آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۶ اسفند ۱۳۸۷
نگاه بوقی به رسانه
تا حالا فکر کردهایم که فرق بوق با رسانه چیست؟ مشکل از اینجا شروع میشود که در جامعه ما به چنین تفاوتی توجه نمیشود و برخی تصور میکنند پیشرفت تکنولوژی فقط کمیت مسایل را تغییر میدهد و تأثیری بر کیفیت ندارد. مثلاً اگر در گذشته در کنار خیابان پرده نقالی را میگشودیم و برای مستمع خیابانی، داستان رستم و سهراب را پرده خوانیکرده و پول جمع میکردیم، حالا هم میتوانیم با رسانهای مثل رادیو و تلوزیون یا روزنامه، همان کار پردهخوانی را در ابعاد وسیعتر انجام دهیم . از نظر این افراد پیشرفت تکنولوژی و رادیو و تلوزیون امکان پردهخوانی را در سطح کشور و حتی جهان فراهم کرده است. این نگاه را میتوان نگاه بوقی به رسانه نامید. گویی همانطور که بوق درست شده تا صدای ما را به فاصلههای دورتر برساند، رادیو و تلوزیون هم نقش بوق را برای انتقال این صدا به اطراف و اکناف بازی میکند. در این نگاه، نه مخاطب تغییر می کند و نه محتوای متن انتقالی و نه بازخوردی وجود دارد و نه مسئولیتی به میان خواهد آمد، و پس از پایان نقالی هم باید کاسه پول را برای دور زدن میان جمعیت گرداند و سپس پرده را جمع کرد و جای دیگر بساط خود را پهن کرد. البته نقالی قدیم تا حدی فرحبخش و اختیاری هم بود و هر کس بر حسب وسع خویش و میزان رضایت پولی در کاسه نقال میانداخت، اما بوق جدید از دو جهت متفاوت است. یکی این که به دلیل گستردگی و صدای زیاد آن، در صورت عدم رغبت فرار از استماع آن ساده نیست و باید آن را تحمل کرد و اعصابخوردی آن را پذیرفت. اما تفاوت دیگر این است که در این مورد اخیر قبلاً کاسه را گرداندهاند و از حساب همه مردم و حتی بیش از نیاز پول کم کردهاند و نقال محترم زحمت کاسهگردانی را هم به خود نمیدهد.
اما این بخشی از ماجراست. بخش دیگر این است که مردم و جامعه بر حسب ضرورت و نیاز برای خلاص شدن از انواع بوقهای گوش خراش و اعصابخردکن، در پی دستیابی به «رسانه» هستند. «رسانه» که در نقطه مقابل «بوق» است. فرق رسانه با بوق چیست؟ اول از همه اینکه تأثیرگذاری بوق وابسته به شدت صوت آن یا «دسی بل» صداست. هرچه با شدت بیشتری زده شود، مؤثرتر است. هرچند اعصاب شنونده را خرد کند. اما رسانه از شدت صوت بسیار ملایمی برخوردار در مواردی هم ساکت! است. حتماً دیدهاید کسی که دعوا میکند، میکوشد که صدای خود را بلند کند و فحاشی را با صدای بلند انجام میدهد. اما کسی که قصد آموزش و مفاهمه را دارد، طبعاً و به طور عادی، متین و با آرامش سخن میگوید در حالی که نمی توان فحاشی را با این لحن آرام انجام داد .
در بیان بوقی پیشفرضهایی وجود دارد که در بیان رسانهای نیست. پیشفرض حقانیت پیام، ناآگاهی و بیاطلاعی مخاطب، ضرورت پذیرش پیام از سوی مخاطب و... و در نهایت پذیرش آن و سردادن فریاد پیروزی از سوی بوق زننده. آیا تا به حال یک تریلی پشت سر شما قرار گرفته و از بوق بیابانی برای کنار زدن شما استفاده کرده است؟ این حالت و نیز عکسالعمل و احساس شما، همه آن چیزی است که در بوق وجود دارد. بنابراین در بوق هرچه تُن صدا را بالاتر ببرید موفقترید، اما در رسانه برعکس. در بوق هرچه صدا کلفتتر باشد بهتر است و در رسانه کلفتی صدا نقطه ضعف است. اگر بوق از زندگی حذف شود نه تنها مشکلی نداریم که از آلودگی صوتی هم خلاص میشویم و احساس راحتی داریم، اما اگر رسانه حذف شود احساس کمبود میکنیم. البته در جامعه ما چون رسانه را تجربه نکردهاند، درک روشنی از این کمبود وجود نخواهد داشت. بوق اعصاب خرد کن است و به قول یکی از اهل نظر، وقتی روزنامه ای از نوع بوقی را باز میکنی تا بخوانی، احساس میکنی چند تا سگ از داخل آن میپرند بیرون تا پاچهات را بگیرند، لذا باید زودتر از شر آن خلاص شوی. اما روزنامهای که رسانه باشد، تو را به درون خود میکشد و با تو همدلی و همراهی میکند.
