آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸
پاسخی به سوالات آقاي دكتر حجاريان
آقای حجاریان در نامه ای خطاب به نامزدهای ریاست جمهوری پرسشهایی را مطرح کردند. آقای حجاریان در این نامه آورده است که: نامزدهای محترمی که تا کنون خود را در معرض انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری قراردادهاند یا از این پس به این کار مبادرت خواهند ورزید قطعا قبل از هر چیز قانون اساسی را مطالعه کرده و تکالیف و اختیارات رئیس جمهور را مورد مداقه قرار دادهاند و لاجرم نسبت خود را با اصولی که به این امر مربوط میشود تنظیم کردهاند لذا راقم سطور بر آن شد که طی چند سؤال مختصر موضع آن بزرگواران را در خصوص این امر جویا شود. این سؤالها در دو دوره گذشته یعنی انتخابات سال ۸۰ و ۸۴ نیز با نامزدهای محترم انتخابات ریاست جمهوری در میان گذاشته شد اما پاسخ درخوری دریافت نشد و کماکان به نظر میرسد سؤالاتی جدی در این حوزه باشد. امیدوارم که پاسخ پرسشهایم را در ضمن برنامه ایشان پیدا کنم و اگر مستقیماً به سؤالات پاسخ دهند در جهت تنویر افکار عمومی مؤثر خواهد افتاد:
۱) در اصول مختلفی از قانون اساسی دو واژة رییسجمهور و رییسجمهوری به تفکیک آمده معنی تحتاللفظی این دو چیست و مدلول هر یک از این دو لفظ کیست؟
۲) آیا نظارت مذکور در اصل ۵۷ بر قوه مجریه استصوابی است یا استطلاعی؟
۳) آیا امضای حکم ریاستجمهوری توسط رهبری به منزلة صحه گذاشتن به حسن انتخاب مردم است یا تفویض بخشی از اختیارات ایشان به عبارت دیگر این امضاء جزء وظایف رهبری است یا از شمار اختیارات این مقام؟
۴) مطابق اصل ۱۱۳ رئیس جمهور مسئولیت اجرای قانون اساسی را علاوه بر ریاست قوه مجریه بر عهده دارد. چه تعریفی از این مسئولیت به دست میدهید و چه ساز وکارهایی را برای ایفای آن تعبیه میکنید؟
۵) مطابق اصل ۱۲۱ رئیس جمهور در مجلس شورای اسلامی با حضور رئیس قوه قضائیه و لابد به قصد انشاء سوگندی ادا میکند که در بخشی از آن آمده است «از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی شناخته است حمایت کند» به نظر شما رئیس جمهور چه ساز و کار اجرایی را باید برای ایفای چنین سوگندی اتخاذ نماید.
در پی این نامه موضوع با جناب آقای کروبی مطرح و پس از گفتگو مقرر کردند که آقای عبدی پاسخی برای این نامه تهیه کنند و خدمت آقای دکتر حجاریان ارسال شود. متن این پاسخ به شرح زیر است.
جناب آقاي دكتر حجاريان
با سلام و احترام
پرسشهاي كليدي جنابعالي در خصوص مواضع نامزدهاي انتخاباتي نسبت به برخي از اصول قانون اساسي مطرح گرديد و به نظر ميرسد كه پاسخ به آنها ميتواند به درك بهتر ما از واقعيت حقوق، و رابطه اختيارات و مسئوليت در جامعه خودمان كمك كند، از اين رو وظيفه ميدانيم كه پاسخ مناسب درباره اين پرسشها به صورت تفصيلي حضور شما و ديگر افراد علاقهمند به اين امور تقدیم گردد.
1ـ دفاع از حاكميت قانون و احياء و بسط حقوق شهروندي يكي از شعارهاي محوري آقاي كروبي است كه شرح آن در بيانيهاي جداگانه آمده است، اما روشن است كه بخش مهمي از قوانين در مواردي نيازمند تفسير است و اين تفسير ميتواند به طور مستمر و مداوم صورت گيرد. بهتر است مثال روشني از قانون اساسي موجود ارايه شود. جنابعالي به خوبي ميدانيد كه اصل 44 قانون اساسي در زمان تصويب خود داراي بار معنايي نسبتاً روشني بود این فضای فکری به گونه ای بود که حتي در همان سالهاي اوليه انقلاب با تأسيس مدارس خصوصي هم مخالفت ميشد چرا كه از رايگان بودن آموزش در قانون اساسی چنين نتيجه مخالفي را ميگرفتند كه پس مدارس خصوصي و آنچه بعداً به غير انتفاعي شهره شد قانوناً نميتواند تأسيس شود. به طريق اولي از اصل 44 نتيجه گرفته ميشد كه اصل اقتصاد دولتي و تا حدي تعاوني است و بخش خصوصي صرفاً مكمل آن بايد باشد.
اكنون و پس از گذشت 30 سال تفسير و تعبيري كه از اين اصل ميشود، دقيقاً در جهت عكس آن تفسير پيشين است و مستند به اين اصل، دستور واگذاري بخش اعظم صنايع كشور صادر شده است، صنايعي كه در سي سال پيش كسي به ذهنش خطور نميكرد كه روزی براساس اين اصل بتوان ، سهام آنها را به مردم و بخش خصوصي واگذار کرد.
اين مثال نشاندهنده عرض عريض تفسير قانون است. این تفسیر پذیری در ایران بیشتر مجال دارد یکی به دلیل این که قوانین کشدار و مبهم و یا با ایهام نوشته می شوند و دیگر این که در ایران تقید کافی به رعایت اصول حقوقی برای تفسیر نمی شود. البته شايد به تفسير مذکور كه مخالف و حتي قلبكننده ظاهر اصل 44 است، بتوان ايراد گرفت، اما در هر حال اتفاقي است كه رخ داده. بنابراين برخي از اصول قانون را ميتوان مثل بادكنك دانست كه برحسب جنس آن قابليت بزرگ شدن دارند، البته در نقطه معيني كه اين حجم به آخرين حد ممكن خود رسيد، اين بادكنك ميتركد، گو اينكه در ايران، بادكنك قانون به حدي ارتجاعي و كششپذير است كه ظاهراً حد یقفی براي آن نيست. اما در هر حال تفسير قانون در همه جا شيوهاي مرسوم است و تا حد ممكن قانون را به نفع شرايط و محيط و تحولات آن تفسير ميكنند و اگر پس از این کوشش تفسیری ديگر امكان تفسير براي انطباق با شرايط نبود آن را تغيير ميدهند. اين وظيفه در ايالات متحده برعهده ديوان عالي كشور است كه قضات آن منتخب دايمي روساي جمهور هستند و اگر حزبي بتواند براي چند دوره رييس جمهور شود، طبعاً قادر خواهد بود كه افراد جديد را متناسب با گرايش حزب خود كه انعكاسی از گرايش جامعه است در ديوان منصوب كند و اكثريت را براي تفسير قانون موافق گرايشهاي حزب خود فراهم كند.
2ـ اينكه جنابعالي نظر نامزدهاي انتخاباتي را خواستهايد، از يك حيث سالب به انتفاء موضوع خواهد شد، زيرا مطابق اصل 98 قانون اساسی تفسير قانون اساسي به عهده شوراي نگهبان است، و اگر كسي اين قانون را بپذيرد چارهاي ندارد جز این که به این اصل هم که مترادف با پذيرش تفسيرهاي اين شورا خواهد بود التزام داشته باشد، بنابراين از اين جهت نميتواند تفسير خود را به عنوان موضعي رسمي و قانوني بيان كند، زيرا چنين كاري ناقض اصل 98 خواهد بود. اما نظر نامزد نمايندگي درباره اين اصول از حيث ديگري مهم است. زيرا همان طور كه گفته شد، امكان تفسير وجود دارد، پس ابتدا بايد ديد كه گرايش نظري نامزد نمايندگي موافق با كدام تفسير است؟ و سپس بايد روشن كرد كه چگونه ميتوان چنين گرايشي را بر تفسير از قانون اعمال كرد؟
گرايش اصلي در برداشت از اين اصول مبتني بر اين درك است كه حق حاكميت از مجراي مردم تفويض شده است و هر تفسيري از حقوق و اختيارات رييس جمهور بايد لزوماً به نفع حق حاكميت مردم باشد و معرف تسلط خواست عمومي منبعث و مرتبط با آراي مردم باشد. گرايش ديگر مبتني بر تأكيدي جدي بر انطباق قدرت و مسئوليت است، و پذيرش هيچ مسئوليتي در غياب قدرت و برعكس مقبول نخواهد بود، از تركيب اين دو اصل یا گرايش ميتوان فهميد كه تفسير مطلوب و مفيد از هر يك از اصول فوق چگونه خواهد بود.
اما پرسش كليدي اين است كه چگونه ميتوان تفسيري مطابق با اين دو گرايش را از اصول مذكور ارايه و غالب و اجرايي نمود؟ شما خيلي خوب ميدانيد كه در مرحله تأييد و رد صلاحيتها، افرادي بودهاند كه تاكنون به صورت يك در ميان رد يا تأييد صلاحيت شدهاند، اگر اين رد و تأييد صلاحيت را نشانهاي تفسيری از اختيارات قانونی بدانيم، در اين صورت واضح است كه اين تفسیرها یا تأييد و رد صلاحيتها تابعي از واقعيت اجتماعي و به معناي ديگر توازن قدرت در بطن جامعه بوده است، بنابراين تفسير موافق با گرايشهاي مذكور، صرفاً از خلال تغيير در موازنه قواي اجتماعي امكانپذير است در نتيجه براي حصول به چنين تفسيري بايد اين موازنه را به نفع نيروهاي طالب مردمسالاري تغيير داد. مبناي تفسير حتي در حكومتهاي غربي نيز همين است و هنگامي كه توازن قواي اجتماعي به نفع گروه خاصي تغيير كند، انعكاس آن در مرجع تفسير قانون مشاهده خواهد شد. بنابراين رييس جمهور منتخب بايد ضمن تعهد عملي به گرايش دوم (نپذيرفتن شكاف قدرت و مسئوليت) در جهت تحقق گرايش اول (اصل بودن حق حاكميت مردم و عناصر برآمده از آن) از طريق ايجاد موازنه قوا كوشش كند که تفسيری متناسب با اين برداشت را از اصول فوق محقق نمايد.
اميدوارم كه اين پاسخ توانسته باشد بخشي از آنچه را كه هدف جنابعالي بوده است تأمين كرده باشد، آرزوي سلامتي و بهبودي جسمي شما را از درگاه خداوند خواهانم.

:
جناب عبدی سلام.
در کتاب جمهور که از افلاطون است ودر واقع مباحثه ای است از زبان سقراط با اطرافیان خود در مورد عدالت جمله ای زیبا دیده میشود که میگویند نه کسی توانسته انرا قبول کند ونه مردود. این جمله در پاسخ سئوال عدالت چیست سقراط از یک معلم بسیار معروق زمانه خود که در بحث حاضر بوده و نام اورا اکنون بخاطر ندارم ونمی دانم چرا به او لقب سوفسطائی نیز داده اند بیان شده است.این معلم در پاسخ سئوال عدالت چیست سقراط پاسخ میدهد که عدالت یعنی کمک به قدرتمندان. سقراط سئوال میکند این چه پاسخی است . او میگوید که مگر نه اینکه قانون را کسانی که بر قدرت اند می نویسند .سقراط میگوید به نوعی بلی. وباز می گوید مگر نه اینکه عدالت یعنی اجرای قانون. سقراط باز میگوید به نوعی بلی. سپس می گوید پس عدالت یعنی اجرای خوب قانون نوشته شده قدرتمندان که در جهت منفعت قدرت است که اقویا باشند. پس عدالت یعنی کمک به قدرتمندان واقویا.حال اگر قانونی تفسیر ان هم توسط قدرتمندان باشد به بینید چه از اب در می اید.
چناب عبدی وجناب حجاریان
قوانین نوشته شده بشری مانند هر گونه دیگری ازاثار هنری اند مانند شعر اند مانند نقاشی اند مانند هر هنر دیگرند که روح دارند. هر با روحی در اصطلاح مذهبی ما نفس دارد ونفس هر هنردر ابتدا در هنرمندی است که انرا نوشته ویا رسم کرده است.برداشت بعدی ان بعهده ودر گرو نفس تذکیه شده ونشده کسی است که انرا میبیند وتفسیر واجرا میکند. شما شعر حافظ را نگاه کنید هرکس برداشت خود را دارد. درجائی خواندم که البته بشوخی بود که روزی دزدی وارد منزل پیکاسو میشود و مقداری لوازم اورا میدزدد. پلیس از پیکاسو میخواهد که شکل دزد را نقاشی کند وتحویل بدهد تا دزد دستگیر شود.پس از تحویل شکل دزد وگذشت زمانی پلیس به پیکاسو مراجعه میکند ومیگوید از تصویر شما یک بچه 8 ساله و یک دختر جوان 24 ساله ویک پیرمرد 70 ساله را دستگیر کردیم بیائید بگوئید کدامند. قوانین همواره اینگونه اند. در زمانهای بسیار دور روزی در سالهای بسیار قبل از انقلاب در محل کار پدرم ایستاده بودم همسایه او امد وگفت این شخص را دیدید که وارد محل کار من شد ورفت گفتم اری.نمی گویم چه لباسی بر تن داشت. گفت او امد ویک حبه قند فروخت به من به مبلغ ششصد تومان ورفت.گفت پولی گرفته ام به نزول از او هر ماه می اید یک جبه قند میفروشد به ششصد تومان ومیرود.زمانیکه در اصولهای بسیار اصلی اینگونه تفاوت در تفاسیراست در جزئیات صحبت نشود بهتر است.
چونکه فرعون شاه چون هامان وزیر هر دورا نبود ز بدبختی گریز
جون سلیمان شاه و جون اصف وزیر نور بر نور است عنبر بر عبیر
بنظر من حتی با تفسیرهائی به اندازه مجلد های یک کتابخانه نمی توان قوانین را تفسیر نمود. تنها راه ذکر همواره وتسبیح گونه روح قانون است. لذا تفسیر کنندگان بعد از ذکرهای روزانه خود اگر یک دوره تسبیح ذکر کنند که حق با مردم است. حق با مردم است. حق با مردم است ممکن است بهتر شود.ذکری که شما را از طریق خدا به مردم برساند یا کاملاً دور از مردم برساند ذکر خداست.که در اولی خدمت به مردم است ودر دومی بی نیازی از مردم. اگر کسی اولی را نمی تواند بگیرد دومی پیشه کند که مقبول افتد.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۲۱ قֽظֽ | Reply
علی.م. :
سلام آقای مهندس عبدی عزیز
1- نفس پاسخگویی به سوالات آقای حجاریان به عنوان یک شهروند و علاوه بر آن یک فعال سیاسی مورد توجه جریانات سیاسی بسیار قابل ستایش است.
2- نمی دانم که چرا به جای پاسخ دادن موردی و جزیی به این سوالات به یک گفتمان کل نگر روی آورده اید.به گمانم دیدگاهی که در ژرف ساخت پاسخ شما وجود دارد با آن عمل گرایی که در بیشتر مقالاتتان از آن سخن می گویید تا حدی تعارض دارد. با عرض پوزش باید بگویم که سبک پاسخ گویی تا حدی تداعی کننده کلی گویی های آقای لاریجانی است.
3-اشاره شما در مورد تفسیر پذیری اصول قانون اساسی بسیار جالب و هوشمندانه است. اما در چهارمین سوال آقای حجاریان از "ارائه ساز و کار برای ایفای وظیفه ریاست جمهوری "پرسش شده است. به گمان نگارنده حتی اگر جامعیت نوشته شماتوانسته باشد پاسخگوی 4 پرسش دیگر باشد برای این پرسش جوابی را در بر ندارد.به نظرم پاسخ به این سوال نیازمند وجود یک دیدگاه کارشناسانه و برنامه ریز است که لازمه آن کاستن از سهم گفتمان مبتنی بر شعار و روی آوردن به گفتمان مبتنی بر عمل و ارائه راهکار است.آیا هیچ یک از کاندیداهای ریاست جمهوری با وجود محدودیت زمان و هزینه های احتمالی حاضرندریسک پاسخ دادن به این گونه پرسش ها را بپذیرند؟
موفق و سر بلند باشید.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در واقع هر چهار سوال آقای حجاریان و حتی سوال چهارم با توجه با حق تفسیری شورای نگهبان به یک سوال کال تبدیل شده اند و آن ایجاد شرایطی است که تفسیر را مطابق منافع مردم انجام دهد و الا رییس جمهور که حق قانونی تفسیر را ندارد. اما سوال چهارم هم در کلیات همین جور است زیرا در قانون اختیارات رییس جمهور آنچه که وجود دارد به همین توازن قوا بر می گردد. ضمنا تفسیر و برداشت از هر چهار مورد در پاسخ من وجود دارد ولی نکته مهم آن شکل محقق کردن این تفسیر است.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۷ قֽظֽ | Reply
امید :
خوش بحال آقای کروبی
جواب شما به سؤالات متعدد آقای حجاریان جوابی سیاستمدارانه ی صادقانه بود... جوابی که ضمن ندادن جواب، به همه سؤالات یکجا جواب داده بود ... و این هنر ، هنر آشپزیست که استعداد و لیاقت و قابلیت آن را دارد که از گوشت و نخود و لوبیا غذایی لذیذ تهیه کند ... و دیگری این هنر را ندارد لاجرم غذایی که او درست میکند را گربه هم لب به آن نمی زند!
و اینجاست که آن بحث قدیمی من و شما ، اهمیت سلامت فرد در مقابل اهمیت ساختن ساختار، مطرح میشود ( اینهم زدن بصحرای کربلای من)
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جواب نبود که شما بپسندید!! چون پرسشها در قالب حقوقی مطرح شده است اما ماهیت آنها سیاسی است.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۵ قֽظֽ | Reply
محسن :
جناب عبدی سالم
به نظر میرسد آن پرسشها و این پاسخها از آن موارد بسیار جالبی است محتوای آنها کمابیش در جهت خلاف یکدیگر ، اما هر دو درست است و اعجاب انگیزتر اینکه هیچکدام حامل حقیقت تمام نیستند . همانطور که فرمودید تفسیر قانون می تواند در عرض عریضی صورت گیرد که بستگی به توازن قوای اجتماعی هم دارد . ولی از استدلال مطروحه برای نادرست بودن یا بی اثرا بودن طرح این سوالات هم میتواند بستر مناسبی برای کلی گویی های عوامفریبانه کاندیداها فراهم آورد . به طور مثال کدام یک از کاندیدهای ریاست جمهوری و انتخاب شدگان تا کنون طرفدار حاکمیت قانون و یا حقوق شهروندی مردم نبوده اند ؟ !!!!!
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شاید همه باشند . اما راهکاری را که می دهند بر خلاف این شعار باشد. بنابر این شما به این شعارها توجه نکنید بلکه به راهکارها بپردازید. استقلال قاضی آزادی اطلاعات و رسانه ها و نهادهای مدنی و انتزاع درآمدهای نفتی از بودجه دولت شروط لازم تحقق این شعار است پس اگر کسی این شعار را بدهد اما این لوازم را نپذیرد دروغگویی بیش نیست.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۰۹ قֽظֽ | Reply
شطحی بر سؤالات حجاریان :
آیا حجاریان می پرسد تا دیالوگ کند ، سقراط وار؟ همان فیلسوفی که نیچهء نسبی گرا او را به هیچ روی خوش نمی داشت!همو که در استادیوم محاکمه اش کردند ، قانون آتن را تمکین کرد ، شوکران نوشید و مرد! بعید می دانم.
حجاریان در روزگار جوانی، ابر انسانش را یافته بود! دوستی سالها پیش می گفت در اتاق مطالعهء حجاریان تنها یک عکس دیده بود، همان ابر انسان او،مرحوم امام خمینی.
حجاریان به عشق ابر انسانش ، برای نظام سیاسی انقلاب خیلی کارها کرد، تئوریهای زیادی برای آن ساخت و بافت(برای بافته هایش شاهد مثال دارم )!در وزارت اطلاعات و مرکز مطالعات استراتژیک راهبردهای این نظام را تئوریزه کرد، در حلقهء آئین ، آتش اصلاحات را گیراند و در دولت اصلاحات حزب مشارکت را بپا کرد و هزار کار دیگر که من یکی اش را هم نمی دانم! و نیز نمی دانم انقلاب آن ابر انسان ، برای او چه کرد؟آیا اکنون ویلچرش را از او نگرفته است؟
او نماد یک انقلابی زخم خورده است به تیری کاری! خود شاهد بودم که کسانی جشن گرفتند در همان دولت اصلاحات، در سر سفرهء اصلاحات و تبریک گفتند که: اصلاحات مرد چون حجاریان می میرد. اما نمردحجاریان و اصلاحات مرد!
اصلاحات شکست خورد و شکست یتیم بود و حجاریانها تنهاتر شدند، حجاریانها تاوان کار شان در 12 سال پیش را یکی پس از دیگری و تا قران آخر پرداختند....
اکنون حجاریان آزاد نیست، تنها نیست، قرق شده است، خودش ، خودش را قرق کرده است، قرق حزبی که بنیاد گذارد،قرق گزاره هایی که نوشت و پرداخت،قرق احتیاطا تش، قرق اشتباهاتش(مثل همهء تئوریسینها)، قرق دردی که بر جسم دارد و بیشتر بر جان!
