آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۶ فروردین ۱۳۸۸
رابطه طرح مردمي كردن نفت و الگوي مصرف
تقريباً مسلم است كه جامعه ما از حيث نحوه مصرف در بسياري از كالاها راه پر اشتباهي را طي كرده و كماكان هم اين راه را طي ميكند. اين وضعيت بيشتر در كالاهايي چون سوخت و انرژي، نان، دارو، شكر، آب و... است كه فصل مشترك اين كالاها يارانهاي بودن عرضه آنهاست و هرچه يارانه كالايي بيشتر شود، انحراف از مصرف بهينه و مفيد آن كالا نيز، بيشتر خواهد شد، بنابراين اگر قرار است كه به اصلاح الگوي مصرف بپردازيم بايد درك روشني از مفهوم چگونگي شكلگيري یک الگوی مطلوب داشته باشيم.
اول از همه بايد بدانيم اصلاح الگوي مصرف به معناي كاهش مصرف نيست، بلكه به معناي مصرف درست و موثر است. دو نفر را مقايسه كنيد كه اولي هر روز 50 ليتر و دومي 30 ليتر آب (فرض كنيد قيمت آن مجاني باشد) مصرف ميكنند. اما نفراول با استحمام و پاكيزه نگهداشتن محيط و آبياري باغچه اين مقدار مصرف را دارد و حتي يك ليتر آب را هم تلف نميكند، اما دومي بجاي اين مصارف عملاً و از سر بياحتياطي و بيخيالي بیش از ده لیتر آن را به داخل فاضلاب رها ميكند و استفاده موثري از آن نميكند. در قضاوت ميان اين دو نفر حق نداريم كه اولي را فردی اسراف کار و دومي را به علت مصرف كمتر صرفهجو خطاب كنيم، بلكه برعكس دومي مصداق دقيق فردي است كه اسراف ميكند. حال اگر برای کاهش مصرف ميان اين دو نفر سهميهبندي كنيم و براي هر یک از آنان نفري 35 ليتر در نظر بگيريم، تا بلكه مصرف مجموع آنان از 80 ليتر به 70 ليتر كاهش يابد، ميتوان گفت كه در این صورت مصرف آب كمتر می شود، اما اتلاف آن بيشتر خواهد شد، زيرا فرد اول 15 ليتر كمتر سهم ميبرد و قادر نيست كه از آب کسر شده استفاده مورد نياز و ضروري خود را انجام دهد، اما نفر دوم تا قبل از اين 10 لیتر از 30 ليتر را تلف ميكرد، الآن 15 ليتر را تلف ميكند. بنابراين هر نوع سهميهبندي از جمله سهمیه بندی انجام شده درباره سوخت و بنزين، لزوما نميتواند به معناي تغييری مثبت در الگوي مصرف تلقي شود.
براي شناخت اينكه چه عاملي الگوي مصرف را شکل می دهد، مجبورم مثالي بزنم. دروغگويي يك عمل زشت است، رفتار مردم در اين زمينه چگونه است؟ به طور طبيعي بخش معدودي از افراد جامعه حاضر نيستند كه تحت هيچ شرايطي دروغ بگويند، هيچ منفعتي را هم معادل و هموزن با خسارت دروغگويي نميدانند، آن را گناه كبيره دانسته و از آن پرهيز ميكند. معدودي هم هستند كه تحت هر شرايطي ابايي از دروغگويي ندارند، آموزشهاي اخلاقي هم فقط ميتواند اين دو گروه را به اندازه اندكي، كم يا زياد كند، اما اكثريت مردم، در مقابل دروغگويي ارزيابي هزينه و فايده ميكنند. در جامعهاي كه دروغگويي نه تنها هزينه نداشته، بلكه منفعت هم داشته باشد، دروغگو گفتن امري عادي ميشود. يكي از دوستان تعريف ميكرد كه شركتي را تأسيس كردند و از همان ابتدا تصميم گرفتند كه حسابهاي خود را براي پرداخت ماليات شفاف اعلان كنند، اولين حسابداري را كه آوردند با پوزخندي به آنان فهماند، كه اگر شفاف بنويسيد، مأمور ماليات قبول نميكند و آن را زياد ميكند، در نتیجه مجبور می شوید که مالياتي بيش از حد خود بدهيد، فرض ماموران اين است كه شما هم مثل دیگران دروغ ميگوييد، پس زحمت راستگويي را به خود ندهيد. در زمان روزنامه سلام به ياد دارم كه روزنامهها تيراژ خود را ميدادند و براساس آن ارز ميگرفتند، آقاي موسوي خوئينيها حاضر به دادن تيراژ نشد، زيرا چون تيراژها دروغ گفته ميشد، و همه دو يا سه برابر مقدار واقعی تيراژ ميدادند، ايشان حاضر به ارايه تيراژ نشد (نه دروغ و نه راست) اما ظاهراً ديگران اين رفتار شناخته شده را انجام ميدادند. در مقایسه با جامعه ما در جوامع غربي اصل را بر درستي ادعا ميگذارند، و طبعاً هنگامي كه خلاف آن ثابت شود چنان هزينهاي را بر دروغگو بار ميكنند كه هيچگاه فراموش نكند.
با اين توضيح بايد گفت چگونه ميتوانيم مصرف انرژي را كم كنيم تا هم آن را اضافي و بيهوده مصرف و هم هوا را آلوده ننماييم؟ تنها يك راه دارد، هزينه مصرف را چنان كه هست بپردازيم. اگر در مثال مصرف آب، هزينه تمام شده و حتي بيش از آن از مصرفكننده دريافت شود، در اين صورت آن فردي كه آب را تلف ميكند، قطعاً از اين كار اجتناب ميكند، زيرا افراد معمولاً حاضر نيستند، پول خود را تلف كنند، اما فرد اول با طيب خاطر هزينه آب مصرفي خود را ميپردازد. مقايسه كنيد نحوه برخورد ما با آبهاي معدني (ليتري 150 تومان) را با آب تهران كه تقريباً به قيمت يك صدم آن هم نيست. تا قطره آخر آب معدني مصرف ميشود، در حالي كه آب تهران هم بسيار با كيفيت است.
با اين توضيحات براي ارايه الگوي مصرف درست هر كالايي بايد هزينه واقعي آن پرداخت شود، از جمله سوخت و بنزين هم همين طور است، و ميتوان تا قيمت جهاني آن و حتي بيشتر براي آن در نظر گرفت، اما چرا اين كار در ایران نميشود، زيرا مردم ميپرسند كه چرا نفت خودمان را بايد به اين قيمت بخريم؟ چرا باید پول نفت را دولت بگیرد و خدماتی شایسته هم به مردم ندهد و این تعداد افراد هم زیر خط فقر باشند؟ و اين سوال های درستي است. پس راهحل آن انتقال درآمدهاي نفتي به مردم است تا خودشان آن را به قيمت عادلانه و لازم بفروشند و سود آن را هم مستقيماً خودشان كسب كنند و این درآمد هم در بودجه دولت وارد نشود. طرح مردمي كردن درآمدهاي نفتي دقيقاً چنين هدفي دارد و يكي از آثار مثبت آن اصلاح الگوي مصرف انرژي است و چندين منفعت مهم ديگر هم دارد، كه به مرور به آنها پرداخته خواهد شد. بنابراين بايد گفت نفت مردم را به مردم بدهيد، آنان خودشان با قيمت مناسب خواهند فروخت و درآمد آن را هم مستقيماً در مسيري كه ميدانند خرج ميكنند و دولت ميتواند از اين درآمد ماليات بگيرد. مردمي كه از دولت كمك مالي دريافت كنند، هر چيز ديگري باشند بر خلاف ادعاهای موجود قطعاً ارباب دولت نيستند.

vahid shabanpour :
با عرض سلام
من مطلب شما را تایید می کنم ولی برای انتقال مفهوم الگوی مصرف علاوه بر فرهنگ سازی نیاز به شفاف سازی هم داریم به این شکل که فرضا شخصی که یارانه از روی مبلغ انرژی پرداختی اش برداشته شده بداند که این مبلغ برای رفاه خودش به شکلی دیگر سرمایه گذاری میشود مثلا در آلمان هر بطری اب معادل هزار تومان اگر فروخته می شود مبلغ پرداختی که بالاتر از سایر همسایه هایش میباشد به شکل مالیات در دست دولت قرار می گیرد و این مبلغ به همراه اعتبار دولتی جهت افزایش شاخص راهسازی و بهداشت محیط خرج می شود ولی در کشور ما این شفاف سازی وجود ندارد و مازاد پرداختی ممکن است راهی فلسطین و لبنان شود(برای حفظ دیکتاتوری) و یا صرف بودجه پنهان مذهبی شود.از نظر من به عنوان یک شخص عامی علاوه بر فرهنگ سازی نیاز شدیدی به شفاف سازی نیز میاشد.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۵۵ بֽظֽ | Reply
سعید :
و احتمالا منفعت دیگر هم پاسخگو کردن حکومت هستش و دقیقا به همین علت شعار مردمی کردن نفت قابل اجرا نیست زیرا قدرت تمایلی به پاسخگو بودن ندارد...
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بله مقاومت هست اما هنر شما در این است که شعاری بدهید که امکان مقاوت را کم کند و این شعار چنین پتانسیلی را دارد.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۲۷ بֽظֽ | Reply
ترابی :
ولی در مورد چگونگی پرداخت چیزی نگفتید. یعنی عین خود ِ پول واریز شود؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
وقتی سهام می گیرند هیات مدیره در باره چگونگی پرداخت تصمیم می گیرد که معمولا بخش مهم آن نقدی پرداخت می شود.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۵۰ بֽظֽ | Reply
رضا -م :
با سلام
نسخه شفاه بخشی را تجویز کردی ولی لزوما واقعی کردن قیمت ها منجر به مصرف بهینه نخواهد شد .
بعقیده بنده تا اول فعل خواستن در همه الخصوص خواص جامعه شکل نگیرد محال است این رویه اصلاح شود .
بعد از فعل خواستن می ماند ایجاد زیر ساخت هایی که بتواند میزان درآمد و هزینه هر شهروند را آن لاین نشان بدهد .بعبارتی اول شناسایی دهک های جامعه تا سیستمی ایجاد نشود که دهک ها را در محدوده 100/0 نشان دهد چگونه می توانیم قیمت ها را واقعی کنیم .و یا یارانه ها را واقعا به گرو ه ها هدف برسانیم.
جناب آقای عبدی اساسا با این سیستم اداری گنده بک قادر به انجام طرحی مناسب شا ن ملت ایران هستیم.
بنده بیشتر از یکسال است حتی برای شما هم ایمیل دادم که به لطف حق به راه حل جامعی بنام طرح (بالف) رسیدم که با اجرای آن حکومت قادر خواهد شد همه ناهنجاریهای کشور را از هر کسی و در هر حوزه ای اعم از (سیاسی و اجتمایی و اقتصادی و .... ) باشد بسرعت بر طرف کند .
گو گوش شنوا و فعل خواستن همه ما برادر وار دستمان در جیب همدیگر است و به این ناهنجاریها خو گرفته ایم .
سال مصرف بهینه نامگذاری شده مثل سال های گذشته همانهایی که بیشترین اسراف رادارند خودشان را در صف مقدم مبارزه با اسراف نشان خواهند داد در حالی که در عمل بر اسراف شان خواهند افزود .چرا چونکه با این ساختار اداری و حکومتی غیر شفاف نباید انتظار اصلاحی را داشت ولی با بالف می شود 100/0 ریشه همه ناهنجاریها را خشک کرد .
موفق باشید
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اصولا راه حلهایی این چنینی تا به اجماعی نسبی نرسد مفید فایده نیست شما هم اگر بهترین راه حل را داشته باشید تا آن را عمومی نکنید هیچ فایده ای ندارد.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۵۸ بֽظֽ | Reply
Amir :
آقای عبدي، رياضيات کلاسهای اول دبيرستان را بياد داريد؟ با نفت 147 دلار نتوانستيم کاری انجام بدهيم حالا با نفت 47 دلار چطور؟ احمدی نژاد يا بهتر بگويم رئيس جمهور ايران 20 درصد اختيار دارد حالا ايشان را بايد به اندازه 20 درصد زير علامت سؤال برد نه صد در صد. اميدواريم که آقای کروبی هم بشعار تغيير قانون اساسی ادامه بدهند در انتخابات.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۲۸ بֽظֽ | Reply
افسوس :
نفستان از جای گرمی بلند میشه که در کاهش مصرف نوشته اید: تنها يك راه دارد، هزينه مصرف را چنان كه هست بپردازيم.
