آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸
كانديداتوري كروبي در گفتوگو با عباس عبدي
* شما از زمان تسخير سفارت آمريكا بهعنوان يكي از دانشجويان خط امام ودر پی رابطهاي كه با آقاي خوئينيها پيدا كرديد جزو اعضاي جريان خط امام و يا همان جناح چپ بوديد.با توجه به شناختی که از مناسبات میان چهره های ارشد این جریان دارید هيچ موقع تصور ميكرديد كه رئيس مجلس سوم با نخستوزير دوران جنگ براي كسب قدرت به رقابت بپردازند و شرايطي پيش بيايد كه آقاي كروبي و آقاي موسوي رقیب هم باشد؟
-- نه؛آن زمان كسي چنين فكري نميكرد و اصلا اين ذهنیت هم مطرح نبود كه تا 30 سال بعد را بتوان پيشبيني كرد. الان هم كسي هيچ تصوير روشني از فضاي سياسي 30 سال آينده ندارد و در نهايت تا چند سال بعد قابل پيشبيني است البته اگر بتوان چنین کاری را کرد.
در مورد آقاي كروبي و موسوي هم اشكالي ندارد كه هر كدام ايدههايشان را در سطح جامعه مطرح كنند، البته زماني كه بحث يك شخص ثالث مطرح شود شرايط ميتواند تفاوت كند و موضوع ضرورت اتحاد اين دو و چگونگي اين وحدت مطرح ميشود. آن موقع بايد محاسبه كرد كه آيا اين اتحاد مفيد است يا مضر.
* همواره يك نزديكي سياسي و نه لزوما فكري ميان آقاي موسوي و كروبي احساس ميشد. رقابت اين دو نامتعارف نيست؟
--نه اصلا، با يك مثال توضيح ميدهم. فرض كنيد شما يك مغازه نانوايي باز ميكنيد و برادرتان يك مغازه لوازم خانگي. هر كدامتان به يك نياز پاسخ ميدهيد. در اينجا رقابتي رخ نميدهد.
* الان شما حضور همزمان اين دو را بدين صورت تحليل ميكنيد.
--نه به اين شدت ولي این دو نفر داراي يك مغازه مشابه براي پاسخ به يك نياز مشابه هم نیستند چيزي ميان دو حالت است.
* تفاوت كاركرد حضور اين دو چيست؟
--تفاوتها از شعارهاي آنها قابل درك است. الان به خوبي تفاوت گفتمان و ايدههاي اين دو روشن شده است، بنابراين طرح اين ايدهها از سوي هر دو طرف به نفع جامعه است چون با دو ايده متفاوت آشنا می شود.
اما در شرايطي هم ميتوانند رقيب نا متعارف هم باشند، روزي كه در برابر يك شخص ثالث قرار ميگيرند در آن موقع رقابت آنها شاید مضر باشد. در اين شرايط بايد محاسبه جديدي صورت گيرد تا معلوم شود رقابت اين دو مضر است يا مفيد و اگر بنا بر وحدت است، كداميك بايد به نفع ديگري كنار برود و چرا. اما الان هر كدام مطالبات متفاوتي را طرح ميكنند و در تلاش هستند بخشي از جامعه را به فضاي انتخاباتي كشور دعوت كنند.
متاسفانه يك رفتار سياسي نامطلوبي در كشور ما رايج شده كه به نوعي يك بيماري است. افراد سياسي ما به جاي مطرح كردن خود و ايدههايشان به دنبال حذف سايرين يا متقاعد كردن ديگران براي عدم حضور هستند. سوال شما هم انعكاسي از وجود همين طرز تفكر است. اگر فرد و مجموعهاي بنای خود را براي حضور در انتخابات گذاشته است چرا در برابر سايرين واكنش منفي نشان ميدهند. اين كار با طرح آزادانه ايدهها تعارض دارد. هر كس به هر ايدهاي اعتقاد دارد از نامزد همان ايده حمايت كند و در پيگيري و برنامههاي او مشاركت كند و از پرداختن منفي به ديگري پرهيز كند. اينكه بهدنبال نيامدن ديگري باشيم تا خودمان مطرح شويم، ضعف و فقدان اعتماد به نفس يك گروه سياسي را عيان ميكند.
* پس شما ميفرماييد حضور همزمان دو چهره شاخص از يك جريان سياسي آنقدر داراي منفعت عمومي و اجتماعي است كه از اينكه در نهايت به نفع جريان مقابل تمام شود نبايد نگران بود؟
--اين مفاهیمي كه مطرح ميكنيد بسيار سيال است. مثلا می گویید "از يك جناح در مقابل جناح مقابل". اصلا چگونه اين دو در يك جناح هستند. آنقدر تفاوتهاي تاريخي، تجربی و فكري ميان اين دو وجود دارد كه ميتوان آنها را دو جناح دانست يا حداقل گروههاي كاملا متفاوت ولي در يك طيف سياسي دانست. چيزي كه به خودی خود وجود آن عيب و اشكال نيست. فقط زماني يك جناح واحد تلقي ميشوند كه در برابر يك جريان ثالث قرار بگيرند. بنده و شما هم ممكن است داراي تفاوتهاي زيادي باشيم ولي وقتي در برابر يك خارجي قرار بگيريم هر دو ايراني هستيم و موضع واحدي داريم. بهويژه اينكه الان اصلا معلوم نيست چرا بايد آقاي كروبي به نفع مهندس موسوي كنار برود و یا همينطور برعكس.
* پس چرا چهار سال قبل آقاي كروبي اول از آقاي موسوي دعوت كردند بعدا كه ايشان در آن جلسه مشهور سعدآباد نيامدند، خود آقاي كروبي وارد عرصه انتخابات شدند.
--اين استدلال را ميتوان عليه آقاي موسوي هم به كار برد كه چرا دوره قبل كه همه به دنبال شما بودند در انتخابات حاضر نشديد ولي در اين دوره كه هم آقاي خاتمي و هم آقاي كروبي اعلام آمادگي جدي كردند، ناگهان شما وارد عرصه انتخابات شديد!
*مگر اين استدلال شما غلط است؟ و مگر آقاي موسوي نبايد در اين مورد پاسخگو باشند؟
--نه غلط نيست ولي در هر شرايطي مسائل متفاوت است. چون رفتار سياسي يك رفتار مطلق نيست. اگر امروز نماز ميخوانيم، فردا هم بايد بخوانيم چون نماز خواندن شرايطپذير نيست اما در سياست؛ شما در واكنش به محيط و شرايط جامعه، تصميم به اقدامي ميگيريد. شايد آقاي موسوي در چهار سال قبل محاسبات ديگري داشتند و الان طور ديگري ميانديشند.
* چرا ايشان دوره قبلي نيامدند.
--هيچكس نميداند و تا اين لحظه ايشان نيازي به پاسخ به اين سوال احساس نكردهاند. من ميگويم ايشان علاقه نداشتند و به بقيه مربوط نيست. امروز هم علاقه دارند كه بيايند باز هم به بقيه مربوط نيست. اينها حداقل در شرائط کنونی خيلي بحثهاي مفيدي براي انتخابات نيست. انتخابات محل و بازار عرضه كالاي سياسي است. هر جريان و نامزدي باید اين كالا را به خوبي توليد و به مردم ارائه كند و مابهازاي آن كه «راي» است را بگيرند. برخي دوستان ما چون در توليد اين كالا ضعيف هستند به سراغ اين بحثها ميآيند. مثل سلمانيها كه وقتي بيكار ميشوند سر هم را ميتراشند! وحدت سياسي در عمل سياسي رخ ميدهد يعني اگر شما كالايتان را خوب توليد كرديد و مشتري براي شما زياد بود، خود بهخود سايرين به نفع شما كنار ميروند. آن موقع اصلا مهم نيست كه چه كسي هست چه كسي نيست، آنكه مردم ميخواهند ميماند.
* من از طرح سوال اولم ميخواستم به اينجا برسم كه آيا ما شاهد يك جناحبندي سياسي جديد هستيم يا خير؟
--هم آري، هم خير. مرور انتخابات دوره قبل يعني سال 84 اين مساله را روشن ميكند. چرا در دوره قبلي ما 7 نامزد اصلي در انتخابات داشتيم؟ بهخاطر اينكه هريك بخشي از مطالبات جامعه را نمايندگي ميكرد و تعدد نامزدها در بطن وضعیت اجتماعي ريشه داشت.
در انتخابات پيش روی هم اگر آقاي خاتمي ميتوانست تا پايان در صحنه حاضر باشد ساير نامزدها به تدريج به نفع ايشان كنار ميرفتند، چون در بطن جامعه وقايعي رخ ميداد كه به واسطه آن خود بهخود اين اتفاق حادث ميشد. و اگر کنار هم نمی رفتند اهمیتی در نتیجه کار نداشت.
* اين انفعال نيروهاي سياسي نسبت به كنشهاي اجتماعي نيست؟
--خير، اشتباه نيروهاي سياسي است چون شيپور را از سمت گشاد آن ميزنند. انتخابات فقط رايگيري نيست بلكه زمینه برای يك حركت اجتماعي است كه انعكاس و نتیجه آن در رايگيري است. اينكه آقاي خاتمي به نفع آقاي موسوي كنار رفته يك شوخي است. اگر خاتمي كنار نميرفت آقاي موسوي در تبريز هم نميتوانست آراي قابلتوجهي بيابد، همين طور آقاي كروبي در غرب كشور اقبال انتخابات گذشته را نمييافت چون اين آرا قابل هدايت نيست، اگر بود كه در انتخابات دوره دوم سال 84 جمع آراي چهار نامزد اصلاحطلب بايد به نفع آقاي هاشمي به صندوق ريخته ميشد. جامعه ما مطابق معیارهای معمول فکر یا رفتار نميكند و تحت شرايط احساسي رفتار ميكند.
اگر در دوره قبل آقاي كروبي و معين ائتلاف ميكردند، مجموع آراي آنها از جمع آراي حاصله تكتك آنها هم كمتر ميشد چون نه شعار 50 هزار توماني آقاي كروبي مجال طرح مييافت و نه آقاي معين ميتوانست بياعتنا به نظر آقاي كروبي ايده دموکراسی را طرح كند و هر كدام در صحنه ميماندند بايد ملاحظات ديگري را در رفتار انتخاباتي خود لحاظ ميكردند. اين نكته سبب ريزش آرا و كاهش جذابيت انتخاباتي آنها ميشد. آراي مردم مثل آب در ظرفهاي كوچك نيست كه وقتي ظرف بزرگتري بياوريم تمام آب را از ظرفهاي قبلي به ظرف بزرگتر منتقل كنيم.
اينجا مثل كشورهاي غربي دموكرات نيست كه ائتلاف دو حزب باعث تجميع آراي مردم حامي آن احزاب شود. در ايران اكثر مردم بيش از آنكه به گروههاي سیاسی راي بدهند به افراد راي ميدهند.
اصلا اگر آقاي خاتمي انصراف نميداد، آقاي موسوي تا دو ماه بعد هم نميتوانست ستاد خودش را بطور جدی حتي در تبريز راهاندازي كند. بنابراين هر نامزدي بايد به جاي پرداختن به ساير نامزدها به ارائه برنامه خود در سطح جامعه بپردازد و در نهايت و با استناد به عكسالعملهاي اجتماعي به اين برنامهها، در روزهای پایانی قبل از انتخابات تصميم به ائتلاف يا ادامه رقابت گرفت.
* حالا به خود آقاي كروبي بپردازيم. آيا ايشان ميخواهند همان نقش دوره قبل را داشته باشند و شعار 50 هزار تومانشان را مطرح كنند يا اينكه اين بار نقش و برنامههاي جديدتري براي خود تعريف كردهاند؟
--اولا بايد پذيرفت كه هيچ نامزدي تمام آرا و برنامههاي خودش را شخصا طراحي و ارائه نميكند بلكه بسته به اينكه چقدر فضاي مشاركت سايرين را براي خود باز ميكند و چه افرادي تصميم به همكاري با او ميگيرند، صاحب يك سري ايده و برنامه ميشود.
در ستاد آقاي كروبي هم هر فردي كه وارد شود با توجه به علايق و انديشه خود به دنبال ظرفيتهاي جذاب ايشان ميگردد و در برنامه آقاي كروبي مشاركت ميكند و به بسط و طرح عمومي آن كمك ميرساند.
* يعني هر كسي از ظن خود شد يار من؟
--اين طبيعي است. در سال 76 هم امثال من براي آقاي خاتمي همين كار را كردیم و در بسياري از شعارهاي ايشان نقش داشتیم . چنین نبود که حامی بی رنگ و لعاب باشند. منظورم اين است افرادي كه به كمپين هر نامزدي بپيوندند در ارائه تصويري كه آن نامزد در جامعه پيدا ميكندنقش دارند. مضاف بر آن همكاري سياسي براساس يك شناخت و ظرفيتهاي مشتركي شكل ميگيرد كه براي هر دو طرف مطلوب و داراي منافع است. مثلا من و شمااز مشاركت در برنامه انتخاباتي آقاي كروبي یا هر فرد دیگری اين امكان را مييابم كه ايدههاي خودم را در حدی که سقف و کف دیدگاههای نامزد مورد نظر اجازه می دهد در سطح جامعه مطرح كنیم.
* حالا تفاوتهاي آقاي كروبي در انتخابات امسال و دوره قبل در چيست؟
--يكي از آنها تبديل ايده اولیه 50 هزار توماني به مردمي كردن سهام دو شركت تابعه وزارت نفت است. ايدهاي كه توسط آقاي دكتر نيلي مطرح شد و با اجازه ايشان به يكي از سه شعار اصلي آقاي كروبي در اين انتخابات بدل شده است.
شعار دیگر ايشان «احياي نظام برنامهريزي در كشور» و شعار سوم هم «دفاع از حقوق شهروندي» است.
خوب طبيعي است افراد و چهرههاي جديدي كه به مجموعه ايشان اضافه شدهاند در طراحي، پخته كردن و ارائه اين برنامهها به جامعه مشاركت دارند چون هركس در هر ستاد و مجموعهاي وارد شود ضمن كمك و مشاركت بايد اثري از خودش بهجا بگذارد.
* آقاي عبدي، چرا كروبي؟
--ببينيد شايد يكي از فرقهاي من با ديگران اين است كه من قبل از حضور در هر ستادی ابتدا تحليل خودم درباره انتخابات را ارائه و سپس به ستاد وارد می شوم.
حالا غلط يا درستي تحليل من بحث ديگري است، منتها چگونگي حضورم را به يك پشتوانه تحليلي و نظري منوط كردم و در همان چارچوب عمل ميكنم. اينكه چرا بايد در انتخابات شركت كرد؟ چگونه بايد شركت كرد؟ و چرا كروبي گزينه مطلوب است؟ چراهایي که پاسخ آنها در تحلیلم(ورود به انتخابات از کدام منظر؟) کاملا روشن است. اصلاحطلبان قادر نيستند به اجماع برسند و فردي را به صورت دموكراتيك از ميان خودشان انتخاب كنند چون اگر چنين تواني را داشتند قاعدتا بايد يك چهره جديد مثل آقاي دكتر نجفي را مطرح ميكردند اما حالا كه امكان آن نيست افرادي از آنان نامزد خواهند شد و نامزدي خود را به مجموعه اصلاحطلبان تحميل خواهند كرد. چنين چيزي را هم فقط سه نفر ميتوانستند انجام دهند: خاتمي، كروبي و موسوي.
خوب از نظر اقبال مردمي آقاي خاتمي بر همه ترجيح داشت، اما ايشان امكان حضور مجدد در سمت رياستجمهوري را بهخاطر برخي مسائل واقعي در ساختار سياست جمهوري اسلامي نداشت. من اين را از قبل مدام ميگفتم و همه ديدند كه اين تحليل كاملا صحيح از آب درآمد و ايشان در اولين فرصتي كه يافت از حضور در عرصه انتخابات كنار رفت. آقاي موسوي هم نامزد مناسبي بود ولي به شرط اينكه در موقع مناسب اعلام نامزدي ميكرد. حداقل به افرادي كه در دو دهه گذشته مدام از ايشان براي حضور در انتخابات دعوت به عمل ميآوردند اطلاع ميدادند و يا از تمايل خود به نامزدي صحبت ميكردند نه اينكه آنقدر ناگهاني و دير اعلام حضور كنند كه حتي آقاي كروبي، خاتمي و اطرافيان اينها شگفتزده شوند!
اگر شرايط خطير است در زمستان 87 كه ناگهاني خطير نشده از همان سال 84 يا 85 و حداكثر 86 همه متوجه شرايط جديد جامعه شده بودند. حداقل در بهار 87 تمايل خود را ابراز ميكردند. البته ممکن است که فردي در روز آخر ثبتنام نامزدها هم، تصميم به حضور در انتخابات بگيرد ولي نبايد در آن لحظه انتظار حمايت و همراهي تمام گروهها و افراد را داشته باشد و توقف تمام برنامههاي ساير نامزدها كه به صراحت و شفافيت از حضور در انتخابات سخن گفتهاند را متوقع باشد. عمل سیاسی عملی جمعی است و باید مشارکت عموم را برانگیخت و از این رو مشورت با آنان و جلب نظرشان مهم است.
* يعني نحوه حضور ايشان امكان اجماع را بر هم زده است؟
--دليل حضور ايشان دليل مختص به ماههاي اخير نيست ما چند سال است حداقل از سال 84 به بعد كه شرايط فعلي را شاهديم. حداقل ايشان نگراني خود را در قالب سخنراني بيان ميكردند كه بقيه متوجه دغدغههاي ايشان بشوند.
* يعني ميفرماييد نگراني از شرايط كشور مترادف اعلام نامزدي نيست و اگر كسي مدعي دلسوزي براي نظام و كشور است حتي اگر نميخواهد نامزد رياستجمهوري باشد بايد نگراني خود را ابراز كند.
--بله، كاملا. نميشود آدم وقتي تصميم به نامزدي گرفت شروع به ابراز نگراني كند و اگر نخواست نامزد باشد، نگرانيهايش را براي خودش نگه دارد. دلسوزي براي كشور كه از زمستان 87 شروع نميشود. اينگونه اين شبهه ايجاد ميشود كه منافع سكوت سياسي را فقط با رئيسجمهوري معاوضه ميكنند.
اگر ايشان حداقل يكسال قبل از انتخابات از تمايل خود براي رئيسجمهوري سخن ميگفتند یا حداقل ابراز دغدغه می کردند نه آقاي خاتمي و نه آقاي كروبي اعلام نامزدي نميكردند اما حالا كه در پايان اسفند 87 و سه ماه مانده به انتخابات اعلام نامزدي ميكنند چارهاي جز رقابت با ساير نامزدها ندارد.
بنابراين در پاسخ به سوال چرا كروبي با توجه به مطالبي كه ذكر كردم گزينهاي مطلوبتر از آقاي كروبي باقي نميماند. چون نه امكان حضور نامزد جديد و واحدي را ممكن ميدانستم، نه مجال كار براي آقاي خاتمي وجود داشت و نه آقاي موسوي به شكل متعارفي وارد عرصه انتخابات شدند.
* پس شما به صورت اثباتي به آقاي كروبي نميرسيد و با به طور سلبي ايشان را مطلوب ميدانيد؟
--از نظر تحلیلی به هر سه (خاتمي، موسوي و كروبي) ميرسم و چون دو گزينه ديگر با شرحي كه داده شد ممكن نيست یا متصور نبود آقاي كروبي نامزد ممکن خواهد بود.
* به هرحال آقاي موسوي هر قدر هم نامتعارف و با شبهه در صحنه حاضر شده ، حالا آقاي كروبي دچار ترديد براي ادامه راه نيستند؟
--خير به هيچوجه. الان هيچ چارهاي جز رقابت تا روزهای قبل از انتخابات نيست. در روزهای قبل از انتخابات اگر يكي از اين دو موفق به ايجاد يك جنبش اجتماعي وسيع شد، كنارهگيري يكي به نفع ديگري منطقي خواهد بود اما الان كه تصوير روشني وجود ندارد بهتر است هر يك راه خود را برود.
* آيا اجماع همه نيروهاي اصلاحطلب (چه بر موسوي چه بر كروبي) امكان تحقق اين خيزش اجتماعي كه ميفرماييد را بيشتر نمي کند؟
--اصلا آقاي موسوي خودش چنين درخواستي ندارد. نميشود زوري خود را به ايشان تحميل كرد. گروههايي هم كه يك دفعه مدافع ايشان شدند و ميخواهند خود را به ايشان تحميل كنند برای تحقق این هدف چندان مثمر ثمر نخواهند بود.
رفتار مدرن اجتماعي يعني مطالبه راي، نه با پول بلكه با شعار و برنامه و رفتار. آقاي كروبي هم با شعار و برنامه مشخص و شفاف و قابل نقد از سوي ديگران در حال انجام اين فرآیند به شكل مورد انتظار است. حالا اگر دوستان با اخلاق سياسي ما از چهره يا نحوه گفتار ايشان و نسبت آن با برنامههايشان حرف ميزنند مساله خودشان است. حرف، شعار و برنامه و عملكرد گذشته آقاي كروبي بسيار روشن و در معرض قضاوت جامعه قرار داده شده است. می توان آن را نقد و رد یا تایید کرد. اگر وی سکوت می کرد شاید انتقادات علیه وی بسیار کم و حتی هیچ بود.
* اين برنامهها را بيشتر توضيح ميدهيد؟
--نخست، احياي برنامهريزي كه شكل مادی آن احياي سازمان برنامهريزي است و محتواي آن احيا و بازسازي نظام تصميمگيري مبتني بر برنامه است. كسي که سازمان برنامه را منحل كرد با ساختمان آن مشكل نداشت بلكه با تفكر ناشي از برنامهريزي مساله داشت. بنابراين آقای کروبی به دنبال بازگشت خردورزي و عقلانيت در اداره امور مملكت هستند.
* سوالي مطرح ميشود مبني بر اينكه مراد از برنامهريزي چيست؟ آيا منظور احياي سازماني براي تهيه برنامه كاري براي خود دولت است يا ايجاد مركزي براي تعيين تكليف براي كل امور مملكت بهطوري كه سهم دولت از آنچه امروز در اقتصاد و ساير مسائل دارد بيشتر شود.
--اين كيفيت و چگونگي ايفاي نقش دولت است كه در دو شعار ديگر آقاي كروبي به آن پاسخ داده ميشود و براي همين است که شعارهاي ايشان در چارچوب اين سهگانه عنوان ميشوند. يكي از اين شعارها مردمي كردن سهام شرکت های پخش فراورده و گاز است كه تبديل شعار 50 هزار توماني به طرح دكتر نيلي است. ماجراجوييهاي غيرعقلايي دولت در كشور ما ناشي از نحوه درآمد دولت است كه اكثرا از دلارهاي نفتي تامين ميشود. اگر اين درآمد نفت به مردم واگذار شود و دولت از محل ماليات كسب درآمد كند خود بهخود هم پاسخگويي و مسووليتپذيري دولت افزايش مييابد هم دولت در اداره امور رفتار بهينه و مبتني بر عقلانيت و برنامه را در پيش ميگيرد. اصلا درآمدي كه مال مردم است بايد نزد خودشان باشد و دليلي ندارد كه در اختيار دولت قرار گیرد. در نتيجه وقتي اداره و مالكيت شركت ملي نفت براي مردم باشد، خود آنها هم براي قيمت محصولات آن مثل نفت و گاز تصميمگيري ميكنند و دولت در آن دخالت نميكند.
پس در پاسخ به سوال شما براي نگراني از افزايش دخالت دولت ميتوان گفت با اين برنامه آقاي كروبي؛ از یک سو دولت به سمت كوچك شدن پيش ميرود چون درآمدش كم ميشود و از سوی دیگر حوزه دخالت مردم در امور افزايش مييابد چون درآمد اصلي كشور در اختيارشان قرار ميگيرد. از ديگر نتايج اين كار منطقی و علمی شدن ذهنيت اقتصادي جامعه و مردم ماست كه براساس مؤئلفههاي واقعي اقتصادي تصميمگيري و طرح مطالبه خواهد کرد.
در كجاي دنيا اينقدر به جامعه يارانه تزريق ميشود؟ اين فقط در ايران يا ونزوئلا ممكن است رخ دهد چون براساس عقلانيت نفتي ميانديشيم نه عقلانيت مدرن اقتصادي.