او که می خواست جهان را صالحانه بگیرد خود اکنون در پیچ و خم یک قرارداد اجتماعی آدرس و نشانه می پرسد از آنان که به بلدی قافله نامزدند!قافله ای که حجاریانها شتر و جهازش را جور کرده اند پیشترها! او نگران چیست؟
من کی باشم که حجاریان را تخطئه کنم!حقیقتآ نمی دانم منظور حجاریان از این سؤالات چیست؟اصلا جواب این سؤالات را هم نمی دانم به همین دلیل هم هست که اکنون نامزد رییس جمهوری نیستم!اما این سؤالات برای حجاریان گویی یک مراسم شده است ! هر دوره آنها را باید بپرسد، همین سؤالهای تکراری و لو رفته را، اوپن بووک است،حتی فرد دیگری هم می تواند جوابش را بدهد(مثل همینجا) اما بعدش چی می شود؟ نمره ها را کی اعلام می کنند؟مردودیها چکار باید بکنند؟ آیا با اینهمه ارفاق کسی هم نمره آورده است؟ چه رییس جمهورهای شاگرد اولی داشته ایم و خودمان بی خبر!آیا کاندیدای حزب خودش هم پاسخ داده است؟چقدر نمره آورده؟ قبول شده است؟
محمد حسین
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۲۴ قֽظֽ | Reply
پرسان :
با درود
و با آرزوی بهروزی
1 ـ آن چه در « تفسیر » اصل 44 قانون اساسی رخ داد نقض تفسیر متن حقوقی است . « تفسیر به رأی » و تغییر دل خواسته متن و تحمیل معنایی نقیض قانون به آن را نمی توان مقصود و منظور نویسندگان قانون اساسی دانست . مفسرا در این مورد مرتکب خلاف شده اند و می باید پاسخگوی طغیان خود باشند . ( اگر قانونی را نمی پسندند ، راه تغییر قانونی آن که بسته نیست . شاید می ترسند مردم به قانونی شدن تملک خصوصی و شخصی اموال ملی رأی ندهند . )
2 ـ نوشته اید : « گرايش اصلي در برداشت از اين اصول مبتني بر اين درك است كه حق حاكميت از مجراي مردم تفويض شده است و هر تفسيري از حقوق و اختيارات رييس جمهور بايد لزوماً به نفع حق حاكميت مردم باشد و معرف تسلط خواست عمومي منبعث و مرتبط با آراي مردم باشد . » منظورتان اشاره به اصل 56 قانون اساسی است که مطابق آن « حاکمیت خدا » نه از طریق فرد منصوب و منسوب به او ، بلکه از طریق کنش و گزینش مردم تحقق می یابد ؟
نوشته اید : « گرايش ديگر مبتني بر تأكيدي جدي بر انطباق قدرت و مسئوليت است ، و پذيرش هيچ مسئوليتي در غياب قدرت و برعكس مقبول نخواهد بود » . آیا منظورتان همبسته بودن « وظیفه » و « اختیار » است ؟ ( آقای حجاریان نوشته اند : « آیا امضای حکم ریاستجمهوری توسط رهبری ... جزء وظایف رهبری است یا از شمار اختیارات این مقام ؟ » ، گویا وظیفه و اختیار جدای از همند ؛ در حالی که شخص وظایفی ، و در ازای آن وظایف ، اختیاراتی دارد ؛ نه آن که برخی از بندهای زیر « وظایف و اختیارات » وظیفه اند و برخی اختیار . )
3 ـ کاربرد دو عبارت « رئیس جمهور » و « رئیس جمهوری » با دقت و آگاهانه بوده و دو معنای متفاوت را در نظر داشته اند ؟! ( متن قانون شسته رفته نیست ؛ به عنوان نمونه نک : فصل بندی اصول . )
4 ـ اگر موارد کاربرد « نظارت » در قانون اساسی را کنار هم بگذاریم و با مفهوم حقوقی نظارت مقابله کنیم ، خواهیم دید که « نظارت استصوابی » ـ که در عمل از معنای این عبارت هم فراتر رفته ـ خودکامانه و بر اساس مقدمه قانون اساسی ، خلاف بین آن قانون است .
5 ـ « مطابق اصل ۱۱۳ رئیس جمهور مسئولیت اجرای قانون اساسی را علاوه بر ریاست قوه مجریه بر عهده دارد . » این از ناسازگاری ای است که در روند تغییر پیش نویس قانون اساسی در مجلس خبرگان قانون اساسی پیش آمد : متنی را مبنا قرار دادند و برخی عبارت ها و اصول را تغییر دادند اما همه مواردی که در اصول دیگرمرتبط با متن مبنا بوده ، متناسب با آن تغییر ندادند . در بازنگری 1368 نیز این اتفاق افتاد : اصل 112 را با حذف « اعضای شورای رهبری » به پایان اصل 107 منتقل کردند ( در حالی که عنوان فصل هنوز شامل « شورای رهبری » است ) و « مجمع تشخیص مصلحت » را در اصل 112 آوردند بی آن که به مغایرت آن با اصل 4 اشاره کنند .
اگر صفات رهبر در اصول 9 و 107 و109 را مقابله کنیم ، ضعف نگارش بیشتر آشکار می شود . بنا بر این به نظرم نباید چنان سخن گفت که گویا قانون اساسی ما متنی روشن و منسجم است !
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
با نکته اول شما کاملا موافقم و نکته آخر هم نشان دهنده تفسیر پذیری بیش از معمول این قانون است.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۰۱ قֽظֽ | Reply
hadi :
سلام
مطلب زیبا و جانداری بود
من هم به مانند انسانهای سنتی ایران زمین که به رنگ بیشتر از محتوی اهمیت میدهم
آقای حجارین دکتر هستند یا نه ؟
آقای کردان سنتی را بنیاد گذاشتند که در نوع خود جالب است
انشاله بهبودی حاصل و بیشتر از ایشان بشنویم
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آقای حجاریان را معولا دکتر خطاب نمی کنند چون نیازی نیست اما ایشان شاگرد اول دانشگاه تهران هم در فوق لیسانس و هم نمره عالی دکترا در علوم سیاسی دارند.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۰۷ قֽظֽ | Reply
:
ناگفته پیداست که سؤالات سؤالات زیرکانه ایست. سؤالاتی که مهمتر از جوابهاست. نجیب محفوظ نویسنده و نمایشنامه نویس مصری میگفت: "از جوابهای هر کس می توانید دریابید که تا چه اندازه زیرک است ؛اما از سؤالهای او می توانید بگویید که تا چه اندازه عاقل است"
و این موضوع در مورد شما دو دوست همراه صدق میکند . یکی عاقل و دیگری زیرک . همان کار و اندیشه که بدون این دو هیچ کاری درست نمیشه!
سؤالات عاقلانه آقای حجاریان - بنظر من- نشان از تناقض انتظارات و اختیارات رئیس جمهوری در قانون اساسی دارد. به همین دلیل هم کاندیداهای دو دوره قبل ترجیح داده اند به جای جواب ، سؤالات را پاک کنند و خود را راحت نمایند! چون هر کاندیدایی که بخواهد به این سؤالات عاقلانه ، صادقانه و بر اساس تجربه ی سالهای گذشته جواب دهد ، تنها باید بگوید : " ما را بخیر تو امید نیست ، شر مرسان" و یا " خر ما از کره گی دم نداشت" و برود و اسم خود را از لیست کاندیداها خط بزند! و برود دنبال کارش...
و به احتمال قوی ، به همین دلیل هم اقای کروبی خود به این سؤالات جواب نداده و از شما( اقای عبدی) خواهش کرده اند که جواب دهید . چون ایشان قضد خط زدن اسم خود را ندارند و بجد قصد ماندن و مبارزه کردن و رئیس جمهور شدن ( و احتمالا برگرداندن آب رفته به جو ) را دارند... و نه آویزان کردن عمامه سفید خود را ... و اگر غیر از این بود ، می بایست قبل از جواب به این سؤالات به تبعیض در مورد عمامه سفید و سیاه می پرداختند و می پرسیدند ( و یا جواب میدادند) که چه فرقی است بین اولاد پیغمبر و اولاد غیر پیغمبر؟ مگر نه اینکه اسلام آمده تا تبعیض ها را از بین ببرد؟ و مگر نه اینست که در قرآن آمده همه مساوی هستند مگر به لحاظ تقوا؟ پس چرا باید برخی با گذاشتن عمامه ی سفید از برخی دیگر به وسیله عمامه سیاه جدا شوند؟ در صورتی که هر دو خطا پذیرند و انسان؟ .....
به هر حال جا داشت خود آقای کروبی به این سؤالات پاسخ می گفتند چون او که پاسخ هر " چرا" را میداند ، هر چگونه ای را می تواند تحمل کند و رئیس جمهور شود.
برگرددیم به سؤالات
ایندیرا گاندی معتقد بود : قدرت سؤال کردن ، پایه پیشرفت بشر است " به همین خاطر لازم دیدم من نیز کمی فسفر در این راه بسوزانم شاید فرجی شود و پیشرفتی حاصل گردد.
سؤالات اول و دوم و سوم در حد واندازه ی فهم ما نیست و شاید بتوان گفت ( به قول شما) احتیاج به تفسیر دارد ولی سؤال 4 و 5 ، بر خلاف سه سؤال اول ، احتیاج به تفسیر ندارد چون روشن است و لاجرم جواب روشن می طلبد.
طبق اصل 113 قانون اساسی مسؤلیت اجرای قانون اساسی را صراحتا به رئیس جمهور سپرده اند یعنی رئیس جمهور می بایست به نوعی بر دو قوه ی مقننه و قضاییه تسلط و احاطه داشته باشد و با توجه به استقلال سه قوه می بایست این اختیار را از رهبری به وسیله امضا کسب کرده باشد و رهبری نیز می بایست برای اجرای قانون اساسی و این اصلش حق نظارت خود را - به پشتوانه رای مردم و به واسطه این اصل 113 - به شخص رئیس جمهور تفویض کنند...تا طبق این داشتن اختیار ، رئیس جمهور بتواند جوابگوی مسؤلیت خود یعنی اجرای قانون اساسی باشد
و طبق اصل 131 قانون اساسی ، سوگند و قسم بخورد که از آزادیهای مردم و حرمت اشخاص - هم در حوزه قضا و هم در حوزه قانون حمایت خواهد کرد. و اگر غیر از این باشد عمله بی بیل خواهد شد و بدرد لای جرز هم نمیخورد چون بعد از مدتی می پوسد و جرز را فروخواهد پاشاند( یعنی فروپاشی حاصل خواهد شد)
در اینجا با نظر آقای حجاریان موافقم چرا که جواب کاندیداها به این لحاظ مهم است که علاج واقعه را قبل از وقوع کرده و با علم بدانند که در چه زمینی بازی میکنند.... و حریف مقابلشان چه توانایی هایی دارد ..... و .... ولی آنچه واضح و مبرهن است ، اینست که اگر رئیس جمهوری واقعا خود را رئیس "جمهور" بداند و گربه ی اختیارات را دم حجله رئیس جمهوری نکشد و این اختیارات را به واسطه ی آن امضا نگیرد و از آن به موقع استفاده نکند اولا تدارکاتچی و در ثانی قسم و سوگندش تقلبی و دروغین خواهد شد....
و اما نتیجه
راهکار بنظر من اینست که آنکس که میخواهد رئیس جمهور شود بهتر است اول از بستن قرارداد و بیعت گرفتن از مردم سنگها را وا بکنند و به این سؤالات جواب روشن بدهد .... یا
یا وقتی میخواهد برود مجلس سوگند یاد کند بگوید : آی آدمها که اون پشت - بدون احساس جوابگویی - در ساحل قدرت خود نشسته اید ، من دارم میروم مجلس دین و ایمان و سابقه و ... قیامتم را لب مجلس گرو بگذارم و قسم بخورم که از آزادیهای مردم و حرمت اشخاص حمایت کنم و این آزادیها بیشتر توسط قوه مقننه و قضاییه است که ... از ناحیه بیشتر مورد حمله واقع شده و میشود ، ایا به من این اجازه و اختیار نظارت را میدهید که بتوانم به قسم و سوگندم وفادار باشم؟ یا نه؟
اگر گفتند :" بله وکیلید شما " آنوقت ایشان میروند و سوگند یاد میکنند که از این به بعد بعنوان رئیس انتخاب شده مردم ، توسط آرای مردم از آزادیهای مردم و حرمت اشخاص دفاع خواهند کرد ....و اگر مثل قضییه آنکه حساب پاک است ، از محاسبه چه باک است موضوغ را به دشمن حواله دادند و پیچاندند و به بعد موکول کردند و گفتند انشالله گربه است ، آنوقت راست و حسینی عطای رئیس جمهوری را به لقایش بهتر است ببخشند و بگویند " برو این دام بر مرغ دگر نه ، که عنقا را بلند است آشیانه
با عرض شرمندگی
بخاطر اینکه نه سؤالات مربوط به من بود و نه جواب ها
ولی چون هر دو را در اینجا منعکس کرده بودید من نیز نظر شخصی خود را دادم
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید
مسعود صارمی
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۳۲ قֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
1- من(این یک من مجازی است. دلقک یک هیچکس است) قطعاً یک دموکراسی خواه نیستم! وآنرا به 196 سال دیگر به تأخیر انداخته ام چون سعید ما گفته بود چهارسال پیش که رسیدن به دموکراسی در نزد ما ومثل ما200سال طولانی می شود حالا که می دانیم غرب این راه را 300-400 سال راهپیمایی کرده- گیر نده! نقل به مضمون گفتم. دلقک حواس جمع ندارد درشام شب پیش حتی- پس رأی من به مهدی کروبی رأی به صورت بندی حکومت نیست. من به کروبی رأی می دهم برای خود حکومت که سعید همیشه می گفت :استبدادی، دیکتاتوری، ایدوئولوژیک،توتالیتر، الیگارشیک، آریستوکراسیک و...هم تعریف داردوهم مستلزم لوازمی است متناسب با خودش .
2- من برای آزادی بیان هم به کروبی رأی نمی دهم وحتی به این که چقدر از کیک خوشمزۀ- دهانم آب افتاد پس بگو چرا اینقدر فدایی دارد-قدرت را می تواند قورت بدهد .من به کروبی رأی می دهم که آن دردانۀ حزب اللهی که در سه راه ضرابخانه- آزادی کار می کند.وفوق لیسانس دارد یا موتورش را با پیکان- گفتم گیر نده! خیلی خوب با پراید- عوض کرده؛ وهنگام مراجعت لهیده به لانه اش دختر محجبه به چادرش شکایت نکند با بغض که: بابا امروز توی مدرسه بچه ها به من متلک گفتندومن کسی را نیافتم به حرفم گوش بدهد حتی. وپدر درحال وضو گرفتنش در حکومت اسلامی بگوید: استغفرالله واتوب الیه. زیرا که خواهر پنجاه ساله اش هم چنین تجربه ای را از سر نگذرانده در دوران خویش.
3- هنوز طالبان بر سریر قدرت بود در افغانستان وحضرت آیت الله امامی کاشانی یا دری نجف آبادی- تشکیک از حافظۀ دلقک است- خطیب نماز جمعه بودند درتهران بزرگ(تهران، ری،شمیرانات واسلام شهر) که فرمودند: ما باید امنیت مردم را تأمین کنیم؛ حتی طالبان در افغانستان بهتر از ما امنیت بر قرار کرده است- حداکثر خطایی که ممکن است رخ داده باشد در این گفته سهل انگاری زبانی آن بزرگوار است- چنانکه افتد ودانی-در خلط بین نظم وامن- ومن خوشم آمد از خطیب که بالاخره ما باید یک "تعریف"ی از "تکلیف" مردم به آنان بدهیم- مثل پوشش چه باشد وبلندی ریش وکاربرد تلویزیون و...وقس علیهذا- وبایستیم پایش با گزمه وداروغه وهر ترفند دیگر وبه اجرا بگذاریم.
4- من البته به کروبی رأی می دهم که به پاسبان محل مان نوشتۀ" شرع قانون شده ای" بگیرد و بدهد که در طرح امنیت اجتماعی معیار باشد که کدام جوان را با چه مشخصاتی بگیرد یا کتک بزند یا هر سه باهم. آخر می دانی راستش پاسبان محل ما پسرم است واز این که همۀ جوانان از او پرهیز می کنند به ستوه آمده است. یک روز به من گفت: بابا من که دختر نبودم عروسک بازی کنم وخیاط که مانکن سازی! تو می دانی من چه کسی را باید بگیرم یا کتکش بزنم یا هرسه باهم . من هم گفتم پسرم عروسک داریم از "باربی" تا دارا وسارا؛ ومانکن داریم از"باسر" تابی سر. تازه این کارها حکم شرعی می خواهد وقانون. رییس تو که مجتهد نیست- وازآن پس گاهی حتی دلم تا مشقت فرمانده نیروی انتظامی می لرزد از تپش- پسرم زار زار می گریست و به خودش دشنام می داد.
5- من تا حالا فکر می کردم سعید ما در اردوی ماست ومی خواستم به خاتمی بگویم؛ آیا بیشتر تأمل خواهد کرد در موضع خاص گرفتن. ولی گویا ما کار سختی پیش رو داریم در بوجود آوردن یک موج"کروبی" خواهی. ولی البته باکی نداریم. چرا که کروبی تنها آدم صریح این عرصه است:"یا فتوای صریح وتعریف شده بده وپای اجرایش- حداقل- شریکم باش یاسهم کیکت را پس بده"- تصریح با تأکید از من است که مخاطب کروبی نه رهبری نظام خواهد بود و نه هیچ شخصیت حقیقی وحقوقی دیگر؛ مشکل تعریف ناشده تراز این حرف هاست.
6- این کامنت کاملاً اتفاقی در این جاست. سؤال به ما هو سؤال جوهرآگاهی ودانایی است( چه کسبی وچه بخشی!) بویژه که:" متأسفانه بویژه ندارد؛ تقدس سؤال مطلق است".و سعید حجاریان مرشد ماست. یا...هو.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۵۱ قֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
میدانم پاسخ به سوالات آقای حجاریان هم دشوار است و هم به تدارکات چی بودن رئیس قوه مجریه ختم می شود ..این آقای رئیس در حالت خوش بینانه توسط رای مردم ازبک طرف وشورای نگهبان منصوب رهبری از طرف دیگر انتخاب می شود(رای شورای نگهبان مقدم بر رای مردم است)و بهمین جهت مردم از طریق مجلس و رهبری از طریق اصل 57 بر کار ریاست جمهوری نظارت می کند..
واما اینکه از اصل 44ومدارس خصوصی نام برده اید ,این شبیه داستان بد بودن گوشت یخ زده است که چون نتوانسنند گوشت تازه فراهم کنند گوشت یخ زده هم بلامانع شد..آقایان نتوانستند مدرسه و معلم و بودجه فراهم کنند , قانون تحصیلات رایگان را به کناری نهادند و شروع به دریافت شهریه کردند و چون آن هم کفاف نداد ؛مدارس ملی رایج شد ..در جالیکه اصل 57 در عمل بدون هیچ مانعی اجرا شده ومی شودو کلاس و مدرسه و تربیت معلم هم نمی خواهد...
اجرای بعضی از اصول قانون اساسی پر زحمت است وبه مدیران لایق و متخصص نیاز است ..وشیره اصل 44 کشیده شده و شرکتها و کارخانه ها سود بده نیستند و بزرگان بحد کافی منتفغ نمی شوند ..حالا فروش آنها پر سود تر است ..آقای عبدی چندین بار تفسیر قوانین را مطرح فرموده اید ..ومن از شما وهمه سوال می کنم آیا شورای نگهبان تا کنون قانونی را در جهت حقوق مردم تفسیر کرده است که شما به انتظار دومی نشسته اید؟بسیاری از کسانی که یک بار رد صلاحیت ودگر باره تائید شده اند ,به ایشان ابراز تفقد شده است و نه چیز دیگر ..بایستی همگان می فهمیدند که اگر بخواهند شان شما را بالا می برند و اگر نخواهند تنزل می دهند و چرایش هم به کسی مربوط نیست.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۵۹ قֽظֽ | Reply
حبیب ت :
بدون اینکه به جنبه حقوقی مسئله وار شوم،میگویم پاسخگوئی آقای کروبی را تحسین میکنم.
و جلو جلو میگویم آقای احمدی نژاد که هیچ سردارسپهبد سپاه محسن رضائی که هیچ تردید دارم آقای میر حسین موسوی هم به این قبیل سئولات مسئولیت آفرین پاسخ بدهند. این آقایان مایلتد در میدان تیره از گرد و غبار تبلیغاتی انتخاباتی ، از پرسشگری و پاسخگوئی چنان بگریزند که گریزشان دیده نشود.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۱۰ بֽظֽ | Reply
majid :
inam ye rahe jadid baraye javab nadan be soale ke dar noe khodesh jalebe. adam 5 ta soal beporse bad 2 ta javab behesh bedan.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
واقعا از صمیم قلب و دقیقا بر حسب اعتقادم پاسخ گفتم چون همه آنها تحویل به این دو مورد می شوند.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۰ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
پاسخ زیرکانه ای بود!
ممکن است تفاوت رییس جمهور و رییس جمهوری را نیز روشن کنید؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
چندان متوجه این پرسش نشده بودم. ضمن این که متن قانون اساسی ایران احتمالا چندان واجد دقت حقوقی نیست که این دو کلمه را با منظور خاص بکار برده باشد. رییس جمهور به صفت شخص است و رییس جمهوری یا ریاست جمهوری( که هر دو بکار برده شده است) به صفت جایگاه. و چیز مهمی هم در این تفاوت نیست و آقای حجاریان متخصص است که بر چیزی نه چندان مهم نکات مهمی را بار کند.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۳۴ بֽظֽ | Reply
حبیب ت :
«...بنابراين آقاي موسوي در اين چهل روز در حال شكل گرفتن است. اينكه تا آخر انتخابات چه هويتي پيدا كند و چه تصويري از خودش ارائه بدهد به عوامل متعددي بر ميگردد. حزب مشاركت هم با حمايت از موسوي سعي دارد در اين شكل دادن به هويت او نقش داشته باشد.. ».
************
تا چند دهه پیش امکانی برای تشخیص اینکه یک جنین نر و یا ماده است نبود و زنان تجربه دار از روی نوع رفتار زن بار دار تشخیص میدادند که بچه پسر و یا دختر است.
جناب عبدی!
امروزه با نمونه برداری از آب رَحِم و با هزار یک روش دیگر در همان روزهای آغازین حاملگی، ماما و یا دکتر میتواند بگوید بچه دختر و یا پسر و یا ناقص الخلقه و چنین و چنان است.
ژست ها! شعار ها ، مخاطب یابی ها و... ی کاندیداها، فرایند و فرجام شکل گیری آنها را هم اکنون هم رقم زده است.
جناب عبدی! احتیاجی به چهل روز انتظار نیست تا روز زایمان بدانیم مادر گیتی چه بر دامن ملت ما میگذارد.
