آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۱ اسفند ۱۳۸۷

«اميد» و پيشرفت


هر ايراني از شنيدن پيشرفت‌هاي علمي، تكنولوژيك كشور خوشحال خواهد شد، حتي اگر چندان متوجه نشود كه هر پيشرفتي با چه هزينه‌اي به دست آمده و يا هر پيشرفت چه تأثير مثبتي در ساير زمينه‌هاي علمي و اقتصادي كشور دارد. با وجود اين خوشحالي بد نيست كه تجربيات تاريخي ديگران را هم مرور كنيم، بلكه عبرت‌هاي موجود در آنها از چشم ما پنهان نماند.
هنگامي كه در تابستان سال 1945، ايالات متحده اولين بمب اتمي را بر فراز شهرهای ژاپن منفجر كرد، حيرت جهانيان را برانگيخت، اما در اين ميان يك نفر بيش از ديگران ترسید و عزم خود را براي الگوبرداري از آن جزم كرد، و اين كسي نبود جز ژوزف استالين رهبر حزب كمونيست اتحاد جماهير شوروي. او كه چند ماه پيش از اين انفجار توانسته بود در كنفرانس‌هاي تهران، يالتا و پتسدام نظام دو قطبي جهان پس از جنگ را با یک قطب روس آن پايه‌ريزي كند و مشروعیت بخشد، و بر این اساس هم خواب‌هاي خوشي براي اروپا و جهان ديده بود، احساس كرد كه با وجود انحصار اين سلاح نزد آمريكايي‌ها هيچ يك از اين خواب‌ها به خوشي تعبير نخواهد شد، سهل است كه بايد دور بسياري از آرزوهاي خود را نيز خط بكشد. به همين دليل و علي‌رغم خسارات بسيار عظيمي كه در طول جنگ با آلمان متحمل شده بود، بلافاصله دست بكار شد تا بمب اتم را بسازد و اين چنين بود كه در كمتر از چهار سال و نيم بعد اولين بمب اتم شوروي نيز منفجر شد و جهان دو قطبی به معناي واقعي وارد دوران توازن وحشت گرديد، و به دليل اعتماد به دستيابي به چنين سلاحي بود كه قضيه برلين نيز از سوی استالین پيش آمد و به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم و جهان وارد جنگ سرد شد.
اين پيشرفت اولين پاتك كمونيست‌ها به غرب بود تا نشان دهند که به لحاظ علمي عقب تر از امپریالیسم نيستند، اما تك و حمله بعدي نیز در راه بود تا جلوتر بودن خود را به رخ جهانیان و مردم شوروی بکشند، و این هنگامي بود كه يوري گاگارين روسي قبل از غربي‌ها در آوريل 1961 وارد فضا شد و زمين را دور زد، در نتیجه جهان غرب و ايالات متحده در بهت و حيرت بيشتري فرو رفتند. در ادامه نیز روس‌ها در مسابقه تسليحاتي و تكنولوژيك رقابت طاقت‌فرسايي را پيش گرفتند، تا این که با موشك‌هاي اس.اس.20 و قاره پيما و چند كلاهكي خود كه به هزاران فروند بالغ مي‌شد، تمام نقاط حساس غرب را نشانه گرفته بودند، اما يك جاي شوروي مي‌لنگيد و از همان جا هم ضربه خورد.
همه می دانند كه در سالگردهاي انقلاب كمونيستي اكتبر 1917، مقامات شوروي رژه بسيار مفصلي برگزار مي‌كردند، اين رژه در ميدان عظيم كرملين بود و ارتش سرخ با تجهيزات خود رژه مي‌رفت. اولين گروه سربازان پیاده نظام با كلاشينكوف بودند، در مرحله بعد نيروهاي صاحب تيربار و سپس خمپاره و توپ و موشك و... در پايان نيز موشك‌هاي عظيم قاره‌پيمايي قرار داشت كه هر يك از آنها براي كشتن چند ميليون نفر كفايت مي‌كرد و حتي ظاهر آنها نيز وحشت‌انگيز بود، رژيم شوروي به اين سلاح‌ها در ابعاد گسترده مجهز بود، اما پس از اين موشك‌هاي غول‌پيكر، يك خودروي كوچكي مي‌آمد كه پيرمردي عينكي در آن نشسته بود و يك دفتر و دستك هم جلويش بود. اگر می پرسيدند اين ديگر چيست؟ پاسخ داده می شد، اين سلاحي مخرب‌تر از موشك‌هاي اتمي اس.اس.20 است اين نظام بوروكراتيك و اداري فاسد و ناکاآمد اتحاد جماهير شوروي است. اين نظامي بود كه آن دستاوردها را ايجاد كرده بود، اما خطر خودش براي مردم شوروي بيشتر از آن موشك‌ها بود.
هنگامي كه گورباچف بر سر كار آمد، براي این که وضعيت به غايت عقب‌مانده كشور را نشان دهد، در روي صفحه تلويزيون ظاهر شد و دو عدد پاك‌كن كه يكي آلماني بود و ديگر روسي را روي سياهي مداد كاغذ كشيد، معلوم شد، پاك‌كن روسي جز سياه‌تر كردن كاري نمي‌كند و پاك‌كن آلماني سياهي مداد را به خوبي زايل مي‌كند. نتيجه گرفته شد كه دانش‌آموز روس با موشك اس.اس.20 نمي‌تواند دفترچه خود را پاك كند و نيازمند پاك‌كن آلماني است، كاري كه روس‌ها از ساختن آن عاجز بودند. چرا؟ چون با توليد پاك‌كن خوب نمي‌توانستند رژه بروند، اما روزي كه اين رژيم سقوط كرد، يكي از مشكلاتش نداشتن بودجه براي برچيدن و نابود كردن موشك‌هاي غول‌پيكر و فوق مدرن و قاره‌پيماي اس.اس.20 و امثالهم بود، و اين موشك‌ها وبال گردن مردم شده بود. و قاچاق مواد اتمي اين موشك‌ها در روسيه نيز داستان مفصلي است كه بسيار شنيدني است.
نظامي كه مي‌توانست به كره ماه برود، قادر نبود فساد اداري و دستگاه بوروكراتيك خود را اصلاح كند؟ قادر نبود رضايتي پايدار در مردمش ايجاد كند، و نيز قادر نبود پاك‌كني با كيفيت مناسب براي دانش‌آموزانش تولید و عرضه نمايد، و اين چنين بود كه با بن‌بست مواجه شد.
پيشرفت اجتماعي كليت تجزيه‌ناپذيري است كه بايد همه وجوه جامعه را دربرگيرد، شايد بتوان از طريق تزريق هورمون، بخش‌هايي را به صورت موضعي و موقتي تقويت كرد، اما عدم توازن در كليت مجموعه، خطراتش بعضاً بيشتر از عدم پيشرفت است. پس بهتر است بجاي تبليغات قدری تأمل كنيم، شايد تجربه ديگران را تكرار نكنيم.رقابت با غرب از خلال مسابقه تکنولوژیک مضحک می نماید. این رقابت در عرصه های دیگر امکانپذیر است و نباید برای فرار از آن عرصه ها رو بسوی مسابقه تکنولوژیک آورد که سرنوشت ناخوشآیندی را برای رقابت کننده رقم خواهد زد.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

