آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

مصاحبه

۹ اردیبهشت ۱۳۸۸

مصاحبه با کمپین ۸۸

س: جناب آقای عبدی نظرتان درباره بیانیه سوم آقای کروبی پيرامون رعایت حقوق شهروندی چیست؟ به نظر جنابعالی چقدر این بیانبه عملی است به خصوص آن قسمت‌ها که تغييرِ بخش‌هايی از قانون اساسی را دربر میگیرد؟
ج: در این مملکت همه چیز عملی هست، نگران آن نباشید! خوب به خاطرم هست در اصل چهل و چهار قانون اساسی یک نوع دولتی شدن و سوسیالیسم در زمانِ تصويب مورد نظر بود، اما در حال حاضر تفسیری که از آن شد به این معنی بود که کاملا در جهت معکوس به کار رفت، یعنی در راستای واگذاری کارخانه ها و شرکت های دولتی به مردم. تغيير قانونِ اساسی يا نحوه‌ي نگرش به آن عملی هست، اما عملی بودن آن مشروط به اين است که شما بتوانید توازن قوا ایجاد کنید. ما نمی توانیم یک خانه را در یک لیوان جای دهیم زیرا عملی نیست اما ممکن هست بتوانیم یک بنز بخریم، مشروط بر اینکه بتوانیم پول آن را تامین کنیم. رئیس جمهور باید بتواند مقدمات گرايشی را که نشان می‌دهد فراهم کند. بايد توازن قوايی در کشور ایجاد شود و خواست مردم هم به دنبالش باشد.
این طور نیست که با یک رای که می دهیم بگوییم خیلی خوب حالا قانون اساسی هم تغییر می کند! اگر این طور باشد بعدا با یک رای دیگر هم طور دیگری می شود. جامعه و دنیا متصلب تر از این هستند که با یک رای عوض شوند. اما اگر این رای نماد یک خواست باشد باید پیگیری کرد و عملی هست و قطعا شدنی است.
س: یعنی همان فشار از پایین و چانه زنی از بالا؟
ج: یعنی ایجاد توازن بین آنهایی که می خواهند وضعیت موجود ادامه پیدا کند و آنهایی که خواستار تغییر هستند. در واقع مجموعه شعارهای آقای کروبی بسته‌ای پیشنهادی است که می خواهد تغییری در این موازنه قوا داشته باشد.
س: اولویت های شعارهای آقای کروبی را چطور می بینید؟ ابتدا حقوق شهرونی مطرح است یا سهام نفت یا احیای برنامه ریزی؟ آیا این برنامه‌ها به هم مربوط نیستند؟
ج: حق با شماست، این سه شعار در واقع یکی است. برای فهم بهتر در جامعه به سه شعار تبدیل شده اند. نمیتوانیم بگوییم اول مرغ بوده یا تخم مرغ! یک بسته‌ای است که از هر کدام شروع شود باید به بعدی رسید.
برنامه ریزی و احترام به خرد جمعی یک اصل مهم در نظام و جوامع مدرن است. همچنين توجه کنید درآمد نفتی را می خواهیم از بودجه دولت بیرون بیاوریم. برخلاف دیگران که می خواهند چیزی از بودجه دولت به مردم بدهند.اصلا مقصود دادن صدقه نیست. هدف درآوردنِ پولِ نفت از بودجه دولت است. حالا این که چطور خرج شود به عهده هیئت مدیره آن است. وقتی این امر تحقق پیدا کرد خواهید دید که حقوق شهروندی هم جایگاه خود را پیدا کرده و بهبود می یابد. چون آن کسی که حقوق را نقض می کند ناشی از یک قدرت غیر مسئولی است که (برپايه‌ي ثروتِ ملی بی‌حساب) دارد. قدرت غیر مسئول هم ناشی از سلطه به این منابع درآمدی است. همه اینها به نوعی یک تاثیر متقابل روی هم دارند.
س: اگر این موارد را مثل لايه‌های یک پیاز به هم‌پيوسته ببینیم، آیا هسته اصلیِ (موتور محرکه) همان اجرای طرحِ سهام نفت نیست؟
ج: در واقع هسته اصلی کاهش قدرت دولت و افزایش قدرت جامعه است. آنچه قرار هست اتفاق بیافتد اين است که سهام دو شرکت مهم وزارت نفت یعنی شرکت پخش و فرآورده های نفتی و شرکت گاز به طور کل از اختیارات دولت بیرون آمده و طور سازماندهی شده و غیر قابل انتقال در خدمت مردم قرار بگیرد. قانون آن هم تصویب شده و مشکلی هم ندارد. این در واقع هسته اصلی این مجموعه شعارها است.
س: زمان بندی خاصی هم صورت گرفته یا فقط در حد یک ایده و هدف است؟
ج: فراموش نکنیم که هیچ وقت امکان ندارد که بتوان از الان یک برنامه زمان‌بندی دقیق و نهایی برای آن ارایه نمود. به این جهت که برنامه نهایی محصول ذهن یک نفر و دو نفر نیست. به نظر من قبل از هرچیز طرح ایده آن نیاز به اجماع عمومی دارد.
ما صد سال است که این پول را در سیستم دولتی اینگونه مصرف می کنیم و عوارضش را هم می بینیم. هنگامی که ایده مطرح شد، در یک سطح پایین‌تری جزئی‌تر هم میشود، همین اتفاقی است که در مورد این دو شرکت افتاده و فکر می کنم جزئیات دقیق تر آن هم در همین یک دو هفته اخیر از طرف کمیته اقتصادی ستاد تبلیغات ارایه شود، اما در نهایت آن چه جزئیات ریز آن هست باید بعد از پیروزی در انتخابات در موردش تصمیم گرفته شود. اما آن جزئیات ریز، ناقض این عناوین کلی نیست.
س: تفاوت این سهام نفت و شعار آقای احمدی نژاد مبنی بر بردن پول نفت به سفره های مردم (جدا از عملی شدن یا نه آن) چيست؟
ج: اولا باید بگویم آوردن پول نفت به سفره مردم هیچ «طرح»ی نبود و بعدا هم که گفتند ما چنان چيزی نگفتیم. بنابراین من نمی دانم باید فرق چه چیزی را گفت؟ با این حال آن آوردن پول نفت در حقیقت یک شعار به منظور جمع کردن رای بود. به همین دلیل هم اصلا به آن پرداخته نشد. اما این عدم صداقت در پایان این چهار سال آثار خودش را نشان داد که آمدند و این طرح تحول اقتصادی را پیش کشیدند. البته آن طرح هم آنقدر اشکال داشت که حتی مجلسِ همسو با دولت هم حاضر به تصویب آن نشد. در صورت تصویب فرضی هم باید توجه داشت آنها می خواستند مردم را به پول مستقیم دولت وابسته کنند در حالی که سهام نفت چنین قصدی را ندارد. قصدش فی‌الواقع این است که این پول را از بودجه دولت ببرد بیرون. بعد از این دیگر خودشان می دانند با این پول چه کار کنند. حتی ممکن است دولت از این درآمد مالیات بگیرد. در حقيقت قضیه کاملاً برعکس می شود. تفاوتش همین است. در هر سفر استانی مردم نامه می‌نویسند تا شايد پولی بگیرند. این «تحقیر» یک ملت است.
این طرح هدفش این است که بعد از این که نفت را به مردم داد از آنها پول (به عنوان ماليات) بگیرد. دولت پول بگیرد در اصل برای اداره جامعه خودشان. در جوامع مدرن کار دولت این نیست که در سفرهایشان پول بدهند به مردم، پول از مردم می گیرند که برای آنها خرج کنند. دستِ دولت به طرفِ مردم دراز است،‌نه بالعکس و طبعاً در قبال اخذِ اين ماليات مسئوليتِ خرج آن را هم بر عهده می‌گيرند.
تفاوت اين سهام نفت با آن طرح پنجاه هزار تومنی پيشين چیست؟
در این است که آن زمان این طرح به صورت خام مطرح شد و من همان موقع هم علیرغم خام بودنش با این طرح موافق بودم، به دلیل اینکه یک چنین پایه ای را در آن می دیدم. اما خوب در جامعه بد مطرح شد. البته من همان موقع هم معتقد بودم نباید این قضیه این طوری مطرح شود، بلکه نیاز به یک بحث کارشناسی و برگزاری چندين سمینار دارد. یکی از مسایلی که عموم نخبگان ایرانی بر آن به درستی اتفاق نظر دارند این هست که درآمدهای نفتی در بودجه دولت مانع اصلی دمکراسی است. خوب وقتی یک چنین اتفاق نظری وجود دارد باید یک راه حل هم بدهند! اما متاسفانه وقتی کار به اینجا می رسد هیچ کس چیزی نمی گوید. می گویند پول باید دست دولت بماند برای رسیدن به توسعه و رفاه. یک چنین چیزی امکان ندارد. شما ببینید شاخص فساد چقدر در این سال ها بالا رفته! نه اینکه این آدم ها فاسد هستند، نه! بلکه این درآمد کلان نفتی خود فاسد کننده است.
تفاوت این طرح با پنجاه هزار تومان در حقیقت همین پختگی آن است و اصل این طرح را آقای دکتر نیلی که یک اقتصاددان لیبرال است ارایه کرده‌اند.
س: نکته‌ای که وجود دارد اينست که طرح پنجاه هزار تومان در بین عوام خیلی قابل فهم است اما طرح سهام نفت از دید مردمِ عادی ممکن است چندان قابل فهم نبوده و با آوردن پول نفت به سفره مردم اشتباه گرفته شود.
ج:هر سوالی را باید یک سلسله مراتبی به آن داد. من معتقدم این مسئله باید اول در بین نخبگان مطرح شود اما برای توده عادی باید به زبان خودش ترجمه شود. مردم هم به صورت غریزی درک خواهند کرد. معتقدم این شعار باید تا دو هفته آخر انتخابات به هر زبانی تعبیر بشود. این کاری است که در حال انجام است. یعنی این سهام در بین هرکس بود چه مسئولیتی متوجه اوست و چه منفعتی متوجه اوست. نتایج بسیار مهمی دارد که دو مورد را عرض می کنم.
