آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۳۰ فروردین ۱۳۸۸
شرحي بر بيانيه حقوق شهروندي آقاي كروبي
برخي پرسشها درباره بيانيه حقوق شهروندي مطرح ميشود، از جمله این پرسشها این است كه اين موارد تا چه حد قابليت اجرايي دارند؟ پاسخ به اين پرسش به فهم بهتر ما از مفهوم مبارزه انتخاباتي و شعارهاي آن كمك ميكند. اين بيانيه دو وجه دارد، يكي بحث احياي حقوق شهروندي و ديگر موضوع بسط اين حقوق است. در توضيح احياي حقوق شهروندي به موضوع ناديده گرفته شدن حقوق موضوعه و فعلي اشاره شده است كه از آن به فقدان حاكميت قانون ياد شده است. با توجه به اين نكته ميتوان عناوين مطرح شده در بیانیه را به چند بخش تقسيم كرد.
1ـ بخشي از تضييع حقوق، با انتخاب نامزد مورد نظر بلافاصله امکان استيفا خواهد یافت. براي نمونه، لغو گزينش براي ادامه تحصيلات، حذف ستارهدار كردن دانشجويان، لغو دستورالعمل پذيرش بومي، تعيين كف براي پذيرش سهميهها، به نحوي كه مثلاً نفر چند هزارم كنكور در رشته برق دانشگاه صنعتي شريف پذيرفته نشود، بهبود دسترسي به اينترنت و شفافيت و اطلاعرساني و بسياري از موارد ديگر.
2ـ بخشي از تضييع حقوق به طور مستقيم به قوه مجريه ربطي ندارد، اما قوه مجريه و شخص رييس جمهور ميتواند با اقداماتي مانع از تضییع اين موارد شود يا حداقل آنها را تعديل كند. اين اقدامات ميتواند شامل موضعگيري تبليغاتي، استفاده از ابزارهاي دولتي، و نيز تأسيس نهادي مثل هيأت پيگيري نظارت و اجراي قانون اساسي باشد.
3ـ بخشي از تضييع حقوق را ميتوان به طور غير مستقيم كاهش داد، به عبارت ديگر از طریق تقويت و حمايت از نهادها و عواملي كه به تحكيم حاكميت قانون منجر ميشود، مثل تقويت نهادهاي مدني (احزاب، انجمنها، مطبوعات و...) از جمله اين موارد است. التزام و تعهد و تقيد به حاكميت قانون مستلزم انجام اينگونه اقدامات است.
4ـ در خصوص بسط حقوق شهروندي هم ميتوان بخشي را از خلال اقدامات دولتي و با تكيه بر اختيارات و ابزار دولتي انجام داد، و برخي را نيز با ارايه لايحه به مجلس و نيز حمايت تبليغي و عملي از زمينههايي كه منجر به اين بسط حقوق ميشود پیگیری نمود. مثلاً درباره حقوق زنان، اگر دولت زمينه را براي حمايت از سازماندهي و تشكيلاتيابي زنان فراهم كند، زنان خودشان بهتر قادرند كه مطالبات خويش را منعكس كرده و به تصويب برسانند. در سال گذشته يكي از معدود خواستههاي آنان كه اصلاح حقوق ارث بود، در نهايت تصويب شد، اما اين مسأله با مشاركت و فعاليت مستقيم خود زنان به ثمر رسيد، بنابراين فراهم كردن زمينه برای بسط چنين مشاركتي بيش از هر چيز اهميت دارد. در عين حال دولت ميتواند با ارايه لوايح به مجلس و نيز تغييراتي در نظام اجرايي خود، اين حقوق را بسط دهد، اين قاعده براي كليه موارد مذكور در بيانيه نيز صادق است.
5ـ بخشي از نكات مطرح شده در بيانيه، صرفاً و فعلاً در حد طرح بحث است، و حتي طرح بحث آن هم اهميت دارد. مواردي كه به اصلاح قانون اساسي مربوط ميشود از اين جمله است. موضوعي كه به صورت تابو تلقي شده و همه هم ميدانند كه با گذشت 20 سال از آخرين اصلاحات انجام شده در آن، باز هم نيازمند به روز شدن است، بويژه در زمينه رفع تعارضات و نيز موضوعاتي از قبيل حدود و اختيارات شوراها و اختيارات منطقهاي، اصل 44 و لغو انحصار رسانه شنيداري و ديداري از اين جملهاند اما تا کنون کمتر کسی از افراد در این سطح حاضر به بیان این نکته شده است. قرار نيست كه اين كار بلافاصله پس از رييس جمهور شدن اجرا شود، زيرا از يك سو در اختيار شخص رييس جمهور نيست، و از سوي ديگر با مقاومت هم مواجه ميشود. اما بودون چنين شعارهايي از يك سو معرف گرايش نامزد رياست جمهوري است كه آشنايي با اين گرايش بسيار مهم بوده و هر رأيدهندهاي علاقهمند است كه از آن مطلع باشد و از سوي ديگر نفس بيان آن، بويژه از منظر نامزد رياست جمهوري ميتواند به فضاسازي مناسب براي ارتقاي سطح مطالبات و انديشه سياسي جامعه منجر شود. به عنوان نمونه مواردي كه از سوي آقايان موسوي و كروبي درباره گشتهاي انتظامي مطرح شد، حتي اگر در حدود اختيارات آنان نباشد، دو نتيجه مهم داشت، از يك سو نشان داد كه اين سياست مورد حمايت و موافقت نامزدهاي رييس جمهور نيست و چنین گرایشی برای کسب رای هم که باشد معرف رای آوری این دیدگاه و در نتیجه نامطلوب بودن آن در منظر افکار عمومی است و همین نکته موجب تضعیف این رفتارها می شود؛ و از سوي ديگر هم بیان این مساله ابعاد اجتماعي و سياسي پيدا كرد، به طوري كه مسئولين ذيربط را به واكنش وادار نمود.
اگر بخواهم مجموعه موجود در بيانيه حقوق شهروندي را در يك طبقهبندي كلي قرار دهم ميتوان آن را حدوداً به چهار بخش تقسيم كرد. حداقل 30 درصد موارد آن به گونهاي است كه دولت مستقيماً ميتواند آنها را اجرا كند يا به نحو چشمگيري بر اجراي آنها تأثير بگذارد. حدوداً 30 درصد هم به نحوي است كه دولت ميتواند به طور نسبي آنها را بهبود بخشد و زمينه را براي تحقق آنها فراهم كند، حدوداً 20 درصد موارد هم به گونهاي است كه دولت بايد مقدمات اجراي آنها را فراهم كرده و این زمینه ها را تقويت كند و 20 درصد باقيمانده هم در سطح تبليغاتي و معرف گرايش عمومي است كه ميبايد همراهي ديگران را به آن جلب كند.

حسین کیا :
سلام
شاید معرفی همه اعضاء کابینه به خیلی از دلایل جالب نباشه، ولی آیا امکانش هست که آقای کروبی بعضی پستها مثل معاون اولش را از الآن مشخص نماید؟
//////////////////////////////////////////////////
عبدی:
یکی از موارد مهم آن پیگیری شد اگر نتیجه دهد اعلان می شود.
۳۰ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۴۹ بֽظֽ | Reply
محمد حسین :
1-
بنده با قسمت آخر یادداشت شما وموضوع درصد بندی تا حدی مشکل دارم و معتقدم فی الواقع دولت حقیقی(در برابر دولت کاذب یا دولت رانتیر) در ایران می تواند قدرت بسیار زیادی داشته باشد اما چونکه افراد فاقد اعتماد به نفس با بینش محدود و بصیرت ناکافی و کم ایمان به مردم و فاقد تصور روشن از آیندهء مملکت ، در برهه هایی مسئولیت به دست گرفته اند باعث شده اند که توان واقعی دولت حقیقی به چشم نیاید و ما کم کم بپذیریم که این دولت محدودیتهای بیش از حدی دارد و خلاصه به کم قانع باشیم.
2-
به نظر من یک دولت حقیقی نباید انقدر سبک وزن باشد که اندک وزشی او را از جا بکند !مثلآ ممکن است دربارهء این موارد، این و آن چیزهایی بگویند اما اگر دولت حقیقی به نتیجه می رسد که فلان کار راباید انجام دهد دیگر نباید معطل کند!منظورم تنها قدرتهای بالا دستی نیست بلکه قدرتهای القایی پایین دستی هم هستند که به عنوان پاهای دولت رانتیر هزار پا عمل می کنند.
3-
به لحاظ مدیریت اجرایی در تیم آقای کروبی سه نفر هستند که هر یک روزی در معرض کاندیداتوری ریاست جمهوری بوده اند، بنا بر این شخصی که توانسته است چنین ثقل مدیریتی ایجاد کند باید گفتمانی داشته باشد که مردم او را باور کنند و اطمینان نمایند که او اگر رییس جمهور شود می تواند دولت حقیقی را تشکیل دهد.
4-
یک رییس جمهور نسبتآ خوب از نظر من:
اولآ برنامه اش مکتوب باشد، ثانیآ آن برنامه با محوریت یک تئوری جامع مبتنی بر اصلاح ساختارها باشد و نه روتوش وضعیت کنونی، ثالثآ منسجم و همخوان باشد.
و به لحاظ شخصی
جدی و با عرضه باشد، اهل چاپلوسی و تملق نباشد نه تنها در برابر دولت رانتیر که در برابر همهء اجزاء هزار رنگ وهزار نقشش، در هیئت یک جمع کننده مقتدر ظاهر شود که با کسی شوخی ندارد. بتواند از شخصیت، شأنیت و جایگاه دولت حقیقی حفاظت کند تا آنگاه بتواند به سوگند قانون اساسی اش در دفاع از حقوق ملت و ازادی آنها عمل نماید.
//////////////////////////////////////////////////
عبدی:
درباره قدرت دولت با شما موافقم. قدرت ظاهری دولتها که در سرکوب تجلی می یابد با قدرت تصمیم گیری و اقناع آنها که در مواقع بحرانی خود را نشان می دهد رابطه عکس دارد و دولت رانتینر واقعا ضعیف است چون باید مردم را بخرد.
۳۰ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۵۳ بֽظֽ | Reply
امید :
دلم میخواهد در راستای ورزیدگی می توانستم فقط تایید کننده ی نظرات شما در اینجا باشم و چیزی در انتقاد به نوشته ی شما ننویسم ولی از طرفی میدانم اگر چیزی ننویسم دیگر خودم نیستم ، دوما به شما ظلم کرده ام و سوما جزو بی تفاوتها و .... بی خاصیت ها قرار میگیرم ... تازه کی متوجه میشود که درختی در اثر صاعقه ای در شبی تیره و تار در جنگلی دور قطع شده ؟.... به دلیل عدم شنیدن هیچ گزارش خبری از افتادن آن ...
بگذریم
در خصوص نوشتار
1- نوشته اید: " بخشي از تضييع حقوق، با انتخاب نامزد مورد نظر بلافاصله بلافاصله امکان استيفا خواهد یافت. براي نمونه، لغو گزينش ..."(پایان نقل قول)
این موضوع صحت ندارد لااقل برای من
در سال 1373 با صدها توصیه و پارتی بازی به طور موقت استخدام شدم ( به دلیل داشتن سابقه سیاسی و زندان) در سال 76 در موقع استخدام رسمی از طرف گزینش رد شدم . شکایت کردم به وزارت کار ( چون بیش از دو سال در یک محل مشغول کار بودم ) بعد از دوندگیهای بسیار گفتند چون اخراج از طرف گزینش انجام شده ما کاری نمی توانیم بکنیم ... پیگیری کردم .... و تازه دولت آقای خاتمی بر سر کار آمده بود ..... در نهایت نهایت که همه برای من دلسوزی میکردند و مغتقد بودند آن مسایل سالهای اول انقلاب گذشته و نباید این گونه کارها صورت گیرد .... ولی در نهایت همه متفق القول گفتند: اداره گزینش اداره ای مستقل است و ما نمی توانیم برای شما کاری کنیم ....
همه این داستان را گفتم تا بگویم اینجور نیست که نوشته اید: بخشي از تضييع حقوق، با انتخاب نامزد مورد نظر بلافاصله بلافاصله امکان استيفا خواهد یافت. براي نمونه، لغو گزينش .....
اداره گزینش زیر نظر نهادی دیگر است که نامزد مورد نظر می بایست زیر نظر او باشد و گرنه اولا خودش تایید صلاحیت نمیشود و در صورت سرپیچی مثل بنی صدر خواهد شد
{از همین جا به بعد دیگر جایی برای ادامه نوشتار شما نمی ماند زیرا از چیزی سخن می گویید که یا از آن اطلاعی ندارید یا...و چون همه پایه تحلیل شما بر مبنای این بلافاصله امکان استیفا حقوق شهروندی کاملا نادرست است پس در ادامه بقیه راه باید بقول شما احتیاط کرد. وقتی نتوانیم از حقوق شهروندی درست دفاع کنیم چرا باید چنین شعارها و قولهایی را به افراد ساده دل و پاک بزنیم؟}
{عبدی: اگر دقیق می خواندید حتما این پاراگراف و بخش بل گرفتن را نمی نوشتید چون نکته از همان نقطه چین به بعد است که در نقل قول حذف شده است زیرا کلمه ادامه تحصیل را فراموش کرده اید لطفا دقیق بخوانید . من اشتباه دارم اما نه این اندازه }
ولی نه
من مثل شما برخورد نمیکنم که با بل گرفتن از یک مطلب بر کل مطلب خط بطلان بکشم چون من به ورزیدگی و اهمیت آن برای روزهای آینده ایمان و از سختی مشارکت و آسانی استبداد به رای مطلع هستم
نوشته اید:
"2ـ بخشي از تضييع حقوق به طور مستقيم به قوه مجريه ربطي ندارد، اما قوه مجريه و شخص رييس جمهور ميتواند با اقداماتي مانع از تضییع اين موارد شود يا حداقل آنها را تعديل كند. اين اقدامات ميتواند شامل موضعگيري تبليغاتي، استفاده از ابزارهاي دولتي، و نيز تأسيس نهادي مثل هيأت پيگيري نظارت و اجراي قانون اساسي باشد."(پایان نقل قول)
با کدام اقدامات؟ وقتی نیروی طرف مقابل پر سمبه تر است؟
لطفا اگر موردی را در این زمینه دارید که نامزدی توانسته بر روی قوای دیگر تاثیر بگذارد ذکر کنید تا مثلا ببینیم آقای خاتمی ( بعنوان یک نامزد کمی تا قسمتی متفاوت با نامزد اصلی جناح اقتدارگرا) چگونه توانسته اند این تاثیر گذاری را داشته باشند.
{عبدی: مسلم است که در آن زمان وضع بهتر بود اما مشکل بی ثیلتی آن وضع بود من نمی دانم چه چیزی را رد می کنید}
نوشته اید:
3"ـ بخشي از تضييع حقوق را ميتوان به طور غير مستقيم كاهش داد، به عبارت ديگر از طریق تقويت و حمايت از نهادها و عواملي كه به تحكيم حاكميت قانون منجر ميشود، مثل تقويت نهادهاي مدني (احزاب، انجمنها، مطبوعات و...) از جمله اين موارد است. التزام و تعهد و تقيد به حاكميت قانون مستلزم انجام اينگونه اقدامات است."(پایان نقل قول)
این نیز چندان سابقه در این سی سال نداشته و ما ندیدیم در دوران آقای خاتمی حزبی تاسیس شود بغیر از حزب مشارکت که امیدوارم آن تاسیس دولتی حزب مشارکت را منظور این بند قرار نداده باشید
{عبدی: نیازی نیست که اتهام جناح حاکم را بزنید من افتخار می کنم که در تاسیس مشارکت نقش موثری داشته ام. }
این بند مسبوق به سابقه نیست چون دیدیم و لمس کردیم که آقای خاتمی ، حتی اختیار نداشتند نهضت آزادی را - که حزب شناخته شده و یکی از شرکا در انقلاب بوده - و نشریه ی آن را آزاد کنند. با این سابقه ، با چه ضمانتی شما معتقدید نامزد ریاست جمهوری در صورت پیروزی می تواند نهادهای مدنی را تقویت کند؟
{ عبدی: اگر معیار شما نهضت آزادی است که آنان در به در در پی نامزدی و انتخاب آقای خاتمی بودند}
نوشته اید:
" 4ـ در خصوص بسط حقوق شهروندي هم ميتوان بخشي را از خلال اقدامات دولتي و با تكيه بر اختيارات و ابزار دولتي انجام داد، و برخي را نيز با ارايه لايحه به مجلس و نيز حمايت تبليغي و عملي از زمينههايي كه منجر به اين بسط حقوق ميشود پیگیری نمود."(پایان نقل قول)
شوخی میکنید؟ وقتی حکم حکومتی داریم؟ وقتی خود این آقای کروبی واضع حکم حکومتی در بهترین ایام اصلاحات با در اختیار داشتن یک مجلس اصلاح طلب بودند؟
{عبدی: شوخی نمی کنم . شوخی نخوانیم}
نوشته اید:" مثلاً درباره حقوق زنان، اگر دولت زمينه را براي حمايت از سازماندهي و تشكيلاتيابي زنان فراهم كند، زنان خودشان بهتر قادرند كه مطالبات خويش را منعكس كرده و به تصويب برسانند." ( پایان نقل قول)
ببینم ؟ وقتی تحمل قوه قضاییه و سپاه و ارتش و نیروهای انتظامی بحدی پایین است که حتی ... دید و بازدید نوروز ی زنان را هم بر نمی تابند ، با چه پشتوانه ای می توانید این قول را به مردم و زنان بدهید؟
نوشته اید:" در سال گذشته يكي از معدود خواستههاي آنان كه اصلاح حقوق ارث بود، در نهايت تصويب شد"(پایان نقل قول)
پس می بینید که این امر ربطی به تلاش برای انتخاب فلان فرد و برنده شدن این نامزد یا آن نامزد ندارد
{عبدی: حالا شما با یک مساله مخالف هستید و هر حرفی زده شود به نوعی احتجاج می کنید من چه باید بگویم؟ وقتی ربط مقدمه را با موخره قطع می کنید و نتایج خودم را به خودم احاله می دهید چاره ای جز سکوت نمی ماند}
نوشته اید:
" اما اين مسأله با مشاركت و فعاليت مستقيم خود زنان به ثمر رسيد، بنابراين فراهم كردن زمينه برای بسط چنين مشاركتي بيش از هر چيز اهميت دارد."(پایان نقل قول)
خوب چه اشکالی دارد همچنان آقای احمدی نژاد که دستش بازتر است و با رهبر میانه بهتری دارد و سنگ اندازی هم در راهش نیست بیاید رئیس جمهور شود و کارها را همینجوری به پیش برد و مشروعیتی هم از طرف مردم الکی نخرد؟
نوشته اید:
" در عين حال دولت ميتواند با ارايه لوايح به مجلس و نيز تغييراتي در نظام اجرايي خود، اين حقوق را بسط دهد، اين قاعده براي كليه موارد مذكور در بيانيه نيز صادق است.(پایان نقل قول)
ولی وقتی رئیس جمهور از یک طیف و دیگر نهادها از یک طیف دیگر باشد و جنگهای قدرت و ثروت در میان باشد آن وقت صادق نخواهد بود چون این موارد ی که شما از آن صحبت به میان آورده اید مال این نظام و مال این شرایط بسته ی ما نیست
نوشته اید:
5ـ بخشي از نكات مطرح شده در بيانيه، صرفاً و فعلاً در حد طرح بحث است، و حتي طرح بحث آن هم اهميت دارد. مواردي كه به اصلاح قانون اساسي مربوط ميشود از اين جمله است. موضوعي كه به صورت تابو تلقي شده و همه هم ميدانند كه با گذشت 20 سال از آخرين اصلاحات انجام شده در آن، باز هم نيازمند به روز شدن است، بويژه در زمينه رفع تعارضات و نيز موضوعاتي از قبيل حدود و اختيارات شوراها و اختيارات منطقهاي، اصل 44 و لغو انحصار رسانه شنيداري و ديداري از اين جملهاند اما تا کنون کمتر کسی از افراد در این سطح حاضر به بیان این نکته شده است. قرار نيست كه اين كار بلافاصله پس از رييس جمهور شدن اجرا شود(پایان نقل قول)
آقای عبدی امیدورام رفتن شما به ستاد انتخاباتی آقای کروبی بلایی سر شما نیاورده باشد مخصوصا که خود شما نوشته اید:" زيرا از يك سو در اختيار شخص رييس جمهور نيست، و از سوي ديگر با مقاومت هم مواجه ميشود."(پایان نقل قول)
خوب قربان شما برم چرا؟ چرا شتر سواری آنهم دولا دولا؟
نوشته اید:
" اما بدون چنين شعارهايي از يك سو معرف گرايش نامزد رياست جمهوري است كه آشنايي با اين گرايش بسيار مهم بوده (پایان نقل قول)
یعنی شما معتقدید با حلوا حلوا گفتن دهان کسی شیرین میشود؟
نوشته اید:
و هر رأيدهندهاي علاقهمند است كه از آن مطلع باشد(پایان نقل قول)
از اینکه دست او کوتاه است و خرما بر نخیل؟
نوشته اید:" و از سوي ديگر نفس بيان آن، بويژه از منظر نامزد رياست جمهوري ميتواند به فضاسازي مناسب براي ارتقاي سطح مطالبات و انديشه سياسي جامعه منجر شود.(پایان نقل قول)
مطمئنید که به فضای بی اعتمادی بیشتر کمک نمیکند؟
نوشته اید:" به عنوان نمونه مواردي كه از سوي آقايان موسوي و كروبي درباره گشتهاي انتظامي مطرح شد، حتي اگر در حدود اختيارات آنان نباشد، دو نتيجه مهم داشت، از يك سو نشان داد كه اين سياست مورد حمايت و موافقت نامزدهاي رييس جمهور نيست و چنین گرایشی برای کسب رای هم که باشد معرف رای آوری این دیدگاه و در نتیجه نامطلوب بودن آن در منظر افکار عمومی است و همین نکته موجب تضعیف این رفتارها می شود( پایان نقل قول)
و دیدیم که آقای احمدی نژاد هم همین سلاح را برداشتند و امروز گفتند:
"احمدینژاد خواستار رسیدگی عادلانه به اتهامات صابری و درخشان شد .رئیسجمهوری ایران از قاضی مرتضوی خواست دو روزنامهنگار و وبلاگنویس زندانی، رکسانا صابری و حسین درخشان، از «کلیه آزادیها و حقوق قانونی برای دفاع از اتهامات» خود بهرهمند شوند"(پایان خبر)
آیا کسی از ایشان پرسید که چرا باید فقط برای این دو تا ، درخواست بهره مندی از کلیه حقوق قانونی و آزادیها را نمود؟ پس بقیه چی؟آیا خود این بیانیه به معنا نیست که یعنی قوه قضاییه حقوق قانونی و آزادیهای متهمان را رعایت نمیکند؟
پس می بینید که آقایان مشکلی در بیان این مسایل ندارند چون خیلشان راحت است و فقط به دنبال پیدا کردن سیاهی لشکر راحت و بدون دردسر هستند
نوشته اید:
؛ و از سوي ديگر هم بیان این مساله ابعاد اجتماعي و سياسي پيدا كرد، به طوري كه مسئولين ذيربط را به واكنش وادار نمود.(پایان نقل قول)
ای آقا عبدی
این همه سال ، اینهمه از این ابعاد گسترده پیدا کردنها ، شما چرا؟ شما که تحلیگر مال امروز نیستید
نوشته اید:
" اگر بخواهم مجموعه موجود در بيانيه حقوق شهروندي را در يك طبقهبندي كلي قرار دهم ميتوان آن را حدوداً به چهار بخش تقسيم كرد. حداقل 30 درصد موارد آن به گونهاي است كه دولت مستقيماً ميتواند آنها را اجرا كند(پایان نقل قول)
شما مهندس هستید و حتما با فرمول این سی درصد را پیدا کرده اید و هرتی آمار نداده اید ، آیا میشود این سی درصد را در زمان آقای خاتمی نشان دهید؟
نوشته اید:
" يا به نحو چشمگيري بر اجراي آنها تأثير بگذارد. حدوداً 30 درصد هم به نحوي است كه دولت ميتواند به طور نسبي آنها را بهبود بخشد و زمينه را براي تحقق آنها فراهم كند، حدوداً 20 درصد موارد هم به گونهاي است كه دولت بايد مقدمات اجراي آنها را فراهم كرده و این زمینه ها را تقويت كند و 20 درصد باقيمانده هم در سطح تبليغاتي و معرف گرايش عمومي است كه ميبايد همراهي ديگران را به آن جلب كند.(پایان نقل قول)
و حتما اون آقایان اقتدارگرا هم که فعلا سکوت کرده اند چون گذر پوست به دباغ خانه افتاده با گذشت راحت و بدون درد سر از دباغ خانه و گرفتن آرا و علم کردن آن برای داشتن مشروعیت مردم ساکت خواهند نشست و هیچ کاری انجام نخواهند داد و با این روش خواهند گفت: مردم ایران ما صدای تفییر خواهی شما را شنیدیم!!
