آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۱۵ فروردین ۱۳۸۸
ورود به انتخابات از کدام منظر؟
ورود به انتخابات از کدام منظر؟
{از این که حجم نوشته بیشتر از حد معمول است و یا نکاتی از آن برای برخی خوانندگان تکراری باشد قبلا پوزش می خواهم}
تا کنون بیشتر مطالبی که درباره انتخابات نوشته ام در تحلیل و بررسی امکان و آثار و تبعات ورود آقای خاتمی بود . نوشتن مطلبی مستقل در خصوص نگاهم به انتخابات را موکول به بعد کرده بودم و ا کنون که ایشان از حضور در انتخابات انصراف داده اند این فرصت پیش آمده است که درک و ارزیابی خودم از انتخابات پیش رو و چگونگی ورود به آن را تقدیم کنم .
1- شروع بحث از انتخابات بی فایده و انحرافی است و مثمر ثمر نخواهد بود. قبل از ورود به بحث انتخابات باید تحلیلی کلی از اهداف راهبردی و مرحله ای خود ارایه کرد و سپس توصیفی از وضع کلان کشور ارایه نمود و در پی آن بهترین شیوه ها را برای تحقق این اهداف در شرایط موجود توضیح داد . این شیوه ها باید نقطه تلاقی و بهینه "مطلوبترین" و "ممکن ترین" ها باشد . متاسفانه در ایران بسیاری از تحلیلگران و فعالان سیاسی به مشخصه امکان پذیر بودن اهداف خود توجهی نمی کنند ، و صرفا به بیان موضوعاتی انتزاعی و بظاهر مطلوب و بدون امکان عملی بودن آن بسنده می نمایند. بنابر این ابتدا از اهداف خود باید سخن گفت.
2- هدف ما چیست؟ مخاطب من در این نوشته کسانی است که با فصل مشترک اهداف بیان شده در این بند موافق هستند . هدف مشترک رسیدن به جامعه ای توسعه یافته و با ثبات که مردم آن در تامین نیازمندی های ضروری خود ناتوان نباشند و از حداقل رفاه و آسایش (مادی و معنوی) برخوردار بوده و هر کسی برای رسیدن به اهداف مشروع شخصی خود آزادی عمل داشته باشد و همه افراد در ذیل دولتی واحد از حقوق برابر و مساوی برخوردار باشند. جامعه ای که ناهنجاری های آن کمتر شود و احساس عدالت و آرامش در آن مشهود باشد ؛ رذایل و پستی ها چون دروغ ، ریا ،زهد فروشی ، فساد و... اگر کم نمی شود حداقل بیشتر نشود و تبعیضات مختلف میان اقوام و اقلیت ها بر حسب جنسیت و زبان و مذهب ... برداشته یا حداقل در مسیر تعدیل قرار گیرد.این مجموعه اهداف را می توان با تسامح در ذیل عنوان دمکراتیزاسیون تعریف کرد . بدین معنا که در ایران به دلایل متعددی که موضوع بحث این نوشته نیست ، تحقق این اهداف منوط به پیشرفت دمکراتیزاسیون است. بسط آزادی ها ، حاکمیت قانون ، افزایش مشارکت ، رشد و گسترش نهادهای مدنی و پاسخگو شدن قدرت ، شفافیت سیاسی ، استقلال قضایی ، از میان رفتن استقلال حکومت از مردم و....ابعاد این موضوع و هدف محوری هستند . اما در تحقق این موضوعات چند مساله را باید در نظر داشت.
الف ) دمکراتیزاسیون صرفا یک امر ذهنی و فرهنگی نیست . بلکه شدیدا متاثر و یا حتی وابسته به ساختارهای عینی و مادی جامعه است . در غیاب حداقلی از پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیک ،توسعه شهر نشینی ، سواد و تحصیلات و کیفیت منابع مادی دولت، وجود نهادهای مدنی قدرتمند ، این هدف تحقق یافتنی نیست. در واقع دمکراسی محصول توازن قوا میان نیروهای مختلف است .
ب) گرچه ابعاد عینی این هدف مهم است، اما در عین حال وجود حداقلی از مشخصه فرهنگی آن نیز لازم است؛ بطوری که این هدف نه تنها در ساختار سیاسی و قدرت ، بلکه در نهادهای آموزشی و خانواده و دین .... و نیز رفتار و اندیشه شهروندان باید متجلی شود . البته میان ابعاد ذهنی و فرهنگی با ابعاد عینی تعامل و هماهنگی وجود دارد.
ج ) از جمع دو نکته فوق می توان نتیجه گرفت که دمکراتیزاسیون یک اتفاق نیست بلکه یک روند و فرآیند زمان بر است و بیش از آن که رسیدن به نقطه خاصی مورد نظر باشد حرکت در مسیر و راهی تعیین شده هدف است ، ضمن این که تداوم این راه و تکامل درک ما از دمکراسی صرفا از خلال این رهنوردی مستمر و پیوسته امکانپذیز است و از این طریق خطاهای خود را اصلاح می کنیم و درک بهتری از اهداف ؛ وسایل؛ و نیز از یکدیگر پیدا می کنیم.
اهمیت این هدف و فقدان آن در جامعه فعلی ایران این نتیجه را حاصل می کند که همه ما به واسطه ایرانی بودن و فارغ از تمایزات و گرایش های مختلف برای تحقق این هدف در جبهه واحدی قرار داریم . جبهه ای که هدف عالی آن پر کردن شکاف دولت – ملت است ، شکافی که بیشترین بی ثباتی و خسارت را برای توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران ایجاد کرده است . از این رو عمده کردن سایر تمایزات و حتی اختلافات می تواند شکاف اصلی را به حاشیه براند و نان سیاست را در تنور متولیان این شکاف اصلی قرار دهد.
هدف مذکور (دمکراتیزاسیون)یک هدف تجملی و روشنفکرانه یا از موضع سیری شکم نیست. گرچه مشکلات مردم در بادی امر تورم و اشتغال و اقتصاد و فساد و نابرابری و.... است و این مشکل همه ماست اما به صفت فعال سیاسی و تحلیلگر باید توجه داشته باشیم که راه حل این مشکلات در تحقق اهداف مذکور در فوق است و در غیاب آنها ، اوضاع بدتر از این هم که هست خواهد شد . از این نکته نتیجه می گیریم که اگر دمکراتیزاسیون برای جامعه ما ضروری است پس در غیاب آن حکومت و روند جاری دیر یا زود به بن بست خواهد رسید. اگر به این گزاره ایمان نداشته باشیم بهتر است که سیاست را کنار بگذاریم. تردیدی در این مساله ندارم و این یقین اهمیت تعیین کننده در ادامه راه دارد.
بنابر این هدف اصلی تحقق دموکراسی با تمام پیشزمینه های آن است. هدف میان مدت مشارکت داشتن و پیدا کردن درک بهتر از این هدف اصلی و از یکدیگر است و هدف کوتاه مدت هم کم کردن آلام و خطرات از طریق انتخاب دولتی متعادلتر از دولت موجود است تا جامعه از خطرات بعدی ایمن بماند/
3- درباره وضعیت کلان کشور نکات بسیاری برای گفتن وجود دارد ، سعی می کنم اصلی ترین خطوطی را که برای این تحلیل لازم است ترسیم کنم.
الف ) به نظر من جامعه ایران از منظر شاخصه های جامعه شناختی که مهمترین آن اعتماد اجتماعی است در وضعیت بحرانی و پیشافروپاشی قراردارد. در این زمینه قبلا توضیحات مفصل داده ام .(ر. ک. مقاله فروپاشی)اما ظاهر و صورت این جامعه با چسب قدرت و حکومت حفظ شده است و اگر به هر دلیلی و قبل از بازسازی نهادهای دیگر این نهاد مهم(دولت) نیز به نحو جبران ناپذیری تضعیف جدی شود ، قاعدتا با نوعی فروپاشی مواجه خواهیم شد که آثار خطرناک آن تا چندین دهه بر ایران سایه خواهد افکند.از این رو هرگونه کوششی که صرفا متوجه تضعیف نهاد دولت شود ، اما به موازات آن با بازسازی سایر مولفه ها و نهادهای اجتماعی و ازهمه مهمتر اعتماد اجتماعی همراه نباشد نتیجه ای جز کمک به تسریع این فروپاشی ندارد .این یک وجه قضیه است، وجه دیگر آن نیز افزایش روز افزون قدرت و اقتدار این مهمترین نهاد باقی مانده در صحنه اجتماع به موازات ضعیف شدن سایر نهادهای اجتماعی در چند سال گذشته است .این افزایش قدرت دولت ناشی از بهره مندی از سه رانت متفاوت است . دولت ایران هیچگاه در تاریخ معاصر خود بدین حد مستقلانه در منطقه خود قدرتمند نبوده است . اما مشکل این دولت در این است که قدرت منطقه ای آن با بنیان های داخلی سیاست ، فرهنگ و اقتصاد قوام نیافته است، بنابر این مثل ستونی است که ارتفاع آن زیاد شده ولی پی و پایه آن به تناسب ارتفاع عریض و محکم نشده و یا با سیم های حائل به اطراف بسته نشده است . لذا با اولین طوفان یا لرزش زمین دچار انحراف و تکان شدید و یا حتی سقوط خواهد شد.
ب) اوج گیری این قدرت بدون آنکه قوام کافی پیدا کند به این دلیل است که رشد قدرت آن درونزا نبوده بلکه ناشی از بهرمندی از سه رانت مختلف است ، رانتهایی که دیر یا زود سر رسید آنها سر خواهد آمد و این رانت ها به نوعی با هم ارتباط دارند. اولین رانت آن نفت است . افزایش شدید قیمت نفت چنان درآمد بادآورده ای را نصیب دولت کرد که از یک سو استقلال آن را از مردم و جامعه بیش از پیش نمود و از سوی دیگر منابع مالی لازم را برای اجرای سیاست های داخلی و خارجی آن فراهم کرد. نحوه مصرف این درآمدها هنوز هم از رازهای سر به مهری است که ظاهرا کسی از آن اطلاع دقیقی ندارد . رانت دیگر ناشی از سیاست های بوش در منطقه است . سیاست های دولت بوش ناخواسته از سه جهت برای ایران کمک های بی سابفه ای فراهم کرد. اولین آن براندازی طالبان در شرق ایران و دومی ان براندازی صدام در غرب ایران و روی کار آمدن نیروهای نزدیک به ایران در عراق و بالاخره سومین مورد نیز به جا گذاشتن چهره ای زشت و کریه از ایالت متحده در منطقه و میان مسلمانان و حتی همه جهان بود که به نوعی به تقویت نیروهای طرفدار ایران در منطقه منجر شده است ضمن این که این سیاست ها خواسته و ناخواسته منشاء افزایش قیمت نفت هم بود. و بالاخره رانت سوم بی مسئولیتی و اقدامات غلط اصلاح طلبان در سیاست داخلی کشور است ، که گویی این اشتباهات پایانی ندارد و از سال 81 تا کنون ادامه داشته است و ادامه هم خواهد داشت . در جهت تائید این ادعا کافی است گفته شود که جناح حاکم در فاصله مجلس ششم تا هشتم نه تنها نتوانسته است که آرای خود را افزایش دهد بلکه به معنای دقیق ریزش آرا هم در تهران داشته است اما از یک سو با حذف رقبا و اقدامات فراقانونی واز سوی دیگر با بدبازی کردن رقبا توانسته است سلطه خود را بر مجلس تداوم دهد.
از مجموع این مقدمات می توان نتیجه گرفت که توازن قوای سیاسی لازم برای راه انداختن جریان اصلاح طلبانه به معنای دمکراسی خواهی مستقیم وجود ندارد جریانی که خاست اصلی اش دمکراسی به معنای پیش گفته باشد و قطعا هم نمی توان صرفا با اتکا و پشتوانه رای دمکراسی را برقرار کرد زیرا رای حتی در نظام های دمکراتیک هم متکی به توازن قوای اجتماعی است و رای "نمود" این توازن قوا است و نه "بود" آن.
ج ) نکته دیگر اینکه جریان اصلاح طلب به دلایل متعدد ضعیف تر از آن است که بتواند راهبری این جریان را عهده دار شود. هم به لحاظ تئوری و راهبردی و هم به لحاظ تشکیلاتی و هم از منظر رفتاری. فقدان نیروهای سیاسی داخلی که این مشخصات را در حد مطلوبی دارا و مردم هم اعتماد کافی به آن داشته باشند ، مانع مهم تحقق اصلاحات است .
د) علی رغم نکات پیش گفته درباه قدرت دولت ، به نظر می رسد که سر رسید رانتهای مذکور در حال سرامدن است . چندین ماه است قیمت نفت با سقوط آزاد مواجه شده است و دولتی را که به درآمد سالانه حدود یک صد میلیارد دلار عادت کرده بود با بحران عظیم کسری منابع مالی مواجه کرده است . رانت ایالات متحده نیز در حال پایان است . با آمدن اوباما بازسازی سیاسی آمریکا مشهود است و تغییر وضعیت عراق و تحول در لحن دیپلماتیک کاخ سفید ، مجموعا موقعیت را متفاوت از گذشته کرده است ، تحولات خاورمیانه و جنگ غزه ، علائمی که از تغییر سیاست سوریه دیده می شود ، مجموعا قدرت منطقه ای سه سال اخیر ایران را با وضعیتی مواجه کرده است که برای عذر خواهی از یک اظهار نظر تاریخی ، عادی و معمولی باید وزیر کشور خود را برای استمالت به جزیره بحرین بفرستد و اگر منبع سوم رانت که ضعف و سستی اصلاح طلبان است نیز تمام شود قطعا موازنه قوا به نفع جریان اصلاحات برقرار خواهد شد ، اما روشن است که این اتفاق به انتخابات اخیر وصال نخواهد داد .
4- اکنون باید پاسخ داد که برای اصلاح امور چه باید کرد ؟ و سپس روشن نمود که انتخابات در جریان اجرای این سیاست چه جایگاهی دارد ؟ با توجه به ملاحظات پیش گفته چند نکته را باید مد نظر قرارداد.
الف) افزایش مشارکت اجتماعی و سیاسی کلیه نیروها با استفاده از همه ابزارها و شیوهای موجود ، به نحوی که کمترین هزینه ها را بر فعالان مذکور بار کند محور اصلی است. باید کوشید برای پیشبرد یک راه اصلاحی تاکتیک ها و شیوهایی را پیشنهاد کرد که با کاهش هزینه ها افراد بیشتری را جذب خود کند، این کار دو نتیجه دارد . از یکسو مشارکت اجتماعی عمومیت می یابد . همه آحاد جامعه در فرایند اجتماعی شدن قرار می گیرند . مثل مبارزه مسلحانه نیست که تعداد چند ده نفر در نوک پیکان سیاست بنشینند و توده مردم منفعل و ناظر محض باشند و هنگامی هم که وارد میدان می شوند ، چنان خشمگین و عصبانی وارد می شوند که گویی می خواهند دهها سال عدم مشارکت خود را در مدت کوتای جبران کنند، و البته هزینه آن چریک ها نیز بسیار بالاست ، و عموما همه کشته شدند . از سوی دیگر هزینه های رفتاری که آحاد زیادی از مردم در آن حضور داشته باشند نسبتا کم و قابل تحمل است. و نفس کم هزینه بودن رفتار مهم و قابل دفاع است.
ب ) تاکید بر مشارت همگانی و کم هزینه ، نه تنها موجب اجتماعی شدن و رشد همه می شود ، بلکه به ورزیدگی سیاسی نیز خواهد انجامید . ورزیدگی سیاسی در ایران از اهمیت بالایی برخوردار است . ایران سرزمین اتفاقات و فرصت هاست . و هر لحظه ممکن است اتفاقاتی رخ دهد ، اتفاقاتی که نیروهای سیاسی ورزیده و اصطلاحا روفرم می توانند از آن بهربرداری کنند . بخش مهمی از تحولات مثبت در فرایندهای سیاسی محصول این فرصت طلبی در مقابل فرصت سوزی هاست.
ج ) و بالاخره اینکه فعالیت مستمر و وسیع می تواند موجب افزایش اعتماد به نیروهای اصلاح طلب و بازسازی وحدت میان آنان شود، اعتمادی که عملا در جریان شش سال اخیر مستهلک شده است.
اگر جریان اصلاح طلبی بر اساس این محورها حرکت کند ، اطمینان باید داشت که به زودی فرصت مناسب حتی برای حضور اصلاح طلبانه در قدرت را شاهد خواهند بود . فرصتی که از به بن بست رسیدن ساختار موجود دست خواهد داد.بن بستی که محصول اتکای بی محابای آنان به منابع سه گانه رانتی مذکور است . اما تحقق این بن بست واقعیتی پیچیده دارد . این بن بست از یکسو به وضعیت نیروهای اصلاح طلب و قدرت آنان مربوط می شود . هر چقدر این نیروها قدرتمند تر باشند ساختار قدرت، زودتر به درک از بن بست می رسد . همچنین شکاف درون ساختار قدرت نیز در این میان بسیار مهم و ضروری است . شاید بتوان گفت بدون رخ دادن این شکاف انجام اصلاحات تا حدودی ممتنع است و بروز این شکاف دقیقا بستگی به نحوه عمل نیروهای بیرون از ساختار و اصلاح طلبان دارد. نباید با اقدامات بی موقع خود کاری کرد که شکاف درون ساختار را پر نمود . اهمیت شکاف درون قدرت برای تحقق اصلاحات حتی بیشتر از وحدت نیروهای بیرون از آن است .
در صورت پذیرفتن این مقدمات؛ از موضع اصلاح طلبانه به انتخابات پیشرو چه نگاه و تحلیلی می توان داشت ؟ برخی نکات مهم در این زمینه را تقدیم می کنم .
5- ورود از موضع اصلاح طلبانه و با هدف تحقق مستقیم دمکراسی در این انتخابات امکانپذیر نیست ، چنین ورودی باید معطوف به پر کردن اصلی ترین شکاف موجود در جامعه ، یعنی شکاف دولت-ملت باشد، اما انجام این اقدام نیازمند توازن قوایی است که در حال حاضر وجود ندارد، سهل است که عدم توازن قوا بسیار مشهودتر است . البته به لحاظ ذهنی زمینه های اجتماعی برای پذیرش این شعار وجود دارد و اگر مثلا آقای خاتمی قادر بود که از این منظر وارد شود ، قطعا ظرفیت حمایت از شعار اصلاح طلبانه بسیار بالا بود و در مرحله تبدیل به رای ، حداقل سه به یک به نفع اصلاحات بود(سفرهای استان پیش از عید شمه ای از این ظرفیت بود) ، اما برای تحقق این هدف ظرفیت ذهنی کفایت نمی کند . ورود اصلاح طلبان در شرایط کنونی ساختار قدرت مثل همان ضرب المثلی است که در مصاحبه ای زدم ، "یک کاسه ماست و یک دریا دوغ" اما این را هم می دانم که وضعیت ایران ناپایدارتر از آن است که به سرعت چنین توازنی ایجاد نشود.(قبلا توضیح داده ام)
6- وحدت نامزدها مطلوب است ، هر چند در بند 7 درباره وحدت توضیح بیشتری خواهم داد ،اما در اینجا متذکر شوم که اصلاح طلبان قادر به انتخاب نامزد مشترک بر اساس حداکثر مطلوبیت و عقلانیت نیستند ، زیرا ساز و کار چنین چیزی را ندارند . به عبارت دیگر اگر مجموعه اصلاح طلبان می توانستند از ابتدا بر فرد معینی بجز خاتمی توافق کنند و او را حمایت کرده و به عنوان تنها نامزد خود معرفی کنند بسیار خوب و مفید بود اما آنان به دو دلیل چنین توانایی را فاقد هستند ، یکی به دلیل فقدان تشکیلات لازم و ساز و کار دمکراتیک مناسب برای رسیدن به چنین اجماعی است . دلیل دوم نیز قادر نبودن در جلوگیری از حضور دیگر افراد منتسب به جبهه اصلاحات در انتخابات است. وقتی که در سطح نیرویی منضبط چون موسوی چنین اتفاقی رخ نمی دهد به طریق اولی درباره سایر افراد نیز این کار رخ نخواهد داد. از منظر دیگر شاید بتوان گفت دو دلیل فوق ، دو روی یک سکه هستند و آن نیز شخص محور بودن جبهه اصلاحات است. با این توضیح به نظر می رسد که طیف وسیع اصلاح طلبان با تعابیر گوناگون برای ورود به انتخابات سه چهره اصلی داشته اند . خاتمی ، کروبی و موسوی این سه نفر نیز عملا حاضر نیستند چارچوبهای تشکیلاتی مرسوم اصلاح طلبان را پذیرا باشند و شاید خود را برتر از این چارچوبها می دانند یا این که تشکیلات موجود را ضعیف و ناکارآمد برای تعیین نامزد تلقی می کنند. بنابراین وحدت اصلاح طلبان باید حول و حوش یکی از این سه صورت می گرفت. مقدم بر همه طبعا آقای خاتمی بود، اما چون ایشان حضور خود را به حفظ هویت قبلی(شاخص اصلاح طلبی) منوط کرده بود روشن بود که چنین حضوری با تقابل ساختار سیاسی مواجه می شد؛ در نتیجه نه ایشان و نه هیچ کس دیگر در اطراف ایشان آمادگی پذیرش و راهبری این تقابل را در شرایط نامتوازن قدرت فعلی به نفع جنبش اصلاحی نداشت و کماکان هم ندارد. به همین دلیل هم شخصا مخالف این حضور بودم و گرچه دلایل متعدد آن را عنوان کردم اما دوستان طرفدار این حضور صلاح ندانستند که وارد بحث درباره آن دلائل و سوالات اساسی مرتبط با آن شوند ، لذا به انگیزه خوانی بسنده کردند که فلانی یا دیگر منتقدان مساله شخصی دارند و این انگیزه خوانی ضررش به این صورت درآمد که در ابتدای عید ، هزاران جوان را ناامید تر از همیشه رهسپار خانه هایشان کردند و عجیب تر از همه این که بجای پرداختن به این سوال که چرا تحلیل دیگران در ناصحیح بودن این اقدام درست از آب درآمد ولی این دوستان نتوانستند این نکته و نتیجه روشن و بدیهی را ببینند؛ شروع به توجیه نمودن رفتار خود کردند و کار خود را نتیجه تخلف و خلف وعده دیگران معرفی کردند و مثل گربه مرتضی علی باز هم چهار دست و پا به زمین آمده اند و می خواهند بگویند که در همچنان بر همان پاشنه می چرخد.
در میان موسوی و کروبی ترجیح داشت که آقای موسوی حداقل از تابستان شواهد کافی و لازم را برای حضور فعالانه خود نشان می داد در این صورت نه آقای کروبی و نه آقای خاتمی وارد میدان نمی شدند . البته به لحاظ شخصی حق ایشان است که هر وقت می خواهند ویا بدون مشورت با کسی وارد میدان شوند اما طبعا در این صورت انتظاری هم نباید داشته باشند که دیگران از تصمیمی که مشارکتی در آن نداشته اند تبعیت کنند چرا که این کار شایسته یک عنصر سیاسی اصلاح طلب نیست . بنابراین آقای موسوی و کروبی به هر دلیلی که خود درست می دانند وارد این صحنه شده اند و دلیلی هم ندارد که در شرایط فعلی (حداقل تا نیمه خرداد)خواهان کنار گیری یکی به نفع دیگری باشیم . این وحدت مفید نیست که دلیل آن را در بند بعدی توضیح میدهم .
7- وحدت نامزد برای یک جبهه سیاسی دارای دو وجه روانی و عینی است . وحدت نامزدها به لحاظ روانی مطلوبیت دارد و چه بسا مانع پراکندگی رفتاری شود و حس اعتماد به نفس نیز ایجاد کند اما معلوم نیست که به لحاظ سیاسی هم مفید باشد . من هنوز بر این اعتقادم که در انتخابات دور قبل که با تعدد نامزدها مواجه شدیم و این تعدد ناشی از زمینه سیاسی و اجتماعی و انعکاسی از این زمینه ها بود ؛ اصلاح طلبان هیچگاه نمی توانسنتد پشت میز مذاکره به وحدت برسند . بلکه وحدت نامزد باید محصول یک جریان اجتماعی بوده و در بطن جامعه مشاهده شود . مثلا در انتخابات سال 76 چنین جریانی شکل گرفت در انتخابات حاضر هم اگر شرایط عینی فراهم بود به نحوی که آقای خاتمی یا فرد دیگری هم که از جمیع جهات توانایی آن را داشت که از موضع اصلاح طلبانه و بر اساس یک موج اجتماعی وارد میدان شود؛ قطعا وحدت نامزد محقق می شد و افرادی که می ماندند یا خود بخود کنار می کشیدند یا چنان در حاشیه می رفتند که حتی اعضای ستادهای خودشان هم به آنان رای نمی دادند. بنابراین وحدت دو نامزد باید انعکاسی از غلبه یک جریان اجتماعی باشد . جریانی که چون رود خروشان حرکت وجهت رای هر فرد را تعیین می کند . اما در غیاب چنین جریانی وحدت نامزد ممکن است از منظر سیاسی ضرر هم داشته باشد. چرا؟
مرحله دوم انتخابات سال 84 را به یاد بیاورید . فرض کنید که از ابتدا و در مرحله اول هم فقط دو نامزد دور دوم حضور داشتند و هیچ کس دیگری هم نبود و همه اصلاح طلبان هم بر نامزدی آقای هاشمی اتفاق می کردند و جناح حاکم هم بر رئیس دولت فعلی اتفاق می کرد ؟ نتیجه چه می شد؟ علی القاعده همین اتفاقی که در دور دوم رخ داد، در دور اول هم رخ می داد و حتی ممکن بود تفاوت رای شدیدتر هم باشد زیرا در دور دوم جناح حاکم حدود 5 روز فرصت جریان سازی علیه آقای هاشمی را داشت اما در دور اول می توانست حداقل طی چند هفته این کار را انجام دهد و با فاصله رای بیشتری او را شکست می داد . اما تعدد نامزدها در دور اول حداقل موجب جلوگیری از غلبه و شکل گیری یک جریان حاشیه ای و خلاف مصالح اجتماعی شد. شاید گفته شود که اگر آقای کروبی و معین یکی می شدند حتما یکی از آنان به مرحله دوم می رفت و این وضع بوجود نمی آمد . این استدلال هم کاملا غلط است زیرا اگر آقای معین به نفع آقای کروبی وارد می شد آقای کروبی با جمع طرفداران معین هماهنگ می شد و دیگر شعار 50 هزار تومان را نمی داد و آرای این طیف را تقدیم رئیس دولت فعلی می کرد ضمن این که آرای طرفداران شعارهای معین در غیاب وی هم عملا و تا حدی متوجه آقای هاشمی می شد، بنابر این احتمالا کنار رفتن آقای معین به نفع آقای کروبی موجب کاهش رای کروبی هم می شد . عکس قضیه هم صادق است اگر آقای کروبی هم به نفع آقای معین کنار می رفت آقای معین دیگر قادر به دادن آن شعارها نبود و آرای وی به نفع هاشمی ریزش می کرد ضمن اینکه آرای شعارهای کروبی را هم به دست نمی آورد و رای معین از آرای به دست آمده اش هم کمتر می شد. از این گذشته احزاب و گروهها و افراد سیاسی اختیار آرای ریخته شده به نفع خود را ندارند . اگر چنین بود چرا آرای آقای معین کروبی مهرعلیزاده در دور دوم به نفع آقای هاشمی واریز نشد؟جالب است که بدانید که حتی حدود 20 درصد آرای داده شده به آقای معین در دور اول (در تهران) در دور دوم به نفع رئیس دولت فعلی داده شد!! این امر نشان از آن دارد که موضوع ائتلاف و وحدت و... به آن مفهومی که در جوامع دموکراتیک و حزبی غربی وجود دارد در ایران معنا و مفهوم و حتی کارکرد ندارد. برای رسیدن به وحدت موثر و مفید فقط و فقط شکل دادن یک جریان اجتماعی غالب و وحدت بخش لازم است و نه مذاکره دو نامزد پشت درهای بسته.
با این توضیح معتقدم که تاکید کردن بر وحدت این دو نامزد (کروبی و موسوی) به لحاظ روانی خوب است اما نتیجه عملی در حال حاضر نخواهد داشت و مفید هم نیست و باید رسیدگی به آن را به روزهای بعد و نزدیک به انتخابات محول کرد .
8- با توجه به این نکات که بعضا مختصر هم شده است سیاست و رفتار مطلوب را در انتخابات چگونه می بینم ؟
الف) آقای خاتمی و طیف نزدیک به ایشان بر اساس بیانیه انصراف عمل کنند. شخص آقای خاتمی فعالیت و سخنرانی های گذشته را کم نکند و نشان دهد که برای تغییر دولت بیش از هز منفعت شخصی دیگر؛ اهمیت قائل است . وی می تواند با بیان اعتقادات و تحلیل های خود نقش معیار و راهنما را در طول دو ماه آینده برای مبارزات انتخاباتی دو نفر موجود بازی کند و مردم نیز با ارجاع به این معیارها به سنجش دو فرد حاضر بپردازند. وی حمایت از هر دو نامزد را در دستور کار قرار داده و حمایت نهایی و مشخص خود را به روزهای قبل از انتخابات احاله دهد. با این کار زمینه رقابت را میان دو نامزد موجود برای ارائه برنامه ها و شعارهای بهتر فراهم کند.
ب ) دو نامزد موجود و طرفداران آنان بدون قیدو شرط، از هر گونه مجادله و چالش پرهیز کنند و هرفرد یا گروهی که از ستادهای این دو نفر در این راه گام گذاشت به سرعت محکوم شود و عمل او جبران گردد.
ج ) هر دو نفر با تمام توان به رقابتی سالم و سازنده برای بیان مطالبات عمومی به یارگیری انتخاباتی بپردازند و به نقد کارنامه دولت فعلی و ارایه تصویری دقیق تر از برنامه و شعارهای خود بپردازند و عرصه عمومی را برای فعالیت سیاسی باز کنند . این دو باید درباره سلامت انتخابات تضمین های لازم را از حیث رفتار و موضعگیری خود بدهند و می توانند کمیته ای مشترک برای صیانت از آرا تشکیل دهند..
د) افراد طرفدار اصلاحات و تغییر و حتی وابستگان به احزاب و گروههای سیاسی بر حسب اولویت ها و سلایق و امکان حضور خود در ستادهای انتخاباتی و تبلیغاتی یکی از این دو نفر، فعال شوند و عملکرد آنان مکمل یکدیگر در نشاط سیاسی و تعمیق و تثبیت نهاد انتخابات عمل کند. به نظر من حمایت رسمی گروهها از هر کدام از این دو نفر، خطای دیگری است که فقط کلکسیون خطاهای قبلی را تکمیل می کند. گروههای اصلاح طلب در این مرحله از هر دو نفر حمایت کنند و آنان را نامزدهای درون جناحی تلقی کرده و اعضای خود را به حمایت از هر دو نامزد فرا خوانی کنند و حمایت نهایی و رسمی خود را در روزهای نزدیک به انتخابات به اقدامات این دو نامزد در جلب آرا و ارائه برنامه های مطلوب مشروط کنند.
ه ) مساله اصلی در دو ماه آینده رای آوری نیست ( گرچه این نکته بسیار مهم است ) مساله اصلی حضور انتخاباتی و بیان مطالبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بالابردن سطح آگاهی ها و مشارکت عمومی است .این هدف گذاری برای تثبیت نهاد انتخابات است به نحوی که راه مسالمت آمیز انتخابات برای ایجاد تحولات اصلاح طلبانه و عاری از خشونت همیشه باز باشد.
و ) مساله وحدت با هدف رای آوری فقط در 10 روز آخر مورد نظر قرار گیرد . بدین معنا که آیا وحدت دو نامزد در آن شرایط مفید به رای یکی از آنان هست یا خیر ؟
بدین منظور گروهی مورد توافق دو طرف تعیین شوند و بابررسی وضع جامعه به دو سوال پاسخ دهند . اول اینکه رای هر دو نامزد چقدر است؟ دوم این که کناره گیری فرد دارای رای کمتر چه نتیجه ای دارد؟ آیا آرای او به سبد نفر اول سرریز می شود؟ یا نه؛ ممکن است آرای او به نفع طرف مقابل واریز گردد؟ اگر حالت اول باشد باید به نفع دیگری کنار رفت اما در حالت دوم کناره گیری نه تنها مفید نیست که مضر هم هست .
شخصا بر اساس اطلاعاتی که از ستادهای این دو نامزد دارم فکر می کنم که آنان با رغبت و تحلیل معتقدند که باید به این رفتار، به دور از تنش در هر شرایطی ملتزم باشند، نه تنها دور از تنش بلکه رفتار دوستانه و هماهنگ را باید پیشه کنند. به نظر می رسد که پرونده هر سه نفر آقایان خاتمی کروبی و موسوی در این انتخابات به نحوی به یکدیگر گره خورده است .در پایان خرداد ماه امسال یا هر سه نفر پرونده شان بسته خواهد شد یا اینکه نه ؛ با قدرت و اعتبار بیشتری برای تغییر موازنه قوا به نفع بهبود و تغییر جامعه پا به عرصه دولت خواهند گذاشت .
به نظر من کسانی که سعی می کنند توپ را در زمین یکی از این سه تن بیندازند اشتباه می کنند . توپ به طور مساوی در وسط زمین هر سه نفر است . آنان نباید اجازه دهند که رفتارهای احساسی و کودکانه و نیز خوش خیالانه برخی طرفداران و اطرافیانشان در این روند تاثیر منفی بگذارند. دو ماه آینده را باید با متانت و درایت بیشتری راهبری کرد.
9- بر اساس این تحلیل شخصا می کوشم که در دو ماه آینده با کمک به آقای کروبی برای تحقق سه شعار محوری اش در بسط گفتمان و رفتار سیاسی توسعه گرایانه در جامعه مشارکت داشته باشیم . شعارهای "احیای برنامه ریزی" و "مردمی کردن درآمد نفتی" و "احیا و بسط حقوق عامه" در مقطع فعلی اهمیت محوری دارند و در کنار این شعارها بازسازی اعتماد مردم به مجموعه اصلاح طلبان افزایش مشارکت و حضور سیاسی مردم و تثبیت انتخابات به عنوان شیوه حل اختلافات هدفم از این مشارکت سیاسی است .
این کوششی است که تا ده روز یا یک هفته مانده به انتخابات از آن دفاع می کنم. اما از آن پس مساله رای آوری برای همه از جمله من نیز مهم خواهد بود . در نتیجه می کوشم که به دو سوال مندرج در بند " واو" پاسخ دهم و بر اساس این دو پاسخ اگر به این نتیجه رسیدم که انصراف یکی از دو نامزد (هرکدام) به نفع دیگری، در رای آوری نفر دیگر مثبت و مفید است بدون ذره ای تردید از این نتیجه تبعیت خواهم کرد در غیر این صورت ادامه حضور هر دو نفر تا پایان دور اول نه تنها ضرر ندارد که مفید هم هست و هر کدام که به دور دوم رفتند دیگری با تمام توان و کلیه امکانات و ستاد خود از او حمایت خواهد کرد.
10- به عنوان آخرین نکته نیز خطاب خود را به همه جوانان و فعالان سیاسی معطوف می کنم . پیش از هر فعالیت سیاسی باید به یافته های خود تعهدات لازم را داشته باشیم . از نظر من راه درست این است که گفتم زیرا معتقدم که بر اساس عقیده ام فارغ از عوامل حاشیه ای به آن رسیده ام و از وجدان خود بهتر از دیگران آگاهم اما در عین حال معتقدم که هر یک از افراد دیگر هم باید به آنچه که بر اساس وجدان و دانش خود می رسند عمل کنند و از این حیث هیچ کس حق ندارد دیگران را در تبعیت از راه و روشی که به آن رسیده است خطئه کند. اگر کسی بر اساس خلوص و وجدانی پاک و بررسی همه دیدگاهها به این نتیجه رسید که بهتر است در انتخابات شرکت نکند حق دارد و کسی را به واسطه رسیدن به این نتیجه نمی توان محکوم کرد همچنان که مشارکت کنندگان را نمی توان محکوم کرد. شاید راه انتخاباتی من غلط باشد اما من بر اساس فهم و دانش خود به این نتیجه رسیده ام و این فهم و برداشت را در معرض قضاوت و نقد دیگران هم قرار می دهم و آماده پاسخگویی به تمام جوانب آن نیز هستم گرچه ممکن است در عمل قادر به دفاع از بخشهایی از آن هم نشوم اما شما به عنوان یک خواننده این متن و پس از دیدن انتقادات و پاسخها بهتر می توانید قضاوت کنید که آیا من به عنوان یک فرد کوشش لازم را برای رسیدن به راهی صحیح کرده ام یا خیر؟
سیاست به میدان بحث درباره آرزوهای دور و دراز خلاصه نمی شود . یک انسان مدرن و عقلگرا باید میان مطلوب ها و ممکنات خود نقطه بهینه و اپتیممی را برگزیند. برای تحقق این وظیفه باید از پوسته برخی پیش فرضها خارج شویم .(اگر چه سخت است ) تردیدی ندارم که به دلایل مختلف این تحلیل دارای ضعفها و کاستی ها و حتی ابهاماتی است . بخشی از آن به دلیل فرصت کمی است که برای تدوین منظم آن گذاشته ام . بخشی نیز به دلیل اصرارم بر طولانی نشدن متن . بخش بعدی نیز به دلیل ضعف ذهنیت ماست که از اطلاعات ناقص و غلط و نیز حب و بغضهای گریز ناپذیرمان تاثیر می پذیرد اما کدام تحلیل است که از این خطاها مبرا نباشد؟ ولی یک راه برای کاستن از این خطاها وجود دارد . نقد نقد نقد. آن هم از نوع بی رحمانه اش . تنها جایی که باید با رحم و شفقت خداحافظی کرد هنگامی است که سلاح نقد را بر می کشیم.

رحیم. :
سلام،
درباره "مردمی کردن نفت" ایده و مطالب شما و طرح آقای نیلی را خوانده ام . بنظر شما آقای کروبی توان اجرایی کردن آن را دارد؟ از آنجا که من پیامدهای این طرح را در مطالب شما خوانده ام که بنظرمن بسیارعالی است و از زمان طرح آن توسط آقای کروبی نیز برای این ایده با دوستان بحث می کنم. ولی اونها همیشه می گویند مگر فراموش کرده ای جمله معروف کروبی را که " مجلس اهل اطاعت است" آنهم در لایحه کوچکی چه رسد به این موضوع که قدرت به مردم منتقل میشود. چه جوابی باید به اینان داد؟
یک نکته در مورد آن 20 درصد که دور دوم به احمدی نژاد رای دادند این است که اینان فکر می کردند با آمدن احمدی نژاد کار رژیم تمام است و جالب است بدانید بعضی از دوستان که دفعه قبل به دیگری رای دادند اکنون طرفدار این ایده شده اند.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۲۸ بֽظֽ | Reply
احمد :
خوب، از اینکه صراحتا نظرتان را بیان کردید متشکرم. نکات بسیار آموزنده ای در حرفهایتان بود.
اما نقد ها:
اولا: گفتید تا ده روز مانده به انتخابات به اهداف کلان تر از رای می پردازید. گمان کنم جناح حاکم از سالها پیش تکلیفش را با این حرکت ها و در بعد کلان تر دموکراتیزاسیون روشن کرده و با عناوینی مثل تلاش برای انقلاب مخملین و براندازی نرم هزینه را برای این فعالیت ها بسیار بالا برده است. چطور می گویید این روش کم هزینه است در حالی که وقتی من این متن را خواندم واقعا برای شما نگران شدم.
دوم:
از سه رانت نام بردید، اما رانت اصلی را عمدا یا سهوا جا انداختید. جناح حاکم از رانت دین استفاده می کند. آن را چه می کنید؟ آن روزی که این حضرات به قدرت رسیدند جز این رانت چه داشتند؟ لابد می گویید رانت شاه و جنبش های کمونیستی و ... ولی آن رانتها را دیگران هم داشتند و به قدرت نرسیدند.
سوم:
گفتید باید جریانی اجتماعی شکل بگیرد، اگرنه اتحاد احزاب کم اهمیت است. با این ادعا، دوم خرداد را چگونه تحلیل می کنید؟ هیچ کس خاتمی را نمی شناخت و اگر احزاب روی او به توافق نمی رسیدند و مثلا در آن زمان کروبی و موسوی و عمرو و زید همزمان کاندیدا می شدند چه رخ می داد؟
چهارم:
آقای کروبی کارنامه روشنی ندارد. بسیاری از افراد عبارت حکم حکومتی را از ابداعات ایشان می دانند و فنا شدن مجلس ششم را حاصل خدماتشان. چگونه می توان در چنین شوره زاری، بذر پاشید و امید جنگلی خرم داشت؟ شما که اهل منطق هستید بفرمایید چرا آزموده را باز می خواهید بیازمایید؟
می ترسم طولانی شود، اگر همین ها را جواب دادید باقی نقد ها را بیان می کنم.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این که جریان حاکم در پی چیست و اجازه می دهد یا نه موضوع مهمی است اما بر می گردد به این که طرف مقابل چگونه رفتار کند به نظر می رسد برای جلوگیری از یک فعالیت سیاسی و افزایش سطح کنش سیاسی دست آنان باز نیست البته می توانند جلوگیری کنند اما هزینه ای را متحمل می شوند که قابل توجیه نیست.
رانت مذهب هم درست است اما چون مستمر بوده به رانتی دائمی تبدیل شده است و از این رو در این تحلیل مغفول ملنده است اما سر رسید آن نیز چندان دیر نیست حتی اگر به کارایی سه مورد دیگر نباشد.
در خصوص دوم خرداد حمایت احزاب و گروهها در جهت همین جریان اجتماعی ساختن بود به همین دلیل است که در انتخابات قبلی چنین تاثیری را نمی بینیم بویژه در دور دوم. تاثیر احزاب وقتی جدی است که یا خودشان جریان ساز باشند یا از جریان غالب حمایت کنند.
در مورد شخص هم توضیح یادداشت را باید ملاحظه کرد. اول این که هر فردی دارای نقاط ضعف و قوتی است. دوم این که در یادداشت شرح داده ام که دست شما برای انتخاب باز نیست و یکی ازاین سه نفر را باید برگزید و در حال حاضر هم هر کس می تواند در کنار هر یک از این دو به ارتقای کنش سیاسی کمک کند درنگ ننماید برای رای هم در یکی دو هفته مانده به انتخابات بررسی می کنیم که کدام یک موثر تر عمل کرده اند. بنابر این شما از منظر فرد وارد شده اید اما من از منظر انتخابات .
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۳۱ بֽظֽ | Reply
شهرام :
باسلام جناب عبدی
نمی دانم نظرمن باوجود بسته بودن ارسال نظرات رامطالعه میکنید یانه ولی باامید مطالعه نظرم نکات زیر را عرض می کنم:
1-ابتدا بایدفرهنگ لغاتی که استفاده مینمائید برای عموم بیان کنید. میدانم بدلیل محدودیتهاو معذوراتی قادر به بیان صریح منظورخود نیستید واین موضوع آفتی است که سالهادر تحلیلها و ادبیات اصلاح طلبان ورساندن منظورواقعی آنهابه مردم اخلال میکند.کلماتی مانند دولت- حاکمیت - حکومت -ساختار قدرت که شخصا فکرمیکنم برای احتراز از بکاربردن کلمه رهبری و ولایت فقیه است.
مثلا شکاف دولت و ملت منظور شکاف بین قوه مجریه با ملت است یا شکاف مجموع حاکمیت یعنی قوای سه گانه ودیگرنهادهای حکومتی بامردم؟
2-اگربه عنوان فعال انتخاباتی میخواهید درستاد آقای کروبی فعالیت کنید به ایشان وسایر نامزدهای اصلاح طلب توصیه بفرمائید ابتدا حدود اختیارات خودرابطورشفاف به مردم بگویند سپس برنامه های خودرادرچارچوب آن اختیارات بیان کنند زیرا باتجربه ای که در هشت سال دوره آقای خاتمی داشت کمترکسی است که گول شعارهای غیرممکن که درتقابل با نظرات رهبری و ومجلس و شورای نگهبان و ..... که غیرقابل اجراست رابخورد. به عبارت دیگر هرنامزدی ابتدا باید در دوراهی خواست مردم و خواست رهبری در وجدان خود به یک انتخاب برسد بعد در انتخابات شرکت کند. شاید بقول شما حضوردرانتخابات ممکن است مطلوب حداکثری نباشد اما ممکن است حال سوال این است آیا هر ممکنی ارزش تجربه کردن را دارد؟ولو اینکه کم هزینه باشد؟
آیا هزینه ای بالاتر از بی اعتماد کردن بیشترمردم به نامزدها در چهارسال بعد وجود دارد؟بنابراین هدف انداختن دولت فعلی به هرقیمت گرچه قابل درک است اما ممکن است دربلندمدت هزینه های سنگینی بیش از دولت فعلی برمردم تحمیل کند.
امیدوارم ابهامات فوق را دریک تاپیک مستقل یا بطور خصوصی پاسخگو باشید.
ارادتمند
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
درباره مفاهیم با شما تا حدی موافقم. زیرا مفاهیم اجتماعی به نوعی اعتباری هستند و درک مشترک از آنها از خلال عمل جمعی شکل می گیرد. مثلا آزادی در غرب دارای معنای ثابتی نبوده است بلکه در طول زمان و بر حسب نیازها و ضرورتهای اجتماعی معنای مورد قبول آن متحول شده است ولی در هر حال باید پایه مشترکی داشته باشیم که فکر می کنم چنین است اگر جایی ایراد دارد با ابهام زدایی از آن مفهوم را روشن کنید.
با نکته درست شما که هر ممکنی ارزش تجربه کردن ندارد موافقم. خوب به همین دلیل هم من سعی کردم این ارزش را توضیح دهم و اگر کسی مخالف است می تواند از این فضا یا فضای دیگر این مخالفت خود را بیان کند شلید کم کم به هم نزدیک شدیم.
شما هزینه بی اعتمادتر شده مردم را فرموده اید که هزینه بسیار مهمی است. اما قرار نیست که کسی شعار غیر قابل اجرایی دهد که موجب بی اعتمادی گردد.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۳۶ بֽظֽ | Reply
شاگرد سعيد :
سلام آقاي عبدي
يك بار ديگه يه توك پا به ديدن آقا ....
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به ایمیل شما پاسخ دادم اما ظاهرا آدرس درست نبود.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۲۹ بֽظֽ | Reply
حنیف :
با سلام
بنظرم شما مساله رای آوری ونتیجه انتخابات را کمرنگ وکم اهمیت نموده اید.درکنار استفاده ازفضای انتخابات برای مشارکت سازی مردم و نقد وضع موجود و... اما به هر حال نتیجه مهم است.با توجه به اینکه جاذبه ها وعومل رای آوری آقای موسوی وآقای کروبی کمترازآقای خاتمی است وبا توجه به حضور افرادی مقبول ترازجناح مقابل که اتفاقا" دارای رای آوری قابل توجه دربخش متوسط ومدرن شهری هستند (مثل آقای قالیباف)موضوع رای آوری کاندید اصلاح طلبان برای کسب نتیجه موضوعی است مهم واساسی که باید ازالان بفکر ان بود اگرچه بقول شما در خرداد ماه میتوان آنرا عملی نمود.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
رای آوری خیلی هم مهم است اما ورود به انتخابات از منظر رای آوری منجر به نتیجه مخالف خواهد شد اما اگر از منظر مذکور در این متن وارد شویم رای هم به دست خواهد آمد.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۳۰ بֽظֽ | Reply
متین . :
متین .