یعنی باز هم جیب مردم خالی تر بشه و جیب دولت پرترتر؟
که چی بشه؟
مگه اینهم پول و امکانات و دزدی و گرگی بس اش نیست؟
آقای عبدی
وقتی آب از سرچشمه خراب است این چه آوازیست که یاد مستان میدهید؟
از کجا معلوم که دولت با این همه فساد میلیاردی میلیاردی - که مجلس فرمایش هم ، آنقدر آش شور شده که صداش در آمده- هزینه های آب و برق و گاز و بنزین را واقعا پای مردم درست حساب کند؟ وقتی تا بحال حقوق مردم را آنچه که بوده و هست نداده و نمیدهد؟
ترا خدا
ترا هر که دوست دارید آقای عبدی شما دیگه کار یاد آقایان ندهید
که آنان خود در این زمینه ها استادند و جیب هاشون گشاده گشاد
فکر نون باشید که اینها همه اش آبه
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نگران نباشید آقایان کار خود را خوب بلدند چرا که تا وقتی اینطوری مطلب را بخوانیم و اینطوری به اقتصاد نگاه کنیم آنان هم از جیب مردم بنزین مفت توزیع می کنند و امثال ما را خوشحال خیال نگه می دارند.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۵۸ بֽظֽ | Reply
:
حق رای خودمان را به خودمان بدهند ، نفت و پول نفت پیشکش
حالا همانطوریکه پول نفت را سر سفره مان آوردند ، یه مدت دیگه هم با این شعار ؟
دست مریزاد
نمیشه حالا که زحمت می کشید به اقایان توصیه میکنید، توصیه کنید که "صد" را ما بدهند ما خودمان " نود" و "هشتاد" و "هفتاد" و بقیه اش را از توش برداشت کنیم؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کسی که حق رای شما را بدهد می تواند از شما بگیرد ما هم اگر توانستیم پول نفت خود را بگیریم حتما حق رای را هم شرافتمندانه خواهیم گرفت.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۰۳ بֽظֽ | Reply
امیر حسین :
وقتی به گفته ی خود شما ، بی اعتمادی در حال تخریب ستونهای اصلی جامعه است ، چه اعتمادی است به دولت که در دادن و گرفتن پول نفت و آب عدالت داشته باشه؟ وقتی باز هم ریش و قیچی دست خودشه؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نفت را گرفتن اعتماد نمی خواهد پول دادن به دولت و نفت را دولت ببرد اعتماد می خواهد.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۰۶ بֽظֽ | Reply
حمید - اهرزاده :
رابطه طرح مردمي كردن نفت و الگوي مصرف، مردمی شدن حکومت است که اینهم امریست نشدنی مگر با مرگ یکطرف
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نخیر عکس قضیه درست است اگر نفت را گرفتی نتیجه مردمی شدن امور است و نه بر عکس. این مهمترین خطای تحلیلی برخی از دوستان است.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۰۹ بֽظֽ | Reply
مجید آراسته :
مسلم است كه دولت جمهوری اسلامی در این ........... ولی این چه ربطی به جامعه و مردم دارد که نوشته اید: "مسلم است كه جامعه ما از حيث نحوه مصرف در بسياري از كالاها راه پر اشتباهي را طي كرده و كماكان هم اين راه را طي ميكند."؟
باز هم زورتان به اون بالایی ها نرسید ، مردم را دراز کردید تا چوب بزنید؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست عزیز دروغ بدتر از این نیست که برای فضا سازی یک نفر به نامهای مختلف کامنت بگذارد لطفا کسی این کار را نکند راه برای اطلاع از آن وجود دارد قبلا هم این کار را کرده اید . اگر هر یک از ما در باره موضوعی حرفی داشته باشیم می توانیم آن را طی یک کامنت حتی طولانی هم بنویسم و من هم ابائی از انتشار چنین کامنتهایی ندارم اما این که جز جز در چند کامنت بنویسیم و اسامی متعدد برای آن بگذاریم و بعد درس اخلاق دهیم کاری ناشایسته است و امیدوارم که پس از این چنین کاری را انجام ندهند. متاسفانه مجبورم این نوع کامنتها را حذف کنم.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۱۸ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
بهتر است به این هم اشاره شود که منظور از واگذاری سهام دو شرکت اصلی وزارت نفت به افراد بالای 18 سال چیست؟
آیا آیندگان حقی از نفت ندارند؟ یا این سهام نا محدود است و هر که به 18 سالگی رسید می رود سهم می گیرد؟
آیا به ارث می رسد؟
آیا قابل انتقال است؟
مکانیسم کنترل آن شرکت ها چگونه است؟ دولت اداره می کند و سود را توضیع می کند و یا اوضاع متفاوتی است؟
چقدر از این درامد را بابت هزینه ها (بجز مالیات) تصاحب می کند؟
آیا دولت می تواند بدون اجازه سهام داران نفت را به کشوری ببخشد یا ارزان بفروشد؟
آیا دولت مانند امروز می تواند بازپرخدات فاینانس پروژه های گوناگون را از منابع نفتی بپردازد؟
و دها مورد که اگر دقیق به آن پرداخته نشود بیم آن می رود از دل این شعار هم چیزی شبیه شعار خصوصی سازی یا سهام عدالت بیرون بیاید.
امروز که نفت به طور قانونی تمام و کمال در اختیار حکومت است از قانون خودشان تخلفات چشمگیری کرده اند حال اگر بناست این نهاد را از آنجا خارج کنیم باید مکانیسم های فوق العاده قوی برای جلوگیری از تخلف اندیشیده شود. مدیریت دولت بر شرکت های سهامی عام نمونه روشنی است.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در طرح دکتر نیلی اکثر این موارد توضیح داده شده است. در آینده نزدیک هم احتمالا در یک مصاحبه مفصل توضیحات تکمیلی داده خواهد شد.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۲۱ بֽظֽ | Reply
farhadsaba :
man fekr mikonam entekhaab vazir e naft be daste mardom mitavaanad yeki az rah haa baashad
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۲۰ بֽظֽ | Reply
امير :
با سلام جناب عبدي
انصافا دست مريزاد به اين يك فقره ادامه بده وكاري بكن كه شعار نمايندگان دور بعدي مجلس هم بشود دست مريزاد من يكي خوشم اومد
بر خلاف مقاله هاي قبليتان كه با شما موافق نبودم با اين يكي بي برو برگرد موافقم
وخواهان همه گير كردن اين بحث هستم
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۲۳ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
با سلام به همه!
جناب عبدی دوهفته دیگر روز جهانی کار گر است. تو ذهنم کلنجار میرفتم که منهم یک یاداشتی به مناسبت این روز جهانی، T یادداشتی غیر کلیشه ائی و غیر شعاری بنویسم. دیدم هیچ کاری بهتر از مقایسه ای بین یک کار گر سوئدی با یک کار گر ایرانی نیست!
یک کار گر صنعتی سوئدی با هشت ساعت کار خود، آنقدر میگیرد که خانه دارد، خوب میخورد، تفریح ایام تعطیل هفتگی را دارد. اکثرشان حد اقل، سالی دو دفعه مسافرت خارج میروند، هر کارگری تا سه دفعه هر سال حق دارد به تشخیص خودش به خاطر احساس مریضی تا یک هفته با مزد 75 در صدی خانه بماند و پس از آن با تجویز پزشک. در نروژ حتی این شرایط هم نیست آدم که خانه بماند همه ی حقوقش را تا یک هفته میگیرد و بعد گواهی لازم است . در کنار این، برای بچه دار شدن مادر تا قریب یکسال با حقوق 80 درصد و بابا بمدت ده روز حق تعطیلی میگیرد. سالی دو دفعه هر کار گر میتواند برای بازدید مدرسه یا مهد کودک مرخصی با حقوق بگیرد و اگر بچه هم مریض باشند بابا و یا مادر میتوانند خانه بمانند. باور کنید نصف کار گر های کارخانه ما قایق تفریحی دارند. فکر کنیم باز دهی کار در سوئد دو برابر ایران است هر چند والله که این جور هم نیست من با همان تیپ ماشین تراش کار میکنم که یک کار گر ایرانی! ولی با این فرض هم استاندارد زندگی یک سوئدی از زمین تا آسمان با کار گر و یا کارمند ایرانی تفاوت دارد. کار همان کار است و کار گر سوئدی حتی نصف کار گر ایرانی بخودش فشار نمی آورد.
چرا ئی اینرا که چرا 40 ساعت کار سبک و یا نیمه سبک هفتگی در این دیار این همه نعمت به کار گر میدهد حال آنکه 48 ساعت کار کوبنده و سنگین هفتگی، در مملکت ما، شکم کار گر و خانواده اش را سیر نمیکند را من در این دیدم که در این سوئد:
1ـ گشت خیابانی نیست! 2 ارتش ده بیست میلیونی نیست، دستگاه عظیم دیوان سالاری پر هزینه نیست، این همه زندان نیست، این همه بزه کار نیست این همه رشوه خواری نیست، این همه ماجراجوئیهای پر هزینه فرامرزی نیست، برنامه های حیثیتی و کم بازده ، بی باز ده و در دسر آفرین جاه طلبانه نیست!
خلاصه حساب کردم در این سوئد ده تا کار گر کار میکنند تا با مالیاتشان هزینه یک شخص غیر مولد اجتماعی و دیوانی را بدهند و در ایران باید همین ده تا کار گر کار کنند تا هزینه ده نفر سر بار دیوانی یا اجتماعی را بدهند. یعنی در این سوئد به ازای هر ده کار گر یک مفت خور یا اداری و خدمات نظامی هست و در ایران به اندازه خود کار گران مفت خواره هست. با این حساب، مسئله، مسئله ی بازدهی فنی نیست بلکه مسئله هرم معکوس یا ساختار استوانه ائی تولید کنندگان و مصرف کنندگان است! چپ های ما هم نباید چراغ بدست دنبال سرمایه دار بگردند تا مقصر را بیابند.
۲۶ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۲۷ بֽظֽ | Reply
نقل قول :
شما هم این اسم گذاری روی سالها را قبول کرده اید؟
مثلا پارسال سال تکنولوژی و فن آوری بود ، میشه بگید دولت در این راستا چه کرد؟
فرستادن موشک را نگید که اونا آقای رفسنجانی گفتند من شروع کردم به ساختش ، این موقع تمام شده
حالا بد نیست ببینید خود شیرینی یکی از مقامات را در این باب و نظرات مردم را
حذف پایاننامه ارشد برای اصلاح الگوی مصرف!
این مقام وزارت علوم گفت: با توجه به اینکه 88 ، سال اصلاح الگوی مصرف نام گرفته است ما هم سعی داریم دوره کارشناسی ارشد را سریع تر و کوتاهتر برگزار نماییم. در روش مذکور جای پایان نامه را چند واحد درسی می گیرد که بر سرعت کار می افزاید.
قائم مقام وزیر علوم،تحقیقات و فناوری از حذف پایان نامه در دوره کارشناسی ارشد خبر داده است.
به گزارش«فردا» دکتر محمد حسینی درباره تغییرات احتمالی در دوره های کارشناسی ارشد گفت: امسال قرار است برخی دانشگاه ها، شیوه جدیدی را بیازمایند که در آن «آموزش» محور قرار می گیرد. بر این اساس دیگر پایان نامه خود به خود از گردونه کار خارج می شود، چرا که این امر وقت بسیاری از دانشجو را می گیرد و «استاد راهنما» هم به واسطه این که درگیر پایان نامه است، نمی تواند به سایر امور رسیدگی کند.
حسینی افزود: با توجه به اینکه 88 ، سال اصلاح الگوی مصرف نام گرفته است ما هم سعی داریم دوره کارشناسی ارشد را سریع تر و کوتاهتر برگزار نماییم.
وی در پاسخ به این سوال هفته نامه امید جوان که چه جایگزینی برای پایان نامه تعیین شده است؟ گفت: در روش مذکور جای پایان نامه را چند واحد درسی می گیرد که بر سرعت کار می افزاید و باعث می شود ما بتوانیم دانشجویان بیشتری را وارد دوره های کارشناسی ارشد کنیم. البته این امر امسال به صورت آزمایشی انجام می گیرد.
نظرات بینندگان:
چه دلیل مسخره ای!!!
واقعا برخی آقایان وقتی حرف می زنند سطح فکرشون معلوم می شود
مقام معظم رهبری منظورشون چیز دیگری است این آقایان هر کاری می کنند از آقا مایه می گذارند!
گفتند: "اصلاح الگوي مصرف"، نه انهدام آن !!
من الآن اونقدر شوکه شدم که نمی توانم نظری بدهم.
چطور است از 12 سال تحصیلی بچه ها که کلی عمر و انرژی و برق و آب و بودجه تربیتی و حقوق معلمان و کفش و لباس و .....را اسراف میکند به 10 سال یاکمتر تقلیل یابد؟
البته از این دست صرفه جویی ها زیاد میشود کرد. مثلا اصلا پست قائم مقامی وزارتخانه ها برداشته شود و امثال آن.
تمام کارشناسی ارشد به پایان نامه آن است. آن را هم بر دارند می شود مثل دوره کارشناسی!
يكبار دريكي از فيلمهاي رازبقا و يا مستند كه تلويزيون نشان مي داد، فردي بود كه در بيابان دنبال علف بود و پهن گوسفندان را جمع مي كرد كه مطالعه روي غذاي گوسفند داشته باشد و معلوم شد طرف دانشجوي دوره دكتري بوده و موضع تز او غذاي گوسفند است . منظور اينكه اگر پايان نامه و تز پايان دوره مربوطه از اين راهها تهيه شود ، ارزش وقت گذاشتن را دارد اما اگر بنا براين باشد كه دانشجو پايان نامه خود را با جستجو در ميان كتابها و اينترنت و با گرد آوري چند مطلب از اينور و آنور تهيه و ارائه كند، ارزش چنداني نخواهد داشت . بنابراين نه وضع فعلي خوب است و نه اضافه كردن چند واحد درسي . زيرا بدين ترتيب ما بيشتر دانشجويانمان را به حفظ مطالب و نه درك و فهم آنها ترغيب كرده ايم .
این نظرات و کارشناسی های فضایی را از کجا می ارند این ها؟!!
همه جای دنیا به سمت حذف واحدهای درسی و جایگزین کردن نظام تحقیق محور (by research) به جای نظام واحد محور (by course)پیش می روند ما برعکس همه به سمت نظام مکتب داری!
تو را به خدا نمی توانید چیزی را درست کنید، خراب ترش نکنید! مشکل الان دانشگاه ها، کمبود استاد، فضای آموزشی و امکانات ازمایشگاهی است، نه پایان نامه! آخر چه طور می شود با هشت واحد درس های اجباری( چون در هر صورت با این که انتخابی هستند شرایط و محدودیت های دانشگاه اجباری شان می کند ) تجربه و آگاهی را که دانشجو در هشت واحد پروژه که یک سال روی آن وقت می گذارد و در زمینه پایان نامه تخصص پیدا می کند پیدا کرد؟!!!
