آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۳۰ اسفند ۱۳۸۷
چرا نوروز؟(و تبریک سال نو)
نوشته آقای امید
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر ، دگر باره جوان خواهد شد
تا چند روز دیگر سال کهنه جای خود را به سال نو خواهد داد . تا چند روز دیگر یک سال دیگر بر عمر جهان و هر آنچه در اوست افزود خواهد شد . تا چند روز دیگر آخرین روزهای سال جاری به پایان میرسد و به همین دلیل است که همه ی نوروز دوستان ِ تغییر و تحول طلب ِ زمستان گریز ، برای آمدن فصل رویش و آغاز سفر در روزهای سال جدید و بیداری و تلاش در آن ، لحظه شماری میکنند ....
نوروز بمانید که ایّام شمایید!
آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی
می آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!
هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!
امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید!
ایّام ز دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید!
از منظر طبیعت ، سالی دیگر با سپری کردن طبیعی عمر، پیر شده و بقول حافظ باید از معادلات روز خارج شود : ... چون پیر شدی حافظ ، از میکده بیرون رو ..... اینجاست که سالی نو آماده و قبراق در یک تغییر و تحول خوشآیند و مطبوع ، در یک انقلاب طبیعی جای سال کهنه را در معادلات روزانه میگیرد و قرعه فال را بنام خود میکند.....
از منظر طبیعت ، سال 1387 بعنوان سالی کهنه و قدیمی شده ی فرصت به پایان برده ، رخت زمستانی خود را در موعد مقرر از تن بیرون میکند تا راه را برای باز شدن شکوفه ها و روئیدن سبزها و به رقص آمدن شاخه ها و پربار شدن درختان باز کند و طبیعت بتواند با زیبایی خیره کننده بالقوه ی که از ترس سرکوب زمستان تا آن زمان در دل زمین نهان بوده، زمین را مسطور و روزهای نو را ایجاد نمایند.... سال کهنه از صحنه بیرون می رود تا زمین بتواند بار دیگر بطور خیلی طبیعی و دلنواز ، وزش شلاق سرد زمستانی ِ مرده ساز را به وزش و بوسیدن باد دلنواز و شمیم خوش بهاری زنده ساز تحویل دهد ....
اما با تغییر و تحول طبیعت و آمدن نوروز و بهار ، آیا در حیات و زندگی ما نیز تغییری حاصل خواهد شد؟
برای یافتن این جواب ، بهتر است در این ایام پایانی سال، در خلوت خود ، بعد از خانه تکانی و رفتن به استقبال بهار ( با سبز کردن سبزه) و قبل از پریدن از روی آتش و دادن تمام زردیها و خمودیهای باقیمانده از زمستان به آتش ( این میکرب کش قوی قدیمی) از خود سؤال کنیم:
وضعیت زندگی ما ، در مقایسه با دیگران ، در سالی که گذشت چگونه بود؟ در سال گذشته مردم ما تا چه میزان توانستند که به نیازها و ضرورت های زندگی خویش دست یابند؟ حکومت طی سال گذشته ، چه خدماتی را به جامعه عرضه داشت؟ نمایندگان مردم، چه کارنامه ای را برای خود ثبت و ضبط نمودند؟ دستگاه های عدلیه و قضایی ، تا چه اندازه موفق شدند به درستی عدالت ورزند و منصفانه داوری کنند؟ دستگاه های امنیتی تا چه حد قادر گردیدند امنیت جانی و مالی و روانی جامعه را برآورده سازند؟ ...... و سرانجام اینکه سال 1387 برای مردم ما چگونه سالی بود؟ و از همه مهمتر از منظر سال کهنه شده و آماده ی رفتن ، سال آینده را چگونه می توان دید؟
پاسخ دادن به چنین سؤالاتی گرچه بسیار ساده و آسان به نظر می رسد، ولی اگربا حس مسئولیت همراه باشد و تنها به اقناع ذهن تکیه نگردد ، دقت و مسئولیت بیشتری را خواهد طلبید که مطمئن ام نخبه ها و دلسوزان و نوروز دوستان در روزهای آتی به همه ی اینها خواهند پرداخت ، ولی در اینجا اجازه میخواهم نگاهی به پیشنیه تاریخی این عید باستانی انداخته و به این سؤال بپردازم که چرا ما نوروز را سالهای سال است که در هر شرایطی جشن گرفته و همچنان جشن میگیریم؟ و پیدایش آن از کجاست؟
واقعیت اینست که زمان و مکان دقیق پیدایش نوروز مشخص نیست. آنچه روشن است این است که آئین های نوروزی از هزارها سال پیش بین ما رواج داشته و همچون درختی کهنسال صدها شاخه از آداب و سنن گوناگون بهاری را در منطقه بزرگی از آسیای شرقی و آسیای میانه تغذیه میکند ....
آنچه مشخص است اینست که برخی از جشن های نوروزی در اثر تحولات سیاسی ، فرهنگی و دگرگونی باورهای منطقه ، همچون چهارشنبه سوری ، به مرور دگرگون شده و برخی هم از بین رفته است..... و آنچه مشخص است اینست که مهاجرت اقوام مختلف به اطراف و اکناف زمین باعث آمیزش بیشتر فرهنگ بومی این مناطق با فرهنگهای دیگر شده که ناخودآگاه بر آئینهای نوروزی باقیمانده از گذشته نیز تاثیر گذاشته ولی
با این وجود هنوز عناصر اصلی و زیر بنایی و از همه مهمتر مفهوم اصیل نوروز در همه جا ثابت مانده و تازیانه ی زمستان دوستان و مخالفت با تغییر در طول تاریخ و حملات بی رحمانه و تاثیرات منفی آنها هم نتوانسته عناصر اصلی این جشن باستانی را دگرگون و یا از بین ببرد. عناصری همچون تلاش برای پاکیزه شدن و پاکیزه کردن یا همان خانه تکانی ، عناصری چون سبز شدن و سبز کردن ، سمنو پزی با جوانه های تازه روییده گندم های انباری ، دادن پلیدی ها به آتش زردی کُش و سرخی ده ، چیدن با سلیقه ی سفره هفت سین و آراستن آن برای دور آن نشستن و گفتن : یا مقلب القول و الابصار ، یا محول الحول و الاحوال ، یا مدبر الیل و الانهار ، حول حالنا الی احسن الحال .... عناصری همچون دور ریختن قهرها و دوریها با رفتن به دیدار بزرگترها و گذاشتن احترام به آنها و گفتگوی امید بخش در دید و بازدید و .... در نهایت رفتن به دل طبیعت و پیوند زدن سبزه های خود با سبزه های طبیعت ا و همنوا شدن با ارکستر جدید و گره زدن امید خود با رویش و سازندگی طبیعت ...