جناب عبدی
به نظر من یکی از مشکلات اصلاح طلبان تاکید بر راهی است که اکثر مردم وضع موجود را ، درست یا غلط نتیجه پیمودن آن میدانند ، چون هر دو جناح مطرح در صحنه سیاسی ایران ، حداقل در شعار مدعی ، راه فلان ، هستند . باز یافتن اعتماد مردم مستلزم این است که اصلاح طلبان بند ناف خود را از این شعار که تابلو جریان غالب قشر خاصی بر سرنوشت مملکت است ببرند ، موفق باشید .
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۵۲ بֽظֽ | Reply
جاويد :
با سلام و عرض تبريك سال نو و اميد به اينكه سال جديد سالي سرشار از موفقيت و كاميابي براي شما و خوانندگان فهيم آينده و نيز همه ملت ايران باشد.
-----------
براي اجرا و انجام هر پروژه معمولا سه فاز 1- تحليل 2- طراحي و 3-پياده سازي را در نظر مي گيرند.
اگر هر كدام از اين فازها به خوبي انجام نشوند ، كل پروژه را تحت تاثير قرار خواهند داد.با توجه به شناختي كه بنده در طول دوران كاري خود دارم (لااقل در حد شناخت خودم) معمولا در ايران پروژه ها ، فازهاي يك و دو (تحليل و طراحي) را طي نمي كنند و معمولا يك دفعه به مرحله پياده سازي مي رسند.و معمولا علت اصلي به سرانجام نرسيدن اكثر پروژه ها اين است كه در فاز تحليل بدرستي آناليز و امكانسنجي نشده اندو در فاز طراحي نيز طراحي درستي براي آنها طرح ريزي نشده است.در حاليكه وزن هر كدام از اين فازها چيزي در حدود 40-40-20 است.
ولي چون پياده سازي فيزيكال تر و اصطلاحا سخت افزاري تر است ، بيشتر به چشم مي آيد و بيشتر مورد توجه است.به عنوان مثال اگر شما تصميم به ساختن ساختماني بگيريد تا زماني كه در محل مورد نظر آجر و سيمان نياوريد ، كسي نمي داند كه قصد ساختن ساختماني است.و به اصطلاح كار زخمي نشده است.
------------
در يك مرحله از پياده سازي بحث (product mapping) مطرح است ، و آن اين است كه شما بر اساس تحليل و طراحي اي كه انجام داده ايد ، چه محصولي براي پياده سازي مي خواهيد بكار ببريد.به عنوان مثال اگر شما قرار است ساختماني بسازيد ، از چه آجري استفاده كنيد و يا اگر قرار است سخت افزاري تهيه شود ، چه برندي را بكار بگيريد و يا ....
در نوشتار اخير شما به نظر من شايد فازهاي تحليل و طراحي به خوبي طي شده اند ، ولي در بحث پياده سازي و به طور مشخص product mapping مي لنگد.
به نظر من موسوي و كروبي نگاشتهاي مناسبي براي اجراي اين پروژه نيستند و قابليت به تحقق رساندن اين تحليل و طراحي را ندارند.
يك گمان بد در ذهن من است كه اميدوارم با توضيحات شما مرتفع شود كه علت اين دو پارگي در تحليل و طراحي و فاز پياده سازي ، ثابت فرض كردن نگاشت از ابتدا و تحليل و طراحي اي براي رسيدن به اين نگاشت باشد.
آن مثال رود خروشان مورد اشاره شما در متن ( كه به باور بنده نيز بايد وجود داشته باشد) بعيد مي دانم كه حضور كروبي و يا موسوي بتواند زمان و مكان را آبستن وجود همچون رود خروشاني كند.
در طرف مقابل و گروه مقابل به نظر مي رسد كه بر اساس تحليل و طراحي خودشان ، اين فاز از پروژه و به طور مشخص product mapping را به درستي انجام مي دهند.
--------------
از نظر بنده و به عنوان شخصي كه دوستدار خاتمي بوده و علي رغم تمام انتقاداتي كه به ايشان داشتم ،معتقد هستم كه ايشان لااقل مي توانست يك product mapping قوي باشد.گو اينكه ممكن بود در فازهاي ديگر نتوان پاي ثابت دفاع كردن از آن بود.
متاسفانه به آينده اين انتخابات خيلي خوشبين نيستم و معتقدم علي رغم تحليل و طراحي نسبتا قابل قبولي كه در اين نوشتار داشته ايد ، بحث پياده سازي شما به قوت دو بخش ديگر نيست و پاي لنگ اين پروژه است.
---------------
ضمن اينكه انتقادي كه از طرفداران خاتمي مي كنيد كه چون خاتمي گفته كه از موسوي حمايت كنيد بايد از موسوي حمايت كنيد و الا طرفدار واقعي خاتمي نيستيد نيز خالي از اشكال نيست.
شما در هر مناقصه اي كه برنده مي شويد و قرارداد اجرا مي بنديد ، يكي از بندهاي قرارداد اين است كه شما حق واگذاري تمام يا بخشي از پروژه را به شركتي ديگر نداريد.حال طرف بگويد كه من برنده شده ام و حتي با قول انجام بهينه كار نيز اين حق به او داده نمي شود كه بخواهد اين حق را واگذار كند.و خاتمي هم حق واگذاري اين راي ها را از طرف طرفدارانش ندارد.چون طرفداران شايد فقط حاضر باشند كه با خود خاتمي (علي رغم تمام كاستيها و فراز و فرودهايش) قرارداد ببندند و نه حتي كسي كه او معرفي مي كند.آنهم در زمانيكه حضور موسوي باعث شد كه ايشان كنار بكشند.
البته تمام اين مباحث بنده در حالي مطرح مي شود كه از پشت پرده خبري ندارم.بديهي است ممكن است اطلاع از پشت پرده در نظرات بنده نيز تاثيرگذار باشد.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اولین نکته شما بسیار مهم است. من هم مرحله اجرایی کار را ساده نمی دانم اما محدودیت در انتخاب موضوع مهمی است. شما در میان دو گزینه خوب و بد قرار ندارید که خوب را بر بد ترجیح دهید. اما معتقدم که این راه عملی ترین گزینه برای رسیدن به هر سه هدف در انتخابات است. به نظر من هدف اول ارتقای سطح کنش سیاسی و تثبیت نهاد انتخاباتی است. هدف دوم هم اتحاد اصلاح طلبان و رسیدن به اجماعی نسبی میان آنان است. هدف سوم هم پیوزی در انتخابات و تغییر رئیس دولت. بعلاوه من هم معتقد نیستم که این دو نفر چنین جریان شبیه رودخانه را لزوما ایجاد می کنند اما سطح محدودی از جریان را می توان راه انداخت. ضمنا انتقاد مذکور به افرادی که مدعی طرفداری از آقای خاتمی هستند با تمثیل شما پاسخ داده نمی شود زیرا این تصمیم موضوعی جزیی نیست . بله من هم عقیده دارم که این طرفداری مشروط است و لزوما همه آن ذاتی آقای خاتمی نیست بلکه چیز دیگری است که افراد را چنین در اطراف ایشان بسیج می کند.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۵۴ بֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
در1-فرموده اید بسیاری از تحلیل گران به مشخصه امکان پذیر بودن اقدامات خود توجهی ...که منظورتان اینست تغییر ساختار جقوقی قدرت امکان پدیر نمی باشد ...و در2-هدف های خود رآن چنان تعیین کرده اید که لازم نیست شخصی خیلی با هوش باشد تا بداند در ساختار حقوقی این نطام حتی به هدف های مورد اشاره شما نردیک هم نمی توان شد..
ما همه می دانیم که در هیچ زمینه سیاسی ,اقتصادی ,فرهنگی وحتی هنری بدون توسعه سیاسی و دموکراسی خالص پیشرفتی حاصل نخواهد شد و این به سر انجام نحواهد رسید مگر اینکه زمینه های فرهنگی دمکراسی در جامعه تقویت شود ,در حالی که می بینیم تمام بلند گوها وامکانات تبلیغاتی حکومت در جهت خلاف ایجاد این زمینه ها به کار گرفته شده تا بینش مردمان را به قرن ها قبل بر گرداند که امکان حکو مت به سبک قرون ماضی مقدور باشد..شما تصور می کنید که این انبوه گدایان ودعا نویسان و جن گیران و مداحان غالی و...چاه های مورد توسل وتمسک و..خود به خود پدیدار گشته اند؟ وبرای حرکت به سوی دموکراسی است؟
در بخش 3-الف مسئله فروپاشی را مطرح کرده ایدو فرموده اید تضعبف نهاد دولت(بخوان حکومت) موجب تسریع فروپاشی می شود که آثار خطرناک آن ...آقای عبدی این همان دنباله داستان برهه حساس انقلاب و جنگ و تازه پایان جنگ و رحلت امام و ... است که 30 سال است ادامه دارد و لو لوئی است که که مردم را بترسانند و یا احساسات وطن دوستی انها را بیدار کندو ضعف مدیریتی خود و عقب ماندگی کشور را توجیه کنند تا در فرصتی نمایشی دیگر بر پا شود و آب ها بهمان اسیاب ها بریزد و به انبوه بی کاران و گرسنگان و غیر خودی ها اضافه , و خودی های صاحب زر و زور فربه تر شوند .
آقای عبدی به نظر شما انها که حکومت می کنند حافظ منافع مردم ند؟آیا شما می توانید یک موضع گیری اصلاح طلبانه از آقای موسوی و یا عملی از ایشان در دوران نخست وزیری که نشان دهد به دموکراسی علاقه ای دارند به بنده نشان دهید..اقای کروبی چه کرده اند که اصلاخ طلبی تلقی شود ..شفاعت ویا ریش شفیدی و یا التماس برای ازادی فلان زندانی کار خیر است اما اصلاح طلبی نیست..من ندیدم که آقای منتظری وقتی می خواست اقدامی کند از او حمایتی کرده باشند ؟بگذاریذ وارد معقولات نشوم و همکی را به موضع گیریهای این دو کاندید درروزنامه های دهه 60 حوالت می دهم که مجموعه روزنامه اطلاعات آن زمان را ساعتی قبل ورق زدم واثری از دموکراسی خواهی مورد نظر آقای عبدی در آن ندیدم...راه حل دراجبار حکومت به تغییر روش اشت واین حکومت نشان داده است که انتخابات و اراءمردم براوبی اثر است.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من یک بار در سلام یادداشتی نوشتم ولی آقای خویینی گفت فعلا چاپ نشود. در آن یادداشت سابقه هر گروهی را کمابیش رو کرده بودم از خودی ها بگیر برو تا غیر آنان. دوست عزیز این انتقادات شما پاسخ این یادداشت نیست شما می توانید اصل مشارکت را یا رد کنید یا مشروط اگر از این نقطه وارد شدید و رد کردید دیگر چه جایی برای بحث درباره زید و عمر می ماند و اگر تائید کردید آنگاه در باره افراد حرف بزنید که آیا خوب هستند یا نه(آن هم بطور نسبی)
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۵۷ بֽظֽ | Reply
ايراني :
با سلام
به نظرم تحليل و تدبير درستي كرده ايد. يك نكته اي در مورد رانتها از قلم افتاده است. رانت سوء استفاده از اعتقادات كه سرنوشت و ديناميك تغيير آن با رانتهاي ديگر متفاوت است و البته سهم آن نيز. نكته ديگر در مورد شعارهاي انتخابي مورد نظر شماست. از 3 شعار احياي برنامه ريزي، مردمي كردن درآمد نفتي و احيا و بسط حقوق عامه موارد اول وسوم بيشتر مورد توجه تحصيل كردگان و نخبه گان است و شعار دوم است كه فراگيري بيشتري دارد. فراگير كردن فهم آن و ايجاد طلب براي آنها در مقياسي فراگير كار زمانبري است. از سوي ديگر شعار دوم هرچند ذاتاً خاصيت فراگيري و درك بيشتري را دارد ولي مشكل تكراري بودن دارد مخصوصاً با عملكردي كه دولت نهم در قبال شعار مشابه خودش كرد. بي اعتمادي و خستگي مردم در قبال اين شعار نقطه ضعفي است كه بايد با ارائه برنامه اي دقيق و شدني توام با نقد شعار و عملكرد دولت نهم زنگار تكرار و بي اعتمادي را از آن زدود.
با آرزوي موفقيت
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در باره رانت دین در کامنتهای قبلی توضیح داده ام.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۳۱ بֽظֽ | Reply
فرهاد :
می خواستم بدانم چه عواملی باعث می شود که چهار سال پیش سکوت و شرکت نکردن بهترین گزینه باشد و امسال شرکت فعالانه.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
یک دلیل کوچک و ساده. چهار ساب پیش من هنوز در مرخصی و زندان بودم و تازه مدت کمی بود که آزاد شده بودم و درست نبود که در این سطح حضور داشته باشم . کسانی که زندان رفته اند این حرف را به راحتی متوجه می شوند. ضمن این که مشارکت و فعالیت باید بر اساس تحلیل باشد گود زورخانه نیست که لخت شویم و بپریم وسط گود. طبعا آن زمان پس از 3حدود سال زندان و دوری از فضا تحلیلی جامع هم نداشتم. اگر توضیح کافی نبود بفرمائید چرا؟
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۳۹ بֽظֽ | Reply
كاوه :
با تشكر از مطالب جالبتان خواهش مي كنم راجع به مطلبي كه دوستمان در بالا ذكر كرد،يعني اين نظريه كه راي آوردن احمدي نژاد=خاتمه كار جمهوري اسلامي=بهبود اوضاع و پيشرفت،كه حتي در بين افراد تحصيل كرده اين مملكت هم طرفداران زيادي دارد و به نطر بنده بسيار اشتباه و خطرناك است مطالبي بنويسيد تا با قلم زيبايتان افكار عمومي را كمي هم كه شده به مسير درست سوق داده باشيد.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شما را به استدلالبه مربوط به فروپاشی ارجاع می دهم. مشکل فقط برای حکومت نیست بلکه برای کلیت وحدت کشور مشکل ایجاد می شود.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۲۲ بֽظֽ | Reply
بهرام :
آقاي عبدي ؛
1- شما ظاهرا در اين مقاله از ظرفيتي كه در نامزد سوم وجود دارد غافل شديد و شايد دليلتان همانطوريكه در متن يادداشت اشاره كرده ايد اين است كه شرايط و ساختار سياسي به ما اجازه بهره گيري از نامزد مطلوب كه امكان عملي براي استفاده از ان وجود ندارد‘ نمي دهد لذا بايد به سمت واقعيت ها و ظرفيت هاي كه تحقق آن به واقعيت نزديك است حركت كنيم اين استدلال درست ؛ اما آيا اين امكان وجود ندارد كه از ان ظرفيت مطلوب نيز حداقل در جهت همان وحدتي كه شما از ان ياد كرديد استفاده كرد؟ استفاده از ظرفيت و گزينه مطلوب تر و نزديك تر به خواست هاي جامعه كه لزوما به معناي حضور قطعي اش در انتخابات نيست!
2- شما به حق اشاره كرده ايد كه طرفداران نامزدهاي انتخاباتي بايد از جدل هايي كه فرسايش ايجاد مي كند پرهيز كنند ولي آيا اين به معناي بي پاسخ ماندن سوالها درباره ضرورت هاي اجتماعي سياسي و فرهنگي و اقتصادي جامعه است؟ آيا نبايد نامزدها در اين زمينه هواداران ديگر نامزدهايي كه از صحنه خارج شده اند را توجيه فكري كرده يا اطمينان ايجاد كنند؟ به نظر من اين امر ضرورتي اجتناب ناپذير است؟
3- بعد هم احساس مي شود شما بنا به دلايلي و به ناچار داريد به حداقل ها اكتفا مي كنيد و به نظر من اين يك عقب نشيني (البته نه از جانب شما بلكه به طور كلي) از ابتداي كار است! آيا نبايد قدم ها را از ابتدا محكم برداشت البته مشروط به اينكه اين قدم هاي محكم با عقل و درايت و تدبير برداشت شود و از رفتارهاي احساسي حتي اگر به حق هم باشد پرهيز كرد.
اينها بخشي از نكاتي است كه به توصيه ي شما مي توان به نقد انها پرداخت و اگر فرضتي بود در مراحل بعد به نكاتي ديگر در صورت ضرورت اشاره خواهم كرد. متشكرم
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نامزد سومی نمی شناسم. طبعا افراد موجود باید اقدام مورد نظر شما را انجام دهند. حداقل ها هم بحثی نسبی است تلاقی ممکنات و مطلوبها را انتخاب کنید.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۳۳ بֽظֽ | Reply
فریدون :
سلام جناب عبدی
ممنون از اینکه به وعده خود عمل کرده و بالاخره انتظار برای تحلیل و اعلام صریح موضعتان را به پایان بردید.
قبل از بررسی جنبه های مختلف تحلیل جنابعالی یک نکته ابهام اساسی دارد که تصور میکنم بهتر است برای تکمیل تحلیل ابتدا به آن پاسخ داده شود و سپس جنبه های گوناگون توسط خوانندگان محترم نقد شود.
اگر به فرض تمام مقدمه های جنابعالی را بپذیریم و همراه شما بیاییم تا بند 9 آنگاه چگونه تالی حمایت از کروبی استنتاج میشود؟! هیچ دلیل شفاف و مشخصی در رجحان کروبی بر موسوی نیاورده اید.آیا دلیل شما صرفا همان 3 شعار محوری است؟ هر چند که فرموده اید به حمایت از هر دو پرداخته شود.آیا عضویت شما در ستاد کروبی صرفا تاکتیکی و اقتضائی است یا رویکردی استراتژیک دارد؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فکر می کنم توضیح داده ام. اما مجددا تکرار می کنم. در این مرحله هر کس مختار است با هر یک از این دو همکاری کند دلیل رجحان هم به سلایق و راحتی کار بر می گردد. من با ستاد آقای کروبی به راحتی می توانم کار کنم اما این کار با ستاد آقای موسوی برای من وجود ندارد ضمن این که از چند ماه قبل هم با آقای کروبی بوده ام و هنوز هم نمی دانم آقای موسوی چرا زودتر وارد انتخابات نشد اما اگر ایشان توانست جریان اجتماعی راه بیندازد از ایشان هم حمایت خواهد شد ضمن این که همین الان هم از هر گونه کمکی به ستاد ایشان ابا ندارم و این را هم پیام داده ام. فعالیت من در ستاد ایشان مبتنی است بر این تحلیل نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. این که این رویکرد تاکتیکی است یا استراتژی بحث دیگری است.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۵۱ بֽظֽ | Reply
امید :
تحلیل را خواندم . برای نقد بی رحمانه آن احتیاج به زمان دارم .
ولی فعلا از اینکه می بینم شما حمایت و پشتیبانی همه جانبه ی خود را برای پیروز کردن تیم مورد علاقه تان بکار می برید و نه بازاندن تیم مقابل خوشحالم .
و امیدوارم که همه ی ماها بتوانیم به طرق مختلف در این راه ؛ حتی تحریم کامل این نمایش ، به هم کمک کنیم تا جلوی فاسد شدن بیشتر حقیقت و ایمان را بگیریم .
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۱۴ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
1- برای حضور آقای کروبی در قدرت نیز نیاز به توازن قوا وجود دارد و رای ایشان کفایت نمی کند. بعلاوه به دلیل نزدیک تر بودن رای احتمالی ایشان با نامزد جناح مقابل می بایستی این توازن چنان باشد که امکان تقلب را کاهش دهد. در حالی که خیال خاتمی از این جهت راحت تر بود که به آن نپرداختید. همچنین ادامه وضع فعلی همانگونه که اشاره کرده اید می توانست توازن را ایجاد کند.
2-من هنوز نمی دانم هر یک از آقایان کروبی و موسوی با هدف جذب آرای کدام طیف های جامعه وارد شده اند. به عنوان مثال آیا آقای کروبی رای اصلاحطلبان به اصطلاح پیشرو را می خواهد یا از خیر آن گذشته است؟ یا آقای موسوی به جذب رای اطرافیان خاتمی نگاهی دارد یا خیر؟ همچنین رای گروه هایی چون تحکیم وحدت. اگر اینچنین است چرا حرکتی جهت توضیح اتفاقات گذشته و کاهش تنش ها صورت نمی گیرد.(برای جذب این گروه ها امروز هم دیر است زیرا اینان هر چه سریعتر به تصمیم نهایی برسند توان جذب آرای طیف های دیگری از جامعه را دارند که در دقیقه 90 این امکان وجود ندارد)
3- قسمت 8-الف منطقی نمی نماید. اینکه آقای کروبی مدتها در هر فرصتی و از هر تریبونی انواع طعنه ها را نثار خاتمی کرده باشد و موسوی هم آنگونه اعلام ورود کند که حتی قبل از اعلام عمومی زحمت تفاهم با خاتمی را به خود ندهد. و این که انتظار باشد که خاتمی شهر به شهر سخنرانی کند و طعنه ها را به جان بخرد و اینان نه امروز نه شب انتخابات و نه در فردای پیروزی برای خاتمی نقشی قایل نباشند و او را تنها مسبب شکست بدانند چگونه قابل توجیه است؟(آیا دوستان حاضرند خاتمی را به عنوان سمبل اصلاحات بپذیرند و با او تعامل مناسبی بر قرار کنند؟) با همه علاقه ای به شما دارم از این سخنتان بسیار متعجبم. چگونه می توان نان محبوبیت خاتمی را خورد و او را فردی نادان با قدرت تصمیم گیری ضعیف با اطرافیان آنچنانی و ... دانست که به قول شما "در شب عید جوانان را...". برای تحقق آنچه می خواهید باید خیلی چیزها تغییر کند. کاندیدایی که شب انتخابات هم فروتن نیست فردای آن چگونه خواهد بود؟
4-تناقض دیگری که من حس کردم این بود که بارها اشاره کردید که حضور خاتمی منجر به مسدود شدن راه اصلاحطلبی می شد و امروز بیان داشتید "در پایان خرداد ماه امسال یا هر سه نفر پرونده شان بسته خواهد شد یا اینکه نه ...". با این حساب در صورت شکست آقایان که بسیار محتمل است باز هم پرونده شان که خیلی جدای از پرونده اصلاحطلبی نیست بسته می شود.
5- در تحلیل های پیشین بیان کرده بودید ترجیحتان موسوی است. اما به نظر می آمد متمایل به کروبی بودید اما امروز هیچ دلیلی برای این حمایت ابراز نفرمودید.
6-اجرای راهبرد شما نیازمند وجود درصد بالایی عقلانیت میان فعالان اصلاحطلب و حامیان آنان است که متاسفانه علائم وجود آن هویدا نیست. اگر هدف تغییر باشد تنها با ایجاد موج اجتماعی میسر است نه راهکار های پیچیده مبتنی بر خرد جمعی زیرا این خرد وجود ندارد و متاسفانه این دو کاندیدا نیز پتانسیل لازم برای ایجاد این موج را ندارند.
7- شخصا میان این 2 کروبی را تر جیح می دهم اما معتقدم او نیازمند جلب آرای کسانی است که در این 4 سال آنها را رنجانده است. و متاسفانه اغلب اطرافیان او هم رابطه خوبی با سایر اصلاحطلبان ندارد. شاید مدیریت و حل این مشکل کمی امید ها را بالا برد.
8-از اینکه این کامنت طولانی گشت پوزش می طلبم امید وارم چون گذشته در ذیل این کامنت یا کامنت دیگران پاسخ پرسشهایم را بگیرم. من انتخاب میان حضور فعال ، دادن تنها یک رای و یا عدم شرکت را به پایان این بحث چند جانبه موکول کرده ام و از شما بابت ایجاد این فضا سپاسگزارم.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پرسشهای خوبی است نگران طولانی شدن نباشید. به ترتیب جواب می دهم.
1-توازن قوا در اصل برای ورود از موضع اصلاح طلبی است اما من اعتقاد ندارم که از این موضع کسی وارد شود . توازن قوا هم باید در عینیت جامعه باشد که نیست و الا توازن ذهنی وجود دارد. در باره تقلب هم نظر خاصی دارم که فکر می کنم با برخی سیاستها می توان جلوی آن را گرفت اجازه دهید بعدا در این باره سخن گفته شود. کمیته مشترک صیانت از آرا در این مورد موثر خواهد بود.
2-بله مشکل شما وارد است دلیل اصلی آن است که انتخابات از 28 اسفند شروع شد و تعطیلات مانع کار شد تا دو هفته دیگر باید پسخ این موارد روشن شود. که فکر می کنم تا حدودی خواهد شد.
3- مورد سوم شما هم درست است و یکی از انتقادات من بوده که مجموعه کمپ آقای کروبی باید به گونه ای عمل می کرد که این اشکال پیش نیاید. امیدوارم پس از انتخابات شرحی از اقدامات خود بنویسم تا این مساله روشن شود اما در هر حال الان چه باید کرد؟ کمی سعه صدر و گذشت حلال بسیاری از مسائل است.
4- در باره آن نقل قوا همانطور که دید کنار رفتند و من قبلا این را به دوستان نوشته بودم اما الان به نحو کم خسارتی کنار رفتند ولی به دلیل خاصی که کنار رفتند کماکان در انتخابات باید باشند ولی به نظر من بسته شدن پرونده این سه لزوما به شکست و پیوزی مربوط نمی شود دو هدف دیگر هم هست که در کامنتهای قبلی پاسخ داده ام.
5- قبلا هم گفته بودم در این تحلیل هم گفته ام و علت آن تاخیر در ورود بود که اگر زودتر می آمد آقای کروبی هم نمی آمد اما الان دلیلش را در کامنت قبلی توضیح داده ام.
6-بله نیازمند عقلانیت هست. قبول دارم اما باید کوشید که این شرط هم فراهم شود من در عمل زمینه چندان مخالف این ایده را ندیده ام . مخالف هست اما متعارض نیست.
7- بله آقای کروبی باید اقدامات مناسبی را انجام دهد همه باید کمک کنیم.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۱۷ بֽظֽ | Reply
حامد :
در مورد اصلاح طلبان نوشته بودید که اینان ضعف هایی اساسی ... از جمله قادر نبودن به انتخاب نامزد مشترک بر اساس حداکثر مطلوبیت و عقلانیت است ، زیرا ساز و کار چنین چیزی را ندارند .
میخواستم به ریشه و دلیل این ضعف مهم و اساسی اشاره کنم . ضعف بنیادی که در اصولگرایان نیز با شدت بیشتر دیده میشود
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
باشد برای بعد.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۲۳ بֽظֽ | Reply
علی :
جناب عبدی
با سلام.آیا با تغییر و تحولات رخ داده در راس قوای مجریه و مقننه در سالهای اخیر ، اینگونه به نظر نمی رسد که مجموعه حاکمیت دیگر تمایلی به حضور یک فرد روحانی در راس قوای مذکور ندارد؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ما ابتدا به تمایل خود باید فکر کنیم. سپس ببینیم که آیا در برابر آن مقاومتی هست یا نه و در پی آن اگر مقاومتی هست قادر به شکستن آن هستیم یا خیر؟ تصور نمی کنم که این خواست اگر وجود داشته باشد مانع مهمی باشد.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۳۳ بֽظֽ | Reply
هوشنگ :
با تشکر و خسته نباشید
اول اینکه امیدوارم همه ی ماها که خود را منتقد استبداد ، انحصار طلبی و ... غیر پاسخگو بودن مقامات میدانیم ، در مسیر این مبارزه مدنی و بقول شما ورزیده شدن ، عاقبت به عقل و خرد کافی برای حل اختلافات میان خود بدون بریدن گلوی یکدیگر نایل شویم .
برای رسیدن به این نقطه فکر میکنم قدم اول اینست که بدانیم و رعایت کنیم و به همدیگر گوشزد کنیم که ایمان کورکورانه به رهبران -- و یا به هر چیز دیگر -- ما را به کشتن میدهد.
امیدوارم شما که آقای عبدی ورژن جدید هستید ، با ایمان کور کورانه به آقای کروبی خود را به کشتن دوباره ندهید
و دوم اینکه امیدوارم کاندیداها برای اینکه خود را مقتدر نشان دهند سعی نکنند عقیده ی خود را به دیگران تحمیل کنند بلکه تلاش کنند به حرفی که میزنند واقعا عمل کنندچون تحمیل عقیده به دیگران اقتدار نیست بلکه ظلم است.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
حالا شما اول کار از کشتن و کشته شدن حرف می زنید کمی مشکل ساز می شود. اما اجمالا عرض کنم که اگر قرار بود ایمان به کسی بیاورم ( به معنای مورد نظر شما) حتما افراد دیگری بودند که به آنان ایمان می آوردم.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۳۷ بֽظֽ | Reply
بنيامين خر قلعه حيوانات :
با سلام اقاي عبدي
قدري يواش تر تا ما هم برسيم ودر ضمن پاسخ بنده را هم فراموش نكنيد وبگوييد ومتنم را بي پاسخ نگذاريد
با فرض بر درست بودن تحليل شما از تمام شرايط موجود وشرايط انتخابات دور قبل كه البته بنده در هيچيك از دو دوران راي ندادم وبه اصطلاح راي خاموش بودم اما در واقع راي نا اميد نه بي تفاوت ورايي كه ايمان داشت يكي از دو نفر هاشمي يا احمدي نژاد در نهايت از صندوق بيرون خواهند امد كه براي من متفاوت نبودند ودقيقا همان هم شد واين دو نفر به دور دوم رفتند!
اما ميخواستم بهتون عرض كنم كه چرا با اون چيزي كه شما ميفرماييد در برخي موارد موافق نيستم !
توجه كنيد كه شعار كروبي بسيار خطرناك است وبا خروج او بعد از دادن شعار خطرناك سهام نفت همان خواهد شد كه دور قبل شد حالا لااقل اون موقع 50تومن بود اين دفعه سهام هست وميتونه منجر به اين بشه كه دولت كريمه بسرعت بعد از خروج كروبي با الفاضي عوامفريب اين شعار وراي متناظر به اون رو مصادره كنه!
اينكه اقاي كروبي راي نمياره مطمئنم چون هر شعاري اون بده مردم از جانب ايشون اونرو باور كردني نميدونن با توجه به برداشتي كه ازش دارن شما هم مطمئن باشيد! وفكر ميكنن حالا اون يه چيزي ميگه كيه كه عمل كنه!
در مورد فعاليت اجتماعي وفعال خاتمي كاملا موافقم چون بعضي رو كه مرغشون فقط يه پا داره رو فقط اون ميتونه قانع كنه وبهتره ايشون باشه تا شكست وپيروزي بنام همه تموم بشه وبعد موجب اختلاف نشه!
در مورد موسوي خودش ميدونه ولي نبايد خود راي ومغرور باشه اين خيلي مهمه شايد مختصات محاسبه شده اش هم همچين دقيق نباشه!
در هر حال اون بايد موج ايجاد كنه چون رقيب خيلي قدرت طلبه ودر اين راه دست به هر كاري ميزنه !
ودر اين راه وقتي حريف هاشمي شدن حريف هر كس ديگه اي ميشن!
خلاصه اينكه خيلي مهمه اصلاحطلبها بر اينها پيروز بشن ودر اين راه همه بايد مايه بزارن از خودشون!
اما راهكار اينه كه اقاي كروبي حتي از برنامه هاي
تبليغاتي انتخاباتي تلوزيوني خودش هم استفاده كنه وبصورت عريان از دولت وعملكردش انتقاد كنه و موسوي هم برنامه بده وقدري هم از سرنوشت پول نفت بپرسه و...
ودر دقيقه نود كروبي به نفع موسوي وملت در جهت وحدت وارامش كناره گيري كنه همين راه پيروزيه! ودر ضمن موسوي بايد از مردم بخواد كه بين راي بدن واين كاري نيست كه اونتنهايي بكنه وبايد موج ياري بخواد!
درهر حال اين رقيب نبايد راحت گذاشته بشه بايد عصبيش كرد تا خودش خودزني كنه!
موافقيد؟!
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به هر حال این هم نظرات شما اما من پاسخی ندارم که بدهم چون نقد و اشکالی به متن بنده نبود.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۴۴ بֽظֽ | Reply
amir irani nejad :
My idea for the up coming presidential election is that let both Mr. Kahrobi and Mr. Mosavi fight to the end of the primary. Then for the final round first we have to minimize the ballet dumping at the polls by the Sepah, Bassig and the Sefied Poshan . Second, statistically we have to began to calculate the total prospective ballets would be casting at the polls. Finally give and take without significant cheatings from the Hardliners we must say that they will sack about 10,000,000 votes and on its proximities 13,000,000 will be posted for the Soft liners(don’t laugh) I mean for us. But my question is , can we deliver? Respectfully my opinion only.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۴۱ بֽظֽ | Reply
سعید :
چه تضمینی وجود داره که رانت نفت (قیمت بالا) دوباره برقرار نشه؟ در ضمن فرض کنیم که قیمت پایین بمونه اون موقع فکر نمی کنید که دچار تناقض میشیم (از جنبه سود و منافع ملی)
شاید پاسخ بدید مردمی کردن بخش نفت این مسئله را هم حل میکنه اما زمانی که قیمت نفت بالا بره مردمی کردن اون هم غیر ممکن تر میشه
جناب آقای عبدی، بلاهت سیاسی شما (به واسطه پیش فرضهای غلط) شگفت انگیزه! به واقع شما فکر میکنید افرادی که منافع میلیاردی از این رانت بدست میارن حاضرن اون را واگذار کنن! تصور میکنید جناح حاکم نمیدونه مهمترین رانتش تا به حال پول نفت (پول بدون پاسخگویی) بوده و به راحتی از اون دل میکنه؟ خیلی جالبه که شما اعتقاد دارید بواسطه نفت میشه توازن قوا را برقرار کرد! در واقع قضیه دقیقا عکس این هست: با ایجاد توازن قوا میشه نفت را مردمی کرد... (اگه تند بود ببخشید چون واژه های جایگزین مطلب را نمیرسوند)
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
البته بلاهت شاید کلمه خوبی نیست که برای نوشته من بکار ببرید اما اگر قیمت نفت زیاد شود که محتمل هم هست باز هم به دلیل عادت سیستم به این قیمتهای جدید باز هم دچار مشکل خواهد شد . اما فراموش نکنید که مقاومت طرف مقابل بی حد نیست باید به نحو صحیحی با آن برخورد کرد. نتیجه استدلال شما این است که هیچ کاری نمی توان کرد.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۴۶ بֽظֽ | Reply
آرش :
سلام بر شما و سایر دوستان
جدا تبریک می گویم به آقای عبدی و مردم ایران. خود این مقاله یک دستاورد است و بسیار مبارک. شاید اولین بار باشد که یک برنامه مرحله ای برای رسیدن به هدفی مشخص، همراه با task های مربوطه و جدول زمانی ... - توسط یک نیروی سیاسی با زبانی ساده و در ساختاری روشن و مستحکم ارائه و پیشنهاد می شود.
یک پیشنهاد هم دارم. به گمان من باید کاندیداها را قانع کرد از همین الان یک تیم قوی مشاوران از نخبه ترین فرزندان ایران انتخاب و به ملت معرفی کنند. این خود یک شاخصی خواهد بود برای ارزیابی کاندیدا. این که تا چه حد ملی فکر می کند و در عمل تا چه حدایران را برای همه ایرانیان می داند. حتی یک اقدام سمبولیک در این راستا که این چرخه شوم خودی و غیر خودی را بشکند، هزار گام به جلوست. مشکلات جهان کنونی آنقدر پیچیده و چند وجهی است که فکر و نیروی همه آحاد ملت برای حل آن کم است. تنها ابله ها و خالی بندها و جهالت مرکب .... است که در اوهام همه مسایل را سر مستراح حل می کنند.
ما در حالی که پروسه ها و روند آن ها را درک می کنیم؛ باید اسمارت هم عمل کنیم و گاهی با یک شوک بجا سرعت پروسه ها را زیاد تر کنیم.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۳۱ بֽظֽ | Reply
حمید :
گمانم به موانع موجود برای این حرکت یعنی در روند دموکراتیزه کردن جامعه اشاره ای نکردید. می دانید که حریف هم کارکشته تر از قبل شده و هم زخم خورده است. مسئله بعد نکات منفی که در پرونده اصلاح طلبان چه اشخاص و چه گروه ها در به پشت پرده بردن مسایل و باج دهی و امتیاز دهی به حریف است. واضح است که هر مبارزه ای ممکن است بزنگاه هایی داشته باشد. برای مردم با توجه به هشت سال خاتمی مهم است که بدانند در رویارویی در بزنگاه ها تصمیم فرد یا گروه اصلاح طلبی که در ساختار قدرت است چه خواهد بود؟ آیا تنزل تا حد پادو و تدارکاتچی؟ یا مقاومت پافشاری برای احراز مطالبات و تعدیل و تصحیح ساختار قدرت؟ در ساختار قدرت نهادهایی وجود دارند که حذف یا تغییر آنها هدف واضح اصلاحاتند. مانند سیاسیون نظامی یا کنترل کنندگان فراقانونی انتخابات و آنچنانی که افتد و دانید.... مردم به اصلاحات و اصلاح طلبی بر اساس تحلیل ذهنی که از رفتار و تصمیمات آنان در این بزنگاهها و برخوردها دارند رای می دهند وگرنه شعارها و ادعاها که چنان با دروغ و ریا و تظاهر آمیخته اند که کارکردشان را کاملا از دست داده اند. راستی صنعت نفت چند سهم میشود؟ آیا وقتی فردی جدیدا 18 ساله شد چاه نفت جدیدی میزنند که سهام جدید تولید شود تا به "آن فرد بدهیم؟ انتخابات در ایران از سال 76 به بعد رفراندومی واضح شده و سوای ظاهر آن دارای بطن و محتوای شفاف است. تحریم آن هم نوعی انتخاب و رای در این راستاست.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بله موانع جدی است ولی درک درست ما از این موانع اولین گام و نه همه گامها برای عبور از این موانع است. درباره جزئیات باید جداگانه سخن گفت.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۳۵ بֽظֽ | Reply
ميثم :
سلام آقاي عبدي
با تشكر از قراردادن تحليل خود در ارتباط با انتخابات رياست جمهوري نكات ذيل به عرض ميرسد:
1- ضعف نگارشي – رعايت جانب اختصار همانطور كه خود نيز در متن بدان اشاره كردهايد، فهم تحليل را براي كسي كه با نوشتههاي چند سال گذشته شما آشنايي نداشته باشد مشكل كرده است. براي مثال خوانش پاسخ شما به "نامهاي براي فرداي" آقاي خاتمي براي فهم بخشهايي از تحليل بسيار راهگشاست.
2- در تحليل هيچ اشارهاي به شكافهاي جامعهي ايران چون شكاف سنت // مدرنيسم، فقير // غني، شكاف طبقاتي، قوميتها و ... نكردهايد و اينكه كدام يك از نامزدها ميتواند با مطرح كردن برنامهها و شعارها نيروهاي اجتماعي بيشتري را كه گرد اين شكافها هستند بسيج نمايد. براي مثال آقاي ميرحسين رغبتي را بين نيروهاي طالب مدرنيسم در ايران با آن گرايش اسلام ناب!! ايجاد نخواهد كرد اما شايد بتواند از شكاف دارا و ندار يا فقير و غني بار بيشتري را بر بندد يا مثلا آقاي كروبي از شكاف قوميتها بهرهي بيشتري خواهد داشت. به هر حال اين موضوع كه تعيين كنندهي سبد راي هر نامزد است در تحليل شما غايب ميباشد.
3- علي رغم اينكه جنابعالي اهداف خود را به طور شفاف در بند دوم ذكر كردهايد كه بنده هم به تمامي با آن موافقم اما بر خلاف گفتهي خود در بند اول، به نظر ميرسد شما هم از طرف انتزاع فراتر نرفتهايد! چرا كه متن شما راهكارهاي تحقق آن اهداف را حداقل ليست نكرده است! شما در باقي متن، فقط تا انتخابات رياست جمهوري و براي دو ماهه پيشرو به "ارائه چه بايد كرد" پرداختهايد در حالي كه يك طرف نقد شما بر اصلاحطلبان پيشرو!! هميشه مسئلهي تحقق شعارها بوده است. آقاي عبدي فرض كنيد آقاي كروبي رئيس جمهور شدند آيا اين شعارهاي سه گانهي ايشان جز از طريق ارايه لايحه به مجلس امكانپذير است؟ اگر خير، كه همان داستان 8 سال گذشته تكرار ميشود، براي جلوگيري از آن قصهي پر غصه و آن داستان غم انگيز راهكاري بدهيد. مگر اينكه بگوييد تغيير جو يا آب و هواي سياسي كشور در اين برههي حساس!! خود هدفي است متعالي و الا صرف پيروزي آقاي كروبي كه تغيير ساختاري را ايجاد نميكند. البته منظورم از تغيير ساختاري تغيير رژيم نيست بلكه مثلا تغيير ساختاري اقتصاد كشور از بورژوازي تجاري به بورژوازي صنعتي، تغيير ساختاري نظام آموزشي، تغيير ساختاري نظام رفاهي - درماني و ... است كه اصلاحات واقعي ميباشد.
4- آقاي عبدي تحليل شما يكسره با وقايع هفت ماه اخير عرصهي بينالملل به طور كامل بيگانه است و آنجايي هم كه گذري به بيرون از ايران ميكنيد و صحبت از رانتهايي مينمايد كه سرسيدشان رسيده و رياست جمهوري اوباما را پيش ميكشيد حداقل با مطالعاتي كه من داشتهام صحيح به نظر نميرسد. آقاي عبدي من هم با دلايل شما شامل : بالا رفتن قيمت نفت، سياستهاي بوش و ضعف اطلاحطلبان در افزايش مصنوعي قدرت جناح حاكم موافقم اما اينكه ميفرماييد با آمدن اوباما ضعف آمريكا در منطقه در مسير تعديل قرار گرفته موافق نيستم و براي جلوگيري از اطالهي كلام شما را به مقالهي آقاي دكتر وهابي در مجله اطلاعات سياسي – اقتصادي شمارهي 253-254 و مقالهي آقاي دكتر قراگوزلو در همان شماره ارجاع ميدهم و خواهش ميكنيم اين دو مقالهي ارزشمند را حتماً بخوانيد. ضمنا مشكلات آمريكا در عراق و افغانستان نياز آنها را به ايران تشديد كرده است.
5- نظرات شما در بندهاي 5 و 6 و 7 قابل قبول است و از استحكام نظري برخوردار ميباشد.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اشکالات 1 2 وارد است و دوستان به کمک خود آن را جبران می کنند.
در مورد اشکال سوم عرض کنم که من در نقد اصلاح طلبان از زاویه مذکور وارد نشده ام اگر هم موردی بوده است احتجاجی است یعنی اگر آنان به انجام کارهای بعدی ارجاع داده اند این استدلال را کرده ام ضمن این که این انتقادات را نعطوف به ورود از موضع اصلاحات می دانم اما آقای کروبی از موضع دیگری وارد می شود که این انتقاد برای ایشان کمترمصداق دارد اما نه این که نیست. بعلاوه مساله من در درجه اول اهدافی غیر از رای است که در متن نوشته ام.
در باره بند 4 هم حتما می کوشم آنها را بخوانم و البته نظر شما را رد نمی کنم حتی اگر هم چنین فرضی محقق نشود خللی در بحث ایجاد نخواهد شد زیرا تحقق زمان موعود را به تاخیر می اندازد مگر آن که اصل چنین قاعده ای را در روند روابط دو طرف نپذیریم.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۵۹ بֽظֽ | Reply
علیرضا :
سلام
جناب عبدی
در دور دوم انتخاب قبلی همانطور که جنابعالی هم مستحضرید رقابت بین دو نه بود.از یک طرف کسانی که از وضعیت کشور می ترسیدند به هاشمی رای دادند و از آن طرف هم کسانی که به هر دلیل نمی خواستند هاشمی رای بیاورد رای خود را به سبد احمدی نژاد انداختند.
به نظرم در دور قبلی انتخابات اگر هر شخصی جز هاشمی نماینده اصلاحات در دور دوم میشد الان رئیس جمهور کس دیگری بود.البته من هم موافق این قضیه هستم که اجماعی صورت نگیرد چرا که در این صورت قسمت نسبتا زیادی از آرای احمدی نژاد به سبد کروبی ریخته خواهد شد و کسانی هم که در دور قبل به ساده زیستی احمدی نژاد توجه کردند می توانند نمونه اعلای آن را در موسوی ببینند .
به هر حال مهمترین اولویت کنونی عدم انتخاب مجدد احمدی نژاد است .
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۰۸ بֽظֽ | Reply
nima :
jenab abdi
ba tamam tahlil e shoma movafegham joz anja ke khod ra monhaser be setad aghaye Karrubi mibinid. Be nazare man ghad va andazeye shoma besyar bishtar az in meghdar ast. La aghal dar magham moshaver omidvaram dustan setad aghaye Moosavi ham az tahlilhaye amigh shoma bahremand beshavand.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست عزیز من در هر ستادی که حضور یابم در درجه اول مشارکت می کنم معنای مشارکت این است که در ساختن بنای سیاسی آنجا نقش دارم و یقین بدانید هر جا هم باشم این نقشم را به بهترین شکلی که می دانم انجام می دهم اگر چنین حضوری را نداشته باشم خود را از مشارکت در ساختن چیزی که آن را درست می دانم محروم کرده ام.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۱۰ بֽظֽ | Reply
مسعود صارمی :
قبل از بحث در مورد " ورود به انتخابات از کدام منظر"؟ ، بنظر میرسد که باید به این سؤال ابتدایی تر جواب دهیم که آیا شرکت در انتخابات؟ یا تحریم انتخابات؟
بهتر نیست قبل از پرداختن به تحلیل شما ، بپرسیم که بنظر شما تحریم انتخابات یا شرکت در انتخابات؟ تحریمی که آن نیز یکی از راه های مدنی برای بیان اعتراض آرام و بدون خشونت نسبت به انحصار طلبی و حکومت فردی بشمار میرود.
سؤال: بنظر شما ، آیا ساختار قدرت، با این روش (تحریم) زودتر به درک از بن بست استبدادی خود نمی رسد ؟
شما نوشته اید:
"همچنین شکاف درون ساختار قدرت نیز در این میان بسیار مهم و ضروری است . شاید بتوان گفت بدون رخ دادن این شکاف انجام اصلاحات تا حدودی ممتنع است و بروز این شکاف دقیقا بستگی به نحوه عمل نیروهای بیرون از ساختار و اصلاح طلبان دارد. نباید با اقدامات بی موقع خود کاری کرد که شکاف درون ساختار را پر نمود . اهمیت شکاف درون قدرت برای تحقق اصلاحات حتی بیشتر از وحدت نیروهای بیرون از آن است ."(پایان نقل قول)
آیا فکر نمی کنید که خود شرکت در انتخابات، که فاصله زیادی با یک انتخابات واقعی دارد ، خود باعث پر کردن شکافی شود که با تلاش و جانفشانی بسیار درون ساختار قدرت بوجود آمده است؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
تصور می کنم به این پرسش در متن جواب داده ام گرچه اصل سوال را مطرح نکرده ام.
