آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸
لطيفههاي واقعي
در زبان فارسي از ضربالمثل و لطيفه براي بيان مقصود استفادههاي فراواني ميشود، ادبيات ما سرشار از اين لطايف است كه بسيار آموزنده مينمايد. داستانهاي ملانصرالدين يكي از این منابع است. داستانهايي كه واقعيت را به صورت كاريكاتور نشان ميدهد، و تناسب ميان اجزا را تغيير ميدهد تا هدف خود را منتقل كند. مثل تصويري از آدميزاد كه داراي سري كوچك و دماغي بسيار بزرگ است. اما اين كاريكاتورها در واقعيت وجود ندارند، فقط براي انتقال مفاهیم مورد نظر چنين نمايش داده ميشوند. لطيفهها هم تا حدي همين وضع را دارند، و فرض است كه در واقعيت وجود ندارند، بلكه ساخته ذهن بشر است و به صورت كاملاً انتزاعي بيان شدهاند، تا توان درسآموزي داشته باشند. اما مشكل ما وقتي است كه در واقعيت جاري جامعه خود مشاهده ميكنيم كه بخش قابل توجهي از اين لطيفههاي انتزاعي در جامعه ما عینیت دارد با اين تفاوت كه خندهاي را بر لبان نمينشاند، و بسيار هم جدي و حتي از موضع و نگاه فقيه اندر سفيه بيان ميشود.
يكي از اين لطايف همان داستان ملانصرالدين و پسر و خرش است. روزي ملا براي آموزش پسرش تجربه مشتركي را انجام داد. او و پسرش سوار بر خر بيرون شدند، هنوز چند گامي نرفته بودند كه اولين نفر با ديدن آنان زبان به طعنه گشود كه چه افراد بيانصافي هستند كه دو نفري بر خر زبانبسته سوار شدهاید. ملا فوري دستور داد كه پسر پياده شود. چند قدمي نگذشته بودند كه نفر بعدي با ديدن ملا زبان به طعنه گشود كه چه پدر خودخواهي كه خود سوار بر خر است و پسرش پياده درپي او روان است. ملا فوري پياده شد و پسرش را سوار كرد، چند قدم بعد، با طعنه يكي ديگر همراه شد كه پسر بيادبي كه خود سوار بر خر است و پدر پيرش پياده درپي اوست. ملا پسر را هم پياده كرد و هر دو پياده درپي خر رفتند كه نفر بعدي گفت چه افراد احمقي كه خود پياده هستند و خر را سوار نميشوند.
گرچه يكي يا چند تا از موارد چهارگانه برحسب مورد ممكن است قابل نقد و اعتراض باشد، اما نميتوان همه از موارد آن انتقاد كرد و افراد را در برابر چهارراهي قرار داد كه تمام خيابانهاي منشعب از آن ورود ممنوع باشند. و اين لطيفه مصداق انتخابات كنوني در ايران است.
وقتي نامزدهاي انتخاباتي طرحهاي مختلفي ارايه ميكنند، گفته ميشود كه اينها انتخاباتي است و ارزش علمي ندارد، و طرحها را بايد افراد اهل نظر و متخصص ارائه دهند، هنگامي كه طرحهاي اقتصادي غير انتخاباتي را كه اقتصاددانان معتبر فارغ از گرايشهاي سياسي تهيه كردهاند، به عنوان برنامه ميدهيد (مثل مورد اخير طرح تقسيم سهام شركتهاي وزارت نفت) ميگويند اين طرح پوپوليستي است!! وقتي تنها وارد ميدان ميشوي، ميگويند، تيم و گروه همكار ندارد و در كسوت قهرمانان به تنهايي ميخواهد مملكت را اداره و اصلاح كند، اما وقتي با تيم و گروهي قوي وارد ميدان شوي و حرف بزنی ميگويند اينها حرفهاي خودش نيست، اطرافيان او اين موارد را ميگويند. وقتي به تنهايي مصاحبه كني و طبعاً به هر سوال بيربط و باربط پاسخ دهي با تمسخر ميگويند، در همه زمينهها اظهارنظر ميكند، اما وقتي با همكاران خود در مصاحبه شركت كني، ميگويند آدم زنده وكيل و وصي نميخواهد و بايد نامزد انتخاباتي خودش اظهارنظر كند!! اگر نامزد انتخاباتي به مطالب و پرسشهاي ديگران پاسخ ندهد ميگويند؟ چرا پاسخگو نيست، اگر هم پاسخ بدهد خواهند گفت ديگران نوشتهاند!
خلاصه اگر مرحوم ملانصرالدين زنده بود، احتياجي نبود براي آموزش و عبرت دادن به پسرش چنان صحنهاي را به تجربه بگذارد، كافي بود وی را به میدان سیاست در ایران گسیل می داشت تا به استدلالهاي افراد مدرن و شبه مدرن موجود توجه ميكرد تا ببيند كه جامعه ما تا چه حد كاريكاتوري است و لطيفههاي خيالي در آن به واقعيت پيوسته است!

احمد :
شما نگران این انتقادات نباشید. آنها عاقبت مجبور می شوند از خر مراد (گاهی هم خر شیطان!) پیاده شوند و در مقابل منطق سر خم کنند.
رفتارهای اخیر در ستاد آقای کروبی قطعا در تاریخ ثبت خواهد شد و یک گام بلند به سمت جامعه مدنی محسوب می شود.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۶ قֽظֽ | Reply
وما :
مردم در هر چهار مورد درست می گفتند.اگر ملانصرالدین محترم ما درست فکر می کرد و از یک خر محترم دیگر تقاضای همکاری می کرد دهان مردم هم بسته میشد.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۲۰ قֽظֽ | Reply
جاويد :
بنده از وقتي كه آقاي خاتمي كنار كشيدند ، خيلي به انتخابات خوشبين نبودم ، ولي از طريق رسانه هاي مختلف اخبار را پيگيري مي كردم ، همچنين با جمع دوستان و نزديكان نيز مدام در زمينه انتخابات صحبت مي شود.
اخيرا احساس مي كنم كه آقاي كروبي ، پيشرفت خوبي در زمينه راي آوري كرده اند و در اكثر مباحث به عنوان يك گزينه جدي مطرح مي شوند و اكثرا هم به تيم همراه ايشان به عنوان نكته قابل اتكا اشاره مي كنند.
حقيقتا خودم فكر نمي كردم كه ايشان بتوانند اينقدر جهشي پيشرفت كنند.از اين جهت بايد به ايشان و تيم همراهشان تبريك گفت.فقط شايد نقطه ضعفشان اين باشد كه تاكنون موفقيتي كه در جذب نخبگان داشته اند ، در جذب توده ها و مردم عادي نداشته اند و در اين زمينه بايد بيشتر كار كنند.
ولي نكته مهم همان است كه بنده در اطراف خودم به صورت ملموس تغيير فضا به سمت ايشان را احساس مي كنم.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۶ بֽظֽ | Reply
شهرام :
با سلام
آیا داستان پادشاه عریان را شنیده اید؟برای اطلاع دوستانی که آنرا نشنیده اند دوباره تعریف میکنم: "روزی خیاطی شیاد به شاهی گفت میتواند لباس نامرئی بدوزد و بعد از کلی زمان و گرفتن کلی پول آن لباس کذائی را برتن شاه کرد و شاه ساده دل با افتخار برای نمایش عموم در شهر به راه افتاد.هیچکس جرآت نمیکرد بگوید شاه لخت است تا آنکه یک کودک به وضوح و کودکانه سکوت را شکست و فریاد کشید پادشاه لخت است!! اینجا بود که شاه واقعیت را فهمیدومتوجه فریبی که خورد شد." آقای عبدی منظورم از نقل این داستان تقلید از آن کودک و فریاد واقعیت است:
"رئیس جمهور عریان از اختیارات واقعی است!!! شعارها و وعده های رئیس جمهور تنها با تایید مقام و نهادهای بالاتر از خودش قابل اجراست!!!"
آقای عبدی نمیخواهم مثل آقای حجاریان سوالاتی در باب املاء و انشاء از کاندیداها بپرسم که مثلا فرق رئیس جمهور با رئیس جمهوری چیست؟
یک سوال واضح و صریح میپرسم:"درصورت مخالفت رهبری با عملی شدن یک یا چند شعارشان(فرقی نمیکندکدام شعار) چه خواهند کرد؟" آیا آن وقت متوجه عریان بودن از اختیارات میشوند یا از الان میدانند و دارند در شهر نمایش میدهند؟ امیدوارم بعنوان نماینده یکی از کاندیداها پاسخی صریح به این پرسش صریح بدهید.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فکر می کنم کامنت تکراری است قبلا پاسخ داده ام.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۰۰ بֽظֽ | Reply
فرشاد :
با سلام جناب عبدی
1. اين مطلبتون به شدّت جالب بود. واقعاً طنز تلخی شده اوضاع زندگی ما در اين کشور.
2. پيرو سؤال قبليم در مورد اکبر اعلمی دوست دارم بفرماييد که چرا ايشان جذابيت لازم برای مطرح شدن توسّط اصلاح طلبان را ندارد.
ممنونم که هميشه برای پاسخ دادن به سؤالات اين بنده ی حقير وقت می گذاريد. اين سؤالات نيز نه از باب عناد بلکه از باب تلاش برای درک شرايط است که ميپرسم. تجربه ی شما در سياست آنقدر هست که بتوان روی پاسخ های شما فکر کرد و آنها را پذيرفت.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
منظورم این است که نامزدها باید جذابیت را ایجاد کنند . در واقع سوال سرو ته عنوان شده است. اگر من نامزد شوم و کسی به من نپردازد( به هر دلیل) باید از من سوال کنید که چرا طوری نامزد شدم که هیچ کس به من توجه نمی کند. مگر نه این که نامزدها باید رای مردم را جلب کنند و اگر مردم رای ندادند شکست آنها در اخذ رای تلقی می شود به همین دلیل هم باید نظر رسانه ها را جلب کنند و اگر نکردند گناه رسانه ها نیست. مگر این که رسانه ها هیچ استقلالی نداشته باشند.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۳۷ بֽظֽ | Reply
قسمتی از مصاحبهٔ دکتر سروش با روز آنلاین :
قسمتی از مصاحبهٔ دکتر سروش با روز آنلاین:
- و براي اينکه چنين شود، بگوييد از ميان کانديداها نظرتان بر کيست؟
*من چهار سال پيش حرفي به شما زدم و حالا هم کم و بيش بر همان نظرم.
- يعني آقاي کروبي؟
*بله؛ علي الخصوص که من در سخنان آقاي موسوي، نکته تازه اي نمي بينم. در عملکردش هم کار دلچسبي مشاهده نمي کنم. گمان مي کنم با افکار پيشين اش وداع نکرده است و عليرغم اينکه گاهي در سخنراني ها، اشارات تازه اي دارد، اما ريشه ها، همان ريشه هاي پيشين است و "رگه هاي نگران کننده اي" در سخنان ايشان وجود دارد. در عمل هم بيست سال نشست و ظلم ها را تماشا کرد و لب از لب نگشود: "قربان تمکينت شوم مي بين و سر بالا مکن".
- پس چرا آقاي خاتمي از ايشان حمايت کردند؟
*اين همان چيزي است که موضع آقاي خاتمي را براي من سئوال انگيز کرده است. من رفتن پاره اي از دوستان پشت آقاي موسوي را هم اصلا درک نمي کنم. يعني از ديد سياسي که نگاه مي کنم کاملا برايم مبهم است. به صراحت براي شما بگويم اينکه کسي دو باره بيايد و در کسوت سياسي ادعاي رسالت روشنفکري داشته باشد نمي پسندم. بايد کسي بيايد که مرد عمل باشد.
------------------------------------------------
مردم ما با انتخاب موسوی تو همون چاهی میفتند که ۴ سال پیش افتادن: انتخاب کسی که نمیدونند واقعاً کیه و چه طرز فکری داره. طرفداران میرحسین خیلی گله میکنند که هیچ رسانه ای ندارن تا حرفشون رو برای مردم بزنند. به نظر من این نداشتن رسانه اتفاقا بزرگترین شانس میرحسینه. چون اگر خیلیها ، خصوصا دانشجوها بدونند که فکر میرحسین در مورد بسیاری از مسائل چیه، غیر ممکنه که بهش رای بدن. منظورم همون رگههای نگران کننده است که دکتر سروش میگه. مثلا نظر میرحسین راجع به نهضت آزادی که فقط لطف کردن و قبول کردن که اعضای نهضت آزادی نماز میخونند!
من از افراد زیادی پرسیدم که چرا میخواهید به میرحسین رای بدید. وقتی ازشون خواستم که زمان گفتن دلیلشون از کلمهٔ احمدی نژاد استفاده نکنند ، اکثرشون سکوت کردند! یعنی موسوی فی نفسه نتونسته بود هیچ کس رو تحریک کنه.
وقتی که برنامههای میرحسین رو میخوندم، جز مشتی شعار که به شدت بوی دهه ۶۰ رو میداد چیزی حس نکردم.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۰۵ بֽظֽ | Reply
علی :
من برنامه های آقای کروبی رو خوندم. خوشم اومد. به نظر منطقی میومد. ولی به نظر من، درصد زیادی از مردم ما با حسشون رای میدهند. به عبارت دیگر دوست دارند روی موج سوار بشن. هم انتخاب آقای خاتمی و هم انتخاب آقای احمدی نژاد این موضوع رو نشون میده. گریه معروف آقای خاتمی یا مظلوم نمائیهای احمدی نژاد وقتی که میگفت"مگه مشکل من موی جوان هاست" یادتونه؟
شما برای اینکه مردم "حس" خوبی نسبت به آقای کروبی پیدا کنند برنامه ای دارید؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مردم را باید متوجه برنامه کرد . طرحهایی هست اما دیگران هم می توانند راهنمایی کنند.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۲۲ بֽظֽ | Reply
حمید :
سلام، نقد جالبی بود. این تاحدودی روحیه اجتماعی ما را نشان می دهد که عموما بدون پذیرش مسئولیت و تنها با دادن یک رای می خواهیم مسائل مملکت را حل کنیم. هرکس قدمی پیش برداشت و یک گوشه کار را گرفت با انواع کنایه ها و نیشخندها می خواهیم دلسرد کنیم. اما اگر رسما در مطبوعات آقای کروبی تیم مشاوران همراهش یا حداقل معاون اولش را روشن می کرد، جای کمتری برای طرح انتقادات درباره اینکه چرا در همه موارد خودش جواب نمی دهد، کمتر محلی از اعراب داشت.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۲۴ بֽظֽ | Reply
یک دوست :
می شه آقای کروبی یک دفترچه چاپ کنند و دقیقا اعلام کنند که برنامه اقتصادی ایشان چیه؟ لطفا شب انتخابات چاپ نشه که بشه نقد کرد. در ضمن اگر صلاح دیدید لازم نیست این نظر چاپ شود
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به سایت تغییر در قسمت بیانه ها مراجعه کنید تا چند روز آینده موارد مهم دیگری هم اضافه خواهد شد.
http://tagheer.ir/
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۵ بֽظֽ | Reply
امید - 1 :
اولا که آدم عاقل از تکه پرانی ناراحت نمی شود . دوما آیا آنچه به گذشته پیوست ، نقشی در امروز و ساخت فردا ندارد؟ سوما چرا ما فکر میکنیم میتوانیم متکی به آنچه کسب کرده ایم برای دیگران تصمیم بگیریم؟ چهارما سوای این ایرادات بخدا قسم قضاوت مردم روی اعمال می چرخد پنجما وقتی از روال فاصله میگیری مدعیان بسیج میشوند تا خود را در حالی که هستند ابقا کنند . ششما رهبری بیشتر در ایده و عمل به اجرا در میآد نه در حرف. هفتما هیچکس دوست نداره که هوشمندی یا نیت خیرش مورد سئوال قراز بکیرد ، بخصوص اگر خودش نسبت به آن تردید داشته باشد! هشتما آموزش ، پر کردن سطل نیست ، روشن کردن آتش است و سرنوشت کشورها هم بسته به آموزش مردم کشورها دارد و ما در این زمان در حال گرم کردن تنور انتخابات هستیم تا این آموزش کسب شود . نهما اگر واقعا میخواهید حمایت مردم را از ایده خود بدست آورید لازم است ابتدا آنها را قانع کنید که دوست جدی آنها هستید. دهما ایمان کورکورانه هم به رهبران و یا هر چیز دیگر می تواند ما را به کشتن بدهد .یازدهم رفتار مردم زمانی معنی می یابد که از زاویه اهداف ، نیازها و انگیزه هایشان به آن نگاه شود و دوازدهم آنکه حقیقت اینست که افراد همه خوبند به شرط آنکه دو خواست اولیه آنها برآورده شود , دریافت مهر و محبت و امن بودن . به افراد محبت کنید ، و ایمنشان دارید ، در جواب آنها نیز محبت خواهند کرد و احساسات و رفتارشان امن خواهد بود.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۰۹ بֽظֽ | Reply
جواد جعفری :
باسلام
دیروز بعد از سالها شما را در تلویزیون دیدیم آرزوی موفقیت برایتان دارم .
شاید مطلبی که فرمودید همان اتاق فکر است که هر کس در آن اظهارنظر می کند و قرار هم نیست از آن نتیجه خاصی در بیاید ولی خوب نسخه ایرانی هر چیز تازه ای در ایران با نمونه های مشابهش تفاوتهایی دارد .
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۱۴ بֽظֽ | Reply
:
مباک است آقای سروش هم به کمپین آقای کروبی پیوست:
و براي اينکه چنين شود، بگوييد از ميان کانديداها نظرتان بر کيست؟
من 4 سال پيش حرفي به شما زدم و حالا هم کم و بيش بر همان نظرم.
