آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸
مطالبات ملي و مطالبات منطقهاي
انتخابات مجلس ايران به علت حزبي نبودن جامعه سیاسی آن، معمولاً به طرح مطالبات منطقهاي و حتي بسيار كوچكتر از سطح مطالبات استاني در سطح شهرستان محدود ميشود و اين مطالبات هم كمابيش سطحی یا تنشزا هستند. ضمن اينكه هر نماينده يك نفر از 300 نفري مجلس است كه به صفت فردي واجد قدرت لازم براي به اجرا در آوردن مطالبات اعلان شده از سوي خود نيست و برای تحقق آن مجبور است که در مجلس به توافقات پنهانی با سایر نمایندگان جهت پشتیبانی از طرح ها و مطالبات یکدیگر بپردازند، اما انتخابات رياست جمهوري در جهت عكس این وضع قرار دارد و فقط زمينهاي است براي طرح مطالبات ملي و كلان. در نتيجه طرح مطالبات مهم و ضروري منطقهاي مثل منطقه آذربايجان، مناطق شمالي، زاگرس، خوزستان، كردستان، بلوچستان و مناطق جنوبي و غيره در هيچ يك از دو انتخابات فراهم نميشود در حالي كه اهميت مطالبات منطقهاي كمتر از مطالبات ملي نيست و ارتباط اين دو نوع مطالبات است كه به انتخابات معناي قابل قبولي ميدهد.
چرا در ايران مطالبات منطقهاي مهم است؟ دو دليل عمده در ضرورت طرح مطالبات منطقهاي وجود دارد. اول اينكه ميان مناطق كشور از هر حيث تفاوتهاي جدي وجود دارد و اين تفاوتها طبعاً موجب طرح نيازها و مطالبات متفاوت هم خواهد بود. تفاوت از حيث زبان، مذهب، قوميت، وضعيت جغرافيايي و آب و هوایی و از همه مهمتر نابرابريهاي سطح توسعه اقتصادي و اجتماعي، موجب ميشود كه نيازها و اولويتهاي مناطق مختلف كشور تا حدي متفاوت باشد. در ايران ميان وضعيت منطقه آذربايجان با مناطق مركزي تفاوت زياد است، ميان مناطق شمالي و جنوبي، ميان خوزستان و خراسان گوناگونيهاي زيادي هست و وضعیت شاخص توسعه انساني در مناطق مختلف كشور معرف آن است كه برخي مناطق مثل استان تهران و استان قم داراي شاخص توسعه انساني بالاي 8/0 هستند كه معادل كشورهاي توسعهيافته است، اما برخي مناطق مثل بلوچستان و كردستان داراي شاخص توسعه انساني پايين و متوسط هستند كه نزديك به رقم 6/0 است.
دلیل دوم این که نظام اداري و مديريتی كشور بسيار تمركزگراست و كمتر استقلالي را براي مناطق ميگذارد. برخلاف كشورهاي پيشرفته يا حتي كشورهايي مثل پاكستان و هند كه نوعي فدراليسم را در آن شاهديم و مناطق ميتوانند مطالبات منطقهاي خود را از خلال انتخابات منطقهاي پيگيري كنند، در ايران همه امور و سیاست ها به دولت مركزي ختم ميشود.
بنابراين به علت تفاوتهاي شديد ميان مناطق، مطالبات منطقهاي آنها متمايز از هم هست، همچنین به علت فقدان اختيارات و انتخابات منطقهاي، محل طرح اين مطالبات نيز در انتخابات ملي و رياست جمهوري خواهد بود و جای دیگری برای بیان آنها وجود نخواهد داشت.
البته روشن است كه همه اين مناطق در ذيل واحدي ملي به نام ايران با هم زندگي ميكنند كه در كنار وجود مطالبات منطقهاي، داراي مطالبات ملي نيز هستند، و بدون طرح شعارها و مطالبات ملي، مطالبات منطقهاي نيز واجد معناي روشن نخواهد بود، اما عكس اين هم درست است و بدون طرح مطالبات منطقهاي، مطالبات ملي، واجد ارزش عيني و ملموس نخواهد بود.
ايران متشكل از اجزا و مناطق متعدد است، بنابراين ناديده انگاشتن مطالبات خاص اين مناطق با توجيه اولويت مطالبات ملي، چيزي جز ناديده انگاشتن اجزاي يك كل نيست و هنگامي كه اجزا ناديده گرفته شوند، چيزي به نام كل هم وجود نخواهد داشت. اين همان دعواي تقدم فرد بر جامعه يا برعكس است. جامعه متشكل از افراد است و بدون افراد چيزي نيست، اما در عين حال فرد هم در غياب جامعه واجد فرديت و حتي مطالبه يا توانی برای رفع نيازي نخواهد بود. به همين دليل اولويت دادن يكي بر ديگري، سوالي انحرافي است، همچنان كه اولويت دادن مطالبات ملي بر مطالبات منطقهاي يا برعكس، سياستي غلط است، اين دو مطالبات مكمل و متمم يكديگرند و در اين انتخابات نيز همراه با طرح شعارهاي ملي، بايد مطالبات منطقهاي متناسب با فرهنگ، و دين و زبان و سطح اقتصادي نيز مطرح گردد و ارتباط صحيح دادن ميان اين دو نوع شعارها یعنی مطالبات منطقهاي و ملي، موضوعي است كه ستادهاي تبليغاتي نامزدها بايد مورد توجه جدي قرار دهند.

:
به نظر شما آیا پیشنهاد ایالتی اداره شدن ایران می تواند کار گشای بعضی مسائل باشد؟
اصولا شما در مورد اداره کشور کدام سیستم در حال اجرا در جهان را می پسندید؟ آیا تجزیه استانی ما قابل اصلاح است یا این سیستم در حال اجرا می تواند مفید باشد؟
تشکر-از خوانندگان همیشگی شما
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ایالتی شدن ممکن است معنای ناخوشایندای را برای برخی تداعی کند اما یقین دارم که حکومت متمرکز جز بدبختی ثمر دیگری نخواهد داشت. باید به مشارکت جویی افراد احترام گذاشت و این امر به مناطق مختلف هم تسری می یابد
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۱۲ قֽظֽ | Reply
محمد حسین :
به نظر من یکی از عوامل تمهید کنندهء شکست اصلاحات، اجرای پایلوت نشده و شتابزدهء قانون شوراهای شهر و روستا بود.
اما یک واقعیت مهمتر از آن پرداختن به فدرالیسم است.
نمی دانم آیا مطالعه ای در این زمینه صورت گرفته یا نه اما گمان می کنم شاخصهای توسعه در مراکز استانها با مسافت آن مرکز از پایتخت(به طور کلی) نسبت عکس داشته باشد! حتی اگر دقیقتر بخواهیم به آن بپردازیم ، شاخصهایی مثل داشتن میزان متراژاوتوبان تا تهران،هزینهء مکالمات تلفنی به پایتخت، تعداد پروازهای هواپیمایی و داشتن خط آهن و تعداد قطار،میزان زمان رسیدن اولین روزنامهء صبح به آن شهر و شاخصهایی از این دست ، مهم محسوب می شوند.
آیا رییس جمهوری پیدا می شود تا قول فدرالیسم بدهد، در عین حال که تجربهء تلخ انتخابات شوراها را هم پیش روی خود دارد؟ آیا جغرافیای ایران، میزان بارندگی و خشکسالیها، مالکیت زمین،اقتصاد نفتی، پیشینهء نظام ساتراپی هخامنشی ، استبداد دیرینه ، تجارب قرن نوزدهم و قدرت بالای قومیتهایی مانند عشایر در نظام سیاسی آن دورهء ایران و غیره و غیره موانع فدرالیسم محسوب نمی گردد؟
گمان می کنم رییس جمهوری که بخواهد قول فدرالیسم بدهد هر کس که باشد آقای کروبی نخواهد بود چه اینکه او بعید است بتواند همزمان با گذار از نفت دولتی به نفت ملی ، فدرالیسم را هم به پیش ببرد و دستکم در این دوره مطلقآ چنین کسی وجود نخواهد داشت( پس وقتی عرض می شود آقای کروبی نمی تواند یعنی هیچکس دیگر هم نمی تواند) .علیهذا بنده متوجه این مطلب ددر یادداشت شما نشدم که یک دولت چگونه می تواند مطالبات منطقه ای را جدی بگیرد؟ آقای احمدی نژاد معتقد است با دو دور سفر به استانها رکورد تاریخی زده است اما به احتمال قوی، منظور جنابعالی چنین چیزی نیست و از طرفی احتمالآ فدرالیسم هم نباشد پس چیست؟
.....................................
یک مثال از مطالبات منطقه ای و سرنوشت عجیب و غریب آن
در جریان تقسیم استان خراسان خود از نزدیک شاهد بودم که حدود 17 شهرستان مدعی بودند که باید مرکز استان شوند و در تعدادی از آنها شورشهایی هم رخ داد و استانداران اصلاح طلب دولت خاتمی در برخی موارد چاره ای نمی دیدند جز کنترل با استفاده از قوهء قهریه-که بهتر است بسیاری از آنها را ناگفته بگذارم-و برخی ازباقیماندهء شهرستانهایی هم که مدعی نبودند خود در درونشان اختلافات بین شهری داشتند.
هر کدام با استفاده از گروههای نفوذ نظیر مقامات کشوری،لشگری،مذهبی،سیاسی هر روز نقشهء استان را از این ور به آن ور جابجا می کردند با دلایلی چون خواستهء مردم، تظاهرات مردم، تومارهای مردم.
خراسان به سه استان تقسیم شد و دعوای مرکز استان شدن خوابید و دعواهای شهرستان شدن دوباره با همان مدل قبل شعله ور شد...
