آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
گفتگو با سایت روز در باره انتخابات
1ـ آقاي عبدي اين دوره از انتخابات رياست جمهوري مشخصهاي خاص خودش دارد؟ چيست اگر هست؟
مشخصه مهم اين دوره به سر رسيدن يك دوره فريب و دروغ و ريا و اتلاف منابع و فساد گسترده است که تماماً با اتكا به درآمدهاي بادآورده نفتي و بيكفايتي منتقدان در ايران رخ داده است.
2ـ دو دوره متناوب رياست جمهوري با دو شعار كاملاً متفاوت هر بار يك پيروزي غير منتظره فراهم آورد. زير شعار آزادي آقاي خاتمي و اصلاحطلبان، بلافاصله بعد از آن شعار عدالت اجتماعي و برآمد آقاي احمدينژاد و اصولگراها! آيا نيازهاي جامعه به اين سرعت تغيير كردند؟
نيازها تغيير نكردهاند، همان طور كه مشاهده كرديد اين بار هم در فقيرترين استانهاي كشور يعني در كهگيلويه و بويراحمد در زمان حضور آقاي خاتمي، شعارها صد درصد سياسي بود. اگر واقعاً در سال 1384 شعار عدالت اجتماعي مطرح بود، حتماً كساني كه به آن رأي دادند، بايد اجراي آن را هم پيگيري ميكردند، نه اينكه وضعيت عدالت اجتماعي نه تنها بهبودي نيابد كه بدتر هم بشود. در سال 1384 به علت بيشكلي سياسي و شناور شدن مفاهيم، ظلم با عدالت، نوكري با اربابي، اسلامي با شيطاني، هرهري مذهبي با اصولگرايي و... جابجا شدند و شد آنچه كه شد.
3ـ آيا اينك جمعبندي منطقي از نياز و مطالبات اجتماعي وجود دارد و شعاري مناسب آن؟
در حال حاضر مطالبه اصلي كه محور اجماعي اصلاحات است و در قالب دموكراسيخواهي متجلي ميشود، زمينه براي طرح ندارد، نه به دليل اينكه مردم خواهان آن نيستند، بلكه از آن رو كه نيروهاي سياسي قادر به پيگيري جدي اين مطالبه نيستند و موازنه قوا هم براي تحقق اين شعار فراهم نيست، اما مطالبات ديگر در سطح ملي، منطقهاي و اقشاري كاملاً قابل طرح است كه زمينه را براي طرح مطالبه اصلي در آينده فراهم ميكند.
4ـ مهمترين تأثير را بر نتيجه اين دور از انتخابات، کدام گروه يا طبقه اجتماعي خواهند داشت؟
به دليل آنكه طرح مطالبه اصلي امكانپذير نيست، لذا هر يك از گروههاي اجتماعي به تناسب فعال خواهند شد. شايد گروههاي منطقهاي تأثير تعيينكنندهتري از خود نشان دهند.
5ـ شما با كانديداتوري آقاي خاتمي موافق نبوديد طبعاً از انصرافشان هم نگران نشديد. دلايل شما آنجا چه بود و آيا همانها حكم كرد كه از نامزدي آقاي موسوي پشتيباني نكنيد؟
ميان اين دو مسأله ارتباط مستقيمي وجود ندارد. آقاي موسوي هم براي من فعلاً ناشناخته است، نه براي من حتي براي خودشان هم همين طور. قبلاً هم گفتهام ايشان بايد از ابتداي سال يا حداقل تابستان فعال ميشد تا هم خودشان را بهتر بشناسند و هم ديگران ايشان را. درست نيست كه در جريان يك زمان محدود و با سرعت زياد، خود را به محك بگذارند. لذا آقاي كروبي از اين حيث شناختهشدهتر هستند. ضمن اينكه بايد به فعاليت 20 ساله اخير ايشان ارج نهاد، حتي اگر در مواردي به آن اعتراض وجود داشته باشد. و دليل ديگر اينكه پشتيباني از اين و آن كار درستي نيست، بلكه بايد در انتخابات مشاركت كرد به عبارت ديگر نامزدها محيطي را براي مشاركت و حضور ديگران فراهم كنند، به نظر من حمايت از افراد بعضاً براي هر دو طرف مشكلزا ميشود. آقاي كروبي فضاي بازتري را براي مشاركت ديگران در كمپ خود فراهم كرده است. و بالاخره برخي ويژگيهاي شخصي آقاي كروبي براي پيشبرد امور اجرايي مفيد است، البته ويژگيهاي مثبت آقاي موسوي را قطعاً نبايد فراموش كرد، اما در هر حال بايد میان این دو انتخاب كرد.
6ـ اجماع كامل تمام تشكلهاي حامي نامزدي آقاي خاتمي از آقاي ميرحسين موسوي به اين دليل نيست اصلاحطلبان پذيرفتهاند مصلحت انصراف خاتمي و جانشيني موسوي يك صلاحديد از بالا بوده است؟
نه. بخشي از اين رويداد ناشي از اختلافات پيشين آنان و آقاي كروبي است. برخي هم به دليل تحليل آنان و نقطه ورودشان به انتخابات است. اميدوارم كه در نحوه ورود به انتخابات برخلاف دفعه پيش و نيز حمايت از ورود آقاي خاتمي دچار اشتباه تحليلي نشده باشند.
7ـ مهمترين دلايل شما براي تشخيص صلاحيت آقاي كروبي در موقعيت رياست جمهوري چيست؟
من در مقام تشخيص صلاحيت افراد براي رياست جمهوري نيستم. آنچه را كه قبلاً هم گفتهام اين است كه اصلاحطلبان فقط پيرامون سه نفر ميتوانستند وارد اين عرصه شوند. آقايان خاتمي، كروبي و موسوي. كه ورود آقاي خاتمي را به دلايلي غير ممكن ميدانستم. آقاي موسوي هم قابل دفاع بود مشروط بر اينكه ماهها پيش وارد ميشد. بنابراين آقاي كروبي گزينه واحد بود، اما اكنون كه آقاي موسوي آمده است، بايد با هم رقابت كنند تا هر كدام كه توانستند آراي بيشتري را جذب خود كنند برنده شوند.
8ـ مهمترين تفاوتها ميان دو نامزد اصلاحطلبان در كجاهاست؟
مهمترين آنها حضور مستمر آقاي كروبي در عرصه سياست و انطباق يافتن با شرايط و عدم حضور آقاي موسوي است كه آينده را حتي براي خود نيز ناروشن ميكند، همچنان كه در ابتداي حضور تصور ميكردند كه نيازي به سفرهاي استاني يا حتي تشكيل ستاد نيست، اما اكنون روشن شده است كه به آن طريق، هيچ پيشرفتي حاصل نميكردند. ضمن اينكه يخهاي نگاه اوليه تركيب اصولگرايي و اصلاحطلبي در حال ذوب شدن است. اين مهمترين تفاوتي است كه ساير تفاوتها در برابر آن اهميت چنداني ندارند. با وجود اين ارايه برنامه و شعارهاي منسجمتر آقاي كروبي نيز نقطه قوت ديگر ايشان است.
9ـ به نظر ميرسد يكي از دلايل رويكرد وسيع اصلاحطلبان يا نمايندگان برجستهشان به سمت آقاي موسوي و عدم اقبال از آقاي كروبي انتقاداتي است كه در مقطع انتخابات مجلس از اصلاحطلبان و همراهان راديكال آقاي خاتمي داشتند. يكي از اصلاحطلبان مشهور به تندروي شما بوديد با طرح خروج از حاكميت چطور شما با ايشان يا ايشان با شما، به همكاري رسيديد؟
به همين دليل كه طرح خروج از حاكميت را پيگيري نكردند، به همين روز افتادند و محصول سياستهاي آقاي خاتمي، شخص و دولت احمدينژاد است. اتفاقاً آقاي كروبي در آن مقطع دو بار از اين تاكتيك استفاده كرد و هر دو بار هم جواب داد. از سوي ديگر الآن چيزي به نام خروج از حاكميت وجود ندارد، چون آنان حضور ارزشمندي در قدرت ندارند كه با تهديد خارج شدن خود بتوانند امتيازي برای مردم بگيرند. آنان به بدترين وضعي اخراج شدند و الآن هم با ضعف و سستي ميخواهند وارد چيزي شوند كه قبلاً از آن اخراج شدهاند. درباره رفتار خودم هم تحليل كاملی نوشتهام، و از آنجا كه سياست پاسخ مشخص ما به شرايط مشخص است، در اين تحليل اين وضع را توضيح دادهام، اگر كسي آن را قبول ندارد، نقد كند (یادداشت مفصل ورود به انتخابات از كدام منظر؟) و كساني كه براي اقدامات سياسي خود حتي يك خط تحليل هم ارايه نميدهند، و هيچگاه هم اشتباههاي فاحش خود را نقد نكردهاند، اخلاقاً نميتوانند در اين باره ديگران را مورد انتقاد قرار دهند.
10ـ اگر آقاي كروبي در پيشبرد برنامههايشان موفق نشوند ممكن است شما بار ديگر پيشنهاد خروج از حاكميت را طرح كنيد؟
اگر خودش موفق نشود و ناتوان از اجرا باشد، بايد محترمانه از مردم عذرخواهي كند و استعفا دهد. اگر وي قول و قرار خود را نقض كند و به برنامههايش پشت كند، بايد مردم حساب خود را با او تسويه كنند. و اولين كسي كه چنين خواهد كرد خودم هستم. اما اگر حكومت مانع اجراي برنامههايش شد و در اين جلوگيري هم جدي بود، قطعاً بايد از حاكميت خارج شود. اينكه نميشود، برخيها با دادن قول و قرارهايي به مردم به حكومت بروند سپس آنها را انجام ندهند و مسئوليت را نه متوجه خود كنند و نه خود را به لحاظ اجرايي ضعيف بدانند، و باز هم كماكان بر صندلي استيل قدرت تكيه بزنند. اگر همه به اين نكات بديهي ملتزم بوديم، وضع امروز ما بسيار فرق ميكرد.
11ـ در يادداشت 30 فروردين در وبلاگتان نوشتهايد كه آقاي كروبي در صورت رسيدن به رياست جمهوري اين كارها را بلافاصله ميتواند انجام بدهد كارهايي مثل: لغو گزينش براي ادامه تحصيلات، حذف ستارهدار كردن دانشجويان، لغو دستورالعمل پذيرش بومي، تعيين كف براي پذيرش سهميهها، بهبود دسترسي به اينترنت و شفافيت و اطلاعرساني! اينها مشكلات كوچكي به نظر نميرسند. ميتوانيد به قوانيني اشاره كنيد كه دست رييس جمهور را در اين زمينه باز ميگذارد؟
اكثر اين موارد جزو اختيارات دولت است و دولت كنوني آنها را به اجرا درآورده است و ریشه قانونی ندارد. بجز سهميه جانبازان و... كه اجراي آن نيز در دست وزارت علوم است كه قبلاً هم به نحوي عمل ميگردید كه درصد بسيار كمي از افراد را شامل ميشد. بنابراين اجراي مطلوب اين موارد در بيشتر موارد نيازي به قانون ندارد.
12ـ اين راست است كه طراح برنامه اصلي اقتصادي آقاي كروبي، مسعود نيلي يعني همان طراح طرح تحول اقتصادي دولت نهم است؟
نه؛ آقاي نيلي طراح طرح تحول اقتصادي نیست، سهل است كه بارها آن را نقد كرده است و اصولاً دولت نهم واجد فردي كه طراح چيزي باشد نيست، همه امور به رييس دولت ختم ميشود. بنابراين اشتباه در سوال ناشي از بيتوجهي به موضوع است. اما طراح برنامه اصلي اقتصادي آقاي كروبي هم ايشان نيست، مسئوليت اين كار به عهده دكتر نجفي است كه قبلاً در ستاد آقاي خاتمي اين كار را انجام ميدادند كه البته آقاي دكتر نيلي هم در آنجا با ايشان همكاري ميكردند. اما اگر منظور طرح سهام نفت است بايد گفت كه اين طرح علمي و دقيق شده همان ايدههاي پيشين است كه اين كار را آقاي دكتر نيلي بطور شخصی انجام داده و در تابستان گذشته آن را منتشر كردند، و من هم چون آن را با ايدههاي خودم درباره درآمدهاي نفت كاملاً همراه ميدانستم در ستاد آقاي كروبي پيشنهاد كردم قبلا هم در جبهه مشارکت پیگیری کرده بودم. البته استفاده از اين طرح با اجازه معنوي آقاي دكتر نيلي بود، اما ايشان آن را براي ستاد آقاي كروبي تهيه نكرده است.
13ـ چرا همه دولتها شعار خصوصيسازي ميدهند و همچنان اقتصاد در چنگ دولت است؟ آقاي كروبي در اين باره چه امكانات تازهاي را طرح خواهد كرد؟
دليل آن روشن است. چون شعار ميدهند و در عين حال نفت را هم به جيب خود دولت ميريزند و اين مسأله براي بزرگتر شدن دولت كفايت ميكند. ايده موجود انتخاباتی آقای کروبی خارج كردن اين درآمدها از بودجه دولت است كه مآلاً به كوچك شدن دولت ميانجامد، حتي اگر شعار كوچك شدن دولت هم داده نشود.
14ـ در موضوع مشخصي مثل عدم دسترسي مسلمانان سني به مساجد خود در شهرهاي بزرگ موضع آقاي كروبي چيست؟
اين حق برادران اهل تسنن است و اين براي ما و مدعيان تشيع زشت است كه امكان ساخت مسجد در تهران براي مسلمانان اهل تسنن فراهم نيست. تا آنجا كه ميدانم موضع آقاي كروبي در اين مورد كاملاً همدلانه است.
