آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۱۴ اسفند ۱۳۸۷

التزام به منطق اصلاحي مقدم بر هر نتيجه سياسي

اصلاح‌طلبي مبتني بر ارزش‌ها و اصولي است كه تنها در صورت نهادينه شدن آنها در ذهن و انديشه و سپس رفتار ماست كه اميد به موفقيت آن مي‌رود. حرف زدن از اين ارزش‌ها و اصول كار چندان سختي نيست، حتي التزام داشتن به آنها در شرايط عادي نيز كاري است شدني، اما فقط در شرايط خاص و سختي‌هاست كه مي‌توان ميزان اين التزام را در افراد آزمون كرد. انتخابات اخير از اين حيث نمونه مناسبي براي سنجش اين التزام است. از جمله اين ارزش‌ها و اصول از یک سو می توان به لزوم تفكيك ميان انگيزه‌هاي فردي با اعتبار منطق حاكم بر رفتار آنان اشاره کرد‌. و از سوي ديگر باید به ضرورت احترام گذاشتن به انگيزه‌هاي فردي افراد تاکید نمود.
متأسفانه يكي از نكاتي كه در رد و نفی برخی از انتقادات مطرح مي‌شود، محكوم كردن این انتقادات با تمسك به اينكه انگيزه‌ها و مسايل شخصي محرك بيان اين آنها است و از اين گزاره نتيجه مي‌گيرند كه این انتقادات از اساس مخدوش است. اين گزاره كاملاً ضد نگرش و اصول و ارزش‌هاي اصلاحي است و استفاده‌كننده از آن هر كس باشد، قطعاً فردي با مشی اصلاح‌طلبانه نيست. چرا؟
اول اينكه از كجا فهميده‌ايم كه انگيزه‌هاي شخصي (منافع يا كينه‌ها) موجب بيان انتقاد شده است؟ مگر دستگاه انگيزه‌خوان نزد دوستان وجود دارد؟ بعلاوه فرض كنيم كه كسي برحسب اين انگيزه‌ها انتقادي را مطرح كند، چه اشكالي دارد؟ باید دید که آيا انتقادات او پايه و اساس منطقي دارد و يا خير؟ اگر دارد، آن را بايد پذيرفت، فارغ از اينكه هر انگيزه‌اي داشته باشد، و اگر اساس و منطقي ندارد، بايد آن را رد كرد، هرچند بهترين انگيزه‌ها در پشت آن قرار داشته باشد.
بعلاوه اگر قرار به انگيزه‌خواني باشد، ديگران هم مي‌توانند مدافعان يك جريان را با همين انگيزه‌خواني محكوم كنند. مثلاً بگويند كه آنان درپي منافع كشور نيستند، و مثلاً پست و مقام و صندلي مي‌خواهند (كه اتفاقاً مي‌خواهند و هيچ اشكالي هم ندارد و بايد هم بخواهند) و نتيجه بگيرند كه آنان افراد قدرت‌طلب و منفعت‌جو هستند و رفتارشان قابل قبول نيست. اگر طرفين اين حربه را عليه يكديگر بكار برند، در اين صورت چه مجالي براي گفتگو باقي مي‌ماند؟ جالب اينكه برخي از اين افراد براي اينكه متهم به داشتن اين انگيزه نشوند، از الآن مي‌گويند كه در صورت پيروزي مثلاً پست وزارت را نمي‌خواهند. روشن است که اين كارشان چند اشكال دارد. اول اينكه چرا نمي‌خواهند؟ مگر نه اينكه با تمام توان مي‌كوشند كه فردي را به صندلي رياست جمهوري برسانند تا منشاء خيري شود، پس چرا خودشان را از اين كار كنار مي‌كشند؟ آيا اين برخلاف جريان اصلي كه درپي آن هستند، نيست. ضمن اينكه دروغ آشكاري را براي رفع اتهام از خود بيان مي‌كنند كه بسيار زشت‌تر از اصل اتهام است، چون ترديدي نبايد داشت كه با همين استدلال در صورت پيروزي در مصدر امور قرار مي‌گيرند و البته خواهند گفت كه من رغبتي نداشتم و برخلاف ميل و خواستم و به اصرار دوستان و آقاي رييس جمهور اين پست را پذيرفتم تا خدمت كنم و كس ديگري هم نبود كه آن را انجام دهد. و اين سخنان هم در آن زمان وجه ديگري از ريا و دغلكاري را نشان خواهد داد كه جز سقوط ارزش‌هاي اصلاح‌طلبي چيز ديگري را نمي‌توان بر آن نام نهاد.
از نگاه اصلاح‌طلبي، اينكه كسي درپي منافع شخصي يا حتي كينه‌ها و دوستي‌هاي شخصي خود باشد، اما بتواند اين منافع يا احساسات را در چارچوبه‌اي نظام‌مند و منطقي ارايه كند، صد بار ترجيح دارد بركسي كه مدعي است فارغ از منافع و حب و بغض‌هاي شخصي و یا صرفاً براي رضاي خاطر خدا يا منافع ملي عمل مي‌كند، اما قادر نيست كه در يك چارچوب منطقي آن را ارايه كند. چنين فردي هر چند راست بگويد (كه يقين بدانيم به احتمال فراوان دروغ هم خواهد گفت) ضررش براي كشور بسيار بيشتر از كسي است كه در چارچوب منطقي و عقلاني درپي حداكثر كردن منافع خود يا تأمين بغض‌ها و كينه‌ها و دوستي‌هاي خودش است.
