گفتگو با نشریه مردم و جامعه

نشریه مردم و جامعه (هفته جاری)در باره انتخابات مصاحبه ای انجام داده است که تا حدی برخی از مطالب آن برای خوانندگان محترم تکراری است اما شاید نکته جدیدی هم باشد که طرح آنها مفید باشد.


گفت‌‌وگو با عباس عبدي

* چرا شما به همكاري با آقاي كروبي گرايش پيدا كرديد؟
مساله گرايش پيدا كردن نيست. من براساس تحليلي كه دارم عمل مي‌كنم. اول اينكه براساس تحليلم فكر مي‌كنم زمان انتخابات فرصت مناسبي براي يك فعاليت سياسي موثر و مفيد است. دوم آنكه از آنجايي‌كه جزو اردوگاه كلي اصلاح‌طلبان هستم در اين چهارچوب عمل مي‌كنم. سوم اينكه در اين كمپ سه نفر توانايي اين را داشتند كه جريان‌ساز بشوند و فعاليت بكنند و آنها آقايان خاتمي، كروبي و موسوي بودند. چهارم اينكه در بين اينها طبيعي است كه اولويت با آقاي خاتمي بود. البته من معتقد بودم به دلايل متعدد آقاي خاتمي نمي‌توانند بيايند و اگر بيايند نمي‌توانند ادامه بدهند و ديديد كه همين‌طور هم شد. اما تا وقتي‌كه آقاي خاتمي نامزد ‌بود من به اردوگاه آقاي کروبی نرفتم.
* يعني اگر آقاي خاتمي كناره‌گيري نمي‌كردند شما با آقاي كروبي همكاري نمي‌كرديد؟
به هيچ‌ وجه. قبلاً هم اعلام كرده بودم. البته به اردوگاه آقاي خاتمي هم به دليل اينكه خلاف برداشت و تحليل‌ام بود نمي‌رفتم.
اما بعد از كناره‌گيري آقاي خاتمي من دلايلي داشتم و دارم كه آقاي كروبي را ترجيح مي‌دهم. آقاي كروبي مشاركت جويانه‌تر رفتار كرده و مي‌كند. هر كسي كه وارد اردوگاهش مي‌شود قادر است كه در فضاي انتخاباتي او مشاركت بيشتري داشته باشد ضمن اينكه او هم از اين كار استقبال كرده است و مي‌كند. بنابراين ما با حضور خودمان هم در انتخابات مشاركت مي‌كنيم و هم هر كدام در تابلوي انتخاباتي ايشان رنگ و نقش خودمان را مي‌زنيم و اينها دلايل اصلي من براي حضور در اردوگاه ايشان است. اما دلايل شخصي هم دارم. معتقدم آقاي كروبي به خاطر ويژگي‌هايش توانايي بيشتري براي كار در وضعيت جاري مملكت در تعامل و چانه‌زني با ساخت قدرت دارد. اينها دلايل اصلي من بود.
* عباس عبدي به‌عنوان يك شهروند ايراني به چه نكاتي در يك نامزد انتخاباتي توجه مي‌كند؟
بايد محدوديت‌هاي وضع موجود را در نظر گرفت. ببينيد اينكه ما در ذهن‌مان يك كانديداي ايده‌آلي داشته باشيم كه در عمل نه قادر باشد شركت كند، نه تاييد صلاحيت بشود، نه بتواند جنبش اجتماعي راه بيندازد، نه قدرت تعامل و چانه‌زني با ساخت قدرت را داشته باشد كه فايده‌اي ندارد. بنابراين پاسخ سوال شما را در سوال قبلي دادم. در حال حاضر انتخابات در حوزه اصلاح‌طلبان منحصر به آقاي كروبي و آقاي موسوي است و قدرت انتخاب چنداني وجود ندارد. بين اين دو نفر بايد يكي را انتخاب كرد.
مهم‌ترين ويژگي يك كانديدا براي من اين است كه چقدر زمينه را ايجاد مي‌كند و زاويه را باز مي‌كند تا ديگران در فضاي انتخاباتي كه مورد نظر او است مشاركت و حضور داشته باشد. دوره‌اي كه از يك نفر حمايت كنيم گذشته است. ما از كسي خاص صرفا به صفت فردی اش حمايت نمي‌كنيم. ما در ساختن يك فضاي انتخاباتي مشاركت مي‌كنيم. حالا آقاي كروبي اين زمينه را فراهم كرده‌اند، خوب با ايشان همكاري مي‌كنيم. كس ديگري اين كار را بكند با آن كس ديگر همكاري مي‌كنيم. البته از نظر من بين اين دو نفر كروبي زاويه بازتري را براي مشاركت امثال بنده فراهم كرده است.
* شما تاكيد داريد كه از شخص مهم‌تر براي‌تان مشاركت در فضاي انتخاباتي است. چه هدفي از اين مشاركت داريد؟
اول تقويت نهاد انتخابات به‌عنوان مسيري كه در آينده و هنگامي‌كه ساخت سياسي به بن‌بست مي‌رسد اين مسير براي خروج از بن‌بست باز باشد و كار مملكت به بن‌بست‌هاي وحشتناك نرسد.