* شعار سوم ايشان چيست؟
--دفاع از حقوق شهروندي. بايد به سمتي برويم كه حقوق مردم حاكم باشد، از حق مالكيت فردي تا حق آزادي انديشه و بيان، همگي بايد پشتيباني قانوني داشته باشد. براي اين كار بهروزرساني برخي از قوانين و مقررات را لازم داريم. اين شعار آقاي كروبي بیش از 15 بند دارد كه در جزوه برنامههاي ايشان آمده است. اين شعار از حاكميت قانون دفاع ميكند. به نحوي كه تفكيك قوا، از بين رفتن اختيارات فراقانوني و تاكيد بر توسعه نهادهاي مدني را مطرح ميكند و از مصاديق اجرايي آن توسعه زيربنايي براي توسعه ارتباطات مثل افزايش پهناي باند اينترنت است.
در حوزههايي هم كه بايد در خارج از قوه مجريه پيگيري شود ايشان بهعنوان يك مطالبه عمومي به نمايندگي از گرايش حاكم بر جامعه اين موضوع را طلب ميكند. چون ايشان رئيسجمهور را برخلاف برخي دوستان بياختيار نميداند. اين سه در واقع سه بعد يك شعار است كه همان توسعه ايران است با يك برنامه و گرايش شفاف.

Mohammad-A :
جناب عبدی، طرح مردمی کردن سهام نفت ایدهٔ شما بود یا دکتر نیلی؟ شناسنامه دار کردن نظرات کاریست مهم.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در یادداشت بعدی توضیح می دهم.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۲۶ بֽظֽ | Reply
تاجزاده لايق رياست جمهوري ايران است :
با سلام
اقاي عبدي ميخواستم بپرسم شريعتمداري جواب مقاله تاجزاده رو داد يا نه
واگر يه مدت نداد خواهش ميكنم شما هم يه مقاله بنويسين واز كيهانيان بپرسين خلاصه كدوم حق وتو رو به نفع كدوم بيخيال ميشن
انصافا اين مقاله تاجزاده رو بيخيال نشين تا شريعتمداري به اين سوالات جواب نداد
خلاصه ايشون بايد توجيه كنه يا اينكه صحبت از حق وتو نكنه ديگه
واگر بيخيال شد حق وتو سازمان ملل رو پس ماهيت حق طلبي خودش رو افشا ميكنه
خواهش ميكنم به نبرد با كيهانيان ادامه بدين تا نهايت معين بشه چطور كروبيان از كيهانيان بيزارند
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۴۴ بֽظֽ | Reply
حمید :
با سلام،
فرصت زیاد نیست. صدای شما اطرافیان آقای کروبی و بخصوص نظرات اقتصادی شما که به نفع مردم خواهد بود باید بزبان ساده و قابل درک و هضم برای آنها تشریح شود. حال که رسانه ملی در اختیار شما نیست از برد رادیو و تلویزیونهای خارجی غافل نشوید. آقای کرباسچی که سابقه خوبی در امور اجرایی دارد باید باید فعالتر عمل کند. چرا آقای کروبی و شما مشاورانش به اطراف کشور برای تماس نزدیک با مردم نمی روید؟
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۴۵ بֽظֽ | Reply
ابوذر :
باسلام
آقای عبدی سوالی داشتم
آیا وقت آن نرسیده که به جای منت حکومت را کشیدن از راه مقابله وارد شد. به فرض هم که آقای کروبی رای آورد و رفت سراغ نظارت استصوابی.آیا فکر نمی کنید همه ی این تلاش ها با یک سخنرانی رهبری برباد رود؟ از کجا معلوم که دو سال دیگر شما باز به ایده خروج از حاکمیت رجوع نکنید؟
بیاییم واقع بین باشیم. حکومت تا صدای اعتراض مارا نشنود(به طور مستقیم و نه از صندوق رای) ،ذره ای کوتاه نخواهد آمد. خودتان هم میدانید که رایزنی بیفایده است که اگر فایده داشت در انتخابات مجلس هفتم و هشتم نتیجه اش را می دیدیم. به اصلاح طلبان بگویید شما که می توانید 50 هزار نماینده مستقیم در سراسر کشور داشته باشید چه اشکالی دارد که از این نیروها در جای خود استفاده کنید. چه می شود که از این نیروها برای تجمع و راه پیمایی در مخالفت با محدود کردن آزادی، نظارت استصوابی و ... استفاده کنید. مطمئن باشید نتیجه اش بهتر از این ورود با هزار آه و واویلا است.
نمونه ی عینی اش همین تجمع جلوی سازمان صدا وسیما که شنیده ها حاکی است که آقای ضرغامی خودشان شخصاً دستور پخش آن را صادر کرد.
مطمئن باشید اثرش بیشتر است...
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۰۸ بֽظֽ | Reply
علی :
یکی از نکاتی که شما در مقاله ی "چگونه آمدن مساله اینست" گفتید اینست که اصلاح طلبان نمی توانند وزرای مورد نظر خود را به کار بگمارند. و مجلس راه نمی آید. فکر می کنم آقای کروبی هم مجبور می شود آدم های بی بو و خاصیت را معرفی کند تا از مجلس رای بگیرند اینطور نیست؟ مگر شما نگفتید اینبار گربه را دم حجله می کشند؟
ضمنا آقای کروبی نمی خواهند معاون اولشان را حداقل معرفی کنند؟ آقای کرباسچی باشند خوب است!(من هم نظرم را گفتم خب!)
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قطعا آن مشکل برای آقای کروبی و حتی موسوی هم تا حدود زیادی هست اما نه به این شدتی که برای خاتمی می توانست باشد.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۱۷ بֽظֽ | Reply
احمد :
سلام
فکر می کنم در هفته گذشته شوک جدی ای وارد شده و افراد بسیار بیشتری به آقای کروبی تمایل پیدا کرده اند.
به نظر من آقای کروبی تا روز انتخابات به دو یا سه شوک دیگر (مانند نامه هایی که فرستادند) احتیاج دارند تا به خصوص آرای اکثریت خاموش (تحریمی ها) را زنده کنند.
در میان برخی از دوستان من که تا دو سه هفته پیش با نفرت از آقای کروبی حرف می زدند به وضوح تغییر دیدگاهی ایجاد شده و به تردید افتاده اند.
خواهش می کنم این نظرها را در ستاد ایشان منعکس کنید و بگویی دو سه ضربه دیگر لازم است تا کار تمام شود.
ضمنا عنوان طرح 50 هزار تومانی یک اثر تبلیغاتی شدید دارد که وقتی اسمش را عوض می کنید، اثرش گم می شود. بالاخره اگر روی رای طبقات پایین تر جامعه هم حساب می کنید، شاید بهتر باشد همان عنوان استفاده شود ولی توضیح داده شود که مکانیزمش واگذار کردن سهام نفت است.
واقعیت این است که این دوره نوشته های شما ما را فعال کرد و از این جهت متشکرم
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply
می خواهید ما را اعدام کنند؟ :
جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه در گفتگو با خبرنگاران :
" فضاسازی مطبوعات سبب اعدام دلآرا دارابی شد"
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به هر حال مطبوعات باید در برابر این نظر موضع گیری کنند یا آن را رد کنند یا از خود انتقاد کنند.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۱ بֽظֽ | Reply
محمدحسین :
بخش اول
دوستی از یاران میرحسین زنگ زد به من و با هم انتخابات را تحلیل می کردیم گفت: اگر کروبی در روزهای آخر به نفع میرحسین کنار نکشد و میر حسین از پیروزی بماند هرگز کروبی را نخواهد بخشید.
من چیزی نگفتم اما همه اش با خودم فکر می کردم آقای موسوی این حق را از کجا آورده؟از آن روزهم هر چقدر فکر کرده ام به هیچ نتیجه ای نرسیده ام و به قول علمای علم حقوق منشاء این حق میرحسین چیست؟چرا کروبی همین حق مشابه را نمی تواند داشته باشد؟
تنها به یک نتیجه رسیدم و آن هم امکان بیشتر برای پیروزی آقای موسوی است که در آخرین کامنتم ذیل یادداشت مربوط به سؤالات آقای حجاریان در پاسخ آقای محمد ، پیش بینی ام را از فرجام انتخابات پیش روی شرح داده ام.وانگهی که لو فرض اقای موسوی امکان بیشتری برای پیروزی داشته باشد هیچ کس نمی تواند دیگری را فاقد حق بداند،مثل آنست که فرضآ رییس یک مملکت ترور شود و قلبش از کار بیفتد آیا پزشکان حق دارند یک جوان زنده و سالم را دراز کنند ، سینه اش را بشکافتند و قلبش را در اورند تا به رییس مملکت پیوند بزنند؟با این توجیه که اگر این رییس مملکت زنده بماند هزاران نفر دیگر نمی میرند و زندگی شان به عذاب گرفتار نمی شود.
آقای کروبی به عنوان یک انسان دستکم این حق را دارد که برای پروژه ای که سالها زحمت کشیده و هزینه کرده است به حداقلی از اهداف خود دست یابد.همهء کسانی که از کروبی می خواهند کنار بکشد ایا خودشان از پروژه هایی که دارند به همین آسانی کنار می کشند؟ گیریم که چنین است چه توقعی که دیگران هم چنین کنند!می گویند منافع ملی است! نباید دوباره احمدی نژاد بیاید خب بگذارید احمدی نژاد بیاید، مگر چه عیبی دارد؟
الف : یا میزان مشارکت در این انتخابات خیلی بالاست (که به نظر من چنین است)و در این صورت احمدی نژاد باید رای خیلی بالایی کسب کند تا انتخاب شود پس وقتی اکثریتی به این اندازه از ملت طرفدار احمدی نژاد است ناز شصتش بگذارید مادام العمر رییس جمهور بماند.
ب: میزان مشارکت خیلی پایین است ، پس اگر ملتی اینقدر برای سرنوشت خودش ارزش قایل نیست شما چرا خودتان را بخاطرشان می خواهید بکشید بگذارید همینجور خوش باشند.
پ: میزان مشارکت بینابین است پس دور اول هیچکس رییس جمهور نیست ودر آن صورت قطعآ میرحسین به دور دوم خواهد رفت تا دیگر بهانه ای برای رای نیاوردن نداشته باشید.
......................................................
بخش دوم
دوست دیگری از طرفداران آقای موسوی زنگ زد و باز هم انتخابات را تحلیل می کردیم،شروع به تمسخر اقای کروبی نمود(شیوه ای که ظاهرآ نوعی دفاع محسوب می شود)گفتم من صرف نظر از شخصیت افراد، از منظر یک روشنفکر به برنامه شان نگاه می کنم، نه طالب قدرتم و نه عضو هیچ حزبی! پرسیدم شما که می خواهید به اقای موسوی رأی دهید ممکن است بفرمایید آقای میر حسین چه برنامه ای دارد؟گفت: در این مملکت برنامه ریزی معنا ندارد. گفتم : ولی کروبی برنامهء نفت را دارد، همان برنامه ای که مصدق ، مجالش را نیافت تا به سرانجام برساند ! بلا فاصله گفت: کروبی دروغ می گوید، او به این حرفها اعتقاد ندارد ، فردا که رییس جمهور شود زیر همهء قولهایش میزند،خنده ام گرفت، خنده ام شدید شد. پرسید چرا می خندی؟ گفتم: اگر تقلب نشود کروبی رییس جمهور است. گفت: یعنی چی؟گفتم: تابحال کسی نتوانسته از خود برنامه اشکال بگیرد، همهء اشکالات به شخص کروبی است و این خیلی خوب است چون معلوم است برنامه جاندار است و در این یک ماه باقی مانده، می شود مردم را کم وبیش قانع کرد که با یک سبک –سنگین کردن اولیه، حسابگرانه آنست که به کروبی اعتماد کنند!گفت چگونه ؟ عرض کردم فرضآ کروبی دروغ می گوید ، پس کروبی می شود یک ریس جمهور بی برنامه مثل بقیه(چون تابحال هیچ برنامه ای از دیگران منتشر نشده) اما اگر کروبی راست بگوید کلی پول است که گیر ملت می آید، حال به نظر شما منطقی است که به او اعتماد کرد یا نه؟
گفت: مردم قانع نمی شوند ، طرفدار میر حسین هستند!گفتم: خدارا شکر پس پیشاپیش پیروزی اصلاحات را باید تبریک گفت اما اشکال کاراین است که مردم را همان چند نفر از دوستان و دور وبریهای خودتان تصور کرده اید.چه تضمینی دارید که مردم با میرحسین و یا هر کس دیگر تا این حد عقد اخوت بسته باشند، از اول انقللاب دیده ایم که چنین نبوده است.
گفت: بی خیال، رییس جمهور احمدی نژاد است و من و تو هم داریم بازی می خوریم.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من در این تارنمای خودم این را پذیرفته ام که هر انتقادی از آقای کروبی شود را منتشر کنم و قضاوت را به خوانندگان
واگذار کنیم اما به دلائلی قصد نقد دوستان اصلاح طلب دیگر را نداشته ام چون فعلا در جهت راهبردم نیست در غیر این صورت کلیه گزاره های آنان را به نقد می کشیدم تا متوجه شویم که چگونه در ورطه بی مسئولیتی قدم برداشته می شود و این گفتگوهای شما فقط اندکی از آن است.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۴ قֽظֽ | Reply
جعفر :
اقای عباس عبدی
در سایت تابناک خواندم که اقای رضائی تصمیم دارند اقای احمدی نزاد راوارد کابینه خود نمایند من که نظر خود را بهتر میتوانم در قالب طنز بگویم این طنر را برای ایشان ساختم .
در دور نهم وطن بگویند
از راست و چپ گرفته اسیب
از بار تورم و گرانی
خالی شده سکه های در جیب
مردم نچشیده اند یکسال
نه مزه پرتقال یا سیب
ماشین وطن که داشت میرفت
افتاد به کوره راه پر شیب
اقای رضائی سلحشور
کابینه بداده است ترتیب
خواهد که جناب احمدی را
اورده کند وزیر تخریب
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۱۲ قֽظֽ | Reply
رضا :
جناب اقای عبدی با سلام .وقتی کاندیدا کالای سیاسی عرضه میکند.یا بهتر است بگوییم سلف فروشی میکند (مثل اوردن پول نفت سر سفره مردم-مهروزی-مبارزه با مفاسد اقتصادی-احترام به شخصیت افراد-صداقت وصمیمیت با مردم-مبارزه با مافیای نفتی-وبها دادن به جوانهاوازادی انها در پوشش وموی سرو کوتاهکردن...)اما در همه حوزه ها کار کرد درست 180درجه تفاوت دارد.چیزی که مردم با تمام حواس پنج گانه درک مکنند.ومعلمین اخلاق ومتدیین مدعی چشم فرو بسته که هیچ بلکه زبان تعریف وتمجید می گشایند.ایا اعتمادی به این کالای مکاره ومتدیین با اخلاق باقی میماند.ایا انگیزه ای برای دادن ان ما بازاد وجود خواهد داشت.؟ ایا این پرداخت به همان سمت وسوی دلخواه پرداخت کننده خواه رفت؟وقتی از همین حالا 5 میلیون ما بازای ان کالا از همین ابتدا نادیده گرفته میشود.بهتر نیست به دنبال راه کاری بودکه این اسیب ها کاهش یابد.؟اعتماد اجتماعی سخت مخدوش شده است و راضی کردن مردم برای حضور در پای صندوق های رای بسیار مشکل است.چون اصلا ح طلبان را رسانه های حکومتی تخریب کرده ومی کنند.واصولیین هم هنر انجام کاری ندارند ولو اداره ی یک نا نوایی.شا ید هم در شرایط حاد تقاضای جنس مجازی فروخته شده با یک حکم ... باعث صلب مسئولیت از گردن نفروشنده شود.البته با قیافه ی حق به جانب خلاصه قول هم قول مرد های قدیم.که سر شان میرفت ولی حرفشان نه.البته سابقه جناب کروبی در این زمینه در رتبه ی دوم پس از رییس دولت کنونی است
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۲۱ قֽظֽ | Reply
xxx :
ببخشید در مورد کناره گیری آقای خاتمی آقای رمضان پور یک چیز می گوید و آقای ابطحی چیز دیگر. دلیل این مسئله چیست؟
آیا نمی توان این تضادها را به حساب بی اخلاقی یکی از آنها گذاشت؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
یکی علت را می گوید و دیگری دلیل را.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۰۴ قֽظֽ | Reply
همایون :
آخ اگر تلویزیون صبا را در این موقعیت داشتیم ... هیچ رسانه ای تلویزیون نمی شود. مگر هر کدام از ما ( به خصوص افراد کمتر شناخته شده ای چون من) چقدر می توانیم برای کروبی رای جمع کنیم؟ برای چند نفر می توانیم توضیح دهیم؟ از این مهم تر مگر چند نفر روزی 500 تومن می دهند اعتماد ملی بخوانند؟ شرایط مان خیلی سخت است آقای عبدی. کروبی حتما باید تلویزیونش را راه بیندازد. به هر قیمتی. راه دیگری نداریم. شاید با داشتن یک تلویزیون بشود در انتخابات بعدی کاری کرد.
آقای عبدی من وقتی آن جمعیت استقبال کننده در شهرستانها را از احمدی نژاد می بینم بسیار نا امید می شوم. بالاخره همه اینها را که با اتوبوس نمی آورند. مگر چند نفر را می شود با اتوبوس آورد که از قضا یکیش هم تصادف کند و کشته بدهد؟ واقعا شما امید دارید که در این چند روز تغییری حاصل می شود؟ چندی پیش به یکی از دوستانم می گفتم وقتی بهترین فیلم مورد توجه مردم اخراجی هاست و بین آن همه برنامه تلویزیونی که در عید پخش شد کلاه قرمزی صدر نشین می شود؛ معلوم است که نتیجه انتخابات چه می شود.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۰۵ قֽظֽ | Reply
حبیب ت :
با سلام به همه!
جناب عبدی! وقتی میبینم که آقای احمدی نژاد، برای بردن پیام خود به درون جامعه و مخصوصاً روستا ها و بین اقشار فرو دست جامعه، علاوه بر تمام امکانات دستگاه ها و رسانه های دولتی، شبکه وسیع جزب الله،سپاه، شبکه عظیم مساجد و تریبون های نماز جمعه را دارد، و علاوه بر اینها هواداران مجاهدین خلق و سلطنت طلبها و گمونیست های افراطی نیز با تبلیغ خود در بین جوانان و زنان و اقشار شهری با تکیه بر بی اثر و اعتبار بودن انتخابات ، آنها را که بالقوه بخشی از آرای رأی دهندگان آقایان موسوی و کروبی هستند وادار به امتناع از رأی دادن میکنند قدری از نتیجه کار مأیوس میشوم! این شبکه مهیب تبلیغاتی پر امکان را نباید ندیده گرفت.
بهر حال جای این همه امکانات آنها را و کاستی جبهه اصلاحات را جوانان و زنان و دانشجویان، باید با زبان و قلم و کار توضیحی وسیع خود باید بگیرند
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۶ قֽظֽ | Reply
امير110 :
در گير و دار انتخابات سهام شركت صدرا به قرارگاه خاتم (نماينده سپاه) و مهر ايرانيان (نماينده بسيج و بانك بسيجيان) رسيد. واصفا كه هيچكس نگفت كه دولت از سويي ديگر وارد شد و اصل باصطلاح 44 زير سوال رفت و بخش خصوصي نابود شد.
حداقل شما مقاله ايي بزنيد.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب این نوع جدید خصوصی سازی هم هست. شاید این موارد عملا خصوصی باشتد
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۳۲ قֽظֽ | Reply
مصطفی میراحمدی :
چنانچه هریک از شعارهای انتخاباتی آقای کروبی به سادگی، همانطور که درباره قانون مطبوعات پیش آمد، با یک حکم حکومتی در لغو آن روبرو شد، ایشان به همان سرعت و بی چون و چرا سر تعظیم فرو خواهند آورد؟ در غیر این صورت، چه مکانیسمی را برای مقابله با بی اثر کردن چنین اقدامی در پیش خواهند گرفت؟ در واقع، ایشان بین اعتماد و خواست برخاسته از آراء مردم و حکم حکومتی مخالف آن (که قبلا" بوضوح اتفاق افتاده و ایشان بدو ن قید و شرط و حتی ابراز گلایه! طرف مقابل را گرفته اند) چه خواهند کرد؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
چیزی را که برخی دوستان کمتر توجه می کنند این است که با صدور حکم حکومتی و شفافیت رابطه قدرت و مسئولیت دیگر نمی توان از چنین احکامی بدون توجیه موثر سود جست. ضمن این که این حکم مسئ.لیت عمل را چه درست و چه غلط باشد متوجه صادر کننده می کند و این یک گام مهم به پیش است. اما توجه کنید که دیگران بدون حکم چنین رفتاری را خواهند کرد.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۱۹ بֽظֽ | Reply
مهيار :
با سلام
به نظرم اين اعدام پاسخ قدرت طلبان به بيانيه آقاي كروبي مي باشد.
با تشكر
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۲۱ بֽظֽ | Reply
مجتبي :
معمولا چه سيستم هائي مشكلات مردم را از طريق رفتار كميته امدادي حل ميكنند . باتشكر
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۰۰ بֽظֽ | Reply
افرا :
جناب آقاي عبدي
خيلي سعي كردم سكوت كنم و وارد مباحث انتخاباتي مطروحه از جناب شما نشوم. اما بلاتشبيه، سخنان شما مثل حرفهاي برخي آقايان براي ابراهيم نبوي، سخت وسوسهكننده است. مگر انتخابات، كلاس آموزشي است كه انتظار داشته باشيم مردم در جريان آن با برخي چيزها آشنا شوند؟ در جامعهي ما ميليونها تن هستند كه چه در تجارب اجتماعي، چه از حيث دانش سياسي، و بينش و معرفت، هزاران سروگردن از امثال ميرحسينها و شيخوشوخهاي اصلاحات و غيره بالاتر ايستادهاند، آنان چه نيازي دارند كه از نامزدهاي انتخاباتي درس بگيرند و با مسايل مطروحهي از سوي آنان آشنا شوند؟ تو رو خدا اين بحثها را كنار بگذاريد، اگر تصور ميكنيد خودسانسوري مانع از آن است كه حقايق را بگوييد، سكوت كنيد. آنوقت شايد ذهن افكار عمومي از سوابق شما دانشجويان بحرانساز دههي شصت، كمي التيام پذيرد.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بله چنین افرادی هستند و زیاد هم هستند اما مگر کسی گفت اینها درس بگیرند؟ بعلاوه درس گیری عملی با درس گیری اجتماعی فرق دارد مگر ندیده اید که همین افراد فرهیخته هر بار که فعالیتی داشته اند در بسیاری از موارد به درس گیری از آن پرداخته اند؟
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۱۱ بֽظֽ | Reply
حـمیدرضا :
جناب مهندس عبدی سلام
ضمن تقدیر از نوشته ها و ایده های جنابعالی که معمولا از زاویه دید ویژه ای که صرفا مخصوص به خود شماست به مسائل می نگرید سوالی خدمتتان داشتم که در صورت لزوم توضیح بفرمایید .
من به این نظریه شما که تا همین چندی قبل بر روی ان اصرار داشتید بسیار اعتقاد داشته(و کماکان دارم) که در سیستمی که منابع " قدرت " انباشته در مراکزو افرادی است که کوچکترین مسئولیت و پاسخگوئی مطابق با ان را ندارند" پس همان بهتر که این مسئولیت بر دوش خودشان گذاشته شود تا نتوانند خود را پشت "رئیس جمهور ی مسئول اما فاقد قدرت" پنهان کنند.
تجربه این 4 سال هم کاملا مبین و گویای نظریه جنابعالی است که امروز دیگر حاکمیت نمیتواند نارسایی ها و کمبودهای اقتصادی و مشکلات فرهنگی و ناهنجاری های اجتماعی را به "تحول خواهان و غیرخودی ها" نسبت دهد.../ بهتر نیست بار گران مسئولیت باز هم بر دوش خودشان باشد ؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
تردیدی ندارم که اگر می شد وضع موجود را بی خطر ادامه داد و بدون فعالیت راهی را رفت این کار بهتر بود اما نگرانی از وضعیت رخوت و سکون و مشکلات دیگر انتخابات ریاست جمهوری را می تواند به میدان مناسبی برای حضور اجتماعی تبدیل کند.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۵۰ بֽظֽ | Reply
هاتف مطهری :
درود بر شما
اول اینکه از شما بخاطر حضور فعال در انتخابات تشکر میکنم و با اینکه هنوز تصمیم قاطعی برای رای به موسوی یا کروبی نگرفتم ولی با توجه به شرایط فعلی حضور کروبی تا پایان بسیار مفید است.