ولی چرا از روزگاران قدیم تا کنون مردم ما و مناطق بزرگی از همسایگان ما بزرگداشت نوروز را فراموش نکرده و در هر عصر و زمانی از آن قدردانی و تجلیل کرده اند؟
چرا نوروز؟
برخی از پژوهشگران و سخن پردازان ریشه ی تاریخی این سنت بزرگ را به جمشید شهریار نسبت داده و نوروز را نوروز جمشیدی گفته اند
مثلا فردوسی بزرگ در این زمینه معتقد است : جمشید بعد از یک سلسله اصلاحات عمیق اجتماعی ، بر تخت پادشاهی مردم نشست و چون مردم با اصلاحات عمیق و همراستا با طبیعت او موافق بودند ، همزمانی این تغییرات و آغاز پادشاهی با برابر شدن شب و روز و اعتدال طبیعت را روز نو نام نهادند و آن را برای فراموش نشدن جشن گرفتند.
همچنین از زبان ابوریحان بیرونی نقل شده که گفته :" نوروز یکی از رسم و رسوم ایرانیان باستان است که نخستین روز از فروردین را بعنوان پیشانی سال نو و آنچه در پس اوست بعنوان نقطه ی اعتدال و امید جشن می گرفته اند ......
و پیروان زردتشت معتقدند که در روز ششم ماه فروردین ، زردتشت توفیق یافت که با خداوند مناجات کند لذا این روز را به نام " نوروز" جشن گرفتند و این توفیق را با جشن گرفتن به مناسبت سالگرد آن ، سال به سال تمدید کردند .
ولی فارغ از همه ی این روایتهای نه چندان دقیق ، آنچه بنظر میرسد و آنچه مهمتر از همه می باشد آنست که نوروز یکی از با مسماترین ، با مفهوم ترین و هماهنگ ترین جشن انسانها با طبیعت برای جا یگزینی سال کهنه با نو می باشد .....
و لی چه مهمتر از هر چیز اینکه شایسته است ما نیز همراه با تغییر و تحول طبیعت تلاش کنیم تا در خود و در پیرامون خود تغییر و تحول مثبت ایجاد کنیم .... تلاش کنیم تا با کوک کردن سازهای خود، ما نیز بتوانیم از همین روزهای اغازین سال در این ارکستر سموفنیک هستی همنوا ، به رقص و آواز در آن شرکت کرده و تسبیح گوی همنوایی ، با آن باشیم
آمد بهار جانها ،
ای شاخ تر
برقص آ
پیشاپیش فرا رسیدن نوروز را صمیمانه تبریک عرض میکنم و برای شما آرزوی سعادت ، سلامت ، سر سبزی, سرخوشی، سروری و سرافرازی دارم

:
جناب آقای عبدی
عیدتان مبارک
فکر می کنم حتا با وجود گردن دردتان بهتر است تا وقت انتخابات کامنت ها را باز کنید.
ضمنا دکتری را می شناسم که فکر می کنم بتواند بهتر از روشهای دیگر به وضع گردن شما رسیدگی کند. اگر خواستید بفرمایید تا برایتان وقت بگیرم. به هر حال همه ما تا خرداد به بدن سازی و حتا دوپینگ نیاز داریم!
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ممنون. فعلا گفته اند با همین وضع سر کنم بدتر از این نخواهد شد.
۳۰ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۴۵ قֽظֽ | Reply
گل زاده :
انديشمند گرامي
جناب آقاي مهندس عبدي
با سلام و احترام
فرارسيدن سال نو و بهار طبيعت كه به اعتقاد اينجانب با بهار سياست تقارن پيدا كرده را به جنابعالي و خانواده ي محترم تبريك و شاد باش عرض كرده و آرزوي سالي پر از مهر و محبت براي همه ي ايرانيان دارم. انشالله سال 88 سال با نو شدن سال و طبيعت اخلاق و سياست اخلاقي نيز نو شود. انشالله
ارادتمند گل زاده
۳۰ اسفند ۱۳۸۷ ۱:۲۸ بֽظֽ | Reply
مسعود :
در لحظه ی تحویل و دگر گشتن سال
با سبزه و تنگ ماهی و آب زلال
بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا
مانند نسیم می پرم ،بی پرو بال
نوروز پیروز
۳۰ اسفند ۱۳۸۷ ۴:۴۵ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
با سلام جناب عبدی !
سالی که گذشت برای من، از جمله سال آشنائی بیشتر با آینده و مدیر آن یعنی شما بود! بی اغراق و بی مجامله، که با آن بیگانه ام ، از بحثها و نوشتار ها ی شما و بسیاری کامنت گزاران در این وبلاگ استفاده زیاد بردم. و به این مناسبت از شما و سایر کامنت گزاران متشکرم.
من البته جداگانه یک کارت تبریک الکترونیک برایتان دادم ولی مجدداً سال نو را به شما و همه بازدید کنندگان علاقمند سایت شما تبریک میگویم و امید وارم سال آینده برای ما بازدیدکنندگان آینده سال تبادل افکار باز هم ثمر بخش تری باشد!
شاد باشید!
حبیب ت
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نظر لطف شماست.مهتر از نوشته های من ؛ مشارکت و کامنتهای دوستان و نیز شما بود که متاسفانه فعلا با مشکل انتشار مواجه شده است.
۳۰ اسفند ۱۳۸۷ ۷:۲۶ بֽظֽ | Reply
سيد نادر :
سلام جناب آقاي عبدي بزگوار و مهربان
بنده هم به نوبه ي خودم فرا رسيدن نوروز و به قول ماها عيد گل سرخ را خدمت شما و خانواده ي محترمتان تبريك مي گويم و برايتان آرزوي جانجوري و شادكامي دارم.
از خدا مي خواهم كه در سال آينده به قول قديمي ها كسي بر "تخت" بنشيند كه باعث شادي و شادكامي همه ي ايرانيان شود و به تبع آن مشتهايي كه بر اثر فشار مشكلات بر سر ماها وارد مي شود و خواهد شد آرامتر باشد!
هميشه جور باشيد و بدخواهانتان ناجور.
