آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۲ فروردین ۱۳۸۸

چرا اميدوار؟

سالي را كه در حال خاتمه يافتن است چگونه ارزيابي كنيم؟ از يك منظر مي‌توان ارزيابي نسبتاً منفي داشت. اگر به جزء‌جزء امور بنگريم شواهد و قرائن متعددي را در تأييد اين نگاه و ارزيابي منفي مي‌توان ديد. اين سال هم در ادامه وضعيت چند سال پيش است كه روندي نسبتاً نزولي را در ويژگي‌هاي يك جامعه مدرن و رو به رشد شاهد بوده‌ايم. در عرصه اقتصاد با نوعي از رفتار مواجهيم كه هدف اصلي‌اش زدودن و دور زدن برنامه‌ريزي و خرد جمعي است، گرچه اين ويژگي مشخصه عمومي وضعيت گذشته و جاري است و در تمامي حوزه‌هاي ديگر نيز ساري و جاري است، اما نبود آن در اقتصاد برجسته‌تر مي‌شود. در سياست خارجي كماكان انزواي سياسي در نظام بين‌المللي و تبعات حاصل از آن گريبان جامعه را گرفته است، و ظاهراً در سال آتي بايد با نقطه عطفي در اين مورد مواجه شويم و آمدن باراک اوباما فرصتي را براي طرفين فراهم كرده كه عبور مسالمت‌آميز يا كاهش تنش‌ها از اين وضع تا تشديد بحران را بايد انتظار كشيد.
در حوزه اجتماعيات، محدوديت‌ها و فشارهاي بيشتر بر انواع نهادهاي مدني را شاهد بوده ایم که بقاي آنان را با سختي بيشتر مواجه نموده است. جنبش‌هاي زنان، دانشجويان، كارگران، اقوام و گرايش‌هاي مختلف مذهبي و ديني (از جمله دراويش) مشابه اين وضع را در سال جاري تجربه كردند. و در اين ميان اجراي برنامه‌هايي تحت عنوان تأمين امنيت اجتماعي تصور و برداشت فوق را نزد همه آحاد جامعه تشديد كرد. در حوزه فرهنگ نيز شاهد چنين شرايطي هستيم. ادبيات، فيلم، موسيقي، كتاب و هنرهاي ديگر از گسترش محدوديت‌هاي سليقه‌اي و غير سليقه‌اي در امان نبوده‌اند. هرچند در مواردي اعمال اين محدوديت‌ها به دليل مسايل شخصي يا اميدواري به كسب محبوبيت كاهش يافت (مثل فيلم «درباره الي») اما اين تك موارد نيز به خوبي مويد وجود محدوديت‌هاي مذكور است و مصداق به مرگ انداختن تا به تب راضي شدن است.
ادامه اين شرايط را در حوزه سياست نيز شاهديم و به نوعي ظهور آن نيز در همين حوزه ريشه داشته است، هر چند كه به دليل ورود به فضاي انتخاباتي انتظار مي‌رفت كه از اين محدوديت‌ها كاسته شود، اما بر خلاف انتظار چنين نشده است. توقيف مطبوعات مفيد و موثر و افزايش خرده‌فرمايشات اداري به سایر آنها براي اينكه چه چيزهايي را ننويسند يا حتي بنويسند، محدوديت‌ها در آزادي‌هاي اجتماعات بويژه در دانشگاه‌ها و ديگر اماكن حتي براي كساني كه از زعماي اين جامعه و انقلاب بوده‌اند (موارد پيش آمده اخير براي آقاي خاتمي و كروبي) نشان مي‌دهد كه اين اتفاقات تصادفي نيست و ناشي از وجود يك وضعيت كلي در جامعه است كه در عرصه‌ها و حوزه‌هاي گوناگون خود را متجلي مي‌كند.
وضعيت مذكور را حتي در حوزه مديريت و اخلاق هم مي‌توان ديد. اتفاقاتي كه درباره مدارك جعلي برخي از دست‌اندركاران مهم دولتي رخ داد، در سه دهه گذشته بي‌سابقه بود، و مهمتر از اصل افشاي اين رخداد، نحوه برخورد و دفاع ديگران از آن بود كه حكايت از سقوط بسياري از ارزش‌هاي اخلاقي در جامعه مي‌كند. براي تك‌تك حوزه‌هاي مختلف مي‌توان موارد و مصاديق متعددي را نوشت كه هدف اين يادداشت نيست، و خوانندگان با كليت آن كمابيش ‌آشنا هستند و هر كس به اطراف خود نگاهي بياندازد مي‌تواند مصاديق لازم را پيدا كند، اما اين روند چه نتايجي داشته است و واكنش جامعه چه بوده است؟