15ـ در مسأله مثل تدريس زبان مادري در كنار زبان فارسي كه در قانون اساسي هم صراحت دارد؟
اين نيز نه تنها حق همه مردم است (همان طور كه حق ماست كه به زبان فارسي خود آموزش ببينيم) بلكه صراحت قانوني هم دارد. متأسفانه رسوبات ذهني درباره مفهوم امنيت ملي كماكان نزد عدهاي وجود دارد كه فكر ميكنند با رعايت اين موارد، امنيت ملي به خطر ميافتد، در حالي كه عكس اين ديدگاه با واقعيت بيشتر انطباق دارد. موضع آقاي كروبي هم در اين مورد كاملاً صريح و روشن است و خواهان اجراي اصل 15 قانون اساسي هستند.
16ـ تركيب نهايي نامزدهاي اصولگرا را چگونه حدس ميزنيد؟
گرچه پيگير امور آن طرف نيستم. اما جناح حاكم چارهاي جز حمايت از رييس دولت فعلي ندارد، و رييس دولت هم چندان وقعي به حمايتهاي آنها نميگذارد، همان طور كه در 4 سال گذشته آنان را تحويل نگرفت، گروههاي آنان چندان استقلال تصميمگيري هم ندارند.
17ـ خيليها سفرهاي دايمي آقاي احمدينژاد را كه صحبت از توزيع پول يا امكانات ديگر در آن هست سفرهاي انتخاباتي كه تبليغات موثري هم محسوب ميشوند ميدانند. در حالي كه هيچ كدام از كانديداهاي ديگر از اين امكان برخوردار نيستند. آيا شما هم مسأله را همين طور ميبينيد و به طبع آن شانس گزينش مجدد آقاي احمدينژاد را؟
اگر غير از اين رفتار ميكرد محل سوال بود.
18ـ ظهور يك نامزد ديگر در اردوي اصولگرايان شانس اصلاحطلبان را افزايش خواهد داد يا به عكس؟
من به شانس در سياست اعتقاد چنداني ندارم.

پسر خاله :
مگه چیه؟ خوب بود دیگه. حرف حساب و روشن که جواب نداره. چی میگه؟ ضمنا شانس وقتی آمادگی با فرصت تلاقی میکنند بوجود میاید .میدون انتخابات هم فقط به درد آماده شدن میخوره ، همین.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۰۱ قֽظֽ | Reply
یک ایرانی :
این بهترین مصاحبه ای بود که در ارتباط با انتخابات خواندم.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۱۹ قֽظֽ | Reply
:
از آقای کروبی که ترمز کیهانیان را کشیدند بایستی تشکر کرد - حتی اگر برای جلب رای باشد - چون فقط ایشان هستند و افراد همچون ایشان که می توانند ترمز آقایان را بکشند و سرعتشان را به سرعت مطمئنه برسانند. حیف که آقای خاتمی سید یک موی این شیخ بر تنش نبود تا وقتی اینهمه به او و یارانش بی حرمتی میکردند و توهین روا میداشتند یکبار اینگونه لب به اعتراض بگشاید و فریاد بزند - لااقل برای دفاع از خود- و نه دفاع از حق و حقوق مردم
ولی بنظر شما بهتر نبود اولا جواب کوتاه می بود و متمرکز بر امضای جمهوری اسلامی بر کنفوانسیون حقوق کودک؟ و گفته میشد که این شمایید که فقط می توانید شتر سواری را دولا دولا کنید و چون بخلوت میروید آن کار دیگر کنید من آنچه را که در ظاهر می گویم و امضا میکنم در خلوت هم همان کار را میکنم. بهتر نبود وارد مسایل اعتقادی نمی شدند که معمولا چندان نمیشود به دلیل قداستش به عمق رفت و مو را از ماست کشید و آن را به روز کرد. اینطور نیست؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
می شد برخی موارد نباشد و برخی موارد هم اضافه تر باشد اما در هر حال خوب بود.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۰ قֽظֽ | Reply
چرا دروغ؟ :
متاسفانه روزنامه کیهان نه تنها افراد داخلی همچون اقای کروبی و موسوی و یاران ایشان را نشانه رفته افراد خارجی را هم بی نصیب نکرده از جمله اقای اوباما را . این روزنامه در سرمقاله ی امروز خود ضمن دادن اطلاعات کاملا نادرست از مردم آمریکا که طبق آمار بمناسبت یکصدمین روز ریاست جمهوریش اخذ شذه ، هفتاد درصد مردم از اوباما و سیاستهای او پشتیبانی کرده اند این سؤال را مطرح کرده: اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست تاریخ آمریکا، رویای مارتین لوترکینگ را تحقق خواهد بخشید یا کابوس کاندولیزا رایس را؟
متاسفانه این روزنامه فقط نظرات موافق خود را چاپ میکند به این وسیله میخواستم به مسؤلان این روزنامه جواب دهم که همینکه توانست بیشتر مردم معترض به سیاستهای بوش و بیشتر افراد منفعل آمریکایی را- تاکید می کنم آمریکایی را از خانه هایشان به میدان انتخابات بکشاند و این احساس را به آنها بدهد که در ساختن کشورشان نقش دارند نشان میدهد که به رویای مارتین لوترکینگ عمل کرده . شما اگر سیاستهای بوش را بیشتر به نفع خود میدانستید و در کمپین آن فعالیت میکردید حرف دیگریست ولی انصاف حکم میکند در تحلیل افراد و رویدادها دروغ ننویسید و مردم را .... حساب نکنید که امروز دنیا دنیایی قیامت گونه ، شفاف شده در اتاقهای شیشه ای
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۵ قֽظֽ | Reply
:
ویژگی این دوره انتخابات ضمن تغییر کردن سیاستهای گذشته دنیا و تغییر افکار عمومی آن ، اینست که فواره ی قدرت غیر مسئول به اوج خود رسیده و بقول رهبر انقلاب "سنت تاریخی" در چنین حالتی خواندن این ضرب المثل معروف است: فواره چون به اوج رسد سرنگون شود
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۹ قֽظֽ | Reply
هوشنگ :
من به عباس عبدی پیشنهاد میکنم به پرسشهای خبرنگاران در باره شخص خود یا درخواست نقد خود هیچ پاسخی ندهد. عباس عبدی نامزد ریاست جمهوری نیست. او هرگاه نامزد ریاست جمهوری یا هر پست و مقام دیگری شد البته که هم حق جامعه است که بداند و هم خبرنگار میتواند در آن باره هر پرسشی را که خواست بپرسد.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
درست است اما اگر پاسخ ندهم فکر می کنند که نکته غیر قابل پاسخی را گفته اند.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۰۶ قֽظֽ | Reply
بهرام :
آقاي كروبي به برخي ساختارها در چرخه قدرت همچنان پايبندي نشان مي دهد يا حداقل در ارتباط با آنها در مواقعي دوگانه يا دو پهلو برخورد مي كند آيا اين نقطه ي ضعف ايشان محسوب نمي شود؟ اينگونه امكان ندارد آرا خاموش وارد ميدان انتخابات شوند. آيا اين محاسبه در ستاد انتخاباتي آقاي كروبي مورد محاسبه قرار گرفته است؟ شايد بگوييد شرايط و مصلحت اينگونه اقتضا مي كند كه همه چيز در آن واحد به چالش كشيده نشود البته در مواردي مهندس موسوي هم همينگونه رفتار مي كند و از همين ادبيات استفاده مي كند!
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب همین فرق آقای کروبی و دیگرانی است که فعلا با ساختار موجود مشکل حاد دارند . قرار نیست که وی مشابه آنان باشد. به این رفتار آقای موسوی هم ایرادی نیست.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۴۷ قֽظֽ | Reply
محمد علی :
با سلام
آقای عبدی در دانشگاه که هستم پیشرفت روز به روز آقای کروبی و تیم ایشان را در بین افکار دانشجویان که حتی ریزترین مسائل سیاسی را دنبال می کنند، مشاهده می کنم. شما برگ برنده تان تحریمی ها هستند. به عنوان برادر کوچکتر فکر می کنم موارد زیر در رشد و پیشرفت شما و تیم آقای کروبی تاثیر خوبی دارد:
1- مناظره با کاندیداها و نمایندگان کاندیداها- بهتر است شما و آقایان کرباسچی و نجفی در دانشگاه ها و دیگر جاهاصحبت کنید چون آقای کروبی فن بیان خوبی ندارند
2- معرفی هر چه بیشتر اعضا و تیم- اگرچه شناخته شده هستند ولی هنوز عده زیادی مانده اند
3- نقد آقای موسوی- اخلاق مداری را کنار گذاشته و از بی برنامگی و تیم ضعیف آقای موسوی پرده بردارید
4-تبلیغ طرح واگذاری سهام نفت در روستاها و شهرستان های دور
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مورد بند سوم کلا موافق نیستیم چون چنین نقدی در جبهه داخل ایجاد اشکال می کند.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۳۱ قֽظֽ | Reply
شهرام :
با سلام
نقل قول: "در يادداشت 30 فروردين در وبلاگتان نوشتهايد كه آقاي كروبي در صورت رسيدن به رياست جمهوري اين كارها را بلافاصله ميتواند انجام بدهد كارهايي مثل: لغو گزينش براي ادامه تحصيلات، حذف ستارهدار كردن دانشجويان، لغو دستورالعمل پذيرش بومي، تعيين كف براي پذيرش سهميهها، بهبود دسترسي به اينترنت و شفافيت و اطلاعرساني! اينها مشكلات كوچكي به نظر نميرسند. {ميتوانيد به قوانيني اشاره كنيد كه دست رييس جمهور را در اين زمينه باز ميگذارد؟}
اكثر اين موارد جزو اختيارات دولت است و دولت كنوني آنها را به اجرا درآورده است و ریشه قانونی ندارد. بجز سهميه جانبازان و... كه اجراي آن نيز در دست وزارت علوم است كه قبلاً هم به نحوي عمل ميگردید كه درصد بسيار كمي از افراد را شامل ميشد. بنابراين اجراي مطلوب اين موارد در بيشتر موارد نيازي به قانون ندارد."
چند ایراد به نظر شما وارد است:
1- قبل از اینکه صحبت از اختیار دولت شود باید دانست دولت باید مصوبات مجلس را که به تایید شورای نگهبان رسیده اجرا کند.حال فرض کنید در همه موارد فوق که شما آنها را جزء اختیارات دولت دانستید مجلس مصوباتی کاملا متضاد نظر دولت داشته باشد و دولت ملزم به اجرای آنها شود. لطفا بفرمائید در این موقعیت رئیس جمهور چه باید بکند؟آیا قوانین مصوب مجلس را که مغایر باشعارهایش هست اجرا کند یا استعفاء دهد؟
درست است که اجرای آن شعارها نیاز به قانون ندارد ولی با قانونی که عدم اجرای آنها را الزامی میکند چه باید کرد؟
2-مقایسه اختیارات دولت فعلی با دولت اصلاح طلب احتمالی در آینده مقایسه ای نادرست است
چون دولت فعلی حمایت همه جانبه واقعی یا صوری همه ارکان قدرت از رهبری گرفته تا مجلس و شورای نگهبان و ...... را پشت سرش دارد و فقط این اواخر مجلس کمی ساز مخالف با دولت در موضوع طرح تحول را نواخت. اما دولتی که هیچکدام از این اهرمهای قدرت پشت سرش نباشد اختیاراتش همگی به شکلی قانونی وتو شده و از درون خالی و استحاله میشود و سرانجامی بهتر از دولت خاتمی نخواهد داشت.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مطلب اول شما در اساس درست است اما اگر بخواهند قوانینی در این موارد وضع کنند وظیفه دولت است که مخالفت کند و اینطور نیست که این سیاستهای علط با مخالفت رییس جمهور رای هم بیاورد. قضیه به این تندی نیست حداقل در اکثر موارد چنین نخواهد بود.
در باره مطلب دوم هم عرض می شود که اگر دولت بعدی چنین اختیاراتی داشت که می توانسته همه قولهای صادقانه خود را به اجرا درآور . من با دولت فعلی مقایسه نکردم.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۵۳ قֽظֽ | Reply
علی :
سلام آقای عبدی
من می خواستم بپرسم علت این که آقای کروبی وارد جدال لفظی با روزنامه کیهان شده اند چیست؟ و چرا یک سیاستمدار کهنه کار با داشتن مشاورانی که همگی از سیاستمداران و روشن فکران بزرگ جامعه هستند نظیر شما و آقایان کرباسچی، ابطحی و ..... وارد این جنگ روانی با روزنامه کیهان شده اند؟ آیا ایشان نمی دانند که این کار موجب لطمه خوردن به شخصیت اجتماعی ایشان می شود و ممکن است پرده ها بیفتد و مسائلی مطرح شود که در شرایط حاضر به نفع ایشان نباشد؟ آیا ایشان نمی توانستند با سعه صدر جواب هتاکی های کیهان را برای بعد از انتخابات بگذارند تا در یک فضای به دور از تنش جواب مخالفان را بدهند؟
خواهش می کنم جواب این سوالات بنده را بدهید.
با تشکر از شما بابت تحلیل های عالی و مناسبتان
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب است اگر پرده ها بیفتد. نگران نباشید هر کس که حساب پاک باشد نگران این موارد نخواهد بود. تقصیر کیهان است که به هر فرد و گروهی می پرد.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۱۹ بֽظֽ | Reply
امیر :
سلام
تکلیف آقای کروبی )اگر انتخاب شود) با انتخاب وزیر کشور ،رئیس نیروی انتظامی و وزیر اطلاعات چگونه است؟ خودش انتخاب می کند؟ آقا رهنمود می دهند و ایشان انتخاب میکنند؟ در هر صورت رئیس جمهور 100% مسئول اقداماتشان است و باید پاسخگو باشد.
