایالات متحده از سازمان های جهانی دعوت کرد تا بر انتخابات ماه نوامبر نظارت کنند. «سازمان امنیت و همکاری اروپا» یک هیات ناظر از کشورهای اتریش، فنلاند، مقدونیه، فرانسه، گرجستان، آلمان، ایسلند، قزاقستان، هلند، روسیه، لهستان، مجارستان، یونان، رومانی، ایتالیا، سوئد، بلغارستان، کانادا، لاتویا، صربستان و انگلستان را به ایالات متحده اعزام کرد تا انتخابات ریاست جمهوری را نظارت کنند. آنها پس از انجام مأموریت شان یک گزارش ازیافته هایشان منتشر کردند. – لینک گزارش –

http://www.osce.org/documents/html/pdftohtml/34757_en.pdf.html


در ایران، دستگاه انتخابات جمهوری اسلامی به علت داشتن مرحلۀ «تأیید صلاحیت» که در آن بسیاری از علاقه مندان که مایل به نامزد شدن هستند بر اساس سلیقۀ حاکمیت و در یک پروسه غیر شفاف رد صلاحیت می شوند، قادر به برگزاری یک انتخابات آزاد و منصفانه به معنای واقعی کلمه نیست و در چنین فضایی مردم قادر به اظهار نظر و بیان خواسته هاشان نیستند. گذشته از این، در انتخابات پیشین مجلس، حاکمیت ایران حتی اندیشه حضور ناظران جهانی را بشدت رد کرد. چرا رهبران ایران اینقدر از ناظران بین المللی هراس دارند؟ فکر نمی کنید داشتن یک انتخابات آزاد و منصفانه که در آن صدای مردم به درستی و به طور کامل شنیده شود حق مسلم مردم ایران است و باید محترم شمرده شود؟

۳ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۱۴ قֽظֽ | Reply

ahmad :

سلام
از این که بیرون از زندانید خوشحالم.
خاطرم هست در زمان دانشجویی که مصادف با جنایت کوی بود هم خوابگاهی هایم هر روز غروب جمع می شدند و به سمت کوی می رفتند شب می امدند و از اتفاقات می گفتند و اگر به اینان می گفتی که چرا این کار را می کنید بعضی
حرفهای جالبی می زدند که حکایت توهمی بزرگ داشت انان علاوه بر این که خود را محق می دانستند خاتمی را نیز حامی خود می پنداشتند
و اگر از انها می پرسیدی که خاتمی چرا باید از
دانشجو یان حمایت کند ؟ انگار داری فحش
بدی به زبان می اوری . اما خب منظور از ان چرا
این بود که خاتمی در ان حمایت چه سودی دارد؟
بعدها وقتی شما ایده درست خروج از حاکمیت
را طرح کردید برای شما این سوال مطرح نبود
که اصلاح طلبان چرا باید چنین کنند؟ چون پای
متنی را امضا کرده اند؟ اشتباه نکنید بسیاری
از این اقایان سخن گفتن را همان عمل کردن می
دانند.
سلامت باشید

۳ اسفند ۱۳۸۷ ۳:۵۲ قֽظֽ | Reply

فریدون :

جناب مهندس عبدی

فرمودید که چگونه برداشت عملگرایانه از نوشته های اخیر شما پیدا کرد ه ام و موارد آنرا بیان کنم.هرچند که در نوشته های قبلی نیز مواردی بود اما به همین مصاحبه اخیر بسنده میشود.امیدوارم موارد ذیل را که عین کلمات شماست مجددا به سو برداشت وعدم دقت و یا نخواندن کامل مطلب احاله نفرمایید!!

1- " من زندان رفته‌ام و آمده‌ام ولي در حال حاضر هم با کسی دعوا ندارم پس چطور مي‌توانم چنين توقعي را از ايشان كه رئيس‌جمهور است داشته باشم؟ اتفاقا يكي از انتقادات من امروز اين است كه چرا دعوا مي‌كنيد وقتي كه اين مصلحت مملكت نيست. "

در ادامه نیز این جمله را فرموده اید:

2- " اگر حكومتي بدون آزادي و قانون مي‌تواند زندگي و معيشت و رفاه و معنويت و امنيت و عدالت مردم را تامين كند، ما نبايد دعوايي با اين حكومت داشته باشيم. ولي به نظر من چنين چيزي امروز شدني نيست و براي همين ما از آزادي و نهادهاي مدني دفاع مي‌كنيم تا آن اهداف محقق شود."

در پاسخ یکی از کامنتها فرمودید استدلالتان احتجاجی بوده.احتمالا مقصودتان این بوده که گزاره فوق یک گزاره شرطی است که بنا به انتفای مقدم(=نقض گزاره اول) کل گزاره شرطی نادرست است. بسیار خوب اما با جمله بعد از آن چه کنیم؟

3- "اما اگر به هر دليل قدرت زير بار اين آزادي نمي‌رود و راه ديگري را براي رسيدن به آن اهداف در نظر دارد، مشكلي نيست بايد گذاشت تا ببينيم آنها خودشان چه مي‌كنند. ولي دعوا نبايد كرد."

جناب مهندس عبدی! شفاف عرض کنم! همه ما به شما و درایت شما علاقه و اعتقاد داریم که به این سایت مراجعه میکنیم و مطالب آنرا پیگیر هستیم حتی پس از آنکه پنجره نظرات را بستید. شما بهتر میدانید که مخاطبین این سایت فرهیخته و تحصیکرده هستند و اگر دنبال کلام صد من یک غاز بودند اینجا نمی آمدند! بفرمایید جملات زیر جز حمایت از کروبی چه معنا و مفهومی دارد؟!:

"به هر حال اگر آقاي موسوي زودتر مي‌آمد خوب بود و شايد خيلي از اختلافات موجود هم، رخ نمي‌داد اما حالا كه ايشان نيامده و از آمدنشان هم زمان گذشته تنها گزينه‌اي كه مي‌ماند آقاي كروبي است."

ولي برخي هم معتقدند كه آقاي كروبي فاقد مقبوليت و راي‌‌آوري است.
"--كساني كه اين حرف‌ها را مي‌زنند مقداري با احتياط بايد اين حرف را بزنند. چون در انتخابات پيشين هم اين حرف را مي‌زدند و بعد خلاف آن اثبات شد. آقاي كروبي بار پيش ضعف‌هايي داشت كه حالا ندارد. آقاي كروبي در اين دور حتي راي بالقوه بيشتري به نسبت دور قبل دارد."

این جملات را میبینیم اما چون شما میفرمایید که هنوز تمام قد از کسی دفاع نکرده اید میپذیریم!
منتظر میمانیم تا همانگونه که در کامنت قبلی عرض کردم ببینیم چگونه ردای ریاست جمهوری را بر قامت ناتوان و افتاده کروبی پرو خواهید کرد!
انتظار برای تحلیل عبدی ارزشش را دارد چون قبلا بارها از او آموخته ایم!

این راهم عرض کنم که بنده مدافع خاتمی نیستم بلکه از همان انتهای دور اول در سال 80 راه خود را به عنوان یک شهروند از او به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری جدا دانستم.اما در وضعیت فعلی و در انتخاب بین بدتر و بدترین!! هرگز نمیتوانم حتی لحظه ای فکر کنم به انتخاب " کروبی؟؟؟!!! "

/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:

ممنون. صادقانه عرض کنم که از بخش اول نقل قولهای شما متوجه نشدم چه منظوری را می توان در تائید عملگرائی ( طبعا به معنای منفی) دریافت. اما در باره قسمت دوم عرض کنم که این تحلیل من است هر گاه بخواهم از کسی حمایت کنم یقین بدانید که مثل سال 76 و 84 عمل می کنم و با روزی حداقل 12 ساعت کار در جهت اهدافم و آنچه می دانم درست است عمل خواهم کرد و آن زمان متفاوت از الان خواهد بود. اما این که ردای ریاست جمهوری بر چه کسی برازنده است مساله فردی نیست تمثیل درست تری باید داشت این تمثیل از ادبیات قدیم و سنتی است به نظرم بفرمائید چه کسانی می توانند اولا از سد سکندر رد شوند و ثانیا هزینه تخلف را بالا ببرند و ثالثا در تمثیل مناسبتر چه کسی می تواند این ماشین لندهور را که به تعبیر آقای خاتمی کار گل است به جلو ببرد.
ضمنا یک نکته را عرض کنم که بنده وقتی در این تارنما یا هر یادداشتی که می نویسم دقیقا تصور می کنم که با فهمترین و فرهیخته ترین خوانندگان این جامعه آن را می خوانند و لذا دقیقا رعایت می کنم که ذره ای بی صداقتی یا کلک در نوشته خود بکار نبرم چرا که خوانندگانش زیرک تر از آن هستند که یک نوشته عادی با آن مواجه است و این را در همراهی با توضیح شما نوشتم.

۳ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۵۵ بֽظֽ | Reply

معینی :

به هر حال باز هم برایتان آرزوی موفقیت دارم منتها می خواستم باز هم بگویم در موضوع ریاست جمهوری و انتخابات فقط پای احزاب و خود کاندیداها در میان نیست بلکه پای ملیون ها انسان و هزاران فرهیخته و فعال مدنی که یک کاندیدا را قبول دارند در میان است.
نکته زشت اینجاست که وقتی ما می خواهیم در انتخابات با کاندیدای خودمان شرکت کنیم جناح راست دائما سیگنال می دهد که فلانی نباید بیاید و شما باید فلانی را کاندیدا کنید و قس علیهذا
بنابر این می خواهند برای ما کاندیدا معین کنند کاندیدایی که یا رای ندارد یا بی خطر است و البته خاتمی برای این جماعت خطرناک است.
این دوره عده ای دیگر هم پیدا شده اند که شعارشان بطور خلاصه این است "رای دهندگان بی کاندیدا برای کاندیدای بدون رای" فکرشان این است که اگر بتوانیم مردم طرفدار خاتمی را بدون کاندیدا کنیم شاید بتوانیم آرا این مردم را جلب کاندیدای بدون رای خودمان کنیم .
مشکلی که وجود دارد این است که این راهبردهای بچه گانه مردم را مصمم تر می کند به هر حال شما حتما باید احتراز کنید از اینکه جزئ این جماعت واقعا نادان به نظر برسید.
در این وسط طرفداران خاتمی چیزی را به کسی تحمیل نمی کنند فقط با کاندیدایی که موثر ترین می دانند در انتخابات شرکت می کنند در این میان اکثر اینها خاتمی را بهتر و کروبی را هم قطعا بهتر از فلانی می دانند منتها می ترسند در صورتی که بازار تخریب داغ شود کار به جایی برسد که دوباره از جناح مقابل رودست بخورند.
شما هم مطمئن باشید این تفاوت برداشت یا سلیقه براحتی با بحث شما با مثلا عضو فلان حزب یا دفتر حل نمی شود چون اگر نهایتا آنها هم طرفدار کاندیدای مورد نظر شما شوند مردم به آن کاندیدای مد نظر شما رای نمی دهند چنانکه دوره پیش به معین رای ندادند اتفاقا هنر این احزاب این بوده است که در بسیاری از موارد و از جمله ایندوره دنبال مردم و نخبگان مردم راه افتاده اند من با اطمینان می گویم کاندیدای این دوره مثلا جبهه مشارکت را نخبگان و دانشگاهیان و ... تعیین کردند ولاغیر بنابر این صحنه برای شما که قصد خیر دارید پیچیده تر از آن است که در بادی امر به نظر می رسد شما باید تمام آن جریان اجتماعی و هزاران فرد اهل فکر و بعد آن میلیونها انسان را که از این یا آن گروه دستور نمی گیرند را راضی کنید نه عضو فلان ستاد را که تنها سیگنال اجتماعی دریافت کرده را بازتاب داده و اگر بازتاب هم ندهد سیگنال سر جای خودش است.
نکته ای مهم را هم در مورد کامنت ها بگویم خودتان با روحیات مردم آشنایی دارید گذاشن کامنت های تایید آمیز را اصلا به معنای همراهی با خود ندانید این روحیه عده ای از مردم است که بخصوص با هر نقدی همراهی می کنند الان اگر یک نفر یادداشتی بگذارد و عملکرد شما در سفارت را نقد کند درصد بسیار بالایی کامنت مثبت دریافت می کند .
گفته اید چون آدم تلخی هستید مشاور خوبی نیستید حالا که نگاه می کنم من هم شاید برای شما مصاحب خوبی نیستم و حرفهایم چندان شیرین نیست به هر حال.
باز هم آرزوی سلامت و سعادت می کنم آرزو می کنم مردم و نخبگان در انتخابات پیروز شوند و بزودی شما را هم در کنار خودمان حس کنیم .
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:

با بخش اصلی نظر شما موافقم. قبلا هم گفته ام نقش احزاب و رابطه آنها با مردم شکل قایقرانی در رودخانه را دارد به همین خاطر آقای خاتمی و کلیه اصلاح طلبانن تمام قد از هاشمی حمایت کردند و نتیجه نداد شاید هم نتیجه معکوس داشت. ضمنا نه تهنا کامنتهای تائید آمیز مرا به عقیده ام راسخ نمی کند که کامنتهای مخالف هم تاثیری در جهت عکس ندارد مگر این که دلیلی در آن باشد که بپذیرم به همین دلیل بدترین کامنتها علیه خود را هم منتشر می کنم و اتفاقا خوشحال هم می شوم و شما هم لطف دارید اگر من تلخی خود را بر دیگران می پسندم یقین بدانید تلخی شما را بر خویش بارها بیشتر می پسندم گرچه تلخ هم نبودید.موفق باشید

۳ اسفند ۱۳۸۷ ۳:۱۶ بֽظֽ | Reply

ali :

