آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

مصاحبه

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸

گفتگو با نشریه مردم و جامعه

گفت‌‌وگو با عباس عبدي

* چرا شما به همكاري با آقاي كروبي گرايش پيدا كرديد؟
مساله گرايش پيدا كردن نيست. من براساس تحليلي كه دارم عمل مي‌كنم. اول اينكه براساس تحليلم فكر مي‌كنم زمان انتخابات فرصت مناسبي براي يك فعاليت سياسي موثر و مفيد است. دوم آنكه از آنجايي‌كه جزو اردوگاه كلي اصلاح‌طلبان هستم در اين چهارچوب عمل مي‌كنم. سوم اينكه در اين كمپ سه نفر توانايي اين را داشتند كه جريان‌ساز بشوند و فعاليت بكنند و آنها آقايان خاتمي، كروبي و موسوي بودند. چهارم اينكه در بين اينها طبيعي است كه اولويت با آقاي خاتمي بود. البته من معتقد بودم به دلايل متعدد آقاي خاتمي نمي‌توانند بيايند و اگر بيايند نمي‌توانند ادامه بدهند و ديديد كه همين‌طور هم شد. اما تا وقتي‌كه آقاي خاتمي نامزد ‌بود من به اردوگاه آقاي کروبی نرفتم.
* يعني اگر آقاي خاتمي كناره‌گيري نمي‌كردند شما با آقاي كروبي همكاري نمي‌كرديد؟
به هيچ‌ وجه. قبلاً هم اعلام كرده بودم. البته به اردوگاه آقاي خاتمي هم به دليل اينكه خلاف برداشت و تحليل‌ام بود نمي‌رفتم.
اما بعد از كناره‌گيري آقاي خاتمي من دلايلي داشتم و دارم كه آقاي كروبي را ترجيح مي‌دهم. آقاي كروبي مشاركت جويانه‌تر رفتار كرده و مي‌كند. هر كسي كه وارد اردوگاهش مي‌شود قادر است كه در فضاي انتخاباتي او مشاركت بيشتري داشته باشد ضمن اينكه او هم از اين كار استقبال كرده است و مي‌كند. بنابراين ما با حضور خودمان هم در انتخابات مشاركت مي‌كنيم و هم هر كدام در تابلوي انتخاباتي ايشان رنگ و نقش خودمان را مي‌زنيم و اينها دلايل اصلي من براي حضور در اردوگاه ايشان است. اما دلايل شخصي هم دارم. معتقدم آقاي كروبي به خاطر ويژگي‌هايش توانايي بيشتري براي كار در وضعيت جاري مملكت در تعامل و چانه‌زني با ساخت قدرت دارد. اينها دلايل اصلي من بود.
* عباس عبدي به‌عنوان يك شهروند ايراني به چه نكاتي در يك نامزد انتخاباتي توجه مي‌كند؟
بايد محدوديت‌هاي وضع موجود را در نظر گرفت. ببينيد اينكه ما در ذهن‌مان يك كانديداي ايده‌آلي داشته باشيم كه در عمل نه قادر باشد شركت كند، نه تاييد صلاحيت بشود، نه بتواند جنبش اجتماعي راه بيندازد، نه قدرت تعامل و چانه‌زني با ساخت قدرت را داشته باشد كه فايده‌اي ندارد. بنابراين پاسخ سوال شما را در سوال قبلي دادم. در حال حاضر انتخابات در حوزه اصلاح‌طلبان منحصر به آقاي كروبي و آقاي موسوي است و قدرت انتخاب چنداني وجود ندارد. بين اين دو نفر بايد يكي را انتخاب كرد.
مهم‌ترين ويژگي يك كانديدا براي من اين است كه چقدر زمينه را ايجاد مي‌كند و زاويه را باز مي‌كند تا ديگران در فضاي انتخاباتي كه مورد نظر او است مشاركت و حضور داشته باشد. دوره‌اي كه از يك نفر حمايت كنيم گذشته است. ما از كسي خاص صرفا به صفت فردی اش حمايت نمي‌كنيم. ما در ساختن يك فضاي انتخاباتي مشاركت مي‌كنيم. حالا آقاي كروبي اين زمينه را فراهم كرده‌اند، خوب با ايشان همكاري مي‌كنيم. كس ديگري اين كار را بكند با آن كس ديگر همكاري مي‌كنيم. البته از نظر من بين اين دو نفر كروبي زاويه بازتري را براي مشاركت امثال بنده فراهم كرده است.
* شما تاكيد داريد كه از شخص مهم‌تر براي‌تان مشاركت در فضاي انتخاباتي است. چه هدفي از اين مشاركت داريد؟
اول تقويت نهاد انتخابات به‌عنوان مسيري كه در آينده و هنگامي‌كه ساخت سياسي به بن‌بست مي‌رسد اين مسير براي خروج از بن‌بست باز باشد و كار مملكت به بن‌بست‌هاي وحشتناك نرسد.
دوم، طرح مطالبات سياسي مردم و افزايش سطح درك و آگاهي‌هاي آنها از سياست و انتخابات به‌عنوان يك نرمش سياسي.
سوم، اتحاد و اجماعي بين اصلاح‌طلب‌ها و نيروهايي كه خواهان اصلاحات هستند. نتيجه نهايي‌اش هم مي‌تواند به تغيير رئيس‌جمهور منجر شود.
* شما از اتحاد بين اصلاح‌طلبان صحبت مي‌كنيد اما آنچه كه در انتخابات پيش و اين انتخابات شاهد هستيم فاصله بين گروه‌هاي اصلاح‌طلب است و حتي بعضاً مي‌بينيم كه شايد حمايت برخي از اصلاح‌طلبان از موسوي تنها به خاطر حمايت نكردن از كروبي باشد.
علت وجود اين فاصله اين است كه در جريان سياسي درستي حركت نمي‌كنند به همين دليل فشارها را به همديگر منتقل مي‌كنند و عليه هم صحبت مي‌كنند. اما اگر يك جريان سياسي سالم شكل بگيرد و همه در كنار آن جريان قرار بگيرند اتحاد و وحدت هم به‌وجود مي‌‌آيد.
* تعريف شما از جريان سياسي سالم چيست؟
جرياني كه منطبق بر تحليل درست باشد. من فكر مي‌كنم انتخابات اخير از اين جهت گام‌هاي بيشتري را به جلو بر مي‌دارد تا انتخابات قبلي.