یکی اینکه نگاه مردم به قیمت ارز را تغییر می دهد. نگاه مردم در حال حاضر یک نگاه اقتصادی نیست و دیگر اینکه نگاه به قیمت انرژی را تغییر می دهد. در هیچ کجای دنیا به جز ونزوئلا این قیمت انرژی را ما نداریم. این نابود کننده است برای کشورمان.
آثار تورمی این طرح به نظرتان چه خواهد بود؟
عرض کنم اینکه این در تورم تاثیر دارد، اگر عکس آن را بگویم تعجب می کنید. تورم محصول افزایش قیمت یک کالا نیست! تورم حاصل افزیش نقدینگی و یا کاهش تولید است. چه موقع این امر رخ می دهد؟ هنگامی که بدون پشتوانه تولیدی قیمت بالا می رود. دولت در واقع نقدینگی را اضافه میکند و این درآمد حاصله از افزایش را می برد در بودجه و متعاقبِ آن پول تولید میکند.
اما هدف از این طرح این است که کلا این را از سیستم دولت بیاورد بیرون. در این حالت این پول دیگر دستِ دولت نیست، بلکه بین مردم در حال جابجایی است. مجبور هستند از بعضی مصارف خود بزنند و برخی از مصارف شان را بالا ببرند. در حقيقت هدف این است که ثبات به نقدینگی جامعه بدهد.
مثال می زنم: در ترکیه قیمتِ نفت چند برابر شد در سالهای گذشته. تا 300% هم قیمت بنزین بالا رفت. چرا دچار تورم نشد؟ بجهت اینکه این افزایش ربطی به نقدینگی نداشت؟ جامعه مجبور هست با آن انطباق بیابد. در ایران این افزایش می رود در بودجه دولت. کسانی که با فرمول اقتصاد آشنا هستند می دانند تا وقتی نقدینگی افزایشی نداشته باشد تورمی هم ایجاد نخواهد شد.
نکته مثبتی که در طرح سهام وجود دارد این است که شرکت های سرمایه گذاری را تقویت می کند. وقتی پول دست مردم است باید جایی سرمایه گذاری کنند. در حال حاضر این شرکت ها یا وابسته به بانک ها هستند یا به دولت، چون پول دستِ دولت است. آن وقت دولت می آید شرکت سرمایه‌گذاری ایجاد می کند که طرحهای آن سه برابر قیمت درمی آید. این واقعی نیست و ایجاد رقابت نمی‌کند.
س: وضعیت حقوق شهروندی و آزادی بیان را در حالِ حاضر چگونه ارزیابی می کنید. چرا چنين بيانيه‌ای داده شده و فکر می کنید چقدر طول بکشد تا اصلاح شود؟
ج: این وضعیت حتما خوب نیست که این شعار شهروندی داده شده است. مثلا در یک جامعه نابرابر شعار برابری مفهموم پیدا می کند. اگر در شهری که به جهت محیط زیست در شرایط خوبی است شعار مبارزه با آلودگی هوا را بدهیم. این که اصلا موضوعیت ندارد. پس صرف دادن این شعار خودش این پیام را می رساند که حقوق شهروندی در ایران در آن وضعیت مطلوبی نیست که قابل دفاع باشد. این را هم باید گفت که این یک شعار فانتزی نیست بلکه توسعه اقتصادی منوط به رعایت حقوق شهروندی است. اما توجه داشته باشید این بیانیه دو عنوان دارد، احیا و بسط. منظور از احیا این هست که حقوق شهروندی در چهار سال گذشته بدتر هم شده. منظور از احیا کردن این که ما می خواهیم فعلا به گذشته برگردیم که وضعیت بهتر بوده. و سپس بسط پیدا کند یعنی وضعیت گذشته هم حتی خیلی خوب نبوده. شاخص های بین المللی نيز در وضعیت کنونی در مورد آزادی بیان و حقوق شهروندی ایران اصلا شاخص های خوبی نیست. اهمیت این شعار هم در همین است.
س: حاکمیت قانون نباید قبل از این شعار باشد؟
ج: ببینید این شعار دو قسمت دارد. احیا همان حاکمیت قانون است و بعد بسط هم هست. شما ممکن است در بعضی حوزه ها در مورد حقوقتان مشکلی با حاکمیت قانون نداشته باشید. مثلا حقوق خانواده، وقتی می گویند زنان هم می توانند ارث ببرند از مردان هم از عرصه و هم از اعیان، خوب این وقتی تصویب شد اجرا هم می شود. حاکمیت قانون بیشتر در مورد حقوق سیاسی است که نادیده گرفته می شود.
س: آقای عبدی برخی معتقدند که حمایت شما از آقای کروبی همان حکایت حب علی(ع) و بغض معاویه است. یعنی در حقیقت چون شما در زمان صدارت آقای خاتمی به زندان رفتید از ایشان دلگیری دارید بوی به کروبی آورده‌ايد. آیا این ادعا صحت دارد یا نشانه هایی در آقای کروبی می بینید که دلیل حمایت شما از آقای کروبی است؟
ج: انگیزه خوانی اصولا کار صحیحی نیست. کسی به درستی انگیزه من را نمی داند. من هم نمی دانم انگیزه دیگران چیست؟ آن چیزی که مهم است این است که انسان ها چطور انگیزه های خودشان را منعکس می کنند. آن را مورد ارزیابی قرار دهیم.
من قبل از اینکه آقای خاتمی بیاید همین جا هفته ای یک جلسه دو-سه ساعته می آمدم. به دوستانم هم می گفتم این آمدنِ من نیست. اگر کارکنم حرفه ای و تمام وقت کار می کنم. و اگر آقای خاتمی هم بیاید دیگر اینجا هم نمی آیم. علتش هم این است که تحلیلی از اوضاع دارم که به هیچ وجه حاضر نیستم در مقابل او قرار بگیرم، علیرغم اينکه مخالف آمدن ایشان بودم و تحلیلم را هم بیان کردم و به دوستانم هم گفتم چرا. در همان جا هم بيان کردم که ایشان یا نمی آید و يا اگر بیاید کنار می رود و یا اگر بماند رد صلاحیت می شود و یا اگر این هم نشود، از صندوق بیرون نخواهد آمد. من تعجب می کنم چرا موضوع به این سادگی را کسی متوجه نبود. اما هنگامی که ایشان رفتند کنار بلافاصله آمدم پیش آقای کروبی و گفتم حالا ديگر انتخابات شروع شده است.
فرقِ من این است که حتی یک نفر هم در ایران این کار را نکرده، حتی یک حزب هم این کار را نکرده است. من گفته بودم اگر بخواهم بیایم در انتخابات، اول تحلیلم را می نویسم. نه اینکه همینطور سرم را بیاندازم پایین و بگویم از این يا آن حمایت می کنم. به همین دلیل طولانی ترین مطلب امسالم تحلیل انتخابات است. «ورود به انتخابات از کدام منظر» که در روزنامه چاپ شده و در سایتم هم هست.
بنابر این انگیزه من هر چیزی که می خواهد باشد -که کسی نمی داند چیست-. وقتی کسی بتواند انگیزه اش را اینگونه کلاسه بندی بکند، باید به او احترام گذاشت. من هم به انگیزه دیگران که از کس دیگری حمایت می کنند کاری ندارم وگرنه می توانم برای دیگران انواع و اقسام انگیزه ها را بیان کنم. مثلا: می روند از دیگرا ن حمایت می کنند چون شانس رای دارد. پس پست به اینها داده خواهد شد. خوب این هم یک جور استدلال کردن است دیگر.
اتفاقا می گویند آقای کروبی شانس رای ندارد. پس انگیزه خوانی امر پسندیده ای نیست و باید در دنیای سیاست به شدت از آن پرهیز کرد. من هم انگیزه‌ام را نمی گویم، چون راهی برای اثبات آن ندارم. من با تحلیل خودم بیان می کنم که به دنبال چه هستم.
اما چرا آقای کروبی؟ در آن تحلیلم به خوبی توضیح داده‌ام. سه نفر می توانستند از جانب اصلاح طلب ها حضور داشته باشند و یک اتحادی را شروع کنند.
آقای خاتمی، آقای کروبی و آقای موسوی. آقای خاتمی نمی آمد یا اگر می آمد و جنبش راه نمی انداخت که در آن صورت رای نمی آورد. اگر هم میخواست جنبشی راه بیاندازد قادر نبود تبعاتش را بپذیرد.
در حقيقت مجموعه ایشان آمادگی این کار را نداشت. حکومت هم اجازه این کار را نمی داد. به یک درگیری ای کشیده می شد. پس ایشانمنتفی می شد.
از آقای موسوی هم بارها خواستند و نیامد و این بار هم تا آخرين لحظات نیامده بود. راستش را بخواهيد در آخرین لحظه هم من نمی دانم انگیزه ایشان چه بود؟ اما اگر قرار هست که من از کسی حمایت کنم دو شرط دارد. اول این که حضور او را قابل فهم بدانم (موضع آقای موسوی محدود به آخر اسفند نبود ایشان چهار سال فرصت داشتند که موضع گیری کنند. سخنرانی ایشان همراه با اعلام ورودشان است و به نظرم خیلی کار جالبی نیست. اگرچه برای ایشان خیلی احترام قایل هستم بدون تردید.)
برای من مهم است که کسی مستمر فعال بوده باشد. این کلیدی ترین است. من دوست ندارم که جایزه بدهند به سکوت. به اندازه سهم خودم، همان قدری که نقش دارم فعاليت می‌کنم. این یک دلیل.
اما یک دلیل مهم تری وجود دارد. به نظرم دوره حمایت کردن از این و آن گذشته است. ما نبايد حامی‌پروری کنیم، بلکه بايد مشارکت کنیم. یک میدان سیاست است و هرکسی میدان فراخ تری را ایجاد کند آدم های بیشتری می‌توانند در آن شرکت کنند. من نگاه می کنم ببینم در بین این نامزدها کسی چنان میدانی را فراهم می کند که من بتوانم متناسب با ایده هایم در آن مشارکت کنم؟ به عبارتی من هم بتوانم رنگ و نقشِ خود را بزنم در آن تابلوی فراهم شده؟