اخیرا یکی از آقازاده ها که مصونیت فولادی دارند در مصاحبه با رادیو زمانه در هلند گفته اند که احمدی نژاد که از نظر ایشان انسان بدیست به پالیزدار پیغام داده که میخواهد بعد از انتخابات از او قویا حمایت کند!
و سپس افاضه فرمودند که احمدی نژاد در صورت انتخاب شدن در این دوره -که به نظر این آقازاده حتمیست- ریشه ی روحانیت را خواهد زد!
احتمالا این فرزند آیت الله که از قضا پدرش از حامیان رییس جمهور فعلیست یا با توجه به انعکاس مثبت حرفهای پالیزدار میخواسته برای نامزد مورد نظر پدرش تبلیغ کند یا همینطوری یک حرفی زده!
این را گفتم تا خواننده ها هم با مدرنترین شیوه های تبلیغی آشنا شوند!!
ضمنا از شما بخاطر اینکه راه فکر کردن و تحلیل را باز میکنید سپاسگزارم.
موفق باشیدَ
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب اگر می خواهن حمایت کند چرا الان نمی کند که وقت مناسبی است؟
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۲۸ بֽظֽ | Reply
اکبر :
با سلام
جناب آقای عبدی
قبلا معتقد بودم که بایستی از میرحسین موسوی حمایت کرد اما بعد از موضع گیری های دو پهلو، غیرشفاف و بعضا تهاجمی نسبت به حقوق بشر، آزادی بیان، اصلاح قانون اساسی، به ویژه نوع برخورد وی با مطالبات مطروحه توسط نماینده انجمن اسلامی در دانشگاه بابلسر را دیدم، از رای دادن به میرحسین دچار تردید شدم.
برایم جای سوال است چرا تیم جدید اقای کروبی( یعنی شما، آقای نجفی، کرباسچی و ...) نمی خواهد در شهر ها بزرگ و داشگاهها فعال شود.
چرا تیم دانشجویی ستاد آقای کروبی را منفعل است. اگر دفتر تحکیم مایل به حمایت از ایشان است آنها را قانع نمایید تا زودتر فعالیت خود در دانشگاهها آغاز کنند.
پیشنهاد می کنم از امکانات رادیو و تلویزیون بی بی سی برای تبیین مواضع کروبی استفاده کنید.
به نظر من چند تا موضعگیری آقای کروبی نظیر نامه اش به شریعتمداری و نیز مواضعگیری های غیرشفاف میرحسین می تواند جو را به نفع کروبی برگرداند.
موفق باشید.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۵۷ بֽظֽ | Reply
ali :
سهام نفت ايده خوبي است. ولي مي شود توضيح دهيد كه چرا سهام شركت پخش فراورده ها وشركت گاز بايد مردمي شود ونه سهام شركت نفت؟.اين به خاطر آن است كه كماكان ارز حاصل از نفت دست دولت بماند ومردم فقط نفت وگاز را گران بخرند(وپس از كسر هزينه ها كه بااين بروكراسي كه ماداريم اگر تمام در آمد نباشد حداقل 50%آن است)،مابقي بين مردم بازپخش شود.يعني پول مردم را بگيريم ودر بهترين شرايط نصفش را به آنها برگردانيم واز آنها توقع به به وچه چه داشته باشيم.؟به جاي اينكار چرا از نروژ تقليد نمي كنيد كه تمام درآمد نفت را سرمايه گذاري براي نسل هاي آينده كرده وفقط اجازه استفاده از عوايد ناشي از سود اين سرمايه را به دولت(آنهم براي خرج درمسير رفاه مردم)مي دهد؟؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اول این که این کار نیازی به تغییر قانون ندارد و کاملا می توان بر اساس این قوانین انجام داد و دوم این که کارها قدم قدم انجام شود تا منافع آن را همه احساس کنند در طرح موجود چنین روندی پیش بینی شده است.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۰۶ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
1- تا انتخابات ادامه دارد من هم می خواهم دنباله داشته باشم اگر تیر غیبی لازم نیاید انشاءالله. پس صبور باشیم وتحمل کنیم که "گر صبر کنیم ز غوره حلوا درست می کنیم که قول می دهم از"باقلوا"ی یزد شیرین تر واز "قرابیه"ی تبریز مقوی تر باشد- در مثل مناقشه نیست والا شیخ ما"لر"نازنینی است- میر فتاح اعتراض می کند که طنز را از سکه نیانداز اگر جدی می نویسی. وجدی را خیس نکن اگر طنز می گویی- ولی من دنباله دارم...بازهم. تا در دورۀ ریاست جمهوری مهدی کروبی یک پایی دراز کنم نه به درازای دوپا! مهدی قول نمی دهد ولی اگر بدهد سرش را می گذارد وسط معرکه ورویش می نویسد:"تضمین"
2- یکی از خصوصیات "ایران در قرن پانزدهم هجری قمری"این است که هر مهمی یک مهمتری را قبلاً رزرو کرده است برای طرح شدن! والا سوگند می خورم که من ابداً قصد گفتن شماره(1-) را نداشتم. بلکه در همان شماره(1) می خواستم بگویم که: دیشب به هر زور وزحمتی بود محمود را نشاندم روی صندلی لهستانی وکامنت تعریف وتمجید از روشن فکرم را برایش خواندم. محمود نگاه عاقل اندر سفیهی انداخت به من وگفت: سولاخی داداش سولاخ! در ضمن روشن فکرمی تواند از هر چیزی تا حد نفرت بدش بیاید بر عکس سیاستمدار که از هیچ چیز بدش نمی آیدو به قول علما که همان قدما باشند! طبعش شیر خشتی است.مثالن! تعریض می کنم؛ مثل"لیبرالیسم"که می تواند مثال جن وبسم الله خودمان باشد برای اندیشه ورز نظریه پرداز. ولی هیچ اهمیتی ندارد برای سیاستمدار (رییس جمهور) حتی اگر تعریف لیبرالیسم را قبول نداشته باشد به قرائت غالب:" لیبرالیسم یعنی مدیریت جامعه برمبنای عرف غالب ومورد تأیید اکثریت همان جامعه" که آخرین شاه ایران قبول نداشت ومی گفت عرف بی عرف من عرف تعیین می کنم والگوی عرفش را از صاحب قرانیه ی هالیوود(که به آن بورلی هیلز هم گفته اند) می گرفت. مهدی کروبی خودش به من گفت؛ در گوش من گفت؛ چی گفت؟ من از عرف غالب نمی ترسم. قرار نیست که ما از "بورلی هیلز" امریکا به "قندوز " افغانستان اسباب کشی کنیم که....هش دخلون وار! ما قرار داشتیم حد اکثر برگردیم به پایتخت کشور عزیزمان ایران؛ گیرم که نه به صاحب قرانیه ولی شاه عبدالعظیم که ایرادی نداشت.یعنی شما باور می کنید این هارا محمود گفته؟ من که باور می کنم چون قسمت قول مهدی کروبی را من هم توی تاکسی محمود بودم.
3- در ضمن دوستم آقا محمود تبریزی اصل واصیل که یک تبریز می گوید ومیلیونها تبریز از سلولهای همه جاش! شوق می گیرند به پرواز؛ تذکر داد که تا این سن هیچ وقت "سروش صحت" نامی را سوار تاکسی اش نکرده وآن اتفاقات "نمیداند چی بگد!" هم در تاکسی او(محمود دوستم) وقوع نیافته.
4- ویک است برای دنبالۀ "نیافته" در سطر پیش. ویک مهدی کروبی در پیشانی هدفم ویک مثل همیشه : یا...هو
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۱۵ بֽظֽ | Reply
امید :
از جواب به کامنت ها، کامنتهای خود را شروع میکنم
قبل از شروع پوست کنده صحبت کردن مرا کمی بیشتر تحمل کنید. ممنون
در خصوص آخرین کامنت، با عنوان :"میخواهید ما را هم اعدام کنند" نوشته اید:
عبدی:
به هر حال مطبوعات باید در برابر این نظر موضع گیری کنند یا آن را رد کنند یا از خود انتقاد کنند. (پایان نقل قول)
چرا موضع گیری را حواله به بقیه داده اید؟
مگر شما دستتان ...عیبی دارد؟یا توانایی این پرداختن را ندارید؟
با همین روش میخواهید به دیگران - در این فرصت انتخابات - مشارکت بیاموزید؟ و آنها را ترغیب کنید نسبت به مسایل پیرامون حساس باشند؟
خوب
مگر خود شما هم - به زعم سخنگوی قوه قضاییه - سهمی در این اعدام نداشته اید؟
مگر شما با نوشتن مقاله ایی در مورد او فضا سازی نکردید؟
مگر دلارا دارابی پیشمرگ شعار :" اعدام کودکان را متوقف کنید " آقای کروبی و لج و لجبازی با انتقاد ایشان از روزنامه ی کیهان نشد ؟
آیا یک خط موضعگیری هم مشکل بود؟ آیا نمیشد بگویید : وای بر قوه قضاییه ی مستقلی که تحت تاثیر باشد!
آیا نمیشد بگویید چرا تاثیر مطبوعات و فضا سازی آنها باعث مرگ دلارا دارابی بدبخت شد ولی در مورد رکسانا صابری موجب آزاد شدنش در هفته ی آینده میشود؟
آیا نمیشد ....
به هر حال یک انتقاد کوچک بکنم هر چند می دانم همه از جمله من از تشویق بیشتر از انتقاد خوشمان می آید.
ما همه تا وقتی موضوع مربوط به ما میشود ، خوب وقت داریم و خسته نیستیم و .... ولی وقتی موضوع را متعلق بخود ندانیم ... آنوقت وقت نداریم .... خسته هستیم .... غافل از اینکه زیر پا گذاشتن عدالت در یکجا باعث از بین رفتن عدالت در دیگر جاها هم میشود.
برای نمونه از خروار :
اگر کیهان به آقای کروبی توهین نکرده بود ، ایشان و دوستان ایشان هنوز هیچ لزومی به برخورد با رویه ی ناعادلانه و غیر منصفانه کیهان نمیکردند
واقعا تعجب میکنم چرا خود شما که ظاهرا از همین منظر وارد این انتخابات شده اید که مشکلات را و محل های آن را نور بتابانید ، در مقابل این ظلم فاحش و این اعتراف به قرار گرفتن قوه قضاییه به محلی برای دق و دل خالی کردن بعضی ها با جریان آزاد افکار و محلی برای تسویه حسابهای شخصی این چنین منفعلانه برخورد کرده اید.
امیدوارم آنقدر موضوع خود انتخابات و پیروزی در آن شما را جو گیر نکرده باشد که نسبت به این موضوعات مهم بی تفاوت شده باشید.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من قبلا در این زمینه مطلب بسیار مفصلی نوشته ام که احتمالا نخوانده اید. منظ.ر سخنگو هم من نیستم چون من هم به رفتار مطبوعات اعتراض داشتم و این را نوشتم البته اعدام وی بیشتر محصول قوانین موجود است.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۴۰ بֽظֽ | Reply
امید-2 :
باز صراحت لهجه را ببخشید. وقت کم است و اعمال و حرفهای نگفته زیاد
اول از اینکه ممنون
زحمت کشیده بودید -- و با طرح سؤالات و گذاشتن وقت و نیرو کشیده بودند-- تا مسایل پنهان بیشتر روشن و گرد و غبارها جابجا شود
ولی چرا اینقدر مماشات و دست به عصا رفتن؟ .... و چرا اینقدر خود سانسوری؟ .... و
چرا فقط زمان انتخابات باید؟: " انتخابات محل و بازار عرضه كالاي سياسي است. هر جريان و نامزدي باید اين كالا را به خوبي توليد و به مردم ارائه كند و مابهازاي آن كه «راي» است را بگيرند. برخي دوستان ما چون در توليد اين كالا ضعيف هستند به سراغ اين بحثها ميآيند."{پایان نقل قول)
چرا بقییه ایام نه؟ چرا یک نیروی سیاسی باید کالای سیاسی خود را هر روز و نسبت به هر موضوع عرضه نکند و .... و چرا نبایدیک نیروی سیاسی در مورد موضوعات مردم در طول تمام ایام حساسیت از خود نشان دهد ، سؤال کند ، انتقاد کند .... ؟ چرا باید یک نیروی سیاسی کالای سیاسی خودرا در انبار بگذارد تا بگندد و گندیده ی آنرا فقط در انتخابات و فقط برای منافع گروهی خود .... به ضرب و زور ِ نیاز و جو سازی و شلوغ کردن ، آن هم با امکانی که حکومت برایش فراهم کرده ( یک هفته امکان تبلیغات) به مردم عرضه کند؟
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۰۸ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
توجه توجه
1- الان متوجه شدم یکی از نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری ایران وهنگام ثبت نام در ستاد وزارت کشور (صدالبته ضربدر محترم) باپوشش کراوات آمده وگفته است که برنامه اش پوشاندن کراوات به کت شلوار غربی وزرا- خب البته منهای وزرای روحانی وریاست جمهوری محترم جناب آقای حجت الاسلام حاج شیخ مهدی کروبی- است. وحقیر نیز چندسال پیش به اصلاح طلبان وقت گفته بودم که:"شکل وقالب وفرم اگر مهمتر از محتوا نباشد ارزانتر هم نیست"- وکسی گوش نکرد- دچار خود توهم بینی شدم وخودم هم شک کردم که آیا من بودم که ثبت نام کرده ام یا نه؟ لذا الان به این نتیجه رسیدم که من نبودم. وهر گونه ادعای این مرد دلقک را تکذیب می کنم. من کماکان با حفظ موضع"کراوات"ی خود از روحانی"مرد است وحرف"ش مهدی کروبی حمایت می کنم. یا...هو
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۳۲ بֽظֽ | Reply
امید - 3 :
در خصوص سؤال :
* آيا اجماع همه نيروهاي اصلاحطلب (چه بر موسوي چه بر كروبي) امكان تحقق اين خيزش اجتماعي كه ميفرماييد را بيشتر نمي کند؟
جواب داده اید:
--اصلا آقاي موسوي خودش چنين درخواستي ندارد. نميشود زوري خود را به ايشان تحميل كرد. گروههايي هم كه يك دفعه مدافع ايشان شدند و ميخواهند خود را به ايشان تحميل كنند برای تحقق این هدف چندان مثمر ثمر نخواهند بود.
رفتار مدرن اجتماعي يعني مطالبه راي، نه با پول بلكه با شعار و برنامه و رفتار. آقاي كروبي هم با شعار و برنامه مشخص و شفاف و قابل نقد از سوي ديگران در حال انجام اين فرآیند به شكل مورد انتظار است. حالا اگر دوستان با اخلاق سياسي ما از چهره يا نحوه گفتار ايشان و نسبت آن با برنامههايشان حرف ميزنند مساله خودشان است. حرف، شعار و برنامه و عملكرد گذشته آقاي كروبي بسيار روشن و در معرض قضاوت جامعه قرار داده شده است. می توان آن را نقد و رد یا تایید کرد. اگر وی سکوت می کرد شاید انتقادات علیه وی بسیار کم و حتی هیچ بود.(پایان نقل قول)
شما ( در اینجا منظور تمام اصلاج طلبان است) شما در مورد افراد خاموش که - با توجه به جو بی اعتمادی و عدم داشتن نقش در ساختن تصمیم گیریها ... و از همه مهمتر نداشتن اطمینان به صحت انتخابات - تصمیم به تحریم این نمایش سهم خواهی بین خودیها گرفته اند ، استدلال میکنید :
اگر همه بیایند ... و اختلافات را کنار بگذارند.... و شرایط پیشافروپاشی ، لبه پرتگاه قرداشتن ..... در خطر بودن را در نظر بگیرند.... و اجماع کنند بر علیه ادامه ی فعالیت دولت فعلی، که اگر این اجماع را نکنند ....اوضاع بدتر خواهد شد و .... فروپاشی تحقق خواهد یافت و هرج و مرج خواهد شد و .... و اگر بیایند و با ما اجماع کنند آنگاه این خیزش به تحقق خواست هایشان کمک میکند ....( یه همچی چیزی)
ولی وقتی این دعوت از تحریمی ها ، بخود شماها می رسد و نوبت بخودتان( یا بخودشان- طرفداران آقای موسوی ) میرسد آنگاه هم شما هم همچون دیگران ( تحریمی ها) بر مواضع خود پافشاری میکنید و هم طرفداران اقای موسوی .... اینطور نیست؟
اگر دانی که نان دادن ( اجماع و هجوم به رای دادن حول یک ایده ) ثوابه ... خودت ده که بغدات خرابه .....
و چرا فقط سه نفر؟ مگر دیگر کاندیداها چه عیبی دارند؟ مثلا آقای اعلمی که صراحت لهجه ی بیشتری دارد؟ ( فقط بخاطر اینکه در لابی شماها نیست؟ ) فکر نمی کنید اینگونه موضعگیریهای ... چندان با دیدگاه اصلی شما که در تحلیل :" ورود به انتخابات از کدام منظر" هماهنگی ندارد؟
مگر شما هم برای پیروز شدن ، وارد این صحنه شده اید؟
پس چرا انتظار دارید تحریمی (عدم شرکت اعتراضانه = تحریم) گذشت کنند و پشت پا به تمام دلایل موجه ، تجربیات .... و شعور خود بزنند و وارد این عرصه شوند ولی خود شما ها حاضر نیستید با کسی که فقط یه کم ، با هم فرق میکنند، حاضر نیستید کنار بیایید و امكان تحقق اين خيزش اجتماعي كه ميفرماييد را از خود شروع کرده و بيشتر کنید؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
هیچ وقت نمی خواهم که تحرینی گذشت کند حنی کسی که حال ندارد شرکت کند را هم سرزنش نمی کنم فقط باید ذهن افراد را موافق شرکت نمود خودشان تصمیم خواهند گرفت.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۴۹ بֽظֽ | Reply
داوود :
آقای عباس عبدی عزیز
از دانشجویان دانشگاه فردوسی هستم.متاسفانه تبلیغات حول موسوی به شدت قوی تر از کروبی است.البته موسوی هم بعد از کروبی گزینه ی خوبیست اما با این اوضاع بعید می دانم کروبی بتواند به دور دوم برود.و تنها امید ما برای تغییر تیمیست که اطراف او شکل گرفته.امیدوارم برنامه های قوی تری برای جذب بیشتر عوام داشته باشید.طبق آماری که در مشهد گرفته اند(توسط خود دانشجویان انجام شده و با اینکه دقیق نیست اما صادق است ) 57% آرا با موسوی است.14% احمدی نژاد و فقط 4% کروبی(بقیه هم فعلا تصمیم نگرفته اند )
درست که دانشجویان جمعیت سرنوشت ساز انتخابات نیستند اما فکر می کنم تبلیغات کروبی به شدت ضعیف است.یعنی چیزیست شبیه تبلیغات دکتر معین در دوره ی قبل.کسی از مواضع رادیکال او خبر ندارد و همانطور که معین را مشابه خاتمی می دانستند کروبی را هم مشابه کروبی مجلس ششم می دانند
امیدوارم برنامه های خوبی برای عوام و دانشگاه ها داشته باشید.دیر نشود.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۴ بֽظֽ | Reply
امید-4 :
با توجه به وقت کم شما و اشتیاق آگاهی ، دانستن و مشارکت
و با توجه به اینکه ما ایرانیها ( بقیه را نمیدانم) معمولا از اعتماد به نفس بالایی – به دلیل زندگی در زیر چتر استبداد- برخوردار نیستیم و تحت تاثیر اعمال و گفتار دیگران هستیم
پیشنهاد میکنم تا روز انتخابات برای اثبات عملی احترام و اعتقاد به مشارکت هم که شده ، از خوانندگان سایت دعوت کنید تا تحلیل و نظر خود را در مقاله ایی نوشته ، ارسال و شما نیز بعنوان دیدگاه میهمان منتشر کنید تا این سایت چهاراهی -که میگویند خدایان در آنجا ماوا دارند- باشد.( توضیح اضافی: من بشخصه چندان با تک گویی و راه اندازی سایت های شخصی موافق نیستم. چند بار هم در جواب به سؤالات و ... انتقادات ، رئیس انجمن روزنامه نگاران که با عصبانیت پیشنهاد داشتند من هم مثل دیگران بروم و سایت خود را راه اندازی کنم و ... اینجا سایت شخصی من است هر جور خواستم آن را اداره میکنم ....( ما بار گه اصلاحیم این رفت ستم بر ما ، تا خود چه رسد خذلان با کاخ اقتدارگرایان؟!!) بله در سایتشان هست علنا بجای پاسخگویی باغبان منش نوشتند شما هم بروید و سایت برای خود راه بیاندازید و نظرات خود را آنجا بیان کنم.... من بشخصه با این نظر مخالفم.
حتما می پرسید:چرا؟
به دلیل آن وصیت معروف آن پدر در حال موت به فرزندانش ، که یک دسته شاخه چوب باریک ولی بسته را دست فرزندان خود داد و خواست آنرابشکنند. همه زور زدند ولی هیچکدام نتوانستند آن دسته شاخه را بشکنند ... بعد از این تلاش ناموفق ، آن پدر سرد و گرم چشیده ، آن دسته شاخه را باز کرد و تک تک به فرزندان خود داد تا آن را بشکنند و هر کدام به راحتی شکستند.
بله این پدر دلسوز و آینده نگر ، عملی ، به بچه های خود نشان داد که: تا وقتی با هم هستند شکسته نخواهند شد.
به همین دلیل دنبال آن پیشنهاد نرفتم و نخواهم رفت و باز تا جاییکه سانسورها از حد معمول نگذرد به سایت ایشان سر خواهم زد و نظرات خود را با ایشان مطرح میکنم ...تا هم ، خود تمرین مشارکت داشته باشم و هم آنهاییکه دوست دارند همیشه و همه جا تنها خود بگویند و خود بخندند را از این گوشه نشستنها که هیچ دردی را درمان نکرده نجات داده باشم( نجات مملکت پیشکش)
بنابراین هیچ وقت باز کردن وب سایت را حل مشکلات ارتباطی خود با افراد مختلف السلیقه ندانسته و نمیدانم.)
بعد از این نکته ی اضافی
برای اینکه پیشنهاد بالا را عملی کرده باشم . یکبار دیگر زاویه نگاه خود را در مورد انتخاب پیش رو و به زبان دیگر تقدیم میکنم. امیدوارم این نظر در کنار دیگر دیدگاه ها و نظرات و منطرها بتواند مفید آگاهی بخشی دوستان و تصمیم گیری مسؤلانه آنان باشد
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر من هم این عقیده شما را داشتم حتما این تارنما هم نبود. اما مشکل انتشار نظرات دیگران نیست مشکل وقت انجام این کار است. الان ساعت 12و 56 دقیقه نیمه شب است و من در نیمه راه هستم!!
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۶ بֽظֽ | Reply
:
وي گفت؛ خودروهاي حامل سگ به مدت دو ماه توقيف مي شوند و افراد مرتبط تحت پيگرد قانوني قرار مي گيرند.
سلام
آقا در دنیای امروز نگهداری از حیوانات نشان از پیشرفت دارد ولی در ایران اسلامی این کار مجازات دارد. خوب است آقای کروبی تکلیف خودش را از همین الان با این خودسرها یکسره کند و اینکه با نیروی انتظامی چه کار میخواهد بکند. خانه مجردی، داشتن سگ، رنگ لباس، .... همش نشان از عقب افتادگی یک کشوری که الان میبایست سرامد همه کشورهای اون منطقه میباشد هست. آیا همچنان ایشان هم میخواهد سرنوشت و ابروی یک کشور را به دست چند نفر دیپلم بیسواد در فلان نیرو بدهند؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مشکل این گونه حکومتهاست که با هر چیزی که هیچ تعارضی با قانون و اخلاق و شرع هم ندارد مجبور می شوند که مخالفت کنند دلیل این مساله را در یادداشتی خواهم نوشت.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۳۱ بֽظֽ | Reply
چرا وقتی به شما توهین شد؟ :
مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری با شماری از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی دیدار کرده و در آن دیدار، درباره نامه سرگشاده اش خطاب به حسین شریعتمداری نماینده رهبر در کیهان نوشت که شریعتمداری در قد و قواره ای نیست که به او نامه نوشته شود، هدف من دفاع در آن از نظام و کشور بود.