* از طرف آقاي كروبي از شما دعوتي به عمل آمد يا خودتان داوطلبانه به ايشان ملحق شديد؟
ايشان قبل از آمدن آقاي خاتمي من را دعوت كرده بودند. البته قبل از آمدن آقاي خاتمي از من دعوت كرده بودند و من هفته‌اي چند ساعت به ستاد ايشان مي‌رفتم اما با اعلام كانديداتوري آقاي خاتمي ارتباطم را كاملاً قطع كردم. بعد از انصراف آقاي خاتمي ديگر تمام وقت مشغول همكاري با ايشان شدم.
* عضو حزب اعتماد ملي هم هستيد؟
خير، هيچ ارتباطي با حزب اعتماد ملي ندارم. نقطه مثبت آقاي كروبي اين است كه از افراد دعوت به همكاري مي‌كند و به مطالبات و آراء آنها هم احترام مي‌گذارد. كسي اينجا نيست كه دربست و چشم بسته از نامزدي حمايت كند هر كسي كه وارد مي‌شود متناسب با درك و فهم خويش در آن زاويه‌اي كه وجود دارد انتخابات را معنا مي‌كند و رنگ خودش را به انتخابات مي‌زند. من هم با اين وضعيت حاضرم و كار مي‌كنم.
* مسووليت شما در ستاد آقاي كروبي چيست؟
هيچ مسووليتي به آن معنا ندارم.
* يعني فقط تحليل ارائه مي‌دهيد؟
بله، مشارکت در تعیین شعار و نوشتن و همين كارهايي كه مي‌دانيد.
* پيش‌بيني شما در حال حاضر چيست؟
الان پيش‌بيني سخت است و تا حدي هم نشدني است. چون انتخابات هنوز به معناي دقيق آن شكل نگرفته است بنابراين نمي‌توانيم واكنش مردم را حدس بزنيم. اين ضعف جامعه ايراني است كه قادر نيستيم واكنش مردم را تشخيص بدهيم. به خاطر اينكه مردم در طول چهار سال اجازه ندارند كه واكنش عادي خود را نشان بدهند و اين واكنش پنهان مي‌ماند و در چند روز انتخابات خودش را نشان مي‌دهد. اما اينكه پيش‌بيني‌ام چه است؟ ما آب و هوا را اگر بخواهيم پيش‌بيني كنيم مي‌توانيم چون هيچ نقشي روي متغيرهاي آب و هوايي نداريم....
* به هر حال شما به‌عنوان يك تحليل‌گر سياسي چه ديدي داريد؟
من دنبال پيش‌بيني نيستم، دنبال تحقق يك هدف هستم. الان به‌عنوان يك تحليل‌گر با شما صحبت نمي‌كنم به‌عنوان يك فعال سياسي صحبت مي‌كنم. اينها با هم فرق مي‌كند. تحليل‌گر كسي است كه بيرون نشسته و حدس مي‌‌زند كه چه اتفاقي دارد مي‌افتد اما سياستمدار نمي‌خواهد حدس بزند چه اتفاقي دارد مي‌افتد او دنبال اين است كه اتفاقي را به وجود بياورد. من هم به‌عنوان يك فعال سياسي در به وجود آوردن اين وضع چه خوب و چه بد شريك هستم و در ادامه‌اش هم همين‌طور؛ و در شرايط كنوني در پي ايجاد يك شرايط خاصي هستم. در نتيجه نمي‌توانم به شما بگويم چه اتفاقي رخ خواهد داد و فقط مي‌توانم بگويم چه چيز از نظر من مناسب است به وجود بيايد.
* علت حمايت حزب مشاركت از مهندس موسوي را چه مي‌دانيد؟
آقاي موسوي در حال شكل گرفتن است. وقتي‌كه كسي كنار نشسته و ساكت است آنچه كه هست واقعيتش نيست و هنگامي‌كه وارد فضاي سياسي، مشاركت و فعاليت مي‌شود با واقعيت‌هاي جديدي مواجه مي‌شود و در برابر اين واقعيت‌هاي جديد يك واكنش‌هايي نشان مي‌دهد كه آن واكنش‌ها هويت واقعي فرد را مي‌سازد. بنابراين آقاي موسوي در اين چهل روز در حال شكل گرفتن است. اينكه تا آخر انتخابات چه هويتي پيدا كند و چه تصويري از خودش ارائه بدهد به عوامل متعددي بر مي‌گردد. حزب مشاركت هم با حمايت از موسوي سعي دارد در اين شكل دادن به هويت او نقش داشته باشد. همچنان كه كساني هم كه با آقاي كروبي همكاري مي‌كنند همين قصد را دارند.