آقای کروبی شاید ظاهر سنتی داشته باشد، اما به نظر من نکته مدرنی در او هست که کسی به آن توجه نمی کند. و آن اینکه وقتی تصمیم گرفته که رئیس جمهور بشود دنبال این هم هست که رای شما را هم بدست بیاورد. وقتی دنبال رای شماست می پذیرد که مطالبات شما را هم پاسخ بدهد و این مهم ترین رفتار در سیاست است. برخلافِ دیگران که فکر می کنند باید تشريف بياورند و دیگران موظفند از آنها حمایت کنند. اینجا مهم نیست نتیجه انتخابات چیست. مهم این هست که انتخابات دارد به میدانِ پاسخگویی به مطالبات تبدیل می شود و ما به دنبال این هستیم.
این سیاستی است که آقای کروبی انتخاب کرده و من به اندازه مشارکتم می توانم به این تابلو رنگ بزنم. رنگی را که خودم دوست دارم. همه اگر این کار را بکنند آن وقت انتخاباتی خواهیم داشت به رنگ مردم.
س: آقای عبدی شما در سخنانتان در جلسه ای که با روسای ستاد داشتید گفتید که موافق حضور دو نامزد اصلاح طلب هستید و مخالف اجماع زودرس این دو نامزد هستید. دلیلتان چیست؟ دوست دارید این اجماع در لحظه آخر اتفاق بیافتد یا نه هر دو تا آخر در صحنه باشند؟
ج: هیجکدام. اصلا اجماعی که توی اتاق شکل بگیرد اجماع نیست. من و شما دو تا نامزدیم بیاییم اجماع کنیم که من باشم یا شما؟! چه ربطی به آن مردمی که در خیابان هستند دارد؟ اجماع در عمل رخ می دهد. نگاه کنید سال 76 آقای خاتمی آمد کس دیگری هم آمد؟ نه. چرا نیامدند؟ بخاطر این که او اجماع را در جریان اجتماعی به وجود آورد.
این بار هم اگر آقای خاتمی قادر بود به اینکه به راهش ادامه بدهد، این اجماع رخ می داد. اصلا مهم نبود که آقای مهندس موسوی وارد انتخابات شده. به نظر من آقای مهندس موسوی در مقابل آقای خاتمی در تبریز هم رای نمی آورد. اصلا اجماع به این شکل کار درستی نیست. اگر کسی توانست در بین مردم جنبشی راه بیاندازد، نگاه ها را به خودش جلب کند من و شما هم به او ملحق می شدیم. آقای کروبی هم به او ملحق می شود. اگر آقای کروبی هم بتواند، دیگران هم به او ملحق می شوند. این چه خطایی است که ما می کنیم. فکر می کنیم اگر هر دو یکی شدند مثل این دوتا لیوان است که آب را می ریزیم در یک ظرف بزرگتر! اصلا این طور نیست.
فراموش نکنیم میان رای گیری و انتخابات یک فاصله زیادی هست. انتخابات از چند ماه گذشته شروع شده و از این به بعد اوج می گیرد. رای گیری هم هفته آخر است که ما فکر کنیم به کی رای بدهیم و به چه کسی رای ندهیم.
آیا می شود که این دو با هم ترکیب بشوند یا نه؟ من معتقدم هیچ یک از نامزدها قادر نخواهند بود که یک حرکت عام را راه بیاندازند. آن کسی هم که قادر بود انصراف داد. در نتیجه خیلی تاکیدی بر انصراف نیست. فشار برای کنار رفتن جز اینکه اعتماد به نفس افرادی را می رساند که به خودشان اعتمادی ندارند، نتیجه دیگری به نظر من ندارد. یکی برود کنار آن رای های باقی مانده در اختیار اینها نیست در اختیار خود رای دهنده است. چه بسا آن رای ها خواهد رفت به سمت شخص ثالث.
س: نظرتان درباره کمیته صیانت از آرا چیست؟ آیا این را ضروری می دانید؟
ج: کمیته صیانت از آرا در کل دنیا وجود دارد. همه نامزدها وظیفه شان این است که از آرای مردم که به آنها می دهند صیانت کنند و برای مردم هم همین طور است. یک وقت‌هایی که نظارت با چالش مواجه می شود، این کمیته طبيعتاً پر رنگ‌تر می شود. مثل پولی است که در جیب شماست و در یک جامعه ناامن تر احتیاج به دقت بیشتر هست. اتفاقا نهادهای نظارتی اگر صداقتی در آنها هست باید از این امر دفاع کنند نه این که ناراحت شوند.
به نظر من تشکيلِ کميته‌ي صيانت از آرا یک اتفاق مهم و مبارکی هست توی ایران و باید جدی هم گرفته شود. هدفش هم فقط این نیست که جلوی تقلب را بگیرد، بلکه باید دفاع کند از شفافیت.
مثلا نتایج تمام این صندوق ها در کشور کامپیوتری است. نتايج تمام سايت‌ها را بگذارند روی سایت. یکی از دلایلی که بعضی نگران هستند که از آراشان صیانت صورت نگیرد این است که این ها را شفاف بیان نمی کنند. به نظر من یک خواسته کاملا عادی است. نه اینکه هزینه اضافی داشته باشد، چون همه اين اطلاعات موجود هست. بعد هم انتخابات ریاست جمهوری است چهار یا پنج تا نامزد که بیشتر نیست. می نویسند تعداد آرا، تعداد برگه های اخذ رای، مأخوذه، غلط، باطله و... همه را می نویسند. همه اینها را بگذارند جلوی چشم ملت، بعد هم جمعش را بگویند. در حقیقت کمیته صیانت می تواند یک نهاد جدی باشد برای حفظ اعتبار آرا.
س: آقای عبدی می‌شود خلاصه و در چند چمله بفرماييد چرا آقای کروبی؟
ج: چند دلیل دارد. من دلیل تحلیلی ام را به تفصیل گفتم. البته خوب ویژگی های شخصیتی آقای کروبی هم مهم هست. قاطعیت ایشان در دوره ریاست مجلس مثلاً. ایشان وقتی گفت آقای فلانی باید از زندان آزاد بشوند و تهديد کرد که «من ادامه نمی‌دهم»، پاسخ گرفت. فکر می کنم یکی از دلایل شکست اصلاحات به نوعی همین عدمِ قاطعیت بود. ولی آقای کروبی نشان داده در یک جاهایی می ایستد. و مملکت هم به چنین چیزی نیاز دارد. توانش هم در گفت و گو و تعامل با حکومت هم از نقاط مثبت اوست.
س: با توجه به اینکه اینترنت در حال حاضر جزو زیرساخت های ارتباطی کشور محسوب می شود و نيز تلاشِ جناح مقابل به منظور محدود کردن این پدیده، چه از نظرِ محدود کردن سرعت و جه از لحاظِ فیلتر کردن بی ضابطه، به نظر شما آقای کروبی به عنوان رئیس جمهور آینده چه کاری می توانند در اين زمينه انجام دهند؟
ج: وجه متمایزی که می شود بین نامزدها گذاشت نگاه مثبت ایشان به اینترنت هست. به خصوص در ایران این نگاه اهمیت دارد. بخاطر بسته بودن رسانه‌های رادیو و تلویزیون و مطبوعات. این تنها جایی است که ما می توانیم هویت خودمان را بسازیم. تعامل با یکدیگر داشته باشیم.
یکی از دلایلی که در ایران کاربر اینترنتی در قیاس با زیرساخت ها بیشتر هست به این علت هست که آدم ها به دنبال مفری هستند برای ارتباط با دیگران. اگر زور روئسای جمهور به گرفتن رادیو و تلویزیون نمی رسد (که البته آن هم می رسد) جایی که دستشان خیلی باز هست همین جاست. اینترنت را پر سرعت کنند هزینه آن را پایین بیاورند با نگرفتن مالیات از این بخش، رقابتی کردن آن و اصلا ارزش باشد این کار. اگر این اتفاق بیافتد من یقین دارم که حکومت مجبور می شود راه رادیو و تلویزیون را هم باز کند. به خاطر اینکه در رقابت با اینترنت آنها دچار بحران خواهند شد.
بنابراین مشخصه اصلی نامزدها را باید در این دید. اين در حقيقت عرصه‌ایست که غیر دولت کسی نمی تواند در آن دخالت کند و در اختیار وزارت ارتباطات هست و در بیانیه شهروندی آقای کروبی به وضوح این قضیه با ذکر جزئیات بیان شده.
س: فرمودید دولت اگر بخواهد می تواند رادیو و تلویزیون را بگیرد. اين چطور امکان‌پذير می‌شود؟
ج: به همین شکل بلاموضوع اش می کنید. وقتی رقیب برای آن درست کردید رادیو و تلویزیون مجبور می شود که خودش را درست کند. ببینید چرا رادیو و تلویزیون چرا این همه از شبکه BBC فارسی می ترسد؟ برای این که حس می کند دارد جایی را از دست می دهد. وقتی رسانه دیگری آمد باید خودش را اصلاح کند. فکر می کنید چرا با اینترنت بد هستند؟ چون رقیب را حاضر نیستند بپذیرند. خوب رقیب وقتی آمد تاثیر می گذارد روی او. اینترنت موازنه رسانه ای را در ایران به هم می زند.
س: اگر بخواهم خلاصه کنم یعنی به جای اینکه بیایند تلاش خودشان را مصروف این بکنند که رادیو و تلویزیون را بگیرند، فضای اینترنت را در اختيار بگیرند، رادیو و تلوزیون خودش خواهد آمد.
ج: کاملا صحیح است. رادیو و تلویزیون دست اوست، خوب دست این طرف هم بیافتد فرقی نمی کند، جفتش بوق است. بحث برسر این است که رقابت باشد. آزادی رسانه ای داشته باشیم. وگرنه بوق دست هرکسی باشد بوق است. شما باید رسانه داشته باشید. رسانه هم رکنِ اساسی اش رقابت است. هنگامی که رقابت نداشته باشید رسانه به سرعت تبدیل به بوق می شود.
خسته نباشيد آقای عبدی و ممنون از وقت شما!


