گفتگو با سایت روز در باره انتخابات

این گفتگو برای سایت روز انجام شده است.



1ـ آقاي عبدي اين دوره از انتخابات رياست جمهوري مشخصه‌اي خاص خودش دارد؟ چيست اگر هست؟
مشخصه مهم اين دوره به سر رسيدن يك دوره فريب و دروغ و ريا و اتلاف منابع و فساد گسترده است که تماماً با اتكا به درآمدهاي بادآورده نفتي و بي‌كفايتي منتقدان در ايران رخ داده است.
2ـ دو دوره متناوب رياست جمهوري با دو شعار كاملاً متفاوت هر بار يك پيروزي غير منتظره فراهم آورد. زير شعار آزادي آقاي خاتمي و اصلاح‌طلبان، بلافاصله بعد از آن شعار عدالت اجتماعي و برآمد آقاي احمدي‌نژاد و اصول‌گراها! آيا نيازهاي جامعه به اين سرعت تغيير كردند؟
نيازها تغيير نكرده‌اند، همان طور كه مشاهده كرديد اين بار هم در فقيرترين استان‌هاي كشور يعني در كهگيلويه و بويراحمد در زمان حضور آقاي خاتمي، شعارها صد درصد سياسي بود. اگر واقعاً در سال 1384 شعار عدالت اجتماعي مطرح بود، حتماً كساني كه به آن رأي دادند، بايد اجراي آن را هم پيگيري مي‌كردند، نه اينكه وضعيت عدالت اجتماعي نه تنها بهبودي نيابد كه بدتر هم بشود. در سال 1384 به علت بي‌شكلي سياسي و شناور شدن مفاهيم، ظلم با عدالت، نوكري با اربابي، اسلامي با شيطاني، هرهري مذهبي با اصولگرايي و... جابجا شدند و شد آنچه كه شد.
3ـ آيا اينك جمع‌بندي منطقي از نياز و مطالبات اجتماعي وجود دارد و شعاري مناسب آن؟
در حال حاضر مطالبه اصلي كه محور اجماعي اصلاحات است و در قالب دموكراسي‌خواهي متجلي مي‌شود، زمينه براي طرح ندارد، نه به دليل اينكه مردم خواهان آن نيستند، بلكه از آن رو كه نيروهاي سياسي قادر به پيگيري جدي اين مطالبه نيستند و موازنه قوا هم براي تحقق اين شعار فراهم نيست، اما مطالبات ديگر در سطح ملي، منطقه‌اي و اقشاري كاملاً قابل طرح است كه زمينه را براي طرح مطالبه اصلي در آينده فراهم مي‌كند.
4ـ مهم‌ترين تأثير را بر نتيجه اين دور از انتخابات، کدام گروه يا طبقه اجتماعي خواهند داشت؟
به دليل آنكه طرح مطالبه اصلي امكان‌پذير نيست، لذا هر يك از گروه‌هاي اجتماعي به تناسب فعال خواهند شد. شايد گروه‌هاي منطقه‌اي تأثير تعيين‌كننده‌تري از خود نشان دهند.
5ـ شما با كانديداتوري آقاي خاتمي موافق نبوديد طبعاً از انصراف‌شان هم نگران نشديد. دلايل شما آنجا چه بود و آيا همان‌ها حكم كرد كه از نامزدي آقاي موسوي پشتيباني نكنيد؟
ميان اين دو مسأله ارتباط مستقيمي وجود ندارد. آقاي موسوي هم براي من فعلاً ناشناخته است، نه براي من حتي براي خودشان هم همين طور. قبلاً هم گفته‌ام ايشان بايد از ابتداي سال يا حداقل تابستان فعال مي‌شد تا هم خودشان را بهتر بشناسند و هم ديگران ايشان را. درست نيست كه در جريان يك زمان محدود و با سرعت زياد، خود را به محك بگذارند. لذا آقاي كروبي از اين حيث شناخته‌شده‌تر هستند. ضمن اينكه بايد به فعاليت 20 ساله اخير ايشان ارج نهاد، حتي اگر در مواردي به آن اعتراض وجود داشته باشد. و دليل ديگر اينكه پشتيباني از اين و آن كار درستي نيست، بلكه بايد در انتخابات مشاركت كرد به عبارت ديگر نامزدها محيطي را براي مشاركت و حضور ديگران فراهم كنند، به نظر من حمايت از افراد بعضاً براي هر دو طرف مشكل‌زا مي‌شود. آقاي كروبي فضاي بازتري را براي مشاركت ديگران در كمپ خود فراهم كرده است. و بالاخره برخي ويژگي‌هاي شخصي آقاي كروبي براي پيشبرد امور اجرايي مفيد است، البته ويژگي‌هاي مثبت آقاي موسوي را قطعاً نبايد فراموش كرد، اما در هر حال بايد میان این دو انتخاب كرد.