بخش مهمی از متن در پاسخ به این سوال است.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۱۸ بֽظֽ | Reply
شمالي :
تحليل شما از وضيت موجود درست اما ذهني مي باشد واقيت اين است كه توزان قوادر ايران هيچ وقت پديد نخواهد مگر توسط يك نيروي خارجي مثلا آنچه در ژاپن يا در عراق يا درافغانستان پيش امد.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برخی چنین عقیده ای دارند. اما به نظر من توازن قوا در سال 77 و 78 تا حدودی بود دو عامل آن را از میان برد افزایش قیمت نفت و عدم توجه اصلاح طلبان به خارج کردن این متغیر از موازنه قوا و عامل دیگر سیاستهای غلط اصلاح طلبان. این موازنه قطعا در سالهای آینده مشروط به رعایت موارد مذکور در متن رخ خواهد داد.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۴۲ بֽظֽ | Reply
فراز :
هنوز مطلب شما را نخواندهام. گذاشتهام در فرصتي مناسب بخوانم. اما پرسشي كه اميدوارم با خواندن اين نوشته براي آن پاسخي بيابم، عملكرد گفتاري ـ نوشتاري شما در ماههاي گذشته پيرامون انتخابات است. براي من روشن نيست شما از چه منظري به پادويي تبليغاتي (از كاربرد تعبير پادويي به لحاظ اخلاقي صميمانه عذرخواهي ميكنم) آقاي كروبي و بازارگرمي براي او مبادرت نمودهايد. آيا شأن يك فعال مدني، يك روزنامهنگار و يك كوشندهي سياسي، فراتر از آن نيست كه با نيروهاي فاقد انسجام هويتي و روشني خط مشي سياسي همكوشي كنند؟ راستاش را بخواهيد حضور شما، آن شهردار مغرور و خودمحور، و يكي دو تن از نامجويان مطبوعاتي در كنار آقاي كروبي، مرا به يادآوري و تعمق در جشن سپاس واداشت. آيا در اين نقطه، شما اشتراك سابقهاي ميان غالب كساني كه پيرامون شيخ (كدام شيخ، شيخ حافظ، يا شيخ خانقاه، يا شيخ قبايل بدوي؟!) گردآمدهاند، پيدا نميكنيد. فاعتبروا يا اولي الابصار.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
البته این سخنان را که فرموده اید دیگر بی نیاز از خواندن تحلیل و حتی شنیدن پاسخ هستید. اما آیه پایانی و ادبیات دموکراتیک شما در نقد رفتار چند نفر پادو چندان جالب نیست. مطمئن هستم که شما برای پادویی دیگران چنین جملاتی را علیه من و دیگران روا نمی دارید.
۱۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۵۱ بֽظֽ | Reply
معینی :
محتمل به نظر می رسید که گروه ها و شخصیت های اصلاح طلب در اعلام حمایت از یکی از دو نفر (مهندس موسوی - کروبی) دچار بی تصمیمی شوند اما تحرک بیشتر ستاد مهندس موسوی و برخی انتصابها در ستادهای استانی مثلا در همین اصفهان خود ما و بالاخره حزبی نبودن موسوی و در عین حال عدم تحرک کامل کروبی زمینه را برای حمایت از اولی مساعدتر کرده کروبی باید تحرک مشخص و فوریی بویژه در انتصابها در جهت التیام برخی دلخوری های گذشته داشته باشد وگرنه نمی توان از گروههای اصلاح طلب خواست که منتظر بمانند در هر صورت در غیاب خاتمی گروه های اصلاح طلب متاسفانه وزنه مهمی نیستند و گمان نمی کنم اعلام حمایت آنها در خود انتخابات چندان موثر باشد فقط شاید به درد فردای انتخابات بخورد در هر صورت مردم تغییر را می خواهند مسئله اینجاست که کدامیک از کروبی - موسوی بتوانند خود را نماد تغییرات چدی معرفی کنند
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۰۳ قֽظֽ | Reply
علیرضا :
با سلام خدمت جناب عبدی،
با قسمتهای زیادی از تحلیلتان درباره فروپاشی اجتماعی و لزوم توازن قوا برای پیشبرد دموکراسی موافقم. ولی در پیشنهادهای شما یک ابهام جدی از نظر بنده هست. اونهم اینه که اگر قرار باشد که ساخت قدرت (علی الخصوص) در مولفه دوم رانت خود یعنی نفت به بن بست برسد، به نظر می رسد که بهتر است اجازه دهیم جریان فعلی بر سر کار بماند تا هزینه های ناشی از کسری بودجه شدید (همانند ناتوانی دولت در اجرای پروژه ها و ناامیدی متعاقب مردم) بر گردن جریان اصلاح طلب نیفتد. به این شکل هم پایگاه اجتماعی این جنبش از بین نمی رود و هم این جریان بعنوان یک جایگزین قدرتمند خود را به حکومت (پس از به بن بست رسیدن) تحمیل می کند. البته در این فاصله جنبش اصلاحات باید روی انسجام فکری و تشکیلاتی خود و افزایش هرچه بیشتر ارتباطش با بدنه اجتماع کار کند. شما موافق نیستید؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این یکی از مهمترین پرسشهای من هم هست. اما جوابی که برای آن دارم یکی این است که از موضع غیر مسئولانه است و دیگر این که نمی توان چنین تصمیم جامعه را در میان مجموعه اصلاح طلبان گرفت در نتیجه گروهی چنین خواهند کرد و گروه دیگر مشارکت کرده و ضرر هم دو کار نصیب خواهد شد.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۱۸ قֽظֽ | Reply
محمودموسايي :
با سلام وعرض ادب خدمت دوستان عزيز ومهندس عبدي
تحليل خوبي بود اگر چه كامل كامل نبود ليكن اثبات كننده موضع گيري شما وصحت آن است از آنجايي كه از ديرباز مطالب شما را مطالعه كردم به كنه مطلب پي برده ام ونكاتي تكميلي را به آن اضافه مي كنم .اگرچه تصميم شما در مورد حمايت از كروبي در شرايط كنوني را درست ارزيابي مي كنم ليكن معتقد به ايده آل نبودن كروبي هم هستم ولي در شرايط كنوني راه ورود به قدرت مهم است.لذا من هم تصميم نهايي رابه روزهاي پاياني وتبعيت ازخرد جمعي موكول مي كنم ولي در شرايط كنوني تمام تلاش خود را براي حمايت ازكروبي خواهم كرد.
دوستان مطالب زير را به دقت بخوانند البته در وب سايت شخصي من هم موجود اند جهت نقد ونظر
راه درست اما پرخطر(انتخابات 88)
وقت آن رسیده است كه اصلاحطلبان اذهان خود را از اسارت تحلیلهای قالبی و كلیشهای آزاد كنند، به نقد و بازسازی خود بپردازند و خیلی جدیتر به مسئله سرخوردگی، عدماعتماد بدنه اجتماعی خویش و راههای جلب دوباره این اعتماد از دست رفته بیندیشند.
اعتماد مردم، سرمایهای بود كه اصلاحطلبان از سال 79 بدین سو لحظه به لحظه نسبت به آن بیتوجهی نشان دادند. باید توجه داشت كه مشكل دلسردی بدنه اجتماعی از شیوههای اصلاحطلبان خیلی جدیتر از آن است كه با صرف حضورشخصي چون خاتمی در انتخابات آینده قابل لاپوشانی باشد. این قماری است كه نباید بیحساب به آن دست زد. به هر حال موضوع این نوشتار مخالفت یا موافقت با نامزدی شخصي خاص در انتخابات نیست. این نوشتار بیشتر راه حلی «روشی» را مد نظر دارد تا راه نجاتی «مصداقی».
طی سالهای گذشته اصلاحطلبان بارها از موانع سخت پیش روی اصلاحات و مقاومتهای شدید در برابر فرآیند دموكراتیزاسیون سخن گفتهاند. واقعیات روی داده مابین سالهای 1376 و 1384 نیز این ادعا را تایید میكند. پرسش اصلی بسیاری از صاحبنظران از اصلاحطلبان این است كه اولا آیا طی چند سال گذشته این موانع برطرف شدهاند؟ ثانیا اگر موانع رفع نشدهاند نیروهای اصلاحطلب به چه امیدی و با چه هدفی قصد ورود دوباره به قدرت را دارند؟ چه راهكار جدیدی اندیشیده شده است كه پروژهء اصلاحات دموكراتیك با همان فرجام تلخ پیشین مواجه نشود؟ سكوت اصلاح طلبان در برابر این پرسش های اساسی وقتی در كنار عدم نقد عملكرد 8 ساله قرار میگیرد برای بخشهایی از جامعه ایجاد ظن، بدگمانی و بیاعتمادی میكند. اصلاحطلبان باید صریحا به این پرسش پاسخ دهند كه آیا همچنان به دنبال دموكراتیزاسیون هستند یا نه؟ اگر هستند چگونه؟ با كدام قدرت و از كدام راه؟
اصلاحطلبان به دنبال چه هستند؟
به نظر میرسد بخشهایی از اصلاحطلبان بیآنكه به صراحت بیان كنند، سقف آرزوهای خود را بسیار كوتاه كردهاند! گویا آنها اكنون تنها به حداقلی از امنیت برای احزابشان، اندكی بهبود در وضعیت اقتصادی كشور و كاهش تنشها در سیاست خارجی راضی هستند.
این اقدامات را ولی یك محافظهكار معقول یا یك نیروی میانهرو نیز میتواند انجام دهد، در واقع سوال این است كه هدف از ورود به قدرت چیست؟ آیا صرف ورود به قدرت بدون وجود زمینههای مناسب برای حل مسائل اصلی كشور میتواند مطلوب یك نیروی «اصلاحطلب» باشد؟ اگر بپذیریم كه نپذیرفتن ملزومات «توسعه» و «خرد جمعی» بخش عمدهای از مشكلات و موانع موجود در جامعه را رقم زده طبیعتا انتظار ارائه برنامههایی كه معطوف به رفع بخشی از این موانع باشد توقع گزافی نخواهد بود.
1-به همین جهت است كه نباید دو مسئله اصلی «توسعه و دموكراسی» را فراموش كرد یا در اتخاذ استراتژیهای پیش رو آنها را كم اهمیت جلوه داد، پذیرفتن این مسئله كه نیل به این دو هدف محتاج اصلاحاتی بنیادین و اساسی است بسیار پراهمیت است، نگاهی به لیست شاخصهای حكمرانی خوب میتواند نشان دهنده عمق و گسترهء اصلاحات مورد نیاز در كشور باشد. مگر نه اینكه «حكمرانی خوب» بنیان توسعه است؟ آیا تحقق این شاخصها مستلزم اصلاحات گسترده در ساختار و بنیانهای سیاسی نیست؟ واقعبینی نمیتواند به معنای نادیده انگاشتن نیازهای حیاتی كشور باشد. اكنون حفظ منافع ملی و توسعه همهجانبه در گرو اصلاحات دموكراتیك است، از همین رو نمیتوان به نام واقعبینی اصلاحات را از محتوا خالی كرد. اصلاحطلبان اگر خواهان موفقیت هستند باید تلاشها و اقداماتی را جهت ترمیم سرمایه سیاسی از دست رفته انجام دهند. نقد عملكرد هشت ساله، گفتوگو با نیروهای تحولخواه و در نظر گرفتن دغدغههای آنها، تاكید بر اصول و آرمانهای اصلاحی و مشخص كردن خط قرمزهایی برای حضور در قدرت میتواند از جمله این اقدامات باشد. اصلاحطلبان نیازمند جلب اعتماد، بازسازی و توانمندی تشكیلات در جامعه هستند.
2. وضع جدید محتاج مشی جدید است. نمیتوان همان راههای شكستخورده پیشین را دوباره آزمود و انتظار پیروزی داشت. باید از دل یك گفتوگوی جمعی مابین همه نیروهای تحولخواه و اصلاحطلب و تكیه به خرد جمعی راههای تازهای برای موفقیت و غلبه بر موانع دموكراسی یافت و به سمت ایجاد گفتوگوهای جدی میان طیفهای مختلف اصلاحطلبان در عرصه عمومی جامعه رفت. باید واقعبین بود، واقعبینی اما به معنای گم كردن راه و هدف نیست.
3. اصلاحطلبان و تحولخواهان پیش از هر گونه اقدامی باید به فكر احیای «جنبش اجتماعی حامی تحولات دموكراتیك» باشند.
نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری نهم و اصرار کروبی و معین در حضورشان تا آخرین لحظه نه تنها نشاندهنده خودخواهی و بی توجهی آنها به شعارها و برنامههایشان بود که بیشتر بیانگر عدم درک و بازیگری ناشیانه در مقابل حریفی بود که با استفاده از بزرگترین شبکه موجود در کشور به رویارویی آنها آمده بود.
چاره امروز سازماندهی جامعه مدنی است بصورتی که حداقل در مبارزات انتخاباتی و در راستای سازماندهی آرا در کشور توان عمل و امکان مقابله داشته باشد. تنها راه شاید بازسازی اعتماد از دست رفته در میان مردم و سازماندهی آرا و بسیج عمومی بر اساس یک برنامه روشن سیاسی برای گذار به دمکراسی برپایه حذف هرگونه تبعیض در کشور باشد. اعتماد از دست رفته را نمی توان با عقب نشینی و کرنش به گرایش راست حاکم بازسازی کرد. باید به جلو گام برداشت.
وحدت و همراهی با مجموعه نیروهای دمکراسی خواه را نباید فدای حضور چند نماینده ساکت و بی تاثیر در مجلس کرد. زمانی که گرایش رقیب شرکت در انتخابات را واجب شرعی می داند و اکثر نیروهای دمکراسی خواه رغبتی به شرکت در انتخابات ندارند، نباید به هر قیمتی در تنور انتخابات دمید.
در مقابل، اصلاح طلبان هیچگاه به مردم اعتماد نکردند. مباحث همیشه پشت درهای بسته و در جمع خودیها مطرح شد. نتیجه اما همیشه عقب نشینی بود تا آنجا که امروز حتی در رابطه با قتلهای زنجیرهای که خاتمی با ابراز انزجار از آن و پیگیری ماجرا محبوبیت تاریخی پیدا کرد، بدهی بالا آوردهاند و روحالله حسینیان در دانشگاه شهید بهشتی و در مدرسه حقانی چنان وانمود کرد که گویا کل قضیه قتلها زیر سر عوامل وابسته به اصلاح طلبان در وزارت اطلاعات بوده است و متاسفانه تمامی اصلاح طلبان در این رابطه سکوت کردهاند.
اصلاح طلبان نه تنها در آن دوران شجاعت و شهامت برخورد را نداشتند که امروز متاسفانه با ابراز ندامت از گذشته خود حتی همان افتخارات لحظهای خود را هم مورد پرسش قراردادهاند
یازده سال پیش كه جنبش اصلاحطلبی پا گرفت، آقای خاتمی و هواداران او با شعارهای جدیدی مانند حقوق بشر، جامعه مدنی و «ایران برای همه ایرانیان» كه تا آن گاه شنیده نشده بود و حكم تابو داشت به میدان آمدند و توانستند آرای بخش بزرگی از جامعه را به خود جلب كنند. ده سال پس از آن، جامعه ایران جهش بزرگی كرده و سطح مطالبات مردم به صورت چشمگیری بالا رفته است. جنبش دانشجویی بند ناف خود را از حاكمیت بریده و به سوی استقلال پیش رفته است. جنبش كارگری به صورت بیسابقهای رو به رشد است. جنبش زنان با تغییراتی كیفی و به راه انداختن پیكارهایی مانند پیكار یك میلیون امضا طرحی نو در مبارزات حقوق بشری به راه انداخته است. سازمانهای غیر دولتی، حقوق بشری و مدنی با اعتبار بینالمللی در كشور به راه افتادهاند. و اكنون اصلاحطلبان نه فقط شعار و برنامهای متناسب با این وضعیت موجود ندارند كه حتا از ده سال پیش نیز به مراتب عقبتر رفتهاند. نه از حقوق بشر سخنی هست و نه از شعار «ایران برای همه ایرانیان»! آیا واقعا اینان میاندیشند كه با چنین برنامهای می توانند حتا بخشی از آرای از دست رفته خود را بازیابند؟ برنامه انتخاباتی ائتلاف اصلاحطلبان به شدت بوی كهنگی میدهد، و سهم عمدهای در بیرونق كردن بازار انتخابات ایفا خواهد كرد.
یک جریان سیاسی اگر نتواند از حقوق شهروندی خود، یعنی حق انتخاب شدن دفاع کنند، مطمئناً نخواهد توانست از حقوق سایر شهروندان دفاع کند. این امر را تودهها مستقیم وغیر مستقیم احساس میکنند. این همان تفاوتی است که میان نهادیهای مدنی و نیروهای سیاسی دیده میشود. شاید ساده تر این باشد که نیروهای سیاسی بجای اینکه کارهای بزرگ انجام دهند تا تودههای مردم را به خود جلب کنند، باید به مردم ثابت کنند که انها توان دفاع ازحقوق خود را دارند. این امری است که تا حال اصلاحات به آن کمتر توجه کرده است.
شکست آنها در انتخابات شورای های شهر و روستا به دلیل دعوا بر سر تقسیم قدرت و فراموش کردن وظائف خود نسبت به مردم بود. در آن سوی، خط راست نه به دلیل محبوبیت خود، بلکه به دلیل نا امیدی رأی دهندگان از اصلاح طلبان و عدم شرکت آنها در انتخابات برنده شد و شوراهای شهر و روستا، اولین ایستگاه قدرت های بزرگ تر را تسخیر کرد. آنروز اصلاح طلبان از اولین شکست خود درس نگرفتند و دلایل آنرا شناسایی نکردند و در رفع آن نکوشیدند و استراتژی خود را برای ادامه کار مشخص نکردند. برعکس به سرزنش مردم پرداختند. آنها توجه نداشتند که رأی مردم نه از روی علاقه و محبوبیت آنها، بلکه نفرت ازرقیب حکومتی آنها بود.
با شکست در انتخابات شهر و روستا، و ادامه سیاستی که نشان از تغییر نداشت، مجلس هفتم راهم در اوج بی تفاوتی و نا امیدی مردم از دست دادند. دولت خاتمی به جای محکوم کردن انتخابات و مقابله با آن، آنرا انتخابات سالم ارزیابی کرد و به نا امیدی و بی اعتمادی مردم بیشتر دامن زد. با انتخابات مجلس هفتم، خط راست سکوی دوم قدرت را برای پرش به سکوی بعدی ریاست جمهوری اشغال کرد.
اصلاح طلبان در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری نیز به سه دلیل مشخص قدرت را از دست دادند. نخست، اصرار بر ادامه سیاست شکست خورده دوره خاتمی، دوم پراکندگی درونی خود، یعنی معرفی چهار نامزد انتخاباتی به جای یک نامزد، و سوم واگذار کردن خواست های معوقه مردم به شعار های احمدی نژاد. احمدی نژاد خواست مردم و وعده های اصلاح طلبان را به نوع دیگری تکرار کرد. بر خلاف اصلاح طلبان او دریافت که آن خواست ها همچنان زنده و پا بر جاست. او توانست با سوار شدن بر موج این خواست ها آرای مردم را کسب کند. احمدی نژاد با شعار مقابله با فقر وفساد و تبعیض، و نفی حکومت 16 ساله رفسنجانی، خاتمی وارد گود انتخابات شد. در حالیکه کاندیداهای اصلاح طلبان در پی ادامه سیاست شکست خورده خاتمی بودند. پیروزی غیر منتظره احمدی نژاد نشان داد که آن خواست همچنان زنده اند. احمدی نژاد در دوره دوم انتخابات بیش از 5 میلیون از آرای اصلاح طلبان را به دست آورد. یعنی مجموع آرای 16.5 میلیونی اصلاح طلبان در دور اول انتخابات، به حدود 11.5 میلیون در دور دوم کاهش، و مجموع آرای اصول گرایان در دور دوم از 11.5 میلیون به نزدیک به 17 میلیون افزایش پیدا کرد. اینگونه اصلاح طلبان از متن قدرت به حاشیه رانده شدند.
اتفاقأ مبنای تحلیل در انتخابات همین است. آقای احمدی نژاد وقتی 16 سال را مردود میشمرند مردم احساس دیگری دارند. گمان میبرند که آقای احمدی نژاد میخواهد که ساختار را به هم بریزد. این آن تحول است. معتقدم رأیی که به آقای احمدی نژاد داده شد اینطور نبود که مثلأ آقای هاشمی یا خاتمی نباشند و آقای احمدی نژاد باشد. رای به این بود که از این سیستمی که مملکت را اداره میکند ما ناراضی هستیم" (1) عباس عبدی نیزهمین مفهوم را بیان داشته است. او میگوید: "توده مردم از نظام، آقاي هاشمي را ميفهميد، نه آقاي احمدي نژاد را. اگر توده مردم ميخواست به نظام راي دهد به هاشمي راي ميداد. مهم نيست كه توده مردم اين را درست فهميده يا اشتباه كرده است، ولي توده با اين استنباط راي خود را به احمدينژاد داد.
قدرت سازماندهی رای در یک کشور
جمع آوری رای و نتیجه انتخابات در هرکشوری بطور عام محصول چند عامل است. پول و سرمایه، قدرت سازماندهی اجتماعی، حضور احزاب سیاسی نیرومند و سازمانهای گسترده وابسته به جامعه مدنی از قبیل اتحادیهای صنفی، سازمانهای زنان، واحدهای سندیکایی و سازمانهای جوانان ودانشجویان و گروههای محیط زیستی و مانند آنها و یا یک قدرت متمرکز با شبکهای سراسری مانند دستگاه حکومتی و یا ارتش و سازمان های نظامی و امنیتی وابسته به آن، نقش اساسی را در انتخابات بازی میکنند. تنها در موارد استثنایی است که یک شخصیت مردمی که آنهم محصول یک دوره معین تاریخی و برآمد یک شکاف عمده اجتماعی است میتواند نقش یک یا چند عامل بالا را بازی نموده و با ایفای نقش یگانه و کاریزماتیک خود نتایج انتخابات را تغییر دهد.
جامعه ما و کشورماهم خارج از این قاعده نیست. صرف ارائه یک برنامه سیاسی پیشرو و یا یک اطلاعیه جمع و جور سیاسی و یا امضای چند شخصیت علمی و دانشگاهی و فرهنگی نمی تواند جای عوامل ذکر شده بالا را بگیرد.
به دلیل آنکه احزاب در کشور ما پایگاه مشخصی ندارند هر حزبی دوست دارد به نمایندگی از خود، صحبت کند نه به نمایندگی از پایگاه اجتماعیاش. لذا حتی گاهی سر خود حرف میزنند و از اعضای حزب اجازه نمیگیرند در حالیکه باید پیش از هر جهتگیریای دربارهی بند به بند موضوعاتی که قرار است مطرح شود در حزب بحث و گفتوگو صورت بگیرد.مشکل دیگری که در ایران بر سر راه ائتلاف وجود دارد این است که گفته میشود چون وزن احزاب معلوم نیست، ریش سفیدان متن ائتلاف را تعیین کنند که به نظر من این کار، خطرناک است و یکی از دلایل به هم خوردن ائتلاف ما نیز معمولاً همین موضوع است. مشکل سوم نقض عهد است، احزاب با یکدیگر ائتلاف میکنند اما سر پیمان خود نمیایستند. یعنی برای هر حزب، ائتلاف تا زمانی معتبر است که به نفع او باشد و اگر جایی و در مرحلهای منافع آنها در ائتلاف تأمین نشد، از آن خارج میشوند و این یعنی سهمخواهی و البته میگویند "سهم خواه، لیک اندازه خواه" اما نه آنکه دو نفر حزبی درست کردهاند و به اندازهی یک حزب سراسری سهم میخواهند
اما جهت برون رفت از وضع كنوني چند پيشنهاد را تيتر وار ارائه مي دهم
1- كانديدهاي اصلاح طلب بيش ازهرچيز بدنبال تضمين سلامت انتخابات باشند
2- پپپرهيز كانددهاي اصلاح طلب از تخريب وموضع گيري درقبال هم
3- استناد كانديداهاي اصلاح طلب به نظرسنجي ها همچنين نظراحزاب
4- دعوت به شركت گسترده مردم درانتخابات
5- انتخابات صد درصدبه دوردوم كشيده خواهد شد لذا كانديدهاي اصلاح طلب مواظب عملكرد خود درقبال هم باشند
6- جنس شعارهاي انتخاباتي بسيارمهم است
7- كانديداها وضعيت فعلي كشور را شفاف كرده وانتظارات را در حد اوضاع كشور سوق دهند
8- تحليل وضعيت كشور در دولت نهم بهترين ابزارتبليغاتي اصلاح طلبان خواهد بود
9- موضع گيري خاتمي در سرنوشت انتخابات بسيار مهم خواهد بود لذا بهترين راه پشتيباني خاتمي به صورت برابر از كانديداهاي اصلاح طلب وواگذاري تصميم به خرد جمعي ومردم است چرا كه حمايت از يكي ازكانديدها تبعات بسياربدي خواهدداشت.
اما من شخصا با سبك وسنگين كردن عملكرد وگذشته آقايان كروبي وميرحسين ومشاهده شعارهاي اين دوكانديد به اين نتيجه رسيده ام كه درشرايط كنوني حمايت از كروبي به دليل وابستگي بيشتر به اصلاحات وشركت داشتن دربطن اصلاحات وهمچنين موضع گيري هاي نسبتا تندش درقبال عملكرد دولت نهم وحاكميت وهمچنين نوع شعارهاي مطرح شده توسط كروبي وچندين دليل ديگر كه در روزهاي آتي درمقاله اي با عنوان چرا حمايت ازكروبي عنوان خواهد شد عاقلانه تر است.لذا با تمام توان خواهم كوشيد تا با حمايت از كروبي راه بازگشت مجدد اصلاح طلبان به صحنه وترميم گذشته را باز كرده والبته تصميم قطعي خود را به خرد جمعي در روزهاي پاياني وامي گذارم چراكه عاقلانه ترين راه احترام به نظر سنجي ها وخرد جمعي اصلاحات است وترجيع دادن آن برنظرشخصي.
با اين اميد كه دوستان با درايت وانديشه خود تصميمي درست درقبال انتخابات آتي بگيرند چراكه نتيجه اين انتخابات براي اصلاحات بسيارحياتي خواهدبود.
محمودموسايي
فعال ونويسنده سياسي
www.seyasatrooz.blogfa.com
mahmoodmusaee@yahoo.com
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۴ قֽظֽ | Reply
علی.م. :
سلام آقای مهندس عبدی عزیز
تحلیل شما را خواندم و شخصا از صداقتی که در نوشتن آن به خرج داده ایداز شما سپاس گزاری می کنم.
1- به نظرم ساخت این مقاله در اصل ازدو مقاله مستقل تشکیل شده است که عبارت است از:الف: تحلیل راهبردی از علل قرار گرفتن نظام سیاسی در ایران کنونی در مرحله پیشا فرو پاشی به دلیل پایان دوران بهره گیری از رانتهای سه گانه ی نفت سیاستگزاری های اشتباه آمریکا در منطقه و اشتباهات اصلاح طلبان.ب:تحلیل در باره ی تاکتیک های پیش روی اصلاح طلبان در مقطع انتخابات.
2_ در باره ی بخش اول مقاله به گمان من پیش بینی پایان یافتن عمر استفاده دولت از رانت نفت تا حدی خوش بینانه است.این پیش بینی نیازمند داشتن آمار و ارقام در مورد ذخائر نفتی و تولید سالیانه و... است که ظاهرا در حوصله ی مقاله شما نیست.علاوه بر آن برای رسیدن به قطعیت لازم در باره ی انجام این پیش بینی باید بتوانیم عومل بیرونی و مهمتر از همه بحران اقتصادی را هم مد نظر قرار دهیم که این کار هم غیر قابل انجام است. به راستی چه تضمینی وجود دارد که با پایان بحران اقتصادی و افزایش قیمت نفت دوباره استفاده از رانت نفت آغاز نشود؟اما به گمان من به جای این مساله باید از پدیده ی دیگری سخن می گفتید که تاثیر آن بر روابط دولت ومردم بیش از هر عامل دیگری است و آن تغییر بافت اجتماعی است .توسعه شهر نشینی و صنعتی شدن( حتی در شیوه های کشاورزی) میل به مالکیت خصوصی واز بین رفتن قبح ثروت ورفاه طلبی و در نتیجه پیدا شدن مفاهیمی مثل حریم خصوصی و حقوق شهروندی چالش های اصلی تری است که هر دولتی که بر سر کار بیاید با آن روبه روست.حتی آن دسته از کسانی که با بهره گیری از رانت دولتی خود را از طبقات پایین جامعه جدا کرده و به طبقات بالا پیوسته اند در نهایت برای استفاده از امکانات خود طرفدار سیستمی خواهند شد که با تغییر ساخت های اجتماعی هماهنگ باشد.بخش بزرگی از اصولگرایان به دلیل بسته بودن فضای ذهنی از درک تغییر ساختار اجتماعی ایران ناتوانند اما خوشبختانه عده ای دیگر سعی می کنند ذهن خود را با این تغییرات وفق دهند.پیدا شدن اصطلاح " اصولگرای اصلاح طلب" را در همین چهارچوب می توان بررسی کرد.از دید نگارنده تضاد میان نگرش فئودالی( قبیله ای یا روستایی) به مقوله وظایف و اختیارات دولت از یک سو ورسوخ مدرنیسم در زنگی شهروندان ایرانی از سوی دیگر عامل اصلی بروز بحران در دوره مدیریت دولت فعلی است.
3-بحث اصلی در قسمت دوم مقاله جناب عالی این است که اصلاح طلبان باید به دنبال ایجاد یک جریان اجتماعی باشند که با تکیه بر آن بتوانند مشارکتی حد اکثری در جامعه ایجاد کنند.این مساله به کرات از سوی همه ی اصلاح طلبان اعلام شده است . مساله اساسی که هیچ یک از اصلاح طلبان به آن اشاره نمی کنند و در مقاله شما هم اثری از ان نبود این است که برای ایجاد این جریان اجتماعی مردم باید" انگیزه" داشته باشند.بحث اصلی این است که چگونه می توان این "انگیزه "رادر آنان ایجاد کرد؟آقای خاتمی قادر بود چنین انگیزه ای را ایجاد کند اما همان طور که در کامنت مقاله قبلی شما نوشتم به دلیل توان ایجاد این جریان در مرحله پس از انتخابات مورد حمایت قرار نمی گرفت و انصراف داد. تناقض اصلی که هر کاندیدای اصلاح طلبی با آن رو به روست همین است.
4- از میان آقایان کروبی و موسوی به نظر می رسد که آقای موسوی قابلیت بیشتری برای ایجاد یک جریان اجتماعی دارد امابه گمان من دلبستگی هایی که خود از آن به اصولگرایی یاد می کند مانع از آن میشود که بتواند رای کافی را از اکثریت خاموش مردم جذب کند.
5- در مقاله شما بحثی از تاکتیک های جناح مقابل اصلاح طلبان نشده بود. راستی اگر اصولگرایان با استفاده از وضعیت به وجود آمده در میان اصلاح طلبان و حضور همزمان موسوی و کروبی در انتخابات به فکر آن بیفتند که انتخابات را به دور دوم بکشانندو در آن جا رقابتی ظاهری میان آقای احمدی نژاد و فردی دیگر ترتیب دهند تکلیف آقایان موسوی و کروبی و هوداران آنها چیست؟ مشارکت(احتمالا) اندک مردم در انتخابات آتی اقتضا می کند که اصلاح طلبان این گزینه را هم مد نظر داشته باشند.
6-یک توصیه شخصی : فکر نمی کنم شعار"مردمی کردن درآمد نفت"عاقبت خوشی داشته باشد. خیلی شبیه " آوردن نفت بر سر سفره مردم" است و مردم از این شعار سابقه ذهنی خوبی ندارند.از همین حالا می توانم پیامک های طنزی را که از مقایسه این دو شعار ساخته خواهد شد تصور کنم.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
از آخری شرع می کنم.
این طرح اقتصاددان لیبرال است و چه ربطی به شعارهای دولت فعلی دارد؟ البته من در باره بیان آن قبلا نوشته ام کهئچگونه باید میبود اما در هر حال به دلیل تبعات آن نباید از این طرح مهم گذشت.
در باره تاکتیکهای جناح مقابل حق با شماست من اصلا در این مورد وارد نشده ام و نمی شوم و هر کس هم بشود کار بیهوده ای است چون همه بر اساس ظن و گمان است و اتلاف وقت.
با بند 4 موافقم اما بند 3 را نگفته ام چون معتقدم ایجاد جریان اجتماعی غالب فقط از موضع اصلاحات امکان پذیر بود و با نبود خاتمی آن نا ممکن است بنابر این در پی ایجاد جریان اجتماعی نیستم اما تحرک سیاسی مطلوب است.
بند 2 هم درست است اما اینها موضوعات ساختاری طولانی مدت است شهری شدن بارها و بارها به عنوان یک عامل مهم مطرح شده اما تفاق مورد نظر هیچگاه رخ نداده است. بنابر این این دسته از متغیرها به علت بطئی بودن تاثرشان منظور واقع نشده اند. در باره نفت هم ممکن است نظر شما درست باشد اما با افزایش درآمدهای نفتی وابستگی به آن بیشتر و اقتصاد و بودجه دولت ضربه پذیرتر می شود افزایش نامحدود قیمت ممکن نیست.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۵۳ قֽظֽ | Reply
صالح صحابه تبريزي :
بعد از سلام.
پيش-نوشت: مطلب ِ مفيدي بود. با اين همه بر ايده ي محوري آن نقدهايي دارم (بند چهارم ِ اين حاشيه) كه شايد بتواند در نهايت به كارتان بيايد. از اين جا شروع مي كنم كه ...
يك. آنگونه كه بهتر از من مي دانيد، در نظام هاي حزبي شيوه هاي متنوعي به كار گرفته مي شوند تا احزاب به جمع بندي برسر ِ كانديداي مورد نظر خود در انتخابات برسند. اين گونه شيوه ها، دست كم، تابعي هستند از وضعيت ِ تاريخي ِ شكل گيري ِ احزاب و چندوچون ِ قواعد انتخاباتي ِ كشورها. (براي نمونه مي توان مشتركات و افتراقات ِ شيوه هاي به كارگرفته شده در ميان ِ احزاب گوناگون در امريكا و آلمان را بازبيني كرد) واقعيت ِ آن است كه به دليل ِ نوپايي ِ فرآيند هاي مردم سالارانه در ايران و عدم ِ تجربه/توانايي ِ فعالان ِ سياسي، دسته-جات ِ گوناگون ِ حزبي( ِاصلاح طلب) از وجود ِ چنين شيوه هايي محروم هستند.
دو. در غياب چنين شيوه هايي، ويژگي هاي بازاريابانه ي كانديداهاي مختلف از يك سو و وضعيت هاي تصادفي ِ ادوار ِ سياسي از سوي ِ ديگر مي تواند هرازچندگاهي به معرفي يك كانديداي مشترك و حمايت ِ دسته جمعي ِ احزاب از وي بينجامد. براي مثال خاتمي ِ 76 چيزي نبود جز عرضه ي يك كالاي انتخاباتي با قابليت هاي بازاريابانه ي بي نظير در وضعيت ِ بازاري ِ مساعد؛ كه از اساس ويژگي هاي تصادفي دارد. اوباماي 08 نيز در انتخابات ِ درون حزبي ِ دموكرات ها مي تواند مثال ِ ديگري از اين تقارن ِ نصادفي باشد.
سه. در نوشته ي شما، به نبود ِ شيوه هاي تصميم گيري جمعي (بند يك بالا) اشاره شده است. و من به هيچ وجه حاشيه اي بر اين موضوع ندارم. امّا اگر مقصود ِ شما از "موج ِ اجتماعي" هفتادوشش نيز چيزي شبيه به توصيف بند ِ دوم من باشد، من مي توانم با شما موافقتي نسبي داشته باشم. اگرنه، بند مذكور نقدي بر نگاه ِ شما به مساله ي انتخابات خواهد بود. ويزگي هاي بازاريابانه ي كانديداها و شرايط تصادفي ِ ادوار سياسي عوامل بسيار تعيين كننده اي در انتخابات هستند. "موج ِ اجتماعي" براي من معناي خاصي ندارد و درك درستي از چيستي ِ آن نيز ندارم.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در باره موج اجتماعی توضیح باید داد. از نظر من این موج فقط بر حرکتی شکل می گیرد که شکاف اصلی جامعه یعنی دولن - ملت را رهبری کند و حرکت اصلاحی همین مضمون را داشت. اما حرکت سیاسی با هدف پر کردن شکافهای دیگر موجب ایجاد جنبش اجتماعی نمی شود. توضیح آن در مقاله مفصل سرنوشت محتوم و تحلیل انتخابات سال 84 آمده است.
////////////////////////////////////////////////////
چهار. هم اكنون در انتخابات ِ پيش رو نه تنها شيوه ي معيّن و از پيش تعيين شده اي براي معرفي و حمايت ِ دسته-جات ِ حزبي ِ اصلاح طلب از كانديداي مشخص وجود ندارد، بلكه هيچ يك از دوكانديداي بالفعل (ويا حتي كانديداهاي بالقوه ي ديگر نيز) از ويژگي هاي بازاريابانه ي فوق العاده اي برخوردار نيستند. البته نگارنده از وضعيت ِ دوره ي سياسي بي خبر است. ممكن است كه دوره ي سياسي در ايران هنوز هم به نفع ِ طرف ِ محافظه كار باشد. امّا نگارنده درك دقيقي از اين موضوع ندارد. با اين همه، همان دو مساله نيز مي تواند عميقاً بر بخت ِ پيروزي ِ دسته-جات ِ حزبي ِ اصلاح طلب تاثير منفي بگذارد.
///////////////////////////////////////////////
عبدی:
این دو مساله تا حدودی به هم گره خورده اما هر دو وجود دارد.
//////////////////////////////////////////////
شايد در نگاه ِ اول طرح ِ "وحدت با هدف راي آوري در ده روز آخر"/حكميّت پاياني بتواند مفرّي براي ِ برون رفت از وضعيت ِ كنوني باشد. امّا به دلايلي كه ذكر خواهم كرد، به اين طرح خوشبين نخواهم بود:
چهار-يك: وجود ِ شيوه ي حكميّتي از اين دست بايد توسط كانديداهاي بالفعل (وديگر كانديداهاي بالقوه) به رسميت شناخته شود. اين امّا بدان معني نيست كه ايشان بپذيرند كه درنهايت به قاعده ي اين حكميّت تن داده و اگر قرعه به نام ايشان افتاد به نفع ِ ديگري كنار مي روند. زيرا همانطور كه از لحن ِ نوشتار ِ شما نيز برمي آيد تصميم ِ حكميّت مي تواند بالقوه حضور هردوكانديدا را در مرحله ي نخست ِ انتخابات تضمين كند. وليكن اين همه، نمي تواند از اهميّت ِ به رسميت شناختن ِ اين شورا توسط ِ دسته-جات ِحامي ِ كانديداها بكاهد. با توجه به شناخت دورادوري كه از دوكانديداي ِ موجود(وديگر كانديداهاي بالقوه) دارم، احتمال چنين اقدامي را بسيار اندك مي دانم.
چهار-دو: مي توان پيش بيني كرد كه حتّي در شرايطي كه ده روز به انتخابات باقي مانده نيز، توانايي ِ تكنيكي و سياسي ِ تحليل و جمع بندي بر سر ِ پرسش هايي كه حكميّت بايد به آنها پاسخ دهد و برمبناي ِ آنها تصميم گيري كند، وجود نخواهد داشت. درمورد نخستين پرسش، به گمان ِ من ابزاري براي ِ رصدكردن ِ آرا (حتي در ده روز ِ آخر نيز) وجود ندارد. چرا كه ابزاري از اين دست حداقل بايد دو ويژگي داشته باشد. نخست به صورت ِ فراگيري بتواند نظرسنجي كند (ويژگي ِ تكنيكي) و دوم اينكه براي همه ي طرف ها ابزاري قابل اعتماد باشد (ويژگي سياسي). من راه حلي براي يافتن ِ اين ابزار سراغ ندارم. (تخمين هاي گوناگون از نتيجه ي انتخابات نهم در هفته هاي آخر (بخوانيد: برون-دادهاي ابزارهاي موجود) مي تواند شاهدي بر اين مدعا باشد) پاسخ به دومين پرسش نيز به هيچ وجه به طور ِ فراگيري قابل ِ حصول نيست. توافق بر سر ِ چندوچون ِ استنتاج هاي آماري در آن شرايط ِ انتخاباتي از سوي ِ طرف هاي گوناگون قابل حصول نخواهد بود. (چسبندگي ها: بند ِ پايين)
چهار-سه: مي توان پيش بيني كرد كه چسبندگي هاي زيادي تا ده روز پيش از انتخابات به وجود خواهد آمد كه مي تواند بر پايبندي ِ كانديداهاي مختلف به تصميم ِ حكميّت تاثير بگذارد. پشتيباني هاي ِ مالي ِ ستاد هاي فعال ِ انتخاباتي ( بخوانيد: شرط بندي هايي كه بر سر اسب هاي مسابقه تا پيش از آغاز آن انجام شده) چسبندگي هايي به وجود مي آورد. از سوي ِ ديگر دسته-جات ِ حامي ِ كانديداهاي مختلف همواره به اين مي انديشند كه در ده روز ِ پاياني اتفاقات ِخوشايندي درپيش است و اين مساله ايشان را عميقاً به نتيجه ي انتخابات خوشبين مي كند.(ارزيابي هاي ستاد هاي انتخاباتي دكترمعين/قاليباف از وضعيت ِ آرا در ده روز پاياني ِ كمپين 84 را دوره كنيد) سومين چسبندگي كه به گمان ِ من از اهميت فوق العاده اي برخوردار است حضور ِ يكي از كانديداها درپي ِ علايم معين سياسي ست. درك ِ من از شرايط اين است كه يكي از كانديداهاي بالفعل به واسطه ي چراغ سبزهاي مشخصي وارد صحنه شده است و تازماني كه وضعيت ِ چراغ راهنمايي به همان گونه باشد، تصميم ِ ايشان برماندن خواهد بود. وضعيت آن هنگام پيچيده تر خواهد شد كه كانديد ِ ديگر (ويا كانديداهاي بالقوه ي ديگر) از اين وضعيت آگاه باشند. اضافه كنيد كه همان كانديداي معلوم به هيچ وجه خود را برخواسته از دسته-جات ِ اصلاح طلب نمي داند و ازاساس دليلي نمي بيند كه به حكميّتي از اين دست تن دهد. (ناگفته نماند كه اين چسبندگي ِ سوم بر يك تحليل بنيادي استوار است و اگر آن تحليل نادرست باشد، اين چسبندگي وجود نخواهد داشت.)
چهار-چهار: به دليل ِ زمان بندي ِ تشكيل ِ اين شورا، دسته-جات ِ اصلاح طلب ِ حاضر در انتخابات نمي توانند از ابزار ِ تبليغاتي ِ خاتمي بهره اي ببرند. اين واقعيتي ست كه فعال بودن/ماندن خاتمي در انتخابات مي تواند بر نتيجه ي پاياني ِ آن تاثيراتي بگذارد. امّا خاتمي در نهايت نمي تواند به پيام هاي مبهم تبليغاتي بسنده كند. به دلايلي كه تا كنون ذكر شد نيز خاتمي نمي تواند دل خوش به تبليغ بر سر ايده ي حكميّت باشد. هم از اين رو، ابزار تبليغاتي ِ خاتمي به كسي كه تنها به گفته هاي مبهم/هميشگي درباب ِ اصلاح طلبي و ضرورت ِ پي گيري ِ آن اكتفا مي كند و يا هرازچندگاهي نقدي بر دولت ِ نهم وارد مي كند فروكاسته مي شود.
(چهار-پنج: البته مي توان شرايطي را متصور شد كه به واسطه ي شكافي عميق ميان ِآراي ِ كانديداهاي بالفعل، حكميّت بتواند به نتيجه اي برسد. امّا اين همه نيازمند مفروض دانستن متغيرهاي بسياري ست كه نگارنده بر برقراري آنها در ده روز ِ پيش از انتخابات مشكوك است.)
///////////////////////////////////////////////
عبدی:
همه اشکالات شما وارد است. پاسخ را در متن توضیح داده ام
بدین معنا که اگر آقای موسوییا کروبی هر کدام توانستند جریانغالب راه بندازند خود به خود نتیجه وحدت حاصل خواهد شد و اگر هم نتوانستند وحدت شکلی جز ضرر نتیجه دیگری ندارد. اما برای خودم و شما یا هر کس که این متن راقبول دارد راه حل ارائه شده است در حالی که به نظر من از زاویه جامعه شناسی سیاسی بعید است که ضرورت چنین اتحادی در مرحله اول بوجود آید بعلاوه من که نمی توانم برای نامزدها تعیین تکلیف کنم هیچ کس نمی تواند چنین کند و این اقدام ممکن است به بدتر شده رفتارها منجر شود اما از نظر خود اطمینان دارم که اگر رای دادن به فرد دیگر مطلوبتر این کار را خواهم نمود و اگر مجموعه مهمی از این افراد در ستاد یک نامزد باشند او هم تبعیت می کند. تصور من این است که با کمک برخی دوستان می توانم آقای کروبی را در چنین شرایطی قانع کنم اما در باره آقای موسوی هیچ اظهار نظری نمی توانم بکنم و یکی از دلائل حضور در طرف کروبی هم همین است.
//////////////////////////////////////////////
پنج: در نهايت به گمان ِ من نتيجه ي حضور در انتخابات به اين صورت چيزي فراتر از نتايج حاصل از "حضور" نيست (با شما موافقم كه حتي همين دستاورد نيز بهتر از هيچ است) و شواهد ِ چنداني در دست ندارم كه بتواند من را به "پيروزي" خوش-بين كند. با اين همه، بالقوه مي توان اقداماتي را درپيش گرفت كه با تقويت ِ يكي از كانديداهاي بالفعل( ويا بالقوه) بخت و اقبال ِ اندك ِدسته-جات ِ اصلاح طلب كمي افزايش يابد. چرا كه ظرفيت/قابليت ِ سياسي ِ معرفي ِ يك كانديدا تا اطلاع ثانوي وجود نخواهد داشت. امّا در عمل طراحي ِ آن اقدامات نيز به واسطه ي شرايط ِ پيشيني ِ موجود كار دشواري ست.
پي-نوشت: حمايت ِ شما از كروبي به گمان ِ من چندان دورانديشانه و از سر ِ دقّت نيست. شايد ديگر بار به اين مساله اشاره اي كنيد و آن جا حاشيه اي بگذارم.
سپاس-گزار ام.
///////////////////////////////////////////////
عبدی:
من هم به پیروزی فکر قطعی نمی کنم. اما درباره دور اندیشانه بودن یا نبودن بر حسب درک خودم است در حال حاضر فکر می کنم که دوستان دیگر اشتباه راهبردی دیگری را در ادامه اشتباهات قبلی مرتکب می شوند.
//////////////////////////////////////////////
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پاسخها داخل متن آمده است.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۳۷ قֽظֽ | Reply
پیام :
با سلام و تشکر. مقاله بسیار جامع و دقیقی بود ولی جناب آقای عبدی بازی در زمین بیطرف و عادلانه ای نیست از نظر من تعویض دولت کنونی( اگر تا انتخابات همچنان حمایت رهبر را داشته باشد) بامشارکت حداکثری به صحنه کشیدن آرای خاموش جامعه و ایجاد یک شبه دوم خرداد دیگر ممکن است من فکر نمیکنم کروبی و موسوی توانایی همچین موجی را داشته باشند.با تمام انتقادی که به خاتمی دارم و معتقدم تمام اتفاقاتی که بخواهد با ورود خاتمی به حاکمیت بیافتد با ورود کروبی یا موسوی هم میافتد .ولی جناب آقای عبدی از سه گزینه موجود تنها خاتمی توانایی شکست دولت کنونی را داشت.نکته دیگر که جای آن در مقاله خالی بود بحث ورود عبدالله نوری به انتخابات و احتمال تاثیر گذاری شخصیتی مثل او با شعارهایی مشخص و ساختار شکنانه است
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب اگر ایشان می توانست چرا کنار رفت و اگر آقای نوری شرائطی برای این کار دارد حتما حضور خواهد یلفت. ضمن این که تغییر دولت مساله چندم این یادداشت بود و نه اول.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۵۹ قֽظֽ | Reply
حسن :
آقای عبدی
شما بعنوان یک فرد عادی
تحت چه شرایطی انتخاباتی را تحریم میکنید؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
تحریم نمی کنم چون نمی توانم. اما اگر منفعت آن بر هزینهاش پیش نگیرد شرکت نمی کنم.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۰۰ قֽظֽ | Reply
فراست :
بسیار جالب بود
بنظر من اگر هر کس که می آید فقط به مردم و رسانه های مستقل و آزاد پاسخگو باشد ، همه ی کارهای مملکت درست میشود.