يعني آقاي کروبي؟
بله؛ علي الخصوص که من در سخنان آقاي موسوي، نکته تازه اي نمي بينم. در عملکردش هم کار دلچسبي مشاهده نمي کنم. گمان مي کنم با افکار پيشين اش وداع نکرده است و عليرغم اينکه گاهي در سخنراني ها، اشارات تازه اي دارد، اما ريشه ها، همان ريشه هاي پيشين است و رگه هاي نگران کننده اي در سخنان ايشان وجود دارد.در عمل هم بيست سال نشست و ظلم ها را تماشا کرد و لب از لب نگشود: "قربان تمکينت شوم مي بين و سر بالا مکن".
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۱۱ بֽظֽ | Reply
هوشنگ :
ملا زنده است و حرفش هم این است:
زبان مردم آزاد است.
با آرامش کارت را بکن. رفتار و سخنان میرحسن موسوی نشان از فرسودگی دارد. فرسودگی که بسیار خطرناک است، اگر من نشانه را بخوبی دریافته باشم. اگر شما هم خود را درگیر این چیزها بکنی پل آن سوی رودخانه میماند.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۵ بֽظֽ | Reply
:
من مطمئن هستم با بودن شما و آقای کرباسچی و نجفی به این مسائل فکر کرده اید ولی تو رو خدا لطف کنید به آقای کروبی بفرمائید از فرصت برنامه زنده تلویزیون به نحوه شایسته در ایجاد اون "موج آخر" استفاده حد اکثری نماید نه به حرفهای تکراری. ایشان در این برنامهها باید به صراحت بگوید در مقابل تجاوز به حقوق ملت جانب ملت را میگیرد نه فرد یا افراد یا گروه خاصی حتی اگر اون گروه "از ما بهتران" باشند، یا حتی "روحا نیون". ایستادگی در مقابل شورای خیلی محترم نگهبان، نهادهای شبه نظامی، نظامی، نهادهای امنیتی، شبه امنیتی، صدا و سیمای یک طرفه، حتی بگوید که اگر من انتخاب شدم اجازه خواهم گفت که یه شبکه به نقد و انتقاد از دولت بپردازد، ولی در عوض شبکه ۱ از برنامههای دولت دفاع کند. در مورد حجاب به حجاب سنتی اکتفا میکنم ،....
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۹ بֽظֽ | Reply
amir irani nejad :
The founding Fathers of our revolution failed to deliver the very basic teachings of how to live and govern. Instead they put so much emphasis and promoted the ideology. We people are lacking social and political structure in a sense that enables us to distinguish between the varieties or a single observation. The Holy men whom are the core of the establishment are not opt to see anything else except their own life style and the funny thing is that they don’t even accept the convertors. Our revolution was established to bring democracy and social justice and the promotion of law above everything but what happened instead this huge land with its enormous intelligent people are unable to even choose their own representatives at the different levels of the governments. So much said for politics but what we have to consider is that this is not the way to advance or neither to survive. Statistically in less than forty years from now our grand children will witness another phenomenal that is 180 degree different than of what we’ve received from our leaders in our post revolution period.
Regards
Amir
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۵۰ بֽظֽ | Reply
مهدی :
مواردی که فرمودید کاملا درست اند اما در موردی که شما هم اکنون به آن دچارید، باید روشن کنید که آیا چیز هایی که گفته می شود دقیقا مواضع آقای کروبی هستند یا خیر؟
به عبارت دیگر آیا ایشان هم معتقد هستند که درآمد نفتی دولت سبب اصلی حرکت یه سمت دیکتاتوری است یا فقط شما چنین اعتقادی دارید؟
آیا قصد دارند که مسیر جداسازی نفت از دولت را تا انتها ادامه هند یا این فقط خواست شماست؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من نمی دانم چگونه می توان به این هدف رسید این مطلب چندین بار در جلسات مطرح شده و مقررگردید که برنامه هم نوشته شود و ایشان هم در نهایت آن را مطالعه و تایید کرد. اما این که آیا تحلیل کاملا مشترکی داریم من نمی دانم اما طرح با تمام لوازمش را پذیرفته و صریحا هم در مصاحبه خود در روز ثیت نام در این باره توضیح داد که تکامل یافته طرح انتخاباتی قبلی است.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۳۸ بֽظֽ | Reply
ترابی :
تازه مانده است تا نتایج انتخابات مشخص شود و هر نتیجه ای به نوعی نقد شود!
عالی بود.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۴۱ بֽظֽ | Reply
معادي :
جناب عبدی از اين بهتر .....
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شوخی نکنید!
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۴۲ بֽظֽ | Reply
نکته بین :
این روزها عجب بازار مکاره ای راه افتاده البته هر چهار سالی این اتفاق می افته انهم در بازاری که متاعی به قیمت فروخته نمیشود و البته مهر استاندارد کیفبت هم ندارد مثل پرتقالهای چینی که با مارک تقلبی اسراییلی تو مغازه حاجی ارزونی ها فت و فراوون ریخته . یکی میگه من اصلا ستاد ندارم و یکی میگه این دم خروس مال کیه اما یکی هم یه کالایی عرضه کرده که حتی روشن دلان هم از حرف زدن در موردش پرهیز میکنند مثل اینکه شک دارند که این کالا مکزیکی باشه و حامل انفولانزای کذایی خلاصه سری که در دنمیکنه رو دستمال نمی بندند حالا چه اشکالی داره مردمی که این میوه را نمی شناسند ازش حرف بزنی که نکنه بعضی از سر کنجکاوی هم که شده سرک بکشند اخه اگه کالای انها فروش بره این یکی اگه شناخته بشه کار دستشون میده رو پیشخون پهلو بپهلوی اون چند کالای دیگه هم هست که چون همیشه نارسش دیده شده مزه گسش زیاد طرفدار نداره اخه مردم زیاد صبر و حوصله ندارند که بزارن برسه تا طعم شیرینش رو بچشند اونا عادت دارند زیاد بخوان خوبشم بخوان زودم بخوان انگاری وقتی کسی رو نشوندن روی تخت دیگه همه چیز از صبح الالطلوع که چشمارو باز کردند درست میشه یعنی همه چیز سه سوته راه میفته خوب اینم از خصوصیات کناره نشین و هاشیه نشین و بازنشسته و ... است که بانتظار چند ده هزار تومن ماهانه از حالا برای خودش سور وسات راه انداخته اخه اونا اسکناس رو میشناسند برگ سهام و این چیزها رو نمی شناسند یک تکه کاغذ رو با اسکن نقد که عوض نمی کنند خلاصه یه عده باید حالا حالا کشک بسابند ولی رندانی هم هستند که وعده اش نذری میدن و شب جمعه حلوا خیرات میکنند و شیرینی حلوا حلوا خورده را به فاتحه ای وا میدارد
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۰ بֽظֽ | Reply
حمید :
جناب اقای عبدی قوانین باید طوری نوشته شود که نتوان از آن سو استفاده کرد.فارغ از مساله دلارا در مورد قتل که پای اولیا دم در میان است مشکل به وجود می آید.می توان یک پدر و مادر فرزند خود را بدست یک قاتل بدهند بکشند و در پایان رضایت بدهند و خون مقتول به راحتی ریخته شود همچنین فرزندان می توانند این کار را انجام دهند و چون فرزندان ولی دم هستند بخشش انجام دهند.حتی اگر یک فرزند رضایت بدهد قاتل اعدام نمی شود.چون ابن قانون این عیب را دارد پس این قانون مشکل دارد.و یک بحث دیگر پیش می آید که با این مشکل پس ما چه کار کنیم در این موارد.جواب این است که ما باید رضایت بگیریم.به این دلیل که هیچ کس مستحق به مرگ نیست.اما در مورد دلارا خانواده مقتول ظلم در حق مقتول کردند.او را شش سال در زندان نگاه داشتند و به او امید دادند که رضایت بدهند اما آنها می خواستند به فجیع ترین شکل او را بکشند.lدر ذهن او این ذهنیت را به او دادند که ما به تو رضایت می دهیم تا وقتی ناگهان به او می گویند که ما تو را می کشم او را از نطر روانی له کرده باشند و سپس او را خفه کنند.اما آنچه در پرونده بوده است این بوده است که مهین دارابی ابتدا با ضربه چوب بیهوش شده است و سپس ضربات چاقو خورده است.پس مقتول درد نکشیده است.اما دلارا را شش سال عذاب دادند و پنج دقیقه بر روی طناب دست و پا زد تا جان شیرینش ترکش نماید.در ضمن جامعه چه حقی در اعدام دلارا دارد؟و خانواده مقتول.متاسفانه مشکل شما این است که ذهنیت این را دارید هر کس صاحبی دارد.مشکل در اینجا پیش می آید.خانواده مقتول می توانست دلارا را نبخشد اما حق نداشت که طناب دار به گردن او بیندازد.اگر ما قوانین متمدانه ای داشتیم اگر دلارا صد در صد قاتل بود اولین کسی که در ردیف اول اتهام باید می نشست حکومت بود.از این جهت که چرا دلارا این کار را کرده است و قاتل شده است.چون یک انسان که قدم در این دنیا می نهد هیچ نمی داند و بعد از مدتی این مسائل را یاد می گیرد.اما این مسائل چرا در جامعه وجود دارد؟و چه کسی باید پاسخگو باشد؟بدیهی است که یک نفر باید پاسخگو باشد و آن حاکمیت است.ولی ما چون حاکمیت مستقیما از بطن جامعه به وجود نیامده است پس پاسخگو نیست و جامعه را به شکل بردگان و موالی می بیند.در جوامع دیکتاتوری و توتالیته دیکتاتور این را می داند که متعلق به مردم نیست پس باید با مردم مبارزه نماید.مبارزه اش هم در طول تاریخ بر اساس ترس بوده است.ترس با اعدام،ترس با شکنجه،ترس سر بریدن و...اما در مورد دلارا حاکمیت لقمه آماده داشت که با هم دستی خانواده مقتول آنرا ببلعدو و دیدیم چه کسی از این اعدام سود برد و آن کسی نبود جز حاکمیت.و مابقی متضرر شدند حتی خانواده مقتول که بر پیشانیشان مهر ننگ و ادبار خورد.پس ریشه مشکلات از حاکمیت است که چهره کثیف خود را در پس این قبیل ماجراها مخفی می نماید و ما نا آگاهیم.به امید آزادی.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
گرچه کامنت حاضر بی ارتباط با موضوع بود اما منتشر شد.
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۰۸ بֽظֽ | Reply
حمید :
درود آقای عبدی
چون مطلبم در صفحه بازماندگان فرستاده نشد در این پست فرستادم.
بدرود
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۱۰ بֽظֽ | Reply
:
هرچند این برنامه بسیار خوبی است اما طرح آن از طرف شخصیتی مثل کروبی یک عمل پوپولیستی است. بسیارکنجکاوم بدونم که اگر یک (بقول خودشون)حکم حکومتی بیاد که این طرح قعلا به صلاح نیست عکس العمل ایشون چه خواهد بود؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
حتما مسئولیت کار را به طرف مقابل منتقل می کند همچنان که در مجلس نمود. اگر منظور شما این پرسش است می توانید در باره همه طرحها از سوی همه نامزدها یقین بدانید که همین وضع است اما اگر سایرین بدون قدرت خودشان مسئولیت می پذیرند و کنار می گذارند کروبی حتما بدن حکم حکومتی چنین نمی کند و به همین دلیل هم احتمالا بیش از بقیه شانس پیشبرد شعارهایش را دارد. لطفا این پاسخ را با دقت بیشتری بخوانید
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۵۶ بֽظֽ | Reply
hermes :
آقای عبدی گرامی
ببخشید. آن چه که ذکر می کنم ربطی به این نوشته شما ندارد. پس مختارید که آن را - لطفا پس از خواندن- پاک کنید. می خواستم پیشنهاد کنم آیا بهتر نیست یکی دو سایت از جمله سایت هواداران کروبی در سایت گویا منعکس شود. سایت تغییر یا اعتماد ملی هست. اما سایت ستاد کروبی نیست. از ان جا که سایت گویا تبدیل به یک ایستگاه مرکزی گشته، شاید بهتر است که به این فکر بیفتند. با سپاس
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به دوستان تذکر می دهم.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۰۰ قֽظֽ | Reply
امید - 2 :
چرا از آقای احمدی نژاد هیچکس - مخصوصا دانشجویان- در سخنرانیها و مطبوعات این انتقادات و اینگونه سؤالات را نمیکند و سؤال ندارند؟
چون به لحاظ روانشناسی انسان از کسی سئوال میکند و از کسی انتقاد میکند که هنوز از او ناامید نشده و به او امیدوار است .... به همین دلیل کسی از مرده سؤال نمیکند .... بنابراین اگر کسی به شما میگوید چرا اینجور ، چرا آنجور ، ( البته اگر از موضع دشمنی نباشد که بحثی جداست ) بنظر من جای امیدواری دارد چون این نشان میدهد که هنوز به شما تعلق دارد و هنوز به شما امیدوار است... و اما در مورد ضرب المثلها بهتر است کمی عمیق تر از ظاهر به آن نگاه کنیم. واقعیتش اینست که ملا نصرالدین هم یک انسان جایز الخطا بوده که احتمالا قبل از اینکه اینگونه مردم به او ایراد بگیرند حرفها و انتقادات و موضعگیری غیر اصولی در پیرامون خود کرده که ... از همین دست ناشایست بوده و این نحوه انتقادات به او نوعی ، شاید نوعی جوابگویی به آن موضعگیریها و ایرادت بنی اسراییلی گذشته ی خود او بوده است . کسی چه میداند پشت این گونه ضرب المثلها چه سابقه ای نهفته است؟
در حقیقت در این ماجرا، شاید گذر پوست ملا به دباغ خانه ی مردم افتاده بود !! و مردم قصد داشته اند با منطق خود ملا در این فرصت دمار از پوست او را بکنند؟!.... و گرنه چرا این بهانه جویی ها : که چرا در گنجه بازه ؟ چرا دامنت درازه؟ .... در کشورهای متعادل که هر چیز سر جایش است و مردم به راحتی می توانند بجا در مورد افراد انتقاد کنند ، صورت نمیگیرد؟
بنابراین بنظر من این انتقادات ( انتقادات بعضا غیر اصولی) نتیجه زندگی در زیر چتر استبداد و نوعی اعتراض و نوعی هرج و مرج ِ نرم محسوب میشود( بالاخره حکومت فرهنگ سازی میکند ) که افراد دلسوز و عاشق و مردمی و بی ریا و خاکی و..... و دردمند بهتر است بعنوان خار بر سر راه در آمدن گل ببینند و با تمام وجود سوزش آنرا تحمل کنند.
برای عبور ِ بدون انقلاب از این چرخه ی استبداد - انقلاب - هرج و مرج ، و ایجاد مشارکت فعال بهتر است این حداقل هرج و مرج ، از طرف افراد دلسوز و آینده نگر قبول شود تا انشالله این کشتی از این گردنه ی لبه پرتگاه به سلامتی بگذرد .... مطمئن باشید در صورت دیدن اولین نتیجه و اولین گل ، همچون آفتاب تموز و برف ، این انتقادات نیز کم کم تعدیل خواهد شد
در خاتمه امیدوارم تیم شما که به درستی مراقب و مواظب تمام موانع و دست اندازها .... و سختی های راه هست و چهار چشمی همه ی امور را زیر نظر دارید از این بیدهای نازک نارنجی نباشد که با این بادها ی مختصر بلرزد. تازه اول راه است و
از همه مهمتر آنکه همیشه تاثیر در هر راه وجود داشته و دارد ، از جمله ..... دشمن ..... از جمله فلانی این را گفته ، فلانی فلان کرده وووووو انسانی که میخواهد واقعا با تمام وجود برای رفاه مردم و ایجاد اعتماد و امنیت مردم تغییری ایجاد کند باید مصمم به نقطه ی انتهایی ، بدون در نظر گرفتن این تاثیرات به حرکتی که اصولش را بر آن بنا نهاده حرکت کند
گر بدي گفت حسودي ، و رفيقي رنجيد
گو تو خوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۵۱ قֽظֽ | Reply
:
با سلام
جناب عبدي جميع شما اصلاحطلبان را ميگويم
حالا كه صحبت ضرب المثل شد
دم خروس را قبول كنيم يا قسم حضرت عباس؟!
از هول حليم مارو تو ديگ نندازين
رطب خورده كي منع رطب كند؟
وهزارن ضربالمثل ديگر براي جماعت فعال در بازار سياست ايران ميتوان گفت واما...
