آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۳ فروردین ۱۳۸۸
دو نوع شعار انتخاباتي
حتماً خيلي شنيدهايد كه از نامزدان انتخاباتي خواسته ميشود كه شعارهايي را بدهند كه اجرايي شدن آن قطعي است، و به همين دليل اگر شعاري داده شود كه از نظر مخاطب احتمال تحقق آن ضعيف باشد، اين كار سوءاستفاده تلقي ميشود. اين يادداشت درصدد است كه درباره درستي يا نادرستي اين تصور بحث كند.
شعارهاي مفيد انتخاباتي را ميتوان در دو مقوله كلي تقسيم كرد. شعارهاي مشخص و كاملاً اجرايي در مقابل شعارهايي كه صرفا جنبه گرايشي دارند. البته در عالم واقع بیشتر شعارها تركيبي از هر دو جنبه را دارند. براي درك بهتر از مسأله، برخي شعارها مثال زده ميشود. فرض كنيم یک نامزد رياست جمهوري اعلان كند كه در صورت پيروزي در انتخابات، بوميگزيني در دانشگاهها يا سهميه جنسيتي را حذف خواهد كرد. اين شعار كاملاً مشخص است و تقريباً درك مشتركي از مفهوم آن نزد همه افراد وجود دارد و اختيارات اجراي آن نيز با دولت است. بنابراين نامزد مورد نظر در صورت پيروزي بايد دستورالعملي را شخصاً يا از طريق هيأت دولت يا وزارت علوم براي تحقق اين شعار صادر كند. اما فرض كنيد كه نامزد ديگري شعار آزادی شبكههاي خصوصي راديويي و تلويزيوني را بدهد. تحقق اين شعار در ایران نه در اختيار رييس جمهور است و نه حتي بدون مقاومت ميتوان در اين زمينه كاري كرد، اما آيا به كسي كه چنين شعاري داده است بايد اعتراض كرد كه مثلاً چرا شعاري داده است كه نميتواند اجرا كند يا انجامش در اختيار او نيست؟ به نظر ميرسد كه اين اعتراض وارد نيست، زیرا لزومي هم ندارد كه رييس منتخب حتماً و به هر قيمتي بايد این شعار را اجرا كند، بلكه نفس طرح اين شعار به عنوان يك ايده و مطالبه اهميت زيادي دارد، بويژه هنگامي كه از زبان نامزد انتخابات و از آن مهمتر نامزد پيروز مطرح شده باشد، طرح و جا افتادن و عمومي شدن چنين شعاري اهميت زيادي دارد.
همان طور كه گفته شد بخش مهمي از شعارها تركيبي از اين دو هستند. مثلاً اگر شعار نامزد معيني، رفع تبعيض مديريتي و آموزشي از اقليتهاي مختلف باشد، طبيعي است پس از جلوس بر صندلي قدرت ميتواند اقداماتي را در جهت رفع اين تبعيض انجام دهد، اما اين اقدامات ذاتا مستمر بوده و ممكن است در مراحل اول، فقط بخش اندكي از تبعيض را زايل كند. اما ذات طرح اين شعار مفيد و مهم است، زيرا طرح علني آن به عنوان يك خواست، ساير امور را تحت شعاع قرار ميدهد ضمن این که بطور ضمنی اقرار به وجود تبعیض هم هست.
برخيها نسبت به اظهارنظر مهندس موسوي درباره برچيدن گشتهاي ارشاد در صورت رييس جمهور شدن خرده گرفتند كه وقتي فرماندهي نيروي انتظامي به رييس جمهور سابق هم تفويض نشد، ايشان چگونه ميخواهند مانع اقدامات اين نيرو شوند؟ به نظر ميرسد كه اين ايراد وارد نيست، زيرا گرچه جملات به گونهاي ادا شد، كه گويي چنين قدرتي در اختيار رييس جمهور است، اما در واقع اين شعار معرف گرايش و نگاه رييس جمهور به اين مسأله است و اين نگاه اگر تایید آن با رأي هم همراه شود، به قدرت تأثيرگذاري در جلوگيري از اين گشت ها خواهد انجاميد، حتي اگر انجام آن جزو اختيارات رييس جمهور نباشد.
البته در اين ميان قرار نيست بيان هر شعاري و از سوي هر كسي توجيه شود. هر شعار بايد روشن باشد و مخاطب بفهمد كه جزو كدام دسته از شعارهاست. اگر قابليت اجرايي دارد، درباره انجام آن ملاحظات مختلف رعايت شود، اما اگر شعار صرفاً جنبه بازدارنده و گرايشي دارد، الزامی به اجرايي بودن آن نيست، اما در هر حال بايد انطباق معقولي با گرايشها و سلايق و گذشته نامزد اعلانكننده اين شعار داشته باشد.
با اين توضيح معتقدم كه در ميان شعارهاي هر دو نامزد و به طور مشخص آقاي كروبي از هر دو نوع وجود دارد. من شخصاً به شعارهايي كه معرف جهتگيري و گرايش های نامزدها هستند اهميت بیشتری ميدهم. براي اين مسأله نيز دلايل جامعهشناختي دارم. برخلاف جوامع پيشرفته، در جامعه ما بيان آزادانه گرايشها و مطالبات مسأله و مشكلي مهم است، و صرفاً پس از اين بيان آزاد آنها است كه ميتوان به اجرايي شدن آن مطالبات فكر كرد و اگر نامزدها این کار را انجام دهند قدم موثری در این راه برداشته اند. از سوي ديگر جامعه ما عملاً در وضعيتي قرار گرفته است كه به نوعي با امتناع برنامهريزي مواجه شدهايم، از اين رو طرح شعارهاي مشخص و اجرايي و پروژهوار معمولاً در زمان اجرا با محدوديت مواجه ميشود، اما شعارهاي فرآيندي و جهتگيرانه ميتواند به افزايش تحرك و نشاط سياسي و اصلاح نگرش مردم و حكومت درباره موضوعات مختلف كمك كند.
بر اين اساس نتيجه ميگيرم كه كسي نبايد بيان اين شعارها را به دليل آنكه اجراي آنها را كم احتمال یا خارج از اختیارات رییس جمهور ميداند، ناچيز و كم اهميت تلقي كند، ترديدي نيست كه برخي مطالبات و خواستها آنچنان مهم هستند كه بيان اوليه آنها بيش از اجرايي شدن شعارهاي ديگر داراي اثرات مثبت اجتماعي است.

پرويز پدرام :
با سلام
نميدانم مطلبي كه چند روز پيش درباره برنامه اقتصادي آقاي كروبي نوشته و در وبلاگم قرار داده ام ديده ايد يا نه. به هر حال چون در روزنامه اعتماد ملي امروز ديدم كه قصد داريد درباره اين برنامه مطالبي بنويسيد فكر كردم اطلاع دهم شايد كمك كند.
http://ppedram.blogspot.com/2009/04/blog-post_09.html
با احترام
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ممنون. البته من از زاویه دیگری و به مرور چندین یادداشت توضیحی نوشته ام و خواهم نوشت.
۲۲ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۱۷ بֽظֽ | Reply
مرتضی :
سلام.خوبید؟آقای عبدی میتونم خواهش کنم به آقای کروبی و موسوی بگید باید سریعتر جوانها رو آماده کنند.به نظر میرسه رفتار انتخاباتی کروبی و موسوی جوانها رو به جمعیت خاموش داره نزدیک میکنه.موسوی باید فعالیتش بیشتر بشه چون در از لحاظ تشکیلاتی قویتر میشه ولی از لحاظ اجتماعی توخالی.کروبی داره از لحاظ اجتماعی قویتر میشه ولی اط لحاظ تشکیلاتی ضعیف.و این اونجایی هست که هر کدوم هم به نفع هم برند کنار دومی رای نمیاره.باید سریعتر نظر سنجی کرد.خیلی دوستتون دارم.ولی حیف که زندگی منو به سمت معاش برد و یه لقمه نان.جامعه فروپاشیده است عباس.کسی تفکر جدید رو نمی پذیره همه سیاستمدار شدند ولی من لابلای مردم میبینم که چگونه دارند تنفس میکنند.بوی طاعون انسانی میاد.بوی مرگ عشق.بوی مرگ ایثار.
۲۲ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۲۴ بֽظֽ | Reply
حمید :
سلام جناب عبدی از اصفهان مزاحم می شوم
مانند قبل از عید باز هم سیب زمینی مجانی توزیع شد البته قبل از عید در گونی سه خط بود و میگفتند انباری است ( کمی جوانه داشتند) اما روز پنجشنبه به مناسبت آمدن احمدی نژاد سیب زمینی تازه و در گونی توری دادند البته بلافاصله بعد از رفتن ماشینهای توزیع همان گونی ها رو میشد از مردم 1000 نومان خرید . شادی که در چهره بعضی ها بود ( کم درامدها) واقعا دل را به درد می آورد.
۲۲ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۲۷ بֽظֽ | Reply
من درد مشتركم مرا فرياد كن :
با سلام جناب عبدي
اگر قرار بر شعار باشد كه دولت مهروز وعدالت گستر انرا كامل نموده
جناب عبدي دور قبل جناب كروبي شعاري داد بنام پرداخت 50تومن پول نفت بهرحال نظر عده اي بر ان شد كه به او راي دهند براساس اين شعار كه بنظرم اونايي كه راي ندادند نه اينكه اين 50تومن رو نميخواستند بل دلايل ديگري داشت!
در هرحال شدو ايشان نرفت دور دوم ويكي از فرصت غنيمت دانها كه دهان مردم را باز ديده بود براي اين 50تومن پول نفت در جا زدو گفت نفت بر سر سفره ها خواهد امد وخوب اينهايي كه دور اول به كروبي راي دادند جانشينش را يافتند
دوست عزيز مردم نه سردشونه كه مهر بخوان بلكه خودشون اخر مهر ومحبتند ونه گداي حقوق خودشون از كسي غير از خدا كه اين نعمتها رو بهشون عطا كرده كه يه عده بخوان اختيارش رو در دست بگيرن وجواب ندهند كه چه كرده اند
دوست عزيز اگر ما ميگوييم شعار واقعي باشد يعني حق ما واقعي است
دوست عزيز من ميگويم چيزي فراتر وقابل عملي تر از نفت كه اون تامين اجتماعي مدرن حداقل در بخش ماديات رو فرياد كنيم
بنظرم دولت اينده بايد موظف باشه يا به هر ايراني شغل بده يا بيمه بيكاري حالا ميخواد قرض بگيره ميخواد هر كار بكنه خودش ميدونه وخوب اين سبب ميشه بسياري از كارهايي كه اين دولت كرده رو نكنه!
واين مورد قبول مردم خواهد بود
دولت بايد تعهد بده امنيت شغل وزندگي به هر قشري بده وحقيقت اينه كه بايد بده
ما دولت رو بر خلاف برخي صاحب كيسه درامد وارباب مهربون نميدونيم دولت فقط بايد كارمند مردم باشه مطابق قانون ولا غير حرفم نه خواست زياديه نه غير واقعي وغير عملي ونه چيزي خلاف امتداد مطالبات
در ضمن در مورد نفت ودرامدها فقط پاسخگو باشه فعلا شاهكار كرده
دوست من بنظرم اقاي موسوي بايد قول بده مكانيزمي در پيش خواهد گرفت كه يا بيمه بيكاري بده يا كار در صورتيكه فقط از دست نيافتنيها حرف زده
اقاي كروبي هم نبايد شعارش طوري باشه كه در نهايت بره به كيسه حريف فرصت طلب!
۲۳ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۴۰ بֽظֽ | Reply
حبیب ت :
حبیب ت :
با سلام جناب عبدی!
واقعاً نوشتار توضیحی لازمی بود. شعار های مطالباتیی که بقول شما جنبه گرایشی دارند و من به آن می افزایم آرمانی هم، بمراتب مهمتر از حتی رأی آوری است. اگر این مطالبات تحت شعارهای مشخص به خواست جامعه تبدیل شده و جا انداخته شوند حتااگر رئیس جمهور آینده هم نتواند آنرا متحقق کند، دولت های آینده این کار را خواهند کرد و کلاً حکومت نمیتواند از زیر بار آن برای مدتی طولانی شانه خالی کند.
لنین به نقل از مارکس میگوید که سرمایه داری جنبش های کارگری را سرکوب میکند و احزاب آنها را قلع و قمع ولی وصیت های آنها را اجبارا ًخوداجرا میکند چون با توده ائی که وصیت را گرفته است روبروست.
جان استوارت میل نیز در «برای آزادی» میگوید، هر عقیدۀ درستی، نخست از دهان یک نفر خارج میشود و به تدریج همه گیر میشود.
اهمیتی که این فرایند های انتخاباتی دارند بیشتر از این زاویه است تا شعار های اجرائی و یا کسب قدرت سیاسی. بسیاری احزاب کوچک اروپائی فقط برای این هستند که در جریان انتخاباتها حرفشان به مردم برسانند.
در اکثر دموکراسی های دنیا بسیاری شعار های اجرائی را احزاب مختلف از هم میربایند و اجرا هم میکنند. در این زمینه خط قرمزی برایشان وجود ندارد ولی شعار های گرایشی با اهمیت راهبرد استراتژیک این چنین نیستند بلکه با هویت سیاسی احزاب و جریانها مربوط است و کپی بردار نمیباشند.
در پایان این کامنت باید بگویم بازدید آقای کروبی از دانشگاه زنجان و سخنرانیش در آنجا قابل توجه بود و در راستای همین گونه شعار های مطالبات گرایشی.
اگر در فردای پیروزی ایشان به وعده هائی که داده است عمل نکندهم خود و هم ظرفیت کل نظام را بیش از گذشته به زیر سئوال برده است و اگر بکند، گامی مهم در جهت آن دموکراتیزاسیونی است که همه ما در اشتیاقش له له میزنیم.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در اهمیت همین اگر بحث به واکنش نیروی انتظامی و فضای عمومی به گشتهای طرح امنیت اجتماعی توجه کنیم قضیه روشن می شود.
۲۳ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۰۸ بֽظֽ | Reply
احمد :
سلام
بله. مطرح کردن شعار اشکالی ندارد. مشکل وقتی پیش می آید که یک فردی پس از بیست سال سکوت آمده و در اولین و مهمترین حرفهایش، وعده هایی داده که اساسا خارج از کنترلش است. آن هم در مملکتی که هزار و یک مشکل بالفعل در حوزه اختیارات رئیس جمهور دارد و خارج از حوزه اختیارات رئیس جمهور هم مشکلات ریشه ای تری هست که ثمره شان همان طرح امنیت اجتماعی و ... است.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب این بحث دیگری است.
۲۳ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۱۴ بֽظֽ | Reply
مهدی :
با سلام
در بخشی از متن گفته اید:
"...اما آيا به كسي كه چنين شعاري داده است بايد اعتراض كرد كه مثلاً چرا شعاري داده است كه نميتواند اجرا كند يا انجامش در اختيار او نيست؟ به نظر ميرسد كه اين اعتراض وارد نيست، زیرا لزومي هم ندارد كه رييس منتخب حتماً و به هر قيمتي بايد این شعار را اجرا كند... "
در این صورت نامزدها به بهانه طرح شعارها برای اولین بار، بسیاری از شعارهای غیرعملی را مطرح کرده و پس از انتخاب به ریاست جمهوری هیچ اعتراضی بر آنها وارد نخواهد بود. مانند حذف خدمت سربازی و ...
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نه تفاوت هست. کسی که شعار حذف خدمت سربازی را دهد معلوم است که اختیارات آن را ندارد و احساس سوء استفاده وجود دارد اما کسی که شعار مخالفت با اعدام افراد زیر 18 سال را می دهد از یک ارزش جاری دفاع می کند و نه از یک قول اجرایی صرف. پس اگر حتی اختیار قانوگزاری را هم نداشته باشد بیان این ایده قابل دفاع است. البته می پذیرم که مرز بندی میان این دو نوع شعار کمی سخت است اما غیر ممکن نیست.
۲۳ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۱۵ بֽظֽ | Reply
سعید رجالی :
یک موضوع در مورد شعارهای انتخاباتی مهم و ابهام برانگیز است و آن اینکه چرا مقامات با شعارهایی که در مواقع غیر از موقع انتخابات،و از دهان کسانی غیر از کاندیداها درآید، جزو اتهامات تشویش اذهان عمومی و توهین به مقامات و براندازانه است برخورد نمیکنند؟و آنرا شعارهای ضد انقلابی بشمار نمی آورند ؟
سؤال اینجاست که چرا وقتی این شعارها از دهان کاندیداها و فقط در موقع انتخابات بیرون می آید با آن ، هیچ برخوردی نمیکنند؟ و در مواقع دیگر و با افراد دیگر شدیدترین برخوردها را میکنند؟
{عبدی: خوب اتفاقا به همین دلیل است که از انتخابات باید به نفع بالا بردن فضای سیاسی استفاده کرد}
جز اینکه از قبل بین کاندیداها و آقایان اقتدارگرا هماهنگی های لازم انجام شده و قرار شده که کاندیداها این شعارها را برای فریفتن مردم و در آوردن برکه های رای آنان ، تنها اسلحه در دست آنها برای تعییر نظام ، سر دهند تا تنور انتخابات گرم شود ؟......