چون در آن صورت ، مردم خود می توانند با طرح سؤال و مطرح کردن ابهامات و ....تفسیر و بررسی و تحلیل جوابهای رهبران ، خود ، آنها را هر چند ناقص و معیوب باشند بسازنند....
اگر کسی که میآید فقط و فقط به مردم ، بدون ملاحظه و رودر بایستی و بدون تهدید و سانسور، جسورانه فقط و فقط به مردم و رسانه ها ی مستقل و مردمی پاسخگو باشد ، آنوقت مردم توسط نیروی میکرب کشی خود نخواهند گذاشت که آنها توسط افراد متملق بادمجان دور قاب چین ، و به وسیله ی جدایی از خورشید مردم ، آلوده و گرفتار فساد شوند و ....
تمام مصیبتهای ما در کشورهای استبدادی اینست که متاسفانه تمام امور قدرت و اقتصادی و تصمیم گیری مملکت دست کسانی قرار داده میشود که به هیچ وجه من الوجوهی پاسخگو نیستند که نیستند.
آقای عبدی !
بنظر شما ، آقای کروبی در این نظام می تواند واقعا پاسخگوی سؤالات و ابهامات مردم در حوزه ی اختیارات خود باشد؟
منکه بعضی از اوقات حسرت زمان شاه را میخورم چون شاه لااقل هر از چند گاهی در مقابل خبرنگاران جسور و آزاد - که بهیچ وجه خریدنی نبودند - در مقابل خبرنگاران خارجی حاضر میشد و به سؤالات آنها و ابهامات جواب میداد ولی ما متاسفانه سالهاست با وجود انقلاب سال 57 بر علیه شاه ، از این نعمت هم محروم شده ایم !! آنوقت شما هنوز معتقدید که وضعیت ما ، به بن بست نرسیده ؟
آقای عبدی نوشته اید:
" گرچه مشکلات مردم در بادی امر تورم و اشتغال و اقتصاد و فساد و نابرابری و.... است و این مشکل همه ماست ، اما به صفت فعال سیاسی و تحلیلگر باید توجه داشته باشیم که راه حل این مشکلات در تحقق اهداف مذکور در فوق است و در غیاب آنها ، اوضاع بدتر از این هم که هست خواهد شد ."(( بله. مشکل ، در آن چگونگی تحقق اهداف مذکور است ... و گرنه این را که همه تقریبا امروز لمس و مشاهده کرده میدانند که هر روز اوضاع بدتر و بدتر میشود ؛ شما هم که ظاهرا با نزدیکی با شیخ همخو و هم بو ، مشمول این ضرب المثل شده اید که :" از کرامات شیخ ما اینست ، شیره را خورد و گفت شیرین است!!" مشکل همان چگونگی تحقق جلوگیری از گسترش آتش است ، راستی میدانید وقتی خانه ایی آتش می گیرد ، آتش نشانان چه برنامه ایی را دنبال میکنند؟.... چطور با وجود اینهمه آتش امیدوارید آقایان موسوی و کروبی بتوانند این مهم را ، تحقق بخشند؟ راه حل و برنامه ی آنها چیست؟ بنظر من این راه حل شما، کنار گذاشتن اختلافات که ناشی از نبود برنامه ی مشخص و عدم پاسخگویی کاندیداها ست در این تحلیل هم راه حل نیست - بعدا توضیح میدهم))
نوشته اید:"از این نکته نتیجه می گیریم که اگر دمکراتیزاسیون برای جامعه ما ضروری است پس در غیاب آن حکومت و روند جاری دیر یا زود به بن بست خواهد رسید.(( یعنی هنوز نرسیده؟ اگر نرسیده پس چرا نمی توان هنوز در مورد خیلی مسایل اساسی اظهار نظر کرد؟ ... و چرا شما هم بعنوان یک تحلیل گر سیاسی آزاد نیستید و هنوز مجبور هستید خیلی سؤالات و نظرات خوانندگان خود را سانسور کنید؟دو ......هنوز هم هیچ مقامی حاضر نیست ، حتی در مورد باخت تیم ملی به عربستان جوابگو باشد؟ و ......چرا آقای خاتمی با یک تهدید و یادآوری سرنوشت بینظیر بوتو انصراف دادند؟ و ....آنهم وقتی اینهمه تدبر و تدبیر برای آمدن یا نیامدن کردند؟))
نوشته اید:" اگر به این گزاره ایمان نداشته باشیم بهتر است که سیاست را کنار بگذاریم. (( بنظر من اگر هنوز به این نتیجه نرسیده اید که جامعه در بن بست است و آقای موسوی آمده تا جامعه را از این بن بست ، نجات دهد بهتر است سیاست را کنار بگذاریم))
نوشته اید:" تردیدی در این مساله ندارم و این یقین اهمیت تعیین کننده در ادامه راه دارد.(( حالا فرض کنیم جامعه به بن بست نرسیده و آقای کروبی و یا موسوی هم می توانند جامعه ما را از سرنوشت محتوم فروپاشی نجات دهند ، مشکلات کجاها هست؟ آیا این دو عزیز می توانند حتی اشاره ای به محل مشکلاتی که جامعه را به فروپاشی کشانده ، بکنند؟ آیا بدون گفتن درد می توان برای حل آن راه حل داد؟ و یا نسخه پیچید؟ ))
نوشته اید:"بنابر این هدف اصلی تحقق دموکراسی با تمام پیشزمینه های آن است. هدف میان مدت مشارکت داشتن و پیدا کردن درک بهتر از این هدف اصلی و از یکدیگر است و هدف کوتاه مدت هم کم کردن آلام و خطرات از طریق انتخاب دولتی متعادلتر از دولت موجود است تا جامعه از خطرات بعدی ایمن بماند(( آقای عبدی ! در مملکتی که حتی نمی توان برای دید و بازدید نوروزی بخانه ی زندانیان بیگناه رفت و خانواده ی آنها را دلداری داد ، چه مشارکتی می توان برای حل مشکلات اساسی تر که با مراکز قدرت و ثروت سروکار پیدا میکند داشت، خودتان را گول میزنید یا ما را؟))
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۱۱ قֽظֽ | Reply
امیر :
1- آیا پیشرفت اقتصادی(که محوریت آن برای جامعه عقب افتاده ما تعامل و انتقال تکنولزی ازابرشرکتهای بین المللی است) به عنوان مهمترین عامل به وجود آورنده بسترهای توسعه ای ذکر شده برای تسهیل رشد دموکراسی در کشور ما بدون حضور یک دولت متمرکز منتخب با در اختیار داشتن مجموع منابع کشور امکانپذیر است؟و با نظام علیل و عقب مانده اطلاعاتی و تشکیلاتی کنونی امکان جمع آوری سرمایه های توزیع شده ملی(پول نفت پرداختی به مردم) به سهولت وجود دارد؟
2- اگر اعتماد مردم به اصلاح طلبان به شرایط 76 برنگشته بود که آرای خاتمی نسبت به رقیب 3 به یک نمیشد ؟
3- اگر هدفمان اجرای الگویی شبیه رقابت درون حزبی اوباما و کلینتون است و از سوی دیگر متفق القولیم که فاکتورهای توسعه یافتگی در کشور ما حداقل است یا وجود ندارد چرا به این نتیجه نرسیم که همه چیزمان شبیه همه چیزمان است و چنین الگوی رقابتی در شرایطی که از وجود حداقل نیروی ورزیده سیاسی گرفته تا امکان آگاه کردن مردم در طی یکی دو هفته اخر از تصمیم نهایی انهم به صورت اقناعی و نه دستور تشکیلاتی محرومیم، نزدیک به غیر ممکن است؟
4- شکاف درون قدرت و عمیق تر شدن آن ارتباط دقیقا مستقیم با شرایط جامعه و مردم دارد چنانچه نیروهای سیاسی منتظر کامل شدن این شکاف بدون تاثیر گذاری مردم هستند به خصوص با امکان مدیریت از بالایی که در ان جناح تا حدود زیادی وجود دارد این انتظار بیفایده به نظر میرسد.
5-چرا اگر موسوی حداقل از تابستان شواهد کافی و لازم را برای حضور فعالانه خود نشان می داد در این صورت نه آقای کروبی و نه آقای خاتمی وارد میدان نمی شدند و در ان صورت مجموعه اصلاح طلبان می توانستند از ابتدا بر فرد معینی بجز خاتمی توافق کنند و او را حمایت کرده و به عنوان تنها نامزد خود معرفی کنند ، نه دیگه دچار فقدان تشکیلات لازم و ساز و کار دمکراتیک مناسب برای رسیدن به چنین اجماعی بودند، نه بحث قادر نبودنشان در جلوگیری از حضور دیگر افراد منتسب به جبهه اصلاحات در انتخابات مطرح بود، نه کسی شک داشت که موسوی رایش از کروبی بیشتره و نه به کروبی نیاز بود تا شاید به عنوان رای شکن برای احمدی نژاد نقش ایفا کنه ولی الان دیگه هیچ امکانی برای اجماع وجود ندارد؟(نکند اقای کروبی تو این فاصله پوستراشون رو چاپ کردند دیگه حالا میگن حیفه مردم این عکسای خوشکل رو نبینند و یا پرداخت هزینه ها موکول به بعد از رییس جمهور شدن بوده و میترسند که صورت هزینه ها روی دستشان بماند)
6-چرا قبل از عید که هنوز هم نسبت به چند روز مانده به انتخابات اونقدر تنور انتخابات گرم نشده به دلیل کناره گیری خاتمی به نفع موسوی هزاران جوان ناامید و دپرس رفتند به خانه ولی درست چند روز مانده به انتخابات میتوان به روشی که کسی خم به ابرو هم نیاورد شرایطی ایجاد کرد که یکی به نفع دیگری کنار برود؟
7-چرا اگر ایران سرزمین اتفاقات و فرصت هاست ما این را لحاظ نمیکنیم که از این جنس اتفاقات هم میتواند در آمدن موسوی و عدم اعلام آن در تابستان و رفتن خاتمی آنهم بعد از اعلام حضور دخیل باشد؟
8-اگر خاتمی (که بعد از گفتن یا من یا موسوی و اون حمایت قاطع از موسوی از انتخابات کناره گیری کرد ولی به قول شما نتوانسته طرفدارانش را هنوز برای حمایت از موسوی اقناع کند) حالا تازه بیاید و از کروبی هم حمایت کند معنی حرفش برای من نوعی طرفدار ایشان این نیست که ببخشید که تا امروز خبر نداشتم کروبی هم آدم خوبیست و به همین دلیل هم بدون اعتنا به اون دربدر دنبال موسوی بودم و چون موسوی هم شک داشت ریسک نکردم خودم آمدم ولی حالا به این هم رای بدهید خوب است. فکر نمیکنید این رفتار طرفداران ایشان را نه تنها خانه نشین بلکه عزادار میکند که با چه ادم دم دمی مزاجی طرفند که رییس جمهور انتخاب کردنش شبیه وزیر انتخاب کردنهای احمدی نژاد است؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فقط مورد دوم شما به نحوی می توان توضیح داد. منظور از اعتماد این است که در باره یک تصمیم رهبری که قبولش دارید این قدر ان قلت نگذارید و چون می گذارید روشن است که اعتماد نیست نوشته شما معرف همین نکته است. اما رای 3 بر 1 که محقق نشده است چون کسی از آن موضع قادر به حضور نیست.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۳۳ قֽظֽ | Reply
کاظم- :
آقای مهندس عبدی عزیز
نوشته بسیار زیبا و دردمندانه شما خصوصا انجا که هدف هایتان را برای وطن مشترکمان بیان کرده بودید مرا مجذوب کرد ولی چهره هائی که شما تحت عنوان اصلاح طلب و کاندید ریاست جمهوری معرفی کرده اید در آنها نشانی از اینکه در آرزوها وهدف های بیان شده با شما مشترک باشند دیده نمی شود ..کجا آقای موسوی ویا کروبی دم از داد گستری بی طرف و یا دموکراسی زده اند ؟
در همه دنیا کاندیدها حرفهائی میزنند که اجرا نمی کنند و یا نمی توانند اما در ایران وضع دگر گونه است ،بطور مثال آقای خاتمی صحبت از کرامت انسانی وحکومت قانون و جامعه مدنی کرد که بعدا جامعه مدنی مدینه النبی تبدیل شد و در موارد بعدی گفت بحران سازها نمی گدارند و رئیس جمهور فعلی صحبت از بردن پول نفت سر سفره مردم و مبارزه با مافیای اقتصادی و ثروت های باد آورده کرد که در مورد اولی کار به تکذیب کشید و در مورد دومی گفت نمی گدارند و در مورد سوم هم ترکیب کابینه اش نشان می دهد که به آن معتقد نیست ،اما این دو اصلاح طلب حتی تعهدی نمی سپارند که بعد از انتخاب شدن بگویند نمی گدارند!
جالب است هردو رئیس جمهور قبلی به مردم نگفتند چه کسانی نمی گدارند ! کاندیداهائی را که شما اصلاح طلب می دانید نه تنها برنامه ای که نشان از اصلاح طلبی در آن باشد ارائه نکرده اند گذشته چندان درخشانی نیز ندارند که ارائه کنند ..آقای کروبی در مورد مسائل بنیاد شهید و داستان شهرام جزایری و حکم حکومتی چه توضیحی دارند؟آقای موسوی در مورد زندان ها و داستان مرحوم لاجوردی و اعدام های سال 67و ادامه جنگ آیا مسئولیتی می پذیرند؟
تنها شانس اصلاحات ورود چهره های جدید به صحنه است که مسئول نابسامانی ها و همه اعمالی که کشور را به مرحله "فروپاشی"رسانیده است نباشند ..بسیاری از مردم گذشته این آقایان را در حافظه دارند و از تجربه خاتمی نیز آموخته اند که فراموش کردن گدشته افراد اشتباه است و از این زمین شوره زار سنبل بر نخیزد و این را به فرزندان خود هم خواهند گفت...رای دهندگانی که برای رای دادن رای می دهند و امدادهای غیبی همین رئیس جمهور را که برگزیده وبرازنده هیئت حاکمه است ابقا خواهند نمود.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست محترم من که نامزد معرفی نکرده ام. ابتدا توضیح کافی در باره این مساله داده ام. این انتقادات هم از خیلی ها هست که در ذیل یک کامنت به قضاوت در باره افراد اشاره کرده ام. من از روی افراد به مشارکت در انتخابات نرسیده ام که با نقد آنان از مشارکت منصرف شوم.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۴۳ قֽظֽ | Reply
Amir :
آقای عبدي، آقای موسوی گفته اند "اصلاح طلبی هستم که اصول را گم نمیکنم" آيا شما متوجه شديد منظور ايشان از اصول را گم نميکنم چيست؟ آيا اصول دمکراسی که راي، رای مردم است در اصول اصلاح طلبی و اصلاح طلبان پيش بينی شده؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آقای موسوی باید کمی بیشتر سخن بگوید تا هم برای خودشان و هم برای شنوندگان مسائل روشنتر شود.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۲۴ قֽظֽ | Reply
احسان :
سلام آقای عبدی من به تحلیلهایتان علاقه مندم ... من نیز چون شما آقای کروبی را به خاطر ویژگی های شخصیتی چون شجاعت،صراحت و سیاست ورزی، بهترین گزینه در حال حاضر می دانم اما حقیقتا می حواهم بپرسم به نظر شما آیا آقای کروبی توان جذب آرای عمومی را دارد و شما چقدر به پیرزوی ایسان امیدوارید؟ ممنون
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کمک کنیم که اگر ایشان این ظرفیت را دارد آن را فعلیت بخشد. اما چون مقصد اصلی من فقط رای آوری نیست لذا چندان در بند این مساله نیستم. و معتقدم آنان که تنها هدف خود را رای آوری قرار داده اند شکست خوردگان اصلی خواهند بود همچنان که تا حالا چنین شده است.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۲۶ قֽظֽ | Reply
هاشم :
با شما موافقم که سیاست تنها به میدان بحث درباره آرزوهای دور و دراز خلاصه نمی شود بلکه یک انسان مدرن و عقلگرا باید میان مطلوب ها و ممکنات خود نقطه بهینه و اپتیممی را برگزیند.
ولی آقای عبدی شما فردی هستید که بر علیه رژیم شاه انقلاب کردید و در آن زمان میان مطلوب ها و ممکنات خود نقطه ی بهینه و اپتیممی را حتما پیدا نکرده اید که مجبور به انقلاب شده اید چون بارها نوشته و گفته اید که انقلاب توسط بستن مسیر اصلاح توسط شاه به ما تحمیل شد ولی امروز میگویید که برای تحقق بخشیدن به اهداف نرسیده ی خود توسط انقلاب ، از پوسته برخی پیش فرضها خارج شده اید .(اگر چه سخت )
آیا میشود برای روشن شدن ذهنیت ما بگویید آن پیش فرض ها که پوسته ی آن را برای خود شکسته اید کدام ها هستند؟ آیا اصل انقلاب و گرفتن سفارت آمریکا را نیز شامل میشود؟ آیا مشارکت در سرکوب نیروهای دگر اندیش در اوایل انقلاب هم جزو این شکستن پیش فرضها میشود؟
آیا به همین دلیل پیشاپیش نوشته اید: تردیدی ندارم که به دلایل مختلف این تحلیل دارای ضعفها و کاستی ها و حتی ابهاماتی است ؟
درست است
ولی برخی از سؤالات و ابهامات امروز ما که ما را در تصمیم گیریها و مشارکت جستنها مورد تردید جدی قرار داده، بر میگردد به آن عملکردهای گذشته ، .....دیدگاه ها و تحلیلهای گذشته ... به همان ضعف ذهنیت ما ، که شاید از اطلاعات ناقص و غلط و شاید از حب و بغضهای گریز ناپذیرمان از گذشته تاثیر گرفته , اما چه کسی باید این ذهنیتها را پاک و کامل کند؟
سی سال از این انقلاب گذشته
و من نوعی هنوز هم نمیدانم که آقای کروبی و دوستانشان چرا و با چه تحلیل و استدلالی در زندان زمان شاه ، تقاضای عفو از شاه کرده اند؟ و ..... چرا در طول این سی سال ، هیچ تلاش و صحبت شفافی را از آقای کروبی و دوستان ایشان که انقلاب را مال خود کردند ، در این سالها نشنیده ایم؟ چرا ایشان و دوستان ایشان برای پاک کردن ذهنیات افراد مطلع از آن سپاس در داخل زندان - که بعدا همین امر را برای پاک کردن آن بین همه زندانیان خود جاری و ساری کردند ، بگویند که با چه تحلیل و دیدگاهی ، در آن زمان حاضر شدند بطور جمعی از شاه تقاضای عفو کنند ؟ و سپاس به شاهنشاه بگویند؟
آیا این حق مردم هست که دلیل این موضوع را بدانند یا هنوز هم نه؟
چرا این آقایان ، سالهاست بجای پاک کردن ذهنیت مردم نسبت بخود ، با تمام حیله ها و فرار به جلو سعی کرده اند این موضوع و بسیار موضوعات دیگر ..... را پشت پرده بیاندازنند و بر روی آن قلم سیاه بکشند؟
مگر قرار نیست اگر سیاستمداری اشتباه میکند ، دور زده و از مردم عذر خواهی کند؟ یا این موضوع فقط مربوط به آقای خاتمیست؟ ندیدید فدراسیون فوتبال را؟ که چطور سریع از مردم عذر خواهی کرد و از جوابگویی فرار کرد؟
همانطوریکه میدانید شناخت این دیدگاه زمان شاه ایشان ، که بسیاری از اتفاقات ، دشمنی ها ، تردیدها و سوءتفاهامات را بعد از انقلاب باعث شده ، بسیار مهم و حیاتی است مخصوصا که امروز آقای کروبی میخواهند بالاترین مقام اجرایی را در مملکت تصاحب کنند ..... و اشتباهات گذشته را اصلاح کنند و کسانی که در طول سالهای گذشته مورد ظلم واقع شده اند را مورد لطف خود قرار دهند و از آنها عذر خواهی کنند و .....به همین دلیل ، خیلی مهم است که مردم بدانند کسی که بناست به او رای اعتماد ملی دهند چه سابقه و تاریخچه ای داشته و در شرایط سخت چگونه تصمیم گیری کرده و میکند؟ اینطور نیست؟
بنظر شما چرا ایشان و نزدیکان ایشان حاضر نیستند در مورد گذشته ، این ذهنیتها را برای مردم روشن کنند؟ و آب پاکی را روی دست همه بریزنند؟
درست که همه تحلیل ها از خطا مبرا نیستند ولی در مورد آقای کروبی بنظر میرسد باید در مورد گذشته ی ایشان که سایه وار ایشان را دنبال میکند ، شفاف صحبت کرد و جسورانه سؤال کرد ..... اینطور نیست؟ چون این عدم شفافیت نسبت به گذشته جزو خطا محسوب نمیشود.... آقای کروبی ، شخصیتی هستند که در مهمترین زمان ، سر اصلی ترین مساله ، در مجلس ششم ، حکم حکومتی را به نمایندگان خوراندند .... و ایشان شخصیتی هستند که از طرف کسانی که بنا بود آقای خاتمی آنها را اصلاح کند ، برای ریاست مجلس ششم اصلاحات ، بعنوان اسب تروا معرفی ،کاندید و تحمیل شدند ، بنابراین چنین شخصیتی ، با چنان سابقه ای ، بنظر شما ، چکونه می تواند شما را به رسیدن به اهدافی که در بالا ذکر کرده اید کمک کند؟
آقای عبدی
با تمام احترامی که بنظر شخصی شما دارم ضمن برخورد دادن نظر خود با نظر شما ، یک نکته را صمیمانه سؤال میکنم .
به تجربه ثابت شده که در موقع انتخابات ،اقتدارگرایان احتیاج به کسانی دارند که فقط تنور انتصابات مهندسی شده شان را گرم کنند.... و سیاهی لشکر برای آنان فراهم آورند ، فکر نمیکنید برای این منظور بهترین تحلیل ها این تحلیل شما و بهترین گزینه ها آقای کروبی با آن سابقه و آقای موسوی با این سابقه که هر دو جزو افراد خودی و دارای مسایلی هستند که در موقع شکار حاضر به دادن حق السکوت میشوند ، هستند؟
درست است نوشته اید:" ولی یک راه برای کاستن از این خطاها وجود دارد . نقد نقد نقد. آن هم از نوع بی رحمانه اش . تنها جایی که باید با رحم و شفقت خداحافظی کرد هنگامی است که سلاح نقد را بر می کشیم." ولی آیا این حضرات هم که شما سنگ آنها را سینه می زنید ، حاضر هستند ، اجازه دهند اینگونه بی رحمانه ، تمام زوایای زندگیشان، مورد نقد و نقد و نقد قرار گیرد؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اول این که در مورد سرکوب دگر اندیشان نوشته اید در حالی که خدا پدر و مادر برخی از این دگر اندیشان را بیامرزد که به صراحت می گویند اگر ما جای حکومت قرار گرفته بودیم معلوم نبود که چه کارها که نمی کردند آنان که سپاس را (علی رغم بازی بودن آن) محکوم کردند در همان زمان در زندان جوی ایجاد کردند که اگر کسی برای فرار از استبداد آنان با رژیم هم متوسل می شد قابل سرزنش نبود. آنان امروز به وضعی افتاده اند که به عنوان چریک از آن کارهای خود چنان شرمنده اند که برای بزرگداشت وزیر شاه مقاله می خوانند. بعلاوه نقد زوایای زندگی دیگران چه نیازی به اجازه من یا غیر من دارد. این که شما دوست دارید برنامه سپاس را با قرائت خود بخوانید و آن را نقد بنامید مشکلی ندارد من هم می دانم چیست و هیچ مشکلی هم با آن ندارم .
درباره این که انتصابات است و می خواهند تنورشان گرم شود باید گفت این گوی و این میدان شما بجای این حرفها نقد می کردید که اشکال این تحلیل چیست و از همه مهمتر این همه وبلاگ و سایت است در رد این انتصابات بنویسید و افراد هم بخوانند و هدایت شوند. چرا باید به دیگران انگ زد.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۵۵ قֽظֽ | Reply
احمد رضا :
جناب آقاي عبدي ؛تحليلتان را به دقت مطالعه كردم به نظرم رسيد شما موضوع بسيار مهم آراي خاموش را در نظر نگرفته ايد . همانطور كه مشهود است در 6 سال گذشته همواره حول و حوش نيمي از واجدين شرايط از شركت در انتخابات سر باز مي زنند ! از آنجايي كه قطعاً حتي 1 در صد از اين آرا به جناح حاكم تعلق ندارد شما چه برنامه اي را براي كسب آراي قسمتي از اين گروه از مردم به نفع اصلاح طلبان پيشنهاد مي نماييد ؟ آيا به نظر شما با انحصاري بودن اكثر رسانه ها در دست جناح حاكم؛ اميدي وجود دارد كه مردم شهر هاي كوچك و روستاها را با واقعيات عملكرد دولت آشنا كرد ؟ به نظر حقير دو موضوع پيش گفته اهميت بسيار زيادي در تعيين سرنوشت انتخابات دور دهم رياست جمهوري دارد !؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قطعا چنین کاری سخت است و تا حدی هم باید با آن کنار آمد. آرای خاموش عمدتا با حضور از موضع اصلاحات روشن می شدند.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۰۱ قֽظֽ | Reply
اصغر :
خسته نباشید
آنچه من از تحلیل شما دستگیرم شد این بود که شما معتقدید آنچه با توجه به ساختار حقوقی قدرت در جمهوری اسلامی، قابل تحقق است، یعنی مطالباتی که امکان برآورده شدن آنها در چهارچوب ظرفيت قانون اساسی و ساختار حقوقی موجود، شدنی و ممکن باشد باید از کاندیدا ها خواسته شود ولی آنچه در اهداف در اول تحلیل نوشته اید مطالباتی است که امکان برآورده شدن آنها در چهارچوب ظرفيت قانون اساسی و ساختار حقوقی موجود، شدنی و ممکن نیست یعنی هنگامی که مطالبات مطرح شده در این تحلیل را بار ديگر مورد مطالعه قرار دهيم در می يابيم که از قضا چنين مطالباتی به هيچ وجهی حداقلی نمی باشند و تحقق آنها نياز به تغييرات ساختاری و اساسی در نظام سياسی و اجتماعی و اقتصادی موجود دارد. این تناقض را چگونه می توان توجیه کرد؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ظاهرا مساله درست منقل نشده است.مطالبات در ساختار حقوقی هم از نظر من حداکثری و از موضع اصلاح طلبانه است و در حال حاضر هم باید از آن تنازل کرد.
اما آن اهداف بیان شده هدف انتخاباتی نیست بلکه فرآیندی است که در مسیر آنها باید حرکت کرد . هر دو مساله در متن توضیح داده شذه است.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۱۰ قֽظֽ | Reply
porsan :
با درود و آرزوی بهروزی
1 ـ رأی به رئیس جمهوری کنونی اوضاع را بدتر می کند اما از درون آن نظام نابود نمی شود ؛ تشدید انسداد سیاسی و سرکوبی در شرایط بحران اقتصادی و افزایش نارضایی توده مردم ـ به لحاظ فکری و سازمانی ـ پراکنده ، محتمل تر است . در این صورت در کوران تنش و برخورد ، نیروهایی تازه نفس برای تداوم انسداد سیاسی تربیت می شوند . ( در نظر داشته باشیم که احمدی نژاد و ده نمکی و ...آخرین بقایای « میلیتاریسم » دوران انقلاب و جنگ بوده اند ، نظامی گرایی که به کمدی گرایید و با درآمد فراوان نفتی در رویکرد مثبت لایه های فرودین اقتصادی و فرهنگی غرق شد . )
2 ـ می گویند قالی باف مدیر توانمندتری است و از حمایت کانون نظام هم برخوردار است و ....
اما قالی باف هر چه باشد برآمده از یک شبکه پادگانی است و عقبه اجتماعی ، پیشینه کاری و چارچوب فکری او بر گرایش وی به کاربرد زورابزار و محدود کردن توسعه به برخی جنبه های فیزیکی دلالت دارد . این گرایش را در متن بحران اقتصادی و بافت اجتماعی پرشکاف و تضاد ایران باید قرار داد تا ابعاد ویرانگر آن آشکارتر شود .
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۱۲ قֽظֽ | Reply
مهناز :
یعنی شما نتیجه ی انتخابات را از پیش تعیین شده نمیدانید؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر من تاثیری بر انتخابات نداشتم یقین بدانید قدمی در این راه بر نمی داشتم این قاعده باید برای همه ما ثابت شده باشد و اگر روزی به نتیجه مورد نظر شما برسم ذره ای در این راه گام نخواهم گذاشت.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۱۳ قֽظֽ | Reply
حميد :
با سلام و تشكر از تحليل خوبتان
نكته اي كه به نظرم مي رسد آن است كه در برخي موارد پارادوكس هايي در اين تحليل احساس مي شود ( نه اينكه حتما وجود دارد). نخست اينكه از سويي به درستي گفته ايد تضعيف دولت ( و يا هر چه) بدون ايجاد نهاد هاي جايگزين باعث فرو پاشي هاي مختلف خواهد بود و از سوي ديگر شعار مردمي كردن در آمد نفت به واقع به معني آن است تضعيف دولت است. دوم اينكه واقعا بين شعار احياي برنامه ريزي و مردمي كردن درآمد نفت كمي تزاحم وجود دارد.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اتفاقا دولت در ساختار فعلی تضعیف می شود اما به دلیل قطع وابستگی آن به نفت مجبور است درآمدهای جدیدی خلق کند و از این راه تقویت و دولت به روز تری شکل می گیرد.
در شعار مذکور اتفاقا در یک جهت هستند چون نفت را که عامل موثر در تخریب برنائه است از معادلات بودجه ای دولت خارج می کند.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۲۳ قֽظֽ | Reply
شایان :
هر روز هزاران هزار سؤال در ذهن من رژه میروند
. هیچکس هم نیست که به آنها جوابی بدهد
چند وقت به انتخابات مانده؟
چرا اصولگرایان کاندید خود را معرفی نمیکنند؟
چرا در آمریکا که شیطان بزرگ است از دو سال قبل کاندیدا ها مبارزه ی انتخاباتی خود را شروع میکنند و وقتی موقع انتخابات است مردم میدانند که حتی فلان کاندید به چه غذایی علاقه دارد؟ ورزش محبوب او چیست؟ وووو موضعش در مورد مسایل خارجی چیست؟
در مورد آموزش ، بهداشت ، تحقیقات ......
چرا در کشور ما همه دوست دارند چراغ خاموش بیایند ؟
آینده ی کشور ما چه میشود؟
چرا آقای موسوی گفته کشور در خطر است؟
چه خطری کشور را تهدید میکند؟
و هزاران هزار سؤال که هر کس یکی از آنها را جواب دهد مرا تا آخر عمر بنده ی خود کرده است
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۲۵ قֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
با سلام و خسته نباشید جناب عبدی!
تحلیلی است واقع گرایانه، با نگاه به امکانات، که خواننده را از فضای انتزاعی مورد اشاره شما به عرصه امکانات واقعی سیاسی میکشاند. ولی این جنبه که نقطه قوت تحلیل است نقطه ضعف آن نیز هست زیرا چشم اندازتاریخی را در محاق میگذارد. نمیخواهم به ورطه انتزاع مفهوم شناسانه کشیده شوم ولی نا روشن بود مفهوم دولت و تفاوت آن با حکومت تکلیف بسیاری از آرای ـ بنظر من ـ چند ده میلیونی خاموش را که مسئله اش حکومت است و نه صرفاً دولت بلا تکلیف میگذارد. شکاف بین دولت( بعنوان ارگان اجرائی حکومت) {عبدی: در اینجا منظور از دولت همان state است , ونه قوه مجریه . این اصطلاح شناخته شده است)و ملت وجه نمایان شکاف بین حکومت و مردم است که با برنده شدن در این انتخابات ها حل نمیشود ولی میتواند چون رهبردی« میان مرحله ئی» راهی به آنسو و آغازی برای نهاد سازی مورد نظر باشد .
البته من، توضیح این کاستی را، برای خودم، از همان« بند 2 هدف ما چیست ؟» میگیرم و برایم کافیست ولی برای جماعتی که سکولاریزه شدن «حکومت» یعنی نظام برایشان؛ بر ،حتا، دموکراتیزه شدن آن، هم تقدم عملی و مطالباتی دارد و هم تقدم منطقی نمیتواند زیاد قانع کننده باشد.{عبدی: به نظر من جا افتادن اصل انتخابات معرف این نتیجه است}
از اینرو حضور کاندیدائی دیگر، که نفسِ پروفیل و اشتهار سیاسی اش میتواند پیام مورد نیاز بسیاری را در خود داشته باشد، ( و نه لزوماً کلام و طرح برنامه اش که حتماً با اشکالات فیلترینگ استصوابی روبرو میشود)، میتواند این مثلث شخصیتی اصلاحات را تکمیل کند. و بطور نمونه آقای نوری ، به نظر من، بالقوه ازآراء و حمایت بسیاری از جوانان و زنان برخوردار هستند که نباید از آن غفلت کرد. حضور آقای نور ی، بعنوان کاندیدی دیگر در کنار آقای موسوی و کروبی این مجموعه را تکمیل میکند و اگر حکومت وی را حذف کند، برایش هزینه دارد و اگر بپذیردش بخش وسیعتری از آرای غیر حکومتی وارد فرایند انتخاباتی میشود که به هیچ روی مطلوب اقتدارگرایان نیست.{ عبدی: اگر شانس کوچکی برای حضور آقای خاتمی متصور باشید همان را هم برای آقای نوری از ذهن بیرون باید کرد} از این، بنظر من، کاستی که بگذریم طرح ( وحدت و تکثر کاندیداتوری تا آستانه انتخابات) بسیار ُعقلائی بنظر میرسد. ولی از یک تبصره ناگزیرم. آرای اصلاحات واجد کیفیتی، به لحاظ مردم و جمعیت شناسانه، متفاوت با آرای جبهه اقتدار دارد. این آراء بنظر من در حجم اصلی خود آرائی مبتنی بر وقوف به حقوق شهروندی و وجدانیات آزادی طلبانه است حال آنکه آرای طرف مقابل آرائی مبتنی بر، اطاعت ولائی، ذینفعی در رانت حکومتی و قرار داشتن در گروهبندیهای حاکمه است که به صرف دادن شعار های اصول گرایانه جا بجا نمیشوند. من فکر نمیکنم هرچه هم که آقای موسوی دم از زنده کردن ارزشهای اسلام ناب و میراث فکری رهبر انقلاب و... بزنند آراء چندانی را از آن جبهه به طرف خود بکشانند. نیروهای آنطرف فقط هنگامی که ببینند و «تفهییم شوند» که برای سکانداری کشتیی دست و پا میزنند که ناخدای رهانیدن آن از طوفان در راه نیستند، حاضرند آرای خود را به طرف آقای موسوی سرا زیر کنند. آقای موسوی با آن شعارها، آرای این طرفی ها را از دست میدهد بدون اینکه چیزی از آن طرف بگیرد. آقای موسوی روشن شدن سرنوشت 150 میلیارد درآمد نفتی را مطرح نموده اند که یکی از نقاط قوت ایشان است و در شرایط بحران زدگی اقتصادی حساسیت مردم به مسئله میتواند بسیار باشد و از این شعار نباید گذشت.
نظر شما مبنی بر ائتلاف در بالا نه بر اساس کنار آمدن دونفره یا سه نفره و خصوصی، بلکه براساس رفتار انتخاباتی مردم تا آستانه رأی گیری، از پائین کاملاً، درست است.
و اما تا آنجا که به نظرتان راجع به دموکراتیزاسیون مربوط میشود، بی تردید آن، یک فرایند همه جانبه و فرایندی تاریخی است که درغرب دموکرات هم، همچنان ادامه دارد، ولی این میتواند منشاء سوء برداشت شود. دموکراتیزاسیون نه به آن معنای وسیع مفهموم شناسانه اش بلکه به معنای عادی اش( نرماتیوش)، آن اتفاقی است که درشیلی پینوشه، اسپانیای فرانکو، یونان سرهنگان، و حتی عراق اشغال شده و اوگاندای ایدی امین اتفاق افتاد و به این معنای محدود کلمه، دموکراسی نه یک فرایند بلکه یک اتفاق و رخداد سیاسی است.
آزاد شدن احزاب و نهاد های مدنی، آزاد شدن رسانه ائی، انتخابات آزاد، مستقل کردن دستگاه قضائی و قانون مدار کردن آن و... . این اتفاق در دو دهه پیش در بسیاری از کشور ها رخ داد و بسیاری ملتها را از قید خشن ترین اشکال اتوکراسی ایدئولوژیک آزاد کرد و از طریق روبیدن مانع و یا موانع اصلی و عمده آغاز چنین فرایند تاریخی. اگر دموکراتیزاسیون یک فرایند است به معنای پروسه ائی با آهنگی یک نواخت و آهسته از آغاز تا پایان نیست. آغاز این پروسه برای بسیاری ملل جهش و یا نیم جهش سیاسی از روی خاکریزاستبداد بوده است. اگر ملت های یونان ،اسپانیا و شیلی اوگاندا هم میخواستند با چنین استنباطی از دموکراسی با دموکراتیزاسیون رو برو شوند باید چندین نسل منتظر دموکرات شدن وراث حکومتی و سلسله سببی و یا نسبی پینوشه ها و فرانکوها و ایدی امین ها می شدند. حال این جوامع با چه سرعتی فرایند دموکراتیزاسیون را طی کنند به پیشینه سیاسی و تاریخی آنان بستگی دارد ولی من فکر نمیکنم ملت ما در این زمینه دست کمی از اسپانیا و یا یونان داشته باشد که حرفی از اروپای شرق نیست. و از منظر جامعه شناسی من فکر نمیکنم هر ترکیب شیمائیی را میتوان در هر ظرفی ترتیب داد. دموکراتیزاسیون آن فرایند تاریخیی است که باید در بستری سکولار پرداخته شود. شما نمیتوانید بدون تغیردادن شیمی خاک کویر در ان شروع به کشت لاله سنبل در ان کنید.
با امید و علاقه و بویژه با نگاه به بند 2 این تحلیل، این بحث را پی میگیرم!
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برخی توضیحات را در متن داده ام درباره دموکراتیزاسیون هم با شما موافقم اما فراهم شدن مقدمات لازم آن به انتقال به دموکراسی بسیلر کمک می کند و رخ دادن جهش را هم ممکن تر می نماید.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۲۷ قֽظֽ | Reply
علي :
جناب آقاي عبدي يك ذهنيتي كه در بخشي از مردم كه بعضا گرايشات اپوزسيوني در آنها غلبه دارد وجود دارد و آن را ترويج مي كنند اين است كه در واقع انتخابات چيزي جز سرگرم كردن مردم نيست وبسته به شرايط بين المللي در هر زماني مهره مناسبي به ميدان آورده مي شود -همان ديدگاه چماق و هويج- رواج اين ديدگاه كه بعضا با شبهه هايي كه در مورد سلامت برگزاري انتخابات وجود دارد، تشديد ميشود باعث دلسردي بخشي از مردم بويژه قشر تحصيل كرده از اصل انتخابات ميشود ؤ اين همان امر مطلوب جناح حاكم است. در اين خصوص چه بايد كرد ؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اتفاق اگر هم با این هدف باشد نتیجه بر خلاف نظرشان خواهد شد. مثل سرگرمی فیلم و سریال است که به نوعی پذیرش قواعد زندگی جدید هم هست. اول انقلاب ورزش مطرود بود الان در بالاترین سطح حساسیتها قرار دارد آیا این پیروزی نظلم ائدئولوژیک است یا عقب نشینی آن؟ بگذارید برای رای گرفتن وارد این بازی شوند با نهادینه شده بازی بساط خود رایی را بر می چینند.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۳۴ قֽظֽ | Reply
محسن :
سلام
این پلان انتخاباتی شما در روز اول ورود میرحسین مد نظر من هم بود
http://lonelycherick.persianblog.ir/post/178/
ولی اتفاقاتی افتاد که پیش زمینه های امکان اون در نظرم کمرنگ شد.
http://lonelycherick.persianblog.ir/post/179/
حالا از شما که هم تجربه بیشتری دارید و هم شناختتون از آقایون بیشتره 2 تا سوال دارم که شروط لازم امکان چنین طرحی هستند و تا به حال پاسخشون در نظر من منفی و در نتیجه این پلان، غیرممکن بوده:
1. آیا میرحسین اصلا قبول داره که در جبهه اصلاحات قرار داره و در کنار خاتمی و کروبی طبقه بندی میشه؟ نحوه ورودش به انتخابات و کلیت حرفهاش تا به حال که یه چیزی تو مایه های جریان سوم و اینها بوده و به نظر میرسه نگاهی «استرتژیک» به دموکراسی و توسعه و طبقه متوسط به عنوان حاملین اصلی اونها نداره ...
2. در صورت مثبت بودن جواب سوال اول؛ آیا اینقدر بلوغ در آقایون کاندیداها و اطرافیان تاثیرگذارشون وجود داره که در موقع لزوم به نفع هم کنار بکشند؟ من که به لحاظ هوشمندی رفتاری و خصلتهای فردی مثبت در کار گروهی از آقایون به شدت ناامیدم. اون از نحوه ورود خاتمی، اون از نحوه ورود میرحسین، اون از نحوه خروج خاتمی... واقعا افتضاح اندر افتضاح بود، آدم حداقل از دو نفر که میگن یا من میام یا اون یکی توقع داره قبل از کاندیدا شدن یه زنگی به اون یکی بزنند!
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
روشن بگویم. آقای موسوی در ذهنیت محض است و در همین دو هفته آن قدر با واقعیت آشنا شده که برای رای آوردن مجبور است مواضع دیگری را بیان کند. اما در باره بلوغ آنان من نسبت به آقای موسوی هیچ اظهار نظر سلبی یل ایجابی نمی توان بکنم و معتقدم که ایشان در حال تجربه کردن است اما معتقدم اگر تفوت آرا چشمگیر و نسبتا روشن باشد و کنار کشیدن هم به نفع با شد آقای کروبی این عقلانیت را دارد که اقدام مناسب کند گرچه فکر نمی کنم چنین وضعی حاصل شود.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۱۹ قֽظֽ | Reply
رهام :
با سلام،
از زمان مصاحبه شما با آقای کروبی در شهروند می شد حدس زد که شما تمایل به همکاری با ستاد ایشان دارید، اخیراً وقتی نامه اقای کروبی در مورد تأسیس شرکت ملی سهامی نفت و گاز و توزیع سهام آن بین مردم را خواندم، با خودم گفتم: این کار عبدی و نیلی است! از آن روز تقریباً به همه گفته ام که اگر بخواهم رأی بدهم، کروبی را به موسوی ترجیح می دهم و دلیل آن هم البته همین طرح بوده است. اما راستش را بخواهید، یک مشکل عمده وجود دارد: خیلی سخت است که بتوانم خودم را قانع کنم که به کروبی رأی بدهم (این فقط مشکل من نیست! این روزها این مشل خیلی از افراد است). من واقعاً مطمئن نیستم که آقای کروبی (با توجه به سابقه ایشان) واقعاً اعتقاد صادقانه ای به شعار «احیاء و بسط حقوق عامه» داشته باشد. (شاید بگویید دارم نیت خوانی می کنم اما قضیه اصلاح قانون مطبوعات که همه یادمان هست!)
فکر می کنم که ستاد انتخاباتی ایشان باید جداً فکری به حال این برداشت بنده و امثال من بکند.
با تشکر
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خیلی صادقانه بود. اما کمی دقیتر بحث کنیم. اگر منظورتان عدم اعتقاد است من شخصا چنین تصوری ندارم حداقل فکر می کنم از سطح فعلی آزادی ها بسیار بالاتر را اعتقاد دارد و عملا هم چنین رفتاری را از خود نشان داده است(رفتارهای فردی) اما اگر توانایی و ناتوانی است در این مورد از دیگران کسری ندارد. اگر آقای خاتمی هم دو لایحه را پس گرفت وی هم آن برخورد را با طرح مطبوعات داشت. نتیجه عملی فرقی ندارد.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۱۹ قֽظֽ | Reply
محمد حسین :
این متن فوق العاده ارزشمند است و به همین دلیل هم نقد پذیر و جای کار فراوان دارد.
چونکه الآن در مسافرت هستم و دارم در یک کافی نت این مطلب را می خوانم ، نمی توانم با فراغ بال و خاطر جمع نظراتم را به طور مشروح تقدیم نمایم.اما عجالتآ به عرض می رساند زمانی که زمزمهء حضور آقای خاتمی پیش آمد و آن یادداشت معروف شما که در شهروند هم چاپ شد و در اینجا برای نقد و نظر فراخوان نمودید بنده از ارائهء نظر احتراز نمودم چون پیش بینی قطعی کرده بودم و به همهء دوستانی که از من(به عنوان یک کارشناس سیاست) مشورت خواسته بودند تا تصمیماتی را برای رفتار تشکیلاتی و حتی شغلی خود بگیرند هم گفته بودم که پای آقای خاتمی به انتخابات نخواهد رسید!وجه الضمان پیش بینی ام علاوه بر وجدان خودم و دوستی با این عزیزان تمام فهم من از سیاست ایران بود.
نابغهء شهیر روانشناسی کارل یونگ می گوید : آنچه را که با آن مقابله کنید مقاومتر خواهد شد.
به هر تقدیر سکوت را مطلوب تر و آموزنده تر می دانستم تا خاتمیستها(عنوانی که خودشان استفاده می کردند به اعتبار خاتمیسم) که گمان می کردند نمایندهء جنبش اجتماعی (مثلآ اصلاحات) هستند با حقیقت امروز سیاست ایران بی پرده تر مواجه شوند و بلکه تکان بخورند و سر در جیب اندیشهء تشکیلات خود فرو کنند و بدانند که از آغازین روزهای پیروزی 76 بزرگان اصلاحات چه چیزهایی را باخته اند و چه کسانی را بر چه کسانی ترجیح داده اند و چه کسانی و چه چیزهایی را ندیدند و در عوض چه کسان و چیزهایی را بزرگ دیدند و... باقی قضایا!
در یک کلام به قول شما چگونه به سرمایهء اعتماد اجتماعی کبریت کشیدند و به ساعتی سوختند آنچه را که به عمری فراهم آمده بود.
اما آنچه فی الحال در مقالهء وزین شما برایم جالب آمد بند 8، بخش الف آن است که اگر آقای خاتمی واقعآ می خواهد یک جنبش اجتماعی براه بیندازد پس همان سفر شیراز و بوشهر خود را در شهرهای دیگر با همان تشکیلات و همان تبلیغات تکرار کند و از خطرات پیشاروی آن نهراسد و دوستانش ( برای آنچه نجات ایران می نامیدند ) از این فضا استفاده کنند و در کنار آقای خاتمی فضای جامعه را باز کنند!