موسوی نشان داده که از پس ... بر می آید اما کرروبی به ... و حکمش گردن نهاده؟ درست است؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مورد دومی بله آقای کروبی حکمی که داده شود(البته حکم کتبی داده شود) اجرا کرده و این کار صد بار بهتر از کار کسانی که احکام غیر مکتوب را اجرا می کنند و مسئولیت آنها را هم بر دوش خود سوار می کنند. اما وزیر کشور و اطلاعات را به مجلس معرفی می کند ولی هماهنگی هیچ اشکالی ندارد چون قصد مقابله ندارد اما فرمانده نیروی انتظامی با مسئولیت وی نیست.
در مورد آقای موسوی هم نظرشان را بپرسید. اما لطفا ساده نباشیم.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۰ بֽظֽ | Reply
امير110 :
جناب آقاي عبدي
در دور اول انتخابات 1384 ميزان آراء بدين شكل تقسيم بندي شده :
كروبي - معين - مهر عليزاده 10.4 ميليون
احمدي نژاد - لاريجاني - قاليباف 11.5 ميليون
هاشمي 6 ميليون
در دور دوم :
احمدي نژاد موفق شد 11.5 ميليون راي خود و 5 ميليون راي كروبي را به نفع خود كند.
هاشمي 6 ميليون راي قبليش به اضافه 4 ميليون راي معين كه سرهم 10 ميليون شد.
حال اگر فرض شود امروز در همان دور اول 1384 باشيم با 27 ميليون
احمدي نژاد 10 ميليون راي خواهد داشت. و 1.5 ميليون راي اصولگرايي باقيمانده به رضايي خواهد رسيد.
اما كروبي همان 5 ميليون راي قبلي و مير حسين موسوي 5 ميليون راي معين و مهر عليزاده را خواهد داشت بعلاوه 4 ميليون راي از هاشمي.
و 2 ميليون راي از آراء هاشمي حركت خواهد كرد.
آيا با اين منوال بهتر نيست آقاي كروبي در روز آخر به نفع مير حسين كنار برود؟؟؟ تحليل شما چيست؟
لازم به توضيح است اين موضوع بدون وارد شدن راي جديد و آراء خاموش بررسي شده است.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
امیدوارم ناراحت نشوید. دوست عزیز چکار داریم به این حرفها که هیچ رایی نه به بار است و نه به دار دارید تقسیم غنایم می کنید. عزیزم بجای این حرفها بیا وسط میدان از هر کسی که دوست داری حمایت کن و خط سیاسی و برنامه او را پیش ببر. با این خیالات خود را سرگرم نکنیم که یکباره مصداق آن کوزه عسل نشویم که از دست افتاد و شکست.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۴۱ بֽظֽ | Reply
آريا :
از افكار و اعتقادات آقاي كروبي ميگوييد. از سوي ديگر معتقد ايد كه "نميشود برخيها با دادن قول و قرارهايي به مردم به حكومت بروند سپس آنها را انجام ندهند و مسئوليت را نه متوجه خود كنند و نه خود را به لحاظ اجرايي ضعيف بدانند، و باز هم كماكان بر صندلي استيل قدرت تكيه بزنند".
مگر آقاي كروبي سالها در همين "قدرت" نبودند؟ دست كم ساليان سال را هم در مجلس با راي مردم بودند. در آن زمان از اين شعارهايي كه حالا ميدهند كدام را عملي كردند يا در سوي آن حركت كردند. آن دو كاري را هم كه به گفتهي شما با استفاده از اهرم خروج از قدرت انجام دادند واقعا در مقايسه با اندازهي مسايل و مشكلات اصلاحات چه ارزشي داشت؟
ايشان هنوز هم پاسخي به اختراع منحصر بهفردشان "حكم حكومتي" نداده اند.
ايشان در جايگاه رييس مجلس چه حركتي در جهت برابري اديان و اقوام، آزاديهاي فردي و اجتماعي،حقوق بشر، اعدام كودكان، آزادي رسانهها و تلويزيون خصوصي، و مانند اين شعارهاي امروزيشان انجام دادند؟ در زمان مرحوم سعيدي سيرجاني ايشان چه ميكردند؟
اميدوارم نگوييد كه چون اين چيزها به مجلس مربوط ميشود و شما هم ديگر در انتخابات مجلس شركت نميكنيد، ربطي ندارد، يا مانند پاسخي كه به دوستي در بارهي قضيهي آقاي سحابي داديد بفرماييد "باشد براي بعد"!
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
وقتی می گویم باشد برای بعد حتما بدانید که دلیلی دارد و این پرسشها بسیار معدود است اما در مورد کامنت شما طبعا چنین چیزی صدق نمی کند. آیا شما می توانید بگویید آقای کروبی چه قولی داده بود که در مجلس عملی نکرد؟ قول را ما و دوستانمان دادیم و نه ایشان. بعلاوه کی گفته است که ایشان می خواهد مثل رستم این مشکلات را حل کند؟ من و شما چکاره ایم؟ اصلا چنین توقعی اگر داریم اصلا نه الان و نه هیچگاه دیگر رای ندهیم. شما بگردید ببینید که وی تا به حال کدام قول را داده که بطور نسبی انجام نداده در این موارد گریبانش را با هم بگیریم. بعلاوه اگر موافق شرکت هستید در این صورت مب توانم بگویم که وی از همه نامزدهای احتمالی اصلاح طلبان بیشتر در جهت دفاع از حقوق مورد نظر اقدان کرده است .
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۱۸ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی چرا اقای کروبی معاون او ل و مشاوران خود را - مثل همه جا - رسما معرفی نمیکند تا صومعه داران پی کار خود و تبلیغ برای کاندید خود بروند؟ جدیدا در جواب اقای کروبی کيهان تفرقه بیانداز و حکومت کن با اشاره به کنفرانس خبری کروبی با رسانههای خارجی آورده است: «در مصاحبه کروبی با خبرنگاران خارجی عناصری نظير عيسی سحرخيز (عنصر پشتيبانی کننده پايگاههای مطبوعاتی دشمن که تا حد دفاع از نامزدهای فراماسونرها و ساواکیها هم پيش رفت)، عباس عبدی (اولين مطرح کننده خروج از حاکميت در حزب مشارکت که در آن روزگار مورد انتقاد کروبی قرار داشت) و غلامحسين کرباسچی وی را همراهی میکردند و مشورت میدادند».
کيهان افزوده است: «اين نامزد انتخاباتی در عين حال ترجيح داد برخی سئوالات را پاسخ ندهد و پاسخها را مکررا به عبدی و کرباسچی سپرد! و اين در حالی است که خبرنگاران قرار بود با وی آشنا شوند نه با اطرافيان نامزد»!
آقای عبدی چه اشکالی دارد که ریاست جمهوری تیمی باشد. تازه قانون اساسی رهبری را هم تیمی کرده ولی حالا زیر قانون زده اند بماند
کيهان ادامه داده است: «به بازی گرفته شدن عناصر افراطی نظير عبدی، سحرخيز، باقی، نجفی، ابطحی، کرباسچی و... در ستاد کروبی- با وجود اين که تندروها همواره از وی به عنوان محافظه کار، مرتجع، غضنفر اصلاحات، طرف زد و بند با جناح مقابل و... معرفی کردهاند- همواره محل ابهام بوده است. اما قبضه تدريجی امور ستادها و شعارها و نگارش يا گفتن مواضع وی از سوی همين عناصر افراطی نشان میدهد که آنها بیدليل و برای رضای خدا به ستاد کروبی اردو کشی نکردهاند».
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کیهان وکیل مدافع روزنامه نگاران خارجی هم شده است. آقای کروبی که مثل رییس جمهور همه فن حریف کیهان نیست که نتایج پژوهشهای و درسهای تاریخی اش در خصوص هولوکاست به قیمت میلیلردها دلار هزینه و انبوهی از بی آبرویی برای جامعه تمام شود.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۲۲ بֽظֽ | Reply
احمدی نژاد هم اصلاح طلب شد :
رييسجمهور در كرج:
*قضاوت مردم بايد ملاك باشد
*هركس خود را اصلاح نكند از سيستم كنار گذاشته ميشود
خوب مبارک است ولی من مانده ام اگر واقعا ایشان راست میگویند ( که نمی گویند چون روزنامه جمهوری اسلامی ایشان را دروغ گو ترین رئیس جمهور تاریخ جمهوری اسلامی لقب داده ) حالا اگر راست میگویند و واقعا ملاک ، قضاوت مردم است پس چرا نمی آیند و با تشکیل کمیته ی صیانت از آرا به مردم این اطمینان را نمیدهند که واقعا به این حرف - یعنی ملاک بودن ثضاوت مردم - اعتقاد دارند و این هم مثل دفعات قبل فریاد آی گرگ آی گرگ چوپان دروغگو نیست؟
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۹ بֽظֽ | Reply
شکایت کجا بریم؟ :
دلارا داربی اعدام شد و آقایان هنوز هم معتقدند در ایران کودکان زیر 18 سال اعدام نمیشوند. مگر این نوجوان در سن زیر 18 سالگی بخاطر دیوانگی و احساسات متاثر از جامعه ی مصرفی مرتکب جرم نشده ؟ پس چرا اقایان هنوز معتقدند مرغ یک پا دارد و در ایران افراد زیر هیجده سال اعدام نمیشوند؟ مگر می توانند در این مورد واضح هم کلاه شرعی روی این مساله کشید؟ و مگر میشود اگر کسی اعتراض به اعدام کودکان زیر 18 سال کرد او را متهم به همراهی با کشورهای خارجی کرد؟ آنهم به دلیل اینکه دنیا هم خبرها را از ایران میگیرد و به دلیل مغایر بودن آن با روح و روان انسانی همین اعتراض را میکند و دارد ؟ آیا این انتشار خبر و تحلیل که خود آقایان هم نمونه ، در این همراهی فراوان دارند را می توان متهم به پیروی از دشمن کرد؟ واقعا باید هر روز بالای این سایت خود بنویسید: از دشمنان برند شکایت به دوستان، چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
راستی در موقع اتهام های بی رحمانه اینچنینی که دلسوزان را متهم به پیروی از صهیونیست و دشمن میکنند به کجا می توان شکایت برد؟ آیا داده رسی در این زمینه در جمهوری اسلامی اصلا هست؟
آیا دادستان و مدعی العمومی وجود ندارد که اینگونه ترور های شخصیت را ببینند و جلویش را بگیرد؟
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۲۳ بֽظֽ | Reply
کاش 12 سال پیش خاتمی این چنین کرده بود :
در سالهای جوانی ما، در مشهد یکی از علما مورد ستم و تهمت قرار گرفته بود. رقبایش اذیتش میکردند. این عالم وارسته وقتی خیلی ناراحت میشد، میگفت اگر اینها «احتمال» میدادند که قیامتی هست، این کار را نمیکردند. از همان موقع این تعبیر که بعضیها احتمال وجود روز قیامت را هم نمیدهند برای من جالب توجه بود. چند روز پیش با یکی از همشهریهای آقای حسین شریعتمداری رییس معروف روزنامه کیهان که از دوستان قدیم ایشان بود، همین جوری حرف میزدیم. یاد حرف آن استاد وارسته افتادم. پرسیدم واقعاً اگر کیهانیها احتمال وجود قیامت را بدهند، ممکن است که اینگونه بیپروا علیه این همه آدم در طول این سالها تهمت و افترا بزنند و این همه آبرو ببرند و حتی اگر یقین دارند که آنقدر از مصونیت آهنین برخوردارند که کسی با آنها نمیتواند از ابروی پشت چشم آنها حرف بزند باز هم ممکن است چنین کنند؟ آن دوست همفکر ما و همشهری آقای شریعتمداری میگفت توجیهشان این است که خود را قیم انقلاب میدانند و به این دلیل هر کسی که به زعم آنها از اصولشان منحرف شود، مستحق هر نوع اتهام و تهمتی میدانند.
در طول این سالها کیهان در حقیقت نقش کسی را داشته که وسط چهارراه شهر مطبوعات ایستاده است و هر کسی را که نمیپسندد مورد اهانت و فحاشی قرار میدهد. نمونههای آن در عالم غیر مطبوعاتی در شهرها فراوان دیده میشوند و دارای تاریخ شناخته شدهای هستند. کار سختی البته نیست. وقتی نگرانی از تیراژ و مخاطب نداشتی و پول بیتالمال هم بود و مطمئن هم بودی که از مصونیت آهنینی برخورداری که هیچ کس نمیتواند کاری کند، کافی است پایبندی اخلاقی شخصی هم نداشته باشی در آن صورت به راحتی میتوان دست به انتشار برخی جراید زد منتشر کرد. این بار کیهان در روال عادی فحاشی خود، به آقای کروبی بدترین اهانت و فحاشی را انجام داده است. معمولاً وقتی آدمها برای اهداف کیهان خطرناک میشوند، سهمیه فحاشی پیدا میکنند. خاتمی تا کاندیدا بود این گونه بود. از این فحاشیهای کیهان میشود فهمید که کروبی هم خطر جدی انتخابات آینده شده است. اما این بار آقای کروبی که به شهامت مشهور است، با ادبیات شجاعانه خود علیه آقای شریعتمداری در کیهان یادداشت تکاندهندهای نوشته است که میتواند به نمایندگی از همهی آدمهایی باشد که آبرو و شخصیتشان در این سالها قربانی هتاکیهای کیهان شده است.
ابطحی
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۱۸ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
1- خواهش می کنم عرایض حقیر را قبل ازآقای احمدی نژاد مهدی کروبی عزیز بخواند. دکتر محمود هوش زیرک و فرصت طلبی دارد. ها!
2- مایلی کهن عزیز-این بارجدی- گفته که فیروز[خان]کریمی دلقک است. البته او امر بدیهی را یادآوری کرده؛ چرا که از نام "فیروز"جز شغل دلقکی ونوروز وبهار وگل وسبزه وشادی مستفاد نمی شود در"ادب پارسی".