تو را به خدا کمی فکر کنید، مشورت بگیرید، این همه استاد با تجربه در کشور است، این همه پایان نامه افتخارآمیز، چرا منکر همه چیز می شوید؟
هر چند كه از لحاظ علمي يكم به دانشجو به ضربه وارد ميشه، ولي منافع اون خيلي بيشتر از هزينههاشه:
1- ديگه استادا براي كار نكردن، پول مفت نميگيرن
2- ديگه پول تايپ و صحافي اون هم 7 جلد نميديم
3- ديگه به كسي پول براي تهيه مطلب نميديم.
از همه مهمتر حتي در صورتي كه كسي همه كارها رو خودش انجام بده، ديگه براي چيزي كه اصلا قرار نيش ازش استفاده بشه، هزينه سنگين(مادي و معنوي) انجام نميشه!
بابا اینا که دارن میرن این آخر کاری چرا واسه نفر بعدی و مملکت دردسر درست می کنن... این کارا سالها تحقیق می خواد....
توجه كنيد :
گفت: در روش مذکور جای پایان نامه را چند واحد درسی می گیرد که بر سرعت کار می افزاید و باعث می شود ما بتوانیم دانشجویان بیشتری را وارد دوره های کارشناسی ارشد کنیم.
دانشجوي بيشتر وارد كنيم كه چه شود؟
كميت بالا ميره كيفيت پايين
و يك فوق ليسانس مثل من ميره دنبال كار نامربوط
کاری بسیار عالی است، باعث عقب افتادگی بیشتر می شود....
"بر سرعت کار می افزاید و باعث می شود ما بتوانیم دانشجویان بیشتری را وارد دوره های کارشناسی ارشد کنیم"....اگه به روش اقای دکتر!!! کردان مدرک بدیم خیلی بیشتر بر سرعت افزوده میشه نه؟!
چه استدلالی.... حداقل از روشهای شناخته شده مثل دانشگاه های مالزی هم استفاده نمیکنند....مثل همیشه نقطه شروع اختراع چرخ است!
تمام ارشد به پایان نامه آن است. این آدمای بی عقل از کجا پیدا میشند. فرض کنبد بد از آب دراومد. اونایی که با این روش دوران ارشدوشونو تمام کردند چه گناهی کردن.
بهترین کار برای لوث کردن امری تبلیغ غلط انست. مانند کاری که مجموعه دولت (از آن شخص اول تا مدیران جزء ) انجام میدهند.
این تنها از مجرای یک اداره از وزارت علوم نمی تواند جاری و ساری شود.
ارگانهای زیر باید کار کارشناسی کنند و دلایل مستند بدهند:
وزارت علوم
شورای عالی انقلاب فرهنگی
کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورا
انجمن ها و تشکلهای دانشجویی و مدرسین
تنظیم پایان نامه توسط دانشجو برنامه محوری در تربیت محقق است. اگر میخواهید دانشجو وقتی میاد بیرون بتونه کار کارشناسی کند باید در این کار تمرین کند.
شعاری که مقام معظم رهبری دادند را به قلبهاتان بنویسید و به آن در تمام امور مقید شوید. آنرا دستاویز کار های عیر کارشناسی تان نکنید. این را اونهایی که می تونند به تمبمی مراجع راهبردی و قانونگذاری ارجاع دهند. باشد که رستگار شویم.
این روش در کل دنیا مرسوم است و دانشگاههای معتبر و خیلی بزرگ چندین شیوه پذیرش دانشجو دارند در ارشد و دکترا
کلا تحصیلات تکمیلی در دنیا 3 گونه است:
1. فقط پایاننامه
2. واحد کم با پایاننامه
3. فقط واحدهای درسی (بدون پایاننامه)
البته دانشجو شدیدا از وجود پایاننامه بجای واحد استقبال میکند به نظر من
یعنی چی ؟
حذف پایان نامه به خودی خود مشکلی ندارده ولی این که به خاطر اصلاح الگوی مصرف حذف میشه بیشتر به طنز میمونه تا واقعیت!
یقیناً خود آقایون گیرند و می خوان زودتر مدارکشون رو بگیرن. اینا همه چیزو به مسخره گرفتن. یک مشت اب...
تنها چیزی که میتونم بگم این که خدا بهمون رحم کنه، معلوم نیست چه میخواد به سرمون بیاد.
پيشنهاد ميكنم براي جلوگيري از اتلاف بودجه كشور و وقت اساتيد عزيز، كليه دانشگاهها را هم تعطيل كنند!!
ایده خوبی است! به نظر من بهتر است کلا دانشگاه ها تعطیل شوند و فقط یک شعبه اکسفورد (کردانی)در هر شهر دایر شود تا دانشجویان مدرکشان را اخذ کنند. تازه به بودجه دولت هم کمک می شود.
آقا بخدا این دروغ 13 که یه هفته دیر اعلام شده!!
برای اصلاح شدیدتر الگوی مصرف آیا بهتر نیست به هر کس که امتحان کارشناسی ارشد قبول شد بلافاصله مدرک کارشناسی ارشد اعطا کنند . نه وقت و انرژی دانشجویان را تلف کنند و نه اساتید محترم را. واقعا جالب است همه چیز در مملکت ما شبیه خاله بازی بچه هاست. همه نقش بازی می کنند و تنها ظاهر را حفظ می کنند و هیچکس به اصل و محتوا توجهی ندارد.
حذف پایان نامه معنی ندارد اما این اقا باید به حذف واحد های غیر مفید در دانشگاه چه در دروه کارشناسی و چه در دوره کارشناسی ارشد بپردازد .
اگر پایان نامه کارشناسی ارشد وقت اساتید محترم را می گیرد، بعد از حذف آن قرار است اساتید به چه کاری رسیدگی کنند؟!
آقايون اگه به فکر تلف شدن وقت جوونان خدمت مقدس سربازي رو برش دارن!
اين خبر حتما شوخي بود ديگه؟ نه؟!
به هرحال فکر جالبی است اگر جایگزین مناسب داشته باشد. مثلا علم روزتر و فنون دیگر جایگزین شود
ببخشيد، ستون م.ف. همينجاست؟
میگم کلا به همه ی مردم یه مدرک دکترا بدین این دانشگاه ها رو هم جمع کنین دیگه! والا به خدا! این دانشگاه ها همش هزینست، مگه نمی بینید این آقای قايم مقام چی میگه! دست خودش نیست که! تو همین دانشگاه های هزینه بردار واسش هزینه کردن که این در اومده دیگه!!! بازم دم کردان گرم که الکی هزینه نکرد!!
در پايانانه ها خيلي مطالب دانشجو ياد مي گيرد و از حالت تئوري درسها دانشجو خارج مي شود و حذف پايان نامه اشتباه محض است
این که این وزیر گفته ای یعنی چه؟او نوفهمه یا ما وویگولنسج.
اساسا تحقیقات یعنی اصراف
چه معنی دارد یک عده آدم علاف کلی پول خرج کنند که راه حلی برای یک مشکل پیدا کنند
در کشور مشکلی وجود ندارد
این کار ها با هدف تخریب و براندازی نرم صورت می گیرد.
فکر بسیار عالی ست چرا که بسیاری از پایان نامه ها مقطع ارشد کپی برداری است
فکر بسیار عالی ست چرا که بسیاری از پایان نامه ها مقطع ارشد کپی برداری است
آدم از بعضي حرفهاي آقايان به همه چيز شك ميكند، بويژه به مدرك خودشان. تمام تفاوت دوره كارشناسي و كارشناسي ارشد در پايان نامه آن است كه دانشجو را به پژوهشگر تبديل ميكند. اگر آن را هم بردارند ديگر ارزش كارشناسي ارشد صفر ميشود.
اگه نیایم دانشگاه مدرک دکترا رو بدن خیلی صرفه جویی می شود.
خیلی خوبه. پایان نامه چیز مسخره و مزخرفیه که اصلا معنی نمیده.به جای آن واحدهای عملی و کارورزی بزارن تا هم درسها از چارچوب حفظی خارج شه و هم وقت دانشجو تلف نشه
من نظرم اینه که یه روز تو سال رو درنظر بگیرن و تو اون روز در هر شهر یک قرعهکشی بین آدمای اون شهر انجام بدن و ۱۰۰ نفر ( بسته به جمعیت شهر ) رو به قید قرعه انتخاب کنند و اعدام ( ! ) کنند. اینجوری توی هر سال تعدادی از مردم میمیرن ( البته به زور ) و خرج و مخارج مملکتمون هم کم میشه و میتونیم تا ابد سال الگوی مصرف رو به خاطرمون بسپاریم. اگه بازم مشکل داشتیم میتونیم تو هر سال بیش از یکبار این مراسم رو اجرا کنیم.
این خیلی عالی است. چون پایان نامه را بیخود هی کش میدهند تا هی از مت بدبخت های شبانه پول بگیرند. معلومن نبود اگر حذف نشود میشد واحدی 1 میلیون. مرسی از اینکه حذف میکنید م
دانشجويان از دست اساتيد راهنما و مشاوري كه هيچ كاري جز شركت در جلسه دفاعيه انجام نميدهند راحت مي شوند. به خدا اين يك تجربه واقعي است. از پرداخت پول مفت هم جلوگيري مي شود
چطوره یه چند تا واحده اخلاق اسلامی، تاریخ تمدن، ادبیات و .... اضافه بشه، واحداشم ارزونه، آزمایشگاه و این چیزام نمی خواد، بچه هام سر کلاس نمی رن وقتشون تلف نمی شه :)
این طرح از خیلی وقت پیش قرار بود اجرا بشه. چه خوبه که مسئولین اینقدر خود شیرین نباشن و خودشونو به از ما بهترون نمالن و کار خودشونو با دلیل و منطقی که از قبل بوده پیش ببرن نه با شعارهای خلق الساعه.
به نظر من کار درست وسنجیده ای.پایانامه که معمولا کپی برداری و موضوع های تکرارریست فقط برا دانشجو وقت گیر و هزینه برست.اینکه میگن ارشد به پایانامست ،خوب دلیل بیارن؟مگه این نیست که حداقل 1 سال تمام وقت دانشجو و استادو میگیره و در نهایت هیچ
به نظر من کار خوب و اصولیست.چون اکثر پایانه مه ها کپی برداری است و حداقل وقت دانشجو و استاد را 1 سال به هدر میدهد.و هزینه های زیادی برا دانشگاه و دانشجو به بار میاوره و در نهایت موضوع های تحقیقی(البته تکراری و کپی برداری)به درد نخورتحویل داده میشه.در ضمن برا دانشجویانی که بعدا میان دیگر موضوعی وجود نداره چون تمام موضوع ها انتخاب شدن
کار کارشناسی شده و خوبیست در صورتی که برا همیشه و تموم دانشجویان از جمله در حال تحصیل و در تمو دانشگاهها باشه چون پایانامه کار بیهوده و وقت گیری بود و فقط اساتید از این بهره میبردند!
بالاخره نمردیم و بهد از سالها اقایون کار درستی اجام دادند.من از از این کار استقبال میکنم با این که میدونم اکثر اساتید مخالفت میکنن چون نگران حودشونن
مدرک فوق لیسانس بدون پایان نامه مثل زنبور بی عسل می مونه !
من واقعا شرمنده شدم که دارم زیر نظر وزارت خونه ای کارشناسی ارشد می گیرم که حذف تحقیق رو اصلاح الگوی مصرف میدونه، آقا تورو خدا رو مدرک من مهر وزارت علوم نزنین مهر کشتارگاه بزنین.
واقعا متاسفم واسه اين مملكت مسخره به جاي اينكه ترويج ىرست علم اموختنراياى بدن ان را ا كردونه خارج مي كنن
اگر آقاي وزير به فكر دانشجويان است من پيشنهاد مي دهم براي دانشجويان مثل همه دانشگاههاي معتبر دنيا حق انتخاب بگذارد،يعني هم دوره كارشناسي ارشد بدون پايان نامه و با پايان نامه. در اين صورت هر كسي تمايل داشت پايان نامه كار كند بالطبع تعداد ساير واحدهاي درسي به علت واحد پايان نامه كمتر ازدانشجوياني خواهد بود كه پايان نامه ندارند.
واقعا عالی است
ازین احمقانه تر نمی شد.فقط تئوری.فقط حرف .فقط شعار یاد بچه های مردم میدن .پای عمل که برسه،هیچکی هیچی بلد نیست.خوبه دیگه.اون وقت هیچ وقت هیچ کس هیچ کاری نمیکنه .نون آقایون هم همیشه توروغنه!!!!
چچی بگم والا ، اومدیم ارشد خوشحال بودیم که یه کار این مملکت بنییه علمب دانشجو رو سعی می کنه افزایش بده ،آخه استادا که تو ارشد کلاس رو جدی نمی گیرن همینش علمی و درست بود که اونم با تصمیمات مسخره و بدون فکر می خوان بردارن ، این دولت می خواد چه بلایی سر ما بیاره !!!!!!!!!!
بالاخره راه برای مدرک گرفتن کردان ها باید باز بشه یه جوری
در روش مذکور جای پایان نامه را چند واحد درسی می گیرد که بر سرعت کار می افزاید و باعث می شود ما بتوانیم دانشجویان بیشتری را وارد دوره های کارشناسی ارشد کنیم.)آخه یکی نیست بگه این همه دیپلمه ، فوق دیپلم، لیسانس زیاد کردید چه گلی به سرشون زدید که می خواهید فوق لیسانس زیاد کنید عوض اینکه سرجوونارو گرم کنید بیایید کار و اشتغال زیاد کنید آقا یک کلام دست از سر علم بردارید به صنعت و اشتغال بچسبید. بگذارید حداقل این ورطه راهه خودشو بره
آخه یکی نیست بگه اینهمه کتاب هایی با علم دهه 1900 خوندیم کجا تو کار بدردمون خورد که می خواهید این چند واحد پایان نامه که باز هرچی بلدیم از همین چند واحد درسی بوده.
معلومه دیگه حتما اونی که پیشنهاد داده این نظرو یکی مثل کاردان که ارزش واحد پایان نامه را با چند واحد درسی یکی میکنه
ای کاش یک استعلام از مدرکش گرفته بشه
!!!
