آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۹ فروردین ۱۳۸۸

دروغ نگو، تحقير نكن، ريا نورز، حمل اسلحه نقد را آزاد كن و...

جناب آقاي رييس جمهور!
با سلام و احترام
خوبي اين نامه اين است كه نمي‌دانم كيستي و كداميك از نامزدهاي موجود و احتمالي آينده بر اين مسند رياست تكيه زده‌اند، بنابراين فارغ از حب و بغض‌هاي احتمالي و پيشيني كه در مورد هر كدام از شما ممكن است در وجود امثال من باشد اين نامه را مي‌نويسم. به همين دليل هم اگر كسي پیدا شود و پس از رياست جمهوري شما، اين نامه را تقديم تان نمايد، از متن و مضمون آن گله‌مند نخواهيد شد، زيرا كه می دانید هنگام نوشتن، خطاب به شخص حقيقي شما نبوده، بلكه جايگاه حقوقي اين صندلي را خطاب قرار داده است.
1ـ ابتدا بگويم كه توقعات چنداني از شما ندارم، توقعاتم بسيار كمتر از داعيه‌هاي شماست كه معمولاً در هر انتخاباتي از سوي نامزدها داده مي‌شود، اما اميدوارم كه اين توقعات فاصله زيادي با ظرفيت‌هاي شخصي شما نداشته باشد.
2ـ به عنوان يك شهروند ايراني به شما پيشنهاد مي‌كنم در نقش بازيگر واحد وارد ميدان نشويد، قرار نيست اين ميدان سياست تنها يك بازيگر اصلي و تعدادي بازيگر حاشيه‌اي يا توپ جمع‌كن و ميليون‌ها نفر تماشاچي منفعل و بي‌حوصله داشته باشد. امور را تا حد ممكن از سر خود وا كنيد، و به ديگران و كارشناسان بسپاريد. كوشش خود را در درجه اول و دوم و سوم صرف اصلاح و بهبود و وسعت زمين بازي كنيد، در اين صورت ده‌ها و صدها و هزارها بازيگر ريز و درشت وارد ميدان مي‌شوند.
فرض است كه صادقانه قصد خدمت به مردم و كشور خويش داريد و دليلي ندارد كه در اين ادعا شك كنيم، اما داشتن نيت خير شرط كافي براي انجام و تحقق عمل خير نيست، احتمالاً حداكثر شرط لازم است ولي كافي نيست. تحقق اهداف خير، مستلزم كاربست عقلانيت در اداره امور كشور است، از اين رو كار شما بسط زمينه‌هاي لازم براي بروز عقلانيت مدرن است كه حامل آن كارشناسان هستند، پس بپرهيزيد كه از موضع كارشناسي وارد ميدان شويد، زيرا شما هنگامي كه در صندلي قدرت قرار مي‌گيريد، حتي اگر در زمينه‌اي هم كارشناس باشيد، آن كارشناسي شما به عنصر قدرت آلوده مي‌شود و دیگر كارشناسان را ياراي نقد و رد آن نيست و همین منشاء انحراف از عقلانیت است. بنابر این شما در موضع سياستمدار قرار مي‌گيريد كه متفاوت از موضع كارشناس است.
3ـ هيچ كس نبايد رييس جمهور يا هر سياستمداري را از داشتن اطرافيان منع كند، زيرا مجموعه آنان هستند كه معرف گروه يا گرايش سياسي خاصي هستند، و من هم معتقد نيستم كه اطرافيان صاحبان قدرت بالاصاله بد ذات و بادنجان دور قاب‌چين هستند و مي‌كوشند تا چشم صاحب صندلي قدرت را بر واقعيات ببندند. به نظر من اطرافيان شما داراي همان خصايلي هستند كه شما مي‌خواهيد. بنابراين اگر مشكلات و انتقادات را به شما منتقل نمي‌كنند اين ناشي از خصلت شماست. اين شما هستيد كه دوست داريد كه فقط اخبار خوب(حتی اگر غیر واقعی باشند) را بشنويد تا روحيه بگيريد و اين ويژگي هم ناشي از نداشتن اعتماد به نفس در شماست، در مقابل صاحبان قدرتی كه واجد اعتماد به نفس كافي هستند، هيچگاه اجازه نمي‌دهند كه ديگران جز مجيز نزد آنان چيزي نگويند، اين سياستمداران ترجيح مي‌دهند كه اطرافيان بر نقاط ضعف امور تأكيد كنند تا مبادا با واقعيت بيگانه نشوند و در غیر اين صورت هنگامي با واقعيت مواجه مي‌شوند كه ديگر تواني براي مقابله با مشكلات آن را ندارند. بنابراين از اطرافيان خود بخواهيد كه بجاي مجيزگويي و آسمان و ريسمان به هم بافتن در بيان محاسن و معجزات نداشته سياست‌هاي جنابعالي، اشكالات و نقاط ضعف را برجسته كنند. يقين بدانيم كه داروي تلخ انتقاد براي سلامتي قدرت بهتر و موثرتر از حلاوت و شيريني تملق است، و با توجه به فعاليت اندك شما، مصرف بيش از حد اين شيريني، شما را چاق مي‌كند و نه تنها از تحرك و پويايي‌تان كم مي‌كند، كه انواع امراض را هم به وجود مبارك راه خواهد داد.
اما يك نكته مهمتر اينكه بیان انتقادات داخل اتاق و در گوشي مشكل چندانی از كشور را حل نمي‌كند، بنابراين چاره‌اي نداريد جز اينكه حمل سلاح نقد و انتقاد را غير قانوني اعلان نكنيد، و اجازه دهيد هر كس كه مي‌خواهد آن را حمل كند. چه براي دفاع از خودش و چه براي حمله به شما. يقين بدانيد كه افراد نمي‌توانند این دو سلاح را همزمان حمل و استفاده كنند؛ سلاح نقد و سلاح نظامي. بنابراين شما با پرهيز از ممنوعيت حمل سلاح نقد، توانسته‌ايد كه سلاح‌هاي نظامي، سلاح‌هاي تخريب، سلاح‌هاي فرياد و اعتراض و اغتشاش را غلاف كنيد و اين كار بسيار مهمي است كه افتخار آن در كارنامه سياسي شما ثبت خواهد شد. ترديدي نبايد داشت به ميزاني كه كاربرد سلاح نقد ممنوع و پرهزينه شود و رسانه‌ها خالي از اين سلاح گردند، كاربرد اسلحه‌هاي ديگر رواج خواهد يافت. فراموش نفرماييد كه نقد سازنده را از فرهنگ لغات خود حذف كنيد، زيرا وقتي كاربرد سلاح نقد آزاد و عمومي شد، به ناچار برخي نقدهاي غير منصفانه را هم شاهد خواهيد بود، اما عجله نكنيد، زيرا نقد پويا و منصف اين نقدهاي غير منصف را به حاشيه خواهد راند.
4ـ جناب آقاي رييس جمهور!
لطفاً براي سياست قيافه نگيريد. شما هرچه داريد (حداقل بيشتر آنچه را كه داريد) از سياست است، پس آن را كوچك نشماريد و اين همه زهد و ريا نفروشيد كه براي خدمت آمده‌ايد و سياست براي شما بي‌ارزش است، و اين صندلي در نظر شما فاقد اهميت است و به اصرار دیگران افتخار داده اید که آن را بپذیرید! لطفاً رياكاري را كنار بگذاريم. اين صندلي مهم است، و به دليل همين مهم بودنش هم بايد براي كسب آن كوشيد، اما اين كوشش بايد قاعده‌مند و قانوني و منصفانه باشد. فكر نكنيد كه چون در اين جايگاه قرار گرفته‌ايد به لحاظ اخلاقي هم سرآمد مردم هستيد و بايد درس اخلاق به ديگران بدهيد، شما اگر در اين مسند خلاف‌هاي كمتري انجام دهيد، بزرگترين خدمت را به جامعه خود كرده‌ايد بنابر این دور آموزش اخلاق را تا اطلاع ثانوی خط بکشید. بنده شخصاً معتقدم كه اگر بتوانيد اين چند كار را انجام دهيد، نام شما بيش از هر نام نيك ديگري بر تارك تاريخ اين كشور خواهد درخشيد.
5ـ به پيمان خود متعهد باشيد و اگر به هر دليلي نتوانستيد يا شرايطي فراهم نشد كه به عهدي كه بسته‌ايد عمل كنيد، ترجيح دارد كه يا با مردم آن را در ميان بگذاريد و يا كنار رويد، زيرا وفاي به پيمان و عهد بنيادي‌ترين اصل اخلاقي است كه اگر نقض شود، كليت ساختمان اخلاقي جامعه فرو مي‌ريزد.
6ـ دروغ نگوييم. قرار نيست هر حرف و سخن راستي را هم زد. اما حداقل دروغ آشكار و بيّن نگوييد. اگر همين يك ويژگي را رعايت كنيد، قطعاً كشور ما از بسياري از بلايا مصون خواهد ماند.
7ـ تحقير نكن. تحقير به مراتب بدتر از ظلم است، و كينه‌اي كه در اثر آن در دل تحقيرشونده ايجاد مي‌شود، دير يا زود به شكل بسيار مخربي ظاهر مي‌شود.
8ـ با رياكاري ستيز كن. اگر هم ستيز نكردي حداقل خودت از ريا پرهيز كن. رياكاري به اندازه كافي حتي بسيار بيش از حد قابل تصور به اين مملكت ضرر زده است، و هنوز هم شعله‌هاي آتش آن دامن همه را مي‌سوزاند، اگر نمي‌تواني آبي بر اين آتش بريزي، حداقل بر آن ندم و مثل كساني نباش كه لوله هشت اينچي نفت و گاز مجاني را بر اين آتش بستند به طوري كه دود شعله‌هايش از فاصله‌هاي دور نيز قابل ديدن است. آتش ريا فقط دود توليد مي‌كند و روز مردم را به شب تبديل مي‌نمايد، و در چنين جامعه‌اي باران؛ این نعمت الهي هم چنان سياه مي‌شود كه تبديل به نقمت مي‌گردد.
9ـ آقاي رييس جمهور! اگر با وجدان آمدي، حتماً بكوش كه وجدانت را نفروشي، حتي به خودت! مي‌پرسي كه فروش وجدان به خود چه معنايي دارد؟ وقتي كه آن را پنهان مي‌كنيم، حتي از خودمان، كاري جز فروش وجدان ننموده‌ايم.
10ـ احساسات مردم را به بازي مگير. مي‌دانم كه به بازي گرفتن احساسات مردم و جوانان در اين مملكت كار چندان سختي نيست و متاسفانه از کارهای ساده هم هست، اما اين كار را نبايد كرد، چرا كه دير يا زود حقيقت از زير ابر بيرون خواهد آمد، و در اين وضع، فقط روسياهي مي‌ماند و بس. با مردم چون گله گوسفند برخورد نكن كه خود را در مقام چوپان آنان بداني. يك بار هم كه شده از اين نمايش‌هاي خياباني و هزينه‌ساز و تحقير‌آميز كناره‌گير، مطمئن باش محبوبيت بيشتر، عميق‌تر و پايدارتري را ايجاد خواهد كرد. تا اينكه هزاران نفر را به انواع حيل و انحاي مختلف وادار به كاري كنيم كه انسانيت آنان را نشانه مي‌گيرد. رفتن ميان مردم و آگاه شدن از درد آنان در دنياي جديد، هيچ ارتباطي با حضور در يك روستا و سلام و عليك و مصافحه كردن با يك روستايي ندارد. كار رييس جمهور اين نيست، در دنياي مدرن چنين حضوري از طريق نهادهاي مدني و رسانه‌ها و به صورت مستمر و به قول معروف آنلاين صورت مي‌گيرد. پس اگر صادقانه مدعي هستيد كه خواهان اصلاح وضع جامعه و مردم هستيد، كافيست موانع حكومتي را از سر راه آنان برداريد، خودشان بهتر مي‌توانند مشكلات را حل كنند. با تقويت نهادهاي مدني، رسانه‌ها و تعامل با نخبگان جامعه، مشكلات عمومي مردم هم در جهت حل و تخفيف خواهد رفت، اما با زدن نهادهاي مدني، سركوب رسانه‌ها و به حاشيه راندن نخبگان، اگر به تعداد مردم ايران هم وزير درست كنيد تا با تك‌تك مردم تماس داشته باشند، هيچ گرهي از كار مردم گشوده نخواهد شد، سهل است كه اين گره‌ها بيشتر و كورتر هم خواهند شد.
حرف زياد است اما همين بس است. اميدوارم موفق باشيد.
با احترام