اينها كه شما داريد مينويسيد نشان از لج ولجبازي در اردوي اصلاحات است ومارا در ديگ سوزان خواهد سوخت مراقب پوست خربزه ها باشيد
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
شاید این طور باشد اما قرار نیست که ضرب المثلها را به عنوان دلیل بکار برد بلکه فقط برای فهم بهتر موضوع است و شما هم می توانید چنین کنید.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۲۱ قֽظֽ | Reply
امید - 3 :
اولا که حالا که آمده اید و با جدیت هم آمده اید و تمام قد هم آمده اید و تمام سابقه و پشتوانه و اعتبار خود را هم آورده اید دیگر نگران این نباشید که چه میگویند و آنهایی که میگویند اصولگرا هستند یا اصلاح طلب ، خدمتی برایشان انجام دهید ، طرفدار شما خواهند شد
دوما
ورود به انتخابات از کدام منظر را فراموش نکنید ،بهترین و حداقل نتیجه ای که می توان در این دست گرمی در میدان انتخابات انتظار داشت تحمل کردن دیگران است برای اینده و زندگی در جامعه ای مردمسالار و مبتنی بر دمکراسی
سوما
مرد عاقل بر هر گونه دشنامی که به وی داده میشود فائق می آید بهترین واکنش به رفتار ناشایست صبر و ملایمت است
چهارما
برای اینکه ملا را بهتر بشناسیم و همه ی نمره صد را به او ندهیم این حکایت هم شنیدنیست: میگویند در زمان قضاوت ملا شخصی نزد او آمد و گفت: سئوالی دارم . جواب آنرا برای رضای خدا میخواهم لطفا مطابق کتاب و واقع قضاوت کنید . ملا گفت : بپرس. آن مرد گفت: اگر گاو نر شما ، به ماده گاو من شاخ بزند و گوساله ی او را در شکم نفله کند ، تکلیف چیست؟ و چه باید کرد؟ ملا گفت: حیوان را که نمیشود محاکمه کرد و بعلاوه این کار تصادفی شده و جزایی به صاحب آن تعلق نمی گیرد . پرسش کننده گفت: بسیار خوب . اما در هنگام طرح سئوال اشتباهی رخ داده و صحیح آن اینست که گاو نر من به گاو ماده ی شما شاخ زده . ملا گفت: در جواب هم فکر کنم اشتباهی رخ داده اجازه دهید به کتاب ضخیمی که روی رف است مراجعه کنم و جواب شما را به دقت از روی مواضع شرع و کتاب عرض کنم!
پنجما
رفتار بشر - مخصوصا در موقع انتخابات - بیشتر برای دفاع از خودو منظر ورود خود به انتخابات است . راهی برای مخفی کردن انگیزه ها و افکار . درست مثل زبان که می تواند وسیله ای برای مخفی کردن افکار کاندیداها و برای عده ی دیگر اجتناب از ارتباط باشد
ششما
ملا خانه میساخت . دوستانش همه روزه برای او معماری میکردند و او هم برای آنکه آنها را نرنجاند هر قسمت را برای یکی میساخت . پس از اتمام ، ساختمانی بسیار ناجور و زشت از آب در آمد . روز ی دوستان را دعوت کرد و رای آنها را در باب خانه پرسید . هر یک از قسمتی از خانه انتقاد کردند. به طوریکه هیچ جایی خالی از نقص عیب نماند . ملا گفت: دعا کنید این خانه خراب شود و برای من هم پولی برسد تا دیگر به حرف شما گوش ندهم و به سلیقه ی خود خانه بسازم
و هفتما
جان کوئیسی آدامز ششمین رئیس جمهور آمریکا معتقد بود و اعتقادش را اینگونه به دیگران انتقال داد که: همیشه به اصول رای دهید ، هر چند که شاید تنها باشید، اگر چنین کردید آنگاه این نتیجه شیرین نصیبتان خواهد شد که رای تان هرگز از نظرها پنهان نماند
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۷ قֽظֽ | Reply
لطیفه های واقعی تر :
کسی به شکم زن حامله ای لگد زده بود . از او شکایت کرد ...در پاسگاه گفت: جناب سروان این خانم شکمش را به لگد من زده حالا هم با پر رویی آمده از من شکایت کرده !! حالا
عبدالله رمضانزاده قائم مقام دبیرکل جبهه مشارکت به استان فارس سفر کرده و در جمع خبرنگاران در شیراز، درباره خطر انفعال مردم درانتخاباتی که درپیش است گفت:آن 42 در صدی که رای ندادند
احمدی نژاد را روی کار آوردند
آقای عبدی
شما هم با این قضاوت موافقید؟
اگر نه از قول یک شهروند به ایشان در حزب مشارکت بگویید:
اولا که خیلی بالای پنجاه درصد شرکت نکردند . این اضافه و کم کردنهاهایی که با هم توافق میکنید را بخورد ما ندهید. در ضمن خیلی ممنون!! حتما با این قضاوت پولها را همان 42 درصد شما بالا کشیده اند !! و همان 42 درصد ....
باعث همه ی مصیبتها و بر لب پرتگاه آمدن هستند؟ والله آدم میماند از این لطیفه های واقعی
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
آن 42 درصد که منفرد هستند و مسئولیت چندانی را نمی توان متوجه تک تک آنان نمود مسئولیت متوجه کسانی است که باید کاری می کردند که رای آنان که آمده بودند هدر جهت داده می شد و کاری می کردند که آن 42 درصد هم راغب به شرکت می شدند.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۵۸ قֽظֽ | Reply
همایون :
آقای عبدی خیلی لذت بردم. ممنون.
می شود شما هم در فیلم انتخاباتی کروبی در تلویزیون ظاهر شوید؟ من فکر می کنم خوب است دقایقی از فیلم انتخاباتی کروبی ؛ پرسش و پاسخ با شما باشد. این چند دقیقه ای که تلویزیون به ما می دهد؛ بخش مهمی از سرمایه ما در انتخابات است که ثانیه ثانیه اش را باید استفاده کنیم.
درخواست دیگرم این است که لطفا کامنت هایی را که سعی می کند بحث را به حاشیه بکشاند؛ منتشر نکنید. ما همه توجه مان به انتخابات است و نمی توانیم وقت مان را صرف چند عروسک تلویزیونی و طرفداران شان بکنیم!
پ
ارادت
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۹ قֽظֽ | Reply
s_ahmad :
جناب عبدي به نظر مي رسد شايد اقبال بيشتر عامه مردم در مقايسه با جناب اقاي كروبي در اين مرحله به جناب اقاي موسوي به دلايل زير باشد:
1- سيد بودن ايشان
2- نبودن ايشان در قدرت و دوري از سياست براي مدت طولاني (هرچند اين موضوع به عنوان ضعف براي خواص محسوب است)
3- مخالفت مشخص و صريح ايشان حداقل در يك مرحله در زمان امام راحل كه منجر به حمايت امام شد.
4- ظاهر اراسته تر و مقبولتر
5-جدي بودن و عقب نشيني نكردن از مواضع
6- روحاني نبودن
7- حمايت قاطع و همراهي جناب اقاي خاتمي و حاميان بالقوه ايشان
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۵۷ قֽظֽ | Reply
:
با سپاس بسیار از پاسخ شما جناب عبدی همه نکته همین جاست که ارایه طرحی که به وضوح و بطور یقین شامل حال حکم حکومتی خواهد شد و همچون دفعه پیش بدست ایشان و با خوشحالی و سرور (ناشی از اطاعت امر) به سطل زباله پرتاب خواهد شد در این زمان اگر یک عمل پوپولیستی نیست بفرمایید که نامش چیست؟ پیش بینی این موضوع هم چندان سخت نیست. همانطور که شما قبلا به درستی عنوان کردید شاهرگ حیات آن قسمت از ساختار حکومت که ملزم به پاسخگویی به مردم نیست همین پول تفت است. بنابراین تا پای جان در مقابل این طرح خواهد ایستاد. با شما هم عقیده ام که بقیه کاندیدا هم در مقابل حکم حکومتی واکنش کما بیش مشابه خواهند داشت. مهم نیست که مسولیت پیاده نشدن طرح با کیست مطرح کردن طرحی که به واسطه همین حکم حکومتی امکان پیاده شدن رو ندارد یک عمل پوپولیستی است.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
با قسمت اخیر شما نمی توان مخالف نبود. مشکل مهم در وجود شکاف مسئولیت و قدرت است که با کاهش این شکاف قدمهای موثری برداشته می شود.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۲۸ قֽظֽ | Reply
امين :
روزنامه اعتماد ملی امروز کاملا عليه خاتمی موضع گيری کرده است و در مدح و ثنای کروبی چيزی کم نگذاشته. من هنوز بين کروبی و موسوی کسی رو انتخاب نکردم ولی اينکه هرکس با کروبی باشد ژنرال است و هر کس با او نباشد پاسبان و اينها رو بذاريم کنار موضع گيريهای گذشته کروبی عليه مشارکت و سازمان مجاهدين نمی دونم باور کنم قسم حضرت عباس يا دم خروس را
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
باید با احتیاط تر نوشت . اما منظور آن نوشته اشاره به نقش افراد در ستادها بود و نه ذات و توانایی شخصی آنان. در طرف آقای موسوی افراد بسیار خوش فکری هستند که قطعا هر ستادی علاقه به داشتن چنین ژنرالهایی است اما آیا آنها نقش ژنرالی را می توانند بازی کنند؟ اشکال من به دوستان نیز همین است که به دلیل محدودیتهای بی مورد قادر به استفاده از توانایی خود نیستند.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۳۶ قֽظֽ | Reply
یاشار :
با سلام
از اقای سروش بعیداز است که نتواند به نظر یک انسان دیگر احترام بگذاردو تعجب نکند. اقای خاتمی یا هرکس دیگر صاحب اندیشه خود است و احترام به ارای ایشان بر ماواجب دیگر اینکه خود ایشان نیز در اوایل انقلاب در شورای انقلاب فرهنگی کارنامه ای درخشان ندارد پس نمی توان وضعیت قبلی فردی را ملاک قرار داد به نظر من اگر آقای کروبی زد و بند پشت پردهای را کنار بگذارد و با مردم شفاف باشد (قول بدهد) با تیم خوبی که در کنار دارد می توان به آینده امیدوار بود
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب بحث اول شما به کنار اما اگر زد و بندی را خبر دارید مرا مطلع فرمایید تا تکلیف خودم را هم بدانم.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۱۴ قֽظֽ | Reply
روزبه :
به نظر من طرفداری آقایان از موسوی با هیچ استدلال منطقی قابل توجیه نیست. آقای عبدی به نظر شما نحوه ی کنار رفتن آقای خاتمی، به طرزی که حمایت ایشان از موسوی را به ذهن متبادر سازد از طرف ایشان مسولانه بود؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر شرائط پیش آمد بعد از انتخابات خواهم نوشت.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۳۸ قֽظֽ | Reply
محمدحسین :
جناب ملا اگر در روزگار ما می زیست مشکلاتش کمتر بود بلکه اصلآ مشکلی از آن بابت که فرموده اید نداشت چونکه اگر وسیلهء نقلیه اش اتوبوسهای درب و داغون خط واحد بود یا پیکانهای اسقاطی تاکسی خطی، یا متروهای شلوغ یا هوا پیماهای "امن یجیب"، می دید که خلق الله زیادی مثل او واله و حیران، سگ دو می زنند تا سر کار دوم، سوم یا چهارمشان برسند، کسی خودش را معطل نمی کرد که بگوید ملا جان خرت به چند!
اما اگر حضرت ملا جزو خواص بوده(نه مثل ما ، عوام) و توانسته از 30 هزار میلیاردتومان وام دولت مهرورز، بهره مند شود یا واسطهء واردات 12 میلیارد دلار میوه جات باشد، یا... به نحوی از انحا (مثلآ همچون برادر پروفسور حمید مولانا تبعهء ایالات متحدهء آمریکا و نویسندهء محترم روزنامهء کیهان) در خدمت این دولت خدمتگزار بوده باشد در بودجهء مملکت ردیف دار هم می شود،به هرحال هر کسی که هست الآن یک بنزآخرین مدل زیر پای مبارکش قرار داشته و یک بی-ام-و لوکس را هم به آقازاده مرحمت می کرده، شیشه ها را بالا می کشیدند، جناب ملا، حاج منصور گوش می داد و آقازاده هم ترانه های جدید سپیده و هنگامه و آرش و ابی، ملت هم اگر ببینندشان خواهند گفت ماشاءالله چه پدر و پسر زرنگی! حسابی بارشان رابسته اند، مخ اقتصادی به اینا میگن.
از همهء اینها گذشته جناب آقای عبدی تخصص شما که افکار سنجیه و بهتر می دانید ، اصلآ چرا ملا این کار پر زحمت را انجام بدهد و آقازاده را از قرارهای مهمش عقب بندازد؟ می دهد برایش نظر سنجی کنند (بلکه نظر سازی).و به این نتیجه برسند که 65 درصد ملت که ما را دیدند همینجوریمان را پسندیدند و قرار است تا یکماه دیگر 75 درصد "بله" را بگویند و چند دور دیگر هم می شویم 98 درصد، آن دو درصد باقی مانده هم از هفت دولت آزادند ، باشد خیرات و مبرات و ذخیرهء شب اول قبر که صیت حکمروایی مهرورزانهء ما در تاریخ ثبت شود همه ببینند چقدر مملکت دموکراسی ای بوده ایم تازه فی المثل اگر شبی درمملکت سوئیس بیتوته کردیم تا از حقوق ملتهای بدبخت و تحت ستم و استبداد و آپارتاید حمایت کنیم بالاخره روی بیرون آمدن جلو در و همسایه را داشته باشیم.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۲۷ قֽظֽ | Reply
حسن :
با سلام
بنده ان گفته که اقای کروبی بشکل مدنی یراساس مطالبات اجتماعی به مبارزه انتخاباتی میپردازند را مسئله میمونی میدانم و امیدوارم عملا تمکین به خواست عمومی را در حالتی که برخلاف منافع صنفی ایشان باشد انجام دهند.چرا که لجاجت با مردم و اثبات اینکه انچه که باید اجرا شود حرف ماست نه مردم ,تا کنون موجب صدمات بزرگی شده است.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۰۳ بֽظֽ | Reply
گل آلود کردن آب :
برای گرفتن ماهی
آقای
مهندس خسته نباشید
سئوال کرده بودم اگر با مواردی که تقلب و تخلف میشود برخورد کردم بعنوان یک شهروند چه باید بکنم که جواب نداده بودید . جدیدا آقای شریعتمداری که بعنوان سخنگوی نیروی غیبی معروف هستند و از اختیارات بی نهایت در نظام برخوردار هستند و حتی میگویند قدرت ایشان از برخی ارکان نظام هم بیشتر است در عکس العمل به اعتراض آقای کروبی به اظهارات سردار جعفری و بی مورد خواندن این اعتراض نوشته است:" اين روزها در پی سخنان سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره مجاز بودن فعاليت سياسی و انتخاباتی آن دسته از بسيجيان که در نيروهای مسلح عضويت ندارند، برخی از مدعيان اصلاحات و روزنامه ها و سايت های خبری وابسته به آنان صدا به اعتراض بلند کرده و پی در پی مصاحبه می کنند و مقاله می نويسند که فرمانده سپاه در اظهارات خود فرمان حضرت امام(ره) را ناديده گرفته و قصد دارد بسيج را به نفع يک کانديدای خاص و عليه نامزدهای جبهه اصلاحات وارد فعاليت های سياسی و انتخاباتی کند! اين جاروجنجال- بخوانيد تبليغاتی- در حالی است که مطابق قوانين جاری و روال تعريف شده که از قضا بسيار روشن و خالی از ابهام نيز هست، همه بسيجيان عضو سپاه نيستند، بلکه «بسيج» به قول امام راحل(ره) يک «تفکر فراگير» است که ندای دلنشين آن بايد در سراسر عالم طنين انداز شود و در قوانين و آئين نامه های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نيز به وضوح و با صراحت ديده می شود که يک بسيجی، الزاماً عضو سپاه و نيروی نظامی نيست. بنابراين بسيار تعجب آور است که مدعيان اصلاحات اين نکته بسيار بديهی را نمی دانند!"
آقای عبدی
در این مورد چند سئوال دارم
اگر بسیجی یک تفکر است اولا چرا من نوعی که دارای این تفکر هستم نمی توانم در خیابان متعرض کسی باشم؟ چرا لباس بسیجی ندارم؟ چرا بودجه بسیج به من تعلق نمیگیرد؟ چرا او قادر است با فرمان تظاهرات مرا بر هم بزند ولی من نمی توانم؟
آقای عبدی بنظر شما چرا وقتی این نکته بسیار بدیهی که سپاه و نیروی نظامی نباید در انتخابات دخالت کند باز برخی ایگونه با بازی با کلمات آب را با این توجیهات و تعبیرات مشوش گل آلود میکنند؟ بجز گرفتن ماهی؟
و چرا آقایان، در این مورد مهم، از قانون که میگوید افراد نظامی و انتظامی حق دخالت در انتخابات و ترساندن مردم را ندارند سکوت کرده اند؟
پس لطفا به من نوعی شفاف بگویید بعنوان یک ایرانی یک ستاد انتخاباتی که میخواهد نقش در ساختن کشورش داشته باشد ، وقتی مواجه با تقلب و تخلف از طرف نیروهای دولتی و بسیجی میشوم چه کار باید بکنم؟ و به کجا باید گزارش بدهم ؟ تا این تخلف و تقلب واقعا پیگیری شود؟
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۰۳ بֽظֽ | Reply
سعید :
کروبی اخیرا مصاحبه هاش را به صورت گروهی برگزار می کنه که به نظر من خیلی عالیه ولی آقای عبدی شما تا به حال به این موضوع فکر کردید که صدا و سیما چنین اجازه ای را به کروبی و اطرافیانش میده یا نه؟ اگه نداد شما چطور میخواهید پیام کار گروهی را به مردم برسونيد؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
حالا کمی صبر داشته باشیم. این موارد معمولا پیگیری شده است.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۰۶ بֽظֽ | Reply
اکبر :
با سلام
جناب عبدی
من تا جایی که می دانم در مصاحبه مطبوعاتی رهبران دنیا کسی به جای آنها جواب نمی دهد بلکه از قبل سوالات را پیش بینی و جواب ها را آماده می کنند و به رهبر و یا کاندیدا می دهند تا بتواند در مصاحبه از آنها استفاده نماید.