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۴۸ قֽظֽ | Reply
Amir :
آقای عبدي، بدنبال تقاضای آزادی مطبوعات از طرف آقای کروبی انگار اينکه لايحه كنترل سايتها و وبلاگها توسط دولت دارد بتصويب ميرسد؟
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۱۴ قֽظֽ | Reply
مهدی :
من مایلم بدانم که
1.طرح آقای کروبی چه فرقی با طرح آقای احمدی نژاد دارد؟
2.در شرایطی که مجلس اصولگرا لایحه هدفمند سازی یارانه های رییس جمهور فعلی را رد کرده ،چه ضمانتی هست که طرح آقای کروبی را بپذیرد؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر سوال شما استفهامی است در این صورت باید هر دو را خواند اما خلاصه این که اصول این دو طرح در دو جهت کاملا مغایر هم هستند این طرح نیازی به تصویب مجلس ندارد زیرا قانون کلی واگذاری سهام این شرکتها قبلا ابلاغ شده است و یک تفاوتش را یرح دولت فعلی همین است که آنها نمی خواهند این را اجرا کنند لذا راه دیگری را رفته اند که نیازمند قانون نویسی جدید است.
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۴۶ قֽظֽ | Reply
احمدرضا :
پروسه مطروحه به نظر منطقي مي آيد اما چگونگي سازماندهي آن شرط است ! آيا قرار است شركتي سهامي خاص مردم ايران تشكيل شود ؟ آيا هر ايراني مي تواند سهم خود را بفروشد ؟ ايرانيان خارج كشور هم سهيم هستند ؟ و.... اگر چنين باشد و همه مردم عضو آن شوند مجمع عمومي آن چه ميشود ؟ شايد در نظر باشد شركتي با عضويت نمايندگان مردم در مجلس تشكيل شود و هيئت مديره و مدير عامل با راي مجلسيان انتخاب گردند !؟ هر راه كاري مد نظر پيشنهاد دهندگان باشد بايد به صورتي باشد كه معضلاتي مانند رانت خواري ؛ تبديل شدن به بنگاهي كه تحت نظر گروهي خاص اداره ميشود و دولتي در سايه را نمايندگي كند يا مانند موسسه هايي مانند بنياد مستضعفان ؛ كميته امداد امام و... كه به هيچ ارگاني پاسخ گو نيستند نباشد ! همه موارد و ظرفيتهاي آن در قانون تعريف شده باشد .اميدوارم منظورم را توانسته باشم بيان كنم! در ضمن اگر مجلس هفتم و هشتم و دولت نهم اجازه داده بودند روند افزايش ساليانه بهاي بنزين و ساير انرژيها به روال قبل افزايش پيدا كند اكنون قيمت بنزين در حدود 250 تومان بود و ساير موارد هم به قيمتهاي واقعي نزديك شده بودند و نيازي نبود به كشور شوك افزايش چند برابر قيمت انواع خدمات و انرژي ها وارد گردد !
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۱۱ قֽظֽ | Reply
حسين :
جناب آقاي عبدي همانگونه كه اطلاع داريد بدلايل مختلف از جمله كاهش و سقوط سرمايه اجتماعي كارهاي مشاركتي و تعاوني كه معمولا از سرمايه هاي كوچك استفاده خوب ميشود و سود اوري بدنبال دارد در كشور ما با موفقيت قرين نبوده است.توزيع سرمايه عظيم نفت بين مردم از لحاظ كاستن از هژموني قدرت دولت و حاكميت و پاسخگو كردن آن اثربخش خواهد بود ولي آيا با افت اعتماد عمومي و فراهم نبودن زمينه استفاده از سرمايه هاي كوچك و قانونمند نبودن و نارسايي هاي فراوان فعاليت هاي اقتصادي و تجاري در كشور آيا فكر نميكنيد كه توزيع مستقيم درامد نفت بين مردم از طرفي باعث هدر رفتن اين سرمايه ها و حداقل سرگردان ماندن آنها خواهد شد و از طرفي توان دولت براي انجام كارهاي زير بنايي كه هنوز در كشور به حد مطلوب نرسيده بشدت كاسته خواهد شد بماند كه در عمل معمولا اين اتفاق نميافتد ودر 4 سال ديديم كه بر سر درامد 300 ميليارد دلاري آمد كشور جه آمد !اما اين دليل آن نميشود كه امكان استفاده مطلوب از درامد نفت براي ساماندهي زير ساختارهاي ضروري براي توسعه كشور وجود ندارد. با اين دلايل فكر نميكنيد هنوز اجراي طرح مذكور نه كاملا مطلوب است ونه ممكن.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر دولت از درآمدهای نفتی استفاده مورد نظر شما را بنماید این درآمدها هم اکنون و بعدا هم در اختیارش است موضوع حاضر به بخش مصرف انرژی در داخل مربوط می شود که هیچ درآمدی برای دولت ندارد. ظاهرا دوستان باید مطلب را بدون پیشداوری مطالعه نمایند. بعلاوه همان در آمد موجود هم جز اتلاف چیز دیگری برای اکثرش متصور نیست.
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۴۴ قֽظֽ | Reply
وحيد - ت :
جناب آقاي عبدي با سلام و تشكر از شما از اينكه باب گفتگو ها و اظهار نظر ها را باز ميكنيد هرچند ممكن است بعضا پاسخ بعضي سوالات طرح شده در ابهام بماند.در ارتباط با موضوع اين نوشتار و نوشتار قبلي شما در خصوص شعارهاي انتخاباتي توجه حضرتعالي و ساير دوستان را به موارد ذيل جلب ميكنم
1-طرح انواع شعارهاي ايده اي براي مشخص كردن نوع و شيوه تفكر شعار دهنده چه قابل اجرا و چه غير قابل اجرا تا جايي كه تعداد غير قابل اجراي آن آنقدر زياد نشود كه عنوان كننده شعار به بي برنامه بودن و خيال پردازي گرفتار نشود خوب است.هرچند بسياري از شعار ها كه قابل اجرا به نظر ميرسند و در حيطه اختيارات شعار دهنده در صورت كسب قدرت به حساب مي آيند نيز ممكن است به سرنوشت ديگري دچار گردد.بعنوان مثال در دولت اصلاحات روزنامه ها و نشريات زيادي فرصت ظهور پيدا كردند ولي بخش ديگري از حاكميت با دستاويز قرار دادن آن قانون كذايي كار را بجايي رساند كه امروزه اگر تعداد روزنامه هاي غير وابسته به اصول گرايان كمتر از قبل از دولت اصلاحات نباشد بيشتر نيست.
2-شعار "خارج کردن دو شرکت اصلی وزارت نفت از دولت و انتقال کلیه سهام آن به مردم بالای 18 سال" هم ميتواندبا طرح ابهامات آن مورد كنكاش بيشتري قرار گرفته شود.به طور مثال اينكه :تعداد سهام اين شركت ها با توجه به تغييرات جمعيت چگونه در نظر گرفته ميشود؟در اين شرايط شما هم با تعداد سهم متغير و هم ارزش متغير سهام مواجه مي شويد.روزانه تعدادي به جمعيت بالاي 18 سال افزوده مي شوند و تعدادي هم به رحمت خدا ميروند.آنكس كه مي ميرد آيا سهامش به ورثه مي رسد يا سهام مادام العمر است؟اگر مادام العمر هم باشدارزش سهام با توجه به كاهش منابع و افزايش روز افزون جمعيت هميشه روند كاهشي دارد والبته چه اين سهام به ملت واگذار شود و چه نشود نيز همين اتفاق كه عموما از آن غافليم در حال اتفاق است يعني سرمايه اي كه هر روز رو به زوال است و اگر هر چه سريعتر در جاي مناسب سرمايه گذاري نشود چه مستقيم از طرف ملت چه غير مستقيم توسط دولت به نيابت از طرف ملت سرنوشتي جز به هدر رفتن آن قابل تصور نيست و موارد ديگري نيز قس عليهذا از اين طرح به ذهن متبادر مي گردد كه شايد نيازمند بحث و بررسي مفصل تري باشد كه مجالش اينجا نيست.و اصولا اينكه هنوز همه ذهن و فكر ما متوجه نفت و گاز بعنوان تنها سرمايه و داشته هايمان شود خود نكته اي قابل نقد باشد.
3-آنچه از شعار اين كانديدا يا آن كانديدا مهمتر است اعتقاد به لزوم تغيير است. لزوم اين تغيير كه نجات بسياري از سرمايه هاي رو به زوالمان كه شايد نفت كمترين آن باشد و سرمايه هاي معنوي ما را نيز در اين عرصه شامل گرديده و اعتقادات و هويت ما را مورد هجمه قرارداده را باعث شود آنهم در زمانه اي كه "دروغ گفتن"و"افترا به ديگران" حسنه اعمال حاكمان شده به نظر اصل و ساير موارد فرع بر آن است.
4-اگر مي خواهيم تغيير صورت گيرد بايستي واقع گرا بوده و" راي آوري" كانديدايمان براي ما مهمترين موضوع باشد و تا از اين ايستگاه اول رد نشويم به" ايستگاه آخر" نخواهيم رسيد.اگر "خروج از حاكميت" را معادل باز گذاشتن دست بي تدبيران براي تضييع حقوق و سرمايه هاي مردم يافتيم بهتر است به گزينه اي فكر كنيم كه "ورود به حاكميت" را محقق سازد.
5-آقاي عبدي! اگر در" راي آوري" خاتمي ترديد نداشته و راي آوري موسوي را مشروط ميبينم در راي نياوردن آقاي كروبي شك ندارم.هر سه اين عزيزان نيز نقاط قوت و ضعفي دارند كه فرع بر موضوع راي آوري است.آيا وقت آن نرسيده كه مصالح شخصي وحزبي را كنار گذاشته و مصلحت عامه را با تمركز بر كانديداي واحد مد نظر قرار دهيم؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
درباره نفت جداگانه توضیح داده شده است و پس از این هم بیان می شود اما در باره نکته آخر شما یک اشکال کوچک هست و این که هرم را وارونه کرده اید یعنی از رای آوری به به تغییر رسیده اید اما این کاملا اشتباه است مردم به هیچ کس رای دربسته نمی دهند لذا از تغییر به رای آوری باید رسید هر کس که این ایده را بهتر تبلیغ کند رای می آورد و این بهتر بودن هم در رقابت محقق می شود.
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۵۹ بֽظֽ | Reply
kazem :
به نظر من این نکته مهمی است که ما الگوی مصرف را به مردم یاد بدیم، اصولاً دولت ها مانند خانواده و مدرسه مردم سازند. ولی مهمترین مشکل حال حاضر ما نبود دولتیست که توان مردم سازی را داشته باشد. ما باید در مرحله ی اول سیستم های دولتی را اصلاح کنیم، سپس آموزش های لازم را به مردم بدهیم که در این سیستم همکاری کنند.
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۲:۱۸ بֽظֽ | Reply
:
سلام
آقای عبدی
وقتی ارز کم باشه برای ادامه پروژه هایی که شاید به ما ربطی نداره، روی جیب بنده و شما حساب باز میکنن. این همون اصل قضیه الگوی مصرفه.
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۲۷ بֽظֽ | Reply
احمدپور :
با سلام
جایی خواندم که اگر مصرف نکنند تولید کننده برای چی تولید کند!؟
شاد زی
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۰۴ بֽظֽ | Reply
akbar :
جناب عبدی سلام.
اگر بخواهيم الگوی مصرفی تعريف نمائيم من اين نعريف را ارائه ميدهم. مصرف وبکارگيری بهينه از سخت افزار ونرم افزاز ومواد اوليه وبکار گيری خردمندانه توليدات با در نظر گرفتن گذشته وحال واينده وتوان عمومی واقتصاد ملي وگزينه هاي جانشين. بعبارت ديگر صرفه جوئی يک کار مهندسی در جامعه است .بهينه واپتيمم سازي وطراحی گسترده تری نياز دارد . پارامترهای علمی ان مشخص است. لذا فقط گران کردن نمی تواند عامل اجرائی تلقی گردد که در مورد عوامل ديگر نيز بايستی بررسی گردد.
من با گران کردن بنزين موافقم وخيلي هم موافقم. ولی بايد امکانات حمل ونقل عمومی وهزينه انرا نيز افزايش وکاهش داد. بنزين را گران کنيد ومترو واتوبوس را ارزان. اتومبيل سواری وارد نکنيم ولی وسائل حمل ونقل عمومی در تمام موارد ريلی وزمينی وهوائی را افزايش دهيم. نياز عمومی به مراجعات مکررو بی حاصل را کاهش دهيم. خدمات پستی و تلفنی واينتر نتی را که در ايران تقريباٌ مرده است افزايش دهيم. شما تا بحال چند چک توسط پست ارسال کرده ايد وروزي چند پست دريافت ميکنيد؟ چه کار اداری شما توسط تلفن ونگارش انجام شده است؟ من روزی در مورد اب پيشنهاد ميکردم در خواست کاهش مصرف اب تنها کافی نيست. امکانات انرا فراهم کنيد. بعنوان مثال نازل شيرها ودوش های اب را طراحی مجدد کنيد. وتعويض حتی مجانی نمائيد. شيرهای اب الکترونيکی که فقط درزمانی که دست زير ان است فعال است را توليدو بکار بگريد. سيتم حمل ونقل بار را در کشور سازمان واقتصادي کنيد.تريلی تريلی بار از بنادر ورودی از جنوب تا محل مصرف که همگی بالاتر از 1200 کيلومتر هستند را ريلی کني. می دانيد ما در دنيا بيشترين تعداد راننده را نسبت به کل نيروی کار ممکن است داشته باشيم.
ما بيشتر از 3 ميليون راننده داريم بجز رانندگان صنعنی وواحد های صنعتي. اين راهم برای شوخی عرض کنم. برای همين است که خانم سوسن ميخواند قربون برم راننده را ان کلاج ودنده را.