دو نوع رفتار غالب را مي‌توان در واكنش به اين وضع مشاهده كرد. نااميدي و انفعال و حتي شكل‌گيري نگاه منفي به محيط اطراف و در نهايت كوشش براي خروج از كشور و پيدا كردن محيطي ديگر جهت زندگي، يكي از اين دو رفتار است. شايد تعداد كساني كه اين راه را بر مي‌گزينند، در مقايسه با تعداد جمعيت كشور خيلي زياد نباشد، اما مقايسه تعداد براي فهم ابعاد مسأله كافي نيست، زيرا وقتي كه عده‌اي به دليل نارضايتي و ناخشنودي از وضع جامعه خود، آن را ترك مي‌كنند، در اين صورت آنان معرف وجود ده‌ها و صدها برابر افراد ديگري هستند كه چنين حسي را دارند، اما نه قدرت تصميم گرفتن به ترك وطن را دارند و نه حتي امكانات و شرايط لازم براي تحقق اين تصميم را. در نتيجه اين افراد از يك سو در داخل كشور منفعل و نااميد مي‌شوند، و از سوي ديگر ممكن است بذرهاي خشونت و كينه در دل آنان كاشته شود.
رفتار ديگر را در قالب و عنوان مقاومت مدني و انساني مي‌توان تعريف كرد كه علي‌رغم تمامي اين مسايل مشاهده مي‌شود كه در همه زمينه‌هاي فوق، افراد بسياري هستند كه فضا را پوياتر كرده و راه برون‌رفت را نه در انفعال و نه در خشونت، بلكه در مشاركت و حضور بيشتر يافته‌اند، و به قول معروف حتي اگر اين فشارها موجب بيرون كردن آنان از در مي‌شود، آنان به سرعت از پنجره و ديوار داخل مي‌شوند و اجازه نمي‌دهند كه بازي و قاعده آن عوض يا خراب؛ و مطابق ميل محدودكنندگان تمام شود. اين پويايي مدني در هنگامه افزايش فشارها، در طی یک قرن گذشته جامعه ما نمونه ندارد. حتي كساني كه در چند سال پيش شيوه‌هاي ديگري را براي مقابله با وضع موجود پيشنهاد مي‌كردند، امروز خواهان ورود به اين بازي هستند و مي‌دانند كه تنها با حضور و مشاركت در اين بازي است كه مي‌توان قواعد خودساخته طرف مقابل را خراب كرد و قاعده بازی دموکراسی را جاانداخت و بازي را در اختيار گرفت. اين جريان و رفتار را نيز مي‌توان در جامعه مشاهده كرد، ضمن اينكه به نظر مي‌رسد كه در مقايسه با رفتار قبلي و نااميدانه، جريان اميد و فعالانه، بسيار قوي‌تر و پوياتر است و اين همان پاشنه آشيل كساني است كه مي‌خواهند بازي و قاعده آن را تغيير دهند.
شخصاً نسبت به آينده اين جريان اجتماعي كه فارغ از تمايزات موجود در محيط توسعه‌نيافته است، بسيار اميدوارم، و حس مي‌كنم كه از يك سو براي اولين بار مرزبندي‌هاي گذشته شكسته شده است و همه به عنوان يك شهروند ايراني مي‌كوشيم كه در كنار يكديگر خود را تعريف كرده و تمايزات‌مان را برمبناي اين وجه مشترك تعريف كنيم، و از سوي ديگر می باید با پرهيز از دوگانه خشونت و قهر يا انفعال و نیز تن به قضا و قدر دادن و در مقابل مشاركت مدني و فعال و مستمر و برداشتن گام‌هاي كوتاه ولي مداوم، اين راه را براي تحقق جامعه‌اي آزاد و در مسير توسعه بپيماييم. افزايش كنش اجتماعي و مدني و پرهيز از افراط و تفريط، در هنگامه فشارهاي رو به تزايد، دليلي اصلي من در داشتن اميد است و اين نكته‌اي است كه آن را ويژگي سال 1387 مي‌دانم.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