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

احمد :

خیلی خوب گفته اید ولی اقتصاد جامانده است. اگر این همه انسانها خودشان را به حکومت می چسبانند و ریاکاری می کنند و بی اخلاقی را روسفید می کنند و انسانیتشان را زیر دست و پای سفرهای استانی له می کنند همه اش به این دلیل است که دولت یک غول بی شاخ دم اقتصادی است و هیچ کس در این مملکت نانی نمی تواند دربیاورد و بخورد مگر آنکه یوغ تایید حاکمان را بر گردن داشته باشد.

به خصوص این مساله مهم است چون گزینه های محتمل برای پیروزی همچنان بر طبل نقش دولت در اقتصاد می کوبند.

به هر حال از مطلب شما متشکرم. به خصوص آنجایی که درباره بزرگ کردن میدان بازی، سلاح نقد و ریاکاری گفته بودید بسیار به دل نشست.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قرار نیست که در یک یادداشت همه چیز را نوشت. هر کس از منظری به موضوع اشاره خواهد کرد و نکته شما هم بسیار مهم است که دیگر نویسندگان آن ویژه نامه اشاره کرده اند اما من به موضوعاتی اشاره کرده ام که حداقل به لحاظ نظری مورد اتفاق همه است و کسی را با آنها مخالفتی نیست. اگر کسی اقتصاد دولتی را بزرگتر کند قطعا زمینه ساز این خصائل بد هست و قابل نقد است اما کسی که دروغ بگوید کارش از این حرفها گذشته است. ما فعلا به حداقلها قانع هستیم. اگر نمی تواند کار کارشناسی کند و اقتصاد را درست کند حداقل دروغ نگوید.

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۰۳ قֽظֽ | Reply

شهریار :

بسیار عالی و عمیق

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۱۳ قֽظֽ | Reply

سعید :

عبدی جان حالت خوبه؟ مطمئنی؟

اگه کسی به این ده فرمان شما اعتقاد (و خدای ناکرده قصد اجرای اون را) داشته باشه که وارد این عرصه نمیشه...

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۴۱ قֽظֽ | Reply

:

سلام و عیدتان مبارک.
اخلاقی بودن اکثر توصیه های شما نشانگر اهتمامتان به اخلاق است که در جای خود بسیار پسندیده میباشد. ولی آیا مقام رئیس جمهور هیچ نوع توصیه دیگری را ایجاب نمی کند؟ به نظرم فقط 2 و 3 و 10 توصیه های عمدتا عملگرایانه هستند و هر سه هم مهم. فقط یک اشکال به بخش نهایی 3 وارد است: در ایران که رئیس جمهور قادر به «غیرقانونی نکردن سلاح نقد» نیست. اصلا بنا بر قانون اساسی نقد قانونی است. توصیه عمل به قانون را باید به قوه قضائیه و دیگر دستندرکاران بکنید.

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۵۲ قֽظֽ | Reply

بهرام :

و در ادامه اين يادداشت مشفقانه و ناصحانه :
رياست محترم دولت دهم؛ به شعور مردم هم اهميت دهيد. با آنان چونان مردمي رفتار كنيد كه در عصر پيشرفت و توسعه و عصر حاكميت دموكراسي و رشد و توسعه وسايل ارتباط جمعي برخورد مي شود.
خود را در مقابل اين مردم پاسخگو بدانيد و يقين پيدا كنيد كه رفتار و اعمال زير ذره بين ديد مردم و ولي نعمتان شماست. حقوق رقيب سياسي خود را حتي اگر در اقليت قرار دارند محترم بشماريد و عدالت رعايت كنيد.
درحد توان و اختيار به رسانه ي ملي دستور دهيد كه تريبون در اختيار مخالفان يا منتقدان شما هم به صورت عادلانه قرار گيرد تا سخنان آنان را بشويد. تلاش كنيد تا رسانه ي ملي به معناي واقعي ملي شود.
دموكراسي در كشور را تقويت كنيد‘ حقوق اقليت ها را محترم بشماريد‘ آزادي بيان را نهادينه كنيد‘ فرهنگ تحميل شده ي ترس را در ميان مردم براي نقد حاكمان از بين ببريد و فرهنگ شجاعت را جايگزين آن كنيد‘ با اين روند‘ خواهيد توانست امنيت را در كنار آسايش و رفاه براي مردم و به طريق اولي سيستم و نظام تضمين كنيد.
در روابط خارجي پيش از آنكه تلاش مي كنيد تبديل به يك اسطوره شويد به فكر تقويت اعتماد جهاني و تنش زدايي و از طرفي مهمتر اينكه به فكر حفظ اعتبار و حيثيت و بزرگي تمدن اين مرز و بوم و مردم آن باشيد. طوري موضع گيري كنيد كه مجبور نشويد درمدت كوتاهي به فكري مكانيسمي براي اصلاح رفتار غلط باشيد! منافع ملي را بر چيز ديگري ترجيح دهيد. با ادبيات پذيرفته شده و رايج درجهان رفتار ديپلماتيك داشته باشيد و سياست كنيد. به معناي واضح تر آداب ديپلماتيك داشته باشيد.
نسبت به مسائل فرهنگي جامعه به عنوان يك ناظر و بستر ساز و فراهم كننده امكانات اوليه حساس باشيد و تلاش كنيد و اجازه دهيد كه نهادهاي مدني و خود مردم ‘ پرچمدار فرهنگ سازي در كشور در چارچوب هنجارها و ويژگيهاي ديني و بومي باشند. به دستگاههاي فرهنگي غيردولتي و موسسات هنري اعم از سينما و تئاتر و فرهنگ كتاب و كتاب خواني و تاليف كتاب ارزش و امنيت قائل شويد. اطمينان دهيد تا اهل قلم و اهل سينما و اهل تئاتر و اهالي كتاب و قلم و روزنامه نويسي و روزنامه نگاري با اعتماد و پشتوانه دست به كار شوند وخلاء هاي نگران كننده فرهنگي كشور را پر كنيد. مي توانيد اين كار را عملي سازيد؟ اگر مي توانيد به خود زحمت داده و كانديداي رياست جمهوري شويد!
جوانان را دانشگاهها را علم را فعاليت هاي دانشجويي را تشكل هاي صنفي را تشكل هاي سياسي را همه را و همه را دريابيد و به آنها ميدان بدهيد كه دوام نظام و قدرت اجرايي شما در توجه عميق و جدي به اين مسائل است.
تلاش كنيد تا عدالت ‘ آزادي‘ دموكراسي‘ دينداري خردمندانه‘ تنوع آرا‘ تكثر نظرات‘ اخلاق و بسياري از ارزشها ي ديگر در جامعه نهادينه شود تا بدين وسيله از بابت فرهنگ غني خود به دنيا فخر بفروشيم و رشد و توسعه به جاي عقب ماندگي و پس رفت را شاهد باشيم. مردم ما در سخت ترين شرايط از جمله دفاع مقدس و پاسداري از مرزها و كيان اين كشور ثابت كرده اند كه لايق خدمت هستند و لايق پيشرفت و توسعه و رفاه‘ مردم را دريابيد تا خود واكسينه شويد.
انشالله