یک نمونهء جالب:
در همان استان خراسان یک شهرستان-بهتر است بگویم شهرستانک- با جمعیت 65 هزار نفر تاسیس شد (گمان می کنم حداقل جمعیت باید 150 هزار نفر باشد و در مناطق کویری چند هزارنفری کمتراما دیگر نه اینهمه) و تمام سازمانهای یک شهرستان با نیروی تقریبآ کامل به تدریج در آنجا مستقر شد، اما قضیه در همین جا خاتمه نیافت ! شنیدم در دورهء وزارت آقای کردان و در سال نو آوری و شکوفایی در اقدامی مردمدارانه و هوشمندانه(!!!) ، همین شهرستانک به دو شهرستان تقسیم گردید-نام جدید را شما پیشنهاد کنید آیا شهرستانکچه خوب است؟-
و ظاهرآ مقرر گردید از ابتدای سال جاری سازمانهای یک شهرستان جدید به تدریج و احتمالآ با تعداد نیروی کافی و تجهیزات و ساختمانها در این شهرستان جدید التاسیس، تاسیس شود با وجودیکه فاصلهء مراکز این دو شهرستان از هم 5 کیلومتر بیشتر نیست!
اینهم لابد نشانهء صرفه جویی در سال صرفه جویی است !
در مجاورت این دو نیمه شهرستانک، دو منطقه حفاظت شدهء معروف حیات وحش کشور وجود دارد که هر دو از تعداد نیروی ناکافی محیط بانی به شدت رنج می برند و هر روز تعدادی از حیوانات کمیاب وحش با سرب داغ شکارچیان طماع به خاک و خون می غلطند!
اینهم جای تعجب ندارد چون این حیوانات مظلوم و زبان بسته نمی توانند در سفرهای استانی خود را به مقامات برسانند و نامه هایشان را تحویل بدهند و بخواهند شکاربان بیشتری برایشان بگذارند! با این وجود یک آدمیزاد(که خودش برایم تعریف می کرد)،به یکی از مقامات منطقه ای می گوید: نسل فلان گونهء نادرآسیایی در حال انقراض است، فکری بکن! آن مقام به این مضمون جواب می دهد: مرد حسابی مردم نان ندارند بخورند تو می خواهی من نسل یک حیوان را نجات دهم؟
این حرف مربوط به زمانی است که نفت 140 دلار بود. بنابراین لابد آن مقام محترم خدمتگزار و مهرورز(که ظاهرآ جابجا شده) اگر الان در آنجا می بود با نفت 45 دلاری می فرمود آیا بهتر نیست به جای شکارچیان خودمان برویم و آن حیوانات را شکار کنیم تا با سیب زمینی فرد اعلای مجانی، آبگوشت بزباشی درست کرده ، دم انتخابات سر سفرهء خالی مردم بگذاریم، الخاص اگر از پول نفت نیامده و سفرهء خالی پرسیدند!
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر مطالبات منطقه ای مطرح شود محور اصلی آن خلاص شدن از سفرهای استانی هر دولتمداری است باید امور خود را در حدود استان و منطقه خودشان حل و فصل کنند.
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۴۱ قֽظֽ | Reply
امید :
و اجازه دهید من نیز مطالبه دیگری به مطالبات شما اضافه کنم و آن ، مطالبه ی بین المللی و جهانی است. ما درست است که در ایران زندگی میکنیم ولی این ایران در یک کشتی بزرگتر بنام زمین قرار دارد و ایران نمی تواند به دنیا بگوید کسی نباید به کار من کاری داشته باشد که چگونه انتخابات برگزار میکنم ... چگونه کودکان را اعدام میکنم .... چگونه ..... من میخواهم زیر پای خود را در این کشتی سوراخ کنم و به کسی هم مربوط نیست که اعتراضی کند .
همانطوریکه بهتر از من میدانید ، امروز دنیا به سرعت در حال تغییر است .... و من الجمله تکتولوژی و ارتباطات چهره ی دنیا را عوض کرده و طبیعست که دیگر مردمان دنیا هم، از ما انتظاراتی را دارند . انتظار دارند .... مثلا مشکل هم جنس گرایان ایرانی ، بر دوش مردم و جامعه ی آنان انداخته نشود. انتظار دارند ایران محیطی برای مردمش فراهم کند که موج بیش از حد مهاجران ایرانی ، اوضاع داخلی آنان را به هم نریزد .... انتظار دارند اگر عملیات انتحاری برای همسایه خوب است برای خودش هم خوب باشد .... و بد نیست که ستادهای تبلیغاتی نامزدها گوشه ی چشمی هم به مطالبات بین المللی بیاندازند و اینگونه مطالبات جهانی را نیز در تبلیغات خود در نظر بگیرند و نسبت به آن حساس باشند چون اجرای مطالبات ملي و كلان وقتی امکان پذیر است که هماهنگ با ارکستر سمفونی افکار عمومی دنیا باشد.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اینها در ذیل مطالبات ملی است.
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۵ بֽظֽ | Reply
پوریا :
با سلام
جناب عبدی فکر نمی کنید این روزها مطالباتی که از ناحیه اردوگاه کروبی مطرح میشود برخلاف ایده شما در سطح جامعه بیشتر از منظر رای آوری به ان نگاه میکنند .معمولا با کسانی که مسائل را دنبال میکنند وقتی که صحبت میکنیم میگویند که این شعارها از ناحیه آقای عبدی ، باقی وقوچانی واینها به ستاد کروبی پیشنهاد میشود وهم اینها و هم خود آقای کروبی میدانند که عمل به این مطالبت خیلی مشکل است ولی کروبی وستادش بیشتر قصد جذب اراء خامش وطیفهائی مانند دانشجویان را دارند وبرعکس حرفهای آقای موسوی قبل ازاینکه رای اوری آنها مطرح باشد امکان تحقق انها با توجه به قدرت ووظایف دولت وبا حداقل تنش با ساخت کلان نظام بیشتر فراهم است .مثلا بحث جلوگیری از اعدام کودکان حتی اگر رهبر انقلاب وقوه قضائیه هم مایل به اجرای ان باشند اما باید فقها وحوزه علمیه را هم راضی به این کار کرد.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
همه موارد برای رای آوری است . اما درک موجود از اجرایی شدن را باید درست کرد. مگر همین الان در باره اعدام زیر 18 ساله ها اقدام به اصلاح نکرده اند؟ یا مگر ارث تغییر نکرده است؟ اینها به دلیل فعالیت نیروهای مختلف است که همراهی یک رییس جمهور فشار بیشتری را برای تحول ایجاد می کند. بعلاوه برداشتن گشت ارشاد حرف عملی تری بود که اصلا در اختیار رییس جمهور نیست یا این گفنه که من بیایم گشت ارشاد می رود؟ اتفاقا همه موارد بیانه آقای کروبی به لحاظ اجرایی معین هستند که کدامها برای اجراست و کدامها گرایش را نشان می دهد و اتفاقا در بیانه هم روشن کرده که گرایش دارد . شما اگر یک مورد ( فقط یک مورد ) در سه بیانیه آقای کروبی موردی را پیدا کردید که حرفی زده شده باشد که قول اجرا داده باشد اما در اختیارش نباشد من همه حرفهای شما را می پذیرم اما آقای موسوی حداقل در مورد گشت ارشاد چیزی را گفتند که در حوزه اختیار رییس جمهور نیست.
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۱۶ بֽظֽ | Reply
مهرگان :
دانشجويي پرسيد: آيا شما به اين جمله حضرت امام(ره) كه حفظ نظام از اوجب واجبات است اعتقاد داريد؟ اگر حفظ نظام اقتضا كند كه اين جمعيت را يكجا بازداشت كنيد آيا اين كار را خواهيد كرد؟
كروبي پاسخ داد: اگر نظام با اين جمع به خطر افتاده باشد بلي. اما نميتوان گفت كه همه اين جمعيت برانداز نظام است. اگر چنانچه نظامي كه اين همه خون داده در خطر باشد و عدهاي برانداز بخواهند نظام را به زمين بزنند، بايد جلوي آن را گرفت اما گاهي ما تنگنظري و انحصارطلبي ميكنيم؛ همچنانكه اين مساله را در برخي پروندهها و احكام ميبينيد.
....
من عادت نداشتم مطالبي خلاف سر خط نوشتار بنويسم ولي خوب فصل انتخابات است .
به اين پرسش و پاسخ خوب دقت كنيد آقاي كروبي هرچند مرد شجايي است اما اين براي حمايت از او كافي نيست او جمله امام را كه حفظ اسلام از اوجب واجبات است را همان حفظ نظام موجود تفسير كرده و مفهوم كلام امام را مطابق نظر قدرت طلبان بسط داده و اين طرز فكر خطرناكي است .
اگر حضرت امير (ع) چنين فتوايي داشت چند صباحي با معاويه ميساخت چون حفظ نظام براي او مهمتر بود ولي حفظ اسلام به معناي اين است كه در حكومت اسلامي حتي به مورچهاي ظلم نشود نه اينكه اگر حفظ نظام به اين باشد كه همه شما را بازداشت كنم اين كار را ميكنم
به هر حال آقاي كروبي نشان داده كه مهار شجاعت ايشان كار سادهآي است
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من هم با گزاره حفظ نظام واجب است موافقم اما به دلیل همین موافقت با بخش مهمی از کارهای جاری مخالفم چون آنها را تیشه به ریشه نظام می دانم و نظام یعنی قانون و قانون برآمده از مردم. اما سوال هم نباید شاذ باشد و تعلیق به محال. من اگر جای آقای کروبی بودم می گفتم این چه پرسشی است؟ نظامی که بخواهد با دستگیری همه دانشجویانش سر پا بایستد از دو حال خارج نیست یا نظام به انحراف دچار شده که من از این نظام دفاع نمی کنم از نظام سالم دفاع می کنم یا دانشجویان به انحراف رفته اند که این نظامی هم که نتواند بهترین قشرش را از انحراف نجات دهد همان بهتر که خودش کنار برود.