عباس :

جناب آقای عبدی عزیز باسلام و تبریک سال نو خدمت شما . نکته ای که در مورد مقوله مهاجرت و ترک موطن بنظر تلخ و دردناک و غیرقابل جبران میرسد این است که اکثر افراد رفتار نخست از نخبگان و هنرمندان و فرهیختگان جامعه میباشند. با توجه به این امرآیا بنظر نمیرسد که رفتار دوم تحت تاثیر رفتار اول تاحدودی مهجور و منزوی شود؟؟؟
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این اتفاق دو دلیل دارد اول این که آنان به دلیل فعالیت خود زودتر از دیگران با این مشکلات مواجه می شوند و دلیل دوم هم این است که امکان مهاجرت برای آنان بیشتر است. اما در مقابل رفتار دوم هم نزد همین گروهها بیشتر از افراد عادی مشاهده می شود و باید بکوشیم که این الگو را ترویج کنیم.

۳ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۵ بֽظֽ | Reply

فرشاد :

جناب عبدی عزيز، من منتظر جواب سؤالم در کامنت قبلی که درباره ی خواب شب انتخابات آقای کرّوبی بود هستم.
شرمنده هستم اگر باعث زحمت شما ميشوم. می دانم که با وضع گردن شما اين خواهش ها بيجا هستند امّا چون اهميت موضوع برای من بسيار است بنابراين آن خواهش را تکرار ميکنم.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست عزیز !
چه پاسخی بدهم؟ من چون شخصا اعتقادی به تقلب نظام مند در آن انتخابات ندارم و همان موقع هم به سفارش جایی تحلیلی آماری در باره آرای اصفهان و تهران انجام دادم و دلیلی بر تقلب ندیدم لذا پیگیر این سوال شما هم نیستم و اگر به تقلب معتقد بودم حتما پیگیر می شدم.

۳ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۵۶ بֽظֽ | Reply

رضا :

با سلام: هرچند انسان به امید زنده است .اما بعضی مواقع این امید بسیار پر رنگ است.گاه کم رنگ.گاها از روی ناچاری است.با انصراف اقای خاتمی فعلا امید به تغییر بسیار کم رنگ است.چرا که خاتمی هنوز می توانست ظرفیت زیادی برای تغییر ایجاد کند.چون شخصییتا دارای این پتانسیل بود. امید وارم که امید به هوا رفته ی بنده مثل اقای عبدی کم کم رنگی شود.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
امید و نا امیدی گاه ناشی از نگاه ما به توانایی شخصی و جمعی ماست.گاه ناشی از ارزیابی غلط از واقعیت.
برای توضیح مثالی می زنم.
شما ممکن است از گرفتن مدرک دکترا ناامید شوید به این دلیل که در خودتان توان مطالع و درس خواندن را نمی بینید. گاه ممکن است ناامید شوید به این دلیل که فکر می کنید امکان مادی و عینی برای شما فراهم نیست و مثلا به شما بورس نمی دهند. در مورد اول کاری نمی توان کرد زیرا ارزیابی شما از خودتان مهم است. اما مورد دوم ممکن است اساسا غلط باشد مثلا امکان اخذ بورس باشد و شما اطلاعی نداشته باشید.
حال ناامیدی امروز از کدام است. ظاهرا شما از خودتان ناامید نیستید از واقعیت بیرونی ناامید هستید. از این رو بنده می توانم بگویم که کاملا بر خلاف شما تحلیل کرده ام. من تا وقتی که آقای خاتمی بود بکلی از تغییر دولت فعلی ناامید بودم و اکنون تا حدی( فقط تا حدی) امیدوار شده ام. دلیل آن ناامیدی همین اتفاقی است که رخ داد که خوشبختانه زود رخ داد و اگر طولانی تر می شد با عوارض بیشتری رخ می داد. از این رو شما هم اگر این تحلیل را پذیرفتید امیدوار خواهید شد.