* احتمال كناره‌گيري يكي از اين دو نفر به نفع ديگري وجود دارد؟
من فكر نمي‌كنم نيازي به اين كار پيش بيايد. معلوم هم نيست اساساً چنين چيزي به نفع باشد و اگر هم قرار باشد اين اتفاق بيفتد احتمالاً هر دو نفرشان به آن حد از بلوغ سياسي رسيده‌اند كه اين كار را انجام بدهند.
* آقاي عبدي در كل فضاي انتخابات هنوز در جامعه گرم نشده است، يعني با اينكه نزديك انتخابات هستيم در جامعه خيلي شور و حرارتي نيست شما علت را چه مي‌دانيد؟
براي اينكه انتخابات هنوز مضمون ندارد مثل آن مضموني كه انتخابات 76 و 80 يا انتخابات مجلس ششم داشت. مضمون بخشيدن به اين انتخابات مساله كليدي است كه فقط با يك جنبش اصلاحي امكان‌پذير بود. آن هم كه در وسط راه آقاي خاتمي انصراف دادند و رفتند. اين انتخابات به اين راحتي‌ها گرم نخواهد شد.
* چه راه‌هايي براي حل اين مشكل وجود دارد؟ يعني به نظر شما مردم به تاثير گذاري انتخابات بي‌اعتماد هستند.
هم اعتماد ندارند و هم آنهايي‌كه شركت كردند قادر به جلب همين اعتماد نيستند. قضيه پيچيده‌تر از آن است كه كه بشود در اين انتخابات حلش كرد.
* آقاي كروبي چگونه مي‌خواهند اعتماد مردم را جلب كنند و چه تضميني به اين مردم دارند كه به برنامه‌هاي‌شان عمل كنند؟
اگر مردم مي‌خواهند به يك نفر رأي بدهند و بخواهند فقط او مملكت را درست كند اشتباه مي‌كنند.
* مردم فقط مي‌خواهند او وظايف رياست‌جمهوري را درست انجام دهد.
اگر قرار بود همه چيز با يك رأي من و شما درست بشود كه مملكت الان بهشت بود.
* يعني مردم بايد رأي بدهند و هيچ انتظاري هم نداشته باشند؟
اين رأي معرف شروع يك خواست است و نه نهايت يك خواست. اين رأي ثبت نامي است كه شما در دانشگاه مي‌كنيد بعد تازه بايد درس بخوانيد تا مدرك بگيريد و فقط بايد انتظار داشته باشيد در دانشگاه به شما درس بدهند كه شما بخوانيد و رأي شما مثل آن ثبت نام مي‌ماند ضامن مدرك گرفتن شما نيست. اين رأي معرف يك خواست است و اين‌طوري نيست كه فقط رئيس‌جمهور بتواند آن خواست را عملي كند. اما به اين معنا هم نيست كه رئيس‌جمهور بي‌خاصيت است. شما تا اين حد كه كانديدا را بشناسيد و بدانيد آيا بر اساس پيشينه‌اش به مواضعش مي‌ايستد و آنها را عملي مي‌كند كافي است. اما اجراي شعارها مستلزم حضور خود مردم است. شما فكر نكنيد كه آمريكا اين‌طور است كه مردم در انتخابات شركت مي‌كنند و رئيس‌جمهورشان را انتخاب مي‌كنند، بعد دنبال كارشان مي‌روند و رئيس‌جمهور هم همه كارها را انجام مي‌دهد.
بنابراين يك بخش اعتماد اين است كه ببينيم طرف چقدر روي مواضع‌اش مي‌ايستد اما بخش ديگرش اين است كه مردم بايد در نهادهاي مدني و سازمان‌هاي ديگري كه مي‌توانند حضور داشته باشند تا بتوانند اهدافي را كه باور دارند محقق كنند در غير اين‌صورت هيچ اتفاقي نخواهد افتاد.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