دوم، طرح مطالبات سياسي مردم و افزايش سطح درك و آگاهي‌هاي آنها از سياست و انتخابات به‌عنوان يك نرمش سياسي.
سوم، اتحاد و اجماعي بين اصلاح‌طلب‌ها و نيروهايي كه خواهان اصلاحات هستند. نتيجه نهايي‌اش هم مي‌تواند به تغيير رئيس‌جمهور منجر شود.
* شما از اتحاد بين اصلاح‌طلبان صحبت مي‌كنيد اما آنچه كه در انتخابات پيش و اين انتخابات شاهد هستيم فاصله بين گروه‌هاي اصلاح‌طلب است و حتي بعضاً مي‌بينيم كه شايد حمايت برخي از اصلاح‌طلبان از موسوي تنها به خاطر حمايت نكردن از كروبي باشد.
علت وجود اين فاصله اين است كه در جريان سياسي درستي حركت نمي‌كنند به همين دليل فشارها را به همديگر منتقل مي‌كنند و عليه هم صحبت مي‌كنند. اما اگر يك جريان سياسي سالم شكل بگيرد و همه در كنار آن جريان قرار بگيرند اتحاد و وحدت هم به‌وجود مي‌‌آيد.
* تعريف شما از جريان سياسي سالم چيست؟
جرياني كه منطبق بر تحليل درست باشد. من فكر مي‌كنم انتخابات اخير از اين جهت گام‌هاي بيشتري را به جلو بر مي‌دارد تا انتخابات قبلي.

* از طرف آقاي كروبي از شما دعوتي به عمل آمد يا خودتان داوطلبانه به ايشان ملحق شديد؟
ايشان قبل از آمدن آقاي خاتمي من را دعوت كرده بودند. البته قبل از آمدن آقاي خاتمي از من دعوت كرده بودند و من هفته‌اي چند ساعت به ستاد ايشان مي‌رفتم اما با اعلام كانديداتوري آقاي خاتمي ارتباطم را كاملاً قطع كردم. بعد از انصراف آقاي خاتمي ديگر تمام وقت مشغول همكاري با ايشان شدم.
* عضو حزب اعتماد ملي هم هستيد؟
خير، هيچ ارتباطي با حزب اعتماد ملي ندارم. نقطه مثبت آقاي كروبي اين است كه از افراد دعوت به همكاري مي‌كند و به مطالبات و آراء آنها هم احترام مي‌گذارد. كسي اينجا نيست كه دربست و چشم بسته از نامزدي حمايت كند هر كسي كه وارد مي‌شود متناسب با درك و فهم خويش در آن زاويه‌اي كه وجود دارد انتخابات را معنا مي‌كند و رنگ خودش را به انتخابات مي‌زند. من هم با اين وضعيت حاضرم و كار مي‌كنم.
* مسووليت شما در ستاد آقاي كروبي چيست؟
هيچ مسووليتي به آن معنا ندارم.
* يعني فقط تحليل ارائه مي‌دهيد؟
بله، مشارکت در تعیین شعار و نوشتن و همين كارهايي كه مي‌دانيد.
* پيش‌بيني شما در حال حاضر چيست؟
الان پيش‌بيني سخت است و تا حدي هم نشدني است. چون انتخابات هنوز به معناي دقيق آن شكل نگرفته است بنابراين نمي‌توانيم واكنش مردم را حدس بزنيم. اين ضعف جامعه ايراني است كه قادر نيستيم واكنش مردم را تشخيص بدهيم. به خاطر اينكه مردم در طول چهار سال اجازه ندارند كه واكنش عادي خود را نشان بدهند و اين واكنش پنهان مي‌ماند و در چند روز انتخابات خودش را نشان مي‌دهد. اما اينكه پيش‌بيني‌ام چه است؟ ما آب و هوا را اگر بخواهيم پيش‌بيني كنيم مي‌توانيم چون هيچ نقشي روي متغيرهاي آب و هوايي نداريم....
* به هر حال شما به‌عنوان يك تحليل‌گر سياسي چه ديدي داريد؟
من دنبال پيش‌بيني نيستم، دنبال تحقق يك هدف هستم. الان به‌عنوان يك تحليل‌گر با شما صحبت نمي‌كنم به‌عنوان يك فعال سياسي صحبت مي‌كنم. اينها با هم فرق مي‌كند. تحليل‌گر كسي است كه بيرون نشسته و حدس مي‌‌زند كه چه اتفاقي دارد مي‌افتد اما سياستمدار نمي‌خواهد حدس بزند چه اتفاقي دارد مي‌افتد او دنبال اين است كه اتفاقي را به وجود بياورد. من هم به‌عنوان يك فعال سياسي در به وجود آوردن اين وضع چه خوب و چه بد شريك هستم و در ادامه‌اش هم همين‌طور؛ و در شرايط كنوني در پي ايجاد يك شرايط خاصي هستم. در نتيجه نمي‌توانم به شما بگويم چه اتفاقي رخ خواهد داد و فقط مي‌توانم بگويم چه چيز از نظر من مناسب است به وجود بيايد.