سیاوش :

آقای عباس عبدی عزیز
متاسفانه یا خوشبختانه فرافکنی یکی از سپرهای رفتاری آدم دوپا برای دفاع از خودش است. با پوزش باید عرض کنم شما با تمام قوا پرونده سیاه خود را دارید خط خطی می کنید.
شما و همقطارانتان روزی در برابر فروهرها مختاری ها پوینده ها جانباختگان قتل عام 67 بختیارها سامی ها زهرا کاظمی ها و هزاران جانباخته راه آزادی ایران از چپ و راست و ملی و سلطنت طلب و جمهوری خواه و کمونیست و ... زانو خواهید زد.
جمهوری اسلامی به زباله دان تاریخ خواهد پیوست. و شما که زندانبان بزرگمرد شریفی چون امیرانتظام بودی (بی جهت انکار نکنید آقای عبدی)
تصور نکن ما فردا برایتان فرش قرمز پهن
می کنیم.
نترسید!
اولاً حتم داشته باشید که حکومت شما دیگر نفس های آخرش را می کشد.
در ثانی اگر از تهمتهای 30 ساله دست برندارید ما شما را بدون غرض و کینه شخصی محاکمه خواهیم کرد. در یک دادگاه مردمی شما باید پاسخگو باشید که چرا با مردی چون امیرانتظام آنگونه رفتار کردید. شما در نظر مردم بی اعتبارید آقای عبدی.
سعی نکنید آقای امیرانتظام را تخریب کنید.
پرونده سیاه خودتان را سیاهتر نکنید.
آرام باشید. چرا اینقدر پر هیجان و در تکاپو هستید. حالا که دیواری نیست از آن بالا بروید در خانه آرام بنشینید و حرف نزنید.
من برای شما متاسفم و با شما ابراز همدردی می کنم. شما از نظر روحی و روانی سخت تحت فشارید و تعادل ندارید.
می دانم این پیام را منتشر نخواهید کرد. بعید است شما آنقدر جهش ژنتیکی پیدا کرده باشید که به ازادی بیان اعتقاد داشته باشید. شما اگر 30 سال در زندان جمهوری اسلامی هم بروید خمیر مایه تان پاسدار است و بس. نمی توانید عوض شوید. تابوهایی در ذهن تان هست که نمی تونید بشکنیدشان.
بهرحال برای شما روزهای خوبی آرزو می کنم.