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۵۶ قֽظֽ | Reply

oolablaalab :


جناب آقای عبدی گرامی
آیا واقعا شما 20 یا 25 یا 30 سال پیش هم همینطور فکر میکردید:
توقعات چنداني از شما ندارم،
در نقش بازيگر واحد وارد ميدان نشويد
حمل سلاح نقد و انتقاد را غير قانوني اعلان نكنيد،
براي سياست قيافه نگيريد.
فكر نكنيد كه چون در اين جايگاه قرار گرفته‌ايد به لحاظ اخلاقي هم سرآمد مردم هستيد و بايد درس اخلاق به ديگران بدهيد،
و
و
و
یا الان که در راس قدرت نیستید اینچنین فکر میکنید؟
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من یاددم نمی آید که در رده های سوم و حتی چهارم و پنجم سلسله مراتب قدرت بوده باشم. اما اگر دوران اصلاحات را در این مراتب بدانید می توانید به نوشته های آن زمان مراجعه کنید.

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۴۴ قֽظֽ | Reply

Amir :

این پند ها قبلا بسیار گفته شده اند و حداقل رئیس جمهور آينده بسیار آنها را شنیده است.
برای اصلاح امور امیدی به پند شنو بودن روسای فعلی و آينده نمی توان داشت.
آیا این یک موضع سیاسی خاتمی وار نیست که خواهان اخلاقی کردن سیاست است؟
فوقش کمی فتیله اخلاق پایین تر است.
بنظر می رسد گروه اصلاح طلب یا بطور کلی گروه های آزادی خواه هم باید سیاستی اتخاذ کنند که موجب ایجاد قدرتی شود.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در واقع این پندها معنایش این است که ما خودمان وجودشان را در رئیس جمهور بعدی باید بخواهیم و تضمین اجرا و تحقق آنها باشیم.

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۰۰ بֽظֽ | Reply

علی :

بسیار زیبا بود دم شما گرم

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۵ بֽظֽ | Reply

صارمی :

جناب عبدی فرموديد: با مردم چون گله گوسفند برخورد نكن كه خود را در مقام چوپان آنان بداني. جللخالق. انهائی که برای ولايت فقيه حنجره پاره ميکردند و ميکشتند و زندان ميبردند امروزه اين نصيحت ميکنند.

به نظرم اين مطلب را برای وجدان خاموش خود نوشته ايد. مثلا انجا که مرقوم فرموديد : مي‌دانم كه به بازي گرفتن احساسات مردم و جوانان در اين مملكت كار چندان سختي نيست و متاسفانه از کارهای ساده هم هست، لابد ياد تظاهرات مردمی در مقابل لانه جاسوسی بوديد. ارادتمند. صارمی
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به شما تبریک می گویم که از زمان تولدتان و حتما با وجود حضورتان در رژیم گذشته چنین نبوده اید و امروز هم در این کامنت هم تهمت نمی زنید. به وجود چنین افرادی باید افتخار کرد و آنان را سرمشق خود قرار داد.

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۴ بֽظֽ | Reply

ahmad :

جناب عبدی سلام
شما راچه افتاده است که ناگهان لباس برنامه ریزی عمل گرا و متفکری عمیق را از تن برون کرده اید و به نصیحت گوئی پرداخته اید ,که تا کنون دیده نشده قدرتمندی به نصیحتی توجه کند و یا ظالمی بدلیل نصیحت ظلمی به کنار نهاده باشد...
من کس ندیده ام که به زیبائی امام علی در نهج البلاغه همه گان خصوصا قدرتمداران را نصیحت کرده باشد ..اما ندیده ام که خلفا و امرااز معاویه تا حجاج واز منصور دوانیقی تا المتصم بالله کسی ظلم وفساد و کشتار به کناری نهاده باشند واطرافیان وفرزندان و گزمه و شحنه به جان ومال و ناموس مردم مسلط نکرده باشد ...مکر آن پدر وپسر خود را کمر بسته امام نمی نامیدند و نهج البلاغه نخوانده بودند؟ شما مگر فراموش کرده اید که حاصل تجربیات و خرد بشر می گوید تنها با انتخابات ازادی که نحوه آن مشخص است اگر حکومت گران برگزیده شوند و نمایندگان مردم ومطبوعات آزاد و احزاب رقیب مواظب حکومتگران باشند و تفکیک قوای واقعی رعایت شود ممکن است آنها از رفتن به راه کج بازداشته شوند..هزاران سال است که باب نصیحت برای کمک به همسایه و ایتام و مساکین باز است و در عمل فقط در چند کشور اروپائی بسیار آزاد است که چون به جای نصیحت سیستم را درست کرده اند فقیری یافت نمی شو د..کشورهای نصیحت خیز پر است از فقر و مسکنت ودو روئی و حقه بازی و چاپلوسی و...
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برداشت شما کمی با من متفاوت است. این نصایح به من و شماست که اگر کسی را در آم مسند دیدیم و این رفتار را نداشت ساکت ننشینیم.

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۶ بֽظֽ | Reply

علی :

این نظر را برای مطلبتان در مورد خاتمی نشتم که امکان ارسال نبود اینجا می فرستم.

" یعلاوه این چه طرفدارانی هستند که حتی به حرف خود آقای خاتمی هم گوش نمی کنند؟ (رجوع کنید به نامه انصراف)
اتفاقا همه حرف من هم این است که اینها به معنای واقعی طرفدار نیستند بلکه کار خودشان را می کنند و آقای خاتمی در مواقع مهم قادر به کنترل و هدایت و راهبری آنان نیست همچنان که در حال حاضر هم چنین است و حاضر به شنیدن حرف وی نیستند."
جناب عبدی مطلب فوق را در پاسخ یک خواننده ابراز فرمودید.
بله جنس حمایت حامیان خاتمی از خاتمی ولایی نیست که هرچه رهبر اصلاحات گفت همه به آن عمل کنند.
در اینجا رهبر کسی است که براوردی درست از برایند نظر هواداران داشته باشد و بر اساس آن عمل کند.
من طرفدار خاتمی هستم اما ماست اگر برای او سیاه باشد برای من نیست!
یک رهبر دموکراتیک غیر از این نمی تواند باشد. شما فکر می کنید خاتمی مرجع تقلید هوادارانش است؟
اتفاقا آنچه خاتمی را محبوب کرده توان تصمیم درست در هرشرایطی است و اینجا هم آنکه خلف وعده کرد موسوی بود که چون نمی خواست ذیل گفتمان اصلاح تعریف شود خاتمی را سردواند تا پس از آمدن او موضع خود را مشخص کند.
فکر می کنم این اولین بی مرامی موسوی بود.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مبتدای مطلب شما درست است. وی مرجع تقلید نیست که از او تقلید کنید. اما اگر مواردی پیش آید که با مهمترین تصمیم سیاسی او مخالف باشید(که حق مخالفت هم دارید) دیگر نمی توان او را رهبر جریانی دانست و خود را عضو آن جریان. این تصمیم موضوع فرعی و حاشیه ای که نیست که نپذیرید. اگر نپذیرید باید راه خود را جدا شده بدانید.
در باره آقای موسوی هم به این نکته توجه کنید که من هم به نحوه ورود ایشان انتقاد دارم اما در مورد بی مرامی باید حتما نظرات آنان را هم بشنوید من تا حدی شنیده ام و معتقد به برداشت شما نیستم آنان هم رفتار این طرف را بی مرامی می دانند که هر جور خواسته اند خبر داده اند . آنان معتقدند که آقای موسوی اصل آمدن خود را اعلان کرده بود و زمانش را به بعد موکول کرده بود. بعلاوه اگر هم معتقد به بی مرامی ایشان هستید پس چه دلیلی برای انجام تعهد نداده به یک بی مرام است . بعلاوه اگر تصمیمی به 6 ماه تدبیر اتخاذ شود و با 6 ساعت کان لم یکن گردد این چه توان تصمیم گیری عقلانی است؟

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۵۷ بֽظֽ | Reply

ابراهیم کریمی :

با سلام حضور اقای عبدی.شیر بی یال وسر واشکم که دید.شاید اگر خواسته شمادر جهت سمت وسو ی صعودی موجود بود گوش شنوایی پیدا میکرد.اما در جهت نزولی ان زهی خیال باطل. انهم کسی که از مردم رای میخواهد. ایکاش برای ان سقفی وسطحی وحدی مجاز تعیین میکردید.