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۴۰ بֽظֽ | Reply
امید - 2 :
حرف شما درست ولی فکر نمیکنید(غیر از طرح مطالبات مهم و ضروري منطقهاي مثل منطقه آذربايجان، مناطق شمالي، زاگرس، خوزستان، كردستان، بلوچستان و مناطق جنوبي و غيره که بنا به گفته ی شما در هيچ يك از دو انتخابات فراهم نشده و نميشود) آنچه مهم است ارایه طرح اجرایی یِ برآورده کردن اینگونه مطالبات باشد؟
فکر نمی کنید غیر از طرح مطالبات - چه منطقهاي چه مطالبات ملي - این امید به حل مشکلات است كه به انتخابات معناي قابل قبولي ميدهد؟
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۵۳ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
بحث بسیار بسیار کلان، فربه، سخت، ظریف، حساس و...تیغ دو دمی است موضوع مقالۀ در این جای عباس عبدی! ومعمولاً بسیار مناقشه ای ومجادله ای حتی. البته بیشتر در جایی که می خواهیم راجع به قومیت های مختلف ومتکثر در واحد ملی وحدومرز حقوق ویژۀ آنان صحبت کنیم تا سیاستمداران تصمیم بگیرند. ولی چون ناگزیر را گریزی نیست من هم چند نکته را یادداشت می کنم تا علاوه بر تمرین خودم از جوانان عزیز میهنم- در رأس ومقدم بر همه دانشجویان محترم- مثل همیشه- اتتظار داشته باشم که با یک نگاه میانی به این مورد خاص سعی درتلطیف قضیه داشته باشند. انشاءالله...
1- واقعیت بیرونی تجربۀ بشری تاکنون-حتی در مدرن ترین وپیشرفته ترین کشور های امروزجهان در کرۀ زمین- نشان می دهد که هیچ کدام از" هویت های فرهنگی" ثانوی بشر نتوانسته است هویت ماقبل خودش را نه تنها مغلوب بلکه حتی از رتبۀ تأثیر گذاری نیز فرو بکاهد. بعبارت روشن تر؛ انسان هنوز هم اولویتهای فرهنگ ساز خودش که در این بخش عبارتند از" من، خانواده، قبیله، ایل، قوم، مذهب وملیت" با همان رتبه بندی شکل گیری آنها از بدو خلقت رو به جلو وتاکنون را حفظ کرده وحتی به آن متعصب مانده است.
2- این نکتۀ بسیار با اهمیتی است برای ما که توجه کنیم با هیچ رگ گردن بیرون دادنی وجیغ وبیداد کردنی حتی؛ خانواده نمی تواند جای من را؛ قبیله جای خانواده را؛ ایل جای قبیله را؛ قوم جای ایل را؛ مذهب جای قوم را؛ وبالاخره ناسیونالیسم جای مذهب را بگیرد یا حداقل از سکه بیاندازد- معلوم است که قاعده را می گویم- این واقعیت چنان بدیهی است که خود واقعیت! ولذا هر مثالی زیره به کرمان بردن است گویا: کردهای ما- سلام به شوهر خواهرم- چرا اکثریت به مذهب تسنن باقی مانده اند؛ به این دلیل که قوم کرد درامپراطوری عثمانی پر تعداد تر از امپراطوری ایرانی بوده اند. کردهای عراقی چرا با شیعه ها مؤتلفند در مقابل هم مذهبان سنی خویش؛ زیرا منفعت قومی خود را مقدم دانسته اند به همبستگی مذهبی خویش...وبرو به بالکان وقلب اروپا تا حتی بلژیک!
3- اما- واین اما نیز خیلی مهم است- باید کمک کنیم که این هژمونی خود تیکه پاره کنی" ناشی از اصرار به حفظ این اولویت متعصب" را در یک عقلانیت با بیشترین سود برای خود -ونه حتی بشریت واینجور کلیشه های نشدنی وبه همین دلیل مهوع- میانه رو کنیم. فکرش را بکنیم که اگر آن هیجان استقلال خواهی بعداز فروپاشی اردوی کمونیسم جهانی می شد وحد یقفی نمی شناخت ودنیا عوض دویست واندی کشور فعلی مثلاً به 500 یا هزار کشور قومی تقسیم می شد! آیا به بهزیستی نوع انسان درواحد جدید چه کمک قابل استنادی شده! وتازه به قیمت جان وزندگی چه تعداد انسان! انسانی که به دنیا آمده تازندگی کند نه اینکه بمیرد قبل از مرگ.
4- در رابطه با وطن عزیزمان ایران اما باید ما درجامعۀ مدنی مروج"خواستن زیست بهتروسرخوشانه تر" باشیم بدون اصرار بر تعصب حق ویژۀ قومی ومذهبی حاکمیت جدا. وحاکمان بدانند که باید در تلاش برای عدم تبعیض در توزیع منابع کمیاب لذت جدی باشند والا ملک پایدار نمی ماند. نه واقعاً وعظ دلقکی نمی کنم. اگر قطره قطره ولی پر فشار ومدام بباریم هر صخرۀ جهالتی را هم می توانیم سوراخ کنیم. گیریم که سهم ما فقط سوراخ کردن مغز متحجرین باشد از این همه لذت خدادادی؛ گمان نکنیم کم است. آی کیف دارد؛ از دلقک بپرس! یا...هو
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۶ بֽظֽ | Reply
omid :
بدور از طرح مطالبات منطقه ای و ملی توسط کاندیداها ، آیا خود شما بعنوان کسی که اطراف اقای کروبی پرسه میزنید( اصطلاحی که روزنامه ی پر نفوذ و پر قدرت کیهان به شما نسبت داده ) فکری بحال طرح شکایت از کسانی که به خود شما اتهام میزنند و دفاع از خود کرده اید؟ و یا لااقل برای روزهای پر تنش اینده ، در این زمینه ، دفاع از خود در مقابل اتهامات طرف مقابل ، راهکاری اندیشه اید؟ چون روزنامه کیهان که گفته میشود ارگان دستگاه های سرکوب بشمار میرود شما را علنا اینگونه عامل اسرائیل خوانده :
"سواد (گفت و شنود)
گفت: آقای کروبی یک بیانیه صادر کرده و در آن خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته است: اعدام کودکان را متوقف کنید!
گفتم: این «لاطائلات» را چه کسی در دهان «شیخ اصلاحات»! گذاشته است؟! فقط اسرائیل به ایران اسلامی این تهمت ها را می زند.
گفت: حتما همان پیاده نظام های رژیم صهیونیستی که این روزها اطراف کروبی پرسه می زنند این لاطائلات را نوشته اند!
گفتم: مگر شیخ اصلاحات سواد خواندن و نوشتن ندارد که بیانیه اسرائیل را به نام او صادر نکنند؟!
گفت: چه عرض کنم؟ شاید سواد خواندن دارد ولی سواد نوشتن ندارد! یا نوشتن بلد است و خواندن نمی داند یا هر دو را دارد یا هیچکدام را ندارد! یا...
گفتم: قاضی از متهم پرسید سواد داری؟ جواب داد سواد نوشتن دارم ولی سواد خواندن ندارم! قاضی با تعجب یک تکه کاغذ به او داد و گفت چند جمله بنویس و متهم چند خط کج و کوله کشید و به دست قاضی داد. قاضی با تعجب نگاه کرد و ورقه را دست متهم داده و گفت؛ خودت بخوان ببینم چی نوشته ای؟ و متهم جواب داد؛ آقای قاضی! عرض کردم که من فقط سواد نوشتن دارم، سواد خواندن ندارم! "(پایان نقل قول)
آقای عبدی
طرح مطالبات بجای خود ، 51 میلیون واجد شرایط شرکت در انتخابات شبهه نیست بجای خود ، اقای کروبی یا موسوی در صورت انتخاب شدن بعنوان ریاست جمهور امکان انتخاب وزاری مورد دلخواه خود را توسط مجلس ندارند و بعد از گذشتن از این گلوگاه توسط هجوم مردم به پای صندوقهای رای ، مجبور هستند در آن گلوگاه - برای از هم نپاشیدن مملکت - از پیگیری تحقق شعارهای خود کوتاه آمده و تدارکاتچی بشوند ، بجای خود .....خود شما در این وهله ی سرنوشت ساز انتخابات ، برای ایجاد اعتماد برای پاسداری از حقوق معوق مانده ی مردم ، چگونه می توانید از حق اظهار نظر خود نسبت به یک موضوع ساده و مشخص دفاع کنید؟ و تخریب کننده های خود را به دست عدالت بسپارید؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
امیدوارم طی روزهای آینده پاسخ درخوری به این مطلب داده شود. اما صهیونیسم تا وقتی برخی بی جیره و مواجب مواضع آنان را در جهان تقویت می کنند احتیاجی به استخدام پیاده نظام ندارد.
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۳۳ بֽظֽ | Reply
نقد آقای احمد فعال :
۱- تا آنجا که به خاطر میآورم در نيمههای سال ۱۳۸۷ آقای عبدی در يک مقاله به طور آشکار از آقای کروبی حمايت کردند. اين مقاله در پاسخ و نقد اظهار نظرات آقای آرمين صورت گرفت. آقای آرمين در اظهار نظر خود گفته بودند : "امروز که معلوم شده است جادهای که برای خروج از حاکميت در نظر گرفته شده بود و به گام زدن در آن دعوت میشد و از کنار تابلوی خاتمی عبور میکرد به منزل آقای کروبی ختم میشود، ماهيت آن شعارهای آوانگارد و راديکال و درک و هوش سياسی صاحبان آن شعارها را بهتر میتوان درک کرد۱". آقای عبدی برای رد اين اظهار نظر مدعی بودند که، اگر تا کنون به زير تابلو کسی سينه نزدهام، اما به طور اولی "سر از منزل کسی هم در نمیآورم۲". اين ادعا در حالی انجام گرفت که جلوتر در همان مقاله، آقای عبدی در پاسخ آقای آرمين و رأی اصلاح طلبان به رياست کروبی در مجلس، گفت: "اگر دوستان رأی دادن به رياست آقای کروبی را بر خودشان افتخار و نشانه عقلانيت میدانند، چرا امروز همراهی نسبی با وی را از سوی هر کس ، با طعنه و تمسخر بکار میبرند۳؟". پس از اين اظهار نظر خوانندهای ضمن اشاره به بعضی از خصوصيات آقای کروبی از آقای عبدی توضيح خواستند که چرا به نقد و ردّ سخنان آقای آرمين پرداخته است، در حالی که او به صراحت از آقای کروبی حمايت کرده است؟ اما آقای عبدی در پاسخ به اين خواننده اظهار داشتند که من از آقای کروبی حمايت نکردهام. مجدداً خواننده با اشاره به نوشته آقای عبدی توضيح دادند که شما به اين دليل و آن دليل از آقای کروبی حمايت کردهايد، اما آقای عبدی مجدداً تاکيد کرد که من از آقای کروبی حمايت نکرده و اين برداشت شما غلط است. اما امروز پس از سپری شدن زمان، معلوم شد که نه تنها او سر از منزل کروبی در آورده است و بیجهت بر رأی نادرست خود پافشاری میکرد، بلکه برای نامزدی او نيز بيانيه هم مینويسد. جلوتر اشاره خواهم کرد که چگونه اين بيانيه با مواضع اصلی آقای کروبی منافات دارد.