جز اینکه از قبل بین آقایان و کاندیداها هماهنگ شده که شما این شعارهای در مواقع دیگر براندازانه را سر دهید تا مردم به پای صندوقهای رای بیایند ، بعد از انتخابات هم که مردم خلع سلاح شدند ، هیچ آبی از آب تکان نخواهد خورد و شما هم اگر مورد سؤال قرار گرفتید بگویید که ما گرایشمان این بود ولی قدرت اجرایی نداشتیم .... و من یک تدارکاتچی بیشتر نبودم؟ و گرنه
آقای عبدی اگر این شعارهایی که امروز آقای موسوی و یا کروبی سر میدهند ، اگر همین فردا من نوعی سر دهم ، فورا به اتهام براندازی نرم به دادگاه انقلاب احضار میشوم و به جرم براندازی نظام برای من پرونده ای درست میشود که آن سرش ناپیداست!! اینطور نیست؟
{عبدی: اگر اینطور بود پس چرا این دعواها با خاتمی و الان هم با سایرین رخ می دهد ؟ آیا همه برای کلاه گذاری سر ملت است؟ چگونه می توان این نوع استدلالها را پذیرفت؟آیا فکر می کنید مردم هم مثل این کامنت فکر می کنند؟ این تصورات ما کمتر از تصورات حکومت خوش خیالانه نیست}
آقای عبدی
تلاش شما برای سیاست ورزی شاید برای شما که با روش حدس و خطا به نتایجی تازه در امر حکومت رسیده اید ، و دوست دارید هم چنان که در این سی سال در کنار این نظام بوده اید باز هم در نظام تغییر شکل یافته از جایگاه امروزی خود برخوردار باشید ، قابل قبول باشد ولی الان در جامعه هر کسی که خلاف ميل آقايون فکر و اظهار نظر کند برانداز محسوب ميشود و اين اتهام با نهايت صراحت ، از طرف آقایان گفته ميشود و برخورد میشود..... مثل همین اظهارات آقاي جنتي که چند روز پیش گفتند که هر کسي که بغير از آقای احمدي نژاد به کس دیگری راي دهد و يا کانديدا شود، برانداز و بفکر انقلاب مخملي است
{عبدی: اول جایگاه من کجاست که می خواهم حفظش کنم؟ بعلاوه نقل قول آقای جنتی را هم درست و دقیق باید بیان کرد حتی اگر منظور او را این جمله بدانیم نباید در نقل قول تحریف کرد.}
آقای عبدی
چرا کاندیداها بجای شعارهای غیر اجرایی و بقول شما صرفا گرایشی ، که از همین الان اش هم عیر مستقیم توسط شما گفته میشود که هیچ پشتوانه ی اجرایی ندارد ، پاسخ اینگونه اظهارات ناامید کننده ی استبدادی را با صراحت لهجه نمیدهند؟
فکر نمیکنید شعارها و خواسته هاي مردم در اوایل انقلاب ، سالهاست توسط آقایان ضد انقلابی نام گرفته؟ و شعارهای براندازانه بشمار میرود؟ آیا فکر کرده اید چرا این تغییر بنیادین صورت گرفته؟ که اين روزها هر کس از آزادی و استقلال و حکومت مبتنی بر رای مردم صحبت میکنند لقب برانداز از طرق اقتدارگرایان داده ميشود ؟
{عبدی: البته که خیلی از این اتفاقات رخ داده اما اگر این موارد نبود که این بحثها بلاموضوع می شد . پس گفتن این نکات نکته جدیدی نیست}
آقای عبدی، نمیدانم جنابعالی حداقل تا چه اندازه با مردم عادی بدون پرده و صمیمی سروکار دارید و تا چه اندازه از اتوبوس و تاکسی برای رفت و آمد خود استفاده میکنید؟ اگر پرده ای بین خود و مردم نداشته باشید میدانید که خواسته هاي مردم در همه جا، داخل انوبوس، تاکسي، قطارهاي زير زميني، وووو...بسيار فراتر از این شعارهایی است که آقای کروبی و آقای موسوی مطرح ميکنند
فکر نمیکنید شعارها اجرایی آقای کروبی نیز با یک بن بست سخت و قطور مواجه است؟
و فکر نمیکنید که با روش اصلاحات از نوع اصلاحات آقای کروبی و کجدار و مریض هیچ چشم اندازی حتی در دور دستها ، از شکستن یا حتی ایجاد خدشه ای بر این سد قطور ، دیده نمیشود؟
{ عبدی: خوب موقتا می پذیریم در این صورت هر پیشنهادی که شما بفرمایید و قابل دفاع باشد و تعداد قابل توجهی هم در اطراف آن جمع شوند را اجرا می کنیم مشکل ایجاست که باید به منطق مقاله توجه داشت و آن را نقد کرد و نه این که نکات دیگری که ربط مستقیمی با موضوع ندارد را به میان کشید}
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پاسخها در داخل کامنت است.
۲۳ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۴۵ بֽظֽ | Reply
همایون :
آقای عبدی؛ با سلام؛ می خواستم بدانم چرا در راستای یاددداشت \"ورود به انتخابات از کدام منظر\"؛ علیرغم تاکید بر اهمیت \"شکاف در قدرت\" به منزله عاملی جهت امکان پیاده سازی اصلاحات؛ ما نباید از یک کاندیدای معتدلتر جناح راست حمایت کنیم تا شکاف در قدرت پر نشود و هم چنین مسئولیت برخورد با مشکلات ریز و درشت پیش رو داخلی و خارجی با خود حاکمیت باشد؟ به هر حال اگر دولت احتمالی آقای موسوی یا کروبی تشکیل شود موافق و مخالف آن را دولت اصلاحات خواهند دانست و آش نخورده می شود و دهان سوخته؛ مسئولیت ناکامی احتمالی شان را هم ؛ همه اصلاح طلبان باید بر دوش بگیرند.
گفته می شود آقای حجاریان در اظهار نظری تنها ناطق نوری را قادر به شکست احمدی نژاد می داند. چه ایرادی دارد بی سر و صدا و اعلام قبلی و گسترده؛ رای موافق مان را به نفع ناطق در صندوق بیاندازیم تا به این دو هدف برسیم: تغییر رئیس دولت و انتخاب یک رئیس جمهور معتدل؛ باقی ماندن توپ در زمین جناح راست و نپذیرفتن برخورداری از چاقوی بی دسته؟
پرسش دوم آن که اگر ما در حال ساختن انتخابات هستیم و از این فرصت برای بیان مطالبات مان استفاده می کنیم؛ چرا نامزد دیگری در صحنه حتی برای بیان صرف مطالبات رادیکال تر نیاید؟ شاید آمدن چنین فردی بتواند فرصتی بیافریند که توازن ذهنی موجود در جامعه به نفع اصلاحات؛ به بسیجی اجتماعی منجر شود و بر بستر موج برخاسته؛ فردی به قدرت برسد که برای ریاست دولت اصلاحات؛ شایسته تر باشد؟
لطفا به هر دو پرسش پاسخ دهید.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
هر دو جهت با اشکال مواجه می شود. چند روز پیش با یکی از اقتصاددانان معتبر گفتگو می کردم گفتم نظر شما را می دانم که معتقدید باید رییس دولت فعلی چهار سال بعد هم باشد تا مسئولیت رفتارش را متقبل شود من هم با این ایده مخالف نیستم اما منطقا مسئولانه نیست. اما حمایت از فردی دیگر از جناح راست این مشکل را ندارد در مقابل عملی نیست زیرا اولا اختیارش دست ما نیست و ثانیا اجماع بر چنین امری در میان "ما" غیر ممکن است شما از ما به گونه ای سخن می گویید که گویی دو یا چند نفر نشسته ایم دور هم داریم بحث سیاسی و کاملا منطقی می کنیم.
از جهت دیگر هم این کار شدنی است اما درست نیست. زیرا حمایت از فردی که پایگاه درونی دارد ولی با آمدنش رد صلاحیت شود نوعی رودر رویی است که تبعات مثبتی برای وی ندارد و عملا هم نمی آید. چنین فردی می تواند در آینده مناسب وارد کار شود.
۲۳ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۳۱ بֽظֽ | Reply
yahya :
ba salam va khaste nabashid be shoma va sayere doostanetan. alan man bayanieh aghaye karrobi ra khoondam . neshan dadid ke vaghaan zirak va besyar tizbino roshan hastid. ma ham har kari betoonim baraye poshtibani shoma anjam midaheem.
movaffagh bashi
۲۳ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۳۴ بֽظֽ | Reply
Amir :
آقای عبدي، در نظر سنجی که من بعمل آوردم متوجه شدم که مردم در انتخابات شرکت نمی کنند و برايشان فرق نميکند کی رئيس جمهور باشد چون تمام اختيارات در نظام جمهوری اسلامی در اختيار رهبر است.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
حالا کمی احتیاط کنیم و بگوییم اکثر مردم شرکت نمی کنند نه این که مردم به صفت عام شرکت نمی کنند. این ذهنیتها هم تا حدی در برخورد با واقعیت اصلاح می شود.
۲۳ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۳۶ بֽظֽ | Reply
علی. م. :
سلام آقای مهندس عبدی عزیز
البته که تحقق همه شعارها نیاز به هماهنگی قدرتی سوای رییس جمهوری با رییس جمهور دارد.مثلا همین شعار " بومی گزینی یا تغییر سهمیه جنسیتی " که ان را عملی دانسته اید مگر بدون تصویب مجلس قابل انجام است؟ به گمان من شعاربیش از آن که نشانگر اهداف عملی مدنظر یک کاندیدا باشد بیانگر تمایل درونی یک کاندیدا به طیف یا طبقه خاصی از اجتماع است. به عبارت دیگرشعار یک کاندیدا نشان می دهد که وی در انتخابات بر کدام طبقه جامعه برای رای آوردن نظر دارد.اصولا رای برخی طیف ها قابل تغییر نیست یا به سختی تغییر می کند. مثلا تغییر جهت حدود پنج میلیون رای از آقای احمدی نژاد (کسانی که در دور اول انتخابات قبل به وی رای دادند) بسیار دشوار است. شعار ها تنها می تواند رای های شناور را هدف قرار دهد.کاندیدایی که علاوه بر رای ثابت خود بتواند رای شناور بیشتری را به دست آورد در انتخابات "آزاد "پیروز خواهد شد. این رای شناور هم در جامعه کنونی ما متعلق به قشر شهرنشین است. کار آقای احمدی نژاد و کروبی برای جلب حمایت این قشر دشوار و کار آقای موسوی آسان تر است.این شعار ها همان گونه که شما نیز گفته اید بیشتر بیانگر سمت و سوی کلی و خواست نهایی کاندیداهاست نه چیز دیگر.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مورد هر شعار باید به این نکته هم توجه کرد که صفر و یک نیست مثلا همین موردی که ذکر کرده اید دولت می تواند در اجرا به نحوی عمل و تفسیر کند که قضیه کاملا متفاوت شود همچنان که در گذشته هم چنین می کردند ضمن این که بخشی از اختیارات دست دولت است.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۰۴ قֽظֽ | Reply
سعید رجالی :
منطق نوشته ی شما این بود که لزوما شعارهای داده شده ، نباید اجرا شدنی باشد
همینکه شعارها ، مردم را به تحرک واداره کافیست
در این مورد
من نظر ِ هموطن ِ من درد مشترکم
مرا فریادکن را قبول دارم و به نظر من کاندیداها بجای شعار دادن باید شعور مردم را محترم بشمارند و روی قانون و روی حقوق اساسی مردم که معلق مانده شعور سازی کنند و مردم را به تحرک وادارند و
سر ایفای این حقوق هم
تا پای جان بایستند
اگر ایستادند روی همین حداقلها و همین قوانین معلق مانده
من هم نوکر شما و هم نوکر آن کاندیدا خواهم شد
ولی نسیه رای نقد و سفید خود را مفت و مجانی با دو تا شعار که معلومه برای چی داده میشه سیاه نمی کنم
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فرض کنیم در برخی زمینه های مهم رییس جمهور اختیارات مستقیم و معینی ندارد اما گرایش او برای ما مهم است. یکی از مهمترین دلائل محبوبیت آقای خاتمی هم همین نکته است که علی رغم ضعف در دستاوردها و شعارهایش مردم می دانند که وی عمیقا به برخی جهتگیری ها اعتقاد دارد و نفس چنین اعتقادی و طبعا حرکت در جهت آن برای مردم مهم است.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۱۳ قֽظֽ | Reply
Ali :
با سلام، اگر کاندیداهای محترم پاسخی به پرسشهای آقای حجاریان دادند میتوانند بگویند کاری انجام خواهند داد والا برای کسب قدرت اقدام کرده اند نه خدمت به کشور و مردم .
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر هم نامزده ندهند من نظر خودم را در این باره نوشته ام و با جهتگیری ایشان( آنطور مه فهمیده ام) موافق نیستم و طبعا این متن را بزودی در اختیار قرار خواهم داد.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۱۸ قֽظֽ | Reply
فرزاد - ق :
آقای عبدی
تقریبا همه ، داستان چوپان دروغگو را شنیده و دیده اند
بنظر شما
وقتی گرگ به گله ی این چوپان ، حمله میکند، چه شعاری باید بدهد تا مردم واقعا قبول کرده و به کمک اش بیایند؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این نکته کاملا درست است. شعار در فضای بی اعتمادی حتی اگر از سر صدق و خلوص هم باشد موثر نیست.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۴ قֽظֽ | Reply
سینا :
آقای عبدی
فکر نمیکنید این دو نوع شعار اجرایی و گرایشی که گفته اید ، و اساسا این نوع مبارزات انتخاباتی ، نسخه برگردان همان چیزیست که جناح اقتدارگرا میخواهد و انجام میدهد؟ همان عملی که باعث بی اعتمادی در جامعه شده؟ همان عملی که باعث فروپاشی اخلاقی در جامعه شده؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
صادقانه عرض کنم که رابطه این دو را نفهمیدم.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۶ قֽظֽ | Reply
پویا :
با سلام خدمت مهندس عبدی عزیز
اولا خواهش میکنم سعی کنید معیار مشخص تری را برای تمایز شعارهای گرایشی از دروغ گویی و مردم فریبی بیابید و ضمن یادداشتی آنرا تبیین کنید. وگرنه قبلا هرچه راجع به علل بی اعتباری شعارهای انتخاباتی در ایران گفتید بر باد میرود و ضمنا من بعد هرکه هرچه دلش خواست میگوید و میگوید از آقای عبدی یاد گرفتم;شعار گرایشی دادم !!
دوما مطرح نکردن کاندیدای اصلاح طلب رادیکال برای طرح شعارهای گرایشی رادیکال صرفا به دلیل رودررو نکردنش با نظام دلیل خوبی نیست چون همین الان هم با نظام رو در رو هستند مگر اینکه از این بترسید که کلا کله پا و افقی شوند. و نگه داشتن چنین مهره ای برای زمانی که توازن قوا ایجاد شد لازم است.
سوما آیا رایزنی هایی از طرف شما و آقای کروبی با میر حسین برای توافق نهایی بر اساس یک نظرسنجی معتبر - که طبعا شما در آن نقش اساس خواهید داشت - انجام گرفته؟ و طرحی را برای آن دارید؟
چهارم هم گفته بودید نتیجه انتخابات هرچه باشد مهم این است که اصلاح طلبان با همدیگر آشتی کنند. میخواستم بپرسم انشا الله کی شاهد دیدار شما و خاتمی هستیم و عکس های روبوسی شما ها را خواهیم دید؟ انتظار داریم این آشتی را از خودتان شروع کنید...
با سپاس فراوان
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
1- کاملا موافقم که معیار دقیقی در این رابطه وجود ندارد و اصولا هر چه بگوییم راه برای سوء برداشت وجود دارد نمونه اش هم دو کامنت قبل و موضوع دروغگویی است . من در این یادداشت مصداق تعیین نکرده ام نگاهی کلی را گفته ام اما در باره مصداق باید بر حسب مورد قضاوت کرد.
2-در این مورد من نظرم را گفتم اما اگر چنان نامزدی وارد میدان شود حتما از شعارهایش حمایت خواهم کرد. در مورد آقای خاتمی هم چون نفس ورود را غیر محتمل می دانستم مخالفت می کردم اما اگر امکان حضور بود که اشکالی نداشت خیلی هم خوب بود.
3-رایزنی خاصی تا کنون صورت نگرفته است اما من تقریبا اعتقاد دارم که در صورت ضرورت منطقی به چنین امری شاهد وقوع آن خواهیم بود اما نگرانی من این است که این مساله بدون ضرورت منطقی و صرفا بر اثر فشار سیاسی رخ دهد و نتیجه آن هم برای جامعه منفی شود.
4-بنده در سطحی نیستم که دیدارم با ایشان منشاء خیر یا ضرورتی باشد.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۹ قֽظֽ | Reply
شعار انتخاباتی :
فساد اخلاقی و تربیتی در جامعه نگران کننده است
رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی گفت: فساد اخلاقی و تربیتی در جامعه نگران کننده است و انحرافات فرهنگی زیادی را در پی داشته است.
به گزارش ايلنا، محمد تقي مصباحیزدی در دیدار معاون تهذیب و امور فرهنگی حوزه علمیه و هیأت همراه با اشاره به جایگاه و نقش حوزههای علوم دینی، گفت: روحانیت باید جایگاه و شأن خود را در نظام اسلامی بشناسد و در جهت تثبیت آن تلاش کند.
وي تحصیل و تبلیغ دین را از وظایف حوزویان دانسته و بیان داشت: طلاب باید رفتار و کردار علمای صالح گذشته را مورد توجه قرار داده و آنان را الگوی خود قرار دهند.
آیا این بهترین شعار انتخاباتی مبنی بر تحریم انتخابات فرمایشی در نظامی که جایگاه انتخابات را مورد خدشه قرار داده ، نیست؟
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۴۱ قֽظֽ | Reply
مارگزیده :
یادمه که فرمانده سپاه ، در زمان آقای خاتمی گفت و روزنامه ها همان زمان نوشتند که ما به واسطه اقای خاتمی چوب در لانه ی مار کردیم تا آنها بیرون بیایند ، و ما آماده، بیرون از لانه ی آنها ، آنها را سرکوب کنیم .....