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۱۰ بֽظֽ | Reply

سيد نادر :

سلام بادار گرامي و عزيز!
ده فرمان شما را بادقت خوانم چند بار ديگر هم بايد خوانده شود به نظرم ده فرمان شما براي يك حاكم اگر گوش شنوا داشته باشد از ده فرمان حضرت موسي در زمان خودش بشيار كاربردي تر و راهگشا تر است.
از ده فرمان شما دوتايش هم اگر عملي شود خيلي خوب است.
جور باشيد و صحتمند.

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۵۵ بֽظֽ | Reply

:

جناب آقاي مهندس عباس عبدي .سلام.شايد در ادامه اين سوال به ذهن بيايد كه اين نوشته اظهار نظري در خصوص اين مطلب نباشد!كه دقيقا همينطور است و فقط مجالي است براي گفتگو.از قديم الايام كه بعضا از نزديك هم با شما ارتباط داشته ام هر چند كوتاه در دوره هاي مختلف در دهه هاي 60 و70 از نوع نگاه شما به ديگران كه عموما عاقل اندر سفيه و عوام دانستن انها بود ناراحت ميشدم.نميدانم در زندان دقيقا بر شما چه گذشت" البته آن نامه شما را خوانده و از ياد نبرده ام "ولي ظاهرا در نتيجه گيري با كسي كه مشابه شما در زندان بوده به يك جمعبندي رسيده ايد يعني آقاي كرباسچي.كه نتيجه آن حمايت از آقاي كروبي براي كانديداتوري رياست جمهوري است و اين براي من جاي سوال و ابهام دارد ...شايد هم ظن غلط و بر حسب تصادف بوده است.اشتباه نشود و زود قضاوت نكنيد.بنده به آقاي كروبي ارادت دارم حتي اگر او را كانديداي مناسب ندانم.براي حقير پر واضح است كه به همان دليل كه در مرحله دوم انتخابات دوره قبل آقاي خامنه اي با انصراف هاشمي مخالفت كرد تا رقيب احمدي نژاد آقاي كروبي نشود كه در آن صورت نتيجه انتخابات غير از آني ميشد كه شد.اكنون ايشان علاقه مندند كه كانديداي واحد اصلاح طلبان در صورت اجماع شخص آقاي كروبي باشد.و اين باز هم به همان دليل سابق براي برنده شدن اين بار رقيب ايشان. آقاي خامنه اي به آمدن آقاي موسوي كه اصلا اعتقاد ندارد .آقاي خاتمي را هم كه چشم ديدن و تحملش را نداشتند و از نيامدنش صد البته خوشحال شدند.آنچه باعث شد اين چند كلمه را بنويسم كنايه شما يعني" تدبير 6 ماهه و تصميم 6 ساعته بود ".راستش را بخواهيد نميدانم چرا به يكباره ذهنم معطوف به نظرات شما در قبل از دستگيري و زمان دادگاه شما معطوف شد.و بنظرم آمد با همان سابقه ذكر شده در ابتداي كلام از شما بخواهم لطفا عوامان و سفيهاني چون حقير را هم تحمل فرماييد و اين نصيحت را كه احترام به ديگران خصوصا فردي با اخلاق چون خاتمي از امثال شما بيشتر انتظار ميرود تا مخالفان قسم خورده اصلاحات....بگذريم....حال كه عملابا دفاع از حضور يك اصلاح طلب بنام آقاي كروبي در انتخابات آتي اذعان ميفرماييد نظريه خروج از حاكميت به دليل تماميت خواهي هاي فردي " حاكميت يك دست و كاهش هزينه هاي ملت" را سبب نشد بلكه اين هزينه هارا صد چندان كرد از شما ميخواهم قدري در گفته هاي خود تامل فرموده وباز هم جانب اخلاق را رعايت فرماييد.با تشكر.وحيد
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست محترم! اگر از یک کنایه کوچک این قدر دلگیر شویم از دیگر ان چه انتظاری باید داشته باشیم که موج انتقادات علیه آنان سرازیر می شود؟ بعلاوه شما در همین نوشته خود چند تا کنایه که سهل است نیش به بنده سراپا تقصیر زده اید و تازه بدون آن که مسئولیتی متوجه شما باشد چون معرفی نشده اید اما بنده برای گفتن یک جمله درست در باره اقدامی که هزاران نفر را به کما برده است و تعطیلات هم نتوانسته آنان را از کما در آورد باید توصیه به رعایت اخلاق شوم؟ بهتر است یادداشت بعدی را ملاحظه کنید و منتظر تحلیل بعدی من هم در باره انتخابات باشیم و بعد نقد کنیم اما پیش از آن لطفا بفرمائید من چگونه بنویسم که نگاه فقیه اند سفیه تلقی نشود؟!! بعلاوه نگاه فقیه اندر سفیه داشتن هنگام مواجه شدن نتایج اظهار نظرات با واقعیت نقش بر آب می شود و امروز می بینید که چه کسانی بدیهیات عادی سیاست را در ایران نفهمیدند و کل جبهه اصلاحات را به این روز انداختند اما باز هم من و امثال من باید پاسخگو باشیم.

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۵۶ بֽظֽ | Reply

رضا فتوحی :

" در باره آقای موسوی هم به این نکته توجه کنید که من هم به نحوه ورود ایشان انتقاد دارم اما در مورد بی مرامی باید حتما نظرات آنان را هم بشنوید"
از کجا و چگونه باید بشنویم؟ ایشان جز چند مورد گنگ و کلی، سخنی بیان نکرده اند و از همه تلخ تر اینکه هر بار دهان گشوده اند نا امید ترمان کرده اند. دروغ و ریا و تعهد و وجدان پیش کش من جایی نخوانده ام ایشان حتی نسبت به از دست رفتن جان هزاران نفر نه در میدان جنگ که در کنج زندان حساسیتی نشان داده باشند.
شاید این سخن را قدری عجولانه بدانید ولی رسیدن ایشان به ریاست جمهوری غیر ممکن می نماید. بر خلاف تصور بسیاری نگاه ها به دوره مسولیت ایشان مثبت نیست. در ضمن نحوه ورودشان بسیاری از افراد حامی را به مخالف تبدیل کرده است.

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۰۰ بֽظֽ | Reply

موسایی :

باسلام وعرض ادب

همچون همیشه مختصر ومفید

من از رییس جمهور آینده اینهارامی خواهم وان اینکه شجاعت داشته باشد بگوید نمی گذارند-نمی توانم-چه کسی می دزدد-کجا می برند-شعارندهد-عمل کند-نقدپذیزباشد-آماروارقامش مستندباشد-تیمش کارآرنوده باشد-اهدافش دست یافتنی-

والبته می دانم این خواسته ها دست نیافتنی هستند.

۱۰ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۱۰ بֽظֽ | Reply

ahmad :

با پوزش از حناب عبدی برای استفاده از سایت آینده برای پاسخ..
هموطن عزیز آقای صارمی
دوسه بار نوشته شما را خواندم ,همه چیز فهمیدم جز آنکه نفهمیدم چرا چنین نوشته اید و حاصل آن چیست؟آقائی در شرایط خاصی که گاه وبلاگ نویسان سر از زندان و گاه قبرستان در می آورند, در سایتی پر خواننده و مورد توجه باب سخنی گشوده است , که می توان با استفاده از آن بسیار نوشت و چیز ها گفت که شاید برایند آنها کمکی باشد تا ما را از گردابی که درآ ن فتاده ایم برهاند وایران آباد و مردمانش به رفاه و آزادی رسند..و شما آنرا به انتقادهای خارج از ادب و کنایه های نا معقول کشانده اید ...حاصل سی سال اینگونه گفتن وشنیدن که بین اپوزیسیون و پزسیون رواج داشته چیست؟ به نطر شما این شباهتها بین دو طرف گرفتاری اصلی نیست؟

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۲۱ قֽظֽ | Reply

پویا :

سلام
آقای عبدی , اصل این مساله که آقای خاتمی با وجود شنیدن موضع صریح آقای موسوی مبنی بر آمدن, هول هولکی اعلام ورود کردند و سفرهایشان را آغاز کردند, یک کمی - صادقانه بگویم , خیلی - مسخره و غیر قابل باور است !
ایشان 6 ماه, این پا و آن پا کردند تا تصمیم آقای موسوی مشخص شود و وقتی فهمیدند ایشان قطعا نمی آیند وارد میدان شدند.
حتی ایشان مقداری از این کار ایشان دلخور هم شدند.
نهایت چیزی که میتوانم باور کنم این است که یا اقای موسوی گفته باشند که فعلا قصد آمدن ندارند یا نمی توانند در حال حاضر تصمیم بگیرند و آقای خاتمی هم تشخیص داده باشند که دیرتر از این به صلاح نیست و اعلام ورود کردند.
یا اینکه سوء تفاهمی بین شان صورت گرفته باشد.
شما هر دوی این عزیزان را خوب می شناسید. هر کس و هر چیز که باشند اهل دروغ گویی - آن هم به این گندگی و اینطور مفتضحانه نیستند ! (مثل بعضی ها...)
نظر شما غیر از این است؟
واقعا اگر خبر درست تری دارید بگویید...
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اجازه دهید یک یادداشت در باره سوء برداشتهایی که میان آقای خاتمی با آقایان خامنه ای و موسوی پیش آمده بنویسم که مساله بسیار کلیدی تر از آن است که فکر کنیم یکی به دیگری دروغ گفته است.
این مشخصه فضای گفتاری در ایران است که حتی در عالی ترین سطوح قضیه به گونه ای گفته می شود و به گونه دیگری برداشت می شود.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۲۴ قֽظֽ | Reply

دوستدار :

سلام آقاي عبدي عزيز و دوست داشتني
بعضي وقتها پيش خودم مي گويم حيف كه عدد پيامبران به اتمام رسيده و.....
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شرمنده از انتشار بقیه موارد.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۴۵ قֽظֽ | Reply

سامان صفرزائی :

سلام جناب عبدی
اول از همه سال نو را تبریک می گویم.