فقط این رو میگم که تلاش برای رسیدن به مقام هیچ ایرادی نداره به شرطی که مقام همه چیز نباشه همانطور که تلاش برای پول هیچ ایرادی نداره به شرطی که پول به همه چیز و تمام هدف تبدیل نشه البته کسی که برای مقام کار نکنه خیلی ارزشمنده مثل کسی که کار میکنه اما از روی نیت خیر پولی نمیگیره اما اگر کسی در بین اهدافش مقام هم بود ایرادی نداره مثل کسی که کار میکنه و مزد میگیره البته کسی که بدون مزد کار میکنه باید خیلی وضعش خوب باشه یا اینکه خیلی اینکار رو نکنه وگرنه بعد از مدتی دیگه کار هم نمی تونه بکنه در سیاست هم همینطوره اگه همه بخوان کنار برن که نمیشه همونطور که اگه بعضی از انقلابیون ایران کمی به قدرت فکر می کردند به این سادگی کنار گذاشته نمی شدند وملت به این حال نمی افتاد سیاست مدار باید وقتی قید مقام رو بزنه که خیلی وضعش خوب باشه مث ماندلا

۳ اسفند ۱۳۸۷ ۵:۴۱ بֽظֽ | Reply

در جواب به آقای معینی :

آلبرت انیشتین توصیه کرده که: سعی نکن مرد موفقیت ها باشی ، سعی کن مرد ارزشها باشی
من نیز در ابتدا برای شما و همه ی اصلاح طلبان "واقعی" و البته آقای خاتمی همین توصیه را دارم
چرا؟
چون اگر مرد ارزشها باشی در این راه شیرینی یک بار پیروزی ، این ارزش را دارد که بخاطرش حتی صد بار شکست بخوری
جناب آقای معینی شما مرقوم کرده اید:
خاتمی یک فرد نیست او کاندیدای ملیونها انسان و آنگونه که در انتخابات ثابت خواهد شد کاندیدای اکثریت یک ملت است (پایان نقل قول)
چرا خاتمی یکفرد نیست؟ وقتی خودش میگوید من وام دار هیچکس نیستم.... و هیچ حزبی ندارد؟ نوشته اید او کاندیدای میلیونها انسان است . میخواستم بپرسم این ادعا را از کجا و با چه سندیتی مدعی شده اید؟آیا آقای خاتمی کاندیدای مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت نبودند؟ آیا این دو و چند تشکل دیگر یعنی میلیونها انسان؟ ...
نوشته اید:
" آیا این اخلاقی است که شما با کاندیداتوری فردی که کاندیدای ملیونها انسان است مخالفت کنید"(پایان نقل قول)
همین سؤال را می توان از شما پرسید که آیا این اخلاقی است که شما کاندیداتوری فردی را با این آب و تاب مطرح کنید که هشت سال تجربه ناموفق داشته؟ آیا این اخلاقیست که شما بخاطر مخالفت با آقای احمدی نژاد کسی را به میدان بیاورید که شمیشرش چوبین است؟
نوشته اید:
" شما یک رای دارید و می توانید به هر کسی خواستید آن رای را بدهید اما اخلاق حکم می کند سعی در بی کاندیدا کردن دیگران نکنید ."(پایان نقل قول)
کدام اخلاق چنین حکمی میکند؟ که کسی نباید سعی کند کاندیدایی دیگر را مطرح کند؟
نوشته اید:
"چند سال پیش در یک نشریه دانشجویی مطلبی چاپ کردم که عنوانش این بود دولت و گفتگوی ملت آنجا توضیح می دادم که آزادی به معنای گفتگوی ملت است ابزار این گفتگو روزنامه سایت میتینگ و قس علیهذا است دولت چون می خواهد این گفتگو نباشد در روزنامه را می بندد وگرنه اگر مردم آن روزنامه را نخوانند و کم تیراژ باشد کاری به کار آن نخواهد داشت حالا هم عده ای می خواهند جمعیت ملیونی طرفدار خاتمی کاندیدا نداشته باشند وگرنه ملیونها انسان می خواهند یک نفر کاندیدا شود و او هم می شود این چه ربطی به دیگران دارد(پایان نقل قول)
چند سال پیش هم آیت الله یزدی به خبرنگاری همین جمله را گفتند که به شما چه که ما چه می کنیم .... متاسفانه آقای معینی هم ناخواسته همان راه را پیموده اند . آقای معینی با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود و در حساب و کتاب بد نیست یک گوشه ای هم به فریب دادن اذهان عمومی داشته باشیم
نوشته اید:" اگر اکثریت هستند که جای نگرانی نیست کسی که طرفدار خاتمی نیستند اخلاقا حق ندارند بگوید چه کسی حق دارد کاندیدا شود و به لطایف الحیل بکوشد اکثریت را یا نمی گویم اکثریت را دستکم عده ای از نخبه ترین جوانان را بلا کاندیدا کنند(پایان نقل قول)
این حق حق را چگونه می توان محک زد؟
نوشته اید: " البته این دنباله کار شورای نگهبان است شورای نگهبان می گوید کسانی که رای دارند باید رد صلاحیت شوند تا کاندیدای مد نظر فلانی رای بیاورد( پایان نقل قول)
اتفاقا برخی اوقات همین شورای نگهبان کاری میکند تا غیر مستقیم آتش تنور انتخابات گرم شود و مردم احساس کنند که آنها هستند که انتخاب میکنند!!
نوشته اید: " آقای عبدی هم میگوید مثلا دانشجویان یا فلان گروه سیاسی کسی را کاندیدا نکنند تا آن کسی که من می خواهم رای بیاورد واقعا ... ( پایان نقل قول)
فکر نمیکنم آقای عبدی چنین حرفی را زده باشند تنها اصرار داشته و دارند ( و من نیز اینچنین) که نمیتوان بدون در نظر گرفتن دیروز ، رویای کودکانه برای فردا چید
حرف اصلی اینجاست که آقای خاتمی و هواداران ایشان بهتر است برای داشتن فردای بهتر گذشته ی خود را ترمیم کنند و به سؤالات موجود پاسخ دهند چون چیزهای مهمی آنجا هست که ارزش زیادی دارد
برای اینکه بحث را جهت درستی داده باشم از شما دو سؤال دارم
اول اینکه : در صورت رد صلاحیت و یا دستکاری در آرا ، آقای خاتمی چکونه اعتراض خواهند کرد؟ ایشان نیز بخدا پناه خواهند برد؟
دوم اینکه : وقتی ایشان در تجربه گذشته اعلام کردند تدارکاتچی هستند میخواهند این بار چه کار کنند که دیگر تدارکاتچی نباشند؟

۳ اسفند ۱۳۸۷ ۷:۴۳ بֽظֽ | Reply

امیر :

آقای عبدی،
از فرصت بازبودن این روزنه استفاده می کنم تا سلامی تازه کنم. و حالتان را جویا شوم

آقای عبدی به نظرم و با توجه به مجموع این بحث ها شما احتمالا می پذیرید که گفتمان این انتخابات (نه به احمدی نژاد) با دو قطبی شدن انتخابات ممکن است به ساحت عموم کشیده شود و در این صورت خاتمی بتواند رای قابل توجهی بدست بیاورد
اما انتقادهای شما این است:
شکست خاتمی (از موضع اصلاحات) به معنای کور شدن روزنه اصلاحات و اصل انتخابات است و با توجه به رد صلاحیت و تقلب در ساحتهای های گوناگون می توان جلوی اتنخاب خاتمی را گرفت.
و در این صورت این جفا به اصلاحات و اصل انتخابات است.
ضمن اینکه بعد از ریاست جمهوری هم به فرض انتخاب با این سیاستها چیز تازه ای را نمی توان به امید نشست.

اما آقای عبدی، در ساحت افکار عمومی این تلقی هست که شما تحلیل کرده اید که خاتمی رای نمی آورد (درست مثل هاشمی)، گاهی اوقات این برداشت از سخنان شما به ذهن من هم خطور می کند مثلا وقتی می گویید که رای خاتمی فقط بالقوه است. اما اگر با تحلیل من موافق باشید (که به نظر می آید موافقید) که که گفتمان این انتخابات به ساحت عموم کشیده می شود طبعا مشکل اصلی خاتمی بالفعل کردن آرا نیست، و بنابراین تحیل شما ان نیست که وضعیت خاتمی مشابه هاشمی است
اشتباه می کنم؟

با مهر
امیر
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برداشت شما کاملا درست است اما پرسش این است که از کجای مطالب من برداشت خلاف آن شده است؟ پاسخ به این سوال معرف نکته مهمی است و این که کمتر به سخنان افراد چنان که هست گوش داده می شود مطالب آن را به نحوی تفسیرس گوش می کنند.
برخی از دوستان برای پرهیز از این کج فهمی عمدی پیشنهاد کرده اند که کلیت نظر خود را در این زمینه بطور تیتر وار و مرتب در متنی جداگانه بنویسم که امیدوارم این کار را در هفته جاری یا آینده انجام دهم.

۳ اسفند ۱۳۸۷ ۹:۱۴ بֽظֽ | Reply

amir :

سلام آقای عبدی

من تحلیل شما را مطالعه کردم و پیش از این هم احساس کرده بودم که اظهار نظر بعضی از افراد اصولگرا مبنی بر اینکه در صورت کاندید شدن خاتمی بر روی احمدی نژاد اجماع می کنند به نحوی تهدید یست بر استفاده از قدرت دولت در تعیین نتیجه انتخابات

ظاهرا در صورت انتخاب خاتمی از خوان اول گذشته ایم و در موارد بعد از آن هم چو فردا شود فکر فردا کنیم

فرض اینکه کاندیدای اصولگرا در یک انتخاب رقابتی برنده شود هم که حداقل با این کاندیدا محتمل نیست

می ماند رد صلاحیت یا تغییر آرا صندوق ها

اگر آرا جريان اصلاحات نسبت به جریان مقابل سه به یک باشد و پانزده ملیون شرکت کننده در انتخابات داشته باشیم بایدبیش از یک سوم آرا به نفع کاندیدای اصولگرا عوض شود که این هم به اندازه رد صلاحیت عچیب و غریب است
در صورت بروز این مساله اصلاح طلب ها عذری برای سکوت نخواهند داشت و در برابر عمل انجام شده قرار خواهند گرفت.
به نظر شما در این حالت چند انتخاب در برابر جرِیان اصلاح طلب خواهد بود؟


۴ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۲۷ قֽظֽ | Reply

آرش :

در مقایسه آقای خاتمی و آقای کروبی فقط می توان این را گفت .
مردم خاتمی راخیلی بیشتر از کروبی دوست دارند! نمی شود استدلال کرد. اما نمی دانم چرا تا این حد برایم واضح است که بیان می کنم.
می شود مردمی را که رای نمی دهند به بهانه ی خاتمی به پای صندوق آورد, اما به بهانه ی کروبی نه. نمی شود!
خاتمی می تواند پیروز شود!

!! مادرم می گفت با اینکه خاتمی را بیشتر دوست دارم اما کاش موسوی می آمد!!هزینه اش کمتر است!
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این برداشت کاملا درست است.

۴ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۳۲ قֽظֽ | Reply

کامیار :

آقای عبدی من فکر می کنم می شود نقدهای بر آقای کروبی وارد کرد.
در مورد ریاست مجلس ششم. ایشان هم حکم حکومتی را پذیرفتند. بی خیال بعضی از مباحث در دوران مجلس شدند برای دوری از تشنج.

فکر می کنم اگر در آن 8 سال اصلاحات آقای کروبی رییس دولت اصلاحات بود . اوضاع فرقی نمی کرد. شاید هم بعضی از امتیازهای دولت خاتمی را ایشان کسب نمی کردند. و کارنامه ای ضعیف تر می داشتند.

۴ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۴۶ قֽظֽ | Reply

سؤال از امیر :

با حساب شما : از خوان اول گذشتن و انتخاب رقابتی و سه به یک شدن نسبت آرا و عدم امکان تقلب فرض کنیم آقای خاتمی انتخاب و رئیس جمهور شدند ، آنوقت خوان هفتم چه میشود؟ یعنی آقای خاتمی چکونه خواهند توانست مشکلات اصلی را از جلوی پای مردم بردارند؟ ایشان که جلو جلو گفته اند من قهرمان نیستم و بدبخت ملتی که منتظر قهرمان باشد!!
آیا بدون یک قهرمان دلسوز می توان مشکلات موجود را حل کرد؟

۴ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۵۸ قֽظֽ | Reply

فرزاد -ق :

آقای معینی طرفدار دو آتشه آقای خاتمی بدون پاسخگویی به ابهامات موجود نوشته اند:


نکته زشت اینجاست که وقتی ما می خواهیم در انتخابات با کاندیدای خودمان شرکت کنیم جناح راست دائما سیگنال می دهد که فلانی نباید بیاید و شما باید فلانی را کاندیدا کنید و قس علیهذا
بنابر این می خواهند برای ما کاندیدا معین کنند کاندیدایی که یا رای ندارد یا بی خطر است و البته خاتمی برای این جماعت خطرناک است.