من بسهم خود امروز و یا فردا نظر خودم را، در این زمینه، مفصلتر تنظیم کرده و برای آن سایت هائی که ممکن است آنرا درج کنند میفرستم. ولی این مانع از آن نیست که رئوس نظراتم را در اینجا بیاورم
1 ـ بنظر من انتخابات دوره دهم جدی ترین انتخابات در تمام دوران حیات جمهوری اسلامی است چرا؟
زیرا که ، صرفنظر از اعمال نفوذ، تقلب،استفاده از امکانات دولتی و رسانه های دولتی و پایبندی و ناپایبندی کاندیداها و حتی فرجام انتخابات، بازیگران رقابت انتخاباتی میروند تا زبان مدرن، رئالیستیک، خاکی و عاری از تقدس زدگی آرمانی و دینی به میدان بیایند .
کاندیداها در بیشتر تبلیغات انتخاباتی خود، بر آنچه در همین دنیا و قابلت تبدیل و تسعیر به تومان و دلار و دینار با مردم سخن میگویند و نه عرش جمکرانیسم! اینرا بیشتر از همه در پیام های آشکار و پنهانی که خود آقای احمدی نژاد می دهند میتوان یافت . البته رگه هائی از آرمانزدگی ، اخلاق نمائی ، ارزشی اندیشی و... در پیامها و یا رویکرد تبلیغی کاندید ها بچشم میخورد ولی محوری نیست.
2 ـ وقتی فعل و انفعالات مقدم بر یک آتش فشان در عمق چند ده هزار متری زیر زمین آغاز میشود، هیچ ژئو فیزیسینی، نه قادراست آنرا حس و یا دریافت کند و اگر هم بکند هرگز قادر نیست تابگوید این توده مذاب در کجای این یا آن منطقه پوسته زمخت زمین سرد و منجمد شده هزاره ها را خواهد شکافت و خود را آزاد خواهد کرد ولی با تصاعد نخستین بخارات و گاز ها و غرش های زیر زمینی هرانسان متعارفی خواهد گفت که در اینجا آتش فشان خواهد شد!
من فکر میکنم مقدمات این برآمد بسیاری از مراحل، آغازین خود را پشت سر نهاده است:
چهار گفتمان یا رویکرد در پاسخ بحران متراکم شده در لایه زیرین بستر اجتماعی ما شکل گرفته است برخی آز انها متصلب تر از آنند که ره به نشت هر گونه مطالبات اجتماعی دهند و با مقداری سیمان قلابی و ساروج حمایتگرایانه سطحی و پوپولیستی در صدد انسداد منفذ های رو به گسترش بیان خواست های عمقی مردم هستند و برخی عمق انتظارات را دریافته ـ و یا اگر هم در نیافته اند خواسته و یا نا خواسته، بالقوه و یا بالفعل ـ در کار بنیاد آن چنان کانال بندی و بستر سازی بنیادینی هستند که ظرفیت در برگیری هرگونه بر آمد اجتماعیی را دارند.
فشار فرا گیر بحران همه جانبه، مطالبات بدون پاسخ مانده و بسیاری تناقضات اجتماعی، منتظر نخواهند ماند تا دستی از غیب و یا از فراسوی نظام موجود و یا گقتمان های مطرح کنونی برسد و راهی به سوی رستگاری ملی بگشاید. من فکر میکنم اگر حرکتی به پیش میسر است و اگر قرار است مملکت از این کمر کش بزرگترین بحران تاریخی خود بگذرد، در برابر خود با این رویکرد و و یا گفتمان چهار گانه ذیل روبروست:
الف ـ گفتمان پو پولیستی عامی گرا و فاقد مضون و محتوای جدی . یعنی رویکرد رئیس جمهور کنونی و نیری پشتیبانی او که به هیچ چیز جز به تأخیر انداختن انفجار بحران و به امید از این تا ان ستون فرجی است، نمی اندیشند. برای ایشان و تیمشان و نیروی پشتیبانیش، مسئله تنها مسئله حفظ قدرتی که شیرن بوده و کام دولتگران کنونی را شیرین از شیرین کرده است نیست مسئله فرصت برای جارو کردن آثار سوء مدیریت و سرنوشت نامعلوم 150 میلیارد دلار درآمد غیب شده نفتی و به زباله دان و فراموشخانه تاریخ سپردن آن است! این جریان را من حتا اصول گرا هم نمیدانم مگر اینکه بپذیریم اصول یعنی دلار نفتی و صندوق خصوصی شده ارزی!
ب ـ جریان اصول گرا!
بنظر من سردار سپهبد سپاه، محسن رضائی نماینده درست این جریان به عنوان یک جریان حکومتی است و نه رئیس یک باند خصوصی. سردار محسن رضائی که ایشان نیز که با شیپور همگانی زیر پا نهاده شدن آزادیها و بحران مدیریت دولتی و... به بیدار شدگان پیوسطه اند ، با برنامه خود برآنند تا اصلاحاتی در ساز و کار های مدیریتی جمهوری اسلامی بدهند و بر آنند تا خرابیها را، « با حفظ موازنه موجود قدرت و بدون کمترین خراشی به اُس و اساس این ناموازنه فعلی»، جبران کنند. از نظر ایشان هیچ اشکالی به نظام سیاسی مملکت نیست و ساختار و مدیریت سیاسی کلان مملکت که با رهبری امام آغاز گردید و تا دوره مقام معظم رهبری کنونی ادامه یافت نقشش را به نحو احسن انجام داده است و میدهد و آنچه بحران زا بوده و نتوانسته است خود را با نظام ولائی اسلامی تطبیق دهد مدیریت دولتی بوده است که ایشان در صدد اصلاح آنست.
نتیجه اینکه کانال سازی سیاسی و مدیریتی سردار سپهبد پاسدار رضائی، بر آن نیست تا بستری برای پاسخ به مطالبات کلان و با اهمیت تاریخی بسازد.
ج ـ اصلاح طلب حکومتی !
میر حسین موسوی که با پیامهای جدی تر خود و تجربه مدیریتی عصری که هم اصلاح طلبان کنونی و هم اصول گریان کنونی حاکم با هم در رآس قدرت بوده اند برآنست که عقربه تاریخ را بعقب کشد و همسوئی شکست خورده پیشین را احیاء کند. بعید نیست که ایشان موفق شوند تحت شریطی سکان مدیریت دولتی را بعهده بگیرند و بخشی از اصول گریان را با بخشی از اصلاح طلبان را برای مدتی زیر سقف کابینه خود بگیرند ولی بلحاظ اینکه تمام حرکت ها و تاکتیک های انتخاباتی ایشان بر زمینه استراتژی استفاده از ظرفیت نیروهای وصل و منضم به ساختار و منظومه قدر ت بوده و نه نمایندگان نهاد های مدنی و یا نوزادگان مقدم بر یک جنبش مدنی، ایشان قادر به حرکت آفرینی اجتماعی نیستند و بدون یک چنین جنبش آفرینیی قادر نخواهند بود حتی قسمتی از برنامه های انتخاباتی خود را حتا در صورت پیروزی هم متحقق کنند و در بهترین حالت سناریوی دولت اصلاحات آقای خاتمی تکرار خواهد شد و شاید خیلی تراژیکتر.
هم ایشان و هم مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و آقای خاتمی و...، باید بدانند نیروی اقتدار تنها در لایه بالائی ساختار مدیریتی قرار ندارد و تا عمق ساختار بوروکراسی دیوانی، قضائی و نظامی و انتظامی و تا ستون فقرات ساختار اقتصادی بهره مند شده از این سیادت بلامنازع سه دهه حاکمیت، امتداد می یابد. باروئی که بقط با اتکاء به جنبشی مردمی میتواند تسخیر شود. آقای موسوی مثل سر دار رضائی ، بیگمان، در اهدافی که اعلام میکنند صداقت دارند ولی ...
که عشق آسان نود اول ولی افتاد مشکلها!
د ـ گفتمان تغیرات مطابق تناسب قوا ونیرو آفرینی برای بسط این تغیرات
و مهدی کروبی به عنوان نماد آن!
چهارمین گفتمان به آقای مهدی کروبی تعلق دارد که اگر بپذیریم، خروش مطالبات ملی امان امکان برآمدن از حنجره آن سه جریان پیش گفته را ندارند، پس لاجرم یا باید در گلو یا این گلو گاه تاریخمان خفه شود و راه به فروپاشی بدهد و یا از بستری که «جریاناً» مهدی کروبی ایجاد میکند سر برآورد. من به این تکرار طوطی وار تاریخ باور ندارم که وی شخصی این و یا آنچنان است. روند طوفانی زندگی از انساها ، چون دریایئی خروشان ، صدفهائی را به بیرون پرتار میکند که هیچ غواصی را یارای عمق کاوی و یافتن آنها نیست.
این دریا و ما صدفهای پر شمار آن در خود، هم مروارید درشت عشق را و هم هلاهل خود پرستی و فرومایگی را پنهان نموده ایم. طوفان زندکی است که یا لجن را و گاه مروارد و مرجان را به عرصه و ساحل زندگی پرتاب میکند.
من پس مطالعه دقیق و طولانی برنامه های این سه کاندیدا ها ( هرگز به آقای احمدی نژاد جدی فکر نکرده ام) ، باین نتیجه رسیده ام که برنامه آقای کروبی میتواند، چه به دولت برسد و چه نرسد، آن پلات فرم تاریخیی باشد که سکوی پرش تاریخی مشترک همه تیروهای ملی و آزادی دوست میهنمان برای توسعه سیاسی و آشتی ملی باشد.
لذا من با اطمینان به این ارزیابی خود نه تنها به آقای مهدی کروبی رآی خواهم داد بلکه از این راه دور، تا انجا که بتوانم این دریافت خود را به دیگران نیز منتقل خواهم کرد.
بسیار طولانی تر از آن شد که بنا داشتم!
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۰ بֽظֽ | Reply
آرش :
با سلام
نمیدانم چرا ذهن بسیاری از بچه های مذهبی قادر به تجسم یک رابطه ی شبکه ای نیست (روحانیون که هیچکدام!) رابطه علت و معلولی را فقط خطی و یکطرفه می بینند. مثال ساده زیر را روی کاغذ ترسیم کنید. تمرین خوبی است:
یک دایره بکشید و داخل آن بنویسد A .
یک دایره بکشید و داخل آن بنویسد B .
یک فلش از دایره A به دایره B وصل کنید.
یک فلش از دایره B به دایره A وصل کنید.
می بنید که A می تواند روی B اثر بگذارد.
می بنید که B هم می تواند روی A اثر بگذارد.
در یک پریود زمانی 23 ساله چند بار نظر متفاوت در مورد حلال و حرام بودن مشروب در دو قریه مکه و مدینه تغییر داد. قانون اساسی که از آن مقدس تر نیست؟ سرنوشت و عزت یک ملت کهنسال هفتاد میلیونی هم که کم اهمیت تر از سرنوشت اهالی بدوی قریه مکه و اطرافش نیست؟
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۸ بֽظֽ | Reply
امید- سؤال از دوستان :
از دوستان سایت یک سؤال داشتم
آیا شما هم کامنت Dalghak.Irani را مثل من متوجه نشدید؟ یا این فقط مشکل من است که متوجه ی این کامنت نشده به آشفتگی ذهن دچار شدم؟
و یک سؤال از خود Dalghak.Irani
درست است که گفته اند : برو دلقکی و لودگی آموز تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی ولی نگفته اند که با این کارت بیداد کنی بر کسانی که به امید قبسی اینجا آمده اند
به هر حال خواهش میکنم لااقل رحم بر ما کن و ساده بنویس که حس میکنم اگر چنین کنی خوب می نویسی و درد و دلهای تو شنیدنیست
با تشکر و معذرت از دخالت کردن در امور شخصیه
دلیل این سؤال و توصیه فقط این بود که دوستی از فرنگ آمده ، برایم از محیط آنجا و مردمش تعریف میکرد که یکهو سؤال کرد: " ایا می دانی دلیل پیشرفت و امنیت و آرامش کشورهای پیشرفته چیست؟" گفتم" حتما قانون مداری. گفت : به نوعی ولی از همه مهمتر اینست که مردم در آنجا، عجیب کشور را از آن خود میدانند و با کوچکترین تخلف از قانون ، ساکت نمی نشینند و با طرف برخورد میکنند .... تعریف کرد مثلا اگر در یک گوشه ی پنهانی هم تو قانون را زیر پا بگذاری ، می بینی چشمی دیده و گزارش داده و یا خودش برخورد کرده .... میگفت یکروز با خانواده رفته بودیم مراسمی ... در برگشت پسرم اشغالی را که فکر کرد چیز بدرد بخوریست از زمین برداشت. وقتی وارسی کرد و متوجه شد به درد نمیخورد آن را از همان جور که برداشته بود انداخت زمین که خانمی سر رسید و تذکر داد و در جواب اعتراض پسر من که توضیح میداد این قبلا روی زمین بوده و من فقط برداشتم ببینیم چیست چنان برخوردی کرد که هیچکداممان دیگر فراموش نکردیم که حتی اگر اشعالی را هم از زمین برداشتیم ، صاحب آن اشغال شده ایم! .... و هیچوقت فراموش نکردیم که معنی شهر ما خانه ی ماست یعنی چه؟
همه اینها را گفتم، شاید دخالت خود را در نظر شما توجیه کرده باشم!! و گفتم تا شاید ما نیز در اینجا - در این سایت مجازی - بتوانیم ضمن تمرین مشارکت ، تمرین شهر ما خانه ی ماست نیز کرده باشیم
یا هوووووووووو
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۴۳ بֽظֽ | Reply
متین :
جناب عبدی
در این 30 سال گذشته ، متاسفانه به بهانه حق یا اختیار قانونی شورای نگهبان در تفسیر قانون اساسی حق احاد افراد مملکت از جمله کسانی که به نحوی انجام وظیفه آنان مرتبط بااحکام ذکر شده در قانون اساسی است ، نسبت به فهم اصول قانون سلب شده است . درک و برداشت از اصول قانون اساسی غیر از تفسیر آن است . قانون اساسی میثاق بین دولت و ملت است بنابر این تمام افراد اعم از دولتمردان و آحاد ملت حق ، بلکه وظیفه دارند درکی روشمند ومنطبق با خرد جمعی از اصول قانون اساسی داشته باشند .این حق را نمی توان از رئیس جمهور سلب نمود . آنچه در نامه شما آمده است تائید این سابقه غلط سی ساله است که از شما انتظار نمی رفت . موفق باشید .
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پناه بر خدا که اگر این شبه تفاسیر را حتی بصورت حاشیه ای تایید کنم. این موارد موید امر واقع است و نه چیز دیگر.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۵۹ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
به هر روی جناب حجاریان از مطرح کردن تفاوت جمهوری و جمهور مقصودی داشته اند. من با این نگاه دوباره قانون اساسی را خواندم و نکاتی به ذهنم رسید اما هدف از طرح مساله برای من هم همچنان مبهم است. امیدوارم خودشان قدری واضح تر هدف از طرح موضوع را بیان کنند
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۱۵ بֽظֽ | Reply
چه فرقي داره :
جناب آقاي عبدي دلايل اينكه شما از آقاي كروبي حمايت ميكنيد كاملا واضح و روشنه و اونهم برميگرده به زندان رفتن شما و اونچه كه شما عدم حمايت آقاي خاتمي و دولتش عنوان كرديد.
ولي اميدوارم شمايي كه شعار عبور از خاتمي رو داديد و به عبور از خاتمي شما رسيده به كروبي شمايي كه خطاب به سحابي بعد از مصاحبه با تلويزيون گفتيد "كسي كه همچين گافي بده ديگه نبايد كار سياسي كنه" و بعيد از چند ماه شما هم گاف از خودتون صادر كرديد. كمي هم به فكر ابروي خودش باشه و چند روز اون طرفتر رو هم ببينه بعد از حمايت از كروبي. چه راي بياره و چه راي نياره بايد پاسخگو حرف هاي الان خود باشيد، البته با تبحر شما در "زير سيبيلي" رد كردن همه چيز فكر كنم اين مسيله رو هم زير سيبيلي رد خواهيد كرد
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در برابر این استدلالهای محکم جز بالا بردن دستها چه می توان کرد؟ چه رای بیاره و چه رای نیاره باید پاسخگو باشیم چشم.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۳۸ بֽظֽ | Reply
شطح دوم :
8 سال و سه دوره است این سؤالها را می پرسد، صبر ایوب دار این حجاریان ما، انگار! فقط یک کاندیدا پاسخ گفته ؟هه...! حجاریان مگر کم آدمی است؟چرا فقط یک نفر؟ پس بقیه چی؟این سؤالها مگر کم سؤالاتی است؟پس چرا فقط یکی؟این رییس جمهورها وقتی سؤالات حجاریان-به این مهمی- را امروز که رای نگرفته اند جواب نمی دهند آن وقت فردا که رای گرفتند می خواهند سؤالات من یک لاقبایی را بدهند که که در هفت آسمان یک ستاره هم ندارم؟ هه... چه رییس جمهورهای پاسخگویی،بگویید اسپند دود کنند تا چشم نخورند یک وقت..آخر، دور از جان، ما دموکراسی نمونهء منطقه ایم. تازه درچشم انداز 20 ساله قرار است دموکراسی تر هم بشویم.
لابد کروبی در هول و لای نمره اش هست؟می داند که حجاریان دارد ورقه اش را تصحیح می کند ، الان!از خودش می پرسد نتایج را کی اعلام می کند؟ نمره می آورد یا نه؟حجاریان برای بقیه غیبت می زند یا یکراست صفر رد می کند یا با ارفاق دوباره امتحان می گیرد؟ شاید آنها سهمیه دارند، باباشان هیئت علمی است، شش ماه می روند کشور همسایه بعد می آیند در بهترین رشته ها ی دانشگاه می نشینند پیش بچه های باهوش اما بدبخت، بیچاره.
خب کروبی بچهء شهرستان است ، بهر حال آدم زحمت کشی است ، برایش عار و ننگ دارد که اینجوری قبول شود ، می خواهد هر چقدر عرضه دارد همانقدر نان بخورد....
تنها کاندیدایی که حزب تأسیس کرده !تنها کاندیدایی که خودش خودش را کاندیدا کرد،پشت در خانه اش کسی بست ننشست تا خواجه کی بدر آید، ناز و غمزه نکرده ! تنها کاندیدایی که برنامه داشته و برای به دست آوردن رای، برنامه هایش را هر روز متنوعتر ارائه کرده! تنها کاندیدایی که در کاست قدرت تا الان هیچ پشتیبانی نداشته است او که از همه بیشتر شهرهء است به آلودگی در حکومت. حتی مجمعی که خود بنیانش گذارد به او نصفه رایی بیشتر نداد! تنها کاندیدایی که دور و برش را عده ای زندان رفته و نامردمی کشیده گرفته اند! تنها کاندیدایی که حرف قرن را در برنامه اش گفته(نفت) و اقتصادنفتی، این ام الفساد مملکت ما، این ام الفساد قرن ما، رأس کل خطیئه، مفتاح کل ذنب!
حجاریان عزیز دیگر چه می خواهی؟مگر سیاست مدرن نمی خواستی؟ اینهم مدرنش!مگر سؤال نپرسیدی؟ اینهم جوابت! حالا چی؟
...اما حیف پرستیژ ندارد این کروبی، آخوند است، ختم کلام، حمایت از کروبی مد نیست، افت دارد ، توهین است،آقا فکر می کند ما محتاج پنجاه هزارتومانش هستیم... می خواهد رای مارا بخرد...توهین به ملت بزرگ و سرافراز و افتخار آفرین و...و... بیشتر از این؟ ما ایرانی ها در طول قرنها چه و چه بوده ایم...ما ایرانیها چه و چه هستیم...اوه...هخامنشی ها...داریوش کبیر...ما ایرانیها... ،ما ایرانی هستیم، صورتهامان سرخ است از سیلی های پیاپی که یا خودمان نواخته ایم یا حکومتمان(بیشترش را البته حکومت) تا جلو در و همسایه آبروداری کرده باشیم! بگوییم محتاج 50 هزارتومانی هستیم؟هه.. عجب توهینی و تحقیری؟آقای کروبی، چه فکری برادر؟
اما فقر است و نداری ،لامصب زبان آدمی زاد حالی اش نمی شود!80 درصد ما ایراینها، کمتر و بیشتر ناچارشیم! قبض برق و گاز و آب و تلفن و قسط وشهریهء دانشگاه آزاد و انتفاعی و نور و شبانهء... این بچه و هزینهء مدرسهء آن فسقلی وخرج بیمارستان عیال و ... به شانه هایت که فشار وارد می کند ، منفجر می شوی وقتی در اتوبوس واحد از روی روزنامهء بغل دستی ات می خوانی که کشور نیم غاز قطر به اندازهء خرج زندگی میلیونها ایرانی از حوزهء مشترک گازی ایران-قطر گاز فروخته است و تو دنبال اصلاح نظام مدیریت و اقتصاد جهان هستی ، آن وقت که موعد اجاره خانهء سربرجت که می شود تازه شصتت خبردار می شود، چرا بلندترین برج دنیا دارد در همان قطر نیم وجبی ساخته می شود(چقدر شبیه است این سر برج ما با سر برج قطری ها)!
دوستی زنگ زد و گفت دردانشگاه آزادشان ، نظرسنجی شده ،میرحسین 52 درصد، احمدی نژاد20 درصد و کروبی 18 درصد رای داشته اند. مبارک است، عمر به کمال کنند این جوانها چقدر شیک رای داده اند.شب که به خانه آمدند شهریه شان را هم به کمال می دهیم تا فردا تقدیم همان دانشگاه کنند، پول ادکلن و خرج کفش و کتابشان را هم جدا. چقدر شیک هم می پوشند...ماشاءالله.