شاید یک پوزیتویست پیشنهاد مرا به سخره بگیرد اما اگر در چارچوب پوزیتویسم و از زاویه یک آزمون به آن نگاه کند با من هم عقیده خواهد شد وانگهی که من هنوز هم با وجود همهء نگاه پوزیتویستی ام به سیاست، معتقدم این آرمانگرایان هستند که به زندگی ما معنا می دهند و آنرا برایمان دلپذیرتر و شیرینتر می سازند!قهرمانان و افسانه ها هم از دل حماسه های اینها بوجود می آیند.اما بدبختانه آنچه که ما در جبههء اصلاحات می بینیم یک تیاتری از حماسه ، بیش نیست و به قول قدیمی ها اینها دارند شبیه حماسه را در می آورند نه خود آنرا.بدیهی است که این هم لذت خود را و هم تماشاچی خود را دارد.
هر چه باشد ما ایرانی هستیم و لابد روزی علم ژنتیک ژنهای مربوطه را در نژاد ما کشف خواهد کرد.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مورد رفتار دوستان مثالی را می گویم که الان درست نسیت اجازه دهید بعد از انتخابات به آن بپردازم.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۲۵ قֽظֽ | Reply
خرم :
با سلام و تشکراز مطلب جامع شما
1.اگر عبدله نوری آمد!چی؟
2.انتخاب شعار اصلاح الگوی مصرف از سوی رهبری و نزدیکی آن با افکار آقای موسوی اتفاقی است!؟
3. هنوز دلایل کمکتان به آقای کروبی قانع کننده و کافی نیستند.کمک شما ارزش بیش از یک مشاوره را دارد.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آقای نوری نخواهد آمد.ربطی میان آن شعار با این افکار نمی بینم.
من بر اساس فهم خودم در انتخابات مشارکت می کنم هر کس که بتواند مشارکت بیشتری را برای من فراهم کند به آنجا خواهم رفت. شما هم بر همین اساس رفتار کنید. از کسی حمایت نکنید از خودتان مایه گذاشته و بر اساس فکر خودتان در فرآیند مشارکت کنید.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۲۵ قֽظֽ | Reply
Bavar :
آقای عبدی عزیز
مقاله شما را خواندم . بند ب مقاله ای شما اساس تحلیل شما میباشد .
[رانت نفت ، عملکرد غلط آمریکا (بوش)، سیاست های غلط اصلاح طلبان که منجر به استحکام جناح حاکم( = نیروهای استبداد دوست یا دست بوس) شده است .
لذا آمدن آقای خاتمی با توجه به کاهش قیمت نفت ،بهبود عملکرد آمریکا ( اوباما) مانع از شکاف
در میان نیروهای جناح حاکم می شد. لذا با آمدن او مخالف بودید و این کار را عقلانی ندانسته اید.]
به باور من در تحلیل شما جای دو نقطه خالی است .
١- چگونه و چه کسی میتواند غایبان چهل درصدی انتخابات پیشین رابه پای ضندوق رای بیاورد ؟
به نظر شما با شرایط فعلی بدون آقای خاتمی که برای ما دگر اندیشان سمبل ایران بهتر ی بود و با کاندید های فعلی( موسوی و کروبی) آیا شانسی وجود دارد که نیرو های تحریم کننده انتخابات پیشین، زنان ، جوانان و اقشار مدرن حضور انتخا باتی داشته باشند
شما مینویسید : [ مساله اصلی در دو ماه آینده رای آوری نیست ( گرچه این نکته بسیار مهم است ) مساله اصلی حضور انتخاباتی و بیان مطالبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بالابردن سطح آگاهی ها و مشارکت عمومی است]
٢- تحلیل شما از جناح حاکم مرا یاد تحلیل گروهای سیاسی اوایل انقلاب می اندازد که سعی میکردند جمهوری اسلا می را شکوفا کنند.
من آرزوی درست بودن تحلیل شما را دارم . بلاخره شناخت شما از لایه های درونی این سیستم بهتر از گروهای آن موقع است .
ولی آیا شما به راستی در جناح حاکم عقلانیت سراغ دارید که منتظر شکاف هستید.
شاد باشید
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آوردن غایبان به پای صندوق را در ذیل کامنت دیگری توضیح داده ام خیلی سخت است اگر بتوان کاری کرد که ده درصد هم بیایند
پیروزی بزرگی است. امیدوارم که بر اساس دانش و فارغ از حب و بغض تحلیلم را نوشته باشم و سبب گمراهی نشوم.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۳۰ قֽظֽ | Reply
بهرام راشاد :
با سلام خدمت آقای عبدی
میخواستم بدانم که در محاسبات سیاسی و نظرات شما تا چه مقدار به فرهنگ و آداب ایرانیان دخالت میدهید؟
جناب آقای عبدی مردم ایران دمکرات و آزادی خواه نیستند بله آنان آزادی میخواهند اما فقط برای خودشان مثلا آزاد باشند از چراغ قرمز عبور کنند اما فقط خودشان نه دیگری
آیا تامل نموده اید که انقلابی با این ویژگیها چرا فقط باید در ایران اتفاق بیفتد؟ چرا رئیس جمهوری مانند احمدی نژاد فقط در ایران باید سرکار بیاید ؟آنهم پس از هشت سال دولت اصلاح طلبی همچنین حضور کاندیداهای اصلاح طلب
چرا در آزاد ترین انتخابات تاریخ ایران یعنی شورای شهر دوم در بزرگترین و مهم ترین شهر به لحاظ فکری و فرهنگی یعنی شهر تهران نتیجه به ظهور احمدی نژاد به عنوان شهردار و در نهایت ریاست جمهوری ختم میگردد؟
جناب آقای عبدی تا درد و علل آن را نشناخت نمیتوان آن را درمان نمود برای ایران و ایرانیان تنها راه نجات شناخت اساسی خود اعم از ضعف و قوت پس از آن درمان است
با گفتن اینکه ما ایرانیان مهربان ,مهمان نواز,با عاطفه,با هوش,با فرهنگ,قوی و سلحشور,هنرمند و هنرمند نواز,تاریخ درخشان,آینده روشن ,وووووو نمیتوان به جایی رسید
این ره که ایران و ایرانی میرود در نهایت به ترکستان است
با تشکر
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
طبعا چنین چیزهایی را در باره ایرانی نمی گویم اما تاثیر متغیر فرهنگ در امور جاری چنان کند است که از یک سو مفروض گرفته می شود و به همین دلیل از حات متغیر بودن خارج می گردد. امیدوارم همین قدر کافی باشد اگر نبود بفرمایید توضیح دهم.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۵۴ قֽظֽ | Reply
بهرام :
آقاي عبدي
نكته ي مهم ديگري نيز وجود دارد و آن مطلب اين است كه اعتماد مردم به همين نامزدهاي موجود چگونه بايد ايجاد شود؟ يعني آن اعتماد اجتماعي برباد رفته كه شما به درستي از آن ياد كرديد حداقل در ميان عوام مردم و شهروندان معمولي نه تنها ساختارهاي حكومت بلكه جريانهاي منتقد و طرفدار رفرم را نيز هدف قرار داده است! در ميان نخبگان و بسياري روشنفكران دگر انديش كه جاي خود دارد. بازسازي اين اعتماد چگونه ممكن است؟ مردم چگونه بايد به شعارها و برنامه هاي نامزدهاي اصلاح طلب اعتماد كنند؟ مي دانيد منظورم كدام شعارهاست؟ شما خود بهتر از من واقفيد برخي نامزدهاي اصلاح طلب هنوز در برخي زمينه ها رفرم را در خود ايجاد نكرده اند يا حداقل اينكه حساب خود را با مردم روشن نمي كنند! طرح گفتمان هاي جديد ‘ طرح برخي شعارهاي محافظه كارانه كه طبيعتا ناشي از شرايط سخت كنوني و با هدف ايجاد حاشيه ي امنيت صورت مي گيرد تا شايد بتوانند اين مرحله ي گذار را به سلامت بگذرانند اما به هر صورت شرايط تغيير كرده و منطبق با تغييرات ايجاد شده در جهان بايد نگاهها و نگرش ها به موضوعات تغيير كند . اندازه هم نمي توان براي آن قائل شد‘ و تعارف هم نمي توان كرد يا معتقديم كه تغييرات اجتناب ناپذير است يا اينكه آن را توفيق اجباري مي دانيم و مي خواهيم طوري با آن كنار بياييم كه نه سيخ بسوزد و نه كباب! به نظر بنده با اين نگاه نمي توان اعتماد اجتماعي را احيا كرد! به نظر شما مي شود؟ نامزدها بايد حساب خود را با ضرورت ها ‘ تغييرات ‘ تحولات جهاني‘ رفتارها و اعتقادات سنتي و... روشن كنند. اين ها نيز در جاي خود فاكتورهاي مهمي هستند. چرا از آنها غافليم؟! بياييم با مردم صريح و شفاف صحبت كنيم كار سختي نيست. درباره مطالبات مردم در حوزه هاي مختلف بايد صريح و شفاف صحبت كرد‘ و ان را در برنامه هاي انتخاباتي گنجاند. يعني به معناي واقعي تر بايد دوپهلو حرف نزد. البته نقد بنده به شما نيست كلي عرض مي كنيم و اين توصيه ي خودشما بود كه نقد نقد نقد بي رحمانه ! مي دانيد آقاي عبدي هنوز برخي از نامزدهاي انتخاباتي در خصوص نيازهاي اجتماعي فرهنگي سياسي جامعه خود در بلاتكليفي هستند و در سر دوراهي قرار دارند. يعني ابتدا بايد تكليف خود را با اين موضوعات روشن كنند. اگر لازم بود در بخش هاي ديگر هم نكاتي عرض خواهم كرد. لطفا شما هم بي رحمانه اين عرايض بنده رانقد بفرماييد.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
الان ساعت 3و نیم نصف شب است مرا معذور دارید!
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۰۵ بֽظֽ | Reply
حبیب ت :
در اشاره به کامنت احمد!
عجب تصادفی! منهم دقیقاً و با همین زاویه دید در همان نگاه اول به رانت دین توجهم رفت ، ولی در کامنتم از قلم افتاد. و این چاق ترین رانت حکمتی از آغاز بوده است.
و ضمناً اینرا هم در پاسخ احمد میخواستم بگویم که آنان، به این انتخابات بازی صد ها بار بیشتر از ملت به آن نیازمند است.
هنر اینست که هزینه این بازی را با به طرف بتوان تحمیل کرد و قیمت مناسب برای آن گرفت نکته دیگر جناب عبدی در اشاره به رانت امریکا فکر میکنم راه اغراق رفته اید امروزه دیگر دهه 50 و 60 با آن احساسات ضد امپریالیستی نیست. حتی در عصر بوش. بخش های متوسط جامعه در کشور های خاور میانه و بسیاری چپ های سابق امروزه در کنار همان امریکا و علیه حماس و حزب الله قرار دارند. الفتح، دروزیهای لبنان، کرد های عراق و...
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۵ بֽظֽ | Reply
کوروش مهیار :
بنام خداوند آگاه از نهان ورود از منظر
ورود از منظر یک شهروند- ورود از منظر یک انتخاب برتر از دیدگاه خود.-مرود از منظر تحلیل دیدگاه و شعار نامزد مزبور-ورود از منظر مطالعه نقدهای مختلف و همبود آن با ایده خود- ورود از منظر شعارهای قابل اجرای نامزد مزبور- ورود از منظر ادامه مطالباتم بعد از انتخاب نامزد مزبور- ورود از منظر یک انسان روشنفکر و علاقه مندبه زندگیخود و خانواده و مردم و ایرانم- با همین شرایط موجود و با همین افراد وهمین سرنوشت حالیه ایران- ورود از منظر اینکه الهه تاریخ صبر بسیار دارد و خوشبختی وسعادت از منظرش چون خم رنگرزی نیست که به لختی کار را تمام کند- پس خوشبختی در رنج و پیکاری توانفرسا و منطقی از منظر انسان و تلاش صبورانه آن به دست خواهد آمد- پس از آسان ها می گذرم و از دالان سخت ها و نومیدیها عبور می کنم- انتخاب تازه اول راه است -. سخت است اما شدنی است و این همه از شدنی ها حکایت می کند. آه ای آرزوهای فریبنده انسانی!
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۴۲ بֽظֽ | Reply
سید :
با تشکر از مطالب و نکات مطروحه
به نظر بنده کناره گیری هر یک از دو کاندیدای اصلاح طلبان تاثیری در نتیجه کلی نخواهد داشت زیرا هر یک از سه نامزد آرایی دارند که بر اساس استدلال و عقیده است که به نظر میرسد وضعیت آقایان احمدی نژاد و موسوی از این حیث برتر باشد اما قسمت دوم ارای هر یک از آنان با ارایه برنامه ها و وعده ها به دست می آید .که به نظر می رسد در صورت کناره گیری آقای کروبی این قسمت از آرای وی که احتمالا قسمت اعظم رای وی می باشد بین دو نامزد دیگر تقسیم می شود و در صورت عدم کناره گیری ایشان نیز تاثیر مشابه و یکسانی در کاهش آرای دیگر نامزدها دارد البته این به این معنا نیست که احتمال برتری آقای کروبی وجود ندارد بلکه ایشان می تواند در جذب آرای خفته و آرای طبقات ضعیف جامعه به مدد مشاوره آقای کرباسچی به موفقیت برسند . خلاصه اینکه موفقیت هر یک از این سه تن در گرو برنامه ها , شعارها و رفتار انتخاباتی آنان است و به نظر نمی رسد اعتلاف دو تن تاثیر چندانی در نتیجه نهایی داشته باشد . لطفا نظرتان را در این خصوص بفرمایید.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۲۲ بֽظֽ | Reply
بهرام :
آقاي مهندس
فرض كنيد نامزد سوم كه هنوز رسما نيز وارد عرصه انتخابات نشده است اقاي عبدالله نوري است. آيا با نامزدي ايشان و تغيير موازنه ‘ تحليل شما تفاوت خواهد كرد؟ سوال من در كامنت قبلي دقيقا همين بود و احتمال دادم كه منظور بنده را حدس بزنيد. نوع شعارهايي كه آقاي نوري مي دهد كه به نظر مي رسد گسترده ي بيشتري از مطالبات را در بر مي گيرد را در كدام بخش از تحليل خود قرار مي دهيد؟ آيا جزو ممكنات است يا مطلوباتي كه امكان دسترسي به آن ممكن نيست؟ به هر شكل نوع شعارهايي كه از زبان آقاي نوري شنيده مي شود در بسياري از موارد از نظر برخي ها مترقي تر و نزديك تر به نيازهاي فعلي يك جامعه دموكرات و همان دموكراتيزاسيوني است شما به آن اشاره داشته ايد. من خود هنوز به گزينه ي صددرصدي براي انتخاب نرسيده ام اما شما نيك مي دانيد كه افكار و نظرات آقاي نوري بخش قابل توجهي از جامعه را نمايندگي مي كند آيا اين طرفداران اين روش در كداميك از بخش هاي تحليل شما قرار مي گيرند؟ آيا نامزدها بايد برنامه اي براي جذب آرا اين بخش نيز داشته باشند يا خير؟ به هر صورت اين هم يك واقعيتي است كه نمي توان ناديده گرفت.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به چند کامنت قبل رجوع کنید.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۲۷ بֽظֽ | Reply
ahmad_s :
جناب اقاي عبدي
باتشكر از تحليل خوبتا، به نظر مي رسد پيشنهاد اقاي كروبي براي واگذاري سهام شركت نفت مي تواند بسيار مهم و اساسي باشد و زيربنايي براي كليه تحولاتي كه براي جامعه ضروري است. بنابراين توضيح بيشتر و تاكيد و پافشاري بر ان مي تواند كارساز باشد.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۰۹ بֽظֽ | Reply
قاسم :
واقعیت جامعه نشان میدهد که بر اثر عملکرد سی ساله آقایان ، دسته به دسته و گروه به گروه ، بسیاری از مردم حساب خود را از حساب آقایان جدا کرده و خاموشی گزیده ، مثل برخورد درختان با زمستان بیرحم و خشن و بی عاطفه ، برگ و بار خود را زمین ریخته ، خود را به امید آزاد شدن به مردن زده اند ، فکر میکنید این دو نفر که خود از بانیان این زمستان بوده اند، می توانند فضایی بهاری برای مردم ایجاد کنند که باعث شود آنان ترغیب شوند تا سر از لاک سکوت بردارند و به خیابانها برای انجام مشارکت درآیند؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
تا وقتی که فکر کنیم کسی (از جمله این دو تن) باید امور را اصلاح کند جواب شما منفی است.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۲۲ بֽظֽ | Reply
:
[جناب آقاي عبدي با بخش اول تحليل شما در مورد رانتهاي سه گانه ميتوان موافقت كرد ولي تحليل انتخاباتي شما مبتني بر فرضهايي است كه كه از جهاتي دچار ابهامات اساسي يا بعضا خوش بينانه است بعنوان مثال اولا بفرماييد انتخابات از نوع ايراني چه شاني در پيشبرد دمكراسي ولو بسيار تدريجي دارد ؟ ثانيا باز سوال هميشگي مطرح ميشود كه اصولا وزن اصلاحات در ابعاد مختلف آيا به گونه ا ي هست كه چه قبل از انتخابات و يا پس از آن قادر به تغيير معادلات موجود به سو ي هدايت افكار عمومي ودمكراسي ولو تدريجي باشد ؟ودست آخر آنكه به چه دليل ميتوان اميدوار بود كه حذف رانتها الزاما شرايطي را مهيا ميكند كه مايهء اميدواري ونتيجتا شركت در انتخابات را توجيه ميكند ؟در پايان سوال مهمتري مطرح است و آن اينكه با فرض روند فروپاشي ويا تنگنا هاي پيش رو آيا فكر نمي كنيد حاكميت در انتظار رانتهاي جديد مثلا از نوع آنجه اسراييل در تدارك انست باشد ؟ و در اين صورت چه پيشنهادي داريد ؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
سوالات خوبی است اما لطفا به پاسخها توجه شود. هیچگاه نگفته ام انتخابات موجود به دموکراسی کمک می کند.آنچه گفتم این است که اگر شرایط برای ورود به مراحل اولیه دموکراسی فراهم شود وجود نهاد انتخابات این ورود را تسریع و تسهیل می کند.
وزن اصلاحات هم چنین نیست که شما فرموده اید و من هم نگفته ام که چنین است. اما معتقدم باید این وزن را بازسازی کرد تا در هنگام موازنه نسبی قوا کاآمد شود. حذف رانتها هم به خودی خود دموکراسی را محقق نمی کند فقط شرایط را فراهم می کند ولی شرط دیگرش ورزیدگی و سیاسی و قدرت و اعتماد به اصلاح طلبان است که باید برای این موارد کوشید.
رانتهای جدید را هم نمی دانم چیست اگر هم به دست آوردند طبعا کار مشکل می شود اما قرار نیست که آنها بیکار بنشینند.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۵۸ بֽظֽ | Reply
amir :
سلام
سال نو مبارک
بنا به نظر شما شرکت خاتمی به عنوان کاندید در انتخابات وسوسه بالایی جهت دست کاری آرا در طرف مقابل ایجاد میکرد.
از طرفی شما نسبت آرا خاتمی به طرف مقابل را 3 به 1 تخمین زدید این تقلب مشهود و منجر به پرداخت هزینه برای طرف مقابل می شد.
با توجه به وضعیت موجود اگر چه حساسیت بر کاندیدا های مورد بحث به اندازه خاتمی نیست اما رای ایشان هم واجد برتری چشم گیری بر طرف مقابل شاید نباشد و حالا که طرف پرداخت آن هزینه بالا را تقبل کرده بود، چرا باید اینجا خست به خرج دهد؟
یعنی هرچه کاندیدا رای آور تر باشد احتمال باختش بیشتر است چون احتمال تقلب بیشتر است!
برای رهایی از این تناقض و رسیدن به موضع شما دو جیز به ذهن من می رسد.
یک اینکه امیدوار باشیم که کاندیدا های حاضر جریانی ایجاد کنند و به برتری آرای چشم گیر برسند و این باطل السحر شعبده بازان قدرت باشد.
دوم اینکه اصولا حساسیتها تنها نسبت به اسم اصلاح طلبی است. همان که گفتید بنام اصلاح طلبی نباید وارد شد. و طرف مقابل تحلیلی مبتنی بر اینکه برنده شدن کروبی یا موسوی گامی در جهت اصلاحات و دمکراسی است، ندارد.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
حساسیت نسبی است. به عبارت دیگر هزینه و فایده می شود.در برابر اصلاحات هر هزینه ای را قابل پرداخت می دانستند اما در برابر موجودین خیر. قضیه را پیشتر هم توضیح داده ام.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۰۴ بֽظֽ | Reply
ارجمند :
اقاي عبدي سلام
فرض بگيريم حرف شما كاملا درست باشد به نظر شما در حال حاضر چند درصد از مردم از اين منظر به انتخابات توجه ميكنند ؟اگر كم چند سال ديگر بايد تلاش كرد تا عامه مردم به دركي درست برسند؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برای مردم این تحلیل را ننوشته ام. برای آنها به گونه دیگری باید رفتار کرد این برای امثال خودمان است که به درک مشترکی برسیم قرار نیست همه مردم با چنین درکی وارد انتخابات شوند.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۱۲ بֽظֽ | Reply
ع - مقدم :
جناب آقاي عبدي با اين كه من هم خود راآدم مدرن و عقل گرايي مي دانم و البته معتقد و مقيد به حرمت گذاري مطلق به عقايد سياسي اجتماعي ديگران، اما كتمان نمي كنم كه از هنگامي شما برخي انتقادات را به رفتار سياسي آقاي خاتمي وارد مي كنيد و به موازات هم به هواداري منش و روش آقاي كروبي مي پردازيد، اندكي( تآكيد مي كنم فقط ذره اي) نسبت به شما دلخوري پيدا كرده ام. البته اين مانع نمي شود كه همچنان از نوشته ها و تحليل هاي قرص و محكم و منطقي تان لذت نبرم و استفاده نكنم و سايت شما به صورت مستمر جزو 5 سايت اصلي كه مي خوانم نباشد. علي ايحال ناراحت نباشيد! من كه از دوستاني كه مي شناسيد نيستم كه دلخوريم در روابطمان اثر بگذارئ و به شما ضرر برساند! من هم فردي از توده مردم مثل هزارن ديگر و مثل هزاران خواننده سايتتان، دوستدار شما و نوشته هايتان شده ام.شايد هم بگوييد قهر كلاغ از درخت گردو سالي 40 گردو به نفع اوست. باري بگذريم خيلي طولاني شد مقدمه.{ عبدی: انسان باید احمق باشد که از این لحن ناراحت شود. فقط بفرمایید که من در کجا به هواداری منش آقای کروبی پرداخته ام؟ بنده و هواداری؟!!}
اما به اعتبار همان اعتقاد به درستي تحليل هايتان و به خصوص اين مقاله كه مانند ديگران الحق والانصاف با قلم عقل و جوهر منطق و بر كاغذ علم و دانش نوشته شده ، ابهامات ذهني خود را در قالب چند سوال از شما مطرح مي كنم؛ باشد كه پاسخ شما كه برايم خيلي مرجع و محترم خواهد بود، دغدغه چندين ساله ذهني ام را رفع نمايد.
قبلا بگويم كه نمي توانم خوشحالي عميق خود را از اينكه يك نفر نه يك فرد معمولي كه نخبه و تآثير گذار، اينقدر روشن و بي قيد و شرط حرف دلم را بيان كرد، پنهان كنم؛ و آن دموكراسي، دموكراسي و دموكراسي. چرا كه ما همه مؤلفه هاي توسعه را داشته و داريم فقط همين را كم داشته ايم كه در طي اين ساليان يا ندانسته ايم يا نخواسته ايم و يا نتوانسته ايم بر زبان بياوريم و آن را علت العلل مشكلاتمان بدانيم. به هرحال زه، قه،وه و آفر و غيره! بدور از شوخي به اين نحو تا كنون كسي از جامعه آن را بيان نكرده بود. اما:
- آيا من به عنوان كسي كه عليرغم تمام نشدن دهه چهارم زندگي ام، اما سه دهه آن عليرغم صغر سن و لي به تناسب هر دوره سني، علاقمند، پيگير، آشنا و نهايتا ذي مدخل و فعال در مسائل سياسي اجتماعي ( انديشه و اجرا ) و داراي توان برداشت و تحليل بودهام و در عين حال هيچ گاه از بدنه جامعه دور نبود هم و فعال رسمي حزبي يا كارگزار دولتي نبوده ام، آيا درست برداشت كرده ام كه در دوران اصلاحات كف مطالبات مردمي بر سقف مطالبات اصلاح طلبان قرار داشت؟به عموان مثال( فقط مثال و در مثل هم ...) اگر اصلاح طلبان خواهان تعديل يا حداكثر حذف نظارت استصوابي بودند، مردم و به خصوص توده هاي مردم، را اگر مي پپرسيدي مي گفتند كل شوراي نگهباني نباشد.{عبدی: پاسخ مرا بخواهید عرض می کنم که درک مردم از شورای نگهبان چیزی متفاوت از من و شما بود این را به اعتبار چندین نظر سنجی می گویم و لذا چنین برداشتی هم نداشتند. منظورم اکثریت مردم است}
- پس چرا آن مطالبات حداقلي اصلاح طلبان تندروي ناميده مي شود؟ اگر آنها مي خواستند بر اساس مطالبات جامعه حركت كنند كه وا مصيبت مي گفتند با سرعت نور حركت كردندو
- آيا دلزدگي مردم و بي اعتماديشان به اصلاح طلبان ناشي از همين عمل نكردن به خواسته هاي مردمي نبود؟ و نه به گفته بعضي عمل نكردن به مطالبان انقلابي و ارزشي مردم؟
- تقابل جناح مقابل هم طبيعي هم غير قابل اعتناست ؛ اما چرا برخي دوستان اصلاح طلب نيز با اين عقيده همراهند در حالي كه معلوم نيست خود كه به قوه مجريه برسند با آن عدم تندروي! چگونه خواهند توانست اعتماد مردم ( حداقل همان خواستاران اصلاحات) را بازسازي كنند؟{عبدی: من شخصا اعتقادی به نقش آن چه تندروی نامیده شده است ندارم شاید قبلا در سرنوشت محتوم توضیح داده ام}
- اگر راه دموكراتيزاسيون هست كه بي شك هست، كه باز هم با تقابل ساختار سياسي مواجه است. اصلا مگر مي شود از منظري غير اصلاح طلبي به اين روند پرداخت؟ مگر اينكه كسي بخواهد صرفا همان قوه مجريه را به دست بگيرد حالا از هر منظري بشود وارد عمل شد؛ كه اين حرف ديگري است .{تمام کوشش من این بود که بگویم بطور غیر مستقیم چنین حضوری راه را باز خواهد کرد اما بطور مستقیم همان است که شما نوشته اید}
- چنانچه شما هم گفته ايد راه مطلوب دموكراتيزاسيون از طريق جامعه است و نه با به دست گيري دولت ؛ اصلا چطور مي شود بدون جامعه مدني اي آگاه، حساس به مسائل سياسي اجتماعي و به بلوغ نرسيده، و بدون برخورداري از حداقلي از قدرت كه از طريق آن حداقل بتوان جامعه را به بلوغ و آگاهي رساند، به توسعه سياسي دست زد.{عبدی: واقعیت این است که قضیه مرغ و تخم مرغ است نمی توان برای حل یکی به انتظار دیگری نشست ما در یک فرآیندی قرار داریم که مجموعه ای از رفتار را انجام می دهیم کسانی که طالب تشکیل نهادهای مدنی هم هستند این دوران را مناسب تقویت آن نهادها می دانند}
باز هم عذرخواهم و مشتاق مباحثه با انديشمندان منصف و عالمي چون شما و ديدن پاسخهايم چه به صورت عمومي و چه اختصاصي
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پاسخها داخل متن است.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۱۵ بֽظֽ | Reply
حسن یوسفی :
با سلام و خسته نباشید
تحلیل شما در خصوص ورود به انتخابات را چند بار خواندم ، نکات جالب توجه ایی در آن وجود داشت که بی شک اگر در عمل سیاسی مورد توجه فعالان قرار گیرد می تواند نتایج مثمر ثمری داشته باشد . با این اوصاف به نظر حقیر ذکر نکات مثبت موجب اطاله کلام و مجیزه گویی است . لیکن علیرغم اینکه نقد گفتار وتحلیل شما را در حد این قلم نمی دانم ولی ذکر آنها را به جهت تبیین موضوع خالی از فایده ندانستم :
1 – چالش دولت به جهت اختلال در سه رانت متذکر هنوز نمود بیرونی نیافته و قابل اتکا نیست . حتی اگر بخواهیم منحصراً به واقعیت آشکار، که قیمت جهانی نقت در حال سقوط است اصرار کنیم . چراکه دولت ضمن عدم پذیرش این واقعیت با سرشکن کردن معضلات و مشکلات خود که ناشی از قطع رانت های مورد بحث است، به ویژه کاهش قیمت نفت و تغییر در رویکرد آمریکا، سعی در فرافکنی دارد . در واقع اگرچه ما معتقد باشیم که با قطع رانت ها دولت تضعیف می شود ، ولی انها با طرح موضوعات و مسائل واهی ، در تغییر ذهنیت مردم و به ویژه حامیان خود موفق عمل کرده و به این زودی های تن به واقعیت نخواهند داد . در واقع می خواهم بگویم که وضعیت رانت های موجود به نحوی نسیت که دولت در کوتاه مدت قدرت عملی خود را از دست داده و بیرق تسلیم را بالا بیاورد. آنها به این سادگی های به حقیقت های جهانی تن نخواهند داد وبا تحمیل فشار های ناشی از کاهش قدرت خود بر روی طبقات خاص و ایجاد فضای بسته سیاسی و اختناق اجتماعی همچنان قدرت را حفظ خواهند کرد . پس این زود باوری است که با کاهش قیمت نفت و تغییر رویکرد دولت آمریکا و یا ایجاد تحریک در گروه های اصلاح طلب به انتظار تغییر و تحول عمده وایجاد فضای مطلوب برای اصلاح طلبان باشیم. چه بسا که قطع رانت های موصوف موجب ایجاد بحران های سیاسی واقتصاد و اجتماعی غیر قابل تصوری شود که نه تنها تأثیری بر قدرت دولت نخواهد داشت بلکه مردم وگروه های اصلاح طلب را در بن بستی قرار دهد که به ناچار به گزینه انقلاب یا کودتا یا ... تن دردهند که به نظر حقیر مرگ کشوری به نام ایران است .
{عبدی: موافقم با یک توضیح. این وضعیت فقط با تقویت و سربلندی مجموعه اصلاح طلبان از حات خطنامی بیرون خواهد آمد در متن توضیح داده ام که نقطه بن بست مساله ای دینامیک است که به وضعیت اصلاح طلبان بر می گردد.}
2 – با توجه به تحلیل جنابعالی اقدامات یا وضعیت حضور اصلاح طلبان رانت غیر قابل انکاری برای دولت و مجموع حامیان آنها بوده است . ولی زمانی می توان این تحلیل را پذیرفت که هر چه اصلاح طلبان کرده اند خود خواسته یا اختیاری بوده باشد . لیکن نباید این واقعیت را فراموش کرد بسیاری از اقدامات اصلاح طلبان تحمیلی یا به جهت ایجاد فضای ناخواسته ایی بوده که توسط گروه های مشخص ایجاد شده است . به عبارتی این رویکرد و برنامه های اصولگریان بوده که اصلاح طلبان را به سمتی خاص هدایت کرده است . لذا با این پش فرض نمی توان وضعیت آینده اصلاح طلبان را به عنوان یکی از رانت های دولت دانست که قطع خواهد شد. چرا که بی شک اقدامات و فعالیت های آنها برای تحت تأثیر قراردادن اصلاح طلبان ادامه خواهد داشت و اگر آنها این تفسیر جنابعالی را بپذیرند با درایت بیشتر در جهت استمرار وضعیت سابق کوشش خواهند کرد و بدین جهت شاید اصلاح طلبان منحصراً بخش اندکی از این وضعیت را به عهده داشته باشند ومابقی آن شرایط تحمیلی وناخواسته و اجباری می باشد که توسط جریان های مشخص ایجاد می شود. {عبدی: بنده معمولا به نقد متغیر هایی که در آن دخالتی نداریم نمی پردازم لذا به عملکرد مخالفان اصلاحات چندان حساسیتی ندارم و معتقدم که این طرف باید کار خود را درست انجام دهد}
3- با توجه به اینکه متأسفانه مطلب حقیر خیلی طولانی شد و خارج از ادب ونزاکت است ، اما به جهت حجم وگستردگی مطلب جنابعالی اجتناب ناپذیر است . علی ایحال چند نکته دیگر را به صورت فهرست وار متذکر می شوم . در خصوص وحدت نامزد به نظر حقیر نمی توان به متد های متداول نگاه کرد . در طول سالیانی پس از دوم خرداد متأسفانه با جریان اصلاح طلبی مواجه بودیم که نه سر ونه ته آن معلوم بوده است . در واقع اجتماع گروه ها ، چهره ها و اندیشه های مختلف به شکلی ناهمگون زمینه ساز قسمتی از مشکلات حال حاضر اصلاح طلبان شد که هیچگاه توجه ایی به آن نشده است . حال با این توضیح ایا یکی از شاخص های دموکراسی وجود وفعالیت احزاب قدرتمند که با برنامه مشخص ومدون در انتخابات شرکت کنند نیست ؟ ایا وجود ائتلافات نامشخص و حضور توده ایی وجریانی احزاب در فعالیت های سیاسی و انتخاباتی نشانه عقب ماندگی سیاسی نیست ؟ با این توضیح بی شک زمان تغییر تحول در اردوگاه اصلاح طلبان رسیده است . چرا که نتایج نامطلوب این وضعیت جریانی یا ائتلافی در انتخابات گذشته مشخص شد وصدمات غیر قابل جبرانی بر بدنه اصلاح طلبان وارد کرد . علی ایحال به نظر حقیر در حال حاضر امکان وحدت نامزد وجود دارد . چراکه اصلاح طلبان باید به یک خانه تکانی اساس دست زده و از بازی با برخی احزاب شناخته شده و افراد قدرت طلب وبی اندیشه اجنتاب کنند . در واقع به نظر حقیر وقت آن رسیده است که گروه ها و احزاب اصلی دوم خرداد ( مشارکت وسازمان مجاهدین اسلامی ) که همیشه هزینه اصلاح طلبی را پرداخته و منافع اندکی به دست آورده و علیرغم این وضعیت دارای پایگاه اجتماعی شناخته شده و مقبولی می باشند ، به شکل مدرن در انتخابات شرکت کنند . دراین صورت نه تنها دیگر وحدت نامزد سهل وساده خواهد بود بلکه طرح برنامه و جذب حامیان مثمر ثمر و ایجاد اتحاد واتفاق مابین نیروهای موجود در پایگاه اجتماعی خود و به تبع آن کسب نتایج درخشان در انتخابات قطعی خواهد بود. {عبدی: حتما موانعی هست که اینان در این قالب پیشنهادی وارد نمی شوند و حتی اگر مانعی هم نباشد مهم این است که به چنین نتیجه ای نرسیده اند}
4 – ایجاد جریان اجتماعی از وظایف و کار ویژه های احزاب است که پس از طرحی برنامه های و طی مقدماتی می بایست انجام گیرد . با این توضیح به نظر حقیر نباید جریان اجتماعی را با حرکت توده ایی یا پوپولیستی اشتباه گرفت . لذا اینکه جریان اجتماعی ایجاد شود ( بدون آنکه نحوه ایجاد ، جذب نیروها و فعالیت آن مشخص باشد ) وبر سر نامزدی به اتفاق واتحاد برسند چندان معقول نبوده وبا شاخص های دموکراسی تناسب ندارد . چراکه نمود آن انتخابات دوم خرداد است که هر چند تاریخی و موثر بود ولی بی شک توده وار ، غیر قابل اتکاء ، موقت و غیر قابل کنترل می باشد . نمونه بارز دیگر این موضوع انقلاب سال 57 است . حال اگر حزبی یا چند حزب قوی وکارآمد با طرح وبرنامه های مشخص وتعیین نامزدی شناخته شده پا در میدان انتخابات بگذارند نخواهند توانست جریان اجتماعی مورد نظر را برای رسیدن به اهداف از پیش معیین ایجاد کنند .؟ آیا این جریان اجتماعی عقلایی ، منظم ، قابل اتکاء ، ماندگار وتأثیر گذار نخواهد بود. ؟{ عبدی: درست است به همین دلیل از جریانی که در پی سفرها ایجاد می شد نگران شدند چرا که غیر قابل کنترل بود. اما وجود و یا شکل گیری احزاب قوی هم در نظام موجود تا حدی خیال خام است}
5 – نکات قابل توجه واساسی این تحلیل در بند 8و9 مطرح شده است که می بایست جهت اقدام عملی بیش از این مورد بحث وتحلیل وکنکاش قرارگیرد . علی ایحال در این موضوع کاملاً نظر شما را سلیم وصحیح می دانم، وبا توجه به اینکه در مورخ 19/1/88 یادداشتی در این خصوص در وبلاگم منتشر خواهم کرد بیش از این چیزی نمی گویم .
6- به عنوان آخرین نکته که در تمام تحلیل شما و در شقوق مختلف خودنمایی می کرد ، عدم توجه به موقعیت ، وضعیت ، برنامه ، طرح ها ونامزدهای جریان رقیب وتأثیر آن در انتخابات و نحوه ورود به آن می باشد ، که به نظر حقیر خود کاملاً به این نکته وقوف کامل داشته و چه بسا به صورت مستقل به آن خواهید پرداخت . {عبدی: در این باره در کامنتهای دیگر توضیح داده ام}
ما مرور د وباره نوشته خود به این نتیجه رسیدم که مطالب حقیر چیزی فراتر از تلمذ در محضر استاد است وضرورت دارد جسارت خود را به امید بزرگواری و کرامت و شاگرد پروری جنابعالی خط سانسور نکشم .
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
لطف دارید. پاسخه در متن کامنت داده شده است.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۱۹ بֽظֽ | Reply
افسوس :
کاش با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین میشد. کاش میشد با تشویق مردم به عقب نشینی های مداوم ، کاری کرد که به آقایان تکیه زده بقدرت ، فهماند که چه ظلمی و چه تحمیلی به مردم میکنند.
این تحلیل شما را گروه های دیگر هم، در سالهای گذشته داشتند. آنها هم با همین دلسوزی شما سعی کردند تا به حداقلها ، خود را راضی کنند و روزنه ایی را برای ورود هوا و زنده ماندن افراد باز نگه دارند که به دلیل انحصار طلبی حضرات ، مجبور شدند که مشارکت خود را برای سالم ماندن حقیقت قطع کنند .
ولی در همین بحبوحه ، برخی هم با بی توجهی به تجربیات دیگران ، خواسته یا ناخواسته عمر برای کسانی خریدند که می بایست سالها پیش صحنه ی اجتماع را ترک میکردند.
فکر نمی کنید این تحلیل ، کمکی باشد بر طول عمر کسانی که سالهاست رانتی زنده اند؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شاید نظر شما درست باشد اما توضیح می دادید حتما من و دیگران استفاده می کردیم.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۲۴ بֽظֽ | Reply
مهدی م :
سلام
اگر حرف کروبی و موسوی متفاوت بود می شد تحلیل شما را در خصوص حضور همزمان دو کاندیدا پذیرفت ولی حقوق عامه و احیای برنامه ریزی که شعار مشترک هر دو آنان هست و حتی می شود گفت که در این دو مورد موسوی پیشگام تر است.
می ماند بحث مردمی کردن درآمد های نفتی که اقای کروبی گویا به توصیه شما این بحث را مطرح کرده است.
شما قبلا یه جا نوشته بودید این حرفها (به نفع هم کنار کشیدن و یا کنار رفتن کاندیداهایی که رای کمتر دارند برای الان است و وقتی که موتور انتخابات روشن شود دیگر کسی گوشش بدهکار این حرف ها نیست.)(نقل به مضمون)
حال خودتان چنین راهکاری را پیشنهاد می کنید. آیا شرایط تغییر کرده که تحلیلتان متفاوت شده؟ و یا اینکه شما از فرصت حضور کروبی برای بسط ایده مردمی کردن درآمدهای نفتی استفاده می کنید؟
این از سوال اول.
اما سوال دوم: عدم حضور در انتخابات با موضع اصلاح طلبی یکی از کلیدیترین قسمت های تحلیل شماست. به نظر می رسد که اقای موسوی اصولا با همین رویکرد وارد انتخابات شده است و با وجود اینکه خیلی از اصلاح طلبان شناخته شده از دوستان وی هستند، ایشان در حلقه های نزدیک خودش تقریبا هیچ اصلاح طلب شناخته شده ای را برنگزیده است.
نوع گفتمان انتخاباتی او هم موید همین رویکرد است و چند مصاحبه و سخنرانی او بدین گونه طرح ریزی شده است. با این وجود شما همچنان منتقد وی هستید که چرا با احزاب هماهنگ نشده است و به همین دلیل هم باید تاوان آن را بپردازد که عدم تبعیت دیگران از تصمیم شخصی وی است. در این باره فکر می کنید موسوی چگونه می آمد که هم از موضع اصلاحات نباشد و هم خیلی تقابل به وجود نیاید.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
سوال اول شما و نقل قولتان درست است. دقیقا هم بخاطر داشتم. آن مساله درباره مورد دیگر بود اینجا هم تا حدودی صدق می کند گرچه حساسیتها کمتر است. اما در ذیل کامنت دیگری توضیح داده ام که به لحاظ تحلیلی معتقدم چنین وضعی رخ نخواهد داد یعنی به اجماع نیازی نخواهد بود یا اگر هم بشود بسیار واضح است. بعلاوه این دستورالعمل برای خودم و کسانی است که این ایده را قبول دارند من که نمی توانم نامزها را مجبور به پذیرش آن کنم فقط می توانیم درباره تصمیم خودمان تضمین دهیم.
من از ایشان انتقاد نمی کنم بلکه نتیجه عملشان را می گویم بعلاوه اگر با احزاب اصلاح طلب مشورت کنیم به معنای وردود
از موضع اصلاحات است؟ لزوما پاسخ مثبت نیست. مثلا بنده به لحاظ ایده کلی اصلاح طلب هستم اما اگر کسی با من مشورت کند خواهم گفت از این موضع وارد نشو. پس این دو موضوع متضاد هم نیستند.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۴۴ بֽظֽ | Reply
كاوه :
بنا به توصيه حضرتعالي به مقاله فروپاشي اجتماعي مراجعه كردم.از خواندن مقاله نخست بسيار لذت بردم ولي متاسفانه مقاله دوم بدرستي نمايش داده نمي شود كه بنظر ميرد ناشي از مشكلات فني باشد.لطفا بررسي و رفع اشكال فرمائيد تا از اين مقاله نيز استفاده كنيم.
با تشكر.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اسم مقاله را بنویسید من اینموارد به یادم نمی ماند.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۰۴ بֽظֽ | Reply
علی :
به نظر من برای موفقیت 3 عامل اساسی است:
1. منتخب جامعه اصلاح طلب باشد و از اهداف اصلاح طلبانه خود کوتاه نیاید.
2. حمایت سیاسیون اصلاح طلب و از آن مهم تر مردم را داشته باشد.
3. حاکمیت اجازه پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه را بدهد و از مواضع خود کوتاه بیاید.
اعتقاد دارم فقط در یک حالت حاکمیت راضی به کوتاه آمدن می شود و آن ادامه حضور دولت فعلی بر مسند قدرت است. در غیر این صورت اصلاح طلبان با فرض رای آوری نیز باید ...کاریهای دولت فعلی را درست کنند و تازه فحش هم بخورند و از همه بدتر اینکه زمینه روی کار آمدن یک دولت پوپولیست دیگر را فراهم کنند.
چرا کنار ننشینیم و از اختلافاتی که از کمبود قیمت نفت گریبان حاکمیت را گرفته لذت نبریم؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به ذیل کامنتهای ذیگر رجوع شود.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۳۶ بֽظֽ | Reply
محمد :
سلام یک پیشنهاد داشتم. به نظر شما حالا که اقای خاتمی از انتخابات ریاست جمهوری کنار کشیدند بهتر نیست که نامزد انتخابات میان دوره ای مجلس خبرگان بشوند؟ تا کی اصلاح طلب ها خودشونو از حیطه ی کار رهبری دور نگه میدارند؟ با تشکر از زحماتی که برای هدف یک ملت بزرگ میکشید
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۱۷ بֽظֽ | Reply
ایران بان :
جناب عبدی بادرود
از شما به خاطر تلاش مستمر در پرداختن به دغدغه هایمان سپاس گذاری می کنیم.
به نظر می رسد راه بهتری جز آنچه گفته شد وجود ندارد. ولی آیا حدود 50% مردم که معمولاٌ مشارکتی ندارند و به خارج از ساختار فعلی می اندیشند در تحلیل شما چه جایی دارند. به چه صورتی می توان از این فرصت علیه جناح حاکم استفاده نمود؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به کامنتهای قبلی رجوع شود.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۴۷ بֽظֽ | Reply
amir :
. اما در عین حال معتقدم که هر یک از افراد دیگر هم باید به آنچه که بر اساس وجدان و دانش خود می رسند عمل کنند و از این حیث هیچ کس حق ندارد دیگران را در تبعیت از راه و روشی که به آن رسیده است تخطئه کند.
2.الف) آقای خاتمی و طیف نزدیک به ایشان بر اساس بیانیه انصراف عمل کنند. شخص آقای خاتمی فعالیت و سخنرانی های گذشته را کم نکند و نشان دهد که برای تغییر دولت بیش از هز منفعت شخصی دیگر؛ اهمیت قائل است . وی می تواند با بیان اعتقادات و تحلیل های خود نقش معیار و راهنما را در طول دو ماه آینده برای مبارزات انتخاباتی دو نفر موجود بازی کند و مردم نیز با ارجاع به این معیارها به سنجش دو فرد حاضر بپردازند. وی حمایت از هر دو نامزد را در دستور کار قرار داده و حمایت نهایی و مشخص خود را به روزهای قبل از انتخابات احاله دهد.
3.بر اساس این تحلیل شخصا می کوشم که در دو ماه آینده با کمک به آقای کروبی برای تحقق سه شعار محوری اش در بسط گفتمان و رفتار سیاسی توسعه گرایانه در جامعه مشارکت داشته باشیم . شعارهای "احیای برنامه ریزی" و "مردمی کردن درآمد نفتی" و "احیا و بسط حقوق عامه" در مقطع فعلی اهمیت محوری دارند و در کنار این شعارها بازسازی اعتماد مردم به مجموعه اصلاح طلبان افزایش مشارکت و حضور سیاسی مردم و تثبیت انتخابات به عنوان شیوه حل اختلافات هدفم از این مشارکت سیاسی است .(پايان نقل قول)
""جسارتا عرض شود اقاي عبدي تا اقتدارگرايان مهره هايي چون شما ودوست وريستان دارند از هر چه دوست بي نيازند!
من فراموش نميكنم اون حرف شمارو كه به خاتمي ميگفتين خودمون سوارت كرديم خودمون هم پياده ات ميكنيم تو يكي از اين ايستگاهها! حالا كه اون پياده شد شما كه سواري ديگه بهش امرو نهي نكن خودتون برين ببينم چجوري ميرين واين بار شما مطمئنا درصافي اصلاحطلبي گير خواهيد كرد شك نكن! ونه راه پس ونه راه پيش خواهيد داشت
اون پياده شد با زيركي سوار مركبي شد كه ديگه شما نميتوني ادعايش رو بكني هرچند به يه نوعي كردي !ولي قطار شما خالي خواهد شد و...