کجای کارید؟
وقتی برای کاندیدا شدن می بایست فرم مربوطه را امضا کنی و به رسمیت بشناسی و از فیلتر شورای نگهبان هم عبور کنی مگر نه اینست که از قبل نوع کاندید برای شما از قبل انتخاب شده؟ دیگر چه سیگنالی؟ سیگنال مال کسیست که اهرم قدرت در دستش نیست نه این جماعت که همه چیز تو در دستشان است . وقتی این جماعت با قانون از قبل اختیار انتخاب را از تو گرفته اند تا تو کاندیدایی را پیش رو داشته باشی که یا رای ندارد و یا بی خطر است چطور میتوانی باور داشته باشی که آقای خاتمی برای این جماعت خطرناک است؟
آیا بهتر از آقای خاتمی کسی می توانست تمام قدرت اقتصادی و سیاسی و نظامی را در عرض هشت سال تقدیم این جماعت کند؟ و مخالفان بالفعل را از قوه بیاندازد و در به در کند؟

۴ اسفند ۱۳۸۷ ۳:۱۷ قֽظֽ | Reply

میرقادری :

بنظر شما اقایان طرفدار آقای خاتمی چرا به سؤالات و ابهامات موجود جواب نمیدهند؟ بارها زیر مقالاتی که پنجره ارسال نظر بوده سؤال مطرح کرده ام ولی نه آن سؤال را منتشر کرده و نه جواب داده اند!!! حتی در برخی مواقع تحریف هم میکنند؛ مثلا دیروز یکی از آنان میگفت: کی خاتمی گفته من تدارکاتچی بودم؟ ایشان گفته اند میخواستند مرا در حد تدارکاتچی تقلیل دهند !!مثل همان بازی "تردید" نداشتم ، "تدبیر" میکردم !!!
بنظر شما چرا آقایان مردم را اینقدر نادان تصور میکنند و با شعار اصلاح طلبی همان کارهای اصولگرایان را انجام میدهند ؟ و ..... برای زیر ابی رفتن با کلمات ِ بچه گول زنک بازی میکنند؟

۴ اسفند ۱۳۸۷ ۳:۴۵ قֽظֽ | Reply

مهدی م :

آقای عبدی، از وقتی مقاله «چگونه آمدن مهم است» را در شهروند چاپ کردید ، تا به الان روند تحلیل های شما کاملا معلوم است و معلوم است که دو تا دلنگرانی دارید:
اول همان مقاومت شدید در برابر خاتمی است که به هر شکل ممکن او را تا قبل از انتخابات به بن بست برسانند و کلا بساط اصلاحات در کشور ازبین برود. این راهبرد حریف ممکن است از راههایی چون شبیه سازی فضای دور دوم حضور خاتمی شروع شود و آن بحران های 9 روزه را دوباره در حجم زیادی به او و افکار عمومی منتقل کنند تا ملت از هر نوع حضور در انتخابات پشیمان شوند. ممکن است اصلا واقعا قصد جان و یا ناکار کردن خاتمی را بکنند، ممکن است تقلب کنند. به هر حال این راهبرد اول حریف است.
دوم هم همین مطلب که دلنگران فردای انتخاباتید که بالفعل کردن مطالبات به بن بست خواهد رسید و آن هم می تواند بساط اصلاح گرایی را برای یه مدت طولانی در این کشور حذف کند. این راهبرد حریف هم خیلی چیز پیچیده ای نیست. بلکه کافیست که آن دولت موازی ای که قبلا داشتند را دوباره استارت بزنند.

می بینید که در دور افتاده ایم. از این دو رها معمولا زیاد اتفاق می افتد . به یاد دارم یک آدم ظریفی میگفت هر وقت امورات در دور افتاد و هی چیخه ها یکی بعد ازدیگری شکل گرفت، تنها راه خروج این است که یه جای کار شوک وارد شود. منم نمی خواهم از کلمه شوک استفاده کنم چون راهبردهای عجیب و غریب هم ممکن است از آن در آید. ولی به نظر من الان زمان پارادایم شیفت برای جریان اصلاحات است.
متاسفانه کسی به این قضیه توجه نکرده است. کاری که اقای موسوی به تدریج دارد انجام می دهد به نوعی پارادایم شیفت هست که نمی دانم خودآگاه است یا ناخودآگاه. ولی چون پشتیبانی متفکرانه از آن ندیده ام تحلیل من این است که ناخودآگاه است. و با این وضعیت ممکن است که به نتیجه هم نرسد.

به نظر من پارادایم شیفت درانتخابات آینده یعنی عوض کردن زمین بازی که حریف خود را برای حضور در آن آماده کرده است و خیلی عصبانی ایستاده و دندانهای خود را به هم می فشارد. حریف بسیار این زمین را دوست دارد . روزنامه ایران فردای سفر احمدی نژاد به یزد تیتر اولی داشت که بسیار گویای این قضیه هست.

شما در آن مقاله چگونه امدن سوالاتی را مطرح کرد هاید که اگر خاتیم بخواهد از موضع اصلاحات به آن پاسخ دهد قطعا رد صلاحیت خواهد شد و اگر بخواهد از موضع محافظه کارانه پاسخ دهد از طرف ما و شما زیر سوال خواهد رفت. بنابراین قبول کنید که این پارادایم به بن بست رسیده است و بهتر است که از این منظر وارد بازی نشویم. کروبی هم نمی تواند این بازی را عوض کند.
اگر کروبی از موضع اصلاحات نمی آمد می شد او را در قیاس باقالیباف و روحانی مطرح نمود و نقاط ضعف و قدرتش را تحلیل کرد. ولی بروید و در شهرستان های کوچکتر که مواجهه طرفداران کروبی و خاتمی رو دررو تر صورت می گیرد بررسی کنید در خواهید یافت که موضع او و دوستانش هم اصلاحات است و خود را البته بسیار به حق تر می دانند. اگر حضور خاتمی از موضع اصلاحات دو دلنگرانی پیش گفته را ایجاد می کند حضور کروبی هم از موضع اصلاحات ( با هر تعبیری که خودشو دوستانش دارند) چالش های دیگری ایجاد خواهد کرد که ممکن است اصلاحات را به همان سرنوشت جمع کردن بساط رهنمون سازد.
یکی حضور در انتخابات است که احتمال رای نیاوردن او و تجمیع بساط بعد از آن وجود دارد.
و دیگر این که حریف در برابر او می داند چگونه مفاهیم اصلی اصلاحات را لگد مال کرده و به جامعه نشان دهد. واکنش رئیس نیروهای مسلح را در جواب به نامه اخیر کروبی که دیدید؟ دو سه روز بعدش آین آقا دوباره به صراحت بیشتر از احمدی نژاد دفاع کرد. این می شود نوعی از راه کار حریف برای بی ارزش کردن هر آنچه که از ا« به عنوان نقطه قوت کروبی یادمی شود.

بگذریم. آنچه من دوست دارم این است که خاتمی به عنوان نماد اصلاحات بتواند این زمین بازی را تغییر دهد ولی واقعا او توان این کار را ندارد . حتی اگر تغییر کرده باشد و حتی اگر خودشو دوستانش هم بخواهند. سابقه 8 ساله به خاتمی و یارانش پیوست هست و از آن گریزی نیست.
ولی میر حسین موسوی می تواند زمین را تغیر دهد. بازی او در زمینی است که حتی اگر حریف یارای بازی در آن را داشته باشد ، تا مدتی نخواهد توانست خود را به زمین برساند.
نمی دانم این روند حرکت موسوی اگر به کاندیداتوری ختم شود خیلی هوشمندانه به نظر می رسد. ولی نمی دانم در پس آن هم سازمان یافتگی وجود دارد یا نه. تجربه و حس به من می گویند روند حرکتی او آمیخته در هوشمندی فردی است و از این می ترسم که به موقع نتوانیم اینرسی افکار عمومی را جهت دهیم.
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مصاحبه هم گفته ام که ترجیحم آقای موسوی است اما خیلی دیر اقدام کرده اما اگر هم بیاید معتقدم آقای کروبی و او با هم کنار آیند

۴ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۳۸ قֽظֽ | Reply

سلام :

امروز نظر شما را در براي پرزيدنت خاتمي در روزنامه اعتماد كه از چند نفر از عزيزان ليدر در جبهه دوم خرداد هستند بودم اما شما گفتيد كه از ترس گير دادن مخالفان به راي و نظرتان آنرا مخفي و حقيقت را در پيشگاه بارگاه مصلحت با ساطور تيز نشده و پر از دنده قرباني كرد ه ايدوصفحه مجازي آينده مردم را كه چند صباحي است خط خطي ميكنيد و براي آنها رشته كلام از نوك قلم و نه زبان
مي بافيد را به نا اميدي برده ايد ؟
جناب مهندس بيشتر بدبختي و گرفتاري هاي ما از بدو شروع اين انقلاب همين بود كه حقيقت را ميدانستيم ولي نمي گفتيم كه الان شايد جايش نباشد كه دوباره بخواهيم يادواري كنيم و متاسفانه هنوز هم دچار اين ويروس نميخواهند و نمي گذارند و نمي دانم و نمي خواهم و مصلحت و دروغ مصلحتي و تقيه و پاي دشمن به ميان است و سوء استفاده دشمنان داخلي و خارجي و غيره و ذالك اما جناب مهندس مگر هر نسلي چند بار فرصت خواسته و يا ناخواسته براي تجديد در راه وروش خود دارد مگر اين نسلي كه يك سوم از عمر ناب و طلائي خودرا از دست نداده مگر اين نسل تاوان تمام خطاهاي بزرگ و كوچك و خواسته و ناخواسته مسئولين ريز و درشت اين حكوت را نداده پس چرا بايد دوباره اين راه تكرار شود و آنچه كه هست گفته نشود و آنچه كه بايد باشد در پس پرده بماند . آيا بايد دوباره به جائب برسيم كه بگوئيم مرگ يك بار شيون هم يك بار آيا راه برون رفتي براي خلاصي از اين راه رفته شده و شكست خورده و ناكارامد نيست آيا نميشود ما هم مثل بيشتر كشورهاي توسعه يافته راه تجربه شده كارامد و به سرانجام رسيده را برويم .
تا بعد البته اگر بعدي باشد

۴ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۱۰ بֽظֽ | Reply

sepehr :

جناب آقاي عبدي خسته نباشيد
به نظر من حاميان كانديداتوري آقاي خاتمي و مخالفان ايشان ميتوانند تا ابدالدهر براي قانع كردن و يا نپيذرفتن يكديگر ادله و استدلال بياورند و در اين فضا هم هيچ متر و معياري براي ترجيح استدلالهاي هر يك از طرفين بر ديگري وجود ندارد. اما وقتي پاي صحبت از ترجيح آقاي كروبي بر آقاي خاتمي به گوش ميرسد مخالفت با آقاي خاتمي بيشتر جنبه خصلتي و منفعتي ميگيرد. البته اين امر في نفسه چيز مذمومي نيست و بر مبناي كنش عقلاني در امور اجتماعي كاملا قابل توجيه است. اما ديگر اين كار را نميشود با ژست روشنفكرانه براي مخاطب توجيه كرد. هر چند در اين فضاي بسته آقاي كروبي بيش از وزن واقعي خودش در عرصه سياست نشان ميدهد. به نظرم اگر مخالفت حضرت عالي و آقاي قوچاني و اقاي كرباسچي با كانديداتوري آقاي خاتمي از تريبوني غير از تريبون آقاي كروبي صورت ميپذيرفت اصالت بيشتر و طبيعتا فايده بيشتري داشت. شما يكي از نكات مهمي كه راجع به آقاي كروبي به نظرم در تحليلهاتون جاي آن خاليست قدرت راي آوري آقاي كروبي است. قاعدتا شما بهتر ميدونيد در انتخابات خيلي از مردم بر اساس تحليلهاي شخصي راي ميدهند. آقاي كروبي چه خصلت برجسته بسيج كنندگي دارد كه بتواند مردم را قانع كند تا به ايشان راي دهند آن هم در فضايي كه سلامت انتخابات از قبل مورد ترديد است. مگر اينكه شما بفرماييد فارغ از نتيجه انتخابات بايد از آقاي كروبي در برابر آقاي خاتمي حمايت كرد كه اين يك بحث ديگر است.
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:

البته که نقد شما درست است ولی چرا این مشکل پیش می آید. اگر فقط با حضور یک شخص مخالفت کنی می پرسند راه حل ارائه بده در این صورت اگر از کسی حمایت کنی فورا خواهند گفت علت مخالفت با اولی حمایت از دومی است!!
و الا کیست که نداند نقد من به آن حضور بسیار پیش از حضور آقای کروبی ارائه شده بود ضمن این که من صریحا به آقای کروبی هم گفته ام اگر آقای خاتمی بیاید در انتخابات وارد فعالیت سیاسی به نفع ایشان نخواهم شد زیرا این تقابل را مفید نمی دانم هر چند کماکان با حضور آقای خاتمی مخالف باشم.
در باره ویژگی های شخصی هم با اصل استدلال شما موافقم اما در توضیح آن باید بگویم که زمان برای بیان نظرم جهت حل مشکل نامزد مورد نظر فعلا مناسب نیست و با حضور آقای خاتمی هم مساله منتفی شده است.

۴ اسفند ۱۳۸۷ ۴:۰۵ بֽظֽ | Reply

علی از بجنورد : در جواب علی از بجنورد

ممنون از جواب شما
اما چه باید کرد؟
ما که اهل انتخاب کردنیم و نه تحریم،
شما بگویید چه می کنید در مقابل این همه تناقضات عملی و گفتاری؟
مساله نخواندن و ندیدن شما(20:30 و اعتماد ملی) یا اعصاب خوردی بعضی ها(یعنی من) نیست،
بالا خره شما چه فکر می کنید؟
مسیر گذار به دموکراسی را باید با انتخاب و در نظر گرفتن احتمال برد و باخت طی کرد یا آن بالا گوشه ای نشستن و فقط نقد کردن شرایط موجود یا هر دو؟
آنهم در حضور رقیبی به ظاهر اصولگرا که به ابتدایی ترین اصول انسانی مثل ادب و اخلاق پایبند نیست و تازه این همه بنگاه! تبلیغاتی به پشتوانه بیت المال دارد؟ 
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:

اول باید تحلیل درست داشت.بعد بر اساس این تحلیل اقدام کرد. اگر از من بپرسند معتقدم از مهندس موسوی حمایت شود به احتمال فراوان آقای کروبی هم با وی کنار خواهد آمد و با نامزد واحد و بطور منسجم جلوی هر تخلفی را هم با قدرت می توانند بگیرند تا مملکت از این وضع ولو موقتا خلاص شود. البته حمایت از موسوی با این بازی های انجام شده متفاوت است.

