آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

مصاحبه

۱۴ فروردین ۱۳۸۸

در باب ائتلاف


عباس عبدی: ائتلاف اگر در متن اجتماع نباشد هیچ ارزشی ندارد
حوزه‌ی رای‌گیری در تهران (عکس از آرشیو)نزدیکان میر حسین موسوی نامزد ریاست جمهوری گفته‌اند که در آینده نزدیک ائتلاف بزرگی بین دوجناح بر سر موسوی پدید می‌آید. عباس عبدی کارشناس مسائل سیاسی می‌گوید این ائتلاف حتی در صورت تشکیل نیز هیچ کاربردی نخواهد داشت.

عباس عبدی پژوهشگر مسائل سیاسی می‌گوید ائتلاف بین دو جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب بر سر کاندیداتوری میر حسین موسوی تنها در بخش‌هایی از این دوجناح ممکن است اتفاق بیفتد ضمن اینکه به اعتقاد وی اصولا چنین ائتلافی کارساز نخواهد بود چرا که از متن جامعه به وجود نیامده بلکه از بالا قرار است به مردم تحمیل شود.

عبدی معتقد است در شرایط کنونی اگر گروه یا نامزدی نتوانند یک حرکت اجتماعی در مردم به وجود آورند، موفق نخواهند بود. به نظر وی هیچیک از نامزدهای موجود کنونی، قدرت به وجود آوردن چنین حرکتی را ندارند.

دویچه‌وله: آقای عبدی آیا به نظر شما احتمال این که بخش‌هایی از اصولگرایان و اصلاح‌طلبان بر سر کاندیداتوری آقای موسوی برای انتخابات آینده به ائتلاف برسند وجود دارد یا خیر؟

عباس عبدی: وقتی که گفته می‌‌‌‌‌‌‌‌ شود بخش‌هایی، معلوم نیست چند نفر اند با دو نفر، سه نفر، پنجاه نفر هم باشند ممکن است این ائتلاف بین‌‌شان صورت بگیرد. در اصلاح‌‌طلبان، تعداد اندکی ممکن است آمادگی حضور در این ائتلاف را داشته باشند. اما اگر چنانچه منظورمان گروههای عمده‌ی اینهاست، قاعدتا چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. به دلیل این که آقای موسوی در آن صورت آنقدر باید سیال عمل کند که بتواند جامع خواست‌های این دو جناح باشد که آن موقع دیگر در عمل بی‌خاصیت خواهد شد و حتا ممکن است موجب ریزش آرای او بشود. ضمن این که فراموش نکنید، ائتلاف گروهها مسئله‌ی فرعی نسبت به آن چیزی‌ست که جامعه استنباط خواهد کرد. یعنی اگر مثلا در ایران دو حزب باهم ائتلاف کنند، معنایش این نیست که این‌ها یک طرفدارهای وسیع و ثابتی دارند، آن طرفدارها هم متعاقبا از این ائتلاف حمایت خواهند کرد. همین حالا که آقای خاتمی مثلا گفته که یا من یا فلانی یا بهمانی، معنایش این نیست که حالا همه‌ی آن کسانی که دنبال آقای خاتمی بودند به این گفته عمل می‌کنند و به فلانی یا بهمانی رای می‌دهند. بنابراین در ایران مفهوم ائتلاف یک مفهومی غیر از غرب دارد. در غرب وقتی دو حزب ائتلاف می‌کنند، تقریبا مشخص است که طرفدارهایشان قریب به اتفاقشان از این چارچوب ائتلاف تبعیت می‌کنند. در ایران اصلا این طوری نیست. افراد خودشان هستند که تصمیم می‌گیرند لذا این ائتلاف‌ها باید در واقعیت خارجی زمینه و نمود داشته باشد، وگرنه چند نفر بنشینند پشت در بسته و ائتلاف کنند، هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد.

** خود آقای موسوی چطور؟ آیا ایشان از نظر شما این ظرفیت را دارند که بتوانند بعد از پیروزی‌ احتمالی‌شان در انتخابات، یک دولت ائتلافی، حالا نه به آن معنایی که در غرب هست، ولی حداقل یک دولت فراجناحی آن طور که خودشان گفته‌اند را تشکیل دهند؟

عباس عبدی معتقد است یک دولت ائتلافی لزوما دولت موفقی نخواهد بود البته در ایران اصلا کسی چاره‌ا‌ی غیر از تشکیل دولتی که از گروههای مختلف درآن باشند ندارد. اما این که دولت فراجناحی باشد، معنایش این نیست که الزاما موفق و کارآمد است. معمولا در ایران این اتفاق به این صورت می‌افتد. هنگامی که یک دولت فراجناحی می‌خواهد تشکیل بشود، معمولا ضعیف‌ترین‌های دو گروه انتخاب می‌شوند، نه قوی‌ترین‌هاشان. این طوری نیست که مثلا فکر کنید دو جناح وجود دارد و آدمهای قوی این جناح می‌آید کنار آدمهای قوی آن جناح می‌نشینند و یک دولت قدرتمند فراجناحی ایجاد می‌کنند. معمولا قوی‌ها را می‌زنند و ضعیف‌ترین‌ها و بی‌خاصیت‌ترین‌هایشان جمع می‌شوند و خب می‌گویند از هر دو جناح هم هستند. آنهایی که قدرتمند و کارا هستند از هردو جناح کنار می‌مانند. بنابراین آنچه می‌خواهم بگویم این است که اینها مسایل فرعی است. یعنی دولت بعدی تشکیل دادن و چه کسی انتخاب بشود و چه کسی نشود، اصلا این همه بقول معروف نه به بار است نه به دار است. الان باید دید فرایند انتخابات را اینها چطور می‌توانند رهبری و هدایت کنند و به جلو ببرند.