۳ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۳۲ بֽظֽ | Reply

کوروش :

با درود و تبريك دوباره سال نو

تبريك سال نو از طرف آقاي اوباما و پاسخي كه در كمتر از 24 ساعت گرفت بسيار مهم به نظر مي‌رسد. چند نكته باعث شد كه آقاي اوباما پاسخ تبريك‌اش را سريع‌تر از آنچه كه همگان انتظار داشتند دريافت كند.
1- همانطور كه دوستان هم متذكر شدند آقاي اوباما با هوشمندي به اصطلاح توپ را در زمين ايران انداخت. اين تبريك براي ايران هم تبعات خارجي داشت كه بلافاصله با حمايت چند كشور اروپايي از اين تبريك خود را نشان داد و هم تبعات خارجي خواهد داشت كه به مرور خود را نشان خواهد داد. اروپا با حمايت از اين تبريك عملا عرصه را براي ايران تنگ كرد به اين معني كه حالا ايران براي نشان دادن حسن نيت تحت فشار قرار خواهد گرفت. خصوصا حال كه جمهوري اسلامي ايران بعد از 30 سال توسط بزرگترين قدرت جهاني به رسميت شناخته شد. به رسميت شناختن جمهوري اسلامي علاوه بر اينكه موجب اعتماد به نفس در سران جمهوري اسلامي خواهد شد موجب فشار براي پذيرفتن مسوليت در قبال جامعه جهاني هم خواهد شد. همين موضوعات موجب شد كه يك پاسخ ابتدايي توسط مهم‌ترين مقام جمهوري اسلامي داده شود تا فرصت براي سنجش تبعات اين حركت وجود داشته باشد. خصوصا اينكه در پاسخ داده شده همانطور كه انتظار مي‌رفت حرف‌ها و نظرات قبلي تكرار شد اما نكته مهم اين پاسخ گيرنده مشخص پيام بود و برخلاف صحبت‌هاي قبلي كه حاكميت آمريكا به عنوان يك كليت مخاطب قرار مي‌گرفت اين‌بار شخص رييس جمهور آمريكا مخاطب بود.
2- نكته مهم ديگر جلوگيري از عدم هماهنگي در پاسخ‌هايي بود كه مقامات ممكن بود به اين تبريك بدهند و خوب سابقه اين ناهماهنگي‌ها در اين 2-3 ساله اخير خصوصا در مورد آمريكا زياد بوده است. بنابراين رهبر خود شخصا به تبريك پاسخ‌گفتند.
3- مهم‌ترين موضوع داخلي مي‌تواند اين باشد كه اين پيام موجبات چنددستگي در حاكميت را منجر شود. خصوصا با توجه به ويژگي‌هاي منحصر به فردي كه اين پيام داشت مي‌تواند شكاف حاكميت بين طيف‌هاي طرفدار و مخالف مذاكره را عميق‌تر كند. يكي از دلايل پاسخ دادن به اين پيام مي‌تواند براي جلوگيري از اين شكاف بوده باشد.
4- نكته مهم ديگري كه در سخنان رهبر وجود داشت مربوط به حمايت رهبر از دولت فعلي در انتخابات بود كه ايشان كاملا اين موضوع را رد كردند. اما اين موضع‌گيري بسيار شبيه به موضع‌گيري ايشان در انتخابات سال 76 بود كه در سخناني اين موضوع را مطرح كردند كه هر كس برنده انتخابات باشد مورد تاييد است و اظهار اطمینان کردند كه در انتخابات تقلبي صورت نخواهد گرفت. آن انتخابات به پيروزي آقاي خاتمي در برابر آقاي ناطق منجر شد. در آن سال فشار افكار عمومي و ترس از تقلب در انتخابات بسيار زياد بود كه البته شاهكار كاريكاتور گل آقا هم نقطه اوج اين نگراني بود. اين‌بار البته نه از طرف افكار عمومي و نيروهاي اصلاح‌طلب بلكه به نظر مي‌رسد كه فشار از طرف جناح به اصطلاح اصولگرا به ايشان در خصوص حمايت از دولت فعلي زياد بوده كه به اين سخنان منجر شده است. بنابراين بايد منتظر حضور تعدادي از افراد شاخص اصولگرا در انتخابات پيش رو باشيم كه براي رقابت با دولت فعلي آماده‌اند. با انصراف آقاي خاتمي اين شكاف‌ها به زودي عمق‌تر هم خواهد شد.