بعید می دانم این اتفاقات مگر در سطح حداقلی آن رخ دهد چرا که رخ دادن این رفتارهای بی نظیر همچون دروغ نگفتن و ریا نورزیدن می تواند با سه مساله ارتباط داشته باشد:
اول آنکه نیروهای مطبوعاتی و رسانه ای قدرتمندی وجود داشته باشد که مقام اجرایی به خاطر ترس از انتقادهایی که پیامدهای بزرگی برای وی خواهد داشت، نوعی از صداقت را بروز دهد.
یا اینکه کشور به لحاظ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی یا دیپلماتیک شرایط متناقضی را تجربه نکند تا مقام اجرایی بتواند اخلاقیات را رعایت کند.

یا آنکه صداقت و خصایل خوب را از منظر دیگری تجربه کند، مثلا اینکه اساسا وعده ای ندهد تا بعدها متعم به خلف وعده و دروغ نشود.
از مختصات دموکراسی خواهانه دفاع نکند تا بعدا برای سکوت در مقابل تقض آن به ریا متهم نشود.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۵۱ قֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب مهندس عبدی با سلام
بنا به گزارش وزارت امور خارجه آمریکا آقای ریچارد هالبروک نماینده آمریکا در امور پاکستان و افغانستان و آقای مهدی آخوند زاده معاون وزیر امور خارجه ایران در کنفرانس مربوط به افغانستان با یکدیگر ملاقات نمودند.
بنظر من نماینده کشور ما با حفظ اصول و منافع ملی با شیطان هم میتواند ملاقات و گفتگو نماید . اما نکته اینجاست که آیا اگر همین اتفاق در دوران آقای خاتمی واقع میشد کفن پوشان در قم و تهران در مخالفت با آقای خاتمی راه پیمائی نمیکردند و فریاد نمیزدند که دین از بین رفت و صدا و سیما بلندگوی آقایان نمیشد؟
عاشقان سینه چاک به امثال من حق میدهند که به همه گفته های آنها شک کنیم و به این باور برسیم که دین در دست آقایان ابزاری شده است برای حفظ قدرت .

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۴۶ قֽظֽ | Reply

ترابی :

کاش همه ی نامزدها این را بخوانند!

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۲۳ قֽظֽ | Reply

صارمی :

جناب عبدی, چه سريع خوی گذشته تان باز گشت. لابد اگر دستتان ميرسيد سيلی هم نثار ميکرديد. فقط برای اينکه بدانيد چقدر هنوز فرض هايتان اشتباه است و هنوز دنيا را با عينک انقلابی کور ميبينيد سن من 42 ( چهل و دو ) سال ميباشد. ارادتمند. صارمی
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بنده که دستگاه سن سنج ندارم. اما از متن نوشتار شما چنان بر می آمد که گویی در آن زمانها حی و حاضر بوده اید و اما حالا که چیزی نشده با همین سن هم آن استدلال صادق است. اما فراموش نکنید که سیلی زدن به دیگری بسیار بد است حتی اگر من یا شما انجام دهیم و بدتر از آن اتهام زذن به چنین چیزی است باز هم اگر از من و شما باشد. بنابر این خطاب آن ده فرمان نه فقط به رئیس جمهور آینده بلکه به من و شما هم هست که دروغ نگوییم. و اگر کسی دروغ گفت و شرمنده نشد و حتی هنگام فهمیدن قضیه با دروغ و اتهام دیگر سعی کرد که خود را توجیه کند در این صورت شایستگی بیشتری از داشتن یک رئیس جمهور دروغگو ندارد.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۳ بֽظֽ | Reply

جواد عاليپور :

سلام
من اولين باره كه به سايت شما ميام ضمن اينكه ازتون تشكر مي كنم چند تا سوال ويكي دو تا گلايه داشتم كه البته خيلي هم ارتباطي با مطلب بالا نداره اگه ممكنه جواب بدين - ممنون!
1- آيا جبهه اصلاحات احتياج به رهبر دارد يا نه واساساً چنين حقي را براي شخص يا اشخاصي قائل هستيد يا نه - آيا خاتمي يا كروبي يا هر كس ديگري را شايسته اين جايگاه مي دانيد يا خير؟!
2- در زمان دولت اصلاحات شما اگر از مطرح كنندگان تز خروج از حاكميت نبوديد حداقل از حاميان آن بوديد.
الف - مواضع امروز شما چه تناسب وسازگاريي با مواضع آن روز شما دارد - امروز چه چيزي وجود دارد كه آن روز وجود نداشت و چه عاملي باعث شده است شما مجدداً براي بازگشت اصلاح طلبان به قدرت تلاش كنيد؟!
(حضور در عرصه انتخابات و نقد بعضي ورود وخروج هاي انتخاباتي وبعضاً طرفداري از فعاليت بعضي افراد براي حضور در حاكميت)
ب - مهدي كروبي در ماجراي تحصن نمايندگان مجلس ششم بعد از مدتي حمايت خود را پس گرفت و بعدها از برگزار كنندگان تحصن برائت جست چگونه مي توانيد در معادلات سياسي خروج از حاكميت و برائت جستن از تحصن نمايندگان را در كنار هم قرار دهيد و احتمالاً چطور مي توانيد از كانديداتوري مهدي كروبي حمايت كنيد (مطالب شما در روزنامه اعتماد ملي در نقد حضور خاتمي و شايد طرفداري از مهدي كروبي)
3- در دسته بندي ها - عباس عبدي يك كنش گر سياسي است يا يك تئوريسين ونظريه پرداز ؟!
با همه احترام بايد عرض كنم احساس من از نحوه حضور شما در عرصه هاي سياسي احساس خوبي نيست و فكر مي كنم شما همواره در مقاطع مختلف داراي نظرات متناقض و پارادوكس رفتاري هستيد و شايد در عين حال كه نظرات خاصتان را مطرح مي كنيد شخصاً دنبال به اثبات رساندن آنها هم هستيد و وارد تعاملات سياسي هم مي شويد ؟!
شايد مواضع امروز شما در قبال امريكا و حضور در تسخير لانه جاسوسي و هم چنين مسائل و بحث هاي سالهاي قبل جبهه مشاركت (بين العباسين) و نوشته هاي انتخاباتي و رفتار هاي امروز شما از آن جمله باشند. اين تناقضات اثر سياست ورزي است (كه من اينگونه فكر نمي كنم) يا اثر چرخش هاي مكرر و تجديد نظر هاي پشت سر هم ؟!
- معذرت ميخوام اگر گستاخانه مطلبم رو بيان كردم !
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
هیچ گستاخی وجود نداشت. سوال اول شما باید و نباید ندارد اگر کسی مدعی رهبری اصلاح طلبی است خودش باید این بار را به دوش بکشد و اگر کسی هم نیست پس داعیه ای نداریم.
سوال دوم شما هم ناشی از عدم درک درست مواضع من است. وقتی گفتم خروج از حاکمیت ؛ اصلاح طلبان به نام اصلاحات قدرت داشتند و چون گوش نکردند آن پیش آمد که می بینید اما امروز هم معتقد به حضور در قدرت از موضع اصلاح طلبی نیستم و به همین دلیل هم با حضور آقای خاتمی مخالف بودم . حضور امروز از موضع متفاوتی است . یادداشت تحلیلی مرا در چند روز آینده بخوانید توضیح داده ام.
در باره تحلیلگر یا کنشگر حرف شما درست است من در واقع از هر دو منظر وارد می شوم گرچه سعی می کنم تفکیک کنم مثلا همین یادداشت را به این دلیل بدون نام خودم نوشتم که این خلط نقشها پیش نیاید. اما در مواردی هم مخاطب نمی تواند تمایز قایل شود.
در مورد موضع در برابر آمریکا هم متاسفانه شما در این مورد اطلاع کافی ندارید و تصور می کنید تناقض دارد. یک شکل بودن مواضع نشانه عدم تناقض نیست این اشتباه فاحش و عوامانه است. شما ممکن است به دلیل خاصی مخالف با شغل معینی باشید مثلا آن را دارای درآمد کافی ندانید اما اگر به هر دلیلی شرایطی پیش آمد که از آن شغل درآمد کافی به دست آمد و شما به انجام آن علاقه مند شدید تغییر موضع شما نسبت به آن شغل نشانه ثبات رای شما ست و نه تزلزلتان. بنابر این بهتر است از این منظر تحلیل کنید. بعلاوه تغییر موضع حتی به این مفهوم هم نشانه بی ثباتی نیست بلکه نشانه تغییر عقیده است مثلا کسی در گذشته طرفدار دولتی شده اقتصاد بوده و بعدا متوجه غلط بودن این ایده می شود طبیعی است که دلیلی برای اصرار بر موضع گذشته ندارد اما اگر یک روز این را گفت روز دیگر مخالف آن و روز سوم دوباره به موضع اول برگشت این نگاه شایسته محکوم شدن است.
بنابر این شاید بتوان گفت که انتقادات گستاخانه نبود بلکه درست مطرح نشده است.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۱ بֽظֽ | Reply