۴ اسفند ۱۳۸۷ ۸:۳۱ بֽظֽ | Reply

سعید :

به نظر بنده اقای احمدی نجاد با اندک ارای هواداران خود برنده انتخابات خواهد بود زیرا اصلاحطلبان طبقه اجتماعی ارا خود را نمیشناسند. دوما اصلاحطلبان نه مانند گذشته روزنامه های فراوان دارند نه حمایت دانشجویان را و نمونه ان حضور اقای خاتمی در دانشگاه تهران به دعوت انجمن اسلاامی دانشکده علوم بزشکی واستقبال دانشجویان از ایشان با اتش زدن عکسهای اقای خاتمی و شعار ازادی مساوات تحریم انتخابات بود.

۴ اسفند ۱۳۸۷ ۹:۴۵ بֽظֽ | Reply

معینی :

چون یکی دوتن از دوستان نظراتی گذاشته و خواستار جواب من بودند به حکم ادب عرض می کنم.
منطق حرف من ساده است ما همه کمابیش یک مقصود داریم اما احتمالا در روشها یا سلیقه ها یا تحلیل ها و... تفاوت داریم که به این راحتی هم با استدلال حل نمیشود.
این مسئله بالفرض در انتخابات آمریکا در حزب دموکرات بین طرفداران کلینتون و اوباما هم وجود داشت حرف من این است که در صورت وجود چنین اختلافی در یک جریان یک راه این است که یک راه حل دموکراتیک برای مسئله پیدا کنیم یعنی همان کاری که در حزب دموکرات شد و عملا آنکسی که توانست نظر اکثریت را جلب کند حتی مورد حمایت اقلیت حزب دموکرات هم قرار گرفت آنها البته در اینکار تجربه دارند و ما در ابتدای راهیم و گمان می کنیم یک جوی درست میکنیم و طرفداران رقیب همجناحی هم عقب نشینی می کنند.
راه دوم این است که یک گروه (که احتمالا اقلیت اند) مثلا در حزب دموکرات طرفداران کلینتون بگویند اصلا این اوباما حق ندارد کاندیدا بشود تا به این وسیله آرا او را هم به کاندیدای خود جلب کنند این کار غیر از غیر اخلاقی بودن عملا هم جواب نمی دهد و شکست می خورد اما بدتر از آن وحدت حزب یا جریان را هم مخدوش می کند و در آینده کار کردن با هم مشکل می شود.
فکر نمی کنم کسی با این سخن مخالف باشد
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:

کاملا پیشنهاد درستی است اما فراموش نکنیم آن دو نفر یکسال بحث آزاد کردند و در چارچوبی حزبی رفتار کردند اما در اینجا چنین چالشی درون حزبی اجازه طرح نیافت و افراد خود را بالاتر از آن می دانند که به چنین چالشی تن دهند.

۴ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۱۰ بֽظֽ | Reply

رضا فتوحی :

با سلام
در بسیاری از کامنت ها به تقابل آقایان خاتمی و کروبی اشاره شده است و از شما ، جناب کرباسچی و قوچانی انتقاد شده است. جدای از اینکه شما به واقع قصد قرار گرفتن در کنار آقای کروبی را در این شرایط داشته باشید یا نه مناسب است قبل از پرداختن به این تقابل دوستان تکلیف خود را برای حضور و هدف از آن روشن کنند در این زمینه توجه به چند نکته ضروری است:
1-به نظرم پیش فرض های حضور همه مان می تواند اینگونه باشد که:
الف) روند فعلی، ملت ما را از اهدافش (آزادی، استقلال و پیشرفت) باز می دارد و برای دستیابی به اهداف مشترک نیاز به اعمال تغییرات در ساختار قدرت است.
ب)رد روش های خشونت آمیز و رادیکال برای تحقق این تغییرات هم به لحاظ عدم کارایی و هم به لحاظ عدم قابلیت تحقق از سوی اصلاحطبان منطفی است.
ج)نگاه به خارج از مرز ها با اهداف ما متناقض است.
د) در چنین شرایطی انتخاب ما حرکت تدریجی و اصلاحی است.
2-در صورت توافق در اهداف و راهکارهای بلند مدت می بایستی اهداف و راهکار های کوتاه مدت در همان جهت اتخاذ شود.
3- تا تحقق و تثبیت اصلاحات مهمترین هدف حضور یا عدم حضور در هر انتخاباتی می بایست ایجاد و تقویت توازن قوا باشد. و از همین روست که شاخه شاخه شدن اصلاحطلبان، عدم ائتلاف در انتخابات و تعدد احزاب اصلاحطلب به هیچ وجه به نفع جریان اصلاحی نمی باشد.( به همین دلیل یک بار هم عرض کردم ای کاش در سالهای اولیه اصلاحات دوستان به جای تاسیس حزب در احزاب موجود کار حزبی می کردند)
4- در شرایط فعلی توازن قوا به نفع اصلاح طلبان وجود ندارد. به عنوان مثال می توان به نداشتن حتی یک روزنامه، فیلتر شدن سایت یاری و از همه تلخ تر تخلفات اتخابات مجلس هشتم و نامه ی آقایان کروبی و خاتمی اشاره کرد.
5-با توجه با موارد فوق می توان به این جمع بندی رسید که یا باید با هدف توازن قوا وارد شد و خیلی به پیروزی فکر نکرد اگر چه ممکن است مانند سال 1376 به پیروزی هم بیانجامد. یا اینکه با هدف پیروزی ولی نه از موضع اصلاحطلبانه وارد شد.
6-اگر تا به اینجا بدون در نظر گرفتن مصادیق با این تحلیل موافق باشیم حال می توان در مورد گزینه ها سخن گفت.
7-حضور جناب خاتمی در این شرایط اگر نگوییم به بازی گرفتن سرنوشت حرکت اصلاحی است حد اقل قمار کردن سمبل اصلاحات با ریسکی بسیار بالااست. حال آنکه حضور دیگران چه موفق باشند چه نه چنین نیست.
8-دوستان در پاسخ به عدم وجود توازن قوا می فرمایند که در سال 76 هم توازن قوا نبود و ایجاد شد و در ضمن می فرمایند در صورت فاصله ی بالای آرا امکان تقلب منتفی است حال انکه اولا شرکت در آن انتخابات با هدف ایجاد توازن قوا بود نه پیروزی اما اینبار در صورت شکست، اصلاحات با بن بست مواجه خواهد شد و دیگر اینکه فاصله آرا تضمینی برای جلوگیری از تقلب نیست بلکه توازن قوا تضمین است زیرا این جناح نشان داده از اقدام آنچنانی بزرگ ابایی ندارد، باید قدرتی باشد که او را به عقب براند که این قدرت اجتماعی موجود نیست!
بخش عمده ای از این کامنت بر گرفته از تحلیل جنابعالی است تنها به دلیل وجود کامنت های فراوان در این خصوص به این شکل گرداوری شد.
با تشکر فراوان به دلیل ایجاد فضای گفتگو که می تواند به همگرایی نظرات بیانجامد.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ممن.ن از خلاصه نوشتن شما البته همانطور که گفتم در صورت وجود در قالب همین صورت بندی شما البته مفصلتر چیزی خواهم نوشت.

۵ اسفند ۱۳۸۷ ۴:۳۱ بֽظֽ | Reply

امیر :

سلام

خاتمی حتی به اندازه کروبی رای نمی آورد. بقول شما اگر می توانست کاری کند باید همان موقع میکرد. اینکه چرا نکرده باید شرح دهد.
میرحسن ضعفهایی که شما برای خاتمی برشمردید را ندارد، اما انگیزه ؟
امیدورام میرحسین بیاید.

۵ اسفند ۱۳۸۷ ۵:۰۳ بֽظֽ | Reply

چرا آقای معینی؟ :

آقای معینی چرا؟ چرا اگر ریگی به کفش کسی نباشد و موضوع فریب و منافعی در کار نباشد اختلافات "" به این راحتی هم با استدلال حل نمیشود""؟
آیا میدانید دچار تناقض هستید؟ و بهتر است قبل از هر چیز فکری بحال این تناقض خود بکنید؟ چون در زیر آن مطلب بالا که به راحتی هم با استدلال مسایل حل نمیشود نوشته اید:
" " حرف من این است که در صورت وجود چنین اختلافی در یک جریان یک راه این است که یک راه حل دموکراتیک برای مسئله پیدا کنیم یعنی همان کاری که در حزب دموکرات شد و عملا آنکسی که توانست نظر اکثریت را جلب کند ""
آقای معینی
بالاخره " استدلال" کردن برای حل اختلافات یک روش "دمکراتیک" حل اختلافات و سلیقه ها هست یا نیست؟
در انتها
من شناختی از شما ندارم ولی از روی این چند کامنت پر از تناقض شما میخواهم از حضور شما سؤال کنم چرا
چرا فکر میکنید فکر و سلیقه و تحلیل شما در موضع اکثریت است و فکر و نظر و تحلیل دیگران در موضع ضعف و اقلیت؟
بقول حافظ: معشوق چون نقاب ز رخ بر نمی کشد
( یعنیوقتی انتخابات آزاد و فضای آزاد و رسانه های آزادی وجود ندارد)
هر کس تصوری به حکایت چرا کند؟

۵ اسفند ۱۳۸۷ ۵:۴۷ بֽظֽ | Reply

Amir :

آقای عبدي، شما فکر ميکنيد يک رئيس جمهور اصلاح طلب (هر کسی که باشد) ميتواند آزادی و دمکراسی و همان شعارهاي اول انقلاب را برای مردم ايران به ارمغان بياورد يا اينکه آن شعارها فقط براي بپيروزي رسيدن انقلاب بود؟ ضمنا با توجه بنوشه ها و مصاحبه ها و.... شما در اين چند سال اخير من فکر ميکردم خواسته های شما از جمهوري اسلامي بسيار فراتر از کانديدائ رياست جمهوری است که از ايشان حمايت کرده ايد؟ بنظر ميرسد که خواسته های انديشمندان، نويسندگان و آزاديخواهان ما بشدت نذول کرده باشد دليل آن چيست؟

۵ اسفند ۱۳۸۷ ۶:۳۲ بֽظֽ | Reply

محسن :

سلاماز انجاییکه ملت عزیز هرموضوعی راشخصی میکندوبااحساس باا ن روبرو میشود برای شخص شما نگران هستم دشمنی فراوانی برای خودفراهم کنیدواین در حق شما ظلمی است ناحق

۵ اسفند ۱۳۸۷ ۷:۳۱ بֽظֽ | Reply

Amir :

با اجازه آقای عبدی و در جواب دوست بی نام

در مورد خوان اول به بعد ظاهرا تمامی کاندیدا ها در موضع واحدی هستند.
کلمه های قهرمان و دلسوز هر کدام به تنهایی کلمات موهومی هستند.
وای به حال وقتی که کنار هم بیایند.
تازه در آن صورت هم واجد شروط لازم برای نجات مملکت نیستند.
اتفاقا خاتمی چون روحیه قهرمانانه ندارد بیشتر پابند خرد جمعی خواهد بود

فکر کنم ترجیح آقای عبدی در مورد آقایان موسوی و کروبی در این مقاله معطوف به خوان اول یعنی عبور از انتخابات بود تا بعد از آن

من سوالی از آقای عبدی دارم و آن اینست که آیا با این قيمت نفت و بحرانهای آتی آیا کسی حاضر است با تخلف مشهود در انتخابات بحران مشروعیت و بی تفاوتی مردم را نیز بپذیرد؟

همینطور خوشحال می شوم که نظر ایشان را در مورد تفاوتهای کاندیدا های حاضر در خوانهای بعدی بدانم
"////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
تصور حکومت از موقعیت فعلی خودش آن چنان که من و شما تصور می کنیم نیست و فکر می کنند در شرائط بسیار عالی قرار دارند لذا ترسی از اقدامی ندارند که عدم انجام آن برای آنها هزینه سنگین تری دارد.

۵ اسفند ۱۳۸۷ ۹:۲۹ بֽظֽ | Reply

پویا :

سلام به آقای عبدی عزیز
آیا حالا که آقای خاتمی کاندید شده شما نمیخواهید تحلیل جدیدی با توجه به شرایط موجود ارائه دهید؟
یعنی همچنان مخالف آقای خاتمی هستید؟
شما گفته اید که در صورت ورود آقای خاتمی از آقای کروبی حمایت نخواهید کرد (که حتما برای آن تحلیل دارید), اما آیا از خاتمی هم حمایت نخواهید کرد؟
یعنی به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی حاضر به حمایت از آقای خاتمی نخواهید شد؟
در ضمن خبر هم دارید که امروز آقای کروبی اعلام کرده نهایتا به مکانیزم نظرسنجی جهت تعیین کاندیدای واحد تن خواهد داد...
یک سوال دیگر هم دارم.
علت اصلی مخالفت شما با آقای خاتمی این است که چون ایشان با گفتمان اصلاحات وارد انتخابات میشوند, در صورت رد صلاحیت ایشان یا تقلب در انتخابات یا سنگ اندازی های بزرگ در دولت محتمل آینده شان , جریان اصلاحات به بن بست میرسد و دوباره جریان های رادیکال انقلابی رشد خواهند کرد.
اما یک بار در جواب سوالم گفتید اگر خاتمی بیاید و واقعا بایستد مشکل حل خواهد شد. در حالی که میدانید ایستادگی خاتمی اگر خط قرمز نداشته باشد باز با خطر جدی(مثل جریان بنی صدر) مواجه خواهد شد و ممکن است اصلاحات باز به بن بست برسد.
اما فکر نمیکنید این دو تحلیل با هم متناقضند؟
با سپاس...
////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ایستادگی اصل است آنچه که مشکل دارد این است که خط قرمز را کجا تعریف کنید.مشکلی که برای دیگران بوجود آمد ناشی از ایستادگی نبود بلکه ناشی از غلط بودن خطوط قرمز آنان بود. مخالفت با آقای خاتمی ائدویولوژی من نیست که از آن عدول نکنم اما هیچگاه بدون پاسخ یافتن پرسشها یم از کسی حمایت نخواهم کرد حداکثر این که به دلائلی مخالفت هم نکنم. اگر ایشان یا تیم ایشان حاضر شود این پرسشهای ساده را پاسخ دهند حتما به حمایت بر خواهم خاست اما اگر شما جائی را دیدی که چنین پاسخهایی وجود داشت آنها را در اینجا کپی پیست کنید تا همه مطلع شویم.مهمتر از اصل ایراد داشتن حضور ایشان پاسخگو نبودن به پرسشهاست که بر مشکلات دیگر اضافه شده است.