در مورد مصرف انرژی واحدهای صنعتی ما با مصرف انرژی بالآهستند ودر زمينه محل ان دقت هاي کافي نشده است ويا به پارامترهاي ديگر بهاي بيشتري داده شدهاست..توليد الومنيم وسيمان و فولاد احيا مستقيم و کورههای مختلف فروالياژوريخته گری و... همگی از توليدات با مصرف انرژِِی وحمل ونقل با لا هستند.
جهان پيشرفته سعی دارد که توليدات خود را در اين زمينه ها کاهش دهد. رشته ای بنام متالوژی ديگر در امريکا تدريس نميشود. من نميگويم اينگونه توليدات نامناسب اند. ولی در مورد انان دقت کافی بايستی بعمل ايد.
نيروی انسانی ما فعاليت ان محدود وکم بارده است. برخی ميگويند 1.5 ساعت درروز. ومن اعتقاد به کمتر دارم.تحقيقات که حلال کليه مشکات است صفر است. من بجرات بگويم ما درزمينه مصرف کاهشی نسبت به کشورهی صنعتی نداريم. ولی در مورد تحقيقات 300 سال عقب هستيم . تحقيقات در هر زمينه. علم.تکنولوژِي. مديريت. خدمات و...
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۲۷ بֽظֽ | Reply
علی :
شما گفته بودید آقای موسوی تا آخر راه را می رود ولی مصاحبه ی اخیر ایشان با فایننشال تایمز نشان می دهد ایشان در حال دور برگردان است. واقعا این مصاحبه ی یک اصلاح طلب است؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من در یک مورد دیگر گفته ام اما در کلیت هم مجبور است برای رای آوردن حرکت کند گرچه تحول در زمان اندک و کم عوارض شدیدی دارد و معلوم نیست که بتوانند بی دردسر این راه را طی کنند.
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۵۷ بֽظֽ | Reply
ج :
اول باید بگم من اقتصاد رو بصورت آکادمیک نخوندم ولی در خیلی از کلاسهای درسی شرکت داشته ام، با توجه به این مطلب ممکنه استدلالم دچار مشکلاتی باشه.
آنچه مطرح کردید به نظر می آد ریشه در یه مقاله داره که بیان می کنه در اقتصاد های وابسته به نفت بهترین راه اینه که درآمد نفت به طور مستقیم به مردم پرداخت شه که البته بیشتر از موافق مخالف داره.
نکته مثبتش اینه که دولت رو از حالت قیم مآبانه خارج می کنه و فرصت برای ایجاد نهادهای مدنی و سندیکاها ایجاد میشه. اما مشکل بزرگ اینه که دلارهای نفتی ریال میشن و بالتبع پایین آمدن نرخ مبادله ریال-دلار و افزایش حجم واردات و کاهش صادرات رو داره(یه چیزی مثل بیماری هلندی که همین الان هم دچارشیم) دوم) چگونگی واگذاری که از آنجایی که مسئله چاه های نفت با امنیت ملی گره خورده چه جوری می خواد واگذار شه، آیا شرکت های خارجی هم می تونن در آینده در سهامش شریک شد؟ چه تضمینی وجود داره که الیگارشی هایی شبیه روسیه در ایران درست نشه؟سوم) همونطوری که در مثالتون آوردین این مسئله مصرف انرژی رو پایین نمی آره که همچنان مسئله همون مصرف کننده آب است بازهم اب مفتی می رسد و مصرف می شود، چه تضمینی وجود دارد که هیات مدیره نظرات پوپولیستی اعمال نکند(در نظام انتخاباتی کنونی هم این مشکل هست که افرادی که وارد مجلس یا حتی الان ریاست جمهوری، تصمیمات موافق جمع می گیرن نه بلند مدت که نگاهشون به صندوق های انتخاباتیه که همیشه تا یه سال بعدش برپا میشه و از اونجایی که حزبی نیست که مسئولیت کارهاشون رو قبول کنه در لحظه ای مهمترین تصمیمات اقتصادی و سیاسی رو می گیرن.) از آنجایی که تصمیماتی که به شکل جمعی(هیاتی) گرفته میشه همیشه کوتاه مدت نگر است هیات مدیره آینده با این سیستم در بهترین حالت تصمیماتی مانند زمان حال خواهد گرفت.(مثلا همه ترجیح میدم ماهی 200 هزار تومن مفت و نقدی بگیرن تا سرمایه گذاری برا آینده بکنن که همیشه سیلی نقد به از حلوای نسیهه است )
اما سوال من ابنه که این طرح توسط کیا نوشته شده؟ اقتصاد دان های پشت این طرح کیان؟ حداقل برا خود من مهمه-با توجه به شایعات اخیر- بدونم آیا کسی از طیف نئو کلاسیک ها (دانشکده اقتصاد شریف تقریبا تمامشون) این رو دیدن؟ من بعید می دونم کسی مثل نیلی نظر بده که سهام شرکت نفت و یحتمل به دنبالش درآمد ناشی از آن نقدا در جامعه تقسیم بشه.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مورد نظر اخیرتان می توانید به مقاله آقای نیلی مستقیما مراجعه کنید و این طرح هم ربطی به چاههای نفت ندارد و قابل انتقال هم نیست که الیگارشی های نفتی درست کند و اتفاقا هم یکی از آثار مثبت آن حل مشکل قیمت ارز است که آقای دکتر نیلی در این مورد توضیح دقیق خواهند داد.این طرح در سایت رستاک منتشر شده و این نحله فکری اگر مخالفش باشند حتما آن را نقد کرده اند.
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۱۴ بֽظֽ | Reply
محمودموسايي :
پيش نيازهاي اصلاح الگوي مصرف
درحالي كه بحران اقتصادي جهان را فراگرفته است واكثر كشورهاي اروپايي وامريكايي را با مشكلات زيادي مواجه كرده است ولي هنوز به طور جدي اثراتش بر اقتصاد ايران آشكار نشده است واين ناشي ازخوش اقبالي دولت نهم به خاطر افزايش قيمت نفت است.اما بدون شك درماه هاي آتي اين بحران كه اكنون وارد آسيا شده وهمسايگان ايران همچون امارات را با چالش هاي جدي روبرو كرده وارد ايران هم خواهد شد.رهبر انقلاب با درنظر گرفتن بحران اقتصادي وبه خاطر كاهش زيانهاي بحران امسال را سال اصلاح الگوي مصرف ناميد اگرچه در نادرست بودن الگوهايي مصرف در ايران شكي نيست اما بايد بدنبال عوامل اصلي اين معضل گشت وريشه اصلي نادرست مصرف كردن را يافت.به نظر من قبل از اصلاح الگوي مصرف مي بايست كوشيد معضل هاي ديگري كه در زير به آنها اشاره مي شود را رفع كرد وبدنبال آن مصرف درست خود نهادينه خواهدشد.
1-اصلاح الگوي توليد وتوذيع:متاسفانه دركشور ما هنوز رابطه بين عرضه وتقاضا عملي نشده است واين خود يكي از عوامل اصلي اسراف ونادرست مصرف كردن است،بعنوان مثال قبل از عيد به قدري سيب زميني وارد بازار شده بود كه يكباره قيمت سيب زميني به زير كيلوي صد تومان سقوط كرد وباعث شد مردم سيب زميني زيادي را ازبين برده واسراف كنند حتي برخي بجاي علوفه سيب زميني به دام هاي خود مي دادند واين درحالي است كه ازآن طرف قيمت پياز به علت كمبود دربازار به كيلويي هزارتومان رسيد.اين فقط يك نمونه است لذا نوسان وعدم توجه به رابطه عرضه وتقاضا خود يكي از اصلي ترين دلايل اسراف ونادرست مصرف كردن است.
2-دولت خود بزرگترين اسراف كننده است :نمونه از اسراف دولت. امروز آقای شاهرودي به استان ما سفر كرده است اگر پلاكارتهاي تبليغاتي براي ورودش را جمع كني به بيش ازهزار پارچه نويسي وهزارپوستر مي رسد واين خود يك نمونه كوچكي از اسراف ازبيت المال است درحالي كه با استفاده ازشبكه استاني به راحتي وبا كمترين هزينه مي شود ورود شاهرودي را اعلام كرد. همچنین در راستای اصلاح الگوی مصرف قرار شد از این به بعد به جای انتقال سیاهی لشگر با اتوبوس به محل سخنرانی بزرگان، از قطار استفاده شود
4-دزدي ها ومافياها ويا اختلاص ها سبب ايجاد بي تفاوتي مردم واسراف مي شود:وقتي دولت خود اعلام مي كند يك ميليارد دلارناپديد شده است ويا فلان وزير خود مي گويد صدوشصت ميليارد سرمايه دارد و..مردم هم خواهند گفت همه مي دزدند ما چرا صرفه جويي كنيم .براي چه صرفه جويي كنيم كه ديگران بخورند.
5-قيمت پايين برخي اقلام سبب اسراف ونادرست مصرف كردن مي شود.بعنوان مثال وقتي نان قرصي ده تومان باشد شخص اگر احتياج هر وعده اش سه قرص باشد ده قرص مي گيرد واينگونه به مرور زمان اسراف مي شود لذا دولت مي بايست در قيمت گذاري اقلام با توجه به نسبت تورم ودرآمد افراد عمل كند
6- اطلاع رساني دركشور دراين رابطه بسيارضعيف است:ازآنجايي كه قطره قطره ناچيز به نظر مي رسد لازم است رسانه ها با جمع بندي وارائه آمار كلي اسراف يك كالا مثلا صدهزار قرص نان در روز مردم را نسبت به اثرات زيانبار اسراف آشنا كنند.
7-به مردم گفته شود سود حاصل از مصرف درست وبهينه عايد خودشان خواهد شد:بعنوان مثال ذخيره ارزي براي جمع آوري مازاد مصرف پول نفت وهزينه شدن آن براي توسعه كشور بود ولي متاسفانه دولت نهم با خالي كردن ذخيره ارزي ونادرست مصرف كردن آن اعتماد مردم را سلب كرداما اگر به مردم اطمينان داده شود سود حاصل از اصلاح الگوي مصرف سوخت صرف احداث مدرسه مي شود مطمئنا مردم در مصرف سوخت صرفه جويي خواهند كرد.
8-زمان مهمترين وبزرگترين اسراف كشور ما:متسفانه وقتي گفته مي شود اسراف برخي فقط كالا مدنظرشان است درحالي كه بزرگترين اسراف اتلاف زمان است،ترافيك،شيوه نادرست بانكداري،صفوف سوخت گيري،...همه باعث هدر رفتن زمان وبدنبال آن نيروي انساني بعنوان بزرگترين سرمايه يك كشور مي شود.
9-بي برنامگي دولت عامل اسراف واتلاف وقت است:بعنوان مثال پركردن فرم هايي هدفمند كردن يارانه ها چقدر هزينه داشت وچقدر زمان هدر رفت ودرنهايت هم بي نتيجه ماند.
10-بيكاري نوعي اسراف است اسراف دراز دست دادن نيروي انساني،دركشورما نرخ بيكاري از هفده درصد هم تجاوز كرده است.
اينها نمونه هايي بود از پيش شرطهاي نهادينه كردن اصلاح الگوي مصرف ،پس مادامي كه اين موارد رعايت نشوند نمي توان انتظار داشت مردم در مصرفشان اصلاحيي صورت پذيرد.
نتيجه كلي
اگر سیاستگذاران دولت براستی خود را یکی از مخاطبان پیام «اصلاح الگوی مصرف» میدانند به جای آنکه تصور کنند میتوانند با تبلیغ و دستور که خود برای اقتصاد هزینهزا است، این مهم را انجام دهند، باید به حیطههای دیگری نظر کنند که مصرف نامطلوب به واسطه مداخله آنان بر ضد نظم بازار ایجاد شده است. بر هم زدن قیمتهای نسبی، منشا اصلی هدر شدن منابع است و حال که انگیزهای مضاعف برای اصلاح وجود دارد، بازگشت به تعادل بازاری میتواند این مفسده را از بین برد. اما مساله دیگری نیز در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف وجود دارد. دولت در اقتصاد ایران خود بزرگترین مصرفکننده است و کاهش مصرف وی که با سیاست اصلاح الگوی مصرف همخوانی دارد، یکی از آن توصیههایی بوده است که اقتصاددانان بارها و بارها به دولت گوشزد کردهاند. کاهش مصرف دولت به معنای کاهش مداخله در اقتصاد است و متاسفانه دولتها در این جهت نتوانستهاند قدميبردارند و هزینههای جاری دولت هر سال از سال قبل بیشتر بوده است. باشد که اینبار دولت، نه با تاسی به اقتصاددانان، بلکه با پیروی از الگوی امسال، قدميبه سوی یک اقتصاد آزاد بردارد.
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۱۶ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
خصوصی:
منهم جدیداً با دو نام میدهم ولی از روی سوء استفاده نیست و دیگر نمی فرستم
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر آن دوستمان خواستند من همه کامنتهایش را در ذیل یک کامنت منتشر می کنم تا خوانندگان قضاوت کنند. البته مشروط بر این که با همان اسم اصلی( که در کامنتها ثبت می کنند) این درخواست را بنمایند.
۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۲۲ بֽظֽ | Reply
ج :
1) ممکنه لینکه مطلب مورد نظر رو بذارین، نمی دونم کدوم مقاله مورد نظرتونه.
2) مسئله چاه های نفت به این خاطر مطرح شد که شما عنوان نمودین 2 تا از شرکت های اصلی تابعه وزارت نفت که طبیعتا این دو تا باید شرکت ملی نفت ایران و شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی باشن.{عبدی: نه شرکت گاز و پخش فراورده}
از اونجا که وظیفه اصلی شرکت نفت بهره برداری، استخراج و توسعه مخازن نفتی استه آیا قرار است مالکیت کل مخزن که بالتبع همون چاههای نفت رو هم شامل میشه واگذار بشه یا تنها شرکتی که وظایف بالا رو داره. اگه مالکیت مخازن مورد نظر نباشه که پس نفتی هم که استخراج میشه همچنان به دولت تعلق داره و یا قرار است این شرکت نفت تولید شده رو مثل یه کالا به دولت بفروشه که در این صورت در حقیقت مالکیت اون چاه های نفت! رو هم دارا خواهد بود.