۳۰ اسفند ۱۳۸۷ ۸:۵۱ بֽظֽ | Reply
سارا :
1- سال نو مبارک
2- درخواست: اگر امکان داره به غیر از تحلیلی که قول دادین بعد از تعطیلات چکش خورده بذارین تو سایت لطفا برای ما جوانانی که به تازگی به سیاست علاقه مند شدیم یک مقاله در مورد سیاستمدار حرفه ای بنویسید. اساسا یک سیاستمدار چه خصوصیاتی باید داشته باشد و اصولا سرپرستی یک جامعه به چه نوع افرادی نیاز دارد البته فارغ از فضای هر جامعه ای که چه نوع حکومت صوری یا حقیقی حاکم است به طور کلی و با دیدی علمی . ممنون .. سارا 25 ساله از نروژ
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
یک مورد که عنوانش را در دفترچه خود نوشته ام تا یادداشتی در باره آن تقدیم کنم فرق اظهار نظر سیاسی و کارشناسی است اما شاید به این مورد هم بپردازم هر چند باید به مرور فکر کنم که چگونه و از چه زاویه ای بنویسم.
۱ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۴۴ قֽظֽ | Reply
یوسف کمش دفه ای :
با سلام به همه
با عرض تبریک سال نو به همه شما عزیزان،خاصه جناب آقای عبدی.امید است سال پر برکتی برای شما باشد و آرزومندم در سال نو با تحلیل های کم ابهام ودر صورت امکان بی ابهام در مورد انتخابات از شما در این آینه باشم.
۱ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۵۸ قֽظֽ | Reply
علي :
بر ما سالي گذشت، بر زمين گردشي و بر روزگار حكايتي، اميد آنكه ، كهنه رفته باشد به نكويي و نو همي آيد به شادماني.
نوروز بر شما و همه ملت ايران خجسته و فرخنده باد.
۱ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ قֽظֽ | Reply
جنگلبان :
به عنوان خواننده وب گاه ، سالی خوش برای شما و هزاران نفری که مطالب آن را دنبال می کنند آرزومندم.
خودتان بهتر می دانید زیبایی کار در دیالوگ است به شرط آن که بر صمیمیت بیفزاید.
امید است با امکانات عصر ارتباطات این راه طولانی را زودتر و ایمن تر طی کنیم.
۱ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۳۷ قֽظֽ | Reply
هادی :
سلام بر مهندس عبدی
سال خوبی بدون درد گردن و بیماری داشته باشید
من به نوبه خودم از تحلیلهای شما استفاده می کنم
امیدوارمن سال خوبی داشته باشید
۱ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۴۸ قֽظֽ | Reply
فرشاد :
با سلام و تبريک عيد به جناب عبدی عزيز و همه ی خوانندگان وب سايت.
راستش من اين کامنت را هم برای نوشته ی پيشين شما و هم سايت ياری نوشته بودم که مجال نشد که سر وقت بگذارم ،اميدوارم زحمت قبول آن را در زير همين نوشته ی خود بکشيد.
بند 3 را که درباره ی آقای کرّوبی است دوست دارم شما دقيق تر بخوانيد. چون شما گويا از ايشان حمايت ميکنيد دوست دارم اگر پاسخی داشتيد بفرماييد و يا اگر شد به اطلاع آقای کرّوبی برسانيد و از ايشان پاسخ بخواهيد. چرا که فکر ميکنم سؤال بسياری از مردم از ايشان باشد و هم اينکه سؤالی کليدی است که برای نه فقط آقای کرّوبی و اين انتخابات بلکه برای همه انتخابات و اصلاح طلبان ديگر مفيد خواهد بود.چون اگر قرار باشد رأی ما به قول ايشان آنگونه بی ثمر گردد فکر ميکنم مفهوم و فلسفه ی کانديداتوری ايشان زير سؤال خواهد رفت.
1. من در حيرتم که چرا برخی از دوستان اينگونه شيفته وار درباره ی خاتمی صحبت ميکنند. چنان که گويا ايشان معشوقه ی ما بوده اند و ما در ستايش او بايد گوی سبقت را از همديگر برباييم.
دوستان عزيز، بياييد کمی خردمندانه تر صحبت کنيم و فکر کنيم. خاتمی نه نلسون ماندلا است و نه هيچ کس ديگر. خاتمی، خاتمی است. ما هم با هيچ کس حتی خاتمی زلف گره نزده ايم که اکنون اينچنين شيون سر دهيم از انصراف او. اگر او لياقت خدمت داشت خادم خواهد بود وگرنه هيچ.
2. من فکر ميکنم ما نکته اي اساسی را فراموش کرده ايم و آن هم "اصلاحات" است. "اصلاح" لزوما هميشه از کانال دولت يا حکومت نيست. بلکه بيشتر اوقات اصلاح بايد از متن جامعه باشد. البتّه در اينکه اگر دولت "اصلاح طلبی" هم بر سر کار باشد امر اصلاح آسانتر خواهد بود شکّی نيست.امّا اگر نگاهی به گذشته بيندازيم خواهيم ديد که اصلاحات دوران خاتمی پايداری چندانی نداشت چرا که اکثر کارها از طريق مجرای قدرت انجام شد و نه ملّت. "چانه زنی در بالا" انجام شد امّا "فشار از پايين " فراموش شد.
3. شايد اين بار وقت آن باشد کمی به اصلاح جامعه بينديشيم. بياييد باور کنيم که 17 ميليون ايرانی به آقای احمدی نژاد رأی دادند.و نميتوان همه ی آن را به "امداد های غيبی" نسبت داد. خواب شب انتخابات آقای کرّوبی هم بهانه اي بيش نيست(که اگر هم واقعا آنگونه بوده باشد بايد از آقای کرّوبی پرسيد: شما که نميتوانيد از حق خود دفاع کنيد چگونه ميخواهيد از حق ملّت دفاع کنيد؟ اگر اين بار هم همان "امدادهای غيبی" که گفته ايد به کار افتاد چه خواهيد کرد؟)
4. دوستانی می گویند که چون ما طرف دار خاتمی بوده ايم پس الان بايد به حرف او گوش دهيم و چون او از مير حسين حمايت ميکند ما نيز به مير حسين رأی دهيم. ميخواهم به اين دوستان بگويم که اين چه استدلالی است که ميکنيد؟ آيا اين با منطق "انحصار طلبان" فرقی دارد؟مگر ما خودمان عقل نداريم که آقای خاتمی بخواهد برای ما تصميم بگيرد؟ مگر نه اين است که ما "اصلاح طلب" هستيم چرا که با اين گونه مريدی و مرادی و قهرمان سازی و تکيه به "رأی فرد" به جای "رأی جمع" مخالفيم؟ خاتمی قابل احترام است امّا او مراد ما نيست. ما از همان ابتدا هم به اصولی که خاتمی هم از آن دفاع ميکرد (مبدع آنها نبود بلکه از آنها دفاع ميکرد)پايبند بوده ايم و اکنون نيز هستيم. حال اگر خاتمی بيايد و دوباره از آن اصول دفاع کند ما نيز هوادار خاتمی خواهيم بود و اگر شخص ديگری هم آمد و از اصول ما دفاع کرد ما هوادار او خواهيم شد.
