این یادداشت برای درج در ویژه نامه یکی از روزنامه ها تهیه شده بود که تا کنون اطلاعی از انتشار آن ندارم و مضمون آن در باره سالی که گذشت است و توضیح نگاه امیدوارانه ای است که من به این سال داشته ام. به عنوان حسن ختام سال گذشته و حسن آغاز سال جدید تقدیم می کنم.
سالي را كه در حال خاتمه يافتن است چگونه ارزيابي كنيم؟ از يك منظر ميتوان ارزيابي نسبتاً منفي داشت. اگر به جزءجزء امور بنگريم شواهد و قرائن متعددي را در تأييد اين نگاه و ارزيابي منفي ميتوان ديد. اين سال هم در ادامه وضعيت چند سال پيش است كه روندي نسبتاً نزولي را در ويژگيهاي يك جامعه مدرن و رو به رشد شاهد بودهايم. در عرصه اقتصاد با نوعي از رفتار مواجهيم كه هدف اصلياش زدودن و دور زدن برنامهريزي و خرد جمعي است، گرچه اين ويژگي مشخصه عمومي وضعيت گذشته و جاري است و در تمامي حوزههاي ديگر نيز ساري و جاري است، اما نبود آن در اقتصاد برجستهتر ميشود. در سياست خارجي كماكان انزواي سياسي در نظام بينالمللي و تبعات حاصل از آن گريبان جامعه را گرفته است، و ظاهراً در سال آتي بايد با نقطه عطفي در اين مورد مواجه شويم و آمدن باراک اوباما فرصتي را براي طرفين فراهم كرده كه عبور مسالمتآميز يا كاهش تنشها از اين وضع تا تشديد بحران را بايد انتظار كشيد.
در حوزه اجتماعيات، محدوديتها و فشارهاي بيشتر بر انواع نهادهاي مدني را شاهد بوده ایم که بقاي آنان را با سختي بيشتر مواجه نموده است. جنبشهاي زنان، دانشجويان، كارگران، اقوام و گرايشهاي مختلف مذهبي و ديني (از جمله دراويش) مشابه اين وضع را در سال جاري تجربه كردند. و در اين ميان اجراي برنامههايي تحت عنوان تأمين امنيت اجتماعي تصور و برداشت فوق را نزد همه آحاد جامعه تشديد كرد. در حوزه فرهنگ نيز شاهد چنين شرايطي هستيم. ادبيات، فيلم، موسيقي، كتاب و هنرهاي ديگر از گسترش محدوديتهاي سليقهاي و غير سليقهاي در امان نبودهاند. هرچند در مواردي اعمال اين محدوديتها به دليل مسايل شخصي يا اميدواري به كسب محبوبيت كاهش يافت (مثل فيلم «درباره الي») اما اين تك موارد نيز به خوبي مويد وجود محدوديتهاي مذكور است و مصداق به مرگ انداختن تا به تب راضي شدن است.
ادامه اين شرايط را در حوزه سياست نيز شاهديم و به نوعي ظهور آن نيز در همين حوزه ريشه داشته است، هر چند كه به دليل ورود به فضاي انتخاباتي انتظار ميرفت كه از اين محدوديتها كاسته شود، اما بر خلاف انتظار چنين نشده است. توقيف مطبوعات مفيد و موثر و افزايش خردهفرمايشات اداري به سایر آنها براي اينكه چه چيزهايي را ننويسند يا حتي بنويسند، محدوديتها در آزاديهاي اجتماعات بويژه در دانشگاهها و ديگر اماكن حتي براي كساني كه از زعماي اين جامعه و انقلاب بودهاند (موارد پيش آمده اخير براي آقاي خاتمي و كروبي) نشان ميدهد كه اين اتفاقات تصادفي نيست و ناشي از وجود يك وضعيت كلي در جامعه است كه در عرصهها و حوزههاي گوناگون خود را متجلي ميكند.