۵ اسفند ۱۳۸۷ ۹:۳۰ بֽظֽ | Reply

محمد :

عبدی: " تصور حکومت از موقعیت فعلی خودش آن چنان که من و شما تصور می کنیم نیست و فکر می کنند در شرائط بسیار عالی قرار دارند لذا ترسی از اقدامی ندارند که عدم انجام آن برای آنها هزینه سنگین تری دارد."

مطمینید؟ اگر تصور حکومت از وضعیت موجود بسیار عالی است. ‍پس چرا بخشی از حاکمیت پیگیر طرح عبور از رییس جمهور کنونی هستند؟
//////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کاملا درست است اما این بخش در پی منافع از دست رفته خویش است که به چنین ذهنیتی دامن می زند ضمن این که بخش اصلی جکومت مد نظر است که باید تصمیمی برای اصلاح بگیرد. اتفاقا اختلاف درون آنان جدی است به شرطی که اجازه تعمیق شکاف داده شود.

۵ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۱۴ بֽظֽ | Reply

:

با عرض پوزش از جناب مهندس عبدی چون این کامنت محتوی انگیزه خوانی است که به آن آلرژی دارید!
اما قصد دارم مطلبی را بدون تعارف عرض کنم

وقتی این یادداشت منتشر و پنجره ارسال نظرات باز شد در ذهن بنده نوعی عصبانیت از خودم شکل گرفت! یک احساس کاملا شخصی ! آیا نویسنده سایتی که 2 سال است هر گاه کانکت میشوم بی درنگ در جستجوی یادداشت تازه در آن هستم از کروبی حمایت خواهد کرد؟!(حتی با هر تحلیل علی الظاهر منطقی و حتی نه به شکل مستقیم و تمام قد!)

اما فراموش کرده بودم که کنشگر سیاسی کارکشته ما در عین حال یک طراح حرفه ای نظر سنجی نیز هست!!

و به همین سادگی و شیکی یک نظر سنجی تحلیلی در بین جامعه خوانندگان سایت شکل گرفت! سیل نظرات سرازیر شد و در انتها توضیحی مختصر ذیل کامنتی که همچون آبی بر آتش بود :

"من صریحا به آقای کروبی هم گفته ام اگر آقای خاتمی بیاید در انتخابات وارد فعالیت سیاسی به نفع ایشان نخواهم شد زیرا این تقابل را مفید نمی دانم هر چند کماکان با حضور آقای خاتمی مخالف باشم"

مرحبا!

پیروز باشید
///////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
هنوز خیلی مطالب در این زمینه هست که باید بگویم.

۶ اسفند ۱۳۸۷ ۴:۴۴ قֽظֽ | Reply

سجاد :

آقای عبدی
اگر فرصتی بدست آوردید تا از تیم آقای خاتمی و یا خود ایشان ، سؤالات و ابهامها موجود در جامعه را جویا شوید لطفا نیابتا این دو سؤال مرا نیز - البته قشنکتر از من - با آن عزیزان فراری از سؤال مطرح و جواب بگیرید
قبلا از این بابت تشکر میکنم
1- با توجه به اینکه نهاد هر کس را ( که پنهان است) از روی برخوردش با مخالفانش تعیین و یا حدس میزنند ، برخورد شما با مخالفانتان ( منظور مخالفان است یعنی غیر خودیها) در آن هشت سال چگونه بود؟ و در آینده چگونه خواهد بود؟
2- اهرمهای قدرت چه به لحاظ اقتصادی ، جه به لحاظ تصمیم گیری ، چه بلحاظ نظامی و انتظامی چه قضایی و دادگاهها و دادستانی و ... گروه های فشار و همه و همه در دست کسانیست که علنا مخالف اصلاحات هستند و وضعیت کشور را نیز در خطر نمی بینند , شما با کدام اهرم و قدرتی قصد خلع سلاح مردم ( به لحاظ تنها اسلحه ی مدنی آنها برگه های رای) و خریدن مشروعیت برای آنانی که تمامی قدرت را در دست دارند ، میخواهید در این نظام اصلاحات صورت بدهید؟ با توجه به اینکه دیدیم در هشت سال در این امر موفق نبودید حال چه پیش آمده که فکر میکنید می توانید موفق شوید؟

۶ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۴۷ بֽظֽ | Reply

دل میگه تحریم عقل میگه خاتمی :

اقای عبدی عزیز ، با تشکر از باز کردن این پنجره گفتگو هرچند بصورت محدود.
آقای عبدی واقعا در مرحله سختی قرار داریم. نه راه پس داریم نه پیش. من خود اصلا دوست ندارم رایم مانند کالائی لوکس باشد برای تزئین ویترین استبداد و از طرفی میبینم که در جامعه ام روز به روز مفاهیم بلندی مانند آزادی، برابری، حقوق مدنی، دموکراسی، عدالت، مهرورزی، انسان دوستی و...حقیرتر و بی ارزشتر مشوند و حتی به تمسخر گرفته می شوند. من در انتخابات قبل با جدیت شرکت کردم چون اعتقاد داشتم تداوم راه توسط دکتر معین می تواند بسیاری از این مفاهیم را در جامعه نهادینه کند اما به دلایل بسیاری این اتفاق نیفتاد. از ان زمان دیگر در هیچ انتخاباتی شرکت نکردم و تا این لحظه هم تصمیم به شرکت ندارم. من با نظر شما موافقم که خاتمی خط قرمزی برای خود قائل نیست و اگر هست با خط قرمزهای امثال من بسیار متفاوت است. با شما موافقم که خاتمی تهور و جسارت لازم را ندارد اما با تمام اینها بنظرم او نسبت به بقیه کاندیداهای این نظام دلبستگی بسیار بیشتری نسبت به گسترش و حاکمت ان مفاهیم بلند دارد (ضمن آنکه معتقدم تنها با تحقق این مفاهیم است که رشد و توسعه و رفاه برای ایرانیان حاصل می شود).
مطمئنم اگر قرار باشد در انتخابات شرکت کنم از میان کروبی وخاتمی حتما خاتمی را انتخاب خواهم کرد. ضمن انکه امروز دیگر مانند دوره های قبل از او انتظار تغیرات اساسی در ساختار این نظام ندارم بلکه تنها از او انتظار دارم زیر ساختهای لازم را برای تغییر ایجاد کند.

۶ اسفند ۱۳۸۷ ۵:۵۰ بֽظֽ | Reply

رابطه با آمریکا!! :

در خبرها خواندم که ايران از ترکيه خواسته است با میانجیگری بین تهران و واشینگتن، اسباب ملاقات آنان و مذاکره بر سر مسائل مورد علاقه دو طرف را فراهم آورد.
به گفته رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه، ايران از ترکيه خواسته است تلاش کند تا تهران و واشینگتن را بر سر ميز مذاکره بياورد تا بر سر موضوع‌های مورد علاقه با يکديگر گفت‌وگو کنند.
آقای اردوغان شامگاه دوشنبه در راه بازگشت از يک سفر انتخاباتی به شهر ماردين، در نزديکی مرز سوريه، در هواپيما در جمع خبرنگاران افزود: «ما پيش از اين هم اعلام آمادگی کرده بودیم. ايران از ما می‌خواهد که در اين ميان نقشی داشته باشيم».
نخست‌وزير ترکيه يادآور شد که پيش‌تر تماس‌های تهران در اين باره را به اطلاع جرج بوش، رئيس جمهوری سابق آمريکا، رسانده بود و حال نيز قصد دارد اين موضوع را با باراک اوباما، رئيس‌جمهوری کنونی آمريکا، در ميان بگذارد.

آقای عبدی این خبرها با آنچه مقامات در داخل میگویند فرق اساسی دارد بنظر شما زیر این کاسه چه نیم کاسه ایست؟

۶ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۲۱ بֽظֽ | Reply

Amir :

" تصور حکومت از موقعیت فعلی خودش آن چنان که من و شما تصور می کنیم نیست و فکر می کنند در شرائط بسیار عالی قرار دارند لذا ترسی از اقدامی ندارند که عدم انجام آن برای آنها هزینه سنگین تری دارد. "

به نظر درست میاد
کسی که فکر کنه لیبرالیسم از بحران اقتصادی و سیاسی بهتره طبق دسته بندیهای موجود خود به خود دیگر اصولگرا نیست

اما چطور گروه های اصلاح طلب اینقدر خوش بین هستند

مگر اینکه از بحرانهای آتی استقبال کنند!!!!

۶ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۲۹ بֽظֽ | Reply

رضا :

1) به نظرم مسیری که خاتمی در آن افتاد شما و مجموعه از دوستانتان آن را طراحی کرده بودید به صحنه آمدن خاتمی در ماههای آخر سال 75 هم کار مجموعه شما بود
2)از اینکه دنبال فعالیت های سیاسی بدون پرداخت هزینه هستید کمی دور از منطق است کار سیاسی هزینه هم دارد البته مزایا هم بسیار دارد که نصیب همگان نمی شود آنکه هزینه اش را میدهد به گمانم شریف تر است
3)آنچه از شما پذیرفتنی نیست همکاری با آقای کروبی است زیرا انتخاب آقای کروبی سهل است که منجر به تشکیل دولتی کد خدا منشانه خواهد شد هر چند آقای کروبی رای گذشته اش را نخواهد داشت .وعده ما به خرداد 88.
4)در ایران همواره یک پای توسعه یافتگی می لنگد که نشانه اصلی اش همین سر در گمی نخبگان سیاسی است متاسفم از اینکه امثال جنابعالی هزینه آقای کروبی شوید .

۷ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۲۴ قֽظֽ | Reply

mim :

خب اگر این نوع موضع‌‌گیری‌ها از فردی مثل کرباسچی که در قدرت بوده و طبیعتن میل به بازگشت هم دارد قابل درک است،حمایت‌‌های عباس عبدی را که در دولت‌های دوگانه خاتمی در قدرت وارد نشد و همچنان درحوزه نقد قدرت باقی ماند چگونه باید پذیرفت.

۷ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۱۹ قֽظֽ | Reply

مهدوي :

با درود
1: اين گفتگو شما بسيار آموزنده و تاريخي بود ،از بابت از شما سپاسگزارم . براي من بسيار قابل توجه بود که شما اين همه به مفهوم حکومت قانون اهميت مي دهيد . بنده اين فرصت را داشتم که دقيقتر در مورد نهضت مشروطه تحقيق کنم. بسيار جالب است که عرض کنم که حکومت قانون در ان دوران مترداف با خود مفهوم مشروطه بود . و اين مفهوم بسيار اصيل تر و پردامنه تر و واقعي تر از ان چيزي است که امروز اصلاح طلبان مي پندارند . همين توجه به مفهوم حکومت قانون است که آزاديخواهان را بر ان داشت تا بجاي جنگ و ستيز با نهاد سلطنت و يا تلاش براي تصاحب مقام صدراعظمي به فکر تاسيس پارلمان در ايران باشند و براي ايجاد نهاد قانونگذاري مجاهدت نمايند .
آزاديخواهان صدر مشروطه حتي علي رغم دشمني هاي گذشته امين‌السلطان با حرکت اصلاح طلبي ،حاضر شدند با صدارت وي موافقت کنند تا با کمترين استهلاک با نهاد سلطنت ، با استفاده از نفوذ امین السلطان و از طريق چانه زني با محمدعلي شاه ، بسط قانون و نهادينه ساختن ان را در پارلمان پي گيري کنند. چرا که از دیدگاه انها بسط قانون و تنظیم قوانین در پارلمان و اجرای ان بسیار مهمتر از منفعت ها جناحی و بازهای سیاسی و حزبی بود.نهایتا بسیاری از قوانین پیشرو در همین مجلس اول تصویب شد .

متاسفانه در دوران ما با کم رنگ شدن مفهوم حکومت قانون اصلاح طلبي بيشتر رنگ و بوي سياسي در جهت تصاحب پست هاي مهم دولتي بدل شده است . جاي افسوس است که اصلاح طلبان به جاي تاسي به آزاديخواهان عصر مشروطه و تلاش در جهت تحقق حکومت قانون از طريق بسط نهادهاي مدني تنها به فکر اين هستند که در بهترين شرايط پست رياست جمهوري را از ان خود نمايند .