محمد حسین
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۴ بֽظֽ | Reply
:
محسن رضایی هم ، در بیانیه ی اعلام کاندیداتوری خود تشویش اذهان عمومی کرده ونوشته : "من اعلام خطر میکنم"
اقای عبدی
این خطر چیست که همه پروانه ی آن شده و راه به راه اعلامش میکنند؟
این خطر از کجا می آید؟ از بالا؟ از پایین؟ از شرق؟ از غرب؟
اصلا چرا هر کس تصور خاص خود را از این خطر دارد؟ مگر بالاتر از خطر هم خطری هست؟
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۳۴ بֽظֽ | Reply
امیر م :
جناب آقای عبدی،
من همیشه از خواندن مطالب شما لذت می برم و برای شما آرزوی سلامت و سعادت دارم، اما آقای عبدی عزیز، مگر مجبورید که با ژست جواب دادن مطلب بنویسید، خب اگر جوابی برای این سوالها نیست، شما نیز مجبور نیستید مسوولیت جواب دادن را بپذیرید تا ژست جواب با فحوای کلام تا بدین حد ناسازگار باشد.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
از من که نپرسیده بود که مجبور باشم باری به هر جهت پاسخ دهم. اتفاقا وقتی سوالها را دیدم با تمام شور و شوق جواب دادم چون مشکلی ذهنی را حداقل برای خودم حل کرده ام.
بگذار یک نکته را برای شما بگویم. من در فعالیت کنونی خودم که تمام وقتم را می گیرد با عشق و علاقه کار می کنم و از آن هم لذت می برم لذا در این چارچوب هیچگاه به کاری دست نمی زنم که به آن اعتقاد عمیق و راسخ نداشته باشم از جمله پاسخ به این سوالها.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۰۲ بֽظֽ | Reply
علی :
اول اینکه نگفتید سلامت انتخابات چطور بدون صیانت از آرا امکان پذیر است؟
ضمنا درمورد نظرات دانشمند گرامی آقای رسایی هم توضیحی بفرمایید ممنون می شوم. ایشان اخیرا از سیاست "سگی" نام برده بودند.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۱۷ بֽظֽ | Reply
(پاسخ کروبی به کیهان)rahmat :
جناب مهندس عبدی با سلام
خواهش میکنم در صورت امکان پاسخ جناب آقای کروبی را ( به سبب اهمیت آن ) به حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان ( اگر بتوان بر کیهان نام روزنامه گذاشت ) منتشر فرمائید.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بسمالله الرحمن الرحيم
و قل اعوذبك من همزات الشياطين(مومنون، 97 )
آقاي حسين شريعتمداري
مديرمسوول روزنامه كيهان
سلام عليكم
طبق عادت مالوف و سنت مسبوق آن جريده، در روزنامه روز چهارشنبه نهم ارديبهشت ماه 1388 با نگارش دو متن مستقل اما مرتبط،يكي به زبان لودگي و ديگري به زبان امنيتي اينبار عليه اينجانب مهدي كروبي به تهمت و هتك حرمت روي آوردهايد و دوستان و ياران مرا هم بينصيب نساختهايد، بلكه در پردهدري، درهاي تازه گشودهايد و همگان را نه در مقام روزنامه نويس كه در جايگاه يك مقام امنيتي به وابستگي به رژيم صهيونيستي متهم كردهايد. وااسفا كه در جمهوري اسلامي، اين نظام برآمده از خون شهدا، قلم به دست كسي افتاده كه در جايگاه نمايندگي رهبري در معظم ترين موسسه مطبوعاتي حكومتي نهتنها از مشي رهبري پيروي نميكند بلكه با سوءاستفاده از موقعيت شغلي خويش و جايگاهي كه در مقام بهرهمندي از اموال عمومي دارد بنگاه دروغ پراكني راه انداخته و پس از عمري در پوستين خلق افتادن و نقش پراوداي ايراني را بازي كردن و هتك حرمت مراجع عظام تقليد و روشنفكران برجسته ديني و مديران خادم ملت اكنون به سراغ فردي آمده كه هرگز داعي دفاع از خويش نداشته و همواره كوشش كرده آبروي ريخت شده افراد و حق ناحق شده اشخاص را با وساطت و ميانجيگري و ميانداري و ميانه روي و ريش سفيدي به آنان بازگرداند و همواره با اين روش از جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي و راه امام پاسداري كرده است. اكنون اما نوبت به خود من رسيده است كه از عنايات و كنايات كيهان بي بهره نمانم و بدانم كه اين بنگاه دروغ پراكني از تحريف مواضع مهدي كروبي نا اميد شده به توهين روي آورده است. بارها از تحريف كيهان در عبارات و كلمات منسوب به خويش گذشت كردم چراكه تيغ كيهان در دريدن اعتماد مردم به اصلاح طلبان را كندتر از آن ديدم كه نيازي به در افتادن با كيهان باشد اما اكنون كه حد گذرانده ايد و از آن بدتر افزون بر من، يارانم را نيز متهم ساخته ايد چارهاي جز آن نديدم كه با شخص شما يك بار براي هميشه سخن بگويم و حجت تمام كنم تا بدانيد كه اين بار نه با سعيدي سيرجاني كه با مهدي كروبي سخن ميگوييد كه كارنامه نيم قرن مبارزه سياسي او و پدرش و خانوادهاش در راه انقلاب و نظام روشن است. البته ميدانم كه در اين ديار از سعيدي سيرجاني تا دوست حضرتعالي سعيد امامي همه از هر نوع بشر در معرض نيش قلم و قرباني بهتان شما هستند. سخن گفتن از خويش در فرهنگ عرفاني و اخلاقي ايرانيان مذموم است اما اسوه ما امام علي(ع) است كه در زمانه نامرداني ميزيست كه العياذبالله اسلام و ايمان و نماز او را زير سوال بردند و آن امام شرمسار از عصري شد كه در آن او را با معاويه بن ابي سفيان قياس ميكردند. پس به فرياد درآمد و از سابقه خود در اسلام و ياري پيامبر اسلام و جنگاوري در جبهه حق گفت. امروز هم همان روز است كه افرادي چون شما با بي انصافي تمام سوابق فرزندان ايران و ياران امام را زير سوال ميبريد و كسي را ياراي هماوردي با شما نيست كه اگر هست چون شمشيرعلي در نيام و چون زبان آن حضرت در كام است. من اما زبان در كام نميگيرم و از ياد نميبرم جفايي كه شما در حق مراجع محترم تقليد و روشنفكران مسلمان و حتي دگرانديشان كردهايد. كيست كه سابقه و رابطه مرا با برخي از فقها و مجتهدين نداند و از اين واقعيت غافل باشد كه در مرزبندي با آن بزرگان و ترجيح امام عزيز بر آن علما از سابقون بودم؛ اما آيا اين مجوزي است كه بر هتك حرمت ايشان از سوي كيهان سكوت كنم؟ كيست كه فاصله مرا (بهخصوص در سالهاي آغاز تاسيس جمهوري اسلامي) با برخي از روشنفكران ملي و مذهبي نداند و به ياد نياورد كه در ترجيح خط امام بر خطها و جناحهاي ديگر لحظهاي ترديد نداشتم؛ اما آيا اين دليلي است كه بر هتك حيثيت بزرگاني چون مرحوم مهندس بازرگان – كه در تدين او شكي نبود – چشم ببندم؟ آيا مكتب همان امام و ميراث همان اسلام نبايد سبب شود كه اين همه ظلم و جفا را ناديده نگيريم وقتي كه مديران كيهان همسو با تهيه كنندگان برنامه هايي چون هويت به نويسندگان و روشنفكران اين سرزمين چون مرحوم دكتر عبدالحسين زرينكوب و مرحوم دكتر عباس زرياب خويي توهين ميكردند؟ آيا امروز همان كلام اميرمومنان نبايد سرلوحه ما باشد كه اگر مسلماني از خبر تعرض به زني يهودي بميرد، بر او حرجي نيست؟
آقاي شريعتمداري؛
شما بر مبناي كدام دانش فقهي و حوزوي متعرض محتواي اعلاميه من درباره ضرورت اصلاح قانون مجازات افراد زير 18 سال ميشويد؟
شما در كدام مدرسه و مكتب و دانشكده درس فقه و حقوق و علم دين آموخته ايد؟ مساله اعدام افراد زير 18 سال مساله اي فقهي و حقوقي است كه فقها و حقوقدانان بايد درباره آن نظر دهند و البته هر نظري در اين باره ميتواند مورد نقد علمي هم قرار گيرد نه اينكه مايه لودگي و فحاشي بنام طنزپردازي شود. در فقه اسلامي هيچ ترديدي در اصل قصاص نفس در مورد قتل عمد وجود ندارد مگر آنكه صاحبان حق از آن بگذرند. اما بر مبناي همين فقه، كودكان از مجازات اعدام مستثني هستند. تنها بحث و اختلاف نظر درباره افراد كم سن و سال كه در اصطلاح فقهي و حقوقي غيرمكلفين، غيربالغين و يا «صبي» و كودك ناميده ميشوند اختلاف از نظر ميزان سن آنهاست .
اين مطلب مورد اتفاق همه فقهاي اسلام است كه «صبي» يعني كودك در صورت ارتكاب قتل عمد محكوم به قصاص نفس و اعدام نميشود، بلكه «عاقله» يعني خويشاوند و خاندان وي ديه مقتول را ميپردازند. ليكن چون اخبار و احاديث مربوط به اين موضوع هم تعدادشان اندك و هم مضمونشان متفاوت است موجب اختلاف نظر در مفهوم و مصداق كودك و صبي گرديده است كه آيا منظور از صبي و كودك كيست. برخي فقها با استناد به برخي از احاديث گفته اند منظور از آن افراد زير 15 سال است. برخي روايات به ميزان رشد جسمي فرد مورد نظر اشاره و تاكيد نموده اند و نه به مقدار سن او و حتي قيد وجب راجع به قد وي ذكر شده است. در برخي فتواها به نشانه ها و علائمي از رشد جسمي و جنسي فرد مورد نظر اشاره شده است. نظر ديگر اين است كه بلوغ و كمال فرد تابع شرايط اقليمي و آب و هوايي است و سن بلوغ افراد در مناطق حاره و بارده متفاوت است و مصداق صبي و كودك عليالاغلب افراد زير هجده سال است و نه پانزده سال .
براساس اين واقعيت است كه قوه قضائيه كشور ما تحت رياست فقيهي مطلق و مجتهدي كامل نيز بخشنامه هايي را مبني بر منع اعدام افراد زير هجده به قضات فرستاده و اخيرا پيشنويس لايحهاي را دراين باره جهت تصويب تقديم مجلس آماده نموده است و من هم به عنوان يك روحاني نظرم اين است كه در شرايط اقليمي ما كودكان در سنين بالاتر از پانزده سال به بلوغ و رشد همه جانبه ميرسند و مساله آغاز به انجام به اعمال عبادت با مسائل كيفري فرق دارد و لازم است كه قانوني در اين باره تصويب و از اعدام افراد زير هجده سال جلوگيري شود. آيا به نظر شما كيهاننشينان اين ديدگاه امثال بنده و قوه قضائيه ارتباطي به صهيونيسم دارد و آيا شما طرفدار اعدام افراد زير هجده سال هستيد و معتقديد اگر كسي مانند شما فكر نكند از عوامل صهيونيسم است؟! آيا صهيونيستها از اينكه درايران افراد زير 18 سال را اعدام كنند و بتوانند عليه جمهوري اسلامي تبليغ كنند راضي ترند يا اينكه يك روحاني علاقه مند به نظام و يار امام خواستار لغو اين مجازاتها شود؟ مگر خداوند متعال در قران مجيد نفرموده است اگر فردي را بناحق بكشند مانند اين است كه همه انسانها را كشته اند و اگر كسي را از مرگ ناحق نجات دهند مثل اين است كه همه انسانها را نجات دادهاند. ما كي ميخواهيم به اين آيات رحمت الهي عمل نموده و از خشونت دوري كنيم؟ شما چرا و چگونه به خودتان اجازه ميدهيد كه به افراد مومن و مسلمان برچسب نامسلماني و صهيونيسم بزنيد، مگر شما چه كارهايد و چه جايگاهي داريد؟
در گذشته بسياري از مسائل بوده كه واجب يا حرام بوده ولي با تحقيقات جديد و فتواي علما غيرواجب و يا حلال شده است. مثل احكام بئر و كشيدن آب آلوده به نجاست چاه و نيز مانند ماهيهاي خاوياري كه تا انقلاب حرام نبود بعد از انقلاب با فتواي امام و برخي ديگر از مراجع حليت آن اعلام شد ونيز مانند مساله مهم حق راي زنان كه قبل از انقلاب يكي از محورهاي اعتراض علما بود ولي بعد از انقلاب، زنان هم حق راي دادن و هم حق نامزد شدن در انتخابات را پيدا كردند. پس ماهيت متكامل فقه و پويايي آن هرگز با اين بضاعت علمي شما نميتواند مورد ترديد باشد و در واقع دليل بر آشفتگي شما از اين اعلاميه نيست. آنچه علت پرده دري شماست ترس از انتخابات آينده است كه شما در فرآيند اين انتخابات كيهان را به ارگان نامزدي خاص بدل كردهايد و به نام انتشار اخبار دولت به تريبون رئيس دولت تبديل شدهايد و آرزوي تمديد اين دوره را در سر مي پرورانيد و برخلاف مشي رهبري، روزنامه اي كه از اموال عمومي است را به ارگان فردي تبديل كرده ايد و با مشاهده اقبال مردمي در صف مقابل آشفته خاطر مي شويد و چنين بي تابانه عنان از كف ميدهيد و دشنام ميدهيد. شگفتا كه در رژيم شاه اعضاي سابق حزب توده، رستاخيزي و ساواكي ميشدند و به شكنجه و آزار مبارزان انقلابي و زندانيان سياسي مي پرداختند و پس از انقلاب اسلامي برخي افراد كه سابقه وابستگي به گروههاي ضدانقلاب را داشتند لباس مطبوعاتي ميپوشند و با تلون و نفوذ در برخي مطبوعات (كه به بيتالمال متكي هستند) به ياران امام و انقلاب توهين ميكنند. روزي دگرانديشان و روشنفكران، دگر روز چهرههاي ملي و مذهبي، گاهي بزرگان اقوام و مذاهب و مكاتب مسلمان و جايي حتي بيتامام خميني و نوه محترم وي را هتك حرمت ميكنند. بدين ترتيب گويي كيهان به پايگاه ترويج خشونت و تفرقه و فرقهگرايي تبديل شده است .
شما با اين شيوه، ريشه در كدام راه داريد؟ آيا راه امام و رهبري و اسلام رحماني فرسنگها از بيراهه شما دور نيست؟ آيا از آن زنان مومنهاي كه با نگارش اخبار كذب و مقالات دروغ در كيهان حريمشان را شكسته ايد و در برخي پرونده هاي شبه قضايي براي ايشان پاپوش دوخته ايد، حلاليت طلبيده ايد؟ آيا روي ديدار با ارواح طيبه علما و فقهايي كه بدانها توهين كرده ايد را داريد؟
انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد 88 آزمون ملي ايرانيان است. هر كس كه بتواند خدمتگزار ملت باشد از حق ثبت نام در اين انتخابات برخوردار است و تاكنون نيز چهار نفر بيشتر اعلام آمادگي نكرده اند. قانون هم وظيفه همه نهادها را روشن كرده است. روزنامه كيهان به عنوان بخشي از بيتالمال بايد طبق قانون تابع سنتي باشد كه اموال عمومي تابع آناند و آن بيطرفي است. چرا كيهان هر روز عليه دو نامزد انتخابات 22 خرداد – كه هر دو يار امام بودهاند – پرده دري ميكند و براي نامزد سوم سينه دراني؟ روزنامه كيهان به چه حقي هر روز عليه مهندس ميرحسين موسوي و اينجانب مقاله و خبر مينويسد و جعل ميكند و تهديد ميكند كه مراجع صلاحيت دار به حسابم ميرسند؟ مگر شما وكيل مدافع آن مراجع يا مامور مخفي آنها هستيد كه اينگونه از عالم غيب خبر ميدهيد؟
آقاي شريعتمداري؛
درست است كه در انتخابات سال 1384 حق خود را پايمال يافتم اما اين شب انتخابات از آن شبها نيست كه هنوز نيمه شب فرا نرسيده و صفحه روزنامه كيهان به ساعت 10 شب نرسيده و صندوق راي جمع نشده و شمرده نشده باشد و شما در تيتر اول روز بعد خبر از رتبه بندي نامزدها بدهيد و نفر اول و دوم و سوم را تعيين كنيد و سوداي سونامي احمدي نژاد سر دهيد. در اين چهارساله كه روزنامه اعتماد ملي را منتشر كرده ام دقيقا ميدانم كه صفحه اول روزنامه چه زمان بسته ميشود و اخبار غيبي چگونه به مديرمسوول ميرسد .
مرا به بي سوادي متهم كرده ايد. نميدانم شما در كدام مدرسه و دانشكده و حوزه درس خوانده ايد. اما از شما با آن آرشيو غني اطلاعاتي و امنيتي در موسسه كيهان (كه در آن ابعاد زندگي همه افراد مورد نظرتان مضبوط است) بعيد است كه ندانيد و نتوانيد پوشه مربوط به اينجانب را بيابيد تا بفهميد كه مهدي كروبي دانش آموخته دانشگاه تهران پيش از انقلاب اسلامي بوده و افتخار كسب اجازات علمي و اجتهادي متعدد از مراجع معظم تقليد و اساتيد كهن سال حوزه علميه قم و تهران را در كارنامه خود دارد. مگر آنكه بگوييد اين مدارك را هم ديده ايد و براي آن اساتيد نيز احترامي قائل نيستيد و اين البته خود عذر بدتر از گناه است كه به مقام امامت امت و رهبري انقلاب اسلامي امام خميني اهانت ميكنيد كه به فرد به زعم شما بيسوادي چون من اين همه احكام متعدد داده اند. ياران مرا نفوذي نام نهادهايد. در ميان ياران من به جز افراد خدوم بسياري از ياران و نزديكان امام عزيز حاضرند. نميدانم شما در عمر خويش اصلا امام را از نزديك ديده ايد يا نه؟
برنامه شما تلاش براي اختلاف افكندن ميان من و يارانم است تا با اتهامات واهي از قبيل اتصاف به صهيونيسم از پيگيري حقوق شهروندان و اصلاح قواعد حكمراني منصرف شويم. اما بدانيد اين اهداف نه انتخاباتي كه ذاتي من در زندگي است و شهادت ميدهم كه هيچ حرفي را نميزنم مگر آنكه بدان از عمق جان باور داشته باشم و هيچ تصميمي را نميگيرم مگر آنكه مشورت كرده باشم. پس بدانيد كه هم ميخوانم و هم مينويسم به خصوص روزنامه كيهان را كه در دوره حضرتعالي كارنامهاي سياه در توهين به نخبگان را از خود بر جاي نهاده است .
آقاي شريعتمداري؛
در پايان به شما تذكر ميدهم و نصيحت ميكنم كه به خود آييد و حد نگه داريد و اجازه دهيد ملت از حق انتخاب خود بدون تلقين و تخريب بهره ببرند .
فاعتبروا يااولوالالباب والسلام علي من اتبع الهدي
مهدي كروبي
تاریخ ارسال:جمعه 11 ارديبهشت 1388
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۳ بֽظֽ | Reply
اسماعیل صفایی :
سلام آقای عبدی. من از طرافدارای شما هستم ..
من دو سوال دارم که اگه دوست نداشتید اینجا بنویسید به email بفرستید، لطفا جواب بدید.
1-ببنید الان یه آدمایی مثل من داریم واسه کروبی به اعتبار شما و امثال شماها و بعضی خصوصیات کروبی، آیا شما به این فکر کردید که کروبی در صورت پیروزی (مثل خاتمی، که شما یه بار گفتید من از سال اول به بعد دیگه ایشون رو ندیدم) امثال شماها رو در کنارش حفظ میکنه؟ این سوال من هم از خود شماست هم برای خود مونه؟ که ما به تفکرات شما رای میدیم و در نهایت یه تفکر دیگه نیاد غالب بشه!
2-من فکر میکنم الان کروبی با فاصله سوم هست ولی مطمئنم و دارم میبینم که بازی در حال عوض شدنه (به خاطر افکار شما در تیم ایشون، خداییش الان رسما مثل اینه که شما کاندیدایی) و مخصوصا در هفته آخر کروبی به شدت میاد بالا چون تا اون موقع خیلی از تحریمی ها قانع میشن که به کروبی رای بدن. راضی کردن 40 درصد از تحریمیها یعنی 10 میلیون رای و این یعنی 15 میلیو رای واسه کروبی. پس بازی میتونه و داره عوض میشه. ولی سوال من از شما اینه که الان چه پیشبینی از نتیجه این انتخابات دارید؟ چون بالاخره الان یه پیش بینی دارید.
مرسی از شما. ولی مطمون باشید که بعضی ها مثل من اونقد شما رو قبول دارن که این 45 روز شبانه روزی واسه ترویج تفکر شما تالش کنند. به امید پیروزی. مطمئن باشید نمیذاریم بازنده این انتخابات باشی.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ابتدا عرض کنم که بارها گفته ام نتیجه رای هر چه باشد اهداف تعیین شده برای این انتخابات خیر است و نباید از هر نتیجه ای ناامید شد. در باره نظر سنجی ها هم اگر نکته ای بود عرض می کنم . در باره تحویل گرفتن من اصلا به چنین چیزی فکر هم نمی کنم چون اهمیت هم نمی دهم من در هر حال به کار فعلی خود ادامه خواهم داد و اگر در باره رییس بعدی هم چیزی به ذهنم برسد عنوان می کنم. بنابر این از این حیث اصلا نگرانی نیست اگر هم باشد این است که از من همکاری بخواهند و نپذیرم.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۱۲ بֽظֽ | Reply
رضا خ :
جناب عبدی، لطفا متن را مطالعه و در صورت امکان پاسخ دهید:
تضاد بيانيه نويسان با مواضع اصلی نامزدها، احمد فعال
اکنون آقای عباس عبدی بدون اين که کوچک ترين توضيحی درباره نگاهها و انديشه ساختاری خود در باره اصلاحات ارائه دهد، نه تنها سر از منزل آقای کروبی در آورده است، بلکه بدون هماهنگی با مواضع او برای او بيانيه صادر میکند. حقيقت اين است که وقتی بيانيه آقای کروبی را از مطالعه میگذراندم، نيک میدانستم که هم اين بيانيه توسط آقای عبدی نوشته شده است و هم آن که مواضع بيانيهنويس با مواضع آقای کروبی به کلی زمين تا آسمان متفاوت است ...