:

با سلام
من مطمئنم شيخ كروبي هر چه به نفع مردم محروم واصلاحطلب وارزو بر دل مانده عمل خواهد كرد از جمله فعاليت مثبت انتخاباتي ودر نهايت گذشت وبي منت كنار كشي
من با اينكه شيخ را لجباز ميدانم ولي به معرفتش ايمان دارم
اقاي عبدي كروبي بموقع كنار خواهد رفت
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این که ایشان کنار برود یا نه موضوع بحث من نیست اما چرا عده ای بجای جذب آرای مردم همه اش دنبال کنار رفتن دیگری هستند جز ضعف چه معنایی دارد؟

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۴ بֽظֽ | Reply

امید :

این بازجویی بوده یا مصاحبه؟
بیشتر سوالات آدم را بیاد تفتیش عقاید و روزهای بازجویی می اندازد
به هر حال
اقای عبدی
حالا که فصل سؤال های چپ و راست از شماست ، من نیز یک سؤال از حضور شما دارم:
حتما میدانید که عده ای از دیپلماتهای ایرانی مدتهاست در اربیل عراق توسط آمریکاییها در زیر بازجویی و بازداشت بسر می برند؟ حالا کاری به اینها نداریم که دولت آمریکا گزارشی را جدیدا داده و ... به این کار دارم که آقای متکی در عکس العمل به این گزارش اعلام کرده اند که " آمریکا صلاحیت متهم کردن سایر کشورها را ندارد"
میخواستم از شما بپرسم:
آیا ایران صلاحیت متهم کردن سایر کشورها را دارد؟
اگر بلی
به چه پشتوانه ایی؟
با تشکرپیشاپیش