هر کس دیگری جز شما این حرفها را میزد می توانستم خود را یکجوری قانع کنم که ... ولی در مورد شما با این پیشینه فقط می توانم بگویم یک ترسی دارید از اینکه .... بعدا میگم
//////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اقلا یک جایی هم برای عقل ما می گذاشتید. همچین نوشته اید که گویی یک آدم خل و چل آن هم در خواب این یادداشت را نوشته است. تا آنجا که پاسخ دادم توانستم جواب دهم بقیه جوابها تکراری می شد و زحمت ندادم.
۳۰ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۱۱ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی،
همان طور که قبلاا عرض شد این پست ریاست جمهوری معنی و مفهوم خارجی ندارد. این آدم در نهایت به "شرف حضور" باید برسد. با تعیین % در شعارها شما در واقع بیشتر به این واقعیت اشاره دارید که این پست از اساس غلط هست. وارد شدن در یک رقابتی که میخواهد منجر به این جور ریاست جمهور شود پس از اساس زیر سوال هست. مگر اینکه رهبری قبل از انتخابات و نه بعد از آن این اختیارات را به هر کسی که در این رقابت نه سالم حتی با حضور استصوابی شورای نگهبان پیروز شود تنفیذ کند. و آنگاه حتی با همین قانون اساسی هم میشود کشور را تغییر داد بدون خون ریزی. اگر این کار نشدنی هست، خواهشا بدنبال همان نویسندگی شرافت مندانه باشید.
۳۰ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۳۲ بֽظֽ | Reply
علی .م. :
سلام آقای مهندس عبدی عزیز
نمی دانم نظر شما چیست اما روند کنونی به روی کار آمدن مجدد آقای احمدی نژاد منجر می شود.تحرکات انتخاباتی اصلاح طلبان بسیار ضعیف است.آقای موسوی گفتمان خنثایی دارند که تنها بخش کوچکی از جامعه ( دانشجویان ونخبگان) را هدف قرار داده است.بعید است با ادامه روند کنونی و اصرار بر محافظه کاری و پرهیز از اتخاذمواضع اصلاح طلبانه صریح ایشان بتوانند حرکتی قابل توجه در جامعه ایجاد کنند.آقای کروبی حرک خوبی دارند اماچه می توان کرد؟شهریان و طبقه متوسط با شک وتردید به این مواضع می نگرند و گویی آن را جدی نمی گیرند. اگر آقای قالیباف کاندیدا شود احتمال رای آوری اصلاح طلبان حتی در دور اول اندک خواهد بود. نظر شما چیست؟
//////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خیلی راحت بگویم و این را در حافظه خود داشته باشیم . مساله من در درجه اول فعالیت انتخاباتی با اهداف پیش گفته است چندان حساسیتی را نتیجه ندارم. شاید هم چنان باشد که نوشته اید اما من ناامید نیستم زیرا نتیجه رای گیری برای من در مرکز فعالیت قرار ندارد.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۰۲ قֽظֽ | Reply
هادی :
صرف نظر از تمایلات جناب آقای کروبی در باره حقوق شهروندی و شرح و تفسیر و حاشیه شما بر این حقوق، چه نسبتی است بین اخراج کارکنان اعتماد ملی و پاسخ ندادن به درخواست آنها با «حقوق شهروندی» مورد نظر اقای کروبی؟! یا در باره حقوق مورد ادعای آقای کروبی مزاح می فرمایید، یا ماجرای اخراج بچه ها را از اعتماد ملی نادیده می گیرید. به هر حال، پاسخ شما راهگشاست.
//////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست محترم چه رابطه ای میان این دو هست. اول این که بخشی از آنان دوستان من هستند و این موارد در محیطهای کاری پیش می آید در عین حال که من با برخی از آنان همدلی هم دارم اما مگر اخراج فردی از کار نافی اعتقاد به حقوق شهروندی است ولو این که این اخراج از دید فرد منصفانه نباشد. مثلا اگر من نزد شما کار کنم و شما به هر دلیلی نتوانید با من ادامه همکاری دهید و عذر مرا بخواهید (با حفظ حقوق مادی من) آیا این به معنای مخالفت شما با حقوق شهروندی است؟ ما می توانیم با این کار مخالف باشیم و نحوه برخورد را رد کنیم اما ربطی به نقض حقوق شهروندی ندارد.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۲۸ قֽظֽ | Reply
:
تغيير دهنرگان اثر گذار در جهان كساني هستند كه بر خلاف جريان آب شنا ميكنند. (والترنيس)
در صورت قبول این جمله قصار ، فکر میکنید آقای کروبی می توانند یکی از این تغییر دهندگان بزرگ جامعه ی در حال فروپاشی ما باشد؟
//////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نه چون چندان بر خلاف جریان آب نیست! شاید در عرض آن باشد اما خلاف این جریان شنا کردن کار هر کس نیست.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۳۶ قֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
اجازه بدهید که بنده وارد گذشته سیاسی و نوع اموخته ها و بینش و فضای خاص صنفی آقای کروبی و مغایرت ریشه ای آن با حقوق شهروندی و بشری نشوم که در حال حاضر کمکی به درآمدن ما از گرفتاری های موجود نمی کند...آقای کروبی در مورد بخش اول کاری نمی تواند بکند چون به اسانی به جای ستاره دار کردن دانشجویان را به زندان خواهند فرستاد و ناگهان بزرگوارن از مرحوم منتسکیو نیز بیشتر طرفدار تفکیک قواشده ودر امر قوه قضائئه شرکت نخواهند کرد.. در مورد سهمیه ها نیز در کشوری که تقریبا هرسال سوالات کنکور به فروش می رسد و در بین آقایان وزراو و وکلا فارغ التحصیل آکسفورد بسیار است کار بسیاری نمی توان کرد.
در مورد پیگیری قانون اساسی نیز بیاد داشته باشید که اصل ولایت مطلقه فقیه در صدر است وبسیاری از اصول مربوط به حقوق مردم با برخورد با آن بی رنگ وبی اثر می شوند.
وانچه در باره جامعه مدنی و احزاب نوشته اید با عنایت به اینکه خود حاکمیت است که درچه تعهد و تقید به خود را تعیین می کند به نظر می رسد شما این قسمت را نوشته اید که بگوئید شدنی نیست.
تغییر قانون اساسی که نیاز به رفراندم و پذیرش آن بوسیله ولی فقیه دارد که خود آقای کروبی هم میداند شوخی می کند و جهت جلب آرای مردم است که از آن سخن می گوید..
وآنچه که در نوشته شما قابل اجرا به نظر می رسد حمایت مردم است از شعارهای تبلیقاتی آقای کروبی که آن حمایت تنها به طریق ریختن مردم به خیابانها امکان پذیر است...آیا آقای کروبی که مانند خاتمی کر و فر خود را به نظام مدیون است به آن تن می دهد؟و آیا مردم انقدر گذشته ها را فراموش کرده اند که به ریسمان خودی ها ی حاکمیت متوسل شوند؟
من حافظه ام را از دست نداده ام و حرف های بسیاری از اصلاح طلبان (فکر می کنم خود شما رانیز) را فرموش نکرده ام ..که دولت محمد خاتمی رابدرستی آخرین امید برای اصلاحات بدون فروپاشی می دانستند ...و متاسفانه پیش بینی درستی بود.
//////////////////////////////////////////////////
عبدی:
حالا هر اتهامی می زنید اشکال ندارد اما آقای کروبی هر چه باشد نه قدرت زندان کردن خواهد داشت و نه علاقه ای به این کار.پیشنهاد می کنم نوشته زیر را بخوانید شاید قدری در نگاهمان تجدید نظر کنیم. من هم ایراداتی با وی دارم اما اینها از جنس موارد گفته شده شما نیست.
این یادداشت در روز دو شنبه در روزنامه اعتما چاپ شده است.
..........................................
وقتي صداي حاج صادق آهنگران را مي شنوم که اين شعر را مي خواند، بي اختيار مثل آدم هاي رقيق قلب شاعرمسلک اشک در چشم هايم جمع مي شود؛
مرا اسب سفيدي بود روزي
شهادت را اميدي بود روزي
اسب سفيد برايم معناي سياست و قدرت دارد. قدرت شبيه اسب است. اسب سياه و سفيد قدرت. آنها که تازه از راه مي رسند و دل شان مي خواهد زود سوار اسب قدرت شوند، تا اسبي به آنها رکاب مي دهد سوارش مي شوند. برايشان فرقي نمي کند اسب سياه قدرت است يا اسب سفيد. وقتي کوچک بودم، توي خواب اسب سياهي ديدم که چهارنعل مي تاخت و هر چه دنبالش مي دويدم به آن نمي رسيدم. پدرم مي گفت؛ «اسب سياه نشانه قدرت است اما قدرت سياه... خوب که سوارش نشدي.»
وقتي سياست ورزي پيشه کردم، فهميدم اسب سياه قدرت راحت رکاب مي دهد تا تو روي زينش بنشيني. اما بر زين نگاهت نمي دارد و هر کجا که دلش خواست زمين مي کوبدت تا استخوان هايت خرد شود. شايد اين جمله را بارها شنيده ايد که از اسب افتاده ايم اما از اصل نه...
اما خيلي ها همان موقع که سوار اسب قدرت هستند از اصل مي افتادند.
حتي اگر سال هاي سال روي زين اسب سياه قدرت نشسته باشند هيچ کس نمي تواند بگويد پيشه اش سياست ورزي است اما در پي قدرت نيست. سياست يعني قدرت. اما خيلي ها بوده اند که معناي سياست را عوض کرده اند و سوار اسب سفيد قدرت شده اند. اسب سفيد قدرت آسان رکاب نمي دهد و سوارکاري را که عطش و شهوت قدرت دارد، زود بر زمين مي کوبد.
البته بسيارند سياست پيشگاني که يک شبه مي خواهند ره صدساله را بروند و هرگز منتظر اسب سفيد قدرت نمي شوند. اسب سفيد قدرت يعني صبر و بزرگواري، يعني سعه صدر و صلح طلبي، يعني هر آنچه را براي خود نمي پسندي براي دشمنانت هم نخواهي. اسب سفيد قدرت يعني گذشت. گذشت واژه يي است که شيخ آن را خوب درک کرده است. شيخ را بي ريا باور دارم چون فکر مي کنم او به دنبال اسب سفيدي است که توي دشت چهارنعل مي تازد و به آساني رکاب نمي دهد. باورش داشتم. اما وقتي خاطره يي درباره اش شنيدم، باورم قطعي شد که او دنبال اسب سفيدي است که ديرياب است اما کسي را زمين نمي زند. راستي چرا خودش اين خاطره را تاکنون براي ما نگفته بود؛ قبل از انقلاب شيخ را دستگير مي کنند. اولين باري که او را دستگير مي کنند، بازجويش کمالي است؛ بازجويي که اسمش هر زنداني را مي هراساند. در اولين بازجويي کمالي چنان مشت سنگيني به دهان شيخ مي زند که تمام دندان هايش خرد شده و خون چانه و يقه و پيراهن شيخ را قرمز مي کند. اما شيخ فقط توي چشم هاي بازجوي خشن خود، کمالي خيره مي شود. آن روز شيخ در چشم هاي کمالي چه مي بيند که به زبان نمي آورد و او را خشمگين تر از قبل مي کند. کمالي بارها و بارها شيخ را به بدترين شکل آزار و شکنجه مي دهد. سال ها مي گذرد و چون اسب سياه قدرت به کسي وفا نمي کند همه سواران خود را به زير افکنده و مي گريزد. حتي از آن زين مرصع نيز کاري ساخته نيست و اينک کمالي شکنجه گري که مو بر تن هر زنداني راست مي کرد، از اسب و اصل افتاده و تحقير شده و در جايگاه متهمان اختناق و شکنجه نشسته است و رئيس دادگاه انقلاب آيت الله گيلاني روبه رويش و در سوي ديگر شيخي که بيشترين جفاها و شکنجه ها را بر او روا داشته است. اما اين بار شيخ به چشم هاي کمالي نگاه نمي کند. سرش را پايين انداخته و فقط به قاضي خود نگاه مي کند. قاضي دادگاه انقلاب خطاب به شيخ مي گويد؛ «حاج مهدي کروبي ايشان بيشتر از هر کس شما را شکنجه کرده و همه موارد در پرونده اش ثبت است. آيا شما او را مي شناسيد.» شيخ نگاهش را به زمين مي دوزد و آرام گويد؛ «نمي شناسم.» قاضي باورش نمي شود، دوباره از او سوال مي کند؛ «آقاي مهدي کروبي شما ايشان را نمي شناسيد.»
شيخ باز مي گويد؛ «او را نمي شناسم.» شيخ راست مي گفت. او ديگر اين آدم را نمي شناخت. آن که روبه رويش نشسته بود، تنديس حقارت و ويران شده قدرتي بود که انگار فقط يک کابوس و توهم بود. کمالي حيرت زده به شيخ چشم مي دوزد اما شيخ در چشم هاي کمالي نگاه نمي کند چون چيزي جز سرخوردگي و بي اعتباري در چشم هاي مردي که روزي سوار اسب سياه قدرت بود، ديده نمي شود.حالا که پس از سال ها اين خاطره را شنيده ام، مي فهمم چرا وقتي صداي حاج صادق آهنگران را مي شنوم، بي اختيار اشک در چشم هايم حلقه مي زند؛ مرا اسب سفيدي بود روزي
شهادت را...
راستي آنها که بودند که امروز جايشان اينقدر خالي است و اسب شان ديگر به کسي رکاب نمي دهد آسان.
//////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آنان که با فضای اول انقلاب آشنا هستند می دانند که این رفتار چه معنایی دارد.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۴۸ قֽظֽ | Reply
حنیف :
با سلام
"بخشي از تضييع حقوق، با انتخاب نامزد مورد نظر بلافاصله امکان استيفا خواهد یافت. براي نمونه، لغو گزينش براي ادامه تحصيلات، حذف ستارهدار كردن دانشجويان، لغو دستورالعمل پذيرش بومي، تعيين كف براي پذيرش سهميهها، به نحوي كه مثلاً نفر چند هزارم كنكور در رشته برق دانشكده صنعتي شريف پذيرفته نشود، بهبود دسترسي به اينترنت و شفافيت و اطلاعرساني و بسياري از موارد ديگر."
حتی این موارد راهم با مخالفت مجلس _ که طبعا" موافق اصلاحات وموافق آقای کروبی یا موسوی نیست_ میتوانند محدود کنند.اینطور نیست؟
ولی بطور کلی فکر میکنم شعارها باید ترکیبی باشد ازعملگرایی وآرمانگرایی .عملگرایی همانهایی که دولت میتواند تا حدزیادی انجام دهد وآرمانگرایی هم شهارهایی که جهت گیری فکری را نشان می دهد ولو اینکه تمام وکمال نتوان اجرا کرد.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۴:۰۳ قֽظֽ | Reply
یاسر :
سلام
جناب آقاي عبدي ، كاش شما در مقاله اي به طور فهرست وار و موردي دلايل ترجيح آقاي كروبي به ميرحسين را از نظر خود مي فرموديد تا ذهنيت هاي احتمالي (بازي قدرت ) در مورد شما ، آقاي مهاجراني و كرباسچي رفع گردد . چون به نظر من رييس جمهور بايد فردي با توانمنديهاي منحصر به فرد و با سياست و كياست و آگاهي نسبي در كليه زمينه ها باشند ، حال آنكه در سوابق ايشان حداقل اشتباهات كلامي بسياري به چشم مي خورد و حداقل در ميان مردم ايشان به فرهيختگي ، پختگي و ... شهرت ندارند لطفا مستقلا در اين خصوص مطلبي تحليلي درج نماييد .
/////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر دیگران هم در این 20 سال فعال بودند آن وقت به شما نشان می دادم که چقدر مشکلات این چنینی گریبان آنان را می گرفت.
من دلائل خود را گفته ام پیش پا افتاده ترینش که خیلی هم ساده است این که ایشان در موقع مناسب وارد شده بودند و دلیلی ندارد که کسی به انتظار آقای موسوی می نشست خصوصا که بارها هم از آمدن استنکاف کرده بود . اما دلیل مهمتر این که برای سکوت نباید جایزه داد ایشان 20 سال سخن نگفته اند امروز باید بگویند چرا آمده اند اگر همین سوال را پاسخ دهند و قانع کننده باشد من هم آماده بررسی می شوم. من با این استدلال (که لزوما هم درست نیست) که فلانی رای دارد از کسی حمایت نمی کنم . اما اگر قرار است کسی رییس جمهور شود باید پاسخگو باشد و الان باید درباره 20 سال سکوت پاسخ داد اگر شما پاسخی شنیده اید بفرمایید. نکته دیگر این که همیشه به خصوصیت بدی در جامعه خود اعتراض داشته ام. در مجلس دوم آقایان ناطق نوری و بهزاد نبوی با سلبقه زندان و مبارزه با رای ناپلئونی وزیر شدند اما یکی دیگر که تازه از آمریکا آمده بود رای بسیار بالایی آورد. خوب هر کس که فعال باشد عده ای مخالف خواهد داشت اشتباهی هم بروز می دهد دیکته ننوشته که غلط ندارد. من حاضر نیستم این اصل اخلاقی روشن را کنار بگذارم. دلیل دیگر فضای بازتر میدان فراهم شده آقای کروبی برای مشارکت امثال من است. من نمی توانم پس از سی و پنج سال فعالیت برای حمایت این و آن کاری کنم فکر می کنم نه من و نه شما هر کسی که هستید نباید چنین کنید باید در تابلوی نقاشی انتخابات نامزدها رنگ آمیزی خود را در حد توانمان بزنیم و این فضا برای من با آقای کروبی یلزتر است . برای حمایت از آقای موسوی انگیزه ای عقلایی کافی ندارم. مهمترین دلیل علاقه من به انتخاب ایشان آذری بودنش است. همین موارد کافیست اگر نظری داشتید بفرمایید.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۳۵ قֽظֽ | Reply
حسن :
سلام آقای عبدي،
مطلب مهمي هست كه خواهش می کنم شما و بقيه دوستان از هر طريق شده آن را به مردم بگويند. مطلب اين است که اين اظهار نظرهای جانبدارانهء رئيس ستاد انتخابات كشور و آقای جنتی و .. اصلاْ و ابداْ بی برنامه نيست. در طی تحولات انقلاب، سياسيون ما هم زيرکتر و حرفه ای تر شده اند. ناظران و دست اندركاران انتخابات و تصميم گيران كليدي اين امور، عمداً اظهار نظر جانبدارانه مي كنند، تا مخالفين آنها از رأي دادن سرخورده شده و پا پس بكشند تا ادعا و خواستشان در مورد پيروزي رئيس جمهور فعلي محقق شود. اين يك جنگ رواني با برنامه است جهت تضعيف روحيهء مخالفين و تقويت موافقين خود و با اين تحليل كه عرض كردم روز به روز هم بيشتر از اين حرفها خواهيم شنيد. حضور قوي مردم در سال ۷۶ و عدم حضور آنها در انتخابات مجلس و شوراي شهر قبلي و نتايج حاصله از هر كدام راهكاري را به آقايان نشان داد كه بطور جدي به آن عمل مي كنند.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۸:۱۱ قֽظֽ | Reply
آشنا :
آقاي عبدي عزيز
لطفن همانطور كه پيگير كميتهي صيانت از آرا هستيد پيگيري بفرماييد تا كميتهاي براي صيانت از اعتماد مردمي كه به شما رأي ميدهند نيز تشكيل شود تا بعدها در صورت پيروزي در انتخابات بابت هر مشكلي رئيس جمهوري از قول و قرارهاي اوليهي خود پا پس نكشند. به سختي ميتوان اعتماد جلب كرد تا رأي به صندوق بريزند و اين تلاش با اولين نارو سرخوردگي عميقي بر جا خواهد گذاشت. ضمنن پيشنهاد ميكنم آقاي كروبي يا در صورت بروز مشكلات احتمالي در تأييد صلاحيت ايشان، مشاوران ايشان نسبت به وقايع روز نيز موضعگيري كنند و همه چيز را منوط به رئيس جمهور شدن نكنند و تمام محك زدنها را به وعده و وعيدهاي نامحتوم حواله نكنند.
/////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آماده ام که من را جزو این کمیته فرضی بعد از انتخابات منظور کنید.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۱۰:۱۲ قֽظֽ | Reply
حمید :
سلام حمیدهستم از اصفهان در مورد بند سوم که فرموده اید:"التزام و تعهد و تقيد به حاكميت قانون مستلزم انجام اينگونه اقدامات است. " به گمانم این التزام تنها در گروتغییرات ساختاری و پخش کردن قانونی و نهادینه قدرت است در حالی که آقای کروبی با اصلاحات ساختاری مخالفند.
در اصفهان محبوبیت آقای موسوی رشد چشمگیری در این ده روز داشته ولی آقای کروبی به خاطر تشابه شعارها با احمدی نژاد بخصوص شعار پنجاه هزار تومنی که همه وی را با این شعار و دیدگاه می شناسند کمتر شده است و گمانم موج قابل اعتنایی در مورد حمایت از موسوی شکل خواهد گرفت.
مشکل استخدامی معلمان حق التدریس در حال حل شدن ضربتی است و به گمانم قبل از انتخابات حل شود. اقدامات تبلیغاتی با چراغ خاموش احمدی نژاد شدت یافته است.
/////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قضیه صفر و یک نیست بلکه حالتی نسبی دارد چون اگر صفر و یک باشد باید همه این اقدامات را کنار گذاشت. امیدواریم آقای موسوی هم بتواند چنین حرکتی ایجاد کند. در باره آقای کروبی هم قدری با تامل تر باید قضاوت کرد این قضاوتها دور قبل هم بود و نتیجه آن شد کا دیدید. مشکل دوستان این است که ارزیابی نمی کنند که چرا برآوردهای قبلی آنان خطا بوده است لذا با همان ابزار قبلی مجددا ارزیابی جدید می کنند.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۰۰ قֽظֽ | Reply
علی :
مهمترین شعاری که شما بر روی آن تاکید دارید حاکمیت قانون است. اما آقای کروبی با پذیرفتن حکم حکومتی راه را برای بی قانونی های بعدی باز کرد و حالا می بینیم دولت میلیاردها دلار را بدون مجوز مجلس از صندوق برداشت می کند و بهانه اش هم حکم حکومتی است و این یعنی قانون کشک! سنگ بنای این حرکت بد را ایشان گذاشتند.(حتی اگر قانون مطبوعات بد هم بود نباید می پذیرفتند) حالا باید امیدمان را ببندیم به این فرد تا قانون را حاکم کند!
من می پذیرم که بخشی از عملکرد بد دولت فعلی به خاتمی بر می گردد ولی بی انصافی آنجاست که نقش کروبی را نبینیم .
/////////////////////////////////////////////////
عبدی:
درباره قضاوت شما نسبت به موضع آقای کروبی در باره حکم حکومتی انتقاد دارم. این پاسخ را برای این سوال تهیه شده است که در روزنامه اعتماد ملی منتشر می شود من هم در اینجا تقدیم می کنم. اگر اشکالی ماند بفرمایید.
......................................................
يكي از پرسشهايي كه به نحو تعريضي درباره آقاي كروبي مطرح ميشود، پذيرش حكم حكومتي درباره توقف قانون مطبوعات است، گو اينكه اگر آن قانون از دستور كار مجلس خارج نميشد، جز اينكه چالشي جدي در ساختار حكومت را شاهد بوديم نتیجه دیگری نداشت، و حتي در صورت تصويب مجلس هم شوراي نگهبان به استناد همان حكم آن را رد ميكرد و در واقع خارج شدن آن طرح از دستور كار مجلس نتيجهاي بود كه از پيش رقم خورده بود، با این وجود پرداختن به اين مسأله از جهاتي اهميت دارد. هر چند آقاي كروبي نگاه خود را درباره غير ممكن بودن اداره كشور با حكم حكومتي و نيز ديگر شرايط آن قبلاً گفتهاند كه در همين ستون به آن پرداخته شده، اما در اينجا ذكر نكاتي چند مفيد است.