2 : موضع گيري شما در مورد انتخابات رياست جمهوري براي من بسيار آموزنده است . خوشحالم که شما به درستي با روح جامعه اشنا هستيد و شرايط را مي توانيد اناليز کنيد. به ياد دارم در دوره پيش ، در مرحله دوم وقتي شما به اقاي هاشمي توصيه کرديد که به نفع اقاي کروبي کنار برود بسياري از اقايان اين توصيه خيرخواهانه شما را از روي اختلاف شما با دولت گذشته هاشمي پنداشتند اما چند هفته بعد همه دانستند که حق با شما بود و اگر هاشمي به نفع کروبي کنار مي‌رفت امروز شرايط اين‌گونه نبود . حال برخي از دوستان طرفدار خاتمي متاسفانه همين اشتباه را دارند تکرار مي کنند و توصيه دوستانه شما را به خاطر اختلاف شخصي شما با خاتمي فرض کرده اند . اي کاش بزرگان قوم دوم خرداد مانند شما با نبض جامعه اشنا بودند و مي توانستد شرايط را انطور که هست درک کنند . امروز مشکل اصلي ما پيروزي يا شکست در انتخابات نيست ،بلکه ما دچار فقر تئوري و عدم چالاکي در عمل هستيم . مفهوم انسان و جايگاه انسان از يک سو و انديشه حکومت قانون از سوي ديگر دو حلقه گم شده در ميان اصلاح طلبان است .
اي کاش اين امکان را داشتم تا کتاب متن مذاکرات مجلس اول مشروطه را براي همه اقايان مخصوصا اقاي خاتمي مي فرستادم تا ايشان مي ديدند آزاديخواهان صدر مشروطه چقدر پيشرو تر از ايشان در پي تحقق حکومت قانون بودند . اي کاش....
به راستی چرا شرایط به جایی رسیده است که امروزه کل جنبش اصلاحات از دید برخی از آقایان با نام (یک نفر) مترادف شده است ؟ چرا دغدغه اقایان به جای تحقق حکومت قانون و تبیین جایگاه انسان ، صرفا به پیروزی در یک انتخابات محدود شده است ؟
به راستی با فقر تئوریک جریان اصلاحات چه باید کرد ؟

به اينده بهتر

۷ اسفند ۱۳۸۷ ۸:۳۴ بֽظֽ | Reply

به زودی جواب داده میشود :

آقای عبدی
آقای ارغنده پور ، یکی از افراد فعال کمپین موج سوم و ریاست جمهوری آقای خاتمی گفته اند که : اصلاحات تدریجی است و برای رسیدن به آن باید شکیبا ولی پایدار و مصمم بود.
و در جواب به خواننده ای که علت عدم پاسخگویی آنان را در مقابل سؤالات و ابهامات جویا شده جواب داده اند:
ارغنده پور: کجا سانسور کرده اند؟ فعلا که بیشتر تریبون ها در اختیار مخالفان آقای خاتمی هست. درواقع به دلیل یکسانی هدفی که با بخشی از حاکمیت دارند همین تریبون های محدود در اختیار آنها گذاشته شده تا خاتمی به دست نیروهای با مارک اصلاح طلبی تخریب شود. شما هم بی صبری نکنید برای جواب گرفتن سوالات. تا انتخابات وقت بسیار است و به همه پرسش ها باید پاسخ داده شود. هم خود آقای خاتمی که در معرض پرسش ها هستند و هم نزدیکان ایشان با طمانینه به همه پرسش ها پاسخ خواهند داد.
آقای عبدی،
بهتر نیست همین توصیه ی آقای ارغنده پور:" پایدار" و "مصمم" اجابت شود تا یواش یواش آقای خاتمی و تیم ایشان آماده ی پاسخگویی به سؤالات موجود شوند؟
ولی کاش
کاش در ابتدا به سؤالات اساسی پاسخ میگفتند که ....
و می گفتند: چرا مثل باراک حسین اوباما شفافیت را بر پشت پرده نشینی بر نمی گزینند و؟ مگر ندیدند که او چکونه دل مردم ناراضی را بدست آورد؟ رگ گویی بحدی که در زمان ریاست جمهوری بوش با تمام سیاستهای داخلی و خارجی او با او مخالفت علنی کرد مخالفت کرد و وعده داد که اگر او بر سر کار بیاید اینکار و آن کار را خواهد کرد ... و می بینیم که در این مدت کوتاه این مرد آفریقایی آمریکایی چگونه خلف وعده نکرده و یک به یک به وعده هایش عمل کرده ، آقای خاتمی بعوان یکی ایرانی الاصل چرا باید اینقدر ترس در بیان نظراتشان داشته باشند؟ و چرا اینقدر مجبور به تدبیر( هم خانواده ی تردید) در تصمیم گیری هستند و چرا اینقدر دست به عصا نظرات واقعی خود را از مردم مخفی میکنند؟
از ترس اینکه رد صلاحیت شوند؟
خوب اگر این ترس وجود دارد بهتر نیست اگر واقعا قصد اصلاح دارند گربه اصلاحات خود را دم حجله ی ریاست جمهوری بکشند و راست و حسینی به مردم بگویند : مردم ! اگر مرا برای پست ریاست خود انتخاب کنید من ، برای رفع مشکلات نداشتن استقلال شما اینکارها را خواهم کرد و برای نداشتن آزادیهای شما اینکار را خواهم کرد و در مورد کسانی که بیگناه و خلاف قانون زندانی شده اند زندان گوانتاموی ساخته شده را می بندم .... و مالیاتها را اینگونه تصحیح خواهم کرد و کارخانه های بغارت رفته آن خواهم کرد و .... مبارزه با فساد را اینگونه انجام میدهم و .... و اجازه بدهند که مخالفانشان اگر میخواهند با نظرات ایشان برای اصلاح مخالفت کنند ، در همان اولین قدم نیت خود را بروز دهند و مثلا ایشان را رد صلاحیت کنند و آب پاکی را روی دست مردم بریزند؟
و
و اگر هم بالاجبار تایید صلاحیت شدند به پشتوانه ی همین وعده های داده شده به مردم قبل از تایید صلاحیت ، با عزم و اراده ی جدید خلق کرده در خود ، از همان روز اول با قاطعیت رای مردم یک به یک وعده های خود را عملی کنند و در مقابل فتنه ها و سنگ اندازیها ی مخالفان هم مرتب به پشتوانه ی خواست مردم به مخالفان بگویند: من با مردم در این "راه " و برای تحقق این شعارها بیعت کرده ام اگر فکر میکنید نظر مردم خلاف اینست میخواهید مردم به خیابان بیایند و نظر خود را دوباره بگویند و .....
آقای عبدی بنظر شما
آیا این روش شفاف صحبت کردن و صادقانه قول دادن آنهم قبل از تایید صلاحیت بهتر از ملاحظه کاری برای رد شدن از سد تایید صلاحیت نیست؟

۷ اسفند ۱۳۸۷ ۹:۰۵ بֽظֽ | Reply

دانشجو :

دانشجویان برای اعتراضشان نسبت به سوء استفاده از شهدا با دفن آنها در صحن دانشگاه ها ، آنهم بعد از بیست سال خاتمه از جنگ و نبود ضرورت طبیعی اینکار تحت شدیدترین فشارها هستند
آقای عبدی میخواستم بعنوان یک کارشناس مسایل آشنا سوال کنم که وظیفه ی جناح اصلاح طلب و کاندیدای اصلاح طلب در این شرایط فشار بر دانشجویان چیست؟ ایا سکوت آقایان مدعی اصلاح طلبی ، بنظر شما در این موضوع و در این رفهه ، قابل دفاع است؟
آیا نباید این عزیزان همانطوریکه در مورد بقیه مسایل مثل ارتباط دولت نهم با آمریکا موضعگیری میکنند ، در مورد دفن شهدا در دانشگاه نیز موضعگیری کنند؟ تا لااقل دانشجویان نظر واقعی این جناح منتقد دولت را بطور شفاف متوجه شوند و تکلیف خود را بدانند؟

۷ اسفند ۱۳۸۷ ۹:۱۵ بֽظֽ | Reply

عبدالرضا :

سؤالی برای من ایجاد شده که بهتر دیدم با شما مطرح کنم . جناح مقابل اصلاحات هر موضوعی کوچکی را از زاویه قانون می بینید و کار را به دادگاه می کشاند ولی جناح اصلاحات هر توهین و هر تهدید و هر کاری با آنها میشود منفعلانه برخورد میکنند و از زاویه قانونی به این تهدیدات نگاه نمیکنند و از توهین کننده یا تهدید کننده شکایت نمیکنند چرا؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دلیل روشن آن است که مرجع رسیدگی را بیطرف نمی داند.

۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۰۳ بֽظֽ | Reply

عبدالرضا :

قبول
مرجع رسیدگی بیطرف نیست . ولی اینان میخواهند در این زمین و با این داور بازی کنند و مردم را نیز تشویق به آمدن در این زمین میکنند تا قانون مرجع رسیدگی شود ... به هر حال وقتی کسی شعار قانون قانون و قانون میدهد بهتر نیست خود پیشقدم شود و ... از بی قانونیها شکایت کنند و .... و مردم را نیز تشویق به این راه کند؟
بهتر نیست این توپ قانون قانون را در عمل به زمین قوه قضاییه - بعنوان یکی از مهمترین قوه های اجرای قانون - بیاندازنند تا به جای آسودگیهای آنان و حمایتهای جانبدارانه آنان ، آنها باشند که در مقابل سؤالات جوابگو باید شوند و باشند؟
در ضمن
به تاسی از استدلال خود اصلاح طلبان ، وقتی قانونا از بی قانونیها در دادگاه های مربوطه و از انواع و اقسام فسادها شکایت شود - و این شکایتها گسترده باشد - آن وقت قوه قضاییه نمی تواند بیطرف نباشد و فقط جانب یک طرف دعوا را همیشه بگیرد
همین استدلالی که در جواب به عکس العمل در مورد تقلبات میشود که خود اینان میگویند وقتی استقبال مردم از یک کاندیدا زیاد باشد امکان تقلب برای جناح مقابل سخت میشود و هزینه ی زیادی برای آنها دارد
خوب شکایت بردن به قوه قضاییه، و بردن درگیریها به صحن دادگاه ها بجای شکایت بردن بخدا ، نیز یکی از راه های بالا بردن هزینه ها برای مخالفان اصلاحات است چون از طریق همین شکایت از بی قانونی ها و فسادهاست که پروسه اصلاحات به سر منزل مقصود نزدیک میشود .... و گرنه با حلوا حلوا گفتن که دهان شیرین نمیشود و کارهای خراب اصلاح؟
البته تا نظر شما در این مورد چه باشد؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
البته که پیشنهاد علی الاصول خوب است اما چون در مواردی نتیجه نداده لذا چندان پیگیری نمی کنند گرچه در مورد آقای موسویان تا حدی هم نتیجه داد و در این موارد بهتر است اقدام نمود.

۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۵۸ بֽظֽ | Reply

محمد علی :

چاقوی دو لبه تخریب

محمد خاتمی مرد دلسوز و اخلاقی بعد از تلاش و پیگیری و حمایت شدید طرفدارانش در گروههای مختلف، اعلام کاندیداتوری کرد. اما امروز انگار شکی عجیب در او و احزاب حامی ایشان احساس می شود. اینکه ایشان در حال برنامه ریزی چه کاری هستند هنوز مشخص نیست و باید به انتظار نشست. ولی تنها حدسی که می توان زد این است که آقای خاتمی در حال سنجش شرایط و محبوبیت خود و از طرفی منتظر اقدام آقای میرحسین موسوی است. گویی آقایان خاتمی و میرحسین موسوی منتظر انظار مردم هستند که زمینه برای ورود کدامیک مساعد است.

منتقدین ایشان اما چندیست کار خود را شروع کرده اند.

منتقدین آقای خاتمی در دسته کاملاً جدا قرار می گیرند. دسته اول اصول گرایانی که ترس بازگشت به زمان های گذشته را دارند که به وضوح توسط مهره های اصلی ایشان از جمله آقای شریعت مداری در پیشروی هستند. نقد این دسته از خاتمی عموماً نقدی تند و مردم ناپسند است. چه بسا خود ایشان نیز این واقعیت را فهمیدند که چند روزی است سکوت کرده اند.

اما دسته دوم منتقدین افرادی هستند که در مقایسه با اصول گرایان مشترکات فکری بیشتری با آقای خاتمی دارند، کسانی چون آقای کرباسچی. مسئله ای که چند روزی است مورد بحث در محافل مختلف اصلاح طلبان است تندروی این عده در انتقاد از خاتمی و تخریب خاتمی در بوسیله نقد های تند است.

اولین و ساده ترین نتیجه گیری که می توان کرد این است که هدف گروه دوم منتقدان کاندیدا نشدن آقای خاتمی است. چون شاید در این صورت نامزد اصلاح طلبان آقایان کروبی شود که بیشتر مورد قبول منتقدین می باشد. اما با کناره گیری آقای خاتمی به نفع آقای میرحسین موسوی بو ورود ایشان به عرصه انتخابات آقای کروبی نه تنها رای در بین مردم ندارد بلکه بسیاری از اصلاح طلبان و حتی نزدیکان خود آقای کروبی به سمت آقای موسوی کشیده خواهند شد. بنابراین منتقدین آقای خاتمی اگر به هدف منصرف کردن آقای خاتمی از ورود به انتخابات و پشتیبانی عموم اصلاح طلبان از آقای کروبی کمر به نقد تند ایشان بسته اند، راهی خطا را در پیش گرفته اند.