به نظر من هم جواب دادن جنابعالی و کرباسچی در مصاحبه مطبوعاتی ناخوشایند بود.
بهرحال از اینکه جناب آقای کروبی حزبی و تیمی کار می کند و افتخار می کند به اندیشه حزبی، نسبت به کسی که افتخار به مستقل بودن می کند و حاضر نیست از احزاب حامی اش حتی به صراحت طرفداری کند نشانه برتری تفکر جناب کروبی به آن اصلاح طلب دیگر است.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۱۴ بֽظֽ | Reply
لطیفه های واقعی تر :
ایرنا: کد خبر: 481190 زمان مخابره: 21/2/1388 - 15:52:51
دولت اصلاحات براى برداشت غيرقانونى از حساب ذخيره مسابقه گذاشته بود
"بايزيد مردوخي" دبير وقت هيات امناي حساب ذخيره با تاکيد بر مسابقه در دولت اصلاحات براي برداشت غيرقانوني از حساب ذخيره ارزي تصريح کرد:درخواستهاي کاملا برخلاف روح و نص قانون و با اعمال فشار بر مقامات که براي استفاده از تسهيلات حساب ذخيره انجام ميشد، هرگز به رسانهها راه نيافت.
ایلنا:
مانده نقدی حساب ذخيره ارزی ۱۵ ميليارد دلار منفی شد.
برداشت دولت نهم (بدون احتساب برداشت جهت تسهيلات) در ۱۰ ماهه نخست سال ۸۷ در مقايسه با برداشت دولت هشتم در آخرين سال فعاليت خود (سال ۸۳) نشان میدهد که ميزان برداشت ۳۱۶ درصد افزايش يافته است.
ايلنا: موجودی نقدی حساب ذخيره ارزی در پايان دیماه ۸۷ منفی ۱۴.۹ ميليارد دلار بوده است.
به گزارش ايلنا، جديدترين آمارهای بانک مرکزی نشان میدهد مانده نقدی حساب ذخيره ارزی پس از در نظر گرفتن تعهدات در پايان دیماه سال گذشته به طور قابل توجی منفی شده است.
بر اساس اين گزارش، در ده ماهه ۱۳۸۷ معادل ۳۸.۲ ميليارد دلار به حساب ذخيره ارزی واريز شد و معادل ۳۴.۶ ميليارد دلار از اين حساب برداشت شد. در پايان اين دوره معادل دلاری موجودی نقدی اين حساب بدون در نظر گرفتن مانده اعتبارات اسنادی پرداخت نشده حدود ۴/۲ درصد نسبت به پايان سال ۱۳۸۶ کاهش يافت و به ۲۲.۶ ميليارد دلار رسيد.
رشد شديد برداشتهای دولت از حساب ذخيره ارزی موجب شد تا مانده نقدی تعهدی اين حساب به طور بیسابقهای منفی شود.
اين در حالی است که دولت نهم حساب ذخيره ارزی را با ۱۲ ميليارد دلار موجودی نقدی از دولت اصلاحات تحويل گرفته است اما به نظر میرسد حساب ذخيره را با تعهدات زياد و بدون مانده نقدی تحويل دولت دهم خواهد داد.
برداشت ۳۴.۶ ميلياردی در ۱۰ ماه
عملکرد حساب ذخيره ارزی در ۱۰ ماهه سال ۸۷ نشان میدهد در اين مدت دولت (بدون احتساب برداشت جهت تسهيلات) ۳۱.۲ ميليارد دلار از حساب ذخيره برداشت کرده است که در تاريخ تشکيل اين حساب بیسابقه است. رشد برداشت دولت از حساب ذخيره در ۱۰ ماهه سال ۸۷ در مقايسه با ۱۲ ماهه سال ۸۶ رشد (رشدی معادل ۸.۳ ميليارد دلار) به ميزان ۳۶.۳ درصد بوده است.
در همين حال برداشت دولت نهم (بدون احتساب برداشت جهت تسهيلات) در ۱۰ ماهه نخست سال ۸۷ در مقايسه با برداشت دولت هشتم در آخرين سال فعاليت خود (سال ۸۳) نشان میدهد که ميزان برداشت ۳۱۶ درصد افزايش يافته است که قطعاً با احتساب ۲ ماهه پايانی سال ۸۷، اين رشد به ۳۵۰ درصد يا چهار و نيم برابر بالغ خواهد شد.
حال پیدا کنید پرتقال فروش را
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
پرتقال فروش همین جاست جای دوری نروید. وقتی پول نفت آمد همه را از هر گروهی مست و ... می کند چه این و چه آن دولت خبرگزاری ایرنا هم که این خبر را منتشر کرده متوجه نبود که علیه دولت موجود هم اقرار کرده است.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۱۷ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
دلقک اعتراف می کند که همۀ هنرش در معلق بازی است. وسخت ترین آن در پیش قاضی! پس مرا تمام کرده پندارید در راه ایرانیان! وهیچ کس به دل نگیرد خطبه های مرا! خواهش می کنم. مرسی!
1- بر وبچه های روزنامۀ اعتماد ملی دلخوش نباشند به توان فعلی! که عنقریب است سونامی"کروبی" پس لطفاً آماده باش درجه یک بدهید به سخت افزار ونرم افزارتان! که شرمنده نباشیم بزودی زود در تیراژ کمپین انتخاباتی رییس حمهور مهدی کروبی.
2- به افق نگاه کنیم با تیز بین: گروه گروه روشن فکران مرحع، گردان گردان دانشحویان سرگردان! دسته دسته درراه ماندگان بلاتکلیف و... بقیه را هم که خودتان شاهدید- دلقک خسته است از کوبش های تا این جا به در بسته-
3- هی نگویید کلید آقا مهدی از طلاست یا نقره! – مرا مسخره می کنی که بگویم از مفرغ! بی خیال! می گویم: گیرم که از مفرغ!- ولی سؤال من هم از تو این است:"کلید مقدم است یا جنس کلید در گشودن دری که لولا فرسوده وکلید دار کبیرش راهم خیلی زود از دست داده است؟"
4- شما را نمی دانم! ولی من مصمم که در خانه ام را بگشایم! حتی؛ اگر شده به اندازۀ عبور یک دلقک! زندگی من آن توست ؛ وبچه هایم!"بچه ها"! کمک کنید لطفاً! فقط یک رأی کوچک! "رییس جمهور مهدی کروبی" تنها کلید دار این در قدیمی است؛ ها!التماس می کنم! یا ...هو.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۲۷ بֽظֽ | Reply
علیرضا :
آقای عبدی سلام
در سالنامه سال84 روزنامه شرق در صفحه 52 از قول حضرتعالی در نقد اصلاح طلبان آورده شده که : "... نیازی به پاسخگو بودن در برابر کلیت جنبشی که به واسطه آن به قدرت رسیده بودند نداشتند. بنابراین قدرت و مدیریت به دهانشان مزه کرد... گویی تا ابد در قدرت هستند غافل از انکه دیر یا زود نوبت آنان هم خواهد رسید. " ولی شما در پاسخ آقای آرمین که در شماره 69 هفته نامه شهروند به کنایه خطاب به شما نوشتند "زمانی دیگر که برخی شعار خروج از حاکمیت میدادند ما متهم بودیم به اینکه طعم قدرت زیر دندانمان مزه کرده است. " در شماره 70 هفته نامه شهروند اظهار نظر خویش را منکر شده و نوشته اید : "...من هیچگاه در آن زمان چنین اتهامی را نه مستقیم و نه حتی غیر مستقیم و یا به صورت ضمنی علیه هیچکس مطرح نکرده ام..." و حتی در ادامه خطاب به آقای آرمین نوشته اید "...شاید در ضمیر دوستان چنین حسی و مزه ای وجود داشته و در نتیجه فکر کرده اند که حتمآ دیگران از جمله بنده هم چنین چیزی را فهمیده و بیان کرده اند." با عرض پوزش از تصدیع سوالی داشتم و آن اینکه چرا صحبت خویش را تکذیب و کتمان نموده اید . باتشکرقبلی
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ظاهرا دقیق خوانده نشده است. من در پاسخ گفته ام که در آن زمان چنین نظری را نگفته ام و این ناظر به زمان گذشته مورد نظر آقای آرمین است اما متن نقل قول شده شما به سالها بعد مربوط می شود و الان هم معتقدم برخی از دوستان از این موضع رفتار کردند اما در آن زمان چنین اتهامی را نزدم چون اینطور برداشتی نداشتم و فکر می کردم فقط یک اختلاف تحلیلی است. کجای کار کتمان شده است.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۴۰ بֽظֽ | Reply
سارا :
امام علی میفرمایند مردم هر زمان لیاقت حکومت همان زمان رو دارند ..... شاید ما مردم ایران هم چنان هستیم که لیاقت همین حکومت رو داریم که نه تنها مردم رو به حساب نمی آورند بلکه با دروغهای عجیب اونها رو احمق و کودن هم میدونند ..... البته صد درصد رای من کروبی است چون میدونم برای انسان احترام قائل اند
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۴۱ بֽظֽ | Reply
مرتضی :
سلام ما جمعی از فرهنگیان شهریار به آقای کروبی رای بدهیم می خواستم بدانم چگونه می توان در ستادهای انتخاباتی ایشان فعالیت کرد
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
هر جا که ستاد دارند مراجعه شود.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۴ بֽظֽ | Reply
سید هاتف مطهری :
آقای عبدی عزیز
من هم دقیقا مانند شما معتقدم دولت قلدر معمولا متکی به درآمد های باد آورده است و باید این منابع گسترده مالی از کنترل مطلق دولت خارج شود.
ضمن اینکه از ته دل به این روش شما-اصلاحات عملی و موثر-معتقدم .
فکر میکنم در صورت شرکت گسترده ی مردم رییس جمهوری فعلی حتی در شهر من-گرمسار-هم قادر به به دست آوردن نصف بعلاوه ی یک آرا نخواهد بود.
باید به مردم فهماند که قطعا همه با هم فرق دارند و حتی لاله و لادن که از سر بهم چسبیده بودند دارای تمایلات و تنفرات متفاوت بودند به همین ترتیب کروبی و خاتمی و موسوی و احمدی نژاد حتما با هم متفاوتند.
امیدوارم موفق باشید.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۴۳ بֽظֽ | Reply
امید :
آقای عبدی
در ادامه لطیفه ها
امروز آقای زیبا کلام آزادی خانم رکسانا صابری را برگ زرین قوه قضاییه دانستند و مدعی شدند این نشان از مستقل بون قوه قضاییه است.
بنظر شما
آیا این سرعت عمل تبعیض گونه برای دادگاه تجدید نظر و آزادی این خانم آمریکایی با این سرعت نشان از استقلال قوه قضاییه و برگ زرین قضاوت و عدالت در ایران است؟
و یکبار دیگر می پرسم
چرا باید دلارا دارابی بر اثر فشارهای مطبوعات اعدام شود و رکسانا صابری بر اثر همین فشارها آزاد؟
البته توصیح بدهم که من با آزادی خانم صابری هیچ مشکلی ندارم و اتفاقا ایشان را گروگان میدانستم که هیچ کار خلافی را انجام نداده - مخصوصا با توجه به کنترل تمام مسایل به وسیله ی دوربین های فوق دقیق و واضح مستقر در ماهواره ها - و نبود ضرورت بیشتر ( جاسوسی) در کسب خبر از داخل
مشکل من با اعدام خانم دارابیست که برای زهر چشم صورت گرفت و به فشارهای مطبوعات نسبت داده شد و شما نیز تا اندازه ای آن را تایید کرده بودید
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اشکال اصلی متوجه قوه قضاییه نیست متوجه کسانی است که این چنین قلب حقیقت می کنند و این قوه را در ادامه این رفتار تحریک می کنند آن هم از موضع استادی دانشگاه.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۵ بֽظֽ | Reply
PEYMAN :
. ONLY ONE WORD I CAN SAY, BRAVO KEEP UP THE GOOD WORK AND GOD BLESS YOU.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۰۳ بֽظֽ | Reply
حمید :
گویا بحث ورود رسمی بسیج به انتخابات جدی شده است از من به شما نصیحت اگر می خواهین به فضای سیاسی این کشور که به اندازه کافی داغان است سیانور نپاشید اصلا این مسئله را دامن نزنید مسعود سلطانی فر عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی گفته اند در صورت موافقت مقام معظم رهبری مبنی بر ورود بسیج به صحنه انتخابات و سیاست، بسیج باید اجازه ورود به همه جناح های سیاسی را داشته باشد. این کار یک سونامی بر علیه دموکراسی است و هر فعالیت ضد اقتدار گرایی است. ورود سیاست مسلح آخرین میخ به تابوت دموکراسی در ایران است. بسیجی ها به خاطر دریافت کمکهای نقدی و غیر نقدی بسیار و امتیازاتی مانند اشتغال و دانشگاه تابع و مطیع محض فکری و سیاسی سردمداران خود در سپاه و بسیج هستند و اظهاراتی مانند گفته های سردار جعفری کاملا خط فکری آنان را که به نفع احمدی نژاد است نشان می دهد به آقای کروبی بگویید هیچ گاه چراغ سبزی برای ورود بسیج به انتخابات نشان ندهد که در طول تاریخ شرمنده خواهد بود. اگر بسیج به صورت رسمی حتی یک قدم در انتخابات فعالیت کند موضع من تحریم خواهد بود و از کروبی دیگر حمایت نخواهم کرد.
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۲۵ بֽظֽ | Reply
:
خسته نباشید
میخواستم این سه شعار انتخاباتی را که از آقایان احمدی نژاد ، کروبی و موسوی نقل شده را برای شما بازگو کنم تا شما با توجه به اینکه معتقدید این سه کاندید با هم فرق دارند و انتخابی در راه است بگویید کدام شعار متعلق به کدام کاندید است:
1-... :
*اطلاع ازمسائل كشور حق ملت است
*دولت براي خدمتگزاري بايد پايبند به قانون باشد
2-...:
ـ ازحرفهاي ترديدآميز پرهيز کنيد
ـ همگي ما بايد درصدد انتخاباتي حداکثري و پرشور باشيم
ـ ازخردجمعي و سوابق و تجربيات گذشتگان استفاده ميکنم
3-...: ايران جايگاه ويژه اي براي همه اقوام و اديان آسماني قائل است
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۳۳ بֽظֽ | Reply
arman :
آیا انصافا فکر می کنید نظامی که در آن یک مامور دون پایه نیروی انتظامی خدایی می کند و اساسی ترین حق انسانی را نقض می کند بدون آنکه کوچکترین نگرانی داشته باشد دولتی که حکومت را با تمام قدرت قبضه کرده حاضر است تن به شمارش آرا بدهد یا مردم را سر کار گذاشته اید؟
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۵۸ بֽظֽ | Reply
:
در تایید منظر شما به انتخابات و ضرورت استفاده از این فضای انتخاباتی بعرض میرسانم که اگر هر جمعی بخواهد می تواند . اثبات این مدعا اینکه دولت در برابر اعتصاب و تحصن چهارهفتهيى دانشجويان دانشگاه صنعتى نوشيروانى بابل، بالاخره مجبور به عقبنشينى و لغو احكام ناعادلانه براى دانشجويان شد. حتما اطلاع دارید که دانشجويان اين دانشگاه از تاريخ 22فروردين ماه سال جارى، دست به اعتصاب غذاى نامحدود و تحصن زده بودند. گفتنی است خواسته دانشجويان، این بود: لغو احكام كميته انضباطى براى دانشجويان معترضى بود كه در مراسم سالگرد 16آذر شركت كرده بودند.
بنابراین اگر همه ی ما نیز در انتخابات یک هدف مشرک را داشته باشیم . حتما موفق خواهیم شد
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۰۷ بֽظֽ | Reply
حبیب ت :
دست در دست هم يکبار ديگه به احمدي نژاد راي بديم
*************
يک توصيف زنده و ساده از کارنامه 4 ساله دکتر احمدي نژاد
http://us.mg2.mail.yahoo.com/dc/launch?.gx=0&.rand=e1cu7arpr0cve
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۳۶ بֽظֽ | Reply
:
ايا ركسانا صابري جاسوس بود؟!
اگر نبود پس چه بود؟
اگر بود چرا حقوق ملت ضايع شد واو ازاد شد
پس كو اقتدار وعزت ودفاع از امنيت ملي؟!