**پس برمی‌گردیم به همین زمان قبل از انتخابات. شما گفتید که بخش‌هایی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان ممکن است که بر سر کاندیداتوری آقای موسوی به توافق برسند. فکر می‌کنید اگر حالا این توافق در بخش‌هایی از این دو جناح هم رخ بدهد، آیا آقای کروبی و حزب اعتماد ملی جزو این ائتلاف خواهند بود، یا این که بازهم آقای کروبی به طور مستقل و جدا به نامزدی خودشان ادامه خواهند داد ؟

عبدی:نه بدون تردید ایشان راه را ادامه می‌دهد، چون این ائتلاف‌ها خیلی ائتلاف‌های پایداری نیست که گروهها بنشینند مثلا ائتلاف کنند و بتوانند تصمیم‌گیری کنند و یا تصمیم‌سازی کنند و آن را جا بیندازند. آنها راه خودشان را دارند، هرکدام مسیر خودشان را می‌روند. این که مثلا کنار بروند و کنار بیایند و اینها خیلی هم در شرایط کنونی به نظرم نمی‌آید که اصلا مفید هم باشد. اولا بخاطر این که خیلی‌ها تمرکز روی رای دارند، در حالی که این یک خطای فاحش است. مردم از معیارهای دیگری تبعیت می‌کنند. دو حزب نیستند که حالا وقتی که همه‌شان متحد شدند، طرفداران‌شان هم به آنها رای بدهند. در انتخابات قبلی، آن پنج نامزدی که دور اول رای نیاورده بودند، صاحب آرای‌شان نبودند که در دور دوم از مردم بخواهند به جای آنان به کس دیگری رای دهند. یعنی اگر می‌گفتند مثلا بروید به آقای هاشمی رای بدهید، هیچ کسی نمی‌رفت به او رای بدهد. چون رای دهنده در ایران مسیر خودش را طی می‌کند. ربطی به آن کسی که رای‌اش را گرفته ندارد. بنابراین اصلا این ائتلاف‌ها ارزش و اهمیت ندارد. آنچه ارزش و اهمیت دارد این است که این منبعث از یک جریان اجتماعی باشد. این ائتلاف باید در بطن جریان جامعه وجود داشته باشد تا خودش را به شکل یک ائتلاف سیاسی نشان بدهد. این خطای فاحشی‌ست که اینها دارند می‌کنند و می‌خواهند از بالا این قضیه را حل کنند. از بالا این کار را می‌کنند، بعد خواهند دید که رای ندارند. اتفاقا مردم واکنش هم نشان می‌دهند و حتا بدبین هم می‌شوند. چون نظام ما که یک نظام حزبی نیست. در نظام حزبی از پایین نظرات مردم خواسته می‌شود، می‌آیند بالا، توجیه می‌شوند و نهایت رهبرهای حزب هم ائتلاف می‌کنند یا حالا به هر توافقی می‌رسند. اینجا چهار نفر آن بالا نشستند و می‌خواهند باهم توافق کنند و برای مردم تصمیم بگیرند. مردم قضیه را پس می‌زنند. بنابراین اصلا اهمیتی در موضوع فعلی ائتلاف وجود ندارد. اینها تبلیغات سیاسی‌ است. باید دید چه آقای موسوی، چه آقای کروبی و چه دیگران چه قدرتی در ایجاد یک جریان اجتماعی دارند که همه را دنبال خودش بیاورد و حتا اگر رهبران احزاب هم نخواهند از آن تبعیت کنند، طرفداران و حامیان‌شان آنان را به تبعیت از این جریان وحدت‌ساز مجبور کنند.

**به نظر شما با کناره‌گیری آقای خاتمی آیا الان گزینه‌ای را داریم که بتواند این جریان اجتماعی را بوجود بیاورد؟

عبدی: به این معنا خیر. آن جریان اجتماعی یک راهبردی پشت‌اش است و چون بر اساس شکاف دولت‌ـ ملت حرکت می‌کند، می‌تواند اتحاد ایجاد می‌کند. هنگامی که آن راهبرد اصلاح‌طلبانه نباشد، گرایش‌های مختلف وارد می‌شوند. عین دفعه‌ی قبل انتخابات که هفت‌ نامزد بودند و همه‌شان هم یک چیزهایی گفتند و یک آرای پراکنده‌ای را برای خودشان جلب کردند. من هم این بار خیلی حس نمی‌کنم که لزوما چنین جریانی در غیاب جنبش اصلاحات شکل بگیرد که البته آن هم قادر نبود جنبش را هدایت کند.

**نارضایتی از دولت فعلی چه طور؟ آیا نارضایتی از عملکرد دولت نهم می‌تواند این جریان اجتماعی را در بین مردم بوجود بیاورد؟
عبدی:ممکن است این اتفاق بیفتد و آن جریان غالب، ضدیت با دولت موجود باشد. یعنی نفیی باشد، چیزی را نفی بکند. اما این هم نیازمند خیلی مسایل است. من فکر نمی‌کنم این اتفاق در این انتخابات هم رخ بدهد.



مصاحبه گر: میترا شجاعی


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

احمد :

سلام، لذت بردم. حرف ما را زدید. خوب هم زدید.

در ایران امروز، یک پدر برای پسرش نمی تواند تعیین تکلیف کند. اینها نشسته اند آن بالا و می خواهند برای کسانی که دلخوشی چندانی هم ازشان ندارند، تعیین تکلیف کنند.

در مورد افرادی مثل قالیباف هم کاش تحلیلتان را می گفتید. تصویر قالیباف در جامعه تصویر یک مدیر مستحکم و امروزی است و اگر قرار باشد در بدنه جامعه کسی رای هر دو طرف را به دست آورد، در این نابسامانی ها، این ویژگی خیلی کمک کننده است.
البته قالیباف فقط یک مثال است. منظورم افراد عملگرا و کمتر سیاسی است. مظاهری هم از این دست است و دیگران.

کاش در این باره هم نظرتان را بگویید.

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۴۴ قֽظֽ | Reply

امیر :

جناب عبدی در مورد اجماع بخشهایی از دو جناح در مورد موسوی ایا فکر نمیکنی که شرایط فاجعه باری که محصول دولت فعلی است هر دو جناح را به این نتیجه برساند که برای غرق نشدن کشتی که هر دو جناح مسافر آن هستند در مرحله فعلی برای نجات کشتی از غرق شدن بر روی برنامه ای که از سوی میرحسین ارئه مشود باید اجماع کنند(حداقل تا زمان خارج شدن کشور از وضعیت قرمز)؟و آیا به نظرت چنین برنامه ای توان بسیج مردم را ندارد (هرچند که بالانشین ها هم روی ان اجماع کرده باشند)؟و اگر جوابت به سوال دوم نه باشد آیا سطح درک سیاسی مردم و توان بخش الیت جامعه در تشخیص سره از ناسره را خیلی ضعیف فرض نکرده ای؟
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بحث ضعیف فرض کردن درک مردم نیست . مردم اگر برداشت شما را از وضع فعلی داشتند دیگر نیازی به اجماع بر موسوی یا فرد دیگری نبود کافی است به رئیس دولت فعلی رای ندهند. برای اجماع چیزی بیش از نگرانی نسبت به وضع فعلی لازم است.