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

فریدون :

جناب عبدی
مقام رهبری در اولین موضع گیری رسمی و در بدو ورود جدی به موضوع انتخابات، مطرح شدن بحث سلامت انتخابات و هر گونه موضوع مرتبط با آن(و طبیعتا کمیته صیانت از آرا ) را به شدت نکوهش کردند
به اعتقاد جنابعالی آیا این موضع گیری و واکنش شبیه و موجد همان حالت و واکنشی نیست که ورود آقای خاتمی از موضع اصلاحات و ایجاد جنبش اجتماعی میتوانست ایجاد کند و شما مخالف آن بودید؟
به عبارت ساده تر تصور نمیکنید زیادی درست و دقیق به هدف زدید یا هدف را به طور شفاف نشانه رفتید؟و با این کار نقض غرض کردید؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من قبلا هم گفته ام برداشتم این است که رهبری علاقه ای ندارد که انتخابات بکلی زیر سوال برود این نکته بر خلاف خواست بخشی از جریان موجود است که بدشان هم نمی آید که چنین اتفاقی رخ دهد . اما زیر سوال نرفتن انتخابات لوازمی دارد و آن شفافیت است . انتخابات باید به قدری شفاف باشد که بازندگان بلافاصله نتیجه را بپذیرند و اگر چنین نکردند خودشان محکوم شوند. این که در دوره قبل رییس مجمع تشخیص مصلحت و رییس فعلی خبرگان شکایت به خدا برده مساله مهمی است یا وی درست گفته یا نادرست. اگر درست گفته نهاد انتخابات مشکل داشته و اگر نادرست گفته صریحا باید برخورد شود و جامعه و حتی رای دهندگان به وی او را محکوکم کنند اما هیچکدام اتفاق نیفتاده پس باید اشکالی در کار باشد برای رفع این اشکال چند راهکار قانونی وجود دارد که باید رعایت شود و همه از آن و سلامت انتخابات منتفع شوند. به این راهکارها پرداخته خواهد شد.



۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۴ قֽظֽ | Reply

:

جناب آقای عباس عبدی

مایلم این را بدانم آیا شما هم مثل من معتقدید که مصاحبه با کمپین 88 شرح دقیق ترین نگاه و کامل ترین بیان شما از مسائل اجتماعی و روند سیاست در جامعه امروز ایران بوده است ؟ تبریک صمیمانه ام را بپذیرید .

کولائیان
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
چون محدودیت زمانی برای طرح مسائل بود طبعا باید دقیقتر و خلاصه مطرح می کردم اما نکته چندان نا گفته ای نگذاشتم.

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۳ قֽظֽ | Reply

حبیب ت :

فقط ميتوانم بگويم عالي!
کسب آراء و به ميدان کشاندن مردم از پائين ميتواند شروع شود و نه از طريق توسل به متوليان تاريخ گذشته ائي که دوران متولي گري و زعماتشان بر مردم شسپري شده است!

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۷ قֽظֽ | Reply

ترابی :

بیشتر ِ مصاحبه را دیدم. نظرتان را راجع به "اجماع" خیلی پسندیدم.
موفق باشید

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۹ بֽظֽ | Reply

جاويد :

واقعا بسيار عالي و موشكافانه بود ، ولي فكر ميكنم كه اين مفاهيم بايد بيشتر به زبان مردم كوچه و بازار گفته شود.هر چه اين مفاهيم ملموستر و دم دست تر ارايه شود ، قدرت جذب توده ها بيشتر مي شود.به عبارتي، چون بازار هدف اين محصول سياسي همه مردم هستند ، لاجرم بايد با زبان همانها اين محصول ارايه شود.

