آقای محمد حسین وقتی دیدند که کامنتها شروع شد حدس زده اند که نوشته های مهمانان هم منتشر می شود این نوشته در ضرورت بیان ساختن زبان و رقابتی که چنین زبانی را می سازد است و در رابطه با انتخابت اخیر تحریر شده است.
نویسنده آقای محمد حسین
1-
زبان یعنی تفکر!
آنچه را که ما به زبان می آوریم یعنی درباره اش فکر کرده ایم یا فکر می کنیم به عبارت دقیقتر :ما به گونه ای فکر می کنیم که سخن می گوییم!اگر یک زبان نتواند درباره زندگی یک ملت و نیازهای آن واژه ها و ترکیبات مناسب را ارائه دهد به مرور آن زبان می میرد و احتمالآ آن ملت هم ادغام می شود! اگر یک جنبش اجتماعی، یک علم، یک حرفه و حتی یک ورزش نتواند زبان خود را تولید کند وجود نخواهد داشت!
یادم می آید یکبار که انتقاد از مسئولین هواشناسی کشور بالا گرفته بود یکی از آنها جواب فیلسوفانه ای داد ، گفت : ما در زبان فارسی اصطلاحات و واژگانی نداریم که بتوانیم به طور دقیق وضعیت های مختلف هواشناسی را به وسیلهء آنها بیان کنیم(به زبان آوریم) و به اطلاع مردم برسانیم پس اگر در خوزستان سیل می آید و مردم را می برد تقصیرما نیست بلکه مشکل از زبان ماست!
2-
جنبش اصلاحات زبان خاص خود را داشت و نیز کلید واژه های ویژه اش را ! نشریه عصرما وروزنامهء سلام و نشریه کیان و تعدادی از سخنگویان فعال آنروزهای جنبش و بعدآ روزنامه های جامعه ،صبح امروز و غیره و غیره به طورویژه این زبان را تولید و باز تولید می کردند.
فردی که در این میانه بیش از همه و البته آگاهانه(یعنی می دانست که باید زبان بسازد) زبان می ساخت ، به نظر من آقای حجاریان بود. هم او که اکنون بریده-بریده سخن می گوید.
اصطلاحات: جامعهء مدنی، حقوق شهروندی، اصلاح طلب-محافظه کار، لباس شخصی ها،آقا زاده ها و چندین واژهء دیگر زادهء این دوره است و حتی وقتی اصلاحات به سراشیبی افتاد واژگان خاص خود را تولید کرد.
اصلاحات حتی سرود خاص خود را هم برگزید: یار دبستانی من و ای ایران، ای مرز پر گهر دو سرود برگزیده بودند. زبانهای دیگر در قالب مراسمات و غیره...
وقتی می گوئیم آزادی بیان یعنی توانایی اندیشیدن و به تبع آن توانایی زیستن.آزادی بیان یعنی حق زیستن.
3-
مشکل دولت کنونی در این ساحت نداشتن زبان تکامل یافته است! جالب آنکه این دولت هم هر گاه که می خواست واژه ای بسازد با میلیونها اس.ام.اس بمباردمان می شد.ببینید بر سر "مهرورزی"، "رایحهء خوش خدمت" و غیره و غیره چه آمد! حتی برسر واژهء امید "ماهوارهء امید" چه ها که نیامد.در جایی همهء اس.ام.اس هایی را که برای ماهواره امید ساخته شده بود دیدم، آن سخن استوارت میل به یادم امد به این مضمون که وقتی آزادی را از ملتی بگیرید تا آنها را به رفاه و پیشرفت برسانید پس از رسیدن به اهدافتان می بینید که آن ملت واکنش مناسبی نشان نمی دهند چرا که آنها دیگر آن انسان گذشته نیستند که چنین چیزهایی برایشان واجد ارزش محسوب گردد.
4-
ما اکنون در دورهء پسا اصلاحات هستیم! کم کم از لکنت و بی زبانی خارج شده ایم، نطقمان باز شده است! واژه هایی را که در این سالها کاشته ایم(کم یازیاد،کامل یا ناقص) باید در 22 خرداد درو کنیم ، خرمن بسازیم ، آنرا بکوبیم و کاه آن را بر باد دهیم تا محصول منزهی را برای غذا و کشت و کار دیگری درکار بگیریم.
جایی که بیش از همه، زبان این دوره را می سازد، همین سایت است! در این دوره زبان دیگری به مرور شکل گرفته و خواهد گرفت تا بتواند رخدادها را تعریف کند ، حرکت را تضمین نماید و شیوهء اندیشیدن را بنا گذارد.باید تلاش کنیم که زبان این دوره زودتر به سمت انسجام و اعتلای خاص خودش حرکت کند! اوج این زبان هم اکنون در کلام دو کاندیدای ما مشهود و مسموع است که مثل یک ریل قطار تداوم می یابد و حامل بخش اندکی از خواسته ها، اهداف و آرمانها و یا بیان کنندهء آلام و دردهای ما هستند.
به نظر من کسانی که آقای عبدی را بخاطر همکاری اش با ستاد آقای کروبی تخطئه می کنند (و بعضآ در کمال صراحت و صداقت حتی اذعان کرده اند که یادداشت او را هم نخوانده اند) امیدوارم توجه نمایند که آقای عبدی در ساخت زبان این دوره نقش مهمی داشته است ! بنا بر این نمی توان به آسانی به مهندس یک ساختمان توصیه کرد که امن ترین نقطه بنا کجاست پس آنجا بایست!