و دیدیم که ایشان راست قامت این شعار را عملی کردند
و آقای خاتمی را هم دیدیم که کج قامت با سکوت ، رضایت خود را در سرکوب سپاه نشان دادند
حالا
باز هم با دادن این شعارهای گرایشی و قلقلک مردم میخواهید به سپاه آدرس داده و بگویید چه کسانی اینگونه گرایشات را دارند؟ تا آنها هم آنها را شناسایی و بعد از انتخابات سرکوب کنند؟ و باز هم از مغز جوانان برای این رژیم عمر بخرند؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قرار نیست که این شعارها را دیگران بدهند بلکه نامزدها باید سر دهند. بعلاوه مگر کسی خواهان پوشاندن گرایش خود است که این شعارها می خواهد آنان را از لانه بیرون بکشد؟
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۵۹ قֽظֽ | Reply
:
بله
روز روشن، چشم در چشم خبرنگاران دوخت و در توجیه رد نظر طرفداران تشکیل یک کانون نظارت بر رای مردم گفت:
«تشکیل و ایجاد این کمیتهها خلاف قانون است و شورای نگهبان در طول 30 سال اخیر نشان داده که بیطرف بوده و همه اسناد و مدارک نشاندهنده این موضوع است. هیچ نیازی برای ابراز نگرانی در اینگونه موارد وجود ندارد و شورای نگهبان با رعایت بیطرفی وظایف خود را انجام میدهد. شورا هیچگونه پیشداوری نسبت به هیچکس نداشته و ندارد. اصل اساسی در وظایف شورای نگهبان رعایت بیطرفی و اخلاق انتخاباتی است. »
کمتر ایرانی است که نداند، آنچه سخنگوی شورای نگهبان گفته نه تنها ...... است.
سخنگوی راستگوی شورای نگبهان در ادامه مصاحبه خود گفت که 46 میلیون و دویست هزار نفر واجد شرایط رای دادن هستند. 30 اردیبهشت اسامی رسمی کاندیداهای تائید صلاحیت شده اعلام میشود.
یکی نیست به این آقایان بگوید اگر این ادعای شما درست است ، با توجه به اینکه آن را که حساب پاک است ، از محاسبه چه باک است ، چرا اینقدر ترس از کمیته ی حقبقت یاب
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شورای نگهبان اگر پاسخ یادداشت مرا در روزنامه مشارکت مبنی بر اثبات رویداد تقلب در انتخابات استان لرستان در خرداد 76 داد بقیه ادعایش را یکجا می پذیریم. بعلاوه اگر مشکلی نیست چرا ازتشکیل این کمیته برافروخته اند؟
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۳۷ قֽظֽ | Reply
علي :
جناب آقاي عبدي سلام اشاره نمودديد كه نامزدهاي انتخاباتي به شعارهائي كه ميدهند اگر هم نتوانند عمل كنند مسله اي نيست همان كه به آن شعار اعتقاد داشته باشند مهم است اگر اينطور باشد پس چه ايرادي به رياست محترم جمهور آقاي احمدي نزاد ميتوان گرفت كه در زمان انتخابات نهم شعارهاي آنچناني دادند واعلام نمودند كه پول نفت را بر سر سفره هاي مردم خواهند آورد يا اينكه يك دولت نبايد فكرش را به وضع ظاهري جوانان و موي سر آنها بدهد و بعداز انتخابات وپيروزي وضع جور ديگر شد لابد ايشان نيز به آن شعارها اعتقاد داشته ولي خارج از حيطه اشان بوده به نظر بنده اگر كسي شعار ميدهد بايد در جهت انجام آن حتما اقدام نمايد حال اگر نتيجه نداد مردم خود تشخيص ميدهند مسله مهم اين است فرد براي عملي كردن شعارش اقدام وبراي پرداخت هزينه آن حاضر باشدحتي براي آن نيز هزينه پرداخت آقاي نمايد آقاي كروبي اعلام كرده اند با حكم حكومتي نمي توان مملكت را اداره كرد در مجلس ششم ايشان لايحه اي را از دستور كار مجلس خارج كرد كه نمايندگان اين ملت در پي تصويب آن بودن يادم نرفته سخنراني غراي ايشان در مجلس ششم در حمايت از اقدامشان وطرفداري از حكم حكومتي ايشان كاري كردند كه نتيجه اش بسته شدن فله اي روزنامه ودستگيري بسياري از فعالان سياسي ومطبوعات شد چه تضميني وجود دارد ايشان دوباره به تشخيص خودشان حكم حكومتي ديگري را به نفع ملت تشخيص داده وآن را قبول كند در حالي كه شايد به ضرر ملت باشد.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اول این که بسته شدن مطبوعات پیش از این رویداد بود و نه پس لز آن. دوم این که من کجا جملات اولی را که شما نقل کرده اید گفته ام؟ بعلاوه با نکته مورد نظر شما هم موافقم که باید کار خودش را انجام دهد مردم قضاوت کنند. دیگر این که اگر از نوشته من چنین برداشت کرده اید که شعارهای داده شده رییس دولت فعلی هم قابل فهم است در این صورت یا من خیلی بی ربط و نادقیق نوشته ام یا جنابعالی بی دقتی در استنباط کرده اید. در باره حکو حکومتی هم بفرمائید چه کسی آن را رد کرد و نپذیرفت که اکنون از او چنین درخواستی را می کنیم . مثلا اگر آقای موسوی یا خاتمی صریحا این مورد را رد کردند من هم با شما هم عقیده می شوم.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۳۹ قֽظֽ | Reply
همایون :
من از حمایت زودهنگام و حتی شتابزده برخی احزاب اصلاح طلب از موسوی خوشحال نیستم. موسوی این قابلیت را داشت که بخش هایی از حاکمیت از او حمایت کنند اما پس از کاندیداتوری نام و نشان دار وی از سوی اصلاح طلبان؛ احتمال ذکر شده نزدیک به صفر است. در مقابل فکر نمی کنم که موسوی فردی باشد که از این نظر به آن احزاب احساس دین کند و خود را ملزم بداند. اگر در عمل دولت موسوی رفتاری برخلاف مشی اصلاح طلبان ( دست کم بخش موسوم به پیشروی آنها) اتخاذ کند؛ آنها که امروز تمام قد پشتیبان موسوی هستند؛ فردا چه پاسخی خواهند داشت؟ من با تشکیل دولت موسوی مخالف نیستم اما ترجیح من این بود که ایشان به عنوان کاندید مشترک دو جناح در صحنه بود؛ نه کاندید اختصاصی اصلاح طلبان.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۲۰ قֽظֽ | Reply
جاويد :
چند وقت پيش در يك كامنت براي شما نوشتم كه پارامتر اصلي تعيين كننده در انتخابات دهم ، راي خاموشها هستند.كه آمدن آنها به صحنه و نيامدنشان ، نتيجه انتخابات را تغيير مي دهد.و در نتيجه وقتي اين مهمترين پارامتر است ،بنابراين بايد بيشترين هزينه براي به پاي صندوق كشيدن آنها كرد.
متاسفانه براي كسي مثل من كه در بين جامعه هستم و يكي مثل بقيه ، نه مثل شماها كه هر روز در اجتماعي و كنفرانسي و يا ... و بالطبع كساني اطراف شما هستند كه نمي توانند ، نماد عام جامعه باشند، مي بينم كه لااقل تا اين لحظه ، حضور كروبي و موسوي نتوانسته است كه آن موج لازم را بوجود آورد و راي خاموشها را مجاب به راي دادن كند.
درست است كه جنابعالي راي آوري را اهداف بعدي خود مي دانيد ، ولي واقعا وقتي افراد جذب به انتخابات نمي شوند ، شما قرار است كه چه كساني را ورزيده سياسي كنيد؟
قرار است كنش سياسي را در بين چه كساني نهادينه كنيد؟
آيا از خلال كانديداي راي آور و موجد موج به اين اهداف بيشتر دسترسي نبود؟
البته بنده اميدوارم كه لااقل در اين فرصت باقيمانده كانديداهاي محترم به پارامتر اصلي تعيين كننده نتيجه انتخابات بيشتر توجه كنند و بتوانند انجام دهند آن كاري را كه بايد انجام دهند.
ولي تااين لحظه از نظر بنده كارنامه ايشان قابل قبول نيست.البته تا حدي هم مي توان گفت خصوصيات ذاتي كانديداها و همچنين عملكرد و سابقه آنها ، خيلي به اين امر كمك نمي كند و آنها به ذاته كانديداهاي جذابي نيستند.(لااقل براي قشر جوان)
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب اگر چنین نامزدی قادر به این کار بود چرا ادامه نداد؟ در هر حال در انتخابات افراد زیادی فعال می شوند. اما چه باید کرد با همین مقدورات باید ساخت و آنها را بسط داد.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۱۷ قֽظֽ | Reply
حسین :
سلام جناب عبدی،
به نظر من که یک مخاطب فعال در این انتخابات هستم جناب آقای موسوی با وجود داشتن شعارهای خوب و برخورداری حمایت نسبی بیشتر بدنه اجتماعی(در مقایسه با آقای کروبی)، به لحاظ برنامه ریزی شعارهای انتخاباتی در موقعیت ضعیف تری قرار می گیرند و بدنه نخبه تکنوکرات و برنامه ریز در مورد ایشان تردیدهایی دارد که قابل فهم است؛ به عبارتی مدیران برجسته گذشته نمی دانند که برنامه های اجرایی ایشان و چیدمان گروه مدیریتی ایشان چگونه خواهد بود.
حال از شما به عنوان یک صاحبنظر می پرسم که تا چه حد امکان دارد که این پتانسیل های دوگانه در یکی از کاندیداها مجتمع شود.(کاری ندارم که ائتلاف بشود یا نشود.) آیا هر یک موسوی می تواند اعتماد بعض نیروهای برجسته مدیریتی را جذب کند، یا آیا کروبی می تواند ارتباط بیشتری با بدنه اجتماعی تحول خواه برقرار کند؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این پتانسیل را آقای موسوی دارد اما من تردید دارم که بتواند آن را بالفعل کند باید منتظر روزهای آینده بود هیچ چیز قابل پیش بینی نیست البته اگر جریان سلبی علیه دولت فعلی شکل جدی تری بگیرد باز هم چنین تحولی را شاهد خواهیم بود.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۴۵ قֽظֽ | Reply
حبیب ت :
با سلام !
جامعه ما د ر اثر آسیب های مرئی و نامرئی از اعتیاد گرفته تا تن فروشی، افسردگی عمومی فقدان امکانات ازدواج و کلاً معاشرت جنسی سالم و... این آسیب ها چنان هزینه های بلند مدت، دیر پا و جبران نشده عظیمی را به خود تحمیل میکند که که حد و اندازه گیری آنرا تخمین نمیتوان زاد ولی میتوان گفت عظیم و جبران ناپذیر است . گشت های باصطلاح امنیت اجتماعی جز تحقیر کردن کلیت جامعه ، صغیر انگاری مردم، سرکوب بروز عصیانهای عادی و بهنجار و هنجار شکنی طبیعی جوانان و... کاری و اثری ندارند. این گشت ها را مردم نمیخواهد! این گشتها وظیفه اشان برقراری امنیت نیست بلکه ایجاد سلطه ترس مدام در جامعه است که خود این ترس مادر همه این آسیب هاست. این پروژه دنبال ذلیل سازی مردم و بخصوص جوانان را در پی دارد و نه ایجاد امنیت برای آنان! آری ممکن است رئیس جمهور آینده این اقتدار قانونی را نداشته باشد تا این وضع امنیت سوز را از خیابانها جمع کند ولی بی تردید با کمک خودمردم و فعال و میدان دادن به عکس العمل اجتماعی اشان ، قطعاً و قطعاً این گشت ها خود به خانه هایشان خواهند رفت. مضافاً اینکه جمع تعداد آرا این دو کاندیدای ریاست جمهوری بیان فریاد آن تعداد از مردمی است که آن مطالبات را که آنها مطرح کرده اند ، میخواهند از جمله برچیدن این گشت ها. لذا: به این« معنا» شعار آقای کروبی از ادعای آقای موسوی دایر بر برداشتن دستوری این گشتها با حکم دولتی درست تر است. خود مردم هستند که باید این گشت هارا به خانه هایشان بفرستند.
و اما جناب عبدی!
نسخه نویسی برای درمان همه دردها آسان نیست ولی اندیشیدن به راه حل ها خوب و جسارت در طرح راه حل های رادیکال خوب است . من برای اعتیاد و علاج میلیونها معتاد که در برنامه های انتخاباتی از قلم افتاده پیشنهاد میکنم:
دولت بودجه سنگینی بگذارد و اعلام کند که اولاً همه برای مشاغل چه دولتی و خدماتی و... و باید آزمایش شوند . اعلام شود هر معتادی که خود را معرفی کند رایگان درمان میشود و اگر بیکار است کار به او داده میشود و یا حقوق بیکاری و اگر کار دارد یک کمک پسا درمانی. و همزمان عرضه مواد مخدر را آزاد کند و اجازه دهد تا داروخانه ها بفروشند.
نمی دانم این مسئله چقدر ارزش طرح در مبارزه انتخاباتب دارد و فکر کردم و نوشتم
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
باید نظر متخصصین امر مبارزه اعتیاد را هم گرفت.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۰۰ قֽظֽ | Reply
الیاس پهلوان :
سلام
با این روش پاسخ به کامنت ها مخالفم. حداقل این پاسخ را در سایت طرف هم قراردهید.
راجع به آقای موسوی و رقابت با آقای کروبی چیزی برایم ننوشتید.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
یعنی پاسخ خود را برای درج در سایتهای دیگران قرار دهم؟ در باره این دو هم به نوشتورود به انتخابات از کدام منظر رجوع کنید .
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۴۹ قֽظֽ | Reply
رهام :
جناب آقای عبدی،
ابهاماتی در مورد طرح اقای کروبی برای واگذاری سهام شرکتهای گاز و پالایش و پخش به مردم دارم، سپاسگزار می شود اگر منبع یا لینکی برای رفع این ابهامات می شناسید به من معرفی کنید:
1. به نظر می رسد در این طرح کماکان اختیار اکتشاف و استخراج نفت در دست دولت است، برداشت من صحیح است؟ اگر بله، چرا به سراغ واگذاری این اختیارات به شرکت جدید و التاسیس و اخذ بهره مالکانه از آن نرویم؟
{عبدی: بله درست است. این گام اول است که هیچ منع قانونی ندارد. اگر انجام شود برای گامهای بعدی هم می توان کاری کرد}
2. چرا باید سهام غیرقابل فروش و انتقال باشند، چرا نباید به مردم اجازه داد که اگر دلشان خواست سهامشان را بفروشند؟
{ عبدی: برای این که فوری این سهام جمع آوری می شود و در اختیار عده خاصی قرار می گیرد و چنین امری ماهیت قضیه را تغییر می دهد}
3. آیا واگذاری سهام یک بار و در یک مقطع زمانی بین افراد بالای 18 سال در آن مقطع انجام می شود و مالکیت آن بعدها از طریق ارث و ... منتقل می شود؟ یا به طور مداوم بالای 18 ساله ها سهم خواهد گرفت؟
{عبدی: قاعداتا بر اساس فلسفه موجود همه افراد در آینده هم واجد این حق بایند باشند.
4. در طرح گفته شده است که به مرور زمان مردم می توانند با انتخاب مدیران، اختیار اداره این شرکت را به دست بگیرند. بدون وجود سهامداران عمده و مثلاً با قریب به 50 میلیون سهامدار جزء که غیر متمرکز و سازمان نایافته هستند، این کار تقریباً بعید است. در دراز مدت شاید سمت مدیریت سان شرکت کم اهمیت تر از نمایندگی مجلس یا وزارت (شاید هم ریاست جمهوری) نباشد. تنها ساز و کار انتخاب مدیران این شرکت توسط 50 میلیون سهامدار جزِء با ارزش رآی مساوی به نظر می رسد باید چیزی شبیه انتخابات باشد. خب چرا پس نگوییم که مثلاً رییس جمهور رییس هیات مدیره این شرکت باشد و مثلاً وزیر انرژی (با ادغام وزارتخانه های نفت و نیرو)، رییس کمیسیون انرژی مجلس، و... اعضای هیأت مدیره آن؟ (همه این افراد به نوعی منخت همان 50 میلیون سهامدار جزِء هستند).
{عبدی: برای این که باید جدا از دولت باشد اما این طرح ابتدا باید در سطح کلیات باشد و پس از پذیرش عمومی جزئیات آن هم تعیین گردد مثل نحوه بحث در باره لوایح دولتی در مجلس}
آیا نوشته یا طرحی جزیی تر و مفصل تر از نامه ای که آقای کروبی در این زمینه خطاب به ملت نوشته اند وجود دارد؟
{عبدی: جزیی تر آن در طرح آقای دکتر نیلی وجود دارد که در گوگل سرچ کنید در سایت رستاک هم هست}
ناگفته نماند که بنده تمام مطالب شما، آقای دکتر نیلی، حتی آقای دکتر باقر زاده در سایت ایران امروز و سایر دوستان را در حد توان در چند سال اخیر درباره موضوع دنبال کرده ام، ابهامات هنوز پابرجاست.
{ عبدی: علت ابهام این است که هیچ کس نمی تواند وارد جزییات شود قبل از آن که کلیت موضوع پذیرفتنی گردد }
با تشکر
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پاسخها در داخل کامنت است.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۲۶ قֽظֽ | Reply
ارجمند :
سلام
فكر ميكنم اقاي عبدي شما يك جنبه نتايج مطرح شدن شعار گرايشي را مدنظر داريد . و اين به نظر نميرسد كافي باشد و البته كساني در اين بين كه نه از حزب خبري است و نه حساب براحتي سواستفاده خواهند كرد . و از همه مهمتر سر خوردگي اجتماع از عملي نشدن چنين شعارهايي ايا تبعات منفي به دنبال نخواهد داشت؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بله این مشکل هست.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۰۸ بֽظֽ | Reply
انرژي هسته اي حق مسلم ماست :
با سلام
خوب يكي نيست بگه شما قبلا هم از اين شعارها زياد دادين وجالبه كه ديگه بعضيشون رو بگونه اي مجاز نيستين بدين وهمينه كه خاتمي نميتونه تشريف فرما شوند!