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این کامنت در ذیل پست مطالبات ملی طرح و پاسخ داده شده است.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۲۵ بֽظֽ | Reply
امير :
اگر قانون اساسی این همه تفسیر های مختلف و متضاد داشته باشد فرقش با بی فانونی چیست؟
خود اصل 98 هم می تواند دستخوش این تفاسیر باشد.
بهر حال تفسیر مخالف تفسیر رسمی داشتن که خلاف قانون نیست؟
می خواهیم بدانیم گرایش آقای کروبی در چه جهتی است؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قانون اساسی از این نظر مشکل نیست آنچه مشکل است تفاسیری است که به درستی شما اشاره کرده اید که تفسیر نیست. بنابر این باید کوشید توازن قوای موجود را بر هم زد.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۵۹ بֽظֽ | Reply
رضا از آلمان :
سلام جناب عبدی
به نظر من هم شما بدلیل بعضی ملاحظات قدرت از پاسخ کامل به سوالات طفره رفته اید .
در کشور ما حکایت رسیدن به قدرت حکایت عجیبی شده است.
چند روز پیش رهبر ایران از تشکیل شورایی از سوی اصلاح طلبان برای نظارت بر انتخابات و صیانت از آرا گله کرد .
به نظرم عکس العمل کاندیداها در مفابل این سخنان نمایانگر صلابت ایشان در پیشبرد وعده هایشان پس از ریاست جمهوری احتمالی است.
البته مسلم است که کاندیداها نیز چون شما که بدلیل مصالحی از پاسخ قاطع به آقای حجاریان طفره رفتید از پاسخ روشن و مخالف با پیام رهبر سرباز می زنند.
و با این وضع تکلیف رای دهندگان چیست
آیا آنها باید فردی را به ریاست جمهوری برگزینند که از حالا از پایداری بر طرح و ایده هایش سر باز میزند و به او اعتمادی کور داشته باشند که شاید بعد از گزینش و رسیدن به قدرت مجال پیشبرد وعده هایش را داشته باشد
و یا اینکه عطای چنین کاندیدایی زا به لقایش ببحشند.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آقای کروبی توضیح داد و در ادامه هم به مواردی خواهد پرداخت.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۴۱ بֽظֽ | Reply
محسن :
جناب عبدی
دقیقا آنچه را در جواب بنده نوشته بودید (استقلال قضایی ، آزادی اطلاعات و مطبوعات و نهادهای مدنی ، جدایی درآمد نفتی از بودجه دولتی ) و البته نکات تکمیلی و توضیحی جزئی تری چیزهایی است که میتواند محل افتراق کاندیدها باشد . کم کم دارد ( به پیروی از جنابعالی ) به نظر حقیر میرسد که آقای کروبی در نزدیک شدن به طرح چنین مواردی از آقای موسوی صریحتر است . پس شما که سری در سرها دارید تاکید بفرمایید که هر دوی کاندیدهای اصلاح طلبان در اعلام موضع بشتابندکه وقت تنگ است .
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۴۱ بֽظֽ | Reply
فرشاد :
با سلام
به نظر من لب کلام آقای حجّاريان اينه که آيا عرضه ی اجرای قول هايی که نامزدها ميدهند را دارند يا نه؟ اينکه لايحه هاتان با حکم حکومتی يا سد شورای نگهبان مواجه بشه ميتونيد کاری بکنيد؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
لب پاسخ هم این است که باید موازنه قوا ایجاد کرد و از خود تفسیری قانون کاری از پیش نمی رود.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۴۶ بֽظֽ | Reply
پرسشهای من از حجاریان :
جناب آقای حجاریان
می دانم وقتت اندک است،توقع پاسخ ندارم، نیاموخته ام که توقع نباید داشت بل پرورش یافته ام در مکتب انقلاب که مسئولینش از ابتدا قدسی بوده اند (و به محض کاهش قدسیت، محذوف)لذا اگر پرسشی را پاسخی نیست، لابد صلاحیت شنودنش برای مخاطب نیست، حتی از کسی مثل شما که اکنون دیگر غیر قدسی شده اید!
سؤالاتم را الگلوریتمی پرسیده ام تا مؤونه اش کم باشد.
1-
ایده آل شما در این انتخابات چیست؟دولت احمدی نژاد، بماند یا جابجا شود؟اگر جابجا شود با چگونه دولتی؟ائتلافی ؟حزبی؟پوپولار(مدلی شبیه خودش، یک آب شسته تر)؟یا مدل دیگر؟و با چگونه رییس جمهوری؟راست؟چپ؟میانه؟آخوند؟غیر آخوند؟
2-
نظر جنابعالی دربارهء برنامهء اقتصادی اقای کروبی چیست؟ آیا مخالفید؟یا موافقید؟
اگر مخالفید آیا ممکن است شرایطی پیش آید که با آن موافق شوید یا الی الابد با آن مخالف خواهید ماند؟اگر موافقید آیا کسی غیر از ایشان می تواند انرا اجرا کند؟
3-
آیا شرایطی هست که یک رییس جمهور بدون برنامه بتواند مطلوب جنابعالی و ارجح باشد(تقدم شخص بر برنامه) که پس از پیروزی برنامه اش را تهیه کند؟ الان ممکن است پوپولیسم ارجح باشد؟
4-
آیا باید در هنگام رأی دان قصد قربت داشت؟ یا قصد ادای تکلیف(حفظ نظام از اوجب واجبات است) ؟ یا از باب تامین معاش اقتصادی و شهروندی و غیره؟ یا بی قصد و نیت بود؟
محمد حسین
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۹ قֽظֽ | Reply
علی.م. :
سلام آقای مهندس عبدی عزیز
در مورد تفاوت میان دو واژه" رییس جمهور "و "ریاست جمهوری" به گمانم منظور آقای حجاریان این است که:
1-ریاست جمهوری در قانون اساسی نهادی است که از نظر مراتب قدرت ذیل رهبری قرار دارد واختیارات این نهاد تابعی از آن است.
2- رییس جمهور به اعتبار این که رییس" جمهور " است بنابراین در طول دوره چهار ساله قدرت خود برای اجرای قانون اساسی که مهمترین وظیفه اوست مافوق تمامی آحاد مردم(جمهور) از صدر تا ذیل قرار دارد.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۲ قֽظֽ | Reply
:
با سلام
به عنوان یک شهروند ناظر، روش جناب عالی را در شرایط انتخابی بسیار روشنگرانه و از این جهت تبریک میگویم و اعتقاد دارم که در مسیر تحول دمکراسی بسیار سودمند است. انعکاس سولات آقای حجاریان،و فقط سوالات ایشان در این سایت (حتی بدون توجه به جواب ها) بسیار مفید است. چرا که به مردم حق و حقوق و اختیارات تعین شده را گوشزد و یاد آوری مینماید.
مطلب دوم (در همین باب) مقاله قبلی شما و آقای بهنود در مورد حق انتخاب و قدرتی و اختیاری که هر شهروند دارد - بسیار اموزنده و به موقع بود
مطلب سوم در همین رابطه یاداشت دیگر شما در مورد عوض کردن شماره منازل بود. درست که شما این مورد را مطرح کردید چون میخواهید مردم به حقوقشان آشنا شوند ولی دریچه اظهار نظریات را بسته بودید - این مساله آشنایی مردم به عنوان شهروند (و نه رعیت) به اختیارتشان و همچنین به مسولیتشان شاید درس اول دمکراسی باشد.
دلیل اصلی نوشتن این مطالب اینست که با خواندن و تعقیب یاد داشتها و بویژه دقت بیشتر در اظهار نظرات خوانندگان به نظر میرسد که اکثر ما پس از صد سال از مشروطیت هنوز به درجه شهر وندی متحول نشده ایم و در همان مرحله (رعیت) مانده ایم. که اگر چنین است چه طور انتظار داریم که (ارباب) نداشته باشیم - چون مطلب تلخ و سخت و دیر هضمی را عنوان کردم جوابهای تلخ و زننده را هم (که نه از شهروندان) بعید نمیدانم.
دلیل این برداشت طرز فکر ماها است همه از خوبی و بدی, اخلاق و ضد اخلاق مسولین و انشا ٔاله و ماشا ٔاله و انشا ٔاله گربه بود مینویسیم (البته در بسیاری موارد خیلی هم خوب و منطقی مینویسیم). ولی این در تفکر شهوندی نیست چون از قانون نمینویسیم. آقای عبدی همانطور که میدانید در همه دنیا آدم بد و دزد فروان است ولی در بعضی جاها با قدرت قانون جلو سو استفادهها از اختیا رات را میگیرند و بطور نسبی هم موفق هستند. این نیست که در کشورهای پیشرفته همه آگاهی به حقوق شهروندی قانونی خود را دارند. نه ولی به اندازه کافی شهروند دانا و مسول دارند. که آنها با رفتار و کردارشان در مواجه با حاکمان از حقوق دیگر شهروندان (بخوانید رعیت) هم غیر مستقیم حمایت میکنند. ما هم شهروندان دانا و مسول و مشرف به حقوق فردی و اجتمعی داریم ولی هنوز به حد کافی و در سطح اکثریت نداریم.
بطور مثال چه خوب بود میدانستیم چند نفر تهرانی مورد تغیر آدرسها را دنبال کردند. حد اکثر ممکن است چند صد نفری هم به شهرداری تلفن کرده و به آن مسول بیچاره هم فحش داده باشند. ولی آیا کسی از نمایندگان انجمن شهر و یا نماینگدان تهرانی مجلس شورا توضیح خواسته است.
کسی در نامه ای سر گشاده و یا در این سایتهای متعدد (کثر ٔاله امثالکم) به نمایندههایشان نوشته که اگر جواب درست ندهند در انتخابات بعدی به آن نماینده رای نخواهد داد. دیگر این مطالب سیاسی نیست که هزینه بطلبد.
به نظر من دلیلش اینست که ما احساس نمیکنیم که این تغیر آدرس به ما مربوط است، و نه به کد خدا.
مثلا ما فقط انتخاب رایس جمهوری را در شان خود میدانیم - تازه اگر قهر نکنیم. در جوامع پیشرفته مردم در انتخابات محلی شهر و محل بیشتر شرکت میکنند تا انتخابات ریاست جمهوری.
اینها را در تائید مدعا خود از طرح شان شهروندی مینویسم.
به هر حال این طرح سوالات که معدودی امثال شما و آقای حجاریان و بهنود مطرح میکنید روش طیبه ایست که ادامه آن سر به مقصد میرساند. چه اشکالی دارد که سوال بعدی از نمایندگان مجلس یا سایر تشکیلات حکومتی باشد. چه اشکالی هست که از همه مسولین در هر سطحی از شرح وظیفه اش در همین سایتهای خبری سوال شود. به نظر من جواب هم مهم نیست. ولی طرح سوال به شهروندانمان درس شهر وند بودن میدهد.
آقای شریعتی چهل سال پیش نوشت که جای قرآن در طاقچه اتاقها نیست و ورق ورق آن باید در دسترس مردم باشد . (نقل به مضمون).
چرا حالا ما با قانون اساسی چنین نکنیم. ورق ورق آنرا هر روز در سایتهایمان تکیثر و مورد سوال قرار دهیم. فکر نمیکنم که هزینه سنگینی هم دارد. ولی سودی فراوان.
با احترام.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۸ قֽظֽ | Reply
کاوه :
سلام آقای عبدی،
1. به نظرم عملا جواب سوالات را ندادید و بیشتر کلی گویی بود. ولی حتی کلی گویی تعریف شده ای هم نبود چون بر بخشی از جزییات درنگ بسیار کردید و به برخی به کل نپرداختید. به نظرم اگر محدودیت از لحاظ پاسخ گویی وجود داشت و یا پاسخی نداشتید، زیباتر آن بود که تدبیر دیگری می اندیشید.
2. نکته ای در رابطه با جمله پایانی تان: "آرزوي سلامتي و بهبودي جسمي شما را از درگاه خداوند خواهانم."
تا جایی که من می دانم:
"آرزوی سلامتی... شما را از درگاه خداوند دارم" یا "سلامتی...شما را از درگاه خداوند خواهانم" .
احتمالا نمی شود نوشت: "او پسر خوبی است می باشد".
البته حدس میزنم در اثر سریع نوشتن بوده است.
نکته مهم: نمی خوام نمک روی زخم بپاشم ولی مطلب بیرحمانه ای هست که اگر بهتان نگویم بدجور در دلم می ماند.هیچ وقت یادم نمیره، به نظرم کمی بعد از سال 76 بود یا کمی قبلش، ازتون مصاحبه ای رو و یا نوشته ای رو خوندم، شاید هم حتی توی اخبار دیدم، ولی مضمونش رو کاملا یادمه. در مورد عزت الله سحابی گفته بودید. به نظرم راجع به اعترافاتش در برنامه هویت. گفته بودید اگه فردی براش چنین چیزی پیش بیاد و به چنین اعترافاتی تن بده، باید برای همیشه از سیاست خداحافظی کنه (به نظرم گفته بودید نباید به خودش اجازه بده که راجع به سیاست اظهار نظر کنه یا یه از دنیای سیاست بره کنار یا "من اگه بودم دیگه به خودم اجازه نمی دادم وارد سیاست بشم" یا یه همچین چیزی). همون موقع هم با اینکه در نظرم آدم مثبتی بودید (و هستید) هیچ برام جالب نبود این یک طرفه قضاوت کردن. تا اینکه چندین سال بعد برای خودتون عین این جریان پیش اومد و در ابعاد گسترده تر اعترافاتتون پخش شد (در اثر اون پاپوشی که درباره نظر سنجی و اینها براتون ساخته بودن). ولی از دنیای سیاست خداحافظی نکردید که هیچ، بیشتر و بیشتر هم دارید فعالیت می کنید. من هیچ جا نخوندم که از عزت الله سحابی در این مورد دلجویی رسانه ای کرده باشید (همونطور که اظهار نظر قبلی تون بر علیه اش رسانه ای بود) یا مطلبی مرتبط نوشته باشید. شاید اون اظهار نظر کلا از یادتون رفته باشه ولی خواستم که بدونید خیلی ها مثل من که اون موقع یه جوون آرمان گرای 20 ساله بودم یادشونه. اگه قبلا در این مورد حرکتی انجام دادید که هیچ. اگه فکر می کنید که اون جمله فقط در مورد سحابی و همفکراش مصداق داره یا لیاقت دلجویی رو ندارن باز هم هیچ. در غیر این صورت و اگه یادتون رفته،به نظرم حرکتی باید!
بعد از تحریر: ابدا از اینکه منتشر نشود گلایه ای نخواهم داشت و اصلا به آن قصد نوشته نشد.
با آرزوی موفقیت
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قسمت اول نظر شما را موافق نیستم چون اساس سوالات باید تحویل به یک مساله شود و به همین دلیل هم ایشان سوالات را مشابه مطرح مرده اند پس پاسخ در ذیل یک عنوان خواهد بود.
اشکال ویرایشی شما کاملا درست است.
در باره نکته سوم هم یادم هست ولی قیاس شما نادرست است و الان وقت پرداختن به مساله نیست. انتقاد به آن مساله از زاویه ای که شما گفتید نیست. در هر حال بماند برای فرصت مناسب.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۴۳ قֽظֽ | Reply
م.ا.م :
سلام و خسته نباشید
من چند روز پیش سری به سایت مرکز آمار ایران زدم و نتایج سرشماری سال 1385 را دیدم. جالب است.
تعداد نفرات دارای شرایط شرکت در انتخابات بدون احتساب فوتی های این سه سال کمی بیش از 52 میلیون نفر است. با این شرایط ، پذیرش آمار دولتی یعنی وجود 46 میلیون فرد مجاز به شرکت در انتخابات به معنی پذیرش فوت حدود 6.2 میلیون نفر در این سه سال است. یعنی تا چند سال دیگر نسل ایرانی ها منقرض می شود!!!!!!!!
جالب نیست؟!!
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۰۰ قֽظֽ | Reply
Dalghake.Irani :
دربین همۀ شبهای سپری کرده ام طولانی؛ امروز شب خوبی بود وانتظار آفتابی مطبوع در صبح فردا را داریم. انشاءالله. ومن سه بار" آخیش" گفتم:
1- آن تصویر نابی که از مهدی کروبی ودو مشاور ارشدش در یک قاب روی آنتن رفت بغیر از تنها بوق- وام گرفته ام ازعبدی عزیز- اولین آخیش را رقم زد: یک تصویر مدرن از یک تیم هماهنگ؛ ودر برابر- بد یا خوب- ما هم عضوی از این جهان هستیم. خب من از اول هم با این شرط تلخک خود خواندۀ این دربار شده ام که مردمی باشم با آرزوهای کوچک کوچک؛ بانتایج بزرگ بزرگ. مرسی به کروبی، سپاس از کرباسچی، متشکرم به عبدی والبته همۀ پشت صحنه؛ که بالاخره تاریخ را ورق زدید وخاطرۀ تلخ ولی همیشگی" آن مرد آمد" را از ذهن دل ما روفتید.
2- آخیش دوم اما مهم نبود خودش- چرا که من به اعتبارکهولت سنم وپیوستگی حرفه ام بسیار دیده ام میادینی را که پهلوان ژولیده اش زنجیر پاره می کرده وسینی پاره می کرده ودوره می گشته با کاسه ...- مهم آن جایی شد که دلم می خواست پدرم پول هایمان را ندهد به آن مرد نا نظیف که" خشونت "حرفه اش بود درحالی که من گرسنه بودم ومهمتر: "هیچ اسباب بازی نداشتم". تا بالاخره امروز عموجانم مهدی کروبی خیلی سفت گفت: برادر... دنیا عوض شده این جا شلتاق نکن.
3- وسوم آخیش؛ شادی یک "بالاخره یکی به من گیرداد" است که هنوز مزه مزه می کنم؛ وآن را مدیون "امید"م هستم که گفته بود: دلقک کمی ساده تر بنویسد ولطف کرده بود که حتی از من تعریف کرده بود. واما جواب:
a - من نویسندۀ حرفه ای نیستم ودارم سیاه مشق میکنم.
b- ساده نویسی سخت ترین گونۀ نوشتن است. مثل همۀ کلاسیک های دیگرکه کارهرذوق
غریزی نیست جولان در این عرصه. ندیده ای کارآموزان تئاتررا که آدم هارا سروته می کنند
واسمش را می گذارند هنر آوانگارد!
c- من زخم تشک دارم وجز به ایما و اشاره حرکتی را مجاز نیستم. خدا نصیب هیچ بنده ای نکند.
d- ازرضا کیانیان عزیزم اگر بپرسی می گوید: نثر نویسنده شناسنامۀ اوست.
e- من سواد ندارم که پیجیده بنویسم. بلی نثرم سخت خوان است. خدا بیامرزد استاد عماد افشار را او هم هیچ وقت من "هرتکی" نویس را تأیید نکرد. اوکه می گفت خیانت است به ادب فارسی.
f- من چون خودم استعداد آبستن شدن را ندارم ودر کویرزیسته ام. واژه ها را آبستن یاد گرفته ام ودوست دارم. کم کم به هم عادت می کنیم. انشاءالله.
g- یا...هو
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۱۸ قֽظֽ | Reply
امیر :
جناب عبدی،
اگرچه چیزی که می نویسم در ظاهر به پست حاضر بی ربط می نماید اما در باطن به گمانم می تواند مربوط باشد.
امروز صبح خبر اعدام خانم دل آرا منتشر شد. چیزی داستان را اندهناک تر می کرد شیوه اجرای حکم بود. اینکه به وکیل خانواده ی متهم خبر داده نمی شود و اینکه بخشنامه آقای شاهرودی نادیده گرفته می شود.
جناب آقای عبدی، قضیه خانم دل آرا با موارد سیاسی کاملا متفاوت است اما با اینحال قانون در مورد ایشان اجرا نمی شود. آیا واقعا کسی حتی در قضایای غیر سیاسی مسوول نیست؟ چطور می شود حکم رییس قوه قضاییه را نادیده گرفت و آب هم از آب تکان نخورد؟
اگر می پندارید که در حکم اخیر نقض جدی قانون صورت گرفته مایلم بدانم نظر شما را در موارد زیر بدانم؟
چرا سیستم قضایی اینگونه است که دادستان مربوطه بازخواست نمی شود؟ آیا رییس قوه مذکور قدرت کافی ندارد؟ آیا دادستان مربوطه مستظهر به پیشتیبانی مقامات بالاست (که به نظر جواب منفی است)؟
و آیا برای اجرای قانون حتی در موارد غیر سیاسی محتاج چیزی شبیه توازن اجتماعی هستیم؟ در قضیه مذکور چیزی شبیه توازن هم وجود داشت اما تاثیری در قضیه نکرد
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
احتمالا پاسخی بود به بیانیه مخالفت با اعدام کودکان زیر 18 سال.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۰۰ قֽظֽ | Reply
همایون :
آقای عبدی می دانید که بنده هم مانند بسیاری دیگر وقتی در روز رای گیری می نویسم مهدی کروبی منظورم عباس عبدی است و وقتی می گویم عباس عبدی؛ آرا و نظرات خودم را اراده می کنم که در غالب موارد طابق النعل بالنعل مساوی آراء شماست. اما مصاحبه ای از عماد باقی در ذهنم است که از قبل دوم خرداد 76 می گفت که برای خاتمی بیانیه می نوشت ( مثل امروز که شما موتور محرکه ستاد کروبی هستید) و از روزی که در زندان بود (سال 78 یا 79 دقیق یادم نیست) و در تلویزیون از خاتمی شنید که مرتکب جرم شده که رفته زندان و از تعجب و افسوسی که او و شمس الواعظین و گنجی را فرا گرفته بود. راستش برای تان نگرانم. شما همین الان هم از سوی یک محفل خاص به لقب پیاده نظام اسرائیل ملقب شده اید و دیر نیست که برای تان آشی بپزند سراسر با روغن. اگر فردا روزی خصوصا پس از پیروزی کروبی ( که من هم مانند شما برای پیروزیش دارم تلاش می کنم نه فقط در اینترنت که در عالم واقع) برای شما دامی نهادند؛ کروبی صریح و مشخص چه کار خواهد کرد؟ حتما ایشان متوجه است که این شمایید که بیش از همه تحول خواهان را به سمت او دارید می برید و آرایش صحنه سیاسی را تغییر می دهید. برای ما تحول خواهان مهم است که عبدی را پس از انتخابات نزنند و ما را از او محروم نکنند.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
هر کسی در این شرائط باید با دفاع از مظلوم از خودش دفاع کند آنان که از با عدم دفاع از دیگران در واقع از خودشان دفاع نکردند سرنوشتشان را دیدید و دیدیم.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۴۵ قֽظֽ | Reply
Mohammad :
جناب عبدی با سلام
غیبت من تفصیر شما بود، چرا که پس از مباحثی که پیرامون فرهنگ و ساختار داشتیم من کار مطالعه فشرده ای را آغاز کردم و تا کنون به نتایج خوبی هم در زمینه فرهنگ سیاسی رسیده ام، با تشکز از شما که این انگیزه را ایجاد کردید.