6ـ اجماع كامل تمام تشكل‌هاي حامي نامزدي آقاي خاتمي از آقاي ميرحسين موسوي به اين دليل نيست اصلاح‌طلبان پذيرفته‌اند مصلحت انصراف خاتمي و جانشيني موسوي يك صلاحديد از بالا بوده است؟
نه. بخشي از اين رويداد ناشي از اختلافات پيشين آنان و آقاي كروبي است. برخي هم به دليل تحليل آنان و نقطه ورودشان به انتخابات است. اميدوارم كه در نحوه ورود به انتخابات برخلاف دفعه پيش و نيز حمايت از ورود آقاي خاتمي دچار اشتباه تحليلي نشده باشند.
7ـ مهم‌ترين دلايل شما براي تشخيص صلاحيت آقاي كروبي در موقعيت رياست جمهوري چيست؟
من در مقام تشخيص صلاحيت افراد براي رياست جمهوري نيستم. آنچه را كه قبلاً هم گفته‌ام اين است كه اصلاح‌طلبان فقط پيرامون سه نفر مي‌توانستند وارد اين عرصه شوند. آقايان خاتمي، كروبي و موسوي. كه ورود آقاي خاتمي را به دلايلي غير ممكن مي‌دانستم. آقاي موسوي هم قابل دفاع بود مشروط بر اينكه ماه‌ها پيش وارد مي‌شد. بنابراين آقاي كروبي گزينه واحد بود، اما اكنون كه آقاي موسوي آمده است، بايد با هم رقابت كنند تا هر كدام كه توانستند آراي بيشتري را جذب خود كنند برنده شوند.
8ـ مهم‌ترين تفاوت‌ها ميان دو نامزد اصلاح‌طلبان در كجاهاست؟
مهم‌ترين آنها حضور مستمر آقاي كروبي در عرصه سياست و انطباق يافتن با شرايط و عدم حضور آقاي موسوي است كه آينده را حتي براي خود نيز ناروشن مي‌كند، همچنان كه در ابتداي حضور تصور مي‌كردند كه نيازي به سفرهاي استاني يا حتي تشكيل ستاد نيست، اما اكنون روشن شده است كه به آن طريق، هيچ پيشرفتي حاصل نمي‌كردند. ضمن اينكه يخ‌هاي نگاه اوليه تركيب اصولگرايي و اصلاح‌طلبي در حال ذوب شدن است. اين مهم‌ترين تفاوتي است كه ساير تفاوت‌ها در برابر آن اهميت چنداني ندارند. با وجود اين ارايه برنامه و شعارهاي منسجم‌تر آقاي كروبي نيز نقطه قوت ديگر ايشان است.