اقاي عبدي خلاصه ما نفهميديم كروبي شعاراش جامع تره يا موسوي حالا كه ما بيخيال خاتمي شديم ودفعه قبل هم راي نداديم
يا نكنه اين دوتا فقط ميخوان شعار بدن احمدي نژاد رييس جمهور بشه ودور بعد لاريجاني البته اگه دور بعدي دركار باشه
اقا شعار هرچي ميتونين بدين حقيقت واسه ما خرجي نداره شما اونقدر شعار بدين كه جا داره مطمئن باشين ملت هم دلشون پر از ارزوهاي دور ودرازه وتا جايي كه شايد بعضيها حتي شعاراي شما كفاف اونارو نده
ايكاش شما ضمن اين شعارايي كه ميدين يه شعار درست درمون بنام(يا اشتغال يا تامين بيكاري از سوي دولت )ميدادين واز لطف اين شعار راي مياوردين ولااقل اين دولت دوباره نمياومد همين شعارارو نميداد وبرعكسش عمل نميكرد
اما چه كنيم كه اصلاحطلبان همونجوري كه حريفان خيمه شب بازيشون ميگن فقط شعار ميدن واونا مثل اينكه فقط در راه اجراي مردم سواري شعار مردم سالاري دادند
وهمچنين در راه اجراي پروژه عظيم گدا پروري ويتيم نوازي شعاراحياي كرامت انساني وحقوق شهروندي دادند
معذرت ميخوام اقاي عبدي منظورم به شخص حقيقي ومحترم شما نيست :اونقدر شعار بدين كه شعار دونيتون پر شه
مهم اينه كه فعلا انرژي فسيلي وهسته اي و...حق مسلم اوناست نه شما
شما اينهمه شعار ميدين احمدي نژاد خيلي راحت اخرش مياد ميگه: مگه مشكل مردم ما الان ايناست؟!
ميگه اينا اخه اصلا چيزيه؟!
ميگه بخشي از عدالت ومهرو نهادينه كرديم وتا ثمرش رو ببينيم يه 1سال الي 2سال كار بايد ادامه پيدا كنه
وما كه ميترسيم يتيم تر بشيم وعدالت كاملا نصيب ما نشه شما رو در اعماق شعاراتون رها ميكنيم وبه سرچشمه زلال شعار ميچسبيم واز فاز دو وسه كه شما ها باشين عبور ميكنيم وخود را به منبع عظيم شعار وصل ميكنيم
تا ميتوني شعار بده عقيده بده طرح بده نامه به شوراي نگهبان بنويس گشت ارشادو جمع كن
شما اول برنده شو بعدا هر كار خواستي بكن ما اصلا شعار شما رو نميخواهيم
مي بايد ازدام اوهام خود را برهانيم گر بر ان سريم كه همه چيزي را دريابيم
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جوابی نمی توان داد.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۰۳ بֽظֽ | Reply
پ -ص :
اگر شعار های انتخاباتی را تقسیم بندی کنیم اندسته از شعار ها که در حوزه اختیارات شخصیت حقوقی رئیس جمهور قرار دارند مطالبات نقد و قابل وصولند که در صورت اجرایی نشدن شخصیت حقیقی زیر سوال میرود دسته دوم شعارهایی هستند که در حوزه اختیاراتش نیستند و مطالبات نسیه و عیرقابل وصول یا مشکوک الوصولند که در شناسایی باور ها و تفکر سیاسی اجتماعی شخصیت حقیقی مفیدند و در طول دوران مسئولیت و موضع گیری هایی که صورت میگیرد صداقت او نمایان میشود اما بقول شما دسته ای از این شعار های نسیه میتواند به حساب مطالبات معوقه مردم ریخته شود که دو اثر خواهد داشت یا نا امیدی در دریافت ان بدلایلی که کاملا روشن و ملموسند منجر به سر خوردگی میشود ویا با استمرار در درخواست ان که بستگی بشرایطی ممکن است تبدیل به الویت های بالا و هدف نهایی زمینه حرکت های اجتماعی شوند که مقاومت در برابر ان ممکن نباشد بهرحال با انتخاب راهکار انتخابات و شعارهایی که برای جمع اوری ا را خواسته یا ناخواسته باین حساب ها ریخته میشوند میتوان امیدواربود این البته کلام درستی است اما اجماع نخبگان هم یکی از شروط لازم است شروط کافی اش بماند برای بعد هاا
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۵۱ بֽظֽ | Reply
Mehdi :
آقای عبدی سلام.
به نظر من بزرگترین مشکل ما متن قانون اساسی است که سراسر ابهام و تناقض است!! در میان این ابهامات وتناقضات مهم تر از همه بحث ولایت فقیه آن هم از نوع "مطلقه" آن است!!!! می دانم حرفی در باب این مقوله نمی توانید بزنید.
آیا با وجود چنین محدودیت گسترده ای میتوان از اصلاحات و عملی شدن شعارهای مختلف سخن گفت؟!!!!!!
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
یک نوشته ای در این زمینه دارم که بزودی تقدیم می کنم.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۲۹ بֽظֽ | Reply
Amir :
مهدی کروبی خواستار تغییر قانون اساسی ایران شد.
آقای عبدي، بلاخره يک خبر بدرد خور و مطابق ميل مردم از زبان يک کانديدا (آقای کروبي) شنيديم:
BBC مهدی کروبی خواستار تغییر قانون اساسی ایران شد.
مهدی کروبی، رییس حزب اعتماد ملی و داوطلب نامزدی انتخابات ریاست جمهوری آتی ایران با انتشار بیانیه ای خواستار تغییر قانون اساسی ایران شده است.
روزنامه اعتماد ملی در شماره روز دوشنبه ۲۴ فروردین (۱۳ آوریل) نوشته است که آقای کروبی از جمله خواستار افزایش اختیارات شوراهای استانی، تغییر در اصل ۴۴ قانون اساسی و لغو انحصار رسانهای دولت شده است.
در بیانیه آقای کروبی اعلام شده که احیای حاکمیت قانون و حقوق شهروندی گام اول در تحقق شعارهایش است و او بر حذف نظارت استصوابی تأکید دارد.
او گفته ادامه روند نظارت استصوابی را برای "بقای انقلاب و نظام اسلامی" بسیار خطرناک میداند.
آقای کروبی همچنین گفته "دسترسی آزاد به اطلاعات و آزادی بیان نیز جزء لازم و لاینفک این حقوق" است و با توجه به افزایش "بی قانونی ها" از سوی حکومت، مردم باید بتوانند با اقتدار خود مانع از خودسریهای حکومتکنندگان شوند.
باید شرایط رقابتی را برای رسانههای دیداری، شنیداری و مکتوب فراهم کرد تا انحصار موجود حکومت شکسته شود.
بیانیه آقای کروبی حکایت از آن دارد که حقوق سیاسی فقط محدود به انتخاب شدن نیست و در جهت بسط حقوق سیاسی مردم و آزادی بیان "باید شرایط رقابتی را برای رسانههای دیداری، شنیداری و مکتوب فراهم کرد" تا انحصار موجود حکومت شکسته شود.
انحصار حکومت بر رسانه ها، به گفته آقای کروبی یکی از خطرناکترین عواملی است که ثبات سیاسی ایران را در بلندمدت و در مواقع بحرانی تهدید میکند.
حقوق اقوام و گروههای مختلف زبانی و مذهبی ایران هم موضوع بخش دیگری از این بیانیه است. بیانیه با انتقاد از عدم اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی می افزاید "وحدت ملی از طریق یکسانسازی محقق نمیشود، بلکه از طریق پذیرش و احترام به تفاوتها در ذیل اشتراکات ملی صورت میگیرد بنابراین اصول معطل مانده قانون اساسی" اجرا خواهند شد.
بخش دیگری از سیاستهای راهبردی آقای کروبی در خصوص حذف گزینش و سهمیهبندی های جنسیتی و "۴۰ درصدی" در ورود به دانشگاهها بوده است و در بیانیه صراحتا اشاره شده که "برچیدن ترس و هراس از حراستها" در برنامه های این نامزد انتخابات است.
در بیانیه همچنین به مخالفت "موثر" با رفتارهای غیرقانونی در مراحل اولیه دادرسی در بازداشتگاه ها اشاره شده و تاکید شده که منع دخالت در زندگی شخصی مردم، بیش از گذشته مورد اهتمام خواهد بود.
آقای کروبی همچنین گفته نگاه جاری به محدود کردن دسترسی آزاد به اطلاعات از طریق اینترنت و محدود کردن شرایط استفاده از آن از طریق اعمال محدودیت در سرعت و پهنای باند اینترنت و انحصار در عرضه و در نتیجه افزایش قیمت آن، مقاومت بیهوده و ضررآفرینی است که در دولت او نقشی نخواهد داشت.
ممیزی کتاب توسط دستگاه حکومتی هم مورد انتقاد تند قرار گرفته و گفته شده که "دستورالعملهای فراقانونی برای مطبوعات....باید لغو و متوقف شود".
آقای کروبی گفته از تشکیل انجمنهای گارگری و صنفی متکثر حمایت می کند و ادامه داده که باید حق مردم را با انتقال تصمیمسازی به آنها از طریق کوچک کردن دولت رعایت کرد.
یک نگرانی منتقدان داخلی حکومت ایران این است که در صورت عدم تغییر از درون، هزینه های احتمالی "تغییر از بیرون" برای کشور بسیار سنگین خواهد بود.
او گفته بخشی از این اصلاحات حقوقی را میتوان از طریق مجاری عادی مثل مجلس و دولت انجام داد اما بخشی نیز باید از طریق اصلاح قانون اساسی - برای رفع نارساییهای آن - انجام شود.
همگامی با خواسته های مردم
هر چند که بسیاری از خواسته های آقای کروبی از جمله مخالفت با نظارت استصوابی، جلوگیری از رفتارهای غیر قانونی در بازداشتگاهها و لغو انحصار رسانه ای دولت خواسته اقشار مختلفی از مردم نیز هست، معلوم نیست که وی در صورت انتخاب شدن به عنوان رییس جمهور قادر به اجرای آنها باشد.
گروهی از صاحب نظران معتقدند آنچه که "بن بست" سیاسی ایران تعبیر شده، ناشی از ماهیت قانون اساسی این کشور است و بدون تحول جدی در این قانون نمی توان به بسط اصلاحات سیاسی منظم خوشبین بود.
با این حال، برنامه های آقای کروبی حکایت از آن دارد که حد اقل در داخل چهارچوب فعلی نظام نیز صداها برای تغییر همگی خاموش نشده اند. یک نگرانی منتقدان داخلی حکومت ایران این بوده است که در صورت عدم تغییر از درون، هزینه های احتمالی "تغییر از بیرون" برای کشور بسیار سنگین خواهد بود.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۴۸ بֽظֽ | Reply
محمودموسايي :
اندر ضرورت حمايت ازشيخ اصلاحات مهدي كروبي
کشور ملك مردم است و در يك حاکمیتی دموكراتيك با داشتن حق و مشروعیت مالکیت ، حق حاكميت و مدیریت نیز دارند. مملکت ملك مشاع است .هيچ امتياز و حق ویژه ای براي هيچ یک از افراد، گروه ، قشر، طبقه ، قوم، قبيله و پيروان يك مذهب وجود نخواهد داشت. همه ساکنان کشور با حقوق برابرمالكان اين ملك مشاع هستند وحاكميت اراده ملي ساكنان این سرزمين است. نظام سياسي بر آمده ازاین اراده ملي، به طور معمول در حكومتهاي امروزي، در قالب دولتهاي قانوني و بر مبناي قانون تجسم پيدا ميكند. اراده ملي در يك ميثاق ملي به نام قانون اساسي شفاف و قابل رویت است واین ميثاق ملي محصول توافق جمعي و ملي تمامی مردم يك سرزمين است كه بعد از نظر خواهی عمومی به عنوان متن مرجع ثبت مي شود و مبناي تعاملات و حتی دگرگونی ها سياسي ملي قرار ميگيرد . در صورتي يك قانون اساسي ( قوانین اساسی نیز بنا به شرایط خاص قابل تغییر و تفسیر می باشند ) دموكراتيك خواهد بود كه همچنان اصول بنيادين یعنی حق حاكميت مردم ، حق آزادي بیان و اندیشه و حق « برابري حقوقی» را به عنوان اصل پايه دموكراسي سياسي به رسميت بشناسد و حقوق ویژه ای را برای شخص ، گروه و یا طبقه ای قائل نباشد. دولت هائی که در چارچوب این قوانین اساسی بوجود می آیند در اجرا و احترام به مفاد مندرج در آن موظف خواهند بود.
ممانعت از مشاركت عمومی در نظام تصمیم گیری مشروعیت نظام را زیر علامت سئوال خواهد برد.
قبل ازورود به موضوع اصلي نوشتار لازم مي دانم ابتدا مروري كوتاه بر حوادث رخ داده در حوزه انتخابات كشور درچندماه اخير داشته باشم وسپس به دلايل وضروريات حمايت از مهدي كروبي اشاره كنم.
بدون ترديد انتخابات رياست جمهوري آينده يكي ازحساس ترين انتخابات كشور است ونتيجه آن تاثير فرواني بر ادامه حيات كشور خواهد داشت از اين جهت بي تفاوتي نسبت به انتخابت آتي بويژه از جانب اصلاح طلبان كه در صورت بي تفاوت بودن سرنوشت كشور رابراي چهارسال ديگر به احمدي نژاد واگذار مي كند غيرقابل قبول است.مهدي كروبي پس ازشكست درانتخابات گذشته رياست جمهوري به دلايلي مبهم ازجمله عدم سلامت آن انتخابات عزم خود را جزم كرده است تا با قدرت تمام در انتخابات رياست جمهوري دهم بعنوان رقيبي جدي براي احمدي نژاد شركت كند وبعنوان اولين كانديد اصلاحات حضور مستحكم خود را اعلام كرد.اما بدنبال او سيدمحمدخاتمي پس ازماه ها سناريو آمدن ونيامدن سرانجام اعلام كرد در انتخابات حضور خواهد داشت اما متاسفانه اين حضور يك ماه بيشتر به طول نينجاميد واو به دلايلي نامعلوم به يك باره انصراف خود را ازكانديداتوري اعلام كرد ودليل انصراف خودرا مصلحت اصلاحات ناميد كه البته اين گونه نيست چراكه ورود ميرحسين موسوي به صحنه انتخابات پس ازبيست سال كناره گيري ازسياست وبدنبال آن ،جمله تشنج زاي خاتمي (يامن يا ميرحسين)*وپشت پرده هاي سياسي همه حكايت از اين دارد كه انصراف خاتمي ناشي از دخيل بودن دست هاي پنهان وهمراه نوعي قهر از ميرحسين بوده است والبته خاتمي با اعلام (يامن ياميرحسين) اشتباهي بزرگ مرتكب شد كه عواقب آن سرنوشت اصلاحات را دگرگون خواهد كرد.اينجانب بعنوان يكي ازحاميان سيد محمد خاتمي پس از انصراف وي والبته بيشتر پس از جمله (يامن يا مير حسين )با بررسي عملكرد وشعارهاي كانديدهاي اصلح طلب كروبي را از هر جهت شايسته حمايت ديدم وتمام توان خود را براي كمك وحمايت از او بكار خواهم گرفت.در زير به برخي دلايل وضرورت حمايت از شيخ اصلاحات مهدي كروبي اشاره مي كنم با اين اميد كه دوستان اصلاح طلب با درايت وبررسي كامل كانديد اصلح وشايسته تر والبته اصلاح طلب به معناي واقعي كلمه را انتخاب وحمايت كنند وعزيزان با درنظر گرفتن اوضاع كنوني كشور حتما درانتخابات شركت كنند چراكه عدم شركت درانتخابات يعني كمك به انتخاب مجدد احمدي نژاد.
اما دلايل حمايت از مهدي كروبي
1-جنس شعارهاي كروبي:شعارهاي انتخاباتي كروبي شعارهايي اصلاح طلبانه هستند . «تغییر» شعاری است که کروبی قصد دارد برای پیروز شدن در انتخابات از آن بهره ببرد؛ شعاری که چندی پیش باراک اوباما از آن برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا استفاده کرد.البته تغيير درهمه عرصه ها بويژه سياسي واقتصادي. بعنوان مثال ایجاد تغییر در قوه مجریه و استفاده از نیروهای کارشناسی است که توسط دولتهای گذشته کنار گذاشته شدهاند. شعار ديگر مهدي كروبي مردمي كردن درآمدهاي نفت - توزيع عادلانه ثروت ملي
در گام اول اين طرح، سهام شركتهاي گاز و پخش فرآوردههاي نفتي بدون حق انتقال، خريد و فروش مطابق قانون موجود بهطور مساوي ميان همه افراد كشور از 18 سال به بالا توزيع ميگردد. در اين راستا دولت موظف است كه نفت و گاز مصرفي كشور را به قيمت توليدي آن، تحويل اين شركت دهد و شركت مذكور، نفت و گاز را پالايش و در اختيار مردم قرار ميدهد و هر قيمتي كه تعيين كند، طبعا به همان نسبت سود خواهد داشت و سود ناشي از آن ميان سهامداران بهطور مساوي تقسيم ميشود(كه پرداختن به اين مورد خود نيازمند نوشتاري جداگانه است).
راهاندازی دوباره سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور از دیگر طرحهایی است که مهدی کروبی قصد دارد آن را در صور ت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری عملی کند
كروبی معتقد است كه برای برقراری عدالت، دولت جمهوری اسلامی موظف است كه زمینه تحقق اصل ۱۲ قانون اساسی را فراهم آورد.محتواي اين اصل حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب است بر این اساس كروبی معتقد است كه دولت جمهوری اسلامی موظف است با هر آنچه كه به تضعیف وحدت بین مذاهب مختلف اسلامی منجر میشود، مقابله كند و مانع تضییع حقوق پیروان مذاهب مختلف شود.
كروبی معتقد است كه حقوق اقلیتهای دینی باید تأمین شود همانطوری كه در اصل ۱۳ قانون اساسی آمده است.
كروبی وجود اقوام مختلف را در ایران، فرصت میداند، نه تهدید و معتقد است كه بر اساس اصل ۱۹ قانون اساسی، و بر این اساس دولت جمهوری اسلامی باید برای تأمین مساوات مطرح در این اصل برنامهعملی داشته باشد و با هر تفكر و رفتاری كه به این اصل بیاعتقاد یا بیتفاوت است، مقابله كند.