دوستان معترض با اصل چنين حكمي مخالف هستند يا با مصاديق آن؟ اگر با اصل آن مخالف هستند ديگر نميتوانند وارد مصاديق شوند و به قول معروف برخي موارد را دفاع كنند و برخي ديگر را رد نمايند. فارغ از سابقه اين اقدام پس از خرداد 1376 براي اولين بار در جريان آزادي آقاي كرباسچي از سوي آقاي خاتمي از رهبري تقاضايي شد كه آن درخواست مبتني بر امكان صدور چنين حكمي بود و الا اگر قانوني بودن چنين حكمي در درخواست ایشان لحاظ نشود، چنان درخواستي نيز بلا وجه بود. بعدها نيز در موارد متعددي درخواستهاي مشابه ديگري صورت گرفت كه معمولاً در سطح عمومي مطرح نميشد، زيرا موضوعات آن ربط مستقيمي به افكار عمومي پيدا نميكرد، در ادامه نيز در جريان استيضاح آقاي حاجي در مجلس هفتم، از اين طريق راهي براي جلوگيري از استيضاح پيدا كردند، ولي مشهورترين آن در جريان تأييد صلاحيت آقاي دكتر معين بود كه متأسفانه باز هم بنابه درخواست از چنين شيوهاي سود جسته و صلاحيت ايشان تأييد شد و در انتخابات شركت كردند. حال سوال اين است، دوستاني كه بارها و بارها به درخواست خودشان اين شيوه را اجرا كرده و طبعاً مشروعيت آن را پذيرفتهاند و از منافع آن برخوردار شدهاند، چگونه است كه تمكين ديگران را در مورد ديگر رد ميكنند؟ در حالی که آقای کروبی در هیچ موردی چنین درخواستی ننمود حتی برای آزادی آقای لقمانیان هم درخواست مشابهی ننمود. آيا اگر قاعدهاي را پذيرفتيم، حق داريم كه آنچه را كه به نفع خودمان است بپذيريم و بقيه را خير؟ اتفاقاً در همان جريان قانون مطبوعات نايب رييس محترم مجلس از افراد فعالی بود كه درصدد قانع كردن نمايندگان مجلس براي پذيرش خارج كردن طرح مذكور از دستور كار مجلس بود، حال چگونه است كه در اين ميان فقط رييس مجلس بايد مورد سوال قرار گيرد؟ فقط يك دليل دارد، و آن هم صداقت ايشان است كه درصدد پيچاندن مطالب نيست و آنچه را كه ميداند یا معتقد است با شفافيت و روشني بيان ميكند. برخلاف ديگران كه حاضر نيستند به پذيرش عملي و نظري خود اذعان كرده و خود را در علن و در نظر مخالف حكم حكومتي ميدانند اما در خفا و در عمل از صدور احكامي كه به نفع آنان است نه تنها استقبال ميكنند كه تقاضاي صدور را هم خودشان ميكنند، آقاي كروبي صريح و روشن هم نظر خودش را در اين باره ميگويد و هم انتقادات و نظر دقيقش را در اين مورد عنوان كرده است. خوب حتماً يكي از دلايلي كه ميگويند آقاي كروبي ساده است، همين صداقت و شفافيت است، اگر چنين است پس بايد گفت زندهباد سادگي! اما ساده واقعي آناني هستند كه مدالهاي صداقت را صدتا صدتا بر سينه ديگران آويزان ميكنند، اما شجاعت آن را ندارند كه نگاه و عمل واقعي خود را در اين زمينه اظهار نمايند.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۰:۳۱ بֽظֽ | Reply
ج :
(این نظر به این شکله که اول می خوام بگم این شعارها و رفتارهای گذشته و کنونی غیر از محتواشون چه اثری بر ذهن من و شاید عده ای دیگر مثل من گذاشته و البته شاید، چگونه بتوان اصلاحش نمود والبته ذکر کنم اصلا نمی خوام کسی رو با کسی مقایسه کنم)
من بالشخصه با این شعار ها مشکلی ندارم، و سطح اون رو کاملا مناسب دونم. مشکلم اینجاست که سطح شعارهایی که خاتمی قصد مطرح کردنش رو داشت چقدر با این تفاوت داشت؟ به نظر من خیلی نبود، پس چه لزومی داشت این همه دعوا ایجاد بشه بین 2 نفر که بخوان یه حرف رو بزنن. البته که جوابش از نظر آقای کروبی اینه که طرز عملکرد آقای خاتمی رو قبول نداشت، ولی آنچه من رو اذیت می کنه (و شاید خیلی های دیگه) اینه که با توجه به طرز رفتار گذشته ایشون این توجیهشون پذیرفته نیست و شاید چیزه دیگه ای باشه، چرا؟
در سابقه سیاسی 12-13 سال گذشته ای که حداقل من از ایشون سراغ داشته ام جهتشون همواره حرکت در خلاف مسیر بوده حالا اگه جمعی که با ایشون بودن همراه میشده که چه بهتر و اگر هم نشده گروهش رو عوض کرده و یه گروه جدید راه انداخته. درسته ثابت بودن عقیده درسته ولی کار جمعی مقتضیات خودش رو داره،(برهان خلف) و البته پرزیدنت کنونی نماد کامل ثبوت عقیده همیشه وهمه جا هستند وکاملا قائل به اینکه جمع همیشه باید با ایشون همراه باشه.
فقط چندتا تصمیم گیری مهم که ایشون نظر مخالف جمع دادن و به جز انشقاق و خسران برا همه چیز دیگه ای نداشته (و البته بزرگتر شدن حلقه ضالین از دید شورای نگهبان) ذکر کنم: طرح اصلاح قانون مطبوعات و انتخابات مجلس هفتم.
تو این دو مورد عملکرد ایشون (یه هیچ عنوان در مورد درست وعلط بودن نظر شخصیشون صحبت نمی کنم) لازم بود همگام با جمعی باشه که حداقل یه نام واحد داشتن، که تصمیم جمع ولو اشتباه انجام بشه (اگر می خواست اثر گذار باشه)ولی آنچه ایشون انجام داد مصداق بارز همون چیزی بود که شما "بی مرامی" می نامیدش و من "حب کسب قدرت". (در اهمیت انتخابات مجلس هفتم همین بس که باب رد صلاحیت از بیخ تا بن رو کاشت، از خاطرم نمی ره با همون اراده لایتغیر خودشان از 6 ماه قبل از انتخابات گفتن من لیست خواهم داد و دادند والانم اعلام کردن کاندیدا خواهم شد و شدند و مطمئنم هیچ مکانیزمی اگه ایشون رو انتخاب نمی کرد مورد قبولشون واقع نمی شد)
البته حتما نظرتون اینه که انگیزه خوانی می کنی، البته، چون من نوعی بر اساس تاثیری که رفتار یه قرد در ذهن من داره رای می دم.
البته جاه طلبی برای کسب قدرت با پذیرش قواعد و اصول لازمه، ولی آیا هدف نفر دوم مملکت شدنه یا رعایت قواعد در هر شرایط.
الان چه تضمینی وجود داره که سال آینده همچین روزی شما و آقای مهاجرانی (شمای نوعی) جزء خوارج از نظر ایشون نباشین؟ (همون جور که یه زمانی بودید و حالا به اقتضای شرایط نیستین)
حال اگه اینگونه نمی اندیشند هم شما، هم بقیه ستادشون و البته خودشون این رو اثبات کنن.
اولین گام هم در احیای حقوق شهروندی حمایت از ضعیف ترین گروهاست (و البته نموداری از میزان تعهد به دموکراسی)، یه نمونش امثال "بهروز جاوید" که لازم نیست بگم 10 ساله زندانه. (البته حمایت از زندانیان سیاسی معروف هم لازم است ولی غیر معروف ها لازم تر است که حداقل معروف ها به این راحتی به علت بیماری تو زندان ها نمی میرن) و البته توجیه تعهد به قانون جاری این جا معنی ندارد که در اینصورت معنایی برای اصلاح طلبی-از دید من- باقی نمی ماند، که فکر می کنم چیزی مهمتر از زندگی یک انسان و تلف نشدن ذره ذره لحظات یه زندگی تو یه قفس نیست (البته بی دلیل یا با دلیل ولی خیلی سخت تر و بیشتر از دلیلش که وجدان آگاه تشخیص می ده مگر نخواهد تشخیص بدهد که بحث مختومه است).
/////////////////////////////////////////////////
عبدی:
درباره حکم حکومتی به کامنت قبلی رجوع کنید اما بعد از انتخابات هر چیزی ممکن است رخ دهد بنده هم تعهدی برای حمایت از مسی ندارم در آن روز هم مطابق عمل دیگران و درک خودم از آن واکنش نشان خواهم داد اما در باره پذیرش راهی برای توافق نسبت به نامزدها همانطور است که شما گفته اید اما نه به دلیل لجاجت بلکه به دلائل دیگر . مهمترینش این بود که هم من و هم او به لحاظ تحلیلی حضور آقای خاتمی را غیر ممکن می دانستیم و لذا جایی برای بحث نمی ماند اما چیزی که من اعتقاد داشتم و ایشان عمل نکرد این بود که بارها گفتم شما صریحا به آقای خاتمی بگو اگر آمدی من نیستم و دلیل این نظرم هم این بود که اگر آقای خاتمی بیاید و بماند رای شما بسیار کمتر از چیزی است که به تصورتان درآید و ماندنتان بلاموضوع است و اگر نیاید طبعا شما متهم به تک روی نمی شوی اما ایشان معتقد بود آوردن اما و اگر همه چیز را خراب می کند و اکنون هم گفته ام که نظر من کاملا هم درست بود ولی دلیل آقای کروبی در مخالفت چیز دیگری بود نه آن که شما گفتید.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۱:۴۵ بֽظֽ | Reply
سیب من را خوردی، ابریشم بده :
البرز : توزیع هدایای نقدی 300 و 400 هزار تومانی بین خبرنگاران صداوسیما باعث ایجاد شبهه و به میان کشیده شدن بحثهای انتخاباتی شده است.
به گزارش البرز توزیع این هدایا که از هفته قبل شروع شده شامل خبرنگاران واحدمرکزی خبر ، شبکه خبر و دیگر واحدهای معاونت سیاسی صداوسیما است.
یکی از خبرنگاران صداوسیما به البرز گفت: اینها همان هدایای ریاست جمهوری به خبرنگاران است که قرار بود مرداد پارسال به مناسبت روز خبرنگار به ما داده شود ولی اینکه چرا بعد از گذشت این همه مدت و نزدیک انتخابات ریاست جمهوری چنین اقدامی انجام شده من هم اطلاعی ندارم.
هرچند برخی میگویند این موضوع نیز شبیه توزیع رایگان سیب زمینی های مازاد تولید توسط دولت در این روزها تنها به دلیل مشغله مسئولان بوده و ارتباطی با انتخابات ندارد گروهی با دیده تردید به این اقدام نهاد ریاست جمهوری نگریسته و این پرسش را مطرح میکنند که چرا باید چنین هدیه ای ان هم در روزهای نزدیک به انتخابات به خبرنگاران رسانه ملی پرداخت شود که وظیف سنگین حفظ بی طرفی در گزارشهای خود را دارند.
خبرنگار البرز کسب اطلاع کرد که تنی چند از خبرنگاران رادیو و تلویزیون با امتناع از پذیرفتن چنین پاداشی ، آن را مصداق بارز رشوه دانسته اند و گروهی دیگر نیز با ارسال سوال به دفتر مراجع قم خواستار اعلام نظر ایشان درباره دریافت پول از نهادی غیر از محل کار خود تحت عنوان "هدیه" شده اند.
/////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خبرنگاری که از دولت هدیه بگیرد فقط اسمش خبرنگار است اما رسمش رییس نگار است. این قاعده برای مردم هم صادق است . تمام این بلایا از وجود درآمدهای کلان نفتی در دست دولت است.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۳:۰۷ بֽظֽ | Reply
امير :
با سلام
حقوق شهروندي رعيت:1.حق حاكميت مردم بر مردم با ارسال نمايندگان واقعي به مجلس وعدم رد صلاحيت بي دليل انها به عنوان خودي وغير خودي يا تندرو وافراطي يا غيره كه اقاي كروبي با اين بند چندان ميانه خوبي نداشته
2.حذف بدعتهاي شيخ گرايانه وچانه زني با عمل به نص صريح قانون وعدم ارجاع مشكلات رعيت به پشت پرده هاي چانه زني
3.عدم اعتقاد به كدخدا منشي ورعيت انگاري مردم كه باز هم شيخ تو چنين مايه هاييست
4.بدست نياوردن مقام شيخوخيت با تحديد حقوق شهروندي رعيت بهمراه وارد كردن انگهاي تندروي به انان
5.اريه طرح جامع اقتصادي ومسئوليت پذيري در مقابل معاش رعيت كه باز هم كروبي اعتقاد به ان نداشته
6.به گمان من احياي حقوق رعيت وندي با پروژه مردم سواري كروبي قابل دستيابي نيست ودر نهايت همه درصد هاي ارايه شده در متن بگونه اي در اينده توسط ايشان تعديل وبرخي باطل ورها مانده وبرخي در بايگاني خواهد ماندوحالا شايد شما ودوستانتان نيز به شهروندان با عزت ومقتدر اضافه گرديد ولي ما رعيت قطعا در بي حقي بيشتر فرو خواهيم رفت
من تنها در يك صورت به احياي حقوق شهروندي توسط كروبي واقفم انهم ادامه مبارزه انتخاباتي جهت تكرار انتخابات قبلي وبيشتر فرو رفتن مردم در مشكلات تا نهايتا بگوييم بگذار تا فرو افتيم انگاه راه ازادي را باز خواهيم يافت چون اونجور كه معلومه واقعا اين موسوي يه هندوانه سر بسته هست
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۶:۴۶ بֽظֽ | Reply
وهومنه :
با درود
آقای کروبی اگر با همین رویه ای که وارد انتخابات شده اند ، ادامه دهند و انتخاب شوند ، بدون شک و بر خلاف میل مخالفان اتوریته ایشان می تواند همین حقوق شهروندی را تا حدودی به سرمنزل مقصود برساند . ضمن اینکه درباره اختیارات رئیس جمهور ، حالا ما مرجع دیگری برای استناد داریم که فراروی آن از قانون اساسی بر هیچ کس پوشیده نیست . به عبارتی دیگر می توان اختیارات رئیس جمهوری را ، حالا به قبل و بعد از ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد تقسیم کرد . احمدی نژاد با شکستن بسیاری از خط قرمزها ی قانونی به صورت منفی ، راه را برای دیگران باز کرد تا بتوانند با استناد به عملکرد بد او ، به نتایج مثبتی برسند . ترک تازی احمدی نژاد حالا می تواند الگویی باشد برای رئیس جمهوری بعدی که از اختیاراتی بیشتر از قانون اساسی جمهوری اسلامی استفاده کند . این گذار اگر با خواست و اراده مردم باشد ، که حتما خواهد بود ، به تفسیر و تاویل تازه ای از قانون نیز ، بدون شک ، خواهد انجامید . در غیر این صورت معلوم خواهد شد که مردم این سرزمین هیچ حقی برای تعیین سرنوشت خود ندارند و همین پیام بزرگی به همراه خواهد داشت و حتما به تغییرات گسترده ای خواهد انجامید . در این راه فقط باید از آقای کروبی خواست که بیشتر و بیشتر به تحلیل جامعه شناسانه بپردازد و زمینه را برای فهم بیشتر این تحلیل ها و داده ها فراهم کند . در مورد همین حقوق شهروندی آقای کروبی ، بنده نیز اشاره هایی در آخرین یادداشت ام ( http://shamnevesht.blogfa.com) داشته ام که شما و دیگر دوستان را به خواندن آن ها دعوت می کنم .
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۷:۳۵ بֽظֽ | Reply
حسین کیا :
سلام.
امروز از یکی از دوستان که دوست نزدیک آقای قوچانی است شنیدم که پیرو نظر سنجیهای انجام شده آرای آقایان احمدی نژاد - موسوی و کروبی به ترتیب 34 - 31 - 8 درصد است و میخواهند با آقای کروبی صحبت کنند تا انصراف دهد، آیا موضوع صحت دارد؟
با تشکر
/////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اتفاقا رشد آقای کروبی در نظر سنجی ها چشمگیرتر بوده است . اما تردید نداشته باشید که به دلیل نظرسنجی های فعلی و حتی کمتر بودن آرا کسی کنار نمی رود . حالا خیلی مانده که نظر سنجی ها از حیث نتیجه به پایداری برسند.
۳۱ فروردین ۱۳۸۸ ۱۱:۵۱ بֽظֽ | Reply
در خصوص وهومنه : :
وهومنه نوشته : " می توان اختیارات رئیس جمهوری را ، حالا به قبل و بعد از ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد تقسیم کرد . احمدی نژاد با شکستن بسیاری از خط قرمزها ی قانونی به صورت منفی ، راه را برای دیگران باز کرد تا بتوانند با استناد به عملکرد بد او ، به نتایج مثبتی برسند . ترک تازی احمدی نژاد حالا می تواند الگویی باشد برای رئیس جمهوری بعدی که از اختیاراتی بیشتر از قانون اساسی جمهوری اسلامی استفاده کند"(پایان نقل قول)
شایسته توجه دادن است که آقای احمدی نژاد خط قرمزی را نشکستند چون خط قرمز به آن خطی میگویند که موقعیت های خاصی را بخطر بیاندازد و ایشان در مدت این چهار سال و قبل از آن در دادگاه ها به عنوان شاکی هر کار که کرده اند و میکنند با تایید بوده .... و هیچ راهی را هم برای کسی که قصد اصلاح واقعی امور را داشته ، باز نکرده اند .
این توضیح را دادم تا تلنگری کوچکی باشد بر عواقب آنچه میگوییم و می نویسیم باشد که مفید افتد و خدای نکرده با این نوع نگرشها مثل ملا نصرالدین فردا کاسه ی خود را بر نداریم و برویم دم در خانه ی آقای احمدی نژاد بایستیم تا ایشان آشی توی کاسه ی اصلاخ خواهی ما بریزنند و الگویی برای اصلاح امور باشند!
تعجب میکنم که چگونه قانون شکنی موجود- به نفع بردن بیشتر سیستم جمهوری به سمت حکومت - می تواند الگوی شما باشد برای اصلاح؟ و چگونه می توانید از آن استفاده کنید؟
آیا فکر نمیکنید همچنان خط مستقیم و راست بدون دوز و کلک و حقه و دروغ با وجود سختی های همیشگی، بهترین راه رسیدن به مقصد است؟
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۱۳ قֽظֽ | Reply
سعید :
دبیرکل حزب اعتماد ملی اظهار داشت:«مردم از شرایط فعلی ناراضی هستند و با توزیع سیب زمینی ، پول و... مشکلات مردم حل نمیشود.»
حقوق شهروندی یعنی اینکه مردم را جاهل فرض کرده و اونها را فاقد حافظه تاریخی بدونیم! توزیع پول خوبه ولی به شرطی که 50000 تومان باشه (البته در هر حالت این پول نفت هست که توزیع میشه...)
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کمی دقت شود بد نیست. توزیع پول یعنی دادن پول با اختیار دولت به هر کس و به هر میزان که خواست و طبیعی است که ما آن را نگیریم و این کلا متفاوت است با پرداخت درآمد خود مردم به خودشان به میزان مشخص و به همه افراد و بر اساس قانون که حق خودشان است و نه کمک دیگران.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۲۷ قֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی
با احترام ، پاسخ هایتان به کامنت "امید" منطقی و در خور و مرتبط با انتقادهای مطروحه نبود! وقت کمی دارید،قبول! اما لطفا اینقدر بی حوصله با کامنتهای انتقادی برخورد نکنید! یعنی لطفا یا اصلا پاسخ ندهید یا در صورت پاسخ چنین ضعیف و بی ربط نباشد!
چون مطمئنم نمونه میخواهید این هم نمونه یک پاسخ نامربوط و پیچشی!(هر چند نمونه های دیگر نیز هست):
با چه ضمانتی شما معتقدید نامزد ریاست جمهوری در صورت پیروزی می تواند نهادهای مدنی را تقویت کند؟
{ عبدی: اگر معیار شما نهضت آزادی است که آنان در به در در پی نامزدی و انتخاب آقای خاتمی بودند}
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آقا یا خانم محترم این پاسخ به موضوع ادعای ایشان به نهضت بر می گردد و نه به این جمله. من اگر خسته باشم و ساعت 3 بعد ار نیمه شب پاسخ دهم قابل فهم است اما شما چرا؟
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۰ قֽظֽ | Reply
امید- بحث طلبگی :
در ابتدای تحلیل خود در مورد انتخابات ، اینگونه فضا را برای نقد و بررسی باز کرده بودید( خیلی هم ممنون - کار بدی هم نکرده بودید - چون قصد ورزیده شدن و آمادگی برای مشارکت آگاهانه و فعالانه را ایجاد کرده بودید)
آورده بودید:
"پیش از این چند بار گفته بودم که تحلیل انتخاباتی خود را تقدیم می کنم و اینک متن مفصل آن ارائه می شود گرچه طولانی است اما چاره ای نیست انتظار دارم دوستانی که متن می خوانند با دقت نظر خودشان آن را نقد کنند ."(پایان نقل قول)
من نیز بعنوان یک خواننده و کسی که نگران سرنوشت کشورش است نقدی بر آن نوشتم و ارایه دادم. البته با توجه به زاویه ی دید خودم نسبت به مسایل و قبول دارم که طرز نگرش ها و سلیقه ها مختلف است ولی این اختلاف ها دلیل عدم مشارکت و عدم نقد و بررسی ها ی طلبگی نمیشود
ولی شما در اولین پاراکراف تحلیل اینجانب که قصد داشت در کنار تحلیل شما بنشیند و یک فضای رقابتی را برای درک بهتر شرایط فراهم کند این چنین نوشتید:
{عبدی: از همین جا به بعد دیگر جایی برای ادامه تحلیل شما نمی ماند زیرا از چیزی سخن می گویید که یا علم غیب دارید یا...و چون همه پایه تحلیل شما بر مبنای این اتهام کاملا نادرست است که دیگری را به لاپوشانی حقیقت متهم می کنید پس در ادامه بقیه راه باید احتیاط کرد. وقتی نتوانیم استدلال درست کنیم چرا باید چنین اتهاماتی را بزنیم؟}
اولا که خود شما بارها در این تار نما گفته اید ( و خوشبختانه موجود است) که من هم خیلی خبرها و اخبار دارم که فعلا جایز نمیدانم برای کسی بگویم. آیا اینطور نیست؟ خوب آیا این گفته ی خود شما چه معنایی برای من خواننده دارد و میدهد؟ جز اینکه برخی اخبار است که خیلی هم دانستنش برای مردم و نوغ قضاوتشان نسبت به دولتمردان مهم است ولی به دلیل حفظ نظام به مردم منتقل نمیکنم ؟ آیا این نگفتن ، پوشیدن حقیقت از طرف شما نیست؟
{عبدی: چه ربطی دارد؟ مگر من بر اساس خبر نگفته ام کسی را متهم کرده ام؟ بعلاوه این که شما خبری دارید و نمی گویید مشکلی نیست اما مرا متهم کرده اید که چیزی را در این خصوص می دانم و نمی گویم که البته حتما علیه خودم هم است و شما هم آن را می دانید . این اتهام است و نه تحلیل. از شما می خواهم اگر چیزی می دانید حتما منتشر کنید تا حداقل خودم هم بدانم.}
دوما من تحلیل خود را بر آن پایه( پایه ی انگیزه ها و دستاوردهای اشغال سفارت ) ننوشته بودم . بلکه بر اساس سی سال تجربه ی رفتار و کردار و منش ِ دولتمردان نوشته بودم که اشغال سفارت و بهره برداری داخلی از آن ، فقط گوشه ای از آن تجارب عملی بود ... تنها بر آن تجربه قرار نداده بودم .... و اتفاقا قبل از اینکه این ذهنیت برای شما و دیگران ایجاد شود از شما بخاطر تلاش صادقانه در فعال کردن جو مشارکت آگاهانه و فعالانه بدون چشم داشت به برد و باخت تشکر کرده بودم .... و دلیل عینی تشکر، آن تخطئی از خاموشی گزیدن و زحمتی بود که برای نوشتن نقد و تحلیل ، بعنوان یک عضو خاموش جامعه کشیده بودم ، قبول دارم لحن و زوایه دید من با شما متفاوت بوده و هست ولی همیشه این تفاوت دید و نگرش وجود دارد و باید با هم در اینجا تمرین کنیم تا بتوانیم همدیگر را تحمل کنیم .... به همین دلیل گفتنی است که تاسیس حزب دولتی مشارکت را بعنوان امتیاز برای یک دولت قبول نمیکنم .... هر چند شما به تاسیس آن افتخار کنید ..... چون هر دولتی میتواند برای پیشبرد اهداف خود، حزب طرفدار خود را تاسیس کند و مهم برای کارنامه ی یک دولت اجازه تاسیس حزب منتقد و مخالف است... در مورد نهضت ازادی هم چون تز این افراد اساسا از ابتدا این بوده و اینست که همیشه ، حتی زمان شاه هم بر خلاف آقای خمینی ، معتقد به مبارزه ی پارلمانتاریستی بودند و معتقد بودند با مبارزات پارلمانی می توان حکومت را مجبور به تغییر کرد که دیدیم تز پارلمانتاریستی اینان در عمل نتوانست موفق شود.... ولی شما این بار ، مخالفت مرا با این نوشتار بعنوان یک دگر اندیش اینگونه جواب داده اید:{عبدی: اگر دقیق می خواندید حتما این پاراگراف و بخش بل گرفتن را نمی نوشتید چون نکته از همان نقطه چین به بعد است که در نقل قول حذف شده است زیرا کلمه ادامه تحصیل را فراموش کرده اید لطفا دقیق بخوانید . من اشتباه دارم اما نه این اندازه }
{عبدی : در مورد مشارکت همین بس که از آزادی همه احزاب دفاع کردند و من هم در سال 65 که در کمیسیون احزاب بودم بر تایید نهضت آزادی رای مثبت دادم. بعلاوه حزب دولت ساخته یعنی چه؟ این حرفهای جناح حاکم است که شما قبول دارید. اصلی ترین های آنها حتی پستی هم نگرفتند و آنها هم گرفتند قبلا هم در دولت بودند. مشارکت افتخار احزاب ایرانی است و اگر هم انتقادی به آن هست نه در اصالتش که در تحلیل اشتباهش هست}
امیدوارم دفاع اینجانب مورد پذیرش قرار گیرد که
در بالا توضیح دادم : اتهامی نزده بلکه تنها اشاره ای از حرف خود شما، اعتراف به دانستن خیلی مطالب ولی نگفتن آن کرده بودم.ضمنا
لازم به توضیح تکراریست که جمله خود شما را با اندکی تغییر ( متناسب با مطلب خود) آوردم تا بگویم که چقدر سخت است در عمل وفادار ماندن به شعار آنچه بر خود می پسندی بر دیگران هم بپسند ، قصد بل گرفتن نداشتم
به هر حال امیدوارم این جدل مجازی ، بعنوان یک بحث و جدل طلبگی ، بتواند دید ما را نسبت به مشکلات مشارکت و میزان سخت بودن تحمل نظرات دیگران باز کند
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۳ قֽظֽ | Reply
آرش :
آقای عبدی و دوستان:
اوضاع و احوال کشور طوریه که جای احساساتی شدن نیست. صاف و پوست کنده حرف بزنیم. صحبت از "میلیاردها" دلار پوله که این وسط معلوم نیست کجا میره! این قدر هم ساده لوح نباید بود که فکر کنیم حریف به همین سادگی می ذاره از "جمع" خودشون بیرون بره!