پویا :

با سلام مجدد
بی صبرانه منتظر یادداشتتان در مورد این سوء تفاهمات و دلایل آنها هستم. واقعا به اندازه تحلیلی که قولش را داده اید جالب خواهد بود.
یادتان نرود... !
(در مورد آقای خامنه ای ازتون نپرسیدم. گفتم شاید محذور داشته باشید. اما حالا که خودتان اشاره کرده اید که خیلی عالیست. همه ما اظهارات متفاوتی از جلسه ایشان با آقای خاتمی شنیدیم که بالاخره نفهمیدیم اصل جریان چی بوده !)
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اصل جریان این است که فضای عام گفتگو در ایران به دلیل سابقه استبدادی با شفافیت و صراحت همراه نیست اتفاقا اگر کسی هم صریح حرف بزند مورد انتقاد قرار می گیرد لذا مطالب با تعارف و ادبیات خاص بیان می شود و راه برای تعبیر و تفسیر های متفاوت باز می ماند. وقتی که نقل قولهای جلسه آقای خاتمی و خامنه ای را شنیدم برای من کاملا واضح بود که چه معنایی دارد اما دیگران تعبیر متفاوتی کردند و معلوم شد که آقای خامنه ای هم اشکال داشته اند که به چه زبانی باید گفته می شد که گفته نشده است. عدم شفافیت خیلی جاها آثار و عوارض وحشتناکی داشته است که این مورد از نمونه های آن است.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۵۱ بֽظֽ | Reply

گیتی :

زیربنایی ترین اقدام برای توسعه کشور دروغ زدایی است که اولین واژه در عنوان نامه شماست. البته نه با توصیه های اخلاقی بلکه با تعبیه سیستمی که امکان و شهامت دروغ گفتن به حداقل برسد. اگر درآمد یک سال صادرات نفت هم صرف تعبیه چنین سازوکاری شود ارزش دارد و ریشه حل همه مشکلات است.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۲۸ بֽظֽ | Reply

آرش :

با گرمترین شادباش های نوروزی خدمت جناب عبدی و سایر دوستان

به گمان من تبلور عملی ده فرمان آقای عبدی، به قدرت رسیدن رئیس جمهوری است که خود را نماینده "همه" ایرانیان بداند. نماینده "همه" ایرانیان بداند. نماینده "همه" ایرانیان بداند.

این رئیس جمهور هم باید از همین مرحله کاندیداتوری و انتخابات تیم مشاورانی از نخبه ترین فرزندان ایران- بدون ملاحظات اعتقادی و وابستگی قومی آن ها- چه مقیم داخل باشند چه خارج تشکیل دهد.

اگر این رئیس جمهور آینده فقط همین یک کار را انجام دهد، بیشتر از تمام رئیس جمهورها، نخست وزیران و شاهان گذشته به این ملک و ملت خدمت کرده است و در تاریخ جاودانه خواهد ماند. چرا که گیر تاریخی ما همین است و همین است و همین!!

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۱۴ بֽظֽ | Reply

مهدی نادری نژاد :

با سلام
جناب عبدی با تبریک سال نو.
ای کاش برای اجرای این ده فرمان سقف معین میکردید. تادر صورت اجرایی شدن به نقد آن مبادرت کنیم.
متشکرم.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کف و سقفی ندارد پیش از همه خود ما که در اینجا هستیم باید اینها را رعایت کنیم.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۰۲ بֽظֽ | Reply

صارمي :

جناب عبدی بله حرفتان کاملا درست است من در آن زمان حی حاضر بودم در دبستان, دبيرستان, و دانشگاه هم بودم و صابون حقايقی که همه شماها سی سال بار ما کرده ايد به تنم خورده است. فقط نفهميدم آن "حتما"تان را چگونه کسب کرديد غير از آنکه شايد شما هم مانند کيهان دستگاه کشف حتما و صد در صد و مطمئنا وغيره داريد. اجازه بدهيد صاف و پوست کنده بگويم, من چگونه اين حرفهای شما را باور کنم وقتی که مطمئن نيستم که از نقطه نظر خير خواهی برای جامعه است و نه دوباره از قبيل حرفهايتان در سی سال پيش. آيا شما چه چيزی در اين سی سال ياد گرفته ايد؟ آيا اين دروغ و ريا فقط مختص همين سه چهار سال گذشته است؟ ارادتمند. صارمي.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دروغ و ریا ریشه چند هزار ساله دارد و اگر به همین سالها محدود بود که حل آن ساده بود. اما هیچ اصراری ندارم که شما نظرات مرا خیر خواهانه بدانید شما باید بر اساس دانش و علم و آگاهی خود عمل کنید و البته در برابر وجدان خود هم پاسخگوی برداشتهای خود باشید بنابر این نه به شما و نه به هیچ کس دیگری اصرار بر اثبات صادقانه بودن مطالبم ندارم. ولی یک چیز را می دانم و این که نباید از کسی بخواهیم صداقت خود را ثابت کند مگر از افرادی که قبلا دروغگویی آنان ثابت شده است. بنابر این از نظر من همه صادق اند مگر آن که خلافش ثابت شده باشد نمی دانم شما به این مساله چطور نگاه می کنید؟

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۲۱ بֽظֽ | Reply

آمون :

سلام و تبریک سال نو

"ده فرمانتان" روئاهای خوبیست. بقولی
شتر در خواب بیند پنبه دانه
گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه

بیاد دارم مدتی پیش تحلیلی داشتید درمورد " دروغ گفتن "
بجای آرزوی داشتن رییس جمهور ا یده ال درآینده بییاید از تمامی نامزدهای بخواهیم برای رسیدن به این مقام فقط و فقط "دروغ نگویند"
دروغ از دو نوعش
1) دروغ از گذشته. گزارشهایی که از عملکرد خودشان و رقیبان از گذشته ارایه میکنند. ( معمولأ کارنامه ایی موفقیت امیز از خودشان و سیاه نامهء خیانتبار رقیبان).
2) دروغ در آیینده. وعدهایی نشدنی. شامل موفقیتهایی انقلابی وضربتی و یکشبه واهی و بی برنامه .
از این گذشته اقای عبدی آیا این فقط کافیست که از رهبران مملکت بخواهیم دروغ نگویند. چرا سعی در پیدا کردن راهی نیستیم تا دروغ گفتن حکمانمان را مهار کنیم و به حدأقل ممکن برسانیم. تو خود خوب دانی که سیایست است و دروغ از واجبات. اگر دروغ نگویند جای تعجب است.( البتیه این بیماری شدُتهای متفاوتی دارد. از گاه گاهی به دروغ متوسل شدن تا نوع مضمنش)
در ضمن یادتان باشد قولی که به یکی از خوانندگان دادید
"عبدی:
اجازه دهید یک یادداشت در باره سوء برداشتهایی که میان آقای خاتمی با آقایان خامنه ای و موسوی پیش آمده بنویسم که مساله بسیار کلیدی تر از آن است که فکر کنیم یکی به دیگری دروغ گفته است."

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۳۹ بֽظֽ | Reply

پ -ص :

انتظارات از شخص یا مقامی باید متناسب با جایگاه قانونی و حوزه اختیارات و مسئولیتهای او باشد وقتی روی سخن با شخصیتی حقوقی و نه حقیقی است توان فردی طرف تقاضا بنوعی در نظر گرفته نمیشود و توقعات از جایگاهی است که بمناسبت راهکاری مشخصی مثل انتخابات انرا اشغال میکند پس در وحله نخست باید جایگاه ریییس جمهور در ساختار سیاسی و حوزه عمل او را ارزیابی نمود دولت ها و عملکرد انها تحت ساختار سیاسی تعریف شده در قانون اساسی و همچنین برحسب عملکرد قوای دیگر شکل میگیرد امروز بر همه روشن است که سیاست خارجی و استراتژی تعریف شده ان اثرات غیر قابل انکار در مسایل داخلی دارد حل مسایل اقتصادی گرچه میتواند با اتخاذ تصمیمات کارشناسی شده وضعیت بهتری پیدا کند اما این شرط گرچه لازم است ولی کافی نیست . عمده ترین مسئله داخلی توزیع عادلانه ثروت و ایجاد فضای مناسب برای سزمایه گذاری و تولید است که بدون مبارزه با رانت و مفاسد اقتصادی که انهم در ید قدرت اجرایی نیست قابل دستیابی نخواهد بود پس اینکه از رییس جمهور بخواهیم باتوجه بقدرت و اختیارات شعار حل مشکلات را بدهد که بتواند انرا عملی کند انتظار درستی بخصوص در این برهه زمانی نیست اگر این شعار ها را از او بگیریم چه چیزی را باید وعده دهد که بتواند انجام دهد در واقع هیچ ایا دفاع از ازادی ها در حوزه اختیارات رییس جمهور است ایا مبارزه با مفاصد اقتصادی در حوزه اختیارات اوست حرکت در مسیر برنامه های اقتصادی که جزئ وظایف اوست با شرایط تحریم و .. قابل اجراست پس بهترین خواسته از رییس دولت بعدی براستی چه باید باشد که در توان او باشد ؟
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آن چیزی را که می تواند و یا حداقل دفاع از چیزی را که قبول دارد.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۵۷ بֽظֽ | Reply