2-موضع گيري هاي شجاعانه به موقع وهوشمندانه مهدي كروبي: ملت ایران هرگز حمایتهای بیشائبه و قاطع كروبی را از حقوق اندیشمندان، فعالان سیاسی و دانشجویان تحت فشار و رد صلاحیتشدگان در انتخاباتهای مختلف با هر گرایش فكری و... فراموش نمیكند. دفاع قاطع كروبی از لقمانیان، دراویش گنابادی و مخالفت قاطع وی از برخورد با آقاجری و دفاع از حقوق شهروندی دكتر سروش و شیرین عبادی و... بر تارك پرونده دولتمردان ایران میدرخشد و تاكنون از جانب هیچیك از مسوولان همتراز وی سابقه نداشته است.كه درزير به چند نمونه از اين موضع گيري ها اشاره مي شود.
سيد حسن فيروز آبادى پس از ديدار با احمدي نژاد واعلام حمايت از او اين جمله را گفت : رياست جمهورى ظرفيت كارى بسيار بالايى دارد و توانمندى و تحرك زيادى مى طلبد و مناسب افراد بازنشسته و خيلى مسن نيست) والبته موضع گيري مهدي كروبي پاسخي كوبنده به او بود . وى خطاب به فيروز آبادى گفت: «آيا ظواهر و بعضى سخنان حضرتعالى مطابق استانداردهاى ضرورى براى احراز يكى از عالى ترين جايگاه هاى نظامى كشور- از جمله بى طرفى در مسائل سياسى و چابكى و تحرك – مى باشد؟
«با خود فكر مى كردم كه اگر اين روند متوقف نشود شكايت از قانون شكنان را نزد جنابعالى بياورم كه امين رهبرى و فرماندهى كل قوا هستيد اما امروز كه شما رياست ستاد نظاميان دخالت كننده در انتخابات را بر عهده گرفته ايد، شكايت به كجا ببرم؟»
موضع گيري مهدي كروبي در برابرجنتي وحمايت هاي او از احمدي نژاد اينگونه بود: اگر جناب آقای جنتی از مقام عضويت در شورای نگهبان استعفا میدادند و در نقش رهبر يک حزب يا جناح سياسی اينگونه از نامزدی خاص تجليل میکردند، نهتنها از مواضع ايشان انتقاد نمیکرديم بلکه از اينکه به رفتاری شفاف دست زدهاند از ايشان تقدير میکرديم. اما اکنون که قصد دارند شورای نگهبان را از نهادی قانونی به حزبی سياسی تغيير دهند، اين حق را برای خود قائل هستيم که از سلامت انتخابات نگران باشيم.
مهدی کروبی در نامهای خطاب به وزیر اطلاعات، از تخریب حسینیه دراویش گنابادی در اصفهان انتقاد کرد. خطاب به اژهای افزوده است: «بهراستی مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ... ما حل شده و فقط این حسینیهها مشکل هستندکروبی در سومین نامه خود آورده است: «دراویش هم که گروهی مسلمان و شیعه هستند، به بهانههای مختلف که نشأت گرفته از تنگ نظری و برخوردهای سلیقهای است، در مقاطع و مکانهای خاص تحت فشار و محدودیتهای پی در پی قرار میگیرند.
3- مواضع وتصميمات وتفكرات كروبي نسبت به دانشگاه :كروبي دانشگاه راعنصر آگاهي بخش حركت هاي سياسي- اجتماعي در كشورمي داند. اودانشجويان را پيشتاز حركت هاي عدالت خواهانه و آزاديبخش در كشور مي داند ومعتقداست: دانشگاه كانون ترقي و پيشگامي است. بايد با عزت به دانشجو و دانشگاه نگاه كرد. نبايد نگاه امنيتي در ارتباط با دانشگاه باشد. امنيت و آزادي بيان و پس از بيان براي دانشجويان فراهم شود. فضای دانشگاه نباید امنیتی باشد و هیچ دانشجویی نباید از تحصیل محروم شود
4- کروبی شرکت در این رقابت انتخاباتی را به عنوان حق شهروندی خود می بیند و نه تکلیف ، و این نکته بسیار مهمی است
5-كروبي نسبت به روابط وتعاملات بين المللي با ديد گفتمان وتعامل نگاه مي كند: اومعتقداست با هر كشوري كه خوي سلطه نداشته باشد و حسن نيت نشان دهد با حفظ احترام متقابل تعامل خواهيم داشت و چنين حركت هايي را مناسب مي دانيد.
وي بارهابه مسوولان كشور توصيه كرده است كه از به كار بردن مطالبي كه ملت ايران بايد هزينه آن را بپردازد خودداري كنند. كروبي با حفظ اصول و منافع ملی و ارزشهای كشور و البته عزتمندانه با برقراری رابطه ایران و آمریکا موافق است.
6- قول وعمل كروبي يكيست: عنصر صداقت مهمترين نياز نظام اجتماعي و اخلاقي است كه آقاي كروبي واجد آن است و معتقدم هيچ گاه آنچه را كه نميتواند انجام دهد به مردم نخواهد گفت و آنچه را ميگويد كه بتواند انجام دهد به تعبيري ديگر قول و عمل كروبي يكي است واو خود گفته است: من هولوکاست را مطرح نمی کنم مدارک را ورق پاره نمی خوانم و همه را علیه خود بسیج نمی کنم.
7- توجه ويژه كروبي به خرد جمعي:كروبي خودرا خدمتگزار این ملت و نظام مي داند وبارها گفته است من به خرد جمعی اهمیت میدهم و اجازه نمیدهم گروهی خاص تفکر و رأی خود را به اجبار به مردم تحمیل کنند.ودرمورد حق مردم معتقداست هیچ حکمی بر حق مردم برتری ندارد.
اين موارد نمونه هاي بود از دلايل وضرورت حمايت از مهدي كروبي در انتخابات رياست جمهوري .لذا پس از خروج محمدخاتمي از گردونه انتخابات وبا توجه به سوابق وعملكرد مهدي كروبي اورا بعنوان كانديد اول اصلاحات بر ديگر كانديدها ترجيح داده واميدواريم همه دوستان اصلاح طلب برضرورت حمايت از مهدي كروبي اتفاق نظر داشته وبا درنظر گرفتن اوضاع كنوني كشور از مهدي كروبي حمايت قاطع داشته باشند. از این رو در این دوران حساس، حضور وی در مسند ریاست دولت میتواند زمینهساز عمل به قانون اساسی و تأمین حقوق اقوام، ادیان، مذاهب و آحاد مردم در بسیاری از زمینهها باشد و موجبات ترمیم شكافهای ایجادشده بین دولت و ملت را فراهم آورد.
بااميد به به پيروزي مهدي كروبي وبازگشت دوباره اصلاحات به عرصه سياسي كشور باقدرت وانسجامي بيشتر ازگذشته.
محمودموسايي
فعال ونويسنده سياسي
mahmoodmusaee@yahoo.com
www.seyasatrooz.blogfa.com
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۰۴ بֽظֽ | Reply
همایون :
آقای عبدی فکر می کنید با مخالفت شورای نگهبان با تشکیل کمیته صیانت از آرا؛ تکلیف این کمیته چه می شود؟ آیا اساسا تا الان نشستی از سوی آعضایش تشکیل شده؟ چه کسانی و با چه برنامه ای؟ شما عضو آن هستید؟ لطفا اگر در این زمینه خبری دارید اطلاع رسانی کنید. ممنون
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من عضویتی ندارم و فکر نمی کنم هوز هم تشکیل شده باشد اما اگر قرار بود شورای نگهبان با آن موافق باشد طبعا نگاه دیگری نسبت به آن ایجاد می شد در هر حال در صورت تشکیل کارائی زیادی خواهد داشت.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۱۶ بֽظֽ | Reply
صارمی :
جناب آقاي عبدي اين حرفهائی که کروبی و مير حسين زده اند برای دوباره-ببخشيد ده باره- برای شيره ماليدن سر ملته. بطور مثال مير حسين گفته از راديو و تلويزيون خصوصی طرفداری ميکند و بلا فاصله اضافه ميکند در حوزه قوانين جمهوری اسلامي. مشکل همين قوانين جمهوری اسلامی هستند که خود وی در زمان نخست وزيری از مجلس شورای اسلامی گذرانده وخيالش راحته که هرچی امروز بگه هزارويکی راه فرار براش بازه. و يا آقای کروبی ميگه مواردی از قانون اساسی بايد تغيير کند. اولا چرا فقط اين مواردی که ذکر کردند تازه هيچکس ندونه ايشان که ميدانند قوانين جمهوری اسلامي هزار تو در تو دارد و تازه حکم حکومتی وجود دارد که ايشان کاملا قبولش دارد. و از همه اينها گذشته اگر واقعا در مورد تغيير در قانون اساسی جدی ميباشد راه درستش اينه که نمايندگانی که از همه گروههای سياسی و اجتمائی و مردم معمولي حق اظهار نظر کاملا آزاد داشته باشند. شما هم خوشبختانه خيال همه را راحت کرديد که اين حرفهای قشنگی که آقايون ميزنند حالا اجرائی و يا گرايشيش با خودشان، همچون زياد روشون حساب نکنيد انگار همينکه نيت خوب باشه کافيه. با احترام صارمی
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ظاهرا هر کسی از ظن خود یار انتخابات می شود . قرار نیست که با انتخابات مشکلات کشور در بست حل شود و اصولا چنین ذهنیتی درست هم نیست اما اگر این موارد را گامهایی هر چند کوچک ولی روشن ببینیم ارزش دارد که با آنها همراهی کنیم.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۲۹ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدي، خبر اطلاعيه آقای مهدی کروبی داوطلب نامزدی انتخابات ریاست جمهوری آتی ایران که با انتشار بیانیه ای خواستار تغییر قانون اساسی ایران شده اند را بايد فقط در BBC جستجو کرد يا روزنامه هاي ملي (آخه دولت از ملت جداست) هم آنرا منتشر کردند؟ حالا موضع من با شعار تغيير قانون اساسي عوض شده و حاظرم بکسي راي بدهم که خواستار تغيير قانون اساسي باشد.
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۵۰ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
با سلام!
آقای کروبی طی این چند روز و در دیدارها و مصاحبه هایشان نشان داده اند که واقعاً در کار تغیرند!
ولی فایده ائی ندارد که ایشان این تحول طلبی خود را در فضای اینتر نتی فریاد کند، ایشان باید نمایندگان زنان ، دانشجویان و کارگران را به دفتر خود بخوانند و پیام خود را به نها بدهند . و در این صورت چه رأی بیاورند و چه نیاورند در هر دو حال رئیس جمهور ایران خواهند شد یا به اعتبار حمایت قلبی مردم و یا به اعتبار حمایت رأئئ مردم!
۲۴ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۳۵ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی سلام
بگو چمن است این
بگو چمن است این
تیماج سبز میر غضب نیست
حتی اگر
دیری است
بهار بر این مسلخ
بر نگذشته باشد.
از شعرهای شاملو قبل از انقلاب.
یادمان باشد که شاملو این شعر را قبل از انقلاب نوشته که هم وعده های غیر قابل پی گیری زیادی داده میشد و هم پیشرفت صنعتی وسرمایه گذاری بعد از سالهای 40با توجه به زیر بنای قبل از ان ورشد جمعیت گرچه کافی نبود ولی قابل توجه بود.بیشتر از ان هم ممکن است قابل جذب نبوده باشد. پس چرا مردم با ان شور انقلاب کردند. و شخصیت هائی مانند شاملو اینگونه شعر میسرودند؟در این شعر بردن افراد به مسلخ است در ذیل وعده بردن به باغ وچمن .فریب مردم است با استفاده ازیکنواختی رنگ سبز چمن باغ و تیماج میر غضب. برای اینکه نتایج قابل رویت توسط مردم در سالهای قبل از انقلاب با گفتار متفاوت بود.بدون ا طمینان از حفظ زندگی و رضایت اجرائی ونه خیالاتی مردم از انچه میتوان عمل داد باید صحبت کردوعده های غیر قابل انجام فردی (نه گروهی وحزبی) بدون پشتوانه وپی گیری نه اینکه کار ساز مثبتی نباید تلقی گردد خطر ساز هم میباشند. هم برای مردم وهم برای حاکمیت.
مگر بعد از انقلاب که در مردمی بودنش شکی نیست با این مشکل برخورد نکردیم؟ تعداد بستگان در جه اول روحانیت مورد تایید که گرفتار حذف دائم واعدام گردیدند از در اصطلاح ضد انقلاب بیشتر شد. چه برسد کلیه انها. چه برسدکه شهدای جنگ و وجانبازها را هم اضافه کنیم.یکی میگفت اشتباهی که روی داد این بود که درهمان روزهای قبل از انقلاب ویا روز های اول انقلاب وضع گروههای سیاسی وحکومت را روشن نکردیم. قولها واعمال از هر دوطرف هم خوانی نداشت. اگر روشن کرده بودیم وهم خوانی داشت مشکل بسیار ضعیف تر بود. ایا گروه فرقان در میان مردم حتی بسیار بسیار محدود هوادارانی داشت؟ بهیچوجه.چرا؟ چون موضع حکومت در برابر انها وموضع ضد مردمی انها مشخص بود. اگر ما درزمان رای گیری جمهوری اسلامی گزینه های دیگری را هم نوشته بودیم با اطمینان از قاطع بودن برد جمهوری اسلامی که نظر امام بود امتیازی که داشت این بود که گروههای دیگر با هواداران محدود تعداد ارای خود را میدانستند و به اندازه ان توقع مطرح میکردند ونه کل حاکمیت.چون یاد گرفته بودند یا اگر نگرفته بودند به انها یاد میدادیم که پا را به اندازه گلیم خود باید دراز کرد نه بیشتر.با مردم باید صادق ودر حد توانائیهای خود وایشان بعد از اندازهگیریهای لازم باید صحبت کرد.
با این مقدمه برویم بر سر انتخابات.
می دانید چرا اقای موسوی خود را بعد از اقای خاتمی مطرح کرد که بنظر من کاری بسیارصحیح از طرف ایشان بود؟ بنظر من ایشان خط خودرا با خط اقای خاتمی متفاوت مطرح ودر یک امتداد ندانست. لذا خط ایشان خطی ناشناخته است.خط سالهای گذشته وزمان نخست وزیری ورای اعتماد ایشان از مجلس و شرایط جنگی موجود ان زمان دیگر قابل پی گیری واستناد نیست.سازمان مشخصی هم که ایشان ندارند. این سازمانهای دیگر هستند که از ایشان حمایت میکنند.ایشان از انها حمایتی نکرده اند.لذا ایشان کاندیدای فردی است.
اینگونه بنظر میرسد اگر شعارهای کاندیداهای فردی که در این سالها ما در اثر نبودن سازمان های سیاسی داریم بگونه ای مطرح گردد که قابل دوام وپی گیری وبر مبنای تا انجا که امکان داردبر خواسته و از متن مردم درامده واز قابلیت اجرائی برخوردار باشد (نه از تحلیلهای فردی ویا تعداد محدود( روشنفکر ویا اصلاح طلب ویا اصول گرا ) وبدون قابلیت اجرائی بمراتب صحیح تر بنظر میرسد.
وعده ها ی استراتژیک وطولانی باید از طریق تجمع های سیاسی فراگیر با برنامه های مشخص که توسط خبرگان سیاسی کشور که در امور هم دخالتی ندارند سازمان دهی شده باشندکه پایداری واعتماد به انها کافی باشد مطرح تا بتواند پی گیری ودر طول وزمان طولانی تری قابل اجرا باشد.لذا بدون توجه به وجود اینگونه سازمانهای معتبر وقابل قبول سیاسی فراگیر هرگونه شعار وبرنامه طولانی مدتی نمی توان مطرح نمود.این مشکل جامعه ما وبیشتر کشورهای جهان سومی است.مشکلات وراه حلهای ما را بانک جهانی ویا...درک نمی کنند.
لذا من اعتقاد دارم برای تایید اعتقاد به جمهوری اسلامی وتایید راههای دموکراسی وازادیهای مدنی قانون اساسی به افراد جامعه که در سایر کشورها که خود را صاحب دموکراسی میدانند نیز بیش از این نمی باشدونفی هرگونه سوئ استفاده قدرت های خارجی وعوامل استکباری باید در انتخابات شرکت کرد.و با توجه به مشخص نبودن برنامه ها واینکه هیچکدام این برنامه ها از متن توده مردم در نیامدهاست وهمه بگونهای اعلیحضرتی وتخیلاتی است باید هیچکدام را تایید نکرد.
شاعری فکاهی اجتماعی داریم که روزنانه نگار هم بوده است بنام نسیم شمال چند بیتی از شعری بلند تر اورا بخاطر دارم که برایتان مینویسم
وای عجب سرما است امشب ای ننه
ما که میمیریم در این هذالسنه
تو نگفتی میخوریم امشب پلو
تونگفتی می کنیم امشب علو
ته علو دیدیم امشب (و دیشب وپریشب وپس پریشب) نه پلو
وای عجب سرماست امشب ای ننه
ما که میمیریم در این هذالسنه.
زمانی که صحبت از نفت سر سفره ویاتوزیع پول نفت بدون اگاهی از اینکه ایا مبلغی موجود وقابل توزیع است ویا خیر میگردد ومردم لمسی از ان ندارند بردن خود ومردم به سوئی است که مطمئناً مورد نظر نمی باشد.
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۰۶ قֽظֽ | Reply
از قول من :
از قول من به کاندیداها بگویید حالا که خیالیه چرب ترش کنید
چون
روزنامه جمهوری اسلامی در ستون جهت اطلاع روز بیست و پنجم فروردین نوشت: به گزارش خبرگزاري فارس دكتر داودي معاون اول رئيس جمهور در مراسم افتتاح كارخانه سيمان ساروج كنگان گفت : « در هر سال از فعاليت دولت نهم تقريبا شش برابر دولت هاي گذشته كار شده است » . يكي آهي كشيد و گفت : خدايا برسان يك من برنج و دو من روغن . رفيقش به او گفت : يك من برنج دو سير روغن ميخواهد نه دو من . اولي جواب داد : حالا كه خياليه بگذار چرب ترش كنيم!