حالا این انتخابات-بازی برای سرگرمی بد نیست ولی بی مایه فطیره !
با بیش از یک کاندید اصلاح طلب احتمال عقب راندن حریف نزدیک صفره؛ پیشنهاد من این است که از همین الان روی آن کار کنید و آقای موسوی و کروبی به یک دیلی برسند و روی وزرای کابینه توافقی انجام دهند. خیلی خوش خیال نباشید!!!
همین امیدواریم بتواند از گم شدن میلیارد ها دلار جلوگیری کنه و به یک درد این ملت زده شود.
بیچاره ما ملت نجیب که به این قانعییم که رئیس جمهورمان لطف کنند دلارهای نفتی را گم نکنند!!
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۷ قֽظֽ | Reply
چند ایراد :
1- نوشته اید: " اگر دیگران هم در این 20 سال فعال بودند آن وقت به شما نشان می دادم که چقدر مشکلات این چنینی گریبان آنان را می گرفت. "
این ادعا غلط است چون
اولا دفاع ضمنی از کسانیست که نتیجه ی امتحان آنها موفق نبوده
در ثانی طرف مقابل هم می تواند بگوید اگر در این سی سال ما فعال بودیم اصلا چنین مشکلاتی وجود نداشت که همچی صحبت هایی به میان آید
{ عبدی: پاسخ بسیار عجیبی است. خوب می خواستند فعال شوند مگر کسی جلویشان را گرفته بود. و این ادعا علیه خودشان است که فعالیت نکردند که مملکت به این روز بیفتد آنان که نمی توانند فعالان را محکوم کنند!!!}
2- نوشته اید: "پذيرش حكم حكومتي درباره توقف قانون مطبوعات است، گو اينكه اگر آن قانون از دستور كار مجلس خارج نميشد، جز اينكه چالشي جدي در ساختار حكومت را شاهد بوديم نتیجه دیگری نداشت، و حتي در صورت تصويب مجلس هم شوراي نگهبان به استناد همان حكم آن را رد ميكرد و در واقع خارج شدن آن طرح از دستور كار مجلس نتيجهاي بود كه از پيش رقم خورده بود، "
این ادعا هم همچون ادعای بالا غلط است چون هر کسی می تواند برود به همسرش خیانت کند و بگوید اگر من آن کار را نمیکردم کس دیگری میکرد!!
در کشورهایی که مبتنی بر دمکراسی اداره میشود - و تمام این بحثها ، تقویت امر دمکراسی در جامعه است - یک اصل دارند که خیلی در عمل به آن اهمیت میدهند و آن اینکه همه ی افراد ازادند .... همه ی خانه ها بدون حفاظ است... و همه ی مغازه ها بدون هیچ حفاظی مواد خود را بیرون میگذارند و خیلی راحت هر کس می تواند بدزد.... ببرد و تجاوز کند ..... همه چیز آزاد است ولی وای به وقتی که کسی در این سیستم دست از پا خطا کند و گیر بیافتد تا آخر عمر بدبخت است و در پرونده اش ثبت شده و تمام
ولی متاسفانه ما با وجود رفوزه شدن افراد، .... باز اینچنین به دفاع از آنها بر مس خیزیم و به این افراد میدان می دهیم و با این کارمان دو ظلم میکنیم. یکی بخود اینها و دوم به کسانی که سالمند و شایسته ارتقا و میدان داری
3- نوشته اید:
" در جريان آزادي آقاي كرباسچي از سوي آقاي خاتمي از رهبري تقاضايي شد كه آن درخواست مبتني بر امكان صدور چنين حكمي بود و الا اگر قانوني بودن چنين حكمي در درخواست ایشان لحاظ نشود، چنان درخواستي نيز بلا وجه بود. بعدها نيز در موارد متعددي درخواستهاي مشابه ديگري صورت گرفت كه معمولاً در سطح عمومي مطرح نميشد، "
این گزاره نیز غلط است چون اشتباه شخص دیگری حتی خاتمی حسن فرد دیگری حتی کروبی نمیشود
{عبدی: ظاهرا مطلب با دقت خوانده نشده زیرا بحث چیز دیگری بوده است}
به قول حافظ
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
اینگونه حمایتها به نوعی عذر بدتر از گناه است
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۵۹ قֽظֽ | Reply
ياسر : در جواب یاسر
با سلام و عرض تشكر
آيا جمع بندي فرمايشات شما را مي توان در اين جمله كه از نظر شما آقاي كروبي خير الموجودين است خلاصه نمود (در مقايسه با ميرحسين و البته احمدي نژاد) ؟ آيا اگر خاتمي مي ماند باز هم ايشان را ترجيح مي داديد؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مورد آقای خاتمی قبلا گفته ام که با حضور وی به نفع کسی فعالیت نمی کردم. خیرالموجودین را خیرالممکنین کنید بهتر است.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۱ قֽظֽ | Reply
ناظر :
لطفا بفرماييد كدوم نظر سازي نشون داده كه كروبي داراي راي است. متاسفانه شما علارغم اينهمه ادعاي روشنفكري و شناخت از حامعه مانند ساير همقطارانتان در عرصه سياست جز خالي كردن عقده هاي شخصي خود به فكر هيچ چيز ديگه اي نيستيد.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کی چنین ادعایی را کرد؟ البته جنابعالی به دور از عقده خالی کردن هستید اما بفرمایید دارای رای اگر منظور حتی یک رای است که حتما دارد اما اگر منظور نفر اول بودن است که من چنین چیزی نگفته ام.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۴۷ قֽظֽ | Reply
یوسف کمش دفه ای :
با سلام:
از صحرای ترکمن ها به اطلاع می رسانم که مسئول ستاد انتخاباتی آقای مهندس موسوی در گنبد کاووس قبل از مراسم حضور کاندیدای فوق در شهر گنبد خواهان فیلتر طرح درخواست های قوم ترکمن درمراسم سخنرانی می شود بنابر این برآوردن شدن خواسته ها چه شود خدا داند !
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۲۰ قֽظֽ | Reply
محمد حسین :
جناب آقای عبدی
ممنون از اینکه یادداشت "اسب سفید" روزنامهء اعتماد را در سایت قرار دادید ، برایم تامل بر انگیز بود.
1-
چون عمری در کار دولت گذرانده ام و مویی در آن سپید کرده ام، جنس کار دولت را می شناسم و می دانم، فردی که تجربه کار در دولت را نداشته باشد مشکل بتواند آن را خوب جمع کند و آقای موسوی 8 سال سابقه کار مفید در سطح عالی داشته است. الآن نیز در برخی نکاتی که از ایشان مشاهده می کنم می بینم که ورزیده تر هم شده است.
اما یک رییس دولت هر چقدر هم که قوی باشد تا زمانی که برنامهء منسجم و مکتوب و سخته(آزموده شده در برابر پرسشها) نداشته باشد کاری از پیش نخواهد برد! مع الاسف برنامهء اقتصادی ایشان و رئوس برنامهء فرهنگی شان (چیزهایی که تا بحال منتشر شده ) برایم مایوس کننده است.
2-
حزب محترم مشارکت طبق روالی که در انتخابات گوناگون تجربه کرده است سخنرانان بسیاری را به اینجا و آنجا می فرستد اما من همه اش فکر می کنم که این سخنرانان از چه برنامه ای دفاع خواهند کرد؟آیا فکر نمی کنند که تمرکز بر چهره یک شخص و کاریزمای او و فراخوان مردم به مدیای نوستالژی روزگار خوش گذشته اش ریسک بسیار بالایی است(بلکه پیشاپیش شکست خورده)، همان دلیلی که به خاطرش دنبال آقای خاتمی نیز بودند!
گمانم این سخن از امام علی است که می گوید : دنیا مثل سایه است وقتی دنبالش می کنی از تو فرار می کند و هنگامی که به آن پشت می کنی به دنبالت می آید.
به نظر من مانع اصلی پیروزی حزب مشارکت در همهء انتخاباتی که شکست خورده ، این است که فقط می خواهد پیروز شود!
3-
بنابراین؛
و به نظر این کمترین و بر اساس شناختی که از جامعه دارم، آقای موسوی اگر متکی به خود و هسته ابتدایی پیرامونش تبلیغات می کرد، امکان پیروزی اش بیشتر بود تا حالا که احزاب اصلاح طلب دنبالش راه افتاده اند! به عبارتی، همان اخلاص و ایمانش به مردم وراهی که برگزیده بود مثل طلای ناب می درخشید و توده را جذب می کرد و واقعآ هر نفر یک ستاد می شد و طبعآ خود را مأمور به صیانت از رأی ایشان می دانست.به سخن دقیقتر اگر قرار است یک کاریزما پیروز شود پس پیروزی او هم مسیری متفاوت دارد و اگر بنا نیست یک کاریزما پیروز شود پس به هیچ گونه پیروز نخواهد شد وانگهی که شکست چنین کاریزمایی ارزشش کمتر از پیروزی نخواهد بود.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۳۸ قֽظֽ | Reply
arash :
سلام اقای عبدی . در دفاع از اقای کروبی باید در نظر داشت که مطرح کردن حکم حکومتی به نوعی منجر به بار شدن مسیولیت برقدرت رهبری شده است.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۳۹ قֽظֽ | Reply
مجتبي :
مجتبي:
باسلام
اقاي عبدي به غير از خصوصي شدن رسانه ملي ايا ميتوان همان رسانه ملي باقي بماند در حال حاضر ولي به فلسفه ملي بودن توجه كردوان راتعريف نمود مثلا گفت ملي يعني همه وهمه يعني تمام گروها،تمام صنفها،تمام اقليتهاوتمام مذاهب وتمام مراجع و.....
پس از تعريف با قانون گذاري به همه گروهاي ذكر شده زمان داده شود در چاچوب قانون هاي مدون برنامه داشته باشند.لطفا در مورد اين موضوع راهنمائي فرمائيد . (باتشكر مجتبي)
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
وقتی اصل 44 را به واگذاری صنایع مهم تبدیل کردند اگر قدرت جامعه بسیج شود همین رسانه ملی به معنای واقعی ملی خواهد شد.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۰۳ قֽظֽ | Reply
علی سلطانی :
سلام
آقای عبدی من یک نظری داشتم در مورد حرفهای آقای کروبی و می خواستم بدانم نظر شما در مورد نظر من چیست (:
آقای کروبی بیانییه جالبی داده است و حرفهای خیلی جالبی در مورد قانون اساسی و تغییراتی که ایشان اعتقاد دارد زدند. من پادکست بی بی سی در مصاحبه با شما در مورد این بیانیه هم گوش دادم و شما آنجا گفتید که حتی اگر رییس جمهور توانایی اجرای همه قسمت ها را نداشته باشد, باز بهتر است که به این تغییرات اعتقاد داشته باشد. خیلی ها خورده گرفتن به ایشان که اگر نمی توانید انجام بدهید چرا شعار می دهید.
سووالی که برای من مطرح می شود این است: درست است که خیلی از مسایل زیر نظر رییس جمهور در کشور نیست, ولی یک چیز بسیار بسیار مهم هست, و آن هم بودجه است. آقای رییس جمهور مخالف نظارت استصوابی هستند و نمی تواند در کار شورای نگهبان دخالت کند؟ اشکال ندارد, به جای آنکه به حرفهای آنها تن دهد و بودجه مثلا 10 میلیون تومانی که شورای نگهبان درخواست داد را بدهد, 1 میلیون بودجه دهد. من نمی فهمم چرا از این تاکتیک استفاده نمی شد و نمی شود. بلاخره رییس جمهور نماینده مردم است, نه شورای نگهبان.
اگر صدا و سیما بی طرفی اش را از دست داد, کاری ندارد, کل بودجه اش را معلق کنید. گرفتن بودجه را منوط به حسن انجام کارشان بگذارید.
چرا نمی توان از این روشها استفاده کرد؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اتفاقا این از ابزارهای موثر است اما محدودیت هم دارد زیرا نمی توان هر ابزاری را نامحدود استفاده کرد. اتفاقا یکی از اشکالات به دولت آقای خاتمی هم همین نکته بود که از این ابزار استفاده نکرده است سهل است که به نفع طرف مقابل استفاده شده است!!
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۰۶ قֽظֽ | Reply
علی سلطانی :
در ضمن یک توصیه هم به آقای کروبی دارم که اگر فکر می کنید درست است به ایشان منتقل کنید.
ایشان الان خیلی خوب دارند کار می کنند, و اگر همین روش را پیش ببرند باور خیلی ها را به همراه خواهد داشت. ولی یک نگرانی وجود دارد و آن هم این است که کمی در برخی سخنان احساس می شود که ایشان یک کم زیادی به دنبال قدرت رسیدن هستند. این موضوع به خودی خود عیبی ندارد, ولی محافظه کاران می توانند از این حرفها استفاده های تبلیغاتی بسیاری کنند. توصیه من فقط همین است که کمی مراقب باشند. مثلا کمی بیشتر توضیح دهند که ایشان دنبال قدرت لزوما نیستند, ولی نمی خواهند قدرت دست افراد ناصالح بیافتد. البته این کلمات من است و ایشان قطعا بهتر می توانند این مفهوم را انتقال دهند.
به هر حال, می دانم که شما احتمالا به حرفهای زیادی از ایشان اشاره خواهید کرد که آنجا همچین حرفهایی زده است, ولی به هر حال بعضی ها هنوز این احساس را نسبت به ایشان دارند.
متشکرم
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۵ قֽظֽ | Reply
رحیم :
جناب آقای عبدی
این مطلب به موضوع ربط ندارد ولی به انتخابات مربوط است.
با توجه به نداشتن رسانه ملی و به قول آقای تاجزاده رسانه میلی(منظو ر صدا و سیما) آقای کروبی باید از سه نوع رسانه دیگر استفاده مناسب نماید: 1- روزنامه2-وب3-تلفن همراه
بنظر من در بخش اول خوب کار می کنند(چاپی و الکترونیکی) اما در بخش تبلیغات و اطلاع رسانی از طریق وب خیلی ضعیف عمل می کند. الان موسوی خیلی خوب جلو می رود.
حداقل ها: پرسش و پاسخ های شبیه روزنامه اعتماد ملی در وب باشد.
2- مطالبی که توسط دیگران در توضیح و تشریح شعارهای کروبی است مثل مطالب شما و نیلی و مهاجرانی همه در وب سایت گرد آوری شود.
3- یه سری فایل های کوتاه صوتی و تصویری در خصوص شعارهای اساسی مطرح شده ساخته شود.این موضوع باعث می شود که رسانه وب همزمان منبع تغدیه رسانه تلفن همراه شود که نقش اساسی در ایران بازی می کند. بدیهی است ساختن کلیپ های زیبا به گسترش سریع آن کمک می کند.
4- در هرصورت اگر هم ایشان رای نیاورد به اهداف مد نظر شما که اهداف بسیاری از نخبگان است کمک می کند.
لطفا یک فکری به حال این وضعیت بنمایید.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فکر می کنم تا چند روز دیگر فعال شوند.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۵۰ قֽظֽ | Reply
zandieh :
جناب آقای عبدی
هدف هر برنامه انتخاباتی نهایتا توسعه می باشد و نیاز توسعه اقتصادی جذب سرمایه خارجی است، در حال حاضر ایران از لحاظ قابلیت بالقوه جذب سرمایه بایستی رتبه 65 را در جهان دارا باشد ولی طبق آخرین گزارش رتبه ایران 135 پایین تر از چندین کشور آفریقایست. سوال این است برنامه آقای کروبی جهت جذب سرمایه خارجی و یا به عبارتی بهبود وضعیت موجود چیست.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مهمترین عاملی که مانع جذب سرمایه خارجی
می شود نبود قانون و حاکمیت آن و نیز فقدان برنامه ریزی است که هر دو در شعارهای ایشان هست.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۸ بֽظֽ | Reply
محمد حسین :
در یک جایی می خواندم اگر صبح از دندهء چپ بیدار شدید آن روز، روز بدبیاری شماست، راستش من امروز از دندهء راست بیدار شده بودم اما اول صبح که موبایلم را روشن کردم یک اس.ام.اس سیاسی آمد دربارهء اجلاس دوربان 2 که: ای کشته کرا کشتی تا کشته شدی باز؟
برای یک کار اداری از خانه زدم بیرون و به سازمان مورد نظرم رفتم، مدیرکل درب اتاقش را باز گذاشته بود و ارباب رجوع به راحتی با او ملاقات می کردند باور کردنی نبود کلی سر حال آمدم و آن اس.ام.اس را هم فراموش کردم!
من از اوایل دولت جدید که حتی هنوز سیستم قبلی سر کار بود کمتر به این سازمان می رفتم بعد از آنجا رفتم دنبال کار اصلیم، چشمتان روز بد نبیند دیدم که انگار هیچ چیز و هیچ کس سر جای خودش نیست ، برای یک نامهء ساده، کلی معطلی کشیدم و چندباری از پله ها پایین و بالا رفتم چرا که متصدی هر بخشی مشغول اختلاطهای خاله خانمی بودند و من مدام می رفتم آنها را صدا کنم بیایند کار من و چند ارباب رجوع دیگر را انجام دهد و بروند دوباره سر قصه و غیبت اولشان.تعدادی هم که شکر خدا اصلآ نبودند...
بلبشویی بود، پرس و جو کردم که چی شده انگار در اینجا شاه مرگی اتفاق افتاده فهمیدم یک برادر ارزشی که قبلآ معاون فرهنگی بوده شده مدیر کل و بعدش بعضی از کارمندهای بدرد بخور هم یکی-دو تا، رفته اند جاهای دیگر تا جان به سلامت ببرند، در همین گیر و دار که دنبال متصدیهای نامه ام بودم یکباره دیدم هیاهویی از گوشه ای به پا خاست، نگاه کردم دیدم آقایی حدودآ 50 ساله میز معاون مدیر کل را چپه کرده و شیشهء ضخیم روی آن را برداشته ، با خودم گفتم جل الخالق این پهلوان می خواهد با این شیشهء پت و پهن چکار کند؟ که در کمال بهت حیرت من و 10-20 نفر شاهد معرکه دیدم به طرفه العینی آن را روی سرش برد و محکم به فرق کله اش کوبید و شیشه خورد شد ریخت روی زمین و این دلاور معرکه بگیر هم هر چی فحش آب نکشیده که بنی آدم در عمرش نشنیده را یکجا نثار آن معاون و مدیر و سایر مقامات و حتی خودش کرد که چرا اینهمه کارش را امروز و فردا می کنند.
از آن اداره که بیرون آمدم با خودم گفتم خدایا انگار که از این دولت دیگر چیزی نمانده جز خاک ساختمانهایش که آنهم لابد چند صباح دیگر به توبره کشیده می شود.
به هر حال با خستگی تمام به طرف خانه راه افتادم و الان که رسیدم ، به نت وصل شدم
اما دیدم که نه انگار ماجراهای امروز تمامی ندارد و روز ، روز غافلگیری است؛
اولین خبر را که خواندم
استعفا نامهء تراژیک آقای مایلی کهن-به قول سایتها عجیب و غریب- از تیم ملی، متأثرم کرد که واقعآ در این مملکت دارد چه اتفاقی می افتد؟ ان فحشهای رکیک استادیوم چیست و این حرفها آقای سرمربی برای چیست؟
دومین خبر
دیدم که یک گروه پژوهشگر چینی پیش بینی کرده اند که قرار است در اواسط اردیبهشت یک زلزله در جنوب ایران رخ دهد! این خبر هم برایم تأثر برانگیز بود.یاد بم افتادم .....
سومین خبر
را دیگر خودتان قضاوت کنید.این یکی مثل آخر شاهنامه لا اقل انقدر با مزه بود که بشود با آن یک لیوان چای را قورت داد.
....
بسمهتعالی
به دلیل اینكه اخیراً رسانههای منتسب به جریان اقتدارگرای كشور، اعم از سایتهای خبری، خبرگزاریها ، روزنامهها و صدا و سیما، از قول بنده اقاویلی نقل میكنند كه نه به لحاظ صدور، سندیت دارند و نه به لحاظ مبنا، پایهای دارند، لذا بار دیگر همه این قبیل گزارشات، مصاحبهها و اخبار را پیشاپیش تكذیب میكنم و چون فرصت مطالعه این دسته اقوال را نداشته و همچنین برای پاسخگویی به تك تك موارد آن وقتی ندارم، حتی اگر از من تعریف و تمجید هم كرده باشند، آن نیز مقرون به صحت نخواهد بود.
بسیار دیدهام كه «برنا» از «فارس»، «فارس» از «رجا»، «رجا» از «درنا»، «درنا» از «ترنا»، «ترنا» از «دبرنا»، «دبرنا» از «منبع آگاه»، «منبع آگاه» از «صحبتهای به دست آمده از شنودهای داخل حزب مشاركت»، گفتههایی را به اینجانب نسبت دادهاند كه لابد برای خودشان به لحاظ سندیت در حكم سلسله الذهب است اما از نظر من به پشیزی نمیارزند . امید دارم كه دوستان باكیاست و اهل سیاست بتوانند با پیگیری منشا صدور چنین اخبار آحادی، پی به مقصود پردازندگان آن ببرند.
والسلام – نامه تمام
سعید حجاریان- 31/1/138
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۵۴ بֽظֽ | Reply
امير :
با سلام
پاسخ شما در مورد حكم حكومتي به يك كامنت عاري از هرگونه استدلال منطقي وكذب محض است وتنها سعي در تخريب چهره خاتمي داريد چرا كه او براي تعامل با ساير قوا نميتوانست خودش به انها دستور دهد بنابراين چاره اي جز اين نداشت
در ضمن اگر خاتمي براي ازادي كرباسچي اينكارو كرد كار خطايي كرد چون كرباسچي سابقه خوبي نداشت وهم اكنون نيز ميبينيم كه در كمپ مناسب خود جا دارد اما اگر براي عبدالله نوري اينكارو كرده باشد كار بحقي كرده
البته اين انتقاد به خاتمي وارد است اما نه در جاهايي كه شما مطرح كرديد بلكه در جايي وارد است كه خود او نيز بدان اعتراف دارد بگونه اي در همان موقعيت
كه در اين مورد ميتوان عدم هم راهي جناب شيخ را عامل اصلي دانست همان شيخ كه شما دم از سادگيش ميزنيد وبرايش در دو كامنت بالاتر اشك تمساح ميريزيد در مورد سايرين نيز اتهام شما وارد نيست
خواهش ميكنم اقاي عبدي ما را دراز گوش فرض نكنيد وقدري به خرد ديگران احترام بگذاريد وبا ايجاد وهم وگمان واتهام به دوستان سعي در خودنمايي كه ريشه در خود پرستيتان دارد نكنيد
در مورد اقاي موسوي كه متهم به سكوت بيست ساله است بايد گفت ايشان احتمالا علاقه اي به تجارت نداشت! وضمنا درپاكي وصداقت عملكرد موسوي همچون خاتمي شك نبايد كرد چون هردو انها بگونه اي از اسب سياه شما بيزار نموده اند
ودقيقا امروز اين سكوت بيست ساله اش موجب اقبالش خواهد شد چون به گمانم به نوعي خارج از حاكميت محسوب ميگردد در ضمن بنظرم موسوي حزبي وعديده وعشيره اي نداشت كه سخن بگويد
ضمن اينكه اقاي شيخ سي سال فعال بود نه بيست سال!