کروبی گفت:
اصل نظام و کشور برای من مهم است، اگر احساس کنم که به نام نظام و کشور کسانی بخواهند انحرافی ایجاد کنند، محکم جلوی شان میایستم و برخورد میکنم و نامه من برای همین بود. در شان من نبود که به اهانتهای آن روزنامه پاسخ دهم. اما دیدم که این روزنامه که با پول بیتالمال تهیه میشود علاوه بر آن که تریبون تبلیغاتی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری (احمدی نژاد) است به زنده و مرده، به مرجع تقلید و روشنفکر، به دگراندیش و متدین، به آخوند و نماز شب خوان، به رزمنده و جانباز و خلاصه به همه توهین و اهانت می کند و تهمت میزند و همه را یا جاسوس، یا فاسد، یا عامل، یا خرابکار، یا ضدانقلاب و... قلمداد میکند. بالاخره باید با این کار ضداخلاقی و ضدارزشی برخورد میشد و این نامه برای دفاع از کسانی بود که مورد اهانت و تهمت این روزنامه قرار گرفتند.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در تیتر کامنت آمده چرا وقتی به شما توهین شد؟ به نظر من در این جامعه همین را باید قدر دانست چون دیگران وقتی به خودشان هم توهین می شود جرات دفاع ندارند. در هر حال همه در این موارد انتظار بیشتری دارند. اما در باره دیگران هم چنین رفتاری داشته است از جمله در باره اعدام آغاجری
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۴۵ بֽظֽ | Reply
:
بنظر شما چرا دادگاه تجدید نظر رکسانا صابری که بجرم جاسوسی - یعنی عمل دادن اطلاعات محرمانه نظام در خفا و بدور از چشم به بیگانگان - باید در خفا و به دور از چشم مردم باشد؟
آیا مردم نباید بدانند ایشان چه اطلاعاتی به بیگانگان داده؟ یعنی مردم بیگانه تر از بیگانگان اند؟
و مردم نباید بدانند این خانم خبرنگار این اطلاعات را از چه اشخاصی دریافت کرده و به بیگانگان داده؟
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۵۳ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
1- من در یک نوشتن خطرناکی به آدم نا خطرناکی نوشتم: کشور ما فیلسوف کم ندارد؛ ما کمبود توده داریم. این را به شرکای سایت عبدی می گویم که اینقدر نگران"تشخیص"مردم نباشیم. برویم دنبال اندیشه ورز ها که قوۀ" احساس مسئولیت" شان خورده به ته دیگ. ما فوق فوقش یک بلوک رأی "سی میلیون"ی می خواهیم برای"مهدی کروبی" در دور اول! ایمان بیاوریم که کار مشکل خیلی ساده ای است – صراحتش که رقیب ندارد- سوگند نمی خورم ولی قبول کنیم که حاج محمد 80 ساله بغل دست حاج حسن- اوهم 80 ساله- بقالهای دو قلوی ما در ده قلهک بهتر از بیشتر جامعه شناسان ما جامعه را می شناسند واوضاع دست شان است.
2- پس بحث برای بحث را فعلاً درز بگیریم،یک کمی. وبرویم رو به هدف: رییس جمهور مهدی کروبی! اعتماد بنفس مان کجا رفته؟!
3- من در یک نامۀ عاری از هر خطری برای یک آدم خطرناکی نوشتم که: جنگ را ژنرالهای شجاع وسربازان ترسو می برند. ونه سربازان شجاع وژنرالهای ترسو. چون که ژنرال شجاع طرح عملیاتی متهورانه می ریزد وسرباز ترسو آنرا با نهایت احتیاط ومحافظه کاری- ازترس مردن- اجرا می کند. والا ژنرالی که جرأت نکند کیلومتر ها دور از خطر عنقریب در خط مقدم از ستاد بشدت محافظت شده اش سرش را بیرون بیاورد؛ مجبوراست فقط فرزندان مردم را خرج حماقت خودش بکند؛ البته که سرباز شجاع قابل ستایش است که بجان می زند برای وطن، عقیده، بهشت یا...حقیر از پیروزی حرف زده بودم!
4- من خودم چرا قایم شده ام؟ جوابی مشخص دارد: من یک دلقکم؛ ژنرال ها را گفتم. یا...هو
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۵۴ بֽظֽ | Reply
Mohammad :
(جناب عبدي عزيز اگر مانعي نيست اين مطلب را به عنوان پيشنهاد يك طرفدار اتحاد، موسوي/كروبي، درج نماييد تا دوستان در خصوص گزينه اتحاد نظر بدهند، ما واقعا نمي دانيم در صد طرفداران اتحاد در چه حدي است، نظر آنها هم محترم و هم قابل توجه است.)
درسي انتخاباتي از بيگانگان
(در پاسخ به دوست عزيزم محمد حسين، و به عنوان طرفدار اتحاد، موسوي/كروبي)
درست زماني كه طرفداران حزب دموكرات آمريكا به طرفداري از باراك اوباما و هيلاري كلينتون به دو نيم تقسيم شده بودند و مك كين، نامزد جمهوري خواهان آمريكا، به عنوان يگانه نامزد اين حزب كليه امكانات تبليغاتي محافظه كاران را در حمايت خود به كار گرفته بود و مي رفت تا جناح دو تكه شده رقيب را در هم بشكند، زمزمه هاي اتحاد دو نامزد جناح چپ، يعني دموكرات ها، سرنوشت انتخاباتي آمريكا را تغييري قطعي داد.
خانم هيلاري كلينتون با تجربه (82 سفر خارجي)، حمايت راي دهندگان زنان سفيد پوست، دموكرات هاي كم درآمد و هيسپانوها و به عنوان اولين زن كانديد رياست جمهوري در آمريكا، و باراك اوباما با جذابيت، توان بالا در جذب حمايت مالي، حمايت راي دهندگان جوان، تحصيلكرده، ليبرال ، مستقل، افريقايي- آمريكايي ها و به عنوان اولين سياهپوست نامزد رياست جمهوري در آمريكا، به اين نتيجه رسيده بودند كه پيروزي آنها بر پايه اتحاد ممكن است.
خانم كلينتون شاداب از پيروزي در اوهايو، تگزاس و جزيره رود در برنامه خبري صبح چهارشنبه شبكه سي. بي. اس. ظاهر شد و اعلام كرد كه اتحاد او با اوباما يك امكان واقعي است. مجري سي. بي. اس. در اين برنامه رو به خانم كلينتون كرد و گفت: ما با مردم زيادي در اوهايو صحبت كرديم و آنها اعتراف مي كردند كه تفاوت چشمگيري ميان شما و اوباما وجود ند ارد. آنها مايل اند كه شما دو نفر را با هم در يك برگه انتخاباتي بينند. در آن لحظه خانم كلينتون كه شاداب از پيروزي اوهايو بود، با پذيرش اتحاد، به نفر اول بودن فكر مي كرد، او گفت كه مردم اوهايو نظرشان به من است.
روز چهارشنبه، اوباما در هواپيمايي كه از تگزاس عازم شيكاگو بود وقتي در خصوص اتحاد كلينتون/اوباما و يا اوباما/كلينتون مورد سوال واقع شد، لبخند زد و گفت: ما فقط بر پيروزي در اين انتخابات متمركز شده ايم، اين كانون توجه من است. من قبلا گفته ام كه خانم كلينتون مورد احترام من هستند و...، سخن گفتن از اتحاد در حال حاضر خيلي ناپختگي است. اوباما براي كم اهميت كردن پيروزي هاي كلينتون گفت: ما در يك رديف 12 برد داشته ايم و خانم كلينتون 2 برد (وي چهار برد تگزاس را محاسبه نكرده بود). در اين مقطع او نيز ضمن پذيرش اتحاد مباحث خود را بر اينكه چه كسي اول باشد متمركز كرد.
در نهايت، آنها يك روز پس از يك ملاقات خصوصي، به اين معنا رسيدند كه: ما يك خانواده هستيم. ما هم اكنون داراي يك فرصت هستيم تا به روشني نشان دهيم كه به خاطر بازگرداندن كاخ سفيد آماده هر كاري هستيم. آنها از اينكه ثابت كنند چه كسي بهتر است دست برداشتند.
طرفداران دو نامزد:
در ابتداي فرايند اتحاد، طرفداران ميانه رو، با اكثريت تعداد، در خصوص اينكه چه كسي اول باشد بحث مي كردند و بخش افراطيون دو طرف اتحاد را ناممكن مي دانستند.
طرفداران افراطي اوباما استدلال مي كردند كه خانم كلينتون تشنه قدرت است و اين اتحاد يك كابوس بيش نيست. مي گفتند كه، هر جا كلينتون باشد ما نمي آييم، حتي اگر مجبور شويم به مك كين راي مي دهيم. خانم كلينتون كسي است كه به جنگ عراق راي مثبت داد، او از عزت نفس برخوردار نيست و صرفا به دنبال قدرت است. او نقد پذير نيست و اشتباهات خود را نمي پذيرد.
طرفداران افراطي خانم كلينتون استدلال مي كردند كه، آقاي اوباما خام و بي تجربه است و نمي تواند در برابر مك كين تاب بياورد. او ياراي مقابله با مك كين را ندارد و مك كين او را زنده زنده قورت مي دهد. اوباما مملو از آرزوها و آرمان ها است و از واقعيت هاي جهان سياست بي خبر است. او فقط سخنران خوبي است. رقيبي چون مك كين همآوردي با تجربه چون خانم كلينتون را مي طلبد.
طرفداران ميانه رو و عاقل دو كانديد استذلال مي كردند كه، اين دو نفر الهام بخش آينده پر اميدي هستند، اتحاد آن دو ايدئال ماست. اگر مردم آمريكا گاهي اوقات ميان انتخاب هيلاري و باراك بي تصميم و مردد مي شوند، پس معناي آن اين است كه بايد به هر دو راي بدهند. طرفداران اتحاد مي گفتند كه اگر به اتحاد فكر نمي كنيد پس به مك كين راي داده ايد، چون اين دو وقتي با هم باشند پيروزند. آنها با هم يك بسته انتخاباتي اند، اتحاد آن دو اتحادي است، برد/برد.
طرفداران اتحاد مي گفتند كه، بياييد به آنچه كه بهترين براي كشورمان است فكر كنيم و نه به خودخواهي هاي خودمان. ما درست به دو نيم شده ايم. اوباما خودش مي گويد كه برنامه هاي او مشابه هيلاري است، هر دو نامزد عاقلانه مي دانند كه كشور به چه چيزي احتياج دارد. الان زماني است كه مردم آمريكا عاقلانه فكر كنند. به امكان همكاري اين دو نامزد برجسته فكر كنيم تا همه سود ببرند.
يك ميانجي چون بيل كلينتون نيز در اتحاد دو نامزد و طرفداران آن دو نقشي كليدي به عهده داشت.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۸ بֽظֽ | Reply
احسان :
آقای عبدی، شما با یک کار عاقلانه و به موقع حرکتی را انجام دادید که دوستان دیگری می خواستند با کلی اما و اگر و اینها بکنند. منظورم همین مطرح کردن یک سری مطالبات اجتماعی است که فقط توی دنیا زیر زمینی خودمان ازش صحبت می شد . اما شما(شما و همه ی مشاواران) با حمایت از آقای کروبی ، با یک تیر به چند نشان زدید. همه ی اینها که بماند ما این دفعه یاد گرفتیم که به جای رای دادن به یک فرد به یک تیم رای بدهیم. هرچند روزنامه نگاران به جای برنامه ی شفاف خواستن از کاندیده ها فقط دنبال جو سازی هستند، اما به مدد شما آقای کروبی شخصا مواضع شان را شفاف اعلام می کنند .
حتی اگر آقای احمدی نژاد بماند، ما جوان ها فهمیدیم که هر چقدر هم ما را تحویل نگریند باز می شود یک کارهایی کرد . شما نماینده نسل ما هستید نسلی که قرار است خودش بیاید حق خودش را بگیرد و راه و روش اش را در این انتخابات از شما یاد گرفته.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۰۶ بֽظֽ | Reply
محسن ج :
عبدی عزیز...با اینکه خیلی از نطر فکری با شما نزدیکم ولی با قسمتی از مصاحبه شما مشکل دارم...اینکه گفتین به صورت اثباتی به هر سه گزینه (خاتمی-موسوی-کروبی)می رسین منو اذیت می کنه...آخه برادر من..با چه تحلیلی این حرفو زدی؟اگه به دموکراسی اعتقاد داریم باید الزاماتشو هم قبول کنیم...آخه کدوم یکی از این سه عزیز به جز کروبی به این الزامات به صورت عملی معتقد بوده؟مگه هی داد نمی زنیم که حزب..حزب..حزب...کدوم یکیشون به جز کروبی این روند رو شروع کرد..کدوم کاندیدا به جز کروبی بعد از شکست در انتخابات قبلی شروع به اصلاح اشتباهاتش کرد....همین تشکیل حزب خودش پیغام خیلی مهمیه که باید دریافتش کرد...در ضمن جسارت و شجاعت این شیخ لر نازنین با کدوم یکی از اون دو تا قابل مقایسه است؟اصلاحات مرد میدون میخواد....در دو قطبی موسوی-احمدی نژاد قطعا موسوی رو انتخاب می کنم ولی این سه قطبی خیلی بهتره...فرق اصلاح طلبای واقعی با عاشقان نام و نان مشخص میشه...در ضمن وزن هر کدوم هم مشخص میشه..حتی آرزو میکنم اکبر اعلمی هم باشه...حداقل وزن سیاسی امثال ایشون که بدون توجه به واقعیتهای عینی شعارهای غیر قابل عملی شدن هم میدن مشخص میشه...فکر میکنم باید از آسمون به زمین بیاییم...برنامه عملی داشته باشیم..شعارهای عملی بدیم و راهکارهای عملی داشته باشیم...شعارهایی مثل جامعه مدنی خیلی شیک هستن ولی کو برنامه عملی؟...بعد 8 سال آقای خاتمی یادش افتاد که باید رفراندوم بذاره....عزیز یزدی خوش تیپ...خاتمی جون...اصلاحات با حرف جلو نمی ره...عمل..عمل..عمل
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply
آنکه ناموخت از گذشت روزگار :
هیچ ناموزد زهیچ آموزگار
آقای عبدی ماجرای مبارزه با تلویزیون و ... آنتن علمک شیطان ِ ... و مبارزه با گرامافون و موسیقی و ویوئو و .... اینها یادتون مونده؟
حالا سعيد مهديون مديرعامل شرکت فناوري اطلاعات از طرح فيلترينگ پلکاني خبر مي دهد! طرحي که در مرکز تحقيقات مخابرات برای بستن راه جریان اخبار و اطلاعات و .... طرح مطالبات مردم و ارتباط آنها با هم در حال بررسي است . خوبه مرکز تحقیقاته ، اگر مرکز تجاوزات بود چی مبشد؟
و گفته مي شود براساس اين طرح نوع دسترسي به سایت ها با توجه به مخاطبان و تقاضاها و در سطح هاي بين المللي، بين استاني و شهري متفاوت خواهد شد!!
گفته شده در آزادترین کشور دنیا که در آن دروغگو دشمن خداست کاربران در آينده ی نزديک باید در انتظار طرح پلکاني فيلترينگ باشند!! چرا که به گفته مهديون در شرايط فعلي، اولين و سطحي ترين نوع فيلترينگ براي سايت هاي اينترنتي در کشور اعمال مي شود!!
آقای عبدی سوالي که در این رابطه مطرح مي شود اينکه:
" اگر سطحي ترين فيلترينگ اين باشد، عميق ترين فيلترينگ به چه صورتي خواهد بود؟"
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۰۰ بֽظֽ | Reply
:
آقای مهندس خسته نباشید
روزنامه کیهان در جدیدترین ادعای خود آب ریخته را خرج امامزاده کرد ه، پیروزی آقای اوباما در آمریکا را مرهون سیاستها و تلاش دولت احمدی نژاد دانسته و به اصلاح طلبان چنین نوشته : ... 5- اگر شما بودید که اصلاً کار بوش و نومحافظه کاران تمام نمی شد که بخواهد کلاهبردار فریبکاری مانند اوباما با دستکش مخملین روی کار بیاید. حالا نگرانید اوباما اعلان جنگ کند؟ "
آقای مهندس
چقدر این ادعا می تواند صحت داشته باشد؟ یعنی ایران واقعا اینقدر قویست که می تواند حتی در آمریکا هم رای و خواست مردم را دور زده و رئیس جمهور تعیین میکند؟
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۶ بֽظֽ | Reply
در خصوص کامنت همایون :
هموطن محترم:
مگر برنامه ی پر از درس و اخلاق و ساده و صمیمی کلاه قرمزی چه اشکالی داشت که اینگونه به آن توهین می کنید؟
"چندی پیش به یکی از دوستانم می گفتم وقتی بهترین فیلم مورد توجه مردم اخراجی هاست و بین آن همه برنامه تلویزیونی که در عید پخش شد کلاه قرمزی صدر نشین می شود؛ معلوم است که نتیجه انتخابات چه می شود. "
لطفا آقای همایون
دلایل خود را بر بی ارزش بودن برنامه ی پرطرفدار کلاه قرمزی در اینجا ذکر کنید و گرنه بقیه ادعاهای شما هم معلوم است از کجا ناشی شده است
برای اطلاع شما ، من خودم مدرک دکترا دارم و خانمم همچنین چندین بار نشستیم و این برنامه های نوروزی کلاه قرمزی را با بچه ها دیدیم و لذت بردیم. از همینجا لارم هم میدانم ضمن تشکر از تهیه این برنامه های آموزنده و عمیق از آقای حمید جبلی و ایرج طهماسب خواهش کنم این توهین آقای همایون را بخود نگیرند. تشکر و خسته نباشید
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۵۰ بֽظֽ | Reply
امید :
اکر این تار نما نبود ، آنوقت من شاید ضرورت داشتن یکجا را حس میکردم و آن وقت شاید من تار نما داشتم و شما در آنجا کامنت میگذاشتید. بالاخره جاها عوض میشد ولی موضوع عوض نمیشد
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب این تارنما هست با همین حد از امکان و توان بیشتری نیست بنا بر این اگر رافع نیاز نیست پس حتما باید دستها را بالا زد.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۱۶ قֽظֽ | Reply
محمدحسین :
من دقیقآ خبر ندارم –شاید حدسهایی بزنم- پلت فرم بازی رقیب چیست؟ یعنی می خواهد بازی انتخابات را به کجا بکشاند و چه بهره هایی از قبل آن ببرد و نهایتآ آخر داستان را چگونه بنویسد با این وجود گمان می کنم بتوانیم بازی خود را به رقیب تحمیل کنیم .به این شرط که نباید او را دستکم بگیریم و نیز نباید صرفآ در تبلیغاتمان عقده گشایی کنیم تا دلمان خنک شود و این و آن برایمان هورا بکشند که حسابی حال طرف را جا آورده ایم و از این جور چیزها بلکه باید مثل یک پروژهء فوق العاده حساس با نهایت تمرکز و هوش و حواس این روزها پای کار باشیم و برای تقلب احتمالی و بعد از آن هم اکنون آماده باشیم.و از همین الآن معلوم کنیم که اگر تقلب شد چکار کنیم؟ ناظر بیگناه باشیم؟حفظ نظام اوجب واجبات است و ما کاری نکنیم که موجب سوء استفادهء رسانه های استکبار جهانی شود؟به خداوند بزرگ شکایت ببریم؟بپذیریم که انشاءالله اصلآ تقلبی نشده؟
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۵ قֽظֽ | Reply
آشنا :
آقای عبدی لطفن در مورد واگذاری مدیریت درصدی از مدارس به حوزه هم اعلام موضع کنید.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دقیقا الگو برداری از کار طالبان در پاکستان و افغانستان است و قطعا موضع گیری خواهد شد.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۷ قֽظֽ | Reply
حسین کیا :
سلام
من در مجموعه آقای کروبی حرف مهیجی نمیبینم، انگار روال نرمالی است که ایشان و بقیه یاید شرکت کنند.
به نظر من ایده جدید و حرف نویی باید مطرح شود.
آیا اینها را گذاشته اید برای روزهای آخر؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بجز نفت هیچ حرف جدیدی وجود ندارد آنچه که به آن نیاز داریم حرف جدید نیست زیرا حرفهای قبلی اجرا نشد که حرف جدیدی زده شود آنچه که نیازمندیم اراده و شیوه اجرای جدید است. جدید هم به معنای اطمیان آور.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۰۸ قֽظֽ | Reply
حبیب ت :
با سلام به همه و خسته نباشید به آقای عبدی!
در رابطه با برخی برنامه های آقایان موسوی و کروبی که بدلیل خارج بودن آنها از حوزه اختیارات ریاست جمهوری مورد سئوال هستند، من یک پیشنهاد دارم. پیشنهاد اینست که در حاشیه کمپین 88 آقای کروبی و یا فعالیت آقای موسوی، کمپین در خواست باز بینی قانون اساسی، مثل همان کمپین یک میلیون امضاء، سازمان داده شود. بزرگانی که زیر بیانیه مطالبات طلبان هوادار آقای نوری را امضاء کردند، میتوانستند بجای آن دست به این ابتکار بزنند. آنها میتوانستند نه تنها کمپین اینتر نتی بلکه راه حل های مناسب و بسیار کم هزینه و در عین حال مؤثر برای به صحنه آوردن آنرا نیز بعنوان یک جنبش مطالبات طلبانه مدنی و سیاسی، ارائه کنند.
من تردید ندارم که یک چنین کمپینی، اگر درست سازماندهی شود ـ و اگر نه تنها رهبری مناسب بلکه فرماندهی مناسب و ضربه نخور داشته باشد، میتواند وسیعترین حرکت مدنی و سیاسی را به دنبال خود بیافرند. میتواند ، مثلاً، با شیوه گاندی گونه چنان فشاری از پائین ایجاد کند که رئیس جمهور آینده کمترین مشکلی برای چانه زنی در بالا نداشته باشد.
در این زمینه میتوان زیاد طرح داد، ایده سازی کرد و راه های عملی یافت ولی یک چیز مسلم است برای موفقیت آمیز بودن چنین طرحی هیچ زمانی بهتر از زمان انتخابات نیست .
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۱۳ قֽظֽ | Reply
حبیب ت :
« پولهاي گمشده نفت را پيدا ميكنم و تحويل ملت ميدهم»
فرازی از سخنرانی سردار محسن رضائی در سایت تابناک امروز
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب چرا الان که در یکی از بالاترین مراجع رسمی کشور حضور دارند این کار را نمی کنند تا وعده نسیه ای تلقی نشود. بعلاوه وزیر اقتصاد قبلی که رییس ستاد ایشان است چگونه نمی داند که این پولها کجا رفته اند؟
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۹ قֽظֽ | Reply
afshin :
man ke motasefane fekr mikonam eslahtalaban ba 2 candida az alan bazaneye entekhabatan
aslan ghodrate tablighatiye ahmadynejad va safarhaye ostanisho daste kam gereftid ke ba 2 candid emsal ham vared shodid
man vaghan bayid midonam eslahatalban bebaran emsal mesle sale 76 ham nist ke afrade khamosh varede entekhabat beshan 30 million sherkat mikonan va hodode 14,15 million be ahmadynejad ray midan ke ba taghalobatam bezarid roosh az alan mitonid eslahtabano bazandeye entekhabt bedonim
eykash az aval hameye eslahtaban ba hamahangy ba ham be sahne miyomadan
4 sale dige ahmadynejad bayad tahamol beshe motasefam
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۴۴ قֽظֽ | Reply
afshin :
yek noktaram begam ke yadam raft
shayad dar javab bazyha began khob eslahataban to dore aval baham reghabat mikonan dar dore dovom ba ham motahed mishan
in eshtebahe yadeton bashe khatami ke kenar keshid chegahdr tool keshid ta tarafdaraene khatami narahatishon tamom beshe ta be tarafdary az mosavy bepeyvandan hata bazyashon goftan dige ray nemidan ya be karoby ray midan
in masale dar dore dovome entekhabatam etefagh miyofte yany tarafdarane mosavy ya karbony az narahaty be in rahatiya nemiran be on yeky ray bedan
in vaghiyatee , mesalesh entekhabte amrica ke tarafdare clinton hazer nashodan be in rhaty be obama ray bedan valy bade modaty vaght hazer shodan valy ba ye hafte emkan pazir nist
hala bishtar ro in mozo fekr konid
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۵۱ قֽظֽ | Reply
همایون :
یکی از خوانندگان در کامنتی اظهار نظر کرده که خودش و همسرش با مدرک دکترا ؛ چنان "عمقی" در برنامه کلاه قرمزی یافته؛ که "بارها" با فرزندانش در نوروز به تماشای آن نشسته است.
الف - من هم به حمید جبلی و ایرج طهماسب عزیز تبریک می گویم که برنامه ساده و بی ادعایشان توانسته حتی ( به گفته این آقا) بین افرادی با سواد تحصیلی در حد دکترا مخاطب یابد. قطعا ایشان خودشان هم ادعای برنامه سازی برای چنین مخاطبانی ندارند و فکر هم نمی کنند که کلاه قرمزی واجد چنین عمق و محتوای آموزشی باشد.