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۳۳ قֽظֽ | Reply
نیما :
آقای عبدی عزیز
بیانیه انتخاباتی آقای کروبی در مورد اصلاح قانون اساسی و سایر محورهای مهم این بیانیه یکی از بهترین خبرهایی بود که در بین حبرهای یاس آور این چند ماه خواندم. سوای انتخاب شدن یا نشدن ایشان، از صدور چنین بیانیه ای توسط ایشان سیاسگزارم. مطمئنا شما و دوستانتان در صدور آن نقش فعالی داشته اید که جای تشکر دارد. منتظر بیانیه بعدی در خصوص تبیین موازین حقوق بشر و حقوق شهروندی هستم. ضمنا نظر شخصی شما را در مورد اصل 15 قانون اساسی و اعلام برنامه ای واقعا اجرایی برای حرکت در رفع این مشکل چند دهه اخیر کشور می خواستم بدانم . با تشکر
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اصل 15 هر چه زودتر باید عمل شود به نظر من کمکی موثر به دموکراتیزاسیون کشور می کند زیرا اجرای این اصل هنگامی بدون مشکل است که جامعه دموکراتیک باشد پس درخواست اجرای آن فشار برای دموکراسی را هم به عنوان مقدمه لازم آن افزایش می دهد.
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۰۲ قֽظֽ | Reply
سید :
باسلام و تشکر
جناب آقای عبدی
آیا فکر نمی کنید که بیان اینگونه موضع گیریها بهتر است صرفا در چارچوب دیدگا هها بیان گردد و به صورت شعار و وعده اظهار نگردد تا هم سو ء برداشتهایی که فرمودید ایجاد نشود و هم ابزار دست مخالفین در زمان انتخابات و حتی پس از ریاست جمهوری نشود ؟
دقیقا همینگونه شعارهای آقای احمدی نژاد دیروز در سرمقاله آفتاب یزد پس از 4 سال به نقد کشیده شده بود (مانند شعار آوردن پول نفت بر سر سفره مردم) .
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دقیقا همینطور است و در قالب دیدگاهها بیان شده است. اما شعار مذکور دقیقا اجرایی بود باید در زندگی مردم انعکاس می داشت که نداشته است.
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۵۸ قֽظֽ | Reply
شهرام :
با سلام جناب عبدی
لطفا بفرمایید چرا نظر مرا منتشرنکردید؟!
آیا مشکل فنی بوده یا شما هم سانسور را در انتشار نظرات مخالف اعمال میکنید؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
البته من هر چیزی را منتشر نمی کنم حتی اگر متهم به سانسورچی بودن شوم اما واقعا نمی دانم کدام نظر را می فرمایید اگر در اینجا آن را مجددا کپی پیست کنید حتما توضیح می دهم شاید هم اشکالی پیش آمده چون این روزها هیچ نظری را حذف نکرده ام مگر آن که ربطی به نوشته نداشته است. از شما فقط یک مورد وجود دارد که در 15 فروردین در پستهای قبلی منتشر شده است.
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۵۳ قֽظֽ | Reply
احمدرضا :
در خرداد سال 84 برنامه اي در تلويزيون صداي امريكا بود كه در آن مسعود بهنود كه به تازگي از ايران خارج شده بود مردم را براي شركت در انتخابات تشويق مي كرد ! در آن برنامه چند نفري با وي مخالفت ميكردند و عقيده داشتند كه نبايد مردم شركت كنند تا نظام از مشروعيت بيافتد ! بهنود معتقد بود با راي ندادن مردم اوضاع خرابتر خواهد شد و نه تنها عدم شركت مردم كمكي به برقراري دمكراسي نمي كند بلكه كشور را بسوي يك فضاي بسته سياسي خواهد برد و نفع مردم در شركت فعالانه در انتخابات است و... امروز پس از 4 سال من به واقعيت گفته هاي آقاي بهنود واقف گرديده ام ! روي سخنم با آندسته از عزيزان است كه در همين پست در كامنت هاي خود به نوعي شركت در انتخابات را بيهوده مي دانند ! گر چه ممكن است كانديداهاي مطرح فعلي هماني نباشند كه جمعيت راي خاموش خواهان آن هستند و گرچه شرايط هم به همان گونه نيست كه اين گروه انتظار دارند اما براي گذر از اين خوان تا برقراري دمكراسي كه ممكن است سالها به طول انجامد خير و صلاحي بهتر از شركت در انتخابات و دادن راي به كسي كه حتي ذره اي به دمكراسي معتقد است وجود ندارد . بهتر است واقع بينانه به موضوع بنگريم و زود تصميم بگيريم كه وقت تنگ است .
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۳۸ قֽظֽ | Reply
صارمی :
جناب آقاي عبدي بعله حرفتان درست است که با انتخابات مشکلات کشور در بست حل نميشود. ولاکن با اين دو نفر حتی نميشود گفت در راه يا مسير حل مشکلات کشور خواهيم افتاد. شيره سر ملت ماليدن هم حدی داره. با احترام صارمی
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من به استدلال شما کاری ندارم اما آیا فکر کرده ایم که جمله آخر چقدر خودخواهانه و تحقیر دیگران است. گویی که نویسنده خیلی زرنگ است و سرش را نمی توان شیره مالید اما ملت را می توان. دوست عزیز ! شیره مالیدن از راه رسانه نیست بلکه از طریق بوق است وقتی ما می توانیم به سهولت نقد کنیم چرا بجای آن شیره مالی را وسط می کشیم؟ این چیزی نیست جز عدم اعتماد به آنچه که می گوییم. به نوعی فرار به جلو هم هست برای گریز از بحث فوری انگ شیره مالی می زنیم.
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۵۰ بֽظֽ | Reply
سياوش :
جناب آقاي عبدي وقتي كشور از نظر فقر به حدي رسيده كه مردم به سيب زميني نيازمندند و مطالباتشان از اين كالاي بي رگ بالاتر نمي رود، سخن از شعارهاي انتخاباتي ممكن و يا غير ممكن زدن جاي تامل دارد. بايد فكري به حال شكم مردم كرد تا بتوان شعار انتخاباتي را جا انداخت.
حرفهاي موسوي و كروبي خيلي خوب ولي پاسخي به گرسنگي خواهد بود؟ هرچند مي پذيريم بالاخره بايد فكري كرد و از اين منجلاب خارج شد ولي ابتدا بايد سردمداران نظام اميدي به مردم بدهند كه اگر فلاني سر كار آمد بدون مشكل و يا با كمي تعديل مي تواند برنامه ها و شعارهاي انتخاباتي خود را به پيش ببرد. مشكل ما نبود اميد است كه يك بار در دوم خرداد بروز كرد و فورا سركوب شد. بايد راهكاري پيدا كرد آن اميد دوباره در مردم زنده شود.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر راه کار شما باید به دست دیگران اجرا شود پس چه جای این حرفهاست اما اگر باید به دست خودمان اجرا شود باید راهکاری را هم بیان کنید یا راهکار موجود را نقد کنیم.
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۵۹ بֽظֽ | Reply
ahmad :
با ساختار کنونی قدرت ,استفاده از انتخابات برای جا انداختن بعضی شعارها و روشنگری مفید است ,اما با انتخاب هر یک از کاندید های مورد قبول شورای نکهبان بعنوان رئیس جمهور نبایستی منتظر اصلاح امور بود.
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۴۵ بֽظֽ | Reply
جعفر :
مطلب شما را خواندم و مطالب زیر در این خصوص گفتنی است :
1 - در کشورهایی مثل شرایط ما برای دست یابی به هدفها و آرمانهای مطلوب و ایده آل ، نگاه صرف مبنی بر الزام عمل به شعارهای انتخاباتی صحیح نبوده و همین که روی مسئله مطرح شده و جامعه و فعالان را به تکاپو می اندازد تا حدی قابل قبول است و من نیز با شما موافقم .
2 - شعار انتخاباتی بستگی دارد که از طرف چه کسی مطرح شود آیا هدف بدست آوردن رای است یا گوینده اعتقاد نسبی نیز داشته و اقداماتی در این خصوص انجام خواهد داد . در کشور ما دموکراسی و ملزومات آن در زمان کم جواب نداده و زمان و تلاش بیشتری می خواهد .
3 - دیگر اینکه آیا شعار مطرح شده با موقعیت زمانی و افکار مردم ما سنخیت دارد یا خیر .
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۰۰ بֽظֽ | Reply
محمودی :
با سلام دیروز این کامنت را فرستادم ولی منتشر نشده فکر میکنم مشکلی در کامنتدونی دارید:
با شما موافقم که در شرایط حاضر طرح این شعارها هم غنیمت است اما اگر بخواهیم یک قدم جلوتر برویم، نامزد مزبور میتواند خطوط قرمزش را در قبال شعارهای یاد شده اعلام کند.
مثلا اعلام کند که درصورت نداشتن رسانهی غیرحکومتی استعفا خواهد داد چرا که نمیتواند با جمهور ارتباط داشته باشد و یکی از وظایفش که پاسخگویی است معطل خواهد ماند.
تعیین خطوط قرمز شعارها چند حسن دارد:
۱ - قابلیت جذب رای شعار را افزایش میدهد.
۲ - مطالبات رایدهنده را در قبال شعار واقعی میکند.
۳ - مراجع مانع انجام شعار را شناسانده و آنها را مجبور به پاسخگویی میکند.
البته چه بسا معایبی هم داشته باشد از جمله رد صلاحت! و اینجاست که ذیرکی مشاوران و طراحان تبلیغاتی کارگشاست.
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۴۲ بֽظֽ | Reply
amir :
با سلام مجدد جناب عبدي
شما بد جور پيله كردين به رويكرد طرح مطالبه در انتخابات واين درست همون رويكرداقتدارگرايان ورسانه هاي اونهاست كه به نوعي به نمايشي كردن مكانيزمهاي مدني علاقه دارند
اقاي عبدي ما امروز بايد بطور جدي هموطناني كه علاقه ندارند تو انتخابات شركت كنند رو زير سئوال ببريم وازشون بپرسيم كه با اينكار چه چيزي عايدشون ميشه يا اساسا عدم مشاركت اونها چه چيزي رو عايد همه ما كرده وميكنه ايا اصلاشركت نكردن يعني راي به نفع چه كساني در واقع؟!
من خواهش ميكنم از شما بعنوان يك روزنامه نگار اين عدم مشاركت هموطنان رو بطور جدي وبا تحليل كامل زير سئوال ببريد واونها رو وادار به فكر كردن كنيد ودر اين راستا عواملي كه باعث ميشه اونها مطلقا فكر كنند اين مشاركت نوعي نمايشه رو بررسي كنيد خواهش ميكنم
باور كنيد خيلي به نفع ماست كه يه ريس جمهور مثل خاتمي داشته باشيم تا حداقل خودش رو نداركاتچي حكومت بخونه
وما حداقل بتونيم هو بكنيمش باور كنيد اينكه ما بتونيم ريس جمهوري داشته باشيم كه جرات هو كردنش رو داشته باشيم خودش كليه
من خواهش ميكنم عدم مشاركت رو با تمام زوايا اينروزها روزنامه نگارهاي مردمي بررسي كنند
وبهشون بگن حتي اگر با مشاركت چيزي گيرمون نياد لااقل چيزي هم از دست نميديم واگر شركت كنيم خداي ناكرده نه كمر درد ميگيريم نه گناه ميكنيم
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به نظرم با تکیه بر ایده شما به تنهایی نمی توان کسی را جذب انتخابات کرد همیشه عده زیادی هستند که با این ایده قانع نمی شوند باید موارد ایجابی هم مطرح گردد.
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۱۸ بֽظֽ | Reply
سعید :
در حقیقت حرف مهندس عبدی این هست که در مرحله کنونی بیش از این که به فکر پیروزی باشیم باید به فکر بهم زدن بازی رقیب باشیم و برای این کار چه ابزاری بهتر از شعار مردمی کردن درآمد نفت.
طبیعتا انتظار میره برای این کار راه حل عملی هم ارائه بشه ولی عبدی نیازی نمی بینه خیلی در مورد راه های عملی کردن این ایده حرف بزنه، به این علت که آقای عبدی فعلا به فکر پیروزی نیست! به عبارت ساده تر خود عبدی هم میدونه رای کروبی چند درصده ولی اگه میشه با این شعار مردمی کردن نفت موسوی را به مرحله دوم فرستاد چرا شانسمون را امتحان نکنیم! و دقیقا به همین علت هست که عبدی اجماع را هم چندان مناسب نمیدونه...
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
راه حل عملی آن در متن شعار آمده است. خارج کردن دو شرکت اصلی وزارت نفت از دولت و انتقال کلیه سهام آن به مردم بالای 18 سال.
۲۵ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۱۹ بֽظֽ | Reply
فریدون :
سلام جناب عبدی
آیا تاخیر در انتشار و بسط و مباحثه مبانی نظری شعار اصلی کروبی پیرامون " نفت " تعمدی است؟
چنین طرح مهم وفراگیری باید از جنبه های گوناگون بررسی شود و منطقی به نظر نمیرسد که بدون تحقیق های جامع بتوان آن را به عنوان شعار انتخاباتی مطرح کرد. اگر هم چنین شود بیشتر افتادن در همان ورطه پوپولیستی است که در 4 سال گذشته شاهد آن بوده ایم!
به عنوان نمونه من حتی در طرح جناب دکتر نیلی نیز ندیدم که اشاره صریح و مشخصی به سازوکار اخذ مالیات از شهروندان شده باشد.آیا مساوی اخذ خواهد شد یا بنا بر درآمد و سرمایه گذاری و تولید؟که هر یک اثرات خاص خود را داردجنابعالی بهتر میدانید که این موضوع از چالشهای اساسی منتقدین این طرح است.یا موضوع هزینه های سنگین و مشکلات اجرایی توزیع درآمد و متعاقبا اخذ مالیات. به خاطر دارم که آخرین بار که جنابعالی در سایت آنرا مطرح نمودید بررسی ابعاد اجرایی آنرا به آینده موکول کردید.آیا در این فاصله تکمیل تر شده است؟ یا آنکه باید به آن در حد همان "شعار" نگریست و حتی به فرض مطلوبیت بدون امیدواری به تحقق و صرفا برای ایجاد موج و... به آن رای داد؟
همین مورد در بحث "تغییر قانون اساسی" نیز مطرح است هر چند به شخصه این مورد دوم را حتی در حد طرح اسم بسیار مفید میدانم.
آیا توجیه پذیر است که به بهانه کمبود وقت و قدرت و خشونت رقیب و امکانات کم و " کشک" بودن برنامه در بین مردم! آنها را حتی اندکی به تفکر وادار نکنیم و ذائقه سیاسیشان را همچنان با غذاهای آمده و فاقد کیفیت در نازلترین سطح نگاه داریم؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جزییات مساله وقتی قابلیت طرح و بحث پیدا می کند که کلیت به مرحله روشنی از موافقت و عمل برسد این طرح نیازی نیست که تا بدان حد از جزییات تکمیل شود که مثلا مالیلت مساوی اخذ شود یا به نسبت ثروت(البته دومی ترجیح دارد و نظر دکتر نیلی هم همین است) ابتدا مضمون طرح را باید جا انداخت.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۲ قֽظֽ | Reply
مهدی :
ابتدا از ارتباط کم سوالم با مطالب این صفحه پوزش می طلبم.
من همواره نظرات آقای زیدآبادی را دنبال می کنم و با نظر ایشان راجع به نامناسب بودن حضور آقای خاتمی کم و بیش موافق بوده ام هرچند با تمام وجود به ایشان ارادت دارم. البته ظاهرا شما دو نفر در انتخاب جانشین ایشان اختلاف نظر دارید.
اما آقای خاتمی اعلام حضور کرد و بعد از مدتی پس از آنکه اصول گرایان به طرز عجیبی به وحشت دچار شدند ، با ورود ناگهانی آقای موسوی، به نفع او کنار رفت .
خود ایشان صراحتا وجود اجبار در این کناره گیری را رد کرده اند.
آقای زیباکلام در صدای آمریکا این اقدام ایشان را به دلیل وجود برخی اختلاف ها در حلقه های اولیه اطرافیان آقای خاتمی و آقای موسوی دانست.
و شما می گویید که زور، تهدید یا دستوری در جریان انصراف ایشان در کار بوده است.
من شخصا به این اعتقاد دارم که لازم نیست مردم همه چیز را در هر زمان بدانند چون ممکن است منجر به بر باد رفتن نقشه ها و پیش بینی ها شود. اما حالا که شما این را مطرح کردید و کار از کار گذشت، خواهش می کنم بگویید که آیا فشاری بر آقای خاتمی وارد شد که منجر به انصراف این ذخیره آبروی ایرانیان شده؟
آیا حضور ناگهانی میر حسین موسوی نوعی نقشه حاکمیت برای خارج کردن محمد خاتمی بوده ؟
یا آقای موسوی که سیل حملات علیه محمد خاتمی را دیده و از مناسبات پشت پرده علیه ایشان آگاه بوده ، مانند یک دونده ی دوی امدادی چوب را از آقای خاتمی که توانی برای راه رفتن نداشته تحویل گرفته؟
دلیل شما بر افشای معلومات احتمالیتان در این مورد هم می تواند این باشد که با معلوم شدن جزییات این موارد بسیاری از آرای خاموش به قول شما روشن خواهند شد.
چون
هیچ کس حق تعرض به محمد خاتمی را ندارد.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در این باره بعد از انتخابات مطلبی خواهم نوشت.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۵:۰۳ قֽظֽ | Reply
مهدی م :
گرچه هنوز نسبت به طرح سهام نفتی به این شکل انتقاد دارم و عقیده دارم باید شعار به نحوی مطرح می شد که الزامی برای رئیس کاندیدا باشد تا در دولت خود گفتگوی ملی برای این کار راه بیاندازد و بعد از یک یا دو سال یک اجماع حداکثری در جامعه به وجود آورد و طرح را ارئه نماید.
اما گویا فعلا چاره ای نیست جز اینکه به مدد همین فضای انتخاباتی البته سرد این شعارها را در جامعه مطرح کنیم.