طنز جالبيست زندگي در ايران ودر نوع خود بي نظير
حالا در همين موقع اقاي فدايي (نميدونم اسمش رو درست گفتم يا نه؟) امروز يك ساعت تمام در سيما مشغول معرفي عوامل استكبار به مردم بود ونيز در صدد معرفي كانديداي مورد نظر انان ونيز مشغول تنوير كانون فتنه انان كه تحصن كردند ودوم خرداد در اوردند وغيره
اقاي عبدي من فكر ميكنم با اين وضعيت واقعا شما كه دور كروبي جمع شدين پياده نظام اسراييل هستيد بقول كيهان چرا كه اخيرا با حركات ايزايي ومضحك سعي در جذب اراي اصلاحطلبان وتشتت اين ارا داريدوكروبي را مرد عمل ميخوانيد در صورتيكه كروبي موقعش كه بشود مرد عمل نخواهد بود كه هيچ كما في اسابق مرد ضد عمل خواهد بود
من متاسفم براي شما روشنفكران كه در حال تكرار تاريخ روشن فكري هستيد وخون به جگر ما كرديد 100سال
اقا از كروبي همان كه بر نمي ايد عمل است بخدا
يعني انصافا شما عبدي فكر ميكنيد اين كروبي مرد عمل است
البته موسوي هم خيلي ناز وافاده دارد براي اصلاحطلبان وبه او هم اميدي براي پيروزي نيست ودر خيال خام خود بسر ميبرد متاسفانه
ولي شما ديگر چرا
بابا باور كنيد اين كروبي فقط به اين فكر ميكنه سري در سرها در اورد وبس
اون اصلا نميدونه اين مملكت چه مشكلات پيچيده اي داره واصلا نميدونه چي به چيه
تا ديروز تندرو هاي مشاركت رو ميكوبيد امروز از مشاركت هم تندتر ميره اخه برادر انموقع كه ادم بايد به وظيفه قانونيش عمل كنه وبه اعتماد مردم پاسخ مثبت بده كروبي شيخ بود حالا كه از قدرت پياده شد طرفدار حقوق شهروند شد
من نميدونم شما اين بي ثباتي ها رو چطوري پيش هم ميزاري وبا هم جمع ميكني؟
واقعا براي اين اصلاحطلبان بايد گريست كه از 20ميليون راي دوم خرداد وتكرار اون به چه روزي افتادند كه حالا كروبي وموسوي شدند منجي ما
بايد گريست كه براي اين وضع واوضاع كه دوستان در هواي غبار الود تهران به چه چيزهايي مشغولند
باور كن اگر يكي بره بالاي تهران باسته وشما ها رو نگاه كنه از تعجب دهنش باز ميشه
اما با همه اين احوال من از اينكه شما اين دولت رو دوباره وحالا حداقل با اراي كمتر تثبيت كنيد چندان ناراضي نيستم وروزهاي خوشي براي شما ودولت ونيز خودمان تصور ميكنم
من شيخ را بسيار دوست دارم ولحتي اگر هم در تبليغات تلوزيوني خود هم عمل غير مترقبه اي انجام دهد باز هم اورا همان شيخي ميشناسم كه بوده چئون تا اندرون اورا ادراك نمودم
البته ايشان ادم صادقيست ولي مطمينم كوچكترين مسئوليت پذيري در قبال مردم ندارد ورفتارش كاملا قابل پيش بينيست
من عقيده دارم بايد كنار بكشد وخوب ايشان بماند ولي شما هم وبلاگتان را نگه دار تا من بعدا به شما گوشزد كنم كه امروز چه گفته ام
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
از لطف! شما ممنون. اما شما هم دست خود را بالا بزنید و کاری بکنید ابن هم عجز و لابه فایده ای ندارد.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۷ قֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
"میزراخ"
1- اگر املای ناگزیرش در رسم الخط زبان فارسی درست باشد وتلفظش در زبان ترکی آذر بایجانی خودم! "میزراخ" نام " هم وسیله هم بازی" بود که نسل من در 60-70 سال پیش در دهات تبریز بازی میکردیم. وآن تکه چوب هندسی شده به هنر خراطی بود که شکل هرم داشت که در رأسش گل میخی فلزی محکم بود. بازی ساده، مفرح وگیجی بود به این ترتیب که: رسنی محکم- بلاتکلیف بین طناب ونخ- واز رأس به قاعده می پیچیدیم به دقت؛ آن گاه سر آزاد رسن را در دست مان نگاه می داشتیم ومیزراخ را با مهارت وشدت هرچه بهتر واز رأس هرم رها می کردیم وسط میدانی که در بچگی ما بزرگتر از آزادی بود که در بزرگ سالی فهمیدیم که کوچکتر از میدان شهداست! وفردی برنده بود که "میزراخ"ش بیشتر وثابت تر از میزراخ سایرین بدور خود می چرخید. وچه کیفی می کردیم از این بازی ساده وگیج!
2- داشتم بر حسب گرفتن پند وروحیه وعلم وتحلیل وتفسیر کامنت های شرکا را می خواندم که اغلب مدرسه ای است برای دلقک پیر! والبته گمانه زنی که:تا کجا پیش رفته ایم برای جمع آوری 30 میلیون رأی برای مهدی کروبی تا حرف وحدیثی نماند برای رقبا که: ایرانیان"زندگی" می خواهیم حتی اگر همه اش هم نبود! احساس کردم که معدودی از ما هم هستیم که در تاریکی زود رس قریۀ بی برق ما در دهۀ 1330خورشیدی اصرار عجیبی داریم به ادامۀ بازی"میزراخ" وچرا؟
3- وقت بسیار تنگ است رفقا بهتر نیست بازی میزراخ را تمام کنیم در این هوای سربی که چشم چشم را نمی بیند؟ وبرویم شوربای شبانه مان را بخوریم تا اگر دوستدارن ومعتقدان به "تنها گزینۀ ممکن ومفید مهدی کروبی" موفق شدند وصبح فردا چراغی افروختند برگردیم سر بازی گیج.
4- واز "امید" خواهش کنیم که بجای ما هم کامنت بگذارد که: انتخاب دهم ما "مهدی کروبی" است نه یک کلمه کم ونه یک کلمه بیش. او اول از همه آمده! او بدون منت وبرو عقب بیا جلو آمده! او با عزم می خواهم رییس جمهور بشوم آمده! حتی اگر از تکلیف وخدا حرفی بزند که می زند نه از جهت پشت چشم نازک کردن که از رنج هایش در زندان ومبارزه نوستالوژی دارد! وما که مطلقاً با "هزینه-فایده" در رکاب او هستیم اورادوست داریم برای ایران- دلقک البته انگیزۀ مجوز یک سیرک دایم در تهران را هم دارد برای لبخند بچه ها- آدم های نگران بهتر است نگرانی اجماع واغمایشان را ببرند در بورس مردد ها سرمایه گذاری کنند: مهدی کروبی شماره یک آمده؛ شماره یک ادامه داده؛ شماره یک می ماند وشماره یک انتخاب می شود انشاءالله. او اگر نباشد ما هم نیستیم! ما که رأی مان را برای شکست رقیب تیز نکرده ایم! ما رأی مان را برای پیروزی نامزدمان( مهدی کروبی) به میدان فرا خوانده ایم؛ افتاد؟×! و امید قبول می کند! یا...هو
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۵۷ قֽظֽ | Reply
جعفر :
من که نتوانسته ام تا کنون برداشت درستی از طزر فکر این کاندیدها با توجه به روشهای گذشته انها داشته باشم. البته تا کنون بنظر میرسد اقا ی کروبی بهتر از دیگران جلو رفته است. اینهم نظر من.
از اینهمه کاندید در اینتر نت و تی وی
خواندیم و شنیدیم از این قصه مقوله
گویند که افتاده وطن سحت به گرداب
اصلا ح طلب و جنگ کن و اهل گلوله
باز امده در لیست رئیسی که کنون است
تا اینکه وزیرش بکند داخل لوله
کارمند و کشاورز و هنرمندو مهندس
با ریش و کراوات و بلند قد و کوتوله
پنهان شده بود انکه از این دیده مردم
رفته است به شهرو ده و شاید تا ماسومه
افکار پریشان همه را هست در امروز
نا پخته و کالند چو بادام چغوله
من رای دهم انکه شناسم سر اخر
دانم ندهد بر کس یک ذره ا ی کوله
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۱۰ قֽظֽ | Reply
مجتبي :
با سلام
با توجه به نظريه دكتر دمينگ چگونه تمام رقباي انتخاباتي چه در يك جناح وچه در دو جناح برنده خواهند بود.با تشكر
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
بازی برد برد را اگر تعریف کنید همه برنده می شوند اما یکی کمتر و یکی هم بیشتر.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۰۸ قֽظֽ | Reply
ببین تفاوت حکم :
از کجاست تا به کجا؟
درست است که در جامعه ما برخی برخوردهایی که صورت می گیرد؛ تا حدی مصداق واقعی طنز است ولی بیشتر اتفاقات مصداق تبعیض و بی عدالتی است. رکسانا صابری که بجرم جاسوسی در دادگاه اولیه به هشت سال حبس محکوم شده بود ، در دادگاه تجدید نظر آزاد شد بدون اینکه قاضی دادگاه اولیه را که چنین حکم ظالمانه و بدور از انصافی را به او داده بود از کار برکنار کنند و بگویند پدر آمرزیده ، چه خبر است؟ هشت سال؟ برای متهمی که حق اش آزادی است؟ چرا اینهمه کیلویی و بی دقتی حکم کردی؟ چرا با این حکم بیجا و ناعادلانه ، آبروی کشور و اسلام را بردی؟
حال شما حساب کنید که چقدر افراد دیگری در این مملکت که به دلیل ندانستن مفرهای قانونی - و از همه مهمتر به دلیل نبود چنین دادگاه های تجدید نظری - می توانستند اعدام نشوند و اعدام شدند و چه کسانی که می توانستند آزاد شوند و آزاد نشدند
یادم است تا همین چند وقت پیش ( و احتمالا هنوز هم ) برای ما ایرانیان بی پشت و مشت، اعتراض به حکم دادگاه " جرم جدید" محسوب میشد !! بله . چون مقامات قوه قضاییه ، اعتراض به حکم قاضی ( به دلیل وجود قوانین شرعی ،حاکم شرع) اعتراض به حکم حاکم شرع خود را توهین به حاکم شرع ... و توهین به حاکم شرع را توهین به مقام ولایت فقیه ..... و توهین به مقام ولایت فقیه را توهین به پیامبر اسلام ...... و توهین به پیامبر اسلام را توهین به خدا محسوب میکردند و یک اعتراض ساده به حکم مثلا حبس هشت ساله میتوانست متهم را به پای چوبه اعدام ببرد!!
به هر حال بنظر میرسد با توجه به این تفاوت ره ، برای ما ایرانیان بی پشت و مشت ، گر سنگ از این حدیث بنالد، نباید عجب داشت.
آقای عبدی
شما با نیت پاک سفارت آمریکا را اشعال کردید تا بقول امام آقای خودتان باشید. خدا وکیلی با دیدن این حکم ، چه احساسی به شما دست داد؟
آیا دلتان نمیخواست شما هم یک ایرانی آمریکایی بودید تا از حقوق عادلانه تر و بیشتری در ایران برخوردار بودید؟
آیا دلتان نمیخواست بگویید: خوش بحال غیر ایرانیانی که ، برای آنها لااقل دولتی هست که از حق و حقوقشان - حتی وقتی پدرش مال یک کشور دیگر و مادرش مال یک کشور دیگر است - و حتی وقتی کیلومترها ازمرز کشورش دور باشد و در کشور دشمن باشد - باز دفاع میکند؟
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۲۲ قֽظֽ | Reply
یک حرف حساب :
بالاخره یک حرف حساب شنیدیم که آقای سردار جعفري روز دوشنبه در جمع بسیجیان استان قزوین گفتند:
"انقلابى ماندن مهم است ، نه سابقه انقلابى داشتن"
حالا میخواستم از این طریق از ایشان بپرسم چرا فکر میکنید شما با این کارهای ضدانقلابی و ضد نظر امام که سپاهیان و نیروهای مسلح را از دخالت در امر انتخابات مردم برحذر داشته بودند فکر میکنید انقلابی هستید؟
بله انقلابی ماندن مهم است ولی شرط انقلابی بودن چیست؟ اول از همه مردمی بودن و درد مردم را داشتن و نه دفاع از کسانی که حقوق مردم را زیر پا میگذارند. دومین شرط انقلابی بودن زور گو و قلدر نبودن و گردن گذاشتن به رای مردم است.... و شروط دیگر که فکر نمی کنم .... بله انقلابی ماندن مهم است و نه سابقه انقلابی داشتن . و انقلابی کسی است که هنوز به این سه شعار اصلی انقلاب : استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی پایبند است و از صمیم قلب به آن اعتقاد دارد و نه کسانی که با زور و فریب نظام جمهوری را به رژیمی شاهنشاهی و حکومت گونه تبدیل ، آزادیهای مردم را از آنها دریغ و خون آنها را در شیشه کرده اند
جناب آقای جعفری، واقعا که از زبان ما سخن گفته ای ... ولی این نکته را توجه نداشته اید که با زدن یک حرف حساب نمی توان آن حرف حساب را متعلق بخود کرد. این اعمال و رفتار هر کس است که نشان میدهد آیا این حرف به او می چسبد یا نه؟
چرا فکر میکنید شما و همفکران شما که بعضا سابقه ی انقلابی هم نداشته اند ، هنوز انقلابی هستید؟ مگر هر کس به مردم زور بگوید انقلابی محسوب میشود؟ مگر هر کس با تفنگ و اسلحه مردم را بترساند انقلابی محسوب میشود؟
نه خیر این طور نیست . انقلابی ماندن خیلی خیلی مشکل است و هزینه های بسیار دارد که کسانی که ضد انقلاب هستند طاقت پرداختن آن را ندارند از جمله خار در گلو صبر و تحمل
آیا شما می توانید حداقل برای چند روز تا انتخابات برگزار شود دخالت در امر انتخابات نکنید تا مردم نظرشان را نسبت به شما و به دیگر افراد موجود به صندوقهای رای بریزند؟
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۴ قֽظֽ | Reply
حنیف :
با سلام .مطلب زیر مرتبط با مقاله شما نیست ودرمورد مطالب روزنامه اعتمادملی روز21اردیبهشت است (مقالات جناب قوچانی وجناب خجسته ) امیدوارم باطلاعشان برسانید.با تشکر
1- اینکه هرنوع نقد ومخالفت با جناب کروبی را همسنگ کیهانیان بخوانیم درست بنظر نمی رسدوخودتان هم می دانیدوصرفا"برای ترساندن مخالفت با جناب کروبی عزیز این تطابق را بکاربرده اید؟!
2- ای کاش قدری تامل می کردد وطعنه زدن به جناب خاتمی را حداقل به پاس توافق دو کاندیدای اصلاحات متوقف می کردید.فکر می کنید با طعنه زدن به خاتمی واورا "مردنظروحرفهای قلمبه سلمبه" خواندن وجناب کروبی را" مرد عمل" خواندن همه گیرهاواشکالات اصلاحات واصلاح طلبان را شناخته وحل کرده اید.
3- درحالیکه فعلا" قراراست هردو کاندیدای اصلاحات درصحنه باشند وبخشهای مختلفی را جذب کنند فکر می کنید تخطئه یک طرف بسود این راهبردباشد .
4- شخصا امیدوارم جناب کروبی وموسوی بدوردوم بروند!!درآنصورت وبا هرنتیجه ای باید گفت پیروزی بزرگی حاصل شده است.ولی فعلا" دغدغه حذف نشدن هردو عزیز دردوراول رابایدداشته باشیم وگفته ها ونوشته ها ونقدهامان براین اساس باشد.دردوردومی که موسوی وکروبی حضورداشته باشند(!) آنگاه میتوان هردو بزرگواررا وطرفداران وتاریخچه وگذشته وسکوت وحضور شان راورفتار طرفداران وحامیانشان وبرنامه های داشته ونداشته شان حسابی نقد کردولی فکرمی کنم هنوزآن روز نرسیده است .