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۴ بֽظֽ | Reply

مهدی م :

جبیب آقا مگر قرار نبود به هم نپریم؟
بجث ها رو شخصیتی کنید که بعید است جناب کروبی سذبلند بیرون بیایند. شیوه عباس عبدی بهترین راه است. ما را که یارای رنگ زدن تابلوی انتخابات نیست. باید شور بیافرینیم و آنها که می توانند نقاشی کنند. بدین کار مشغول شوند.
الان رای به هر دو کاندیدا برای شخص من ریسک دارد. مشکل این است که موسوی را نمی شناسینم و کروبی را می شناسیم. ولی موسوی دارد شکوفا می شود. گرچه از این برنامه های مستند نداده بیرون که بعدا گریبانش را بگیریم.

آقای عبدی در خصوص صیانت از انتخابات که جناب فریدون نوشته اند، دقیقا الان چه استراتژی و راهبردی ظراحی شده است؟ ایا نقشی برای هاشمی وجود دارد؟]

/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
قاعدتا در موقع مناسب ارائه می شود الان وقت بحثهای دیگر است.

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۱۲ بֽظֽ | Reply

امید :

از اینکه می بینم در راه پیش گرفته، جدی و مصمم هستید ، و از اینکه می بینم خود را با وجود تمام کم خوابیها و ناراحتی های جسمی موظف به پاسخگویی به تمام سؤالات ابهامات ،میدانید خوشحالم.... واقعا در طول این سی سال، این نحوه ی برخورد همراه به سعه صدر ، همراه با احترام با مردم و نظرات مخالف آنها و این شفافیت و این پاسخگو بودن بی نظیر است.موفق باشید و پاینده
شایسته توجه است که شاید - همانطوریکه خود نیز در ابتدا تاکید کرده و توجه داشته اید- شاید در این دوره هم - به دلیل بی اعتمادی شدید و مفرط مردم و ....- ، تیم شما و ایده ی شما موفق نشود و مردم هم از شما پشتیبانی نکنند - که طبیعیست - ولی مطمئنم این روش به دلیل همخوانی با طبیعت ، به زودی گسترده خواهد شد و به میوه خواهد نشست همانگونه که وقتی مارتین لوتر کینگ رویایی داشت .... سالها بعد این رویا و این درختی که او کاشت به واقعیت پیوست و می بینیم که امروز یک سیاه پوست بعنوان میوه ی آن درخت در راس پر قدرت ترین کشور دنیا قرار گرفته که بیانش و صداقت چهره اش همه را مسحور کرده ...، و گفتنی است در ظرف همین مدت کم مسئولیت باراک اوباما از لحاظ حجم کاری رئیس جمهوری بی سابقه بوده به اندازه ای که در تاریخ معاصر تقریبا هیچ رئیس جمهوری در آمریکا به اندازه رئیس جمهوری فعلی فعال نبوده آنهم در شرایط که در بدو ورود به کاخ سفید آوار دو جنگ عراق و افغانستان و نیز بحران اقتصادی آمریکا به او تحویل داده شده ولی با این وجود به دلیل فشار مردم و خواست مردم و مطالبات مردم و هنرمندان و نخبه ها ..... در بدو ورود به کاخ سفید به سرعت با مشکلات پیچیده در عرصه های مختلف دست و پنجه نرم کرده است.
اولین رئیس جمهور آفریقایی تبار آمریکا از همان بدو ورود شماری از سیاست های دولت قبلی آمریکا از جمله در زمینه محیط زیست و تحقیق درباره سلول های بنیادی را تغییر داد. باراک اوباما در این مدت با انجام سه سفر خارجی برای بهبود وجهه آمریکا در سطح بین المللی تلاش کرد، وی حتی با منتقد سرسخت آمریکا هوگو چاوز، رئیس جمهوری ونزوئلا، دست داده و تعدادی از تحریم های آمریکا علیه دشمن دیرین واشنگتن یعنی کوبا را لغو کرد...اما مهم ترین تلاشش برای تشکر از مردمی که به او امید بسته بودند ، خارج کردن آمریکا از رکود اقتصادی فعلی است ... قابل توجه است که باراک اوباما در روز دوم ورودش به کاخ سفید دستور داد بازداشتگاه جنجال برانگیز گوانتانامو ظرف یک سال تعطیل شود... همچنین همانطوریکه مستحضر هستید اخیرا مدارک فوق سری توسل دولت جورج بوش، رئیس جمهوری سابق، به شگردهای خشن یا به تعبیری "شکنجه" علیه متهمان به تروریسم را علنی کرد.....

با این مقدمه ی طولانی
سؤال:
با توجه به سابقه سیاسی در این سی سال ، مرز ادامه و پا پس کشیدن یک رئیس جمهور وفادار به مردم و به قول و قرارها و شعارهای خودش کجا باید باشد؟
چون به نظر من هم زود پا پس کشیدن یک رئیس جمهور از مبارزه برای تحقق خواستهای مردم مضر و تخریب کننده ی اعتماد و روحیه ی مردم است .... و هم دیر واکنش نشان دادن او و دنباله روی کردن و پشت پا زدن به اهداف متعهد شده و تدارکاتچی شدن
این مرز ، کجاست؟
و از همه مهمتر
شما از مشارکت صحبت میکنید و همانطوریکه میدانید برای مشارکت احتیاج به بسترسازی است و مهمترین و اصلی ترین بستر ، تضمین امنیت تجمعات مردمی است و آزادی آن ...همانطوریکه میدانید در این سی سال ، عده ای این آزادی تجمعات را - به هیچ وجه من الوجوهی حتی برای رئیس جمهور - بر نتافته اند( تحمل نکرده اند) و با هر حربه ای از چماقداری و تجهیز و تشویق آنها گرفته .... تا روشهای تهدید دیگر.... و دستگیری و زندان و ..... به هر شکل مانع از مشارکت مردم در جمع شدن و بر هم زدن موازنه قوا از اینطریق شده اند-- البته کتمان نمی گنم که در بد ورود به دلیل اینکه این تجمعات سالهای سال قدغن بوده و نوعی حرص و ولع را ایجاد کرده ، خوب ممکن است در ابتدا به ساکن کمی تندرویهایی هم در این تجمعات دیده شود، حتی برخی از همان کسانی که این تجمعات را بر نمی تابند ، خواهند آمد و آب را گل آلود خواهند کرد -- بنظر شما چگونه می توان با وجود مشکلات سی ساله حاکمیت در این امر( داشتن تجمعات) با توجه به اراده و خواست ِ مخالف تجمع مردم توسط اقتدارگرایان ، می توان مردم را به مشارکت - و به صحنه ی حمایتی به منظور بر هم زدن موازنه قوا- دعوت کرد؟ و تجمعات را آنها را رسمیت بخشید ؟ لٌب کلام ، یعنی چگونه با معضل چماقداری و تهدیدات طرف مقابل برخورد میکنید؟
در این رابطه گفتنی است که بودجه ی عظیم و بی سابقه ی تبلیغاتی آقای اوباما را ، مردم ، با دادن ده دلار و بیست دلار خود فراهم کردند و به این طریق بود که مردم توانستند موازنه قدرت اقتصادی تبلیغات را به نفع او بر هم بزنند و آقای اوباما هم الحق به مردم وفادار ماند و .... به وسیله تجمعات و سخنرانیها خود در آن تجمعات مردمی توانست خواستهای مردم را به زبان بیاورد و قول تغییر را به آنها بدهد و ..... در نهایت توانست مردم خاموش را به صحنه بکشاند...و معادله ی قدرت را به هم بزند
با این صغری و کبری چیدنها
سؤال آخر ( البته به تجربه میدانم که وقتی سؤالات زیاد شود ، هیچکدام پاسخ نخواهند گرفت!! ولی از اینکه هی ، پشت سر هم هم کامنت بگذارم ، چندان راضی نیستم )
بالاخره سی سال تجربه کشمکش و تلاش ...همچون سایه ما را دنبال میکند و بالاخره خیلی چیزها بنادرستی نهادینه شده .... قوانین ناعادلانه و خیلی مسایل غیر منصفانه که احتیاج است کسی که دلسوزانه باغبانی این دوران را به عهده دارد تحمل خارها و تیغ ها را بکند .... فکر میکنید اگر کسانی که پشت سر حاکمیت مخفی شده اند خواستند با توجه به در اختیار داشتن مجلس فعلی همان بلایی را که سر بنی صدر آوردند سر آقای کروبی بیاورند ، دفاع شما چگونه خواهد بود؟ دیدیم که در آن دوران تظاهراتی که به نفع بنی صدر سازمان دهی شده بود به گلوله بسته شد و آن جو خشونت و پر هزینه به جامعه تحمیل شد ، طرح شما برای جلوگیری از این ضایغات چیست؟آیا فکر میکنید آقای کروبی تافته ی جدا بافته ای دز این زمینه هستند که حاکمیت با یکی دوتا تهدید ایشان پا پس می کشد؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
الان حس لازم برای پرداختن به این موارد ایجاد نمی شود البته در باره مشارکت باید گفت اراده برای مشارکت مثل آب است که در برابر سنگهای غیر قابل رسوخ هم بالاخره راهی برای برون رفت پیدا می کند.