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۴ قֽظֽ | Reply

احسان :

اخيرا كروبي وعده داد، اگر به پاستور راه يابد، اولا مشكل دانش‌جويان ستاره‌دار(همان‌ها كه به‌واسطه عقايد يا فعاليت‌هاي سياسي‌شان، از تحصيل در دوره‌هاي تكميلي بازمانده‌اند) را حل مي‌كند، ...
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
تا آنجا که به خاطر دارم این کامنت قبلا هم ارسال شده و منتشر شده بود ارسال مجدد چرا؟

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۸ بֽظֽ | Reply

چرا؟ :

آقای بادامچیان از قدرتمتند ترین احزاب چراغ خاموش و از مدافعان اقای احمدی نژاد گفته اند:‌ صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها از شکست احمدی‌نژاد خوشحال می‌شوند
آقای عبدی چرا صهیونیست ها که توانستند بخاطر سخنان آقای احمدی نژاد طناب دار نژاد پرستی را از گردن خود باز کرده، گردن ایران بیاندازنند ، باید از شکست آقای احمدی نژاد خوشحال باشند؟

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۴۹ بֽظֽ | Reply

:

یکی از شگردهای شناخته شده برای به شکست کشاندن افراد دلسوز و مردمی توسط مافیای قدرت انداختن پوست خربزه ، و یا وارد کردن افراد نفوذی به داخل جریانات و به خشونت سوق دادن آنهاست ، شما چه تمهیداتی در این زمینه ها برای اقای کروبی تدارک دیده اید تا جریانی مثل توهین به خبرنگاران توسط افرادی که به عنوان مجری سالها با تفکر اصلاح طلبی فاصله دارند در سخنرانی آقای خاتمی و موسوی پیش نیاید؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
از موضوع اطلاعی ندارم.

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۵۶ بֽظֽ | Reply

نقل قول بومی شده :

سلام
خسته نباشید
سؤالی داشتم در مورد فلسفه و انگیز ه ی ملاقات آقای کروبی با افراد فعال در موسیقی زیر زمینی ؟ چون در این مورد متاسفانه بسیار بد گفته شد و به نوعی ترور شخصیت صورت گرفته که بسیار ناجوانمردانه است چرا که عالیجناب دونکن سوآن (Rev. Duncan Swan) کشیش روشنفکر انگلیسی هم ، شبیه به همین مصاحبه ی آقای کروبی، موضوع انتخابی خود را برای مسابقه تلویزیونی «ابرهوشمند» - مسابقه ای شبیه به میلیونر- موسیقی پانکهای در اواخر دهه 1970 انتخاب کرده بود. مجری مسابقه از بابت موضوع انتخابی این آقای کشیش خیلی ابراز تعجّب می کند که موضوع انتخابیش را "موسیقی پانکها"( پانک را هم که خودتان می دانید به کیها می گفتند و می گویند؟ بله لات، ولگرد، بی سر و پا، بیعار، اراذل و اوباش، و این جور چیزها و معنای محترمانه و دقیق تر لغتنامه ایش می شود وابسته به گروهی از افراد سرکش و بی بند و بار و ضدّ ارزشهای اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی جامعه) با این تعریفها، طبیعیست در ظاهر امر صحبت کردن و مصاحبه کردن در مورد چنین موسیقی ایی که اسمش را گذاشته "پانک"، باید انتظار داشت که طرف با این تعریفهای بالا ارتباط کی داشته باشد! خلاصه وقتی مجری برنامه با یک دنیا تعجّب به آقای کشیش گفت: «آخر شما که ..." و چند لحظه مکث کرد، عالیجناب کشیش با یک دنیا خونسردی گفت: "من که کشیش هستم... بله، می فرمودید!" و مجری لبخندی زد و با اینکه از ابراز تعجّب خودش پشیمان شده بود، فقط توانست بگوید: «بله، منظورم این است که..." و باز مکث کرد و زورکی لبخند زد و آنوقت عالیجناب کشیش، خیلی دوستانه و با همان خونسردی گفت: "من کشیش هستم، امّا کشیش دو هزار و نُه سال پیش نیستم. مثل همه آدمم. فقط چون کشیش هستم، حق ندارم به خودم و دیگران دروغ بگویم. پانکها قارچ نبودند! جوانهای این جامعه بودند و خیلیهاشان آدمهای فهمیده و عمیقی بودند که به خیلی از چیزهای جامعه اعتراض داشتند و اعتراضهایشان هم بی دلیل نبود. به همین دلیل من به جای موسیقی کلاسیک، که هیچکس به ارزش و اعتبار آن شکی ندارد، موسیقی پانک را انتخاب کردم!»
با این توضیحات نظر خود شما نسبت به مصاحبه هایی اینچنینی و مطرح کردن موضوعات دیگر ، چیست؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من شاید این کار را به این صورت جالب ندانم صرفا به دلیل انعکاس و برداشت ناصحیح از آن اما نفس ملاقات با جوانان این کشور را برای کسی که قصد رییس جمهور شدن را دارد مفید و لازم می دانم. حتی اگر زندانیان و مجرمین هم برای طرح مطالبات خود بیایند من شخصا با آنها ملاقات را جایز و مفید می دانم.