روز اول ماه مه تصاویر داس و چکش همراه با تظاهرات کارگری به خیابان ها آمد. بحران اقتصادی در جهان و انقلاب بالقوه تهیدستان، نظام سرمایه داری را بیش از پیش نیازمند وجود دشمن خارجی نموده است.
مساله هسته ای و خطر تروریسم و کلا وجود دشمن خارجی در چارچوب راهبرد ایجاد بحران نظامی یکی از راه حل های برون رفت آمریکا از این بحران است.
آمریکا با تمام وجود نیازمند یک کاندید ریاست جمهوری چون احمدی نژاد در ایران است و گرنه با مشکلات زیادی در داخل مواجه خواهد شد. آنها اخیرا پیشگویانی را روی آنتن آوردند که از پیروزی احمدی نژاد خبر می داد.
خوشحالم از اینکه با هدف ترویج مشارکت در انتخابات فعالیت می کنید.
به آقای محمد حسین عزیز نیز سلام می رسانم.
محمد
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۱ قֽظֽ | Reply
نچار :
با سلام و آرزوي صحت وسلامتي
مطالب بسيار خوب و آموزندهاي هم از طرف پرسشگر وهم از سوي پاسخگو مطرح شدهاست. اگرچه همه چيز و پاسخها به توازن قوا ارجاع شد اما نكتهاي كه به نظرم ميايد اينكه توازن قوا در اين سيستم چگونه ايجاد ميشود؟ سيستمي كه يك چرخه خاص دارد و بويژه بخش انتصابي آن (چرخه بالادستي شوراي نگهبان و تشكيلات امنيتي، نظامي و انتظامي)، احدي را اجازه ورود نمي دهد وكسي را ياراي به چالش كشيدن با آن نيست. ملاحظه كنيد سيستم انتخاب نمايندگان مجلس خبرگان رهبري را كه بايد نظارت كنند بر اين طبقات، اين چند سال جز به به گفتن و تعريف و تمجيد، خروجيي از آن ديده نميشود. اوست كه بايد نهادي مثل شوراي نگهبان را متنوع و متكثر بخواهد اما از انطرف نهاد شوراي نگهبان است كه بايد آنها را تاييد صلاحيت نمايد و اجازه ورود دهد. ملاحظه مي كنيد نوعي دور باطل وجود دارد آقاياني كه قبلا در اين سيستم تاييد شدند و بنابه ملاحظاتي بعدا يا سكوت وتقيه كردند تا تاييد شوند و در قدرت بمانند و از اين خوان بهرهاي ببرند و يا در صورت اصرار بر اعقايد خود رد صلاحيت شدند. در مجموع به اين قانون اساسي و شرايط حاكم بر آن اميدي نيست و با توجه به تمركز قدرت در بخش انتصابي توازن قوا به نظرم تقريبا محال و دست نيافتني است مضافا" اينكه اين سيستم صرفا به شخصي نظير احمدي نژاد اجاره اين مانورها و تصميمگيريها و حرف و حديثها را ميدهد وبراي ساير افراد جز تداركاتچي نمي توان تصور ديگري داشت البته شايد فردي نظير آقاي كروبي بتواند بخشي از اين چرخه را با نحوه خاص برخوردش، مجبور به برخي عقب نشينيها بكند كه نوعي توازن قوا را تداعي كند.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پس از توازن قوا در عینیت اجتماعی است که دورهای باطل هم شکسته می شود.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۵۸ قֽظֽ | Reply
علي :
با سلام
به اميد پيروزي آقاي كروبي به اين دليل كه ايشان افراد شايسته و كارآمدي را در تيم خود گرد آورده است.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۰۱ قֽظֽ | Reply
امیر :
1- چرا کروبی؟
2- چرا ایشان خود جواب نمیدهد؟ شما زحمت تهیه مطلب می فرمودید ایشان امضا می کرد؟ ایشان پشت شما مخفی شده در مقابل این جوابها؟ که اگربه مذاق... خوش نیامد، جای پس کشیدن و به گردن شما انداختن حاز باشد!
3- مردم تنها به نامزد رای نمی دهند بلکه به برنامه ها و نظریات و عقاید او رای می دهند.
4- حالا که در زیر چطر ایشان هستید، از ایشان بخواهید جواب این سوالها و دیگر موارد هم نوع که به کررات و تفصیل در همین سایت مورد بحث قرار گرفته بدهد و آنرا در نشریات چاپ کند. تا بعد اگر انتخاب شدند بشود بازخواست کرد. نه اینکه مانند قانون مطبوعات مجلس 6 کل داستان را بپیچانند.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به نظر من کسی که خودش همه موارد را پاسخ دهد و همه فن حریف باشد شایسته ریاست جمهوری نیست. روسای جمهور حتی سخنرانی های خود را هم شخصا نمی نویسند چه رسد به مطالب تخصصی تر.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۰۵ بֽظֽ | Reply
آريا :
با پوزش، متن آقاي احمد فعال كه قبلا نوشته بودم:
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در پست مطالبات ارسال و پاسخ داده شده است.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۰۶ بֽظֽ | Reply
آريا :
جناب آقاي عبدي
متاسفانه پاسخ شما به مطالب آقاي فعال اصلا قانع كننده نبود. به نظرم ميآيد كه در همهي نوشته هايتان در اين روزها يك عبدي ديگر ديگر شده ايد و بيشتر توجيه ميكنيد تا استدلال.
فقط به عنوان يك نمونه براي فرار از اين پرسش كه در اين مدت چه تغييري حاصل شده كه شما معتقد به شركت شده ايد و آن را مفيد ميدانيد، ميفرماييد اگر انتخابات مجلس بود شركت نميكردم. توضيح نداديد كه "شرايط چه تغييري كرده است"، و آدم كندذهني مانند من نميفهمد چرا مجلس نه و رياست جمهوري بله.
...
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب کمی هم شما همراهی کنید تا قضیه حل شود. شرائط اجتماعی هیچ تغییری یا تغییر مهمی نکرده است اما وضعیت انتخابات ریاست جمهوری با مجلس فرق می کند و این خیلی روشن است در انتخابات ریاست جمهوری با موقعیت انتخاباتی متفاوتی روبرو هستیم که ناشی از ویژگی های این انتخابات است و لذا با شرایط کنونی اگر فردا انتخابات مجلس برگزار شود باز هم فعالیت موثری نمی کنم هر چند منع هم نمی کنم. آنانی باید پاسخگو باشند که دو انتخابات مشابه را با دو خط مشی متفاوت پیگیری می کنند.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۳۴ بֽظֽ | Reply
حبیب :
مطالعه لینک زیر را جسارتاً به کار بران محترم و جناب عبدی توصیه میکنم!
http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-50546
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۵۹ بֽظֽ | Reply
آرش :
با سلام
توضیح آقای احمدی نژاد درباره میلیاردها دلار گم شده مورد توجه قرار نگرفت. او گفت بدون اجازه هیچ هزینه ای نکرده است!
این را داشته باشید و به موارد بذل و بخشش های دیگری هم که پالیزدار به آن اشاراتی داشت، اندکی دقت کنید!
انقلاب و اسلام و اصول و ... همه حرفه. اصل قضیه جای دیگری است. اصلاح طلبان و ایرانیان وطنخواه باید خیلی حواسشان جمع باشه. دچار خوش خیالی نشوند. بایدمتحد و محکم یک جایی بالاخره ایستاد و این انتخابات فرصت خوبی است!!
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۰۵ بֽظֽ | Reply
عماد :
سلام آقای عبدی بزرگوار. اما بعد نامه کروبی به کیهان راکه دیدم بر آن شدم پرسشی را که هیچ کس به دلایل مختلف جرات طرح آنرا ندارد با شما در میان گذارم. ساده و کوتاه میگویم کروبی شریعتمداری را هدف میگیرد همانطور که جنتی را هدف گرفته بود همانطور که فیروزآبادی را وهمانطور که........ نمیدانم منظور او کیست؟ . اگر مخاطب این سیگنال ها دیگری است چرا جرات خطاب مشخص و صریح ندارد و اگر واقعا مخاطب همین افراد هستند که..... آقای عبدی به شخصه بسیار رنج میبرم از اینکه کسی مرا احمق و نادان فرض کند. کروبی دار و دسته اقتدارطلبان را تهدید میکند به آنان پرخاش میکند و دوباره برای چندمین بار این افراد در پست هایی که ارثیه پدریشان است میبینیم.این موضوع را از حضرتعالی وام میگیرم و پیشنهادی عرض میکنم. تا هنگامی که میان قدرت و مسولیت شکافی همانند دامنه های زاگرس وجود دارد خیمه شب بازانی چون ...... بظاهر مسولند و بر دامن کبریایی کسی ننشیند گرد. آقای عبدی عزیز از انتخابات مجلس هفتم انتخابات مدیریت شد..بیاییم برای پر کردن این خندق این نهاد های به ظاهر انتخابی را بر داریم . پیروزی کروبی رویای شیرینی است که امیدوارم امشب در خواب ببینم.یاعلی مدد......
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر فقط به فکر پیروزی در نتیجه باشیم طبعا چنین چیزی ممکن است به دلائل متعدد حاصل نشود اما اگر از منظر دیگری(رجوع به یادداشتم در این مورد شود) به مساله نگاه شود شاید مساله فرق کند.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۳۶ بֽظֽ | Reply
پ -ص :
این سوالها در دوم خرداد هم وجود داشت و حتما جناب حجاریان پاسخ در خوری یافته بودند اما چرا انرا با کاندیدای خود که در حماسه افرینی دوم خرداد شرکت داشت مطرح نکردند و یا مانند شب امتحان با دوست خود مرور نکردند و بجواب شایسته ای نرسیدند نمی دانم شاید هم تلاش کردند ولی پاسخی مناسب نیافتند و بی دسترسی بان بار اصلاحات را بار کردند و پیش خود گفتند انشائاله در امتحان این سوالات مطرح نمی شود ویا اینکه اصلا بعداز ان بود که ایشان دریافتند که تا جواب این سوالها داده نشود امتحان بی اعتبار است خوب از هر منظر که ببینی جواب سوالها به حل معما کمک نمی کند اما طرح معما از این رو اهمیت دارد که مردم از معما خوششان می اید و میتواند نقل مجالسشان باشد مثل چیستانهایی که قدیما دور کرسی بعد یا پیش از قصه خواندن باب سرگرمی می گشود و روزها بچه ها وقت و بی وقت میگفتند ان چیست که ....
من از طرح عاقلانه این سوالها این بذهنم میرسد که جناب حجاریان باین نتیجه رسیده اند که چیستان شدن این سوالات البته که نه دور کرسی بلکه کنار تلویزیون و سور وسات شام دوستانه مفید تر از جوابهای زیرکانه و البته جا خالیهای زیرکانه تر است
اما من از روزی که کروبی کاندید شد او را مناسب این زمانه دیده ام زیرا رسیدن بهدف مراتبی از راه دارد امدن خاتمی اولین قدم نیست بلکه زمان کروبی است اگر عمری بود هشت سال بعد موقع خاتمی است
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۰۲ بֽظֽ | Reply
Dalghake.Irani :
1- یک دلقک اگر نبض جامعه اش را در دست نداشته باشد باید برود غاز بچراند. چون که کسی نمی آید به "سیرک"ش. ودلقک که به شیر نفت وصل نیست؛ از گرسنگی می میرد وجامعه ای که دلقکش بمیرد؛ لبخند کودکانش می میرد؛ ووقتی کودکان مردند؛ پدر مادر ها دق می کنند ومی میرند و... دیگر چه کسی مانده تا بکشیمش- پناه بر خدا- پس عزیزانم حرف مرا جدی بگیرید که پیروزی مهدی کروبی در انتخابات پیش رو قطعی است. پس بیایید جلوتر تا یک قصه برایتان بگویم بی خیال- any way- انتخابات وتقلب وتخلف وبرادر حسین وبرادر"پروین" واین حرفها...فقط یک وقتی یادم بیاندازید راجع به اسامی پروین ومیترا و مهرداد ومحمودو رامین وکامران وداود وحرواسفندیار والهام و...یک بحثی بکنیم باهم. آری که قبل از انقلاب وبعد از انقلاب را هم دخالت بدهیم وحتی ربطشان را با اسلام شیعۀ غالی- این غالی را دیگر جه کسی چپاند این وسط مذهب مداراگرملت شیعه!- بعد روان شناسی کنیم که چطور مهرداد متولد درسال های پیروزی انقلاب"اسلامی" می تواند شیعۀ غالی باشد وبرادر پروین متولد در دولت دکتر مصدق- ای میترای نماز جمعه دلم برایت کباب شد- حر!
2- دریکی از روزهای خرداد-یا خرداد یا بهمن: سرنوشت ایرانیان فقط دوماه دارد سالش- بچه روحانی ها با بچه حرب اللهی ها جمع شدند دور هم که:ای بابا ما که از پدرانمان خیری ندیدیم واز پیش نمازهایمان! پس بی خیال معممین برویم به یک مکلای دانشگاهی رأی بدهیم؛ بلکه هم بهشت درزیر کاپشن او قایم شده برای عادی سازی وامتحان ما. خب شروع کردند به انتخاب اصلح؛دانه درشت ها نام داشتند قالی باف ومعین ولاریجانی. لاریجانی را خیلی زود خط زدند چون از هزار طرف وصل بود به معممین. معین هم که هنگام آمدن خودش خودش را خط زده بود با آن کاریزمای منفی وشعار تابلو"دوباره می سازمت وطن". پس تا اینجا ماند فقط قالی باف. تا اینکه قالی باف افتاد دردست چپ ها به میلیتاریست وبناپارتیسم ونگاه پادگانی! ودر دست خودش که می خواست از کوره پز خانه تا صاحب قرانیه را مال خود کند وحتی یک روزنامه هم نداشت. تا اینکه گفت من خلبانم ولباس های شیک پوشید ولفظ قلم حرف زد وبه کاریکاتورش حتی سلام داد. میخ آخر را به تابوت بخت این جوان رعنا- برای وزارت کشورت چطور است آقا مهدی؟- را آقای سبز ایران کوبید با آن مصاحبۀ دقیقاً مدرن در فیلم خوش ساخت انتخاباتی اش! "میر فخرایی" نام بنشیند جلو سرداری که از باعرضگی سرش بالای دار نرفته- هی بگو اعلامیه را امضا کرده بود.ول کن دیگر! مگراین طرف اعلامیه ای ها خودشان اعلامیه نشدند و نیستند در جستجوی یک لقمه خاویار اینک. البته که من با سید محمد خاتمی جسارت شوخی هم نمی دهم به خودم- بچه ها البته یک ایراد سوم وبزرگی هم به قالی باف داشتند: او حاضر نشد کاپشن بپوشد. او برای پاسبانهایش بنز الگانس آورده بود از آلمان که احساس کرامت بکنند وجوانها را بازداشت نکنند یا کتک بزنند یا هر سه باهم- هم تحلیل وهم تعبیر از پسرم است که پاسبان است-
3- رییس جمهور باهوش وجاه طلب قاعدۀ بازی را چنان با مهارت روانشناسی" ظهور" شرق ملهم بود ودرست اجرا کرد که مردی با عینک آفتابی هم غبطه بخورد که چگونه مغزش را کوبیده روی دلش تا به هاشمی رأی بدهد در"شب انتخابات"- شب انتخابات تعبیر از کیهان است.ولی با یک سیاه چاله برای امسال- وبچه ها معبود را یافته بودند: یک" هیچ کس" باکاپشن ودانشگاهی!واین بچه های نازنین تنها جمعیتی بودند که هم هدف داشتند هم روش داشتند وهم امداد که معمولاً در هنگام آمادگی برای برد سراغ برنده می آید- گیر نده عزیزم من از علت تامه می گویم-
4- پس" شب انتخابات" فقط این حزب اللهی های صاف وبی ریا بودند- ومن نوکرشانم- با تا 20 در صد کل جمعیت ایران که تکلیف مشخصی گرفته بودند وداشتند.واتفاقاً این ما 30درصد بودیم که اتمیزه بودیم ومعلق:هتاک ها، براندازها، روشنفکران- خیلی معذرت می خواهم من نوکر بادمجان که نیستم من فقط نوکر ایرانیانم نه حتی ایران والبته در ردیف اول بچه ها بعدش هم حزب اللهی ها- مخالف خوانها،ایده آلیست هاوخیال پردازهاوالبته لاشخورها- یادم بیاندازید یک وقتی بعد از انتخابات راجع به این لاشخورها بیشتر بگوییم وحرص بخوریم-
5- خب حساب 50 در صد جمعیت را رسیدیم. پس آن 50 درصد بقیه چی؟! ای وای بر من؛ این 50 درصد بقیه به معنای دقیق کلمه "گیرافتادگان" هستند. کسانی که عضو هیچ تیمی نیستند ولی زودتر از همه به میدان فراخوانده می شوند والبته که بازی هم می کنند چرا که دستور مربی باید اجرا شود ومهمتر از آن! این میدان یکی از چند میدان سالیانه شان است که می توانند بازی(بخوان حتی بازیگوشی. چرا که نه! بابا ما داریم از آدمها حرف می زنیم ونه از کرگدن) کنند.نا آماده، خسته، مجروح، بدون حساسیت برای برد وباخت و..."بازی برای بازی".
6- دور اول انتخابات که شروع شد لذت بازی حتی نیمی از20 درصد را گرفت ولذا گفتند بی خیال وبا 50 در صدی که همه برادر خواهر وفامیل هایشان بودند شریک شدند در بازی"اجی مجی لاترجی" وچشم هایشان را بستند ودست کردند توی کلاه شعبده! ووقت استراحت بین دونیمه دیدند که احتمالات علمی دقیق است بادر صد خطای کم:" هاشمی، احمدی نژاد، کروبی، قالی باف وحتی معین" با 4 تا5/5 میلیون بازی را باخته بودند.اینجا بود که تحریمی ورأی دهنده یک حرف را زده بود آنها "هیچکس" را انتخاب کرده بودند: چه فرقی می کند چه کسی رییس باشد.ولی بازی تمام نشده بود وباید در نیمۀ دوم ادامه می یافت. بازی حذفی باید برنده داشته باشد مگر شوخی است. لذا سیدما به آن نازنین وزیر کشورش-واقعاًکه! قربانت بروم خاتمی!- گفت تا زمین را خاک اره بپاشند وآماده کنند برای نبرد- حالا دیگر گلادیاتور! هم خونین وشکست خورده وسط میدان ولو شده بود-وفتی قصه به این جا رسید آن 30 درصد اتمیزه که درگوشه وکنار استادیوم به بازی یه قل دوقل ومینج مشغول بودند هشیار شدند وبازی کی بود کی بود را شروع کردند ولی دیگر خیلی دیر شده بود. تازه بازی کی بود کی بود مال بعد از انتخابات است- که ادامه ندادند رفقا سهم خودشان را- وملت رفتند پای صندوق های رأی:"تا 1368 را که همه در جنگ وجذبۀ حضرت امام ره بودیم وبر سرانقلابی که همه باهم درست یا اشتباه کرده بودیم . سال 68 تا 76 هم که سکان را دادیم دست شببه ترین روحانی به امام ؛نشد که بشود- ملت دقیق است در سهم هاشمی وآنانی که می گویند رفاه از در تو بیاید دین از پنجره فرار می کند- تا اینکه سید ما خاتمی آمد با لبخند وبا حرفی تمام از جنس این دنیا وبالاتر! این دنیای جدید. کور از خدا چه می خواهد جز دو چشم بینا: آنچه همۀ خوبان داشتند او یک جا می گفت بعلاوه اینکه عبایش هم به جنس پوشش ایدئولوژی( بخوان هژمونی) می خورد.ولی باز هم نشد.- این جا هم یک قصۀ مفصل دارد ولمان نکنید تا این مستند را ندیده اید.- بعداز انتخاب مهدی کروبی البته- وآیا تو کودنی که مرا( بخوان توده) احمق می خوانی در انتخاب احمدی نژاد! جز من می کردی عالی جناب؟: یک مکلای دانشگاهی ارزان قیمت که از فرط سادگی به پیامبران اسطوره بود واز حیث گفتاربه لقمان حکیم. تازه در شهر تهران هم دعواهای بی پایان بعد از کرباسچی را-حداقل- تا دور برگرد های بزرگ راهها خاموش کرده بود. وپیش نهاده ات چی بود برای من!؟ یک روحانی که خودت استخوان هایش را هم چرخ کرده بودی در فرودگاه های کانادایش، در سرمایۀ نفتش در عربستان، در جاه وجلالش در کیش و... ولی تو اینقدر درانتقام از چی غرق بودی که به من نگویی هاشمی جزو معدود روحانیانی است که هیچ گاه دین معیشت نبوده وهمیشه از دست وجیب خود تغذیه کرده؛ کدام مغز عقب افتاده ای است که من دلقک را وکیل مدافع این آدم وآن آدم کند. من دارم از قاعدۀ بازی حرف می زنم. آخر بازی برای بازی که نشد مسئولیت. آن هم در وبرزیست گذشت ایرانیانی که صورت سرخ داشته اند در طول تاریخ بهر وسیله:"سیلی بر چهرۀ خویش حتی".