ب - جالب تر آن که من از بی ارزشی و یا بی محتوایی کلاه قرمزی سخن نگفته ام؛ تنها چیزی که کامنت من نشان می دهد آن است که از سلیقه بخشی از مردم در مورد فیلم و برنامه تلویزیونی مورد علاقه شان؛ سلیقه سیاسی شان را حدس زده ام. اتفاقا وقتی ایشان نوشته:"دلایل خود را بر بی ارزش بودن برنامه ی پرطرفدار کلاه قرمزی در اینجا ذکر کنید و گرنه بقیه ادعاهای شما هم معلوم است از کجا ناشی شده است"؛ مشخص است آن چیز که ایشان را آزرده؛ حدس من از سلیقه سیاسی طرفداران آن فیلم و سریال است که ظاهرا تطابقی با گرایش سیاسی ایشان و احیانا همسرشان دارد.
ج - محض اطلاع ایشان؛ در سایت آینده کم نیستند دوستانی که با تحصیلات عالی و قدرت درک و تحلیل قابل توجه؛ دیگران را بر سر سفره فضل خویش می نشانند و اینجا را تبدیل به یک دانشگاه می کنند. امیدوارم شما و همسرتان نیز به جمع نویسندگان آینده بپیوندید.
د - از این که کامنتی در تایید کامنت من نوشتید ممنونم!
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۴ قֽظֽ | Reply
نويد :
سلام جناب عبدي؛ واقعا به اين پشت كارتون تبريك ميگم.برام خيلي آموزنده بود كه وقتي شما ميگين تو كارتون مايه ميگذارين چجوري با تمام وجودتون نيرو ميگذاريد. البته من به كروبي راي نميدم. ولي كاش همه ياد ميگرفتيم و اينطوري كار ميكرديم . خسته نباشيد
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۰۲ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
1- مهدی کروبی چرا در بین دانشجویان ارجمند محبوب است؟ بعبارت دیگر چرا قاطبۀ دانشجویان یا وارد صحنه شده اندو یا در حال رایزنی های فشرده هستند که هرچه زودتر وارد هواداران کمپین انتخاباتی مهدی کروبی شده واورا از آغوش طبقۀ متوسط وتحصیل کردۀ شهری به دور افتاده ترین ومحروم ترین روستاهای کشور تسری بدهندو برای او یک کاریزمای ملی ایجاد کنند؟ خب دلایل اینقدر زیاد است که شمردن همۀ آنها مثال معلق بازی است در نزد قاضی(دانشجویان محترم). ولی مطمئن باشیم که آن شعار تعهد شدۀ قبل از انتخابات مهدی کروبی یعنی دفاع از حقوق شهروندی بدون توجه به خودی ونخودی!- والبته در ارتباط با حقوق خود دانشجویان گرفتار سخت گیری های دگماتیسم – نیست. واین چه توهینی است ناروا به دانشجوی آرمان گراکه درد خویش ندارد- چرا که دانشجوست- وتلواسۀ مسئولیت نیک بختی جامعۀ خویش را علم دارد بدوش.
2- جوانان چون خویشتن بر عهد خویش پای فشارند؛ در"مرد1 است وحرف"ش؛ وگاهی چنان مصممند که همدیگر را می ربایند به عشق؛ وچه می گویم! گاهی بر ایمان وعقیده وهد ف خویش جان می دهند و"نستجیر بالله"- باتشکر از کیهان- جان می گیرند از رقیب ورفیق حتی؛ بر وفای بعهد پیمانکار سخت گیر هستند- نوع پیمان وگسترۀ آن البته که مهم است برای دانشجویان ولی نه به اندازۀ خود تعهد؛مثل ایمان که همیشه مقدم است بر "ایمان به چی"- یا قول نده یا بر قول خویش استوار باش. وکروبی تنها مرد این میدان در این زمان است- از بدیهه سراییم پوزش می خواهم از دانشجویان. خب دلقک هم آدم است وکم می آورد درنکته گویی.
3- این جانب با شناسۀ دلقک ایرانی تعهد می کنم که تعمق کنم در نوشتار بعدی ونکاتی غیر از بدیهیات دو طرفه- تعهد مهدی کروبی وخواست اصلی دانشجویان محترم-نکات کمتر بدیهی را پیدا کرده و مطرح کنم. خدایا تو خودت شاهدی که من هم مثل گل های سرسبد جامعه ام جز نیک بختی بندگان تو در سرزمین اهورایی توآفریدگار توانا هدفی نداریم: ادعونی استجب لکم. یا...هو
پای نوشت: دختران گلم منظورم از مرد همان رجال قانون اساسی است. والا من که در مشهد مسئولیت "سترگ"ی ندارم!- پناه بر خدا-
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۱۴ بֽظֽ | Reply
کی مخدوش میکنه؟ :
رئیس مجلس آقای لاریجانی نحوه پوشش خبری ثبت نام داوطلبان نامزدی انتخابات ریاست جمهوری را مورد انتقاد قرار داده اند . همان گزارش های حاوی تصاویر و نظرات شهروندان عادی کاندیداها برنامه های خود را در صورت کسب تاییدیه شورای نگهبان و پیروزی در انتخابات شرح می دهند
آقای لاریجانی خطاب به رسانه های گروهی گفتند که "کارهایی که شما در ا نعکاس این افراد و نشان دادن آنان در رسانه های می کنید، سبب مخدوش شدن نگاه های به جایگاه ریاست جمهوری می شود."
آقای عبدی
بنظر شما این کارها و حرفها و تصمیمات دیگران برای رئیس جمهور و خود رئیس جمهور است که تا بحال سبب مخدوش شدن نگاه ها به جایگاه ریاست جمهوری شده یا انعکای این گزارش ها؟
دوما چرا آقای لاریجانی که علی القاعده نماینده مردم هستند بجای علت ، و پرداختن به علت این هجوم برای ثبت نام ، باز معلول را نشانه رفته و خواهان سانسور بیشتر و بیشتر و بیشتر حتی در حد این گزارش ها شده اند؟
سوما یعنی آقای لاریجانی همین قدر هم تحمل دیدن بلاهایی که به دلیل بستن فضا و ایجاد خفقان ... و عدم اجازه به تشکیل احزاب- که مردم به آنجاها رفته و آنجاها بتوانند این رویه را در حود حل کنند - ندارند؟
اگر اینچنین است چطور آواری که بر سرشان هوار خواهد شد را می توانند تحمل کنند؟
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۵ بֽظֽ | Reply
امید- در خصوص تحلیل محمد :
در جواب به تحلیل محمد - حامی اتحاد کروبی و موسوی
این مشابه سازی شما از انتخابات ایران با آمریکا از زیر بنا اشتباه است .
حتما می پرسید: چرا؟
چون اولا در آمریکا هر دوی اینها کاندیدای یک حزب بودند. هر دو از طرف حزب به اعضا معرفی شده بودند . هر دو توانایی این پست را - از منظر تحلیل روانشناسی حزب داشتند. هر دو توسط حزب برای این پست سالها ساخته و پرداخته شده بودند .تنها و تنها رهبران حزب نمی دانستند کدامیک از ایندو بهتر از دیگریست و جامعه در شرایط فعلی بهتر می پذیرد؟ این شک و شبهه را حزب دمکرات آمریکا به رای گیری از اعضای حزب خود گذاشتند . با یک نیت کناری و آن جا انداختن بیشتر نظرات حزب ....که در نهایت اوباما رای اکثریت اعضای حزب را بدست آورد و کاندیدای واحد حزب شد. اصلا هم قرار نبود حزب با دو کاندید وارد مبارزه انتخاباتی شود .آن کارزار یک مبارزه داخلی برای یک انتخاب دمکراتیک حزبی بود.
ولی در مورد ایران یک چنین چیزی نیست و ما متاسفانه به دلیل انحصار طلبی آقایان هنوز هم که هنوز است بعد از سی سال که از انقلاب بر علیه استبداد شاه میگذرد حزب به معنای واقعی حزب نداریم . هر چند 240 حزب در خانه ی احزاب ثبت نام کرده و از مواهب قانونی آن عده ای استفاده میکنند ولی دریغ از یک سندیکا !! اصلاح طلبان هم یک حزب نیستند . حتی حزب مشارکت هم حزب به معنای واقعی که از بین مردم عضو بپذیرد و ....و به مردم جوابگو باشد و مردم و اعضا را داخل آدم بداند و ... نیست و طبیعتا طرفدران آنها هم اعضای حزب نیستند که قید و بندی داشته باشند. به همین دلیل هم می بینید که آقای کرباسچی بعنوان دبیر کل کارگزاران از آقای کروبی حمایت میکند و دیگر اعضای شورای مرکزی از موسوی ... کجا دنیا شما چنین حزبی سراغ دارید که بدون انشعاب بتواند این چنین موضعگیری کند؟ در ضمن در ایران مسایل داخل اصلاح طلبان متاسفانه به دلیل سابقه شفاف نیست . چون اگر بخواهند شفاف شوند آن وقت قیامت آنها همین دنیا برپا خواهد شد. به همین دلیل هم هواداران هم نمی توانند آگاهانه در مورد این دو تصمیم بگیرند . بنظر من انتخابات ایران را به دلیل نبود احزاب اصلا نمی توان پیش بینی کرد و با آقای عبدی موافقم که حتی این نظر سنجی ها هم اگر صداقتی در آن باشد بیانگر نظرات مردم نیست ... بیشتر انتخابات ما غیر از جنبه انتصاب آن ، اکر خیلی خوش بین باشیم یک تخم مرغ شانسی است .... طبق یک برنامه ی مهندسی شده ، تنور را داغ داغ میکنند و هر کس خمیر نونش را محکم به آن می چسباند . هر کدام از نانها که به دل برخی چسبید آن کس که آن خمیر را ورز داده رئیس جمهور میشود.
موضوع دوم که تحلیل شما را دچار اشکال میکند اینست که در آمریکا دو سال این کارزار انتخاباتی برقرار بود و مردم آمریکا حتی میدانستند اوباما از چه غذایی خوشش می آید ... و از چه بازی ؟ .... و از چه کتابهایی؟ .... ، فیلمی .... از جد و آبادش هم خبر داشتند که کجا هستند و چه میکنند و دین اش چیست و همه و همه ... و همینطور خانم هیلاری کلینتون ... ولی شما در ایران حتی نمی دانید که کاندید رئیس جمهوری معاون اولش کیست؟ در مورد مساله رابطه با عراق و افعانستان و ... آمریکا چه نظری دارد ؟ برنامه اش ریز به ریز چیست؟
بنابراین مقایسه شما اساسا بنظر من اشتباه است و بنابراین نتیجه گیری هم نادرست از آب در می آید .
من نظر اقای عبدی را بیشتر می پسندم چون بیشتر منطقی است که : ... این دو فعلا فارغ از رای آوردن و فارغ از طرف مقابل ، خود را برای مردم عریان کنند و راه حل مشکلات را عرضه کنند تا نزدیک انتخابات . آنگاه شرایط را با هم بسنجند و تصمیم بگیرند. که فکر میکنم قبلا این تصمیم گرفته شده و این چنین خواهد شد.
در ضمن این داستان را فراموش نباید کرد که در نهایت نهایت ده نفر سیاه پوست - در فضایی پر از بیم و امید شبیه به سردرگمی ِ انتخابات ما - به راه بادیه ایی می رفتند... که ناگهان یکی از آنان چراغ جادویی ( مثلا آقای موسوی یا کروبی ) را پیدا کرد ... دستی بر آن مالید و فوتی بر آن کرد که ناکهان غول دست به سینه ایی ، از آن بیرون آمد و جلویش ظاهر شد .... غول گفت : در خدمتم ارباب ! هر آرزویی داری نزدیک انتخاباتی بکن ... فقط بدان که من آنقدرها که فکر میکنی توانا نیستم که همه مشکلات ترا حل کنم فقط می توانم یک خواست ترا در اینجا برآورده کنم..... سیاه پوست اول فکری کرد و از او خواست تا غول ، او را سفید کند ( یا همان خودی کند ) غول آرزوی او را اجابت کرد و او سفید شد... در این لحظه سیاه پوست بزرگتر که آخر خط ایستاده بود ، چراغ خاموش لبخندی زد .... چراغ جادو را به دومی داد و دومی نیز همین آرزو را کرد و باز غول اجابت کرد ... که این بار آن نفر بزرک و قوی خنده ی صداتر مختصری کرد ... سومی ... او لبخند بلندتری ... چهارمی ... خنده ای با صدای بلندتر ... تا نهمی... که غول آرزویش را - که مثل دیگران سفید شدن بود - بر آورده کرد .... این بار آن سیاه بزرگ از خنده ریسه رفت و نیم ساعت یکساعتی دو ساعتی ( هم اندازه ی چهارسال) همینجور می خندید . همه با تعجب از خنده های چراغ خاموش ولی افزایشی او، علت این خنده ها و ریسه رفتن را پرسیدند که گفت: الان می گویم .... و چراغ جادو را در دست گرفت و وقتی غول دست به سینه از آن بیرون آمد تنها آرزویش را اینگونه بیان کرد: " همه ی آنها که( امروز در این انتخابات ) سفید کردی را دوباره سیاه کن!" اینجا بود که همه آن سیاهان خوشحال ، بار دیگر غمگین شدند و ....
خلاصه بد نیست در خواست هامان از چراغ جادوی انتخابات این داستان را نیز گوشه ی چشم داشته باشیم آنوقت به منظر آقای عبدی بیشتر ایمان خواهیم آورد که این میدان تنها تمرینی است برای مشارکت و برای طرح مطالبات و طرح مشکلات و به فکر انداختن مردم ..... از این فضا بیشتر از این انتظار نباید داشت و توقعات مردم را نیز بی خود و بی دلیل نباید بالا برد تا خدای نکرده باز مردم بعد از دوباره سیاه شدن ، دچار جو بی اعتمادی بیشتر از پیش نشده که اگر چنین شود آنوقت بنیان جامعه ما از بیخ و بن برکنده خواهد شد و همه جوابگوی شرایط سخت مثل عراق و افعانستان خواهیم بود .
بگذارید این اعتماد به نفس بدون اعتماد بیش از آنچه در کف داریم حاصل شود برای روز مبادا.
چون خواسته بودید لازم دیدم نظر خود را بیان کنم. امیدورام بتواند کمکی بوده باشد.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۰۶ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
مژده، مژده؛ یافتم، یافتم- البته نه مثل ارشمیدس مرحوم؛ که من نه در حمامم ونه تخم مرغ هایم را می برم به گرمابه ونه حتی لخت می شوم در حمام از ترس گزمه- خدا دعایم را استجابت کرد ودر یک ارتباط تله پاتیک با یکی از دانشجویان برق شریف به چند نکتۀ "چرا کروبی" دیگر متنبه شدم:
1- کروبی و وزرایش در مواجهه با وظایف ومسئولیت هایشان از واژۀ زیبا و دوحرفی"من"استفاده خواهند کرد ونه از کلمۀ مسئولیت لوث کن- متاسفانه آن هم دوحرفی-"ما"
2- بویژه مهدی کروبی سفارش ودستور اکید کرده و داده که هیچ مسئولی در دولت او از ترکیب"ما باید..." جمله نسازد. زیرا که او معتقد است وضعیت هیچ گاه حالت سومی ندارد: یامورد سوال در مسئولیت واختیارآن مسئول مختار است ویا نیست؛ اگر هست که برای پاسخگویی ضمیر من کفایت می کند. ویا در حوزۀ مسئولیت مختار اونیست که پاسخ کم حوصله اش می شود به من مربوط نیست وپاسخ مسئولانه وکاملش هم یک بعلاوه دارد: به فلان یا بهمان جا وشخص مربوط است. کروبی در این جا از آن عصبانیت های معروفش می شود: والله! مسئولیت وگرفتاری من وهمکارانم خیلی کم است؛ مسئولیت واختیار دیگری را هم من باید پاسخ گو باشم. بمن چه آقا جان برو از خودش بپرس! شیخ بعد از این که عصبانیتش فروکش کرد- معمولاً دم مشک هم نیست- می گوید:البته که من رایزنی هایم را خواهم کرد.نگران نباشید انشالله با حسن نیت حل می کنیم این معادلۀ هر چند مجهولی تورا!
3- از واژۀ ترکیبی ونه چندان گوش نواز"اطاق فکر" استفاده نخواهد کرد. او(رییس جمهور کروبی) اگر اتاق اضافه داشته باشد خواهد داد به بی خانمان ها و"فکر" رادر حلقۀ مشاوران وهمکاران صدیق ومتفکرش بسط خواهد داد. اگر فکر اتاق نیاز داشت که خداوند قادر متعال آنرا در حجمی چند ده گرمی اسکان نمی داد- این آخری اظهار لهیۀ دلقکانۀ خودم بود-
4- نهضت ادامه دارد:انتخابات طبق اعلان رسمی شورای محترم نگهبان 22 خرداد ما ه است. حالا شما بلند بشوید بروید مژدۀ این دو مورد واقعاً گنده را تبلیغ کنید تا رییس جمهور وتلخکش یک پارچ شربت گوارا میل می کنند- شوخی که نیست او(مهدی کروبی) رییس جمهور ایران ثروتمند است ونه کدخدای ده سفلا! باید هم شربت شیرین وگوارا بخورد. دلقک هم که طفیلی است-چون طفیلی نه می تواند بگوید ونه حق دارد بگوید: یا..هو! پس یک یا...هو طلبتان! یا...هو
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۱۷ بֽظֽ | Reply
بانو :
سلام خسته نباشید
شما این روزها بنویسید گفتگو ومقاله چندان تفاوت نمیکند
فرصت کم است و حضورتان پررنگ تر باد
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۴۹ بֽظֽ | Reply
شهریار :
سلام آقای عبدی. برنامه اعلام شده آقای کروبی در هفته های اخیر بسیار جذاب است و تقریبا همان چیزیست که ما به دنبالش بودیم که مجال طرح پیدا کند تا به آن رای بدهیم. اما من دو سابقه ذهنی تناقض آفرین از عملکرد گذشته آقای کروبی دارم که باعث شده هر چه با خودم کلنجار میروم نمیتوانم خودم را (و به تبع آن سایرین را) قانع کنم که به ایشان رای بدهم. تقاضا دارم درباره این دو شبهه که باعث می شوند من به عنوان یک رای دهنده نتوانم به آقای کروبی اعتماد کنم (یعنی نتوانم اعتماد کنم که ایشان به برنامه ای که الان دارند مطرح می کنند به طور جدی پایبند بمانند) توضیحی بنویسید:
۱. آقای کروبی همیشه به گروهی از مشارکتیها و مجاهدینی ها انتقاد می کرد که تند میروند و حتی صراحتا بین خودشون و آنها به دلیل این «تندروی» مرزبندی اعلام می کردند. اما حالا شعارهای انتخاباتی ایشان مطالباتی را بسیار فراتر از شعارهای آن گروه، که الان حامی موسوی هستند، مطرح کرده. آیا نظر ایشان نسبت به چند سال پیش تغییر کرده و اکنون به این نتیجه رسیده اند که باید تندتر رفت؟ بنظرم این تنها توجیه می تواند باشد، ولی هیچ جا نشنیدم حتی تلویحا این تغییر دیدگاه را تایید کنند
۲. ایشان در زمان صدور حکم حکومتی برای جلوگیری از طرح قانون مطبوعات در مجلس ششم به طرزی از این حکم دفاع کردند که فراتر از صرف انجام وظیفه در برابر یک حکم قانونی بود (اگر ایشان چنین برداشتی داشتند) و مطالب مفصلی در تایید و ضرورت وجود آن در بیاناتشان اضافه کردند. به پاسخ آقای رحیم مشایی به سخنان رهبری زمانی که گفتند دوستی با مردم اسراییل حرف درستی نیست دقت کنید. مشایی فقط گفت از آنجاییکه اطاعت از ولی فقیه بر من واجب است اطاعت میکنم. همین. ولی در مورد آقای کروبی ایشان با آب و تاب فراوان به دفاع از حکم حکومتی پرداختند که ناخوداگاه برای هر شنونده حکایت از احساس موافقت باطنی ایشان با این نوع احکام داشت. حالا که برنامه های ایشان در مهمترین محورها، بدیهیست که با موانعی از همان جنس مواجه خواهند شد، ایشان چگونه وعده انجامشان را می دهند؟ اصولا با علم به نظر مقامات عالی رتبه نظام، و آن اعتقادی که ظاهرا دارند، چرا اصلا آنها را طرح می کنند؟
تقاضا دارم پاسخ دهید. برای من بسیار مهم است. من انتخاب و رای خودم را به عنوان یک شهروند جدی میگیرم و بر خودم لازم می دانم که فکر و تحلیل کنم تا بهترین انتخاب را انجام دهم و فریب نیز نخورم. با توجه به اینکه تحلیلهای شما را غالبا دارای پشتوانه محکم منطقی دیده ام، بسیار علاقه مندم نظر شما را در این موارد بدانم.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این کامنت از طریق ایمیل ارسال شده بود که همان پاسخ را اینجا کپی پیست می کنم.
اگر بصورت کامنت می گذاشتید در آنجا پاسخ می دادم. اجمالا عرض کنم که
برداشت شما در باره رادیکالتر بودن این شعارها مطابق واقع نیست چون اصل
شعار نیست که این نتیجه را می رساند زمینه اجرایی آن است. برای توضیح
باید به رابطه متن و زمینه(تکست و کنتکست)توجه شود که هر متنی در یک
زمینه معنای خاصی دارد. ضمن این که اختلافات در باره این شعارها نبوده
بیشتر در باره امور اجرایی بوده است.
در باره حکم حکومتی هم در جاهای دیگر توضیحات مفصلتری داده شده است که
قضیه متفاوت از آن چیزی است که نوشته اید. برای اطلاع به پاسخ آقای کروبی
به دانشجویان دموکراسی خواه مراجعه کنید.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۴۴ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
بازهم درد دفاع از نیروی انتظامی عزیز: یعنی در یک time out با؛دانش جویان محترم:
1- فلسفۀ وجودی پلیس – همان گزمه وعسس دنیای قدیم- گیر دادن وگرفتن وگیرانداختن است. پس به پلیس بگویی گیر نده، از صدتا دشنام خشک وخیس بدتر است.معنای حرف هم این است که :پلیس نباش! واین یعنی معضل بیکاری مضاعف! در حالی که حتی دنیای مجازی هم تابلوی"ظرفیت تکمیل است"زده بر سردر اینترنت برای ایرانیان صادر کنندۀ انحصاری حرف در جهان- نقل قول غیر مستقیم از کتاب رکوردهای گینس- برای "سفید نمایی"منصفانه عرض می کنم: درست است که عملکرد کدام عملکرد هژمونی سیال بجای ایدوئولوژی تعریف شده باعث مهاجرت ، فرار، خود تبعیدی وپناهندگی خیل عظیم جاسوسان وستون پنجم "دشمن"-تعبیراز خودم است!- از زادگاه خویش شده است؛ اما- واین اما مهم است- باید انصاف داد که شغل "صدور حرف" هم توسط همین هژمونی سیال بجای ایدئولوژی تعریف ناشده؛ ایجاد شده است برای خیل انبوهی از این انبوه مهاجران، خود تبعیدیان،فراریان وپناهندگان!
2- خب این لاطائلات چه ربطی دارد به پلیس ودفاع از آن؟ خب واقعاً چه ربطی دارد؛ من هم نمی دانم. ولی بدون توجه به بند(1) باید اعتراف کنم که اگر من هم پلیس بودم، می رفتم به فرماندهم می گفتم که:قربان کی را باید بگیرم یا گیر بیاندازم یا هر سه باهم، ووقتی فرماندهم می گفت صبر کن بروم بپرسم وبگویم که به کی باید گیر بدهی؛ واین دور تسلسل ادامه می یافت تاالی یوم القیامه ومن حوصله ام سر می رفت! خب می رفتم وسر خود به یکی –حداقل- گیر می دادم دیگر!به دو دلیل ویک دلیل مهمتر:(1)-شغلم را از دست ندهم وبیکار نشوم.(2)- برای فرماندهم خوش خدمت- نه حتی رقص حرام- جلوه کنم که حقوقم را می دهد. و(3)-کمبود سیورو سات خانواده ام ناشی از کمبود حقوقم راجبران بکنم.