5. دوستان عزيز بياييد اين بار عهد ببنديم که عاقلانه رأی دهيم نه احساسی. با شناخت رأی دهيم. بودند افرادی که شايد هيچ سنخيتی با افکار آقای احمد اي نژاد نداشتند امّا دوره ی قبل به وی رأی دادند چرا که او را نمي شناختند. ما هم اکنون با "مير حسين" ممکن است به چنين نتيجه اي برسيم. ايشان 20 سال است که از چشم نقد مردم خارج هستند. اکنون هم که آمده اند ميگويند "اصول گرای اصلاح طلب " هستند. مفهومی که به شدت برای من گنگ است. انگار بگوييم "طالبان ليبراليست". به ايشان عرض ميکنم که ما بدون شناخت به شما رأی نخواهيم داد. لطفا به شعور ما احترام بگذاريد.
6. دوستان عزيز، ما اهل رأی دادن "به هر قيمتی" نيستيم. حد اقل های ما بايد فراهم باشد. و به اين دليل هم رأی نميدهيم که فقط احمدي نژاد را از دور خارج کنيم. ما رأی می دهيم تا بهتر از او را رييس جمهور کنيم. پس مواظب باشيم از چاله درامده به چاه نيفتيم.
7.کانديداهای ديگری هم هستند که مطمئن هستم بسيار اصلاح طلب تر از آقای مير حسين هستند. آنها را هم فراموش نکنيم. مانند آقای "اکبر اعلمی" يا "عبدالّله نوری"
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
لطفا کامنتها را زیر مطلب مربوط ارسال کنید . خوانندگان هم آن را بیشتر می خوانند.
۱ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۸ بֽظֽ | Reply
kafmim :
نوروز مبارک
آقای عبدی
لطفن نقدی پیرامون پیام نوروزی اوباما و واکنش های احتمالی ایران بنویسید. سپاس.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
امیدوارم.
۱ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۵۰ بֽظֽ | Reply
Amir :
جناب آقای عبدي، فرارسیدن سال نو و نوروز باستاني را بشما و مردم آزادي خواه ايران تبريک ميگويم. به اميد بهبود حال شما و از سر گرفتن چاپ کامنت ها.
با بهترین آرزوها و شاد باش ها برای شما.
۱ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۲۰ بֽظֽ | Reply
آرمین :
یک سالم با آینده گذشت..محصول سال گذشته ی من دوستی، فهیم و صمیمی بود که واسطه مان آینده بود...آقای عبدی به اندازه ی شب هایی که با نوشته هاتون سر کردم از شما سپاسگزارم ...سال خوبی داشته باشید و امیدوارم سال آینده همراه با آینده بیشتر با هم باشیم...
۱ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۳۱ بֽظֽ | Reply
حمید :
سلام اقای عبدی
سال جدید را تبریک عرض می نمایم
امیدوارم سال بهتری برای همگی ملت ایران باشد
و اما:
با توجه به پیام اقای اوباما و پاسخ های رسمی و غیر رسمی و خصوصا امروز در مشهد به نظر می رسد که دموکراتهای امریکا استفاده از قدرت هوشمند خود را با انداختن توپ در زمین ایران شروع کرده اند. از همین امروز در دیدو بازدیدهای عید شاهد تاثیر گذاری ان در سطح بحث های خانوادگی هستیم و جالب اینکه خیلی ها معتقدند که می خواهند رابطه برقرار کنند و این مقدمات ان است و غافل از اینکه به نظر من این پیام را میتوان پیام تبریک عید به ایرانیان و همراه با پیام اجماع جهانی بر عیله ایران در صورت دریافت پیام منفی از ایران دانست. خدا عاقبت این پیام عید شما مبارک را به خیر کند . نظر شما چیست؟
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بنده هم کمابیش با شما موافقم. اگر حسی دست دهد نوشته مختصری تقدیم می کنم.
۲ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۱۷ قֽظֽ | Reply
فریدون :
با سلام و عرض تبریک نوروز خدمت جناب عبدی و خوانندگان محترم سایت
چون آگاه نیستم که آیا پیرامون پیام اوباما و پاسخ رهبری یادداشتی مرقوم خواهید کرد یا خیر مطلبی که پیرامون آن میخواستم عرض کنم را در ذیل این یادداشت مینویسم.هر چند که بی ارتباط با عنوان اینجا هم نیست!
"چرا نوروز؟!"
اوباما طی فرآیندی پیچیده و در شرایطی تجربه نشده در محیط سیاسی آمریکا به قدرت رسید. ابتدا در رقابتی درون حزبی و بسیار فشرده هیلاری کلینتون را کنار زد. همسر متنفذ پرزیدنت سابق که مورد حمایت بسیاری از چهره های سرشناس حزب دموکرات بود.هیلاری ستادش را زودتر راه انداخت و همسرش ویلیام نیز تمام قد ازو حمایت کرد.در ابتدا نظر سنجی ها حکایت از برتری این خانم جاه طلب ولی محبوب داشت.با این وجود پس از مدت کوتاهی این باراک بود که قدم به قدم و هوشمندانه او را پشت سر گذاشت! هیچ یک از ترفندها از سوی رقبای سیاسی کارکشته برای مقهور کردن مرد کنیایی الاصل کارگر نیفتاد.
فرآیند رقابت این دو گرچه درون حزبی بود اما آمریکایی ها را متقاعد کرد که پرزیدنت آینده یکی از آنها خواهد بود.عکس روی جلد مجله تایم به خوبی بیانگر این مساله بود.تصویری کلوزآپ و دونیمه که یک نیمه آن چهره اوباما و نیم دیگر هیلاری بود و زیر آن نوشته شده بود: " ما فقط به یک رئیس جمهور نیاز داریم!" سپس سناتور و نظامی کهنه کار جمهوریخواه را زیر فشار خواست عمومی برای فاصله گرفتن از شبح جنگی دوباره له کرد!