3- حکایت: روزی از روزها نشسته بودم یا راه می رفتم یانه در غاری در شمال وسط تهران؛ وبیکار بودم!(سیرک ها باز بود با حداکثر جمعیت) - لابد من در پشت صحنه استراحت می کردم- خانمی که خودش هم از سوی خانم تر دیگری مأموریت داشت زنگ زد که چرا افسرده ام. گفتم از مهران مدیری بپرس. پرسیده بود؛ گفت:آقا مهران می گوید طبیعی است ولش کنید رسم دلقک در پشت صحنه افسردگی است. گفتم پس خدا حافظ. خانم گفت: نه؛ شال وکلاه کن بیا به کلاسم که قهقهه تولید می کنیم برای دیوانه های پولدار در شمال تهران.من مرکز مشاورۀ روانی دارم. خب من هم رفتم. باید خانم ها که "باید"وزیر محترم اموزش محترم پرورش محترم وزارت محترم آموزش محترم پرورش محترم جمهوری محترم اسلامی محترم ایران محترم نیست در جملۀ" ما باید" دو دو تا را چهار تا کنیم-پایان نقل قول-
4- وارد کلاس که شدم بیست نفری دیوانۀ زنجیری نشسته بودند با شکم وبی شکم، با لپ وبی لپ وبا همۀ"با،بی" های عالم. وفقط یک عضو مشترک داشتند:"چشمان بی فروغ"- حالا هی بگویید خوش به حال پولدارها- وبا اسم کوچک همدیگر را صدا می کردند ونمی خندیدند ومسخره بودند به خوش امد من.
5- استادم که یک تاکسی بر گشت بود از یک رشتۀ علمی-کاربردی به رشتۀ"همه اش حرف(بخوان روانکاوی=حرف بزن حرف می زنم، بازهم حرف بزن حرف می زنم، بازهم وبازهم و...) وجوان بود وخوش تیپ حتی؛ وزبروزرنگ! گفت سخنرانی کن! گفنتم :"ما باید" دو دو تا را چهارتا کنیم که ما می توانیم و...که یکی از خانم ها که نمی دانم خوشگل بود یا نه بلند شد یا نشسته یک دماغ دلقکی پرتاب کرد به طرفم وبا غیظ گفت تو یک دلقکی. من که نتوانسته بودم ماهیت دبقکی ام را حتی نزد پولدارها پنهان کنم خیلی غصه خوردم وافسرده تر شدم. وپیش استاد گریه کردم. استاد دستی به موهای کچلم کشید وبا مهربانی گفت: دلقک جان ما اینجا قهقهه تولید می کنیم برای پولدارها تخصص تو به درد تولید یک لبخند می خورد برای همۀ ایرانیان.؛ غصه نخور خوب می شوی.
6- من هم آمدم نزدیک شرکت نفت- تعبیر از محمود دوستم که رانندۀ تاکسی است- وپنهان شدم. وتا روزی که نتوانم یک لبخند کمرنگ سراسری برای ایران تولید کنم آفتابی نمی شوم- چه خودخواه سرتقی- حالا فهمیدید چرا به مهدی کروبی رأی می دهم؟ برای نقاشی اولین اتودهای این لبخند کمرنگ سراسری-
7- حرف بی فوتبال فقط بدرد روان درمانی می خورد. از فیلسوف زمانه! حضرت جواد نکونام پرسیدند حالا که بهترین بازیکن شده ای درجشن قهرمانان- جواد خیابانی سقلمه می زند که بگو پهلوانان- صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران- ضربدرمحترم- وتیم ملی ایران از جام ملتهای آسیا حذف شده است شما علت را چه می دانی؟ فیلسوف خندید وجواد پاسخ داد:"تیم ملی باید بخندد"وراهش را کج کرد بسوی ال کلاسیکو- راستی یادتان نرود امشب -
8- ای افشین قطبی توصیه ناپذیر؛ این توصیه را از من بپذیر وبی خیال کسوت و...فیلسوف را بکن کاپیتان ثابت تیم ملی. خیر ببینی جوان. که می بینی انشاءالله
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۲۵ بֽظֽ | Reply
امید :
در جواب ِ سؤال ِ "مهمترين تأثير را بر نتيجه اين دور از انتخابات، کدام گروه يا طبقه اجتماعي خواهند داشت؟"
جواب داده اید: "به دليل آنكه طرح مطالبه اصلي امكانپذير نيست، لذا هر يك از گروههاي اجتماعي به تناسب فعال خواهند شد."
در راستای این جواب، لازم است نظر دوستان سایت را متوجه ی تاثیر و فعالیت دشمنی ها و دوستی ها دایره ی بیشتر از نیروها جلب در اینجا نوری بتابانم به نظر تعدادی از طرفداران حزب توده ی سابق که همراه با اقتدارگرایان سالهاست دو لبه قیچی را برای پاره کردن وحدت مردم ساخته و پرداخته کرده اند:
این عده در مورد سرمقاله کیهان و پاسخ کروبی آنرا بازی مهدی کروبی با توپی که شریعتمداری در میدان انداخته تحلیل کرده و اینچنین نوشته اند:
حسین شریعتمداری نماینده رهبر- آیت الله علی خامنه ای- در موسسه انتشاراتی کیهان که روزنامه امنیتی کیهان را منتشر می کند، طی سه دهه ماموریتهائی در زندان ها انجام داده و تجربه ای در پرونده سازی ها در کیهان اندوخته و تخصصی در جنگ روانی- تبلیغاتی بدست آورده که انکار آن نابخردی است.
او با همه این تجربه و با استفاده از پیوندی که با شخص احمدجنتی دبیر شورای نگهبان، برخی فرماندهان بخش امنیتی سپاه دارد، اکنون در تلاش تمدید ریاست جمهوری احمدی نژاد برای 4 سال دیگر است. او به ماموریتی را که در این زمینه برعهده دارد عمل می کند.
از جمله ترفندهای زیرکانه او در حال حاضر و در عرصه انتخابات ریاست جمهوری، کشیدن صندلی از زیر پای میرحسین موسوی و نگهداشتن شیخ مهدی کروبی در صحنه انتخابات و تقسیم آرای اصلاح طلبان است.(امید: البته این سؤال از خود این افراد مطرح کردم که چرا فکر میکنند که آقای موسوی انتخاب آنها نیست و آقای کروبی انتخاب اقتدارگرایان است ولی جوابی نگرفتم) بویژه که تلاش می شود از جبهه راست، یک کاندیدا بیشتر در صحنه نباشد و آن هم احمدی نژاد باشد و اگر هم کس یا کسان دیگری از این جبهه جلو انداخته شدند، چهره ای نباشند که به رای جبهه راست برای احمدی نژاد لطمه ای وارد آورد. در اینصورت رای راست را یکپارچه خواهند داشت و آرای جبهه اصلاحات را به دو بخش تقسیم خواهند کرد. اگر این سناریو دقیق پیش برود، احمدی نژاد در همان مرحله اول پیروز انتخابات اعلام خواهد شد.
از جمله زیرکی های شریعتمداری برای این بازی، مقاله تحریک آمیز اخیرش است که علیه شیخ مهدی کروبی در کیهان نوشته است. او با یقین به این که کروبی به شریعتمداری پاسخ خواهد داد و باز با یقین به نفرتی که درجامعه روشنفکری ایران نسبت به حسین شریعتمداری وجود دارد، این مقاله را نوشته است تا کروبی پاسخ بدهد. پاسخی که خواه نا خواه اشاراتی به سوابق نفرت انگیز حسین شریعتمداری در آن خواهد بود و به دل روشنفکران خواهد نشست و بر شهرت جسارت کروبی خواهد افزود و رخنه ای در آرای میرحسین موسوی ایجاد خواهد کرد. برای آدم رسوائی مانند حسین شریعتمداری چه اهمیت دارد که اندکی از آنچه اکبرگنجی و عمادالدین باقی و دیگران و دیگران در باره سوابق حسین شریعتمداری گفته و نوشته اند، یکبار هم توسط مهدی کروبی تکرار شود. مهم اینست که این تکرار به سود آن سناریوئی تمام شود که شریعتمداری و احمدی نژاد و احمد جنتی بدنبال آن هستند. یعنی شکاف درجبهه اصلاحات و کاستن از آرای میرحسین موسوی به سود کروبی و در نهایت به سود احمدی نژاد.
ماجرای سرمقاله حسین شریعتمداری علیه مهدی کروبی و پاسخ مهدی کروبی به حسین شریعتمداری که عده ای ذوق زده شده اند و آن را یک سند افشاگرانه و جسورانه تلقی کرده اند جز این نیست و نباید به مردم آدرس اشتباه داد. آدرسی که متاسفانه محمد علی ابطحی در آخرین نوشته خود در وبلاگش داده است. بعید است مهدی کروبی که به رندی و تیزهوشی مشهور است، به این نکات توجه نداشته باشد.(پایان نقل قول)
به هر حال این هم نظر و تاثیر این دسته در این زمان انتخابات
امیدوارم این بازتاب بتواند در روشنایی دید دوستان ، مخصوصا برای توجه به مشکلات آینده گفتگوها موثر باشد
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ماشاءالله به این هوش. خوب یکی نیست به این نویسنده بگوید که آقای میر حسین که این همه علیه اش نوشتند پاسخی می داد تا همه آرا را یک جا جارو کند. بعلاوه تا حالا دلیل حقانیت عده ای این بود که چرا به کروبی حمله نمی شود و فقط به طرفداران میر حسین حمله می شود اما چطور به سرعت الان قضیه بر عکس شده است!!
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۲۸ بֽظֽ | Reply
امير :
با سلام
اقاي عبدي ايا بنظر شما كروبي ميتواند بر شريعتمداري فايق ايد
بنظرم لازم بود يكي از شما ها با او دهان بدهان ميشديد نه پيرمرد
من نظرم اينه كه شريعتمداري را با طنزهاي نبوي به چالش بگيريد
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۱ بֽظֽ | Reply
امير :
با سلام مجدد جناب عبدي
من اين روز جهاني مطبوعات را به شما مطبوعاتيها كه زندگي پر خطري داريد تبريك ميگم از صميم قلب
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ممنون که به یاد این روز بودید.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۶ بֽظֽ | Reply
یک سؤال :
خسته نباشید
در رابطه با نگرانیها ی مسبوق به سابقه ی سبت به سلامت آرا ، و جو بی اعتمادی که حاکم شده و مردم را نسبت به انتخابات و نقش رای آنها دلسرد کرده جدیدا از طرف طرفدران آقای احمدی نژاد در روزنامه کیهان جواب گفته شده:" آقاى خاتمى ! ناظران بى طرفند ولى مردم بى طرف نيستند؟"
آقای عبدی
مگر مردم می توانند صبح تا شب پای صندوقهای رای بایستند و چهار چشمی برگزار کننده های انتخاب شده توسط شورای نگهبان را بپایند؟؟ یک نفر ، یک کم، سر صنوقهای رای بدون مجوز بایستد به عنون ضد انقلاب و مشکوک بازداشت میشود و حسابش با کرام الکاتبین است.
تازه مگر مردم می توانند بعد از بستن حوزه های رای ، در حوزه بماند و ناظر شمارش آرا باشند؟
پس این چه سئوالی است که طرفداران آقای احمدی نژاد از آقای خاتمی پرسیده اند: " آقاى خاتمى ! ناظران بى طرفند ولى مردم بى طرف نيستند؟"
فکر نمی کنید آقایان دارند به این نحو آب را گل آلود کنند تا باز ماهی خود را بگیرند؟
فکر نمیکنید رنگ رخساره خبر میدهد از سر ظمیر؟
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۴۶ بֽظֽ | Reply
محمد حسین :
من به این تکرار طوطی وار تاریخ باور ندارم که وی شخصی این و یا آنچنان است. روند طوفانی زندگی از انسانها ، چون دریایی خروشان ، صدفهائی را به بیرون پرتاب میکند که هیچ غواصی را یارای عمق کاوی و یافتن آنها نیست.
این دریا و ما صدفهای پر شمار آن در خود، هم مروارید درشت عشق را و هم هلاهل خود پرستی و فرومایگی را پنهان نموده ایم. طوفان زندکی است که یا لجن را و گاه مروارید و مرجان را به عرصه و ساحل زندگی پرتاب میکند.
.................................................................
جملهء فوق را آقای حبیب .ت در یادداشت قبل و دربارهء آقای کروبی نوشته است!
................................................................
گمان می کنم آقای کروبی دارد نقشی تازه را بر این بوم ترسیم می کند، برنامهء مهمی را طرح کرده است، این برنامه به یک اسانسور می ماند ، باید آن را جدی بگیریم و هم خود او را.
من را با پوپولیسم کاری نیست با آنها که سیاست را با احساس و احساس را با خام نگری آمیخته و فولاد سخت و داغ قدرت (به داغی هزارها درجهء سانتی گراد) را با بازیها و نمایشهایی چند عوضی گرفته اند!
خطاب من به روشنفکرانی است که هنوز دارند با تسبیح اویس قرن استخاره می گیرند، چه به این برنامه بپیوندند و چه نپیوندند ،این برنامه راه خود را خواهد یافت و به پیش خواهد رفت ،چون حرف قرن است، از دل همهء دردها و رنجها و جنگها و مرارتهایمان برخاسته است! این برنامه حامیان خود را پیدا خواهد کرد، پیدا کرده...
قیام ملی شدن صنعت نفت مصدق در 58 سال پیش رقم خورد اما هنوز که هنوز است یک نقطهء عطف تاریخ ماست.
وقتی مصدق به تبعید رفت مهدی اخوان ثالث ، دردش را اینگونه سرود.