{عبدی: چه ربطی میان آن رد کردن حمایت از آقای کروبی و مواضع فعلی هست؟ اگر الان برای ایشان بیانه بنویسم به معنای آن است که قبلا هم از ایشان حمایت می کرده ام؟ جل الخالق!! من در آن موقع از ایشان حمایت نکرده بودم و اگر می خواستم چنین کنم همین کاری را که بعدا مردم آن موقع انجام می دادم. از کی تا حالا بیانه دادن سر از خانه در آوردن است؟ حتما باید بیانه کسی را توزیع کنم که سر از خانه درآوردن نباشد؟ }
۲- ابتدا مقدمتاً عرض کنم که آقای عباس عبدی در سالهای اخير مقالات متعددی در نقد انديشه و رفتار اصلاح طلبان به رشته نگارش در آوردهاند. او همواره از موضع يک اصلاح طلب به نقد اصلاح طلبان مبادرت کرده است. نگاه او به اصلاحات در پرتو يک انديشه ساختاری توجيه و تأويل میشود. آقای عبدی در مقالهای به نام "انتخابات و سه نظام" ابتدا تفکيکی ميان دو ساختار حقوقی و ساختار حقيقی به عمل میآورد. تا آنجا که اين نويسنده مطلع است، ساختار حقوقی عبارت از قانون اساسی، ساخت روابط قدرت و از جمله روابط ميان قوای تعريف شده در قانون اساسی است. اما ساختار حقيقی عبارت از، ساخت روابط قدرت در مناسبات واقعی جامعه است، نه لزوماً آنچه که در قانون اساسی وجود دارد. به عبارتی، ساختار حقيقی، نوع تلقی است که حکومت کنندگان میتوانند از قانون اساسی داشته باشند و يا قانون اساسی را به تناسب تفسير خود اجرا میکنند. در اينجا از اشتباه او در میگذريم که تعاريف او از ساخت حقوقی و ساخت حقيقی منطبق بر هم هستند. زيرا ساخت حقوقی برابر با تعريف آقای عبدی "درکی است که افراد و منتقدان وضع موجود از نظام برآمده از قانون اساسی ارايه میکنند۴". و بر خلاف گفته آقای عبدی، اين ساخت حقيقی است که شامل برداشت و درک حکومت کنندگان نسبت به قانون اساسی میشود. تنها زمانی میتوان ساخت حقوقی را همان برداشت و تلقی حکومت کنندگان و منتقدين نسبت به قانون اساسی دانست، که سراسر قانون اساسی از جمله مهمترين اصول و قوانينی که راجع به حقوق جامعه و روابط قدرت میشوند، ابهام آميز باشند. در اين وضعيت، ساخت حقوقی چيزی جز همان ساخت حقيقی نخواهد بود.
اکنون بدون اشاره به درست يا نادرست بودن تعاريف آقای عبدی در باره ساخت حقيقی و حقوقی و عدم اعتنا به اينکه جای ساخت حقوقی و حقيقی وارونه يکديگر تعريف کنيم، مشکل جامعه را از ديد او به مطالعه میگذاريم.
{عبدی: چون قرار نیست در این باره صحبت شود من هم چیزی اضافه نمی کنم چون قضیه روشن است}
به نظر میرسد که او مشکل اصلی جامعه را برداشت و تفسير ناصواب حکومت کنندگان (ساخت روابط حقيقتاً موجود در جامعه) از قانون اساسی میشناسد. متقابلاً او نسبت به نظام حقوقی جامعه، شامل آنچه که روابط قدرت و حقوق جامعه در قانون اساسی میشود (يا همان نظام سياسی موجود) به طور نسبی اعتقاد و التزام دارند. در غير اين صورت (يعنی عدم اعتقاد به نظام سياسی موجود) اصلاحات و اصلاحگری معنای خود را از دست میداد. بدينترتيب او جريان اصلاحات را منوط به اصلاح ساخت حقيقی يا برداشت و تفسير حکومت کنندگان از قانون اساسی و از نظام سياسی میشناسد. پيرو اين نظر مینويسد :"هيچ فرد يا گروهی نمیتواند مردم را برحسب ايده نظام حقوقی خود بسيج کرده و پای صندوق رأی بکشاند، اما در عمل خود را ملتزم به قواعد رفتاری نظام حقيقی نيز بداند". آنطور که نويسنده اين سطور میفهمد، از نظر عبدی هيچکس نمیتواند بدون عدم التزام به ساخت روابط قدرت موجود و حقيقی، مردمی را به سوی بازگشت به اصل قانون اساسی و نظام حقيقی جامعه دعوت کرد. به عبارتی :"هيچ گروهی نمیتواند با طرفداری از نظام حقوقی، راهی را برود که در نهايت چشم اميدش به نظام حقيقی باشد۵". به ديگر سخن از نظر آقای عبدی، طرفداری از جريان اصلاحات زمانی است که دعوت کننده هيج التزام و چشم انتظاری نسبت به نظام حقيقی (يا ساخت روابط قدرت حقيقتاً موجود) نداشته باشد. چگونه است که آقای عبدی معتقدند و مینويسند :"در شرايط حاضر (به اين شرط تأکيد میکنم) توفيق در بسيج مردم جهت شرکت در انتخابات با وعده ايجاد اصلاحات از خلال اعتقاد به نظام حقوقی و در مقابل ورود در انتخابات از موضع التزام به نظام حقيقی و با اتکا به سازوکارهای اين نظام، خيالی بيش نيست۶". چه آنکه به زعم او "حضور انتخاباتی از چنين موضعی (طرفدار نظامی حقوقی بودن اما در عمل ملتزم به نظام حقبقی بودن) و با چنين شرايطی، مصداق بارز آن کسی است که با ريختن يک پاتيل ماست درصدد درست کردن دوغ در يک استخر بزرگ بود۷". اگر مراد او در شرايط حاضر در آبان ماه ۱۳۸۷ است نه امروز، پرسيدنی است (همانطوری که خود او همواره همين پرسش را از اصلاح طلبان میکرد)، شرايط امروز با ۶ ماه پيش و به ويژه در ساختار حقيقی قدرت چه تغييری کرده است که سخن او به امروز مربوط نشود؟
{عبدی: این گزاره ها کماکان صادق است و به همین دلیل هم معتقدم حضور از موضع اصلاح طلبانه در شرائط کنونی ممکن نیست}
۳- اکنون جای پرسش اينجاست که آيا آقای عباس عبدی که اينک مسئوليت بيانيهنويسی (به زعم اينجانب) آقای کروبی را بر عهده میگيرد، خود آقای کروبی چشم اميد خود را از نظام حقيقی سلب نموده است. آيا تفسير آقای کروبی در گذشته (مجلس ششم) مبنی بر کنار گذاشتن لايحه قانون مطبوعات و تأکيد او در امروز در پاسخ به يک سؤال دانشجويان که: "آيا شما به اين جمله حضرت امام (ره) که حفظ نظام از اوجب واجبات است، اعتقاد داريد؟ اگر حفظ نظام اقتضا کند که اين جمعيت را يکجا بازداشت کنيد آيا اين کار را خواهيد کرد؟۸" و پاسخ ايشان که گفتند: "اگر نظام با اين جمع به خطر افتاده باشد بلی۹". حکايت از التزام سرسخت او به اصلیترين ارکان حقيقی روابط قدرت در جامعه است، چگونه تفسير میشود؟ آيا وقتی آقای عبدی "حاکميت را کل تجزيهناپذير میدانند۱۰" و بعد بر اساس تجزيهناپذيری حاکميت به اصلاح طلبان توصيه میکند که: "آيا فکر نمیکنند دولت کنونی با همه اشکالاتش به دليل همراهی کل ساختار با آن راحتتر میتواند کار کند۱۱"، چگونه است که با حضور آقای کروبی حاکميت تجزيه میشود؟ آيا حضور يک فرد هر چند عملگرا میتواند ساخت حقيقی قدرت را تجزيه کند و مانع تفسيرهای ناصواب از قانون اساسی شود؟ اين ادعای خود آقای عبدی است، آنجا که در گفتگو با حجاريان میگويد :" ببين من می خواهم بگويم اتفاقی که دارد میافتد از يک مشکل ساختاری حکايت میکند، اما سخنان تو دعوا را به يک فرد تقليل می دهد.... آيا ما کل وضعيت سياسی را به يک فرد تقليل می دهيم؟ يعنی اگر يک فرد برود و ديگری بيايد همه چيز درست خواهد شد۱۲؟". چگونه است وقتی بيش از يک سال پيش در رابطه با انتخابات مجلس شورا با راديو دويچه وله مصاحبه میکند و میگويد، چون "مشکل اصلی اين است که انتخابات به معنای واقعی نيست، يعنی انتخاب مضمون ندارد۱۳" پس "ولشان بکنيد، بگذاريد هرجوری میخواهند خب راه خودشان را بروند. اگر فکر میکنند ما میتوانيم جلويش را بگيريم، اين دروغ است، دروغ است، دروغ است! چون موقعی که قدرت داشتند، صندلی رياست دولت و مجلس را داشتند، هيچ اقدامی برای جلوگيری از اين اوضاع نکردند. اين اوضاعی که توی اين دوساله رخ داده است، مستقل از آن چهارسال دوران آقای خاتمی نيست که بخواهد بگويد آن دوره از الآن بهتر بود. ما هدفمان اين نيست که يک دورهی خوب داشته باشيم، ما هدفمان اين است که دورهای داشته باشيم که بعدش دوره بد نيايد، دورههای بدتر نيايد۱۴". اما اينک بدون اينکه هيچ چيز تغيير کرده باشد و يا او حداقل از تغييرات خاصی ياد کرده باشد، سر از بيانيه نويسی در میآورد؟