۸ اسفند ۱۳۸۷ ۱:۲۱ قֽظֽ | Reply

امید :

در تایید پیشنهاد آقای عبدالرضا
و در رابطه با تهدیدی که سردبیر کیهان علنا داشتند و یکی از مصادیق بارز تشویش اذهان عمومیست فکر میکنم بجای بیانیه دادنها بهتر بود به دادگاه شکایت می بردند و خاکریز را از همین ابتدا در آنجا بنا میکردند که در آینده بسیار از این شکایات می بایست آنجا طرح و پیگیری شود


و اما در مورد نوشتار جدید شما
اتفاقا چند وقت است این سؤال در ذهن من نیز رژه میرفت که چرا برخی یک موضوع را برای دیگران نمی پسندند و برای خود می پسندند
مثلا خیلی از اصلاح طلبان اصلاحات شاپور بختیار را قبول ندارند و نداشتند
البته من نیز قبول ندارم چون دیگر خیلی دیر بود و شرایطی که ایشان نخست وزیری را قبول کردند شرایط نرمالی نبود و بدرد نمیخورد
ولی این قبول نداشتن را امروز نیز برای اصلاح طلبان طرفدار آقای خاتمی هم قبول ندارم
ولی طرفداران آقای خاتمی آن اصلاحات را قبول ندارند ولی وقتی نوبت به خودشان میرسد جوری استدلال میکنند که اگر ببریم و روی شاپور بختیار این استدلال را منطبق کنیم از دل آن این بیرون می آید که یکی از اشتباهات انقلاب این بود که مردم به اصلاحات شاپور بختیار نه گفتند و خواستار دگرگونی اساسی تر شدند
بنظر شما منطق امروز اصلاح طلبان بر اصرار دوباره بر اصلاح طلبی شان منطق عام دارد؟ و با خواست و موقعیت خودشان وابستگی ندارد؟ مثلا اگر جایگاه ها عوض شود ، آقایان باز هم همین منطق را برای شرکت در انتخابات قبلا استصوابی شده قبول دارند؟ یا نه ؟

۸ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۴۸ قֽظֽ | Reply

بهرام :

سلام آقاي مهندس عبدي

دوست عزيز ‘ آقاي محمد" قرار بود كه سوال خود در خصوص علت حمايت تلويحي شما از آقاي كروبي در شرايطي كه رياست ستاد ايشان نيز به اقاي كرباسچي واگذار شده را از ذيل پست "نه معتاد؛ نه جانباز؛ بلكه انسان" به اين پست انتقال دهد تا پاسخ شما را هم ببينيم . بنده هم حس كنجكاوي تحريكم كرد كه پاسخ و تحليل شما در اين ارتباط را بخوانم. البته طرح چنين سوالي لزوما به اين معنا نيست كه چرا آقاي عبدي كه زماني از منتقدان جدي سياست هاي تعديل كارگزاران سازندگي بود در حال حاضر به اين نتيجه رسيده كه مي تواند در كنار فرد تكنوكراتي مثل آقاي كرباسچي فعاليت انتخاباتي كند. به نظرم در عالم سياست اين يك حركت بسيار طبيعي است و نبايد به همه چيز مطلق نگاه كرد و همواره برنظرات سابق باقي ماند و از اين منظر نظر دوست محترم اقاي محمد را قبول ندارم. قطعا حقيقت كه بطور مطلق در اختيار يك فرد يا يك جريان سياسي كه قرار ندارد. بدون آنكه خواسته باشم جريان فكري كه آقاي عبدي بدان معتقد است و همين طور اقاي كرباسچي‘ را صد در صد نفي يا تاييد كنم مايلم نظرات جنابعالي را در اين زمينه بخوانم.
متشكرم
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این سوالات ناشی از نوعی مغلطه است. زیرا ابتدا باید مشخص کنند که چه کسی تغییر موضع داده است؟ گرچه تغییر موضع فی نفسه اشکال ندارد اما مهم است که بدانیم چه کسی و چرا تغییر موضع داده است.
آقای کروبی از حیث سیاست تعدیل در نقطه مقابل آقای هاشمی بود و از این نظر نگاه بنده مبتنی بر تغییری نیست (در این مورد خاص) خوب شاید شما این سوال باید از آقای کرباسچی بپرسید . سوال کننده چنان می پرسد که گویی دیگران محور مختصات هستند و این بنده هستم که تغییر موضع تاکتیکی داده ام اما در این مورد خاص کاملا قضیه متفاوت است.
نکته دیگر این که اساس سیاست همین است به شرطی که هر تغییری قابل دفاع و قابل تحلیل و منطقی باشد لذا بجای این انتقاد باید بگوید این سیاست چه اشکالی دارد؟ حالا اگر در نقطه مقابل ایشان بودم دلیل حقانیت بود؟ بعلاوه در دوم خرداد هم ایشان از خاتمی حمایت کرد من هم همینطور آیا آن هم اشکگال داشت؟

۸ اسفند ۱۳۸۷ ۱:۱۲ بֽظֽ | Reply

دولت آبادي :

کروبي آدم معقولي است اما چيزي که دل مرا مي آزارد نحوه زندگي اشرافي اوست. روابطي هم با هاشمي دارد که خوشم نمي آيد . اما در کل درصورتي که قرار باشد بين خاتمي و کروبي يکي را انتخاب کنم کروبي را انتخاب مي کنم . اگرچه چارچوب فکري درستي ندارد اما همينکه اهل مشورت کردن است اين مشکل حل مي شود. در ضمن هاشمي از شوراي فقهي حرف زده و احتمالا منظورش شوراي رهبري است و لابد مي خواهد در اين شورا باشد . رهبر فعلي ما خيلي بهتر از چنين شورائي است که هاشمي در آن باشد . من يکي که هاشمي را به هيچ وجه من الوجوه قبول ندارم و فکر مي کنم همين الان هم بعضا نظرات خود را بر رهبري تحميل مي کند . اگر روزي قرار باشد چنين شورائي تشکيل شود که هاشمي در آن باشد بهتر است اسمش را شوراي سلطنتي بگذاريم .

۸ اسفند ۱۳۸۷ ۴:۱۹ بֽظֽ | Reply

محمد اسدي :

جناب آقاي عبدي
تحليل‌هاي شما درباره مسائل سياسي و اجتماعي را پيگيري مي‌کنم . اما درباره رويکرد اخير و برخي از دوستان ديگر در قبال آقاي خاتمي بيشتر مسائل شخصي ( بغض معاويه نه حب علي ) را دخيل مي‌دانم .
اگر خاتمي به محافظه‌کاري مشهو شده است آقاي کروبي گرفتار همه جانبه مصلحت انديشي است و مصلحت سنجي دردي است که بخشي از گرفتاري‌هاي جامعه ايران از آن نشات مي‌گيرد.
ـ‌ آقاي کروبي نيز برخلاف ذهنيت برساخته در اردوگاه مخالفان خاتمي ، فردي تجربه شده است و نمي‌توان حمايت از آن در اين چارچوب توجيه کرد .
ـ نمي‌دانم منظور شما از قاطعيت و شجاعت در پيشبردا امور چيست ولي تجربه مديريتي کروبي چنين چيزي برداشت نمي‌شود . به نظر ميرسد شجاعت توام با منطق و نه احساس و در عين تدريجي به نتيجه‌اي بهتري رهنمون خواهد شد .
ـ آنچه که مسلم است حزب اعتماد ملي در نقش اسب ترواي طيف ايفاي نقش مي‌کند
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست محترم در مصاحبه هیچ مقایسه ای میان این دو صورت نگرفته است که چنین نکاتی را در نقد موضوع بگوییم. موضوع این دو از دو منظر جداگانه برسی شده است.

۸ اسفند ۱۳۸۷ ۶:۲۴ بֽظֽ | Reply

شایان :

باورم نمی شود که عباس عبدی از کسی مثل کروبی حمایت کند. آقای عبدی که برای اصلاح این مملکت زندان رفته کجا و کسی که مجلس ششم را با کارهایش فرمایشی کرد کجا؟!!! آن هم مجلسی که فکر نکنم در جمهوری اسلامی دیگر تکرار شود. صحبت های دی ماه پارسالش که یادتان است؟ گفت در دیدار با رهبر گفتم "مجلس اهل اطاعت است" از اول مجلس را چه کرد!!! شیر بی یال و دم و اشکم!!!

۸ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۱۵ بֽظֽ | Reply

شایان :

راستی یک نکته دیگر:من هم مثل آقای "دانشجو " مخالف خاکسپاری شهدا در دانشگاه و سوءاستفاده از آنان هستم. این عزیزان از جانشان برای وطن گذشتند و این کم چیزی نیست. حالا بعضی ها آن قدر بی حیا و بی چشم و رو هستند که از استخوان های آنان هم می خواهند سوء استفاده کنند. ای کاش تحلیلی در مورد این مسئله می نوشتید

۸ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۳۲ بֽظֽ | Reply

فروزنده :

با سلام
میخواستم فلسفه غیر قانونی بودن بیش از دو دوره متوالی ریاست جمهوری برای یک فرد را جویا شوم که با چه استلالی قانون اساسی اجازه نداده که یک فرد بیش از دو دوره متوالی ریاست جمهور شود؟
و همچنین میخواستم نظر شما را نسبت به مادام العمر شدن ریاست جمهوری آقای هوگو چاوز بپرسم
با تشکر و سپاس
////////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
توهین به جامعه و پوشاندن بدن دیکتاتوری در لباس دموکراسی.

۹ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۰۰ قֽظֽ | Reply

محمود :

با سلام وعرض ادب

آقاي عبدي عزيز من از دوستداران وبازديدكنندگان هميشگي مطالب شما هستم.نوشتارهايي هم از من در وب سايت شما منتشر شد وپس از بسته شدن پنجره نظرات اقدام به راه اندازي وب سايتwww.seyasatrooz.blogfa.comنمودم كه مطالبي در ان نوشته مي شود.اما

سئوال
1- خيلي مايلم ببينم عباس عبدي كه خاتمي را تداركاتچي نام نهاد چطور دوربرگردان زده وبا كروبي قصد ورود به صحنه را دارد وپس از شكست انتخاباتي بر كروبي چه نام خواهد نهاد؟
2-واقع بيني يك اصل انكار ناشدني است درحالي كه همه چيز حكايت از رقابت بين خاتمي واحمدي نژاد است چرا شما جانب كروبي راگرفته ايد.

باتشكر
////////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برای این که فرصت خواندن مطالب بنده را تا کنون نداشته اید امیدوارم در آینده این فرصت پیش آید. این همه مطلب نوشته ام بهتر بود یک جای آن گرفته می شد و نقد می شد.

۹ اسفند ۱۳۸۷ ۷:۲۴ بֽظֽ | Reply

محمد :

سلام آقاي عبدي
من شما را تحليلگر فهيمي مي دانم و مايلم از خود شما درباره عقلانيت مندرج در حمايت شما از مهدي كروبي و حضور در جمع مشاوران و ستاد وي سوال كنم. من هم مثل شما جامعه شناسي خوانده ام و بيشتر از موضع تحليل جامعه شناسي سياسي به دنبال پاسخ سوالهايم هستم.
1. شما در يكي از مصاحبه هاي خود گفته بوديد كه وقتي لايحه هاي دوگانه آقاي خاتمي با مشكل مواجه شد، بايد از قدرت كناره مي گرفت و اصلا نبايد دعوا مي كرد. به عبارتي نظريه خروج از حاكميت شما اين بود كه اگر پتانسيل كار كردن وجود ندارد چرا بايد ايستاد و بر سر قدرت دعوا كرد. حال سوال اين است كه امروز نسبت به گذشته چه اتفاق ساختاري در درون نظام سياسي رخ داده كه پتانسيل كار كردن را تقويت كرده است؟ اگر اختيارات رياست جمهور به همان اندازه كه هست براي پيمودن راه اصلاحات كفايت نمي كند پس چرا بايد از كروبي براي ورود به قدرت حمايت كرد؟ وي چه مزيتي نسبت به خاتمي دارد كه وي را گزينه مناسبي براي رياست جمهوري مي دانيد؟
2. شما جامعه شناسي خوانده هستيد و مي دانيد كه تاريخ تأثير خود را بر جوامع به جا مي گذارد. راه اصلاحات واقعي نيز كار تدريجي براي رفع موانع تاريخي است. مهدي كروبي در مقايسه با خاتمي چه مزيتي براي فائق آمدن بر اين موانع تاريخي دارد؟
3. آيا وارد شما به عرصه فعاليت انتخاباتي در كنار غلامحسين كرباسچي با مشي دهه 1370 شما در مقام يكي از بزرگترين منتقدان سياست سازندگي در ايران كه اتفاقا كرباسچي يكي از اصلي ترين مدعيان آن بود در تعارض نيست؟
4. اگر تصور مي كنيد كرباسچي و تفكرات وي تغيير كرده و مي تواند به جاي آنكه مورد نقد شما باشد، همكار شما باشد، آيا چنين تحليلي درخصوص خاتمي صدق نمي كند؟
5. اگر بپذيريم كه در نهايت عمده اهداف اصلاحات در ايران همان بيانيه دوازده ماده اي است، كروبي در مقايسه با خاتمي و ميرحسين چه مزيتي براي اجراي آن بيانيه دارد؟
6. هر تغيير ساختاري و اصلاح ماندگار به نيروي اجتماعي قابل ملاحظه اي نياز دارد. آيا امروز كروبي در مقايسه با خاتمي يا ميرحسين چنين نيروي اجتماعي پشتيباني را دارد؟
////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
هر گفتگویی وقتی به ثمر می رسد که ابتدا نظرات یکدیگر را بخوبی بشنویم و سپس و بصورت نظام مند آن را نقد کنیم و پاسخ بشنویم.
اگر شما به درستی انتظار دارید که بنده باید به سوالات در باره مطلب پاسخ دهم متقابل من هم انتظار دارم که دوستان مطالب را بخوانند و هر جایی را که شایسته نمی دانند نقد کنند تا من هم نظرم را پس از آن بدهم.تقریبا پاسخ عمده این مطالب (فارغ از درستی یا نادرستی پاسخها) در نوشته ها هست اگر آنها را قبول ندارید همانها را نقد کنید تا بدانم به چه چیزی باید پاسخ دهم.
درباره آقای کرباسچی هم چون دوست دیگری هم این سوال را نمودند به پاسخ آن کامنت ارجاع می دهم.

۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۲۲ قֽظֽ | Reply

جواب به محمود :

محمود سؤال کرده :

واقع بيني يك اصل انكار ناشدني است درحالي كه همه چيز حكايت از رقابت بين خاتمي واحمدي نژاد است چرا شما جانب كروبي راگرفته ايد.
جواب از منظر خودم ( افسوس)
چون آقای کروبی لااقل این شجاعت را داشته نسبت به ظلم حاضر ساکت ننشیند و جرات داشته نامه به وزیر اطلاعات بنویسد و نسبت به سرکوب دراویش گنابادی اعتراض کند ولی آقای خاتمی با اینهمه اهن و تلپ هنوز در حال تردیدند که جواب به سؤالات را چگونه بدهند و چه شعارهایی انتخاب کنند تا مردم بیشتر فریب بخورند
بنظر شما که واقع بین هستید کدام ارجح ترند؟ آنی که های و هوی دارد یا آنی که سر به تو دارد؟

۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۳۴ قֽظֽ | Reply

عباس :

با سلام

تحليلهاي جالبي راجع به خاتمي نقل شده است كه من فكر ميكنم اكثريت روشنفكران جامعه موافقند (باستثنا يك سري ناتوان كه نتوانستند در برابر رد صلاحيتهاي مجلس مخالفتي مي كنند. )
من ميخواهم صادقانه راجع به يك فرد ديگر بدانم بدون در نظر گرفتن پيش زمينه هاي قبلي:
نقطه ضعف هاي اين شخص را براي ما بنويسيد چراكه من در شك و ترديدم
محمد باقر قاليباف
////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
واقعیت این است که ایشان فردی به معنای رایج سیاسی نیست .
یک فرد سیاسی باید نظر و دیدگاه داشته باشد یا حداقل از یک نظریه و یک محفل فکری شناخته شده دفاع کند و جمع و گروهی را دارا باشد. سیاست بر خلاف اندیشه و حتی مدیریت است محور اصلی آن یارگیری و جذب افکار عمومی و پیشبرد نظری و عملی اندیشه هاست که هیچکدام در مورد ایشان صدق نمی کند. مدیریت هم حتی اگر درست باشد فرع بر سیاست است و در پی آن می آید و نه پیش از آن.

۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۴۷ قֽظֽ | Reply

صامت :

بعضی چنان از خاتمی دفاع میکنند که گویی او یا فرشته است یا دارای عصمت
دوستان تا کی بت پرستی؟
انسانها همه دارای نقاط صعف و قوت هستند بهتر نیست انسانها را با همه خصوصیاتشان ببینیم؟ و نه با عینک بد بینی یا خوش بینی؟

آقای خاتمی صغفهای شخصیتی و خصلتی و ارزشی دارد و کروبی نیز هم چنین
انتخاب و نظر افراد نیز علی الاصول محترم است چرا برخی اینگونه خاتمی را بت کرده اند؟ فکر میکنم چون دشمن خاتمی باشند.
من جای خاتمی بودم دم حجله جلوی این بت سازیهای را می گرفتم
در ضمن معمولا مردم آزموده را آزمایش نمیکنند . مخصوصا اگر نمره قبولی نگرفته باشد. ولی در مورد کسی که امتحان خود را نداده اعماض میکنند و فرصت میدهند و پیشداوری هم نمیکنند .... حالا بین خودمان باشد ، از کجا معلوم اقای کروبی با سابقه و تجربه اش نتواند بار اصلاح نظام را به مقصد برساند؟
دوستان آقای خاتمی ! بهتر نیست دست از روشهای اصولگرایان برداشته ، احساسات کور را کنار گذاشته و به سؤالات موجود جواب دهید؟
1- اگر در انتخابات رای سازی شد ، اقای خاتمی چکونه اعتراض خواهند کرد؟ و به کجا شکایت خواهند برد؟
2- چه کار تازه ای آقای خاتمی خواهند کرد که در هشت سال نکرده بودند؟
3- آیا همانطوریکه خود گفتند هنوز پست ریاست جمهوری ، پستی ندارکاتچیست؟ چه تغییری در این سه سال و اندی نموده؟
4- اقای اوباما بیش از دو سال برنامه های خود را شفاف و بی شیله پیله برای مردم و برای رسانه ها توضیح داد و تشریح کرد و هزاران هزار سؤال پاسخ گفت و علنا با سیاستهای بوش مخالفت کرد و قول و قرارهایی به مردم داد که می بینیم یک به یک در حال ادای آنهاست ، چرا آقای خاتمی بعد از کنار گذاشتن تردیدها هنوز جلوی خبرنگاران حاضر نمیشوند؟ و به سؤالات و ابهامات موجود پاسخ نمی گویند؟ و چرا طرفدانشان میگویند عجله نکنید!! مگر چند ماه تا انتخابات مانده؟ مگر انتخابات خمره رنکرزیست که بزنند توش و در بیاورند مردم به راه بیفتند؟ چرا آقای خاتمی برنامه های خود را تشریح نمیکنند تا مردم فرصت داشته باشند روی آنها فکر کنند و جوانب آن را باز کنند؟
چرا آقای خاتمی مثل دوم خرداد میخواهند در یک فرصت کوتاه با چند شعار مردم را به دور خود جمع کنند؟
ایا نمیدانند شرایط امروز با دوم خرداد سال 76 فرق بسیار کرده؟
مگر قرار نیست این جریان منطبق بر منطق حرکت کند؟ ایا منطق با شلوغ بازی و جنگ زرگری نسبتی دارد؟ و ....
و ...
دوستان و عاشقان آقای خاتمی !
مطئن باشند که مردم عاشق فرد نمیشوند بلکه عاشق کیفیت فرد میشوند و اگر ایشان کیفیتی در خور داشته باشند مردم و نخبه ها و رسانه ها جذب ایشان میشوند و گرنه با اینگونه حلو حلوا گفتنها دهان کسی شیرین نمیشودمسلم

۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۰۳ قֽظֽ | Reply

فروزنده :

در جواب سؤال من مرقوم فرموده اید که به دلیل عدم توهین به جامعه و عدم پوشاندن بدن دیکتاتوری در لباس دموکراسی در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده که هیچکس نمی تواند برای دو دوره ی متوالی کاندید پست ریاست جمهوری شود
میخواستم بپرسم وقتی یک دوره وقفه می افتد چه اتفاق می افتد که این توهین به جامعه را از بین می برد؟ و چگونه این یک دوره وقفه بدن دیکتاتوری را دیگر با لباس دمکراسی نمی پوشاند؟
بهتر نیست مثل هوگو چاوز ، آقای خاتمی درخواست کنند پست ریاست جمهوری بتواند مادام العمر شود؟
////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
البته این فرق است که مثل روسیه نیست که نخست وزیر رییس جمهوری را سر کار آورد تا دو دوره بعد هم بعدا بیاید گرچه باز هم بهتر از مادالعمر شدن چاوز است. اما در باره آقای خاتمی قضیه تا حدی فرق می کند جناح رقیب وی سر کار آمده و الان هم از موضع رقابت وارد می شوند و حتی رقابتی نابرابر. بنابر این مشکل مذکور وجود ندارد.

۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۱۰ قֽظֽ | Reply

میر قادری :

دوستان دقت داشته باشند که در نظامهای بسته مردم یا اصلا رای نمیدهند( در انتخابااتی که انتصاب میدانند شرکت نمیکنند) و یا اگر رای دادند به نفع کاندیدی رای نمیدهند بلکه بر علیه کاندیدی رای میدهند
همان اتفاقی که در دوم خرداد یازده سال پیش افتاد که مردم در حقیقت بر علیه یکی از کاندیداها رای دادند ولی بحساب آقای خاتمی خوانده شد
چرا مردم به نفع کاندیدی رای نمیدهند؟ چون کاندیدای خود در بین کاندیداها نمی بینند تا بتوانند به نفع او رای بدهند
و در این شرایط ، یعنی رای اجباری بر علیه کسی ، فرقی نمیکند که رای به کروبی داده شود تا به خاتمی
امیدوارم دوستان در نظر داشته باشند که هر دو رای بخاطر اینست که کاندید مورد دلخواه در بین کاندیدا ها نیست
همین

۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۱۸ قֽظֽ | Reply

بهرام :

جناب مهندس عبدي

خطاب شما ظاهرا آقاي محمد (سوال كننده ي اصلي) بود و من هم نمي خواهم از طرف ايشان پاسخي بدهم اما از نظر بنده هم قطعا تجديدنظر در اعتقادات سياسي و برداشت هاي جديد از شرايط سياسي كشور و مطابق آن‘ موضع سياسي اتخاد كردن و از اين حقوق طبيعي استفاده كردن‘ يك رفتار كاملا طبيعي است و اگر غير از اين باشد و بدون منطق و استدلال روشن و منطقي از يك فكر و روش سياسي حمايت كرديم‘ رفتاري آماتور و غيرحرفه اي در سياست مرتكب شده ايم. پس بنده نيز مثل شما اعتقاد و التزام به اين رفتار دارم. بيان و نظر شما را مي پذيرم‘ نبايد مغلطه كرد‘ برداشت شخصي من اين است كه يك سياست مدار در عرصه رفتار سياسي خود‘ بايد داراي معيارها و ملاك هايي باشد و بر اساس اين معيارها رفتار سياسي نمايد يا در كنار يك جريان سياسي قرار گيرد. به واقع در عالم سياست‘ جايي براي تعارف و خوش آمد ديگران وجود ندارد‘ و عقل سليم نيز غيراز اين حكم نمي كند. آقاي محمد را نمي دانم‘ اما بحث من كلي بود و در رد يا نفي نامزد انتخاباتي و تركيب هواداران آنها در اين مرحله ادعايي نداشتم و منتهي برايم جالب بود كه بدانم يك سياستمدار شناخته شده همانند آقاي عبدي با آن ويژگيهايي كه از ايشان سراغ دارم آيا ممكن است معيارهاي جديدي براي انتخاب داشته باشد؟ و آيا به چه دليل ممكن است تغيير موضع سياسي داده باشد؟
متشكرم
////////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برای پاسخ به این پرسش درست باید به دلائل ارائه شده از طرف بنده مراجعه کرد . آنها را بخوانید اگر به اصل و منطق و ادعاهای آن اعتراض داشتید بفرمائید من در خدمت شما هستم.

۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۱۲ بֽظֽ | Reply

بهرام :

ممنون. بله معمولا سعي كرده ام مطالب شما را با دقت و تمركز بيشتري مورد توجه قرار دهم. به خصوص درباره ي يكي از دلايلي هم كه در همين پست در پاسخ آقاي فروزنده داده ايد خيلي فكر كردم. به هر صورت متشكرم. اين گفت وگو هم برايم خيلي مفيد بود. موفق باشيد.

۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ۴:۵۴ بֽظֽ | Reply

جاويد - براي جناب ميرقادري :

بنده با شما هم عقيده هستم كه در ايران مردم در انتخابات به يك كانديدا و يا جريان "نه" مي گويند تا اينكه به يك كانديدا و جريان "بله" بگويند.
يعني معتقدم مردم يكبار آري گفته اند و بعد از آن در اكثر انتخابات نه گفته اند و يا اينكه شركت نكرده اند.
منتها اينگونه نيست كه در هر حالتي حاضر باشند كه حتي جواب "نه" را نيز بگويند.در انتخابات مجلس هشتم مردم (لااقل در تهران كه 14 درصد شركت كردند) حتي آن جواب "نه" را نيز نگفتند.

به همين دليل است كه من فكر مي كنم كروبي آن كسي نيست كه راي خاموشها را به خاطر "نه" گفتن بتواند به صحنه بكشد تا به نفع او راي دهند.شايد خاتمي كسي باشد كه بتواند مردم را براي "نه" گفتن به صحنه بكشد.
و به نظر من مسئله اصلي اين است كه چه كسي قابليت اين را دارد كه مردم را تهييج به "نه" گفتن كند.


۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ۵:۵۹ بֽظֽ | Reply

محمود :

باسلام مجدد
اول پاسخ به مهندس عبدي عزيز
من همه نوشتارهاي شما را در وب سايت ويا اعتماد ملي زير زره بين دارم ونقد هم كرده ام مي توانيد در وب سايتم مشاهده كنيد.


پاسخ به نقد كننده من

همه نظر سنجي ها حتي اصول گرا حكايت از اقبال بيشتر خاتمي دارد
اما من شخصا احترام خاصي براي كروبي دارم واو را شمشير اصلاحات مي دانم.
اماع بيني اين است كه بهتر است كروبي بعنوان مهره اي كليدي دركابينه باشد و به خاطر وضعيت فعلي كشور وشخصيت كاريزماتيك خاتمي به نظر من بي تردييد او رييس جمهور آتي خواهد بود البته دريك رقابت سالم.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
با مقدمه توضیح شماموافقم اما انتظار این است که هنگام نقد به مطالب خوانده شده و موارد مورد انتقادتان ارجاع دهید تا بتوان پاسخی مناسب تقدیم کرد.

۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ۷:۵۴ بֽظֽ | Reply

محمد :

سلام اقای عبدی
شما باید چیزی گفته باشید که من نقد کنم. ولی شما چیزی درباره مزیتهای اقای کروبی برای فائق آمدن بر محدودیتهای ساختاری ارتقای اصلاح طلبی نگفته اید. شما به نحو سلبی معتقدید که انتظارتان از خاتمی این بود که حاکمیت قانون را جاری کند و از حقوق شهروندی دفاع نماید. در بند دیگری هم معتقدید وی درخصوص لوایح دوگانه یا باید اشتباه خودش را می پذیرفت و یا باید بر عمل غیرقانونی طرف مقابل اصرار می کرد.
ما می توانیم ساعت ها درباره این که موانعی ساختاری برای هر دو نقد شما بر خاتمی وجود دارد بحث کنیم. مثلا پاراگراف آخر مقاله فقدان حاکمیت قانون شما که می نویسید «در ساختار سیاسی غیرمردم سالار یا ساختار سیاسی دوگانه همواره با تصویب و وجود قوانینی مواجه هستیم که مضمون آن مبهم و کشدار است» می تواند منبع بحثی درباره ساختارهای مولد ساختار دوگانه و مبهم باشد. اما مساله این است که شما هیچ کجای این گفت و گو درباره پتانسیل های ایجابی جناب مهدی کروبی برای فائق آمدن بر این مشکلات ساختاری چیزی نگفته اید که من نقد کنم. برای همین پرسیدم که آقای کروبی کدام ظرفیت بالفعل یا حتی بالقوه را دارد که بر موانع ساختاری فائق آید. شما توضیح دهید یا در مقاله نشان دهید تا من نقد کنم.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به همین دلیل عرض کردم که در مطالعه دقت نشده است. در مصاحبه هیچگاه دست به انتخاب میان این دو نزده ام که مزیتهای یکی را بر دیگری بگویم.ابتدا ورود یکی را فارغ از حضور دیگران رد کرده ام سپس موضوع را محصور به دو نفر که باقی مانده اند کرده ام و گفته ام اگر آقای موسوی زودتر اعلان می کرد ترجیح داشت و به هیچکدام هم موارد مزیتهای آنان مساله من نبوده است.

۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ۹:۰۵ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1105