دیدی دلا که یار نیامد
گردآمد و سوار نیامد.
شعری به سال 38 اما انگار همین دیروز سروده، هنوز گرم است و خون چکان.اینگونه با تاریخ پیوند می دهد اکسیر نفت، انسانی را. این اکسیر در کشور ما با خون و آه و درد و سرنوشت آمیخته است.
با این وجود همه مان می دانیم مصدق نفت را ملی نکرد، بلکه آن را از یک کشور بیگانه گرفت و دولتی کرد. اما اکنون کلید ملی شدن نفت دارد در برنامه های مهدی کروبی(یک آخوند از قم) رقم می خورد بنابراین معتقدم این برنامه و هرچه پیرامونش رخ دهد تا قرن باقی می ماند، انها که پیوستند و نپیوستند ، آنها که تقلب کردند و نکردند، آنها که تخریب کردند و نکردند، انها که حمایت کردند و نکردند ، آنها که گفتند برو و آنها که گفتند بیا، آنها که رای دادند و آنها که رأی ندادند، انها که مسخره کردند و آنها که تحسین نمودند..دانشگاه چه کرد؟ روستا چه کرد؟شهر چه کرد؟ جوان و پیر هر یک چه کردند؟ روشنفکر چه گفت؟حزبها چه گفتند؟...؟
بیائید هر چه در این ماهها و روزها در عرصهء انتخابات به زبان آمد و در قلم جاری شد را به روی دایره بریزیم اگر برنامه ای توانست جامع تر و روشنتر از برنامهء اقتصادی آقای کروبی، چشم انداز این مملکت را ترسیم کند،من همهء حرفهایم را پس می گیرم. و حاضرم برای آن کاندیدا به جای یادداشت نوشتن بروم عکس به دیوار بچسبانم.
کشور ما اکنون بر لبهء یک پرتگاه تمام عیار است، این حرف من نیست، حرف فرماندهء جنگ 8 ساله، سردار محسن رضایی است. پس اگر خدای ناخواسته این کشور سقوط کند همه آنها که برشمردم به بی رحمانه ترین وجه در تاریخ نوشته خواهد شد و خیلی چیزهای دیگر هم بر آن خواهند افزود تا حقیقت ما را عریانتر نشان دهند.
چگونه می توان در حالی که سقوط می کنی جهشی خیره کننده داشته باشی؟
این همان راز زندگی انسان است که گاه در لبهء پرتگاهها، آن زمان که امیدها به پایان رسیده و روزنه ها بسته و مجهول مانده و انسان خود را رها می کند تا نابود گردد ،برایش بالهایی گشاده می شود و پرواز می کند...ما اکنون با این فرصت عجیب در زندگی مان مواجهیم...و چه می دانم شاید با این رخداد هول انگیز.
خطاب من به روشنفکرانی است که رای و نظرشان را در گاو صندوقهای بانکهای سوئیس به امانت گذاشته اند هشدار که خیلی برایتان دیر نشود تا روزگاری دیگر و یکی دیگر در خدمت و خیانت شما باز هم کتاب دیگری بنویسد .
نفت شوخی بردار نیست، می سوزاند، می کشد، جوی خون براه می اندازد، بمب می ریزد، قتل و عام می کند ، برای ما نفت مهم است و هر برنامه ای هم که با نفت گره می خورد مهم است نمی توان راحت از کنارش گذشت.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۴ قֽظֽ | Reply
امير :
با سلام جناب عبدي
ورود به انتخابات از كدام منظر:1.تعويض ريس جمهور بعد از چهار سال براي اعمال حق حداقلي نظارت مردم
2.تعويض ريس جمهور وبه زير اوردنش با روش دمكراتيك وتمرين ان
3.ايجاد رقابت در درست عمل كردن به وظايف وپرداختن به مطالبات مردم وافزايش ان براي كسب كرسي رياست جمهوري با تعويض اولين بار ريس جمهور در دور اول واميد وار شدن مردم به اينكه با اين روش حداقل ميتوان قدري حكومت را تعديل نمود
3.تعويض اين يك فقره رياست جمهوري توسط مردم بعد از چهار سال كه در نوع خود معاني بسياري ميتواند داشته باشد ويكي از مهمترين انها خط بطلان كشيدن بر رفتارهاي مقدس مابانه وعوام فريبانه در حاكمان است كه متاسفانه ملكه شده
من تا هر شماره اي ادامه دهم بايد اين تغيير ريس جمهور بعد از چهار سال را بگويم وبنابراين به اينجا ميرسم كه تغيير اين ريس جمهور ميتواند رفتار دمكراتيك واميدهاي خاصي را در توده ايجاد كند وتا اينكه ما برسيم به انجا كه انشا الله انتخابات رياست جمهوري رقابت ميان دو طيف اصلاحطلب باشد
بنابراين در اين شرايط يا بايد اصلاحطلبان كانديد ندهند يا با هم رقابت نكنند البته در انتهاي كار تا ما پيروزي در انتخابات را كه بسيار مهم است وبسيار مهم بخاطر تغيير دمكراتيكش حتما كسب كنيم
وقتي اقتدار از دست مردم بزير اورده شود انهم در شرايطي كه همه چيز به نفع اوست وهمه كاري را براي ماندن ميكند قدرت مردم را به همه ثابت ميكند از جمله مردم
بنابراين جناب عبدي من تغيير ريس جمهور را در اين دوره بسيار با اهميت ميدانم بسيار بسيار
يا بايد همين الان به اين نتيجه برسيم كه بماند يا بايد بزير اوريمش تا همه حساب كار خودشون رو بكنند
انموقع يا اصلاح ميشوند يا دست به خشونت ميبرند كه هرديش كار انها را به پايان ميبرد چون ديگه مردم با نشون دادن هوش خودشون نشون ميدن دروغها وعوامفريبي وارباب سالاري تعطيل لطفا
انصافا قبول داريد يا نه؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خیلی خوب است حتما برای به زیر آوردنش کوشش کنید.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۱۷ قֽظֽ | Reply
صارمی :
جناب عبدی در جواب سوال اول فرموديد «مشخصه مهم اين دوره به سر رسيدن يك دوره فريب و دروغ و ريا و اتلاف منابع و فساد گسترده است» که به عقيده من بايد ادامه ميداديد : و شروع دوره ای جديد از فريب و دروغ و ريا و اتلاف منابع و فساد گسترده. فريب و دروغ و ريا و اتلاف منابع و فساد گسترده از روزهای اول جمهوری اسلامی آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد و هر سه تا نامزد رئيس جمهوری هم در همه اين اعمال شريک و سهيم بوده اند. حال شما از ما ميخواهيد از ميان اين سه فاسد يکی را انتخاب کنيم که فريب و دروغ و ريا و اتلاف منابع و فساد ادامه پيدا کند. در ادمه فرموديد که ملت انتظار تغييری هم نداشته باشند. تا بحال فکر ميکردم برنامه رنگ کردن گنجشک و قالب کردن بجای قناری ميباشد ول امروز دريافتم که اشتباه ميکردم. برنامه خيلی ساده تر است و آن اينست که حتی زحمت رنگ کردن گنجشک هم در کار نيست بلکه گنجيشکه را با رنگ اصلی و ذاتی ميدين دستمان و ميگين آی ملت شماها فرض بر اين بگيريد که اين گنجيشکه زرد رنگ است و اسمش قناری است. با احترام. صارمی
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوشبختانه ابهام اخیر برای شما بر طرف شد و الا باید تا آخر عمر مدیون می شدم. اما ادعا و تحلیل و راهبرد شما به گونه ای است که از آن هم چیزی جز تعمیق بیش از پیش آنچه را که بد می دانید ( ولو درست)در نمی آید. زیرا نهایت چه نتیجه ای می گیرید؟
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۲۵ قֽظֽ | Reply
As Peke Net :
سرمقاله کیهان و پاسخ کروبی
بازی مهدی کروبی با توپی
که شریعتمداری در میدان انداخته
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این مقاله جای دیگری بصورت کامنت منتشر شده و پاسخی هم داده شده است اما نویسنده متوجه نیست که پس چطور فاطمه رجبی که حس نفرت به او بیشتر است قبلا علیه مهندس موسوی نوشته؟ آیا او هم می خواسته رای موسوی را زیاد کند؟
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۰ قֽظֽ | Reply
آريا :
پاسختان به يادداشت قبلي ام منطقي بود، متشكرم. راستش داشتم نااميد ميشدم.
اما فرموده ايد كه آقاي كروبي قولي نداده بود كه عمل نكرده باشد. من با اين گفته مخالف ام. اين دفاع نيز مانند دفاع آقاي خاتمي است. چه آقاي خاتمي،چه آقاي كروبي و چه همهي آن كساني كه با فهرست "اصلاحطلبان" به قدرت رسيدند مسوول همهي آن چيزهايي بودند كه از سوي اصلاحطلبان و به نام اصلاحات مطرح شد. شك نيست كه منظور من شعارهاي تندروانهيي كه برخي در حاشيه سر ميدادند نيست، و شعارهاي بسيار مشخص جبههي اصلاحات منظور است. يكي را "قانونگرايي" بگيريد، كه فكر نميكنم هيچ اصلاحطلب "ميانهرو"يي هم آن را شعاري راديكال بداند. آيا بستن آن همه روزنامه بدون توجه به قانون در اين كشور رخ نداد؟ پيگيري قتلهاي زنجيرهيي و فاجعهي 18 تير قانوني انجام شد؟ اگر آقاي خاتمي بتواند خود را به عنوان رييس قوهي مجريه از كارهاي غيرقانوني -مثلا- قوهي قضاييه كنار بكشد، كه نميتواند، آقاي كروبي در جايگاه رييس مجلس نهتنها به آن بيقانونيها اعتراضي نكرد، كه با اختراع خود آنها را به ظاهر قانوني هم كرد.
اما در مورد جملهي آخر كاملا حق را به شما ميدهم: اگر كسي به تصميم شركت رسيده باشد، آقاي كروبي نازنينتر از ميان نازنينان است!
گرچه، ممكن است همين مساله كه چرا بايد از ميان چوناين جمع كم اثري انتخاب كرد، دليلي كافي براي شركت نكردن باشد.