۳ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۱۳ بֽظֽ | Reply

رضا فتوحی :

" من تا وقتی که آقای خاتمی بود بکلی از تغییر دولت فعلی ناامید بودم و اکنون تا حدی( فقط تا حدی) امیدوار شده ام."
نمی دانم با توجه به این فضا چگونه اینگونه خوشبینانه سخن می گویید. بی صبرانه منتظر تحلیلتان هستم.
در ضمن اگر خاتمی می ماند اوضاع به هیچ وجه کنترل شده و قابل پیشبینی نبود. اما کاش ایشان روشن کنند جایگاهشان پس از این کجاست و نسبتشان با حکومت و سایر گروههای اصلاحطلب چگونه است. روشن کنند قهر کرده اند یا آماده رهبری جنبش در بیرون قدرت اند. آمادگی پرداخت هزینه را دارند یا خیر. ایشان حتی همین امروز موقعیتی دارند که می توانند اقدامات بسیار موثری در جهت تقویت حرکت اصلاحی انجام دهند.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
انتظار می رود آقای خاتمی فعال شوند در غیر این صورت معنای بدی از حضور انتخاباتی ایشان خواهد شد. اما خوش بینی من محدود است و فکر می کنم به کار و کوشش خودمان بر می گردد و امکان آن هست . چیزی نشدنی نیست.

۳ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۵۹ بֽظֽ | Reply

امیر :

با سلام و آرزوی سال خوش برای شما و همه دوستان آزادی خواه

من امیدوارم اینکه گفتید با مشارکت می شود قاعده دموکراسی را جا انداخت در سال 88 نمود عینی پیدا کند و مردم از مشاهده نتیجه آن انگیزه بیشتری پیدا کنند.

هر چند بیشتر به آرزو می ماند
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدیمگر راه دیگری هم هست؟

۴ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۰۴ قֽظֽ | Reply

رضا از آلمان :

با درود و تبریک سال نو

مدتهاست که پرسشی در ذهنم نشسته و مطلب شما را فرصت مناسبی برای طرح آن می دانم .
مردم جامعه مان را به 3 دسته بزرگ تقسیم کنیم
1) آنهایی که طرفدار روشهای مسالمت آمیز هستند حدودا 30 درصد
2) آنهایی که طرفدار روشهای حشونت آمیز و تند هستند حدودا 5 درصد
3 ) بقیه هم آنهایی که اصولا کاری به این کارها ندارند و دنبال زندگی شحصی حودشانند حدودا 65 درصد
سوال من این است که با توجه به اینکه گروه دوم بیش از 90 درصد قدرت و ثروت و امکانات را دردست دارد و همواره می تواند افراد مناسبی را به سمت خود جلب کند اگر بخواهد تا بی نهایت به روش خود ادامه دهد آیا شانسی برای گروه اول می ماند که تنها با استفاده از روشهای مسالمت آمیز قدرت و ثروت را بدست گیرد
اگر پاسختان مثبت است لطفا توضیح دهید چگونه ؟؟؟

متشکرم
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ثروت و قدرت در این گروه بسیار بی ثبات است و هر آن با چالشهای شدید مواجه خواهد شد . در تحلیل انتخاباتی تا حدی به این موضوع اشاره خواهم کرد.