اتفاقاً از منظر اصلاح‌طلبانه بايد از همه افراد خواست كه هيچ مانعي در پيگيري اين اهداف شخصي خود ايجاد نكنند و با ريا و تقلب و دو رويي سعي نكنند كه آنها را به گونه ديگري جلوه دهند. صداقت داشته باشند و با شهامت بگويند درپي منافع شخصي خود هستند، اما اين كار را در چارچوب ضوابط موجود و منطق و عقلانيت و با شفافيت كامل انجام ‌دهند و در صورتي كه همه افراد منافع و علايق شخصي خود را به اينگونه پيگيري ‌كنند، منافع جمع نيز به دست مي‌آيد، در مقابل کسانی كه قادر نيستند، منافع عمومي مورد ادعاي خويش را در چارچوبه‌اي منطقي و عقلاني پيگيري نمايند، عمل آنان جز خيانت و ضرر حاصلي براي كشور در بر نخواهند داشت. در واقع مي‌توان گفت كه نقطه محوري اصلاحات تغيير در انگيزه‌ها نيست، چرا كه چنين كاري در قدم اول نشدني است و جز رياكاري و شارلاتانيسم سياسي نتيجه ديگري ندارد. نقطه محوري اصلاحات قاعده‌مند و عقلاني كردن چگونگي حصول به اين اهداف و انگيزه‌هاست. بحث كردن از وجود انگيزه‌هاي فردي و محکوم کردن آنها و فراموش كردن منطق و عقلانيت حاكم بر روش‌ها و استدلال منتقدین، صرفاً ناشي از ضعف استدلال است.
غالب كردن احتجاجات و احساسات بر فضاي گفتاري و كوشش براي به حاشيه راندن نقد و اينكه فعلاً وقت نقد نيست و يا بكار بردن مکرر كلمه تخريب كه جزو كلمات رايج مخالفان اصلاحات است، نتيجه‌اي جز گام زدن در فضاي نامتعين و تيره ندارد و نتايج چنين شيوه‌اي حتي شانسي هم نخواهد شد، بلكه نتايج آن منفي‌تر از آن است كه در ابتدا به ذهن متبادر مي‌شود. وقتي كه اصول و ارزش‌هاي اوليه اصلاحات را در كنش سياسي خود ناديده بگيريم، از هر دو جهت بازنده خواهيم شد، هم اصل مشاركت سياسي را باخته‌ايم و هم نتيجه را.
بجز نكته فوق موارد ديگر را هم مي‌توان در اين مقال مثال زد، كه چگونه فراموش كردن داعيه‌ها، موجب تناقضات رفتاري و شعاري مي‌شود. دستور اينكه بايد شهادت‌طلبانه وارد ميدان شد، يا حسين‌وار آماده مبارزه شد، آن هم در مبارزه‌اي سياسي در چارچوب انتخابات نه تنها نشان از بي‌توجهي مفرط به مفاهيم و آموزه‌هاي اصلاحي است، بلكه حاكي از به سخره گرفتن مفاهيم رايج دانش سياسي نيز هست و چنين سخناني معرف نوعي سردرگمي سياسي و تحليلي و نيز كمك كردن به بي‌اعتباري بيشتر كلمات و مفاهيم در زبان سياسي جامعه ماست. موضوعي كه موجب زمين‌گير شدن اصلاحات شد، اكنون دستمايه‌اي براي دميدن روح مجدد به اين كالبد بی جان یا نیمه جان شده است!!


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

سعید :

""" چنين فردي هر چند راست بگويد (كه يقين بدانيم به احتمال فراوان دروغ هم خواهد گفت) ضررش براي كشور بسيار بيشتر از كسي است كه در چارچوب منطقي و عقلاني درپي حداكثر كردن منافع خود يا تأمين بغض‌ها و كينه‌ها و دوستي‌هاي خودش است."""

آقای عبدی شما از کجا "یقین" پیدا کردید که به "احتمال" فراوان دروغ میگوید! مگر شما هم دستگاه انگیزه خوانی دارید؟
/////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
حرف حساب جواب ندارد و ممنون از تذکرتان حتما از این پس رعایت خواهم کرد. درست است و نباید این گونه می نوشتم.گرچه اصل یادداشت در نقد این انگیزه خوانی بوده ولی گویا آنقدر این خصلت ریشه ای است که خودم هم در دام آن بوده ام.

۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ۵:۳۹ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1117