* علت حمايت حزب مشاركت از مهندس موسوي را چه مي‌دانيد؟
آقاي موسوي در حال شكل گرفتن است. وقتي‌كه كسي كنار نشسته و ساكت است آنچه كه هست واقعيتش نيست و هنگامي‌كه وارد فضاي سياسي، مشاركت و فعاليت مي‌شود با واقعيت‌هاي جديدي مواجه مي‌شود و در برابر اين واقعيت‌هاي جديد يك واكنش‌هايي نشان مي‌دهد كه آن واكنش‌ها هويت واقعي فرد را مي‌سازد. بنابراين آقاي موسوي در اين چهل روز در حال شكل گرفتن است. اينكه تا آخر انتخابات چه هويتي پيدا كند و چه تصويري از خودش ارائه بدهد به عوامل متعددي بر مي‌گردد. حزب مشاركت هم با حمايت از موسوي سعي دارد در اين شكل دادن به هويت او نقش داشته باشد. همچنان كه كساني هم كه با آقاي كروبي همكاري مي‌كنند همين قصد را دارند.
* احتمال كناره‌گيري يكي از اين دو نفر به نفع ديگري وجود دارد؟
من فكر نمي‌كنم نيازي به اين كار پيش بيايد. معلوم هم نيست اساساً چنين چيزي به نفع باشد و اگر هم قرار باشد اين اتفاق بيفتد احتمالاً هر دو نفرشان به آن حد از بلوغ سياسي رسيده‌اند كه اين كار را انجام بدهند.
* آقاي عبدي در كل فضاي انتخابات هنوز در جامعه گرم نشده است، يعني با اينكه نزديك انتخابات هستيم در جامعه خيلي شور و حرارتي نيست شما علت را چه مي‌دانيد؟
براي اينكه انتخابات هنوز مضمون ندارد مثل آن مضموني كه انتخابات 76 و 80 يا انتخابات مجلس ششم داشت. مضمون بخشيدن به اين انتخابات مساله كليدي است كه فقط با يك جنبش اصلاحي امكان‌پذير بود. آن هم كه در وسط راه آقاي خاتمي انصراف دادند و رفتند. اين انتخابات به اين راحتي‌ها گرم نخواهد شد.
* چه راه‌هايي براي حل اين مشكل وجود دارد؟ يعني به نظر شما مردم به تاثير گذاري انتخابات بي‌اعتماد هستند.
هم اعتماد ندارند و هم آنهايي‌كه شركت كردند قادر به جلب همين اعتماد نيستند. قضيه پيچيده‌تر از آن است كه كه بشود در اين انتخابات حلش كرد.
* آقاي كروبي چگونه مي‌خواهند اعتماد مردم را جلب كنند و چه تضميني به اين مردم دارند كه به برنامه‌هاي‌شان عمل كنند؟
اگر مردم مي‌خواهند به يك نفر رأي بدهند و بخواهند فقط او مملكت را درست كند اشتباه مي‌كنند.
* مردم فقط مي‌خواهند او وظايف رياست‌جمهوري را درست انجام دهد.
اگر قرار بود همه چيز با يك رأي من و شما درست بشود كه مملكت الان بهشت بود.
* يعني مردم بايد رأي بدهند و هيچ انتظاري هم نداشته باشند؟
اين رأي معرف شروع يك خواست است و نه نهايت يك خواست. اين رأي ثبت نامي است كه شما در دانشگاه مي‌كنيد بعد تازه بايد درس بخوانيد تا مدرك بگيريد و فقط بايد انتظار داشته باشيد در دانشگاه به شما درس بدهند كه شما بخوانيد و رأي شما مثل آن ثبت نام مي‌ماند ضامن مدرك گرفتن شما نيست. اين رأي معرف يك خواست است و اين‌طوري نيست كه فقط رئيس‌جمهور بتواند آن خواست را عملي كند. اما به اين معنا هم نيست كه رئيس‌جمهور بي‌خاصيت است. شما تا اين حد كه كانديدا را بشناسيد و بدانيد آيا بر اساس پيشينه‌اش به مواضعش مي‌ايستد و آنها را عملي مي‌كند كافي است. اما اجراي شعارها مستلزم حضور خود مردم است. شما فكر نكنيد كه آمريكا اين‌طور است كه مردم در انتخابات شركت مي‌كنند و رئيس‌جمهورشان را انتخاب مي‌كنند، بعد دنبال كارشان مي‌روند و رئيس‌جمهور هم همه كارها را انجام مي‌دهد.
بنابراين يك بخش اعتماد اين است كه ببينيم طرف چقدر روي مواضع‌اش مي‌ايستد اما بخش ديگرش اين است كه مردم بايد در نهادهاي مدني و سازمان‌هاي ديگري كه مي‌توانند حضور داشته باشند تا بتوانند اهدافي را كه باور دارند محقق كنند در غير اين‌صورت هيچ اتفاقي نخواهد افتاد.