{ عبدی: در شرایط کنونی کماکان هم اعتقادی به انتخابات مجلس ندارم و آن را غیر موثر می دانم همچنان که در انتخابات مجلس پنجم هم شرکت نکردم اما در انتخابات دوم خرداد که سال بعد آن بود شرکت فعال مردم زیرا زمینه های این دو انتخابات بکلی با هم فرق می کند و تجربه گذشته هم موید این واقعیت است اگر الان هم انتخابات مجلس با شیوه قبلی برگزار شود باز هم شرکت نمی کنم اما انتخابات برآمده از دوم خرداد انتخابات مجلس ششم اگر باشد باز هم موثر شرکت خواهم کرد.}
۴- اکنون آقای عباس عبدی بدون اينکه کوچکترين توضيحی درباره نگاهها و انديشه ساختاری خود در باره اصلاحات ارائه دهد، نه تنها سر از منزل آقای کروبی در آورده است، بلکه بدون هماهنگی با مواضع او برای او بيانيه صادر میکند. حقيقت اين است که وقتی بيانيه آقای کروبی را از مطالعه میگذراندم، نيک میدانستم که هم اين بيانيه توسط آقای عباس عبدی نوشته شده است و هم آنکه مواضع بيانيهنويس با مواضع آقای کروبی به کلی زمين تا آسمان متفاوت است. تا اينکه خود آقای عبدی طی يک مقاله راه کارهای اجرايی کردن بيانيه را نشان دادند که حکايت از بيانيه نويسی خود او داشت۱۵. اين بيانيه تقريباً از يک نگاه ساختاری به نظام حقيقی و نظام حقوقی کشور نگاشته شده است. به طوری که وقتی از حقوق ناشی از آزادیها سخن میگويد، مینويسد "حقوق سياسی فقط محدود به انتخاب شدن نيست بلکه دسترسی آزاد به اطلاعات و آزادی بيان نيز جزو لازم و لاينفک اين حقوق است. متاسفانه در گذشته در برابر خواست من برای راهاندازی شبکهای ماهوارهای مخالفت غيرقانونی شد و اينک روشن شده است که مردم را نمیتوان از دسترسی به اين شبکهها محروم کرد و لذا وضعيت جاری بهعنوان يک خطر برای سلامت اطلاعرسانی تلقی شده است، از اين رو معتقدم که تمامی نيروهايی که در چارچوب قانون فعاليت میکنند و قصد خدمت به جامعه را دارند، بايد بتوانند آزادانه به رسانههای خاص خود دسترسی داشته باشند و نيز بايد شرايط رقابتی را برای رسانههای ديداری، شنيداری و مکتوب فراهم کرد تا با خارج شدن از انحصار موجود، به پويايی و تحرک رسانهای کمک شود۱۶". اين متن طولانی چيزی جز بيانيه نويسی نبود. اما در واقعيت وقتی از خود آقای کروبی پرسيده میشود که: "برخی بدبين هستند و میگويند در جامعه يی که نزديک به هفت ميليون سايت فيلتر میشود يک روزنامه به خاطر يک خبر کوچک از يک تشکل به راحتی بسته میشود. اصلاح قانون اساسی برای تاسيس يک تلويزيون خصوصی شايد هنوز با ظرفيتهای جامعه ما مطابقت ندارد و امکان پذير نيست، پاسخ شما چيست۱۷؟"
پاسخ آقای کروبی نه تنها به کلی با انديشه و ادبيات بيانيه متفاوت است، بلکه گويی يکی از طرفداران اصول گرا که دلخوری های بسياری هم از سوء استفاده کنندگان آزادی دارد، چنين پاسخ داده است. به اين پاسخها توجه کنيد :"علت اين است که آزادی از دو طرف آسيب ديده است؛ يک طرف آنهايی که آزادی را برنمیتابند و تحمل آزادی را ندارند و دوماً متحجر هستند و حداقل به شما تنگ نظر هستند. يک آسيب هم از جايی میبينيم که حريم آن را نگه نمیدارند و از خط قرمزها خارج میشوند و نتيجه اين میشود که فضای اين چنينی به وجود میآيد. در ابتدای انقلاب اين مساله را مشاهده کرديم، متاسفانه بعد از دوم خرداد هم پيش آمد. من هميشه نگران بودم که باز وضع ما وضع اول انقلاب نشود. واقع اين است که مطبوعات يکسری تجاوزات و حرفهای خلاف قانون و خلاف شرع داشتند. آقای عطريانفر که چپی و روشنفکر است با تعبير طنز میگفت کار مطبوعات به جايی رسيده بود که کم کم سر به سر خدا هم میگذاشتند. اين آزادی نيست. بعد هم در بسياری چيزها که فن آنها نيست وارد میشوند؛ چيزهايی که بايد در مدرسه و در کلاس بحث شود در مطبوعات مطرح میشود و باعث میشود حرفی در ذهن جوان برود که آثار آن مشخص نيست. افراط و تفريطها موجب شده است اين مسائل به وجود آيد. ولی اگر متوليان به صورت معقول حرکت کنند و گمان نکنند در محيط سخت گيری که به طرف بگويند شما ارزشی نيستيد، بگويد ارزشی هستم آن طرف هم فکر نکند برای اينکه اين حرف را زده اصلاح طلب پيشرو نيستيد. اگر اينها را رعايت کنند همه چيز مشخص میشود آن وقت بحثهای ما امکان پذير میشود۱۸". همچنين در حالی که بيانيه از سيستم کنترلی جامعه نسبت به حکومت کنندگان سخن میگويد، آقای کروبی بيشتر نگران کنترل آزادیهاست. وقتی از او پرسيده میشود: "همان طور که خودتان گفتيد شما مدافع حقوق کسانی هستيد که به خاطر عقيده و فعاليت اجتماعی- سياسی مورد تعقيب دستگاه قضايی قرار میگيرند. يک گام آن طرف تر برويم، آيا کاری خواهيد کرد که اساساً کار به برخورد دستگاه قضايی نرسد که شما مثلاً نياز نباشد به فلان قاضی زنگ بزنيد۱۹؟" و او پاسخ میدهد: "من طرفدار اين هستم ولی اين اراده هر دو طرف را میخواهد. اولاً يک رئيس جمهور قاعدتاً نمیتواند همه کارها را حل کند ولی جامعه به تعليم و تربيتی نياز دارد که قوانين اين طور نشود. ما بايد متعهد باشيم. تمام افرادی که از خارج میآيند و در کانون دموکراسی زندگی میکنند میگويند در آنجا هم کنترل و مهاری وجود دارد. روزی که آقای خاتمی به آلمان میرود برادر خانم فاطمه رجبی فرزند مرحوم آقای دوانی که رايزن ما بود و فرد بسيار ارزشمندی است، میگفت مشخص بود که کنترل میشد تا چيزی راجع به ايران گفته نشود. ما اين طور نيستيم. اين موضوع به اراده دو طرف نياز دارد و من به تنهايی نمیتوانم همه اين کارها را انجام دهم؛ هم مسوولان و هم پيشتازان و هم قلم زنان بايد کار بکنند، يعنی احساس کنند اگر میخواهند چنين چيزی کامل شود بايد بدانند چه کار کنند. در نشريه يی به علم اميرالمومنين گير میدهند. مگر يک دانشجو از علم اميرالمومنين چه میداند؟ کلام خواندهاند؟ آنها را وارد بحثی میکنند که اصلاً او علمش را ندارد. اين کار يک عالم، فقيه، فيلسوف و متکلم است. میگويد ما میتوانيم عليه خدا تظاهرات هم بکنيم. طرف مقابل هم میگويد آنها میخواهند حريمها را بشکنند. آنها به دنبال اسطوره شکستن و حريم شکستن هستند۲۰". در حالی که بيانيه از پارهای از تغييرات و به ويژه تغييرات اساسی در قانون اساسی سخن میگويد، مانند : "ايجاد و تقويت اينگونه نهادها را به عنوان يک حق شهروندی سرلوحه سياستهای خود قرار داده و با حمايت از تکثر و تقويت احزاب، انجمنها و گروههای سياسی، کارگری، دانشجويی و... به بسط اين حق کمک خواهم کرد. ايجاد تشکلهای کارگری، کارفرمايی، صنفی و مستقل و نيز تشکيلات پزشکی، وکلا، روزنامهنگاران و هنرمندان و حضور آنها در تصميمسازی و مشارکت آنها در امور مربوط به خود، حق مسلم آحاد مردم است که بايد مورد توجه قرار گيرد و موانع پيش روی آنان برداشته شود. بايد حق مردم را با انتقال تصميمسازی به آنها از طريق کوچک کردن دولت کاملا رعايت کرد. بخشی از اين اصلاحات حقوقی را میتوان از طريق مجاری عادی مثل مجلس و دولت انجام داد اما بخشی نيز از خلال تقاضا برای اصلاح قانون اساسی انجامشدنی است، از جمله افزايش اختيارات شوراها و شوراهای استانی، تغيير در اصل ۴۴، افزايش برخی ايدهها و حقوق و تصريح آنها از جمله در زمينه محيطزيست و برخی تداخل اختيارات و نيز لغو انحصارات مختلف از جمله انحصار رسانهای موضوعاتی است که میتواند برای اصلاح قانون اساسی پيشنهاد گردد۲۱"، ليکن آقای کروبی وقتی در مقابل اين پرسش قرار میگيرد که : "بحث ديگر من در مورد اصلاح قانون اساسی است. اين حرف در نوع خود حرف بی نظيری بود، هيچ کس جرات نمیکرد حداقل حرف آن را بزند زيرا شائبههايی ايجاد میشد. حضرتعالی برای اولين بار اين را مطرح کرديد که ما بايد قانون اساسی را روز آمد کنيم، آيا قطعاً و واقعاً اين را اجرايی میکنيد يا برنامه يی برای اجرايی شدن آن داريد۲۲؟" او از همه آنچه که در بيانيه است چشم میپوشد و تنها از دغدغه و نگرانی هميشگی خود که در رابطه با نظارت استصوابی است ياد میکند و میگويد :"هر چيزی مکانيسمی دارد که تعيين شده است. وقتی صحبت از اصلاح قانون اساسی میکنم مشخص است که چه اصولی مد نظر است. همان طور که در آنجا يادآوری کردم قانونی مانند شوراها و مشابه آن نظارت استصوابی که بايد توضيح دهيم تا ابهامات از بين برود و درگيری وجود نداشته باشد و آن را حل کنيم، زيرا مسلم است انتخابات ناظر نياز دارد، چه مجری دولت کنونی باشد چه من باشم. اگر ناظر آن هم شورای نگهبان باشد، ما بايد طوری عمل کنيم که شورای نگهبان اختيار مطلق نداشته باشد که فرع بر اصل حاکم شود. اصل اين است که مجری وزارت کشور است و شورای نگهبان ناظر، ولی الان شورای نگهبان همه کاره است. نبايد اين طور باشد. در کجای دنيا، ناظر بر متولی و مجری تا اين اندازه حاکم است؟ من جزء مدافعان هستم۲۳". با اين وصف آيا بهتر نبود که بيانيهنويسان پيش از نگارش بيانيه، آراء خود را با آراء نامزدهای رياست جمهوری هماهنگ کنند؟ آيا وقتی وعده وعيدها در باره آزادی و حقوق اساسی جامعه بدون هيچ پشتوانه نظری و تجربی ابراز میشوند، چون ساير وعده وعيدهای ديگر نيستند که شما آنها را عوام فريبانه و با هدف کسب قدرت بيان میکنيد؟
{عبدی: دوبار این قسمت را خواندم متوجه تناقض آن نشدم . این که آزادی باید از هر دو طرف رعایت شود چه تعارضی با مطالب بیانه دارد؟ من شخصا به مفاد بیانه معتقدم ولی در مقام نوشتن خیلی چیزها را رعایت می کنم تا مشکلی پیش نیاید و طبیعی است که از این نکته هم دفاع می کنم این دو مورد چه تعارضی با هم دارند ؟ نمی دانم . اصلا شما صحبتهای آقای کروبی را به من نسبت دهید چه تعارضی با مفاد بیانه خواهد داشت؟ کدام بخش آن را نقض کرده است؟ فرض کنید من یا شما اعتقاد به آزادی گردش اطلاعات داشته باشیم اما در عین حال معتقد باشیم که باید رعایت کرد که گزکی دست دشمنان این عقیده ندهیم که اساس آزادی را بچینند این حرف چه تعارضی با حرف قبلی دارد؟}
۵- در خاتمه اشاره به اين حقيقت لازم است که، سخن گفتن در باره آزادی و عدالت و رفع تبعيض از انسانها و سخن گفتن در باره حقوق اساسی جامعه، نياز به اصول و مبادیای دارد که ريشههای استوار در بيان آزادی و حقوق انسان داشته باشند. در غير اين صورت در بزنگاه هر انتخاباتی در هر کجای جهان، بدخيمترين قدرتمدارن وجود دارند که خطابههای آتشين در بيان حقوق مردم و رفع انواع تبعيض ها سر میدهند، بدون اينکه خود هيچ باور و اعتقادی به گفتههای خود داشته باشند. آقای ساموئل هانتيگتون در کتاب خود گزارش میدهد که بعد از دهه ۱۹۵۰ به اين طرف هيچ ديکتاتوری در دنيا بدون ادعای آزادی، ديکتاتوری نکرده است۲۳. به عنوان مثال، وقتی آقای کروبی و ساير نامزدهای احتمالی اصلاح طلبان از آزادی و حقوق جامعه سخن میگويند، چگونه به اين پرسش ساده پاسخ میگويند که : در دموکراسی دينی مورد قبول شما، مناسبات دين و دموکراسی و انتخاب جامعه چگونه است؟ اگر جامعهای با اتفاق و يا اکثريت آنها، ضمن دينداری و دينورزی، اما نخواستند قوانين دينی بر زندگی و معيشت آنها جاری شود، دموکراسی دينی چگونه با اين انتخاب برخورد میکند؟ اگر برای رفع مسئوليت و ابراز ژست دموکراسی خواهی، پاسخ خواهيد داد که خوب جامعه میتواند انتخاب خود را داشته باشد؟ پرسيده میشود، وقتی مدار انتخاب جامعه در يک دايره تعريف شده بسته است، چگونه۲۳؟
{عبدی: مقدمه این قسمت درست است اما موخره آن ناقص است چون طرح مربوط به نفت اتفاقا مبتنی بر همین بحث است که اصولا باید موازنه قوا را تغییر داد و در کل بحثهای نقل شده از من در خصوص رابطه ساختار حقیقی و حقوقی هم همین قاعده بر قرار است و این نکته تنها در برنامه پیشنهادی آقای کروبی لحاظ شده است به عبارت دیگر از کسی حرف از آزادی نزند اما نفت را حل کند من او را آزادیخواه می دانم لذا در این برنامه دقیقا به موضوع توجه شده است}
احمد فعال
ـــــــــــــــــــــــــــ
فهرست منابع:
۱- مقاله باز هم تحريف مواضع چرا؟ نوشته آقای عباس عبدی سايت آينده
۲- همان منبع
۳- همان منبع
۴- مقاله انتخابات و سه نظام نوشته عباس عبدی سايت آينده
۵- همان منبع
۶- همان منبع
۷- همان منبع
۸- پرسش يکی از دانشجويان در جمع دانشجويان دانشگاه تهران اعتماد ملی ۶/۵۸۸
۹- همان منبع
۱۰- مصاحبه راديو دويچه وله با عباس عبدی ۱۲/۳/۲۰۰۸
۱۱- مقاله چگونه آمدن مسئله اين است، نوشته عباس عبدی سايت آينده
۱۲- گفتگوی عباس عبدی با سعيد حجاريان سايت آينده
۱۳- مصاحبه راديو دويچه وله با عباس عبدی ۱۲/۳/۲۰۰۸
۱۴- همان منبع
۱۵- اشاره به مقاله عباس عبدی با عنوان، شرحی بر بيانيه حقوق شهروند اعتماد ملی ۳۰/۱/۸۸
۱۶- بخش سوم بيانيه حقوق شهروندی آقای کروبی
۱۷- مصاحبه با آقای کروبی - روزنامه اعتماد ملی
۱۸- همان منبع
۱۹- همان منبع
۲۰- همان منبع
۲۱- بخش سوم بيانيه حقوق شهروندی آقای کروبی
۲۲- مصاحبه روزنامه اعتماد ملی با آقای کروبی
۲۳- به کتاب موج سوم دموکراسی نوشته ساموئل هانتيگتون مراجعه شود
۲۴- توضيح اينکه نويسنده در مقالهای با عنوان نسبت سياست و دين ورزی و اين همان خواندن دموکراسی و دين، به اين پرسش پاسخ گفته است.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
گرچه نویسنده محترم مطلب را برای انتشار در آینده نفرستاده است (چند ساعت بعد ارسال کردند)اما دوستان کامنت گزار لطف کردند و این کار را انجام دادند
و پاسخهای مربوط هم در داخل متن داده شده است و از نویسنده محترم هم باید تشکر کرد که با این حوصله موارد را از مطالب قبلی استخراج و استفاده کرده اند.
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۳۹ بֽظֽ | Reply
امير :
بي خيال جناب عبدي
من نميدانم اونهمه جمعيت از كجا براي پا بوسي ريس جمهور توي شيراز پيدا شد واون اينقدر افتخار ميكند كه مردم منتظر ديدار او ساعتها مي ايستند تا بيايد وهي اين را از مردم ميپرسد تا اعلام كنند
واقعا محترمانه است كه ما از مردم بپرسيم كه چقدر منتظر ما ايستادي وچند بار هم از انها بخواهيم تكرار كنند ومدت انرا افزايش دهند تا دنيا بداندكه همه ما را دوست دارند ونياز به انتظار براي روز بعد از انتخابات نيست همين الان معلوم است من تا بحال نمونه اين حركت را نديدم كه كسي با افتخار از مردم بپرسد چقدر به انتظار او ايستادند!
در سايت كلمه خواندم در شيراز يكدستگاه اتوبوس حامل دانش اموزان براي رفتن از فسا به شيراز براي ديدار ريس جمهور واژگون شده نمدانم راست است يا دروغ ولي در خبر شبكه سه سيما در ساعت ده شب خبر واژگوني اتوبوسي در فرانسه با ذكر شهر مورد نظر شنيدم ولي از شيراز چيزي جز خبر سومين سفر كاري دولت به شيراز نشنيدم واقعا نميدانم چي بگم از مطالبات ملي وفرا ملي بيايين از دهكده كوچك جهاني ومديريت جهان ومطالبات جهاني وحق وتو ومعضلات اقتصادي ومالي وفرهنگي جهان صحبت كنيم در ايران مسئله خاصي نيست شما اينقدر براي راي اوردن كروبي به ان دامن ميزنيد
صد هزاران گل شكفت وبانگ مرغي برنخاست
عنديبان را چه پيش امد هزاران را چه شد
حافظ اسرار الهي كس نميداند خموش
از كه ميپرسي كه دور روزگاران را چه شد
در ضمن اقاي عبدي با اينكه شما وكروبي هي تكرار ميكنين كه انتخابات ازاد انچناني در پيش نداريم در باطن وعمل رفتاري از شما سر ميزنه كه انگار در يك مملكت كاملا دموراتيك وازاد بي نگراني از انكه نتيجه انتخابات چه خواهد شد به تضارب ارا وعقايد وافكار مشغولين واخرش راي مردم رو متشتت ميكنين واصلا مشاركت رو كم ميكنين
باور كن اگر اين روند ادمه پيدا كنه شما كه دور كروبي جمع شدين وخود كروبي با لعن ونفرين مردم روبرو ميشين
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
از کجای برخورد من چنین نتیجه ای را گرفته اید؟ اگر چنین عقیده ای داشتم بکلی متفاوت برخورد می کردم.