اکنون حدود 3 ماه از حضور این سیه چرده باهوش در کاخ سفید میگذرد. حضوری با شعار تغییر.همگان منتظر بودند که چه زمانی و چگونه "تغییر" در رابطه با ایران این کشور متحد سابق و دشمن سرسخت 30 ساله کنونی پیاده سازی خواهد شد.او و مشاورانش "نوروز" را برگزیدند! میراث باستانی و به شدت مورد علاقه و احترام تک تک ایرانیان:
ما ميدانيم كه شما يك تمدن بزرگ هستيد و دستاوردهاي شما، احترام آمريكا و جهانيان را برانگيخته است!
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
...
عید شما مبارک!!!
در کمتر از 24 ساعت بعد رهبری نزدیک به ربع ساعت از سخنرانی نوروزی خود را به تحلیل این موضوع و انتظارات متقابل ایران اختصاص داد.آنچه بیش از همه در جملات رهبری نظر بنده را جلب میکند این 2 جمله است:
1- در حرفهای من به دقت تامل کنید البته آنها را به صهیونیستها ندهید که برایتان ترجمه کنند بلکه با انسانهای صالح مشورت کنید .
2-اگر رفتار آمریکا تغییر کند ایران نیز تغییر خواهد کرد.
باید دقت شود که پیام اصلی در بیان رهبری چیست که مورد تاکید قرار گرفته به درستی و توسط مترجمین بی غرض ترجمه شود؟البته تم اصلی سخنان ایشان طبعا ملایم نبود که بدیهی می نماید اما انتظاراتی به طور مصداقی و شفاف مطرح شد که میتواند مبنای مذاکرات آینده باشد.همچنین صراحتا آمادگی ایران برای تغییر مطرح شد.آیا پذیرش و آمادگی تغییر در طرف ایرانی جز در موارد اختلافی با غرب مد نظر بوده است؟ طبیعتا در راس این موارد موضوع هسته ای است که تا پیش از این حتی بررسی احتمال تغییر موضع به شدت تقبیح میشد.
مشاوران اوباما به خوبی دریافته اند که فقط کانال آیت الله خامنه ای-اوباما است که پهنای باند لازم برای حل اختلافات کهنه و عمیق ایران- آمریکا را دارد.و آنچه مایه امیدواری است اینکه در این سو نیز این ضرورت دریافته شده است که نمیتوان این پیام را بی پاسخ گذاشت یا پاسخ آنرا توسط وزیر خارجه به آینده ای نامعلوم حواله داد!
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
باید در این باره بیشتر نوشت تا ذهنیت ها روشنتر شود. اما جمله اول منقول از رهبری به نظر من هم مهم و جالب بود.
۲ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۳۵ قֽظֽ | Reply
حمید نجاری :
من هم آغاز سال 1388 را به جنابعالی و همچنین به همه هموطنان تلاشگر در راه صلح، آزادی و اطلاع رسانی تبریک می گویم و امیدوارم جامعه ایرانی گام های خوبی را در مسیر اصلاح خود برای برقراری قانون، آزادی، تحزب و افزایش تیراژ رسانه های مکتوب بردارد.
انشااله دروغگویی، خودپسندی و خودشیفتگی در بین ما ایرانیان بویژه در قدرت طلبان،به درستی، صداقت و تدبیر بدل شود.
۲ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۴۵ قֽظֽ | Reply
يک نفر :
آقای عبدی، شما کی می خواهيد دست از سر اين ملت بر داريد؟ تا کی قراره زندگی کنيد که ول کن نيستيد؟!!!
چه گامی برای مردم ايران برداشته ايد و چه خاری را از پای آنها بيرون کشيده ايد؟!!!
تا کی مردم ايران بايد تاوان افکار از سر تا پا غلط و اشتباهات ايران بر باد ده شما را بدهند؟
شما و آقای سازگارا و گنجی و بهنود و يزدی ...
اميدوارم که چون در بازی راهتان نمی دهند به اين روز و حال نيافتاده باشيد! چون در ايامی که در بازی بوديد، حال و روزتان متفاوت بود!
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به هر حال این هم تبریک سال نو از زاویه دیگر. اما بهتر است فکر خار درآوردن از پای ملت را از ذهن خود بیرون کنیم فعلا در این فکر باشیم که برخی از اصحاب قدرت در این بازی تاثر آور خار و بدتر از آن را در پای ملت نکنند
۲ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۰۰ بֽظֽ | Reply
ایران بان :
سال نو بر شما مبارک!
امیدوارم بتوانیم پروژه ی انتخابات را با بهترین برونداد برای مردم و کشور پیش ببریم.
۲ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۴۶ بֽظֽ | Reply
محمودموسایی :
با سلام وتبریک سال نو
حال که پیام وهفت سین اهدایی من را منتشر نکردید من هم عید را به دوستان تبریک می گویم واز دوستان می خواهم به خاطر حساسیت انتخابات آتی بیشتر به این مسئله توجه کنند وبا دید باز دست به انتخاب بزنند.
باتشکر فروان
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
تجربه گذشته نشان داده است وقتی مطالب وبلاگهای دیگر را منتشر کنم تقاضا برای این نوع موارد زیاد می شود و از توان و حوصله کار من خارج می گردد موارد خاصی هم که منتشر می شود معمولا مرتبط با موضوع است.
۲ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۵۹ بֽظֽ | Reply
آگاهی :
مهندس عبدی عزیز..سال نو مبارک بر شما و دوستان فهیم سایت و همه ایرانیان و عاشقان بهار..امیدوارم در سال جدید مشکلات این مردم کاهش یابد هر چند که متاسفانه رونق گروهی در افزایش مشکلات عمومی است.