از توجه و پاسختان سپاسگزار ام.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در این که همه در حد خود مقصریم شکی ندارم اما سهم افرا د را باید به اندازه گفت.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۲۱ قֽظֽ | Reply
امير110 :
جناب آقاي عبدي
ممنون از جوابتان. بنده و امثال من به ميدان آمده ايم فكركنم اينو بايستي از اوايل دهه 70 حس كرده باشيد. اما نگراني من و امثال من اين است كه اينبار هم راي دور اول آقاي كروبي در دور دوم به حساب احمدي نژاد برود. همانگونه كه مي دانيد و استحضار داريد نمي توان فقط چشم ها رو بست و منتظر زمان شد بلكه بايستي ابتدا هدفگذاري كرد و بعد عمل كرد. چشم بسته رفتن منجر به تكرار نتيجه سال 1384 است. كمي واقع بين باشيد.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
کاملا درست است اما در باره رای اکنون نمی توان چیزی گفت. دفعه پیش هم اگر آقای کروبی دور اول نبود باز هم آرا به سبدهای نامربوطی می رفت چون اختیاری بر آنها نداشتند.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۴۰ قֽظֽ | Reply
یک مدیون :
راستش میخواستم بوسیله حمایت از آقای کروبی از مقاله شجاعانه و منصفانه آقای عبدی با عنوان "خودکرده را تدبیر نیست" که انصافا تنها اذعان منصفانه سیاسیون درون نظام به وجود ظلم در حق اهل سنت است تشکر کنم و به تمام سنیهای ایرانی هم بگویم شرط انصاف این است که از مواضع بحق آقای عبدی حمایت شود
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۵۳ بֽظֽ | Reply
علی :
جناب عبدی
با توجه به تخصص شما در امر نظر سنجی، اعداد و ارقامی که این روزها در سایتهای مختلف از نتایج نظر سنجی ها منتشر میشود را چقدر معتبر میدانید؟ البته منظورم نظر سنجی اینترنتی نیست بلکه نتایجی است که در اینترنت منتشر میشود. این نتایج حاکی از پیشتازی رییس فعلی دولت با فاصله زیاد است!!! می خواستم تحلیل شما رابدانم.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
حتی اگر درست هم انجام شده باشد فاقد ارزش برای تعمیم به روز انتخابات است.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۷ بֽظֽ | Reply
چند سؤال در مورد انتخابات :
هر روز که میگذرد تناقضات قانون و شرع و تفسیر آن بیشتر و بیشتر میشود. تناقض سن قانونی و سن تکلیف . سن اعدام و سن حق رانندگی ... و قانونی بودن دخالت سپاه در سیاست و قانونی بودن بی طرفی سپاه .... که تا بحال همه ی این گندیدگی ها توسط نمک زدن شورای نگهبان کم و بیش حل شده ولی ظاهرا کارد به استخوان رسیده و دیگر نمک شورای نگهبان هم کارساز این گندیدگیها نیست چون خودشورای نگهبان دچار تناقض شده تا جایی که آقای جنتی هم منتقد تناقض قانون اساسی شده و گفته اند : شورای نگهبان به حکم قانون اساسی و امام بزرگوار ، برای پاسداری از اسلام و قانون اساسی تاسيس شد و اين اصطلاحی که مرسوم شده و میگويند «شورای نگهبان ِ قانون ِ اساسی، ناقص است. شورای نگهبان طبق قانون اساسی، ابتدا پاسدار اسلام است و سپس پاسدار قانون اساسی
خوب با این حساب باید گفت: هر چه بگندد نمکش میزنند ، وای به وقتی که بگندد نمک
این ادعای آقای جنتی به روشنی نشان میدهد که از منظر شورای نگهبان و شخص آقای جنتی قانونی اساسی با اسلام همخوانی ندارد و به تعبیر دیگر یعنی سرچشمه ی همه آشفتگی ها در جامعه و سردرگمی ها و تناقضات در داخل این قانون اساسی است که در آن اساس بر جمهور و رای مردم گذاشته شده و نه بر اساس حکومت اسلام( البته به زعم آقایان شورای نگهبان و حامیان )
نکته مهم ديگر که آقای جنتی در جمع ناظران انتخابات شهر خوزستان مطرح کرده اند و قابل بررسی است اینست که ایشان گفته اند: نکته ی مهم دیگر در خصوص اين انتخابات، حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رای است. اين وظيفه همه دستگاهها و رسانههاست که به مردم بگويند حضور در انتخابات يک وظيفه است که با وجود هزينه اندک، دارای آثار بسيار بابرکتی است. خوب سؤال اینجاست اگر وظیفه است چرا باید دستگاه ها و رسانه ها به مردم بگویند؟ مگر خود مردم مومن و مسلمان خودشان نمی دانند که وظایفشان چیست؟
آقای عبدی
با این مقدمه میخواستم بپرسم ناظران انتخاباتی شورای نگهبان چگونه انتخاب میشوند؟ چون جدیدا آقای آيتالله جنتی اینگونه گفته اند: يک عده از دوستان که واقعا از انصاف بهرهای ندارند، پيشاپيش و درحالی که هنوز هيچ کاری انجام نشده، سلامت انتخابات را زيرسوال میبرند . اينها کسانی هستند که مقاصد سياسیشان مشخص است و حتی عقيدهای به اين ادعای خويش هم ندارند چراکه ناظران انتخاباتی در سیسال گذشته، به هيچ حزب و گروه ودستهای وابسته نبودهاند و تنها وظيفه خويش را انجام دادهاند و بعد از هر انتخابات هم دنبال کار خويش رفتهاند
آیا من نوعی هم می توانم ناظر انتخابات باشم؟
موضوع تاثر برانگیز دیگر سفرهای استانی رئیس جمهور و پخش پول بین استقبال کننده ها متاسفانه سمی است که سالها در این کشور خواهد ماند و مردم را خواسته یا نخواسته فاسد خواهد کرد چون از این به بعد این نوع بخشش ها را حق طبیعی خود میدانند و هر کس این ولخرجیها را نکرد ، بگونه ای منفی نگاه خواهند کرد ایا فکری برای واکسینه کردن مردم در مقابل این ویروس خطرناکتر از آنفلونزای خوکی می توان تصور کرد؟
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۲ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی با توجه به قرائن و حضور احمدی نژاد به عنوان کاندیدای واحد اصولگرایان چشم انداز روشنی برای حظور موفق اقای کروبی وجود ندارد و از بین ایشان و اقای موسوی هم با توجه به جو حاکم اقای موسوی مقبولیت بیشتری دارند لذا از شما که یکی از مشاوران اقای کروبی هستید تقاضا دارم اگر واقعا دلسوز این اصلاحات نیمه جان هستید جناب کروبی را به کناره گیری تشویق کنید و به فکر طرح خلاقانه ای برای هدایت ارا بسوی مهندس موسوی باشید ، و از این نوع تبلیغات سنتی و سخنرانی های دانشگاهی دست بردارید دانشگاه چون جای عقل و منطق است و دانشجو از قبل انتخاب خود را کرده است واگر موافق شما باشد که هیچ ولی اگر مخالف باشد با توجه به استدلال هایی که از قبل دارد موافق نخواهد شد ، رای اصلی برای پیروزی در متن جامعه است ، طبقه مستمند و ضعیف جامعه هم به علت فقر اگاهی رای هایشان بسوی احمدی نژاد روانه است ولی هستند گروه های پر رایی که می توان براحتی انها را همراه کرد که عبارتند از نوجوانان و جوانان و زنان بنده می توان طرح های جالبی را برایتان مطرح کنم اگر مایل بودید مطرح کنید .
با تشکر
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
متاسفانه نگاه ما با یکدیگر همخوانی ندارد و نمی توانم چیزی را که به نفع جامعه خود نمی دانم و آن را خیال می دانم انجام دهم اما شما هم طبعا برای آقای موسوی فعالیت خواهید کرد و حتما رای هم خواهند آورد.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۰۷ بֽظֽ | Reply
سودش را نخواستیم :
آقای احمدی نژاد رئيس جمهور در اجتماع مردم آورده شده به کرج اعتراف کردند که:
"دولت اسلامى ، وامدار ملت است "
آقای عبدی فعلا که دست ما کوتاه است و خرما بر نخیل ، میخواستم از شما که دستی بر اوضاع انتخابات دارید بپرسم چطور می توان به ایشان گفت سهم من نوعی را از آزادی ، از میزان بودن رای ، ... و صیانت از آرای خود .... و آزادیهای اجتماعی و سیاسی و عقیدتی و ... و از پول نفت و معادن دیگر که جزو بیت المال است همین امروز بدهید سودش را هم نمی خواهم.
چطور می توانم به ایشان این مطلب را بگویم؟
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۴۰ بֽظֽ | Reply
دروغه دروغه :
مردم در حین سخنرانی آقای احمدی نژاد در خارک شعار میدادند دروغه دروغه که ایشان در جواب گفتند:"گذشته ها گذشته" !!
اقای عبدی،
این حرف یعنی چه؟
دلارا دارابی بخاطر قتلی که در سن زیر هیجده سالگی انجام داده و هنوز هم که هنوز است به دلیل چپ دست بودنش صحت قتل اش در هاله ابهام است که واقعا او انجام داده یا نه ؛ اعدام میشود و گذشته ها برای او نگذشته ، چطور اقای احمدی نژاد که بالاتر از هیجده سالگی همه ی این کارها را کرده اند می توانند بگویند:" گذشته ها گذشته"؟
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۰۷ بֽظֽ | Reply
پ -ص :
جناب محمد حسین چه زیبا نوشته ای مرحبا خدا کند که اینبار نور به شب پره ها فرصت بال گشودن ندهند و دسیسه بازان بتاریکی مجال دسیسه نیابند
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۵ بֽظֽ | Reply
محمد حسین :
برادر گرامی جناب آقای عبدی
با سلام و احترام
کامنتی که جناب م.ا.م نوشته است و ذیل "فلسفهء حق رأی"درج گردیده و شما هم آن را تایید نموده اید در حقیقت یک استراتژی تبلیغاتی را تعیین می کند.
می توان با بخشی از ان موافق بود که باید به درون توده رفت و با آنها از نزدیک سخن گفت و حرفشان را شنید تا با تاثیر متقابل، دو طرف به درک بهتری دست پیدا کنند وانگهی از تقابلها و تضادهای احتمالی بین دوکاندیدای چپ پرهیز گردد.
1-
اما به طور کلی با این گزاره مخالفم که باید با احمدی نژاد مقابله کرد، بلکه معتقدم باید از تقابل با احمدی نژاد به شدت پرهیز نمود و مطلقآ(تأکید می نمایم مطلقآ ) از نقد احمدی نژاد پرهیز کرد.نکات ضعف احمدی نژاد در طول این سالها بارها گفته شده و مردم انها را شنیده اند و کم و بیش خودشان هم لمس کرده اند با تکرار دوبارهء آنها حافظهء اجتماعی سرریز می کند و ممکن است دست به رفتارهای عجیب و غریبی بزند مثلآ گرایش احساسی پیدا کند تا به آدمی اینهمه مظلوم رأی دهند و یا خیال کنند که ما می خواهیم برخی کارهای خوب دولت را که بر زندگی آنها تأثیر مستقیم داشته نادیده بگیریم و امثال این موارد.
که متأسفانه در سخنرانی های آقای موسوی بیشتر از آقای کروبی نقد دولت کنونی دیده می شود.
قبلآ هم به مناسبت دیگری این جملهء یونگ را عرض کرده بودم که
what you resist persist آنچه را که با آن مقابله می کنید پایدارتر می شود.
بنا براین ما به جای آنکه به ملت بگوییم این دولت چه کار بدی کرده است باید بگوییم ما چه کار خوبی می توانیم انجام دهیم و اجازه بدهیم مردم خودشان تصمیم بگیرند، شاید مردم ترجیحشان همین آقای احمدی نژاد باشد پس حال که وارد رقابت شده ایم پیشاپیش نتایج را –هرچه که بود- بپذیریم.
2-
فضای کار در کشور باید فضای آرامی باشد، مردم فکر نکنند که ما آمده ایم دوباره جنگ و دعوا و نزاع راه بیفتد،حقیقتآ روانشناسی اجتماعی جامعهء ما نشان می دهد که این نزاعها برایش خسته کننده است، فرق ایران و انگلستان و ایتالیا لابد همین جور چیزهاست و طرف مقابل با همینگونه استراتژیها توانست اصلاحات را زمین گیر کند( هر 9 روز یک بحران).
گمان می کنم اگر قرار است دوباره بحرانها اغاز شود باید دربارهء ادامهء مشارکت در انتخابات تأمل نمود حتی با دانستن اینکه این دوره مشارکت خیلی بالا خواهد بود.
3-
من قبل از اینها بالشخصه می خواستم در این انتخابات تنها یک ناظر و احتمالآ(به احتمال ضعیف) یک رأی دهنده باشم اما تنها چیزی که در من امیدی ایجاد نموده است برنامهء اقتصادی آقای کروبی است و نه هیچ چیز دیگر(حتی سایر بیانیه ها ومواضعشان) و انهم به دلیل دست گذاشتن روی ام الامراض این مملکت بود! برنامهء آقای کروبی فراتر از این انتخابات است، حتی اگر نظرسنجی که یکی از سایتها دربارهء کمبود محبوبیت آقای کروبی منتشر کرد درست هم باشد نه تنها من ذره ای در انتخاب خود شک نمی کنم که وظیفه مند می شوم بیشتر از گذشته تلاش نمایم تا فهم خود از این برنامه را به جامعه منتقل کنم.
به عبارت دیگر من با این برنامه می توانم هویت مشارکت جویانهء خود را به شکلی عقل پذیر در یک منظومهء همگن تعریف نمایم و با ساحت وظیفهء شهروندی خود پیوند دهم که در صورت سکوت ناتوان از تبیین آن دستکم نزد وجدانم خواهم بود.
4-
تا بحال با همین استراتژی هر جا و با هرکسی که سخن گفته ام تقریبآ مؤثر واقع شده است،
احمدی نژاد هر کس که هست و هر کار که کرده و می خواهد بکند و دوستان و همپیمانان و حامیان او دربرابر برنامه ای که یک قرن فراز و نشیب سیاست این مملکت با ان رقم خورده است جز قطره هایی کوچک و بس ناچیز محسوب نمی شوند پس برنامهء مبارک و فرخنده مان را با نقد و نام آنها مخدوش نسازیم .
4 سال پیش آقای کروبی قضیهء 50 هزار تومان را طرح کرد، اکنون همه می بینیم همان ایدهء هر چند خام و نپخته، با وجود تمسخرها و تحقیرهایی که بر آن روا گشت آنقدر جاندار و قدرتمند بود که تبدیل به برنامه ای برومند و سایه گستر شده و می تواند به جرأت سخن از "ملی شدن صنعت نفت" را به میان آورد.
5-
دوستان، جناب عبدی
گمان می کنم این برنامه روزنه ای امید بخش برای همهء ملت باز خواهد کرد! این برنامه همچون ققنوسی است که از دل خاکستر اصلاحات به هوا برخاسته است ، باید بسیار مراقبتش کنیم تا به تیر زهر و کین بدخواهان بر زمین نیفتد و تا که بالنده گردد ! خواهیم دید که کهنه مبارزان عرصهء سیاست در روزهای آتی یکی پس از دیگری به این برنامه خواهند پیوست و شوری بپا شد نه صرفآ برای این انتخابات که برای این مملکت برای آنکه دوباره اصلاحات زند گردد.زنده خواهد شد.
زنده باد اصلاحات.
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در آن پاسخ هم منظورم حمله مستقیم به دولت و شخص رییس آن نبوده است بلکه بیشتر نقد وضعیت جاری فارغ از تمرکز بر اشخاص است. من هم با شما در باره این روانشناسی موافقم. روز گذشته هم در جلسه ای بر این نکته تاکید داشتم.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۱۰ قֽظֽ | Reply
یک توصیه دوستانه :
در جواب به کامنت سراسر احساسی - که اشتباها در زیر پست فلسفه 15 سالگی چاپ کرده بودید - از آقا یا خانم م- ا - م - کل نظر ایشان را با گفتن درست است تایید کرده بودید. از جمله این حرف ایشان را:"... امروز باید به احمدی نژاد پرداخت. به نمایان ساختن آثار سیاست های او در تمام ارکان زندگیمان."