وضعيت مذكور را حتي در حوزه مديريت و اخلاق هم ميتوان ديد. اتفاقاتي كه درباره مدارك جعلي برخي از دستاندركاران مهم دولتي رخ داد، در سه دهه گذشته بيسابقه بود، و مهمتر از اصل افشاي اين رخداد، نحوه برخورد و دفاع ديگران از آن بود كه حكايت از سقوط بسياري از ارزشهاي اخلاقي در جامعه ميكند. براي تكتك حوزههاي مختلف ميتوان موارد و مصاديق متعددي را نوشت كه هدف اين يادداشت نيست، و خوانندگان با كليت آن كمابيش آشنا هستند و هر كس به اطراف خود نگاهي بياندازد ميتواند مصاديق لازم را پيدا كند، اما اين روند چه نتايجي داشته است و واكنش جامعه چه بوده است؟
دو نوع رفتار غالب را ميتوان در واكنش به اين وضع مشاهده كرد. نااميدي و انفعال و حتي شكلگيري نگاه منفي به محيط اطراف و در نهايت كوشش براي خروج از كشور و پيدا كردن محيطي ديگر جهت زندگي، يكي از اين دو رفتار است. شايد تعداد كساني كه اين راه را بر ميگزينند، در مقايسه با تعداد جمعيت كشور خيلي زياد نباشد، اما مقايسه تعداد براي فهم ابعاد مسأله كافي نيست، زيرا وقتي كه عدهاي به دليل نارضايتي و ناخشنودي از وضع جامعه خود، آن را ترك ميكنند، در اين صورت آنان معرف وجود دهها و صدها برابر افراد ديگري هستند كه چنين حسي را دارند، اما نه قدرت تصميم گرفتن به ترك وطن را دارند و نه حتي امكانات و شرايط لازم براي تحقق اين تصميم را. در نتيجه اين افراد از يك سو در داخل كشور منفعل و نااميد ميشوند، و از سوي ديگر ممكن است بذرهاي خشونت و كينه در دل آنان كاشته شود.
رفتار ديگر را در قالب و عنوان مقاومت مدني و انساني ميتوان تعريف كرد كه عليرغم تمامي اين مسايل مشاهده ميشود كه در همه زمينههاي فوق، افراد بسياري هستند كه فضا را پوياتر كرده و راه برونرفت را نه در انفعال و نه در خشونت، بلكه در مشاركت و حضور بيشتر يافتهاند، و به قول معروف حتي اگر اين فشارها موجب بيرون كردن آنان از در ميشود، آنان به سرعت از پنجره و ديوار داخل ميشوند و اجازه نميدهند كه بازي و قاعده آن عوض يا خراب؛ و مطابق ميل محدودكنندگان تمام شود. اين پويايي مدني در هنگامه افزايش فشارها، در طی یک قرن گذشته جامعه ما نمونه ندارد. حتي كساني كه در چند سال پيش شيوههاي ديگري را براي مقابله با وضع موجود پيشنهاد ميكردند، امروز خواهان ورود به اين بازي هستند و ميدانند كه تنها با حضور و مشاركت در اين بازي است كه ميتوان قواعد خودساخته طرف مقابل را خراب كرد و قاعده بازی دموکراسی را جاانداخت و بازي را در اختيار گرفت. اين جريان و رفتار را نيز ميتوان در جامعه مشاهده كرد، ضمن اينكه به نظر ميرسد كه در مقايسه با رفتار قبلي و نااميدانه، جريان اميد و فعالانه، بسيار قويتر و پوياتر است و اين همان پاشنه آشيل كساني است كه ميخواهند بازي و قاعده آن را تغيير دهند.
شخصاً نسبت به آينده اين جريان اجتماعي كه فارغ از تمايزات موجود در محيط توسعهنيافته است، بسيار اميدوارم، و حس ميكنم كه از يك سو براي اولين بار مرزبنديهاي گذشته شكسته شده است و همه به عنوان يك شهروند ايراني ميكوشيم كه در كنار يكديگر خود را تعريف كرده و تمايزاتمان را برمبناي اين وجه مشترك تعريف كنيم، و از سوي ديگر می باید با پرهيز از دوگانه خشونت و قهر يا انفعال و نیز تن به قضا و قدر دادن و در مقابل مشاركت مدني و فعال و مستمر و برداشتن گامهاي كوتاه ولي مداوم، اين راه را براي تحقق جامعهاي آزاد و در مسير توسعه بپيماييم. افزايش كنش اجتماعي و مدني و پرهيز از افراط و تفريط، در هنگامه فشارهاي رو به تزايد، دليلي اصلي من در داشتن اميد است و اين نكتهاي است كه آن را ويژگي سال 1387 ميدانم.