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۱۲ بֽظֽ | Reply

omid :

سئوال سخت

حتما یادتان هست در بدو ورود به بحث و گفتگو با جنابعالی سئوال کرده بودم که آیا می توانم از شما در این دنیای مجازی سئوالات سخت حقیقی بپرسم؟ ... سئوالاتی که هر جور گربه ی اتفاقات ایران را بالا می اندازی چهاردست و پا زمین می افتد؟ که شما صادقانه جواب دادید حالا شما بپرسید تا ببینم ... امروز به مناسبت سالروز ترور آقای مطهری به دست گروه فرقان، قصد پرسیدن یکی از آن سئوالات ِ سخت را از شما دارم.آماده اید؟
بسیار خوب ولی قبل از آن، بی مایه فطیر است ، پس اول از همه مقدمه چینی برای طرح سئوال :

حتما میدانید آقای اوباما که با شعار تغییر ، مردم را بیسابقه از خانه ها به پای صندوقهای رای کشاند، و دلهای بسیاری را در دنیا - با وجود چهره ی نفرت انگیز آمریکا بدست آورد تا جاییکه هوگو چاوز هم دلش برای گرفتن یک عکس یادگاری با او بی قرار نشان میداد ... در صد روز اول زمامداریش – بی سابقه – به قولهای داده شده ی خود عمل کرد ، دستور بستن زندان گوانتامو را صادر و ...و اسناد شکنجه دولت قبلی را افشا کرد؟ البته این افشای اسناد گذشته، سنتی نهادینه شده در بزرگترین دمکراسی های دنیاست. ولی نه به این زودی!
در این راستا هم جدیدا کتابی بر اساس اسناد منتشر شده ی سازمان اطلاعات "سیا" چاپ شده بنام :"میراث خاکستر" نوشته ی واینر روزنامه نگار آمریکایی که یک بررسی تاریخی ست بر مبنای بیش از پنجاه هزار سند از آرشیوهای سری سیا ، کاخ سفید و وزارت خارجه ی آمریکا و همچنین گفتگو با دو هزار افسر اطلاعاتی ، سرباز و سیاستمدار آمریکایی و بیش از سیصد مصاحبه ی خصوصی با کارکنان پیشین سیا که از سال 1987 آغاز شده ... و جدیدا روزنامه واشنگتن پست هم نگاهی به این کتاب انداخته ... بنا به اهمیت سایه تاریخی سیاستهای آمریکا بر سرنوشت ما و بنا به اهمین موضوع نفت و کنترل آن در دنیا شایسته است ما نیز نگاهی به چم و خم گذشته ی خود بیاندازیم .... از جمله نگاهی به سئوال سختی که از شما خواهم پرسید
ولی قبل از آن
اشاره ای به این کتاب
زاویه ی نگاه و قسمتهای مربوط به دخالت دولت آمریکا در کودتای 28 مرداد و ساقط کردن دولت ملی مصدق که نامش حتی دو ماه هم بعد از انقلاب تحمل نشد که بر روی یک خیابان بماند( خیابات ولی عصر امروز) برای من جالب بود .