۴ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۵۳ قֽظֽ | Reply

ahmad :

جناب عبدی سلام
با تبریک نوروز ایرانی ..من بر عکس شما امید چندانی ندارم که اوضاع رو به بهبود رود ..چون نه نشانه ای از تغییر در حاکمان می بینم و نه در مردم روحیه ای در جهت احقاق حقوق انسانی و اولیه اشان ,بر عکس عادت به زشتیها و گدائی حقوق سلب شده نهادینه شده و حافظه تاریخی به پائین ترین حد خود رسیده است آن چنانکه آقای خاتمی با آن سابقه که در عدم حمایت از کرباسچی و نوری و به سولقان رفتن در ماجرای 17 تیر درچنته دارد ... منادی اخلاق در جامعه می گردد و اقای هاشمی با آن همه حرف و حدیث اصلاح طلب و آقای موسوی بدون پاسخ گوئی به هزاران نکته تاریک در کارنامه زمامداریش ... آقای عبدی سرطان کردانیسم همه جا را سال ها است مسخر کرده است ..از اینکه تیز هوشی چون شما نداند تعجب می کنم.

////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شاید چنین باشد اما ناامیدی از روندی که حتمی است بدترین نتیجه است. ما باید به گونه ای وارد بازی شویم که فارغ از نتیجه آن حداقل بردی ملموس داشته باشیم. همانطور که تیمهای دوم هم جایزه می گیرند. فارغ از نتیجه نهایی انتخابات به نظر من باید به گونه ای شرکت کرد که در فضای عمومی کنش اصلاح طلبانه بهبودی رخ دهد هدف همین نکته است البته به احتمال ملموس امکان تغییر دولت نیز هست.

۴ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۲۹ قֽظֽ | Reply

نوشیر وانی :

با درود به جناب عبدی فصل رستاخیز ونوزایی را به جنابعالی وخانواده محترم وهمه بازدید کنندگان عزیز سایت شاد باش میگویم ضمن سپاس از تحلیل گوناگون وارزشمند شما امید وارم تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد رویت بهاری باشد وگردنت فراز
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ممنون

۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۲۱ قֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب مهندس عبدی با سلام
سال نو مبارک ، با اجازه شما من یک سئوال دارم .
1- چرا انتشار نظرات را تعطیل و مجددا راه اندازی نمودید؟

رحمت دریانورد
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دلیل آن را قبلا چند بار توضیح داده ام اما فرصت تعطیلات و نوشته های انتخاباتی امکان انتشار را فراهم کرده است البته بعد از تعطیلات هم مجددا به حال سابق برگش می شود مگر در موارد استثنایی.

۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۲۱ قֽظֽ | Reply

سعود صارمی :

با سلام
و تقدیم بهترین شادباشها
به مناسبت انقلاب طبیعت و فرا رسیدن نوروز

امیدوارم که این تحول، در تک تک ما نیز تحول مثبت ایجاد کند و بتوانیم به کمک جشن روز نو، لباسهای کهنه ی خود را درآورده ، دور بریزیم و لباسهای نو به تن کنیم ... و مسایل را جور دیگر، با چشمان شسته با آب بهاری ببینیم و تفسیر کنیم


اوضاع را جورهای مختلف و به تعبیر بهتر از زوایای گوناگون می توان دید. چند وقت پیش با پسرم به نمایشگاه عکاسی رفته بودم که یک عکس جنگی در آن بود که زیر آن نوشته شده بود این بعنوان بهترین عکس سال نمیدانم چند انتخاب و به عکاس جایزه فلان موسسه معتبر داده شده و کلی تشویق .... در این عکس نشان میداد که سربازی رو به کودک و مادر ی در حال شلیک بود ....
من رو به پسرم گفتم چه قدر زیبا ، واقعا آفرین به عکاس که چه لحظه ای را شکار کرده !!.... که پسرم چپ چپ به من نگاه کرد و گفت: بابا ! اصلا از شما انتظار نداشتم اینقدر بیرحم باشید!!
من یکه خوردم . پیش خودم گفتم : یکی دیگر شلیک کرده و یکی دیگر عکس گرفته و یکی دیگر جایزه داده .... چرا من باید از طرف پسرم ، بیرحم، قلمداد شوم؟