كسي كه به خرد جمعي احترام نميگذارد جاي سئوال بسيار دارد
من كه ادم ذينفع نيستم اينطور قضاوت ميكنم چه رسد به ديگران
اقاي عبدي شما فقط فكر ميكنيد خيلي با حال هستيد فقط همين
انتظارات شما از خاتمي بيجا وخالي از ذره اي منطق واتهاماتي كه شما به ايشان نسبت ميدهيد الوده به بغض است كاملا متاسفانه ما ايرانيان عادت داريم به بزرگان خود اتهام وارد كنيم وبه محبوبيت عموميشان حسادت كنيم ودر صدد نمايشي باشيم كه خود را به دروغ جايگزين وهمطراز انها بپنداريم
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۲۱ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
در دفاع از مهدی کروبی؛
سروران کامنت گذارم درسایت عباس عبدی عزیز- که اگر نه همه شان، حداقل اکثریت قریب به اتفاقشان از حقیر کم سال تر هستند- ودر انتقادهایشان؛ به چند نکتۀ کم التفات هستند:
1- انتقادهایشان صرفاً جنبۀ سلب ونفی دارد. ودر مورد گزینۀ اثباتی وراه حل جایگزین حرفی ندارند یا نمی زنند. حداکثر موضوعی که مطرح می کنند موضوع الترا روشنفکرانۀ" تحریم انتخابات" است. ولی دوستان یادمان باشد که این حربه قبلاً شعار شده واولاًپاسخ مناسب از تودۀ مردم- بهر دلیل- نگرفته، وثانیاً این شعار؛ بازی با نتیجۀ" هیچ" است. ودوستان روشن نمی کنند که درصورت پایین آمدن مشارکت توده به زیر مثلاً 40 درصد( امر محال) باید منتظر چه بهبود اوضاعی شویم:الف-آبروی رژیم می رود- چه ربطی دارد واز منظر کی، چی، چراوچگونه!؟- ارزش حتی یک خروس قندی را دارد از نگاه گرفتار مردم- بر نگاه گرفتار تأکید می کنم ونه خود گرفتاری حتی. چرا که دومی را زاییدۀ اولی می دانم-ب- دوستان آیا نمونه ای در تاریخ مدرن سراغ دارند که سیستم سیاسی حتی متعهد نسبی نسبت به مناسبات هژمونی جهانی- در مورد جناح حاکم فعلی در ایران کاملاً منتفی است- از راه افت مشارکت تعداد رأی دهندگان- سرجمع- ساقط شده باشد.و...
2- انتقادهای دوستان روشنفکرم خیلی روشنفکرانه است. در حالیکه انتقاد روشنفکر باید عامیانه باشد. به عبارت دیگر روشنفکرباید نان مردم عادی را در تنور روشنفکریش بپزد ونه نان خودش وشرکایش را- وچرا جامعه به روشنفکرهایش اعتنایی نکرده است ونمی کند دراوج نارضایتی از روند امور؟- سؤال اینست:دغدغۀ مردم صورت بندی حکومت است یا خود حکومت. به بیان روشنترمردم حقشان را می خواهند یا تکلیفشان را؟ مردم دموکراسی می خواهند یا فقط کمی لیبرالیسم- ای مرتضی خان مردیها نفست درست- مردم معیشت می خواهند یا فقط کمی بازی ودلخوشی؟ مردم بهشت نمی خواهند یا جهنم؟ مردم ثبات می خواهند یا تغییر؟ و آیا درد اصلی مردم احساس"عدم امنیت روانی" ناشی از روشن نبودن تکالیف، بودن مدام دربرزخ، تداوم روشهای انقلابی به جای روشهای حکومتی و...از این سنخ نیست؟!
3- ومن مدعیم که هست! ودلیلم اینکه همۀ آن دیگرادبیات وخواسته ها بکرات طرح شده وپاسخ نگرفته است. والبته مدعیم که نه خاتمی، نه کروبی، نه موسوی، نه رهبری ونه هیچ شخصیت حقیقی دیگری ( وتوی پارانتز بگویم که نه حتی هیچ شخصیت حقوقی تاکنون شناخته شده ای در ایران اسلامی) قادر به رفع این معضل" عدم تعریف شدگی" نیست ونخواهد بود ولی- واین ولی خیلی مهم است- در سیاست اصلاح گام بگام; امثال کسانی که حداقل خود شخصی شان- وفارغ از گسترۀ اعتقادیشان- شفاف تر وتعریف شده ترو باثبات ترباشد می تواند به یک گام به پیش مردم بهتر کمک کند.
4- همۀ مدعیات من وسایر مبلغان امروز کروبی- با اجازۀ بزرگترها- این است وبس: رفقا این مرد شخصیت با ثباتی دارد ومی تواند با تکیه بر شخصیت حقیقی اش اولاً وبا زبان حوزویش ثانیاً بهتر از مردان بی میدان! به مردم حداقل امنیت روانی را بدهد.
5- فریب نظر تنگی بجای نظرسنجی را نخوریم. والبته احزاب وجمعیت ها را- فعلاً- جدی نگیریم. وتوجه داشته باشیم که در ایران امروز فقط شخصیت های حقیقی کمی قابل اتکا هستند از نظر مردم ونگاه کنیم به دور سر"شیخ"؛ عباس عبدی دایناسور، غلامحسین کرباسچی شیرخفته، آقای نجفی غول و.. وکوچکترها را بشمار: ابطحی وخانم کدیورو...با عذر خواهی از دکتر مهاجرانی که مدتهاست اورا در حوزۀ ادبیات پسندیده ام.
6- وآخر سخن اینکه پیش بینی می کنم وامیدوارم ملت ایران در نوسان پاندولی لاجرم خویش به منظر روزنۀ نوری سوسو! این بار به گزینۀ روشنفکرانش بر گردد؛ به"شیخ" مهدی کروبی! یا...هو.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۵۲ بֽظֽ | Reply
حکم حکومتی زیر ذره بین :
"" يكي از پرسشهايي كه به نحو تعريضي درباره آقاي كروبي مطرح ميشود، پذيرش حكم حكومتي درباره توقف قانون مطبوعات است، گو اينكه اگر آن قانون از دستور كار مجلس خارج نميشد، جز اينكه چالشي جدي در ساختار حكومت را شاهد بوديم نتیجه دیگری نداشت،""
ایست.
ای مرغ خوش خرام کجا میروی بایست.
یعنی چه؟ مگر اصلاح ، در کشور می تواند بدون چالش جدی با اقتدارگرایان انجام پذیرد؟
یعنی چه ؟ مگر بدون چالش جدی می توان غده های سرطانی را از داخل دل نظام بیرون آورد؟
{عبدی: بدون چالش نمی شود اما آیا جامعه و گروهها آمادگی ورود به چالشی را دارند؟ ظاهرا دوست نویسنده فکر می کند به هر چالشی و با هر قیمتی باید وارد شد. البته من شخصا معتقد بودم که در آن جریان باید به گونه دیگری رفتار می شد ولی سهم آقای کروبی در این رفتار بیش از دیگران نبود}
و یعنی چه اینکه نوشته اید:"" و حتي در صورت تصويب مجلس هم شوراي نگهبان به استناد همان حكم آن را رد ميكرد و در واقع خارج شدن آن طرح از دستور كار مجلس نتيجهاي بود كه از پيش رقم خورده بود"" ؟
یعنی با داشتن مجلس اصلاح طلب هم و با پشتیبانی رئیس جمهور اصلاح طلب هم و با داشتن رئیس مجلس اصلاح طلب هم و با پشتوانه ی 22 میلیون رای مردم هم نمی توان یک قانون مطبوعات را ، آنهم از راه قانونی ، آنهم در مجلس اصلاح کرد؟
خوب اگر اینچنین است چرا باید دوباره ، آب در هاون بکوبیم و دوباره از همین سوراخ گزیده شویم؟
{عبدی: گزیده نشوید. بعلاوه تا حالا از کدام سوراخ گزیده نشده اید که این اولیش باشد؟}
""با این وجود پرداختن به اين مسأله از جهاتي اهميت دارد. هر چند آقاي كروبي نگاه خود را درباره غير ممكن بودن اداره كشور با حكم حكومتي و نيز ديگر شرايط آن قبلاً گفتهاند كه در همين ستون به آن پرداخته شده، اما در اينجا ذكر نكاتي چند مفيد است.
دوستان معترض با اصل چنين حكمي مخالف هستند يا با مصاديق آن؟""
بعنوان یک معترض با هر دو
{عبدی: همین تصور غلط است. اگر با اصل آن مخالف هستید فقط در این باره باید بحث کرد و دیگر حق ورود به مصداق نداریم اما اگر اصل را پذیرفتید مصداق هم دیگر در اختیار شما نیست}
"" اگر با اصل آن مخالف هستند ديگر نميتوانند وارد مصاديق شوند و به قول معروف برخي موارد را دفاع كنند و برخي ديگر را رد نمايند.""
فکر میکنم این مقاله ی شما ، از اینجا ، دیگر ایران شمولی اش را از دست داده و فقط به یک بحث و جدل داخلی تبدیل شده ؛ اینطور نیست؟
{عبدی: نخیر این طور نیست خیلی با دقت تنظیم شده است}
"" فارغ از سابقه اين اقدام پس از خرداد 1376 براي اولين بار در جريان آزادي آقاي كرباسچي از سوي آقاي خاتمي از رهبري تقاضايي شد كه آن درخواست مبتني بر امكان صدور چنين حكمي بود و الا اگر قانوني بودن چنين حكمي در درخواست ایشان لحاظ نشود، چنان درخواستي نيز بلا وجه بود. بعدها نيز در موارد متعددي درخواستهاي مشابه ديگري صورت گرفت كه معمولاً در سطح عمومي مطرح نميشد، زيرا موضوعات آن ربط مستقيمي به افكار عمومي پيدا نميكرد، در ادامه نيز در جريان استيضاح آقاي حاجي در مجلس هفتم، از اين طريق راهي براي جلوگيري از استيضاح پيدا كردند، ولي مشهورترين آن در جريان تأييد صلاحيت آقاي دكتر معين بود كه متأسفانه باز هم بنابه درخواست از چنين شيوهاي سود جسته و صلاحيت ايشان تأييد شد و در انتخابات شركت كردند. حال سوال اين است، دوستاني كه بارها و بارها به درخواست خودشان اين شيوه را اجرا كرده و طبعاً مشروعيت آن را پذيرفتهاند و از منافع آن برخوردار شدهاند، چگونه است كه تمكين ديگران را در مورد ديگر رد ميكنند؟""
بله با خواندن این پاراگراف مطمئن شدم که دعوا در این مورد و جواب فقط مربوط به تعدادی خاص از افراد بوده است و نه همه ی افراد مساله دار در این زمینه
{ عبدی: اشکالی ندارد این بخش را شما رد شوید}
"" در حالی که آقای کروبی در هیچ موردی چنین درخواستی ننمود حتی برای آزادی آقای لقمانیان هم درخواست مشابهی ننمود.""
عذر بدتر از گناه . وقتی ایشان آن حکم را می پذیرد بهتر نبود از سود آن قبول این مقدار را برای ازادی نماینده ی خود خرج میکردند؟
{عبدی: نه عزیزم! راه بهتری هم بلد بود که انجام داد. و اصلا از ابتدا تباید کسی برای حل مسائلش وارد این عرصه می شد}
"" آيا اگر قاعدهاي را پذيرفتيم، حق داريم كه آنچه را كه به نفع خودمان است بپذيريم و بقيه را خير؟""
این حرف درست است پس چرا ایشان از طریق همین حکم ازادی اقای لقمانیان را درخواست نکردند؟
"" اتفاقاً در همان جريان قانون مطبوعات نايب رييس محترم مجلس از افراد فعالی بود كه درصدد قانع كردن نمايندگان مجلس براي پذيرش خارج كردن طرح مذكور از دستور كار مجلس بود، حال چگونه است كه در اين ميان فقط رييس مجلس بايد مورد سوال قرار گيرد؟""
خوب معلوم است چون رئیس است. نمیشود که هم رئیس بود و هم خیس نشد
"" فقط يك دليل دارد، و آن هم صداقت ايشان است كه درصدد پيچاندن مطالب نيست و آنچه را كه ميداند یا معتقد است با شفافيت و روشني بيان ميكند. برخلاف ديگران كه حاضر نيستند به پذيرش عملي و نظري خود اذعان كرده و خود را در علن و در نظر مخالف حكم حكومتي ميدانند اما در خفا و در عمل از صدور احكامي كه به نفع آنان است نه تنها استقبال ميكنند كه تقاضاي صدور را هم خودشان ميكنند، آقاي كروبي صريح و روشن هم نظر خودش را در اين باره ميگويد و هم انتقادات و نظر دقيقش را در اين مورد عنوان كرده است.""
پس اگر صداقت دارند چرا تمام مسؤلیت پذیرفتن حکم حکومتی را بعنوان رئیس مجلس دوران اصلاحات نمی پذیرند؟
"" خوب حتماً يكي از دلايلي كه ميگويند آقاي كروبي ساده است، همين صداقت و شفافيت است، اگر چنين است پس بايد گفت زندهباد سادگي! اما ساده واقعي آناني هستند كه مدالهاي صداقت را صدتا صدتا بر سينه ديگران آويزان ميكنند، اما شجاعت آن را ندارند كه نگاه و عمل واقعي خود را در اين زمينه اظهار نمايند.""
آقای عبدی
واقعا که زنده باد سادگی
اجازه دهید بسادگی یک سؤال از شما بپرسم
در جریان موضوع تقلب صورت گرفته وقتی شب خوابیدند و صبح بیدار شدند ، چند روز بعدش ، اقای کروبی برای بیان اعتراض به صورت اعتراض رفتند خدمت اقای خامنه ایی ..... میگویند( .....
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آقای امید چون اخبارتان دقیقا از منابع جناح حاکم است و تحت تاثیر آنان نقل می کنید پس بهتر است از خودشان بخواهید که منبع خبر را هم ذکر کنند. شما باز هم اسم خود را ننوشتید و من تذکر دادم که این کار اخلاقا درست نیست شما می توانید دهها کامنت بگذارید اما در عین حال نام امید را هم بنویسید درست است که مارگزیده اید اما برای این کامنتها که کسی را نمی گزند سهل است که پادزهر هم هست حتی اگر بگزند کسی که امید را نمی شناسد. اما چون دوست داریم فارغ از شخصیت حتی مجازی خود مطلب بنویسیم چنین کاری را می نماییم. کامنتهای چند ایراد و این کامنت از سوی شماست نمی دانم چرا از ذکر نام پرهیز دارید یک بار به یادم می آید که کسی نام مشترکی را گذاشته بود که صاحب آن نام مجازی خواهان اضافه شدن علامتی به نام جدید بود تا اشتباهی پیش نیاید حالا چطور می شود که افراد بدون نام مجازی خود چنین مطالبی می نویسند در حالی که نام برای خود برگزیده اند؟ تفاوت در کاهش مسئولیت در نوشته مطلب است که با نام حتی مجازی انسان سعی می کند دقیقتر بنویسد اما بدون نام هر چیزی را می توان گفت بدون این که مسئولیتی متوجه فرد شود یکی از مهمترین دلائل دفاع از آزادی و دموکراسی همین است که هر کس با نام خود و با مسئولیت خود سخن بگوید. نگاهی به این کامنتها و کامنتهای با نام خود بیندازید تا قضیه روشن شود.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۳۷ بֽظֽ | Reply
وقت کم است و اعمال زیاد :
حقوقدانان ظاهرا صدور دستورالعمل و توصيه نامه را خلاف قوانين آيين دادرسی میدانند، اما رئیس قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران در موارد بسياری با صدور چنين دستورالعملها و يا توصيه نامههايی خواستار به کارگيری رويه صحيح آيين دادرسی در محاکم قضايی جمهوری اسلامی ايران شده است.
ظاهرا قضات مستقل هستند و هيچ مقامی حق ندارد برای آنها توصيه بنويسد و اگر توصيه ای نوشته شد قضات حق ندارند به آن توصيه توجه کنند.
کاش آقای احمدی نژاد من باب اصل ۱۱۳ قانون اساسی تذکر قانون اساسی میداد، که اگر چنین میکرد از نظر حقوقی درخور توجه بود که اين کار را نکرده است.
به دنبال انتشار اين نامه، آيت الله محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران، نيز با صدور دستوری خطاب به علی رضا آوايی، رئیس کل دادگستری استان تهران، خواستار رسيدگی سريع و عادلانه به ابعاد گوناگون پرونده رکسانا صابری شد.
آقای شاهرودی رسيدگی عادلانه در همه مراحل دادگاه به ويژه مرحله تجديد نظر را از حقوق مسلم متهمان دانسته است.
نظر شما در این باره چیست؟
چرا اقای احمدی نژاد این توصیه را کرده اند؟
آیا قبول این توصیه از طرف اقای شاهرودی به معنای پذیرش بی عدالتی نسبت به متهمان نیست؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کل قضیه چیز دیگری است بر همگان روشن است خسارت اصلی هم متوجه دستگاه قضایی می شود.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۰۴ بֽظֽ | Reply
علی :
بنده متن مذکور رادر روزنامه اعتماد ملی خوانده بودم.اما نکته اول اینکه من با اصل این کار مخالفم .در کامنتم هم گفته ام که حتی اگر قانون مطبوعات غلط هم بود نباید ایشان می پذیرفت. این بهانه هم که گفته می شود که اگر تصویب هم می شد بعدا جلویش را می گرفتند حرف مسخره ایست! خوب دوستان عزیز شما اگر می خواستید طبق سلیقه و نظر حاکمان کار کنید که دیگر چرا برای خودتان دکان باز کردید؟ مورد بعدی اینکه بنده اصلاح طلبان را پر از ایراد می دانم ولی این دلیل نمی شود که دلایل مخالفانشان را در هر صورت بپذیرم.ظاهرا نویسنده تصور کرده اگر ثابت کند مشارکتیها اشتباه کرده اند همه می پذیرند کروبی درست می گفته! اما بحث مجلس با شورای نگهبان کاملا متفاوت است.شورای نگهبان منتخب مردم نیست بلکه منصوب رهبری است و می دانیم به هیچ کجا هم پاسخگو نیست.حال اگر رهبری کار آنان را اصلاح کند این به معنی حکم حکومتی است؟ شما ابزار دیگری می شناسید؟ (هرچند آن ماجرا اساسا یک شو بود)درحالیکه در مجلس لایحه ای رای می آورد بعد از آن به شورای نگهبان می رود (که منصوب رهبر است) و اگر اختلاف حل نشد به مجمع تشخیص میر ود(که باز هم منصوب رهبر است).در واقع نمایندگان ایران قانونگذاری نمی کنند بلکه فقط پیشنهاد می دهند. حالا اگر مقام رهبری همین ساز و کار را هم قبول ندارد که با خودمان تعارف نداریم که! تعطیلش کنیم برود! نویسنده این مطلب تصور کرده اگر رهبر به رئیس قوه ی قضائیه حکمی می دهد حکم حکومتی است در حالیکه حکم حکومتی بر خلاف قانون است ولی نظارت بر قوه ی قضائیه که از هیچکجا نظارت نمی پذیرد وظیفه ی رهبر است. لابد وقتی رهبر خواستار توقف حکم اعدام آقاجری شد او باید می گفت من حکم حکومتی را نمی پذیرم بیایید من را بکشید!! این هم که آقای کروبی می گوید با حکم حکومتی نمی توان کشور را اداره کرد حرف درستی است ولی ایشان با پذیرش این حکم آن را به رسمیت شناخته است و دیگر به ایشان مربوط نیست که ولی فقیه کی از این حکم استفاده کند و کی نکند! نمونه ی آن در جریان برداشت میلیارد ها دلار از حساب ذخیره ی ارزی است که رسما قانون را دور زدند!
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این منطق قابل فهم و توجه است چون با اصل بحث اشکال دارد و نه با مصداق آن. اما در این صورت این سوال پیش می آید که با همه افرادی که این حکم را پذیرفته اند باید یکسان رفتار کرد. در انتخابات اخیر آقای خاتمی هم بود و آقای موسوی هم آمده است. چرا این موارد علیه آقای خاتمی مطرح نشد و آیا آقای موسوی با این حکم مخالف است؟ شاید شما بگویید چون هر سه چنین اند هر سه نفر را رد می کنم من اعتراضی ندارم زیرا این برخوردی دوگانه نیست. اما اگر کسی به هر دلیلی یکی از این سه را پذیرفت حق ندارد در باره دیگری از این منظر انتقاد کند . تمام حرف این است . اگر آن را نمی پذیرید حتما با ذکر دلیل قید کنید.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۰۸ بֽظֽ | Reply
بابک :
با سلام
آیا خدمت سربازی و محرومیتهای اجتماعی بدلیل عدم اجرای آن جزو تضییع حقوق شهروندی است؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خیر. البته انتقادات جدی به وضع سربازی در ایران هست اما الزامی بودن آن حداقل در این شرائط قابل فهم است گرچه رفتن به آن با شرائط موجود برای بسیاری عذاب آور است.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۲ بֽظֽ | Reply
پ -ص :
بر طبق تقسیم بندی شما قسمتی از حقوق نقض شده شهروندی چون در ید قدرت رییس جمهور است مانند انچه در دانشگاه ها و سهمیه بندی مرقوم فرموده اید است که بسیار زود قابل استیفاست من مشکلی بااصل این قضیه دارم و ان این است که باید اصل اعمال این چنین قدرتی از میان برداشته شود امروز شخصی برای تغییر ماهیت حرکت سیاسی دانشجویان و کنترل ان میتواند اعمالی را انجام دهد راه صحیح این است که این قدرت محدود شود کاری که در دولت فعلی انجام شد بنوعی باز تولید گذشته ایست که با نام انقلاب فرهنگی صورت گرفته شاید رییس جمهور بعدی انرا متوقف کند ولی باقی ماندن این اختیار تضمینی برای باز تولید ان نمیشود با مابقی مطلب کاملا موافقم حتی با حوصله و سماجت مثبت اقای کروبی امکان عملی شدن بسیاری از شعارها هست بعقیده من تواناییهای شیخ اصلاحات کاملا برای مردم شناخته شده نیست این مشکل هم با این بیانیه های مهم در زمان باقی مانده ازمیان خواهد رفت پیشنهاد میکنم ایشان در سفر های استانی باین نکات بیشتر بپردازند برای مردم بسیار مهم است که اولا با حقوق خود بیشتر اشنا شوند و استیفای ان را در ریاست جمهوری ایشان ببینند
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کاملا درست است.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۲ بֽظֽ | Reply
امير :
خبرگزاری انتخاب:
محمد علی ابطحی در سایت شخصی اش نوشت:
من البته به دلیل عدم دسترسی به دلائل امنیتی و قضائی، نمیدانم که خانم رکسانا صابری جرمی داشته یا خیر و یا آن جرم چه بوده. در ابتدا اعلام شد که دستگیری خانم صابری خبرنگار جوان ژاپنی، آمریکائی، ایرانی در ارتباط با کار خبری بدون مجوز بوده و بعد که مسئله در دستور کار دولت آمریکا قرار گرفت، اعلام شد نامبرده جاسوس است و در حالیکه چند هفته قبل، صحبت از آزادی قریبالوقوعش شد، به 8 سال زندان محکوم شد و در آستانهی سفر جنجالی آقای احمدینژاد به اروپا، نامهی رئیسجمهور منتشر شد که از قوهقضائیه خواست:
دقت و توجه بیشتری به پرونده رکسانا کنند و معنای تلویحیاش حمایت احمدینژاد از رکسانا صابری بود و قوهقضائیه که معمولا در دوران آقای خاتمی به نامههای وی جواب میداد که رئیسجمهور در کار قوهقضائیه دخالت نکند، به این نامه عکسالعمل مثبت نشان داد.
همه اینها نشان میداد که برنامهریزانی که مدعی سیاستمداری هستند، شاید گمان میکنند این نوع کارها و رفتارها در داخل و خارج موجب محبوبیت و مقبولیت آقای رئیسجمهور در آستانهی انتخابات میشود.