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۵۰ قֽظֽ | Reply

امیر :

آقای عبدی،
در انتظار نشسته ام تا امروز یا فردا تحلیلتان را منتشر کنید.
اما در این مصاحبه بیش از انچه که می پنداشتم نومید می نمایید. اگر واقعا تحلیلتان این است که اقایان کروبی و موسوی نمی توانند جنبش اجتماعی راه بیندازند و اگر می پندارید نه به آقای احمدی نژاد نیز برای انتخابات کافی نیست، پس احتمالا فکر می کنید رییس فعلی در مسند خواهد ماند، اگر اگرهای قبلی صادق باشد، خاتمی با جنبش اجتماعی همراه خود هرچند ناتوان در هدایت و استفاده از جنبش امید بیشتری بر می انگیخت.
گرچه گمان می کنم آنچه در این مصاحبه گفته اید همه حرف شما نیست.
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
هر دو برداشت اولیه شما درست است اما چرا ناامید؟ باید مثل انتخابات قبل شکافهای متعدد اجتماعی را فعال کرد . البته هنوز می توان کورسویی در توان موسوی برای بسیج اجتماعی را انتظار داشت چون شناخت قطعی از موسوی نداریم نمی توان اظهار نظر قطعی در باره وی کرد.


۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۵۷ قֽظֽ | Reply

فرنود فرهنگ :

من این کامنت را ذیل یادداشت: انصراف خاتمی جلوگیری از اشتباهی بزرگتر؛ ارسال کردم. ولی هر بار به من پیغام داده:
ارسال نظر شما به دلیل زیر با شکست رو به رو شد:
Comments are not allowed on this entry
.
نقل آن در ا ینجا جهت یادآوری و اطلاع رسانی دوگانه است:
جناب آقای عبدی، بازگشایی مجدد بخش نظرها را به همراه فرارسیدن نوروز باستانی حجسته باد می ‏گویم. امیدوارم ‏تحرکات عضلات و ماهیچه های گردن شما از تحرکات انتخاباتی شما در ماه های ‏گذشته نیرو ستانده باشد، و وضعیتی ‏پایدار پیدا کند. درباره‎ی انصراف سیدمحمد خاتمی، طی روزهای ‏گذشته نظرات مختلفی مطرح شده و اغلب انصراف او ‏را در چارچوب آموزه‎های اخلاقی برگرفته از ‏امثال موزه‎های اخلاقی مولی احمدها تفسیر و تحلیل کرده‎اند. غافل از آن ‏که همان‎طوری که فقه سنتی ‏تاب مسایل حکومتی را نداشت و برای مبتلابئات حکومتی فقه حکومتی ابداع گردیده ‏است، اخلاق ‏سنتی هم یارایی فهم و تفسیر رفتار سیاست‎ورزان را ندارد و بهتر است رفتار سیاست‎ورزان دهه‎های ‏‏گذشته را در قالب اخلاق سیاسی تفسیر و تحلیل نمود. باری از دید اخلاق سیاسی، عنصری که بیشتر ‏در انصراف ‏خاتمی نمود داشت، فقدان شجاعت‏‎ورزی بود. این که بگوییم چون گفته بود یا من یا ‏موسوی، پس به مجرد اعلام ‏آمادگی موسوی باید می رفت، شاید در قالب در اخلاق طوایف و قبایل و ‏جوانمردی معنی داشته باشد، اما تک نگاهی ‏و یکه تصمیم گیری خاتمی نشان داد که او مرد جمع و ‏کارهای مشورتی و جمعی نبود، و شجاعت نمایندگی نیروهای ‏سیاسی را نداشت. خوب شد مهندس ‏موسوی ماه گذشته به صحنه آمد و خاتمی کناره گرفت، وگرنه مشخص نبود، ‏اگر موسوی ماهی پس ‏از انتخابات پشیمان می شد و به صحنه می آمد، خاتمی با قبای ریاست جمهوری چه می ‏خواست ‏بکند؟! فقدان شجاعت در تصمیم گیری، پاشنه‎ی آشیل خاتمی است، و از همین‏‎جا به او می گویم، ‏فقدان ‏شجاعت نه تنها مانع سیاست‎ورزی، بلکه مانع تفکر هم هست. اکنون معنای حرف عبدالکریم ‏سروش را بهتر در می ‏یابیم که از «تذبذب» خاتمی گفته بود.‏ ‏
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
چند بار تصمیم گرفتم پستی را باز کنم در باره اخلاقی بودن یا نبودن این تصمیم اما انتشار نظرات را بگذارم برای بعد از انتخابات اما باز هم فکر کردم دوستان عصبانی می شوند.

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۱۶ قֽظֽ | Reply

حامد :

درست است . ائتلاف می بایست از بطن جامعه بجوشد و ضرورتش احساس شود . همینطور ائتلاف باید تا اندازه ای همخونی و قابلیت تطبیق با هم داشته باشند ، حالا چطور میخواهند اصولگرایان با اصلاح طلبان ائتلاف صورت دهند الله اعلم ولی با همه ی این حرفها فکر میکنم این دولت ملی آقایان لباسی است که دور از چشم ما برای ما دوخته شده و به زور هم شده باز تن جامعه خواهند کرد ، بنظر شما در چنین شرایطی چه کاری بهتر است صورت گیرد که آبی توسط این تصمیم گرفته شده برای مردم گرم شود؟ و چطور میتوان در حین جا انداختن این دولت وحدت ملی امتیازات بیشتری به نفع مردم گرفته شود و یک کم گره طنابی که بر گردن مردم است را شل کرد؟
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اجازه دهید از فردا بحث مستقلی را در باره انتخابات شروع کنیم و در آنجا به همه این موارد پرداخته شود.

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۵۱ قֽظֽ | Reply

میرقادری :

نوشته اید: " این ائتلاف‌ها باید در واقعیت خارجی زمینه و نمود داشته باشد، وگرنه چند نفر بنشینند پشت در بسته و ائتلاف کنند، هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد"(پایان نقل قول)
ولی ما در این سی سال دیده و لمس کرده ایم که چند نفر پشت درهای بسته نشسته و برای میلیونها آدم تصمیم گرفته اند و بسیار اتفاقات هم رخ داده ، اینرا چگونه می توان با مطلب بالا ائتلاف داد؟
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بله پشت پرده می توان تصمیم گرفت و اتفاقاتی هم بیفتد اما اسم آن ائتلاف نیست.