مجبور شدم سؤال کنم
سؤال کردم چرا من ؟ بیرحم کس دیگریست ، چرا مرا این وسط بیرحم کردی؟
گفت : بنظر من حق این عکاس بازداشت و زندان است!! ...
پرسیدم: چرا؟
گفت: من اگر جای جایزه دهنده ها بودم این عکاس را میگرفتم و زندانی میکردم!!
گفتم چرا؟ مگر این عکاس چه کرده؟
گفت : این عکاس دیده که این سرباز میخواهد این زن و بچه را بکشد ولی ساکت یک گوشه نشسته و راحت از این جنایت عکس گرفته و عکسش را فروخته ....
و توضیح داد....
ولی من با زاویه ی نگاهی که او برای من باز کرده بود دیگر در عالمی دیگر بودم که یعنی میتوان موضوع را اینجوری هم دید؟

نمیدانم چرا خود را در ضعف دیدگاهی دیدم چون بلافاصله مجبور شدم از نظر خود دفاع کنم.
گفتم: ولی وظیفه ی عکاس خبری ، جلوگیری از جنایات افراد نیست. وظیفه ی او تنها گرفتن عکس و نمایش آن برای مردم و سازمانهای حقوق بشر و مردمیست. عکاس ، وظیفه ی جلوگیری از وقوع جرم را ندارد . همانطوریکه من و تو نیز چنین وظیفه ای نداریم ......
یکهو بخود آمدم که من با این حرف دارم او را نسبت به مسایل اجتماع بی تفاوت میکنم ....
خلاصه این بچه با انتخاب یک زاویه ی نگاه متفاوت به موضوعات تمام اصول قبلی مرا ، بهم ریخت ووو که جای صحبت زیاد دارد
از آن به بعد، تصمیم گرفتم دیگر کمی در مورد قضاوتهای خود احتیاط کنم... تصمیم گرفتم که زیاد گیر به مردم و متهم کردن آنها به بی تفاوتی و .... ندهم و بجای آن گیر به سازمانها و انجمن ها و رسانه ها بدهم ....چون خدایی این وظیفه ی مردم - مثل آن عکاس خبری - نیست که جلوی خیلی کارها را بگیرند . مردم در نظام های جمهوری که ملاک رای است خیال میکنند که نماینده انتخاب کرده و ریاست جمهور برگزیده و ... تا این مقامات با بهره مند شدن از بیت المال و مالیاتها ، برای آنها جلوی خیلی فجایع و خلافکاریها و کارهای غیر معقول و غیر قانونی را بگیرند . متهم کردن مردم به صفت بی تفاوتی کمی .... همان دید پسر من است که خبرنگار باید لنکه کفش پرتاب کننده باشد و ...
البته وقتی مردم راهی بجای نبردند ...
آقای عبدی من واقعا گیج شده ام که وظیفه ها در یک جامعه چگونه تقسیم میشود؟ گفتن : همه به عنوان يك شهروند ايراني مي‌كوشيم كه در كنار يكديگر خود را تعريف كرده و تمايزات‌مان را برمبناي اين وجه مشترك تعريف كنيم، و از سوي ديگر می باید با پرهيز از دوگانه خشونت و قهر يا انفعال و نیز تن به قضا و قدر دادن و در مقابل مشاركت مدني و فعال و مستمر و برداشتن گام‌هاي كوتاه ولي مداوم، اين راه را براي تحقق جامعه‌اي آزاد و در مسير توسعه بپيماييم. افزايش كنش اجتماعي و مدني و پرهيز از افراط و تفريط، در هنگامه فشارهاي رو به تزايد، دليلي اصلي من در داشتن اميد است و اين نكته‌اي است كه آن را ويژگي سال 1387 مي‌دانم.(پایان نقل قول) آسان است و درست ولی در عمل واقعا شما جایگاه همه مردم و همه افراد را در این مشارکت ، یکی ، و در کنار یکدیگر میدانید؟
برای ایجاد مشارکت ، و کشاندن مردم در بدست گرفتن نقش در وهله ی اول باید این امکان برای رسانه ها بوجود آید ، ایا این زمینه در جامعه ی ما وجود دارد و یا بوجود آمده؟
آیا انداختن مسؤلیت به گردن دیگرانی که وظایف دیگری دارند ، درست است؟

////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قضیه توسعه مثل قضیه لاینحل مرغ و تخم مرغ است. این که چه کسی و از کجا باید ابتدا شروع شود و یا آیا رسانه های آزاد لازمه موضوع هستند یا خیر همه معرف همین قضیه است. به نظر من کار را از هر جا که هستیم و در هر سطحی که می توانیم باید آغاز کنیم.