اولا
این تایید بر خلاف تحلیل شما ( ورود به انتخابات از کدام منظر ؟) بود
دوما
فکر میکنم شما هم کم کم دارید در این شرایط جو گیر میشوید که این برای یک تحلیلگر مسایل سیاسی خوب نیست
سوما
بهتر نیست همچنان که در تحلیل خود آورده اید در این شرایط تلاش خود را معطوف به تشریح و توضیح عقاید، برنامه ها و ارزشهای خود ... و تمرین مشارکت مبتنی بر تعقل کرده ، قضاوت را به عهده ی مردم که با پوست و استخوان سیاستهای آقای احمدی نژاد را خود لمس کرده اند بگذاریم؟ نکند شما نیز به مردم و نظر آنان اعتقادی ندارید و میخواهید زوری به آنها چیزی را حقنه کنید؟
فکر نمی کنید اگر در این مدت کوتاه باقیمانده این چنین با نظرات احساسی عده ای جو گیر شویم و بقول این دوستمان پیش به سوی مناظره با طرفداران آقای احمدی نژاد برویم ... به بد و بیراه گفتن افتاده، همان سیاست اقتدارگرایان را که دوست ندارند فعالیتهای انتخاباتی عمیق شده ، از مرز شعار گذشته و به شعور برسد را دنبال کرده ایم؟
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
علت انتشار آن زیر پست مذکور اشتباهی است که به دلیل خاصی رخ می دهد . وقتی متن را می خوانم از روی محتوا متوجه پست مربوط نمی شوم و لذا بعضا اشتباهی منتشر می شود در حالی که موارد متعددی را درست حذف می کنم. تذکر شما وارد است و در ذیل کامنت محمد حسین هم توضیح داده ام و منظورم توجه به شخص نبوده است و از پاسخ می توان تا حدی متوجه شد.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۲۴ قֽظֽ | Reply
همسویی کیهان با تحلیل حزب توده :
همانطوریکه در بالا به نقل از پیک نت وابسته به حزب توده نطر آنان را نسبت به انتقاد آقای کروبی نسبت به توهین و افتراهای کیهان نوشته بودند امروز هم کیهان همین تحلیل حزب بی آبروی توده که نوشته بود انتقاد به کیهان باعث رای آوردن کروبی و کشیدن صندلی ریاست جمهوری از زیر پای موسوی میشود را دنبال کرده و اینچنین نوشته :
قرار بود راى در سبد بريزيد نه آبرو بر زمين! (خبر ويژه)
تندرو های افراطی نفوذ کرده در حزب اعتماد ملی برخی چهره های معتدل این حزب را به شدت نگران کرده است. پس از آن که ایفای نقش بلندگوی رژیم صهیونیستی توسط حزب اعتماد ملی واکنش رسانه ها و چهره های اصولگرا را برانگیخت- و این حزب نیز بلافاصله ادعای گزاف خود را پس گرفت- چند تن از عناصر معتدل نزدیک به کروبی که به خاطر همراهی با او از مجمع روحانیون جدا شده اند، از عاقبت سوءاستفاده از کروبی توسط عناصری که بوضوح نه فقط به او بلکه حتی به اساس نظام جمهوری اسلامی اعتقادی ندارند، ابراز نگرانی کرده اند. اطلاعات دریافتی کیهان نشان می دهد که یکی از این افراد در جمع برخی هم حزبی هایش با اشاره به درگیری کروبی و کیهان به اعتراض گفته است که «شما قرار بود از طریق درگیری با کیهان رای جمع کنید و در سبد آقای کروبی بریزید نه این که آبروی او را ببرید»! اشاره این عضو اعتماد ملی به وعده های برخی از عناصر تندرو بوده که اخیرا با اهدافی خاص به جمع اطرافیان مهدی کروبی پیوسته اند و پس از آغاز مجادله با کیهان تاکید داشته اند ادامه این کار به نفع کروبی است و «می تواند برای او رای جمع کند»! اکنون تحلیل عناصر معتدل حزب این است که رفتار طیف تندرو نه فقط رایی به سبد کروبی منتقل نکرده بلکه تحمیل هزینه های سنگین به کسی است که همواره سعی کرده بود مرز خود را با گروه های فرصت طلب حفظ کند. این عضو اعتماد ملی در ادامه گفته است که نظر خود را درباره «نقشه ای که فرصت طلبان برای کروبی کشیده اند» به او منتقل خواهد کرد.
حالا یکی نیست به اقایان بگوید رطب خورده ( دنبال نکردن نظرات بیگانگان) منع رطب ( دنبال کردن تز حزب توده ) چون کند؟ مگر آمریکا با شوروی و چین فرقی میکنند؟ مگر نه اینست که نه غربی و نه شرقی ؟ پس چرا شماها اینقدر پول و امکانات و باج سبیل به شرق میدهید ؟
نمیشود که یک شقه گوشت حلال باشد و شق دیگر آن حرام
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۵ قֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
قانون اساسی: یا...هو.این یاهو از نوشتۀ قبلی جامانده بود+یک ل +یک ربی ویک ی منهای یک ن ویک ب که در کل کامنت های تا این جایم در این جا سهل انگاری کرده ام. ومرا ببخشید. یک موتور هم تیم سایت عبدی ویراستاری کرده مرا که قربان دستشان بروم- برای یک دلقک آمار نا امید کننده ای نیست ولی دلقک هم باید حواسش جمع مسئولیتش باشد مثل رییس جمهور- این یک قرار داداست در هر کاری!
1- خطاب به امضای"نستجیر بالله" کیهان:خواهش می کنم که مرا ازشمول عوامل نفوذی ستاد مهدی کروبی- نفست درست برادر...- حذف کنید.چون که من یک انگلیسی هستم؛شفاف( زیرا که ریش هم ندارم) ونامم را هم به الفبای لاتین می نویسم. ومهمتر اینکه دردورۀ ریاست جمهوری مهدی کروبی وبزودی دنبال "عرق چین" گم شدۀ شما هم خواهم گشت. ویکی از دلایلی که می خواهم به مهدی کروبی رأی بدهم این است که"شیخ" ما کوچکترین وعده ای به من نداده برای کوتاه کردن دست تو ازکیهان! او- منظورم رییس جمهور مهدی کروبی است- گفته است که "کیهان" ملک طلق قادرمتعال است وهمه وهمه- حتی شما همه- حق حیات وحیاط دارید.
2- دلیل سادۀ دیگری که مرا علاقه مند کرده که به مهدی کروبی رأی بدهم- ببخشید یعنی تبلیغ بکنم چون که انگلیسی ها حق رأی ندارند در ایران-این است که او- بازهم منظورم مهدی کروبی است-نگفته است که تنها وتنها وتنها آدم طراز جمهوری اسلامی ایران-نه یک کلمه بیش ونه یک کلمه زیاد-است که علاقه وتوان وشفافیت شرکت در یک مصاحبۀ –نه مجادله ونه محاجه-چالشی مدرن ودو بدو را دارد.من هم اضافه می کنم که:"چون چیزی برای لاپوشانی ندارد"بر خلاف مجادله های بی سر وته راست ومباحثه های بازهم بی سرو ته چپ!
3- اما من خودم بر سر این دو ادعا(1و2بالا)حاضر به مصاحبه ومجادله ومذاکره ومباحثه ومناظره و...نیستم چون که من قبلاً گفته ام وبازهم خواهم گفت که یک دموکراسی خواه نیستم وبه طریق اولا یک دموکرات.راست وحسینی بگذارید یک راز مهمی را برایتان فاش کنم:
4- من یک شب توی خواب دیدم که انتخابات ریاست جمهوری در ایران عنقریب شده است- دربیداری انتخابات توی "بوق" نبود- دنبال "عرق چین" م گشتم ولی پیدا نکردم- گم کرده بودم هویتم را مثل "کیهان"- ولی چون قبیح بود توی خواب همسایه رفتن مجبور شدم بیدار بشوم وبروم کلاه همسایه را قرض کنم برای قاضی کردن. مراسم انجام شد ومن نشستم روبروی کلاه گشاد –برای سر من-همسایۀ عزیزم وطرح سؤال کردم:الف- من انتخابات راتحریم بکنم چه چیزی بدست می آوریم ملت ایران؟ ب- من در انتخابات شرکت کنیم چه چیزی از دست می دهم ملت ایران- اشتباه در مفرد وجمع افعال از دلقک است-؟ واین طور پاسخ دادم به دو سؤالم: الف- دکتر محمود احمدی نژاد را حفظ می کنیم در وطن-نوبت پیشی گرفتن بنگلادش وافغانستان فقیر ولی عزیز-ب- دکتر محمود احمدی نژاد(حفظ الله)حتی اگر سوار طیاره اش بشود وبرود پابوس آن سیاه رعنا در واشنگتن یا بیاید توی "بوق"بکند که:"هه...چه خبرتونه من که کسی نیستم. من یه بندۀ ناچیز خداوند هستم که جای هیچ کس را هم تنگ نمی کنم ومی خوام خدمت کنم. خب اگه باب میل شما نیست اصلاً من ثبت نام نمی کنم. واگر هم ثبت نام کردم انصراف می دهم. واقعاً اگه مشکل منم. ولی مشکل من نیستم!!! مشکل شما من نیستم-!!!!!!!!!!!!- شما با من مشکل ندارید! شما چون نمی توانید مستقیم خدا را بزنید دست نشاندۀ قادر متعال برروی زمین را می زنید.همان طور که ثابت کردم که منظور از زدن "اسفندیار" ضایع کردن"رستم!" بود والبته موفق نشدند به حول وقوۀ الاهی وموفق هم نمی شوند. تازه امروز مجبورشان کرده ام که مجیزم را هم بگویند!چون دست خدا بر سر ماست! مگه شوخیه!!! دست بردارید برادرا این کارا خوب نیست به خدا"-پایان نقل قول مستقیم!- را حفظ نمی کنیم.
5- خب من هم گفتم به کروبی رأی می دهم.یا...هو
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۵ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
از من نپرسیده اند؛ روشن فکر کیست!؟ پس لازم است- نه کافی البته- که بگویم روشن فکر کیست:
1- روشن فکر آن کسی است که می تواند "پس کله"ی(بخوان ضمیر ناخود آگاه) مردم کوچه وبازار را بخواند وآنرابه واژه وکلمه ترجمه کرده وبر گرداند بخودشان تا آنان با شنیدن درد خود اززبان روشن فکر همذات پنداری کرده وبه دنبال او(روشنفکر)راه افتاده واوضاع را در جهت تشفی درد یاخوشی خود بهتریا حفظ کنند.
2- روشن فکر آن کسی است که عادت نمی کند وبه همین دلیل همیشه در رنج است. یکی از مشخصات بسیار مهم آدمها عادت کردن به شرایط بد وخوب زیستی خودشان است.که باعث می شود بتوانند به زیست در فاجعه حتی ادامه بدهند.ولی روشن فکر چون نباید به شرایط بد یا خوب عادت کند همیشه در رنج پیدا کردن راه حل است: در شرایط خوب برای جلوگیری"خوشی زده زیر دل"ش توده؛ ودر شرایط بد برای ضرب المثل خررنگ کنی"دیگی که برای من نجوشد سر سگ تویش بجوشد"غیر روشن فکر.
3- روشن فکر هیچ گاه مچاله نمی شود. چون می تواند مچالگی مردم رابنویسد، نقاشی کند، فیلم بسازد، تندیس درست کند،شعر بگوید،عکاسی کند، بگوید ودو سه تای دیگر- این هم سهم سه نقطۀ همواره-
4- روشن فکر داد نمی زند.
5- روایت:سید محمد خاتمی در مجلس تحلیف دومین دورۀ ریاست جمهوری خویش نشسته بود؛کانهو برج زهرمار- ببخشید واژه باید دقیق باشد- مراسم ادامه دارد. رییس جمهور وقت آمد پشت تریبون تحلیف . کلامش از دو به سه قد نکشیده بود که مثل گل شکفت وشد همان سیدی با لبخند جادویی.چون او یک روشن فکربود واست. ومیکروفون ابزارتخلیۀ مچالگی مردم است در مقابل روشن فکر. وماوخودش اشتباه کرده بودیم"در انتظار یک رییس جمهور"(بخوان سیاستمدار). وبه او پند می دهم که مردم را به اشتباه مجدد نکشاند در"انتظار یک رییس جمهور" بعدی! درد مردم را بگوید ولی تشخیص مصداق را واگذارد به خودشان.
6- روشن فکر مردم را به این دلیل دوست دارد که به عقل وحس آنها باور دارد واحترام می گذارد.البته که من نوع دایناسور روشنفکر را عرض کردم.
7- والا معلوم است که خودم به مهدی کروبی رأی خواهم داد- این هم نرخ تبلیغ خودم وسط دعوا. به قول عباس عبدی-
8- یا...هو
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۳۶ بֽظֽ | Reply
محمود محمود :
در حال حاضر اقاي كروبي به عنوان يك كانديد مي تواند چنين جوابيه اي بدهد ولي بعدا بعنوان رييس قوه مجريه جواب يك روزنامه را نمي توان چنين داد همچنانكه بعنوان رييس قوه مقننه نيز هرگز چنين كاري را نكرد .
/////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این نظر تا حدودی درست است چون چنین پاسخ دادن در مقام قدرت معنای دیگری پیدا می کند.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۷ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
سال های طولانی است که به فرزندانم گفته ام ومی گویم:"نکن بچه". دیشب دختر کوچکم زار زار گریست که:بابا جون قربون اون قد و بالات برم فقط یه بارم بگو ما چکار کنیم که یه لقمه هم ما فروبدیم با"کمی" دلخوشی. برای اولین بار توی عمر لامصب درازم دل تنگ شدم از این همه"زاری". گفتم: گفتی فقط یک کمی ها! بعداًجر نزنی. ودخترم گل از گلش شکفت وقول داد. گفتم برو به"مهدی کروبی" رأی بده!
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۱۷ بֽظֽ | Reply
امیر ص :
جناب عبدی،
این کامنت را در مخالفت با نظر دوست عزیز محمد حسین و احیانا جنابعالی می نویسم.
1- تلاش شما بر این است تا بگویید کروبی کاندیدای مناسبی است چون برنامه مناسب دارد اما دو مشکل جدی در این راه دارید:
1- برخلاف نظر (یا حداقل خواست شما) نام کروبی زودتر را برنامه هایش در گوش طنین انداز می شود و دافعه و جاذبه های نام کروبی راه را بر شنیدن برنامه هایش می بندد.