موفق باشید.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به روزنامه ارسال کنید احتمالا چاپ خواهند کرد اگر نه من هم از آنان می خواهم که چاپ کنند.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۸ قֽظֽ | Reply
:
با سلام
میدانم که شما از ارادتمندان آقای بهشتی بودید و هستید که گفتند: ما عاشقان خدمتیم و نه طالبان قدرت ولی این روزها برخی بر عکس این امر را از خود بروز داده و با پخش پول و امکانات نشان دادند که چقدر طالب حفظ قدرت هستند نمونه آن:
دكتر عزتالله دهقان دبير كل جامعه اسلامي فرهنگيان :
احمدينژاد به نوكري مردم افتخار مي كند
آقای عبدی
چگونه یک ارباب می تواند نوکر خود را به شکل مدنی و بدون عوارض سخت عوض کند؟
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۰۲ قֽظֽ | Reply
این هم انتقاد از صدا و سیما :
انتقاد حداد عادل از بيتوجهي صدا وسيما به آثار سعدي
به گزارش ايسنا، حداد عادل كه در بزرگداشت روز سعدي در نخستين جلسه از سلسله درسهايگفتارهاي سعدي شهر كتاب سخن ميگفت،گفت: ... صداوسيما نبايد خودش را از سرمايه ارزشمند سعدي محروم كند. آنها ميتوانند داستانهاي بوستان و گلستان را براي نوجوانان و كودكان تصوير كنند كه هم جنبه آموزش زبان و ادبيات فارسي را دارد و هم اينكه آموزههاي اخلاقي را به آنها درس ميدهد و اينكه چرا تاكنون به اين مسئله توجه نشده است، جاي پرسش دارد و لازم ميآيد در كنار اين همه برنامهاي كه سيما توليد ميكند، يك نفر هم چراغ سعدي را روشن نگه دارد و چرا تاكنون يك نفر چراغ سعدي را برنگرفته است.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۰۹ قֽظֽ | Reply
یعنی چه؟ تهدیده؟ :
اعتماد ملی: با اشاره به مخالفتهاي اخير با فعاليتهاي انتخاباتي نظاميان ، ستاد كل نيروهاي مسلح بعد از انتخابات پاسخ ميدهد
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۳۳ قֽظֽ | Reply
بهرام :
امروز صبح خبري در خبرگزاري فارس از آقاي مهندس عبدي ديد كه متاسفانه به عنوان خبر هات نيوز نيز استفاده شده بود!! تيتر خبر متاسفانه يك عبارت تحريف شده از ميان جملات اقاي عبدي در شيراز است كه نوشته "به اخلاق انتخاباتي اعتقادي ندارم" بلافاصله در ليد خبر مي خوانيم كه عبدي گفته كه در موارد به اخلاق انتخاباتي اعتقاد ندارم" و در ادامه اين موضوع را كاملا توضيح داده است. البته از خبرگزاري فارس انتظاري بيش از اين نيست و در اينكه اين خبرگزاري نه به اخلاق در سياست اعتقاد دارد و نه امانت داري در خبر ؛ ترديدي نيست و رفتار ماكياولي اين رسانه ي غيرحرفه اي بر كسي پوشيده نيست! اميدوارم روزي به اين درجه از پيشرفت برسيم كه اخلاق همواره سرلوحه ي هر كارمان باشد حتي اگر بناست در سياست رقيب را به هر قيمتي از صحنه خارج كنيم لااقل اخلاق حرفه اي را در نه سياست كردن بلكه ما روزنامه نگاران در كار حرفه اي خبر نصب العين خود قرار ندهيم و خود را ارزان نفروشيم! اميدوارم كه در آينده نه چندان دور و آن زماني كه بين خود وخدا خلوت مي كنيم از رفتار و عملكرد خود نزد وجدان خودمان شرمنده نشويم! ببخشيد مثل اينكه يه كم احساساتي شدم ! اما بي اخلاقي تومار اعتماد و راست گويي به عنوان يك رفتار و هنجار و ارزش اجتماعي را در اين كشور به هم پيچيده است بايد چه كار كرد؟
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
همه اش هم تقصیر خبرگزاری نیست خبرنگارانش فاقد اخلاق حرفه ای هستند و آموزش ندیده اند. خبرگزاری فارس موافق اصلاح بود اما من چنین درخواستی نکردم.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۳ قֽظֽ | Reply
اکبر :
به نظر من یک مورد دیگر هست که آقای کروبی باید از حالا روی آن نیز متمرکز شوند آنهم تغییر شیوه آموزش و پرورش از حالت سنتی و حفظ محوری به شیوه های مناسب تراست. که متاسفانه اکثر خانواده ها را درگیر حوا شی این شیوه کرده است شاید ربطی نداشته باشد ولی آقای اوباما هم یکی از شعارهایشان بهبود آموزش بود
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این مساله بسیار مهمی است که فکر می کنم در برنامه مربوط به طور دقیق بحث شده است.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۴ بֽظֽ | Reply
حرف مردم :
احمدي نژاد با اشاره به ضعفهاي ليبرال دموكراسي كه در آن با حضور بسته چند حزب، حضور مردم و اخلاق و ارزشهاي انساني نابود ميشود، اظهار داشت: يك خبرنگار سوئيسي به من گفت مردم اروپا از صحبتهاي تو در اين اجلاس ناراحت هستند، به او گفتم مگر شما مردم هستيد بيايد يك انتخابات با آزادي كامل در اروپا برگزار كنيد و ما هم بر آن نظارت كنيم تا ببينيد بيش از 70 درصد مردم اروپا هم طرفدار ما هستند و آن 30 درصد هم تحت فشار هستند، خيالتان راحت باشد ما هم در آمريكا هم طرفدار داريم.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۴۵ بֽظֽ | Reply
نگار :
این انتخابات برای من
فرو ریختن بسیاری از اسطوره هایی را بهمراه داشت که در دوران اصلاحات برای خود ساخته بودم
کرباسچی-عبدی- سروش
نه به این خاطر که از شیخی حمایت می کنند که در گذشته همه را متهم به تندروی می کرد و حالا خود از همه عجیب تر می تازد
آقایان به حمایت از کاندیدای خود بپردازید این گونه تیکه انداختن موجب پایین آمدن اعتبارتان می شود
قبول کنید هواداران شما تنها اینانی که الان به خاطر حمایت از شیخ خاتمی و موسوی را مسخره می کنند نیستند
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۴۶ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
با مخاطب خاص!
از این پنجرۀ چنان فراخ که کلۀ کوچک یک دلقک را هم در قاب خود پذیرفته است- با سپاس از همۀ نظام سیاسی حاکم وبا هر انگیزه ای.-
1- خیلی زود یا زود؛ نام های بقیۀ صاحبان عقول پرورش یافته نیز ثبت خواهد شد درمتن یا هامش اعلامیه یا اطلاعیه ای وقطعاً در هواداری از"مهدی کروبی"!
2- تقاضای دلقکانۀ حقیر از دانه درشت ترین های این لشکراندیشه وهدایت ومرجع این است که "دکتر سروش"ی هم بیایند به قرارگاه ملت "ایران یک گام به پیش". لطفاً
3- ما همه گوش تیز کرده ایم به استدلال های ایرانی نواز: " چرا کروبی؟ "
4- متشکریم. یا...هو
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۲۴ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
بدون مخاطب خاص!
سروران عزیزم؛
یک ماه به روز رأی گیری انتخابات دورۀ دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران باقی مانده است. واینک زمانی برای جنگ های حیدری نعمتی نداریم.در صورت مسأله که کمترین اختلافی نداریم:"ایرانیان واقعه ای سیاسی در زمانه وزمان معین؛ باساختارسیاسی حقوقی وحقیقی مشخص ،جامعه ای با ساختار ناساختاروبازیگرانی- حتی بازیگر دانانی!- معلوم الموضع وتوان وبا سجل معتبر درپیش دارند ."نقطه سر خط!
وما ناراضیان ازآدم تا خاتم سه نحلۀ تکه پاره شده ایم:
1- در خلوت وجلوت: انتخابات ایران فرمایشی ، غیر دموکراتیک، فریب کارانه و هر چه واژۀ منفی دیگر که درفرهنگ های فارسی وصد البته انگلیسی است است! وof cours بعلاوۀ مقدار معتنابهی دشنام خشک وتر ورکیک وتمیز! وچارواداری وانتللکتؤالی و...! به صغیر وکبیر وبی گناه وباگناه وعامی وعالم ودانی وعالی وحقیقی وحقوقی و...بازهم! پس این نمایش مسخرۀ مشروعیت بخش به رژیم آخوندی تحریم باید گردد!- تحریمی ها را شماره یک آوردم که قهر نکنند به بهانۀ کم وزنی تا سر بزنند از منطق بازی-دلقک می گوید بالاخره به طبقه شان هم میخورد شمارۀ یک!
2- در خلوت همان گزارۀ بالا ؛ گیریم کمی پالوده تر. ودر جلوت:آه ،اوه، اخ، تف، وای، اوخ، حسرت، نوستالوژی ؛ ای بابا با این اوضاع کاری نمی شود کرد. نه شرکت کردن فایده دارد ونه تحریم کردن بجایی میرسد. تا همۀ مردم حداقل به اندازۀ"کردان"سواد وفهم وشعور وزرنگی داشته باشند والا به قول دکتر؛ پیروزی قبل از آگاهی فاجعه است.خب آی وای برو عقب! بیا جلو!ببینیم چی می شود باید جلسه بگذاریم؛ وبازهم وبازهم! وبا دوستان-همه در یک اتاق 3در4 نشسته اند- وبه اجماع برسیم. نهایتاً هم فکر می کنیم رأی به مشارکت در انتخابات بدهیم. ولی به چه نامزدی باید اجماع حاصل کنیم. نمی ترسیم هم که دیر بشود چون در اصل بازی بودن این نمایش رژیم که شکی نیست. وتوده ها که از ترس کوپن ودانشگاه و فرزند واداره وعسس و بازپرس و البته حماقت خویش!( پناه بر خدااز این همه عقب ماندگی ذهنی) رأی خواهند داد منتظر ما (مراجع شان) می مانند تا شب آخر می رویم در میادین تجریش وونک وصنعت- نه پایین تر البته- وبه آنها ابلاغ می کنیم که به چه کسی رأی بدهند.
3- در خلوت خروشان ومصمم- البته کمی با تلو تلو- ودر جلوت امیدوار وراه افتاده: ما در یک میدان مشخص ومحدود وبا قواعد نه جندان مورد پسند وتأیید مان به مسابقۀ"آیا می شود کمی آسان تر نفس کشید" فراخوانده شده ایم. ومی رویم تا یک گام از له کردن اجساد خود در فرودگاه دوبی بلکه! فاصله بگیریم؛ ونفس تنگی مان از ماشین وخانه ویخچال وشورت وگندم وجوراب ورایانه وبرنج وروغن ونخ وبنزین و سوزن ودمپایی وگوشی همراه وآدامس و...بشمار تا یوم القیامۀ چینی وهندی وکره ای وعربی وافریقایی وامریکای لاتینی واسترالیایی والبته هنوز هم اروپایی وامریکایی وژاپنی و...را کمی فرصت اکسیژن بدهیم
4- البته که واردات عیبی ندارد فی نفسه اگربازارهای آنان نیز انباشته باشد با صادرات کالاهای با مزیت نسبی ما!- با تعظیم به دکتر موسی عنی نژاد یگانه- پس مردان مجاز مانده در میدان را به صف می کنیم . با لبخند با مهر!هرچه باشد چهار سال به او خواهیم گفت رییس جمهورمان.- من خودم وسازمان ملل واوروپا را می گویم. خب تو حاشا کن!-
5- اکنون ودر بزنگاه انتخاب من هوادار شخصیت تعریف شده ومصمم وسیاستمدار مهدی کروبی هستم –البته که دلقک همۀ ایرانیان - وصلاحیت خودم را برای نماینده خودخوانده بودن خودمان(بخوان توده،گیر افتادگان، بی دست وپایان و...)اعلام می کنم. و از دو گروه 1و2 بالا هم ملتمسانه وبخاطر ایران دعوت می کنم که یک بار هم مثل"نه همیشه" به من وما بگویند که بغیرازشورش وانقلاب وبوق زدن واول باید جامعۀ مدنی پا بگیرد-لابد در خلاء-و جامعۀ بدون حزب نمی شود وهمۀ کتابهای قرون 18و19و20 غرب و...؛ حالا وهمین حالا چه باید کرد؟پیش نهادۀ شما چیست وما گروه سومی ها(طبقه مان یادت نرود) از عمل به پیش نهادۀ شما کدام خیبر را فتح خواهیم کرد! عجیب است که شما مراجع بزرگوار ما مشکل به این سادگی مارا اینقدرباسختی تلفظ می کنید : ما از حکومت هیچ چیز نمی خواهیم جزحکومت! بعبارت رساترما با چه کسی حکومت می کند مشکل نداریم! ما باچه روشی حکومت می شویم مشکل نداریم! ما آزادی نمی خواهیم! ما آبادی نمی خواهیم! مانفت نمی خواهیم!ما صدقه – بخورد توسر زن وبچۀ خودتان-نمی خواهیم! ما نان نمی خواهیم! ما کار نمی خواهیم وهمۀ نمی خواهیم های زادوولد شده در دنیا! را نمی خواهیم؛ما فقط یک نیمچه امنیت فیزیکی می خواهیم ویک امنیت روانی متعارف که معنای تحت اللفظیش می شود:" هر کسی از ظن خود بما گیر ندهد" . بابا فقط به ما گیر ندهید؛ خودمان کار می کنیم، حودمان می کاریم، خودمان تحصیل می کنیم ، خودمان عشق بازی می کنیم و...همۀ کارهایی که همۀ انسان های مثل ما می کنند مثل آب روان در شرق وغرب وشمال وجنوب ومنهای کرۀ شمالی! البته که قبل از هر کار دومی کار اولمان را جدی می گیریم درتولید ثروت وتولید وثروت وتولید وتولید.
6- خب من یک میلیون بار بگویم"حکم حکومتی"طبق قانون از اختیارات رهبر است وکسی نمی تواند مسئولیت سیاسی در نظامی داشته باشد وقانون صریح- نه قابل تفسیر- آن نظام را قبول نداشته باشد. هی به تو می گویم اصلاً من به همین دلیل به مهدی کروبی رأی می دهم- به دلیل "زیرآبی نرفتن" که ادبیات فاخر ودر شأن شمایش می شود"صراحت وجسارت وشفافیت"- سه أمان!- وتو نمی توانی کسی را نشان بدهی که حکم رهبر را اجرا نکرده باشد. بعد هم البته رضا ونارضا می گویی: بله شما حق دارید باید رأی داد. و بازهم دلت آرام نمی گیرد که جمله ات را تمام کنی ومصمم پاشوی وباشی. لذا اضافه می کنی بالاخره این یک" نقطه تاریک" است –وتو توی این زمهریر سفید برف ( سیاهی رنگه عشقه) وبدون عینک آفتابی چه تیز بینی- از چه نگرانی آقا! می ترسی اگر تشکیک نکنی در آخر جمله ات از عداد روشن فکران خط بخوری. یا بدتر می ترسی متهم به" در دامان توده افتادن" بشوی! خب تازه افتاده ای توی دامان مادرت، توی آغوش پدرت؛ مگر بد بود بچه بودی تا کنون ! بعد هم سفارش می دهیم قهوه بیاورند وتو می گویی من می گویم. من می گویم تو می گویی ونوبت را رعایت می کنیم تا بیچاره ملت. می دانی چرا؟ چون من وتودر دموکراسی وحقوق بشرو 150 سال مبارزه وآزادی خواهی"گیرافتاده" ایم وچشمانمان را به دو"گیر افتاده"ی دیگرکور کرده ایم: الف- بخشی ازهیئت حاکمۀ" گیرافتاده" در 1500 سال پیش! وب- بخش انبوهی از هم میهنان" گیر افتاده"در"گیر افتاده"گی بند الف! واصرار داریم که گاو نر را باید دوشید بهر ترفند!
7- من شماره(3)–طبقه ام هم سه است- می گویم :من خیلی خسته ام از پشت در دوزانو نشستن! می خواهم بروم توی اتاق مهدی کروبی تا "یک"پایم را دراز کنم – عمامه اش بیافتد از قولش نمی افتد- تو اما شماره(1)پرخاش می کنی:په هه! زکی! من باید هم پنج دست وپایم را دراز کنم وهم باید مرا باد بزنید! پوف؛ گر گرفتم!در این جاست که شماره(2) به بیدادمان می رسد ومی گوید"خیر الامور اوسطها" دعوا نکنید برادرها؛ نه یک پای شماره سه ونه پنج دست وپای بعلا وۀ دسر number one . به درازای دو پای من صلح کنیم! بعد هم افاضه می فرمایند که از نظر پزشکی چنان است واز جنبۀ فلسفی بهمان وباید دید جامعه شناسی چه می گوید والبته روانشناسی که من مردم شناسی خوانده ام ورفتارشناسی درس می دهم.حالا به دقت به من گوش کنید:ما حدس می زنیم که در اتاق ریاست فلانی جا برای دراز کردن هر دو پا فراهم بشود. البته تاکنون نه خودش حرفی زده وقولی داده ونه حتی سابقه ای در این کار دارد. ما فقط حدس می زنیم که انشاءالله گربه نزاید باران بیاید ومن ورفقا داریم رصد می کنیم و شب انتخابات توی میدان تجریش نتیجه را به شماره سه ابلاغ می کنیم. اگر هم گرفتاری مهمتری داشتیم ونیامدیم حداکثر این است که شمارۀ شماره(3) همان "سه" می ماند! یا...هو
بعد ازتعزیر:
حقوق مادی ومعنوی استفاده از این کامنت را کلاً و جزءً والبته جزاءً واگذار می کنم به مدیر مسئول مؤسسۀ محترم و روزنامۀ وزین کیهان- هر دو- که هر کدام بفراخوروخط مشی خود از آن بهره برداری کنند. به همین دلیل هم بخش های قابل استفاده در جهت ثبت "مزدور صهیونیسم وامریکا وصدالبته استعمار پیر و..."بودن؛ با بخش های قابل استناد درجهت اثبات" مزدور رژیم وخائن به میهن و..."بودن به تفکیک آورده شده است! وتک واژه های متن هم به سهولت قابل استخراج است برای آدرس دادن به "هم"وطن.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۷ بֽظֽ | Reply
حمید :
رکسانا صابری آزاد شد و قدمی در احقاق حقوق بشر در ایران برداشته شد . اما سوال اینست که اگر رکسانا از حمایتهای جامعه و فعالان دموکراسی خواه برخوردار نبود چه بر سرش می آمد؟ امیدوارم با پیروزی جناب کروبی قدمی در جهت تامین حقوق بشر در ایران و برای ایرانیها برداشته شود.
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
متاسفانه بیش از آن که به دلیل فعالیتهای ما آزاد شود به دلیل فشارهای خارجی چنین شده است. و این برای جامعه ما نقطه قوتی نیست. آنان که در پی اداره جهان هستند چنین رفتار ذلیلانه ای دارند.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۷ بֽظֽ | Reply
:
ظاهرا باز تیر گروگان گیری رکسانا صابری به هدف پس گرفتن سرداران دستگیر شده سپاه در اربیل عراق نخورد. اقای عبدی مگر این دستگیر شدگان سپاه در اربیل عراق چقدر برای آمریکا مهمند و یا بهتر است بگویم برای مقامات جمهوری اسلامی ایران مهمند که هنوز که هنوز است با وجود پرداخت بهای سنگین گروگان گیری ملوانهای انگلیسی و گروگان گیری هاله اسفندیاری، عشاء مومنی و دیگران و دیگران نتوانسته اند آنها را آزاد کنند؟
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۵۶ بֽظֽ | Reply
به نقل از پیک نت :
سایت نزدیک به حزب توده
قبل از آوردن نقل قول
شایسته یادآوریست که واقعا اگر کاری منطبق بر خواست مردم و راستی و درستی صورت گیرد کاری منطبق با قانون طبیعت ، می تواند همه را از چپ و راست دور خود جمع کند و امیدوارم شما مشاوران اقای کروبی ، ضمن دیدن نتایج تلاش این چند روزه ی خود بدانید که همیشه نقش مشاوران ، مهمتر از نقش افراد مطرح بوده.... و بدانید که اگر بر راه راست و صراط المستقیم بروید افراد بیشماری را جذب خود خواهید کرد.