(بسیاری مواقع بار کلمات اصل موضوع رو تحت شعاع قرار میده و ذهنیت نادرست ایجاد می کنه، اتفاقا من جزء گروهی هستم که بسیار خوشحال میشم نفت از دامان دولت خارج بشه و اون چاه های نفت با اون بار معنایی- که در نوشتار افرادی که مخالف این نظر هستند استفاده میشه- مورد نظر نبود و این صرفا سوال هایی بود که برا من ایجاد شده. تصور قبلیم این بود که قرار است یه چیزی شبیه انچه در برنامه 4 اومده شرکت نفت به مانند شرکت های دیگه که تا الان انجام شده سهامشون در بورس عرضه بشه و مثل یه شرکت مستقل عمل کنه ولی با توجه به جواب 2 کامنت قبلی فهمیدم فرق داره و به همین دلیل سوالات بیشتری طرح کردم، مطمئن باشید تنها به این دلیل بوده که هیچ اطلاعاتی از این طرح حداقل به گوش من نرسیده )
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آدرس طرح دکتر نیلی در قسمت روزانه ها آمده است. اما بخشی از اشکالات مطرح جنابعالی هم با خواندن دقیقتر مطلب حل می شد مثل دو شرکت مورد نظر.
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۹ قֽظֽ | Reply
:
در ضمن كامنتاي اين پست منتشر نميشود چرا در حاليكه ظاهرا 28 كامنت داري ولي هيچي نيست
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
همه هست.
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۱ قֽظֽ | Reply
همایون :
جناب حبیب - ت ممنون از اطلاعاتی که دادید. به شکوفه ها؛ به باران برسان سلام ما را!
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۵۲ قֽظֽ | Reply
:
دوستان محافظه کار
تا چشم بازکرده اند راه حلی دنبال می شد . شرکت نفت ، بنزین و نفت ارزان و دستگاه اداری نا کار آمد و دود شدن میلیارد ها دلار و بقیه ....... که ما آن را راه حل جاری می نامیم ، همراه با مشکلات فراوان که کسی منکر آن نیست .
وقتی که دود به چشم همه رفت حالاعده ای دلسوزانه راه حلی تازه را پیش می کشند . دوستان محافظه کار ما هم که خدا خیرشان دهد فقط راه حلی می خواهند که هیچ مشکلی با آن نباشد . البته این قبیل دوستان همه جای دنیا فراوانند .
از دوستان آقای عبدی
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۲۷ قֽظֽ | Reply
اکبر :
با سلام
جناب آقای عبدی
1- در زمان دانشگاه و از طریق مطالب ارائه شده توسط اساتید به خصوص آقای دکتر بشریه به اصطلاح دولت رانتیر آشنا شد ام و همیشه به این فکر می کردم که چگونه می شود سازوکاری ایجاد نمود که از طریق آن بتوان جلوی رانت خواری دولت ها را گرفت تا نتوانند از طریق آن برای خود مشروعیت بخرند. از طرف دیگر این سازو کار بتواند مشروعیت دولت ها را بر آراء و مالیات مردم متکی کند که به دنبال آن دولتها مجبور باشند در مقابل اقدامات انجام شده خود پاسخگو گردند.
2- طرح جنابعالی و دکتر نیلی در مورد مردمی کردن درآمد شاید سازوکار مناسبی باشد اما به دلیل اینکه جزئیات چگونگی عملیاتی کردن آن درست مشخص نمی باشد. به همین لحاظ خیلی ها نمی توانند به آن اعتماد کنند. خصوصا در کشور ما تجربه های خوبی در خصوص اینگونه طرح ها وجود ندارد و کسی فکر نمی کند روزی این طرح ها عملی بشود.
3- کشورهای مدرن که صاحب منابع طبیعی خدادادی باشند از جمله نفت وجود دارند. بعنوان مثال انگلستان و نروژ و آمریکا.
بهرحال بایستی این سیستم ها هم بررسی شوند که چگونه منابع درامدی حاصل از فروش منابع طبیعی از جمله نفت هزینه می شود. اولا از این طریق مردم می توانند این سازو کارها را با سازو کار پیشنهادی شما مقایسه کنند.
ثانیا این اعتماد را در مردم ایجاد می کند که طرح شما همانند سازوکارهای کشورهای مورد اشاره در مورد هزینه نمودن درامد نفت قابل اجرا است.
4- هرچند موافق این تئوری هستم که ارائه طرح توسط جناب آقای کروبی باعث می شود توسط بخش وسیعی از مردم و نخبگان مورد بخث قرار گیرد و یعنی موضوع عمومی شود ولی من معتقدم ارائه آن توسط ایشان برای این طرح آفت هایی دارد که از فایده آن بیشتر است.
- با توجه به شخصیت کروبی، بخشی از مردم آن را جدی نمی گیرند. یعنی بی اعتمادی به امثال ایشان.
- من براساس نظر سنجی بین دوستان و محل کارم، با توجه به اینکه اکثر آنها از ارائه شعارهای توسط جناب کروبی استقبال کرده اند خصوصا تغییر قانون اساسی و این شعار موجب شکسته شدن تابوی غیر قابل تغییر بودنقانون اساسی می شود و شعار مردمی کردن درامد نفت ولی کسی حاضر نیست به وی رای دهند چون معتقدند کروبی در حد عملی کردن این شعارها نیست و قدرت بسیج نمودن مردم و حمایت از آنها را برای اجرایی نمودن این شعارها را ندارد.
لازم است بگویم از بین 20 نفر همکاران من 2 نفر به احمدی نژاد رای می دهند و بقیه به موسوی. در ضمن آنها در جامعه و خانواده به نوعی به عنوان گروه مرجع به شمار می روند. در استدلال خود برای رای دادن به موسوی می گویند ایشان توان عملی نمودن اختیارات رئیس جمهوری را براساس قانون اساسی، یعنی همان 20 درصد را دارد و می شود به آن اعتماد کرد. یعنی دفع بحران احمدی نژاد بوسیله میرحسین و گذاشتن یک گام به جلو.
بنابراین طرح مردمی کردن درآمد نفت احتمالا قربانی رای نیاوردن کروبی می شود. به این دلیل که در صورت رای اوردن کاندیدای دیگه، بخواهد این طرح را عملی کند از این می ترسد که مورد اتهام قرار بگیرد که شعار کروبی را دزدیده است و دوم حاضر نیست با متخصصینی که این طرح را ارائه کرده اند مثل شما یا دکتر نیلی به خاطر همان ترس بالا همکاری کند. ...
- من به توانایی اشخاص که جدیدا به تیم کروبی پیوستن مثل نجفی و شما و کرباسچی در عملی نمودن چنین طرح هایی اعتماد دارم و لی با توجه به پیشینه کروبی و نیز با شناختی که از اعضای حزب اعتماد ملی که در صورت رای آوری کروبی کابینه را تشکیل خواهند داد، دارم معتقدم طرح شما در مردمی کردن درامد نفت، حقوق شهروندی از همین حالا به نوعی عقیم شده است.
5- در پایان از طرح شعارهای حقوق شهروندی و تغییر حداقلی قانون اساسی ( توسط خودی ها یعنی کروبی و گرنه قبلا این شعار توسط دفتر تحکیم هم ارائه شده بود) که برخی ها معتقدند جنابعالی هستید به عنوان یک شهروند تشگر می کنم. چون حداقل باعث می شود که به حاکمان این پیام منتقل شود که تا ابد نمی تواند پشت قانون اساسی قایم شوند و حقوق شهروندان را با استناد به آن نقض نمایند.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب اگر قرار است آقای موسوی از طرحی که به نام دیگران است به صرف همین نکته ساده استقبال نکند چگونه می توان کشور را اداره کرد؟ در باره رای آوری اتفاقا باید قدری دقیقتر فکر کرد . عجله نکنیم. این اظهارات که فلانی رای دارد حداقل در این مرحله موجب همان خطایی می شود که درباره آقای خاتمی شد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۵۵ قֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب مهندس عبدی با سلام
به نقل از سایت آفتاب ایران در سال گذشته با واردات هشت و نیم میلیون تن (5/8) گندم بزرگترین کشور وارد کننده گندم جهان شد.
برای اینکه ضعفهای مدیریتی خود را بپوشانند به هر شهری که میروند از فناوری هسته ای صحبت میکنند که پایه گذار آن در زمان دولتهای پیشین بوده اند و هیچ نامی از تورم و ورشکستگی کارخانجات دولتی و نابودی کشاورزی که آخرین خبر آن رسیدن قیمت برنج طارم در شمال کشور به نصف قیمت در مقایسه با همین زمان در سال گذشته نمیکنند.
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۵۲ قֽظֽ | Reply
ج :
فکر می کنم منظورتون این مقاله است:
http://www.rastak.com/showtext.php?id=1529
در این صورت این طرح رو میشه در چارچوب بهینه کردن مصرف انرژی به حساب آورد که البته راه حل منطقی است. از این جهت اشتباه کردم که در جواب یه کامنت گفتید دو شرکت اصلی تابعه وزارت نفت که البته مهمترینش شرکت ملی نفت است که مشخصا نمیشه مالکیت اون رو تفویض کرد ولی این مقاله در مورد نحوه فروش محصولات است.
البته همچنان دسترسی دولت بر منابع حاصل از فروش نفت پابرجاست که البته اون موضوع جداییست.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بله همین مقاله است که تا دو هفته دیگر جزییات بیشتری از آن ارائه خواهد شد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۳ بֽظֽ | Reply
مارگزیده :
مار گزیده
میگویند بزرگی یک مرد را از آنچه که او را به خشم می آورد می توان تشخیص داد . از اینکه با کامنتهای گذاشته شده شما را عصبانی کردم معذرت میخواهم .
البته هر موضوعی را می توان از زوایای مختلفی دید . همانطوریکه می توان نیمه لیوان را دید و می توان نیمه ی خالی را
آن زاویه ی که شما نسبت به طرح چند سؤال گرفته و نوشته اید: عبدی:
دوست عزیز دروغ بدتر از این نیست که برای فضا سازی یک نفر به نامهای مختلف کامنت بگذارد لطفا کسی این کار را نکند راه برای اطلاع از آن وجود دارد قبلا هم این کار را کرده اید . اگر هر یک از ما در باره موضوعی حرفی داشته باشیم می توانیم آن را طی یک کامنت حتی طولانی هم بنویسم و من هم ابائی از انتشار چنین کامنتهایی ندارم اما این که جز جز در چند کامنت بنویسیم و اسامی متعدد برای آن بگذاریم و بعد درس اخلاق دهیم کاری ناشایسته است و امیدوارم که پس از این چنین کاری را انجام ندهند. متاسفانه مجبورم این نوع کامنتها را حذف کنم.