۲ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۱۰ بֽظֽ | Reply
sadra :
با سلام و تبریک .امیدوارم سالی همرا با لبخند ها و خالی از دلتنگی ها را تا بهار دیگر تجربه نمایید باور نمیکردم پاسخ سئوالم را بدهید واقعا ممنون و سپاس گزارم جوابتان بسیار کوتاه بود خوب اینم هنر شماست دیگه انشالله تشریف بیاورید اصفهان ما خدمتی بکنیم
دوستدار چندین ساله اصفهانی شما صدرا
۳ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۷ قֽظֽ | Reply
رزمنده لشگر امام حسين ع :
سلامي به گرمي افتاب به جناب مهندس عبدي وتمام بر و بچه هاي مرتبط با سايت اينده سال نو را به تمامي شما وتمامي بچه هاي نسل سوخته بچه هاي گمنام جبهه ها كه اصلا فكر نميكردند كار جمهوري اسلامي به اين روزگار برسد از صميم قلب تبريك ميگويم هر روزتان نوروز نوروزتان پيروز
۳ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۲۸ قֽظֽ | Reply
مصطفی رسته مقدم :
با سلام خدمت آقای عبدی؛
من هم سال نو را به شما تبریک عرض می کنم و امیدوارم سال خوبی داشته باشید. هرچند در مقدمه مطلبتان فرموده بودید که در این مطلب قصد دارید آب و هوایی عوض کنید، اما من نقدهای به مطلب پیشین شما دارم که لازم دیدم آنها را بیاورم.
بسیار معتقدم که شرایطی که در این دوره از انتخابات پیش آمده بود ما را در یک دوره حساس تاریخی قرار داده بود و خاتمی می توانست با ادامه حضور خود و رأی آوردن در این انتخابات-ولو اگر لرزان و در دور دوم رأی می آورد-، نقطه عطفی باشد در تاریخ حرکت دموکراسی خواهی ایران. به عبارت بهتر خاتمی در نقطه ای حساس تر از "دوم خرداد" قرار داشت که می توانست با حضور خود جنبشی زیربنایی تر و کارآمد تر و تأثیرگذار تر از دوم خرداد را پایه گذاری کند.
در واقع در این دوره از انتخابات، برای اولین بار در تاریخ کشور تمامی نخبگان و روشنفکران، و حتی عقلای جناح راست، هم صدا و متفق القول بر تغییر وضعیت موجود پای می فشردند و مهمتر از آن مردم نیز با تمام وجود به دلیل ناکارآمدی و بی کفایتی مسئولین کنونی خواستار این تغییر بودند و ضرورت آن را حس می کردند. گذشته از این، نکته ای که مقطع زمان کنونی را به مقطعی منحصر به فرد در تاریخ ایران بدل کرده بود، این است که مردم و نخبگان، علاوه بر این که می دانند چه نمی خواهند، با توجه به تجربه ای که در دوران اصلاحات داشتند، دقیقاْ می دانستند که در مقابل این "نخواستن"، "چه شرایطی را هم طلب می کنند." همچنین دیگر ویژگی ای که این مقطع زمانی را منحصر به فرد می کند این است که جنبش شکل گرفته علیه وضعیت موجود دارای دو بال است. از یک سو نخبگان و روشنفکران، به دلیل شرایط حادث شده در دولت نهم دغدغه جامعه مدنی، حقوق بشر و دموکراسی را دارند و نگران از تحدید و تهدید آزادی های مدنی و اجتماعی مردم و به خطر افتادن حوزه خصوصی افراد هستند و از طرف دیگر هم مردم به دلیل شرایط بد اقتصادی، دغدغه نان دارند و از اوضاع بد اقتصادی در رنجند اما نکته آنجاست که این هردو در این زمان تا حدودی بسیاری بر هم تأثیر گذاشته است زیرا که هم روشنفکران و نخبگان که متاسفانه تا حدود زیادی قشری "در خود" هستند، شرایط بد اقتصادی را درک کرده اند و بر کارشان تاثیر گذاشته و از طرف دیگر مردم نیز به دلیل اجرای برخی سیاست ها توسط دولت مانند گشت ارشاد و یا جمع کردن ماهواره ها، به وضوح و به طور ملموس تحدید و تهدید حقوق شخصی شان را تجربه کرده اند. همچنین اگر پس از دوم خرداد و در دوران هشت ساله اصلاحات، گاهی مردم و یا طیفی از جامعه خواسته هایی فرا و ورای توان دولت داشتند، اما این بار این انتظارات با چاشنی واقع بینی همراه شده بود و اگر دولتی اصلاح طلب به ریاست آقای خاتمی تشکیل می شد این بار فرای توقعات مردم و یا لااقل در حد همان ها بود.
اما اگر آنچه تا اینجا ذکر آن رفته، شرایط پیش از انتخابات دهم است و تفسیر شخصی من از وضعیت موجود است، لکن بنا بر دلایلی پیش بینی شرایط پس از انتخابات هم مرا به این تحلیل می رساند که این برهه از زمان که متاسفانه با کناره گیری خاتمی از دست رفت، حساس ترین موقعیت تاریخی ایران بود که می توانست نقطه عطفی در تاریخ جنبش دموکراسی خواهانه ایران باشد. بگذارید به احتمال های ممکن در این زمینه بپردازیم:
۱- خاتمی رای می آورد: اگر خاتمی رأی می آورد-که البته به زعم من باید برای آن سخت تلاش می کردیم و حصول آن ساده نبود- با توجه به آنچه اخیراْ از خاتمی دیده بودیم و خاتمی از خود نشان داده بود، ما با خاتمی ای مواجه بودیم بسیار دموکراتیک تر، مدنی تر و شجاع تر از گذشته، علاوه بر اینکه این بار صریحاْ با تابلوی "اصلاح طلبان پیشرو" هم وارد صحنه شده بود. این خاتمی - و البته حتی اگر گمان من صحیح نمی بود و ما با همان خاتمی ۷۶ تا ۸۴ روبرو می بودیم- می توانست با اتکا به تجربه پیشین خویش، این بار پایه های جامعه مدنی را محکم تر بنا کند، آزادی بیان و عقیده را نهادینه کند، فرهنگ رعایت حقوق بشر را در میان جامعه و حاکمیت جا بیندازد و در پیشبرد اقتصاد آزاد به عنوان یکی از اصول اساسی اصلاح طلبی بکوشد. گذشته از این و علاوه بر اینها خاتمی این امکان را داشت که در دوران ریاست جمهوری دوباره اش، جامعه را برای پذیرش رئیس جمهور اصلاح طلب بعدی و بطور اولی برای ادامه راه اصلاحات آماده کند. در واقع یکی دیگر از ویژگی های این دوره، این بود که می توانستیم بیش از گذشته امیدوار باشیم تا در جنبش اصلاحی ایران به مانند دفعات و سنوات پیش، وقفه نیفتد و بتواند امتداد یابد و دستآوردهای خویش را بیش از پیش نهادینه کند. لذا خاتمی می توانست دوره گذاری باشد برای اصلاح طلب بعدی و به این ترتیب حداقل می توانستیم برای بازه زمانی ای به مدت ۱۲ سال امیدوار باشیم که اصلاح طلبان در حاکمیت باشند-البته اینها فقط پیش بینی است. هرچندکه بر اساس گزاره هایی از واقعیت انجام می شود- دستآورد این دوره دوازده ساله علاوه بر آنکه می توانست نهادینه شدن اصلاح طلبی مبتنی بر جامعه مدنی، دموکراسی، حقوق بشر و اقتصاد آزاد- در مقابل قرائت های دیگر از اصلاح طلبی- باشد، باعث اضمحلال اقتدارگرایی می شد، زیرا اگر بر اساس نگاه جامعه شناسان و عالمان علوم اجتماعی فاصله نسل ها در ایران را هر ۵ سال بدانیم، در این فاصله دو نسل در اتمسفری که در آن ارزش های اصلاح طلبی ساری و جاری می بود، تربیت می شدند که این ارزش ها نیز در آنها نهادینه می شد، لذا دیگر به هیچ عنوان یا لااقل به احتمال زیاد تاب تحمل آموزه های اقتدارگرایانه را نداشتند و آنها را بر نمی تابیدند.