5-
دو شعار آقایان کروبی و موسوی از ابتدا برای من جالب توجه بود اما در میان این دو، شعار تقسیم سهام نفت و گاز آقای کروبی برایم تکان دهنده بود چه همانگونه که عرض کرده ام به شاهرگ نزدیک شده است و برای من که گرایش ساختاری در سیاست دارم این شعاری ایده آل است که سرمستم می کند و خرسند می شوم که در دهان مردم جریان پیدا کند و مردم هر روز آنرا تکرار کنند و باآن فکر کنند(دقت شود"با آن" نه -به آن-) تا تفکر اجتماعی ما دیگر شود.ما بی نفت فکر کنیم وقتی بی نفت سخن می گوئیم!
برای آقایان، شعار میر حسین گزنده تر آمد چون عاجل تر است ! زود آنها را به واکنش انداخت چه آنها جامعهء انسانی را با قدرت پلیس بهتر اداره می کنند(گشت ارشاد) نه جامعه را که حتی جاده ها را ونه جاده ها که حتی میادین شهرها را ! سر چهارراهای زیادی در برخی شهرها ایستادن سربازان تفنگ بدست چه معنایی دارد؟ مگر این همان ملت رشیدی نیست که مرحوم امام به آن افتخار می کرد و جز برهه ای در صدر اسلام ملتی را به ارزشهای این ملت سراغ نداشت ؟پس چه شده است که باید در سر چهارراهها جوانکهای تفنگ بدست و بعضآ با چشمان هیز آنها را کنترل کنند؟
6-
در این انتخابات باید گفت، باید واژه ساخت ، باید شعارهای ساختاری کاندیداهایمان رابه هجای توده ترجمه کرد و آنها را مثل یک معلم صبور با مردم زمزمه و تکرار کرد. هر کس می خواهد رییس جمهور بشود بشود، موسوی، کروبی، احمدی نژاد و یا هر کس دیگر اما ما زبان خود را ترویج کنیم و فکر کردن با زبان خودمان را به مردم یاد بدهیم آن وقت ما رییس جمهور خواهیم شد.بی زبان ما هر کس رییس جمهور بشود کروبی،موسوی و احمدی نژاد ، رییس جمهور ما نیست، رییس جمهور خودش است! رییس جمهور زبانی دیگر است.
ما برای زبان خود باید زحمت بکشیم و رنج ببریم!فردوسی سی سال تلاش کرد تا شاهنامه را نوشت و زبان پارسی را حفظ نمود!ما چقدر زحمت کشیده ایم؟
ما بدون زبان یا با زبان ناقص و تکامل نیافته ملتی خشونت طلب خواهیم شد! این قانون تکامل زیستی است.وقتی کسی نتواند مقصودش را با زبان بیان کند با حرکات دست و پا نشان می دهد و وقتی خواسته هایش افزایش یافت و کاری هم از علم الاشاره برنیامد دست به حرکات دیگرو نهایتآ خشونت می زند.اگر فقیری گرسنه، بتواند فقر خود را به زبان بگوید(یعنی ادبیات لازم برای بیان وجود داشته باشد) و آن گفتار شنیده شود(زبان مشترک وجود داشته باشد) و پاسخی در خور بیابد(امکان کنش مناسب فراهم باشد) دزدی نخواهد کرد(یا عمل او دیگر دزدی نخواهد بود) حتی اگر به غذا نرسد و از گرسنگی بمیرد.
7-
این چه اصراری است که عده ای می خواهند یک کاندیدا را به نفع دیگری کنار بزنند؟ بگذارید آنها با هم رقابت کنند ودر بسط شعارهایشان از یکدیگر پیشی بگیرند ! هم را تایید کنند و بر دیگری بیفزایند در تبیین شعارها به هم کمک نمایند و ما هم از این رقایت سود خواهیم کرد.این شعارها باید در زبان مردم بارها و بارها تکرار شود تا زبان ملت از لکنت باز گردد و به جای خشونت، کلام جریان یابد!
اگر یکی شان می گوید :باید گشتهای ارشاد جمع شود ، شنیدیم که دیگری گفت گشتهای ارشاد را جمع خواهم کرد و فرق این دو گزاره بسیار است.
اگر یکی شان می خواهد سهام نفت و گاز را واگذار کند از دیگری بخواهیم سهام دیگری را قول بدهد یا امتیاز دیگری را یا از اولی تبعیت کند!
اگر یکی شان می خواهد یک تلویزیون خصوصی ایجاد کند بگذاریم تا دیگری سخن از شبکه های خصوصی و آزادی بیان بزند!
چرا باید اینهمه استرس داشته باشیم و دستپاچه شویم ؟ رقابت خوبی در جریان است بیائید لذت ببریم و از این رقابت سود خودمان را برداشت کنیم!
میر حسین اگر رییس جمهور نشود بازهم رییس فرهنگستان هنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ، نخست وزیر دفاع مقدس، استاد دانشگاه تربیت مدرس و.... باقی خواهد ماند! کروبی اگر رییس جمهور نشود یکی از شیوخ این نظام، دبیرکل حزب اعتماد ملی و.... باقی خواهد ماند! اما من وتو چی؟ پس بیائید نگران خودمان باشیم و با حوصلهء تمام بازی را تا ایستگاه آخر ادامه دهیم و مطمئن باشیم که ضرر نخواهیم کرد.