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۵۷ قֽظֽ | Reply

مجتبی :

حالا اصلا چرا ائتلاف؟ دو تا گروه خودی که بیشتر نیستند . یکی اصلاح طلبان ، یکی اصولگرایان
ائتلاف وقتی است که چند گرایش فکری که رای چندانی ندارند برای مقابله با جریان قوی با هم ائتلاف میکنند ، اصلا همچی ضرورتی در کشور ما وجود ندارد چون فصل الختام همه گرایش جای دیگریست
من فکر میکنم انداختن این کلمه و کلا این نوع کلمات غربی در دهان ها ، بخاطر اینست که یکجورهایی ذهن مردم ، مثل کاری که شعبده بازها انجام میدهند ، منحرف و بقول معروف ایز گم شود و در باز ی با کلمات ِ مربوط به نظامهای مبتنی بر جمهوری ، معلوم نشود که نظام ما حکومتی چه ویژگی دارد؛ اینطور نیست؟

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۰۵ قֽظֽ | Reply

ایران بان :

با درود

شوربختانه تحلیل، دقیق و علمی بود. ولی کاش امکان ساماندهی طبقه ی متوسط فراهم می شد. کاش امکان اندکی بهبود در شرایط فراهم بود. کاش نامزدی با شعار گسترش مشارکت مردم پیدا می شد و این نظارت استصوابی را هدف می گرفت.

نمی دانم شما هم از آینده ی ایران بیمناک هستید یا نه؟ این قانون نظارت استصوابی به همراه سایر انحصارات با تهی کردن جامعه آینده ی کشور را هدف گرفته است. نمی دانم چرا باید همان اشتباه رژیم گذشته را عیناٌ تکرار کرد. عدم وجود احزاب، رسانه ها، روزنامه ها و مردان سیاسی برجسته جامعه ای سیال با سیالیت پیچیده و غیر قابل پیش بینی را به وجود آورده که هیچ نا ممکن نیست که روزی یک لمپن با تاسیس یک کانال ماهواره ای موج آشوب و هرج و مرج را سامان دهد.

شما که به طور حرفه ای در این حوزه هستید واقعاً راه برون رفت چیست؟ از یک سو در جامعه پوپولیستی هر نوع عمل سیاسی ممکن است به وخیم تر شدن اوضاع بیانجامد ، امکان متشکل کردن و تقویت جامعه هم که توسط سیستم حاکم به شدت مسدود شده است.

به دلخوشی نظام حاکم هم نمی توان بود چون ناپایدار و شکننده است .

با سپاس.

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۰۵ قֽظֽ | Reply

رضا فتوحی :

1-وقتی با شناخت نسبی از افراد وارد انتخابات می شدیم نتیجه آنگونه بود حالا که با هندوانه در بسته مواجهیم و فروشنده هم آنچان خوش سابقه نیست نمی دانم به کجا می رسیم.
2- اگر هدف ائتلاف باشد قالیباف گزینه مناسب تری است تا موسوی. به این دلیل که در هر دو سو ذهنیت + نسبت به او وجود دارد و ظرفیت او معین است. اما هر دو جریان از موسوی توقعاتی دارند که او نخواهد توانست آنها را عملی کند. او حتی از سخن گفتن در مورد آن پرهیز می کند.
3- در ضمن آقای موسوی نخواهد توانست اعتماد رده های بالای نظام را برای ایجاد تغییر جلب کند کاری که آقای قالیباف توان آن را دارد همچنین در مواجه با بحران اقتصادی و بین المللی آقای موسوی پیشینه مناسبی ندارند و سخنان اخیرشان نشان می دهد تفکر اقتصادی ایشان تغییر چندانی نکرده است.

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۴۶ قֽظֽ | Reply

:

سلام ؛ خسته نباشید .
تحلیل واقع بینانه و زیبایی بود . تعجب بنده از این است که چرا سیاسیون محترم فعال در این عرصه به چنین واقعیتهای ساده و دم دستی توجه نمی کنند ! ( البته سوتفاهم نشود تحلیل شما ساده و دم دستی نیست) .

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۱۶ قֽظֽ | Reply

کریم :

آقای مهندس عبدی سلام
در مورد ائتلاف هیئت مدیره ثابت درجه دوم شرکت سهامی قدرت از این بهتر نمی توان نوشت , اما نمیدانم چرا از یکی دو نکته غافل می شو ید
1- آنچه که شما انتخابات فرض کرده اید عبارتست از جنجال دستکاه تبلیغاتی دولتی و خودی ها در مورد یکی دو نفر مورد قبول قدرت فائقه و فرستادن سی چهل در صد مردم اکثرا وایسته اقتصادی با تشویق ویا تطمیع ویا تهد ید به پای صندقهای رای ..بدون انکه هیچ گروه دیگری اجازه اعتراض داشته باشند ...
2- این رئیس جمهوری که خوشبین ها می گویند 20درصد قدرت را دارد به شرطی می تواند همان 20درصد را اعمال کند که سر براه و حرف شنو باشد.
این چگونه رئیس جمهوری است که سیاست های کلی از بالا دیکته شده را باید مو به مو اجرا کند ,نیروهای نظامی و انتظامی در اختیارش نیست , بودجه بسیاری از مرا کز از سرچشمه پرداخت می شود و نه خزانه داری , هیچ گونه تظارتی نمی تواند در مورد درصد با لائی ازبودجه کشور که صرف ................و صدها موئسسه تبلیغات اسلامی و...اعمال کند؟اکسی که نه سیاست های داخلی ونه سیاست خارجی می تواند تاثیر مهمی داشته باشد رئیس چه چیزی است؟
مردم رئیس جمهور انتخاب می کنند که چه بکند ؟ و چه می تواند بکند؟آقایان اگر ائتلاف بکنند ویا نکنند ,رئیس جمهور اگر قالیباف باشد یا موسوی ,برای مردم فرقی نمی کند ولی برای دوستان و اقوام منتخب ,اوضاع متفاوت است.



۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۴۹ قֽظֽ | Reply

بهرام :

اصلا ائتلاف چنين معنايي دارد؟ائتلاف در مقابل كي؟ درمقابل كدام جريان سياسي؟ كدام حزب قدرتمند؟ ائتلاف از سر اجبار؟! ائتلاف از سر اجبار براي اينكه شما را هم در اداره ي كشور بازي بگيرند يك فاجعه است!! فرضا اين ائتلاف تاثير كوتاه مدت هم داشته باشد و يك جريان سياسي به بازي گرفته شود در دراز مدت و زمانيكه به تعبير جناب عبدي اين ائتلاف عملا نتيجه اي نداد‘ اختلاف ها افزايش يافت‘ كارها و امور اجرايي در كشور قفل شد‘ آن وقت چه اتفاقي خواهد افتاد؟! پاسخ مردم را چه خواهند داد؟ اصولا در كشورهايي دموكراسي در آنها ريشه دار و نهادينه شده است ائتلاف تحت چه شرايطي و با چه هدف و با چه مكانيسم هايي صورت مي گيرد؟ هدف از ائتلاف درمواقع خاص در اينگونه كشورها چيست؟ مگر ائتلاف ها به خصوص در سيستم هاي پارلماني به دليل كسب كرسي لازم براي انتخاب نخست وزير نيست؟ يا مگر به دليل پيروزي در مقابل يك حزب قدرتمند و داراي راي اكثريت نيست؟ آيا نبايد ضرورتهايي كه برخي نامزدها را ناچار به ائتلاف مي كند روشن شده و تبيين شود؟ آيا نبايد به مردم گفت كه چرا ائتلاف؟ اگر اختلاف ديدگاه ميان جريان هاي سياسي در كشور زياد است كه ائتلاف معنا پيدا نمي كند چون پس از ائتلاف و فرضا بدست گيري قدرت اختلاف هاي ريشه اي مانع از حل مشكلات و اداره مطلوب كشور خواهد شد و اگر اين اختلاف ها اندك است خب ديگر ائلاف چه معنايي دارد؟ و از طرفي ديگر گروهها و جريان هاي سياسي مدعي دلسوزي براي كشور‘ اصولا چه نگراني براي كشور دارند؟ مگر اختلاف ها اندك نيست و نقاط مشترك زياد نيست خب اجازه دهند رقابت سالم انتخاباتي صورت پذيرد تا آنكس كه بيشتر مورد اعتماد مردم است سكان اداره ي كشور را بر عهده بگيرد و جريان سياسي رقيب نيز وظيفه ناظر و دولت سايه را بر عهده داشته باشد.! به نظر من اين يك خيال خام و تفكر نپخته است كه تصور شود با ائتلاف دو جريان سياسي كه اختلاف فكري و نظري ميان آنها عميق است بتوان كشور را اداره كرد! چنانچه اين امر توفيق اجباري است بهتر است عطاي رياست جمهوري به لقايش بخشيده شود اينطور نيست جناب عبدي؟
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
درباره ائتلاف در یادداشت بعدی بحث می کنم.

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۱۳ بֽظֽ | Reply

حبیب ـ ت :

با سلام جناب عبدی!
مسئله کلیدی که شما در این نوشتار مطرح نموده اید و کاملاً درست است من به زبان خودم باز نویسی میکنم:
مسئله غیبت مردم از صحنه سیاسی، و احزابی که موسسات وامانده بوروکراتیزه شده سیاسی هستند که هرگز قادر نیستند مردم را به صحنه بکشند و از طرفی ساختار حقوقی نظام هم ، در عمل، نمیتواند کاستی حمایت حقیقی یا ضدیت ساختار قدرت را جبران کند. آرای مردم هم در این شرایط نه ارزش حقوقی دارند و نه جِرم (جوهر) قدرت حقیقی. در پس این آرا ء هیچ قدرتی نخوابیده است و انرا بیشتر از همه اقتدار گرایان میدانند!
تکرار میکنم آنچه را بارها گفته ام:
رئیس جمهور آینده یا همذات قدرت حاکم است، یا مطیع و رام قدرت واقعی خواهد شد ( مثل آقای خاتمی) و یا در ضورت سرکشی خُرد میشود( مثل بنی صدر) مگر اینکه ... . همین و همین! من در چشم انداز این انتخابات، بر اساس کارتهای بازی شده چیزی جز این نمی بینم!

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۳۴ بֽظֽ | Reply

علی. م. :

با سلام خدمت مهندس عبدی عزیز

من فکر می کنم که تمامی تاکتیک های انتخاباتی فعلی خواسته یا نا خواسته در جهت روی کار آمدن مجدد آقای احمدی نژاد عمل می کنند. اصلاح طلبان با انصراف آقای خاتمی تقریبا خلع سلاح شده اند. آیا آقای موسوی می تواند موجی را که شما از آن به"جریان اجتماعی" تعبیر می کنید ایجاد کند؟ پاسخ منفی است. چون آقای موسوی همان طور که از مواضعشان بر می آید یک پا بر بدنه جامعه( نخبگان اصلاح طلب که طرفدار خاتمی بودند و اطرافیان آنها) و یک پا نیز بر قدرت مستقر و رسمی حاکم دارند. در واقع ایشان دچار یک تناقض خود خواسته هستند.هرچه برسنگینی خود بر یک طرف بیفزایند از نیروی تکیه بر طرف دیگر کم می شود. آقای موسوی برای اقناع حاکمیت جهت رضایت دادن به ریاست جمهوری وی نمی تواند فقط بر بدنه جامعه تکیه کند و همین امر مانع از ایجاد یک جریان اجتماعی از سوی آقای موسوی می شود.آقای خاتمی فقط به بدنه جامعه تکیه می کرد و با ایجاد جریان اجتماعی که شما از آن سخن می گوییدرای فراوانی به دست می آورد اما پس از کسب رای و در مرحله عمل چوب آن را هم می خورد. آقای احمدی نژاد نیز در دور دوم انتخابات پیشین تا حدی توانست این موج را ایجاد کند که البته بخشی از ایجاد این موج مربوط به تصورعلطی بود که مردم از رقیب ایشان یعنی آقای رفسنجانی داشتند. آقای کروبی نیز قادر به ایجاد چنین موجی نیست. ایشان هرچند بسیار صادقانه تن به کار تشکیلاتی و حزبی داده است اما ویژگی های شخصیتی و برخی عملکردهای گذشته وکلا تصور عمومی مردم از وی مانع از این می شود که بتواندرای بخش خاموش جامعه و نیز قشرهای متوسط و مرفه را جذب کند. در ائتلاف آقایان رضایی و قالیباف و ولایتی به نظرم آقای قالیباف توانایی ایجاد یک جریان ضعیف اجتماعی را دارد اما این جریان با حمایت حاکمیت همراه نخواهد شد.فراموش نکنیم که بخشی از رای پنج میلیونی آقای قالیباف در دور گذشته متعلق به آقای احمدی نژاد بود که به دلیل بی اطلاعی هواداران جناح راست از تغییر گزینه مطلوب در فاصله سه روز به انتخابات به حساب آقای قالیباف واریز شد.در نهایت به گمان نگارنده در انتخابات آتی آقای احمدی نژاد در انتخاباتی با شرکت حدود بیست تا بیست و پنج میلیون نفر و با هدایت مهندسانی که از همین حالا او را بر گزینه هایی چون قالیباف ترجیح داده اندو با حدود ده تا پانزده میلیون رای پیروز خواهد شد.