با زاویه ای که مرا وادار به نوشتن این کامنتها کرده کاملا متفاوت است. به همین دلیل گفتگو و داشتن ارتباط می تواند سوء تفاهمات را برطرف و باعث نزدیکی افراد – به جای دور شدن از هم – گردد. امیدوارم توضیحات ذیل اینچنین باشد
1- سلامی به معنای : با شما در صلح و صفایم
2- از آوردن نام خود به دلیل مار گزیدگی و ترس از ریسمان سیاه و سفید و نداشتن امنیت، معذورم چون در کشوری زندگی میکنم
که مزد کور کن بیشتر از بهای ابراز عقیده و آزادی است
3- عضوی از جامعه خاموش هستم که فکر کردم طرح سؤالات این قشر می تواند نوع نگاه آنها را به شما منتقل کند و شما نیز به واسطه ی این سؤالات بهتر می توانید ایده خود را بسط و گسترش دهید و زمینه ی ایجاد مشارکت بیشتر و کشاندن افراد خاموش به این صحنه را فراهم کنید
4- چون میدانم که همه ی ما خاموشی گزیدگان بالاخره باید روزی از این قالب خاموشی در بیایم ، فکر کردم تا آن روز چه بهتر برای ورزیدگی ایده ها و مطالب شما را (همراه با بقیه) با افرادی که در روز با آنها سروکار پیدا میکنم مطرح کنم شاید آنان نیز ورزیده ، ترغیب به مشارکت شوند ... اگر می بینید که در این نوشتار چند کامنت گذاشته ام به علت عکس العمل یا سؤالاتیست که این افراد در موقع طرح این ایده - که ایده ی نویی است و مثل هر چیز نوی دیگر عجیب و غریب- میکنند و من هم جوابی به آنها ندارم
البته ناگفته نماند که مواقعی بسیاری بوده که ایده ی شما را درک و فهمیده و قبول کرده ام ، آن مواقع ، خود تا جایی که بتوانم به سؤالات آنان پاسخ میدهم و آنها را نسبت به موضوع قانع میکنم . فقط در صورتی نظرات آنان را منعکس میکنم که خود در حل آن عاجز باشم
5- کتمان نمی کنم که در این پست سه یا چهار کامنت که برگرفته از نظرات افرادی بوده که این ایده را با آنها مطرح کرده ام هست . علت آن هم همانطوریکه در بالا اشاره کردم این بود که انتظار داشتم تا شما با صعه صدر و دلسوزانه و عاشقانه به آنها جواب دهید و خود مستقیما ، آنها را در موفق بودن و ضروری بودن این شعار قانع کنید غافل از اینکه افکار مردان را نه سؤالات و نطرات دیگران ، بلکه دیدگاه هایی که نسبت بخود دارند پریشان میکند
6- نه من و نه افراد خاموش که خود را از مسایل مربوط به اجتماع بالاجبار - برای پاک ماندن - کنار کشیده ایم نه اقتصاد دان هستیم و نه کارشناس ، فقط کنجکاو هستیم و دوست داریم برای دست گرمی مشارکت ، از موضوعات سر در آوریم ... فکر میکنم وظیفه باغبانی و دلسوزی به عهده ی شماهاست که هوای افراد کم اطلاع و بد بین شده ، مارگزیدگان از ریسمان سیاه و سفید ترسان را داشته باشید البته اگر واقعا قصد به تحرک واداشتن افرادی نظیر اینجانب را داشته باشید
7- خستگی و فشار کاری شما را حس میکنم . به همین دلیل فکر میکردم لازم است به نوعی – در حد خود - به کمک بردن ایده های شما برخیزم و مشارکتی حتی در جامه ی خاموشی خود داشته باشم تا همچون باد ، یا حشرات منتقل کننده ی ماده ی باروری با بردن ایده ی شما و آوردن سؤالات افراد در جامعه ی بی زایش ، باروری ایجاد کنم . فکر نمیکنید بالاخره در تقسیم کار نانوشته ی اجتماع ، این وظیفه انتقال را باید کسی به عهده بگیرد؟ تا از اینطریق افراد در قید و بند مانده و خاموش و دست و پا بسته را به افراد خواهان ایجاد تغییر نزدیک کند ؟ یا نه؟ آیا میدانید چه دره عمیق و چه تفاوت عجیبی بین زبان شما و زبان افراد قهر کرده وجود دارد ؟ و بین آنها با اصولگرایان؟ باز شما خوبید ، آنطرفیها را که حتی یک کلمه هم نمی توانی باهاشان صحبت کنی ... آنقدر سطح تحملشان پایین است .... خوب فکر میکنید چه راهی برای کم کردن این فاصله ها هست؟ جز اینکاری که من انجام میدهم و نظرات شما را به آنها منتقل و ابهامات و سؤالات آنها را برای شما می آورم آیا انجام اینکار در جامعه ی بی تحرک ما ، که کسی حاضر نیست وقت خودش را روی این موضوعات بگذارد و حتی حاضر نیست سؤال خود را نسبت به موضوعی از کسی بپرسد و حتی به من هم که می گویم پس من از جانب تو این سؤال را مطرح میکنم و جوابش را برایت می آورم میگویند: دیوانه ای تو .... حوصله داری یا؟ .... به دولدوزی بگفت آن مرد کفاش/ برادر جان تو هم فکر خودت باش .... برو به زندگی خودت برس .... فکر می کنی این حرف زدنها، فایده ای داره؟ ....یعنی تو هنوز اینها را نشناختی؟ .... و هزاران هزار چیز دلسرد کننده ی دیگر
بگذریم از حرفهای رکیک و زشتی که در این راستا می شنویم که ترس از آینده را با این دره عمیق بی اعتمادی دو چندان میکند
حالا خدا وکیلی منی که تا اندازه ای خیلی رقیق ، محترمانه و دلسوزانه چند سؤال و نظر این افراد کوچه و بازار را برای شما . برای مهیا کردن زمینه برای توضیح بهتر ایده ی تقسیم درآمدهای نفتی و خالی کردن دست دولت و جوابگو کردن آن و ... و .... دروغ گو هستم؟
آیا با همین قضاوت:
عبدی:
دوست عزیز دروغ بدتر از این نیست که برای فضا سازی یک نفر به نامهای مختلف کامنت بگذارد لطفا کسی این کار را نکند راه برای اطلاع از آن وجود دارد قبلا هم این کار را کرده اید . اگر هر یک از ما در باره موضوعی حرفی داشته باشیم می توانیم آن را طی یک کامنت حتی طولانی هم بنویسم و من هم ابائی از انتشار چنین کامنتهایی ندارم اما این که جز جز در چند کامنت بنویسیم و اسامی متعدد برای آن بگذاریم و بعد درس اخلاق دهیم کاری ناشایسته است و امیدوارم که پس از این چنین کاری را انجام ندهند. متاسفانه مجبورم این نوع کامنتها را حذف کنم.
اگر فضا ساخته ام که به نفع طرح ایده شما ساخته ام تا بتوانید ابهامات طرح را توضیح دهید
من هم مشکلی ندارم که یک کامنت طولانی بنویسم و انصافا هم شما اینکار را کرده و می کنید ولی سؤالات و بد بینی ها مربوط به من تنها نیست من با عقل ناقص خود فکر میکردم اینگونه بهتر و کاملتر و مجزا تر می توانید به سؤالات پاسخ دهید و من هم بهتر می توانم شسته و روفته آنها را به مطرح کننده برسانم
بله ؛ بهتر آنست که من وقت بگذارم و همه ی سؤالات را جمع و جور کنم و یک تحلیل هم روی آن بگذارم و شسته و روفته تقدیم شما کنم ولی چه کنم که من هم مثل شما درگیر ادراه زندگی سخت خود هستم .
و در انتها
اجازه دهید یک سؤال دیگر از یکی از افراد را که همین امروز با من مطرح کرد بایتان بگویم تا باز کمی عصبانی شوید!!
نه شوخی میکنم تا با جواب کامل خود او را از اشتباه در آورید
او میگفت:
این طرح تقسیم درآمدهای نفتی برای جوابگو کردن و راست گو کردن و پاک کردن و .... دمکرات کردن مسؤلان مثل این میماند که زن و شوهری که با هم اختلاف دارند تن به بچه دار شدن بدهند تا وقتی بچه به دنیا آمد مشکلاتشان حل شود
همان کاری که خیلی خانواده ها میکنند و .... نتیجه آن را هم جلوی چشم داریم
او معتقد بود ولی اینکار اشتباه است چون بچه باید بر بستر یک ازدواج سالم و یک رابطه همراه با عشق و اعتماد زن و شوهر بوجود اید ... و نتیجه گرفت که تقسیم درآمدهای نفت هم باید در بستر یک رابطه سالم ملت با دولت صورت گیرد و نه با این دعواها ....
به هر حال من جواب به نظر او نداشتم
به هر حال
من به ذهنم برای مشارکت این کار رسیده
اگر شما راه دیگری برای یک فرد خاموش که خواهان مشارکت همراه با ترس و لرز و بی اعتمادیست سراغ دارید بفرمایید تا انجام دهم
در ضمن خوبه من ، رای چند نفر را به نفع خود ندزدیده ام !! خوبه فقط از جانب چند نفر که نسبت به این طرح مساله داشته اند فقط کامنت گذاشته ام ،
با خودم گفتم آیا آقای عبدی با آنها که رای مردم را میدزدند آنهم نه چند تا چند صد تا بلکه ..... چه برخوردی خواهند کرد؟ و با چه لحنی اعتراض خود را به آنها منقل میکنند؟
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اول این که بنده هیچگاه نخواسته ام که نام خود را بنویسید و اتفاقا نقطه قوت این فضای مجازی همین نبودن نام اصلی است اما برخی افراد که بیشتر می نویسند دارای اسم مشخص مجازی هم هستند . مثلا حبیب یا امید و لذا وقتی کسی با این نام کامنت می گذارد فورا واکنش نشان می دهند تا با شماره 1 یا 2 خود را متمایز کنند.
دوم این که باز هم فضا سازی کردید و با عصبانی معرفی کردن من در این موضوع اصل مساله دور زده شده است. شما هیچ مشکلی ندارید تمام این موارد را به عنوان نظر دیگرا ولی با نام معین خودتان بنویسید تا خواننده این نکته خاص را بداند و تصور نشود که خواننده این سایت دارای چنین طرز تفکری است و صرفا به عنوان سوال مطرح می شود. وقتی هم اینطور شد مثل همین مثال اخیر شما در باره بچه دار شدن نیاز چندانی به پاسخ ندارد و خواننده خود می تواند قضاوت کند.
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۲۲ بֽظֽ | Reply
s_ahmad :
جناب عبدي
به نظر مي رسد اجرايي شدن همين يك شعار مي تواند تاثيرات شگرفي در پيشبرد سياستهاي كلان و برنامه چشم انداز ايفا نمايد. برنامه هايي كه متاسفانه در دولت كنوني نه تنها اجرا نشده و تبعات سوء انرا هم مي بينيم بلكه حتي با ديد تنگ و غير كارشناسي برخلاف ان نيز عمل شده است. بايد جوانب مختلف را بحث نمود و تفاوت ماهوي و اشكار انرا با برنامه عجولانه و كمافي السابق مغاير برنامه هاي كلان كشور كه توسط دولت كنوني و در قالب شعارهاي پوپوليستي قبلي ارايه شده را اشكار نمود.
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۱۵ بֽظֽ | Reply
سيدنادر :
سلام جناب آقاي عبدي
مانده نباشيد و انشاء الله جان مان جور باشد.
اي كاش يك تحليل مثل همين تحليل ها براي انتخابات كشور فلك زده ما هم مي نوشتيد تا ما هم از اين سردرگمي نجات پيدا كنيم
راستي من در ايران حق راي ندارم اما روي حداقل 7-6 نفر از دئستان ايراني ام اينقدر تاثير دارم كه راي آنها را هدايت كنم!
اما با وجود اينكه شما را بسيار و بسيار دوست دارم و با تمام تحليل هاي خوبي كه مي نويسيد و از نظر شما اصلح آقاي كربي است اما من
"راي ها"يم! را به ميرحسين موسوي خواهم داد چون در زمان ايشان لااقل كمتر و با ضربات آهسته تري نوازيده مي شديم و عامل وبا و بيكاري و گراني و ناهنحاريهاي اجتماعي و سيل و خشكسالي و... همه اش ما نبوديم!
۲۸ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۰۱ بֽظֽ | Reply
ایران بان :
با درود
این شعار بیشتر جنبه ی انتخاباتی دارد تا عملیاتی. در دیگر کشورها من چنین برخوردی را ندیده ام. به نظر من اگر کروبی همان شعارهای ساختاری خود را در خصوص حقوق شهروندان و دموکراتیک تر کردن فضا پیگیری کنند هدف های دست دهم چون الگوی مصرف هم حاصل خواهد شد. اجازه دهیم در نظام باز و آزاد خود مردم مشکل خودشان را درک و با تعهد کافی آن را حل کنند.
//////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
چرا این شعار جنبه انتخاباتی و نه اجرایی دارد. البته انتخاباتی هست در عین حال که از نوع اجرایی آن است.
۲۹ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۰ قֽظֽ | Reply
مهدی م :
یکی از دوستان من که در خرید لوازم کارش از قبیل موبایل و کامپیوتر وسواس دارد و البته این وسواس به خاطر نوع کارش منطقی است حرف جالبی می زد.
برای خرید کامپیوتر مورد نظرش هیچ مشکلی نداشت چون قطعات مورد نیاز را جداگانه می خرید و با ترکیب و نصب آنها هر نوع کارآیی را که لازم داشت به دست می آورد.
ولی برای خرید موبایل این امکان وجود نداشت و هر موبایلی که امکانی را ارائه می داد یک نقطه ضعف در برابر موبایل رقیب خود داشت و نمی شد که این امکانات را با هم ترکیب کند. همیشه می گوید کاش بشود موبایل رو هم مثل کامپیوتر اصطلاحا خودمون جمع کنیم. این معضل جوری بود یا هنوز هم هست که حتی با هزینه زیاد هم موفق نمی شود آنچه می خواد بدست آورد.
فکر میکنم انتخابات ما هنگامی که به دو گزینه موسوی و کروبی فکر میکنیم همین منطق خرید موبایل را دارد.
کاش می شد این انتخابات تبدیل به مدل خرید و جمع کردن یک کامپیوتر بدل می گشت.
۲۹ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۲۳ قֽظֽ | Reply
عباس دهقان :
با سلام جناب آقای عبدی تا قبل از شعار حناب آقای کروبی معتقد به شعر
مااز طلا کشتن پشیمان شده لطف فرموده مارا مس کنید و پول نفت سر سفره نمی خواهیم بودم اماپس از خواندن تحلیل شما و اعتقادی که به آقای کروبی داشتم به شما و ایشان و طرز تفکرتان ایمان پیدا کردم . درود بر شیخ اصلاحات کروبی عملگرا
۲۹ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۴۲ قֽظֽ | Reply
حمید :
سلام جناب عبدی
واقعا آب تهران با کیفیت است؟
نظر شما راجع به طرح تحول عوض شده است و موافق پرداخت نقدی یارانه ها هستید؟
/////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این طرح هیچکدام این دو عنوان را ندارد.
۲۹ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۳۴ بֽظֽ | Reply
شهرام :
با سلام جناب عبدی
من نظرشما راقبول دارم اما قبل از پرداخت قیمت واقعی هر کالایی مثل سوخت-آب-نان این سوال پیش می آید آیا امکان درست و بهینه مصرف کردن درکشور ما موجود است؟آیا ابزار و وسایلی که یا کالایی را تولید میکنند یا آن کالا را مصرف میکنند میتوانند به ما کمک کنند؟ دومثال ذکر میکنم:
خودروهایی که در داخل کشورتولید میشوند اغلب دارای موتوری پرمصرف و کم بازده هستندو اغلب اقشار متوسط به پایین این خودروها رامیخرندحال اگر قراربرپرداخت قیمت واقعی سوخت باشند برای طی مسافتی مساوی اقشار کم درآمدتر مجبوربه پرداخت هزینه بیشتری هستند. درمورد نان هم نانوایی هایی که آرد دولتی میگیرند ونان ارزان و بی کیفیت به اقشارکم درآمد میدهند بدلیل ضایعات بیشتر باعث مصرف بیشتر آرد شده وهزینه بیشتری بر اقشار کم درآمدتحمیل میکنند نسبت به نانوایی هایی که باآرد آزاد نان با کیفیت و کم ضایعات ولی گران را به مردم پردرآمد میدهند.
