آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸

فلسفه حق رأی در ۱۵ سالگی


داستان تکراری تصویب و رد سن قانونی برای رأی دادن هم از سریال های تکراری درسی سال اخیر شده است. این که انگیزه ها و اهداف پیشنهاد دهندگان و تصویب و رد کنندگان چیست٬ مساله دیگری است که فعلا به آن نمی پردازیم. اما درک مساله فلسفه انتخاب میان 15 یا 18 سالگی از دو نظر ایدئولوژیک و جامعه شناختی اهمیت دارد که به هر یک از آنها پرداخته می شود.
تاکید بر تعیین 15 سالگی به عنوان حداقل سن برای رأی دادن از حیث ایدئولوژی جناح حاکم کاملا قابل فهم است. اگر آنان بپذیرند که سن شروع مسئولیت کیفری 15 سال است٬ به طریق اولی باید بپذیرند که حداقل سن برای رأی دادن هم 15 سال است٬ چگونه می توان کودکی را به صفت قتل دیگری مسئول و مختار و آگاه تلقی کرد و در نتیجه وی را مجازات و اعدام کرده ٬ اما حق رأی دادن که هرگونه انتخابی در آن در ایران به جایی بر نمی خورد را از او سلب کرد؟
بنابراین طرح چنین سنی برای تحقق حق رأی دادن٬ قاعدتا مبتنی بر این تگاه ایدئولوژیک است و در غیر اینصورت نوعی تعارض در میان قوانین ایران مشاهده خواهد شد، زیرا همانطور که گفته شد بسیار غیر منطقی است که افراد 15 ساله مسئولیت کامل کیفری را مثل یک فرد 40 ساله داشته باشند٬ اما از حق رأی محروم باشند.بنابراین تغییر این قانون به رفع این تعارض کمک می کند٬ ولی مشکل اینجاست که دفاع ایدئولوژیک از 15 سال به عنوان سن تکلیف و ر أی دادن ٬ تعارضات دیگر را بر ملا و تشدید می کند.
اولین تعارض در سن تکلیف دختران بوجود می آید که تصمیم 15 سال برای آنان خلاف منطق ایدئولوژیک است وباید به 9 سال برسد. دومین تعارض در تعیین 15 سال با تقویم خورشیدی است که در قانون وجود دارد٬ اما در شرع سال قمری است که حدود شش ماه کمتر از 15 سال می شود. سومین تعارض در شرایط انتخاب شوندگان مجلس و ریاست جمهوری است که حداقل سن آنان بسیار بیشتر از 15 سال است و همه آنها هم باید به اصل سن تکلیف برگردد و پسران 15 ساله ( دقیقتر5/14 ساله) حق انتخاب شدن در مجلس و ریاست جمهوری را داشته باشند و این تعارضات سر دراز دارند که ظاهرا حل شدنی نیست!!
از سوی دیگر فلسفه پیشنهاد تعیین این سن وجه جامعه شناختی نیز دارد که اگر از حیث ایدئولوژیک نتوان از این سن دفاع کرد٬ از منظر جامعه شناسی می توان چنین دفاعی را انجام داد. در جوامع اولیه دوران کودکی با رسیدن به بلوغ جنسی ( که در دختران پسران علامت های خاص خود را دارد ) پایان می پذیرد و کودک به یکباره وارد بزرگسالی می شود. این اتفاق از این روست که دوره آموزش افراد برای حضور در جامعه ٬ بسیار کوتاه است. مثلا در قبایل اولیه؛ جز شکار حیوانات و گردآوری گیاهان خوراکی کار دیگری وجود ندارد و این دو کار هم نیاز به تخصص ندارد و در زمان اندکی کودکان آنها را یاد می گیرند و وارد بزرگسالی می شوند. اما در جوامع جدید و پیشرفته٬ دوره آموزش و اجتماعی شدن نسبتا طولانی است و کودکان برای ورود به جامعه٬ دوره نوجوانی و جوانی را هم باید طی کنند.
همانطور که می دانیم قدرتمندترین موجود روی زمین انسان است٬ اما نوزاد هیچ حیوانی ضعیفتر از نوزاد آدمیزاد نیست و قطعا او نمی تواند بدون حمایت جدی و چند ساله پدر و مادر زنده بماند٬ اما نوزاد حیوانات دیگر چنین نیستند. هر حیوانی که به لحاظ تکاملی پست تر باشد٬ کودکش زودتر روی پای خود می ایستد. مثلا مگس وقتی از تخم بیرون می آید هیچ نیازی به حمایت ندارد٬ اما نوزاد پلنگ و شیر یا فیل یا پستانداران٬ مدتی را نیازمند حمایت و آموزش هستند٬ اما این مدت به ندرت به یک سال می رسد٬ در حالی که انسان کمتر از 5 یا 6 سال قادر نیست به تنهایی زندگی خود را اداره کند. هرچه جامعه پیشرفته تر و انسان قدرتمندتر می شود٬ دوره آموزش و اجتماعی شدن وی هم طولانی تر می شود. سوار الاغ و گاری شدن در یک ده کوره نیازمند هیچ تخصص ویژه ای نیست٬ اما رانندگی در شهر های مدرن نیازمند خیلی چیزهاست. رأی دادن به یک سیاست ساده و یک کتابچه بودجه ای که توی جیب هر فردی جا بگیرد٬ نیازمند سنین بالا و آگاهی ویژه ای نیست٬ اما درک شعارهای اقتصادی و سیاسی پیشرفته و متناسب با یک جامعه مدرن و انتخاب میان این شعارها ٬ قاعدتا از عهده یک جوان 15 ساله بر نمی آید. بنابراین وقتی که شما بودجه را در یک دفترچه بگنجانید که توی جیب هر ایرانی یک کتابچه بودجه باشد٬ جوان 15 ساله که سهل است٬ ده ساله ها هم قادر به فهم این سیاست و در نتیجه حق انتخاب و تایید و رد آن هستند٬ اما اگر سیاست پیشرفت کند و لایه لایه های آن چنان پیچیده شود که حتی جوان 18 ساله هم برای فهم و درک آنها و انتخاب یکی از راه ها٬ دچار شک و تردید شود٬ در اینصورت باید حداقل سن رأی دادن را افزایش داد. هنگامی که از این منظر جامعه شناختی نگاه می کنیم ٬ روشن می شود که برای اظهار نظر درباره سیاستهای موجود٬ سن 15 سال اگر زیاد نباشد٬ کم هم نیست و احتمالا ادامه این سیاست ها در سالهای آینده ٬ پایین تر آوردن این سن را هم قابل قبول می کند. اما اگر قرار باشد که سیاست به معنای اداره جامعه پیچیده و مدرن باشد٬ حداقل سن 18 سال اگر کم نباشد٬ زیاد هم نیست.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