بر اساس آگاهیهای مستند این کتاب ، نه شاه دلش میخواسته به شاهی برگردد و نه جرات برگشتن داشته( ص 10 کتاب) ... و نه آمریکا و انگلیس دلشان برای شاه می سوخته و این تصور در ذهنشان بوده که وی مهره ای استثنایی است( ص 93) بلکه نمایشی که انگلیس و آمریکا مشترکا نوشته بودند یک شاه لازم داشته . همین. انگلیس می خواسته حاکمیتش را بر نفت ایران دوباره بدست بیاورد، رئیس جمهور آمریکا هم در تب ضد کمونیستی می خواسته دشمن واهی اش را از ایران دور کند؛ کاسه لیسان، نوکران، ناآگاهان و نادانان داخلی هم ( که همیشه این جمع وجود دارند) در فکر لفت و لیس خودشان بودند. این ملغمه عجیبی بود که مسیر تاریخ منطقه را تغییر داد و میلیونها نفر به تبع آن جان باختند و آواره شدند و لاشه خواران هم از پاره های آن ، دل سیر شدند ...
و این داستان حتما ادامه هم داشته
حالا میخواستم از شما به مناسبت ترور اقای مطهری که بنظر من اولین ضربه برای به انحراف کشاندن انقلاب سال 57 بشمار میرود ، توسط گروه فرقان ، اولا بپرسم آیا آقای کروبی قصدی دارند برای بازسازی اعتماد عمومی و ایجاد تغییر واقعی در جامعه و جلوگیری از فرو پاشی آن ، اسناد مربوط به سالهای اول انقلاب را در معرض قضاوت عموم قرار دهند؟ آیا این در حیطه اختیارات ایشان هست؟ و سؤال دوم اینکه نقش اقای ..
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
البته افشای اسناد بعد از گذشت زمان کار بسیار خوبی است اما این که آقای کروبی بتواند چنین کند محل تامل است باید مساله را مورد بحث قرار داد. هر چند شفافیت اطلاعات جزو شعارهای وی هست و این مورد هم مشمول آن می تواند باشد. اما در باره سوال دوم شما چون اسم فردی را آورده اید اگر دلائل خاصی علیه وی دارید ارائه دهید و الا همینطوری که نمی شود چیزی نوشت حداقل من این کار را نمی کنم. اما اجمالا با شناختی که من از سیستم ایران دارم سوال مذکور مسلما بلاوجه است.




۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۴۸ قֽظֽ | Reply

:

آقای مهندس عبدی
خطیب نماز جمعه ی این هفته آقای احمد خاتمی در خطبه های خود رئیس جمهور آفریقایی و سیاه پوست آمریکا را به مناسبت صدمین روز روی کار آمدنش به شدت مورد جمله قرار داده و مدعی شده که شعارهاى تغيير وى در مبارزات انتخاباتى واهى بوده .
بنظر شما
از کجا می توان فهمید شعارهای یک رئیس جمهور واهی بوده با غیر واهی؟
مثلا اقای احمدی نژاد شعار داده بودند نفت را سر سفره ی مردم می آورم و شعار داده بودند مگر مشکلات زنان ما فقط بیرون افتادن چند تار موی آنهاست ووووو به نظر شما چرا بعد از صد روز شعارهای اقای اوباما واهی است ولی بعد از چهار سال هنوز شعارهای اقای احمدی نژاد اسلامی و انقلابیست؟

۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۱۶ بֽظֽ | Reply

omid :