این قبیل موارد فراوان است مثل هدر رفتن آب درسیستم آبرسانی فرسوده درشهرها یا اتلاف انرژی گرمایی درمنازل بدلیل طراحی غلط و عایق نبودن ساختمانها و ....... آیا این موارد هم در انتخاب واختیار مردم است؟البته من قبول دارم که با واقعی شدن قیمتها دولت و مردم مجبور به اصلاح و بهینه کردن ابزارو روشهای تولیدومصرف میشوند اما واقعی شدن قیمتها یک عمل ناگهانی و بهینه کردن تولیدومصرف یک عمل تدریجی است چگونه این فاصله زمانی و این شوک قیمتی که درواقع مردم درآن هیچ نقشی ندارند جبران میشود؟ پس ابتدادولت باید رقابت را آزاد بگذارد تا خودروهای کم مصرف و ارزان واردشوند- نانواییهایی که نان بیکیفیت تولیدمیکنند تعطیل کندیاماشینهای پخت جدید به آنهابدهد- شبکه آبرسانی شهری و روستایی را مرمت و بازسازی کند- عایق بندی ساختمانها را اجباری کند و .... بعد از همه این کارهاواصلاح زیرساختهای مصرف ازمردم توقع داشته باشد که بهینه مصرف کرده و قیمت واقعی کالا را بپردازند .
۳۰ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۵۶ قֽظֽ | Reply
:
با شهرام
ضرورت اصلاح مسیر جریان درآمد نفت در ایران، تنها به خاطر چندین و چند عیب برشمرده نیست . بلکه در درجه اول برای ایجاد یک ارتباط طبیعی و صحیح بین دولت و مردم است . این ارتباط یک شرط لازم در زندگی اجتماغی است و عدول نکردن از آن برای تمامی جامعه های بشری چه در زمان حال و چه در گذشته شرطی حیاتی بوده و هست . قدرت مالی حکومت باید برخاسته از تمکن ، ثروت و کار توده مردم باشد و این سرچشمه بایستی منبع اصلی قدرت مالی برای دولت باشد . در غیاب چنین وضعی بسیاری عیوب که توجه شما را به خود جلب می کند به اصطلاح پزشکان ما در واقع سندرم بیماری واحدی است . همان بیماری که حاصل تغذیه مالی دولت فقط و یا بطور عمده با درآمد نفت است . توجه داشته باشیم که این بیماری تنها عدول از قواعد مالی و اقتصادی نیست بلکه در درجه اول عدول از قوانین بنیادی زندگی اجتماعی محسوب می شود .
کولاییان
۳۰ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۰۲ قֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
با سلام به همه و درود به همایون که از من خواسته است سلامش را به باران برسانم.
به دریای ابی گونه شمال رساندم، به خورشید ملایم و مطبوع بهاری و دانه های مهربان باران بهار در این دیار اسکاندیناوی رساندم، به بچه هائی که در میدان سبز جلوی خانه م بی خیال از فرادی خود به بازی و بازی گوشی مشغولند رساندم و... نتجه این شد:
در آنجا و دراینجا!
در این دیار همشه بهار ،
که نرگس سوسن،
نه در زمین سرد شمال،
بلکه،
در دل پر زمهر آدمیان،
ریشه میگیرند،
میخوانم:
دراینجا نوبهاران با هزاران جلوه رنگ زندگی دارد!
در آنجا دیو نکبت، دانه اندوه میکارد.
***
بدیهه سرائیی بود در ستایش بهار در اینجا و انجا !
و باز میخوانم:
هی هات که من!
دریائی بوسعت گیتی،
ز اشک شور را !
در درون سینه خون گرفته خویش!
ز اشکهای شور آدمیان!
آفریده ام!
که موج هایش،
نه آوای زندگی،
بل سرود مرگ میخوانند!
وعصیانگرانه میشورم!
به هستی و هستی،
و آن خدا !
که زهدان رنج را ،
گور وگهواره جاودانه من ساخت!
*******
۳۰ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۱۸ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
با سلام جناب عبدی!
امروز در یکی از سایت ها دیدم که آقای کروبی گفته است حد اقل یک را زن وارد کابینه اش میکند. بنظر من، این یک رویکردی شجاعانه ایست که پیامد های آن ، بسی فرا تر از صرف حضور یک زن در کابینه خواهد رفت. فکر میکنم حضور یک یا چند زن در کابینه و دستگاه اجرائی بسیاری معادلات را بهم خواهد زد و حضور در دستگاه اجرائی با حضور در صف صحیح است احسنت گویان مجلس نشین تفاوت اساسی دارد.
۳۰ فروردین ۱۳۸۸ ۹:۴۹ بֽظֽ | Reply
:
امروز بی بی سی گفت که دولت احمدی نزاد 4200 مدرسه را به طلبه خانه و یا حوزۀ تبدیل میکند!
من اینرا جدی میگویم اگر دولت موفق شود چنین برنامه ائی را اجرا کند و اگر عکس العمل بازدارنده جدیی، و با هر هزینه ای بری جلو گیری از ان نشود به معنی این است که جامعه ایران وارد فاز فروپاشی گردیده است و هیچ قدرتی هم توان مهار کردن این فرایند مرگ ملی را نخواهد داشت!
//////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برای ضربه زدن به دین بهتر از این نمی توان انجام داد و معنای این کار این است که دولت نتوانسته دانش آموزان را مطابق میل خود اجتماعی کند. چنین کنند تا ببینید که چند نفر در این کشور حاضرند فرزندان خود را به این مدارس بفرستند.
۳۰ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۰۲ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی !
این پاسخ شما به کامنت من ! از شما بعید بود!
چرا؟
اولاً : چون فقط آدم های ساده اندیش میتوانند فکر کنند این دولت غم دین را دارد! و یا نگران از دست رفتن انست.
دوماً: این دولت همان شهریه ای را که به طلبه ها میدهد به دانش آموزان این مدارس هم بدهد مسئله حل میشود!
البته میبخشید! میگویم ساده اندیشی!
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۲ بֽظֽ | Reply
م.ا.م :
بنده با طرح اقتصادی آقای کروبی بسیار موافقم!
اما:
1. عنوانی که برای آن انتخاب کرده اند با طرح موسوم به طرح دکتر نیلی مغایرت دارد.
طرح دکتر نیلی مردمی کردن درامدهای نفتی نیست. این طرح آقای احمدی نژاد است. طرح دکتر نیلی مردمی کردن صنعت نفت است. به خصوص خود ایشان دادن درامد نفتی به مردم را مضر دانسته اند. آیا طرح آقای کروبی با طرح دکتر نیلی تفاوت دارد یا این صرفا یک اشتباه در نام گذاری بوده است؟
2. عنوانی مثل "ملی کردن صنعت نفت" بسیار مناسب تر نیست؟ چون صنعت نفت بعد از دکتر مصدق ملی نشد بلکه دولتی شد.
3. به نظرم مانور ایشان پیرامون این شعار بسیار کم است و جا دارد به این موضوع بیشتر بپردازند. به خصوص در شرایطی که مهندس موسوی طرح اقتصادی چندان شفافی جز کلی گویی هایی پیرامون روش ها، نداشته اند.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در روزهای آینده جزییات بیشتری منعکس می شود اما هر دو یکی است همچنان که در متن بیانه آمده است. اما چنین نیست که در طرح دکتر نیلی پرداختی صورت نمی گیرد.
۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۵۸ قֽظֽ | Reply
Amir :
انتخابات ریاست جمهوری − نگرانی از رقابتی نابرابر
Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: احمد جنتی، چهره شاخص شورای نگهبان − چشمها به او دوخته شده اندداوطلبان شرکت در رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری میتوانند از امروز (۵ اردیبهشت) از طریق اینترنت و از پانزدهم اردیبهشت با حضور در وزارت کشور ثبت نام کنند. خاتمی اختیارات شورای نگهبان در تعیین صلاحیت نامزدان را مغایر با مردم سالاری خوانده است.
با ثبت نام نامزدان، یکی از حساسترین و مناقشهبرانگیزترین مرحلههای اجرایی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز آغاز میشود. نامزدان انتخابات تا بیستم اردیبهشت فرصت دارند مدارک لازم را به وزارت کشور ارائه کنند. با خاتمهی این مهلت، بررسی صلاحیت ثبت نام شدگان در دستور کار شورای نگهبان قرار میگیرد. اختیارات این شورا در این زمینه، که نظارت استصوابی خوانده میشود، همیشه مورد اعتراض و انتقاد اصلاحطلبان بوده است.
نظارت استصوابی مغایر با مردم سالاری
روز جمعه، چهارم اردیبهشت، رئیس جمهور پیشین محمد خاتمی در نشست مجمع نمایندگان دورههای قبلی مجلس شرکت کرد. صلاحیت برخی از افراد حاضر در این نشست، در دورههایی از انتخابات مجلس از سوی شورای نگهبان رد شده است. خاتمی به اشاره به این مسئله گفت: «بعضی از عزیزانی که در این جمع حضور دارند سیلی تلخ ردصلاحیت را تحمل کردهاند.» او در ادامه تاکید کرد، نظارت استصوابی هیچ میانهای با مردم سالاری و دموکراسی ندارد. خاتمی ۲۳ بهمن ماه ۱۳۸۷ نیز در جمع مردم ایلام گفته بود نظارت استصوابی بدعتی است که بعد از دوران ایتالله خمینی به وجود آمد. رئیس جمهور پیشین میافزاید رد صلاحیت بسیاری از نامزدان اصلاح طلب در انتخابات هشتمین دوره مجلس باعث شد این جناح تنها قادر به رقابت بر سر ۱۰۴ کرسی از ۲۹۰ کرسی باشد.
تلاش برای تغییر قانون
میرحسین موسوی در هفتهی آخر فروردین ماه، در ادامهی سفرهای تبلیغاتی خود وارد خوزستان شد. او در جمع دانشجویان دانشگاه اهواز مخالفت خود را با نظارت استصوابی اعلام کرد. موسوی میگوید به رغم مخالفتی که با تعیین صلاحیت نامزدان انتخابات به وسیله شورای نگهبان دارد، از آنجا که قانون این اختیار را به شورا داده آن را اجرا میکند. او اعتقاد دارد «راه اصلاح قانون هم این است که اکثریتی در جامعه به وجود بیاید و از راه قانونی وارد این مساله شویم.»
در مجلس ششم تلاشی برای حذف نظارت استصوابی آغاز شد که ناکام ماند. علی اکبر محتشمیپور، عضو مجمع روحانیون مبارز، ظاهرا تغییر قانون را مستلزم موافقت و دخالت رهبر جمهوری اسلامی میداند. او پیش از انتخابات مجلس هشتم در همایش ائتلاف مردمی اصلاحات از آیتالله خامنهای خواست شخصا در این کار مداخله و نظارت استصوابی را لغو کند. محتشمیپور اختیار شورای نگهبان در رد یا تایید صلاحیت نامزدان انتخاباتی را مغایر با روح قانون اساسی و رای مردم خواند و گفت، این قانون در گذشته با فشار به تصویب رسیده است. سایت خبری تابناک که این سخنان را اول دیماه ۱۳۸۶ نقل کرد مدعی است، این بخش از اظهارات مختشمیپور در خبرگزاریها و روزنامهها منعکس نشده است.
اعتراض به استفاده سیاسی از مسجد
با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری نگرانی از دخالت نهادهای مختلف به نفع نامزدان اصولگرا نیز افزایش مییابد. علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، چهارم اردیبهشت، در خطبههای نماز جمعه تهران از استفاده سیاسی برخی نهادها از مساجد انتقاد کرد و خواستار محدود کردن این کار شد. او در مورد ماهیت این نهادها و چگونگی استفاده سیاسی از مساجد توضیحی نداد. ناظران احتمال میدهند منظور رفسنجانی تشکلهایی چون بسیج و حمایت آنها از دولت نهم باشد.
تقسیم ناعادلانه امکانات و رقابت نابرابر
رقیبان محمود احمدینژاد همچنین رادیو و تلویزیون را متهم میکنند تمام امکاناتش را به معرفی و تبلیغ فعالیتهای دولت اختصاص میدهد. مهدی کروبی دبیرکل و نامزد حزب اعتماد ملی، و میرحسین موسوی بارها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی انتقاد کردهاند که جانبدارانه عمل میکند و فرصتی در اختیار نامزدان رقیب دولت نمیگذارد. خاتمی نیز میگوید «امکانات به صورت عادلانه و منصفانه تقسیم نشده و رقابت، رقابت برابری نیست.» او میگوید تمام امکانات کشور در اختیار رقیب است اما با تریبونهای محدودی که اصلاحطلبان دارند برخورد میشود. هواداران این جناح که تعداد زیادی از نشریههایشان در سالهای اخیر توقیف شده، بیشترین فعالیت تبلیغاتی خود را از طریق سایتهای اینترنتی یا برگزاری سخنرانی در دانشگاهها انجام میدهند.
قرار است شورای نگهبان کار رسیدگی به صلاحیت نامزدان انتخاباتی و اعتراضهای احتمالی را تا پایان اردیبهشت ماه تمام کند. کسانی که صلاحیت آنها به تایید این شورا میرسد رسما ۲۰ روز فرصت خواهند داشت برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد تبلیغ کنند. به رغم این، فعالیتهای غیررسمی و تبلیغات آشکار و پنهان انتخاباتی از ماهها قبل آغاز شده است.
۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۲۹ بֽظֽ | Reply
امید :
آقای عبدی آقای رئيس جمهور در اجتماع مردم شهريار، ورامين و اسلامشهر ادعا کرده اند:
"دولت به نوکرى مردم افتخار مى کند"
میخواستم بپرسم شرط نوکری مردم چیست؟
آیا اینهمه اعمال نظر در سرنوشت مردم ، از یک نوکر کار پسندیده ایست؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
والله معنای همه چیز عکس شده نوکر یکی شده و ارباب میلیونها نفر و اربابها دنبال خودروی نوکر می دوند و نامه درخواست پول می دهند و کمی صدقه می گیرند. پس معلوم می شود که نوکرهای سابق وضع خوبی داشته اند. در عین حال با نوکری کردن هم بهتر از این کاری نمی تواند بکند.
۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۱۴ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1138