بوق از بوق نمیترسد، در واقع بوق با بوق رقابت میکند، گرچه هر دو به ظاهر دشمن یکدیگرند، به همین دلیل است که از یکدیگر نقلقولهای فراوانی را میکنند و چه بسا حقانیت خود را با ارجاع به بوقهای دیگر ثابت میکنند. از همه مهمتر اینکه رقابت میان بوقها برای آنها جذابیت هم دارد. اما بوق از رسانه میترسد و به دلیل ماهیت رسانه قادر به رقابت با آن نیست و خیلی راحت متوجه میشود که حضور رسانه، موجب تخته شدن دکان بوق میشود. بنابراین دشمنی بوق با رسانه راهبردی و کلیدی است. چون با حضور رسانه، قاعده بازی تغییر میکند. رسانه اصل را بر حقانیت پیام میگذارد، امکان انتخاب را برای مخاطب فراهم میکند، برخلاف بوق به شعور مخاطب احترام میگذارد و آماده است که مسئولیت رفتار و پیام خود را بپذیرد. اگر بوق وسیله ای برای قیمومیت بر افکار عمومی است، رسانه برعکس آن ابزاری برای رهایی و راهیابی و خارج شدن از قیمومیت است. دلیل مخالفت و دشمنی حاد بوق با رسانه نیز همین است. رسانه نیز با رسانه دیگر رقابت میکند، اما برخلاف رقابت بوق با بوق که منجر به بازی با حاصل جمع منفی میشود، رقابت رسانه با رسانه بازی بردـ برد و حاصل جمع مثبت برای مردم است.
مفهوم بازخورد در بوق با رسانه هم متفاوت است. در بوق، بازخورد بصورت تسلیم به انفعال و پذیرش مطلق است، اما در رسانه بازخورد انتقادی و فعال است، لذاست که رسانه از مخاطب متأثر میشود، اما بوق از مخاطب نه. در بوق فضای اجتماعی و عینیت؛ به رنگ سیاه یا سفید است و چون سیاه را نباید انتخاب کرد، پس رنگ سفید را باید پذیرفت. اما در رسانه تنها رنگهایی که وجود ندارد سیاه و سفید است. انواع رنگهای دیگر را میتوان دید و با آنها همراهی کرد و حتی خواهان افزایش برخی از رنگها در رسانه شد. مخاطب بوق گوش است، عنصری که در اکثر حیوانات به غیر از انسان هم وجود دارد و لذا برای جانداران کاربرد دارد. اما مخاطب رسانه، ذهن و عقل و شعور است که مختص انسان است. بنابراین بوق وجه حیوانی انسان را مخاطب قرار میدهد و رسانه وجه انسانی او را. از این رو رسانه برحسب شعور مخاطب تنظیم میشود و کارکردش ارتقای آن است. اما بوق حتی برحسب شور مخاطب هم تنظیم نمیشود. از این رو میتوان گفت بوق مخاطب را احمق و نادان فرض میکند و رسانه او را مطّلع و دانا.
آلودگیهای صوتی یکی از بدترین آلودگیهاست که اثرات مخرب روانی دارد و حتی از آلودگیهای هوا و آب هم تأثیرات مخربتری دارد. آلودگی صوتی را با دسی بل میسنجند که در مناطق شهری نسبتاً بالاست، اما اگر کسی دستگاهی داشت که آلودگی صوتی ناشی از بوقهای «رسانهنما» را اندازه میگرفت، آنگاه معلوم میشد که تا چه حد تحت تأثیر اثرات تخریبی این آلودگی هستیم و روح و روان ما تا چه اندازه دچار اختلال ناشی از این آلودگی است. و چه خوب است که در کنار مبارزه با آلودگیهای دیگر، گروهی هم برای مبارزه با این آلودگی مخرب تشکیل شده و فعالیت کنند.

saeed :
سلام
نوروز مبارک
چه وقت قصد دارید درباره دلایل و علل اینگونه رفتارها مطلب بنویسید؟ آیا اساسا در این مورد قصدی دارید؟
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
امیدوارم پس از تعطیلات مطالبم آماده شود.
۲۹ اسفند ۱۳۸۷ ۷:۱۵ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1128