۲- خاتمی به نفع میر حسین کنار می کشد، میرحسین شکست می خورد و یکی از کاندیداهای اقتدار گرایان-یا احمدی نژاد یا قالیباف- رأی بیاورند: اگر این احتمال رخ دهد، دقیقاْ عکس حالت قبلی رخ می دهد. اگر احمدی نژاد دوباره انتخاب شود، بساط اقتدارگرایی در ایران مستحکم تر از پیش شده و قوام می یابد و حتی این احتمال دارد که جنبش اصلاح طلبی ایران تا مدت مدید و طولانی ای به محاق برود-اگر نگوییم که از بین برود- زیرا در این حالت، احمدی نژاد این رأی مردم را رأی اعتماد به خود تلقی می کند و بر سیاست های غلطش بیش از گذشته پای می فشرد و اگر تا کنون به این دلیل که دغدغه انتخاب شدن در دور دوم را داشت، ملاحظه دموکراسی خواهان و فعالین جامعه مدنی را می کرد، این بار با برداشته شدن این دغدغه، به کلی بنیان های جامعه مدنی را نابود می کند، دموکراسی و صندوق رای در ایران به نوعی تزیین تبدیل می شود. همچنین همچنان که خاتمی می توانست جامعه را برای پذیرش رئیس جمهور اصلاح طلبی دیگر آماده کند، دولت اقتدارگرای فرضی بعدی نیز برای استقرار جانشینی از نوع خود می کوشد و چون امکانات بیشتری دارد، امکان توفیق آن هم بسیار است، لذا اگر نگوییم با توسل به قوای قهریه ریشه اصلاح طلبی و دموکراسی خواهی در جامعه را می خشکاند، با توجه به نسلی که با آموزه های غیر دموکراتیک بزرگ می شوند و رشد می یابند و می بالند، خود به خود آرمان های بلند مردم ایران تا سال های سال و تا زمانی که پتانسیل عظیم دوباره ای شکل بگیرد-که زمان زیادی هم خواهد برد- به محاق می رود. رئیس جمهور شدن قالیباف هم سیاه ترین حالت برای کشور و اصلاح طلبان است. زیرا که اگر احمدی نژاد را به دلیل بی پروایی ها و حرکات تند و احساسی و دور از عقل می توان مورد انتقاد قرار داد و مردم را نیز همراه خود کرد، اما قالیباف با آنکه ماهیت و آبشخور فکری اش با احمدی نژاد یکی است اما به این دلیل که از خود چهره به ظاهر موجهی در بین مردم و جامعه به نمایش گذاشته، نقد وی به راحتی ممکن نیست.
۳-میر حسین پیروز شود: دو حالت پیش می آید:
۱-۳:اگر میرحسین پیروز شود، از یک طرف با کارشکنی های اقتدارگرایان روبرو خواهد بود و از سوی دیگر به این دلیل که عامه مردم وی را در کنار رفتن خاتمی مقصر می دانند، اگر از خاتمی انتظار چندانی نمی داشتند و یا لااقل خواسته ها و توقعاتشان را مطابق با توانایی های دولت خاتمی تعریف می کردند، اما ناگاه از میرحسین توقعاتی فوق انتظار و در حد یک "سوپرمن" خواهند داشت، زیرا کسی که "مختصات" جامعه را به قدری بحرانی تشخیص داده که پس از بیست سال سکوت خویش را شکسته و برغم حضور خاتمی و اقبال مردم به وی، صلاح را بر آمدن دیده و حتی حاضر به قبول مکانیسم نظر سنجی هم نشده، لابد باید بسیار کارآمد تر و لایق تر از خاتمی باشد، لذا مردم از وی -مخصوصاْ نسل جوان که هیج خاطره ای از وی در ذهن ندارند- انتظار یک قهرمان دارند تا یک شبه و به گوشه چشمی مشکلات و مصائب را حل کند. تصور من این است که میر حسین در این امتحان شکست می خورد، مخصوصاْ اگر هنوز رابطه ایشان با مقام رهبری، به مانند زمان نخست وزیری شان باشد. لذا هرچند میرحسین خویش را اصلاح طلب نمی داند و سعی بر ارائه یک گفتمان "شترمرغی"-اصلاح طلب اصولگرا یعنی هم اصلاح طلب است و هم اصولگرا که البته روی دیگر سکه می شود نه اصلاح طلب است و نه اصولگرا- دارد، اما بازهم شکست ایشان به پای اصلاحات نوشته می شود و این باز نتیجه ای ندارد مگر به محاق رفتن اصلاحات.