بهتره زيرك باشي وسوار بشي!
من وخيليها واتبته مثل شما مدعي مردم نيستم باور نميكنيم كروبي يه چوب هم واسه مردم بلند كنه!
اين منش لا لايي خوني واسه مردم رو ترك كنين!
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جناب امیر
اگر شما ثابت کردید که من چنین حرفی را درباره آقای خاتمی زده ام یقین بدانید این سایت و کل فعالیتم را تعطیل می کنم و تا ابد در سیاست سکوت می کنم. اگر نتوانستید که نخواهید توانست در این صورت دقیقتر سخن بگوییم به نفع همه است.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۵۲ بֽظֽ | Reply
امیر ص :
آقای عبدی،
تحلیل شما روشنگر بود. نکات زیر فعلا در ین باب به ذهنم می رسد که مایلم با شما مطرح کنم.
1- این نکته شاید چندان به شرایط فعلی مربوط نباشد. نظ شما ای است که ما همه ی ما صرف نظر از تمایزاتمان در جبهه واحدی قرار داریم که هدف نهایی آن پر کردن شکاف دولت و ملت است. اما نظر شما من را به یاد نوشته ای از خانم دانشور در زمان انقلاب در مورد قضیه حجاب می اندازد. ایشان خطاب به زنان معترض نوشت که بگذارید اول این ویرانه اباد شود سپس به مسائل کوچک خواهیم پرداخت. نگاه مقابل شما این است که راه پر کردن این شکاف جامعه مدنی است و جامعه مدنی دقیقا از خلال اصرار بر تمایزات و پر رنگ کردن آنها شکل می گیرد.
بنابراین صرف بیان این نکته که هدف پر کردن شکاف است نظر شما راثابت نمی کند. شما احتیاج به استدلال های بیشتری دارید تا نظر خود را بر رقیب ثابت کنید{ عبدی: این جمله اخیر یعنی پذیرفتن تمایزات برای پرهیز از همان خطایی است که اشاره کرده اید}
2- در مورد آقای خاتمی به نظرم چند چیز در نوشته شما مبهم است. گاهی به نظر می رسد که می گویید جریان اجتماعی پشت خاتمی نبود و تنها خاتمی رای داشت (مثلا وقتی از تمایز بود و نمود سخن می گویید). اما به نظرم شما هم با من موافق باشید که رای خاتمی نشانگر وجود یک جریان اجتماعی پشت خاتمی است. مشکل خاتمی احتمالا این بود که خاتمی توان آن را نداشت که از این جریان قدرتمند به نفع اصلاحات استفاده کند. اما نکته این است که چه فرقی میان آقایان موسوی و کروبی و خاتمی از این حیث است. در پشت آقایان لااقل فعلا جریان اجتماعی وجود ندارد و از این حیث از خاتمی بدتر هستند. اما احتمالا آقایان از این حیث نسبت به خاتمی ارجح هستند که حاکمیت با تمام قوا (لاقل فعلا) در مقابلشان نمی ایستد. معلوم نیست که این نکته تا چقدر هم مثبت باشد چرا که اگر آقایان بتوانند جریان اجتماعی راه بیندازند حاکمیت با ایشان هم مخالفت خواهد کرد. بنابراین نوشته شما در باب تفاوت آقایان با خاتمی مبهم و غیر روشنگر است.{عبدی: بحث این بود که به صرف رای نمی توانست از موضع اصلاح طلبی وارد قدرت شود باید جریان اجتماعی راه می انداخت که این کار شدنی بود اما دو اشکال داشت اول این که نه او و نه همراهانش قادر به هدایت آن نبودند ودیگر این که اگر هم قادر بودند به درگیری می کشید چون توازن قوا نبود. اما این دو نفر از اساس از این منظر وارد نمی شوند}
3- یکی از دلایل شکاف این است که دولت از تامین نیازهای مردم سرباز می زند. اگر فرض کنیم که دوستان انتخاب می شوند با توجه به اینکه اختیاراتشان اندک و نیروی حامی اجتماعیشان محدود است. آیا عدم کارایی آنها در نهایت به افزایش شکاف و سرخوردگی منجر نمی شود؟
{عبدی: چرا مشکل وجود دارد اما پارهیز از این امر هم مشکلات دیگری دارد که در ذیل یک کامنت توضیح داده ام}
4. در عجبم که چرا از یکی از مهمترین مسائل پیش رو یعنی مسئله هسته ای یادی نکرده اید. با سیاست آقایان کروبی و موسوی و با توجه به نبود توازن حداقل در آینده نزدیک، با این مساله چه می کنید؟{عبدی: در این صورت خیلی چیزهای دیگر هم باید طرح می شد و طولانی می گردید}
5- چندی پیش با هم در باب محبوبیت خاتمی گفتگو کردیم. شما البته برایم ننوشتید که دو دلیل دیگر محبوبیت خاتمی چیست. تحلیل من بهرحال این است که از دلایل اصلی محبوبیت خاتمی نه به نیروهای حاضر در قدرت است.
نکته این است که برای پیروزی شما احتیاج دارید تا یک تقابل نسبتا دو قطبی به ساحت عموم کشیده شود. آقای کروبی برای پیروزی باید قطب دیگر را نمایندگی کند. اما آیا چنین چیزی ممکن است؟
شما خوب می دانید که افراد شناخته شده بسختی بتوانند وزن خود را تغییر دهند و افراد شناخته نشده در ایران خیلی سریعتر می توانند گفتمان مقابل گفتمان حاکم را نمایندگی کنند. چه تمهیدی برای آقای کروبی اندیشیده اید؟ {عبدی: کمی صبر کنید ببینیم کاری پیش می رود یا نه}
دو سوال اساسی تاکتیکی هست که جواب می خواند: 1- چگونه گفتمان انتخابات به ساحت عموم کشیده شود؟
2- آیا اقای کروبی می تواند نماینده قطب دیگر باشد؟
6- جسارتا یک توصیه برای شما دارم. به نظرم یکی از مشکلات اصلی مهندس موسوی دور بودن از فضای سیاسی ایران است. اگر ممکن است و می توانید از ایشان وقت بگیرید و به ملاقاتشان بروید و کمی درباره تحلیل خود برایشان سخن بگویید. حضور افراد مطلع در کنار ایشان می تواند به ایشان درک صحیحی از اوضاع بدهد.{ عبدی: از طریق یکی از دوستان نظراتم را انتقال دادم من چون اکثر نظراتم را می نویسم لذا اصراری بر ملاقات حضوری ندارم اما در مورد ایشان هم اعلان آمادگی برای هر کمکی کرده ام و به اطلاع ایشان هم رسیده است}
با مهر
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پاسخها در متن آمده است.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۳۸ بֽظֽ | Reply
ترابی :
با سلام
راجع به صحبتتان در چند بند اول (تقویت دموکراسی و اینکه دموکراسی اتفاق یک شبه نیست و پروسه ای زمان بر است) نظری دارم:
1-شرکت در این انتخابات برای اصلاح طلبان ریسک کمی نیست. اگر آنان تا سال 92 صبر می کردند، به احتمال فراوان برنده ی آن سال بودند. ولی این ریسک را به جان خریرند و به قول شما با شکست در این انتخابات، پرونده ی سیاسی هر سه نفرشان بسته می شود. از امدادهای غیبی که بگذریم، احمدی نژاد رقیبی قدرتمند است و شکست او کار آسانی نیست. بنابراین شجاعت اصلاح طلبان قابل تقدیر است.
2- دست اصلاح طلبان (همه آنها) برای این انتخابات خیلی باز نیست. کندیدایی به نام احمدی نژاد وجود دارد و باید در راه جلوگیری از انتخاب دوباره ی او قدم برداشته شود. شاید در سال 76 و 84 (و احتمالاً 92) رأی آوردن خیلی حائز اهمیت نباشد و به طور مثال در انتخابات سال 92 بشود راحت تر حرف زد و درباره ی شروط شرکت در انتخابات نظر داد، ولی نباید فراموش کرد که هدف اول کنونی، شکست احمدی نژاد است. بنابراین دست ما برای این انتخابات باز نیست و نمی توانیم ناز کنیم و از کاندیداها انتظارات زیادی داشته باشیم. ما به رییس جمهور 8 ساله عادت کرده ایم و شکستن این عادت کار آسانی نیست.
تحلیل کاملی بود؛ موفق باشید.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فکر می کنم علت این دو پرسش هم در متن تحلیل داده شده است.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۵۳ بֽظֽ | Reply
کاوه :
آقای عبدی عزیز با سپاس از مقالۀ تحلیلی و ارزش مندتان:
1- آقای خاتمی نمی تواند "حمایت را به روزهای آینده موکول کند"، چرا که ایشان از آقای میر حسین موسوی طی دو بیانیه حمایتِ صریح کرده اند.
2- مکانیزمی که ده روز مانده به انتخابات، بوسیلۀ آن یک نامزد اصلاح طلب به نفع دیگری کنار میرود چیست؟ مقصود من این است که نامزدی که به نفع دیگری کنار میرود اولاً چه توضیحی برای خودش و دیگران دارد و دوماً طی چه فرایندی راضی به این کار میشود؟ (لابی، حکمیت، چانه زنی، تهدید، ...)
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فکر نمی کنم آقای خاتمی از آقای موسوی در این مقطع حمایت مشخص کند این کاری بس مشکل آفرین است. در باره دومین سوال هم به کامنتها مراجعه شود.
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۲۷ بֽظֽ | Reply
رضا :
(فقط پیرو کامنت قبلی و یادآوری و نه درج در قسمت نظرات )
1- بنده نظر خود را قبلا در مطلبی دیگر ذکر کردم و هنوز هم بر همان تحلیل هستم .
http://www.aiandeh.blogfa.com/
2- لطفا دلایل خود را در ترجیح آقای کروبی بر موسوی ذکر کنید. به نظر بنده این ترجیح دلایل استراتژیک ندارد بلکه تاکتیکی و شاید هم برای رد گم کنی است!
3- قبلا هم گفتم به نظر بنده متدولوژی تحلیلی شما اگرچه با دیگران متفاوت است و همیشه بدیع و لایق توجه (حاصل ضرب برداری نظرات مطروحه) ولی حقیر از دیدگاه و جهان بینی ای صحبت به میان می آورم که شاید بتوان گفت انتگرال گیر تاریخ و وقایع ثبت شده در آن است و نه نظرات فاقد توان لازم جهت عرض اندام. (دو مقاله ای که قبلا ذکر آنها رفت ، به ستون پیوند های روزانه وبلاگ من رجوع کنید 1- مبانی فلسفی تحلیل تکنیکال 2- اصول موضوعه مکانیک ارزش) این دیدگاه اگرچه در حوزه بازارهای مالی مطرح شده است ولی در تمامی حوزه ها و سیستمهای انسانی کاربردی است. این دو مقاله بیشتر گردآوری است تا تالیف و البته تصور میکنم یک سینه تحلیل سیاسی اقتصادی از پس نور افکن این دو مقاله و طی 2 الی 3 سال اخیر جمع کرده ام . خوشحال خواهم شد اگر بتوانم با یک نیروی صادق و هوشمند در عرصه سیاست گپ و گفتی داشته باشم. با شما از سال 70 آشنا شدم و ...
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۵۴ بֽظֽ | Reply
بهاري :
سلام جناب عبدي :
اين سخن فراموش نشده آقاي فكر كنم حجاريان بوده كه بر اساس گفته نيچه تغيير شكل داده شده بود كه اصلاحات مرده است و اينكه شما ميگوييد دمكراسي زمان ميخواهد و يك فرايند است نيز درست و نمونه آن اروپا وآمريكا ميتواند باشد اما زمان و شرايط را نيز بايد در نظر گرفت اينكه در اروپاي آن زمان دنيا نيز دمكراسي را به عنوان يك نياز اساسي نميديد و قابل فهم نبود در ايران ظاهرا" 30 به اين زمان گذشت هيچ اتفاق نيافتاد واگر اتفاقي افتاده جريانهاي خود جوش اجتماعي بوده كه بر نظام تحميل شده نه جريان سياسي و فكري خاصي و جريانهاي سياسي نيز صرفا" زمان انتخابات زبان باز ميكنند و شعاري و ....
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۱۲ قֽظֽ | Reply
عقیل :
سلام
به نظرم در مورد فعالیت همزمان کروبی و موسوی و مقایسه آن با انتخابات دوره گذشته یک نکته نادیده گرفت شده است و آن موضوع استیصال است.
در این دوره از انتخابات بسیاری از شهروندان بالاخص در طبقه متوسط را می بینیم که از وضعیت فعلی به استیصال رسیده اند. آنها مجبور خواهند شد تا در نهایت به هر گزینه ای که اجماع نسبی و حداقلی هم در مورد آن باشد، رای بدهند. این در حالیست که وجود دو گزینه کروبی و موسوی این امکان را از بین می برد. ممکن است آن حرکت اجتماعی که حضرتعالی فرموده اید رخ ندهد، اما همانگونه که در دور قبل و در نبود یک حرکت اجتماعی بسیاری از شهروندان در لحظه آخر کروبی را انتخاب کردند، در این دوره نیز همین اتفاق خواهد افتاد، اما در این دوره استیصال و فرار از دولت فعلی راهنماست. بنابراین اگر بتوان کاندیداها را به یک گزینه تقلیل داد و یک اجماع نسبی قابل قبول هم در میان جریان های سیاسی(با قبول تمامی نکاتی که در مورد این جریانات فرموده اید) صورت بگیرد امکان موفقیت بالاتر می رود.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شاید مقدمه نظر شما درست باشد اما رد این تحلیل نیست بهتر است این دو رقابت برای کسب رای این قشر کنند و راه برای کناره گیری نهایی هم بسته نشود.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۴۶ قֽظֽ | Reply
محسن :
سلام آقاي عبدي . راستش را بخواهيد تحليل هاي شما را كاملا قبول دارم . اما نمي توانم با محمد قوچاني سردبير اعتماد ملي كنار بيام. شايد اگر ايشان در تيم آقاي كروبي نبود با راحتي بيشتري مي توانستم در مورد راي دادن به آقاي كروبي فكر كنم. در مورد آقاي موسوي هم چند انتخاب ايشان براي نماينده هاي استاني به طرز وحشتناكي اشتباه بود. به هر حال فكر مي كنم اطرافيان آقاي كروبي و موسوي تاثير به سزايي در راي آوري آنها دارند.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پیشنهاد من این است که در انتخابات مشارکت کنیم. یعنی انتخابات را بسازیم و نه این که از این یا آن حمایت کنیم. انتخابات موجود ثابتی نیست . واقعیت آن از خلال مشارکت من و شما ساخته و پرداخته می شود . با هر کدام از دو گروه که راحت ترید فعالیت کنید.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۰۵ قֽظֽ | Reply
هاشم :
در جواب سؤال اینجانب مرقوم فرموده بودید:
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
الان وقت انتخابات است و فرصت این مباحث را ندارم. اگر دوست داشتید پس از معرفی موضع و هویت سیاسی خود در این زمینه صحبت خواهد شد. این کامنت را هم برای آن زمان نگهداری کنید.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۱۸ قֽظֽ | Reply
فرید :
آقای عبدی
با این تحلیل شما معتقدید متخلف را بدون جریمه میتوان متوجه تخلف کرد؟
اگر نه ، چه جریمه ای برای متخلف در این تحلیل در نظر نگرفته اید؟
چون قاعدتا متخلف از خداش است که بدون پرداخت هیچگونه جریمه، و بدون هیچ خدشه ای به بخدایی اش، عده ی بیشتری سیاهی لشکر برای انتصاب خود را داشته باشد.
میخواستم بپرسم با توجه به جواب به یکی از کامنتها ، اگر اوضاع چه طور می بود شما احساس میکردید نقش در ساختن سرنوشت خود ندارید؟
و چرا در حال حاضر احساس میکنید نقشی در ساختن آینده ی خود دارید؟ آنهم وقتی آقای کروبی شب خواییدند و صبح بیدار شدند ورق برگشته بود و آقای رفسنجانی هم بخدا پناهنده شدند؟
با تشکر
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نکته شما کاملا درست است. من هم برای حل این مشکل راهی به ذهنم رسیده است. اما مساله ای الان ما نیست. من و شما که الان پای صندوق نرفته ایم. اطمینان دارم تا وقتی هم که اعتماد نسبی نداریم نباید اقدامی در رای دادن کرد اما مشارکت فعلی ما خود زمینه جلوگیری از این کار را هم فراهم می کند. کمیته مشترک صیانت از آرا باید راههایی را برای حل این مشکل و ارائه اطمینان نسبی به مردم در نظر بگیرد.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۴۴ قֽظֽ | Reply
گيتي :
به نظر شما فعاليت ستاد انتخاباتي چقدر ميتواند نظرات كانديدا و شناخت مردم از او را تغيير دهد و در رآيآوري وي مؤثر باشد؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به نظر من ما اگر از آهن و یا الماس هم باشیم هنگام مشارکت اجتماعی دچار تحول می شویم . آقای موسوی را ببینید روز ورود تصور می کرد ستاد لازم ندارد و همان دو سخنرانی تلویزیونی کار را تمام می کند امروز متوجه شده اند که باید از همه نیروها کمک بگیرد تا شانسی برای خود داشته باشد. بنابر این باید از این مشارکت استقبال کرد . ذهنیت نامزدها و اطرافیان و مردو ورای دهندگان و حکومت همگی دچار تغییر خواهد شد.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۵۵ قֽظֽ | Reply
صمد :
وجود تناقض نشانه ی اشتباه بودن تحلیل است. شما در جایی نوشته اید: ورود از موضع اصلاح طلبانه و با هدف تحقق مستقیم دمکراسی در این انتخابات امکانپذیر نیست و در جایی دیگر میگویید : بنده به لحاظ ایده کلی اصلاح طلب هستم
حالا چطور کسی که ایده اش اصلاح امور است می تواند از موضعی غیر از اصلاح طلبی وارد کارزار انتخابات بشود و صداقت هم داشته باشد و دروغ هم نگوید و ریا هم نورزد و منافق هم نباشد؟
مگر معنی نفاق همین نیست؟ که کسی که اصلاح طلب است خود را جور دیگر نشان دهد و با آن روی دیگرش وارد انتخابات شود؟
اصلا چرا باید افراددر مورد انتخابات از منظر خودشان وارد نشوند؟
و چه دلیل هست وقتی حاکمیت انتخابات را از موضع اصلاح طلبی نمی پذیرد در چنین انتخاباتی شرکت کرد؟
فکر میکنید اگر همه مردم خارج از حاکمیت که احساس میکنند در انتخابات تاثیری ندارند ، شرکت نکنند ، چه خواهد شد؟ هیچی
پس چه لزومی به شرکت در امری که نتیجه اش هیچ است؟
آقای خاتمی که از موضغ اصلاح طلبی وارد ریاست جمهوری شدند و هشت سال بالاترین مقام اجرایی را داشتند ، اصلاحی که نکردند هیچ آقایان سپاهی را هم بعد از داشتن قدرت نظامی و اقتصادی ، به مسند اجرایی هم نشاندند ، حالا کسی که از منظر اصلاح طلبی هم نمی اید ، چه کمکی به اصلاح امور می تواند داشته باشد؟
نمی فهمم
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آقای صمد ! دست مریزاد. اقلا این قدر جا می گذاشتید که کسی که این حرف را می زند متوجه عدم تناقض آنها هست. شما می توانید بگویید که فقط و فقط از موضع اصلاح طلبی وارد انتخابات می شوید . این حق شماست اما من این موضع را ابتدا تعریف کرده ام و گفته ام به این هدف اعتقاد دارم اما الان و بر اساس توازن قوا نمی توان از این موضع وارد انتخابات شد باید منتظر شرائط آن بود و یا این شرائط را فراهم کرد.حال این چه تناقضی است خدا می داند.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۵۵ قֽظֽ | Reply
افسانه :
خود شما معتقدید این ایده نمی تواند افراد قهر کرده از صندوقهای رای را به پای صندوقها بکشاند ، یعنی این تحلیل درست نیست ، چون تحلیل درست خودبخود افراد را جذب خود میکند و تنومند میشود.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این تحلیل متوجه قشر نخبه است اما آنان هم حتی اگر بپذیرند تا حدی می توانند دیگران را مجاب کنند. مگر قرار است که تحلیل درست صد در صد افراد را پای صندوق بکشاند؟ ما اگر چند درصد را اضافه کنیم و تعداد بیشتری را هم جهت رایشان را تغییر دهیم بسیار خشنود خواهیم بود. بعلاوه تحلیل یک رکن کار است فعالیت و اشاعه بحث مهمی هستند.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۵۸ قֽظֽ | Reply
:
یک سؤال داشتم
اگر آقایان کروبی یا موسوی بعد از شمارش آرا متوجه تخلفات شمارش انتخاباتی شدند ، چه اهرمهایی برای اعاده حق میتوانند بکنند؟ به کجا می توانند شکایت برند؟ و تقاضای رسیدگی کنند؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به پاسخ کامنت های قبلی رجوع شود.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۰۱ قֽظֽ | Reply
فریبرز :
بنظر من مرده خود بخود و با پای خود بگور نمی رود ، بلکه می بایست با یک تحلیل واقع بینانه ، او را به زور بگور برد
این تحلیل شما، زوری را برای بردن مرده بگور ایجاد نمیکند
و بناچار مرده روی زمین می ماند و بوی گندش نزدیکان مرده را نیز بیمار و فاسد میکند
تنها چاره کار بنظر من دوری از مرکز آتش و محافظت افراد خارج از مرکز آتش است تا آتش در انزوا و بدون سوخت اضافی و هوا ، خاموش شود.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۰۷ قֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی گفته اید: ؛ اگر دمکراتیزاسیون برای جامعه ما ضروری است پس در غیاب آن حکومت و روند جاری دیر یا زود به بن بست خواهد رسید. اگر به این گزاره ایمان نداشته باشیم بهتر است که سیاست را کنار بگذاریم. تردیدی در این مساله ندارم و این یقین اهمیت تعیین کننده در ادامه راه دارد. ؛
این صحبت شما که در علوم سیاسی و اجتماعی امروز دیگر هیچ جایگاهی ندارد قدری ناپخته است. دیدگاه شما دیدگاه غالب دهه نود یعنی دهه فروپاشی کمونیست و دهه گذار به دمکراسی بود. اما تجربه دو دهه گذشته نشان داده که اتفاقا حکومتها در غیاب دمکراسی خیلی دیرتر به بن بست می رسند. شاید بهتر باشد بگوییم به ندرت به بن بست می رسند. علوم سیاسی و جامعه شناسی امروز از عمر طولانی حکومتهای دیکتاتوری و شکنندگی حکومتهای دمکراتیک نوپا در حیرت است. ای کاش از دیدگاه های قاطعانه اما اشتباه گذشته دور و نزدیک خود می آموختید و قدری با احتیاط تر سخن می گفتید.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نمی دانم این گزاره ها را از کجا می فرمایید . چون حکومتهای خودکامه به معنای دهه 60 تقریبا رو به زوال رفته اند و امروز نظامهای مبتنی بر دموکراسی بیش از گذشته شده است حتی اگر ماهیت نسبی داشته باشند. اما فرض کنیم نظر شما صحیح باشد معنای روشن آن این است که به چنین حکوتهایی تمکین کنیم و حتی رضایت دهیم. اما بجای این خوب بود چند تا از این حکومتهای استبدادی با عمر طولانی و ثبات را هم معرفی می کردیم تا شاهد ادعا باشد.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۱۵ قֽظֽ | Reply
از همان کافی نت :
شعار انتخاباتی آقای کروبی درباره واگذاری سهام نفت و گاز به ملت، شعار بسیار مهمی است که پس از ملی شدن شرکت نفت ایران توسط مرحوم دکتر مصدق تابحال در عرصهء سیاست ایران بیان نشده است(دستکم بر اساس سواد و اطلاعات من)،اما اگر خاطر شریفتان باشد در همان روزنامهء اعتماد ملی هم این شعار به عنوان تیتر دوم چاپ شد شاید به خاطر مشی و ویژگیهای سیاست ورزی آقای کروبی است که وقتی به شاهرگ نزدیک می شود حساسیت زدایی هم می کند و جنبهء حماسی و قهرمانانهء اصل مورد نظرش را کم می کند تا بلکه به حصول نتیجه مطمئن تر شود.
به نظر من آقای کروبی به عنوان یک سیاستمدار عرفی و نه حماسی با طرح همین شعار و بسط آن در نطقهای تلویزیونی اش خدمت بزرگی به ملت ایران و فرایند دموکراتیزاسیون خواهد کرد.
بر همین قیاس باید ما در درجهء اول از فکر پیروز شدن در انتخابات آتی خارج شویم ،سائقهای حکومت خواهانه، ما را از درک درست اوضاع اسفبار کنونی خارج می سازد و این همان اشتباه بزرگ کسانی است که خاتمی را وارد بازی کردند و او اکنون ایشان را تنها گذاشت و رفت! و هم این البته کار بسیار سختی است که یک ملت به تفکر اجتماعی منسجم و متعالی دست پیدا کند!
به نظر من همان ده میلیون رایی که در دور دوم به آقای هاشمی داده شد برای ساختن این مملکت کافی است!اما گمان می کنم تا امروز ما هزینهء از دست دادن فرصتهایمان را می پردازیم مثل آمدن و رفتن آقای خاتمی و دیر آمدن آقای موسوی در همین انتخابات و درگیر نشدن آقای موسوی با مسایل جدی جامعه و قبلتر از آن ماجرایی که بر سرقانون مطبوعات در مجلس ششم رخ داد و شکستهای پیاپی که از انتخابات مجلس هفتم آغاز گردید و تا کنون ادامه دارد.
کافی است به تحلیلهایی که در همین سایت نسبت به انتخابات شوراهای قبل در سال 85 صورت گرفت مجدد رجوع گردد.
ما به دلیل زندگی در یک مملکت با پیچیدگی های سیاسی - اجتماعی و روانشناسی خاص خود باید از فکر به راه انداختن بازیهای شبه حماسی خارج شویم و تلاش کنیم که اکثریت ملت را به سمت تفکر اجتماعی تقریبآ مشابه حرکت دهیم تا خود بخود فرایندهای دموکراتیزاسیون کم تنش پدید آید.
آقای موسوی هم باید بیان کند که مکانیزمهای مدیریتی و اصلاحگرایانهء او برای فسادهای مورد نظرش چیست؟ چگونه می خواهد با رانت خواری و پارتی بازی مقابله کند؟پول گمشدهء نفت را می خواهد از کجا پیدا کند؟آیا می خواهد حرفهای اصلی را در نطقهای تلویزیونی اش بزند؟اگر در آنجا برایش بازار مسگری راه انداختند و چند زبان دان بدل کار آوردند که بهتر از او حرف بزنند و شعارهایش را گم کردند آن وقت چکار خواهد کرد؟
آیا آقای موسوی گمان می کند که مشکل مملکت در این است که طرحها و پروژه ها خوب طراحی نشده و توسط انسانهای کاردان اجرا نمی شود و یا چیزهایی مثلآ در همین حدود؟یا نه ریشه ها عمیقتر است و باید راه حلها هم جدی تر بیان شود!
اغتنم الفرص انها تمر کمرالسحاب
فرصتها را غنیمت شمارید که مثل ابر می گذرند.
محمد حسین
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
تصور می کنم دوستان مساله اولویت دادن مشارکت در انتخابات و معنا دادن به آن را نسبت به رای آوری جدی نگرفته اند و این اشتباه است.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۲۶ قֽظֽ | Reply
بهرام :
دوستان گرامي
بسياري از گفتني ها و ناگفته ها در ذيل اين پست كه جناب اقاي عبدي با آن حس مسووليت شناسي و ميهن دوستي و صداقت به رشته ي تحرير درآورده است به بحث گذاشته شده و قطعا نيز لازم است و كافي نيست ‘ اما نبايد از يك نكته مهم غافل بود و البته بيشتر روي سخنم با نخبگان‘ صاحبنظران ‘ سياسيون و حتي نامزدهاي انتخاباتي كه احتمالا اين مطالب را مي خوانند و مورد توجه قرار مي دهند مي باشد‘ آن اينكه ايجاد جريان اجتماعي و دخالت دادن افكار عمومي وعلاقه مندان به سرنوشت ايران عزيز و مشاركت پذير كردن آنان‘ يعني همين مكانيسمي كه آقاي عبدي از آن بهره گرفته اند. بي شك امنيت و آباداني و پيشرفت وتوسعه را همين ارتباطات و گفت وگو ها را براي ايران عزيز به ارمغان خواهد آورد. آيا اين الگوي مناسبي براي به صحنه كشاندن آحادجامعه و شريك كردن آنان در سرنوشت كشور نيست؟! ديگر بهانه اي هم باقي نمي ماند زيرا پيشرفت هاي ارتباطاتي و مجازي در عصر جديد اين امكان را به راحتي و با هزينه اي اندك در اختيار دولت ها و مردم قرار داده است. آيا نبايد اين فرصت ها را مغتنم شمرد؟ البته اگر اعتقاد به حضور و مشاركت مردم در سرنوشت كشور داشته باشيم!! آقاي عبدي موفق باشيد و در ضمن شما هم اگر امكان دارد وقت بيشتري بگذاريد و مشاركت خود را به سطح وبلاگ ساير دوستان و دلسوزان به ميهن و دين گسترش دهيد. متشكرم
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
متاسفانههر روز فقط 24 ساعت است و امکان مشارکت بیشتر فعلا برایم فراهم نیست.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۲۴ بֽظֽ | Reply
مصطفی1 :
وقتی صحبت از دمکراتیزاسیون میکنید و بدرستی انرا فرایندی زمان بر اعلام میکنید این بذهن می اید که شما امیدوارانه به ارمانی می اندیشید که اغاز عملیاتی شدنش در این انتخابات کلید میخورد یا امیدوارید که اینطور شود چرا که شواهد عینی نشانگر نزدیک شدن به بنبستی است محتوم والبته نشانه هایش سر رسید رانتهایی است که بر شمردید در این شرایط امیدواری شما به عمل بموقع اصلاح طلبان است که شاید با من هم عقیده باشید که در اردوگاه انها سیاستمداری با ویژگیهای لازم برای فرصت طلبی و موقع شناسی حضور ندارد این اردو گاه مجموعه ای پراکنده از افرادیست که بعضا مذبذب و غیر قابل پیشبینی و غیر مصمم اند و بعضا هم برداشتشان از اصلاحات نهایتا دولتی فرا جناحی ! البته با مشارکت ایشان است
نکته دوم هیچیک از انها قادر به ایجاد حرکتی بطنی در جامعه نیستند حتی خاتمی با تمام محبوبیتش حاضر بقبول این مسئولیت نیست و اگر حرکتی را رهبری کند مطمئن باشید در نیمه راه پا پس خواهد کشید او نه قادر ونه تمایل دارد که در نقش پوزیسیون تحول خواهی قرار بگیرد که رودرویی در ان اجتناب نا پذیر خواهد بود از این رو ان شروعی که مد نظر شماست اتفاق نمی افتد اما امدن دولتی میانه رو که باصلاحات گرایش داشته باشد بنظرم امد که شما دل بان دارید اگرچه ممکن است در شرایط فعلی بهترین انتخاب باشد اما باید توجه داشت که این تمایل هم بعلت اینکه اذهان شرکت کنندگان در انتخابات یا بیشتر انها اصولا تحت تاثیر عواملی غیر از این تحلیل ها اقدام میکنند احتمال رخ ندادنش بسیار زیاد تر است پس ملاحظه میکنید که اولا در شرایطی قرار نداریم که نخبه سیاسی قابل اتکائی در جبهه اصلاحات باشد تا در لحظه حساس انچه که مد نظر است را عمل کند دوم انکه دولت احتمالی میانه رو هم مسلما اعتقادی به اصلاحات نخواهد داشت هر چند مخالف ان هم نخواهد بود اما تغیرات محسوسی هم ایجاد نخواهد کرد البته عوامل دیگر که موانع بسیار محکمی در برابر اصلاحاتند ممکن است با حضور دولت میانه رو کمتر عکس العمل نشان دهند که تنها روزنه همین است از این رو هرچند نا امیدانه بعقیده من از ازاین زاویه می بایستی وارد انتخابات شد چرا که هرچند احتمال ان بسیار ضعیف است اما شاید راهی بسوی تغییر گشوده شود حقیقت این است که چه اصول گرایان و چه اصلاح طلبان تحلیلی که شما از وضع موجود نموده اید را قبول ندارند یا نمی خواهند انرا بپذیرند بهر حال راهی که ارائه نموده اید بسیار سخت و دشوار خواهد بود چون نه رهروان مصممی دران گام میگذارند و هم اینکه انقدر صعب العبور است که ممکن است عبور از ان امکان پذیر نباشد چرا که زمان و فرصت کافی هم نیست . شما هم ریاضی خوب میدانید و هم به علوم اجتماعی کاملا واقفید وقتی شرایط امری واقع شود اتفاقی که میافتد جبری وغیر قابل تغییر است و تنها همان میشود حقایق جامعه اگرچه میتواند گفته نشود اما نمی تواند انکار شود
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
درباره نتیجه انتخابات و این که چه خواهد شد از ابتدا هم نظری داشته ام اما از بیان آن استنکاف می کنم چرا که نتیجه رای برای من فرع بر این کنش سیاسی و اجتماعی است ضمن این که معملا بیان نیجه از موضع کارشناسی و نه سیاسی تبعات خاصی دارد . در هر حال امیدوارم طی نامه ای این تحلیل را هم بنویسم و بعد از انتخابات منتشر کنم.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۲۱ بֽظֽ | Reply
amir :
عبدی:
جناب امیر
اگر شما ثابت کردید که من چنین حرفی را درباره آقای خاتمی زده ام یقین بدانید این سایت و کل فعالیتم را تعطیل می کنم و تا ابد در سیاست سکوت می کنم. اگر نتوانستید که نخواهید توانست در این صورت دقیقتر سخن بگوییم به نفع همه است.
زدي جناب عبدي زدي!
به ارشيو روزنامه صبح امروز رجوع كن يادت مياد
بنظر بنده شما يك فعال سياسي بيمار هستين
وچيزي به پايانتان نمانده
نياز نيست كناره گيري وسكوت كني خوبخود بزودي خواهي كرد فكر كنم چون ديگه حرفي براي پيچاندن نخواهي داشت
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
حالا من که بیمارم فرصت رجوع ندارم شما که سالم هستید و آرشیو روزنامه هم حی و حاضر دست شماست زحمت این کار را بکشید . هزینه زحمت را هم متقبل می شوم و اگر پیدا کردید خدمتی هم کرده اید چون من مجبورم به قولم عمل کنم و از کار سیاست انصراف دهم .
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۲۵ بֽظֽ | Reply
سعید :
سلام جناب عبدی و خوشحالم که باز هم پنجره ی نظرات را به روی خوانندگانتان گشودید. سال خوبی هم برای تان آرزو می کنم.
اول یک سوال؛
در مصاحبه ای در مورد خاتمی گفته بودید که با یکی از دوستانتان سر نهار شرط بندی کردید که خاتمی کاندیدا نمی شود. خاتمی کاندیدا شد و انصراف داد. من می خواستم بپرسم که تکلیف آن نهار چه شد؟ یعنی بالاخره شرط را کدام تان باختید!؟{عبدی: یک در میان که مطالب را بخوانید همین می شود. آن ناهار را دادم و حدود چهل تومان هم پیاده شدم چون چند نفر را باید ناهار می دادم. اما همانجا به طرف که خیلی خوشحال از برنده شدن بود و در تمام طول ناهار می خندید گفتم مواظب باش تا چند مدت دیگر از حلقومت بیرون نیاد و متاسفانه آمد و روز 28 اسفند خودش همه را به ناهار دعوت کرد و در تمام مدت دپرس و ناراحت بود و خیلی دلم سوخت و البته من خوشحالی نکردم.}
و اما در مورد این نوشته ی روان و مدبرانه تان؛
(در مورد نقد بی رحمانه D: )
من جزء تحریمی هایی هستم که مطلق به این قضیه نگاه نمی کنم. یعنی طرفدار تحریم مطلق نیستم. اگر بدانم که تک رأی من بازیچه نخواهد شد و صرفاً به کار مشروعیت نظام نخواهد آمد، اگر ببینم که می شود از حداقل روزنه و فضای موجود راهی گشود حتماً در انتخابات شرکت می کنم. البته منظورم از راه یک راه جدی و پایدار است نه یک شور و هیجان و موج گذرا که اساس کار کسی مثل آقای خاتمی است.
راستش وقتی اولین بار خواندم که شما به حامیان کروبی پیوسته اید - با شناختی که از شما داشتم - باور نکردم!
ببینید جناب عبدی عزیز. شما بهتر از من می دانید که افراد دارای این بینش (عدم شرکت) به انتخابات هستند، کم که نیستند هیچ، در انتخابات مجلس به گواهی آماری که همان زمان خود در سایت تان منتشر کردید بیشتر از شرکت کنندگان هم هستند.{ عبدی: دوست عزیز یک اشتباه کوچک را باید اصلاح کرد.من حامی هیچ کس نیستم و اساسا از حامی پروری نفرت دارم. من مشارکت جو هستم اگر مکانی پیدا شود که امکان بیان و پیشبرد نظراتم باشد ذره ای تعلل در حضور در آن مکان نخواهم کرد. بنابر این با حضور خود در هر جا می کوشم که ساختن آن پروژه مشارکت کنم}
خوب برویم سر اصل مطلب. آیا اصولاً کروبی و میرحسین اصلاح طلب هستند؟ یا تنها در مقابل فردی چون احمدی نژاد می توانند اصلاح طلب باشند؟
کروبی درست است که شجاع است و روی حرفش می ایستد اما جالب است که این فرد مشارکت و مجاهدین را "تندرو" می نامد. کروبی سابقه ی خوبی در بنیاد شهید و جریان شهرام جزایری ندارد. شعار 50 هزار تومانی کروبی هنوز هم مضحکه ی خاص و عام است.
شعار سهامدار کردن نفت مردم تنها و تنها یک شعار است و شعار هم باقی می ماند. چیزی در حد آوردن نفت بر سر سفره ی مردم توسط احمدی نژاد. اینجا باید بگویم از شما بعید بود آقای عبدی بزرگوار و دوست داشتنی که انتظار داشته باشید این شعار ایجاد انگیزه برای شرکت در انتخابات کند (البته مطلق عرض نمی کنم).
و اما میرحسین. او هم درست است که انسان با اراده و مستقلی است (بر عکس خاتمی) و به قول شما با مرام؛ خیلی ها کوشیدند که اختلاف احتمالی او با رهبری را بزرگ و به نفعش تبلیغ کنند. اما واقعیت این است که میرحسین
- به اصالت دولت اعتقاد دارد .
- سخن از بازگشت به اسلام ناب محمدی و پیروی از خط امام می کند.
- شعارهای جذاب اما غیر ممکنی می دهد (خصوصی شدن رادیو تلویزیون، آزادی مطبوعات و اینترنت و ...) که هر کسی می داند رییس جمهور در این موارد هیچ کاره است.
- اختلاف با رهبری اولاً دلیل به رای دادن به او نمی شود و دوماً در پیام اخیرش و ستایش از رهبری بر این فرضیه خط بطلان کشید.
به هر حال، افرادی مثل میرحسین و کروبی و هرکس دیگری که از اکنون برنامه اش را در مقابل کانون قدرت و نهادهای زیر نظر رهبری و حتا شخص وی روشن و شفاف اعلام نکند نمی تواند انگیزه ای برای شرکت در انتخابات (!) در من ایجاد کند. حتا اگر طرف مقابل شخصی به نام احمدی نژاد باشد!
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برخی موارد در متن پاسخ داده شده است. فرض کنیم انتقادات شما درست باشد که در مواردی جای حرف هست. اما در این صورت هر اسمی را شما ببرید و هر شعاری را که بدهیذ بیش از این انتقادات را نصیب آن خواهند کرد. بنابر این مجرای ورود شما به انتخابات با من فرق می کند تیتر یادداشت را توجه کنید مهمترین پیام آن است. مجرای ورود افراد نیست و حتی اجرای شعارها پس از پیروزی کم احتمال نیست مساله چیز دیگری است که در یادداشت آمده است.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۴۳ بֽظֽ | Reply
بهرام :
جناب آقاي omid !!
آيا فكر نمي كنيد كه اين نحوه ادبيات و نگارش شما در مباحث نظري و تحليلي‘ حكايت از روحيه اقتدارطلبي شما دارد؟!! قصد توهين ندارم اما توصيه مي كنم در اينگونه مباحث به جاي نفي ديگران بياييم خود را با تبيين نظرات منطقي و عقلايي اثبات كنيم ‘ اين منش با اصول اصلاح طلبي سازگاري دارد‘ اينطور نيست؟ شما يا يك نظر را مي پذيريد و يا نمي پذيريد و با استدلال و منطق قوي رد مي كنيد‘ ديگر نيازي به برداشتن چماق تخريب نيست؟! با عرض پوزش از شما و جناب عبدي.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۱۸ بֽظֽ | Reply
حمید :
رانتهایی که نام برده اید و رانتهایی که پیش از این وجود داشته اند و حالا دیگر تاریخ مصرفشان گذشته( شما که میدانید چه کسی) در بستری از نگاه تقدس آمیز به افراد و نهادها و ساختار قدرت سو استفاده شده اند. اگر این رانتهای فعلی که فرموده اید هم تاریخ مصرفشان تمام شود رانتهای دیگری بوجود خواهد امد حال یا در ملا عام یا در خفا. به هر حال سنگر انان محکمتر از اینست که با حذف رانتی به مشکل جدی بویژه در سیاست داخلی برخورد کنند. واقعیت اینست که حریف برای حال و آینده اصلاحات نقشه و طرحی و هوشمندانه دارد . برای برون رفت از این بن بست به طرحی جدیدنیاز است. بایدبپذیریم که گفتمان اصلاحات ضعیف تر و بی بنیه تر از اینیست که تصور میکردیم ومیکنیم. علت هم نبود ظرفیت برای تغییر در قانون اساسی است. در حالی که در نهایت آخرین زور اصلاحات باید در چارچوب این قانون باشد. شما قدمهای خوبی در ذهندارید اما به دنده عقبها هم فکر کنید.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مشکلی نیست با بیان این راهها کمک کنیم که به درک درست تری برسیم.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۱۹ بֽظֽ | Reply
علی سلطانی :
تحلیلتان جامع و جالب بود. کمی طولانی بود و قبل از اینکه یکبار دیگر آن را بخوانم می خواستم نظرتان را بپرسم.
چطور از آقای کروبی حمایت می کنید, وقتی که ایشان در اولین طرح مهم مجلس ششم (طرح اصلاح مطبوعات) سربلند بیرون نیامدند.؟ مگر غیر از این بود که آن موقع بخاطر همان طرح انتخاب شدند؟ مگر ایشان نبودند که واژه حکم حکومتی را به ادبیات سیاسی اضافه کرد؟
من به شجاعت و اعتماد آقای کروبی شک ندارم. ایشان بسیار گزینه خوبی هستند, ولی نمی توانم خودم را از نظر منطقی و اخلاقی راضی کنم به ایشان رای بدهم, و در نظر دارم به آقای موسوی رای بدهم که حداقل به آزادی مطبوعات اعتقاد دارد.
راهنماییم کنید که چرا باید از این موضوع چشم پوشی کنم و به ایشان رای بدهم.
ممنون از توجه تان
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به پاسخ سه کامنت قبل رجوع شود.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۳۹ بֽظֽ | Reply
پویا :
با سلام خدمت جناب مهندس عبدی عزیز
اولا ممنون از تحلیلتان
اما جند پرسش داشتم.
اولا تصور میکنم وضعیت فعلی حکومت خیلی شبیه وضعیت حکومت گذشته در چند سال پایانی آن است. سقوط قیمت نفت و تغییر سیاست آمریکا با روی کار آمدن جیمی کارتر. البته آن موقع رانت دین در دست مخالفان بود. با من موافقید؟
با این وصف شما چه تفاوتی را بین آن وضع و این وضع قائلید. آیا ممکن است با همان سرعت که حکومت گذشته فروپاشید, در حال حاضر هم شاهد چنین فروپاشیی باشیم؟
(شخصا نظرم این است که اگر ریییس دولت فعلی ابقا شود چنین خطری متوجه کشور خواهد بود ! )
دوما این تحلیل شما یک مورد را بخوبی تبیین نمیکند. روی کار آمدن مصدق را. در سالی که شاه در مملکت بود و نخست وزیر دیگری هم روی کار بود (اسمش خاطرم نیست) و ارتش هم در دست مصدق نبود(یعنی هیچ موازنه قوایی به نفع مصدق وجود نداشت) مردم مصدق را روی کار آوردند. البته یکسال بعد هم با اینکه شاه در کشور نبود و مصدق هم نخست وزیر بود و ارتش هم دستش بود با کودتای پانصد روسپی و لات (به قول مهندس بازرگان) از قدرت برکنار شد !!
یکبار دیگر هم این این سوال را از شما پرسیدم. اما جوابتان قانع کننده نبود. گفتید مردم تا پای صندوق رای با شما هستند و نه بیشتر.اما چرا؟ پس چرا آن زمان این کار را کردند؟ شما در عوامل عینی موازنه قوا , فشار و حمایت اجتماعی را به حساب نمی آورید.
آیا معتقدید که چنین حمایتی نیست؟
یا اینکه معتقدید کسی مثل مصدق نداریم تا از این جریان - طوری که بتوان آنها را به خیابان کشاند- استفاده کند؟
مثلا خاتمی اگر میخواست میتوانست اینگونه از حمایت مردمی استفاده کند که البته هیچ وقت این کار را نکرد.
سوما با توجه به اینکه در حال حاضر توازن قوا وجود ندارد, به نظرم نمیتوان نقش کمیته هایی مثل کمیته صیانت از آرائ را جدی گرفت. جریان حاکم دستش باز است. شما چرا به تاثیر چنین حرکت هایی اعتقاد دارید؟
چهارم دوستی پرسید اگر قیمت نفت دوباره بالا برود چه؟ و جواب شما را به درستی نفهمیدم. اگر ممکن است قدری روشنتر توضیح دهید.
با سپاس فراوان...