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۴۳ بֽظֽ | Reply

بهرام :

اين احتمال دور از ذهن نيست كه در هر صورت هر دو نامزد اصلاح طلب ‘ مطالبات مردم و نكاتي اساسي كه زمينه را براي طرح عمومي مطالبات و پيگيري آن تا مرحله تحقق فراهم مي كند را مي شناسند اما شايد در انتخاب تاكتيك و روش با هم تفاوت هايي داشته باشند. و شايد هم يكي از نامزدها هنوز در اين زمينه آبديده نشده و تا تجربه كند و اين تجربه باعث تغيير در روش ها و تاكتيك ها شود زمان مي برد. اما شما ترديدي در اين داريد كه هر دو نامزد اصلاح طلب در جريان نيازهاي جامعه و مردم هستند و خود مي دانند كه تن دادن به اين نيازها امري ضروري واجتناب ناپذير است؟ به بياني دقيق تر هر يك از دو نامزد اصلاح طلب به خوبي مي دانند كه بحث حقوق شهروندي‘ آزادي هاي مصرح در قانون اساسي‘ اينترنت ‘ بحث نفت‘ درآمد دولت‘ ضرورت ايجاد توازن در قدرت دولت و مردم‘ موقعيت جهاني كشور‘ از مطالبات جدي مردم و ضرورت هاي انكار ناپذير است و تا اين امور تحقق نيابد و پاسخي عملي و منطقي به اين مطالبات داده نشود امكان ندارد كه بتوان جلوي اين سيل را گرفت‘ لذا با اين توصيف به نظر مي رسد تفاوتي در برداشت نامزدها از موقعيت و شرايطي كه جامعه و كشور در آن قرار گرفته و حقايق موجود در جامعه وجود ندارد فقط شايد در نوع تاكتيك و برنامه اي كه به منظور عبور موفقيت آميز از اين شرايط تا حدودي تفاوت ديدگاه وجود دارد لذا به نظر نمي رسد كه در اصل موضوع ترديدي وجود نداشته باشد. اينطور نيست ؟ شما خود اعتقاد به اين واقعيت داريد يا نظرتان چيز ديگري است؟ پاسخ شما را دريافت كردم نكاتي ديگري را مطرح خواهم كرد. البته نكات اشاره شده از جانب بنده به معناي حمايت از يك كانديدا و قرار گرفتن در مقابل نامزد ديگر انتخاباتي نيست فقط مي خواهم نتيجه از ميان اين گفت وگو بگيريم .
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به لحاظ اقتصادی دو دیدگاه تا حد زیادی متفاوت دارند.

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۴۷ بֽظֽ | Reply

محمد حسین :

به انگیزهء "انگیزه خوانی"
که زیاد تکرار می شود

یک امتیاز بزرگ آقای کروبی این است که هیچ حزب اصلاح طلبی از او حمایت نکرد، اگر دست اندرکاران ستاد ایشان این کامنت را می بینند ، به آنها پیشنهاد می کنم همین موضوع را تبلیغ هم کنند تا رای دهندگان در همهء ایران این را بدانند در تیتر درشت اعتماد ملی هم این را بنویسند.احزاب اصلاح طلبی که از انتخابات مجلس هفتم تاکنون نتوانسته اند حتی یک و فقط یک پیروزی سیاسی کسب نمایند! چرا که تحلیلهاشان غلط است، استراتژی شان اشتباه است،آرایش نیروهای رقیب را درست نمی شناسند، محور حرکت رقیب را به خوبی محاسبه نکرده اند،پیش بینی شان از اوضاع آینده مقرون به صحت نبوده است، چشم انداز پیش برنده ای از آینده ندارند(بی آیندگی)و...!می فرمائید به چه جرأتی اینها را می گویم؟ همین قضیهء آمدن و رفتن آقای خاتمی را ملاحظه بفرمائید یک پروژهء کامل است.
بعد هم انگیزه خوانی و پیغام و پسغام رساندن، حتی حکم اخلاقی دادن که مثلآ : تحلیل تو خیانت است و هر کس مثل تو تحلیل کند خائن است!یا دستکم اینجا و انجا این حرفها را نزن و....
مثل همیشه ، مثل سالهای اصلاحات که فلان مقام دولت خاتمی صبحهای پنجشنبه با فلان آقازاده -که خدای رانت خواری بوده و هست- صبحانه می خورد و اکنون لابد انتظار دارد مردم شهرستان بدبخت و محرومی که شاهد این ماجرا بودند به کاندیدایش رأی دهند.
جناب اقای عبدی
خوشحالم که دم این انتخابات (برخلاف سکوتهای شش ماهه و گاه و بیگاهت در انتخاباتهای گذشته )نه تنها سایتت را نبستی که بازش هم کردی و اکنون هم حرفهایت دارد به ثمر می نشیند و هم مروتت با دوستان-منظور همان اصلاح طلبان فوق الاشاره- و مدارایت با دشمنان،حتی اگر آقای کروبی رای نیاورد.حتی اگر کروبی خیانت کند(خانهء پرش را عرض می کنم).
اتفاقی که در ماجرای آقای کروبی می افتد این است که روشنفکران و توده دارند همپای هم حرف می زنند، هریک حرف خودش را جوری می گوید که روی دیگر سکهء حرف طرف مقابل است و هنر کار، این است.
کاش دوستانی که به دنبال لحیه می گردند، پیغام و پسغام برای سکوت می دهند،حکم می دهند که فلانی باید کنار برود، کار فلان دیگر و تحلیل بهمانی خیانت است(به کی یا چی ؟ نمی دانم)،چشمان خود را باز کنند، چشمانی که سالهاست در حلقه چاههای کنده شده در 8 سال اصلاحات خیره شده تا کفتری بپرد و آن را بگیرند، پشت وجههء این و آن قایم شوند و فکر کنند قدرت سیاسی با معروفیت و نام و عنوان و پس برو و پیش بیا و دستور و نفرین و تکفیر و تمسخر و هجو و تحقیر و کذا و کذای این و آن فراهم شدنی است ....
تکانی بخورند ، خود را به فراخنای دشت باز و آزاد اندیشه ورزی بسپارند و به نام خود و آبروی خود و دانش خود و حرفه دانی خود آستین بالا بزنند و حتی امثال آقای عبدی را از همین موضع نقد کنند و ببینند وقتی فارغ از کسب قدرت تلاش می کنندبرایشان چه فضای لذت بخشی فراهم می شود وانگهی که بیگمان خود را به کانون اصلی قدرت سیاسی –یعنی مردم- نزدیک می بینند و این خود به تنهایی یعنی پیروزی!

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۵۹ بֽظֽ | Reply

omid :

آقای عبدی
همان گونه که اطلاع دارید یکی از حفره های سیاه مملکت ما نبود احزاب به معنی حزب واقعی است... ( حزبی که از بین مردم عضو می پذیرد... کنگره میگذارد ....به سؤالات مردم پاسخ می گوید .... واز محله ها و شهرها و با مشارکت مردم تصمیم گیریهای کلان ، ساخته و پرداخته ،و به مرکزیت حزب میرسد )
بنظر شما اولا
حزب اعتماد ملی، توان این را دارد و اصولا میخواهد واقعا این حفره را تا اندازه ای برای آینده ی سازماندهی مشارکت مردم پر کند ؟
و در ثانی آیا راهکاری در نظر گرفته شده تا در این زمان مناسب انتخابات ، که این کمبود بخوبی احساس میشود ، حزب اعتماد ملی تشکیلات خود را بعنوان یک حزب فراگیر و نیمه دولتی ، در تمام کشور بنیانگذاری کند؟ تا اگر لااقل در انتخابات برنده نمیشود، حداقل حزب خود را تثبیت کند؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من اطلاع دقیقی از وضعیت این حزب ندارم.