3- وبادانشجویان عزیز که یا مجردند یا متاهل؛ ویا انفرادی زندگی می کنند یا اجتماعی ویا اتوبوس ومترو سوار می شوند یا تاکسی! درددل می کنم که:اتوبوس ومترو شلوغ است و صدا به صدا نمی رسد- مثل دنیای رسانه ای مدرن- به مجرد ومتاهل وانفرادی واجتماعی هم که فعلاً ولاجرم گیر می دهند!پس عجالتاً می ماند تاکسی- سروش صحت گفته:خطیش اولویت دارد(دروغ می گویم او چنین حرف صریحی نگفته)- برای تبلیغ انبوه مان برای مهدی کروبی. شیخی را که ما می شناسم ومی خواهیم به او رآی بدهیم؛ چنین مردی است: این اوضاع بلبشوی را کمی بهتر می کند. واین کمی خیلی مهم است در فلسفۀ دلقک ها. یا...هو
بعد از تشکیک:
اولاً آن تشکیک کننده را از ستادمان بیرون کنیم. الان وقت مباحثه نیست. ثانیاً من از قدرت مهدی کروبی حرف نزدم که تو از اختیاراتش می پرسی. من از دم مسیحایی "شیخ" می گویم؛آن جایی که تعهد می کند: یا انجام می دهم یا افشا می کنم. ثالثاً پیش نهادۀ تو چیست؟ اجازه بدهیم تیم فعلی رژیم را فروپاشاند! ای بابام جان چهارسال پیش هم همین را می گفتی تو حسینیۀ ارشاد! وحالا معلوم شده است که او ایران را فرو خواهد پاشاند در چهار سال دوم! نکند تو واقعاً عامل دشمنی؟
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۰۳ بֽظֽ | Reply
پ -ص :
برخلاف انها ییکه معتقدند کروبی یا میر حسین نهایتا باید سر بزنگاه یکی بنفع دیگری کنار بکشه معتقدم که این کار یعنی خود زنی اصلاح طلبان اگر چه کمی تا قسمتی کروبی را در اخر طیف و نزدیک به اصولیون میدانند که بنظر من موسوی برای این تعریف مناسب تر است اما باید بدانیم که موسوی رای بینابینی دارد قسمتی از راست و قسمتی از چپ و کروبی هم نرم نرمک در حال جمع اوری ارایی است که احتمالا بالا خواهدبود و بنظر میرسد که فسمتی ار رای خاموش را جمع کند حضور ایندو تضمینی برای کشیده شدن انتخابات بدور دوم است ( اگر جوششی در میان خاموشین باندازه کافی ایجاد نشود که احتمالا هم نباید انتظار دوم خردادی دیگر داشت ولی تحرکی در حال شناسایی است که قسمتی بپای صندوق خواهند امد ) در این صورت هریک که بدور دوم برسند مطمئنا برنده میشوند هرچند که انتخابات ایران اصلا قابل پیش بینی نیست زیرا مرد ایران بواسطه تقیه فقط در زمان انتخابات و رای گیری مخفی حرفشان را بدلیل فضای امن انتخابات و مخفی بودن ارا میزنند و البته احساسات هم بی اثر نیست حرف اخر اینکه هردو بدون رویارویی و بموازات هم و طرح برنامه های خود سعی در تغییر کنند در این برهه هرکدام که پیروز شوند بنفع مردم است
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۱ بֽظֽ | Reply
علیرضا :
آقای عبدی سلام
رابطه آقای کروبی با طبقه یازدهم ساختمان طالقانی چیست؟
آیا ستاد آقای کروبی قصد ندارد به شبهه افکنی های کیهان پاسخ دهد؟ و آیا سکوت ایشان نمی تواند نشانه ضعف و ترس ایشان تلقی شود؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کار کیهان از این حرفها گذشته است خیلی اهمیت نباید داد. وقتی کسی ضربه بخورد این رفتارها را هم پیشه می کند.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۶ بֽظֽ | Reply
:
صادق محصولي، وزير كشور دولت نهم كه از رويكرد رسانههای خفقان گرفته به مسائل كشور ناراضي است میگوید: «روزنامهها مستندات آمريكا، رژيم صهيونيستي و ساير دشمنان كشور را عليه مردم مظلوم و شريف ايران تهيه ميكنند.»
جناب مهندس
اگر این چیزها که روزنامه ها از مسایل کشور می نویسند مستند است چه فرقی میکند که این سند توسط زید ارایه شود و یا عمر؟ وقتی اوایل انقلاب اینهمه فیلمهای مستند از همین دشمنان در رادیو تلویزیون پخش میشد و هنوز هم بعضی از اوقات از مستندات حیات وحش و زندگی در فلان روستای آفریقایی و اینها پخش می شود چرا اقای محصولی و محصولی ها ناراضی نبودند و نیستند ولی حالا که مستندات و مطالب سند دار و خبرهایی که دارای سند و قابل اثبات است چون پته های فساد و بالا کشیدن و زیر پا گذاشتن قانون و .... خود محوریها و فجایع حاصله را با سند نشان میدهند این مستندات بد است؟
و سؤال دیگر اینکه چرا اقایان همچون محصولی که .... اسم خود را مردم مظلوم و شريف ايران گذاشته اند؟ چرا نمی گویند بنظر من اینگونه است . همه اش چرا از کیسه خلیفه می بخشند و نظر میدهند؟
یکی از مردم مظلوم و شریف ایران
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۹ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی،
مدتی هست که این فکر ذهنم را به خودش مشغول کرده است. و آن معرفی وتبین عبارت و ترکیبات جدید توسط کیهانیان و دنبالههای آنان است. برای نمونه کلماتی مانند "دیکتاتوری حزبی" ، "زورگویی گروه ها"، "دیکتاتوری اکثریت"، "دسته بندیهای معمول" ، "احزاب خود خوانده"، "گروه های نشاندار"، ....
واقعا ملت ایران که ۸۰ ساله پیش دانشگاه داشته، و ۱۰۰ سال سابق مشروطه، ۴۰۰۰ سال سابقه حقوق بشر، لایق این همه تحمیق، و عبارتهای توهین کننده هست؟ اگر نه، آیا "حاکمیت ملی" تنها راه جلوگیری از این تحمیق نیست؟
راستی آقای کروبی در باره داشتن یک کانال تلویزیونی و اجازه تلویزیون خصوصی چرا نظری نمیدهند؟
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۳۰ بֽظֽ | Reply
ا- ب :
تشکیل کمیته صیانت از آرا هم شعار بود؟ یا واقعا هنوز هم پی گیر تشکیل آن هستید؟
به هر حال اگر تشکیل این کمیته از طرف کسانی که نان خود از راه مخدوش کردن آرا تا بحال خورده اند این نظارت مستقلانه غیرقانونی اعلام شود که البته شده و طرف مقابل در این مورد کوتاه نیاید فکر میکنید آقای کروبی و یا موسوی از چه راهی می توانند از آرا ریخته شده حراست و حفاظت کنند؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این گروه کار خود را بطور خوبی در حال پیگیری است و در آینده هم موارد خود را بیان می کنند.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۵۳ بֽظֽ | Reply
جالب است بدانید :
در میان یکی از سخنرانیهای آقای احمدی نژاد، وقتی کارگران معترض کارخانه های استان با دادن شعارهایی به وضعیت خود در خصوص تعویق حقوق و مزایا اعتراض می کردند، آقای رئیس جمهور احمدی نژاد اعلام کردند که دستور خواهد داد تا ظرف چند هفته آینده تمامی حقوق معوقه آنان پرداخت و تمامی مشکلاتشان حل شود!! و در صورت عدم رفع مشکل با کنار گذاشتن تمام مدیران بی کفایت و انتصاب مدیران انقلابی، مشکلات کارگران را حل خواهند کرد.... با خود گفتم کاش همیشه موقع انتخابات بود تا همه یکهو اینقدر خوب و نازنین و مردم دار و مسئول در مقابل حل مشکلات مردم بودند. البته ناگفته نماند که تغییر مدیران کارخانه های خصوصی از سوی رییس جمهور، جای یک سوال بزرگ را دارد؟ بنظر شما آیا میتوان این دوران قبل از انتخابات را مادالعمرش کرد؟
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۰۰ بֽظֽ | Reply
حمید :
.....آقای عبدی عذر میخواهم اما این گندستان ایران زیر این پوشش سبز و سپید و قزمز رنگ قهوهای تعفن دارد تا اعماق وجود ملتی دو شخصیتی ریا کار فریب خورده و بی اخلاق دروغگو و....
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۴۸ بֽظֽ | Reply
حمید :
چرا در مورد آقای اعلمی هیچ حرفی زده نمی شود؟ کلکسیون قدرت الحق نام با مسمایی برای هزار فامیل قدرت در جمهوری اسلامی است
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این سوال را برخی دیگر می پرسند. شاید چمین انتقاداتی به رسانه های رسمی باشد اما در رسانه اینترنت چنین انتقادی وارد نیست. من اگر نامزد می شوم باید چنان رفتار کنم که دیگران را به خود جلب کنم نه این که از شما بخواهم در باره من نظر دهید یا مطلب بنویسید.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۰۲ بֽظֽ | Reply
مبارک است :
فرمانده سپاه: بسيج مي تواند در مسايل سياسي اظهار نظر کند
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت: آن بخش از بسيج که فعاليت نظامي ندارد، مي تواند در مسائل مختلف انقلاب و بحث هاي سياسي وارد شود و اظهارنظر کند.
اقای عبدی
بخش غیر نظامی ارتش چی؟ مثلا آنها که در تدارکات ارتش کار میکنند تا راننده در ارتش هستند یا آشپزان ارتشی؟ آنها هم میتوانند در انتخابات وارد شوند و با لباس ارتشی خود لااقل باعث ترس عده ای شوند؟
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۴۵ بֽظֽ | Reply
مدرک این ادعا کو؟ :
شاهدت کو؟
روزنامه رسالت
خبر شماره: 222267
تاريخ ارسال: پنجشنبه 17 ارديبهشت 1388
آيتالله يزدي:
شوراي نگهبان هيچگاه جناحي عمل نكرده است! رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم جناحي و حزبي خطاب كردن شوراي نگهبان را توهيني بزرگ به اين نهاد مقدس دانست و گفت: كساني كه اين تصور را دارند، بدون مدرك حرف ميزنند.
چه خوب گفته مولوی :
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آیا در حدیث دیگران
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۰۵ قֽظֽ | Reply
سروش :
سلام
خسته نباشید.
با اطمینان کامل می گویم تلاشهایتان دارد به بار می نشیند.به نظر من در هفته آینده روزانه شاهد نتایج آن خواهید بود.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۲۰ قֽظֽ | Reply
جواد(خلیج فارس) :
سلام آقای عبدی
همان طور که شما فرموده اید یکی از برنامه ها وشعارهای آقای کروبی دفاع از حقوق شهروندی است که بسیار مورد قبول است.با تمام ارادت و تمایلی که به آقای کروبی دارم موردی وجود دارد که باعث شده بنده حقیر به صادقانه بودن این شعار تردید کنم. آقای کروبی چرا از روزنامه ی خودش این حرکت را شروع نمی کند و همسو با تمام رسانه های اقتدارطلب به بایکوت خبری اکبر اعلمی دست زده است؟و حتی حاضر نیست وی را در ردیف کاندیداها به شمار آورد.آیا وزن آقا ی اعلمی در انتخابات از محسن رضایی هم پایین تر است؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
احتمال می دهم اگر من هم نامزد می شدم در همین حد برخورد می کردند با این تفاوت که من اصلا معترض عدم پوشش کارم نخواهم شد و اگر بخواهم پوشش داده شود حتما مقدمات آن را فراهم می کنم.. موضوع ارزش خبری داشتن را با مسائل دیگر قاطی نباید کرد.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۵۲ قֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی سلام.
تا بحال رای من این است که کاندید مورد نظر یافت نمیشود.زیرا ضمن اینکه علاقمند به رساندن اعتراض خود به روش تایید صلاحیت ها وزمان کوتاه فاصله بین اعلام صلاحیت ها تا انتخابات به مسئولین میباشم عقیده دارم که حد اکثر همین دوره است که با افراد کهنسال قدیمی می توانیم رقابتی بوجود اوریم . افتاب اقایان هم مانند هر کس دیگری رو به خاموشی است . از انتخاب برخی خوشحال نخواهم شد. اگر تغییر عقیده دهم وبخواهم به اقای کروبی رای دهم فقط به یک عامل مهم که شما در نقطه نظرات خود در مورد اقای کروبی اشاره نفرمودید استناد و به ایشان رای خواهم داد.قوی ترین امتیاز اقای کروبی نسبت به دیگران این نکته است که اقای کروبی از طرف یک حزب که روزنامه ای هم داردو نمی دانم تا چه اندازه محکم است سخن میگویند ولذا مطالبات ایشان ممکن است دامنه دارو قابل پی گیری باشد.من نمی دانم که انتخابات ریاست جمهوری ودوره های مختلف ریاست جمهوری کشور توسط تاریخ نویسان مستقل ویا وابسته برجریانات سیاسی کشور مورد تحلیل قرار گرفته ومنتشر شده است یاخیر؟ اگر نگرفته است ویا نوشته ها مورد تایید شمانیست پیشنهاد میکنم همکارهای شما این وظیفه مهم را بعهده بگیرند که برای ایندگان بسیار ضروری است.زیرا نکته یابی ونقد وبررسی در گذشتکان است که ما را در تصحیح روشهای خود در اینده راهنمائی میکند.هر دوره ریاست جمهوری یک تجربه ای است علمی که با صرف هزینه هائی هنگفت بازدهی هائی داشته است اگر مورد برسی های بسیار متنوع وهمه جانبه و قرار نگیرد حکومت جمهوری پایدار نخواهد بود. این انتقال تجربه ها جز از طریق نقد وتحلیل وانتشار راه دیگری ندارد. اخر سلطنتی که نیست که فقط در خانواده سلطتنی بماند و توسط خدمتکاران درباری تحلیل شود و از پدر به پسر ارثیه برسد وبیرون نیاید.دیگر کاندیداهای ریاست جمهوری نیمه مستقل ونیمه وابسته هستندو از این ویژگی اقای کروبی جدا میباشند.این گروهها هستند که از دیگرکاندیداها حمایت میکنند و حقیقت انکه مسئولیت رفتار انها مشخص نیست.من در موردی که با اقای کروبی تفاهم ندارم موضع قدیمی وجدید ایشان در موردتقسیم پول ویا سهام شرکت ویا شرکتهای نفت بین مردم است که شما به ان اشاره داشته اید وقول توضیح انرا در نوشتار بعدی در نوشتار خود داده اید. مشتاقانه مانند سایرین منتظر توصیحات شما هستیم.. میخواستم در خواست کنم در توضیحات خود چنانچه امکان دارد به پاسخ چند سئوال ذیل اشاره فرمائید .
1- نحوه خرید وفروش این سهام در بازار بورس داخلی وخارجی ویا توسط مردم چگونه است؟ مردم منتظر پول ویا خدمات هستند. سهام که دردی را از مردم دوا نمی کند.این سهام در مدت کوتاهی با فروش ان توسط نیازمندان دست افرادی داخلی ویا خارجی متمرکز میگردد.وفرد نیازمند بعد از چند صباحی حالت اول را یافته و عده ای سهامدار کلان ان میگردند.مجدداً یک ملی کردن باید پیاده کنیم.راستی جای ان ملی کردن اولی هنوز درد میکند.
2-سهام از دیاد وکاهش جمعیت چگونه میشود؟ بعنوان مثال اگر فرزندی بدنیا امد و یا پدری فوت شد وضعیت سهام او چگونه میشود؟بعد از فوت سهام باطل میشود؟اگر فروخته بود چه میشود؟
3- این سهام کلاً بی مالیات اند یا خیر.مالیات سود پرداختی وتفاوت ارزش خرید وفروش این سهام چگونه خواهد بود.
4- ایا شما مصوبه اجرای انرا میتوانید تامین کنید یا خیر؟ گرچه بنظر من براحتی قابل تامین است. چون چو ب حراج سرمایه ملتی است.
5- نیاز ازدیاد سرمایه برای توسعه و نوسازی چگونه میشود؟ در شرکت هائی که شریک خارجی حضور دارد وضعیت این سهام چگونه خواهد بود.
6- رای این سهام در مجامع ومدیریت این شرکت ها چگونه است.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به پست بعدی طرح بی بدیل مراجعه کنید.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۱۷ قֽظֽ | Reply
آرش :
با سلام
درصد زیادی از مردم نسبت به انتخابات در ایران بی تفاوت شده اند یا اصلا ضد شرکت در انتخابات هستند. و این در صد در هر انتخابات زیادتر می شود. اغلب اعتماد چندانی به انتخابات و این که ممکن است در زندگی شان اثر مثبتی داشته باشد، ندارند.
یک نکته که در کامنت های قبلی به آن اشاره شد ولی نامزدهای اصلاح طلب به آن توجهی نمی کنند این است. ببینید مثلا آقای کروبی و میرحسین هر دو از مسئولین رده بالا در جمهوری اسلامی بوده اند. این روند قهقرایی راندن و یا حذف و بایکوت نخبگان،اندیشمندان و فرهیختگان، تبعیض ها، خودی و غیر خودی کردن ها ، اعدام ها، زندان ها،... هم که فقط در دولت جاری نبوده است. پرسش این است این آقایان کاندیداها کجاها و تا چه حد خود را مسئول می دانند؟؟ برای مثال می توانید پرسش های دانشجویان از آقای موسوی را در دانشگاه مازندران ببینید:
http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00023323
اگر می گویند ما در مقامی نبودیم که بتوانیم جلوی این کارها را بگیریم، باید پاسخ دهند الان چه چیزی عوض شده که فکر می کنند می توانند کاری کنند.
شخصا معتقدم مردم باید در این انتخابات شرکت کنند و متحد و یک پارچه به وضع موجود "نه" بگویند. اما نامزدهای اصلاح طلب نمی توانند از این پرسش مهم بگریزند. اگر می خواهند آن چه رای های خاموش نامیده می شود به صحنه بیایند؛ باید شهامت داشت، صادق بود و آنقدر که خود را مسئول نابسامانی ها می دانند برای مردم بگویند! چه انتقادی به خودشان دارند؟
آقای عبدی این بخشی از کامنتی است که همین جا برای شما گذاشتم و هنوز هم به این بزرگان می گویم: باش تا صبح دولتت بدمد!
"به گمان من آن هایی که الان در صحنه انتخابات هستند آگاهانه و صادقانه حرف می زنند و از گذشته هم بسیار آموخته اند... و ما هم قادریم آن ها را تغییر دهیم... دو نکته ای که می ماند این است:
- این ها همه قبلا هم صاحب مقام بوده اند. می شود برای ما بگویند کجا و در چه حد خود را مسئول فلاکت های این ملک و ملت می دانند؟؟
- و این که چگونه می خواهند از کسانی که تا کنون مادر وطن از استعدادهای آن ها بی بهره مانده استفاده کنند؟؟
عدم پاسخگویی به این دو مورد بهای گزافی خواهد داشت!! باش تا صبح دولتت بدمد!"
این بهای گزاف هم نه فقط برای آقایان نامزدها که برای ملت ایران: ادامه دولت موجود در چهار سال آینده؟؟
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۶ قֽظֽ | Reply
میثم :
جناب آقای عبدی!
اینکه کدام کاندیدای اصلاح طلب رای می آورد برای شخص من در نهایت اصلا مهم نیست، گرچه رای خود را به یکی از آنها خواهم داد .
اما نکته این است که قصد دارم افرادی که در حیطه نفوذ من هستند را نیز به آن کاندیدا ترغیب کنم و مطمئنم بسیاری دیگر نیز چنین خواهند کرد و درست هم همین است.بسیاری از کسانی که من با آنان در ارتباطم از قشر متوسط و جوان هستند و اخبار را دنبال می کنند گرچه هنوز تردید دارند.اما به یک دلیل واضح در روزهای اخیر شاهد کاهش تمایلشان به آقای کروبی هستم و این دلیل هم چیزی نیست جز مواضع و تهدیدهای اخیر آقای کروبی نسبت به سایر اصلاح طلبان(البته به اسم آسیب شناسی)،گرچه همه در نگاه اول مجذوب شعارهای ایشان می شوند (که انصافا نسبت به موسوی امروزی تر است) اما این پرسش در ذهن آنها و البته من ایجاد شده که ایشان واقعا چه چیزی را می خواهند افشا کنند؟سخنان ایشان در یزد از دیدگاه مشاور ایشان که شما باشید چه مفهومی دارد؟حالا که می خواهند افشا گری کنند چرا با خودسانسوری؟چرا وعده افشاگری چند روز مانده به انتخابات را می دهند؟آیا از جایی مجبور به این خط کشی ها شده اند؟یا به خاطر اختلافات گذشته کینه گرفته اند؟
آقای عبدی
باور کنید نظر بعضی از مردم که در جریان هستند روز به روز نسبت به ایشان منفی تر می شود،آیا فقط به دنبال جذب رای بی خبران هستند؟
نظر شما نسبت به اینگونه مواضع ایشان چیست؟
البته دانستن نظر شما اکنون به عنوان یکی از حامیان انتخاباتی ایشان برای ما بسیار مهم است،لطفا جواب صریح بدهید
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۳۱ قֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب مهندس عبدی عزیز با سلام
عزیز برادر ما یا بخشی از روشنفکران اگر بتوان به ما روشنفکر گفت چرا که اگر آینده نگر بودیم حالا برای انتخاب رئیس جمهور دهها چهره جوان و صاحب نظر داشتیم و آقای احمد جنتی تکلیف کاندیداهای ما را تعین نمیفرمودند در واقع ما صرفا حق انتخاب کسانی را داریم که آقای جنتی و دوستان و همفکرانشان معین فرموده اند لذا ملاحظه میفرمائید که ما گروگان اندیشه های گروهی خاص هستیم و از طرفی چنان شرایط بر ما تنگ شده که مجبوریم از ترس .......... ها به ................. پناه ببریم.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۳۱ قֽظֽ | Reply
امين :
من مانده ام تو اين انتخابات چه كنم از يك طرف آ قاي كروبي در دوره اصلاحات به مانند ترمزي عمل كردند كه تنها مي تواند در كف اصلاح طلبي قرار گيرد اما حالا دم انتخابات شعارهايي مطرح مي كند كه پيشرو هاي اصلاح طلب سال 84 مطرح مي كردند و آدمهايي را دور خود جمع كرده است كه به تند رو ملقب شده اند از طرف ديگر احزابي كه ماهيت اصلاح طلبي دارند دور كسي جمع شده اند كه باعث انصراف خاتمي بود و هيچگاه واژه اصلاح طلبي را بدون همراهي اصولگرايي به زبان نمي آورد و كلا" حضورش با هزار سوال بي پاسخ همراه بوده است. من به هيچكدام از اين دو نفر اعتقاد ندارم ولي تحمل احمدي نژاد را هم ندارم. عملكرد حزب مشاركت و مجاهدين باز هم انفعالي است و متاسفانه باز سرنوشت خود را با كسي پيوند زده اند كه معلوم نيست چه نسبتي با اهداف آنها دارد.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قسمت اول گزاره خود را با تردید نگاه کنید مساله حل می شود.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۶ قֽظֽ | Reply
ترابی :
خوشبختانه (!) سخنرانی های آقای موسوی در سفرهای استانی اش به طور کامل منعکس نمی شود. و به نظر من این از مردانگی ِ حامیان کروبی است.