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۰۹ بֽظֽ | Reply
علی :
خیلی دوست دارم بدانم با سخنان تند رهبری چگونه می خواهید ادامه دهید؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
چه چیری را؟ انتخابات را یا کمیته صیانت از آرا را؟
۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۳۷ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی سلام.
استانهای ایران همانگونه که می دانیم نه بر حسب ضرورتها ونیازهای منطقه ای بلکه بر حسب ضرورت های مرکزی توسعه یافته اند. همانگونه که شما بدرستی اشاره کردید مطالبات منطقه ای حتی با توجه به اینکه نمایندگان مجلس بیشتر با طرح نیازهای منطقه ای به مجلس راه می یابند هیچکدام توسعه برنامه ریزی شدهای ندارند. چرا اینگونه است وراه حل چیست؟ ابتدا باید نگاهی کوتاه به سازمان بندی قوه مجریه در گذشته وحال انداخت. همانگونه که می دانیم در گذشته های حتی نه چندان دورمردم وزمین محصور در مرزهای کشور در حقیقت ملک وفعله جکومت ایل سالار تلقی میگردیدند.ایل اصلی که در مرکز مستقر بود با همکاری هم پیمانان این نظام را اداره میکرد. استانها بیشتر نام ایلیاتی داشتند تا نام های نامیدنی بعنوان مثال کردستان. وکهکیلویه وبویر احمدی وبلوچستان و..... بسیاری از نام های ابتدائی بعد از رضا خان تغییر یافت.این استانها توسط والی ادره میشدکه بیشتر از ایل مرکزی بودند. وزارت محروسات داخلی ویا امنیت داخلی در زمانهای مختلف اداره وامنیت انان را بعهده داشت. بعبارت دیگر وزارت مسئول بیشتر جنبه امنیتی داشت تا جنبه خدماتی. گردنکشی های داخلی نیز با توجه به برخی منافع وتحریکات خارجی بر این جنبه می افزود. باز بعبارت دیگر با تغییر از ایل سالاری نیاز به نظامی سالاری وحفظ امنیت احساس گردید.در سیستم جدید اجرائی پس از انقلاب نیز بدون تغییر قابل ملاحظه در واقع همان سیستم قدیمی واز همان ترسها سرچشمه گرفته شده است استفاده گردید.اداره شهرستانها توسط وزارت کشور است که بیشتر بعد امنیتی دارد تا برنامه ریزی وتوسعه اجتماعی واقتصادی. تنها تغییراتی که دیده شد کوچک کردن استانها وعدم تمرکز بشتر منطقه ای بدون رفع تمرکز مرکزی بود. تغییر دیگر بکار گیری روحانیون استانی ومنطقه ای جهت کمک به مرکز در حفظ نظم وامنیت عمومی بود این روحانیون نیز نه در برنامه ریزیها نقشی داشتند ونه امکاناتی وبیشتر بعد مذهبی حکومت را انهم نه با هدایت مرکزی هرکدام به نوعی به نظر خود و نظر اطرافیان مواظبت میکردند تا بعد اجرائی وبرنامه ریزی شده را.با توجه به انچه عرض شد بنظر میرسد که نیاز در اجرائی شدن مطالبات شهرستانها بیشتر بایستی نه درشعار کاندید های ریاست جمهوری ومجلس بلکه در بعد تغییرات قوه اجرائی پی گیری گردد.ذکر این نکته ضروری است که تغییرات مورد نظر ومطرح شده بایستی به نوعی قابل اجرا وبا توجه به حساسیت های زیر بنائی کشور باشد. بنظر من پیشنهاد حکومت های فدرالی با توجه به رسوبات فکری وقبیله ای هر دوطرف بنظر قابل تفاهم واجرا نمی اید وچیزی جز بر طبل تفرقه کوبیدن نیست.پیشنهاد باید ضمن رعایت احترام به حکومت مرکزی و نیازهای مدیریتی وبرنامه ریزی شده استانها بگونه ای قابل اجرا باشد.جدیداً صحبت هائی دیده میشود که نمی دانم چه میزان جدی است ودر مورد تغییرات در سیستم اجرائی کشورو وزارت خانه ها وصحبت از حذف وادغام وکاهش وزارت خانه ها به 16 است.شما هم در این مورد نوشتهای ندارید.اگر از ابتدای انقلاب تا کنون به تغییرات در سیستم اجرائی کشور توجه نمائید بیشتر تغییرات نه در حوزه مدیریتی استانی بوده است بلکه تماماً در مورد حوزه های وزارتی صنعتی وکشاورزی ونظامی اجرا شدهاست. تنها نمونه در مورد تغییرات در مورد وضعیت اجتماعی ایجاد وزارت رفاه بود که در پایان دوره کار اقای خاتمی اجرا گردید وانهم همواره با مشکلاتی از یکطرف رقبای داخلی وخارجی حکومتی دارد وسعی در حذف ان واز طرف دیگر این وزارت خانه نیز مرکزی است وفاقد اهرم های لازم برای تامین نیازها ومطالبات استانی.من همواره از قدیم فکر میکردم اگر ما بتوانیم به نوعی این تفکر ادره امنیتی استانها را نه با حذف ان از استانها برداریم وبجای ان نوعی مدیریت اجتماعی بر استانها حاکم نمائیم که مسئول اداره وبرنامه ریزی ومدیریت استانی با نگاهی به برنامه ریزی وکنترل وضعیت اجتماعی استانها باشد مسئله تا حدود زیادی حل خواهد شد.ممکن است یکی از راه حل ها این باشد که ما وزارت مدیریت امور استانها راتاسیس نمائیم که مستقیماً زیر نظر معاونت اجرائی ویا معاون اول رئیس جمهوری که از قبل از انتخابات تعیین شده است ودارای رای مردم است باشد. اسنانداریها فقط از نظر مدیریتی و برنامه ریزی و نگاه به وضعیت رفاهی واجتماعی اهالی ان استان ونه از نظر امنیتی وتدارکاتی و انتخاباتی و....که همچنان در اختیار وزارت کشور است در اختیار این مدیریت قرار گیرد.طبعاً استاندارهای این مدیریت جدیدنیز بایستی تایید مجلس را پس از پیشنهاد دفتر ریاست جمهوری با خود داشته باشند. منظور من بیشتر تاسیس مدیریتی جهت نظارت بر وضعیت اجتماعی واقتصادی وامنیتی و... مردم استانها وحسن انچام کار مسئولین وزارت خانه های مختلف در استانها ودریافت گزارش از اانها وگزارش مستقل به معاونت رئیس جمهور وطبعاً دفتر ریاست جمهوری جدا از وزارت خانه های اجرائی است. بعبارت دیگر مجموعهای از مدیریت و برنامه ریزی و کنترل کیفیت خدمات اجرائی وزارت خانه ها وتامین خدمات یارانه ای در استانها وبرنامه ریزی جهت بهبود کیفیت این خدمات ونیازها از طریق دفتر ریاست جمهوری وتهیه لوایح وبرنامه ریزیهای لازم است. این تغییرات بخاطر عدم صلاحیت در مسئولین فعلی ویا گذشته ویا نفی نیازهای امنیتی که مطمئناً ضرورت کامل داردنباید تلقی گردد که بیشتر پیشنهادی برای تغییر در سیستم مدیریتی اجرائی واگاهی وبرنامه ریزی مناسب تر بر انچه در استانها میگذردمیباشد.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در باره جزییات باید بیشتر سخن گفت اما گرایش کلی را باید بیان و حفظ کرد.
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۰۲ قֽظֽ | Reply
حبیبی :
توهين بيسابقه روزنامه كيهان به مهدي كروبي
نوروز: روزنامه كيهان در شماره امروز خود در مطلب طنزي با توهين بسيار بيادبانه به حجت الاسلام و المسلمين مهدي كروبي نامزد انتخابات رياست جمهوري وي را بازيچه دست اسرائيل خواند و سطح علم و دانش وي را زير سئوال برد.
به گزارش نوروز، كيهان در شماره چهارشنبه 9 ارديبهشت خود در ستون گفتوشنود و تحت عنوان مطلبي با نام «سواد» با ادبياتي بسيار زشت و زننده به يكي از آخرين بيانيههاي مهدي كروبي پرداخته و آن را دست پرورده پياده نظام اسرائيل در ستاد دبيركل حزب اعتماد ملي دانسته است.
اين روزنامه در ادامه مطلب خود پا را فراتر نيز گذاشته و با توهيني آشكار اين نامزد انتخابات رياست جمهوري و رئيس چندين دوره مجلس شوراي اسلامي ايشان را به «بي سوادي» در خواندن مطالب و عدم فهم مطالبي كه به ايشان ارائه ميشود خوانده است.
متن نوشته روزنامه كيهان در ذيل آمده است:
سواد (گفت و شنود)
گفت: آقای کروبی یک بیانیه صادر کرده و در آن خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته است: اعدام کودکان را متوقف کنید!
گفتم: این «لاطائلات» را چه کسی در دهان «شیخ اصلاحات»! گذاشته است؟! فقط اسرائیل به ایران اسلامی این تهمت ها را می زند.
گفت: حتما همان پیاده نظام های رژیم صهیونیستی که این روزها اطراف کروبی پرسه می زنند این لاطائلات را نوشته اند!
گفتم: مگر شیخ اصلاحات سواد خواندن و نوشتن ندارد که بیانیه اسرائیل را به نام او صادر نکنند؟!