۱۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۵۶ بֽظֽ | Reply

آمون :

با سلام
وقتی بحث امکان ائتلاف یا عدم آن در بین جناهها و یا احزاب در جامعه مطر ح میشود ابتدا باید موارد اختلاف و اشتراک مشخص گردد وسپس امکان ائتلاف.
تا آنجا که من اطلاع دارم و تا کنون مشاهده کردم هیچ یک از جناحها و یا نامزدهاقبل از انتخاب شدن برنامه مشخص اجرائی برای اداره مملکت ارائه نمیکنند. بعد از انتخاب دنبال برنامه هستند. البته در این مدت کوتاه سه ماه برنامه دارند و آن این است که چگونه به قدرت برسند.
آقای عبدی وقتی برنامه ای در کار نبوده و نیست . پس دعوا بر سر چیست؟ آگر بقولی دعوا بر سر لحاف ملاست جنس این لحاف را معلوم کنیم. پس از ان معلوم میشود که ایا دعوا بر سر حل مشکلات مردم است یا فقط بر مسند قدرت نشستن؟
ایا وقت ان نشد ه تا برای نامزدهای این مقام سولاتی در مورد برنامه هایشان برای مسائلی همچون "تورم" "بیکاری" "اعتیاد" "مسکن" "سیاست
خارجی" ................... طرح کنیم
در مورد سیاست خارجی اگر چه اصول کلی سیاست توسط اقای خامنه ای تعیین میشود اما تفاوت در نتایج اجرای ان را میتوان در سیاست اقایان خاتمی و احمدی نژاد دید . امیدوارم تا آنجا که میتوانید این موارد را عنوان کنید شاید گوش شنوائی باشد.


۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۴۲ قֽظֽ | Reply

سجاد :

آقای عبدی
به نقل از روزنامه اعتماد موضوع افغانستان در نشست هفته گذشته لاهه به طور رسمي، محور مذاکرات مقامات تهران و کاخ سفيد قرار گرفت تا بار ديگر ايران در حل مشکلات همسايه شرقي خود تعامل با واشنگتن را آغاز کند. هرچند در داخل هر نوع همکاری با آمریکا "جرم" محسوب میشود و حتی آقایان به راحتی هر نوع کاری که مخالف ایده ی خود بدانند را نیز بعنوان همکاری با آمریکا با شدیدترین وجه مجازات میکنند ، نمیدانم چرا نماينده ايران در لاهه ، اين مذاکرات را در آنجا و این همکاری با آمریکا را در مورد افغانستان تاييد نکرد؟
بنظر شما کدام طرف دروغ می گوید؟ چون وزارت خارجه امريکا ضمن تاييد اين ديدار حتي آن را صميمانه خوانده !! البته اين نخستين بار نيست که ايران درخصوص ..... , امور افغانستان با نماينده امريکا همکاري مي کند. پيشتر نيز دو کشور بر سر افغانستان همکاري هاي دوجانبه را آغاز کرده بودند..... در همين رابطه قرار است تيرماه سال جاري منوچهر متکي وزير خارجه با حضور در نشست جي هشت در رم تعامل خود با نماينده امريکا را درخصوص افغانستان ادامه دهد. به هر حال بنظر شماچرا آقایان در خارج از کشور یک جور برخورد میکند و در داخل و با مردم خود جور دیگر؟؟ آیا این ، دروغگویی به مردم خود قلمداد نمیشود؟ و خارجیان با دیدن این خلاف گویی و مخفیکاریها مقامات به مردم خود به هوس سوء استفاده بیشتر و بیشتر و گرفتن حق السکوت از ایران نمی افتند؟
بله به نقل از روزنامه اعتماد هفته گذشته ديپلمات هاي ايران و ايالات متحده امريکا در نشستي در لاهه هلند حضور يافته و در مجاورت هم هرچند کوتاه اما سر صحبت را باز کردند تا در قالب گفت وگويي چنددقيقه يي درخصوص معماي ايران به بحث بنشينند. اين اتفاق از آن جهت حائز اهميت است که بعد از روي کار آمدن اوباما اين اولين ارتباط مستقيم و نوعی امتحان مقامات در مقابل افکار عمومی دنیا محسوب مي شود.

ولی سخنگوي وزارت خارجه، با وجود نشان دادن فیلم در خارج ، گفت وگوي آخوندزاده نماينده ايران در اجلاس لاهه با ريچارد هالبروک نماينده ويژه امريکا را تاييد نکرد!!.... البته پس از واکنش تهران نسبت به اين ديدار ، وزارت خارجه امريکا نيز سعي کرد با تعديل خبر اين رويداد، آن را تنها در حد احوالپرسي توصيف کند!!..... در همين رابطه سخنگوي وزارت خارجه امريکا روز سه شنبه در واشنگتن گفت اشاره به ديدار ديپلمات هاي ارشد امريکا و ايران به عنوان ديداري مفصل يا طولاني اشتباه است، اين ديدار در حد يک احوالپرسي بود بنابراين ملاقات نبوده است. به گزارش بي بي سي «گوردون دوگود» از سخنگويان وزارت خارجه امريکا در واکنش به سخنان «حسن قشقاوي» همتاي ايراني خود که ملاقات «ريچارد هالبروک» نماينده ويژه امريکا در افغانستان و پاکستان و «مهدي آخوندزاده» معاون وزير خارجه ايران را رد کرده بود، اين ديدار را ملاقاتي کوتاه در حاشيه اجلاس افغانستان در لاهه توصيف کرد. دوگود گفت؛ «دست دادن کوتاهي انجام شده است؛ به عبارتي يک ديدار يا به عبارتي ديگر ديداري در حاشيه کنفرانس.»
آقای عبدی بعنوان کارشناس مسایل سیاسی ، آیا شتر سواری دولا دولا میشود؟ به نظر شما چگونه می توان فهمید که کدام طرف راست می گوید و کدام طرف دروغ؟

۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۵۸ قֽظֽ | Reply

حبیب ـ ت :

با سلام مجدد آقای عبدی!
پس از ارسال کامنت قبلی، ذهنم به نکته ائی از نوشتارتان رفت که در نگاه اول آنچنان که باید به نظر نمی آید. نوشته ائید:
«...هنگامی که یک دولت فراجناحی می‌خواهد تشکیل بشود، معمولا ضعیف‌ترین‌های دو گروه انتخاب می‌شوند، نه قوی‌ترین‌هاشان. این طوری نیست که مثلا فکر کنید دو جناح وجود دارد و آدمهای قوی این جناح می‌آید کنار آدمهای قوی آن جناح می‌نشینند و یک دولت قدرتمند فراجناحی ایجاد می‌کنند.»
.....
من فکر میکنم این جنبه از ائتلاف مورد بحث واقعاً مهم است . من آنرا به صورت عبارت: حاصل ضرب دو اعدد اعشاری خلاصه میکنم که نتجه آن کمتر میشود و نه بیشتر. دو نیروی حاشیه ائی که فقط جمع کاستی های دو جناح است.
و اما نکته ی دیگری را نیز اضافه میکنم و آن اینست که فرق انتخابات اینچنینی با با انتخابات های واقعی در دیگر ممالک مثل تفاوت یک فعالیت اقتصادی جدی با سرگرم شدن و یا افتادن به بازی بخت آزمائی و لوتری است. غالباً آدمها نسبت به بخت آزمائی، متناسب با روانشناختی فردی خود و نه از خاستگاه اجتماعی خویش، برخورد میکنند. گروهی مستآصل که تمام امیدش را به بر نده شدن در قرعه کشی میگذارد و تا آنجا میرود که کنترول خود را بر زندگی واقعی معیشتی خویش از دست میدهد. گروهی که به صورت کاملاً سرگرمی و از روی بی خیالی چند تومنی( حالا دیگر باید از چند ده هزار تومن حرف زد و در اینده از چند میلیون!) را هر هفته ـ بنا به مثل معروف ـ توی جوی آب می اندازد و گروه سوم که نگاهی جدی و بقول فرنگی ها بیزنس لایک دارد، وارد این بازی نشده و پولش را نگه میدارد تا صرف یک ایده اقتصادی درست بکند.
روی این اصل بخت آزمائی انتخاباتی ایران ما نه میتواند بخش عقلگرای جامعه را به حرکت در آورد و نه بُردی( پایدار) نصیب شانس گرا ها بکند. برنده این بخت آزمائی، اول از همه موسسه بخت آزمائی است و در درجه دوم گروهی که با اعوان و انصارش! حال نفسِ درست و یا مخدوش بودن قرعه کشی هم جای خود دارد.
در یک نگاه جامعه شناسانه به برنده شدن شخص گم نامی مثل آقای احمدی نژاد، میتوان گفت برنده شدن ایشان سند شکست ساز و کار انتخاباتی است. و اگر کسی هم مثل آقای موسوی بیست سال خاموش هم برنده شود سندی مضاعف بر این شکست. و من فکر میکنم اگر تمام این بخت آزمائی بازی تعطیل و یک آمریت مسئولانه تر و عقلانی تر جا ی آنرا بگیرد مملکت از این که هست و اداره شده بهتر شده و صحیح تر اداره میشود. نظامی دموکراتیک و خوب نخواهد شد ولی از وضع فعلی قطعاً بهتر خواهد بود. و من در این ادعا، هم صادق هستم و هم جدی!
اگر همه این انتخابات بازی ها زمین گذارده شده و تعطیل شود اقلاً مردم میفهمند مسئول خوب و بدشان کیست. تصمیم گیرنده و قیم هم میداند که باید با مسئولیت و اخلاق مدارانه عمل کند و...
////////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پاراگراف پایانی شما باید دقیقتر بررسی شود. فرض کنیم چنین شد و این جریان با همه کاستی هایش تعطیل گردید و مردم هم مسئولیتها را متوجه قدرت کردند. بعد چه خواهد شد؟ آیا این درک به بهبود جامعه کمک خواهد کرد ؟ آیا در گذشته کمک کرد؟ آیا شانسی برای ارتقای بینش سیاسی و اجتماعی مردم فراهم خواهد شد؟








۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۴۱ قֽظֽ | Reply

محمد حسین :

1-
چندی پیشتر شنیدم که یکی از قهرمانان ورزشی و بنام کشور که سر از کار سیاست درآورده است و از تنور سیاست نان در می آورد و خام یا برشته اش با حقوق کذایی اش میل می فرماید و از پاویون تشریفات سیاست به طیاره می نشیند و مثلآ برای بازدید به اینجا وآنجا می رود، از سیاستمداری معروف گلایه کرده بود که چرا از نام و عنوان او اینهمه خرج می کند که من سیاسی نیستم و شخصیتی ورزشی هستم و غیره
2-
در سالهای واپسین اصلاحات بزرگواری که در پستی سیاسی روزگار میگذراند روزی با ترس و لرز به همگنانش پیشنهاد داد که چون برگزاری اجتماعات سیاسی مقدور نیست باید از پتانسیلهای دیگری سود جست!پرسیدند مثلآ؟ گفت اجتماعاتی که در قبرستانها بر سر خاک مردگان تازه در گذشته برگزار می شود.
3-
این دو نمونه را گفتم تا عرض نمایم در ملک "دارا" ساحت سیاست تا چه حد عقب افتاده و ستمکشیده و بدبخت شده و طبقهء سیاستمداران تا چه حد افول کرده و به حضیض کشیده شده که هر کس و ناکسی از آن کام می گیرد و هرنابهره از ذکاوتی بر تشتکی از آن می نشیند و برای خود جزیره ای امن درست می کند بی حرمت نمک و حق نمکدان سیاست.
4-
یادتان هست آن رئیس ساواکی که آمد پیش رهبر فقید انقلاب و گفت سیاست یعنی پدر سوختگی و دو دوزه بازی و دروغ وکلک و کذا و کذا و شما مرد مقدسی هستید و ...و باید بر حرف او افزود آن شعر برتولت برشت را که از خدا فرزندی خنگ می خواست تا وقتی بزرگ شد پست فلان وزارت را به او بسپارند.
5-
امیدوارم آقای موسوی توجه داشته باشد که در چه زمانی مجددآ گام در سیاست گذاشته است و بداند تا ساحت سیاست به پیش نیفتد، مدیریت مملکت اصلاح نخواهد شد وآب رفته به جوی باز نخواهد گشت! امیدوارم که نگوید من مدیر اجرایی ام و به سیاست کاری ندارم مثل همان بزرگواری که نذر کرده بود که خطابه اش را با لعن و نفرین بر سیاست آغاز کند.
6-
آقای موسوی باید از هم اکنون به ساحت سیاست مهربان و وفادار باشد و این را در نظر و سخن نشان دهد و تبیین کند که پس ازپیروزی می خواهد با این ساحت چه کند!امروز که اوباما به سر وقتمان آمده با کار اموزان متوهم و خواب دیدهء سیاست بدتر هر زمانی، کاری پیش نخواهد رفت، حال آنکه مغزهای سیاسی مملکت یا در خانه نشسته اند یا به خارج کوچیده اند و یا سر در کاری فرعی کرده اند.

۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۵۸ قֽظֽ | Reply

احمد رضا :

جناب آقاي عبدي با تحليلتان موافقم ! و به نظرم رسيد منظورتان از اين بيانات اين است كه چنانچه در جامعه احزاب فعال نشوند و آزادانه فعاليت نكنند ائتلاف به معني واقعي نخواهيم داشت و در شرايط فعلي هر گونه ائتلاف يك بازي سياسي از بالاست كه مردم (مردم عامي ) را به دنبال خود ميكشد. ضمن اينكه به نظر مي رسد بيش از نيمي از مردم در انتخابات به نيت تكليف شركت ميكنند نه با بينش سياسي !

۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۲ بֽظֽ | Reply

حبیب ـ ت :


پاسخ به پاسخ شما:
شما، من و بسیاران دیگر میدانیم که بقول معروف این در آمد نفت اسم بد نامی است که برای این ملت از آش فقط دهن سوختگی را برای او گذاشته است. آش نخورده دهن سوخته. ولی این بدین معنا نیست که آدم گرسنه دست رد به سینه و یا سینی آش میزند.
آقای موسوی در سایت امروز میگویند باید معلوم شود که : « .. این 150 میلیارد دلاری که از در آمد نفتی غیب شده کجا رفته است و..» . نقل به مضون. البته ایشان اولین نفری نیست که این مسئله را مطرح میکند. ـ البته همینجا این سئوال مطرح میشود آن موقع که دیگران همین سئوال را کردند ایشان کجا بودند ـ .
برگردم به نتیجه گیریم برای تعطیل انتخابات بازی!
این انتخابات هم مثل همان در آمد نفت فقط است و آشی است که دهن میسوزاند ولی چیزی نصیب معده خلق الله نمیکند.
به حرف من و میلیون ها مثل منهم این جمهوری بازی و پارلمان بازی تعطیل نمیشود و اگر همه ملت هم یک صدا خواهان تعطیل این ضیافت پوچ شود، ارگان های فراقانونی برای فرار از مسئولیت و انداختن مسئولیت به گردن ملت حاضر به تعطیل آن نمیشوند.
این، ارگان و یا ارگانهای فراقانونی هستند که در پشت همه سیاست های مملکت هستند. مسئله سیاست خارجی، انتخاب وزراء، مسئله ی هسته ائی، بستن و یا باز گزدن فضای رسانه ائی، گرفتن بستن وکشتن و... ولی وقتی نوبت جواب دادن به غیب شدگی 150 میلیارد دلار(دلار) در آمد نفتی است ، انگار این سرزمین، قبرستانی است که نفسی از کسی در نمی آید و مسئولی نیست که بگوید این پولها چه شد. در مقایسه با این وضع است که من میگویم ای کاش پیشوای انقلاب از اول یک ضرب میگفت حکومت ولایت فقیه نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش !
والله وضعمان از الان بهتر بود!

۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۴۵ بֽظֽ | Reply

نگار :

سلام
با تشکر از شما ومحمد حسین عزیز که دوبازه کام ما را با نوشته های موجز خود شیرین می کند

۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۱۶ بֽظֽ | Reply

پ -ص :

مفاهیم سیاسی وقتی رسانای پیام خودند که ساختاری که این مفاهیم از ان بیرون امده وجود داشته باشد اصطلاحاتی از قبیل ائتلاف برای رساندن منظور و مفهومی است که در ان دو حزب سیاسی بلحاظ عدم دستیابی به اکثریتی که قادر به تشکیل دولت ومعمولا در نظام پارلمانی معنا دارد حتی در نظام ریاستی ائتلاف کاربردی ندارد بخصوص که دو جناح کاملا متفاوت از لحاظ فکری در رقابت شرکت داشته باشند پس در این مورد واژه ائتلاف کاربرد ندارد اما در ساختار محفلی و مستقل از احاد مردم بهتر است از واژه توافق استفاده شود که چون خود دو جناه دچارچند پارگی هستند حتی این توافق هم معنی رسان این تصمیم نیست اما واقعیت وضعیت در ایران همان است که جناب عبدی به بهترین شکل بیان کرده اند تصمیمی که از بالا گرفته شده توسط افرادی که برای خود رسالت و جایگاه قیومیت مردم تعریف کرده اند و البته شرایط مطابق معمول مطلوب انهاست چرا که سابقه نشان داده که عوامل و مولفه های حرکت اجتماعی اگاهانه هنوز فاصله زیادی تا بودن و موثر بودن دارد در این شرایط توافقات پنهانی و اشکار منجر به تشکیل دولتی قوی نخواهد شد چرا که اجماع کامل امکان پذیر نیست و تشکیل چنین دولتی با حد اقل کارایی خواهد بود این اتفاق در صورت پیروزی هریک هم روی خواهد داد چرا که تشکیلات هردو جناح فاقد انسجام و پرورش نخبگان است بیشتر به یارگیری بازیهای فوتبال در کوچه و خیابان و محله میماند که در هر بازی افراد بسهولت جابجا میشوند این عدم انسجام اولا قادر به جذب نخبه نخواهد بود دوما بدلایل عدیده با مخالفتهای اشکار ونهان حتی هم جناحی ها مواجه میشود و ثالثا در معرض امراضی نظیر خود محوری و خود شیفتگی و توهم توطئه درونی قرار دارد و لذا از ثبات مدیریتی هم بی بهره خواهد شد

۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۵۷ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1132