حال در این راستا چه فعالیت می توان انجام داد؟ منظورم در ستاد آقای کروبی است؟
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۱۱ قֽظֽ | Reply
شهرام :
باسلام جناب عبدی
متاسفانه نسخه ای از آن نظرم ندارم که پیست کنم اجمالا مجددا آنرابازنویسی میکنم:
مقدمه ای بود درباب انگیزه حضورجنابعالی در انتخابات که عرض کردم حدسم داردبه یقین تبدیل میشودکه بعدازعمری کار سیاسی بصورت آماتور که بیشتر هزینه پرداخت کرده اید تا سودی ببرید حالا بصورت حرفه ای دربازی سیاسی دراین کشور وارد شده اید حق هم دارید و پاسخ شما به سوالم که آیا هر "ممکنی" ارزش تجربه کردن را دارد که فرمودید باید دید آن "ارزش" چیست معنای آن "ارزش" را ازنگاه شما که رسیدن به منابع کمیاب قدرت سیاسی ومواهب تالی آن را درک میکنم. اما درمورد مطلب شعارهای انتخاباتی:
انتخابات یک معامله دوطرفه است که هرنامزد کالایی که میتواند به مردم ارائه کند را تبلیغ میکند ومردم بادادن رای آن را پیش خرید میکنند. بنابراین عمل نکردن به وعده ها مثل این است که یک انبوه ساز به هزاران نفروعده ساخت آپارتمان با امکانات بسیار عالی بدهددوازآنها پول بگیرد وسپس متواری شود که این شیادی و کلاهبرداری درمورد وعده های توخالی دادن به مردم در انتخابات ازطرف کاندیداها قابل مقایسه است.ثانیا اگرکسی باعلم به اینکه آن شخص کلاهبرداراست یا نمیتواند ساختمان بسازدبه او پول بدهد کار ابلهانه ای کرده و هرنوع خسارت این کار به عهده خودش است.شماگفتید:"نفس طرح اين شعار به عنوان يك ايده و مطالبه اهميت زيادي دارد، بويژه هنگامي كه از زبان نامزد انتخابات و از آن مهمتر نامزد پيروز مطرح شده باشد، طرح و جا افتادن و عمومي شدن چنين شعاري اهميت زيادي دارد" دو اشکال به نظر شما وجوددارد:
1-طرح مطالبات عمومی از زبان نامزد ریاست جمهوری که اجرایی شدن آنها درچارچوب اختیارات
او نیست وتبدیل او به بلندگوی مطالبات لازم نیست چرا که ابراز مطالبات رامیتوان به روشهای دیگر مثل همین سایت شما یا مطبوعات و رسانه های غیردولتی انجام داد و انگیزه رای دادن به نامزدی که این شعارها را میدهد نوعی تخلیه درونی و واکنش به سرکوب آن مطالبات است و نهایتا نوعی احساس فریب خوردگی در کسانی که به آن شعارها رای داده اند شده ودر دور بعدی انتخابات استبداد صادقانه را به دموکراسی ریاکار ترجیح خواهند داد.
{عبدی: گفته نشده است که شعار قابل اجرا نباشد. چه کسی این را گفته است؟ آنچه که گفته شده نسبیت اجراست. مثلا نامزدی شعار حاکمیت قانون را بدهد این چند حسن دارد . یکی این که بیان این شعار به معنای فقدان حکومت قانون است . دوم این که از سوی نامزد انتخاباتی مطرح می شود ورای به آن مهم است و این متفاوت از بیان این شعار از سوی من و شما در این سایت است. سوم این که نامزد مزبور در صورت پیروزی باید تمهیدات لازم را برای این کار فراهم کند حداقل این که با قانون شکنی مخافت کند و نیز خودش مرتکب نشود و این خیلی گام بلندی است}
2-عملی نشدن شعارها به نهادینه شدن سرکوب مطالبات کمک میکند زیرا سرکوبگران این اعتماد به نفس را بدست میآورند که با سرکوب مطالباتی که رای عظیمی پشت سر آن است و مثلا یک مترسک بنام رئیس جمهور بلندگوی آن است به راحتی میتوانند مطالباتی که آراء کمتری داشته و بلندگوی قلابی هم ندارند به راحتی سرکوب کنند.
شعارها برای عمومی شدن و جاافتادن نیازی به گفتن آنهاازطرف نامزد ریاست جمهوری ندارند زیرا
این مطالبات رامردم روزانه ازنزدیک لمس کرده و بافضای بی مرز رسانه ای که وجود دارد نیازی به بالا بردن یا پایین آوردن توقعات ومطالبات آنها نیست چون گروه های مرجع کم کم درحال جابجایی بوده سطح آگاهی عمومی بالاتر رفته وافکارعمومی بخوبی و بدون اظهار نامزدها از مشکلات اساسی و ساختاری کشور و ریشه های آن و راه برون رفت از این وضعیت آگاهی دارند.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پاسخ در داخل متن داده شده است. اما شعارها باید برای شنونده مشخص باشد که از کدام نوع است. مثلا شعار تغییر قانون اساسی از این حیث کلا متفاوت از شعار توزیع سهام نفت است که دومی کاملا اجرایی و در اختیار رییس جمهور است اما اولی بیان نوعی گرایش و نقد وضع موجود است. شعارهای بد شعارهایی هستند که ماهیت اجرایی دارند اما خیالپردازانه هستند مثلا این که بگوییم هر ایرانی یک مسکن کاملا ماهیت اجرایی دارد اما کلاهبرادانه است. یا شعارهایی که به سنخ گوینده نمی خورد مثل این که کسی شعار مبارزه با فساد را بدهد اما رفتارهای خودش خلاف قانون باشد یا با آزادی رسانه ها مخالفت عملی کند.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۳۷ قֽظֽ | Reply
ج :
از مشاور سیاسی آقای کروبی می تونم بپرسم شعار تغییر در قانون اساسی جزء کدوم گروه از شعار ها طبقه بندی میشه؟
با توجه به شیوه عملکرد آقای کروبی که بر مبنای رایزنی استوار است تا چه حد امیدوارند که با توجه به مکانیزم معرفی شده در قانون اساسی برای تغییر خود آن که عملا از فرایندش ازدست رییس جمهور خارج میشه، قابلیت تحقق داره؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بنده حکم مشاورتی ندارم. از نوع دوم .به هر حال کسی پیدا شود و بگوید که قانون باید اصلاح شود.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۴۹ قֽظֽ | Reply
سياوش :
عبدي عزيز در پاسخ به ارائه راهكار و يا نقد راهكار بايد عرض كنم.
پرسش ين است كه آيا سران ارشد كشور اعتقادي به بحران هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اخلاقي دارند و يا نه؟ اگر ندارند بنابراين ارائه هر راهكاري با توجه به قانون اساسي موجود كوبيدن آب در هاون است. اما اگر مشكلات را مي بينند و خواهان برون رفت از آن هستند بايد اجازه بدهند تا فردي كه با آراي مستقيم به قدرت مي رسد برنامه هاي خود را اجرا كند.
براي حل بحران اقتصادي راهكار اين است كه تمامي دستگاه هاي دولتي( وزارت خانه، كارخانجات دولت، بنيادهاي زير نظر رهبري، امام زاده و آستان قدس و حضرت معصومه ) بايد به صورت شفاف درآمدها و هزينه هاي خود را اعلان كنند تا اقتصاددانان براساس يافته ها برنامه هاي اقتصادي دقيق طراحي كنند. قطعا حضور آقازاده ها و بلي قربان گوهاي غير متخصص در اقتصاد كشور كمكي به حل بحران اقتصادي نخواهد كرد بلكه وضعيت را بحراني تر مي كند. ايران خودرو نمونه بارز آن است.
براي برون رفت از بحران اجتماعي بايد گروهي محقق دانشگاهي شامل جامعه شناس، اقتصاد دادن، روان شناس وضعيت اجتماعي 30 سال گذشته را مورد بررسي و علت بروز بحران را بيان و راهكاري ارائه دهند.
بحران هاي فرهنگي و بحران سياسي كه رابطه تنگاتنگي با مسائل جامعه دار نيز روندي شبيه برون رفت از بحران اجتماعي مي طلبد.در حال حاضر بزرگترين بحران جامعه اضطراب است كه اين نيز نشات گرفته از بحران فرهنگي، اقتصادي، و سياسي و اجتماعي است. آيا فكر نمي كنيد تشديد اضطراب جامعه را به هلاكت مي رساند.
همانطوريكه آگاهيد، بدون شك وضعيت كنوني با 50 سال پيش متفاوت است چه بخواهيم و چه نخواهيم كشورهاي جهان به هم وابسته اند. بنابراين بحراني هايي كه نام بردم به نوعي به بحران در روابط خارجي ما مرتبط مي شود. تا زماني كه ما جهاني رابطه طبيعي نداريم هرگونه برنامه ريزي با مشكل جدي روبرو مي شود. لذا هرگونه برنامه ريزي بدون در نظر گرفتن روابط خارجي مشكلي را حل نخواهد كرد.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۴ بֽظֽ | Reply
:
3 شعار محوری آقای کروبی "احیای برنامه ریزی" و "مردمی کردن درآمد نفتی" و "احیا و بسط حقوق عامه" هستند، اگه کمی دقیق تر به هر سه نگاه کنیم در مورد شعار دوم "مردمی کردن درآمد نفتی" که برنامه ایشان متن برنامه چهارم توسعه بوده است که به عللی دولت فعلی از انجام آن اجتناب نموده، به بیان دیگه این شعار تنها اجرای قانون است که وظیفه ذاتی دولت به شمار می رود.
در مورد شعار سوم و محور های آن که در بیانیه چند روز گذشته بیان شده به جز بخش جلو گیری از تفکیک جنسیتی در کنکور باقی بخش ها بر محور تغییر قانون اساسی بنا شده که با رجوع به کامنت قبلی نوع دوم محسوب می گردد.
با توحه به مطالب بالا نزدیک 50% از شعار های انتخاباتی آقای کروبی گرایشی است تا عملی(و البته بخش عملی بقیه هم چه احیای برنامه ریزی چه عمل به برنامه چهارم حد اقل تا چهار سال پیش جزء بدیهیات پذیرفته شده توسط دولت ها بوده تنها تفاوت در توجه به گرایشات بعضا متفاوت بوده است )، آیا با تناقضی با راهبرد کلی ایشان که مبتنی بر اصلاح طلبی عمگرا (تنها در چارچوبی که قابلیت اجرا دارد) نیست؟
اگر تناقظ ندارد، ایشان ظرفیت های ریاست جمهوری را در بعد عملی و حداقل در 4 سال آینده فقط در حد راه اندازی دوباره« سازمان مدیریت و برنامه» و «تعهد به اجرای تنها یک بخش از اهداف برنامه چهارم» می دانند؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اول این که طرح مردمی کردن درآمدهای نفتی با قانون برنامه چهارم متفاوت است. در باره بقیه موارد یادداشتی نوشته ام در روزنامه اعتماد چاپ می شود پس از آن اگر نظری بود طرح شود.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۶ بֽظֽ | Reply
:
سلام آقای عبدی
خدا وکیلی شما باوردارید که آقای کروبی، واضع لغت حکم حکومتی در یک نظام به اصطلاح جمهوری، آدمیست که برخلاف نظم موجود و نظرات مقامات بالا، شعاری بدهد و صادق باشد؟ واقعا شما باور می کنید که آقای کروبی قرار است کاری به نفع ملت وبرخلاف خواست آقایان بکند؟ هر چه که سعی کنم نمی توانم بپذیرم که شما تا این حد خوشباور و ساده لوح باشید. پس ناگزیر باید به گزینه های دیگری فکر کنم. به احتمالات دیگر...
اوایل که این سایت را می خواندم، فکر می کردم که شما واقعا از رفتارهای منفعت طلبانه و بی مسئولیتی به اصطلاح اصلاح طلبان خسته شده اید و باهدف اصلاح واقعی امور در حد توان، جانب حکومتیان را رها کرده و به سوی مردم بازگشته اید. البته این فکر خیلی خوشبینانه بود و ما در این مملکت یاد گرفته ایم که خوشبین نباشیم، مخصوصا به حکومتیان و اطرافیانشان. اما من چون به تئوری توطئه معتقد نیستم، بنا را بر این خوشبینی گذاشتم، مگر اینکه خلافش ثابت شود. متاسفانه اولین نشانه هایی که خوشبینی مرا کمرنگ می کرد خیلی زود و با رفتاری که شما در قبال مساله گروگانگیری از خود نشان دادید، ظاهر شد. عدم اقرار به اشتباه محض بودن این اقدام در آن زمان و در هر زمان دیگروسعی در توجیه کاری که شاید بیشترین ضربه را به کشور و ملت و هدفی که به خاطرش ( ولو از روی نا آگاهی) انقلاب شده بود زد، چیزی نبود که بشود از آن ساده گذشت. اقدام شما در چاپ مطلبی در دفاع و تجلیل از آقای خمینی و رفتارهای ایشان در قبال انقلاب و مردم، ضربه بعدی را به این خوشبینی زد.
و امروز دفاع تمام قد شما از آقای کروبی و سعی در توجیه هر کاری که ایشان می کند، ولو تا این حد خنده دار که برای وعده های توخالی دادن ایشان توجیه منطقی پیدا کنید، تیرخلاص را به این خوشبینی زد. این کار شما از آن کارهایی است که فقط از کسانی که سالها در هوای مسموم این حکومت نفس کشیده اند برمی آید. با این توجیه که فرموده اید، جای هیچگونه اعتراضی به آقای احمدی نژاد نیست که در دوره قبل سخن ازآزادی جوانان می زد و اینکه مشکل مملکت بیرون بودن موی یک جوان نیست . اگر چه بعد که سر کار آمد گشتهای ارشاد را راه انداخت. اینکه شما به عنوان مشاور و یا در قبال اخذ وجه و یا با وعهده وزارت و پست و مقام در صدد دفاع از آقای کروبی باشید، اشکالی ندارد، اما لطفا خوانندگان را ... فرض نکنید. شفافیت همه جا چیز خوبیست.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این که رفتار من موجب زائل شدن خوشبینی شما شده جای تعجب ندارد زیرا شما نه در گذشته و نه در حال سعی نکرده اید که مرا آنطور که هستم درک کنید و مرا آنطور که دوست داشته اید برای خود تفسیر کرده اید. به همین دلیل هم وقتی به بن بست رسیده اید مجبوریداتهام گرفتن پول یا وعده مقام را به من
بزنید چون قادر به درک درست رفتار من نیستید. این اتهام پول گرفتن را قبلا هم در جاهای دیگر به من زدند و من هم گفتم اگر خواهان پول بودم که وارد کار سیاسی نمی شدم کافیست که در همان تخصص خودم فارغ از سیاست وارد شوم تا ببینید چقدر سفارش کار برای من بیاید نه این که 30 ماه زندان بروم و کل زندگی اقتصادی من دچار اختلال شود و اگر دنبال مقام باشم باید خبلی احمق باشم که برای این کار در پی مشارکت در کمپ کروبی باشم چون اگر هم انتخاب شود و من هم پستی بخواهم (بر فرض محال) او قادر به دادن چنین چیزی نیست. اتفاقا اگر نمی دانی بدان یک بار در جمعی وسیع به آقای کروبی گفتم فرق من با بقیه این است که اگر بر فرض هم رییس جمهور شدید من از فردای آن دیگر با شما کاری ندارم و به شغل ملتی ام می پردازم همانطور که در گذشته هم چنین رفتاری داشته ام اما اینها را برای تعریف از خود نگفتم زیرا من این پستها را لایق پذیرفتن از جانب خودم نمی دانم این را هم گفتم که مرا آنطور که هستم بشناسی.
دوست محترم تمام تحلیل شما بکل فاقد اعتبار است و من هم کار هیچ کس را توجیه نمی کنم و شما هم اگر با تحلیل دیگران مخالفید سعی کنید آنها را آنطور مه هست درک کنید.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۲۳ بֽظֽ | Reply
امير :
با سلام جناب عبدي
معذرت ميخواهم
در اين كامنت اخرتان در مورد رفتار ......
در ضمن انتشار هم نميخوام بدين وجواب هم نميخوام
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
چون فرموده اید بودید منتشر نشود رعایت کردم والا هم منتشر می کردم و هم پاسخ می دادم باز هم می توانید مجددا ارسال کنید.
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۲۱ بֽظֽ | Reply
امير :
امير :
با سلام جناب عبدي
معذرت ميخواهم
در اين كامنت اخرتان در مورد رفتار ......
در ضمن انتشار هم نميخوام بدين وجواب هم نميخوام
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
چون فرموده اید بودید منتشر نشود رعایت کردم والا هم منتشر می کردم و هم پاسخ می دادم باز هم می توانید مجددا ارسال کنید.
(پايان نقل قول)
انارشيسيسم يعني همين
شما بهتراست واژه رعيت را به شيخ تفهيم كنيد وبه او بگوييد با سواد اكابري نميشود نفت را تقسيم كرد وجامعه مدني را نهادينه وقانون اساسي را تعديل
حجاريان ميگه كروبي غضنفره ولي من ميگم كروبي احمدي نژاد دومه
وشما بپايين كه كردان نشويد!!
قبلا هم بهتون گفتم ما نسل سوخته يه اشتباهي كرديم دوم خرداد رو شكل داديم ولعنت به ما وسرخوردگيها وبغضهاي ما
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نوشته قبلی شما دارای نکاتی بود که می باید پاسخ می دادم اما این کامنت فقط اظهار نوعی عصبانیت است که شایسته دوستان نیست. این که دیگران را دارای سواد اکابری بدانیم چیزی را جز فرورفتن بیش از پیش ما در خیالات و اوهام نتیجه نمی دهد.آیا تا کنون فکر کرده ایم که همین نوع تحقیرها بود که کار مملکت را به اینجا کشاند؟ این تحقیر هاست که طرف مقابل را هم به نحو دیگری به واکنش وادار می کند.