گفت: چه عرض کنم؟ شاید سواد خواندن دارد ولی سواد نوشتن ندارد! یا نوشتن بلد است و خواندن نمی داند یا هر دو را دارد یا هیچکدام را ندارد! یا...
گفتم: قاضی از متهم پرسید سواد داری؟ جواب داد سواد نوشتن دارم ولی سواد خواندن ندارم! قاضی با تعجب یک تکه کاغذ به او داد و گفت چند جمله بنویس و متهم چند خط کج و کوله کشید و به دست قاضی داد. قاضی با تعجب نگاه کرد و ورقه را دست متهم داده و گفت؛ خودت بخوان ببینم چی نوشته ای؟ و متهم جواب داد؛ آقای قاضی! عرض کردم که من فقط سواد نوشتن دارم، سواد خواندن ندارم!
میخواهم بنویسم بدون کامنت
می بینم سخته!
تقصیر آقای کروبی است که خساست بخرج میدهد و نمیخواهد چند ده هزار دلاری به من بدهد تا ظرف یک هفته یا از آکسفورد بلاروس، یا دانشگاه چچن و یا اکرائین، یا دانشگاه کاراکاس و یا زیمبابو در هر رشته ائی که مایلتد برایشان دکتر ا بگیرم مثل بقیه کاندیداهائی که دکتر هستند. دیگه درجه سردار سپهبدی هم کمشونه الی و بلا میخواهند دکتر نامیده شوند یه مشت آدم کم سواد هم که پول ندارند دکترای اکسفوردی بگیرندیا خسیسند و نمیخواهند باسواد شوند، بیخود جر میزنند!
من تازه حاضرم علاوه بر مدرک معتبر دکتری ، برای رفع ابهام هرجور پایان نامه را هم جور کنم! از دکترای مهندسی ترافیک مثل رئیس جمهورمهرورز و نورانی امان تا دکترای علوم هوچی بازی مدل کیهانی!
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۱۷ قֽظֽ | Reply
امیر :
آقای عبدی،
اگر ممکن استت جوابهای خود را که در داخل متن کامنت آمده است را پررنگ (بولد) کنید تا تمایز آن ساده تر گردد.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این کار را نمی توانم انجام دهم اگر پر رنگ کنم بقیه هم می شود اما باز هم سعی می کنم.
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۰۱ قֽظֽ | Reply
nasrin :
"عبدی:
چه چیری را؟ انتخابات را یا کمیته صیانت از آرا را؟ "
کمیته صیانت از آرا را!!!
آقای عبدی عزیز منهم مثل بسیاری دیگر منتظر عکس العمل آقای کروبی و البته همه ی کاندیداهای منصوب به اصلاح طلبان در این مورد هستم .
نتیجه ی آن شاید موجب شود که برای اولین بار در انتخابات ریاست جمهوری در ایران شرکت کنم .
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
یقین بدانید تا وقتی که عرفا از اعتبار آرا اطمینان حاصل نکنم شخصا در رای گیری شرکت نمی کنم اتفاقا یکی از اهم اهداف انتخاباتی تقویت سلامت در رای است. پس باید منتظر ماند.
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۱ قֽظֽ | Reply
جعفر :
این را برای اقای کروبی گفته ام
ای شیخ بزرگ لر ستانی
افسوس که نکته ای ندانی
کشور نه به دست من و یا تواست
مشکل بتوان دهم نشانی
رفتی و تو ساعتی خوابید ی
رای من و تو بشد چنانی
گر جمع کنی مهندسین را
تا اینکه کنند در فشانی
از حوزه اگر شیوخ و سید
عمامه سفید و زعفرانی
گر پخش کنی دلار و لیره
حلوای شیرین تنتنانی
رای من و تو رود به صندوق
کروبی شود همان که دانی
انکس که شود رئس کشور
از پیش گرفته است نشانی
قبلا هم برای اقای رضائی این طنز را فرستا دم
خواهی بشوی رئس جمهور
اقای رضائی سلحشور
عاقل نکند دوباره خود دست
در کندوی بیشمار زنبور
انکس که شود رئیس کشور
از پیش گرفته است دستور
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۱۱ بֽظֽ | Reply
وحید :
جناب عبدی
من مطلبی در رابطه با پرتقالها فرستادم اما هیچ جوابی دریافت نکردم.
بهرحال.چیزی که من می خواستم بگویم اینکه در ایران در سالهای اخیر مدلهای مختلف اداره کشور اعم از ژاپنی .سوسیالیستی امریکائی و غیره پیاده شده و مردم هنوز ناراضی هستند. خوب بود مدل اداره کشورهای اسکاندیناوی هم موردتوجه و یا حدالاقل مورد مطالعه قرار می گرفت چرا که اینها هم روشهای جالبی برای اداره کشور دارند.
من بیشتر از 20 سال در کشورهای اسکاندیناوی زندگی کرده ام.سیستم این کشور تقریبا شبیه حکومت بی طبقه توحیدی است که در اول انقلاب زیاد صحبتش می شد. بعنوان مثال پروفسور جراحی حقوقش حداکثر 4 برابر حقوق ان خارجی است که اتاق عمل جراحی را می شوید.واین پروفسور اصلا به فکر اینکه به امریکا یا کانادا مهاجرت کند نیست .یا یک پرستار 23 ساله بیمارستان بین یک نجار 25 ساله و جراح 40 ساله فرد نجار را انتخاب میکند که اختاف سنی کمتری داشته باشد.
افراد نیازی ندارند که به پایتخت مهاجرت کنند تا امکان زندگی بهتر را داشته باشند.چرا که همه دسترسی تقریبا یکسان به خدمات را دارند.خیلی از تصمیمات مهم هم در بیرون از پایتخت گرفته می شود.
موقع انتخابات مردم به احزاب رای می دهند .حزب یا احزابی که اکثریت مجلس را بدست میاورند دولت تشکیل میدهند و انموقع قولهایی را که به مردم داده اند عملی میکنند .مثل الان ایران ما نمی شود که فرضا رئیس جمهور می خواهد طرح هدفمند کردن رایانه ها تصویب شود ومجلس تصویب نمی کند و شما نمی دانید یقه چه کسی را بگیرید.
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۰۱ بֽظֽ | Reply
آرش :
با سلام
آقای عبدی
این حجاب اجباری هیچ منشا قرآنی ندارد و بر خلاف تصور آقای کروبی زنان آن را نپذیرفته اند. از آن جایی که آقای کروبی خیلی مشغله دارند، لطفا این نوشته کوتاه را بخوانید و هر طور صلاح می دانید با ایشان گفتگو کنید:
http://doust114.persianblog.ir/post/83/
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به نظر من این که بگوییم زنان این حجاب را پذیرفته اند همانقدر غیر دقیق است که زنان آن را نپذیرفته اند و این دو اظهار نظر از یک زاویه ولی با دو نتیجه متفاوت بیان شده است. مساله حجاب باید دقیقتر بحث شود و میان حجاب شرعی که امری شخصی است و چگونگی پوشش مرتبط به نظم و عفت عمومی فرق گذاشت.
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۳۶ بֽظֽ | Reply
پ -ص :
لااقل دو دلیل موجه برای ایجاد مراکریست که مطالبات را طبقه بندی و به مرکز مربوطه هدایت کند 1- وسعت جغرافیایی ایران 2- تنوع قومی
مراکزی که نام برده شد میتواند شواراهای شهر و روستا بعنوان مراکزی که به مطالبات خرد منطقه ای بپردازد و شوراهای استان که بمثابه شوراهای ولایتی به مطالبات منطقه ای بپردازد البته این شورا ها میتوانند نقش مجالسی را ایفا کنند که نظارت بر امور استان را بعهده داشته باشند از جمله رای اعتماد به استانداران و مدیران کل با ین ترتیب خیلی از وظایفی که بناچار ودر نبود این مراکز به مجلس شورای اسلامی احاله میشوند به این مجالس ارجا ع شوند و مجلس کشوری به مسئولیت اصلی خود بپردازد اما بعقیده من ترس از مسائلی نظیر بخطر افتادن تمامیت ارضی و .. اتفاقا در تمرکز گرایی احتمال ان بیشتر است زیرا وحدت اقوام در قالب ملت در زمانی که مطالبات منطقه ای بلحاظ ساختار تمرکز تصمیم گیری همچنان انجام نشده میماند. امکانات هر منطقه که بلحاظ اقلیمی متفاوت و متنوع است اگر صحیح بکار گرفته شود بسیاری از مشکلات حل میشود نباید مسئله را منحصر به حفظ مشخصات قومی محدود کرد چرا که تنها دو یاسه منطقه حفظ زبان و مسائل این چنینی مطرح است اما اصل مطلب در ابادانی و رونق کسب وکار و بودجه مناسب با راهکار توسعه انهاست و مهمتر تشخیص اولویت طرح ها برای رسیدن به اقتصادی که بر طرف کننده فقر و عقب ماندگی باشد این موارد هیچگاه نتوانسته در ساختاری تمرکز گرا حل شود مطالبات مسکوت مانده کشور را از وحدت ملی بی نصیب میکند و تارهای بهم پیوستگی را ترد و شکننده میسازد نمونه ان یوگسلاوی سابق است و نقطه مقابل المان است که بعد از فرو پاشی شرق یکی تکه تکه شد و دیگری یکپارچه
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۷ بֽظֽ | Reply
علي اصلاني :
با دورود به اقاي عبدي
من از روستاهستم،سالهاهست ازشما بيشترين حرف حساب را شنيده ام وبيشترين درد سر را كشيده اي!! يك توقع دارم كه شايد عيب كار هم پيش ما روستائيان كشاورز باشد وانهم عدم رشد مادر ورود به حيطه قدرت است!!با توجه به خوشك سالي ونداشتن تشكل مقداري هم از حقوق ما
كشاورزان ودمپروران دفاع بفرماييد
ازبسكه موعد برداشت محصول حتي شده كه بيست درصد جعبه را ازجيب كوچك خويش داده ايم. ممنون علي
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوشبختانه امسال وضع آب بهتر شده است.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۴۹ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1156