7- دوستان نوستالوژی کورش را سر جایش بگذارید ترا خدا حملۀ اعراب را قرقره نکنید برای ما. نگویید اسلام ما دین شمشیر وعبوسی وماندن در جهالت است. چرا نمی فهمید ما مسلمانم. از پشت شیشۀ تار نوشیدنی هایتان به ما دستور برو خیابان برو زندان برو به درک! صادر نکنید. ما هم دلمان برای رنگها تنگ می شود. اگر دارید در بساط فهم تان که کمی؛ آری فقط کمی رنگ به پیراهن دختران ما بپاشید!این راه را پیدا کنید والا که خودمان بهتر از شما بلدیم نفله شدن را. گیرم که تورا از زاد بومت بیرون کردند.حداقل تو اینقدر دست وپا داشتی که فرار را بر قرار ترجیح بدهی. من بی دست وپا چی؟ درد خودم به کنار تو هم هی می گویی گوش کن: برو انتقام مرا بگیرتا من برگردم دمار از روزگارت در بیاورم. من خسته ام از این مسخره بازی؛ من دلم یک بازی شنگول می خواهد. یک بازی همه باهم در میدان شهر.توکه مدعی"من آنم که رستم بود پهلوان" هستی زیر بغلم را بگیر تا بدون تنه زدن حتی به دشمنانم بتوانم به رقص وپای کوبی "همه باهم" بروم. من خسته ام خسته! یا...هو
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۰ قֽظֽ | Reply
امير :
اقاي عبدي عزيز سلام
حقيقت من هرچه اين روزها فكر ميكنم بيشتر درميابم كه عدم مشاركت بهترين راهكار است
چرا كه بقول شما كه قول حقيست موسوي تا حالا كجا بود بقول خانم رجبي عافيت جوي بيدرد بود در واقع چرا كه اگر ميخواهد بگويد مسير را مناسب ميديد پس چرا دور قبل براي مناسب شدن مسير شرط ميگذاشت واسه كساني كه اگر ميتوانستند شروط را محيا كنند براي خود ميكردند!
خوب نيامد وحالا هم كه امده منت ميگذارد كه وظيفه خود را انجام داده حال باقي با مردم است يكي نيست بگويد كدام مردم بدنبالش رفتند كه چنين وظيفه اي در خود ديده در صورتيكه هماناني كه او در زمان حضورشان ديگر احساس نگراني نداشت به صحنه امده بودند وبنابراين نه وظيفه اي جديد ونه احساس نگراني نبايد بوده باشد كما في سابق
اينجاست كه من موسوي را جدا بخاطر تناقضاتش مورد سوال ميدانم
حالا هم كه اقاي كروبي هست جاي نگراني نيست مگر كروبي پيروز شود شرايط بي دقدقه برايشان حاصل نميشود؟
اما در مورد كروبي من نميدانم چرا پيرمرد متوجه نيست كه اگر اصلاحاتي قرار بود ادامه يابد خوب دور قبل مردم به او يا معين راي ميدادند پس اصلاحات را بيخيال شدند ومن در نميابم كه چطور است كه ايشان دوباره همان ميكند كه چهار سال پيش كرد چرا متوجه نميشود مردم حتما نميخواستند كه راي ندادند وبنظرم اصرار جز قدرت طلبي وبازيگوشي ولجبازي معنايي ندارد وبراي ادمي به بزرگي كروبي يكبار شكست كافيست واين مرد بزرگتر از انست كه به رغم يكبار شكست باز هم ادامه ميدهد پس كروبي هم تناقض دارد
من به اين نتيجه رسيدم اصلاحطلبان نبايد اصلا كانديد بدهند تا همه كانديد ها مال اوصولگرايان باشد وادامه وضع فعلي تا ببينيم چه ميشود بهبود ميشود يا نه؟!
نظر شما چيست؟ ميخواهم بدانم بنظر شما منطقي نيست؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خیلی از نامزدهای انتخاباتی چند بار شرکت کرده ان تا پیروز شده اند و حتی پیروز هم نشده اند لذا از این منظر نمی توان افراد را سرزنش و رد کرد. اما از نظر من مساله افراد فرع بر اصل انتخابات است که در تحلیل خود مفصل نوشته ام.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۰۲ قֽظֽ | Reply
امير :
با سلم جناب عبدي
در ضمن در مورد سوال اول حجاريان بنظرم مهمترين سوال وپرچاش ترين سوال همين است كه شما انرا نامربوط دانستيد شما اگر دقت كنيد ايام دوازده فروردين يا بهمن كه سيما نظرات اقاي طالقاني را نشان ميدهد از واژه جمهور استفاده كرده واين نشان ميدهد ان موقع كه در حال تعريف ونهادينه كردن ان در قانون بودند نسبت به اين كلمه توجه وجود داشت پس نميشود گفت در اثر عدم دقت يك ي اضافه يا كم شده واگر حالا بود حرف شما قبول بود ولي بنظرم دقت بود اون موقع
واگر در نزد شما براي حسن وحسني تفاوتي نيست كه چگونه در شناسنامه جايگذاري شود وخوب اين مورد هم همين خواهد بود
من از شما ميپرسم جمهور كيست؟
جمهوري چيست؟
ريس جمهور ريس كيست وكجا بر او حق رياست دارد؟
ويا اساسا رياستش به چه معناست؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ممکن است مهم باشد و من نفهمیده باشم اما تصور نمی کنم چنین دقتی وجود داشته باشد که ما نفهمیم اما آنان متوجه بوده اند . من کل موارد را دیدم کلمات ریاست جمهوری و ریاست جمهور و رییس جمهور و رییس جمهوری در موارد متعددی آمده است. کلمه آقای طالقانی هم لغت مصطلح است و بکار می رود.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۱۹ قֽظֽ | Reply
Arian :
ایا مخاطبین این سیوال و جواپها وکلای حقوقی یا اساتید علوم سیاسی اند یا مردم کوچه و پازار ؟
اگر مقصود از توازن قوا اکثریت رای ملت است کیست نداند که ملت خواهان تغییر بدون خشونت و متمدنانه است .اما کسانیکه برای حفظ غیر قانونی قدرت و ثروت خود با وجود رای ملت و توازن قوا برای تغییر بی اعتنا به همه چیز قانون را بنفع خود تفسیر و به ریش ملت هم میخندند به سادهگی عقب نخواههند نشست. بنا براین رییس جمهور ی جسور و مرد میدان مبارزه میباید تا جوابی درست و شایسته بسوالات با تفسیری درست به غاصبان قدرت بدهد و حقوق از دست رفته را استیفا وقدرت ریاست جمهوری پا مسؤلیت تمام
اعمال نماید.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۴۵ قֽظֽ | Reply
Nima :
جناب عبدی
در باب برنامهی آقای کروبی و سهام نفت، سوال مهمی که پیش میاید این است که حتا با خارج شدن شرکت گاز و همچنین پالایش و پخش، صادرات نفت خام همچنان در دست دولت باقی میماند که خود منبع عمده ای است و دولت میتواند با تبدیل دلار حاصل به ریال به روند ناخوشایند کنونی ادامه دهد
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قرار نیست همه قدمها یک جا برداشته شود.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۵۷ قֽظֽ | Reply
سیما :
جناب مهندس عبدی سلام
نظر شما درباره صحبت های اخیر دکنر زیبا کلام که در همون شماره مردم و جامعه که مصاحبه شما هم هست،چاپ شده چیست؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
عالی بود عالی. یک استاد دانشگاه بجای تحلیل درس انگیزیسیون داده است و جالبتر این که خود را معیار حق هم دانسته اند و برای این و آن جواز حق و نا حقی صادر می کنند. اما چون قبلا ایشان دروغ گفتند و حاضر نشدند از گفته دروغ خود پوزش بخواهند هر چه بگویند مورد توجه اهل خرد نخواهد بود.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۳۲ قֽظֽ | Reply
مهدی م :
آقای عبدی چند سوال :
1- نوشته بودید طرح نفت را ابتدا در مشارکت مطرح کرده اید. دقیقا واکنش دوستان به آن چه بود؟
2- با مطرح کردن این بحث در ستاد کروبی واکنش افرادی مثل کرباسچی و نجفی چه بوده است؟ موافق بوده اند یا ممتنع و یا مخالف؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر به این موارد بپردازم فردا صدها سوال هم مطرح می شود. هر چه بود که فعلا شعار این ستاد است.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۱۲ بֽظֽ | Reply
کاش؟! :
حالا می فهمم که چرا هنوز صدا و سیما در مورد انتخابات سکوت کرده چون زمان انتخابات زمان روشنگریست و بیرون ریختن ماهیت افراد بقول حافظ بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه / زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد آقای شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در پاسخ به آقای کروبی مجددا ایشان رابه بیسوادی متهم کرده اتهامات خارج شدن از نظام و خوشحالی صهیونیستها را تکرار کرده و آرزو کرده اند :" ای کاش بازجو بودم "
آقای مهندس عبدی؛
چرا آقای شریعتمداری در مدت این سی سال هنوز نتوانسته اند به این آرزو( یعنی بازجو شدن) دست پیدا کنند؟
یعنی بازجو شدن اینقدر سخت است؟
یعنی گزینش بازجوها ایشان را شایسته ی این پست ندانسته؟
مگر ایشان خدای نکرده همسویی و وابستگی ایی به دشمن داشته ؟
پس چرا بعد از سی سال آرزو ، اجازه نداده اند به ایشان که بروند تمام وقت بازجو شوند؟
یعنی ایشان دروغ میگویند ؟ یا شکسته نفسی میکنند؟ و این کارهایی که هر روزه با ظن و گمانه زنیهای بقول قران گناه بزرگ( اجتنبوا کثیرا من اظن ان بعضا الظن اثم) در روزنامه ی کیهان انجام داده اند را بازجویی تلقی نکرده اند؟
نمیشود ما پیش قدم شده و یک درخواستی جمعی بنویسم تا ایشان از روزنامه کیهان برداشته و به زندان انداخته تا بازجو شده و به آرزویشان برسند؟
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۰۹ بֽظֽ | Reply
مهم نیست :
آقای عبدی عزیز،
من فعلا هیچ کدام از کاندیداهای کنونی رو نمی پسندم و احتمالا سر تصمیمم هم خواهم موند برای رای ندادن.
البته از بین کاندیداها ترجیح میدم آقای کروبی انتخاب بشند که یکی از مهمترین دلایلم همراهی و مشورت شما و آقایان دیگه با ابشون هستش.
با اینحال چند پرسش دارم که میخوام مطرحشون بکنم:
1-شعارهای آقای کروبی اگر چه ایده آل نیستند ولی نسبتا مناسبند. ایشون اگرچه چند ویژگی مدرن ممکنه داشته باشند در سیاست ورزی ولی همونطور که خودتون میدونید اینها فقط چند ویژگی ایشون هست نه کل شخصیتشون، که حتی برای اونها هم هیچ تضمینی برای ثبات وجود نداره...رک و راست میگم، چه تضمینی وجود داره آقای کروبی بعد از انتخاب شدن شعارهاشون فراموش نشه؟ایشون با سرعت خیلی تند وارد شده اند و ترس این وجود داره که با همون سرعت تند هم از شعارهاشون عقب بشینند(عدم ثبات!)
2-همونطور که گفتم امیدوارم ایشون پیروز بشن ولی اگر نشدند:
الف:اگر احتمالا باز هم تخلف صورت بگیره موضع و رفتار ایشون چه خواهد بود؟
ب:(امیدوارم اینجا رو سیاستمدارانه پاسخ ندید)برنامه شما چه خواهد بود؟ امیدوارم اگه به این نتیجه رسیدین که در تحلیلهاتون دچار اشتباه شدید صادقانه او ن رو بیان بکنید.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به قول آقای کرباسچی قرار است آقای کروبی را ببریم محضر و از قول و قرارهای انتخابی اش دو قیضه امضا بگیریم و پخش کنیم!!
آخر دوست محترم شما از کی تضمین می خواهید؟ این چه نگاهی است که به موضوع داریم؟ خوب حالا اگر فقط یک رای دادن است لطفا این همه قیمت برای آن تعیین نکنیم چون اگر هم رای ندادیم یک جور دیگر به حساب ما نوشته می شود همچنان که شد. اما اگر قصد مشارکت دارید در این صورت تضمین خواستن بیهوده است خود شما تضمین حضورتان هستید. چون می دانم اهل این پاسخ نیستید اجازه دهید خودم را مثال بزنم.
فرض کنیم که آقای کروبی زیر قولش بزند اول این که از رییس موجود هیچگاه بدتر نخواهد شد دوم این که اولین کسی خواهم بود که علیه او انتقاد می کنم و اگر دفاع یا حمله من اثری نداشته باشد پس حق چندانی هم ندارم که از الان تضمین بخواهم . این سوالات تا حدودی ناشی از فقدان اعتماد به نفس است.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۵۷ بֽظֽ | Reply
حمید :
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید
آقایان ما آزادی بیان نخواستیم یک لقمه نانمان دهید ngo نخواستیم معلمهای حق التدریس را دریابید. برای جوانان تفریح و مدل مو نخواستیم توان مالی پدر بازنشسته را کمی بالا ببرید تا دستی برای جوانش بالا بزند حکومت صالحان نخواستیم فقط کمی انسان فرضمان کنید. اشرف مخلوقات نیستیم اقل جانداران فرضمان کنید. حقوق بشر نخواستیم حقوق حیات بهمان بدهید. شما قانون بنویسید تفسیرش بکنید هر وقت خواستید اجرایش کنید صلاح ندانستید اجرایش نکنید انتخابات را خوشتان آمد برگزار کنید خوشتان نیامد برگزار نکنید فقط ما را هم مثل فلسطین و لبنان و سوریه و ونزوئلا و بولیوی و کومور و.. تغذیه امان کنید دستتان را میبوسیم نعمت بالا نشینیتان را شاکریم و از اینکه در صراط مستقیم تنفس میکنیم یکی خود میخوریم صد تا در دجله جیب کردان و محصولی و ... گنده تر ها می اندازیم ( سه نقطه را به پالیزدار مراجعه فرمایید) هر روز هم در راهپیمایی ها و نماز جمعه ها و انتخاباتتان و هر صحنه ای که شما بیاراید خوش رقصی میکنیم. صورتمان فدای سیلی اتان شکممان جای مشتهایتان به همه چیز اعتراف میکنیم فقط یک لقمه .....نه بیشترفقط یک لقمه....
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۱۰ بֽظֽ | Reply
محمد حسین :
جناب محمد
سلام و سپاس از اظهار لطفتان.
درتعطیلات فروردین یک سال پیش در همین سایت مقاله ای نوشتم به نام"مجلس هشتم پایان عصر احمدی نژاد" گمانم لینکش را هم برای جنابعالی فرستادم! دوستانی مرا خیال پرداز دانستند اما دیدیم همان مجلس کذایی ، چگونه معجزهء هزاره را فتیله پیچ کرد که حتی خبرش به نوری المالکی هم رسید!
استیضاح دکتر کردان، رایی که به وزیر کشور جدید داد-آنچنان بود که افتد و دانی-،آن بلایی که بر سر طرح تحول آورد، آن گزارشی که دیوان محاسبات داد که باید در کتاب رکوردهای کینس چاپ شود(رکورد تخلفات بودجه ای این دولت را عرض می نمایم) و تازه ترینش هم همین رای تحقیر آمیز به لایحهء دولت برای کاهش سن رأی دهندگان بود که مرا به یاد رای شورای حکام به نمایندهء ایران در سازمان بین المللی انرژی اتمی انداخت.
با وجودپیشگویی نوستراداموسی آمریکاییها از رییس جمهور آیندهء ایران، اما برنامه های آقای کروبی، امید عجیبی را در دل من زنده کرده است....
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۲۶ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی عزیز - مجددا
پس از ملاحظه یاداشت کوتاه من(در همین ستون - ۸۸/۲/۱) دو سه نفر از دوستان که بجهت شناختی که از من دارند و بنا برین پرتقال فروش را پیدا کرده بودند، توضیح دقیقتری از مفهوم این نوشته: بخوانید "ما هنوز مرحله ارباب و رعیتی را میگذرانیم" از من خواسته اند.
در مورد رعیت و همچنین شهروند یا ملت و رفتار و شناخت حق خویش و احساس مسولیت وای که اشاره کوتاه و گذرا یی داشتم) پس شاید روشنتر، آسان تر، و کمتر وقت گیر باشد که حالا به طرف دیگر قضیه یعنی ارباب یا پیشکارش کدخدا نظری بیندازیم.
از صدر مشروطیت به اینطرف، هر که آمده اگر دقت کنیم با ذهنیت "ارباب و رعیتی" آمده (یعنی رعیتی که ترقی کرده و کد خدا شده) و پس به سبک "ارباب و رعیتی" عمل کرده - سلطنتی، مذهبی، فرق نمیکند کمونیستی (چه آمده بود و یا بیاید) و حتی آپو زیسین داخل و خارج.
کدام کد خد ایی بوده و یا هنوز هست که نخواسته و یا انجام نداده و یا لا عقل دلش نبوده که برای دهش جاده نکشد - قطره تراخم تو چشم بچهها نریزد - کببین و ترکتور وارد نکند - مدرسه و حمام نسازد و بچههای باهوش تر را برای کسب علم به شهر نفرستد و یا نفرستاده باشد؟ (حالا یک کدخدا دل رحم تر یکیش بد اخلاق تر.. باز هم فرق نمیکند).
لازمه بقا و دوام روابط اجتماعی این ده و یا کمون و یا قبیله و، و یا ممالک مهروسه .. و ،و ،و ، که فرق نمیکند حفظ نظم و بنا برین نظارت, کنترل و شلاق و فلک و حبس و شلاق زن و شلاق خور بوده و هست. و از این منظر هیچ کدام ,کم و بیش ,کم نیاورده اند. راه آهن ذوب آهن پیکان کشتی، طیاره و موشک - اتو بان و مدرسه و بهداشت..
روابط مالی، عاطفی، خطی قرمزهای حقوق و حرمت وشان اربابکدخدا، و محدودههای آزادی رعیت و قبیله و سر انجام نظارت بر این امور بوسیله کار گذارن کد خدا که دیگر لازم به توضیح در مختصر نمیباشد- مجز کلام' زور شنیدن و زور گفتن، بی قانونی دیدن و بی قانونی کردن.
وبنظر من اکثر مردم از این شرایط البته اگر به منافع شخصی اونها لطمه نخورد ناراضی هم نیستند -توضیح این که این اکثریت در تمام طبقات از جمله مردم عادی تحصیل کردهها مدرک دارها (چه حقیقی چه تقلبی) اینترنت نویسان ایمیل فرستان و خود روشنفکر بینان و خرج نشینان میباشند.
حالا یک اقلیتی از اجتماع از منظر منشور حقوق بشر و یا به قول امروزیها، کرامت انسانی، و همچنین رابطه و تعریف "ملت - دولت" در جهان امروز به سناریوی فوق الذکر نظر انداخته اند.
با احترام مجدد.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۲۷ قֽظֽ | Reply
Mohammad :
جناب محمد حسین عزیز
با سلام
دقیق فرموده اید "نوستراداموسی"، چرا که این خواسته و آرزوی جمهوری خواهان است و ما باید مراقب باشیم.
طبیعت اوباما به معنای نماینده حزب دموکرات معادلی چون یک اصلاح طلب را در ایران طلب می کند و همانگونه که گفته اید دوران احمدی نژاد از نظر بین المللی (اروپا و حزب دموکرات) تمام شده است (از نظر داخلی را هم که شما فرموده بودید). همانگونه که بوش در دور دوم ریاست جمهوری خود معادل خود را با همان کاپشن باز تولید کرد و قبل از او کلینتون نیز معادل خود را همراه با فشار اروپایی ها باز تولید کرده بود، به طور طبیعی اوباما به دنبال باز تولید یک اصلاح طلب در ایران خواهد بود تا امور بر اساس راهبرد دموکرات ها پیش برود. اگر راهبرد جمهوری خواهان ایجاد بحران نظامی است، راهبرد دموکرات ها بر دیپلماسی عمومی (ایجاد جریان های مردمی و...) مبتنی است.
منظوز من از طرح پیشگویی نوستراداموسی آمریکایی ها صرفا انعکاس خواسته 1- جمهوری خواهان و 2- راه حل بحران اقتصادی آمریکا از دید نو محافظه کاران، بود، تا ریشه برخی طرح های سنا و کنگره برای اعمال بیشتر تحریم و فشار از طریق بنزین، توی کار اوباما گذاشتن و فشار بر او برای پذیرش این راهبرد را مورد توجه قرار دهیم.
اما در مورد کاندیداها معتقدم حضور آقای موسوی و کرروبی هر دو در مبارزات انتخاباتی بسیار عالی است. آقای کروبی خط شکنی های خوبی دارد که برای فضای انتخابات بسیار لازم و حیاتی است و خدمت بزرگی است از سوی ایشان به ملت ایران. اما معتقدم که اگر ایشان در روزهای پایانی با گرفتن امتیازاتی از آقای موسوی به نفع ایشان کنار نرود و همه تلاش ها برای یک کاندیدا متمرکز نشود ممکن است خدمات آقای کروبی در تاریخ ایران نتیجه عکس دهد و به خاطره تلخی در تاریخ ایران تبدیل شود. امیدوارم همین شرایط تا یک هفته قبل از انتخابات ادامه یابد و سپس آقای کروبی بزرگترین خدمت خود را به ایرانیان انجام دهد ('گمان کنم این شود).
به امید آن روز
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۰۹ قֽظֽ | Reply
حمید :
جناب عبدی کلا به بیراهه رفته اید تمام ساختار قانون اساسی ما متمرکز بر روی قدرتی مطلق است که بدون مسئولیت و پاسخگویی می تواند همه ملت را یک لقمه کند چه تفاوت دارد شاه یا شاهپور کدخدا یا خان هر اسمی می خواهد داشته باشد وصف حال ملت اینست که
ما همه کردیم کار خویش را ای بزرگ آخر بجنبان ریش را آقای کروبی در مورد احمدی نژاد و فیروز آبادی و شریعتمداری ریش جنباندند ولی ملت می خواهند در مورد دیگران هم ریش بجنباند. آیا می جنباند؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نه.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۵۵ بֽظֽ | Reply
علی ط :
"عبدی:
هر کسی در این شرائط باید با دفاع از مظلوم از خودش دفاع کند آنان که از با عدم دفاع از دیگران در واقع از خودشان دفاع نکردند سرنوشتشان را دیدید و دیدیم"
سلام
آقای عبدی لحن تند من را ببخشید!!