شما اگر برگه های اعترافات افراد گروه فرقان و چگونگی شکل گیری مجدد آن را بعد از انقلاب به دست من بدهید من می توانم ادعایم را ثابت کنم وگرنه هر حرفی من نقل کنم شما به راحتی میگویید نه خیر اینجور نیست و این حرف زده نشده و آن فرد فلان ... در ضمن لازم نیست حتما خدا را با دلیل خاص شناخت ، نشانه ها نیز کافیست
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جل الخالق. شما اگر می توانید ادعایی را ثابت کنید حتما از مفادش مطلع هستید پس بگویید و اگر روزی هم چنین چیزی ارائه شد و ادعای شما ثابت نشد خواهید گفت از بین برده اند. ما که قرار نیست هر ادعایی را علیه کسی که نمی پسندیم بزنیم؟ شما همانقدر را که اطلاع دارید بنویسید. این شیوه خلاف عدالت است و برخوری است که همیشه مورد اعتراض بوده است حال خودمان آن را بکار بریم؟

۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۳۴ بֽظֽ | Reply

امید :

فعلا این یک سند را داشته باشید. اگر دوست داشتید و قانع نشدید نیز اسناد دیگری - ببخشید اسناد نه - گفته هایی دیگر خدمتتان تقدیم کنم.....
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آقا امید با پوزش لطفا بگذارید به انتخابات بپردازیم و اگر سندی بود ارسال کنید این مطالب را سند نمی نامند و به ادعای شما هم هیچ ربطی نداشت. لطفا اگر خواستید یک مطلب مستقل بنویسید و هر کس را متهم خواستید بکنید اما حداقل محکمه پسند نباشد عرف آنها را بپذیرد. لطفا از این موارد ارسال نشود که پیگیری نمی شود.


۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۱۸ قֽظֽ | Reply

:

در مورد افشای اسناد دولتهای قبلی در کشورهای دارای دمکراسی نوشته اید که کار خوبیست ولی جناب مهندس ، آقایان در اینجا این چنین کارهایی را، حتی گزارش معمولی کنفرانس علنی دوربان آقای احمدی نژاد را اخلال در امنیت کشور میدانند بنظر شما چرا؟ چراوقتی آقای اوباما به قول روزنامه ی امروز کیهان دولت بوش را شکنجه گر می نامد امنیت ملی آمریکا بخطر نمی افتد ؟ حتی اعتبارش هم بیشتر میشود؟ ولی ما اگر چنین کاری را بکنیم امنیت کشورمان از بین می رود؟
ایا میشود برای ما بگویید چرا ؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بله درست است و به همین دلائل با دیگرای متفاوت تلقی شده ایم.

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۴۳ قֽظֽ | Reply

:

ایرنا خبر داده که : نمايندگان عضو فراکسيون هاي اقليت و اکثريت مجلس شوراي اسلامي با تشکيل کميته صيانت از آرا توسط دو تن از نامزدهاي احتمالي انتخابات رياست جمهوري مخالفت کرده و آن را مغاير با قانون دانستند.
آقای عبدی
البته میدانم که چاقو هیچوقت نتوانسته دسته خود را ببرد و نمی برد و میدانم وقتی همین نماینده به دلیل فضای غیر شفاف توانسته اند بر این صندلیها تکیه بزنند نمی آیند و به ضرر خود تصمیمی بگیرند ولی واقعا چرا آقایان اگر ریگی به کفش ندارند و کاسه ای زیر نیم کاسه نگذاشته اند اینقدر از این کمیته می ترسند و با تشکیل آن مخالفند؟

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۲ بֽظֽ | Reply

:

آقای عبدی
با توجه به محتوی سخنرانیهای کاندیداها و انتقاداتی که در مورد حکومت و سیاستهای اعمال شده در گذشته میکنند و گرایشها و اعتقادات و ارزشهایی که تبلیغ می نمایند ، فکر میکنید اگر از طرف شورای نگهبان تایید صلاحیت شده اند به این معنی است که جرمی نیست و مردم عادی هم می توانند بعد از انتخابات همین حرفها را بزنند و همین گرایش ها را داشته باشند بدون اینکه سر و کارشان با وزارت اطلاعات ، سپاه کرام الکاتبین بیفتد؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به همین دلیل از فضای انتخاباتی باید به نفع جامعه استفاده کرد.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۲۹ قֽظֽ | Reply

مبارک است! :

وزير آموزش و پرورش:
پاداش پايان خدمت فرهنگيان بازنشسته تا 3 هفته آينده پرداخت مى شود


مبارک است ولی مگر چند هفته تا انتخابات مانده؟

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۹ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1159