9ـ به نظر مي‌رسد يكي از دلايل رويكرد وسيع اصلاح‌طلبان يا نمايندگان برجسته‌شان به سمت آقاي موسوي و عدم اقبال از آقاي كروبي انتقاداتي است كه در مقطع انتخابات مجلس از اصلاح‌طلبان و همراهان راديكال آقاي خاتمي داشتند. يكي از اصلاح‌طلبان مشهور به تندروي شما بوديد با طرح خروج از حاكميت چطور شما با ايشان يا ايشان با شما، به همكاري رسيديد؟
به همين دليل كه طرح خروج از حاكميت را پيگيري نكردند، به همين روز افتادند و محصول سياست‌هاي آقاي خاتمي، شخص و دولت احمدي‌نژاد است. اتفاقاً آقاي كروبي در آن مقطع دو بار از اين تاكتيك استفاده كرد و هر دو بار هم جواب داد. از سوي ديگر الآن چيزي به نام خروج از حاكميت وجود ندارد، چون آنان حضور ارزشمندي در قدرت ندارند كه با تهديد خارج شدن خود بتوانند امتيازي برای مردم بگيرند. آنان به بدترين وضعي اخراج شدند و الآن هم با ضعف و سستي مي‌خواهند وارد چيزي شوند كه قبلاً از آن اخراج شده‌اند. درباره رفتار خودم هم تحليل كاملی نوشته‌ام، و از آنجا كه سياست پاسخ مشخص ما به شرايط مشخص است، در اين تحليل اين وضع را توضيح داده‌ام، اگر كسي آن را قبول ندارد، نقد كند (یادداشت مفصل ورود به انتخابات از كدام منظر؟) و كساني كه براي اقدامات سياسي خود حتي يك خط تحليل هم ارايه نمي‌دهند، و هيچ‌گاه هم اشتباه‌هاي فاحش خود را نقد نكرده‌اند، اخلاقاً نمي‌توانند در اين باره ديگران را مورد انتقاد قرار دهند.
10ـ اگر آقاي كروبي در پيشبرد برنامه‌هاي‌شان موفق نشوند ممكن است شما بار ديگر پيشنهاد خروج از حاكميت را طرح كنيد؟
اگر خودش موفق نشود و ناتوان از اجرا باشد، بايد محترمانه از مردم عذرخواهي كند و استعفا دهد. اگر وي قول و قرار خود را نقض كند و به برنامه‌هايش پشت كند، بايد مردم حساب خود را با او تسويه كنند. و اولين كسي كه چنين خواهد كرد خودم هستم. اما اگر حكومت مانع اجراي برنامه‌هايش شد و در اين جلوگيري هم جدي بود، قطعاً بايد از حاكميت خارج شود. اينكه نمي‌شود، برخي‌ها با دادن قول و قرارهايي به مردم به حكومت بروند سپس آنها را انجام ندهند و مسئوليت را نه متوجه خود كنند و نه خود را به لحاظ اجرايي ضعيف بدانند، و باز هم كماكان بر صندلي استيل قدرت تكيه بزنند. اگر همه به اين نكات بديهي ملتزم بوديم، وضع امروز ما بسيار فرق مي‌كرد.
11ـ در يادداشت 30 فروردين در وبلاگ‌تان نوشته‌ايد كه آقاي كروبي در صورت رسيدن به رياست جمهوري اين كارها را بلافاصله مي‌تواند انجام بدهد كارهايي مثل: لغو گزينش براي ادامه تحصيلات، حذف ستاره‌دار كردن دانشجويان، لغو دستورالعمل پذيرش بومي، تعيين كف براي پذيرش سهميه‌ها، بهبود دسترسي به اينترنت و شفافيت و اطلاع‌رساني! اينها مشكلات كوچكي به نظر نمي‌رسند. مي‌توانيد به قوانيني اشاره كنيد كه دست رييس جمهور را در اين زمينه باز مي‌گذارد؟
اكثر اين موارد جزو اختيارات دولت است و دولت كنوني آنها را به اجرا درآورده است و ریشه قانونی ندارد. بجز سهميه جانبازان و... كه اجراي آن نيز در دست وزارت علوم است كه قبلاً هم به نحوي عمل مي‌گردید كه درصد بسيار كمي از افراد را شامل مي‌شد. بنابراين اجراي مطلوب اين موارد در بيشتر موارد نيازي به قانون ندارد.