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر قیمت نفت بالا برود مشکا تشدید شده و حل به تاخیر می افتد اما حالت انفجاری بیشتری ایجاد می کند. از این رو باید کوشید متغیر نفت را از معادلات دولت حذف کرد و طرح مردمی کردن درآمدهای نفتی قدم اول است.درباره مقایسه تاریخی اجازه دهید وارد نشویم چون مناقشات زیاد است . اما عدم توازن قوا را توضیح داده ام و اگر کسی می توانست آرا را تبدیل به بسیج اجتماعی کند قطعا در کار خود هم موفق می شد اما در متن و پاسخ به کامنتها توضیح داده ام که این کار نشدنی است چنان که نشد.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۴۰ بֽظֽ | Reply
صادق کمالی :
با سلام و تشکر از اینکه بار دیگر امکان تضارب افکار ( پدر و مادر زایش افکار نو) را برای خوانندگان خود فراهم کرده اید
تشکر از اینکه بار دیگر با تمام سختی ها امکان برخورد دادن افکار مختلف در جامعه را در سایت خود فراهم ساخته اید برخوردی که سبب ساز پیدا شدن و پیدا کردن راهی نو ( برای رسیدن به راه حل مشکلات) است
و تشکر از ایجاد فضایی دوستانه و بدون خشونت مبتنی بر احترام واقعی به دمکراتیزاسیون -- که بقول شما یک روند و فرآیند زمان بر است و بیش از آن که رسیدن به نقطه خاصی مورد نظر باشد حرکت در مسیر و راهی تعیین شده هدف است -- را برای خوانندگان خود بوجود آورده اید
امیدوارم بتوانیم همگی در کنار هم با وجود تمام خارها و تیغ ها ضمن نقد و نقد و نقد و خالی کردن دق و دلیهای خود از فضای استبدادی و مطرح کردن تمام سؤالات خود با همدیگر ... و گفتگو و گفتگو و گفتگو و طرح سؤالات جسورانه و نقدهای بی رحمانه ، متناسب با یک فضای تازه ی مجازی و دمکراتیک ، بتوانیم همگی ماهای نابلد ، از رهنوردی در این راه ناآشنا با روحیات کشور ما ، به دلیل استبدادهای طولانی بتوانیم در یک نمرین مجازی ، در یک فضای مجازی ، ضمن قدم برداشتن و گذاشتن در راه دمکراتیزاسیون ، با احترام به نظرات دیگران بتوانیم درک خود را از دمکراسی تکامل ، از خلال رهنوردی مستمر و پیوسته خطاهای خود را اصلاح و درک بهتری از اهداف ؛ وسایل؛ و نیز از یکدیگر پیدا کنیم.
با این امید
اجازه دهید یکی از مشکلات دمکراتیزاسیون ، در فضای واقعی و بسته را ، ذکر کنم.
ترس مفرط از مطرح کردن بسیاری از مطالب مهم و اساسی را که خوردن اتهامات سنگین را برای مطرح کننده سبب میشود.
مثلا امروز با وجودیکه مقامات ما ، خود، بدون هیچ توضیحی به راحتی در زمینه های مختلف از جمله عراق و افغانستان با آمریکا همکاری میکنند ... ولی هر نوع صحبت حتی صحبت و گفتگو در مورد ضرورت داشتن یا نداشتن رابطه با آمریکا توسط من و شما سریع مهر اتهام همکاری با آمریکا میخورد و خر بیار و باقالی بار کن
این یکی از خارها و موانع راه دمکراتیزاسیون بشمار میرود
برداشتن این خارها ... و تحمل تیغ ها ... و برطرف کردن موانع در مسیر دمکراتیزاسیون توسط باغبانان دلسوز ِ این راه و میسر راحت و ساده میشود ....
به همین خاطر با توجه به اختلاف نظر با شما ، با وجودیکه نیت شما را در این دنیایی که تقلبی هر پدیده ای هم شکل اصلی ساخته و عرضه میشود ، و واقعا در این تحلیل نمیدانم که تا چقدر دلسوزانه برای مردم است و تا چه اندازه دلسوزانه برای حفظ نظام و خریدن عمر برای آن ، ، ولی این تلاش شما را ستایش میکنم .
در مورد نیت ، همانطوریکه می دانید الاعمال بالنیات سنجیده میشود. ممکن است کسی شکم مرا پاره کند تا غده ای را در آورد و کسی هم شکم مرا در آورد تا مرا بکشد . متاسفانه شکل هر دو یکی است ولی کی (چه زمانی) مشخص میشود؟ وقتی زمان میگذرد و من زنده و سالم میشوم و یا وقتی که من میمیرم
بنابراین در این زمان میتوان به گذشته پرداخت و قضاوت کرد که فلان فرد یک قاتل است یا یک ناجی
با این مقدمه چند سؤال مطرح میکنم.
1- شما در نوشتاری گفته بودید که: کسانی که در خطر بودن کشور را مطرح میکنند ، باید در ابتدا بگویند که این خطر چیست { عبدی: خطر را در مقالات متعدد توضیح داده ام از جمله مقاله فروپاشی اجتماعی}؟ حالا من از خود شما سؤال میکنم که چرا خطر فروپاشی نظامی که بخاطر فسادش به فروپاشی افتاده ، برای شما خطر محسوب میشود؟ مگر چه تعلق خاطری به نظامی که بخاطر وضعش در خطر است دارید؟{ عبدی: در این تحلیل نوشته ام. اگر فقط و فقط تغییر نظانها در میان بود این حق مردم است و مشکلی هم نیست اما مساله فراتر از این است. مثل این می ماند که همسایه ما آب به ساختمان خود ببندد بطوری که خطر تخریب آن پیش آید بعد بگوییم به ما چه خود کرده را تدبیر نیست اما مشکل این است که خانه من هم فرو میریزد}
2- همیشه میگویند تا خراب نشود ، آباد نمیگردد ولی شما همیشه از این خراب کردن دوری کرده اید ، چرا؟ آیا آباد کردن هدف شما نیست؟{ عبدی: همیشه اشتباه گفته اند به این دلیل ساده که اگر آباد می شد که وضع ما اینطور نبود. آنچه درست است داشتن ایده برای ساختن است و از خلال این ساختن اقدام به بازسازی و اصلاح هم بیرون خواهد آمد. }
3- باراک اوباما در جریان مبارزات انتخاباتی خود به تمام مسایل جوابهای شفاف میداد ، حتی در مورد گفتگوهای بدون پیش شرط با ایران را ، آیا شما حاضرید بعنوان یکی از فعالات موثر یکی از کاندیداها ، با مخالفان خود بدون هیچ آداب و ترتیبی مذاکره و به سؤالات آنان جواب دهید؟{ عبدی : مگر اینجا چه کار می کنید؟}
حتی مجاهدین خلق و فداییان اقلیت و مشروطه طلبان و وووو کردها و سنی ها؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پاسخها در داخل متن کامنت داده شده است.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۴۱ بֽظֽ | Reply
Amir :
آقای عبدي، آقای میرحسین موسوی گفته اند "جمع کردن آرا به ازای یک گونی سیبزمینی تحقیر مردم است" اگر مردم را بشود با يک گونی سيب زميني خريد مردم مقصرند يا کانديداها؟ انگار اينکه کسانی در انتخابات شرکت ميکنند که ميشه آنهارا با يک کاسه آش خريد؟ يا حد اقل گفته های آقای موسوی اين معنی را ميرساند. از قديم و نديم گفته اند اگر مردم سواری ندهند آقايون سواری نميخورند؟
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۱۰ بֽظֽ | Reply
پویا :
با سلام مجدد
امروز مصاحبه مطبوعاتی مهندس موسوی را خواندم.
فکر نمیکنید این گفتمان, گفتمان اصلاحات است؟
ایشان تقریبا دارند از موضع اصلاح طلبی وارد میشوند...
با اینکار آرای بیشتری متوجه ایشان خواهد شد اما ایا ساختار سیاسی حکومت هم مقابله نخواهد کرد؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دلیلی که من آورده ام برای ایجاد رقابت همین تحول است. آقای موسوی بقیه راه را هم مجبور است برود و راهی جز نزدیک شدن به اصلاحات ندارد اما اگر قرار باشد به نقطه مرکزی اصلاحات برسد باید متوجه هزینه ها و تبعات آن باشد و آمادگی پذیرش آن را داشته باشد. البته این گفتار هنوز با اصلاحات فاصله روشنی دارد.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۴۷ بֽظֽ | Reply
علیرضا :
آقای ميرحسين موسوی در اولین مصاحبه ی مطبوعاتی خود گفت:« انتخاباتها در کشور فرصت ملت برای نگاه کردن به آنچه گذشته و تجديدنظر در تصميمات خود براساس نقد گذشته و نگاه به آينده است.»
با تایید این نظر
آیا شما دلیل آقای موسوی برای دوری از سیاست و سکوت این بیست ساله و احساس خطر از قانون گریزی در این هفت ماه را صادقانه دیدید؟
آیا آقای موسوی در زمان نخست وزیری خود قانون گریز نبودند؟
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۵۲ بֽظֽ | Reply
سوشیانت :
سلام به آقای عبدی عزیز. من هنوز به طور واضح متوجه دلایل شما برای مشارکت و نه تحریم پی نبرده ام. اگر ممکن است آن را بیشتر باز نمایید. با توجه به استفاده 30 ساله حکومت از رانت دین، آقای کروبی به دلیل معمم بودن بخت کمتری برای جذب رای مردم عادی دارد چون کسانی که با روحانی بودن فردی مشکلی ندارند احتمالا با احمدی نژاد بودن نیز مشکلی ندارند. در ضمن اگر هر یک از کاندیداها از موضع رادیکالی وارد نشوند حتی بعید به نظر می رسد به دور دوم هم برسند. چون رای مناطق دور افتاده متعلق به احمدی نژاد است به سه دلیل: بریز و بپاش او، تبلیعات صدا و سیما و نقدی کردن یارانه و شایعات مربوط به آن (خودتان به سومی پرداختید).
چرا شما گزینه تشکیل یک جنبش اجتماعی حول عبدالله نوری به نحوی که حضور در انتخابات منوط به حضور وی شود را جدی نمی گیرید؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برای حضور و عدم حضور اصل بر حضور است بنابر این باید دلیل عدم شرکت و تحریم را بیان کرد . اجمالا در نوشته ام توضیح منافع مشارکت در مرحله کنونی را داده ام اما تا روز رای گیری اتفاقات زیادی ممکن است رخ دهد. در مورد نتایج هم قبلا توضیح داده ام که دو هدف مقدم بر نتیجه برای من مهمتر است . حضور آقای نوری را هم از ذهن بیرون کنیم این کار معنای دیگری دارد و شدنی و موفق نیست.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۵۰ بֽظֽ | Reply
محمد حسین (آخرین کامنت) :
انتخابات کنونی ایران با تمام فوایدی که دارد مثل طرح موضوع سهام نفت و گاز اما به طور کلی تا کنون چندان خود را به عنوان تغییر دهندهء افق آینده کشور نشان نمی دهد!
در همین مسافرتم با دوستانی سخن می گفتم که در دولت اصلاحات مدیریت های مهمی مثل ریاست دانشگاه یا سازمانهایی چند را برعهده داشتند ویا دارند معتقدند که به هر حال باید به کسی مثل آقای میرحسین قانع بود و باید از حرکات رادیکال و دلخوش بودن به تغییرات دفعی پرهیز کرد!
این سخن عده ای دنیا دیده است! جالب آنکه با گروهی از جوانان هم که دیدار عید داشتیم آنها هم عجیب به میرحسین دلبسته بودند و تحلیل مرا از انتخابات پیش رو خیانت به اصلاحات می دانستند.
در لایه های پایینی جامعه نوستالژی 50 هزارتومانی آقای کروبی به شکل قدرتمندتری(نسبت به دوره قبل) وجود دارد به گونه ای که بزرگواری به شوخی می گفت احتمالآ به دلیل تورم، آقای کروبی دراین انتخابات می خواهد صد هزار تومانی بدهد. به نظرم آمد که آقای کروبی وقتی از سهام حرف می زند مخاطبانش چندان به ارزش تومانی کالای او پی نخواهند برد و باید محاسبه ای از ارزش سهام را به طور تقریبی و به تومان( و حتی الامکان عدد رند)ارائه دهد!مبلغ ریالی را درصد معتنابهی از مخاطبان ایشان نمی توانند به تومان برگردانند.همین وسواس باید در مورد زمان هم وجود داشته باشد مثلآ درآمدسالانه برای جامعه مخاطب او مفهوم نیست اما شاید حتی به هفته اگر اعلام کند و اجرایی باشد فوق العاده باشد مثل آنچه در برخی کشورهای غربی برای نیروی کار انجام می شود.
به هرحال آقای کروبی در لایه های زیرین نفوذش از انتخابات گذشته احتمالآ بیشتر شده و اما آقای موسوی در طبقهء متوسط هنوز با محافل بحث و گفتگو مواجه است و با اما و اگر و تردیدهایی که ذاتی روشنفکر ایرانی است و باید بیشتر کار کند.
مهندس جوانی که کارش طراحی قطعات خودرو بود می گفت چون قیمتها پایین آمده خیلی ها می خواهند دوباره به احمدی نژاد رای دهند!خب این هم نظر یک همسفر ناشناس من بود.
به نظر می رسد به طور کلی شبکه ای که بتواند کلیت رفروم گرایی را در میدان سیاست در خود جای دهد و آنرا به سمت یک حرکت هوشمندانه جهت دهد بین نیروها هنوز بوجود نیامده و نخبگان طبقه ای و گروهی و قومی و حزبی به درک مشترک و منسجمی از یک رفتار ملی و همگانی دست نیافته اند!
نه اینکه آنها به سپهر سیاست نگاه نکرده باشند بلکه همه به دقت در حال پیگیری و رصد آسمان سیاست هستند اما ابرهای تیرهء این آسمان نتوانسته به آنها کمک چندانی نماید.
بنده این مقالهء آقای عبدی را با همهء کاستی ها و اشتباهاتی که برخی بر آن وارد دانستند به عنوان یک پلت فرم اعتباری قبول دارم و به عنوان یک کارشناس سیاسی قول می دهم و تعهد می کنم که اگر فعالین رفرمیست از اجبارات وسواس گونه احتراز کنند و به همین چند خط به عنوان نقشه راه نگاه کنند؛
-------------------------------
"قطعآ ، بی گمان و صددر صد فردایمان از امروزمان بهتر خواهد بود اگر نگوئیم آرمانی!"
----------------------
من خود چند سند استانی نوشته ام و در تدوین چند سند ملی هم فعالانه دست اندرکار بوده ام ، بر اساس تجربه عرض می نمایم؛
یک متن که برای اقدام نوشته می شود را می توان تا دو قرن به بحث و نقد و نظر گذاشت و پیرامونش حرف زد اما وقتی قرار است آنرا اجرا کنیم بعد از یک اصلاح اولیه دیگر باید مسیر تغییر و حک و اصلاح را بست و به سر وقت عمل رفت.
سرنوشت قانون اساسی که خاطر طبقهء منور الفکر عزیزمان هست! و آن گفتگوی آقای هاشمی و مرحوم بازرگان را که آقای هاشمی گفت به همین پیش نویس حسن حبیبی قانع باشید و مرحوم بازرگان گفت باید مجلس خبرگان تشکیل شود و هاشمی گفت فکر می کنید نظر شما از داخل مجلس خبرگان در می آید و باقی قضایا که حدس زدنش چندان دشوار نیست وآن جملهء تاریخی مرحوم بازرگان که به این مضمون گفت : درسیاست باید قانع بود !
آن قانون اساسی را که اقای حسن حبیبی در پاریس نوشت و مرحوم امام تایید هم کرد را با این قانون اساسی که از مجلس خبرگان درآمد و دوباره بازنگری شد را مقایسه کنیم تا ارزش افسوس مرحوم بازرگان را درک نمائیم وازتکرار تاریخ خودداری...
دوستان و عزیزان بیائید به کم قانع باشیم که فردا نه تنها زیادتر گیرمان نخواهد آمد که همین کم هم از کیسه مان رفته است !
عذر می خواهم ما داریم بیش از حد وقتمان را صرف بحث و گفتگو می کنیم اکنون زمانی است که باید وارد عرصهء عمل هماهنگ شد و هر کسی در هر جا داخل و خارج از ایران هر کاری که از دستش بر می آید را بر اساس این طرح اولیه انجام دهد اگرچه نوشتن و گفتگو وتبیین در فضای سایبر هم می تواند بخشی از همان کار باشد اما جوری باشد که در آخر خرداد که قرار است نتیجهء عمل را ببینیم به کاری که کرده ایم افتخار کنیم و شادمان باشیم که توانسته ایم قدمی برای مملکتتمان برداریم حتی اگر آن قدم کوتاه و لرزان بوده باشد.
با تشکر
محمد حسین
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۴۳ بֽظֽ | Reply
علی احمدیان :
سلام آقای عبدی
تحلیل شما را خواندم و در آن نشان از جامعیت فکری شما دیدم.
لطفا چنانچه امکان دارد دلایلتان را نسبت به انتخاب آقای کروبی به عنوان نامزد مورد نظرتان بفرمایید.
چون علی رغم اینکه متن طولانی شده ولی این قسمت نیز لازم به نظر می رسد.
با سپاس
علی احمدیان
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
یک دلیل ساده دارد. من میان این دو نفر با ایشان بهتر می توان مشارکت در فرآیند انتخابات و ساختن این پدیده داشته باشم. و ایشان هم از این استقبال کرده است اما طرف دیگر فرق می کند.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۰۵ بֽظֽ | Reply
محمود رضا :
برای اینکه متوجه باشید که جنس کاندیداهای فعلی چیست فقط کافیست این جمله ی آقای موسوی را زیر ذره بین قرار دهید: برگرفته از سایت نوروز : "موسوي به كلام مقام معظم رهبري در نامگذاري سال جاري به سال اصلاح الگوي مصرف اشاره كرد و گفت: الگوي مصرف ما نيازمند توجهات جدي است تا بتوان با بهرهگيري از روشهاي اصولي آن را اصلاح كرد."
یک کلی گویی بدون داشتن هیچ ساز و کار عملی
نه در این مورد بلکه در بقیه موارد
شعارها و حناهایی که بعد از تجربه ی آقای خاتمی دیگر رنگی ندارد
آقای عبدی ترا خدا برای هر کس سنگ به سینه می زنید بزنید ولی شعارهایی بدهید که ساز و کار اجرای آن را داشته باشید و مردم را کر و کور و دراز گوش فرض نکنید
با تشکر
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در این مورد باید یادداشتی مستقل بنویسم.
به نظرم شعارهای انتخاباتی باید دو دسته باشد. بخشی از آنها کاملا باید اجرایی باشد از هر نظر هم اجرا شدنی باشد و نامزد پیروز هم موظف به اجرایش باشد برخی دیگر جهتگیری دارد و صرف بیان آن مهم است. توضیحات این دو را باید جداگانه گفت.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۲۸ بֽظֽ | Reply
ميثم :
آقاي عبدي شما در نقد فعاليت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم در مقاله اي گفته بوديد كه اصلاح طلبان بايد در خصوص سلامت انتخابات به مردم تضمين بدهند نه اينكه بعد از انتخابات اعلام كنند كه انتخابات ناسالم بوده و بعد هم اقدامي درخور براي پيگيري موضوع صورت ندهند چرا كه باعث از بين رفتن اعتماد مردم به اثرگذاري آرايشان ميشود. درحاليكه شما فعلا مي گوييد اگر كميته صيانت از آرا تشكيل شود مي تواند از دست كاري در انتخابات جلوگيري كند.
آقاي عبدي انصاف بدهيد كه بر اگر نتوان نشست.
به عنوان كسي كه مطالبتان را تاكنون خوانده ام، برداشتم از اين يادداشت شما اين است كه شما وقتي كه در مقالات گوناگون و به انحاء مختلف عملكرد هشت سال اصلاحات را نقد مي كرديد بسيار مستدل بود اما در حال حاضر خود راهكاري براي عدم وقوع همان اشكالات ارائه نمي كنيد.
هرچند خود گفته ايد كه هدفتان حركت در مسير دموكراسي نيست اما تضمين تحقق شعارهاي آقاي كروبي نيست من در كامنت قبلي در مورد سوم همين موضوع را مطرح كردم كه چگونه مي خواهيد از حوادث 8 سال اصلاحات پيشگيري كنيد و آيا شعارهاي آقاي كروبي مسيري غير از شوراي نگهبان دارد يا خير؟ اگر بله آن مسيرها چيست و اگر خير در صورت مخالف شوراي نگهبان دستوركار چگونه است؟
آقاي عبدي اگر اين سوالات را مي پرسم نه از اين منظر است كه راي من خيلي قيمت دارد و براي جلب آن بايد به بيشمار سوال پاسخ داد، خير بلكه روي سخن با شماست كه آيا اساسا شما كه با ستاد آقاي كروبي همكاري مي كنيد در آن ستاد به اين مسائل انديشيده مي شود اگر خير كه وامصيبتا (حتمن اينگونه نيست) اگر بلي آيا با مردم در ميان نمي گذاريد آيا در بدو امر موضوع را شفاف نمي كنيد يا استراتژي چراغ خاموش و راه بنداز جا بنداز را دنبال مي كنيد؟
ضمنا آقاي عبدي چرا ايده توزيع سهام، شركت ملي نفت ايران و شركت ملي گاز ايران را در بر نمي گيرد و فقط شركت هاي پخش فراورده هاي نفتي و گاز را كه نسبت به شركت ملي نفت ايران و شركت گاز ناچيز هستند را شامل مي شود؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اول این که رای من و شما ارزش دارد اگر خودمان بخواهیم. درباره سهام مذکور هم باید گفت که این کار مرحله ای است(حداقل از نظر من) و اجرایش هیچ مانع قانونی ندارد و نیاز به تغییر قانون نیست.
در باره صیانت از آرا هم اشکال شما کاملا وارد است . یقین بدانید که اگر برای این سوال جواب قانع کننده ای نداشته باشم انکان ندارد رای خود را به صندوق بریزم اما الان مساله اصلی من مشارکت در فرآیند مقدماتی انتخابات و طرح مطالبات است و برای آن سوال هم پاسخ دارم اما اجازه دهید که به آینده موکول شود.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۴۶ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
آقایان موسوی و کروبی از موضع اصلاحات وارد نشده اند اما ناخود آگاه به آن سو خواهند رفت. به هر حال هر دو نفر به لحاظ ذهنی به اصولی پایبندند که در چهارچوب اصلاح طلبی است و هر چه پیش بروند در برابر پرسش های واضحی قرار می گیرند که به ناچار باید پاسخ دهند. هنگامی که اعلام موضع کردند دیگر اینگونه نیست که از موضع اصلاحطلب وارد نشده باشند کافی است به مصاحبه مطبوعاتی آقای موسوی دقت کنیم که چگونه ایشان در فاصله 20 تعییر لحن داده و می گوید طرح امنیت اجتماعی را بر می چینم یا درست در مقابل سخن رهبری که بحث خودی و غیر خودی را بیان داشتند موضع می گیرد.
گاه عدم ورود از موضع اصلاحطلبی با عدم ورود خاتمی مساوی می شود. در حالی که حس می کنم رفته رفته هر دو کاندیدا به این سمت حرکت کنند. آقای موسوی که آغاز کرده اند آقای کروبی هم عقب نمی مانند!!!
زمینه ی چنین ورودی وجود دارد و حمایت اجتماعی آن چنان جذاب است که اگر شکل بگیرد آقایان عنان از کف می دهند.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نظرتان تا حدی درست است اما این که چقدر نزدیک شوند مساله محوری است.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۵۲ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
با سلام !
فراز هائی از کنفرانس مطبوعاتی آقای موسوی و نگاهی سریع ّ به آنها تا بعد:
************************
« ...ميرحسين موسوي گفت: سعي خواهم كرد به آزاديهاي مصرح بپردازم؛ آزادي بيان و عقيده، آزادي فكر، آزادي مطبوعات و آزادي نشر كتابها در چارچوب قانون را در اولويت قرار دهم و حتي اگر قانوني را قبول نداشته باشيم آن قانون را از راه قانون عوض خواهيم كرد.»
آقای موسوی نمیخواهد بروی خویش بیاورد که احاد ملت در گروه های اجتماعی سلول وار ، گروه وار و اندام وار در فعالیت تولیدی و اجتماعی شرکت میکنند و آزادی اتم گونه بدون آزادی نهاد های اجتماعی مرتبطشان ، اتمیزه کردن آنها و انکار جایگاه اجتماعی، فرهنگی، جنسیتی و قومی آنهاست. یک کارگر ضمن اینکه یک نفر است تفاوتش با شتر در اینست که با هزاران هزار آدم دیگر جایگاه اجتماعی اقتصادی مشترکی در
کل منظومه جامعه دارد و به اعتبار این جایگاه، حق دارد واحد صنفی خود را، یعنی سندیکای خویش، را تأسیس کند و در چهار چوب آن از حقوق مادی و شرافت حرفه ائی خود دفاع کند.
جوانان، محصلین و دانشجویان اقلیت های دینی و قومی نیز همینطور.
زنان ما حق دارند برای دفاع از حقوق خود سازمان دفاع از حقوق خود را داشته باشند. کمپین یک میلیون امضاء نماد و نماینده جنبش مدنی زنان ماست و حق دارد حق فعالیت آزادانه خود را مطالبه کند.
بدون آزادیهای اجتماعات و نهاد های صنفی، جنسی، فرهنگی و قومی.. . سخن از آزادی، حتی در حد محدود آن، خانه از برف ساختن است. سخنرانی و قصیده پردازی در رسای آزادی، درعین نگاه اتمیزه به آدمها به جای نگاه مدنی به آنها، جز وعده سرخرمنی که وفا نخواهد شد و پشتوانه ای ندارد، معنی نمیدهد! هر کس اینرا نپذیرد یا سیاست ورز نیست و یا دروغ میگوید!
بنا بر این :
کار گر ایرانی کار گر است و نه مستضعف! کار گر است و حق ایجاد نهاد سندیکائی مستقل خود را میطلبد. آزادی برای کار گران ما مثل بقیه دنیا ، در درجه اول و اول یعنی آزادی در ایجاد تشکل مستقل سندیکائی! یعنی سندیکا، سندیکا و بازهم سندیکا.
*********************
«..اسلام دين مهر و محبت است و با كشته شدن يك نفر مخالف و آن را جايز نميداند و كشته شدن آن را به مثابه كشته شدن همه ميداند..»
*************
کسی انتظار ندارد رئیس جمهور آینده ایران پرونده اعدام ها در دستور کار خود قرار دهد ولی انتظار هم ندارد که کاندیدای ریاست جمهوری به ازای وعده های نسیه سیاسی خود، در بین دعوای انتخابات نرخ تعین کرده و از دادگاه تاریخ بدست مردم مخاطب برگه روسفیدی و برائت بگیرد. بهتر است رئیس جمهور آینده ابداً به این مقولات اشاره نفرمایند و یا اگر با این قاطعیت از مهر و محبت حکومت اسلامی و اسلام حکومتی سخن میگوید مثل اسقف دسموند توتوی آفریقای جنوبی تدارک دادگاه حقیقت یاب را هم ببیند و به تک تک اعدامها . ترور ها رسیدگی کنند. شاید آقای موسوی آن هزاران هزار آدمی را که بسیاری از انان در ملاء عام و بطور نمایشی از درختان خیابانها و یا جرثقیل ها آویخته شدند آدم ندانند! و شاید آقای رئیس جمهور اینده نمی داند که جمهوری اسلامی ما به لحاظ سرانه اعدام در سال گذشته در دنیا اول شده است!
توصیه من، به به عنوان یک ایرانی که نمیخواهد میهنش در گرداب بحران به اضمحلال و فروپاشی کشیده شود، به رئیس جمهور آینده اینست که با صداقت با مردم سخن بگوید !
با صداقت بگوید اگر به نجات مملکت برخاسته است وجدانش به او میگوید این خطر ات همه و همه خود آفریده هستند و از آسمان بر ما نازل نشده است!
***********************
«..وي در ادامه در خصوص تحزب گفت: بنده عضو حزب جمهوري اسلامي بودم و يكي از مشكلات ما نبود حزب قوي و بخشي از مشكلات انتخابات ما نيز به اين مساله برميگردد و بايد با برنامهريزيهاي درازمدت از اين احزاب استفاده كنيم و بايد احزاب براي ملت خود برنامهريزي كند و ما در اين زمينه داراي ضعف هستيم و امر تحزب را بايد همه ما پيگيري كنيم و ضعفها را تبديل قدرت كنيم...»
*******************
تکرارمیکنم: حزب، تحزب و آزادی حزبی مبارک همان احزاب از بالا درست شده خودتان ، به مردم حق تشکل سندیکائی و اتحادیه ائی بدهید و حق تشکیل حزب را برای خود نگاه دارید!
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۰۲ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
نقل از نوروز:
چند سؤال از نامزدهاي رياست جمهوري
سعيد حجاريان
نامزدهاي محترمي که تا کنون خود را در معرض انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري قراردادهاند يا از اين پس به اين کار مبادرت خواهند ورزيد قطعا قبل از هر چيز قانون اساسي را مطالعه کرده و تکاليف و اختيارات رئيس جمهور را مورد مداقه قرار دادهاند و لاجرم نسبت خود را با اصولي که به اين امر مربوط ميشود تنظيم کردهاند لذا راقم سطور بر آن شد که طي چند سؤال مختصر موضع آن بزرگواران را در خصوص اين امر جويا شود. اين سؤالها در دو دوره گذشته يعني انتخابات سال 80 و 84 نيز با نامزدهاي محترم انتخابات رياست جمهوري در ميان گذاشته شد اما پاسخ درخوري دريافت نشد و کماکان به نظر ميرسد سؤالاتي جدي در اين حوزه باشد. اميدوارم که پاسخ پرسشهايم را در ضمن برنامه ايشان پيدا کنم و اگر مستقيماً به سؤالات پاسخ دهند در جهت تنوير افکار عمومي مؤثر خواهد افتاد:
1) در اصول مختلفي از قانون اساسي دو واژة رييسجمهور و رييسجمهوري به تفکيک آمده معني تحتاللفظي اين دو چيست و مدلول هر يک از اين دو لفظ کيست؟
2) آيا نظارت مذکور در اصل 57 بر قوه مجريه استصوابي است يا استطلاعي؟
3) آيا امضاي حکم رياستجمهوري توسط رهبري به منزلة صحه گذاشتن به حسن انتخاب مردم است يا تفويض بخشي از اختيارات ايشان به عبارت ديگر اين امضاء جزء وظايف رهبري است يا از شمار اختيارات اين مقام؟
4) مطابق اصل 113 رئيس جمهور مسئوليت اجراي قانون اساسي را علاوه بر رياست قوه مجريه بر عهده دارد. چه تعريفي از اين مسئوليت به دست ميدهيد و چه ساز وکارهايي را براي ايفاي آن تعبيه ميکنيد؟
5) مطابق اصل 121 رئيس جمهور در مجلس شوراي اسلامي با حضور رئيس قوه قضائيه و لابد به قصد انشاء سوگندي ادا ميکند که در بخشي از آن آمده است «از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي که قانون اساسي شناخته است حمايت کند» به نظر شما رئيس جمهور چه ساز و کار اجرايي را بايد براي ايفاي چنين سوگندي اتخاذ نمايد.
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۰۸ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی سلام.
ورود به انتخابات از کدام منظر؟
در ابتدا این عرض را داشته باشم که مرا در گروهی قرار دهیدکه ورود به انتخابات را از هر منظری جایز میداند. عقیده دارم که با گسترش اتوماسیون وازدیادحجم سرمایه گذاریهای صنعتی وازدیاد جمعیت وارتباطات سریع جهانی و.. راهی بجز راههای انتخاباتی برای اظهار نظر واعمال اراده مردم موجود نمی باشد .نه صنعت صنعت اواخر قرن نوزده واوایل قران ییست است ونه شرایط دیگر.میتوان استالین را درشرایط زمانی ومکانی خود تایید کرد ولی تایید استالینی برای این زمان دیگر خریدار ندارد. بسیاری از حکومت های مورد تایید انقلابیون جهانی از همین راههای انتخاباتی است که بقدرت رسیده اند.خوشبختانه این راه در ایران همواره باز بوده است. هرساله تعدادی انتخابات برگزار میگردد.اگر سهوی بوده است از طریق ما با عدم شرکت خود عدم توانائی از این توان بوده است.این عدم شرکت ها وقهر کردن های کودکانه همواره به بهره برداری بیشتر جناههای انحصارگرا و کاهش اراده مردم در حاکمیت منجر گردیده است.کسی را میتوان معتقد به دموکراتیزاسیون دانست که برای نظر مردم حتی باشکست خود اعتبار قائل باشد. هر پیروز انتخاباتی همواره ادعای دموکراتیزه بودن میکند.
من از منظر ذیل در اتنخابات شرکت میکنم
1- برای اینکه بگویم و بگوئیم زنده ام وزندهایم وفعال.ما زنده سیاسی هستیم وفعال واین رای من وما است.
2- برای اینکه اموزش به بینم وبه بینیم نحوه شرکت در انتخابات وقبول نتایج انراتوسط خودم ودیگران.
3-برای اینکه بتوانم وبتوانیم نحوه اجرای انتخابات را پی گیری نمایئم.
4-برای اینکه بتوانم وبتوانیم کسریهای انتخاباتی را یافته ودر جهت تصحیح انها اظهار نظر نمائیم.
5- برای اینکه بعد از انتخابات واعلام نتایج بروم وبرویم دنبال کار خودم وخودمان وناظر باشیم بر اعمال تا انتخابات بعدی.حال هرکس کاری دارد.روزنامه نگار روزنامه نگاری میکند. طبیب طبابت و وزیر وزارت ووکیل وکالت و..
شما به حق کسریها رادر بند 3 خود اورده ایدودر بند چهار به روشهای اصلاح ان ان اشاره کردها . مطلبی بسیار اساسی که از قلم انداختهاید شرکت هر چه وسیع تر مردم در انتخابات واصلاح سیستم های اتنخاباتی است.هر نظامی در جهان که سیستم انتخاباتی خود را درجهت توسعه واعمال نظر وارده مردم توسعه دهد مطمئناً با کاستیهای کمتری مواجه خواهد شد.
وقتی صحبت از شرکت وتصحیح نظام انتخاباتی کشور میگرددمنظور مخالفت با هیچکدام از اصول جمهوری اسلامی ایران نمیشود.کلیه مسئولان جمهوری اسلامی ایران از مقام محترم رهبریت تا شورای شهر بروش مردمی انتخاب میگردند.برخی مستقیم وبرخی غیر مستقیم.اگر ما شرکت نمی کنیم تقصیر از ما است.
ممکن است ایرادات همواره ذکر شده (1-عدم برگزاری صحیح انتخابات 2- نبود کاندید مناسب 3- نبود امکانات تبلیغاتی و..) را علت عدم شرکت مردم دانست.
مردم میتوانند این علل را در برگ انتخاباتی خود بنویسند واعلام نظر کنند.هر برگ رای این چنینی تاثیرات و تغییراتی بمراتب فراتر از عدم شرکت دارد.
من اینگونه میگویم . در راه پیمائی انتخاباتی شرکت کنید.حتی اگر مجبور به راهپیمائی در پیاده رو باشید. هر گونه که میخواهید رای دهید. سعی کنید به کسی رای دهید که قول تصحیح سیستم های انتخاباتی کشور را بدهد.تا نمایندگان ومسئولانی تواناودر خور جمهوری اسلامی ایران به بینیم. با وجود چنین توانائی هائی با همت مردم مشکلات حل خواهد شد.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
منظورم از تثبیت نهاد انتخابات در متن همین نکته شما و موارد دیگر است که برای جلوگیری از طولانی شدن ذکر نشده اند.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۳۲ قֽظֽ | Reply
Amir :
آقای عبدي، باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در مجلس ترکيه خواستار برقراری روابط میان واشنگتن و تهران بر اساس احترام متقابل شده. آقای اوباما همچنين در سخنانش گفته من به مردم و رهبران جمهوری اسلامی گفته ام که آمریکا خواهان ارتباط با ایران بر پایه منافع و احترام متقابل است. آقای اوباما همچنین با اشاره به برنامه اتمی ایران به رهبران ايران گفته میان سلاح اتمی و آینده بهتر یکی را انتخاب کنند.محمود احمدی نژاد پس ازسخنراني باراک اوباما از آن استقبال نموده است. آيا اين يک طرفند انتخاباتي است يا مسئولين ايران قصد دارند منطقی تر عمل نمايند؟
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۱۴ قֽظֽ | Reply
rahmat :
ba salam
man moshkeli ke ba intor tahlilha daram ine ke manafe siasat madarha hich jaee dar tahlil nareh.dar iran siasat madar ha be zabooneh bizabooni be mamigan ke ya mardoom maro bar asas manafemoon tahlil nakonid .dorosteke to iran tabaghat eghtesadi nadarim amma ghahi tahlilha chon manafe ro dar nazar nemigirand mokhatab bicharehye bi sazmane bi tashakole bi hezb ro be eshtebah mindaze . hame mikhan maro nejat bedan ageh nakhahim nejat peyda konim kio baya bebinim?
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۰۲ قֽظֽ | Reply
بابک :
سلام آقای عبدی.
نکته ای که به نظرم می رسه که عرض کنم اینه که در اغلب تحلیل هاتون فضای کشور رو با مرز بندی کاملا مشخص و روشن معرفی می کنید که یک طرفش جناح حاکم و طرف دیگه هم کسانی هستند که خودشون رو اصلاح طلب اسم گذاشتن و در نتیجه این جور در ذهن مخاطب وارد میشه که برای توازن قوا حتما باید به یه نفر که می تونه جلوی حکومت وایسه(احتمالا طبق تحلیل های شما کروبی).
ولی باید توجه کرد فضای به وجود اومده در کشور برآیند بسیاری از تحولات از اول انقلاب تا الان هست که اصلاح طلبان هم همگی توش نقش داشتن. ازنفوذ ایران بگیر توی لبنان تا مسیله ی هسته ای ووضعیت اقتصادی مردم.
اون چیزی که الان در کشور وجود داره جنگ تفکرها نیست جنگ افراده وگرنه یکی مثل آقای کروبی از نظام های مدرن دنیا چی می دونه؟؟؟
اگه کشور به کسی احتیاج داره نباید ببییم اون شخص چند دفعه به جنتی گیر داده بلکه کسی باید باشه که با اعتدال بتونه هم مثلا از حق هسته ای دفاع کنه و هم از آزادی های در چارچوب قانون
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اصلا معتقد نیستم برای توازن قوا به فرد خاصی باید رای داد این خلاف مواردی است که در متن گفته ام. بحث اشخاص فرع بر بحث های دیگر بوده است. اگر هم اشخاص بهتری سراغ دارید حتما باید آنها را به میدان آورد.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۳۰ قֽظֽ | Reply
هموطن :
سلام، امیدوارم که درد گردنتان هر چه کمتر گردد و ما از بخش کامنت ها بی نصیب نمانیم.
فکر نمی کنید در مورد افزایش مشارکت عمومی در انتخابات و آمدن آرای خاموش به صحنه ، آقای خاتمی موثر تر بود؟ در عین این که صحبت شما را درباره میزان حساسیت جناح حاکم بر روی وی قبول دارم.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نه فقط موثر تر بود بلکه تنها فرد بود به همین دلیل نمی توانست بیاید.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۴۵ قֽظֽ | Reply
حمید :
حریف رانتی دارد که اگر اسمش را بیاورم سایتتان را می بندند با آن چکار خواهیم کرد؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بهتر است اسمش را نیاورید اما به نظر من رانتی نیست که نتوان آن را توضیح داد.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۳۰ قֽظֽ | Reply
صادق کمالی :
متوجه شدم
تلاش در گرم کردن تنور انتخابات برای تمرین دمکراسی
تلاشی مقدس
ولی این تلاش متاسفانه شمشیر دولبه است. چون آقای کروبی که سفت و سخت در پی انتخاب شدن میباشند، و طرفدران جدید آقای موسوی بیشتر منافع شان و ماندن در قدرت برای شان مطرح است . دلیل آن اینکه در حملات اقتدارگران ، بیشتر افراد عادی و فعالان مدنی قربانی میشوند و آنها هیج واکنشی نسبت به قربانی ها نشان نمیدهند و دو دستی چسبیده اند به مقام های خود ، در چهاردیواری ها پشت حصارهای سمنتی
متوجه هستم
قصد و نیت شما برنده شدن و برنده کردن کسی در انتخابات نیست . شما دورتر از امروز را می بیند و برای آینده نقشه می کشید به نوعی با این مشارکت قصد موش دواندن در کار قانون گریزان و اقتدارگرایان دارید ولی اشکال این مسابقه موش دوانی ، اینست که در صورت برنده شدن، همان موش خواهیم ماند!
داستان طوطی و بازرگان را حتما شنیده و خوانده اید. پس چرا فکر نمیکنید نکردن هیچ کاری در این شرایط - که همچون قفس آن طوطی ست ، هیچ کاری نیست؟ اقایان دارای قدرت و مکنت خواهان بنا کردن حکومتی مبتنی بر افکار خودشان هستند و هیچ مصالحه پذیر نیستند مگر اینکه تحت فشار جدی باشند
آقای عبدی
امنیت از پیش شرطهای ضروری هر جامعه ایست که تامین آن در اختیار ریاست جمهوری نیست . بنابراین این انتخابات در ایجاد این پیش شرط - یعنی ایجاد امنیت - ناتوان است . بنابراین آوردن مردم به صحنه و دادن امید کاذب به آنها برای امری بیهوده و لغو بنظر من حرام است
بله متوجه قصد شما در دست گرمی برای مشارکت داشتن هستم ولی بنظر من اینجا جای این تمرین نیست. چون به تجربه ثابت شده که همه کاندیداها در موقع گرفتن رای از مردم ، چهره ی بسیار خوبی از خود نشان میدهند که با چهره ی اصلی شان بسیار فرق دارد. تمرین دادن مشارکت ورزی مردم در این زمین جز دلسردی و زدگی از مشارکتهای آتی چیز دیگری به بار نمی آورد
تمرین مشارکت بهتر است در هنگام سختی ها انجام شود ، آنجا که سود و زیان اهمیت پیدا میکند ، نه دو ماه به گرفتن تنها اسلحه ی مردم برای ایجاد تغییر
درست است که انسان دلسوز در جهت اصلاح امور هیچ گاه کوتاهی نمی کند ولی موضوع اینجاست که این انتخاب قدمی در جهت اصلاح بر نمی دارد
سؤال من اینست
آیا فکر تاثیرات جانبی این تشویق به مشارکت و عواقب آن را نیز کرده اید؟ آن همه جنبه های بازی با احساسات و امیدهای مردم را کرده اید؟
شایسته یادآوریست که یکبار این بازی در دوم خرداد شد و امروز در جامعه عواقب آن ناامیدیها و سرخوردگیها را در اعماق روابط اجتماعی می بینیم آیا شما بعنوان یک تحلیلگر مسایل به این جنبه های موضوع هم توجهی داشته اید؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
هیچ کالائی بدون هزینه نیست. بنابر این در این راه هم خساراتی هست. اما توضیح داده ام که چرا امکان تحریم یا عدم شرکت وجود ندارد. بنابر این چگونه باید فایده کار را زیاد کرد اما در هر حال شما و من می توانیم با ارائه ترازوی هزینه و فایده از ایده خود دفاع کنیم.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۵۵ قֽظֽ | Reply
اميد ساماني :
آقاي عبدي عزيز
1-گفته ايد:« بسط آزادی ها ، حاکمیت قانون ، افزایش مشارکت ، رشد و گسترش نهادهای مدنی و پاسخگو شدن قدرت ، شفافیت سیاسی ، استقلال قضایی ، از میان رفتن استقلال حکومت از مردم و....ابعاد این موضوع و هدف محوری هستند». به من بگوييد در اين ساختار حكومتي چگونه ميتوان به اين هدفها رسيد يا حتي نزديك شد؟ وقتی طبق قانون اساسی یک نفر سیاستهای کلی این نظام را تعیین میکند و یک نفر به جای هفتاد میلیون تصمیم میگیرد چگونه با شرکت در انتخابات به این هدفهای متعالی میتوان نزدیک شد؟ شما بهتر از من میدانید که آزادی بیان و رسانههای آزاد پایه و اساس دموکراسی است. با شرکت در این انتخابات و انتخاب آقای کروبی در این باره چه کاری میتوان کرد؟ یادمان نرفته که قانون مطبوعات چگونه به دستور آقای خامنهای و با اطاعت آقای کروبی از حکم حکومتی ایشان از دستور کار نمایندگان مجلس خارج شد. سالهای پس از آن برای همه روشن کرد که چقدر هوشمندانه و حساب شده با این قانون مخالفت شده بود.{ عبدی : این مشکل ربطی به ذات حکومت ندارد در متن توضیح داده ام که توازن قوا وجود ندارد و تا وقتی چنین توازنی نیست حرف شما هم کاملا درست است اما چگونه می توان این توازن را تغییر داد. پرسشی است که این یادداشت به آن پرداخته است}
2- باز گفتهاید:«از یکسو مشارکت اجتماعی عمومیت می یابد . همه آحاد جامعه در فرایند اجتماعی شدن قرار می گیرند » و « بگذارید برای رای گرفتن وارد این بازی شوند با نهادینه شدن بازی بساط خود رایی را بر می چینند.» آقای عبدی سی سال است که در حال مشارکتیم!!!! و حسابی اجتماعی شدهایم. میانگین سالی یک انتخابات. برخلاف شما معتقد نیستم که با نهادینه شدن بازی( انتخابات) بساط خود رایی برچیده میشود، چون حکومت قاعده این بازی غربی را برهم زده و قانون خودش را اعمال کرده. منظورم نظارت استصوابی و تایید صلاحیت نامزدها پیش از انتخابات است. درست مانند این است که بگویند ما هم فدراسیون فوتبال داریم و فوتبال بازی میکنیم ولی به جاي پا، با دست بازي مي كنيم. این یعنی اساس یک پدیده را از آن گرفتن و ظاهری بیمحتوا باقیگذاشتن است.{ عبدی: اول این که 30 سال نیست . انتخابات قبل از 76 شکل دیگری داشت. بعلاوه شما مشکل را مطرح می کنید برای نفی راه حل. مشکل که وجود دارد اگر راه حل را کافی نمی دانیم یا موثر نمی دانیم آن را بیان کنیم . اصل مشکل را که قبول داریم.}
2- من فكر مي كنم بخشی از مردم مشکلشان با ساختار حقیقی قدرت است. قدرتی که خودش را موظف به پاسخگویی نمیداند. به من و این بخش از مردم بگویید با شرکت در انتخابات چگونه میتوان قدرت را از دست آنها گرفت تا در اختیار مردم باشد؟ { عبدی: همه حرف من این است که با شرکت تنها چنین کاری شدنی نیست شما چرا این سوال را به من برمی گردانید؟ اگر به دنبال این هدف هستید اصلا وارد انتخابات موجود نشوید دلائل مشارکت چیز دیگری است که در متن آمده است}
3- گمان ميكنم عامل اصلي بقاي ساختار حقيقي قدرت، اعمال زور است كه آن هم ناشي از سرسپردگي بخشي از مردم به قدرت است. بخشي از آنها به خاطر عقيده و تعصب مذهبيای كه دارند همراه حكومتند و حاضرند براي رسيدن به بهشت! هر كاري بكنند؛ چون مجوز ورود به آن، دست حاكمان است!. بخشي نيز براي منافع ماديست كه سرسپرده حكومتند. تا هنگامي كه اين پشتوانه از دست حكومت خارج نشود ( با آگاه كردن مردم؛ تا بدانند نظر و عقيده موجود مصداق دين اسلام نيست و حتي خلاف دين هم هست) و يا قدرتي بيش از قدرت حاكمان در جبهه روبرو ايجاد نشود، اين ساختار دگرگون نخواهد شد.
شما بگوييد با شركت در اين انتخابات چگونه ميتوان اين پشتوانه را از ساختار حقيقي قدرت گرفت؟
{ عبدی: تکرار می کنم که ظاهرا یا قلم من قاصر بوده یا توجه کافی به یادداشت نشده است اگر هدف شما از طریق انتخابات محقق می شد در این صورت این همه بحث نیاز نداشتیم}
من بيش از دو سال است كه مطالب شما را ميخوانم و با نوع نگاه شما در بسياري از زمينه ها موافقم؛ به گونه اي كه در بحثهايي كه با بستگان و آشنايان داريم؛ هميشه استدلالهاي شما را براي آگاه كردن ديگران به كار مي برم و ميگويم:«به قول عباس عبدي ...». ولي نميدانم چرا درباره اين موضوع نميتوانم استدلالهاي شما را بپذيرم. اگرچه مي دانم نوشتن با صفحه كليد براي شما سخت است ولي اميدوارم پاسخم را بدهيد و ننويسيد: در کامنتهاي گذشته پاسخ گفتهام!. یک جوری که من هم دلم راضی شود بروم رای دهم.