م.ا.م :

سلام
آقای عبدی و دوستان محترم
اوضاع به شدت خراب است. من از چند روز پیش که با شعار "محمود باید بره" به نفع هر دو کاندیدای اصلاح طلب و در جهت شفاف کردن ماهیت احمدی نژاد شروع به فعالیت کردم، با واقعیت های عجیبی روبرو شده ام.
آگاه باشید که بحث با همدیگر بر سر :
موسوی که است؟ کروبی چه کرد؟ خاتمی چه گفت؟ حجاریان چرا نوشت؟ و ....
نتیجه ی مستقیمش پیروزی قاطع احمدی نژاد است.
قاطع
قاطع
بجای بحث با همفکران خود به بیرون بروید و با طرفداران احمدی نژاد بحث کنید.
اگر از فراوانی آنان شوکه نشدید، از استدلالات آن ها حتما شوکه خواهید شد.
استدلالاتی مثل این ها:
1. چهار میلیون به من وام ازدواج داد!!!!!!
2. کارهای زیادی شروع کرده که اگر بره نصفه می مونن!!!!!!!!!!!!!!!!
3. نباید به وضع قبلی برگردیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و این ها را حزب اللهی ها نمی گویند. اطلاعاتی ها نمی گویند.مردم معمولی هستند که می گویند.
دوستان
به هوش باشید. تجمع شما در ستادهای کروبی و موسوی و اعلمی ، هیچ دردی را درمان نمی کند. اگر واقعا می دانید که مدیریت احمدی نژادی چه با این کشور کرده است، به بیرون بروید و این ها را با مردم عادی در میان بگذارید.
آقای عبدی
این که میگویید، نگویید فلان کس رای دارد یا فلانی ندارد، قبول دارم . هدف شما یعنی برقراری توازن قوا برای اجرای اصلاحات واقعی را می ستایم.ولی نابودی کشور به دست احمدی نژاد را هم نمی خواهم.
باید بحث ها و مقایسه های میان کروبی و موسوی را کنار بگذاریم. هدف این باشد که دور دوم این دو با هم رقابت کنند. هدفی زیبا و شدنی . اما امروز باید به احمدی نژاد پرداخت. به نمایان ساختن آثار سیاست های او در تمام ارکان زندگیمان.
دوستان
بیایید موسوی را در دست چپ و کروبی را در دست راست بگیریم و احمدی نژاد را همره با تمام یارانش که برای قدرت خود، آبروی ایرانی را تباه نمودند ، از قدرت بیرون کنیم.
پیش بسوی مناظره با طرفداران احمدی نژاد.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نکته درستی است.