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۶ بֽظֽ | Reply

محمد.ب :

به اینترنت و ... اشاره کردید.. چرا آقای کروبی هیچ سایت رسمی ندارد
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دارند. از همان کمپین 88 و سایت سحام نیوز موارد و سایتهای مرتبط را پیگیری کنید.

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۵۵ بֽظֽ | Reply

Dalghak.Irani :

1- مهدی کروبی به روزنامۀ"حاج حسین آقا" جواب نداده! کروبی گفته:[ اکنون که وقت ندارم] بعداً به شریعتمداری بگویید توی کلاسم جا برای او هم هست. افشین قطبی یاد بگیرد؛ ماکه قرار نیست برای نباختن بازی کنیم ما"با ما برنده ایم" شروع کرده ایم وهمۀ حواسمان باید به توان وآرایش تیم خودمان معطوف باشد؛ نه جنگ روانی- بهر دلیل- دربالای جدول. چلسی گاس هیدینگ یک تساوی خوب را از تیم رویایی( بارسلونا) گرفت. گاس می خواست گل نخورد ونه اینکه گل بزند. پس بیشترین تمرکزش را برد روی دفاع واز مهره های تکنیکی اش حتی خواست که لباس مبارک فعلگی بپوشند در از کار انداختن سوپر استارهای یاران" لیونل" ما که می خواهیم- برد ما قطعی است- انتخابات را ببریم چکار داریم به حریف-البته درمتن- در حالی که باور کنید هیچ سوپر استاری هم در تیم مقابل نیست. قالی باف عزیز هم که حاضر نشد خودش را خراب کند!
2- هنوز انقلاب یک ساله هم نشده بود که در همین کیهان- مال برادر حسین نشده- مصاحبه ای خواندم با عرب آدمی بنام" پیر شماس" که هم کارشناس نفت بود وهم ایران قبل از انقلاب را دیده بود. خبرنگار کیهان ازاو خواسته بود که مقایسه بکند دیده هایش در دوسفر متفاوتش به واز ایران را! پیر شماس گفته بود: در سفر اولم ایرانیان را دیدم که قدم بر ابرها"پز" می گرفتند ولی اینک که مجدداً در ایران هستم ایرانیان را می بینم که بر روی زمین پا سفت می کنند. خب ما خیلی خوشحال شدیم که از آن حماقت پروازبه وضع طبیعی برگشته ایم. حداقل فایده این است که باکله نمی آییم روی آسفالت داغ!
3- سالها گذشت که می گذرد متأسفانه! تا اینکه دختر نازنینم" مسیح علی نژاد" آن مقالۀ نازنین" دلفین ها"یش را نوشت خطاب به سفرهای استانی رییس جمهور احمدی نژاد. شور بختانه من بازهم خوشحال شدم- این بار دیگرمی دانستم که نباید بنویسم ما خوشحال شدیم مثل بار پیش- چون که دیدم نسلی بسیارجوانتر از من هنوز غم"پز" ایرانیان پاپتی مانده ای را دارد که برای یک سولۀ ورزشی یک بار مصرف برای فرزندانشان کیلومترها ساعت به انتظار صدقۀ رییس و رییس ورییس شان می مانند ومی دوندواز فرط علاقه"بیهوش" می شوند- عین تعبیر از سخنگوی دولت مهرورز- ونه" مدهوش". آری عزیزانم! خداوند بزرگ هیچگاه این" پز" ورؤیای پرواز را از ما نگیرد. بقیه اش می شود شکم و زیر شکم که بدون دریوزگی هم قدیم بوده ونه حادث!
4- این ها چه ربطی به انتخابات دارد و نازنین مصاحبۀ عباس عبدی در این جا؟ خودم هم نمی دانم. اگر کسی ربطش را پیدا کرد به خودم هم بگوید. ولی مگر همه چیز به هیچ چیز- حالا برعکس- ربط داشته باشد –مثل همیشه-"هیچ چیز"یا"همه چیز" عوض می شود؟-نه مثل همیشه-یا...هو

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۵۵ بֽظֽ | Reply

سعید :

با سلام
پیشنهاد می کنم که کلیپهای تصویری را با فرمت gp3 در سایت قرار دهید تا امکان دانلود و انتقال آسان آن از طریق بلوتوث گوشی های موبایل فراهم شود. لطفا عجله کنید انتخابات نزدیک است
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
با همان سایت تماس بگیرید.

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۳ بֽظֽ | Reply

:

آقای عبدی لطفا در مورد رفع فیلترینگ سایت های خبری و افزایش سرعت آن از آقای کروبی بخواهید قول ایی متقن بدهد هم رای آور است و برای پیشبرد اصلاخات واقعا لازم. لطفا نظرات بنده را نمایش ندهید
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آنچه که در بیانه حقوق شهروندی آمده است را اجرا می کند. اما بیش از آن را باید بررسی کرد.

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۵۰ بֽظֽ | Reply

محمودموسايي :

ازسلامت انتخابات غافل نشويم.

وقتي صحبت از سلامت انتخابات مي شود فقط دزديدن راي مدنظر نيست بلكه سلامت انتخابات شامل سه مرحله مهم است (قبل ازانتخابات-حين انتخابات-بعدازانتخابات)

به خاطر حساسيت بالاي انتخابات رياست جمهوري دهم اين پنجمين نوشتار من در ضرورت ولزوم توجه به برگزاري انتخابات سالم است ،البته تا قبل از انصراف خاتمي اصلاح طلبان به خاطر احتمال بسياربالاي پيروزي درانتخابات بيشتربه لزوم توجه به سلامت انتخابات ونقش آن در تعيين فرد پيروز اشاره مي كردند اما با ورودميرحسين به خاطر نزديكيش به اقتدارگرايان حساسيت روي سلامت انتخابات ازجانب او كاهش يافته است اما مهدي كروبي همچنان نسبت به سلامت انتخابات هشدارمي دهد ودرآخرين موضعه گيري خود تهديد كرده است اگر نمايندگان روي صندوقها منع ويا تحت فشار قرارگيرند اقتدارگرايان رابمباران خبري خواهد كرد والبته با موضع گيري كه از او درقبال عدم سلامت انتخابات نهم سراغ داريم قطعا اين كار را خواهد كرد.
ازآنجايي كه تا برگزاري انتخابات زمان زيادي باقي نيست مي طلبد اصلاح طلبان بويژه طرفداران مهدي كروبي بكوشند تا شرايط را براي برگزاري ونظارت بر روند برگزاري انتخابات برنامه ريزي كنند.
اما سه مرحله برگزاري انتخابات وتغلباتي كه صورت گرفته ويا احتمالا صورت مي گيرد.

سلامت انتخابات قبل از برگزاري آن
معمولا نقض سلامت انتخابات قبل از برگزاري بيشتر از سوي جريان حاضر در قدرت صورت مي گيرد چراكه از تمامي ابزار واهرمها برخوردارد است.از مهمترين موارد ناسالم شدن قبل از برگزاري،رد صلاحيت ها-تخريب وتهديد كانديد اصلاح طلب،بهره گيري از بيت المال وتوزيع آن براي جذب راي(توذيع سيب زميني-سكه-خرما ودرجديدترين نمونه سهام به 40ساله ها وصدها مورد ديگر كه انتظار ميرود در روزهاي آتي وارد بازارشوند) استفاده از رسانه ملي درجهت تبليغ براي كانديدي خاص-برگزاري نشستها دراستانداريها،فرمانداريها،شوراها ومراكز دولتي وتشويق وتبليغ به حمايت از دولت كنوني،نمونه هاي از موارد ناسالم كردن روند برگزاري انتخابات است

سلامت انتخابات حين برگزاري

شايع ترين موارد ناسالم كردن انتخابات دركشور حين برگزاري انتخابات است از جمله طولاني شدن زمان ريزي وبه تاريكي كشاندن ان-عدم تطابق تعرفه هاي مصرف شده با آماربرخي مناطق،مهندسي شدن حوزه هاي انتخاباتي به نفع جرياني خاص،تبليغات د ر حوزه هاي اخذ راي ،خريد آرا در روز انتخابات،سوءاستفاده ازصندوقهاي سيار و....نمونه هاي از تخلفات انتخاباتي دوره هاي گذشته است وازآنجايي كه مديريت همه اين موارد درحيطه اختيارات ستاد انتخابات كشور و وزارت كشور است ،در صورت وجود ومشاهده هر كدام از موارد بالا مقصر اصلي وزارت كشور خواهد بود،باتوجه به مديريت انتخابات توسط وزارت كشور دولت نهم انتظارمي رود اصلاح طلبان نسبت به روندبرگزاري انتخابات دهم هوشيارتر باشند.