حمید :

هین مواردی که فرمودید نقل به مضون در ادعاها و تبلیغات همه کاندیدا ها وجود دارد گمانم آن آتش ریاکاری که فرموده اید همه چیز را سیاه سیاه کرده حتی برفی به سپیدی این موارد مذکور . نه به گمانم که در انبار زغال بتوان طرح سپیدی ریخت.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۱۸ بֽظֽ | Reply

مسعود صارمی :

در ابتدا لازم است روشن کنم که صارمی بالا با اینجانب که همیشه با نام کامل کامنت گذاشته ام فرق داریم و شاید این دلیل بوده که شما سن ایشان را با من اشتباه کرده اید و تعجب از لحن کامنت
به هر حال همیشه سوء تفاهمات بوجود می آید و بنظر من این خود می تواند امتحانی باشد برای شناخت بهتر درون افراد که با چنین موقعیتهایی چگونه برخورد میکند
و اما در مورد رهبر اصلاحات
میخواستم چند نکته ی کوتاه بگویم: اول اینکه
" رهبر کسی است که راه را میداند، به همان راه میرود و آن را به همه نشان میدهد
دوم اینکه بقول فیلسوف چینی لائوتسه : برای آنکه مردم را رهبری کنی ، باید در پشت سر آنها گام برداری
و سوم اینکه رهبری بیشتر در ایده و عمل به اجرا در می آید و نه در حرف و شعار
چهارم اینکه خلاقیت و ابتکار تفاوت بین رهرو و رهبر را مشخص میکند
و نکته ی مهمتر آنکه
رهبران، رهبر به دنیا نمی آیند بلکه در مسیر طبیعی توسط انتقادها و تشویقها و سؤالات و پاسخ ها و مچ گیری ها و دیدن در آیینه های اجتماع( رسانه ها) ساخته میشوند . درست مثل هر چیز دیگری که با کار و تلاش و کوشش فراوان ساخته میشود . و این بهایی است که همه ی ماها برای کسب هدف می پردازیم

////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نه با شما اشتباه نگرفته بودم و لذا سن را هم به این دلیل اشتباه نکردم بلکه از سیلق متن برداشت کردم.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۱۵ بֽظֽ | Reply

حبیب ـ ت :

با سلام جناب عبدی!
این نامه شما مرا یاد مناجات نامه ولتر به خدا می اندازد که در زمان خویش آرزوهای انسانی خود را با خدا درمیان می گذارد! شما جناب عبدی! آرزو ها و تمناهائی را ذکر کرده اید که خواست هر انسانی است و تبعاً هر ایرانی، ولی عینیت قدرت، عینتی که خود را از هر گونه مکانیسم بازدارنده و ترمزی آزاد کرده است، هر رئیس جمهوری را،یا با خود همراه دارد، یا مطیع میکند و اگر اهلی شدنی نباشد، خورد و له میکند. ساختار قدرت، رئیس جمهوری «فنا فی درخود» میخواهد مثل آقای احمدی نژاد و یا کسانی که بخشی از ذات قدرت هستند و نه وجودی تحمیلی به آن. ساخت قدرتی که در غیاب هر گونه کنترل دموکراتیک و مردمی شکل گرفته و عینت یافته مهیب تر از آنست که یک رئیس جمهور حتی اگر گوشی به التجاء های شما هم بدهد، بتواند بر دیوار های زمخت سخت شده آن خراشی وارد سازد!
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مورد این مساله یادداشتی در توضیح الگوی مصرف خواهم نوشت و در آنجا روشن می شود که این نکات بیش از آن که اخلاقی باشد ساختاری است.

۱۲ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۲۲ بֽظֽ | Reply

پویا :

با سلام مجدد
"... معلوم شد که آقای خامنه ای هم اشکال داشته اند که به چه زبانی باید گفته می شد که گفته نشده است."
معنای این جمله برای من خیلی روشن نبود. میشه کمی روشنترش کنید؟
در ضمن در پاسخ به یکی از دوستان گفته بودید که راهبرد از خلال کنش جمعی شکل میگیرد و ربطی به سخن یا عمل زید و عمرو ندارد. این را هم خوب متوجه نشدم, اگر امکان داشت توضیح بیشتری بدهید.
در ضمن بخاطر باز بودن کامنت ها و وقتی که برای جوابگویی در این ایام عید گذاشتید , صمیمانه از شما متشکرم. انشا الله این تعامل بین ما و شما در آینده هم تا حد امکان برقرار باشد. با سپاس...
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مورد اول را بعدا طی یادداشتی خواهم نوشت البته بعد از انتخابات.
در مورد دوم هم قبلا توضیح داده ام الان به یاد ندارم کدام لینک است که معرفی کنم.
اما اجمالا بدیم معناست که من یا شما نمی توانیم بنشینیم در اتاق و طرحی را به عنوان راهبرد یک جریان سیاسی طراحی و پیشنهاد کنیم. مثل طرح و ماکت یک ساختمان نیست که طراح و معمار آن را ارائه کند . راهبرد باید از خلال حضور عمومی همه ما در جریان یک کنش اجتماعی شکل می گیرد و مجموعه افراد به مرور ادبیات این راهبرد و استلزامات آن را پذیرفته و فرا می گیرند.

۱۳ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۴۹ قֽظֽ | Reply

فرامرز :

گرچه مواردی که مطرح کرده‌اید همه بجا و مناسب اند، اما من فکر میکنم با توصیه و نصیحت یا تقوی و خویشتن‌داری نمیتوان از اینها دوری کرد. فشارهایی واقعی (مادی، انسانی، اجتماعی، اقتصادی) هست که رهبران و مردم ایران را به این ورطه‌ها سوق داده و میدهد. ای کاش بتوانید توصیه‌ها و راه‌حلهایی عملی برای این مشکلات واقعی (انحصار اقتصادی، ضعف مهارت و مدیریت،...) ارائه دهید. مثلاً: چطور میشود انحصار اقتصادی حکومت ایران را که از طریق درآمد نفت به دست آمده و مرتب ریشه‌دارتر میشود، کمتر کرد؟ یک رئیس‌جمهور یا وزیر مدیر درست و حسابی از کجا بیاورد؟  و از این قبیل.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کاملا درست است.

۱۳ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۳۶ قֽظֽ | Reply

رحمت :

با سلام
یکی از خصو صیت های دورهای که ما در آ ن زندگی می کنیم این است که کلمه هایی چون دروغ و ریا اصولا معنی خود را از دست دادهاند
امروز من دیگر نمی دانم که مثلا سیاستمدار ما دیگر چه کاری باید بکند یا چه حرفی باید بزند تا او را ریاکار یا دروغ زن بتوان خطاب کرد . من که می توانم موارد متعددی را از اشخاص سر شناس برای شما ردیف کنم . در میان سیاستمداران ما نه درغ گو داریم و نه ریا کاز نه دچار فساد مالی اند و نه جنسی اصلا این نوع فسادها مال دموکراسی لیبرال است

۱۳ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۴۰ قֽظֽ | Reply

پ -ص :

با یاد داشتی که ذیل کامنت من مرقوم فرمودید موافقم اما یک نکته ای هست البته با این ساختار قوام گرفته کارهای تاثیر گذار انقدر نخواهد بود که قابل ذکر باشد زیرا اندسته از اختیارات که ازاد گذاشته میشوند بعلت تاثیر موارد دیگر بخوبی قابل اجرا نیست نقش دو قوه دیگر بخصوص مقننه در فرایند اجرا هم بسیار اثر گذار است بهر حال رییس دولت راهی بجز همراهی با دولت های ! سایه ندارد و این نمی تواند تحول اساسی ایجاد کند اگر هم بانچه باور دارد بخواهد عمل کند مسلما با دشواریها و هزینه های زیاد روبرو میشود از این رو امدن کروبی با ان خصوصیات فردی وسابقه و راهکار چانه زنی امکان بوجود امدن روزنه ای خواهد بود اما از سویی ذات قدرت طلبی منافی تغییرات و قبول مشارکت است و همین مسئله بحران زاست
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
البته بجز این نکته به نظر من به اصل حضور سیاسی باید توجه داشت و این حضور موجب می شود که در ساختار نیمه متصلب بزودی پنجره ای گشوده شود.

۱۳ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۵۵ قֽظֽ | Reply

سروش :

سلام آقای عبدی
دلیل اینکه هنوز تحلیل خود را منتشر نکرده اید اینست که می خواهید ابتدا در روزنامه ای چاپ شود؟
اگر نه لطفا زودتر اینکار را بکنید.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
واقعیت این است که کسی که تایپ می کرده مسافرات است.