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۸ قֽظֽ | Reply
امير :
با سلام مجددجناب عبدي
در اينكه شما يك فعال وروزنامه نگار مردمي هستيد من شك ندارم واينرو براحتي ميشه از متن نوشته هايتان دريافت با اندكي تامل
بهرحال شما علاوه بر اين همچون ديگران انسان هستيد ونه فرشته وحقوق ومقتضيات خاصتان محفوظ است
اما در اين بين بايد اشاره كنم نوعي علاقه مندي به انارشيسم واز ديوار بالا پريدن واحساسي گري همچنان در شما باقي مانده واين رو براحتي ميشه از نفس گفتار ورفتار سياسي شما دريافت وشايد خودتان به ان واقف نباشيد
اما موضوع مهمي كه من رو ناراحت ميكنه اينكه به هزاران دليل نميپسندم كروبي در انتخابات اتي به رقابت با موسوي بپردازد
واين كار كروبي هم راي اصلاحات را ميشكند هم ميزان مشاركت اراي خاموش را بشدت ميكاهد
اقاي عبدي عزيز اگر نسل ما كه كودكي را در جنگ سپري كرد به كمك تجربه ها وازموده نسل شما كه ديكتاتوري محمد رضا وانقلاب ومسايل بعد از انرا تجربه كرد نتواند سروسامان به زندگي در اين ملك ببخشد يقين بدان نسهاي بعدي كه احمدي نژاد را بر ما تحميل كردند نميتوانند اوضاع را درست كنند كه بدتر مارا دچار مخمصه ميكنند
من بطور جد معتقدم از ظرفيت موسوي كه به نوعي عملگرا تر از خاتميست بايد در اين برهه از زمان بدرستي استفاده كنيم واقتدار را در 22خرداد در هم بشكنيم همين
اينبار ما تجربه گرانبهاي دوران اصلاحات رو داريم وفقط بايد همه ظرفيتها در هم جمع بشوند تا از همه بشه استفاده كرد وبس وبدرود
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست محترم واقعا ما چه کاره ایم که برای آقای کروبی یا هر کس دیگر بدون استدلال کافی وظیفه تعیین کنیم که مثلا دوست نداریم با کسی رقابت کند که روی همه اینها را در انتخابات 4 سال پیش زمین زد و به میدان نیامد. آخر کمی هم منصف باشیم کسی که به دلیلی که حقش هم هست 20 سال کلامی نگفته و دهها مساله مهم پیش آمده و دریغ از کوچکترین واکنش، را بر کسی که به هر دلیل دیگر در این سالها خط مقدم فعالیت بوده و دفترش برای ورود همگان جهت پیشبرد امور باز بوده است ترجیح دهیم و حتی بخواهیم که به نفع او کنار رود. البته که برای چنین افاردی که فعال بوده اند انواع اشتباهات هم وجود دارد و من صریحا به ایشان نظرم را در این موارد می گویم اما اگر حرفی نزده باشیم و کاری نکرده باشیم عیب و هنرمان هم نهفته می ماند حالا چرا باید چنین توقعی را داشته باشیم؟ من برای شخص آقای موسوی احترام بسیاری قائل هستم اما در مقام نامزد نمایندگی باید توضیح قابل قبولی از سکوت و عدم مشارکت 20 ساله خود و بطور مشخص 4 سال اخیر ارائه دهند زیرا این کار تبعات جدی دارد که برخی دوستان ساده انگارانه فکر می کنند این دو ماه به خوبی و خوشی و با انتخابا ایشان به نتیجه خواهد رسید. اگر تغییری جدی در برنامه خود ندهند احتمال ضعیف دارد که چنین موفقیتی را به دست آورند.
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۱۷ بֽظֽ | Reply
محمد جواد عبدی :
سلام
چند روز پیش در یک جلسه ای که کمیته ی مراسم و اتخابات دفتر آقای موسوی در خراسان رضوی بودم...شرکت کردم.
اما به دلایلی کنار رفتم....
به نظر من تنها کسی که می تواند تحول در جامعه ایجاد کند آقای کروبی است.
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۲۳ بֽظֽ | Reply
پرسان :
با درود
در آغاز « شعارهايي را » که « اجرايي شدن آن قطعي است » در برابر شعارهایی که « از نظر مخاطب احتمال تحقق آن ضعيف باشد » قرار داده و نوشته اید که می خواهید در باره تصور مبتنی بر این تفکیک بحث كنید . اما در ادامه « شعارهاي مفيد انتخاباتي » را به « دو مقوله كلي » قابل تقسیم دانسته اید : « شعارهاي مشخص و كاملاً اجرايي در مقابل شعارهايي كه صرفاً جنبه گرايشي دارند » که « البته در عالم واقع بیشتر شعارها تركيبي از هر دو جنبه را دارند » .
گذشته از این که واجد هر دو جنبه بودن با مصداق هر دو مقوله کلی بودن فرق دارد ؛ منظور از ترکیبی بودن مشخص نیست : « بخش مهمي از شعارها تركيبي از اين دو هستند . مثلاً اگر شعار نامزد معيني ، رفع تبعيض مديريتي و آموزشي از اقليتهاي مختلف باشد ، طبيعي است پس از جلوس بر صندلي قدرت ميتواند اقداماتي را در جهت رفع اين تبعيض انجام دهد ، اما اين اقدامات ذاتاً مستمر بوده و ممكن است در مراحل اول ، فقط بخش اندكي از تبعيض را زايل كند . » در این مثال « رفع تبعیض مدیریتی » و « رفع تبعیض آموزشی » دو شعارند و هر دو « عام » یا « مستمر » که شعار دهنده در مدت « جلوس بر صندلی قدرت » می تواند « در مراحل اول فقط بخش اندكي از تبعيض را زايل كند » ؛ شعار « کاملاً اجرایی » کدام است ؟ ( بنا بر این مثال می توان گفت که عمل به برخی شعارها « مستمر » است و در مدت معین ـ و یا هیچ گاه ـ به سرانجام نمی رسد . )
آقای عبدی از بازبینی معنا و نسبت مفاهیم « اجرایی شدن قطعی » ، « احتمال تحقق ضعیف » ، ( « شعارهای مشخص » در برابر « شعارهای نامشخص » ، ) « شعارهای کاملاً اجرایی » ، « شعارهای دارای جنبه گرایشی » ، « شعارهای در حوزه اختیارات » و « شعارهای خارج از حوزه اختیارات » به درک روشنی از منظور شما نرسیدم .
به هر حال مطرح کردن شعارهای روشن ( همراه با تعریف مفاهیم و تشریح و توجیه ) حتا اگر تماماً در حوزه اختیار مقام و « صندلی » ای که می خواهند بر آن « جلوس کنند » نباشد ، قابل دفاع است به شرط آن که حد اقل با شعارها و برنامه های جزئی و مرحله ای تکمیل گردد .
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شعار کاملا اجرایی مثل همان طرح مردمی کردن درآمدهای نفتی است این طرح یا اتفاق می افتد یا نمی افتد اما رفع تبعیض یک جریان است ممکن است تا حدی رفع تبعیض شود و این راه ادامه یابد .
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۰۸ بֽظֽ | Reply
امير :
جناب عبدي
خوب من اقاي موسوي را نميشناسم ولي معتقدم ادمي نباشد كه از حقوق مادي مردم بگذرد مخصوصا واينكه شما ميفرماييد سكوت كرده بنظرم سكوتش با توجه به اينكه ساختار قطبهاي قدرت را ميشناسد از درون كار زيركانه اي كرده حالا چقدر واقعا بتواند از شكاف ايجاد شده بهره ببرد خدا ميداند ولي اينكه برنامه بدهد بنظرم بايد كمكش كنند
من هم در وبلاگ يكي از دوستان مشاركتي بهشان عرض كردم كه شما سعي در موج سواري داريد وهيچگاه برنامه اجرايي واقتصادي مشخصي ارايه نميكنيد
مشاركتيها ادمهاي ناتواني از لحاظ اجرايي هستند بيشتر اهل گل وبلبلند وموسوي هم توان ايجاد جنبش ندارد ولي اقاي عبدي ريس جمهور شدن كروبي فرض محال نامناسبتر از موسويست
در هر حال اگر بخواهد اينگونه پيش رود مشاركت بسيار پاييني خواهيم داشت
بنظرم اقاي كروبي بايد از موسوي بخواهد كه برخي از شعارهاي اورا عملي كند ودر هيئت يك ريس حزب ائتلاف كند وكنار رود تا مردم هم اميدوار شوند ومشاركت كنند وگرنه راستها مشاركت مردم رو بنفع خودشون مصادره ميكنند
در مورد كروبي مردم عامي هم راي نميدهند چون روحانيست
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۵۰ بֽظֽ | Reply
ابوالعلاء فشنگی :
عمو عباس اول به رسم ادب سلام.
ارادت کامل و جامع و بی نقص و نُقصان نثار جان نثار اصلاحات جناب آقا سید محمد معروف به مَمّد خالی بند. حالا چرا خالی بند؟ خیلی واضح و مبرهن و اصلاً اظهرُ مِنَ الشَّمس است که هرکی حرفای تخیلی بزنه که اصلاً تو مخ طرف مقابل نگنجه یه جورائی خالی بنده(البته تو مخ اونهایی که این صفت رو به سید نسبت دادن). شعار یا همون خالی بندی(از دیدگاه دوستان خیلی دو آتیشه، چه اینوری چه اون وری) الان سالهاست که به سنتی حسنه برای جلب انظار و جذب احساسات فروکش کرده مردم بیچاره تبدیل شده و هر روز و هر ساعت در رنگها و مدلها و طرحها و از همه مهمتر در سایز های مختلف عرضه می شه(بگذریم که در جوامع دموکراتیک این وظیفه احذابه که شعار بدن و برنامه بدن و ...). قربانش برم مالیات هم که نداره. ملت هم که عمدتاً حافظشون به خاطر نخوردن گردوی کیلوئی 15000 تومن و میگوی کیلوئی 10000 تومن فسیل شده و شعار آقایون یادشون میره. اصلاً ما ملت فراموشکاری هستیم. البته دکتر ممد خالی بند گفته که ملت نجیبی هستیم. بگذریم، عمو عباس، شما از همه بهتر میدونی که شعار نبایستی اونقدر گُنده باشه که نشه عملیش کرد و از طرفی نه اونقدر ضعیف و بی محتوا باشه که نشه باهاش کسی رو جذب کرد. به عبارت ساده تر شعار باید به شکل تههیج کننده ای عقلانی باشه. چی شد؟!!! عجب جمله ی فیلسوفانه ای!!! حالا با این تعریف وقتی به شعارهای بعضی از کاندیداها من جمله میر حسین خودمان بر می خوریم میبینیم بر خلاف شعارهای روزهای اول و سخنرانی های ایشان در مؤسسه دین و اقتصاد و ... که می گفتند " حرکت بر مبنای عقل" ، الان درصد بسیاری از شعارهای ایشان جنبه تهییجی بیشتری دارد تا عقلانی. به عنوان مثال وقتی صحبت از تغییر قانون از راههای قانونی می کنند، جنس حرف خیلی خوب و زیباست اما وقتی بیشتر تأمل میکنیم میبینیم مگه میشه مثلاً قانونی مثل نظارت استصوابی رو از این طریق تغییر داد؟ و شعارهایی از این قبیل:جمع آوری گشت ارشاد، شفاف سازی در قراردادهای نفتی و مسایل ارز و بودجه، رسانه خصوصی و ... . آخه عمو عباس مگه آقای موسوی این چند سالی که تو بطن سیاست نبوده، جائی غیر از ایران زندگی می کرده که اینقدر به مسایل به دید ساده انگارانه ای نگاه میکنه؟ یا شاید هم خودش می دونه که نهادها و دستگاههای موازی نمی ذارن ولی به خاطر جذب آراء این حرف ها رو میزنه؟ آخه عمو عباس تو مملکتی که به قول یکی از دوستان صاحب اصلیش غایبه! مگه میشه این همه وعده سر خرمن داد. عمو عباس نکنه یادت رفته که چه چیزهایی که (ببخشید البته) به ناف خود جنابعالی نبستن؟ یادت رفته که عمو سعید بیچاره رو تو عصر اصلاحات به چه روزی انداختن و بعدش ضارب رو با سلام و صلوات روانه کردن؟ نکنه یادت رفته آقا شیخ عبدالله رو چجوری آچمزش کردن؟ نکنه فراموش کردی عمو عطاء رو به چه چه خاکی نشوندن؟ عمو عباس بگم از عمو عماد، آقا احمد قوچانی، یا برادر شهید جلائی پور و اشکوری و ...؟ شعار کدومه عمو عباس. مردم یکی رو می خوان که اهل عمل باشه. وعده وعید بیخود هم نده. الکی هم دل مردم رو خوش نکنه با شعارهای حکیمانه و حرفای فیلسوفانه. خیلی راحت بیاد یه جمله ساده و نزدیک به دایره عقل بگه و اگه رای آورد مرد و مردونه پاش وایسه حتا اگه به ضررش بشه. بیا عمو عباس با خودمون یه بار دیگه صادق باشیم. به امید پیروزی در انتخابات 22 خرداد.
۲۹ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۳ بֽظֽ | Reply
امير :
با سلام
سيماي مركز مازندران در نمايش اخبار شبانگاهي خود دربخش خبرهاي داخل پرانتز امروز بانشان دادن تصوير بي سخن مرعشي كارگزاراني از قول وي گفته موسوي كانديداي ائتلاف ملي است ودر پي اين نمايش با پخش اظهارات نماينده اوصولگراي ساري كه قبل از اين ريس همين مركز صدا وسيماي مازندران بود كه وي در اين مصاحبه اظهار ميدارد كروبي با توجه به پيش بيني ما كنار نميرود وكا راصلاحطلبان مشكل خواهد شد تا به بيننده القاي نا اميدي از پيروزي وعدم مشاركت كند ونيز احمدي نژاد را تنهاكانديد جامعه روحانيت ومدرسين واوصولگرايان خوانده بود
وقطعا در مراكز صدا وسيماي ساير استانها همينطور هست اوضاع
اما اقاي عبدي اصلاحطلبي متعلق به مردم است نه بساط نوچه بازي وقشون كشي يك لر ودارو دسته اش
اصلاحطلبي نوزادي نيست كه دو مادر هردو به ناحق كروبي ومشاركت بلا بسر ش بيارن بس كنيد
ما گناه نكرديم كه شما با هم مشكل دارين وميخواين اقتدار را قويتر كنين
در مورد سكوت موسوي هم كه قبلا فرموديد من به سهم خودم سكوت موسوي را از كارهاي كروبي وخوش خدمتيهايش بيشتر ميپسندم
....
.....
چرا نميفهمه كه اكثر مردم اصلاحطلب اصلاحات مورد قرائت ايشون و... رو نميخوان
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
حالا چرا به دیگران تهمت می زنید خوب حرفتان را بزنید و به هرکسی دوست دارید رای بدهید. اگر دیگران هم چنین رفتار کنند و تهمت بزنند که آخر و عاقبتی برای جامعه نمی ماند.
۲۹ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۲۴ بֽظֽ | Reply
امير :
با سلام
چه تهمتي ميزنم جناب عبدي
راست ميگم ديگه برادر وقتي ما مردم عادي زجر ميكشيم ورنج ميكشيم بخاطر نداشتن حق زندگي كه ثمره فعاليت سياسي دوستانتان وعشق فعاليت بي ثمر ومتشتت كننده اوناست وقتي ميبينيم تو اين دم انتخابات همه اربابان حاتم بخشي ميكنن وادمهايي مثل مارو نا اميد وخونه نشين انتظار داري چه چه وبه به كنم مرد مومن ما اصلا انتظار نداريم انتخابات دور قبل تكرار بشه كه اين هم كه شما ميگين بهر كسي ميخوام راي بدم بدم اوج مسئوليت پذيري شمارو ميرسونه حتما لبخند هم ميزني وقتي اينو ميگي نه داداش ما با اين وضع راي نميديم (هركه بامش بيش برفش بيشتر)فكر ميكنين ما خريم اشعار عارفانه تهي از پشتوانه دم انتخابات رو قبول كنيم؟!
چه تهمتي ميزنم كه روز به روز چهره كريه فقر وياس ورنج وبيماري ونداري وطاعون دروغ وريا رو پر رنگتر ميبينم
اگر شما معتقيد من تهمت ميزنم پس همه شما هم يا بازيگر يك معركه هستين ويا دارين به هم تهمت ميزنين
۳۰ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۳۴ بֽظֽ | Reply
علی :
با سلام
نمیدونم چرا اکثر مردم حرف دلشونو نمیزنن.
به نظر من بزرگترین مشکل مردم (و البته بنده) با احمدی نژاد و کلا جناح محافظه کار تو مسائل فرهنگی هست، ولی همیشه مسائل اقتصادی و مدیریتی و نقاط قوت و ضعف وی رو مطرح میکنند!
از طرفی طرفداران عقاید فرهنگی وی به طرفداری کورکورانه و قضاوت یک طرفه نسبت به سیاستهای اقتصادی - اجتماعی وی دارند.
از طرف دیگر مخالفان وی صرفا به انتقاد از این سیاستهای اقتصادی دارند، و لو این که کار درستی انجام داده باشد.
بیاییم و به هم دیگه راست بگیم!
تا وقتی که نیاییم و مستقیم خواستههامونو نگیم همین آش است و همین کاسه. هر بار به یک شگردی مردم رکب میخورند که بعد از انتخابات تازه میفهمند چی شده!
این خواستهها تو سال 76 یه کم رو شدند؛ آزادی بیان و عقیده، ارتباط بین المللی دوستانه (از جمله با آمریکا)، فضای باز سیاسی، اصلاح تعریف مردم از دین، دینداری و حکومت، رفراندوم و ....
به نظر من به جای تمرکز روی مسائل معیشتی (که البته در جای خود مهم هستند) بیاییم روی اصل تفاوت نظر جناحها و کاندیداها تمرکز کنیم.
بزرگترین مشکل مردم با این دولت نداشتن آزادی فرهنگی است. مردم میخواهند دولت کاری به کارشون نداشته باشد، دین دارند یا ندارند بذارند زندگیشان را بکنند. والسلام.
این که پرداخت نقدی یارانه باشه یا نه رو خود مردم و ارگانها -با وجود هر دولتی- پیگیری خواهند کرد و روال منطقی خودش را طی خواهد کرد.
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۵۷ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1135