۱ اسفند ۱۳۸۷ ۱۰:۳۱ بֽظֽ | Reply

reza :

Hi dear SIAVOSH,I am sorry for you,why u accuse people you know mr ABDI was in the jail for long times and the points he tries to say is %110 right.why you try to crear the hate between iranian what is wrong with the pasdar if some of the leaders are doing wrong how about %99 of them that they love thier country and defend against of enemies,pls come down and be fair .we love Mr ABDI he is responsile man and he does perfect.we are proud of him.be positive my felow country.thanks REZA

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۲:۱۸ بֽظֽ | Reply

جوابی به سیاوش و تشکری ازعباس :

در ابتدا در جواب به سیاوش
آقای سیاوش مطئمن هستم که شما یک آشوبگر واقعی هستید.( اثبات خواهم کرد) کسی که همواره سنگریزه در جیب - مثل دوریالی های معروف- دوست ندارد به هیچ وجه هیچ آبی آرام داشته باشد مبادا صافی آن بتوانند آیینه ای باشد برای هویدا شدن حقیقت
مطمئنم شما از جنس کسانی هستید که فقط در آشوب احساس رضایت میکنید( اثبات میکنم)
مطمئنم که شما دلسوز این کشور و این مرزو بوم هم نیستید چرا که زیر این نوشته ی از سر دلسوزی این چنین کامنتی را نمیگذاشتید و این جملات بیمار گونه را درج نمیکردید تا ناخواسته یا خواسته آب را به نفع حاکمان دور افتاده از مردم گل آلود کنید
جنس شما آشناست .
همان جنسی که برای اعدام کردن هویدا ها و رحیمی ها - با همین استدلات بالا- لحظه شماری میکرد تا با از بین بردن زمینه ی یک دادگاه عادلانه برای آنها ، حقایق درون رژیم شاه بر ملا نشود و باز ...
افراد همچون شما ، بتوانند راحتتر از ناآگاهی مردم استفاده کرده و از احساسات کور سوءاستفاده نموده و دوباره استبداد را باز تولید کنند
خیلی وقت بود دنبال کسی هم جنس شما میکشتم که حاضر به صحبت باشد ، به همین خاطر دوست دارم در این تارنما دیدگاه غیر دلسوزانه شما را به چالش دعوت کنم
هر که هستید ؛ اگر مجاهدید، اکر فدایی ، اگر ... هر که هستید
از آقای عبدی خواهش میکنم این فرصت را برای ما دو تا ایجاد کنند تا زود رس سنگهای ساخت آینده را با هم ، وا بکنیم
چون بنظر من ، در فردای ایران نیز- همچون سال 57 - بزرگترین مشکل مشکل افراد هم جنس آقای سیاوش است که با این تفکر مجدد استبداد را به نوعی دیگر باز تولید خواهند کرد
آقای سیاوش
شما نه هوادار امیر انتظام هستید
نه یک روز ، زندانی کشیده اید
نه دلسوز
من برای شما متاسفم
چون این شمایید که در همین نوشته کوتاه نشان داده اید از تعادل روحی و روانی برخوردار نیستید (چون این کامنت هیچ ربطی به این موضوع شما ندارد- آیا دلیلی بهتر از این برای نداشتن تعادل شما؟)
بنظر من شما یک آنارشسیت واقعی هستید که فقط در یک محیط های بسته و تاریک می تواند زنده باشد و با کوچکترین نور خورشید و تابش آن از بین خواهید رفت و به همین دلیل نظام شاهنشاهی و این نظام موجود بهترین کشتگاه افرادی چون شما بوده و هست کسانی که در خفا همیشه بهترین نمره ( نمره صد) را بخود داده اند و بدترین نمره را ( نمره صفر) را به دیگران
آقای عبدی خواهش میکنم اجازه دهید- در این فضای مجازی شما - اینجانب مسعود صارمی با آقای سیاوش چالشی اساسی داشته باشیم تا شاید به کمک این بحث . گفتکو ، آینده این نوع تفکر خطرناک ، برای جوانان انا آگاه مانده ی این مرز و بوم ، مجددا خطر ساز نگردد