اما واقعیت این است که وقتی در افکار عمومی داخل و خارج این اتفاقات کنار هم قرار میگیرد، این تلقی به وجود میآید که در ایران، زندگی و آزادی افراد، بهخصوص کسانی که تابعیت دوگانه دارند، در معامله سیاسی در معرض مناقصه و مزایده گذاشته میشود.
این بدترین پیام انسانی و سیاسی است که افکار دنیا میتواند از این حوادث و این پلتیکها دریافت کند و کسی از این کارها برداشت مثبتی به سود رئیسجمهور در آستانهی انتخابات نخواهد داشت و از آن مهمتر مثل خیلی کارهای دیگر نام و آوازهی ملت بزرگ ایران را در دنیا مورد آسیب قرار میدهد
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۰۳ بֽظֽ | Reply
وحيد-ت :
با سلام و احترام. 1- آيا ايشان توانسته اند حقوق تضييع شده خود را بعنوان يك شهروند در انتخابات نهم رياست جمهوري از شوراي نگهبان و آقاي جنتي بگيرند؟ 2-آيا در جريان آزادي شما و آقاي كرباسچي پيگيري هاي آقاي كروبي موثر بود؟3-آيا حقوق شهروندي بيشتر نيازمند تعاريف قانوني مشخص است ياحمايت كننده بدون ابزار قانوني؟با مثالي واضح سوال را توضيح دهم...نقش آقاي كروبي بعنوان رييس مجلس ششم در زمان طرح قانون مطبوعات و خارج كردن آن از دستور كار مجلس چه بود؟آيا پا فشاري براي تهيه قانون حمايت كننده از آزادي مطبوعات در محدوده دفاع از حقوق شهروندي قرار نمي گيرد؟
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۱ بֽظֽ | Reply
من :
سلام
آقای عبدی ، شما هم آقای اعلمی را که یک کاندیدای اصلاحطلب است ، بایکوت کرده اید ؟!
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مگر من خبرگزاری هستم که کسی را بایکوت کنم.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۰۸ بֽظֽ | Reply
حسین کیا :
سلام
آیا آقای مهاجرانی برای انتخابات به ایران می آید؟
چرا شما و سایر نفرات کلیدی تیم آقای کروبی برای سخنرانی به شهرستانها نمیروید؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ظاهرا در لندن هم می شود رای داد! اما من فرصت انجام کارهای شخصی خود را هم ندارم چه رسد به شهرستان رفتن.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۲۷ بֽظֽ | Reply
محمدحسن :
سلام
شاید بابکارگیری نیروهای دولتی زمان دفاع مقدس که تا الان تجربه ها اندوختته اندو دراین20سال اخیر برای خود یک جمعی و حلقه ای ازیاران ومریدان جمع کرده اند که نظر وی راپیروی میکنندواز طرفی با حمایت احزاب بزرگ اصلاح طلب ازاقای میرحسین ونیز شخص اقای خاتمی کفه ترازوی رای گیری سمت اقای میر حسین سنگین تر به نظر میرسد . ولی اگر به برنامه های روشن اقای کروبی و بحث هرچه بیشتر در این مورد تکیه کرد شاید ترازوی رای چیز دیگری را نشان دهد.شما چه نظری دارید.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
الان زود است که اظهار نظر دقیق شود حداقل من نمی توانم چنین کنم.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۴۹ بֽظֽ | Reply
اميری :
جناب عبدی: جمهوری اسلامی در کليه امور اعم از اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، آموزشي، هنري، حقوقی و ..... با شکست مواجه شده است. تنها امری که جمهوری اسلامی در آن موفق بوده است سرکوب ملت است. حال شما از ما رای دهندگان ميخواهيد به يک فردی که از روز اول تاسيس اين حکومت در کليه اموری که اين مملکت را به اين روز انداخته است (مستقيم يا غير مستقيم) دست داشته است رای بدهيم. از نظر من دليل اينکه شما اين درخواست را از ما ميکنيد اينست که از آنجا که در روی کار آوردن و تثبيت جمهوری اسلامی دستی داشته ايد نميتوانيد بپذيريد که کليه آمال و آرزوهايتان بر باد رفته است. در حقيقت بنظر ميآيد که شما اميدتان به سياست از اين ستون تا آن فرج است ميباشد و به اين دليل سعي در قبولاندن تئوري بزک نمير بهار ميآد کمبوزه با خيار مياد داريد.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر امور به این راحتی حل می شد که منتقدین حکومت تا به حال چندین بار مشکل این حکومت را حل کرده بودند. اگر با پذیرفتن آنچه که شما نوشته اید مساله حل شود که تمام حکومتهای مساله دار بارها مساله اشان حل شده بود.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۵۱ بֽظֽ | Reply
:
دوست عزیز کامنت گذاری نوشته اند:
" توجه داشته باشیم که در ایران امروز فقط شخصیت های حقیقی کمی قابل اتکا هستند از نظر مردم ونگاه کنیم به دور سر"شیخ"؛ عباس عبدی دایناسور، غلامحسین کرباسچی شیرخفته، آقای نجفی غول و.. وکوچکترها را بشمار: ابطحی وخانم کدیورو..."
عزیز دل برادر!یک لقب بهتری برای این جناب عبدی عزیز پیدا میکردی که نصف شبی که خسته و داغون از ستاد شیخ برمیگرده و کامنتا رو میخونه خواب از کله مبارکش نپره آخه! دایناسور چیه؟؟؟!!!
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۴۹ قֽظֽ | Reply
پیمان روشن ضمیر :
من هم فکر می کنم خیلی جالب میشه و در آرا آقای کروبی خیلی موثر است اگر ایشان قبل از انتخابات چند وزیر مهم کابینه را تعیین کنند و به افکار عمومی معرفی کنند
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۱۲ قֽظֽ | Reply
من :
با سلام
منظور از بایکوت این است که در حرف ها و نقدهایتان ، اسمی از ایشان دیده نمی شود . به هر حال ایشان یک کاندیدای اصلاح طلب هستند .
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۴ قֽظֽ | Reply
م.ا.م :
با فرض قبول نظرات شما راجع به انواع شعار،می توانم نظر شما را درباره یک نوع دیگر که در واقع در دسته شعار های تحقق پذیر است بدانم؟
و آن شعار تحقق پذیر عوام فریبانه است.
شعاری مثل حذف بومی سازی و سهمیه بندی جنسیتی و ...
می دانیم اجرای طرح های یاد شده به دلیل سلیقه آقای احمدی نژاد نبوده و یک برنامه ریزی برای مدیریت واقعیت های موجود در جامعه است.
آیا آقای کروبی یا موسوی موافق این هستند که 20 سال دیگر 80 درصد پزشکان ، زن باشند؟ طرح فعلی شرایط را برای اینکه 60 درصد پزشکان زن باشند فراهم می کند-40 درصد سهم خودشان و 20 درصد رقابت با پسران- و این درصد به نظر ایشان کم است؟!!
یا مساله گزینش بومی، البته نسخه اصلاح شده آن که دانشگاه های مادر را استثنا کرده ، علاوه بر کاهش دادن هزینه های دولت بابت خوابگاه ها و کم کردن مشکلات اجتماعی ناشی از دوری فرزندان از خانواده، باعث مطرح شدن دانشگاه های استانی می شود. یعنی به جای اینکه رتبه های بالاتر به هر ترتیبی ، حتی با انتخاب رشته هایی که مورد علاقه شان نیست، خود را به تهران عزیزشان برسانند!، به دانشگاه های بومی خود رفته و علاوه بر اینکه اعتبار آن دانشگاه ها را بالا می برند به نوعی تهران نشینی شهرستانی ها را که در خیلی از موارد ریشه در تحصیلات در تهران دارد، کنترل می کند.
آیا شما معتقدید که آقای کروبی یا موسوی با اشراف به منافع این طرح ها و مقایسه با حالت های قبلی، عقلا نتیجه گرفتند که حالات قبلی بهتر بوده یا با من هم نظرید که چنین شهارهایی را باید در دسته شعارهای تحقق پذیر عوام فریبانه جای داد؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قطعا باید این شعار را محقق کرد و اتفاقا شعار عکس آن عوامانه است چون افرادی با نمره کمتر کمکور از آن استقبال می کنند. اما شما می توانید این شعار را نقد کنید ولی چون مساله فعلی من نیست فرصت پاسخ به آن هم نیست. بماند برای بعد.
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۲۹ قֽظֽ | Reply
علی :
در پاسخ به نکته بودجه ایی آقای سلطانی و برای انبساط خاطر عرض میشود که:
۱) نوشتن "بودجه سابق*" کار دولت است. ولی تقریبا ۹۰ درصد همین "بودجه سابق" از قبل عملا نوشته شده هست یعنی خیلی جائی برای مانور دولت نمیگذرد.
۲) بر اساس همین قانون اساسی، خیلی از زمین و زمان و فضا پیشرفته تر، این بودجه باید به تصویب مجلس منصوب شورای نگهبان برسد.
۳) در آخر تازه این "بودجه سابق" باید به تصویب شورای خیلی محترم نگهبان برسد.
و،... به رسم مرحوم ابراهیم نبوی!
نتیجه گیری اخلاقی: دور و تسلسل همه جای دنیا باطل است مگر در ایران اسلامی.
نتیجه گیری سیاسی: خدا پدرو مادر ماکیاول رو بیامرزد. راستی چه جالب میشد اگه ماکیاول ایران امروز رو میدید تا ناکام از دنیا نمیرفت؟
نتیجه گیری بودجه ای: هر مجلسی پول مورد درخواست "ما" و "از ما بهتران" رو در ردیف "بودجه سابق" قرار بدهد، مجلس ارزشی هست و هر مجلسی یا رئیس جمهوری این کار را نکند پسر خاله استکبار جهانی تلقی میشود.
نتیجه گیری ایدئولوژی: تقوای تجسمی و تقوای عینی دو روی یک سکه نیستند.
نتیجه گیری انتخاباتی: هر قدرتی رو با قدرت فقط میشه کنترل کرد نه با تقوای خیالی.
و بیاد زنده یاد صابری فومنی:
زیاده ممکن است جسارت باشد هر چند آقای عبدی تحمل و تلرانس شون بالا باشه.
*پیشنهاد شخصی: لطفا به آقای کروبی و سایرین بفرمایید بجای اصطلاح بودجه تا اطلأع بعدی از "بودجه سابق" استفاده بفرمایند.
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۴۸ قֽظֽ | Reply
مسعود بهنود-اعتماد: :
پنجاه و چند روز مانده به انتخابات به عنوان صاحب يک راي که براي همين يک راي ارزش و اهميت قائل است و حاضر نيست از آن دست بردارد و به کسش وانهد، از روندي که اوضاع انتخابات به خود گرفته خشنودم. و در اين وضعيت برايم خيلي فرق ندارد که چه کسي انتخاب شود، نه که به راستي فرقي نکند بلکه همان طور که عباس عبدي نوشت، و درست نوشت، مهم اين است و بايد اين باشد که در هر حرکتي شبيه به اين جامعه براي رسيدن به مردمسالاري چه مي آموزد و براي نهادينه کردن دموکراسي چه گامي برداشته مي شود.
اولين موجب شادماني آني است که در رفتار آقاي موسوي و آقاي کروبي مي گذرد. همان ايجاب و قبول که دارد فضا را بر غوغائيان تنگ مي کند. فحش ندادن، فرياد نکشيدن، نفي نکردن. مردم را عاقل پنداشتن و به آرامي به آنها گفتن که چه در سر دارند.
اينها ثمر داده است. گوش کنيد صدايشان دارد مي گيرد، جوهر فحش و کينه در قلم بلاگر معجزه نويس دارد خشک مي شود، و دنبال بهانه مي گردد براي قهر کردن. ادبيات حذف و تهديد و فرمان بريدگي دارد بي مشتري مي شود. عربده جويي از رونق مي افتد، متانت و خردمندي در همين مدت کوتاه مردم ايران را محک زده است. در همين يکي دو هفته آشکارشده خطا مي کردند آنها که مي پنداشتند اکثريت مردم خامند و به قول شاعر به هزار وعده مي مانند و به يک فريب مي خسبند و راي خود را به شعار و سيب زميني مي فروشند.
آنان حتي تحليل شان از انتخابات گذشته هم نادرست بود هرچند عمليات پيچيده شان حاصل داد اما نه چنان بود که مردم همان ها هستند که عرايض خود را در چاه مي اندازند. اين ساده لوحي مي پنداشتند مشخصه اکثريت جامعه است و خطا مي کردند. تا همين جا حاصل فوق العاده است و برنده از پيش تعيين شده. اگر پدران مان و مادران مان، و پدران و مادران آنها در اين صد و اندي سال در هر انتخابات همين اندازه به جامعه آموخته و جامعه را به چالش انديشه و ورزش سياسي کشانده بودند، کارمان صدها بار بهتر از اين بود که هست. اما آنها خيلي زود هدف را تامين شده ديدند و در بازي سياه و سفيد هر بار فقط هدف شان اين بود که سفيد پيروز شود و سياه حذف شود. همين.
بي گمان به سرعت در اردوي همين دولت اتفاق هايي مي افتد و از جمله اينکه ديگر نخواهيم ديد در يک روز واحد رئيس دولت به ديدن چند هزار مردم کرمان که براي استقبال وي آمده اند، به شوق آيد و سخن از اداره جهان بگويد. در همان روز روزنامه رسمي دولت با شادماني تيتر اصلي خود را به اين خبر اختصاص دهد؛ «پيشنهاد خودروسازان امريکا به ايران».
خبري خالي از اعتماد به نفس و پر از تمنا. حتي در کوچک ترين و بي غرور ترين جوامع جهان هم پيشنهاد چند شرکت خودروسازي امريکا چنين بزرگ نمي شود و چنين شادماني نمي آورد که تيتر اول روزنامه دولت شود چه رسد به کشوري که 30 سال است با امريکا درگير بوده است. چه رسد که خبر هم خالي باشد و در آن از قول مديرعامل يک شرکت خودروسازي داخلي نوشته شده؛ «با توجه به فشاري که احتمال مي دهيم دولت امريکا به اين شرکت ها وارد کند، تا زمان قطعي شدن توافقات از اعلام رسمي نام دو شرکت پيشنهاد دهنده همکاري خود داري مي کنيم.» يعني هيچ. چنان که دنباله خبر هم قرعه پوچ است وقتي مي گويد «برخي از خودروسازان اروپايي که پيش از اين اصلاً حاضر به همکاري با ما نبودند، در دو ماه اخير پيشنهاد مستقيم خريد سهام و کار مشترک به سايپا داده اند که پيام خوبي براي کشور ماست.» يکي بپرسد کدام شرکت اروپايي تا به حال حاضر به همکاري با ايران نبود، در دو ماه اخير چه ديده اند اروپايي ها که کار نکرده مي کنند جز برپايي جشن براي خريد زندان بدهکاران از کيسه دولت غبگو منتف و دعا گو درست کردن. اما واقعيت اين است که خودروسازان اروپايي همواره آماده همکاري بودند از قضا دولت هاي قبلي مقررات سختي تدوين کرده بودند که آنها نتوانند بدون انتقال تکنولوژي وارد بازار حمايت شده و آماده داخلي شوند. تازه يکي نيست بپرسد چرا پيشنهادهايي که هنوز نه بررسي شده و نه به تصويب مراجع صاحب صلاحيت رسيده، پيام خوبي براي کشور ماست. اين چه بي غروري است، در همان حالي که رئيس دولت خبر مي دهد که دنيا از ما براي مديريت کمک مي خواهد.
انتخابات و صندوق راي برکت است. جوامع مردمسالار در فرصت انتخابات شادماني مي يابند و احساس مالکيت و تعلق کشور به خود در وجودشان مي جوشد. در جوامعي که مردمسالاري در آنها نهادينه نشده، نه صندوقي هست نه انتخابي، و گاه نه که لبخندي نيست، تازه گلوله و بمب و خون هم هست که بر سنگفرش خيابان ها جاري مي شود.
و انتخابات روان بهترين مجال است براي گريز از سرنوشت دوم. و ما داريم مي آييم.
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۲۳ قֽظֽ | Reply
صادق :
سلام آقاي عبدي
من اگر كاريكاتوريست بودم آقاي كروبي را مي كشيدم در حاليكه يك تيشه برداشته و به ريشه خود زده است و روي آن تيشه مي نوشتم "حكم حكومتي "تيشه ايكه خودش تراشيده
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۱۶ قֽظֽ | Reply
صادق ابراهیم :
در قضیه ی حکم حکومتی قبل از این که مجلس بخواهد از حق قانونی خود استفاده کند ان حکم مطرح شد. تصور نمی کنید فرقی هست بین اینکه مجلس آن قانون کذایی را تصویب می نمود و بعدا رد می شد تا اینکه اصلا نتواند آن قانون را طرح کند. آیا واکنش آقای کروبی و هر یک از اصلاح طلبانی که در آن مقطع با ایشان موافق بوده اند (آن طور که نوشته شده نائب رئیس وقت مجلس ) در برابر حکم حکومتی هدفی که از صادر شدن آن حکم منظور بوده تحقق نیافت؟
مطمئنا اگر گردن نهادن به آن حکم در آن مقطع و در طلیعه ی مجلس اصلاحات معنی و مفهوم خاص خود را نداشت آن حکم صادر نمی شد و منتظر کار شورای نگهبان می ماندند.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قطعا متفاوت بود. تصویب آن با علم به این که شورای نگهبان رد کند بهتر است زیرا توپ در زمین این شورا می افتاد اما در این مورد خاص نوعی مقابله مستقیم با رهبری بود و نه چالش با شورای نگهبان. بنابر این باید در این مورد تصمیم می گرفتند و نه تایید و رد طرح مطبوعات.
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۲۵ قֽظֽ | Reply
آشنا :
اول اينكه ممنون از همراهيتان در تشكيل كميتهي صيانت از اعتماد مردمي، حيف كه قدرت تشكيلاتي در اين خصوص نداريم، به هر حال همين استقبال نشان از مسئوليتيست كه در قبال تشويقتان در رأي دادن به آقاي كروبي ميپذيريد. دوم اينكه آيا مكانيزمي در نظر داريد تا از تراكم قدرت در حوزهي اختيارات يك نفر ممانعت كند و آنجاها كه پيش از اين دچار چنين مشكلي شده است را مهار كند؟ آنچه ضمانت ميكند كه دستاوردهاي اصلاحطلبان از بين نرود تنها جلوگيري از اعمال قدرتهاي فراقانوني نيست، بلكه اصلاح خود ساختار قدرتدهي و مهارناپذيري آن نيز هست.
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۳۰ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
عباس عبدی عزیز؛
من سهمیۀ" کامنت"م رادیروز خرج کرده ام. ولی پیرمردی از اسب واصل افتاده واز متن به حاشیه پرتاب شده وازحاشیه اخراج شده حتی! که تنهاوبی ابزارو ویلان وحیران هم باشد چون"دلقک"- ودلقک حتی من هم ندارد ونیست- چه دارد حز مضحکۀ حرف؟ پس پر چانگیم را ببخش.
یک جایی؛ ودرنقل قولی از استاد، فیلسوف، شاعروسینما گرمرجعم- ونه تنها مرجعم البته- داریوش مهرجویی نازنین دیدم که رای انتخاب رییس جمهوری آیندۀ ایرانش را متوجه مهندس موسوی گفته بود. حساس شدم- همان طور که هر مقلدی به مرجعش حساس است- وبر سر عهد خویش با مهدی کروبی لغزیدم! چرا که چهار سال پیش من همان انتحابی را داشتم که استاد درروزنامۀ"شرق" گفته بود:" قالی باف".اگر آن اظهار تمایل فیلسوف به موسوی صحت داشته باشد. ونقل قول از شاعر ما دقیق اورده شده باشد باید توضیح بیشتری بدهد برای اقناع من مریدش. سینما ساز شهیر ما فقط اشاره ای سردستی کرده اند به تجربۀ مدیریت مهندس موسوی و خبر نگار زرد را از سر بازکرده اند ولی مراجع چنان درمنظر مقلدان"قدیس" هستند که حتی عطسه شان را نیز با صدای بلند انتظار داشته باشند. پس تو عزیزم با گذاشتن این مزاحمتم در سایت نازنینت خواهشم را به مرجعم ابلاغ کن:" استاد بی بدیل فیلم سازم؛ آیا در پس آن نقل قول بیان شده از جانب حضرت عالی دوتصویرناگفته هم مشارکت داشته اند؟:1- مکلا بودن مهندس موسوی. 2- هنرمند بودن مهندس موسوی.
ودرپاسخ مثبت آیا هر مکلایی به هرمعممی ارجح است؟ وآیا هر هنرمندی بر هر غیر هنر مندی ممتازتر؟ و"سیاست"و ثبات در رفتار سیاسی چه؛ در این بلبشوی زمانه!مهندس موسوی دیروز را من واستاد می شناسیم ومهندس موسوی امروز باید بازتعرف شود توسط خودش- تا بیشتر از این دیر نشده- الان مسعود خان ده نمکی می خندد. بخند برادر باید هم بخندی- مهندس موسوی یک بار جنگ بین خودش ورییس جمهور وقت را برده؛ به رانت امام خمینی ره. ولی حتی نگفته به ما که آن جنگ در داخل جنگ در چه زمینۀ مشخصی بوده: اقتصاد، سیاست، جماعت و... یانه هیچ کدام؛ فقط قدرت لخت (همه به فرمان من)...زیاده مصدع نمی شوم وبه احترام وجود یگانۀ سلسله جنبان" گاو" کلاه از سر برمی دارم. یا...هو.
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۱۶ بֽظֽ | Reply
حسین کیا :
سلام
یقینا میشود در لندن هم رای داد، منظورم حضور در محافل انتخابی در ایران بود.
با تشکر
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ایشان سایت دارد می توان از ایشان پرسید من اطلاعی ندارم.
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۱۶ بֽظֽ | Reply
شریعت :
سلام
چند سوال داشتم
1. اینترنت رسانه جدید امروز است. خود شما با همین وب سایت عملا یک رسانه دارید. آن هم دو طزفه. در ایران اینترنت زیر نظر دولت است. بنابراین دولت بدون محدودیت می تواند به گسترش اینترنت پرسرعت دست بزند و از آن به عنوان رسانه خود هم استفاده کند. حتی اگر صدا و سیما را در اختیار نداشته باشد و تلویزیون خصوصی نشود. آیا چنین سیاستی در دستور کار آقای کروبی هست؟ حداقل برای تبلیغات که فقط استفاده "خودجوش" بوده.
2. شما در انتخابات ریاست جمهوری قبلی شرکت نکردید. تا آنجایی که من به یاد دارم حرف از این بود که در یک بازی که در آن قانون رعایت نشد و داور هم به نفع طرف مقابل سوت بزند، باید در کنار زمین به تمرین پرداخت. ولی اخیرا گفتید که چون زندان بودید شرکت نکردید. این برای من هم عجیب بود. آیا تمرین کافی شده؟
ممنون
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مورد انتخابات گذشته ریاست جمهوری فکر نمی کنم کوچکترین اظهار نظری کرده باشم مگر درخواست از آقای هاشمی برای کنار رفتن به نفع آقای کروبی که در این وبسایت هست.
۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۴۴ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
با سلام به همه!
با عرض پوزش از همه! من از مجموع کامنت ها، تا حدی به این نتیجه میرسم که بسیاری از کار بران، مفهموم انتخاباتی کردن فضای سیاسی جامعه را و اهمیت حیا تی کاشتن و ِکشتن بذر مطالبات مدنی و سیاسی را، در درون جامعه، از طر یق طرح این مطالبات با استفاده از فرصت انتخاباتی نمیدانند ( با عرض معذرت مجدد). این دوستان تکرار میکنند که این و یا ان کاندید چه میکنند و چه نمیکنند؟
دوستان! این، روسای جمهور نیستند که صرفاً در اینده با اتکا به یک ذره حقوق قانونی و اختیارات ناچیز رئیس جمهور کاری میکنند. این مردم هستند که باید از این فرصت انتخاباتی با گرفتن آدرس های درست و چسبیدن به مطالبات سیاسی و مدنی خود از موقعیت نماینده اشان در رأس هرم دستگاه دیوانی استفاده کرده ، خودرا بسیج و در تحقق این خواستها بکوشند. مقام ریاست جمهوری چیزی جز یک اهرم در معادله سیاسی و برای تغیر این معادله نیست. بستگی به این که، نقطه اتکای اهرم ( درست مثل اهرم مکانیکی) کجا قرار گرفته است فرایند اصلاحات جریان می یابد. هرچه نقطه اتکاء اهرم به آن کوهواره مانع تحول، بیشتر نزدیک باشد با انرژی و هزینه کمتری، مردمی که آن اهرم را باید تکان دهند ( و نه رئیس جمهور که خود اهرم است) به هدف خود آسان تر میرسند و هرچه نقطه اتکای این اهرم با فاصله بیشتری از آن مانع بزرگ تحول باشد، که باید از جا کنده شود، به انرژی زیاد تری نیاز است. مثلاٌ آقای کروبی به لحاظ بسیاری به مانع نزدیکتر است و حال و فرضاً ( فقط به فرض و در فرض و مثل مناقشه نیست) اگر این آقای کروبی با یک اکثریت خرد کننده ی 30 میلیونی و انهم بیشتر در کلان شهر ها برنده شود تمام موازنه روانشناختی قدرت را بهم میریزد و مردم با تکان کمی، به طرفی که روحیه اش را باخته است چیره خواهند شد.