چون اگر آن سخنان به طور کامل منتشر می شدند، بسیاری از حامیان ایشان مجبور بودند حرف های خود را پس بگیرند.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۲۵ بֽظֽ | Reply
در خصوص همایون :
دوست عزیز گفتن ندارد ولی من نیز خیلی وقت است در این سایت گفته و نوشته ام و اگر لازم شد اسم خود را نیز در نوبت بعدی خواهم نوشت تا بدانید چندان هم با سایت غریبه نیستم ولی این دلیل نمی شود که حتی اگر من قدرت درک و تحلیل هم نداشته باشم شما مثل آن کسانی که سال 32 به خیابانها ریختند و توهین و اتهامات واهی کردند و زمینه ی یک استبداد 25 ساله را فراهم ساختند و گفتند مصدق کمونیست است و ال و بل از زیر سؤال اینجانب فرار کنید. از جنابعالی سؤال کرده بودم - و تا وقتی هم جواب ندهید شما را در این سایت ول نمی کنم مگر اسم خود را عوض کنید- که دلیل بی ارزش بودن برنامه ی کلاه قرمزی که در آن ، هر برنامه اش به یک باز کردن یک موضوع اخلاقی برای بچه ها می پرداخت ، چیست ؟ مگر وقتی افراد بزرگتر هم فیلم شیرک یا هری پاتر و رته تویی .... سفید برفی ، سیندرلا که مخصوص بچه ها و برای بچه ها ساخته شده را می بینند نشان از بی ارزش بودن این برنامه های ماندگار یا بی ارزش بودن فکر و اندیشه و قضاوت افراد بزرگتر است که توجه به این برنامه های حرف دار و مثبت دارند؟ این باعث افتخار هر کارگردان و نویسنده ای است که فیلم برای بچه ها میسازند که مخاطبان دیگر را نیز جذب میکند . فیلمهای والت دیسنی را هنوز هم که هنوز است مثل زشت و زیبا وقتی میگذارند افراد را پای تلویزیون میخ کوب میکند . چرا؟ حتما با متر و مقیاس شما چون افراد مرتجع هستند و رو به گذشته دارند و ..... اگر نه پس این نشان از کدام گرایش سیاسی و گرایش فکری افراد دارد؟ این چه نوع قضاوتی است و چه انگیزه خوانی که شما همچون کیهانیان از روی لباس و نوع فیلم مورد علاقه افراد پی به اندیشه ی سیاسی آنها می برید؟ و به خود حق میدهید که فکر و اندیشه ی او را تخطئطه کنید؟ با این جواب واقعا نشان دادید که بقیه ادعاهای شما هم معلوم است از کجا ناشی شده است"؛ مشخص است آن چیز که شما را از آن فیلم ساده و صمیمی و پر از نکات اخلاقی آزرده کرده ؛ حدس من از سلیقه سیاسی و ضد طرفداران آن فیلم و سریال است ( می بینید چقدر ساده است تهمت زدن؟) که ظاهرا تطابقی با گرایش سیاسی شما دارد گرایش زرق و برق دار و غیر اخلاقی .
محض اطلاع شما ؛ بله در سایت آینده کم نیستند دوستانی که با تحصیلات عالی و قدرت درک و تحلیل قابل توجه؛ دیگران را بر سر سفره فضل خویش می نشانند و اینجا را تبدیل به یک دانشگاه می کنند. ولی شما جزو این دسته نیستید و گرنه با توهین به یکی از بهترین برنامه ها و تحقیر آن مجبور به زدن حرف ، که خدایی حرفی هم نزده اید جز تحقیر دیگران !! و تحلیل هم ارایه نداده اید جز توهین و تفخر که بتوان آنرا مورد دقت قرار داد امیدوارم شما نیز به جمع نویسندگان آینده بپیوندید آنوقت اینجانب به شما نشان خواهم داد که تفکر شما چقدر شبیه کیهانیان است که فقط نان شان را از راه توهین و اتهام زنی به دیگران خورده و میخورند.
از این که کامنتی در تایید کامنت من نوشتید ممنونم!
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۴۴ بֽظֽ | Reply
فرشاد :
با سلام خدمت آقای عبدی
يک سؤال داشتم، اميدوارم که کاملا رک جواب دهيد و حقيقت را بگوييد: چرا کسی از کانديداتوری >>اکبر اعلمی>>> چيزی نميگويد؟ انگار که اصلا کسی او را نميشناسد. حداقل ميدانيم که اعلمی از آقای موسوی به اصلاحات وفادارتر است. نزديکتر است. و اگر از آقای کروبی شجاعتر نباشد ترسوتر هم نيست.
البتّه منظورم اين نيست که شما يا هر کس ديگری از او حمايت کند. چرا که بالاخره هر کس نظر خاص خود را دارد. منظور من اين است که چرا او بايکوت خبری شده است؟ تقريبا همه جا. نه صدا و سيما از او ميگويد نه سايت های خبری از او مينويسند و نه روزنامه ی اعتماد ملّی؟ در حالی که همين روزنامه درباره ی کانديداتوری محسن رضايی مطلب می نويسد؟
جناب عبدی ميدانم که شما شايد اينطور نخواهيد، صرفا ميخواهم تحليل شما را در اين مورد بدانم.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دلیل کاملا واضحی دارد مساله آنها نیست اگر کسی توانست خود را به مساله دیگران تبدیل کند در باره او هم می نویسند همانطور که در باره دهها نفر دیگر هم چیزی نمی نویسند . دوست محترم اگر من نامزد شدم و کسی چیزی ننوشت من که نباید معترض باشم خوب دیگران علاقه ای ندارند درباره من بنویسند همانطور که من هم دوست ندارم در باره هر موضوعی بنویسم آنان هم در باره من چیزی نخواهند نوشت.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۰۳ بֽظֽ | Reply
خواهش از اقای ترابی :
کاش لااقل در اینجا کمی از آنها (؟) را برای ما که وقت کافی نداریم تا به همه جا سر بکشیم و مطلع شویم منعکس میکردید. خواهش میکنم از این به بعد کمی مسؤلانه تر برخورد کنید و خود را نیز یکی از سی مرغ سیمرغ بدانید که وظیفه ی آگاه کردن افراد پیرامون خود را دارید
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۰۴ بֽظֽ | Reply
امید :
ظاهرا سوء تفاهم شده که نوشته اید: عبدی:
خوب این تارنما هست با همین حد از امکان و توان بیشتری نیست بنا بر این اگر رافع نیاز نیست پس حتما باید دستها را بالا زد.
موضوعی که من مطرح کردم - بر عکس - این بود که احتیاجی به راه اندازی تارنمای جدید توسط افراد نیست تا مشکلات عدیده ی ارتباطی و عدم تحمل خود را حل کنیم ... بلکه باید در همین تارنماها بتوانیم با هم گفتگو کنیم . در مورد تارنمای اقای مزروعی بود که نوشتم: ایشان هر موقع در جواب دادن به سؤالات و تناقضات و ابهامات مطرح شده کم می آورند به صحرای کربلا زده و میگویند : این سایت شخصی من است . هر جور هم خواستم آنرا اداره میکنم !! شما هم اگر دوست ندارید بروید برای خود سایت درست کنید و حرف خود را در ان بزنید.... گویی مشکل ما کم حرف زدن است. و کم تارنما داشتن!!!
در کامنت بالا - که ظاهرا مورد سوء برداشت از جانب شما واقع شده - توضیح داده بودم که مشکل ما حرف زدن به تنهایی نیست بلکه مشکل نداشتن دیالوگ و گفتگو با هم و احساس پاسخگو بودن هر کس است. مشکل اینست که ما فقط میخواهیم دیگران پاسخگو باشند ولی خود را موظف و ملزم به پاسخگویی نمی دانیم و حاضر نیستیم که هر چه از دیگران انتظار داریم را از خود شروع کنیم و نسبت به اعمال و گفتار خود پاسخگو باشیم و خود را ملزم به پاسخگویی به ابهامات و سؤالات دیگران که نوشته های ما را می بینند نمی کنیم
به هر حال فعلا این تارنما هست و باید بعنوان نخی برای جمع شدن و تمرین دمکراسی ، دادن احساس مسئولیت ، پاسخگو کردن هر کس که در آن نظری را ارایه میدهد .... از آن به نحو درست برای گفتگو کردن و ارتباط استفاده کرد و احتیاج به تارنمای دیگری نیست. بقول خود شما در جواب به یکی از کامنت گذاران احتیاج به زدن حرف جدید نیست باید بتوانیم از همین داشته های خود به درستی استفاده کنیم و با هم - با هم - تمرین اصول دمکراسی- که پایه و مایه اش احساس مسئولیت است - را داشته باشیم
جا دارد همین جا ، یکبار دیگر ، ضمن تشکر از اداره ی این تارنمای مجازی ، خسته نباشید جانانه بگویم که کار شما لایق تشکر هر روزه است ولی میدانم که شما احتیاجی به این کار ندارید و گرنه هر روز قبل از نوشتن لازم بود این تشکر و خسته نباشید را تکرار کنم
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
البته من هم هر جور می خواهم اداره می کنم اما می کوشم که نظر دوستان را جلب کنم. ولی پاسخ من این است که وقت و توانی بیش از این وجود ندارد و الا برای گفتگوی بیشتر کاملا آماده هستم. دعا کنید امکانات بیشتر شود این هدف هم برآورده خواهد شد.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۷ بֽظֽ | Reply
مهدی نظام الاسلامی :
پیروی ز حق عامل هرخوشنودیست
لبخند لطافت باعث بهبودیست
گویند که هر قوم شیخی دارد
ای اهل زمین این شیخ ما کروبی ست
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۴۹ بֽظֽ | Reply
محمد :
سلام
حدود یک سال پیش در همین سایت تحلیلی از شما خواندم که در آن پیش بینی کرده بودید خاتمی نخواهد آمد، در ادامه استدلال کرده بودید با توجه به عملکرد هشت ساله اصلاح طلبان زمینه رای کافی هم ندارد، (البته من در آن تاریخ کاملا موافق این تحلیل بودم) در این نوشته زمینه رای آقای خاتمی را مسلم فرض کرده اید !
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
باید به بقیه استدلال هم توجه شود که در متون دیگر بیان شده است. وی رای نداشت و ندارد اگر می خواست از موضع غیر اصلاح طلبانه می آمد از موضعی که امکان حضور داشت اما از موضع اصلاح طلبانه کاملا رای داشت ولی نمی توانست بیاید چون اجازه این حضور داده نمی شد و خودش هم نمی توانست بدون اجازه وارد شود.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۲۱ بֽظֽ | Reply
مهدوي :
سلام
من در شرايط عادي هرگز به اقاي كروبي راي نميدادم اما اكنون كه مي بينم در كنار ايشان افرادي مثل شما حضور دارند به خاطر اعتماد قلبي به شما در روز انتخابات به اقاي كروبي راي خواهم داد.
اميدوارم كه بر خلاف دوم خرداد ،اقاي كروبي بعد از پيروزي همچنان از نظرات شما استفاده كند .
همچنين از شما ميخواهم به عنوان مشاور كروبي از ايشان بخواهيد در مورد جنبش هاي زنان مخصوصا كمپين يك ميليون امضاء نظر خود را بيان دارند . و نيز از الان معاون اول خود را مشخص و به مردم معرفي كند ( اميدوارم اقاي كروباسچي باشد)
حضور بيشتر شما و ديگراني كه ميان مردم محبوب هستند در كنفرانس ها و گردهمايي ها مي تواند باعث راي بيشتر كروبي بشود
نامه ايشان به روزنامه كيهان در ميان مردم بازخورد خوبي داشت شجاعت بيان وي خيلي براي مردم ما با اهميت است اميدوارم در روزهاي اينده ايشان نظرات خود را با صراحت بيشتري بيان كند .
وقتي در كنفرانس خبري با روزنامه نگارهاي عربي ديدم در كنار اقاي كروبي جناب كرباسچي و شما حضور داريد بسيار خوشحال شدم براي اولين بار است كه مي بينم در كنار يك نامزد يك تيم سياسي حضور فعال دارد اين امر خيلي با اهميت است .
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۴۵ بֽظֽ | Reply
علی :
ببخشید من نمی فهمم با وجود مخالفت رسمی رهبری چطور این کمیته به کار خودش ادامه می دهد؟(ضمنا آن طرحی که می گفتید دارید همین کمیته بود؟)
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این کمیته جزو حقوق نامزدهاست و فکر نمی کنم رهبری با آن مخالف باشدو مخالفت با چیز دیگری بود که وجود این کمیته می تواند به آن مساله هم کمک کند.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۱۰ بֽظֽ | Reply
وحید :
آقای عبدی! با احترام عرض می کنم شما اگر واقعا دنبال این هستید که آقای کروبی رای بیاورد دارید وقت تلف می کنید. ایشان به دلیل این که 30 سال انواع مسئولیتها را داشته و روحانی هم هستند در بین مردم هیچ محبوبیتی ندارند. حتی اگر رادیکالترین شعارها را بدهند مردم باور نمی کنند. اینهائی که میگویم تحلیل نیست. مثل روز روشن است. کافی است 4 نفر را توی خیابان هرجای تهران و ایران گیر بیاورید بپرسید از کروبی خوشتان می آید یا نه؟
آن 5 میلیون هم مال آن 50 هزار تومان بود. و این هم نیاز به هیچ تحلیل و بررسی ندارد و واضح است. من واقعا مانده ام. حدس من این است که شما به دنبال چیزی غیر از رای آوری کروبی هستید.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من تحلیل خودم را نوشته ام و با رویکرد رای آوری محض هم مخالفم.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۲۶ بֽظֽ | Reply
هیوا :
جناب عبدی من چند سال است نوشته های شما را با علاقه دنبال میکنم و سبک خاص شما در تحلیل مسائل و مثال هایی که می آورید خیلی دوست دارم و از این بابت خواستم عرض ارادت کنم!اما در مدت اخیر و در مورد انتخابات و حمایت شما از یک کاندیدای خاص پرسشی برای من پیش آمده است.یادم است در انتخابات دوره قبل مصاحبه شما را در ضمیمه روزنامه شرق خواندم که در مورد انتخابات گقته بودید که (یک ماشینی وجود دارد که بنزین ندارد و اصلا بنزینش یک جای دیگری است و حالا بحث سر این است که چه کسی پشت فرمان بنشیند!) من در این مدت هروقت بحث انتخابات بوده است این مثال زیبای شما را به خاطر آورده ام.پرسشم این است که آیا نظر شما عوض شده یا زمانه فرق کرده است؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کاملا درست فرموده اید . در این انتخابات کسانی که دنبال تغییر راننده هستند کاملا در اشتباهند اما اگر می توانیم قدری بنزین تامین کنیم در این صورت تغییر راننده هم مفید است و هدف من با روشی که در پیش دارم همین نکته است. قبلا هم توضیح داده ام.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۲۷ بֽظֽ | Reply
جعفر :
یکی از خوانندگان نوشته اند که اقای رضائی فرموده اند اگر رئس جمهور شوند پول نفت را پیدا کرده و بین مردم تقسیم می کنند.پاسخ متین شما را نیز خواندم.لطفا نظر من را هم ملاحظه کنید.
اقای رضائی دست بردار
گر گم شده پول نفت مردم
گر هم بشوی رئس جمهور
غافل منشین ز نیش کژدم
نشنیدی که گفته اند از پیش
پا را منه روی مار از دم
ترسم که اگر کنی تو پیدا
روزت بشود سیه چو هیزم
یا کاسه به دست میدهندت
یا سکته کنی به ویژه در ...
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۳۰ بֽظֽ | Reply
:
سلام،
در جواب امین عرض کنم که:
من هنوز در باره بنیاد شهید آقای کروبی اشکالات اساسی دارم. ولی فقط همین که کیهان به کسی بگوید طرفدار آمریکا و دشمن شاد کن هستی کافی هست که به آقای کروبی رای بدهم. نبودن آقایان عبدی، باقی، کرباسچی در کنار مشارکت و آقای موسوی برای من کافی هست که چه کسی اصلاحطلب هست چه کسی میخواهد فقط احمدی نژاد حذف شود. یادتان باشد که کیهان اهانت به موسوی نمیکند چون اطراف ایشان اصلاح طلبی به معنی واقعی وجود ندارد.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۰۴ قֽظֽ | Reply
:
سلام،
در پاسخ رحمت عرض کنم که:
شرایط سیاسی تکلیف رای دهنده را معلوم میکند نه تعدد انتخاب ها. شرایط سیاسی ایران امروز این هست که متاسفانه قانون اساسی تمام سوراخها را بسته هست. هنر ملت ایران این هست که در همین شرایط محدود کسی را انتخاب کند که حداقل ظرفیت تغییر این قانون اساسی رو داشته باشد اگر چنین فرصتی پیش بیاید. آقای موسوی سوالات بی پاسخ زیادی دارند که اصلا حاضر به پاسخ گوئ هم نیستند. ولی آقای کروبی بنظرام نشان داده هست. فرض کنید آقای موسوی رئیس مجلس ششم بود. فکر میکنید حاضر بود به خاطره آقای لقمانیان صندلی ریاست را رها کند. مطمئن باشید هرگز. من درک میکنم که شما خیال میکنید در یک فضای خارج از قانون اساسی فعلی زندگی میکنید، ولی عزیز برادر، موقع که قانون اساسی مارو عوض میکردند بنده و احتمالا شما بدنبال دفن پیکر امام خمینی بودیم!! اجازه ندهید بار دیگر این امر تکرار شود.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۲۶ قֽظֽ | Reply
شهرام :
با سلام
آیا داستان پادشاه عریان را شنیده اید؟برای اطلاع دوستانی که آنرا نشنیده اند دوباره تعریف میکنم: "روزی خیاطی شیاد به شاهی گفت میتواند لباس نامرئی بدوزد و بعد از کلی زمان و گرفتن کلی پول آن لباس کذائی را برتن شاه کرد و شاه ساده دل با افتخار برای نمایش عموم در شهر به راه افتاد.هیچکس جرآت نمیکرد بگوید شاه لخت است تا آنکه یک کودک به وضوح و کودکانه سکوت را شکست و فریاد کشید پادشاه لخت است!! اینجا بود که شاه واقعیت را فهمیدومتوجه فریبی که خورد شد." آقای عبدی منظورم از نقل این داستان تقلید از آن کودک و فریاد واقعیت است:
"رئیس جمهور عریان از اختیارات واقعی است!!! شعارها و وعده های رئیس جمهور تنها با تایید مقام و نهادهای بالاتر از خودش قابل اجراست!!!"
آقای عبدی نمیخواهم مثل آقای حجاریان سوالاتی در باب املاء و انشاء از کاندیداها بپرسم که مثلا فرق رئیس جمهور با رئیس جمهوری چیست؟
یک سوال واضح و صریح میپرسم:"درصورت مخالفت رهبری با عملی شدن یک یا چند شعارشان(فرقی نمیکندکدام شعار) چه خواهند کرد؟" آیا آن وقت متوجه عریان بودن از اختیارات میشوند یا از الان میدانند و دارند در شهر نمایش میدهند؟ امیدوارم بعنوان نماینده یکی از کاندیداها پاسخی صریح به این پرسش صریح بدهید.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ایشان می توانند مستقیما جلوی همه این کارها را بگیرند اما باید مسئولیت این کار را عهده دار شوند. من چنین وضعی را در خصوص برداشتن شکاف قدرت و مسئولیت چند گاه به پیش می دانم اما یقین دارم که بصورت شفاف رخ نخواهد داد و اگر رییس جمهور غیر شفاف را نپذیرد بصورت شفاف رخ نمی دهند.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۰۹ بֽظֽ | Reply
مینا مرادی :
جناب اقای عبدی سلام ...راستش گروه اصلاح طلبانی که طرفدار صرف اقای خاتمی هستند ضررشان در این چندین سال بسیار بیشتر از منافعشان بوده است ..وهمیشه تصمیماتشان به گونه ای مردم را به بیراهه کشانده تا اینکه امثال اقای احمدی نزاد توانسته اند از اب گل الود ماهی بگیرند انهم به چه درشتی ...در این انتخابات اخیر نیز چنین است ..از ابتدا روشن نشد که چرا این گروه (یعنی اصلاح طلبان طرفدار خاتمی ..یا خاتمیسم)..اصلا اقای کروبی را ندیدند واصلا او را محلی از اعراب ندانستند ..وانچنان برخورد کردند که انگار ایشان اصلا وجود خارجی ندارند وخود را یک سروگردن از ایشان بالاتر میدیدند ..انچنان برخورد کردند که فکر کردیم شاید کروبی عیب پنهانی دارد وما بی اطلاعیم ....خاتمی امد بی دلیل بیجا ..واینچنین باعث سر در گمی ما شد ..او امد فقط برای اینکه به هم بزند مثل همیشه ..وداستان امدن موسوی .. بعد معلوم شد که کروبی عیبی نداشت وبسیاری از سینه چاکان خاتمی براحتی توانستند یک شبه سینه چاک کروبی شوند ..!!! که خوب چرا از اول فکر نکردید ..ما که در شرایط انتخاباتی مثل امریکا واروپا نیستیم که به دنبال اید هالهایمان باشیم .ما بایستی عملی فکر کنیم ما میدانیم که گروه مقابلمان شخصی است که تمام ابزار قدرت را وتبلیغ را در اختیار دارد وبراحتی میتواند در سطح وسیعی تقلب کند ...بایستی به گونه ای عمل کرد که در این جنگ بسیار نا برابر پیروز میدان شد ..جناب اقای عبدی درست است که اقای کروبی واقای موسوی ..با هم تفاوتهای زیادی دارند به طوریکه میتوانند در دوجناح مختلف قرار گیرند ..اما نه در شرایط کنونی ما ..همانطور که گفته اید پای شخص سومی در کار است که .... است و در حقیقت همانطور که گفته اید به منزله یک نیروی خارجی است ..بنابراین نمیتوان وقت وفرصت را با این تعارفات هدر داد ..که اقای خاتمی میگفتند که من جای کسی را تنگ نمیکنم ..چرا تنگ میکردند ...چرا که ما در یک انتخاب کاملا ازاد نیستیم ..انتخابی است که میدانیم تقلب هم محتمل است بنابراین بایستی به گونه ای عمل کنیم که حد اقل تقلب کردن را برای طرف مقابل سخت وسخت تر کنیم نه انکه راحت وراحتر کنیم با رفتار وعمل خودمان ...اقای عبدی از شما تقاضای عاجزانه دارم ..که عملگرا باشید ..وببینید واقعا چه اتفاقی میافتد نه اینکه چون به نظر شما اقای کروبی بهتر است یا به حرفهای شما گوش میکند پس از او طرفداری کنید ..در ضمن (داخل پرانتز اقای کروبی..را چندان نمیتوان به وعده هاش امید داشت امروز به شما محتاج است در بست خود را دراختیار میگذارد فردا معلوم نیست چه میشود )...هدف ما در این انتخابات به ریاست رسیدن اقای کروبی یا موسوی یا اهداف انها نیست ما فقط میخواهیم که فعلا این گروه حاکم بروند..درست است که از نظر فکری وتئوری کار مان ممکن است اشکال داشته باشد ..ولی در شرایط کنونی فقط برای بقای خود باید بیاندیشیم نه چگونگی ان ...خواهش میکنم اگر چنانچه تشخیص دادید که واقعا جامعه بیشتر به موسوی گرایش دارد هر جوری هست کروبی را راضی کنید تا او کنار برود ..گر چه میدانم کار بسیار مشکلی است واین مشکلی است که خاتمیسم در سفره ما ملت گذاشتند ..چرا که اگر از ابتدا به کروبی رضایت داده بودند چنین نمیشد ...خیر پیش
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
متاسفانه تصور غلطی در باره مفید بودن کناره گیری یکی به نفع دیگری وجود دارد که سعی می کنم در یادداشتی به آن بپردازم.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۲۱ بֽظֽ | Reply
علی :
سلام آقای عبدی
۱- من به طور مشخص دارم تغییر نظر دوستام راجع به آقای کروبی رو حس میکنم. فکر میکنم که نقطه عطف این تغییر نامه به کیهان بود. البته به نظر من این کافی نیست و چند تا نامهٔ دیگه هم لازمه! کیهان برای شروع خوب بود، ولی به نظر من صدا و سیما در آینده گزینهٔ بهتریه. خصوصا اینکه آقای کروبی صدا و سیما رو تهدید کنن که از رسانه های خارجی استفاده میکنند.
۲- به نظر من یاران آقای خاتمی مثل آقای ابطحی باید با ایشون صحبت کنند و براشون توضیح بدن که حضور آقای خاتمی تو فیلم تبلیغاتی آقای موسوی چقدر میتونه به ضرر اصلاح طلبها باشه.
ممنون
۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۰ بֽظֽ | Reply
حبیب ت :
جناب عبدی سلام و خسته نباشید!
به تقلید از اقای سروش !
تا بحال خوب پیش رفته اید و اطمینان دارم که بعد هم خوب پیش خواهید رفت ولی! ولی!
اگر آقای کروبی از 30 تا 35 میلیون رأی کمتر بیاورد باید خود را شکست خورده بداند!
زیرا با این هم گلی که رئیس جمهوری قبلبی کاشته اند درو کردن 35 میلیون رأی زیاد نیست مگر اینکه خدائی نا کرده ماخلق الله مردم ما یک اشتباه فیزیو لوژیکی جدی داشته باشد و چون اثبات اشتباه دوم سخت است لذا پذیرش شکست کروبی ساده تر است1 مینمایاند.
ولی تجربه و احساسم به من میگویند نه مزدم خل هستند و نه کروبی شکست میخورد.
لذا منتظر 30 تا 35ذ میلیون رأی باشید! مأیوس نخواهید شد!
۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۳۲ بֽظֽ | Reply
رضا :
با سلام
آقايان كروبي ومر حسين موسوي بنا دارند تا كميته صيانت از ارا تشكيل دهند.اكنون اين پرسش اساسي وجود داردكه اگر اين كميته مانند دوران گذشته دهها وصدها مورد تخلف وتقلب اشكار به آرائ مردم و حتي تصرف و جابه جايي صندوقها مشاهده و گزارش نمودند وباز هم مانند تمام دوران گذشته شوراي نگهبان هيچ وقعي به شكايات آنان ننمودند و سرجمع آرارا مطابق ميل خود اعلام نمودند ;شما فكر مي كنيد اتفاقي خواهد افتاد وكميته به جز چند انتقاد در چند روز مطبوعات ;كاري از پيش خواهد برد؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
باید روشن باشد که در این صورت چه موضعی خواهند گرفت.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۲۰ قֽظֽ | Reply
علي :
بعضي از كامنتها را كه مي خوانم واقعا حكايت «جانا سخن از زبان ما مي گويي» هست. برنامه اعلام شده آقاي كروبي و تيم ايشان عاليست. ولي خود شخص ايشان و سابقه قبلي ايشان، براي مردم راي دادن به ايشان را دشوار مي كند. در يك كلام مردم به شخص ايشان اعتماد ندارد كه واقعا اين برنامه ها را اجرا كند.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
متاسفانه مساله بی اعتمادی جامعه به افراد فراتر از این و آن است.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۳ بֽظֽ | Reply
رضا :
با سلام
پاسخ شما بسيار مبهم بود. موضعگيري؟ كدام موضعگيري؟ مگر هميشه موضعگيري نمي كنند؟ مگر شوراي نگهبان هميشه به ميل خود سرجمع صندوق ها را نمي برد و نمي دوزد؟ مگر با شكايت آقاي تاج زاده به دستگاه قضايي در باره حذف 700 هزار آراء آقاي رجايي و سرانجام حذف او، آبي از آب تكان خورد؟ كدام موضعگيري؟ قاضي و متشاكي هر دو يكي هستند، به چه كسي بايد شكايت برد؟ آقاي هاشمي هم وقتي پاي حيثيت و منافع خود به ميان آمد، به خدا شكايت برد؟ چه آنكه او حقوق ناشي از نظام را مقدم و مرجح بر حقوق ناشي از انتخاب مردم مي شناخت. بله تنها زماني كه اين ترجيحات وارونه شوند، و ايستادگي و مقاومت را تا آخر به پيش ببرند، كميته ضمانت از آراء محل پيدا مي كند. آيا آقايان كروبي و موسوي حاضرند چنين تضميني را هم به مردم بدهند؟
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۱۸ قֽظֽ | Reply
:
سلام،
حالا که قرار است آقای کروبی همکاران خودش را معرفی کند، ما هم از طرف خودمان و خانواده محترم این لیست را اعلام میکنیم:
معاون اول: ...
مشاور اول: ....
تربیت بدنی: ....
ولی در واقع مهمترین کاری که آقای کروبی باید اعلام کند تاسیس وزارت حقوق شهر وندان است. ما امیدوارم آقای ...به این پست منصوب شوند.
وزیر فرهنگ: ... (اسم ارشاد هم از این وزارت خانه باید حذف شود مگر مردم گوسفند هسند که ارشاد شوند)
با ایجاد دوباره و تحول اساسی در سازمان برنامه کسی مانند نجفی یا کسی که ایشان تائید کند مفید خواهد بود.
آموزش و پرورش: هر کسی که آقای .... تائید کنند.
آموزش عالی: بنظر ما ابتدا اجازه بدهند روسای دانشگاها از طریق هیاتهای علمی انتخاب شوند سپس پا پیشنهاد روسای دانشگاها کسی به این پست انتخاب شوند.
ضمنا در ۱۰۰ روز اول آقای کروبی برنامه خودش را به این صورت اعلام کند:
۱) حذف ستاره دار شدن دانشجویان.
۲) سپردن مدیریت یک شبکه به آقای احمدی نژاد و دوستانش شامل شریعتمداری.
۳) سپردن مدیریت سه شبکه به ....
۴) سپردن یک شبکه به دوستان و یاران ......
۵) حذف فوری هر گونه گشتی که به ظاهر و نحوه زندگی مردم مربوط است.
۶) جا بجأی فوری محل نماز جمعه تهران به مصلا ی تهران. البته اگر امثال آقای طالقانی قرار هست نماز بخوانند ما پیشنهاد میکنم در راهروی دانشکدهها بخوانند تا چه برسد به زمین چمن.
۷) انحلال فوری مجمع نظارت بر مطبوعات و در عوض تشکیل ژووری مطبوعات از طریق انتخابات و حضور همه اصناف.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اسامی را بگذارید برای بعد.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۱ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی
بعنوان یکی از یاران و نزدیکان فعلی آقای کروبی میخواستم نظر آقای کروبی را نسبت به عزل آقای منتظری و نقش ایشان در این عزل که به دلیل انتقاد به بعضی از عملکردها و ظلم ها - مخصوصا در خصوص زندانیان صورت گرفت - و در نهایت منجر به این وضعیت پیشافروپاشی شده جویا شوم چون اقای ابطحی یکی دیگر از نزدیکان اقای کروبی در مورد نقش ایشان اینچنین در وب سایت خود نوشته اند: «کروبی همیشه از پرچمداران و پیشتازان مخالفان سیاسی و جناحی خود بود و آنان را به دلیل اعتقاد این که با امام خمینی یا مخالف بودند و یا کم اطاعت، طرد و عرصه را بر آنها تنگ میکرد. حتی وقتی در درون جبههی چپ و همراهان و یاران امام نیز قرار بود حذف و طردی صورت گیرد، باز هم کروبی جلوتر از دیگران قرار داشت. اوج این پیشتازی را در نگارش نامه تاریخی کروبی، امام جمارانی و سید حمید روحانی به آیت الله منتظری که آن روزها نفر دوم نظام بود میتوان رد یابی کرد. آن نامه اولین اعتراض علنی به آقای منتظری بود که سلسله رفتارهای بعدی تا عزل آیت الله منتظری از قائم مقام رهبری ادامه داشت. ... وی(کروبی) در آن دوران از نظر حقوقی و رسمی تنها نماینده مجلس بود و رئیس بنیاد شهید؛ اما به دلیل ارتباط شخصی او با امام و به خصوص ارتباط صمیمی وی با حاج احمد آقا، فرزند قدرتمند امام، جایگاه واقعی و تأثیرگذار او در گردونهی قدرت آن روزها به مراتب بیش از جایگاه حقوقی او شده بود.»
http://www.webneveshteha.com/media.asp?id=2146309744
آقای عبدی
بنظر شما اقای کروبی نسبت به عملکردهای گذشته خود - مخصوصا حذف و عزل آقای منتظری - امروز بخود و عملکرد خود انتقاد دارند؟ و می توانند آن گذشته را اگر رئیس جمهور شوند جبران کنند؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من فکر می کنم نزدیکان آیت الله منتظری در این باره موضعی خواهد گرفت.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۹ بֽظֽ | Reply
مهرداد :
سلام
نکته مهمی که اقای سروش هم به ان توجه کرده بود ان است که مردم بیش از هرچیزی به دنبال مرد عمل هستند . وقتی با مردم کوچه و بازار در تاکسی یا مترو صحبت میکنم می بینم که انها در جستجوی ان هستند که سرانجام یک مرد عملی این وسط پیدا بشود . بازتاب حضور کرباسچی در کنار اقای کروبی بسیار خوب بود . به نظر من با توجه به خاطره خوبی که مردم از دوران کرباسچی در شهرداری دارند اگر از همین الان کمپین کروبی ، کرباسچی را به عنوان معاون اول وی در صورت پیروزی اعلام کند موج حمایت از کروبی ایجاد خواهد شد . مردم هنوز مطمئن نیستند که در صورت پیروزی فردی مثل کروبی کرباسچی این وسط چه کاره خواهد بود .
به نظر من اگر شرایطی فراهم شود که مانند انتخابات امریکا حضور معاون اول ریس جمهور پیش از انتخابات مشخص شود و کرباسچی همه جا در کنار کروبی باشد بازخورد خوبی خواهد داشت .
حرف مردم در کوچه و بازار از صدتا نظر سجی کارامدتر است . لطفا این را با اقای کروبی در میان بگذارید.
ممنون
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۰۴ بֽظֽ | Reply
:
نظر شما را درمورد حمایت اقای سروش رئیس شورای انقلاب فرهنگی از آقای کروبی میخواستم بدانم. بنظر شما آیا این حمایت آشکار و پر سر و صدا برای خراب کردن اقای کروبی نبوده؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
چرا باید چنین فکر کنیم؟ استدلالهای آقای سروش روشن است.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۱۷ بֽظֽ | Reply
:
آقا ببخشید این آقای موسوی یا مارو گرفته یا خودشو به کوچه علی چپ زده. ایشان میفرمایند در این ۲۰ سال احساس نگرانی نمیکرده. خوب سوال این است که قتلهای دگراندیشان که رهبری فرمودند کار موسا د هست، فشار بر دولت و مجلس اصلاحات، بستن روزنامها، .... جدأ از اهمیت دولت آقای احمدینژاد کمتر بود؟
قربانت گردم بفرما من زرنگ تشریف داشتم خودمو واسه روزهای ریاست اون پشت موشتا قائم میکردیم آخر خدا نکرده ما جزو ذخأیر این کشور هستیم. اینو ما میفهمیم ولی لطفا اگر دسترسی به ایشون دارید بفرمایید "شوخی میفرمائید، مهندس جان ریاست اون هم در ایران امروز به خدا حتی ارزش دروغ گفتن را هم ندارد".
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مشکل چیز دیگری است و این که اشتباهات و نیز سکوت ماست که وضع موجود را رقم زده است و اگر در گذشته حضور داشتیم و کار مفیدی انجام می دادیم امروز با چنین وضعی مواجه نبودیم و اگر در گذشته فعال بودیم و باز هم چنین وضعی رخ می داد پس باید گفت حضور کنونی هم موثر نخواهد بود.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۳۲ قֽظֽ | Reply
میثم :
جناب آقای عبدی
دولت به شدت در حال پخش پوله،خیلی هم در جلب نظر مردم ساده دل موفق بوده،برنامه تان چیست؟مردمی که این چیزها را هم میفهمند و می بینند دارند مایوس می شوند،
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۰۵ قֽظֽ | Reply
امیر :
سلام
فکر نمی کنید که در انتخابات آیند یک روحانی رای کمتری از یک غیر روحانی در شرایط مساوی بیاورد؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این به مردم مربوط است اگر هم چنین شد اشکالی ندارد.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۱۷ بֽظֽ | Reply
farshad :
aghaye abdi...tarhe aghaye karoobi dar bareye gereftane maliat az nahadhaye eghtesadye zire nazare rahbari va az faaliate eghtesadye hozehaye elmieh chist? aya ba maaf boodane in nahadhaye eghtesadi az maliat movafeghand? eradatmand...farshad
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برنامه اقتصادی بزودی اعلان می شود.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۰۲ قֽظֽ | Reply
احسان :
من هم موافقم که خود آقای کروبی مشکل اصلی جذب رای است. یعنی مردم دور و بری های ایشان را مثل کرباسچی و شما را قبول دارند و خوب حرفهایشان هم که خیلی خوب است. شاید رویایی است مثل نیاز به اصلاح قانون اساسی و غیره. ولی آخر شما چطور انتظار دارید ما آن قضیه حکم حکومتی و عدم همراهیشان با نماینده های متحصن مجلس ششم را به دست فراموشی بسپریم؟ آخه از روی این موضوع نگذرید آقای عبدی! این کارهای ایشان قابل پاک شدن نیست. من خودم واقعا برای اولین بار دچار یک جور کلافگی شده ام. یعنی عقلا باید به آقای کروبی رای داد ولی دستم نمی چرخد که اسم ایشان را بنویسم. یعنی احساس می کنم دارم خیانت می کنم که اسم ایشان را بنویسم. حداقل «احساس» میکنم، اگر هم نتوانم دلیل عقلی بیاورم. خودتان می دانید که روحانی بودن ایشان هم کمکی نمی کند.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
درباره آن موارد در کامنتهای دیگر همین پست یا پست دیگری توضیح داده ام.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۴۲ بֽظֽ | Reply
فاخته :
سحام نیوز:علی نکویی رئیس ستاد میرحسین موسوی در استان اصفهان با اشاره به بی اخلاقی برخی از حامیان میرحسین، در مراسم سخنرانی مهدی کروبی، در دانشگاه آزاد نجف آباد اصفهان گفت: این افراد حامیان آقای موسوی نیستند و ایشان به چنین رفتارهایی اعتقاد ندارند. من هم بابت این رفتار عذرخواهی می کنم.
وی افزود: بارها از طریق ستاد آقای موسوی در اصفهان به هوادارانمان تذکر داده ایم که هیچ اهانتی به دیگر کاندیداها نشود و بنابراین در این باره قبلا موضع گیری کرده ایم. وی خاطرنشان ساخت: به هرحال جوانان اشتباه می کنند. هفته گذشته عکس این ماجرا در دانشگاه صنعتی اصفهان رخ داد و هنگامی که آقای آرمین به نمایندگی از ستاد موسوی، سخنرانی می کرد، یکی از طرفداران آقای کروبی با ایشان اهانت آمیز صحبت کرد که ما در این باره به آقای اللهیاری رئیس ستاد کروبی در اصفهان تذکر دادیم و ایشان اقدامات لازم را انجام دادند.
وی تاکید کرد: من در قبال این رفتار از آقای کروبی، کرباسچی و اللهیاری عذرخواهی کردم و حتی گفتم اسامی این افراد را اگر دارید به ما بدهید تا به آنها تذکر بدهیم.
==============
یاری: رییس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در استان اصفهان از نحوه خبررسانی سایت رسمی حزب اعتماد ملی اظهار تاسف کرد و گفت:«حامیان مهندس موسوی با احترام نسبت به آقای کروبی برخورد کرده و اتفاقات آن جلسه به هیچ وجه از سوی حامیان مهندس موسوی نبوده است.»
سید علی نکویی در گفتگو با یاران باران، اظهار داشت:«سایت سحام نیوز خبری به نقل از اینجانب منتشر کرده که در این خبر اشاره به اغتشاشگری حامیان مهندس موسوی در دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد شده است که این عبارت اصلاً درست نیست و من در آن مصاحبه از این لفظ به هیچ وجه استفاده نکردهام.»
وی افزود:«من اتفاقات آن جلسه را بررسی کردم و مطمئن شدم نظری که داشتم صحیح بوده و از دوستان در سایت خبری سحام نیوز و روزنامه اعتماد ملی میخواهم که ارزش قلمشان را بدانند.»
رییس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در استان اصفهان تصریح کرد:«از اطرافیان آقای کروبی تقاضا داریم به آقای کروبی اطلاعات صحیح بدهند تا ایشان با نگرانی اصفهان را ترک نکنند.»
نکویی خاطر نشان کرد:«ما به آقای کروبی ارادت ویژهای داریم و هیچ گونه توهینی را به ایشان بر نمیتابیم و دستور ستاد موسوی رعایت اصول و مسائل اخلاقی است و در فضای رقابتی مهندس موسوی اقدام غیراخلاقی وجود ندارد.»
====================
آقای عبدی!
این تخریب نیست؟
دوستان شما در اعتماد ملی چه هدفی را دنبال می کنند؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست محترم شما چرا حرف آن طرف را قبول کرده ای؟ امروز آقای کرباسچی شخصا به من گفت که فلانی از دست طرفدارانش خیلی ناراحت بود و عذر خواهی کرد و آقای کروبی هم که نقل کرد همین نکته را می گفت که مرتب شعار می دادند و عکس مویوی را بالا گرفته بودند و اجازه سخنرانی نمی دادند و دوستان تهران هم در ستاد آقای موسوی خیلی از این رفتار ناراحت بودند. آقای کروبی صریحا گفته هیچ طرفداری حق ندارد عکس وی را برداشته و در جلسه نامزد دیگر شرکت کند خوب است آقای موسوی هم رسما این را اعلان کند.
۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۲۵ قֽظֽ | Reply
:
سلام آقاي عبدي
تيمي كه الان از آقاي كروبي حمايت مي كنند واقعا از همه لحاظ تيم قدرتمندي هست شنا ، اقايان كرباسچي، نيلي و...
اما به نظرم سه تا نكته مهم براي تبليغات تلويزيوني هست :
1- براي برنامه هاي مناظره اي كه از طرف نامزدها نماينده اي حاضر ميشه، خيلي بايد توي انتخاب نماينده دقت كنيد، دور قبل انتخابات درمرحله دوم نماينده هاي اقاي هاشمي به طرز افتضاحي از ايشون دفاع كردند و مصداق اين حرف دكتر شريعتي شدند كه "اگر خواستي چيزي رو خراب كني ازش بد دفاع كن!"، هم شما و هم ستاد آقاي موسوي بايد دقت كنند علي خصوص اينكه احمدي نژاد نماينده هايي رو. مي فرسته كه در عمل اصلا ربطي به تفكرش ندارند مثل كلهر
2- الان يك بحث داغ بحث مناظره تلويزيوني است ، از شما استدعا دارم جلوي مناظره احتمالي آقاي كروبي و آقاي موسوي رو حتما بگيريد چون كه فقط يك جور خودزني محض محسوب ميشه، حتي به نظر من با توجه به اينكه احمدي نژاد استاد دادن آمارهاي غير مستند و دروغ گويي جلوي دوربين تلويزيون هست، به نظر حتي مناظره موسوي هم با احمدي نژاد كمي ريسكش بالاست چون آقاي موسوي صراحت لهجه و جسارت آقاي كروبي رو نداره ، به علاوه شما و دوستانتان پيش بيني تمام اطلاعات لازم در مناظره رو (اقتصادي ، فرهنگي و سياست خارجيو...) رو بكنيد و آقاي كروبي رو با آمادگي 100درصد به مناظره بفرستيد
3- تبليغات تلويزيوني (مناظره و مخصوصا فيلم انتخاباتي) خيلي بيش از انچه فكرش را بكنيد موثره بنابراين در ستاد خيلي روي اين قضيه دقت كنيد
اين نكات و هر نكته ديگري را اگر لازم بود علاوه بر ستادخودتان به ستاد موسوي هم گوشزد كنيد تا ان شاء الله آقاي موسوي و كروبي به دور دوم راه پيدا كنند اين قضيه يك رويا نيست باور كنيد
آن وقت با خيال راحت در دور دوم بين آقاي موسوي و كروبي مناظره هم برگزار كنيد!
با احترام و آرزوي موفقيت
۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۲۶ قֽظֽ | Reply
farshad :
aghaye abdi...be korsi neshandane nazarat ba zoor yek moshkele farhangye iran ast...vali bishtare nirooha hokomat ra moghaser midanand keh ba zoor ba mardoom raftar mikonad vali an roye sekeh ra nemibinand keh aghshare mokhtalef ham entezar darand hokoomat motie anha bashad vaella ya be tazahorat va dargiri miresand ya be moghavemate manfi keh esmash ra migozarand moghavemate madani....fekr nimikoid keh ba in farhange zoor ra beine nirohaye mokhalefe hokomat ham bayad mobarezeh kard? inha do roye yek sekeh hastand...barnameye farhangye aghaye karoobi chist? farshad
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۴۴ قֽظֽ | Reply
محسن :
سلام .آقاي عبدي . گشتم نبود. مثل اينكه خيلي از محمد قوچاني مي ترسيد كه حاضر نشديد پيام مرا بزاريد. به هر صورت كم كم داره حالم از انتخابات و اصلاح طلبان بهم مي خوره. شورش رو در آوريد. چه راحت عليه همديگه حرف مي زنيد ( مثل پاسخ شما زير پيام محمدحسين ) و بعد هم انتظار احترام و ائتلاف داريد. آقاي عبدي . من خيلي شما رو قبول دارم ولي فكر مي كنم كم كم بايد تو نظرم تجديد نظر كنم . به خصوص با سكوت مبهمتون در خصوص مقاله ي افتضاح و ننگين محمد قوچاني به نام پيغام سروش. به هر حال با اين دعوا ها كه بيشتر هم خواهد شد به قول ابطحي عزيز بايد منتظر قهقهه ي احمدي نژاديون باشيم.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
لطف کنید تاریخ کامنت را بفرمایید تا ببینم چرا منتشر نشده است.
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۱۳ بֽظֽ | Reply
amin :
aghaye abdi...aghaye moosavi dar bayanieh hoghooghe shahrvandi matalebi ra onvan kardeand keh bayad goft: "sange bozorg alamate nazadan ast". Ba in bayanieh ultra chap mosajal shod keh ishan ghasde anjame kari ra nadarand...ta konnon barnamehaye aghaye karoobi va shoma amalitar boodeh ast ...amin
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۵۶ قֽظֽ | Reply
رضا شیران :
[جناب عبدی
واقعا حمایت شما از آقای کروبی برای من غیر قابل درک ست .یک روشنفکر حال چه دینی یاغیر دینی چطور می تواند به یک روحانی معمولی رای دهد که سوابقش در دوره تصدی مناصب و یا در حاشیه مراکز قدرت کاملا روشن است و هیچ حکایتی از داشتن برنامه سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی و اساسا تفکری منسجم و مرتب ندارد.مراد جناب سروش از مرد عمل بودن نیز در مورد آقای کروبی بکلی نامفهوم است چرا که ما عمل ایشان را در دوره های قبلی دیدیم و با کمال تاسف نه از مردانگی خبری بود و نه از عمل.(وضعیت بنیاد شهید و ریاست مجلس و .....)
بقول حافظ:
چه شکرهاست در این شهر که قانع شده اند
شاهبازان طریقت به مقام مگسی؟
یا بگفته مولانا:
چونکه زاغان خیمه بر گلشن زدند
بلبلان خامش شدند و تن زدند
اگر از باب قحط الرجال است که خب اساسا نباید رای بدهید و اگر از باب اعلمیت سیاسی است که الحق جناب موسوی از اقای کروبی سر تر است.اگر از باب اختلاف نظر با موسوی است این امر نمی تواند دلیلی برای رای دادن به فردی در پایه و مایه کروبی باشد بلکه صرفا به رای ندادن به موسوی منجر می شود و بس که منافاتی با مفهوم روشنفکری و روشنگری شما و دوستانتان بویژه جناب سروش ندارد .اگر وعده و وعیدهای انتخاباتی آقای کروبی به شما مطرح است که خب اینهم با اساس تعهد روشنفکری در دفاع بی غرضانه از مفاهیم درست و مصادیق آن نمی خواند.شما بفرمائید تناسبتان با کروبی در چیست تا بلکه ما هم شیرفهم شویم و از این حالت سردرگمی در درک روشنفکران دینی بدر آئیم که نمیدانیم بر چه اساسی بناگهان همانند یک فرد دهاتی بی اطلاع در امر سیاست به چنین کاندیدی رای می دهد که شعار انتخاباتیش برای نسل جوان در دوره قبل صرفا دادن 50 هزار تومان پول بود.اگر قرار باشد روشنفکری دینی یا غیر دینی دست آخر به اینجا منتهی شود پس دیگر چه فایده بر تحصیل و تدقیق و بررسی بار می شود؟
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
آیا شماهم بر قول حافظ رفته اید که:
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
و بنابر این باید از مردم نادان حمایت کنید؟
نه سن و سال و نه تحصیلات و نه معرفت و دانش و نه سابقه آقای کروبی در حدی نیست که بتوان چنین باری را بر دوش ایشان نهاد و انتظار بمقصد رسیدن آنرا داشت.اگر بمقام مشاوره دادن و رهنمود دهی امید دارید باید بدانید که انعطاف پذیری جناب کروبی در مسائل از حد بخشش یک روحانی و یا حداکثر بذل و بخشش و اغماض اخلاقی فراتر نخواهد رفت و کابوسی وحشتناک در انتظار مردم ایران خواهد بود که ملغمه ای از
قشری گری عامیانه + نبود برنامه مدون +روشنفکری نیمبند + هیئتی عمل کردن امور سیاسی +.......
می باشد
بهترین گزینه برای روشنفکران دینی در صورت عدم رضایت از وضع موجود رای ندادن و اعلام آن با صدای بلند می باشد و در غیر اینصورت روشنفکر بودن آنها و صداقت و بی طمعی این قشر بشدت زیر سئوال می رود.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جناب آقا رضا!
مشکل این است که شما باید ابتدا دلائل مفصل مرا در این سیاست بخوانید سپس هر جایش را قبول ندارید نقد کنید و الا این که نی گویید کار مرا نمی فهمید چاره مشکل نیست. این یادداشتهای من و این هم نقدهای شما که در ادامه خواهید نمود.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۰۴ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1152