۱۳ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۱۷ بֽظֽ | Reply

سروش :

سلام آقای عبدی
نمی دانم از نویسنده ای به اسم کوندرا کتاب خوانده اید یا نه؟
اگر نه لطفا کتاب "شوخی" را بخوانید. جالب است.
من شیفته روش برخورد عقلانی و صراحت کلام شما هستم.
مشکلی که خیلی وقت ها پیش می آید در تحلیل ها ، اینست که مسایل را اونقدر پیچیده می بینیم که واقعیت ها و جزئیات کوچک اما مهمی را نادیده می گیریم که در عین کوچک بودن ممکن است باعث تغییر تاریخ شوند.!!
من در همین مورد بالا(چرا آقای عبدی تحلیلشان را منتشر نمی کند؟) بدلیل اینکه این تحلیل برایم بسیار بسیار مهم بوده (تقریبا هر نیم ساعت سایت شما را چک می کردم) داشتم به دلایل عدم انتشار آن در تعطیلات فکر میکردم.
اکنون که جواب را دارم حدسیاتم را میگویم تا برای شما فیدبکی از ذهن یکی از خوانندگانتان باشد.(ممکن است جالب باشد.)
حدسیات: عدم انتشار به علت تمام نشدن تحلیل نبوده چراکه در این صورت آقای عبدی قبل از اتمام تحلیل مرتب وعده انتشار آنرا نمی داده اند.
از طرفی فکر کردم نکنه شما منتظر تمام شدن تعطیلات و انتشار آخرین اتفاقات (مثلا مصاحبه آقای موسوی ) هستید اما این حدس هم رد شد. چرا که فکر کردم تحلیل شما عمیق تر و کلی تر از اینست که با یک مصاحبه تغییر کند. پس علت چیست؟؟
اینجاست که ذهن ایرانی متوجه اتفاقات پشت پرده می شود!
نکند عبدی قصد انتحار سیاسی دارد. و می خواهد یک تحلیل آخر خفن بدهد که ممکن است عواقب خطرناکی داشته باشد، پس سعی میکند این تحلیل را الکی حرام نکند!! یعنی از یکطرف برایش تبلیغات میکند که مشتاق تر شوند خواننده ها! و از طرف دیگر منتظر باز شدن روزنامه ها می ماند !!!
البته فکر های انتزاعی تر هم داشتم ! مثلا آقای عبدی سه چهار تحلیل نوشته و منتظر است اونی که احتمالش تو هفته های آینده و با توجه به اخبار پشت پرده بیشتر میشه رو بگذاره رو سایت.(البته این خیلی انتزاعی بود و با توجه به صراحت و صداقت شما غیر ممکن بوده ،اما خب به ذهن من آمد !!)
بعد سعی کردم منطقی تر فکر کنم گفتم شاید قضیه خیلی ساده است و ایشان قول چاپ تحلیل را مثلا به قوچانی داده و نمی خواهد قبل از چاپ در وبلاگ بگذارد.
و کلی فکر و خیال دیگه که حسابی گیجم کرده بود.
در حالی که قضیه این همه ساده بوده!
تایپیست رفته سفر.
جدا و واقعا ازت ممنونم آقای عبدی که حقیقت رو به من گفتید. این جواب کوچک و شاید بی اهمیت از نظر خیلی ها برای من فوق العاده ارزشمند بود.
از شما متشکرم.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اول این که علت اعلان پیش از نوشتن این است که برخی سوالات را باید پاسخ می دادم و برای جلوگیری از تکرار مجبور شدم که به تحلیل بعدی ارجاع دهم. دوم این که نوشتن متن برای من زمان زیادی نمی برد اما به جمع بندی رسیدن زمان بر است. و بالاخره این که نکته بسیار مهمی را اشاره کردید. بسیاری از امور دلائلی خیلی ساده تر از آن که فکر می کنیم
دارد اما برخی مواقع دوست داریم موضوع را پیچیده کننیم و در نتیجه موجب گمراهی خود می شویم.

۱۳ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۱۸ بֽظֽ | Reply

رضا جعفري :

سلام
با عرض تبريك عيد باستاني نوروز و آرزوي سلامت و موفقيت براي شما و خانواده محترمتان و خوانندگان عزيز تارنما‏‏‏
به نظر مي رسد كه اگر رئيس دولت دهم بخواهد يا
بتواند به تعدادي از موارد ذكر شده در مقاله را هم عمل كند كار بزرگي انجام داده است هرچند در وضعيتي كه بعضي از مسئولين حرفهاي چند سال قبل خود كه فيلم آن هم موجود است تكذيب مي‌كنند يا فردي كه چند سال با مدرك جعلي داراي مسئوليت مهمي بوده نه تنها تحت تعقيب قضايي قرار نمي گيرد و حتي از وي دفاع نيز مي‌‌شود نمي‌توان به تحقق آن اميد زيادي داشت.

۱۳ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۰۲ بֽظֽ | Reply

آرش :

با سلام

"راهبرد باید از خلال حضور عمومی همه ما در جریان یک کنش اجتماعی شکل می گیرد و مجموعه افراد به مرور ادبیات این راهبرد و استلزامات آن را پذیرفته و فرا می گیرند."

آقای عبدی عبارت بالا درباره استراتژی درست است. اما نقش رهبران و استراتژیست ها را هم دست کم نگیرید. این جمله وای به حال ملتی که نیاز به قهرمان داشته باشد، متاسفانه در ادبیات جاری ما بد تعبیر شده است. ما اتفاقا نیازجدی به رهبر (قهرمان) داریم. جنبش آزادیخواهانه مردم ایران از یک رهبر (رهبری) شجاع و متفکر رنج می برد. قتل هایی هم که اتفاق افتاد (با خط دهی مافیای ک گ ب) برای حذف و عدم ظهور رهبران احتمالی آینده بود.

۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۴۰ قֽظֽ | Reply

احمد رضا :

آقاي عبدي پوزش ميخواهم اگر با اين مطلب خودم سطح موضوع را كمي تنزل ميدهم اما چون بد جوري از باخت تيم ملي فوتبال به عربستان ميسوزم يك مورد هم من اضافه ميكنم : رييس جمهور محترم در صورتي به ميادين مسابقات ورزشي برو كه علاقه داشته باشي و از همان سال اول انتخابت به ورزشكاران افتخار حضور بده ! نه در پايان دوره ات ! تا خداي ناكرده ......

۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۷ بֽظֽ | Reply

محمد :

آقاي عبدي نکات جالبي را اشاره کرديد. جالبتر از اين نکات، جدلي بود که در کامنت ها بين شما و آقاي صارمي ديدم (به قول ما بچه هايي که در خيابان بزرگ شده ايم، کل کلي که با آن بندهء خدا گذاشته ايد!!)....
حالا که نسخه پيچيده ايد بد نيست از خوادتان شروع کنيم....
آقاي روح الله حسينيان چندي پيش گفته اند که اتهامات شما در زيمنهء جاسوسي مسلم است و دادگاه ....
حالا شمايي که مي گوييد دروغ و ريا و ... از اول تاريخ بوده و ... بگوييد ببينم؟ راست است يا دروغ ؟ جاسوسي کرده ايد يا نه؟ به بيان ديپلماتيک سر و سري داشته ايد؟ به قول ماها راپورت مي داده ايد يا نه؟
بنده ابتدا از دست شما سياست بازهاي اين نظام (اه ببخشيد سياست مداران) به خدا پناه برده ، انگاه استدعا دارم مطلبي در زمينهء دم خروس و قسم حضرت عباس که بين شما ( مراد از شما مجمعي است از روشنفکرين، متحجرين، اصلاح طلبان، اصول گرايان و .. است، در مورد شما هم نمي دانم که مشمول آن مي شويد يا خير، به قوا علامه طباطبايي الله اعلم) متداول است نيز چيزي بنويسيد تا طنزي بر سينهء داغديدهء ما "غير آقازادگان" باشد (آقا زاده فقط بچه هاي مسئولين نيستندها، بچه هاي مخالفين را هم شامل مي شود؛ راستي فرزندان شما چطورند؟ راحت کار پيدا کرده اند به ميمنت وجود شما؟ نه؟ )......
و اذا قيل لهم لا تفسدوا في الارض قالوا انما نحن مصلحون......
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اتهام من که اینها نبود اما بگذار از خجالت عذر خواهی های جاسوس پارسال گرفته اشان که صغیر و کبیرشان این اتهام را زدند در آیند تا بعد نوبت به کسانی برسد که چنین اتهاماتی را نداشته اند. خوب مملکت گل بلبلی داریم که کسی جاسوسی کند و راست راست فعال باشد؟ در مورد فرزندان من پرسیدی. خوب است اگر مساله شما این است عرض کنم که کار از فرزندان گذشته من خودم هم به دلیل موانعی که شما طرفدارش هستید و به آنها استناد می کنید مستقیما کاری گیرم نمی آید و اگر دوستان شما بفهمند که کسی با من نسبت دارد برایش مشکل درست می کنند لذا رفاقت برای کار را نخواستیم حداقل اذیتشان نکنید.

۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۵۸ بֽظֽ | Reply

سیما :

آقای عبدی ، من گاهی اوقات مطالب شما را می خوانم ، قبلا هم گاهی نظر داده ام . همیشه یک سوال برایم بی جواب مانده است که امثال شما چرا دست از نوشتن بر نمی دارند در حالیکه می دانند هیچ امیدی نیست ، این حکومت پایه هایش از حکومت استالین هم محکمتر است
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شاید هم برای دلمان می نویسیم. اما این طور نیست . فولاد و الماس هم در برابر واقعیت ها تاب و توان ندارند چه رسد به پوست و گوشت فاسد شدنی.

۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۰۲ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1118