فقط ترا خدا
اعتمادهای بدست آورده را مثل دیگران مفت و مجانی برای مردم هدر ندهید.
و اما پوشش خبری پیک نت که بر خلاف نظر قبلی اش که معتقد بود آقای کروبی میخواهد صندلی ریاست جمهوری را از زیر پای موسوی بکشد اینگونه پوشش داده است:
از من نپرسید، از خودتان سئوال کنید
کروبی در دانشگاه کرمانشاه
مچ بسیج احمدی نژاد را گرفت
حجت الاسم مهدی کروبی در سفر انتخاباتی خود به کرمانشاه، در دانشگاه آزاد کرمانشاه حاضر شد تا برای دانشجویان سخنرانی کند و به پرسشهای آنها پاسخ بدهد. در این مراسم دانشجویان بسیجی که یادشان رفته وزیر کشور دولت احمدی نژاد میلیاردر است و وزیر کشور قبلی احمدی نژاد متقلبی بود با دکترای تقلبی و ... در این مراسم سعی کردند با سئوالات تحریک آمیز از کروبی فضای سخنرانی و پرسش و پاسخ را به دست بگیرند.
به همین دلیل کروبی نکات زیر را در پاسخ به این دانشجویان گفت:
شما به من میگویید چون احمدی نژاد ۱۷ میلیون رای آورده، نباید او را نقد کرد، من میگویم پس چرا خاتمی وقتی ۲۲ میلیون رای آورد، این موضوع را عنوان نمیکردید؟ در حالی که همیشه مواضعم را در هر جایگاهی که بوده ام، صریح عنوان کرده ام. ما دولت را نقد میکنیم، آن هم به خاطر عملکردهایش.
آن که میگوید شورای امنیت آنقدر قطعنامه بدهد تا قطعنامه دانش پاره شود. آن که میگویند سازمان مدیریت را منحل کردیم، چون برنامه شهید رجایی بود و بعد همه بگویند که چنین حرفی درست نیست. یا اینکه عنوان میکند، گوجه فرنگی در محله ما ارزانتر است مردم بیایند در محله ما گوجه بخرند. آنکه هر روز میگوید اسامی مفسدین اقتصادی در جیب من است و منتشر نمیکند. آنکه ازسرمایه داران انتقاد میکند، در حالی که سرمایه داران در تیمش هستند.
بیایید بررسی کنید که آیا دولت براثر قدرتمند بودن یا عملکرد خوبش مورد حمایت رهبری است، یا آنکه چون دولت رئیس جمهور است، رهبری از آن حمایت میکند، تا زمین نخورد. اتفاقا من برخلاف شما بارها شنیدهام که رهبری تذکرات تندی به دولت داده است. من شاهد رشد اندیشه متحجر در کشور هستم که قرائت خاصی از اسلام دارد و اسلام عطوفت، برابری، برادری و تحمل را به گونهای تعبیر میکند که موجب گریز مسلمانان میشود. آیا این درست است که برویم و حسینیه دراویش را در قم، اصفهان، بروجرد خراب کنیم؟ آیا این آموزه اسلام است که برویم یک مدرسه زرتشتی را در یکی از روستاهای یزد ببندیم.
من در بحث جمهوریت معتقدم این که امروز میگویند اول باید شورای نگهبان اجازه بدهد و نظارت بدهد و بعد مردم رای بدهند اشتباه است. اول باید مردم انتخاب کنند. دخالتی که شورای نگهبان در اجرای انتخابات میکند، جمهوریت نظام را به خطر انداخته است و امروز مردم هستند که باید با رای خود نشان دهند که با این شیوهها مخالفند.
من زمانی که ماشینهای گشت ارشاد را با شیشههای مشکی برسر چهار راهها میبینم، یاد زمانی میافتم که خود به زندان افتادم. برای همین وزیر کشوری اصلاح طلب و شجاع و خط امامی انتخاب میکنم تا برای امر و نهی کوچک، چشم مردم را کور نکنند و هر روز به پوتین و لباس مردم گیر ندهد.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۰۸ بֽظֽ | Reply
صحیح است صحیح است صحیح است :
رييسجمهور محمود احمدينژاد دوشنبهشب در ديدار با جمعي از دانشجويان دانشگاههاي تهران حرف صحیحی زدند و گفتند:
"" بهترين روش براي رفع تهديد، تحت فشار قراردادن كانون تهديد است""
ضمن موافق بودن کامل با این نظر آقای رئیس جمهور میخواستم بپرسم
آقای مهندس
ما چگونه می توانیم از این روش پیروی عملی کرده و کانون تهدید ِ حقوق مسلم خود را برای رفع تهدید ، تحت فشار قرار دهیم؟
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۳۴ بֽظֽ | Reply
یک لطیفه ی زشت وسه سؤال :
کیهان ، روز اول ثبت نام دواطلبان ریاست جمهوری با تیتر درشت ، صفحه اول: 1000 نفر در روز اول ثبت نام کردند
و حالا
رييس ستاد انتخابات كشور:
ـ صيانت از آرا وظيفه ماست
ـ اسامي هياتهاي اجرايي "درصورت لزوم" مطرح ميشود
ـ 475نفر براي انتخابات رياست جمهوري ثبتنام كردند
آقای عبدی چرا کیهان آن تیتر دروغ را در مورد تعداد ثبت نام کنندگان در صفحه اولش نوشته بود؟
و سؤال دوم
مگر میشود مجری برگزاری انتخابات ، خودش بتواند از صیانت آرا هم حفاظت کند؟ یعنی مگر میشود بازیکن یک تیم داور بازی هم باشد؟
و سؤال سوم
چرا اسامی هیات های اجرایی برگزاری انتخابات باید مخفی باشد؟
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۴۴ بֽظֽ | Reply
محمد نباتي :
ذهنیت بدی ایجاد شده. خیلیها می گویند تکلیف انتخابات معلوم است. نیازی به شرکت و فعالیت و تبلیغات نیست. می گویند احمدی نژاد پیروز است و نشانه ها بر این تحلیل بسیار. من با بدبینی تمام بر این اعتقادم که جناح اصولگرا پس از سالها خون دل خوردن و تحمل دیگران به این راحتی دست از دولت نمی کشد. الان همه جا دست خودشان است و محال است بگذارند آن بی دینها و لیبرالها و دگر اندیشها و چی و چی ها بیایند دوباره سر کار. من به این معتقدم اما از سویی به این هم باور دارم که مردم می توانند کار دیگری را رقم بزنند و بازی آنها را مغلوبه کنند. اگر - با هزار اگر و شرط و التماس معجزه البته - مردم حضور حداکثری داشته باشند و و نیز تمایل خوب و پرشماری به کاندیداهای تغییر داشته باشند و حداقل یکی از این دو نفر آقایان - موسوی یا کروبی - به مرحله دوم بروند شاید بتوان امیدواری به تغییر را ملموس یافت و در دسترس. تبلیغات موسوی هنوز تاثیر باید را نداشته. شعارهایش انتخاباتی نیست. بیچاره نمی خواهد دروغ بگوید یا شعار غیر منطقی بدهد ولی همین شعارها هم می تواند تبدیل به جریان بشود اگر تبلیغاتی های ستادش بدانند با شعاری مثل قانونگرایی و گردش آزاد اطلاعات چگونه باید برخورد انتخاباتی و بهره مندانه کرد. اینجا عرصه انتخابات است و باید تلاش حداکثری در جلب آرای مردم کرد. کروبی اما سیستم ستادی خوبی مهیا کرده. مشاورانش کارکشته انتخابات هستند و روزنامه و سایت و همراهانش شناخته شده اند. بیچاره موسوی تا بخواهد بهزادیان نژاد یا فاتح یا دیگیر را معرفی کند سال دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد در دولت دهم هم تمام شده! بهر روی دوستان خواهان تغییر چه راست و چه چپ باید به صحنه بیایند و نگذارند این بختک ذهنی که همه چیز تمام شده تبدیل به واقعیت شود. تلاش دولت فعلی برای بقا هم ستودنی است. اینها دست ماکیاولی بدبخت را از پشت بسته اندو البته من ماکیاولی را بسیار می ستایم. چرا که او تنها اسمش بد در رفته. بیچاره که نمی خواسته بداخلاقی را توسعه دهد. کارش مثل همین مشاوران سیاسیون و بزرگان است که دروغ نگفته که باید اخلاق مدار باشی. قدرت اخلاق مدار نیست و هر کس بخواهد اخلاق را با قدرت آشتی بدهد حذف می شود. قدرذت ذات پلیدی دارد که فساد آور است و تنها راه جلوگیری از بروز فساد در قدرت ها نظارت مردم و جامعه مدنی است. پس زیاد هم به فکر راست و دروغ نباشید. انتخابات مشی خودش را می طلبد. شعار می خواهد. هیجان آفرینی و موج سازی می خواهد گرچه رعایت نکات اخلاقی و ملاحظات انسانی و دینی لازم است. نکند خدای ناکرده از دیوار مردم بالا برویم و بگوییم انتخابات است. بهتر است در ذهن و دل مردم نفوذ کنیم حالا یا با ساسی مانکن و ستاره های سینما یا با شعارهای نفتی و سفرهای استانی یا با سبز پوشی و مباحث اخلاقی و یا با هجمه یکباره به همه چی که کار ما نیست. آنهایی که بازی باخته را ببرند به بهشت می روند!!!
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۱۸ بֽظֽ | Reply
آرش :
با سلام
آقای عبدی و دوستان، جهت یادآوری موارد زیر تلاشی همه جابنه و سیستماتیک را می طلبد:
1) به صحنه آوردن رای های خاموش ( به گمان من این مورد توسط نامزدها هنوز جدی گرفته نشده)
2) جلوگیری از تقلب در انتخابات و شرکت سازمان یافته نیروهای مسلح و بسیج
3) کارکردن روی فرمول های ممکن که در نهایت تیم میرحسین و تیم آقای کروبی با هم کار کنند.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۶ بֽظֽ | Reply
حامد :
با سلام و تشکر از مطلبتون...
به عنوان یکی از هواداران اصلاحات از شما که فکر میکنم سابقه بیشتری در نوشتن و اندیشیدن دارید میخوام که به مجموعه -روزنامه-اعتماد ملی گوشزد کنید که منصفانه تر بنویسند،نقد کنند و تیتر انتخاب کنند به خصوص در مورد رقیب اصلاح طلب آقای کروبی-میر حسین-...
آقای عبدی شما خوب میدونید که نباید همه تخم مرغ ها رو تو سبد انتخابات چید...
حیفه ژورنالیستی مثل قوچانیه-که علیرغم علاقم بهش- ناگزیرم که بگم روز پس از انتخابات محبوبیت پیشینش رو به هیچ وجه نخواهد داشت.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۳۴ بֽظֽ | Reply
به واقع اين كروبي چه شخصيتي دارد؟! :
ك روز پس از اعلام حمايت عبدالكريم سروش از نامزدي مهدي كروبي ، مشاور شيخ اصلاحات در امور جوانان معتقد است كه "سروش مردي است كه فكر مي كند خيلي مي داند"
به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، محمد زارع فومني در گفت و گويي با روزنامه وطن امروز ارگان نزديك به دولت نهم و رقيب اصلاح طلبان و مهدي كروبي در انتخابات آتي ، همچنين مدعي شده كه اختلافات اصلاح طلبان هر روز شديدتر مي شود و امكان اجماع ميان آنها تقريبا نزديك به صفر است كه با اين وضعيت قطعا آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور خواهد شد.
فومني در اين گفت و گو از ادعاهاي دولتمردان نهم طيف هايي از اصلاح طلبان را همان " نفوذي ها" يا "زعفرانيه نشين" هاي صاحب قدرت و ثروتي مي داند كه توانسته اند در ١٦ سال پس از جنگ قدرت گرفته و با استفاده از رانت هاي مختلف سيطره خود را افزايش دهند و امروز اگر چه قدرت ندارند ولي با استفاده از ثروت هاي جمع آوري كرده آن سال ها براي بازگشت به قدرت برنامه ريزي مي كند
به گفته فومني "مافياي قدرت" و "مافياي ثروت" با كمك يكديگر توانستند منابع كشور را به سمت خود سوق دهند و با تكيه بر ان بيشترين بهره برداري را انجام دهند...اين ها كساني بودند كه در دولت آقايان هاشمي و خاتمي پست داشتند و بعضا پست هاي كليدي را هم اشغال كرده بودند و از تاثيرگذاران جبهه اصلاحات بودند.
مشاور كروبي كه او را پرچمدار اصلاحات مي داند ، سعيد حجاريان را تئوريسين قتل هاي زنجيره اي خوانده است.
. به اعتقاد زارع فومني سروش مردي است كه فكر مي كند خيلي مي داند! اين اظهار نظر يك روز پس از آن مطرح مي شود كه سروش انتخاب خود در انتخابات آتي را مهدي كروبي اعلام كرده و روزنامه اعتمادملي به جهت اين توفيق سوري در صفحه اول خود بر پا داشته است
////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ستاد کروبی در این باره و مردود دانستن این حرفها موضعگیری خواهد کرد.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۴۸ بֽظֽ | Reply
behrouz :
javabe shoma ro be enteghad az pazeereshe hokme hokoomaty motevajeh meeshavam. amma enteghade shadeede aghaye karoubi be tahason dar majles vasam ja nemyofte. che an zaman che ghabl az entekhabat majlese hashtom ke dar keyhan ham montasher shod. be nazaram hameen raftare eeshane ke ma ha ro nesbat be eeshoon bad been karde ke har chee eeshoon meegan be nazare barkhy be moj savary shabeehe. bee adaby nabashe vali hadeaghal vaseye kasany ke be alzeimer mobtala neestan. een commentam vaseye shoma gozashtam chon dar een vaziat alagheyee be tafragheye bee hase nadaram.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من در دفاع یا توجیه موضع آقای کروبی در آن جریان نظری ندارم چون زندان بودم و اطلاع دقیقی هم ندارم اما همان زمان که خبر تحصن را شنیدم با آن مخالفت کردم نه به دلیل این که آن را کاری تند می دانستم بلکه به دلیل این که آن را واجد پیام نمی دانستم آنها باید قبل از مساله رد صلاحیتها و هنگامی که شائبه منافع شخصی در میان نبود چنین اقدامی می کردند ان هم نه نصفه و نیمه و با استعفای چند نفر بلکه کاملا جدی و تمام قد. اما در هر حال کسانی که چنین کردند چرا در آن انتخابات شرکت نکردند اما بدون هیچ توضیحی بلافاصله در انتخابات بعدی حاضر شدند. مساله این است که به نظر شما اگر آقای کروبی به عنوان یک فرد با آن سیاست مخاف بود چه باید می کرد؟ تبعیت؟
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۱۵ بֽظֽ | Reply
محمود :
باسلام وخسته نباشيدبه مهندس عبدي عزيز
شباهت انتخاب هندوانه با انتخاب رييس جمهور
همه ما ايراني ها در انتخاب هندوانه دچار مشكل مي شويم وخيلي كم واتفاقي يك هندوانه خوب برمي داريم اگرچه راه هايي براي انتخاب هندوانه خوب پيشنهادشده از جمله تشخيص از روي صداي حاصل از ضربه زندن به هندوانه كه اگر صدا پر ومحكم داد هندوانه خوب است اما اگر تق وتق كرد خوب نيست ويا فشردن هندوانه بين دو دست اگر فرو رفت وصدايش به گوش رسيد بازهم خوب است ويكي از راه ها هم تشخيص از روي رنگ وبو است كه خاص حرفه اي هاست اما يك روش ديگر كه عاقلانه تر هم هست ومن هميشه آن راه را انتخاب مي كنم خريدهندوانه به شرط چاقو است اگر پول بيشتري مي دهم ديگر اطمينان دارم كه جنس خوب تحويل مي گيريم.انتخابات رياست جمهوري در ايران هم همين حالت را دارد مردم واقعا نمي دانندباچه معياري دست به انتخاب بزنند در دوره هاي گذشته همه معيارها را امتحان كرده اند ونتيجه نگرفته اند وهيچكدام از كانديدها هم ضمانت اجرا نمي دهد كه كار انتخاب را راحتر كند لذا ناچارند با روش اشتباه آزمون وخطا دست به انتخاب بزنند والبته هميشه با هندوان سفيد تلخ بد مزه مواجه مي شوند كه جزهزينه حاصلي به همراه ندارد،كمتر ازيك ماه ديگربه انتخابات رياست جمهوري دهم باقي مانده است وكانديداها اقدام به فروش شعارهاي رنگارنگ وتوخالي به قيمت گزاف عقيده مردم كرده اند والبته هيچكدام در قبال اين شعارها شرط چاقويي قرار نمي دهند كه اگرپاسخو نباشند هزينه اش را متقبل شوند جزيكي از اين كانديدها كه مي شود ازمغازه اش كالاي خريد با كيفيت بهتر والبته سابقه گذشته اش دليل صحت اين مدعاست ،بله مهدي كروبي درقبال شعارهايش ضمانت اجرايي مي دهد والبته با مواضعي كه از او سراغ داريم وقدرت چانه زني بالايش قطعا پاسخگو خواهدبود شعارهاي او به واقعيت نزديكتر وهمچنين اصلاح طلبانه وقابليت اجرا دارند ومي شود به نتايج مثبت آنها اميدواربود چراكه كارشناسانه ويا همان به شرط چاقو هستند،برنامه اقتصادي كروبي كه مهمترين برنامه انتخاباتي اوست توسط دكترنيلي تدوين شده وقطعا نتيجه بخش خواهدبود.لذا من توصيه مي كنم دوستان باديدباز وسنجيدن تمامي جوانب دست به انتخاب بزنند تا يك روزپس از انتخابات پيشمان نشوند كه ديگر سودي نخواهدداشت وزيانش تدوام وضع كنوني خواهدبود.