12ـ اين راست است كه طراح برنامه اصلي اقتصادي آقاي كروبي، مسعود نيلي يعني همان طراح طرح تحول اقتصادي دولت نهم است؟
نه؛ آقاي نيلي طراح طرح تحول اقتصادي نیست، سهل است كه بارها آن را نقد كرده است و اصولاً دولت نهم واجد فردي كه طراح چيزي باشد نيست، همه امور به رييس دولت ختم مي‌شود. بنابراين اشتباه در سوال ناشي از بي‌توجهي به موضوع است. اما طراح برنامه اصلي اقتصادي آقاي كروبي هم ايشان نيست، مسئوليت اين كار به عهده دكتر نجفي است كه قبلاً در ستاد آقاي خاتمي اين كار را انجام مي‌دادند كه البته آقاي دكتر نيلي هم در آنجا با ايشان همكاري مي‌كردند. اما اگر منظور طرح سهام نفت است بايد گفت كه اين طرح علمي و دقيق شده همان ايده‌هاي پيشين است كه اين كار را آقاي دكتر نيلي بطور شخصی انجام داده‌ و در تابستان گذشته آن را منتشر كردند، و من هم چون آن را با ايده‌هاي خودم درباره درآمدهاي نفت كاملاً همراه مي‌دانستم در ستاد آقاي كروبي پيشنهاد كردم قبلا هم در جبهه مشارکت پیگیری کرده بودم. البته استفاده از اين طرح با اجازه معنوي آقاي دكتر نيلي بود، اما ايشان آن را براي ستاد آقاي كروبي تهيه نكرده است.
13ـ چرا همه دولت‌ها شعار خصوصي‌سازي مي‌دهند و همچنان اقتصاد در چنگ دولت است؟ آقاي كروبي در اين باره چه امكانات تازه‌اي را طرح خواهد كرد؟
دليل آن روشن است. چون شعار مي‌دهند و در عين حال نفت را هم به جيب خود دولت مي‌ريزند و اين مسأله براي بزرگتر شدن دولت كفايت مي‌كند. ايده موجود انتخاباتی آقای کروبی خارج كردن اين درآمدها از بودجه دولت است كه مآلاً به كوچك شدن دولت مي‌انجامد، حتي اگر شعار كوچك شدن دولت هم داده نشود.
14ـ در موضوع مشخصي مثل عدم دسترسي مسلمانان سني به مساجد خود در شهرهاي بزرگ موضع آقاي كروبي چيست؟
اين حق برادران اهل تسنن است و اين براي ما و مدعيان تشيع زشت است كه امكان ساخت مسجد در تهران براي مسلمانان اهل تسنن فراهم نيست. تا آنجا كه مي‌دانم موضع آقاي كروبي در اين مورد كاملاً همدلانه است.
15ـ در مسأله مثل تدريس زبان مادري در كنار زبان فارسي كه در قانون اساسي هم صراحت دارد؟
اين نيز نه تنها حق همه مردم است (همان طور كه حق ماست كه به زبان فارسي خود آموزش ببينيم) بلكه صراحت قانوني هم دارد. متأسفانه رسوبات ذهني درباره مفهوم امنيت ملي كماكان نزد عده‌اي وجود دارد كه فكر مي‌كنند با رعايت اين موارد، امنيت ملي به خطر مي‌افتد، در حالي كه عكس اين ديدگاه با واقعيت بيشتر انطباق دارد. موضع آقاي كروبي هم در اين مورد كاملاً صريح و روشن است و خواهان اجراي اصل 15 قانون اساسي هستند.
16ـ تركيب نهايي نامزدهاي اصولگرا را چگونه حدس مي‌زنيد؟
گرچه پيگير امور آن طرف نيستم. اما جناح حاكم چاره‌اي جز حمايت از رييس دولت فعلي ندارد، و رييس دولت هم چندان وقعي به حمايت‌هاي آنها نمي‌گذارد، همان طور كه در 4 سال گذشته آنان را تحويل نگرفت، گروه‌هاي آنان چندان استقلال تصميم‌گيري هم ندارند.
17ـ خيلي‌ها سفرهاي دايمي آقاي احمدي‌نژاد را كه صحبت از توزيع پول يا امكانات ديگر در آن هست سفرهاي انتخاباتي كه تبليغات موثري هم محسوب مي‌شوند مي‌دانند. در حالي كه هيچ كدام از كانديداهاي ديگر از اين امكان برخوردار نيستند. آيا شما هم مسأله را همين طور مي‌بينيد و به طبع آن شانس گزينش مجدد آقاي احمدي‌نژاد را؟
اگر غير از اين رفتار مي‌كرد محل سوال بود.
18ـ ظهور يك نامزد ديگر در اردوي اصولگرايان شانس اصلاح‌طلبان را افزايش خواهد داد يا به عكس؟
من به شانس در سياست اعتقاد چنداني ندارم.