حال اگر فاصله نقطه اتکاء از مانع زیاد است فقط یک نیروی بسیار وسیع یعنی یک برتری مثلا ده میلیونی ، حال و هوای روحی و جسارت آقایان را هم تحت تأثیر دگر گون کننده خود قرار خواهد داد.
لحظه ائی نباید فراموش کرد که ما با متغیر های بسیاری سرو کار داریم که همدیگر را مشروط میکنند. مثلاً آقای احمدی نژاد و یا قالی بافی که با ده دوازه تا رأی برنده شوند فرق میکنند از اینکه همانها با ضرب فنی این طرف در همان دقیقه اول پیروز شوند و... .
روانشناسی شکست و پیروزی تابع بسیاری از این متغیر ها است. تکرارگوئی تعمیم آمیز تجربیات گذشته ائی که در فضای کاملاً متفاوت دیگری رخ داده است کمکی نمیکنند اگر، از گذشته روح و جوهر آن استخراج نشود.
من فکر میکنم فضای انتخابات این دوره به نحوی شگفت انگیز به سود جریان تحول طلب است. من بر خلاف نگاه اولم، فکر میکنم آقای موسوی با شیوه خود بخش زیادی از آرائ اصول گرایان صاف ساده را جذب خواهد کرد و اگر راهی جز این در پیش میگرفت قادر به تقسیم کردن آرای حریف نبود . حال اگر آقای کروبی هم بتواند آرای خاموش را جذب کند که این تا حدودی به خود ش و تا حدوی به نیروهای ستادیش مربوط میشود، بر تری عمومی این جبهه شگفت انگیز خواهد بود و شاید بتوان گفت :
در سرزمین ما ، برخی رویدادها سه بار و نه دوبار رخ میدهند . بار نخست تراژیک، بار دوم کمیکو تراژیک و بار سوم حماسه آمیز اگر همه و همه متحداً و با درک درست شرایط عمل کنند!
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۲۸ قֽظֽ | Reply
امير :
اقاي عبدي خلاصه در نيومد جريان سيب زمينيها چي بود؟!
بيخيال دفاع از حقوق شهروندي شين جان تو چون بعضيها از اين ملت پول ميگيرن فقط از حقوق ملت اروپا وامريكا و وضعيت اقتصادي اونها ووضعيت فرهنگي اونا وحق وتو براي تمام ملت دنيا وغيره وغيره حرف ميزنن
تازه وقتي اقتصاد ما ربطي به اونها نداره طرح خروج از بحران مالي هم بهشون ميدن
جريان سيب زمينيها اخر چي بود ته مونده بود ؟
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۹ قֽظֽ | Reply
بهرنگ :
آقای عبدی من با شما در مورد اینکه کروبی مناسب ترین گزینه ممکن است موافقم اما متاسفانه در این مورد با هر کسی حرف می زنم مورد تمسخر قرار می گیرم و مثال هایی از جملات و حرکات ایشان با عنوان جوک و شوخی نثارم می کنند و از طرفی تاکید بر مهندس موسوی دارند، به نظر شما با توجه به دانش جامعه شناختی که دارید چگونه شخصیت افراد در عرصه عمومی و اذهان مردم ارزش گذاری و تصویر می شود؟ ایا امکان تغییر تصویر ذهنی جامعه از کروبی و جایگزینی تصویری بهتر فراهم است؟ فکر کنم این مهم ترین امری است که باید به ان بپردازید
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
از این کلمات جوک گونه که همه آقایان الی ماشاءالله دارند و البته کسانی که اظهار نظر نداشته اند کلمات جوک گونه هم ندارند همچنان که کلمات مفید هم ندارند اما پرسش آخر کامنت شما مهم است من نمی دانم که تغییر ذهنیت در جریان انتخابات چقدر ممکن است اما انتخابات است و باید مطابق سیاست اتخاذی کوشش کرد در ایران هر چیزی ممکن است.
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۵ قֽظֽ | Reply
م.ا.م :
با پوزش به دلیل پیگیری موضوع شعار حذف سهمیه بومی و ...
آیا حقوق شهروندی فقط در حال تعریف شده است؟
آیا مردان جوان امروز، 40 سال بعد که نیاز به مراجعه به متخصص اورولوژی دارند، نباید بتوانند به یک پزشک مرد مراجعه کنند؟
چنین مسائل ملتهبی برای یک سیاست پیشه شاید زمینه بسیار مساعدی جهت جمع کردن رای باشد، (مثل ماجرای حذف کنکور که آقای لاریجانی دور قبل مطرح می کردند و بعدا در دولت و مجلس مطرح شد و الحمد لله خودشان هم فهمیدند که عملی نیست ،ولی در آن روزها کارکردی مشابه حذف بومی سازی امروز داشت.) اما یک حاکم خوب باید بتواند محبوبیتش را فدای اهدافی در آینده کند.
یک پزشک اطفال که صرفا به دلیل اینکه بیمار از آمپول می ترسد راه درمانی دیگری را که آثار سوئی دارد برمی گزیند، در ابتدا بسیار مهربان و دوست داشتنی به نظر می رسد. اما وقتی20 سال بعد آن بیمار به عارضه قلبی مبتلا شد آن پزشک را نفرین خواهد کرد.
آقای کروبی اگر خیلی به حقوق شهروندی عنایت دارند چرا به جای پرداختن به این موضوعات دم دستی، شعار حذف سهمیه خانواده شهدا و آزادگان را سر نمی دهند؟
آیا اینها را از مصادیق تضییع حقوق شهروندی نمی دانند ؟
یا اینکه هدف ایشان از مطرح کردن آن موضوعات، نه احیاء حقوق شهروندی ، بلکه جمع آوری رای با هزینه بسیار پایین بوده است؟
شاید 20 یا 40 سال بعد برای بعضی ها مهم نباشد و مساله آنها تنها این باشد که درآمد یا میزان رای من، امروز چقدر از دیروز بیشتر شده، ولی شما را بسیار مسئولیت پذیرتر از این چنین افرادی می دانستم.
با عرض پوزش مجدد بابت پرچانگی.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
درباره سهمیه مذکور هم در بیانه هست توجه چندانی می شد روشن می گردید. اما در مورد سهمیه بندی مورد نظر شما چون جای بحث نیست لذا به آن نمی پردازم اما اگر فرصت باشد چشم به آن هم پرداخته می شود در هر حال نظر شما منتشر می شود تا تصوری پیش نیاید.
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۵۷ قֽظֽ | Reply
مجتبي :
مجتبي
باسلام
اقاي عبدي ايا مي توان تقسيم بيت المال به طور مساوي بين همه افراد جامعه در زمان حضرت علي عليه السلام را مبنا قرار داد وجامعه امروز ما نيز پول نفت و...را به طور مساوي بين افراد جامعه اعم از غني وفقير تقسيم نمايد.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به نظرم این گونه الگو برداری ها کار صحیحی نیست چون ما در دو دنیای متفاوت زندگی می کنیم. بط.ر مساوی پرداختن به دلیل منطق کار است اما شاید با اخذ مالیات از پولداران قضیه تعدیل شود.
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۳۵ قֽظֽ | Reply
علی سلطانی :
می خواستم دو تا نکته مطرح کنم. اولی در انتقاد از متن شما.
شما در مورد حکم حکومتی صحبت کردید و نوشته تان بسیار جالب بود ولی من متوجه یک نکته نشدم. برای توضیح حکم حکومتی گفتید که یا باید به صورت کلی با آن مخالف بود یا نمی توان با مصادیق انفرادی مخالفت کرد. این حرف شما هم قبول. حال این ذهن ماکیاولی من می گوید که فرق دفعات دیگر استفاده از حکم حکومتی در متن شما - آزادی کرباسچی, کاندیداتوری معین - با استفاده آقای کروبی این است که آقای کروبی به ضرر آزادی از آن استفاده کرد و نه به نفع آن. البته شاید معامله سیاسی در کار بوده که خوب منطقی است. این تنها نکته است که برای من هنوز در مورد آقای کروبی نگران کننده است. البته مشخصا در مورد همه کاندیدا ها و حتی آقای خاتمی نگرانی هایی وجود داشته است.
نکته دومم یک پیش بینی شاید بسیار عجیب , و می خواستم بپرسم شما چقدر احتمال تحقق آن را می دهید. به نظر من, آقای احمدی نژاد به صورت عجیبی با آقای رجایی دلبسته هستند و می خواهد مثل ایشان باشند. یک احساس به من می گوید که ایشان اصلا کاندیدای ریاست جمهوری نمی شوند تا بعد بگویند مثل رجایی دلبسته قدرت نیست و خودش را در اذهان مردم جای دهد؟ از آنیجاییکه خود هنوز هیچ نوع اشاره ای هم نکرده است نظر شما در مورد این پیش بینی چیست؟ زیادی خیالاتیه؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نکته اول شما چندان درست نیست زیرا ایشان نبود که آن حکم را درخواست کرده باشد نهایت این که همراه دیگر نمایندگان و هیات رییسه آن را پذیرفتند بحث این است که اگر اصل آن را عده ای پذیرفتند و در مواردی هم برای حل مشکل خود از آن بهره بردند دیگر نمی توانند این موارد غیر مطلوب خود را رد کنند. اما آقای کروبی حتی برای موارد مطلوب خود هم تقاضای چنین حکمی را نکرد تا حداقل از این جهت آن را تایید نکرده باشد.
در مورد دوم هم شاید این بازی را درآورند تا محبوبیت کسب کنند اما روز ثبت نام وی را در وزارت کشور خواهید دید و اگر بتوانند تا ده دوره دیگر هم حضور یابند ابایی نخواهند داشت. نگاه آنان به قدرت به نحو خاصی است که جز انحصار چیزی را بر نمی تابد.
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۳۸ قֽظֽ | Reply
علی :
سلام، اگر لغت مطلقه را بتوانیم با تشدید اجرائی کنیم قادر خواهیم بود از حقوقی که در متن به آن پرداخته اید برخوردار شویم.
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۴۶ قֽظֽ | Reply
امير :
عبدی:
در مورد انتخابات گذشته ریاست جمهوری فکر نمی کنم کوچکترین اظهار نظری کرده باشم مگر درخواست از آقای هاشمی برای کنار رفتن به نفع آقای کروبی که در این وبسایت هست.(پايان نقل قول)
امير: دمتون گرم جناب عبدي كار خوبي كردين وحالا من چند سئوال دارم:1. چرا چنين درخواستي از هاشمي كرديد؟
2.ايا بنظر شما اقاي هاشمي بايستي وارد ميشد ابتدا يا نه؟
3.اگر نه است جواب چه استدلالي داريد كه ايشان قطعا با عدم اقبال مواجهه ميشدند
4. اگر اري است جواب شما چه تصوري از شرايط كانديد رياست جمهوري شدن در ايران داريد؟
5.ايا بنظر شما جز محمد خاتمي كسي ميتواند در حال حاضربا اقبال گسترده مردم براي بار دوم يا چندم واقع شود؟
اگر اري چرا؟واگرنه چه بايد كرد؟
من اين سئوالها رو از شما پرسيدم تا شما باور كنيد كه پيرمرد عزيز جناب كروبي البته با حفظ احترام ريش سفيديشان وبا توجه به اينكه نظر من هيچ اهميتي در
حضور يا عدم حضور ايشان ندارد واصلا براي بنده هم مهم نيست در اين حكومت فرق ميان نقي وتقي و...
ولي ميخوام اينو بهتون بگم كروبي دقيقا هاشمي دور قبل است
شما اگر دقت كنيد تمام نقشهاي كروبي بعد از هاشمي بازي شده ودرست در همان مكان
به نمايندگي مجلس ششم اين دونفر دقت كنيد هاشمي بيخيال شد كروبي جاش رو گرفت
در مجلس هفتم كروبي دچار سرنوشت هاشمي در مجلس ششم شد
در اين انتخابات هم كروبي به نوعي نقش هاشمي را در دور قبل بازي ميكند
از همه مهمتر ميدوني چيه اقاي عبدي؟!
از همه مهمتر اينه كه كروبي از رياست مجلس ششم خود با چه عباراتي ياد ميكنه همين الان تو تبليغاتش
اقاي عبدي مهمتر از اون اينه كه در مجلس ششم ابتدا سر رياست بحث شد بين نمايندگان واين حرف مد شده بود كه ريس مجلس نداريم بلكه مبصر مجلس هست اون
وحقا كه خوب نقش مبصر رو بازي كرد حالا بنظر شما مبصر رو كي انتخاب ميكنه؟
اقاي عبدي كروبي نقش كنترل كننده مجلس ششم رو عالي بازي كرد وبنظرم همين باعث شد كه الان با چنين ذهنيتي در ميان مردم مواجهه شد واقبالش در انتخابات مجلس هفتم نمايانگر اين موضوعه وراي دور قبل انتخابات رياست جمهوري راي اون نبود راي شعار معروفش بود وشما مطمئن باشد كروبي در مقابل احمدي نژاد دور قبل اگر به دور دوم ميرفت شكست ميخورد
اقاي عبدي بزار ين افرادي رو كه مردم بازنشسته سياسي كردن با اندك هزينه به مردم بازنشتگي خودشون رو قبول كنند
بنظرم اين دور نوبت جناب عدالت گستر هست كه بازنشته بشه
پس بهتره اقاي شيخ همون اشتباه تكرار شده قبلي توسط ديگري رو مجدد تكرار نكنه
من گمان نميكنم مردم شعارها رو ملاك بدونن
بلكه در يك ازمون وخطا افراد رو مي ازمايند تا ببينند چي ميشه چون در اصل باورشون اينه كه همشون مثل همند مثل همون جوك كه ميگي در مورد همه ميگن!
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۰۷ بֽظֽ | Reply
مهدی م :
آقای عبدی در تایید حرفهای بهرنگ باید بگویم که من هم با این مشکل مواجه هستم. و البته از جواب شما به ایشان انتقاد دارم. درست است که دیکته نوشته شده بدون غلط نمی شود اما حال یه موسوی هست که تا حالا حرف نزده و میشود اینگونه متلک بار کرد. اگر افراد دیگری مثل نجفی، عارف، کرباسچی، محمدرضا خاتمی، معین مرعشی یا هر کس دیگری آن طرف کاندیدا بود می توانستید این گونه پاسخ دهید؟ ایا فکر می کنید آقای کروبی ذاتا شخصیتی ندارد که جدی گرفته نمی شود. در دور قبل هم اینگونه بود و ما شهر نشینان خوش نشین ایشان را جدی نگرفتیم. و الان هم همان داستان وجود دارد. ایشان سادگی خاصی دارد که دلچسب است بر خلاف سادگی احمدی نژاد که تهوع آور است ولی خوب در بازه مخاطبان ما گاه آن را به بلاهت تعبیر می کنند.
قبول بفرمایید که مشکل است.
من واقعا با ایده شما در خصوص حضور در ستاد کروبی و راهبردی که برگزیده اید موافقم. گرچه فکر میکنم اقای نجفی هم با چنین استدلالی به جمع شما پیوسته.ولی حضور کرباسچی و قوچانی و باقی را فقط تا زمان حضور خاتمی می توانستم تحلیل کنم. الان نمی دانم آنها که از بغض معاویه دچار حب علی شده بودند چطوری هویتشان را در ستاد کروبی تعریف می کنند.
بگذریم همینطوری چند سخن که در ذهنم آمد نوشتم.
اما در خصوص رویکرد اقتصادی تنها نقد جدی که دیده ام در مصاجبه آقای لیلاز بوده که شعار اقتصادی کروبی و میرحسین را به عنوان دو رویکرد تحلیل نموده است. خوانده اید؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نه نخوانده ام سایت فیلتر شده بود.
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۴۳ بֽظֽ | Reply
علی سلطانی :
باز سلام.
متشکر از پاسختان, هر چند کاملا قانع نشدم. ولی حال یک سووال دیگر دارم! شرمنده از مزاحمت های زیاد! حقیقتا بین آقای کروبی و آقای موسوی گیر کردم!
آقای کروبی در انتخابات قبلی نسبت به این انتخابات کمتر فعال بودند به نظرم, یعنی شاید اگر در آن انتخابات اینگونه شعار می دادند امثال من به آقای معین رای نمی دادند, ولی یک شعار دادند که از نظر من خیلی جنجالی بود و آن شعار 50 هزار تومان برای هر فرد. من کلا با این ایده های چپی مخالف هستم و اعتقاد دارم که هر چه دولت کوچکتر شود و نیاز مردم به دولت کمتر, هم برای دولت بهتر است هم برای مردم. در این انتخابات هنوز این شعار را از ایشان نشنیدم. ولی امروز خبری می خواندم در مورد وعده آقای احمدی نژاد در مورد اینکه برای هر فرد ایرانی بین 50 تا 70 هزار یارانه در نظر گرفته است.
حال می خواهم بپرسم, آیا شما می دانید آقای کروبی طرفدار دولت بزرگ هستند یا کوچک؟ و اگر می دانید می توانید بگویید؟ تا بحال همه کاندیداها برای من زیادی طرفدار تقسیم ثروت هستند و نه اصلاح قوانین و زمینه سازی افزایش ثروت.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر بیانه حقوق شهروندی را به دقت مطالعه کنید در این مورد توضیح داده شده است و واگذاری سهام نفت هم در جهت کوچک کردن دولت است و اصولا یک ایده لیبرالی است همچنان که پیشنهاد دهنگانش چنین اند.
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۱ بֽظֽ | Reply
:
جناب آقای مهندس عبدی با سلام
( مهم ترین مساله و حیاتی ترین اقدام !؟)
خواهشمندم از آقایان کاندیدای ریاست جمهور و یا سخنگویان آن ها این پرسش با صراحت مطرح شود .
گمان من این است که تحربیات گذشته محکی گرانقدر است . به ویژه ببینیم که آقایان و یا سخنگویان آن ها ناکامی های گذشته را چگونه توجیه می کنند . بدیهی است اگر از عجز روسای پیشین و از معجزه خودشان صحبت کنند به قول بعضی ها بارشان پنبه است !! ولی اگر حاشیه پردازی نکنند و دلیلی قانع کننده از علت اصلی ناکامی روسای پیشین به دست دهند و دلیلی قانع کننده نیز برای توفیق احتمالی خودشان بیاورند آن گاه می شود امیدوار بود . این مطلب در واقع هسته مرکزی همان چیزی است که ما آن را برنامه می دانیم .
از دوستان
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۰۰ بֽظֽ | Reply
آرش :
سلام آقای عبدی
ممنتمی که میرحسین ایجاد کرده ادامه پیدا می کند و او را رئیس جمهور خواهد کرد (اگر حریف یه کار خیلی غیر عادی نکنه).
میرحسین هم از نظر شخصیتی در مقایسه با آقای کروبی Integrity بیشتری نشان داده، هم از منظر لیدرشیب نشانه های مثبت تری ارائه کرده است.
زمان به نفع شما نیست، اگر فکر می کنید در آینده می توانید دیل بهتری بگیرید. از همین الان با تیم میرحسین مذاکره کنید. نگرانی من این است که آخر کار آقای کروبی دوباره بیفته روی دنده تک روی و بی توجه به نظر مشاورانش بخواهد تا آخر راه ادامه بدهد و خدای ناکرده به حریف لومپن ملک و ملت بربادده کادو ناخواسته بده!!
آقای عبدی خواهشا این را سرسری نگیرید که عواقب وخیمی خواهد داست!!!
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
همه ما بجای هر توصیه ای بهتر است که به فعالیت انتخاباتی موثر اقدام کنیم و ازتعدد نامزدها هم نترسید که مفید تر است البته هر کس توانست جریانی راه بیندازد همه به او ملحق خواهند شد. تردید نکنید. من و شما هم هر چه در ستاد مطلوبمان فعال شویم موثر تر خواهیم بود. ضمنا در کدام مورد وی بر خلاف نظر مشاورانش روی دنده افتاده بود؟
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۴ بֽظֽ | Reply
کافمیم :
با درود به آقای عبدی عزیز
پیرزوی در انتخابات چقدر اهمیت دارد؟
اینکه پیرزوی در انتخابات برای شما اولویت نباشد را میتوانم بفهمم.
اما برای یک ایرانی که حرفهاش سیاست نیست، همه روزش سیاست نیست، در این اوضاع احوال شلمشولوای! مملکت، با شرکت در انتخابات یک هدف بزرگ دارد و آن هم تغییر ریاست جمهوری است. ندیدن یا کمتر دیدن آقای احمدی نژاد است!!! انتخاب رییس جمهوری است که کمی اوضاع را سرو سامان بدهد، و آن ایرانی اگر نتواند رییس جمهورش را دوست داشته باشد، حداقل از او متنفر هم نباشد!
هرچند بنده در گروه بالا قرار نمیگیرم. ولی برایم فرق اساسی ندارد که آقای موسوی یا آقای کروبی رییس جمهور شود. فقط مساله برایم پیرزوی و تغییر وضع موجود است.
وقتی به اینجا میرسم. برایم بسیار اهمیت پیدا میکند، که به کدام یک رای دهم. در گوشه و کنار چه نظری بدهم و دنبال پیروزی چه شخصی باشم؟ من به دنبال رای دادن به شخصی هستم که از پتانسیل رای بیشتری برخوردار است؟ من اینگونه تصور میکنم که آقای موسوی پتانسیل بیشتری دارد. این تصور ربطی به حمایت اصلاحطلبان ندارد. از همان روزی که آقای خاتمی کنار کشیدند. چنین پنداری داشتم.
بحث تخریب یا جدال بین دو کاندیدا نیست. ولی اگر از دید شما من اشتباه میکنم، دوست دارم استدلالهایی را بشنوم تا انتخابم تراش بیشتری بخورد.
با سپاس
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شما بر اساس برداشت خود کاملا راه درستی را می روید من هم نتیجه برایم مهم است اما فکر می کنم دوستان نتیجه گرا آن قدر در نتیجه غرق می شوند که احتمالا از راه رسیدن به آن غافل می شوند. دوست عزیز حتی آقای خاتمی هم به صفت شخصی رای نداشت چه رسد به آقای موسوی. آنچه رای آوری است نشان دادن اراده و برنامه آنان برای جذب رای است و اگر این کار صورت نگیرد رای حاصل نمی شود و این کار با رقابت حاصل می شود و نه تایید قطعی.
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۱ بֽظֽ | Reply
iman :
با سلام
سعید لیلاز در مصاحبه با روز:
"تز اقتصادی آقای کروبی بر روی نفت استوار است و روش توزیع درآمد نفت و روح برنامه ایشان اندکی شبیه برنامه آقای احمدی نژاد است. من معتقدم در شرایط فعلی ایران حکومت ظرفیت یا اراده طرح آقای کروبی را ندارد و با توجه به ساختار سیاسی ایران، به نظر نمی رسداجرایی باشد اما برنامه آقای موسوی روی بازآفرینی تولید داخلی و حمایت از بازار داخلی دربرابر بازارهای خارجی است. "
نظر شما راجع به اين اظهار نظر چيست؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اول این که طرح حاضر از سوی اقتصاددانان لیبرال مطرح شده پس از کی تا حالا دولت فعلی لیبرال شده است؟ مگر این که اندکی شبیه باشند. بعلاوه اگر این دو شبیه است پس چرا ساختار فعلی آن را اجرایی نمی کند. بله ساختار ممکن است مخالف باشد اما آقای کروبی مصمم به اجراست و نشان داده که در این موارد ایستادگی می کند.
۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۱۷ بֽظֽ | Reply
شریعت :
سلام
پس قرار بود همدیگر را متهم نکنند
..................
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
سایت مذکور را نشناختم اما به افراد مطلع تذکر دادم.
۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۴ قֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
واین حکم حکومتی!
حکایت نزدیک: چندروز پیش به مناسبت" تنهایی" به یک اسمی دریک قدمی مکانی که افتانده ام؛ زنگ زدم. مرد هم نسل مخاطبم که طنین پرصداوآهنگینش مرا به یاد نازنین مان پرفسور" جلال الدین کزازی" انداخت- ولی اورا نمی شناخت- به من گفت:" من باکسی که حتی یک روزبرای رژیم آخوندی کارکرده باشد حتی حاضر به سلام علیک هم نیستم تا چه رسد به همکلام شدن". بدیهی است که مکالمۀ تلفنی حقیر با این هموطن با عقیدۀ محترم وبا این موضع عریان! تمام شده بود ودیگر توجیهی برای ادامه نداشت.