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۳ بֽظֽ | Reply

Sajadi, Saeid :

سلام آقای عبدی،

من همیشه سایت شما راه میخوانم و این دومین بار
هست که پیغام می‌گذارم. خیلی‌ وقتها نظراتی دارم که دوست دارم با بقیه در میان بگذارم ولی‌ وقت نمیکنم. ولی‌ با این حل تمام کامنتها را میخوانم. من هوش شما را تحسین می‌کنم.

از وقتی‌ که شما کامنتها را به دلیل نارا حتی جسمی تان قطع کرده اید، من و احتمالا خیلی‌ افرد دیگه این فرصت خواندن نظرات دیگران را از دست دادهیم. من می‌خواستم پیشنهاد کنم برای خودتون یک یاهو گروپ یا گوگل گروپ یا یک فیسبوک پیج درست کنیدو فقط تیتر مطلب تان را توئ اون بگذارید. در سایت "آینده" هم لینک مطلب را در ( فیسبوک یا گوگل گروپ یا هر سایت دیگه که دوست داشتید)بدهید . بدین ترتیب همه میتونند نظرات شون را بنویسند و ما هم به عنوان استفاده کننده بخانیم . شما هم مسوولیت اون مطلب را نه خواهید داشت. احتیاج هم ندارید که اون را بخوانید و montasher کنید، همه مسول نوشته خودشان هستند.

متشکرم

سعید
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ممنون.اجازه دهید بعد از انتخابات بررسی کنم ببینم که از فضای مجازی چه استفاده های دیگری می توان کرد البته پس از یک مرخصی درست و حسابی.


۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۱۰ قֽظֽ | Reply

:

آقاي عبدي من فكر ميكنم يكي از كارهاي بسيار بزرگي كه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در اوايل دهه هفتاد انجام داد آشكار كردن و تقسيم بندي دقيق جناهاي موجود در كشور بود از آن زمان سالها ميگذرد و قطعا تفسيم بندي جناها و كثرت آنها قطعا تغيير كرده است و اگر چه ما الان در ظاهر تنها دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب داريم ولي كمتر كسي هست كه معتقد باشد تمامي اعضاي اين جناهها كاملا مانند هم فكر ميكنند من فكر ميكنم تعيين دقيق جغرافياي سياسي كشور در آستانه انتخابات و آشكار سازي گروههاي موجود در هر يك از اين جناهها و عقايد هر كدام كاري است كه در شرايط موجود منجر به شفافيت فضاي سياسي كشور ميگردد لطفا در اين باره نيز مطلب بنويسيد
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
همان جناح بندی های اشتباه بود که برخی را به ورطه خطا انداخت.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۴۸ بֽظֽ | Reply

محمد :

باسلام خدمت استاد عزيز.
وقتي شعارهاي سياسي كانديدا موشكافانه و تخصصي نيست چه اشكالي داره 15 ساله ها هم راي بدهند؟!

۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۹ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1162