۲-۳: میرحسین -یا کروبی- از پس مشکلات بر آیند: این احتمال هم برای میرحسین و هم برای کروبی در صورت پیروزی صادق است. واقعیت این است که این هردو علاوه بر اینکه قرائت شان از اصلاح طلبی، قرائتی مبتنی بر حقوق بشر، دموکراسی، جامعه مدنی و اقتصاد آزاد نیست، چون نماینده قشر متوسط به پایین و حاشیه نشین جدید -همان دهک های پایین جامعه- هستند و حمایت قشر متوسط به بالای جامعه را ندارند، اگر هم از پس مشکلاتشان بر آیند، نهایتاْ یک دولت معمولی خواهند بود که تشکل ها و نهاد های مدنی و یا ارزش های نظیر حقوق بشر، آزادی عقیده و بیان و البته اصل اقتصاد آزاد فقط و فقط وضع شان از اینی که هست بدتر نخواهد شد و انتظار بهبودی اوضاع و مورد توجه قرار گرفتن شان، با توجه به سابقه دو بزرگوار دور از ذهن می نماید و یا لااقل بعید است که کار پایه ای در مورد آن صورت گیرد و اگر هم کاری انجام شد، بصورت مصداقی و جزئی خواهد بود. البته باید اعتراف کرد که در همه موارد گفته شده و در مصاف این دو بزرگوار-هرچند که من به شخصه هیچ کدام را ترجیح نمی دهم و نمی پسندم- کروبی بسیار ارجح تر از میرحسین است، زیرا که حداقل با صراحت تمام خویش را اصلاح طلب می داند و لااقل در ظاهر به برخی از اصول اصلاح طلبی اعتقاد دارد، لذا من معتقدم که کروبی در صورت رأی آوری، دولتی موفق تر از میرحسین خواهد داشت اما مسئله آن است که امکان رأی آوری ایشان پایین است، زیرا کروبی معمولاْ در انتخابات از تاکتیک "آنتی" استفاده می کند، به این معنا که در انتخابات نهم و در سال ۸۴ هم با یک تاکتیک "آنتی هاشمی" به عرصه آمد و درصدی از رأیش را که کم هم نبود به واسطه نامه تند خود به هاشمی کسب کرد و در این انتخابات هم همانگونه که از ترکیب ستاد وی پیداست-حضور کرباسچی، عبدی، مهاجرانی، رهامی و ...- قصد آن داشت که با تاکتیک "آنتی خاتمی" گام به عرصه رقابت ها گذارد که با انصراف خاتمی این تاکتیک وی از موضوعیت افتاد.
به هر حال با توجه به جمیع جوانبی که ذکر آن رفت، بسیار معتقدم که انصراف خاتمی بزرگترین اشتباه ممکن بود که این موقعیت حساس تاریخی را برباد داد. این کار خاتمی اگر چه "حسن شخصی" وی را نشان داد اما باید توجه داشت که گاه "حسن" شخص در جمع و بخصوص در عرصه سیاست به "سیئه" جمع بدل می شود که متاسفانه این اتفاق برای خاتمی رخ داد.
۳ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۱۶ بֽظֽ | Reply
Amir :
سلام آقای عبدي، شنيدم برنامه های تلویزیون دولتی ایران در لحظه تحویل سال 1388 در نبودن مطبوعات از سوی گروهی از وبلاگ نویسان مورد انتقاد قرار گرفته است و بنا به گفته برخی از وبلاگ نویسان شکل پرداختن تلویزیون در شبکه های اول و سوم نوعی بی توجهی به لحظه سال تحویل و مایه دلزدگی مردم بوده است و یکی از دلایل استفاده مردم از شبکه های تلویزیونی خارج از کشور محسوب شده است.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
متاسفانه چون تلویزیون ایران را معمولا نمی بینم و پیگیر برنامه هایش نیستم نمی دانم چه وضعی دارد.
۳ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۰۷ بֽظֽ | Reply
Amir :
جناب آقای عبدي، بر اساس گزارش سازمان عفو بین الملل در سال 2008 حداقل 346 نفر در ایران اعدام شدند و ایران از لحاظ تعداد موارد اعدام در جهان بعد از کشور چين در رتبه دوم قرار دارد. البته اگر جمعيت چين را در نظر بگيريم مقام اول متعلق جمهوری اسلامی ايران است.
۴ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۴۰ قֽظֽ | Reply
نويد :
اين چه حرفيست كه در عالم بالاست بهشت / هر كجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت/دوزخ از تيرگي بخت درون تو بود/ گر درون تيره نباشد همه دنياست بهشت/
جناب عبدي اميدوارم سال خوبي به همراه خانواده داشته باشيد. ممنون از شما و همه دوستان آينده
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ممنون
۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۳۷ قֽظֽ | Reply
پ -ص :
جناب عبدی سال نو برشما و خانواده محترم مبارک باد در سفر بودم و دسترسی به اینترنت نداشتم امروز مطالب را خواندم انشاله در سال جدید مشکل گردن ارام بگیرد و سلامتی حاصل گردد ارزو میکنم در مسئولیتی که احساس میکنید موفق و پیروز باشید از این طریق به دوستان سایت جناب امید ،محمد حسین ،پدرام و دیگر عزیزان سال نو را شادباش عرض میکنم
۵ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۱۸ بֽظֽ | Reply
Amir :
آقای عبدي، آقاي البرادعی مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی از ایران خواسته است به پیام نوروزی رئیس جمهوری آمریکا پاسخ مثبت بدهد. محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی، پیام نوروزی باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، خطاب به مردم و رهبران ایران را مورد ستایش قرار داد و گفت که پیشنهاد آقای اوباما برای رفع مشکلات بین دو کشور از راه های دیپلماتیک نشانه گامی مهم به سوی حل اختلافات جمهوری اسلامی و غرب بر سر پرونده هسته ای ایران است. شما فکر نميکنيد که اداره هواشناسی هم در جهت عدم رفع اختلاف بين ايران و آمريکا نقشی داشته باشد يا اينکه اصولا جمهوري اسلامي ايران در سايه همين اختلاف ها زنده است؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در این مورد یادداشتی نوشته ام که بزودی منتشر می شود.
۵ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۲۹ بֽظֽ | Reply
سعید :
سلام و عرض تبریک
سال خوبی در پیش رو داشته باشید.
با بهترین آرزوها
۶ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۵۳ بֽظֽ | Reply
mehdi :
سلام
همچنان خواننده ی مقالات و تحلیلهای پر محتوا و نغز شما هستیم و خواهیم بود .
نوروز را به شما و خانواده ی محترم تبریک می گویم و از خداوند آرزوی سالی پر از شادی و شادکامی برای شما را دارم .
جناب عبدی
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
حقیقتا به چه کنم چه نکنم افتاده ایم و در این بلبشو نمی دانیم کجا افتاده ایم و چه باید بکنیم .
منتظر تحلیلهای راهگشای شما می باشیم .
پاینده باشید
۷ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۵۹ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1129