حکایت دور: من نسل بازۀ زمانی وتاریخی هستم که در غرب ودر حوزۀ ادبیات وهنرعدم تعهد مد روز بود. وادیب تر وهنرمند ترکسی بود که پیرو مکتب( بخوان شعار) ادبیات برای ادبیات وهنر برای هنرمی بود. ما جوانان آنروز جهان سوم وبه تأسی ازروشنفکرانمان- مثل همیشه- شعار محدود به حوزۀ خاص را گرفتیم وآنرا تعمیم دادیم به همۀ حوزه های زیستی مان-مثل همیشه- واز جمله سیاست ومبارزه و... وشعارهایی مثل"مبارزه برای مبارزه"، "مقاومت برای مقاومت"و..." انقلاب برای انقلاب" ساختیم وتکرار کردیم تا انقلاب کردیم!
حکایت پایدار: حکم حکومتی اختراع مبتکر امام خمینی ره بود در هنگامه ای که کارها معطل مانده بود ودنیای قدیم به سختی"سخت جانی" می کرد درقدم رنجه به دنیای جدید. هر کاری می خواستیم بکنیم مثلاً "تناول پنیر در وعدۀ صبحانه!" یک صدایی از هرجایی بلند می شد که این اسلامی نیست. امام ره می گفتند چرا؟ پاسخ مدعی همیشه یکی بود:" چون در زمان طاغوت هم ما پنیر می خوردیم در وعدۀ صبحانه!"
ادامۀ حکایت سوم: برخلاف آنچه شایع کرده ایم امام خمینی بیشتر مسؤل بود تا مختار. ووقتی دید این تشتت آرا زندگی مردم را سرکار خواهد گذاشت؛ خروشید: 1-" حکم حکومتی بالاترین حکم است در اسلام...تاکجا؟ تا حتی تعطیل کردن موقت فروع دین مثل نمازوحج تمتع و...2-برای ولی فقیه اجتهاد تنها شرط لازم وکافی است .نیازی به مرجع جامع الشرایط نیست- ومن به این لابد مطمئنم: چون مرجع بی اطلاع از سیاست واوضاع روز وجهان؛ قدرت وصلاحیت راهبری سعادتمند وبا کرامت دنیای مردم را ندارد- 3- قانون اساسی را بازنگری کنید وعلاوه بر تغییر شرایط اجتهاد رهبری قدرت اورا در زمینۀ استنباط فقهی مطلق بنویسید؛ چرا که بیم این داشت که پیران صاحب فتوای فقهی در تشخیص گره گشای ولی فقیه در مقام رهبر ان قلت بیاورند( فقط در حوزۀ استنباط وتطبیق فقه اسلام با زمانه. وسوگند می خورم که نه در هیچ مورد دیگر) وبلاتکلیفی بشود"در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره انسان را می خورد"4- مگر مسخره است رفقا! ما مسؤلیم! مسؤل حیات وممات مردم- استنباط شخصی من از دغدغه های بیان شده وناشدۀ امام خمینی ره -
حکایت امروز:خب عزیزم، برادرم، هموطنم، دخترم، پسرم،- خطاب به مادرم وپدرم در سن من موضوعیت ندارد- اگر حکایتت از نوع حکایت نزدیک است؛ به عبدی وموسوی وکروبی واحمدی نژاد وهاشمی و...چکار داری و سربسرشان می گذاری دشنامت را بده بلند ونوستالوژی فرصت های از دست رفته ات را تناول کن. مطمئن باش که اینقدر فرصت از دست رفته داریم که اگر همه نیز سیر بخوریم تمام نشود.
اما اگر جنست از جنس حکایت دوم است وقتت را در این سوپاپ سرریز عقده های ایرانیانی چون حقیر تلف نکن. کافی است راه بیفتی در هر جا وبه مردم ناراضی بگویی بوق بزنند توی پارکینگ. ولی یادت باشد توی پارکینگ بوق زدن ممنوع است چون که آنجا همۀ راننده ها پارک کرده ورفته اندو کسی نمانده که حرکت کند از جلو تو وراه را باز کند.
اگر از سنخ حکایت سومی ها هستی. خب باش ولی فقط تا...صبح دولتت بدمد!
وبالاخره اگر از گیر افتادگان ادامۀ حکایت سوم هستی. خوش آمدی برادر نفست درست. لطفاً یک دستی برسان به این تسمۀ باری که روی شانه ام است وگویا زخمی ناسور برروانم حک کرده. یا...هو
بعداز تحریر:
نتیجه اینکه بیاییم ودست از سر "شیخ" برداریم به هزار اتهام. والبته ازش بخواهیم که به ما قول بدهد "حکم حکومتی" را از قاتل جان به قاتق نان- نه من وتو که میلیونها هموطنی که بیکارو معتاد وگرسنه می خوابند- مان منحرف کند. دوستتان دارم.
۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۳۸ قֽظֽ | Reply
Amir :
در خواست نظارت بینالمللی بر انتخابات ایران
کمیته دفاع از انتخابات آزاد در بیانیهای خواهان نظارت بینالمللی بر انتخابات ریاست جمهوری در ایران شده است. محمد سیفزاده عضو این کمیته میگوید این تقاضا بنا بر بیانیه اصول نظارت بینالمللی بر انتخابات مطرح شده است.
در بیانیه کمیته دفاع از انتخابات آزاد و سالم با اشاره به پیشنهاد ایران برای نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری امریکا آمده است: «هنگامی که رئیس دولت نهم اعلام کرد که ایران آماده نظارت بر انتخابات امریکاست به این معنا نبود که چون امریکا دچار آشوبهای داخلی و التهابات سیاسی شده و دولت آن توان و امکان نظارت را ندارد نیازمند به نظارت و قیمومیت ایران است». در این بیانیه همچنین با اشاره به نظارت بینالمللی بر انتخابات فلسطین که در آن حماس به پیروزی رسید، بر این نکته تاکید شده که نظارت بینالمللی بر انتخابات ناقض حاکمیت ملی نیست.
دکتر محمد سیفزاده حقوقدان و عضو کمیته دفاع از انتخابات آزاد در گفتوگو با بخش فارسی دویچه وله بر این موضوع تاکید میکند که جناح حاکم حتی حاضر به پذیرش نظارت جناح مقابل خودش هم نیست.
دویچهوله: آقای سیفزاده، کمیتهی دفاع از انتخابات آزاد در آخرین بیانیهی خودش خواستار نظارت بینالمللی بر انتخابات شده و استناد کرده به بیانیهی اصول نظارت بینالمللی بر انتخابات که ظاهرا به امضای نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران هم رسیده است. اگر ممکن است در مورد این بیانیه توضیح بفرمایید.
محمد سیفزاده: قبلا به موجب آن اصول بیستگانهای که در ابتدای کار کمیته منتشر کردیم، نظارت نهادهای مدنی اعم از داخلی یا بینالمللی پیشبینی شده بود. بنابراین کمیته تصمیم گرفت که مجددا در متن بیانیه این مطلب را بیاورد و خواهان نظارت نهادهای مدنی داخلی و بینالمللی بشود.
طبق گزارش کمیته اصول نظارت بینالمللی بر انتخابات در ۲۷ اکتبر ۲۰۰۵ در دبیرخانهی سازمان ملل به ثبت رسیده و نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم آن را امضا کردهاند، پس چرا اکثریت جناح اصولگرا با نظارت بینالمللی بر انتخابات مخالفت میکنند؟
نمایندگان مجلس سال ۱۹۹۴ در کنفرانس اتحادیه بینالمجالس شرکت کردند و در آنجا چنین اتفاقی افتاده، این موضوعی نبوده که به تصویب مجلس برسد، بلکه نمایندگان مجلس در آنجا شرکت کردند و تمام آن اصول و ضوابط پیشبینیشده برای تحقق انتخابات آزاد را تصویب کردند.
با این وجود چرا بازهم با پیشنهاد کمیتهی دفاع و همین طور سایر نهادهای حقوق بشری مبنی بر نظارت بینالمللی بر انتخابات ریاست جمهوری ایران در چنین ابعادی مخالفت میشود؟
جناح راست حتا نظارت داخلی را هم از جناح مقابل که تماما احزاب درون حکومتی هستند نمیپذیرد، چه برسد به نهادهای داخلی مستقل و بالاتر از آن نهادهای بینالمللی. دلیل مخالفت این است که جناح حاکم نمیخواهد هیچ کس جز خودش ناظر براعمالش باشد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: دکتر محمد سیفزاده عضو کمیته دفاع از انتخابات آزاد
اگر همچنان پافشاری بشود بر عدم نظارت، حالا چه بینالمللی و چه توسط نهادهای غیردولتی و مستقل داخل ایران، موضعگیری کمیتهی دفاع از انتخابات آزاد چه خواهد بود؟
ما نیروی اجرایی برای این کار نداریم. اما در بیانیهی پایانی خواهیم گفت که این انتخابات مثلا با این اصول و ضوابطی که نمایندگان ایران در اتحادیه بینالمجالس پذیرفتهاند انطباق ندارد. ما تا همین حد میتوانیم اظهارنظر بکنیم و کار انجام بدهیم.
آیا غیر از صدور این بیانیهها اقدام عملی هم درنظر دارید که انجام بدهید، مثلا رایزنی؟
البته میشود هم رایزنی کرد و هم به نهادهای بینالمللی شکایت برد. ازجمله مثلا به همین اتحادیه بینالمجالس.
آقای مهدی معتمدی مهر که عضو کمیتهی دفاع از انتخابات آزاد هستند، روز دوشنبه دستگیر شدهاند. شما در جریان جزییات دستگیری ایشان هستید و فکر میکنید آیا این بازداشت ربطی به عضویتشان در کمیتهی دفاع داشته باشد یا عضویتشان در نهضت آزادی؟
تا آنجا که اعضای نهضت آزادی به من گفتهاند، این دستگیری در ارتباط با فعالیتهای سیاسیشان بخصوص مسئلهی کمیتهی دفاع از انتخابات آزاد بوده است.
فکر میکنید که دستگیری ایشان میتواند به اهرمی برای فشار بر این کمیته تبدیل بشود؟
معمولا به این صورت هست. خاطرتان هست که وقتی میخواستند فشارها را بر کانون مدافعان حقوق بشر مضاعف کنند، منشی از همه جا بیخبر کانون را دستگیر کردند تا ما را در یک موضع احساسی و فشار قرار بدهند. تصور میکنم که دستگیری ایشان که از اعضای معمولی کمیته هم هستند و نه حتا از رؤسا و مسئولین کمیته، برای اعمال فشار بر اعضای کمیته است.
مصاحبهگر: میترا شجاعی
۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۵۵ بֽظֽ | Reply
Amir :
آقای عبدي، اين نظارت استصوابي يعنی چه؟ چرا اصلاح طلبان با آن مخالفند؟
۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۰۰ بֽظֽ | Reply
ماهان :
مطلبی را می خواستم بگم که امیدوارم به کسی بر نخورد: مردمی که 4 سال پیش کمابیش به احمدی نژاد رای دادند،8 سال پیش به خاتمی،10 سال قبل به مجلس ششم و 12 سال پیش به خاتمی،فرزندان و نوادگان همانهایی هستند که انقلاب کردندو قبل تر از آن تجربه شکستهای سختی را تجربه کرده بودند،هر ملت دیگری بود بعد از 150 سال تجربه مبارزه در عصر جدید(مدرن)، تکلیفش با خودش مشخص بود و دست کم میدانست چه می خواهد،نه اینکه بعد از این همه تجارب سخت، برآوردن خواستهای محقق نشده در دوران اصلاحات 150 ساله و 30 ساله و 8 ساله را در انتخاب هر کسی ببیند که نمی شناسد!!!
این مردم ما ایرانیان هستیم،ملتی گرفتار بیماری مهلکی که به ما اجازه نمی دهد خط فکری مشخصی داشته باشیم و از شاخه ای به شاخه ای پریدن دست برداریم،باور کنید من در حد ارتباطات خودم با مردم از هر قشری، هیچ حمایتی و مخالفتی ندیدم که مبتنی بر یک خط فکری مشخص و سازمان یافته در فکر باشد،اصلا تفکر کجاست؟شده کیمیا،همه اش هوس است و سرخوشی....سرخوشی بیماری است،می دانید؟
۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۴۱ بֽظֽ | Reply
hiwa :
مسلما شعارهای آقای کروبی در جمع کاندیداهای موجود پیشرفته تر و قابل دفاع تر است.ولی عملکرد گذشته ایشان چیزی نیست که بشود با آن به این شعارها دل بست-البته پس از مطالعه مطالب شما و با احترام به نوشته هایتان.
اگر اصل را بر استفاده از امکانات انتخابات برای بهبود وضعیت بدانیم و نه فقط انتخاب شخص ایده ال ، آقای موسوی به دلیل اطمینان بیشر در صداقت در انجام وعده هایشان و بحث امکان رای آوری در مقابل کاندیدای محافظه کاران جهت رای دادن مناسب تر به نظر می رسند.البته حضور بزرگانی چون شما، جناب مهاجرانی و... در ستادی که می تواند در فضای مناسب قبل از انتخابات بیشتر به پیشبرد مطالبات ملت و افزایش سطح گفتمان اصلاح طلبانه کمک نماید خردمندانه و شاید بهترین گزینه در درازمدت است.
1-آیا حضور شما در ستاد آقای کروبی با استدلال فوق صورت گرفته است؟
2- در مورد پاسخ آقای موسوی به سکوت 20 ساله و حضور امروزشان آیا مشکلاتی که ایشان با رئیس جمهور وقت داشته اند نمی تواند توجیهی کافی باشد و با بازگشت به آن مشکلات و تبارشناسی ایشان نمی توان به عدم تمرکز قدرت در صورت انتخاب ایشان_در حد امکان_ امیدوار بود؟
بویژه با ارتباط بیشتری که ایشان با جناح راست دارند بیشتر از آقای خاتمی میتوانند حرفشان را به کرسی بنشانند و این شاید توجیه مسئله انصراف آقای خاتمی به نفع ایشان باشد.
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دلیل حضورم را در یادداشت ورود به انتخابات از کدام منظر نوشته ام. آقای موسوی هم به نظرم به علت فقدان فعالیت 20 ساله تصویر کاملی از وضعیت کنونی و مشکلات پیش رو نخواهند داشت.
۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۰۳ بֽظֽ | Reply
مرتضي :
جناب آقاي مهندس عبدي عزيز، سلام
يكي از مسايل مهم كشور حضور مهاجران افغان در ايران مي باشد. حضور بيش از 3 ميليون مهاجر افغان در همه شئون جامعه تاثير گذار مي باشد. از آنجايي كه اقامت اكثر آنان در ايران به بيش از بيست سال مي رسد آيا لازم نمي دانيد نظر كانديداي موردنظرتان در رابطه اعلام بفرمائيد؛ كه اگر بشود به آنان نيز تابعيت داد تا در انتخابات شركت نمايند؟
۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۴ بֽظֽ | Reply
رضا :
مگر قرار نبود به بیان دیدگاههایتان ذیل ستاد کاندیدای مورد حمایتتان بدون تخریب اقدام کنید
پس این همه تیکه که نثار خاتمی و موسوی در پاسخ به کامنتها کرده اید چیست
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
یعنی اینها تخریب است؟ پس بفرماییم همه ساکت شوند. چند برابر آنها را در کامنتها علیه آقای کروبی منتشر می کنم . به نظرم کمی باید دل گنده تر از این حرفها باشیم.
۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۳۳ بֽظֽ | Reply
حسین :
سلام بعد از دور نهم انتخابات فرمودید مقاله یی درباره انتخاب مردم آذربایجان و پیامدهای انتخاب کاندیدایی غیر از کاندیداهای مشهور سراسری توسط مردم برخی از استانهای آذربایجان خواهید نوشت یا نوشته اید که به زودی منتشر خواهد شد آیا این به زودی فرا نرسیده است؟
///////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
تا به حال چند بار در این مورد در نوشته ها توضیح داده ام و در سرنوشت محتوم هم تحلیل کرده ام.
۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۱۰ بֽظֽ | Reply
امید :
آقای عبدی ،آقای مهندس موسوی در دیدار با تعدادی از فعالان سیاسی، اعضا و دبیران کل احزاب،پس از شنیدن سخنان ایشان، طی سخنانی گفته اند: باید در کشورمان دنبال ثبات و برنامهریزیهای مطمئن و حسابشده باشیم. ما باید به دنبال امید و نظارتهای نهادینه در قدرت باشیم. شهید بهشتی ادارهی کشور را بدون حزب امکانپذیر نمیدانست. ایشان قبل از انقلاب به فکر تاسیس حزبی بودند و پس از پیروزی حزب جمهوری اسلامی را تاسیس کردند. در میان احزابی که در آن سالها تاسیس شدند احزاب کمتری بودند که دوام و فراگیری داشتند که از جملهی آنها حزب توده بود، سپس جبههی ملی ایجاد شد که البته فراگیری حزب توده را نداشت و پس از آن نهضت آزادی و سپس حزب موتلفه شکل گرفت که تا امروز ادامه پیدا کرده است.
ایشان افزوده اند : نظامهای حزبی نظامهایی هستند که تشکلهای فراگیر و گسترده دارند؛ حمایت دولت از تشکلها بسیار حیاتی است. در سال 66 گرایشهای مختلفی وجود داشت، در آن سال سازمانی مانند تبلیغات اسلامی، جامعهی اسلامی بازار، مجمع روحانیون مبارز و دفتر تحکیم وحدت شکل گرفت که هر کدام دیدگاههای متفاوتی داشتند و پیشنهاد ما این بود که دو تشکل نیرومند برای نظام ایجاد شود تا مشکلات ناشی از ناپایداری دولت، ریاست جمهوری و نخستوزیری و غیره حل شود اما اینچنین نشد که بخشی از آن ممکن است به دولت برگردد اما بخش دیگر برمیگردد به نوع نگاه افراد به حزب.
آقای موسوی در این زمینه گفته اند: آنچه مربوط به دولت آینده میشود اگر من وارد دولت شدم این است که آنچه وعده بدهم عمل میکنم. من به حزب اعتقاد دارم و دولت باید احزاب را نهادینه کند اما مشکل مالی احزاب نباید از طریق یارانههای دولتی حل شود
آقای عبدی میخواستم در این مورد نظر شما را جویا شوم که بنظر شما آیا اینکه کاندیدایی بگوید من به حزب اعتقاد دارم برای ایجاد نظامی حزبی کافیست؟
در دیگر کشورها که بصورت حزبی برگزار میشود ، احزاب متناسب با وزن خود از آرا ، به تعداد هر رای درصدی از مالیات را بعنوان بودجه خود از دولت میگیرند ، به نظر شما چرا آقای موسوی فقط فقط قول داده اند که من به حرب اعتقاد دارم؟ ولی آنجا که پای بودجه و حمایت عملی میرسد میگویند : مشکلات مالی احزاب از طریق دولت نباید حل شود!! حالا من ِ شنونده باید قسم حضرت عباس را قبول کنم یا دم خروس را؟
۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۰۴ بֽظֽ | Reply
م-علیزاده :
پاک کردن صورت مساله هیچگاه باعث نمی شود که مساله از بین رود یا خود به خود حل شود. متاسفانه مساله قومیت ها و ملیتهای ساکن در ایران همچنان موردی است که توسط اکثر جریانهای سیاسی کشور نادیده گرفته می شود ، در حالی که در بخش اعظمی از کشور به عنوان اصلی مساله در بین مردم مطرح است. مطمئنا جنابعالی و یارانتان نیز به خوبی واقف هستید که گرایش مردم به سوی مطالبه حقوق فرهنگی، زبانی، سیاسی خود در بخشهای غیر فارس نشین ایران به سرعت در حال گسترش است. آذربایجان ایران در 18 سال گذشته روند رو به رشدی را در خصوص این گرایشات طی کرده است و حرکتهای ریز و بطئی آن امروز در حال تبدیل شدن به طوفان است که مصداق عینی آن نا آرامی های گسترده در 25 شهر آذربایجان در خرداد 85 بود. دوست گرامی و عزیز! آذربایجانیها همیشه و در همه حال پیشتاز حرکتهای دموکراسی طلب و جنبشهای آزادی خواهی بوده اند. امروز تبریز و منطقه تحت سلطه فرهنگی- اقتصادی آن همان جو 103 سال پیش را دارد. اما آقای عبدی عزیز! این بار یک تفاوت عمده با آن سالها ایجاد شده که به نظر نمی رسد به مذاق بسیاری از دوستان خوش بیاید. مردم آذربایجان برای اولین بار طی 103 سال گذشته برای آذربایجان و نه تمام ایران تلاش می کنند و این می تواند پاشنه آشیل موجودیت ایران باشد. بنابراین از شما خواهشمندم بیایید برادرانه و دست در دست هم به خاطر ایران و به خاطر آذربایجان به خواسته های ملت و مردمان توجه کنیم. زیرا تلاش در راه رفع تبعیض های قومی یکی از مهمترین شاخه های در خت شکننده دموکراسی خواهی ایران است.
زنده باد ایران- یاشاسین آذربایجان
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در باره این گونه مطالبات مطلبی نوشته ام تقدیم می شود.
۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۳ قֽظֽ | Reply
:
با امید در مورد احزاب
شکل گیری احزاب بر اساس منافع مشترک است .دسته یا گروهی از افراد جامعه برای حفظ و یا به دست آوردن حقوق و یا منافع مشروع خود در زیر پرچم حزب خود ، در کار سیاست و اداره اجتماع مبارزه می کنند تا این تلاش و این مبارزه به تغییر سیاست و یا اتخاذ سیاستی مطلوب در درون حاکمیت منجر شود .
ابزار این مبارزه تعداد آرا و در عین حال میزان مالیاتی است که به توسط صاحبان همان آرا یعنی رای دهندگان پرداخت می شود . پس دادن رای و دادن مالیات به اتفاق هم به عاملی تاثیر گذار بدل می شوند . در ایران آرا بدون پشتوانه مالیاتی و گاهی هم به نوعی خریداری شده ، کار را به دشواری کشانده است و عامل اصلی این اتقاق همان درآمد از پیش آماده نفت برای حاکمیت است . راه حل این کار ، هدایت درست این درآمد در درون کشور و دادن آن، مستقیم به دست مردم است و در غیر این صورت فلسفه تحزب و امید داشتن به نقش احزاب همیشه کم رنگ باقی خواهد ماند .
از دوستان
۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۴۱ قֽظֽ | Reply
:
سلام اقای عبدی .من نمیدونم چرا اصلاح طلبای پر طرفدار رفتن طرف اقای کروبی.اما سابقه مجلس ششم نشون داده که ایشون یه تنه اون مجلسو از حیض انتفاع انداخت.نمونش حکم حکومتی.نمونش تحصن.نمونش اینکه اگه اصلاحطلبا می خواستن پاشونو از گلیمشون دراز کنن ایشون چنان توپ وتشری از جانب مقامات عالی نظام میومد که خفه شن.خودتونم مثالاشو میدونین.ازموده را باز ازمودن خطاست.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برای این که گزاره دوم شما را قبول ندارند. اگر چنین بود پس چرا در سالهای بعد مجددا اور را رییس کردند؟ از بس این گزاره ها را تکرار کرده اند به باور تبدیل شده است.
۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۲۷ بֽظֽ | Reply
حسین :
آقای عبدی عزیز آیا آقای کروبی برنامه ای هم بر ای برخورد با ارگانهایی که اقدام به انتشار امواج قوی ماهواره ای (پارازیت) میکنند دارد ؟واگر بلی,چگونه؟
با تشکر
۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۱۳ بֽظֽ | Reply
محمد.ب :
لطفا مطلب امروز سایت الف در مورد اختلافات اصلاح طلبان بر سر موسوی و کروبی را بخوانید. اینکه کروبی در جدال مرحله دوم با هرکس بازنده خواهد بود به نظر من قطعی است. کهولت، معمم بودن، سابقه ذهنی مردم، شخصیت ظاهری ضعیف و...
گرچه دلایل شما برای حمایت از او را می پذیرم سوالم اینست: فکر اینکه احمدی نژاد و کروبی در مرحله دوم مقابل هم قرار بگیرند و کروبی شکست بخورد حال آنکه مابقی شانس پیروزی بر احمدی نژاد را دارند را کرده اید؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر برداشت شما درست باشد احتمالا چنین کسی در دور اول هم رای کافی نخواهد داشت لذا خطری محسوب نخواهد شد. الان هم وقت این محاسبات نیست بهتر است به فعالیت انتخاباتی بپردازیم و برای چیزهایی که اصلا معلوم نیست ذهن خود را مشغول نکنیم.
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۵۵ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1150