2- این برنامه اگر به خواست عموم نکشد نه تنها رای آور نخواهد بود بلکه حتی هدف شما ازانتخابات را هم برآورده نخواهد کرد. با وضعیت کنونی خوشبینی کمی وجود دارد که برنامه آقای کروبی گفتمان انتخابات در ساحت جمع شود
در باب حل مشکل اول نمی دانم چه کار باید کرد بهرحال در این مملکت تغییر نظر مردم درباب آدم شناخته شده بسیار مشکل است. شما گویی تنها درون خود ایمانی دارید که این برنامه نهایتا شنیده خواهد شد و کالا نهایتا دیده خواهد شد، کاش، اما ....
در باب به ساحت عموم کشیدن، هر برنامه تاکتیکی به نظرم باید شکاف ملت و دولت را مد نظر قرار دهد. مخالفت با احمدی نژاد براحتی پتانسیل آن را دارد تا به گفتمان عمومی انتخابات تبدیل شود
و اگر کسی از این غافله جا بماند کالایش هم دیده نخواهد شد.
با قطعا با دوستمان محمد حسین مخالفم که تبلیغ بر علیه احمدی نژاد او را مظلوم و لذا محبوب می کند. احمدی نژاد اگر محبوبیتی هم کسب کند بخاطر آن است که سعی می کند با عوام فریبی میان خود و حاکمیت فاصله نشان دهد و خود را ضد حاکمیت جلوه دهد. طرحی که بار پیش استفاده کرد و این بار به سختی خواهد توانست دوباره بکار گیرد. کروبی فعلا این مشکل را دارد که در نگاه عموم در طرف ملت نیست بلکه در طرف دولت است. هر تلاشی بر ای نشان دادن این واقعیت که کروبی سمت ملت است بسیار سودمند خواهد بود (گرچه من علی رغم میل باطنی نهایتا خوشبین نیستم که مشکل اولی که گفتم از میان برداشته شود) (پرانتز دوم، آقای عبدی گاهی چنان حرف می زنید که من می گویم شما اکتیویست سیاسی خوبی نمی شوید)
آقای عبدی، نکته دیگذری را هم می خواستم با شما و دوستان در میان بگذارم. آقای کروبی دارای 5 میلین رای بالفعل است که بدون توجه به شعار های فعلی بدست آمده است. به نظر من اهتمامی در حفظ آن آرای قبلی باید وجود داشته باشد. مثلا آقای کرباسچی دیدم بدرستی گاهی اوقات تاکید می کند از آقای احمدی نژاد هیچ پنجاه هزارتومانی در نیامد. به نظرم خیلی مهم است که تاکید شود اگر آقای کروبی امده بود الان همگی ماهی 50 هزار تومان داشتیم اگر اینبار به او رای دهیم سهام نفت خواهیم داشت. بهرحال منظورم این بود که لطفا رای های پیشین را فراموش نکنید.
نکته آخر اینکه می دانم که بر تدوین شعار های قومی و بومی تاکید کرده اید. لطفا دوبار ه این کار را تاکید کنید چرا که متااسفانه من ندیدم آقای کروبی شعار های بومی و منطقه ای بدهد.
با مهر
امیر
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۰ قֽظֽ | Reply
محمدحسین :
جناب امیر ص عزیز
بسیار سپاسگزارم که وقت گذاشته و کامنتی چنین ارزنده را مرقوم فرموده اید، بازهم وقت بگذار حتی اگر مطمئن باشی که کروبی می بازد اما قطعا ملت برنده خواهند شد.
1-
من هم در یکی از کامنتهایم(شطحی دیگر –ذیل سؤالات آقای حجاریان) تلویحآ دربارهء نگرشی که در بادی امر نسبت به کروبی وجود دارد چیزهایی نوشته ام و با شما موافقم.اما چه کنیم؟چکار می توانیم بکنیم؟با هرکس که مواجه شده ام همین چیزها را دربارهء کروبی ازو شنیده ام اما با این وجود من هم استدلال خودم را داشته ام و منتظر نمانده ام که او بپذیرد یا نپذیرد، حقیقتآ دیگر هم نمی دانم چکار باید بکنیم؟کروبی مثل دختر همسایه می ماند که وقتی می خواهی به خواستگاریش بروی همهء چیز را درباره اش می دانی.
برنامهء نفت کروبی مرا به یاد مصدق می اندازد، بین کروبی و مصدق فرقها از زمین تا آسمان است اما ملاحظه فرمایید چه شباهتهایی هم می تواند وجود داشته باشد؛
کروبی در حکومت بوده است، مگر مصدق نبود؟کروبی آخوند است، مگر مصدق شاهزاده نبود؟کروبی پیرو ولایت فقیه است!....شاید کروبی خیلی چیزهای دیگر هم باشد که من و تو خبر نداریم.اما کروبی از دید من (به عنوان یک روشنفکر) فوق انتظارات -نه خودش که-این مملکت ظاهر شده وآنچه با خود آورده کالایی یونیک است که در هیچ مغازه ایم یافت می نشود، جسته ایم ما!
تحدی گرایانه هم از همه پرسیده ایم نیست که نیست! مردم خواستند این را بفهمند، حتمآ خواهند فهمید ، نخواستند، بی گمان از کیسه شان رفته بماند که هزینه اش را هم پرداخت خواهند کرد، من پیغمبر خدا نیستم که خودم را به هلاک بیندازم که مردم حتمآ به دریافتهای من برسند.حتی آقای عبدی هم نیستم که با درد دست و گردن و ستون فقرات اینهمه کار کنم.
با این وجود گمان می کنم مردم ایران زیرک تر از این حرفها هستند(تقریبآ مطمئنم).
2-
معتقدم مردم ایران دربارهء احمدی نژاد تصمیمشان را گرفته اند، ما نباید آن تصمیم را خراب کنیم.الف:
فرض می گیریم به این نتیجه رسیده اند که خیلی از بدبختیها زیر سر احمدی نژاد است پس مصمم هستند که او را برکنار کنند حال اگر ما دائم بر علیه او حرف بزنیم بار احساسی تصمیم آنها کاهش پیدا می کند وقبل از انتخابات تخلیه می شوند و ممکن است پای انتخابات شُل شوند وکارشان را به آن محکمی که انتظار هست تمام نکنند و این یعنی پذیرش ریسک تقلب برای ما.
ب:
یا مردم تصمیم گرفته اند که به احمدی نژاد رأی دهند در این صورت و در این یک ماه تغییری اتفاق نمی افتد چرا که یافتهء آنها محصول 4 سال زندگی با احمدی نژاد است، وانگهی فردای انتخابات احمدی نژادیها در بوق و کرنا خواهند دمید که نگاه کنید چقدر به ما فحش دادند اما با این وجود باز هم ملت حماسه آفرین ما را بر گزید . بنا بر این ما باید جوری رقابت کنیم که شکست برایمان ارزش پیروزی را داشته باشد که در غیر این صورت پیروزی برایمان چیزی بیشتر از شکست نخواهد بود.
اشکالی که من همیشه به استراتژی تبلیغاتی احزاب اصلاحات در طی 8 سال اخیر دارم، بها ندادن به بهرهء هوش جمعی ایرانیان است.
ممکن است ما با علم به شکست قطعی وارد میدان شده باشیم و این فرصت را برای رسوا کردن رقیب صرف کنیم که بنده به هیچ وجه با این استراتژی موافق نیستم و سکوت مطلق را هزار بار ارزنده تر از چنین کاری میدانم.
3-
دقت فرمایید که این رقابتی بین دو چهار ساله است و نه رقابتی در پایان 8 سالهء یک رییس جمهور.
در رقابت های بین دو چهار ساله ریاست جمهوری سال64 محمود کاشانی و آیة الله خامنه ای رقیب هم بودند! محمود کاشانی نقد صریحی بر دولت(آنهم دولت جنگ و دولت زمان مرحوم امام) وارد کرد اما شکستی حسابی خورد و فردای پیروزی اش همین آقای میر حسین جواب محکمی به محمود کاشانی در تلویزیون داد.
در رقابت سال 72 آقای احمد توکلی نقدهای تندی بر علیه آقای هاشمی ایراد کرد اما باز هم این هاشمی بود که پیروزنبرد در آمد و در نماز جمعه، مخالفینش را به کودک تشبیه نمود.(ضمن انکه کودک یک درجه از عوام بهتر بود چون کودکان بالاخره بزرگ می شوند).
در رقابت سال 80 ،بین دو چهارسالهء خاتمی بود این بار چند نفر بر سر خاتمی ریختند، حتی وزیر کابینهء خاتمی هم با او در افتاد اما رأی خاتمی کم نشد که بیشتر هم شد و با مزه آنکه آن وزیر دوباره هم وزیر ماند.
و اکنون بین دو چهار سالهء احمدی نژاد در سال 88 است .پس دوست عزیز به هیچ وجه نمی توان بی گدار به آب زد و بلکه باید به شدت خودمان را کنترل کنیم، هر چقدر در این 4 سال در نقد احمدی نژاد گفته یا نوشته ایم کافیست، موقع برداشت محصول باید هوش و حواسمان را از حاشیه به متن واز رجز خوانی به عرصهء کار و زار وارد کنیم و بر اصل بازی ِ رأی تمرکز کنیم. وانگهی که برای به هم زدن قاعدهء یک بازی که سه بار به یک شکل تکرار شده ، تنها تمرکز کافی نیست باید هوشمان فوق العاده بالا باشد.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۲۹ بֽظֽ | Reply
امیر ص :
حناب محمد حسین،
از خواندن پاسختان عمیقا لذت بردم.
1- در باب بند اولتان ایمان شما را رشک می برم. اما من چنین ایمانی را ندارم. من، افسوس، ایران نیستم. اما همین گفتگو های پراکنده هم روشن می کند که دوستان نخبه و تحصیل کرده هم اول شخص را می بینند و بعد برنامه را و حتی یاران را هم بعضا بخاطر شخص نکوهش می کنند (ویدیوی عبدی در یوتوب حدود 150 بار دیده شد و این یعنی نومیدی). چه کار باید کرد به نظر شما؟ نظر من روشن است شعار ها باید در سطح ساده تر ترجمه شود و چیزی شبیه 50000 تومان باید شنیده شود. غیر از این باید روی رای اقلیت ها و قوم ها حساب کرد و شعار متناسب داد.
2- در باب نکته دومتان عرض کنم. احتمالا با شما موافقم. نظر من این است که مردم احتمالا تصمیم خود را در باره رییس فعلی گرفته اند و شمار زیادی از انها می خواهند او عوض شود. اما مشکل اینجاست که آنها باور نمی کنند شیخ در نقطه مقابل رییس فعلی قرار دارد.
ضمنا متاسفانه من در باب خط آخرتان با دوستان اصلاح طلب موافق ترم و چندان معتقد به هوش جمعی نیستم. در این باب می توانیم بحث کنیم. اما در یک کلام مثلا نظر ایرانیان را راجع به قضایای هسته ای بپرسید ایا این نشان از هوش جمعی دارد. از این بحث بگذریم
3- نکته سوم شما عمیقا جذاب بود. من نظرم چندان روشن نیست که چرا هاشمی از احمدی نژاد شکست می خورد اما بر توکلی پیروز می شود. تحلیل من ساده (یا ساده انگارانه) است. من گمان می کنم که احمدی نژاد با شعار هایش با بحث مافیا و غیره، با شمایل عجیب و غریبش خود را مقابل هاشمی و قدرت جلوه دهد. اما دعوای هاشمی و توکلی به اینجا ها نرسید. مردم توکلی را کسی ندانستند که در مقابل دولت ایستاده است. نظر من شاید بیش از اندازه ساده است. اگر وقت داشتید لطفا نظر خود را در باب صورت مساله ای که خود طرح کردید برایم بنویسید.
با مهر
امیر
3-
2- در باب دوم. با شما هم عقیده ام دوست من. نظر مرا اگر بخواهید این است که مردم تصمیم خود را در باب رییس فعلی گرفته اند
۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۴۲ قֽظֽ | Reply
محمدحسین :
جناب امیر ص عزیز
نمی دانم چرا مقایسه توکلی و احمدی نژاد برایتان مهم است اماعجالتآ مواردی که به ذهنم می رسد را عرض می نمایم ،برای آنچه که شما معمایش خوانده اید!
ضمنآ از اظهار لطفتان سپاسگزارم و خوشحالم که لذت برده اید.
1-
در کامنت نخستم ذیل طرح بی بدیل در قالب خاص، معروض گردیده که احمدی نژاد نماد و نمایندهء چه چیزی است ،حال آنکه احمد توکلی هیچگاه در عمر سیاسی اش نتوانسته است درون یک تشکیلات قدرتمند جای بگیرد و همیشه از این شاخه به آن شاخه پریده است.اگر وقت داشتید آن را بخوانید.
2-
هاشمی سال 84 هاشمی بعد از مجلس ششم است که عباس عبدی در یک تحلیل قبل از همان انتخابات پیشنهاد کرده بود به دلایلی هاشمی بهتر است برای همیشه سیاست را کنار بگذارد.
3-
هاشمی سال 72، هاشمی قدرت و تبختردولت بود که پیشانی بر ابر می سود و تمام شریانها از زیر نگاه تیزش عبور می کرد، احمد توکلی که هیچ ، گنده تر از او هم در برابرش عددی نبودند.
4-
برگزار کننده انتخابات 72 خودش بود اما برگزار کننده انتخابات 84 دولت مفلوکی بود که هنوز هم نمی داند چه اتفاقی افتاده است(چندی پیش با یکی از همان وزارت کشوریها صحبت می کردم، دلم بخاطر اوج سادگی اش سوخت).واقعآ چه می دانیم رأی احمد توکلی چقدر بود! شما می دانید؟
5-
ارادهء نظام در آن سال بقای هاشمی بود چرا که هاشمی همان نظام بود ونظام ، هاشمی! حتی رسمآ اعلام می شد که دشمن هاشمی دشمن پیغمبر است. در سال 84 دیگر هاشمی و نظام دو عنصر منفک بودند.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۰۶ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1161