سلامت وصيانت از آراي مردم پس از انتخابات

چه بخواهيم وچه نخواهيم اين طرز تفكر دركشور ما غالب شده كه نتيجه انتخابات از قبل مشخص شده وهركس را خودشان بخواهند اعلام مي كنند.من نه اين طرز تفكر را كاملا رد ونه كاملا تاييد مي كنم ولي معتقدم رواج اين تفكر خود دليلي بر ناسالم كردن انتخابات خواهد شد.مهدي كروبي هنوز هم معتقد است در انتخابات نهم نتيجه واقعي قرائت نشد واز هم اكنون با موضع گيري هاي خود هشدار مي دهد كه برخورد خواهد كرد،اما ميرحسين تا كنون موضع گيري نكرده است.از آنجايي كه شمارش آرا صندوق به صندوق جداگانه اعلام مي شود انتظارميرود وزارت كشور آرا را به تفكيك وجدا ازهم عنوان كند واز ارائه آمار كلي پرهيز كندو نمايندگان كانديدها تا آخرين لحظه قرائت آراي نهايي محل نظارت خود را ترك نكنند.


جهت طولاني نشدن نوشتار مواردي را بعنوان راهكار براي سالم كردن روند انتخابات به صورت تيتر وار متذكر مي شوم
1-موضع گيري وهشدار كانديداها نسبت به لزوم سلامت انتخابات
2- شفاف سازي اوضاع كنوني كشور براي مردم به خاطر جلوگيري از سوء استفاده هاي كنوني
3-معرفي نيروهاي زبده وماهر ازجانب كانديدها روي صندوقهاي اخذ راي
4-جلوگيري از مهندسي كردن انتخابات درحوزه هاي خاص ونظارت ويژه بر حوزه هاي مورد ظن
5-آگاه كردن مردم به لزوم احساس مسئوليت درقبال راي خود
6-بررسي آمارهاي مناطق ومقايسه در صورت عدم تطابق آماري
وبطور كلي مديريت روند برگزاري انتخابات با ديد باز ،با توجه به حساسيت انتخابات آتي ونزديكي آرا وتاثير حتي يك راي بر سرنوشت انتخابات از كانديداها بويژه مهدي كروبي انتظار مي رود تلاش خود را جهت كنترل سلامت انتخابات بكار گيرد ومردم واعضاي حوزه هاي انتخاباتي نيز خود درحكم ناظر انتخابات باشند تا انشا الله با حضور چشمگير مردم وانتخاب كانديد اصلح اصلاح طلب هم مشروعيت كشور بالا رود وهم مردم كانديد اصلح وشايسته را انتخاب كنند.

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۲۳ بֽظֽ | Reply

سعید :

مصاحبه کننده کاملا مرعوب بود و به هیچ وجه نتونست عبدی را به چالش بگیره. من حاضرم قسم بخورم که اگه کروبی هم رئیس جمهور بشه، بخش نفت و گاز خصوصی نمیشه (تحلیلم از شرایط اینه).
این مثل این می ماند که شما در میانه میدان جنگ انتظار داشته باشید دشمنتون اسلحه اش را در اختیار شما بگذارد! زهی خیال باطل...

حدیث مدعیان و خیال همکاران/ همان حکایت زردوز و بوریاباف است

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۳۶ قֽظֽ | Reply

بهرام :

با سلام
چنانچه به لحاظ اقتصادي دو ديدگاه موسوي و كروبي با هم اختلاف دارند بايد ديد آيا اين اختلاف مبنايي و عميق است يا اختلاف ديدگاه در روش هاست؟ يعني با وجود اينكه كمتر از دو ماه به انتخابات مانده نبايد ديدگاهها تبيين شود؟! و نقاط قوت و ضعف هر ديدگاه مورد تحليل و بررسي قرار گيرد؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
برنامه آقای کروبی در موارد روشن خود در هفته آینده منتشر می شود باید با برنامه آقای موسوی مقایسه کنید.

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۲۰ قֽظֽ | Reply

nima :

آقای عبدی

من هرچی‌ میگذار بیشتر متقاعد میشم که باید به آقای کروبی رای داد. متاسفانه در ایران زندگی‌ نمیکنم، به نظر شما امثال من چه طوری میتونن به طور موثری در انتخابات مشارکت کنند. (در رای گیری که احتمالا ممکن نمی‌شه شرکت کنیم)
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
رای گیری مساله پایانی است انتخابات همین مواردی و فعالیت برای بالا بردن سطح سیاست در جامعه است و این کاری است که هر کس بر حسب موقعیت خود قادر به انجام هست.

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۶ بֽظֽ | Reply

مصطفي :

سلام آقاي عبدي
مقاله اي كه درباره فروپاشي نوشته ايد را درنوشته هاي كدام ماه ميتوانم بخوانم
ممنون
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
سرچ کنید یا در بخش نوشتار نگاه کنید.

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۶ بֽظֽ | Reply

:


کامنت آقا" سعید"

آقا سعید مطلب جالبی را پیش کشیده اند . با اجازه از ایشان خاطر نشان می کنم که همان خواستن بی مقدار، مقدمه توانستن یک ملت می شود البته اگر آگاهی آقا سعید و دوستانی نظیر ایشان از این حقیقت به عامه مردم و یا حد اقل به روشنفکران نیز تسری پیدا کند . مشکل ما ندانستن و در نتیجه همان فعل منفی نخواستن است و امری که مقدم بر خواستن است آگاهی است . ضمناً یادمان باشد گره هارا همیشه با دندان باز نمی کنند !

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۰۰ بֽظֽ | Reply

:

آقای مهندس ، چرا با وجودیکه به لحاظ روانشناسی ثابت شده آنکسی که حساب و کتابش پاک است از محاسبه باکی ندارد باز برخی اینگونه شبهه انگیز نسبت به صیانت از آرا توسط ناطران مستقل موضع گیری و محاسبه ی آرا اخذ شده را کار دشمن میدانند؟


۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۴۴ بֽظֽ | Reply

علی ل :

منسجم و عالی بود
سپاس

۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۰۰ قֽظֽ | Reply

حسینعلی جعفری :

سلام
شعارها و برنامه های جناب آقای کروبی شعارهای مترقیانه و خوبی است ولی سوالی ذهنم را به خود مشغول کرده و آن این است که همین مطالب توسط نمایندگان مجلس ششم خصوصا نمایندگان نزدیک به مشارکت بیان و سپس برای قانونی کردن آن اقدام می شد و یا با انجام اقدامات عملی سعی در ایجاد فرهنگ متناسب با آن شعارها در جامعه می نمودند اما جناب کروبی آنان را متهم به تندروی و ... می نمود و از این بابت بنظر می رسید آقای کروبی میتواند با مخالفین حقوق شهروندی و ... مذاکره و مصالحه نماید ولی با اینها نه، ( یادتان هست عکس العمل آقای کروبی در برابر رد صلاحیت ها خیلی کمتر از تحصن بود )
جناب آقای عبدی ، حالا وقتی این شعارها را ملاحظه می کنم دو احتمال منطقی را قابل فرض می دانم
1- این شعارها فقط برای کسب رای است و قرار نیست واقعا در راه عملی شدن آن تلاش شود .( خصوصا توجه به اینکه آقای کروبی هویت صنفی شدیدی دارد )
2-آقای کروبی تغییر عقیده داده و حالا قصد دارد واقعا در عمل برای تحقق شعارها عمل کند .در این صورت باید بداند مخالفین اصلاحات اورا هم تندرو خواهند خواند و همان بلایی را که به دست امثال ایشان روی مشارکت آورده اند روی ایشان پیاده می کنند .
در هر حال اگر تحلیل این بند صحیح باشد صداقت ایجاب می کند آنرا صراحتا بیان نماید.
به نظر بنده مخالفین اصلاحات بهترین اصلاحاتی را اصلاحاتی مرده می دانند چه این مصلح خاتمی باشد چه کروبی چه حتی مصلح نیم بندی مثل آثقای دعایی.
با تشکر امیدوارم به این سوال بپردازید.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ظاهرا قضیه گذشته به نحو درستی برداشت نشده است. بفرمایید کدام مورد محل اختلاف در مجلس ششم بود که وی در باره آنها اختلاف کرد. برای این کار حتما و حتما عین موارد را نقل کنید و بگویید چگونه در مجلس ششم مورد اختلاف با آقای کروبی بود.

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۳۰ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1158