۴ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۵۶ بֽظֽ | Reply

صالح :

سلام
آقای عبدی من در مورد
" به عنوان يك شهروند ايراني مي‌كوشيم كه در كنار يكديگر خود را تعريف كرده و تمايزات‌مان را برمبناي اين وجه مشترك تعريف كنيم، و از سوي ديگر می باید با پرهيز از دوگانه خشونت و قهر يا انفعال و نیز تن به قضا و قدر دادن و در مقابل مشاركت مدني و فعال و مستمر و برداشتن گام‌هاي كوتاه ولي مداوم، اين راه را براي تحقق جامعه‌اي آزاد و در مسير توسعه بپيماييم" موافقم ولی به چه قیمتی؟ وقتی فعالیت میکنی و توسط همه طرد میشی..به سخره گرفته میشی...وقتی دانشجو یکی از دانشگاهای مثلا خوب تهرانی ولی هیچ جای پیشرفت نمیبینی...هر چی تلاش هم میکنی ،اگه لطف کنن سرکوبت نمی کنن ....وقتی با یه حساب 2*2 تا 4 تا میبینی حتی هزینه ات برای ثحصیل و زندگی مثلا تو لیون فرانسه کمتر از اینجاست...چرا نری؟؟ به چه قیمتی بمونی؟؟چقدر هزینه؟؟تا کی بیخیال سود بشیم؟؟؟
در حالی که بسیار اینجا رو دوست دارم....و منفعل هم نیستم...خسته ام..
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پاسخی قانع کننده ندارم. هر کس باید بر حسب وجدان درونی خویش تصمیمی را بگیرد که آن را مناسب خود و جامعه اش می داند و هیچ کس را نمی توان به واسطه اخذ چنین تصمیمی سرزنش کرد. جامعه ما جامعه ناراحت و پر استرسی است اما باید برای اصلاح آن بکوشیم.

۵ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۲۴ قֽظֽ | Reply

پویا :

سلام
آقای عبدی شما در چه شرایطی تحریم را تجویز میکنید؟
به نظر شما "تحت هر شرایطی" باید در انتخابات شرکت کرد؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مسلما خیر. چک سفید دادن عملی غیر اخلاقی و غیر سیاسی است. باید هزینه و فایده کرد. در یک مصاحبه مفصل توضیح داده ام. باز هم خواهم گفت.

۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۲۲ بֽظֽ | Reply

علی :

آقای عبدی اینقدر نوشتید اما از قضیه ی تحقیر ملت ایران توسط بحرین گذشتید!
لطفا تحلیل کنید چطور کشوری به این کوچکی و بدون امکانات اقتصادی و سیاسی می تواند هرکاری خواست با ما بکند. اگر در روزنامه ها نمی شود در سایتتان بنویسید.
ممنون
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر رفتار و سیاستهای غلط دولت فعلی وجود نداشت دیگر نیازی به بحث کردن در مورد امید نبود همین سیاستهاست که موجب می شود برای پیدا کردن شواهدی برای امید بکوشیم.

۵ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۴۰ بֽظֽ | Reply

مرتضی قشقایی :

سلام
در مورد اتفاقات پیش اومده برای آقایان خاتمی و کروبی باید بگم که این قبیل کارها ممکنه در آینده قبح این قبیل عمل هارو از بین ببره و به دیگر کارهای خلاف جمهوریتی که الان روندی طبیعی دارن بپیونده.

۵ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۲۹ بֽظֽ | Reply

علي :

سلام
عيدتان مبارك
ارزيابي شما ازمهاجرت آقاي مهاجراني چيست؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آن هم تا حدودی از مواردی است که مورد اشلره قرار گرفته است.

۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۱۸ قֽظֽ | Reply

ترابی :

باسلام
من هم - البته با تأخیر - سال نو را شادباش می گویم. پایدار باشید.

۹ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۴۰ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1121