و البته تشکر از شما بخاطر این نکته سنجی و دلسوزی شما در این مقاله
میدانم که آدم عاقل از تکه پرانی افرادی همچن آقای سیاوش ناراحت نمیشود و دلیل آن همینکه این کامنت را منتشر کرده اید

البته میدانم آنچه در این فضای مسموم بجایی نمیرسد فریاد است
و اما برای شروع بحث با آقای سیاوش
لازم است در ابتدا خود را معرفی کنم تا جایگاه بحث مشخص شود
من دانشجوی ورودی سال 57 هستم
در سال 1360 به دلیل فعالتهای دانشجویی و جو بگیر و بندی که بناحق ساخته شد ، به زندان افتادم و بعد از سه سال بازجویی- چون جرمی را مرتکب نشده بودم و فقط دانشجو بودم - تنها به دلیل اعترافاتی که بعدا توسط دو سه نفر از دوستان بناحق و خلاف واقع بر روی من شد تا از زیر فشار نجات یابند و خود را سبک کنند و وقت کشی کنند و دولت را بیشتر با مردم درگیر کنند و ...( بقیه این سیاست آن دوره گروه ها را در ادامه به تفصیل شرح خواهم داد) در سال 1366 از زندان آزاد شدم
بعد از دوندگی های بسیار ، برای ادامه تحصیل ، از طریق هئیت دانشجویان تعلیقی آقای منتظری دعوت به تحصیل شدم ... مدرک خود را گرفتم و بوطر قرار دادی بکار مشغول شدم ....بعد از سه سال کار در موقع استخدام رسمی - به دلیل سوء پیشینه - و عدم تمکین بر خبر چینی - از کار اخراج شدم .... در نهایت همه راه ها را بر خود بسته دیدم .... با کلی امید و آرزو بخارج آمدم و چه خوب که آمدم
چه خوب که آمدم تا چشم و گوشم باز شود چون در اینجا - در آزادی کامل و زیر نور آفتاب - ماسک از چهره ی بسیاری از آنها افتاد و .... باز این ماسک ظلمی بود که آقایان با بستن و اجازه ی نشر ندادن روزنامه ها و فعالیتهای اینان به مردم ما روا داشتند .....
بنظر من - مثل همیشه ی تاریخ ، امروز نیز در طیف نیروها، دو نیروی افراطی و تفریطی داریم که هر دو مخربند.... و شما ، آقای سیاوش متاسفانه در یکی از این سرهای مخرب قرار دارید و خطر شما همسان خطریست که آقایان در طرف مقابل مرتکب میشوند
ناگفته نماند که من نیز با برخی از مواضع آقای عبدی مخالفم ولی جنس مخالفت من با جنس تخریبی مخالفت شما از زمین تا آسمان فرق دارد ....که در مسیر - اگر امکانش از طریق آقای عبدی فراهم آمد - بیان خواهم کرد
دلیل این چالش اینست که خواندن کامنت شما مو بر اندام من راست کرد چون موضعگیری شما چون دو تیغه قیچی از جنس مواضع کیهانیان بسیار خطرناک و ویران کننده بشمار میرود به همین خاطر مرا واداشت تا از شما خواهش کنم در این سایت ، مواضع خود را واضح بیان کنید و برای شروع در ابتدا برای خوانندگان این سایت بفرمایید آیا جنگ مسلحانه توانست باعث بالا بردن آگاهی مردم شود؟ ایا بهتر نبود نیروها سعی میکردند با رعایت قانون و منافذ آن در راه باز کردن ذهن افراد جامعه تلاش میکردند؟
در صورت جواب شما( آقای سیاوش) سعی میکنم حول آن جواب با هم بحثی در چارچوب با شما داشته باشم به امید اینکه ناظران این بحث بتوانند استفاده های لازم برای ساخت زیر سازی آینده با توجه به چالشهای پیش رو را ببرند
مسعود صارمی
//////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در ذیل این پست کامنتی منتشر نمی شود چون زحمت زیادی متقبل شدید آن را منتشر کردم اما پنجره کامنتها مخصوص پست قبلی است.

۲ اسفند ۱۳۸۷ ۹:۲۹ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1109