به نظرم شما با رفتن پشت کسی که رای منفی زیادی دارد (این را به دلیل نظرسنجی های منتشره نمی گویم بلکه خیلی از افرادی که من می شناسم نسبت به کروبی نظر منفی دارند) به طور هوشمندانه ای جلوی انتخاباتی شدن فضای جامعه را گرفته اید عملا شعار های رادیکال از جانب کسی صادر می شود که به هر دلیل مردم او را جدی نمی گیرند و از طرفی اطراف آقای موسوی هم از افراد خوشنام خالی شده است (البته خود او هم در این قضیه بسیار مقصر است) که به هیچ وجه نمی توانند موج ایجاد کرده و فضای سیاسی را تا حدی داغ کنند که تیرهای غیبی ذوب شوند. نمی دانم که آیا شما این طور فکر می کنید یا نه؟ ولی به نظر من این اعلامیه ضد اعدام .و یا پریدن به شریعت مداری با وضع کنونی آقای کروبی ، بی شباهت به اعتراض ها ی آقای اعلمی در مجلش 7 نیست و فقط این گونه امور را لوث می کند !! ان شا الله اوضاع بهتر شود!!!!!
ادامه وضعیت فعلی به هیچ وجه به نفع هیچ کس نیست عاجزانه از شما تقاضا می کنم که عینک بدبینی نسبت به خاتمی و ملحقاتش را بردارید !!! نگذارید این انتخابات هم بسوزد!!!! بعد از انتخابات به حساب خاتمی و هر کسی که صلاح می دانید رسیدگی کنید. روابط درونی اصلاح طلبان هم واقعا با این مشی آقایون درست نمی شود حداقل به انتخابات بچسبیم!!!!
با سپاس
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
واقعا باعث تاسف است. از دید من افرادی که این نگاه را دارند شایسته کوچکترین موفقیتی نیستند( ناراحت نشوید چون من و هیچ کس دیگری شما را نمی شناسد) این همه خلاف مرتکب شده اند و انتخابات را به روز سیاه نشانده اند و تا آخر سال همه را معطل خود کرده اند حالا هم می خواهند مسئولیت شکست خود را متوجه دیگران کنند که چرا از نامزدهای فاقد توانایی آنان حمایت نمی کنند و در این میان درس اخلاق هم صادر می شود و ... دوست عزیز حداقل آزاده باید بود و کمی اعتماد به نفس داشت. کجای دنیا یک سیاستمدار تا 3 ماه قبل از انتخابات وضع خود را روشن نمی کند بعد هم تا دو ماه مانده به انتخابات کنار می رود و دست همه را در پوست گردو می گذارد بعد هم عازم سفر استرالیا می شوند و بعد...
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۴۷ بֽظֽ | Reply
مهم نیست :
واقعا از پاسختان متعجب شدم جناب عبدی با وجود احترام بسیار زیادی که براتون قائلم.
من یک رای دارم، و اگر دوست داشته باشم میدهم و اگر نه که هیچ.
مردمی که میخواهند به آقای کروبی رای بدهند چگونه امیدوار باشند که ایشان به شعارهایشان عمل خواهد کرد؟
این سوال سختی نیست. شاید من نمیتوانم سوالم رو درست بیان کنم. بگذارید این طور بیان کنم، در یک جامعه ی منظم، فردی که رئیس جمهور میشود، لااقل به خاطر افکار عمومی هم که شده، برای حفظ قدرت با برنامه می آید و به برنامه اش عمل میکند.ما اینجا به چه چیزی دل خوش کنیم تا حداقلِ حداقل مطالبات مردم برآورده بشه؟
به نظر من این مغلطه هست که بگیم اگر هم مشارکت نکردیم، پس وضع الان ادامه پیدا میکند.
پس همینی که هست!
(یک چیزی که به ذهن خودم میرسه، اینه که ایده آل اینه که همیشه کاندیداها با اختلاف ناچیز پیروز بشند، یا دست کم به مرحله دوم کشیده بشه انتخابات، کاندیدایی که بتونه موج ایجاد بکنه برای ما مضره!)
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر تندی بود ببخشید . اما از یک نامزد باید چند چیز را خواست. اول برنامه دوم تیم همکاران سوم اعتبار شخصی و تجربه تاریخی وی برای انجام آن برنامه و چهارم میزان فضایی که برای مردم جهت اجرای این برنامه ها باز کرده اند. حالا من از شما می پرسم از میان آقایان خاتمی موسوی و کروبی خودتان این چهار مورد را یکی یکی شرح دهید و نتیجه بگیرید. در هر چهار مورد اگر آقای کروبی قوی تر نباشد ضعیف تر هم نیست. بخصوص در برنامه و همکاران
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۵۱ بֽظֽ | Reply
:
سلام،
راستی چطور میشه فهمید آقای برادر حسین کیهان بدون افتخار بازجو بودن از طبقه ۱۱ خیابان طالقانی خبر داشته باشند؟
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۰ بֽظֽ | Reply
رضا.پ :
با سلام
جناب آقاي عبدي
سوالي داشتم در اينخصوص كه از نظر شما ونيز آقاي كروبي نظام سياسي در جهت خدمت مردم وجامعه است يا بلعكس ؟
با تشكر پيشاپيش از پاسخ شفاف حضرتعالي
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
از نظر من مشکل ما این سوال نیست. من حتی اگر یک نظام سیاسی فارغ از خواست مردم هم به جامعه و مردم خدمت کند در نهایت مفید فایده نیست. آنچه مهم است وجود استقلال حکومت از مردم و ایجاد شکاف میان مردم و حکومت است که در ساختار فعلی با آن مواجهیم و باید این مشکل را حل کرد.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۲۷ قֽظֽ | Reply
امید :
سه سؤال
1- با توجه به تمام انتقادات و اعتراضات مستدل انجام گرفته و بیان آمار صحیح در مورد تعداد واجدین شرایط رای دادن ،بالاخره انتخابات با کدام یک از آمار ( 46 میلیون دولت یا 51 میلیون اصلاح طلبان ) برگزار میشود؟
2- آیا کمیته صیانت از آرای مردم ، از ناظران بین المللی هم برای مشاهده صحت انتخابات و راست آزمایی آن دعوت بعمل می آورد؟
3- فکر میکنید در این شرایطی که گذر پوست دولت به دباغ خانه ی اصلاح طلبان برای گرم کردن تنور انتخابات افتاده ، اگر پیشنهادی مبنی بر دادن سهم بیشتر از قدرت و ثروت ، از طرف اقتدارگرایان به اصلاح طلبان داده شود ، آنها باز بر این مواضع خود باقی خواهند ماند و انتقادات خود را به دولت فعلی ادامه خواهند داد؟ و همچنان از ثروت و قدرت چشم پوشی و از حقوق پایمال شده مردم دفاع میکنند؟
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۴۱ قֽظֽ | Reply
محمد حسین :
با سلام دوباره خدمت جناب محمد
1-
شکی نیست که کشور در این 4 سال در ورطهء سقوط همه جانبه قرار گرفته است، مصاحبهء آقای کرباسچی با ایلنا آمارهای خوبی را نشان می دهد.
2-
و نیز در سیاست نباید بلند پرواز باشیم بلکه باید به حداقلها قانع بود و موسوی یک حداقل است که می توان به او قانع بود.
3-
اما مفروض جنابعالی تقدم رای نیاوردن دولت احمدی نژاد بر بقیهء گزینه هاست و یا دستیابی به حداقلها.
4-
چه تضمینی وجود دارد همان سناریویی که بر سر اقای هاشمی پیاده شد این بار با میر حسین انجام نشودو ما دوباره از همان سوراخ گزیده نشویم؟ بلکه من به جد معتقدم امکان این کار بیشتر از آنچه فکرش را می کنیم وجود دارد و برای این موضوع هم تحلیل دیگری دارم که مربوط به انتخابات نیست و اگر خاطرمبارکتان باشد در 2-3 سال قبل در یکی از کامنتهایم در مورد آیندهء میرحسین این پیش بینی را کرده ام.
5-
ما چه می دانیم رای حقیقی آقای کروبی بیشتر است یا آقای موسوی؟
مستحضرید که رأی اقای کروبی از جمله پنهان ترین رأیها است، چه اینکه معطوف به جدی ترین نیاز خانوادهء ایرانی و هم بر پنهان ترین نیازاین خانواده یعنی "پول" انگشت گذاشته است.چیزی که حتی به احتمال قوی در نظرسنجی ها پنهان می شود کما اینکه 4 سال پیش هم این اتفاق افتاد.
6-
من بر اساس تجربهء خودم گمان می کنم حوزهء نفوذ رأی کروبی بیشتر از دورهء قبل شده است و اگر همانگونه که جناب کروبی ادعا می کند آن دوره در بیشتر استانها اول شده بود (و در کل هم ) حتی بعید نیست این بار در همان دور اول کار را تمام کند به شرطی که سناریوی دور قبل تکرار نشود و دستکم شخص آقای کروبی انتخابات را تأیید کند.البته قبول دارم که این پیش بینی غریبی است.
7-
من مشکل این دوره را فقط و فقط یک چیز می دانم و آن صیانت از آرا است.می دانیم که استاندار لرستان در سال 76 الان استاندار خراسان شده است.استانی که فقط رای مشهدش با لرستان برابری می کند.
شما می فرمایید که کروبی خط شکن است آیا اگر موسوی نتوانست همچون هاشمی از رأیهای خودش دفاع کند آنگاه دوباره این توقع از کروبی اخلاقی است که بخواهیم آستین بالا بزند و از آرای ایشان دفاع کند وآیا در تیم موسوی کسانی هستند که بتوانند این قول را بدهند؟
8
جسارتآ؛ در کلیت استدلال حضرتعالی و برخی دیگر از بزرگان این اشکال وجود دارد که بین هزینه و فایده وجود تباین انسانی را تجویز می نمایند. کسانی هزینه بپردازند و کسانی دیگر فایده ببرند، دقیقآ همین اتفاق در دورهء اصلاحات حادث گردید. به نظر من این امری خلاف فطرت بشری است مثل زندگی زنبور عسل عده ای مجبور به تولید عسل و عده ای ملکه باشند.
مثلآ جناب خاتمی قرار بود که مسافرتهای استانی شان را حتی بعد از انصراف ادامه دهند اما چرا اینکار را نمی کند، چون انگیزهء بشری کار از او سلب شده است و بین خطرات احتمالی و منافع آن دست به گزینش می زند.
9-
مستحضرید، تیمی که پیرامون آقای موسوی را گرفته اند تا بحال از انتخابات سال 80 به بعد حتی یک پیروزی هم کسب نکرده اند.جنابعالی که با بزرگان فلسفهء اروپا محشور بوده ای آیا به این شاگرد کوچک اجازه می فرمائید که استقرائآ نتیجه بگیرم در این انتخابات هم نتیجه نخواهند گرفت.
مثلآ:
اگر همان دیالوگ از بالا به پایین نمایندگان آقای هاشمی با رقبایشان در تلویزیون دوباره برای میرحسین شکل بگیرد چه فرجامی خواهد داشت؟ دیالوگی که با نمایندگان احمدی نژاد به شکل تحقیر آمیزی برخورد شد و در فضای مدیای جهان سومی(مظلومو فیل) بهترین شکار برای آنها بود.
حرفهای حسین مرعشی درست بود، اومی گفت شما بدون ما نمی توانید این مملکت را بچرخانید از قضا طرف مقابل هم همین را می خواست از دهان مرعشی بشنود تا اثبات کند اینها یک کاست قدرتند .
جامعه ما جامعه ای است که در شاهنامه اش کاست قدرت به سخیفترین شکل سرزنش شده است در داستان کفشگری که می خواست هزینهء لشکر کشی انوشیروان را بپردازد به شرط آنکه فرزندش درس بخواند و از طبقه اش خارج گردد.
10 –
مزیت بالای اقای کروبی در این دوره آن است که حتی یک تشکل اصلاح طلب هم از او حمایت نکرد گرچه حدس می زنم "نهضت آزادی " به یک دلیل واضح رسمآ از ایشان حمایت کند و آن موضوع ملی شدن نفت و گاز است که از مطالبات دیرباز این تشکل و بخصوص مرحوم بازرگان بوده است.
من از ابتدا و از نزدیک فرایند شکل گیری برخی از احزاب اصلاح طلب را شاهد بوده ام ، اکثریت قریب به اتفاق این احزاب گروه اجتماعی خاصی را نمایندگی نمی کنند و رای شناخته شده و مطمئنی ندارند حال انکه همراهی آنها اسباب عوارض و آفاتی خواهد شد.
زیاده جسارت شد، می بخشید.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۳ قֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی
چند روزی است که خیلی عصبانی به کامنتها پاسخ میدین!یعنی اوضاع شیخ این قدر خرابه؟!
در هر صورت این جملات را اصلا با ادبیات عبدی که میشناسم متناسب نمیدونم:
واقعا باعث تاسف است. از دید من افرادی که این نگاه را دارند شایسته کوچکترین موفقیتی نیستند( ناراحت نشوید چون من و هیچ کس دیگری شما را نمی شناسد)
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خیال شما راحت باشد که هدف اصلی من همانطور که گفته ام در درجه آخر رای آوری است و لذا بارها گفته ام که نتایج آرا چندان تاثیری یر من ندارد زیرا برای اهداف مهمتری فعالیت می کنم.
اما شاید حرف شما درست باشد که نوعی تفاوت در پاسخهای من دیده اید اما علت آن به این بر می گردد که فرصت پاسخ طولانی دادن و پیچاندن این مفهوم در جملات متعدد را ندارم لذا خلاصه و لخت پاسخ را داده ام. ساعت 3 بعد از نیمه شب که پاسخ دهید همین است.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۵۴ بֽظֽ | Reply
فراز :
نظرات زيادي در بالا مطرح شدهاند، و چون نتوانستهام خوانندهي همهي آنها باشم، احيانا اگر سخن من هم تكرار مطالب پيشين است پوزش ميخواهم.
تصور ميكنم آقاي عبدي به درستي متوجهي پوست خربزهاي شدهاند كه آقاي حجاريان زير پاي داوطلبان نامزدي و نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري انداختهاند. به نظر من، پاسخ جناب عبدي تا جايي كه طفرهرفتن از پاسخ باشد، هوشمندانه است. آقاي حجاريان در پرسشهاي خود، پاسخانديشي هم كردهاند. پاسخ ايشان براي اذهان هوشمند آشكار است. آقاي كروبي هم اين را دريافتهاند كه آقاي عبدي، يار غار آقاي حجاريان را به مصاف فرستادند.
گفتم در پرسش آقاي حجاريان، پاسخها نيز انديشيده شده است. عمل آقاي حجاريان، در دورهي قبل، و در انتخابات مجلس، نمايانگر پاسخ او نيز بود. از خوانندگان اين يادداشت درخواست ميكنم به پاسخ عملي آقاي حجاريان بينديشند. همين كه به پرسشها بينديشيد آن پاسخها مثل صفحات تصاوير چندبعدي ظاهر خواهند شد.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۳۵ بֽظֽ | Reply
رضا.پ :
با سلام مجدد
جناب آقاي عبدي گرامي
اين چه پاسخي است حداقل از شما انتظار نمي رفت باچنين كوله باري از تجربه و حضور در قدرت (البته منظور خاصي ندارم)ونيز تحصيلات اينگونه سطحي وغير منطقي پاسخ دهيد.
امروزه قطعابا تشكيل هر اجتماعي,خصوصا در دوران مدرن نياز به ايجاد يك نظام بويژه سياسي جهت موارد متعدد (كه خارج از حوصله اين نوشتار است و شما وخوانندگان محترم هدف وفلسفه وجودي چنين نيازي را بي شك بهتر از بنده مي دانيد )از واجبات است . شكل گيري چنين نظام هاي سياسي در درجه نخست در جهت منافع آن جمع از زواياي مختلف معنا مي يابد.
ودر واقع هدف از تشكيل نظام هاي سياسي به سان استخدام كاركنان خدماتي براي يك سازمان جهت خدمت به پرسنل آن سازمان مي ماند .دقيقا همان قراردادها به شكلي ديگردر نظام سياسي جهت تعيين رهبران مي توان نام برد .از بابت همين است كه در ايام انتخابات ;كانديداها با ادبياتي حاوي خدمتكار بودن پا به عرصه مي گذارند .خصوصا در اين كشور.
حال چگونه است كه مي فرماييد" حتی اگر یک نظام سیاسی فارغ از خواست مردم هم به جامعه و مردم خدمت کند در نهایت مفید فایده نیست" چگونه مفيد نيست؟ آيا هدفي جز اين متصور است؟مگر مي شود فارغ از خدمت نظام سياسي بتواند كاركردي داشته باشد؟
به نظرم جنابعالي هدف مرا از طرح اين سوال حدس زده ايد;بنابر اين بنظرم با حاشيه رفتن سعي داريدتا از پاسخ مستقيم كه قطعا متوجه آقاي كروبي مي شود;بپرهيزيد.
جناب آقاي عبدي
بر همگاني همچو من واضح ومبرهن است كه چو شمايي حتما مي دانيد پاسخ پرسشم چيست .البته پاسخ در خور.اما از آنجايي كه كليه اقدامات انجام شده در ستاد آقاي كروبي از زير دست شما مي گذرد ;لذا نمي توان برداشت شخصي آقاي كروبي را حدس زده آن را از انديشه هاي ديگران جدا نمود.
آيا ايشان به حقوق بشر ;دموكراسي ووواعتقاد دارد يا فقط زير اعلاميه ها امضا مي گذارد.
البته آنجايي كه لب مي گشايد;براي حفظ نظام سياسي مي توان دستور بازداشت دانشجو ; معلم;كارگرو...را صادر نمود.واگر هم لازم باشد18 تير يا 16آذر را رقم زد.
البته ايشان باهمين پاسخ ;همه آن چيزي را كه بايد در باره او دانست ;بيان نموده است.
ايشان حتي آنمقدار كه بايد بداند نيز نمي داند ويا اعقاد نداردكه:در نظامهاي سياسي بر آمده از راي ونظر مردم هيچگاه نيازي به چنين كاري نخواهد بود .
جناب عبدي عزيز
براي شما بسيار احترام هنوز قائلم .اما بدانيد ابراز نظرات شخصي از سوي اينچنين كسي جز گمراهي جامعه وبدتر از آن از ميان رفتن اعتماد در سطح گسترده كاركردي نخواهد داشت .
موفق باشيد.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جناب رضا! نمی دانم که از کجای پاسخ رنجیده اید اما واقعا عقیده من همان است که گفتم و چنین نیست که فقط الان گفته باشم اگر به نوشته های قبلی من رجوع کنید متوجه این نکته خواهید شد از جمله در مقدمه سرنوشت محتوم توضیح داده ام که حاکم خوب و بد مفهومی فرع بر حاکمی است که نماینده ملت باشد و نه پدر آن. در باره انتقادات شما هم نسبت به رفتار آقای کروبی من می توانم فقط مقایسه کنم و نه چیز دیگر. در مقایسه قطعا با حقوق ملت همراه تر است آن جواب دادن هم ناشی از پیچیده نبودن وی است که در این مورد در یکی از کامنتها توضیح داده ام اما در باره این که کارهی ستاد زیر نظر من است یقینا اشتباه می فرمایید و اگر ناراحت نشوید باید گفت بقیه تحلیل هم تا همین اندازه بی دقتانه است شما که از بنده به دلیل این گونه پاسخ دادن انتقاد دارید شایسته است که دقیقتر نقد کنید در باره این که بیانه ها را کی نوشته است یادداشتی در روزهای آینده تقدیم می کنم تا معلوم شود مبنای این سوال از کجاست؟ ممنون
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۱۶ بֽظֽ | Reply
حامد :
آقای عبدی
با سلام و احترام،
شما در انتهای پاسخ به سوالهای آقای حجاریان این موضوع را متذکر شدهاید که: " بنابراين رييس جمهور منتخب بايد ضمن تعهد عملي به گرايش دوم (نپذيرفتن شكاف قدرت و مسئوليت) در جهت تحقق گرايش اول (اصل بودن حق حاكميت مردم و عناصر برآمده از آن) از طريق ايجاد موازنه قوا كوشش كند که تفسيری متناسب با اين برداشت را از اصول فوق محقق نمايد." لطفا راهکار مناسب برای آن نپذیرفتن (نپذيرفتن شكاف قدرت و مسئوليت) و ایجاد این موازنه قوا را از دیدگاه خود ویا آقای کروبی بیان کنید.(چون فکر میکنم آقای خاتمی نیز پشت این سد محکم بعد دادن لوایح معروفشان متوقف شدند.).
از اینکه میتوانم منتظر پاسختان به سوال خودم باشم از شما ممنونم.
موفق باشید.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نکته اول این که مسئولیت هیچ کاری را نپذیرد که قدرت انجام آن را ندارد. حتی اگر حکم حکومتی صادر شود مسئولیت به عهده حکم دهندگان. در باره راهکار دوم خارج کردن در آمدهای نفت از بودجه و اختیار دولت به مرور زمان آزادی اطلاع رسانی و شغافیت حمایت از نهادهای مدنی و مشارکت مردم و کمک به انسجام و وحدت اصلاح طلبان و سایر موارد که همه آنها را در تحلیل اصلی ورود به انتخابات نوشته ام.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۴۷ بֽظֽ | Reply
:
به آقا رضا پ:
این سیستم (نظام سیاسی فارغ از خواست مردم هم به جامعه و مردم خدمت کند ) را دیکتاتوری صالح ( Benevolent dictatorship) مینامند که در نهایت مفسده انگیز است. در بهترین شرایط شما میتوانید آن را به یک پدر خیر خواه خانواده مقایسه کنید که هیچ توجهی به نظرات بچهها ندارد، و فامیلش را انجوری که خودش فکر میکند درست است اداره میکند - اکثر مردمی که هنوز به قانون عادت نکرده اند و اخلاق و خلوص یا سو نیت و خوب بودن و بد بودن را برای اداره یک مملکت کافی میدانند طرفدار این روش هستند. و اکثر حاکمان جهان سومی هم خود را دیکتاتور صالح میدانند.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۴۸ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1145