پيروز باشيم!
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نه در کامنتهای گذشته پاسخی نداده ام چون کسی چنین ترداشتی که شما داشته اید نداشته است. اما پاسخهای شما داخل متن کامنت داده شده است.
اميد ساماني
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۰۴ قֽظֽ | Reply
به محمد حسین :
جناب محمد حسین
چون شما با بزرگان و طبقه ی مرفه و بیدرد و مقامات دوره قبل نشست و برخاست میکنید ، اینگونه در تب و تاب شرکت برای بدست آوردن کم هستید ، اگر یه کم پای درد و دل مردم دردمند و مستاصل می نشستید ، آنوقت میدیدید که وقتی آب از سری کسی گذشت ، چه یک وجب ، جه صد وجب
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۱۴ قֽظֽ | Reply
میرقادری :
در خبرها خواندم که :"سخنگوي وزارت امور خارجه ايران: خاتمي برنامهاي براي ديدار با اوباما ندارد"
اولا مگر آقای خاتمی تحت کنترل دولت هستند؟
دوما خود آقای اوباما در زمان بوش با مخالفان بوش ملاقات میکرد و هر کاری که میخواست در زمان صدارتش بکند ، از همان موقع میکرد - تازه او یک آفریقایی آمریکایی مهاجر بود و اینهمه اعتماد به نفس داشت ، چرا آقای خاتمی نمی بایست بعنوان رهبر اصلاحات( مقامی که شما برای ایشان در نظر گرفته اید) با آقای اوباما ملاقات کند و زمینه ی مشارکت و وصل به حلقه جهانی دولت بعدی را فراهم سازد؟
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۲۲ قֽظֽ | Reply
:
نظرتان نسبت به انتخاب دشمن آقای دایی به مربیگری تیم ملی چیست؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آشنایی ندارم.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۲۳ قֽظֽ | Reply
مهدی م :
اقای عبدی به نظر من شعار مردمی کردن درآمد نفتی شعار خوبی است ولی خوب خودتان که بهتر می دانید که هوز بحث اجتماعی مفصلی حول و حوش آن راه نیفتاده است. مثلا این ایده سهام که آقای نیلی مطرح کرد مشکلات اساسی دارد که من البته در همان رستاک کامنت مفصلی گذاشتم که منتشر نشد. و در سایت شما هم همان مطلب مفصل را ارسال کردم که مصادف شد با تعطیلی کامنت ها. این را البته برای نمونه عرض کردم که بدانیم چقدر به بحث اجتماعی نیاز هست که اجماع حاصل شود.
از این رو این مطلب را نوشتم که نظرم این است که از همین الان نیایید بگویید سهام می دهیم. بلکه مثلا شعار این باشد که در سال اول انتخابات به صورت گسترده یک گفتگوی ملی در سطح وسیع شکل خواهیم داد که ببینیم چطوری می توانیم دولت را به لحاظ اقتصادی به مردم وابسته کنیم.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اشکال شما کاملا درست است من هم نظرم بر دو سال کار روی این مساله بود آن کامنت را هم در اینجا بگذارید منتشر می شود اما خوب همه چیزمان به همه چیزمان می خورد این البته اشکال آقای نیلی نیست اشکال احزاب است که برای اجرا مقدمات را فراهم نمی کنند و این را در مشارکت هم گفته ام.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۴۷ قֽظֽ | Reply
فرزاد :
در یکی از کامنتها مطرح شد که آقای خاتمی نمی تواند حمایت را به روزهای آینده موکول کند، چرا که ایشان از آقای میر حسین موسوی طی دو بیانیه حمایتِ صریح کرده اند
متوجه جواب شما نشدم اگر ایشان حمایت کردند که فکر می کنم اینطور باشد منظور شما چیست که می گویید فکر نمی کنید در این مقطع حمایت کنند؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برداشت خودم را از کار آقای خاتمی نوشتم و روزهای آینده صحت یا سقم این نظر را خواهید دید.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۱۱ بֽظֽ | Reply
وحيد :
با سلام به نظر من اگر آقايان اصلاح طلب حرف گوش کن باشند و همانطور که آقاي خاتمي گفتند با تمام توان از نامزدي آقاي موسوي حمايت کنند نتيجه آن تغيير وضعيت فعلي خواهد بود ضمن اينکه آقاي موسوي در عمل نشان داده اند که شخص مديري هستند و در شرايط بحراني کشور را اداره کرده اند. همچنين ميتوان با يک نامزد که همان آقاي موسوي باشد به ميدان آمد و نبايد از ترس اينکه آنها به تخريب نامزد واحد خواهند پرداخت چرا که تجربه خرداد 76 را داريم که هرچقدر تخريب بيشتري کردند راي آقاي خاتمي بالاتر رفت. مهم اينست که مردم صداقت را در گفتار و عمل نامزد انتخاباتي شاهد باشند.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۱ بֽظֽ | Reply
پ -ص :
همه باید امیدوار باشیم تا با تقویت یکی از اصلی ترین ارکان دمکراسی یعنی انتخابات به ارمانهای مترقی دست پیدا کنیم انها ییکه در تضعیف این رکن میکوشند و در صدد مصادره محتوی انند بخوبی از کارایی ان در زمانی که شاید خیلی هم دور نباشد اگاهند باید کوشید از این منظر وارد انتخابات شد و باندک دستاوردی هم قانع شد اتفاقات اینده زیاد هم قابل پیشبینی نیست هر ان ممکن است اتفاقی همه مفروضات و معادلات را بر هم بزند شاید انروز تنها این رکن از دمکراسی چاره ساز باشد
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۵۵ بֽظֽ | Reply
پویا :
با سلام مجدد
دیدم که آقای کروبی در ارومیه گفته اند خط قرمزشان ولایت فقیه است و کاملا به این مساله و مصداقش هم عقیده دارند و حتی حضورشان در انتخابات با موافقت ایشان است و اگر امر بفرمایند که بروم خواهم رفت.
از طرف من به ایشان بگویید.......
آقای عبدی عزیز, از اینکه تند نوشتم معذرت میخواهم. اما واقعا از شنیدن این صحبت ها حناق گرفتم. احتمالا هم کامنتم قابل انتشار نباشد اما خودتان لااقل این پیر مرد را کمی نصیحت کنید. کمترین اثرش این بود که من یکی حاضر نیستم با ستاد ایشان همکاری کنم. هر چند بعد از خواندن نظر شما قدری به این کار متمایل شده بودم.
حداقل میر حسن موسوی دیروز گفت به فلان قانون و بهمان قانون اعتقاد ندارد اما ملتزم به رعایت قانون خواهد بود. ولی نگفت که در این قوانین و ساختار ها ذوب میشود. کروبی با این حرفهایش اشتباه بزرگی کرد.
با سپاس و معذرت دوباره...
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
یعنی باید انتظار داشت که ایشان با ولایت فقیه درگیر شود؟ من که اصلا چنین مطالبه ای را ندارم به همین دلیل هم بارها گفته ام از موضع اصلاح طلبی نمی توان وارد انتخابات شد. شاید من بیش از اندازه بی خیال باشم( منظور همان رلکس است!) اما شما هم قدری عصبانی نشوید حالا این حرف را بزند بهتر است یا یک مشت دروغ بار کند . فکر می کنم بجای این امور کمی به برنامه ها و شعارهایش دقت کنیم شاید خیری در آنها باشد.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۱۹ بֽظֽ | Reply
rahim :
جناب آقای عبدی
شما نوشته اید مساله اصلی مشارکت در مرحله مقدماتی و طرح مطالبات است و از طرف دیگر با ستاد آقای کروبی راحتر کار می کنید.
اما آقای کروبی شعارهای اصلی خود را مطرح کرده است که به نظر می رسد از شرح آنان و اهمیت طرح و اجرای این شعارها و تفصیل آنان در جواب شما به علت مشارکت در ستاد اقای کروبی اجتناب شده است.
بنظر من بدنیست نوشته هایی در خصوص مهمترین شعار او بنویسید که احتمالا شما نقش مهمی در طرح ان داشته اید.بدیهی است اثربخشی و فراگیری این شعارها در زمان کنونی نسبت به زمان مطالب قبلی شما بسیار بیشتر است.
واقعیت این است که حتی بسیاری از نخبگان جامعه و دانشجویان که میتوانند در غیاب رسانه، رسانه باشند از نتایج و پیامدهای سهامی عام شدن شرکت ملی نفت اطلاع ندارند.
طرح این شعار در اینجا حداقل این مزیت را دارد که سوال های احتمالی مردم در مبارزات انتخاباتی از دل آن بیرون می آید و به پخته و آماده شدن بحث کمک می کند.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این کار از هفته آینده شروع می شود در این مرحله اثبات اصل حضور برایم مهم بوده است. در هفته آینده یادداشتی در باره شعار دارم که بحث در مورد آن مهم است.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۳۰ بֽظֽ | Reply
amir :
عبدی:
حالا من که بیمارم فرصت رجوع ندارم شما که سالم هستید و آرشیو روزنامه هم حی و حاضر دست شماست زحمت این کار را بکشید . هزینه زحمت را هم متقبل می شوم و اگر پیدا کردید خدمتی هم کرده اید چون من مجبورم به قولم عمل کنم و از کار سیاست انصراف دهم (پايان نقل قول)
اقاي عبدي ورود ادمهاي مثل شما درسياست برايند جنگ سرد بوده وحضور ديكتاتور بي مغز زبون نفهم وملعون بنام محمدرضا كه به خيال خام خود دروازه هاي تمدن را فتح نموده بود !وحضور او گستاخي پدر بيسواد ونفهم تر وديكتاتورترش نسبت به اربابانش بود وحضور اين پدر برايند فقر ونا امني!
{ عبدی : تا اینجا با شما موافقم}
در هر حال شما از اول نبايست وارد سياست ميشدي{ عبدی : این حرف شما از موضع همان کسی است که در قبل لعنش کردی قرار نیست از موضع اعلی حضرت به این و آن دستور دهیم} وبنظرم كارهاي خوبي تو سياست نكرده باشي اگر هم كرده باشي اخر لگد زدي به دبه شير!{ عبدی : اینها هم ادعاهای ناشی از عصبانیت است}
الان هم من نميدونم بجاي اينكه تحريم كني يا از كروبي حمايت كني بايد بكوشي كه مخ طرف مقابل كه خيلي مغروره رو بريزي بهم تا از سر كلافگي بخودش نيش بزنه الان وقت كروبي وخاتمي نيست همه بايد با هم باشيم وبس!{ عبدی : قرار بود که من حق دخالت در سیاست را نداشته باشم}
در ضمن مگر مشروعيت حكومت از راي مردمه كه بعضي با تحريم ميخوان كمش كنن؟!
اقا راي تو اين مملكت يعني مطالبه ومطالبه ومطالبه تا كم كم يارو خسته بشه وبراي بدست اوردن راي مردم ورقابت از درون بپاشه.{ عبدی: آفرین حرف درستی زدید حالا به هم رسیدیم بجز کلمه آخر که بهتر بود گفته شود اصلاح بشه}
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۵۰ بֽظֽ | Reply
یاسین :
" مسؤلان"،" رسانه ها" و" مردم " به عنوان اضلاع يک مثلث قدرت محسوب میشوند . نمی توان انتظار داشت همه بار بر روی بک ضلع باشد، و باز بتواند به این مثلث قدرت، قدرت تغییر و اصلاح بخشیده ، زمینه ساز دمکراتیزاسیون باشد.
ما که مجلس نمایندگان واقعی، که نماینده های آن به معنای مدرن از طرف مردم معرفی و انتخاب شده باشند که نداریم، بنابراین موضوع مهم در این تلاش می تواند ترغیب مسؤلان یک کم مردمی در این وانفسا باشد تا آنها هم تصمیم بگیرند از خر شیطان پیاده شده ، مصلحت خود و آینده ی کشور را در نظر بگیرند و به این مثلث قدرت بپیوندند.
رسانه ها نیز در دنیای امروز بسیار بسیار مهم هستند. این رسانه ها هستند که می توانند دنیا را بسازنند و یا خراب کنند
بنابراین باید تلاش کرد تا رسانه های یک کم مردمی آنچه را می بینند بیان کنند ، همین
بخاطر اینکه انیشتین معتقد بود : دنیا جای خطرناکی است نه به سبب اتفاقاتی که می افتد ، بلکه بخاطر آن کسانی که اتفاقات را می بینند ولی منعکس نمیکنند
دست حق یارتان باشد در این راه سخت و دشوار ِ فرو بردن ِ میخ ِ آهنین در سنگ
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۵۲ بֽظֽ | Reply
:
آقاي عبدي با امعان نظر به تحليل شما و پاسخ به نظرات ميتوان با توجه به اصل اثبات شئي نفي ما عدا نميكند به نتايج زير رسيد 1_آقاي عبدي شخصا به آقاي كروبي علاقه دارد وميتواند اظهار نظر كند در اين صورت حرجي نيست 2_ آقاي عبدي كه با حضور آقاي خاتمي نيز كه داراي حداكثر امكان پيروزي و حداقل امكان پيشبرد اصلاحات بود مخالف بود چگونه است كه به حداقل حداقل راضي است و روي اسب بازنده شرط مي بندد لابد مي خواهد شناسنامه اش مهر انتخابات بخورد در اين صورت هم حرجي نيست 3_ مي ماند شق سوم كه يا حاكي از استيصال و بي عملي است كه بعيد است يا آنكه با توجه به شرايط فعلي بهترين گزينه همان احمدي نژاد است چه با او زود تر بي صرف بيشتر وقت به نتيجهء اجتناب نا پذير كه همانا فرو پاشي است مي رسيم . آقاي عبدي تحليل شمامنجر بي نتيجهءآخر است .
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من در شرط بندی انتخاباتی وارد نمی شوم و اگر سایر دوستان هم می توانستند آقای خاتمی رابیاورند و رییس جمهور کنند من گفته بودم که در این صورت چه کاری می کردم و اگر چنین چیزی را میسر می دانستم حتما از آن حمایت می کردم. ضمنا من هنوز نگفته ام که در رای گیری شرکت می کنم نگران شناسنامه هم نیستم چون شفاف می گویم که رای دادم یا ندادم. بعلاوه در صورت رای دادن نتیجه رای گیری برای من نسبت به اصل موضوع مشارکت کنونی فرعی است.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۰۷ بֽظֽ | Reply
كيوان :
آقاي عبدي سلام
مثل هميشه متن منسجم، مستدل و منطقي بود. اما به نظرم چند پارامتر را بايد در نظر گرفت:
1- ايجاد ترس و قدرت قاهره نظامي- فيزيكي، انحصاري است در دست افراد ي معدود آيا اين رانت هم رو به زوال است. به نظر من اين موضوع اهميت كمي ندارد و در تحليل ساختار وضعيت موجود از آن غفلت شده است.
2- قدرت مذهب در تهييج توده ها و انسجام بخشي به اقشار خاصي از جامعه نيز موضوعي بسيار تاثيرگذار در جامعه و حركتهاي اجتماعي است. بخش عمده اي از اين قدرت نيز در دست گروهي خاص است كه هدايت مساجد و... را در دست دارد. آيا اين رانت هم رو به زوال است.
3- رسانه ها در شكل دهي اذهان جامعه تاثير بسيار زيادي دارند. فرهنگ مردم، تصميم گيري مردم، شناخت مردم از جامعه و بسياري از پديده ها و واقعيتها نتيجه اطلاعاتي است كه توسط رسانه ها به وي داده مي شود. در اين زمينه نيز بخش عمده اي از اطلاعات از طريق صدا و سيماي انحصاري به جامعه تزريق مي شود. ساير رسانه هاي غير انحصاري ضريب نفوذ كمتري دارند. اين رانت نيز ظاهرا رو به زوال نيست.
4- رانت راي سازي، رد صلاحيت، به رخ كشيدن قدرت بخشهاي غير انتخابي و... نيز بسيار بسيار مهم است كه به نظر مي رسد آن نيز رو به زوال نيست.
5- به نظرم بهترين شرايط اين است كه عناصر قدرمتند فعلي مانند عناصر قدرتمند دهه اول انقلاب از درون دچار تحول و رنسانس شوند. يعني دقيقا اتفاقي كه براي جنابعالي و دوستانتان افتاد. آقاي عبدي امروز به هيچ وجه باورها و نگرشهاي آقاي عبدي تسخير كننده سفارت را ندارد. و قص علي هذا ساير دوستانتان. باز هم به نظرم اين اتفاق در حال وقوع است. آقاي قاليباف، ناطق، روحاني، محسن رضايي و... را ببينيد آيا اين تغيير را در آنها احساس نمي كنيد.
در هر حال به نظرم در تحليلتان بايد مسائل فوق را هم لحاظ كنيد.
اما در خصوص انتخابات دهم، بر اساس تجربه راي مردم ايران بسيار ناشناخته و متغيير است. به هيچ وجه اتفاقات هفته آخر راي گيري را نمي توان پيش بيني كرد. به نظر من بسياري از مردم در همان هفته آخر تصميم خود را مي گيرند و اين تصميم از دل نظر سنجي ها بيرون نمي آيد. فقط اينكه معمولا مردم ما بر نخواستن چيزي متحد مي شوند. نمونه آن انقلاب و دوم خرداد است كه اتحاد در نخواستن بود. الان نيز بايد اتحاد بر نخواستن احمدي نژاد باشد.
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مورد رانت دین قبلا در ذیل کامنتها توضیح داده ام . اما در باره سایر رانتها همین بس که بگویم اینها معلول و نتیجه آن سه رانت است و نه علت آنها یا در کنار آنها. اگر آن سه مورد تعدیل شود این موارد هم اصلاح و حذف می شود.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۱۳ بֽظֽ | Reply
اخوان :
یکی بود ، یکی نبود
یا تقویت دولت است و یا باز سازی اعتماد اجتماعی
با بودن یکی ، آن دیگری از بین خواهد رفت
واقعیت همانست که شما بخوبی نوشته اید:"هرگونه کوششی که به بازسازی اعتماد ملی همراه نباشد نتیجه ای جز کمک به تسریع این فروپاشی ندارد"
بنظر میرسد این کوشش هم ، چون نمی تواند در عمل، کمکی به بازسازی اعتماد اجتماعی ما بکند ، بنابراین نتیجه اش باز همان برجا ماندن دولت در قدرت و تصمیم گیری ، به موازات تسریع فروپاشی اخلاقی و فرهنگی جامعه خواهد بود.
این کوشش همان کوشش و تلاش آن دکتر خبره و با تجربه ایست که به بالین آن دخترک عاشق مریض آورده شده بود و برای بهبودش دارو تجویز کرد و سرانکنجبین تجویز شده ی او صفرا می فزود و روعن بادام او برای آن مریض خشکی ببار داشت
اعتماد اجتماعی از دست رفته با "شعار" ایجاد نخواهد شد ، بازسازی اجتماعی احتیاج به عمل مشخص دارد که این عمل فعلا غیر قانونیست و آنطرف خطوط قرمز دولت و نظام
بنابراین نمی تواند این تلاش بدون تضعیف دولت به باز سازی اعتماد ملی بیانجامد
وجود یکی ، یعنی نبود دیگری
و نمی توان در این زمینه هم خر را خواست و هم خرما را که نوشته اید:
به نظر من جامعه ایران از منظر شاخصه های جامعه شناختی که مهمترین آن اعتماد اجتماعی است در وضعیت بحرانی و پیشافروپاشی قراردارد. در این زمینه قبلا توضیحات مفصل داده ام .(ر. ک. مقاله فروپاشی)اما ظاهر و صورت این جامعه با چسب قدرت و حکومت حفظ شده است و اگر به هر دلیلی و قبل از بازسازی نهادهای دیگر این نهاد مهم(دولت) نیز به نحو جبران ناپذیری تضعیف جدی شود ، قاعدتا با نوعی فروپاشی مواجه خواهیم شد که آثار خطرناک آن تا چندین دهه بر ایران سایه خواهد افکند.از این رو هرگونه کوششی که صرفا متوجه تضعیف نهاد دولت شود ، اما به موازات آن با بازسازی سایر مولفه ها و نهادهای اجتماعی و ازهمه مهمتر اعتماد اجتماعی همراه نباشد نتیجه ای جز کمک به تسریع این فروپاشی ندارد
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آیا تحقق یک هدف مهم را مقدمه بازسازس اعتماد اجتماعی می دانید؟ مگر ممکن است؟
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۱۹ بֽظֽ | Reply
بهرام :
`پاسخ آقاي amir را جناب عبدي نداده اند اما با اجازه ايشان بنده به نكته اي اشاره ميكنم. هر چند شايد ارتباط مستقيم با اين پست نداشته باشد اما به هر شكل مي توان ارتباطي برقرار كرد. تحليلي با اين مضمون وجود دارد كه انتخابات ايران پس از انتخابات اخير آمريكا مهمترين انتخابات در ديناست و به شدت مورد توجه دولت ها وافكار بين المللي است و شايد در مواردي نيز معادلات بين المللي را برهم خواهد زد. در ارتباط با انچه آقاي امير گفته است كه" ايا تبليغات انتخاباتي است يا مي خواهند منطقي عمل كنند"‘ نمي خواهم نيت خواني كنم اما واقعيت اين است كه اگر بنا است اين انتخابات همان تاثير انتخابات آمريكا را داشته باشد بايد رفتار و حرف نو داشته باشيم.... لذا خودحديث مفصل بخوان از اين مجمل! البته اگر كمي تدبير داشته باشيم در دام افراط و تفريط نيافتيم‘ و چنانچه ضرورت و مصلحت‘ گفت وگو و مذاكره را تجويز مي كند بايد اينكاري مدبرانه به خرج دهيم و اين مسير را طي كنيم. البته در شرايط برابر و در اوج قدرت و با لحاظ منافع ملي؛ رفتن به پاي ميز مذاكره قطعا عيب نخواهد بود و در جاي خود هنر است و... !
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۲۹ بֽظֽ | Reply
وحيد-ت :
جناب آقاي مهندس عبدي
1-هرچند تاثير پذيري و تاثير گذاري امري نسبي است ولي رهبران وافرادي كه ميتوانند تحولي ايجاد نمايند را عموما افرادي ميدانند كه در تاثير گذاري وجهه شاخص تري دارند واز تاثير پذيري نسبي كمتري برخوردارند كه نشانه ثبات فكري والبته نه از جنس استبداد فكري است. عبارت شما در پاسخ به آقاي احمديان يعني عبارت" میان این دو نفر با ایشان بهتر می توان مشارکت در فرآیند انتخابات و ساختن این پدیده داشته باشم. و ایشان هم از این استقبال کرده است اما طرف دیگر فرق می کند."فكر ميكنم شما نام" تاثير پذيري" را گذاشته ايد" مشارکت در فرآیند انتخابات و ساختن این پدیده"...يا به عبارت ديگر شما حاضريد از كسي حمايت كنيد كه تنها نظر شما را بپذيرد و تحت تاثير نظر شما عمل كند.آيا به همين جهت نيست كه آقاي كروبي را به آقاي موسوي ويا حتي اگر آقاي خاتمي ميماند ترجيح مي دهيد؟-2-جناح مقابل اصلاحات آيا ترجيحش چنين نيست كه طرف مقابلش در انتخابات كمترين راي آوري را داشته باشد؟ آيا در نظر نگرفتن اين موضوع همفكري و همراهي با آنها محسوب نمي شود؟با توجه به اين موضوع آيا شما معتقديد آقاي كروبي راي آوري بيشتري نسبت به آقاي موسوي ويا حتي آقاي خاتمي در صورتي كه ميماند داشته ودارد؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مورد رای آوری فعلا نظری ندارم راه حل این مشکل را در متن آورده ام و به انجام آن خود را ملتزم می دانم. اما در باره تاثیر پذیری مهنای کامنت این است که من ارزشها و آرای خودم را کنار بگذارم بروم دنبال کسی که اصلا به این آرا راه نمی دهد و تاثیر پذیر نیست! چه دلیلی دارد که چنین کنم؟ این که کار من و نه حتی شما نیست آیا شما حاضرید به چنین جایی بروید؟ این تاثیر پذیری نیست .
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۵۳ بֽظֽ | Reply
محمد حسین(تکمله) :
جناب آقای عبدی
1-
دومین کامنت من در جواب نویسنده ای بود که توهینی به جنابعالی روا داشته بود و من اسم ایشان را نیاوردم تا باعث رجوع دوباره عزیزان به کامنت مذکور نشود وبحث به حاشیه وارد نگردد و گرنه به لطف اقدامات مشعشع دولت نهم مشارکت در این انتخابات بسیار بالا خواهد بود و ملت مستاصل دنبال منجیی می گردند بلکه آنها را از این وانفسا نجات دهد(فی المثل دربان هتل محل اقامتم از هم اکنون نگران انتخابات بود و می پرسید که به چه کسی باید رای داد ؟) و من چون این را مفروض گرفته بودم کامنتم را معطوف به بعد از انتخابات - چه پیروز شویم و چه ببازیم - قرار داده بودم و آن ده میلیون رای را به عنوان حداقلی از انسجام برای تحرکات تشکیلاتی در نظر گرفته بودم که در هردو صورت به چنین انسجامی نیاز مبرم خواهیم داشت!
2-
با خواندن بسیاری از کامنتها دریافتم مخاطبان این سایت هم مشارکت بالا و احتمالآ بیش از حد تصور را دراین دوره مفروض گرفته اند و بیشتر نگران این هستند که بعد از این مشارکت چه اتفاقی خواهد افتاد آیا آنها بازی خورده اند یا مشارکتشان صحیح بوده است؟ در هر دو صورت باز فرقی نخواهد کرد مثل یک عمل جراحی است که پزشک قول 50-50 می دهد اما اگر به آن عمل نشود 80-20 طرف می میرد!باز 30 درصد سود احتمالی وجود دارد و همین غنیمت است، حرف من این بود.
3-
در تاریخ تحولات سیاسی مملکت ما طبقهء منور الفکر که به قول یک مارکسیست لنینیست متعصب من هم- نویسندهء این کامنت- جزو ان طبقه محسوب میشوم و طبعآ باید فحشهایش را به جان بخرم ، معمولآ از پشت سر توده حرکت کرده است تا آوانگارد باشد.
امیدوارم حمل بر بی ادبی نشود و به عزیزان بر نخورد؛ آمدن و رفتن خاتمی به نظر من پروژه ای بود که تنها از عهدهءهوشهای متوسط روشنفکران اصلاح طلب بر می آمد و بس!
4-
جسارتآ اضافه گردد
نویسندهءکامنتی به نام سعید که طرح 50 هزارتومانی آقای کروبی را موجبی برای استهزا عنوان کرده است احتمالآ جزو 4 میلیون نفری است که حقوق بگیر دولت ایران هستند و سر برج کم و زیاد رزق دولت علیُه در حساب بانکیشان سرازیر می شود یا به نحوی از انحا به "کر" وصل هستند و یافرصت نداشته پایش را از پایتخت بیرون بگذارد یا لا اقل در همان تهران پایین تر از سید خندان برود...و گرنه میلیونها هم وطن ما در این مملکت نفت خیز چنان در هزار توی مخارج اولیهء زندگی گم شده اند که خدا عالم است!صفحه حوادث روزنامه ها را بخوانید تا ببینید برای فقط ده هزار تومان سر بریده اند و برای پانصدتا تک تومانی با چاقو زور گیری کرده اند.
امروز در یک روزنامهءمحلی می خواندم، یک شاغل تحت بیمه تامین اجتماعی مرده است و حق بیمهء ماهانه اش ده روز دیرتر به حساب سازمان ریخته شده ، از اساس بیمهء او را باطل کرده اند(راست و دروغ به گردن خودش و روزنامه ای که آنرا منتشر کرده است) اما این جمله تاثربرانگیز را در مملکتی می شنوید که 200 میلیارد پول مازاد نفت داشته است.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۱۷ بֽظֽ | Reply
نظرسنجی :
نظر سنجی ها نشون می دن اگه همین امروز انتخابات برگزار بشه احمدی نژاد و میرحسین موسوی به مرحله دوم می رن و لی ممکنه در روزهای آینده اوضاع به نفع میرحسین تغییر کنه. در آخرین نظرسنجی هایی که بعد از انصراف خاتمی انجام شده احمدی نژاد نفر اوله با ۳۲ درصد رای ، میرحسین دومه با ۲۱ درصد و کروبی سومه با ۸ درصد . نکته جالب این نظر سنجی ها اینه که رای احمدی نژاد پایین اومده . رای میرحسین بالا رفته و رای کروبی خیلی کم بالا رفته . تعداد شرکت کننده ها هم ۴۵ درصده که قبلا حدود ۶۰ درصد بوده . با انصراف خاتمی ۱۵ درصد از شرکت کنندگان در انتخابات معلوم نیست در انتخابات شرکت کنند یا نه . تعداد مردد ها زیاد تر شده و تعداد کسانی که شرکت نمی کنند . پیش بینی اینه که با حمایت نپرو هایی مثل سازمان مجاهدین و مشارکت و شروع تبلیغات استانی وضع موسوی بهتر بشه ولی خوب فاصله اش با احمدی نژاد خیلی زیاده. بعیده رای احمدی نژاد از این پایین تر بره ولی خیلی احتمال داره رای موسوی رشد بیش تری داشته باشه ولی کارشناسان این نظر سنجی ها هم بیش تر احتمال می دن که انتخابات دو مرحله ای بشه چون بعید می دونند رای موسوی بیش تر از دو برابر بشه
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر به این نظر سنجی دسترسی دارید برای من هم ارسال کنید تا جزئیات آن را ببینم . البته قبل از این هیچ اعتباری برای آن نمی توانمقائل شوم.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۳۵ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
تاریخ ارسال: 02:00- سه شنبه 18 فروردین 1388
ميرحسين موسوي با رهبر معظم انقلاب ديدار کرد مهندس ميرحسين موسوي عصر دوشنبه با رهبر معظم انقلاب ديدار و با ايشان در مورد مسائل مهم روز و موضوعات داخلي و خارجي گفتگو کرد.
مهندس ميرحسين موسوي با حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب ديدار کرد. به گزارش جمهوري اسلامي، عصر روز دوشنبه، ميرحسين موسوي با رهبر معظم انقلاب ديدار و در مورد مسائل مهم داخلي و خارجي و انتخابات رياست جمهوري با ايشان گفتگو كرد.
شايان ذکر است رهبر معظم انقلاب در سخنراني اول فروردين ماه جاري در مشهد اعلام كردند در انتخابات به هيچكس نمي گويم به چه كسي راي بدهد و به چه كسي راي ندهد.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۲۹ بֽظֽ | Reply
Amir :
آقای عبدي، آقاي کروبی گفته اند "حق دارم نگران سلامت انتخابات باشم"
ايشان به اظهارات اخیر دبیر شورای نگهبان اعتراض کرده و گفته اند "هرگونه نشانه ای از تخلف نهادهای اجرایی و نظارتی" را افشا خواهد کرد.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۲۹ بֽظֽ | Reply
علی :
من فکر می کردم بین همه اصلاح طلبان یک نفر است که با دلیل و منطق تصمیم می گیرد. و گاهی اوقات حسرت می خوردم که چرا بار قبل به حرف های شما گوش نکردم. اما بعد از خواندن پاسخ شما به فرهاد فهمیدم دلیل رای ندادن دفعه پیش شما این بوده که تازه از زندان آزاد شده بودید و حال و حوصله ی شرکت در انتخابات را نداشته اید!( بر و بچ زندون خودشون می دونن چرا!) و اینکه اطلاعات کامل نداشته اید. خوب برادر من شما که خودتان هم نمی دانستید چکار کنید چرا سر بقیه اینقدر نق و نوق کردی؟(البته اگر درست یادم باشد اواسط کار جلوی شما را گرفتند و سکوت کردید)
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
علی آقا ! من که آن دفعه حرفی نزدم. و قرار نبود تا چند سال بعد هم هنوز بی اطلاع باشم.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۵۰ بֽظֽ | Reply
پویا :
سلام مجدد
نه !!
انتظار ندارم با ولایت فقیه درگیر شوند.
اما انتظار هم ندارم جوری حرف بزنند که معنی ذوب در نظام را بدهد.
ما انتظار نداشتیم ایشان یا میر حسین موسوی به نقطه مرکزی اصلاحات نزدیک شوند اما انتظار هم نداریم کله ملق بزنن و برن روی نقطه مرکزی جریان مقابل بشینن !!!
به نظر شما این انتظار زیادی است؟
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۴۲ بֽظֽ | Reply
شهریار :
فعلا، فارغ از هر نقدی، درود می فرستم به شجاعت شما در بیان استدلالتان.
معتقدم که همانند یک "معلم" دلسوز و شجاع رفتار کرده اید و عقاید خود را در معرض دید خوانندگان قرار داده اید.
نقد بی رحمانه نیز باشد برای بعد از خواندن دوباره یا چندباره ی متن.
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۵۶ بֽظֽ | Reply
Amir :
اصلاح طلبان بدون نامزد واحد، اصولگرایان در تردید
در شرایطی که حدود دو ماه تا انتخابات ریاست جمهوری ایران باقی مانده است، به نظر می رسد هنوز فضای سیاسی این کشور مثل دوره های گذشته متاثر از انتخابات پیش رو نیست و هنوز تنور انتخابات ایران گرم نشده است.
در دوره های گذشته انتخابات ریاست جمهوری، پس از پایان تعطیلات نوروزی فضای سیاسی ایران تحت تاثیر انتخابات قرار می گرفت و روزنامه ها با چاپ خبر ها و گزارش های انتخاباتی وانعکاس اظهار نظر چهره های سیاسی فضا را برای انتخابات آماده می کردند.
هر چند انتخابات ریاست جمهوری پیش رو با مشخص شدن زودهنگام زمان برگزاری آن، بسیار زودتر از دیگر انتخابات پیشین ریاست جمهوری در ایران کلید خورد و بحث حضور نامزدهای احتمالی نزدیک به شش ماه پیش از موعد برگزاری انتخابات به اوج رسید، اما در حال حاضر آرایش نیروی های سیاسی در قبال انتخابات پیش رو و فضای حاکم بر ایران شباهتی به دوره های پیشین انتخابات ریاست جمهوری ندارد.
احمد سلامتیان، تحلیلگر مسائل ایران در پاریس در پاسخ به این سئوال که چرا فضای انتخابات ۲ ماه مانده به زمان برگزاری آن هنوز گرم نشده، می گوید که شرایط این انتخابات همچون سه دوره گذشته انتخابات ریاست جمهوری رقابتی نشده و هنوز جذابیتی برای بازیگران سیاسی و مردم ایجاد نکرده است.
این موضوع را می توان در شکل حضور نامزدهای انتخاباتی مشاهده کرد.
گرچه ماه ها پیش از این رسانه های ایران از احتمال حضور برخی از چهره های سیاسی همچون عبدالله نوری، حسن روحانی، محمدباقر قالیباف و علی اکبر ولایتی در صحنه انتخابات ایران خبر داده بودند، با این همه هیچ یک از این افراد هنوز درباره احتمال نامزدی خود اظهار نظر رسمی و صریحی نکرده اند.
عباس عبدی تحلیلگر مسائل سیاسی ایران در تهران درباره علت اینکه چهره های سیاسی هنوز با ابهام به صحنه انتخابات ایران نگاه می کنند می گوید که گنگ بودن موضع حاکمیت نسبت به کاندیداها و گروه های سیاسی و احزاب حامی شان باعث شده تا چهره های سیاسی با محافظه کاری با انتخابات ریاست جمهوری روبه رو شوند.
ابهام در نامزدهای نهایی انتخابات ایران
هرچند مهدی کروبی و میر حسین موسوی دو چهره سیاسی نزدیک به اصلاح طلبان برای حضور در رقابت های انتخاباتی اعلام آمادگی کرده اند اما این دو سیاستمدار ایرانی هنوز نتوانسته اند پشتیبانی همه گروه های اصلاح طلب را که پیش از این از حضور محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین در انتخابات حمایت می کرد را به دست آورند.
به این ترتیب به نظر می رسد که اصلاح طلبان ایرانی هنوز برنامه ای برای انتخابات ریاست جمهوری که حدود ۶۰ روز دیگر برگزار می شود ندارد.
احمد سلامتیان تحلیل گر مسائل ایران در پاریس می گوید پس از کناره گیری محمد خاتمی از حضور در عرصه انتخابات،اصلاح طلبان احتمال تاثیر گذاری شان را بر فضای سیاسی ایران کم می بینند و تاکنون هم نتوانستند نامزد جذابی بیابند که بتواند اکثریتی را که در دوره گذشته انتخابات شرکت نکردند، به پای صندوق رای بیاورد.
اما وضعیت کنونی تنها مختص به گروه های سیاسی اصلاح طلب نیست.
در شرایطی که تعطیلات طولانی نوروزی هم به پایان رسیده است، گروه های اصولگرا نیز که پیشتر وعده حضور نامزدی تازه به جز رئیس جمهوری کنونی را می داند، گویی در سکوت و خاموشی ناشی از بی برنامگی به سر می برند.
به اعتقاد گروهی از تحلیلگران مسائل ایران، زمان کافی برای اینکه رقابت جدیدی در اردوگاه اصولگریان شکل بگیرد و از درون این فضا نامزد تازه ای برای این طیف سیاسی یافت شود باقی نمانده است.
به گفته احمد سلامتیان که در مجلس اول پس از انقلاب اسلامی نماینده بوده است، فضای سیاسی ایران چهره ای به خود گرفته که نشان می دهد گویی رئیس جمهور کنونی کاندیدای بدیهی و طبیعی اصولگریان است.
اما برخی از ناظران مسائل ایران اعتقاد دارند که وضعیت به وجود آمده در اردوگاه اصلاح طلبان که کاندیدای واحدی ندارند و اصولگرایان که هنوز نامزد رسمی برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی نکرده اند، فضا را به نفع محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری کنونی شکل خواهد داد.
عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران می گوید در صورتی که صلاح طلبان نتوانند موثر عمل کنند و فضای سیاسی را به نفع خود تغییر دهند، کمبود زمان و سردی فضای کنونی به نفع تنها نامزد اصولگریان خواهد بود که تا این زمان محمود احمدی نژاد است.
تحلیلگران و ناظران مسائل ایران می گویند که در هفته های آینده فضای سیاسی ایران بیشتر از این روزها از انتخابات ریاست جمهوری پیش رو که ۲۲ خرداد برگزار می شود متاثر خواهد شد و رسانه های دولتی و روزنامه ها نیز به حرارت انتخابات خواهند افزود اما اینکه در فرصت کم باقی مانده فضای انتخابات همچون سه دوره اخیر قطبی و نتیجه انتخابات غیر قابل پیش بینی شود تردید هایی وجود دارد.
BBC
۱۹ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۰۵ قֽظֽ | Reply
saman :
با سلام
با پی گیری نظرات شما به این نتیجه رسیده ام که تمرکز شما بیشتر به روی اتفاقات پس از انتخابات است تا پیش از آن، و از آنجایی که فکر می کنم اکنون در جایی قرار گرفته ایم که اولویت اول ما می بایست پیشگیری از ادامه مسیر ضد عقلی باشد که دولت فعلی در پیش گرفته است و دود آن به چشم همه ما می رود. بنابر این تحلیل و با توجه به اقبال خوبی که در سطح جامعه نسبت به خاتمی دیدم(در مقایسه با دیگر کاندیدهای موجود و ممکن) ، بیشترین احتمال پیروزی در انتخابات را به خاتمی می دادم. آیا بستن پرونده دولت نهم به عنوان ضرر نقد را می توان با نسیه نا مطمئن ( به نظر من نا ممکن) مقاومت شخصی چون کروبی برای تحقق برنامه های زیبا و منطقی معامله کرد.
فکر می کنم شباهت ما با گرسنه ای رو به احتضار است، در پی کباب شاهانه.
در ادامه فکر نمی کنید شعار ها و برنامه های فعلی جناب کروبی به مراتب نسبت به شعار 50000 تومان ایشان رای آوری کمتری دارد؟
با توجه به اینکه من تحلیلهای شما را بر پایه منطق و شناخت درست از وضع موجود دیده ام و تئوری نفت و قدرت شما را هم بسیار صحیح می دانم به عنوان آخرین سوال آیا بستر جامعه در حال حاضر آمادگی و آشنایی لازم با این برنامه را دارد؟( چرا که به نظر من این برنامه آنقدر بر آینده دموکراسی خواهی در ایران موثر است که باید با وسواس با آن برخورد نمود.)
با پوزش از زیاده گویی و سپاس از شما
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در باره هدف مورد نظر شما و در واقع سیر کردن گرسنه در حال مرگ عرض کنم که موافقم که این مساله بسیار مهمی است اما معتقدم که از روش جاری شدنی نیست و اگر بود چرا آقای خاتمی کنار رفت؟ بله برای من هم اولویت دارد اما پس از فعالیت مورد نظر شما نه این را خواهیم داشت و نه آن را که بنده گفته ام اما اگر بر اساس تحلیل من عمل شود نتایج حداقلی آن قطعی است و احتمال بیشتری هم دارد که نتیجه حداکثری مورد نظر شما محقق شود.
در باره شعار نفت هم باید طرح کرد و پیگیری نمود اگر هم به نتیجه نهایی نرسیدیم طرح آن اهمیت خود را دارد. قرار نیست هر طرحی مطرح شد حتما تضمین پذیرش آن هم همراهش باشد.
۱۹ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۳۲ قֽظֽ | Reply
مجید :
سلام
جناب آقای عبدی بنده چند سؤال از شما دارم.
1)منظورتان از مشارکت همگانی و کم هزینه چیست؟ آیا کمپین 1میلیون امضا هم در این دسته قرار میگیرد؟
اگر فرض را بر این بگذاریم که مشارکت داشتن با در خانه نشستن در تضاد است، حکومت چگونه اجازهی یک تجمع گسترده(با حضور افکار و ایدهال های کنترل نشده) را خواهد داد؟
آیا بنظرتان مشارکت کارگران شرکت واحد یا معلمان کم هزینه بوده است؟
2)اگر منطق به ما بگوید که بعد از انتخاب جناب کروبی رئیس جمهور بعد از ایشان کسی مانند احمدی نژاد خواهد بود، آیا شرکت در این پروسه منطقی است؟
3)بنده منظورتان دربارهی موازنهی قوا را دقیقاً متوجه نشدم. آیا شما منتظر یک بحران داخلی هستید یا خارجی؟
اگر بحران خارجی را مدنظر دارید، حکومت هیچ نیازی به امتیاز دادن به اصلاحطلبان ندارد و خودش به تنهایی میتواند وارد مذاکره با غرب شود.
اما اگر بحران داخلی موردنظر جنابعالی است باید پرسید که شما روی چه حسابی اصلاحطلبان(مثلاً کروبی) را نماینده بحران سازان میدانید؟ آقای کروبی روی چه حسابی توانایی آرام کردن جو را خواهند داشت؟ آیا فکر نمیکنید در صورت بحرانی شدن شرایط، بحران سازان نمایندگان خودشان را خواهند داشت؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مشارکت که هزینه مشارکتی است که پس از تحمل هزینه دچار
افت فعالیت و رکود نشود . کمپین هم تا حدی چنین ویژگی را دارد . اگر افراد آن آماده پذیرش تبعات آن هستند می توانند ادامه دهند. اگر کاری را حکومت اجازه ندهد می توان به شکل دیگری انجام داد به قول معروف اگر از در بیرون کنند از پنجره وارد شوید.
در مورد سوال دوم با شما کاملا موافقم. از این رو باید دید که برنامه های افراد آیا منجر به بروز چنین وضعی خواهد شد یا خیر؟ البته این که در آینده چه رفتاری کنند بر من قطعی نیست اما معتقدم اگر مساله نفت به این طریق در مسیر حل قرار گیرد یکی از مهمترین شروط بروز چنین رویدادی منتفی می شود.
منظور از موازنه قوا روشن است. حرفها و سوالات شما هم به نوعی معرف فقدان توازن قواست زیرا وقتی این توازن وجود دارد این سوالها به نحو دیگری مطرح می شود. اما من منتظر هیچ بحرانی نیستم آنچه که منتظرش هستم کاهش رانتها در طرف مقابل و افزایش قدرت این طرف از طریق کسب اعتماد اجتماعی و در نتیجه ایجاد توازن قوا و سپس اقدام مسالمت آمیز برای مشارکت در قدرت از موضع اصلاحات است.
۱۹ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۵۵ قֽظֽ | Reply
فراز :
جناب آقاي عبدي
هرچند در نوشتهام تعبير «پادويي» را جهت توهين به كار نبرده بودم، اما براي جلوگيري از چنين برداشتي عذرخواهي كردم تا مبادا چنين تصوري پيش آيد. اگر درست توجه نموده باشيد، براي شما شأني و جايگاهي قايل بودم (و هستم البته)، به همين دليل، در نسبت با آن جايگاه، پيوستن شما را به گروه تبليغاتي (من تعبير جاده صافكني را رساتر ميدانم) آقاي كروبي، عملي تخفيفآميز براي شما ميدانم. شما ميتوانستيد در پشت صحنه مشاور باشيد، اما به عنوان يك تحليلگر سياسي (تحليلگري كه در نوشتههاي اخير بياغراق بگويم، در مقايسه با سالهاي گذشته، بسيار عميقتر فكر ميكند، و بلندنظرانهتر به مسايل نگاه ميكند) وارد ميدان شديد، و در صف ايستاديد. خدمتگزاري شغل شريفي است، اما وقتي كسي جايگاه خود را در نظر نگيرد، عمل او «در خدمت بودن» نيست، به گمانم. بلكه بايد بگويم «پادويي» است. از اين رو، اگر شما در خدمت يك فعال سياسي ملي، گيرم با وجاهت خاتمي، عمل ميكرديد (با ملاحظهي همهي انتقاداتي كه خود شما و بخشهاي مختلف جامعه به او دارد) يا فعالان ديگري كه وارد صحنهي انتخابات نشدهاند، در آن صورت عمل شما، بسته به اين كه از چه منظري وارد ميشديد، ديگر پادويي نبود. مسئوليتشناسي واقعبينانه يا هرچيز ديگري از اين دست بود.
مطلب شما را هم خواندم، با بخشهاي توصيفي آن از وضعيت جاري، كموبيش موافقم و تصور ميكنم عقلاي جامعه چنين دركي داشته باشند، اما در بخش تجويزي، همچنان به راه خود رفتهايد. متاسفانه آقاي كروبي انتخاب نخواهند شد، تا بتوانيم صحت و سقم تحليل شما را به خوبي ارزيابي كنيم، و اين مسئله هميشه مبهم خواهد ماند. پس بحث دربارهي آن بيهوده است.
از انصاف، تمايل به آزادمنشي، و خردمندي شما سپاسگزارم
با ارادت و احترام
فراز ساحلكناري
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
همانطور که عرض کردم من در خدمت تفکر و تحلیل خود هستم. نمی دانم درست است یا غلط ؛اما چندان در بند این نکته نیستم که مبادا اعتبار و وجاهت خود را هزینه برداشتم کنم. در هر حال دوست دارم که دیگران هم مرا همین طور که هستند درک کنند. البته من از ابتدا هم بر اساس ذهنیت انتخاب شدن فرد مورد نظر وارد این میدان نشده ام بلکه بر اساس همین تحلیلی که نوشته ام کار کرده ام. در هر حال از لطف شما ممنونم.
۱۹ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۰۱ قֽظֽ | Reply