محمودموسايي
فعال ونويسنده سياسي
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۱۷ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی سلام.
در مورد داستان ویا معمای ملا وپسر وخرش مطلب زیاد میتوان نوشت. اینکه بگوئیم اگر خر دیگری هم داشتند حل مشکل فعلی نیست زیرا فرض مسئله ان است که یک خر است. می توانیم بگوئیم می توان خر نداشت ویا ملا اصلاً پسر نداشت. لذا هر کدام مسئله ای دیگری بود ویا نبود. می توانیم بگوئیم که ضمن انتخاب گزینهای باتوجه به شرایط فعلی در جهت حل مرحله ای وپریودیکی ان فعالیت کنیم . ممکن است ملا فعالیتش ریاد باشد ودر زمان کوتاهی دو پسر داشته باشد. جهت رقع مشکل ضمن در نظر گرفتن وضع موجود وامتدا د وضعیت ان از گذشته به حال واینده راه حل شمن ثابت بودن تر اصول کلی ان باید گونه ای باشد که مورد قبول ومنطقی بنظر اید. اما چگونه؟
شما مطمئناً ریاضی بهتر از من می دانید. در معادلات ریاضی همواره یک جواب برای یک معادله وجود ندارد. برخی اوقات دو یا چهار جواب ویا.. که همه هم صحیح اند وبسته به ان است که معادله در جه چندم باشد میتوان بدست اید. وهرجواب در جای خود صحیح است.
از نظر فیلسوفان جمع ضدین محال است. یعنی برخی صفات را نمی توان جمع کرد. هرکدام را باید جداگانه مورد نظر قرار داد. بعون مثال کار کردن با رفاه در تعارض است. اگر شخصی فعالت زیاد داشته باشد طبعاً کمتر مرفه است چون استراحت ندارد.اگر کار نکند پول ندارد وپول نداشتن به نوعی خود با رفاه مختلف است. همین مشکل نحوه بکار گیری نیروی کار در جوامع یکی از مشکلات اصلی است. اگر کارنکنیم تولیدات نداریم واگر کار کنیم خسته میشویم. لذا مشکل ملا وپسر وخرش را نمی توان در یک پاسخ حل کرد پاسخ های متنوعی مسئله دارد. که باید بصورت پریودیکی وبا توجه به شریط وتوان ملا ووپسرش وخرش بکار گرفت. بعنوان مثال اگر خواستند از رودخانهای رد شوند که نمی توانند پیاده بروند هر دوسوار شوند. پس از رد شده از رودخانه با توجه به خسته شدن خر هر دوپیاده شوند وپس از مدتی هر یک به نوبت با توجه به خستگی هریکی سوار شوند. مشکل در اینجاست که همه در ان واحد پاسخ یکسانی می طلبند که یافت نمی شود. در یک سیستم اجتماعی حل مشکل در یک روش ورفتار نیست.با توجه به خستگی وکشش افراد دست اند کار حل مشکل را در روشهای پریویکی جستجوکرد. که مجموع پریود های مختلف راهگشای مسئله باشد.
اجازه بدهید یک نکته را خلاصه با توجه به کمبود وقتم یکباره بگویم وبرویم در توضیحش.تکنولوژی ومصرف شخصی وخصوصی تولیدات تکنولوژی طبقات ساز است. در صورتیکه مصرف ازاد ومحدود نباشد. چون توان تولید وسرمایه گذاری وکار محدود است. بعبارت ساده تر نمی توان همه مردم جامعه را با توجه به رشد جمعیت در زمان محدود وحتی قابل قبولی صاحب همه چیز کرد. اگر تعداد خانواده های کشور را 12 میلیون خانواده تصور کنیم در مدت 12 سال با تولید یک میلیون در سال میتوان برای انها هر کدام یک اتومبیل ساخت.می دانید تولید یک میلیون اتومبیل برای یک کشور بی اتومبیل وصنعت از ابتدا امکان ندارد. تازه وقتی چند سال گذشت هواپیمای شخصی هم متداول میگردد.پس از گذشت زمانی یک خانواده هم اتومبیل شخصی دارد وهم هواپیما دارد ولی خانواده دیگر فقط اتومبیل شخصی دارد و خانوادهای اصلاً چیزی ندارد.یکی از اشکالات اساسی تولیدات برنامه ریزی شده صنعتی برای مصارف شخصی همین مشکل است که هر انچه دیده مردم به بیند دل یاد میکند و تولید نمی تواند پاسخ گو وصبر مردم هم نمی تواند ایوب گونه باشد. همین مشکل در اتحاد شوروی سابق پیش امد . زمانیکه رفاه افزایش یافت مشکل ساز شد. این مشکل نه در ایران در کشورهای بسیار صنعتی هم نمایان تر است.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۴ بֽظֽ | Reply
ه :
متاسفانه این مثل حتی در بسیاری زمینههای غیر سیاسی از جمله موارد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... هم در کشور ما مصداق دارد!
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۰۷ بֽظֽ | Reply
حبیب ت :
پاراگرافی از نوشتار آقای تقی رحمانی به نقل از ادوار نیوز:
« ... از همين رو بايد از كانديداهاي رياست جمهوري بخواهيم تا بانك مركزي ليست افرادي كه وامهاي توليدي، خدماتي و كشاورزي و صنعتي گرفته اند را به شكل دقيق اعلام كند و مشخص كند كه پروژههاي ادعايي درچه مرحلهاي هستند. اين عمل كوچك اما مهم و قانوني، ميتواند سنت مباركي شود. به اين معني كه بعد از اين وامهاي بزرگ بايد به شكل شفاف در مطبوعات اعلام شود و برنامه اعلام شدهي وام گيرنده، از طريق افكار عمومي قابل پيگيري باشد. در غير اين صورت پول نفت وارد بورسبازي زمين شده يا ناگهان پركشيده و به دُبي ميرود. در اين حالت همواره دست مردم كوتاه است و پول و ثروت در دست عدهاي ميماند. ...»
*********
من هم همیشه گفته ام که بانکه،ا منابع خود را در اختیار از ما بهترانی گذاشته و میگذارند که بازگشت ندارد . آقای کروبی و موسوی باید واقعاً بطور مشخص تعهد کنند که در صورت پیروزی دست به ضد عفونی سیستم بانکی میزنند و همان جور که آقای رحمانی گفته ، لیست وامهای کلان پخش و تا دینار آخر از وام گیراندگان باز پس گرفته شود.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۲۳ بֽظֽ | Reply
پ -ص :
مفاهیمی همچون دمکراسی ،ازادی ،جامعه مدنی و .. وقتی به مطالبات بنیادی تبدیل میشود که از لایه بیرونی اجتماع به درون نفوذ کند از مفهومی غیر قابل ادراک در پوسته خارجی و سطحی اجتماع بدرون و متن رفته و جزیی از متن شده و رفتار مردم را انچنان تحت تاثیر قرار دهد که جزیی از رفتار انها شودو با جوشش از درون و بطن جامعه به مطالبه ای غیر قابل گذشت تبدیل شود این مفاهیم بدلیل اینکه قسمتی از گذشته وسنت ما نیست وبنوعی امری خارجی است تنها در گفتار جا باز کرده و هنوز به رفتار و عملکرد تیدیل نشده یعنی باوری درونی نیست این حقیقت جامعه ماست و البته دلیل مهم ان غریبه بودن انها با گذشته و اداب و سنن ماست بهمین دلیل در لایه های اجتماعی ما رسوخ و پیوند ندارد مفهوم ودرک شده نیست برای انکه این مفاهیم جزیی از حال و نهایتا قسمتی از گذشته اینده ما شود نیاز به زمان داریم اینطور نیست که شعارهای اصلاح طلبانه و مشروطه خواهی در پوسته نازک خارجی منجر به حرکت اجتماعی ای شود که سوال اصلی و بطنی ان این ارزشها باشد لذا توقع از کاندیدا ها برای اجرای انها بدون درک و فهم درونی جامعه چندان معقول نیست من با این عقیده که این ارزشها باید از بالا عملی شوند چندان موافق نیستم زیرا تجربه یکصد ساله نشان داده که اینکار عملی نیست تا این گفتمان در اداب و باور ما رسوخ نکند وجزیی از ان نشود هرگز مظاهر مدرن از امری وارداتی فراتر نمی رود قانون گرایی باید بنحوی جزیی از زندگی و رفتار ما شود تا جامعه مدنی شکل گیرد اما اینکه دست روی دست بگذاریم و کاری انجام ندهیم هم درست نیست باید فضای اندکی بدست اوریم تا از طرق گوناگون این مطالبات را بدرون اجتماع ببریم هنر ، فیلم ، کتاب ،مطبوعات ابزاری مهم برای متفکرانی است که میتوانند افکار اصلاح طلبانه را به بطن جامعه ببرند پرسشهایی که مهم و حیاتی اند و میتواند در دل فرهنگ و رفتار ما رسوخ کند و زایش تحول باشند بهمین دلیل باید از کروبی حمایت کرد تا این فرصت و فضا ایجاد شود گفتمانی فارغ از محاکمه تاریخ و بازیگرانی که هیچکدام بدرک این پدیده ها کمکی نکردند چرخش بدور خود و ابتلا به سرگیجه است بهتر است اگر فرصتی بدست امد هدف اصلی بردن پرسشهایی به درون جامعه باشدکه پاسخ انها همین مطالبات است وقتی مردم بدرکی واقعی برسند که زندگی ورفتار انها بدون این ارزشها ناقص و زیانبار است خود بخود اصلاحات از پایین صورت میگیرد و نیرو یی بزرگ شکل میگیرد که فشار ان هر مانع و سدی را میشکند و قانون گرایی و مشروطه از امری ظاهری به امری درونی و ناگزیر مفهوم میشود
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۲۶ بֽظֽ | Reply
صارمی :
«[.. . با سلام و تحیات خالصانه و اظهار تشكر از اعتمادی كه نسبت به اینجانبان ابراز فرموده اید معروض میدارد، در اجرای فرمان مبارك مورخ 6/2/68 آن حضرت نسبت به اموالی كه در اختیار ولی فقیه است حسب اظهار نظر مطلعین ، پرونده های زیادی در رابطه با موضوع حكم حضرتعالی مربوط به غارتگران بیت المال و وابستگان به رژیم طاغوت در محاكم وجود دارد كه صرف نظر از مشكلات دست و پاگیر رسیدگی عادی به آنها چندین سال به طول می انجامد و این امر موجب اضرار بیت المال وحقوق محرومین و مستضعفین جامعه می شود. علیهذا از محضرتان استدعا میشود در صورت صوابدید جهت پیشرفت امور و ضایع نشدن حق فقرا و مستمندان به مسئولین قضایی مربوطه دستورفرمایید تا بدین پرونده ها خارج از ضوابط دست و پاگیر حاكم بر دادگاهها طبق موازین شرع انور رسیدگی شود و فردی را برای این كار انتخاب نمایند. و از آنجا كه جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای نیری فردی وارسته، قاطع و مورد توجه حضرتعالی است و نیز مورد توجه قضای كشور است برای مسئولیت این امر پیشنهاد میشود. والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته . مهدی كروبی - حسن صانعی ]» صحیفه نور مجموعه پیامها و اطلاعیههای خمینی
سوال من اينست که آيا تحولی در کروبی ايجاد شده که مستحق رای من باشد؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
مقدمه مطلب شما را با اجازه حذف کردم چون ربطی به این نامه ندارد نظر آیت الله منتظری را هم خودشان اعلان می کنند. اما وضعیت اموال آن زمان که پس از انقلاب مشکلات متعددی داشت و سالها طول کشید تا سروسامان حداقلی پیدا کند بر هیچ کس پوشیده نیست و طبعا باید به نحوی سرو سامان می یافت و اتفاقا اشکالات زیادی هم پیدا کرد اما از بلاتکلیفی بهتر بود.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۵۵ بֽظֽ | Reply
hermes :
آقای عبدی گرامی
یک پیشنهاد دارم. شاید ارزش تامل داشته باشد. آیا شایسته نیست موارد عمده هر چهار بیانیه را به شکل تیتروار یا به شکل نموداری خلاصه کرد و ارائه نمود. و این خلاصه یا چکیده نیز در کنار این چهار بیانیه منتشر شود و هم به طور جداگانه. چنین نموداری، برای مثال در مورد دو بیانیه سوم و چهارم، می تواند اصول مغفول مانده را پر رنگ کند و به شکل خلاصه بیان کند. از جنبه تبلیغاتی شاید این کمکی کند به گسترش شعارهای انتخاباتی. بنده در خارج از کشور هستم و به نوبه خود سعی دارم که دوستانم دستکم یک اصلاح طلب را انتخاب کنند. اگر جناب کروبی که چه بهتر. در ضمن نمی دانم شما تا چه حد حاضرید یا به صلاح می دانید یا جائز می دانید که به یک سئوال «جمهوریت» که به نظرم شیطنت انتخاباتی است، توجه نشان دهید وقتی که با زدن عکس افرادی چون شما و کروبی این سئوال را طرح می کند که پس اعضای حزب اعتماد ملی کجا هستند؟ با سپاس از شما.
ببخشید که بی ربط با موضوع بحث شما اظهار نظر می کنم.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اگر دوستان هم با ابتکار خود چنین کارهایی را انجام دهند کاملا استقبال می شود.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۴۱ قֽظֽ | Reply
کامران :
جالب بود. بعضی از این تناقضها به ذهن من هم رسیده بود. برای هر دو نامزد اصلاح طلب آرزوی موفقیت دارم. و یک سوال: به نظر شما آزادی خانم صابری با یادداشت رئیس جمهور سوئیس ارتباط دارد؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به هر چیزی می تواند ارتباط داشته باشد جز به عدالت رفتار کردن.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۴۳ قֽظֽ | Reply
خوبه نماینده ی مردمه! :
"سيدجلال يحيي زاده" عضو کميسيون فرهنگي در گفتوگو با خبرنگار سياسي ايرنا : وعده "تحقق حقوق شهروندي" توهين به امام و نظام است
نماينده تفت و ميبد در مجلس با انتقاد از شعارها و وعده هاي برخي از نامزدها گفت: برخي از اين وعده ها نظير تحقق حقوق شهروندي در صورت پيروزي در انتخابات توهين به امام راحل و دستاوردهاي نظام است.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۶ قֽظֽ | Reply
احسان رمضانیان :
در طول برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران، به گمانم این برای نخستین بار است که کاندیدایی با چنین برنامه های منسجمی وارد کارزار انتخاباتی می شود. برنامه هایی قابل تأمل و عمیق.
این حرکت، قابل تقدیر است و مطمئناً گامی است به جلو .
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۰۶ قֽظֽ | Reply
علی کفایی :
با سلام
پناه بر خدا : حمایت ادوار تحکیم ، نهضت آزادی ، دراویش گنابادی ، دکتر سروش و... حضور جنابعالی و کرباسچی در ستاد انتخابات ... بکار برد ادبیات سوزاننده در پاسخ به فرمانده پاسداران و... بیانیه حقوق شهروندی و...
فقط من نمی فهمم چطور هنوز هم کم و بیش با ایشان مدارا میشود و چگ و دندانهای درندگان به ایشان نرسیده است ؟
برایم سخت باور کنم، ایشان هنوز هم خودی نظام است !
خدا آخر عاقبت آقای کروبی را پس از انتخابات بخیر کند .
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خودی است اگر نبود که تایید صلاحیت نمی شد. اما حمایتها معنای خاص خود را دارد که روشن است اگر این گروهها نامزد خاص خود را داشتند قطعا از او حمایت می کردند و نه از آقای کروبی . اما حالا که ندارند یا باید قید انتخابات را بزنند و به نتیجه غیبت از آن تن دهند یا باید میان موجودین کسی را برگزینند و به تناسب هم در مواضع او موثر شوند و طبعا در این میان کروبی گزینه مناسبتر است. فرض کنید کروبی و موسوی هم نبودند شاید به رضایی و قالیباف هم رضایت می دادند.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۱ قֽظֽ | Reply
امیر ص :
جناب عبدی در پاسخ به حضرتعالی جناب پدرام و اقای حنیف نکته ای را عرض می کنم .
می توانیم فرض کنیم که احیانا 4 کاندیدا تایید صلاحیت می شوند 2 کاندیدا از راست و دو از چپ. اگر رای راست بیشتر از 50 درصد باشد و همه به کاسه رییس فعلی ریخته شود مستقل از اینکه ما به که رای دهیم رییس فعلی ابقا می شود. اگر رای رییس فعلی کمتر از 50 درصد باشد مستقل از اینکه ما به آقای موسوی یا کروبی رای دهیم یکی از آقایان به دور دوم می رود. می توان استدلال کرد که سناریویی که آقایان احمدی نژاد و رضایی اول و دوم شوند ممکن به نظر نمی رسد.
بنابراین از حیث عملی برای رای آوری تبلیغ به ضرر کاندیدای دیگر اصلاح طلب برای اصلاح طلبی تاثیر
منفی نخواهد داشت
رای آقایان موسوی و کروبی تا اندازه زیادی هم پوشانی دارد اگر قرار است فکر کنیم که بدلایلی از جمله نفت و برنامه ریزی دقیق و غیره بهتر است آقای کروبی انتخاب شود و اگر فرض ما این باشد که با توجه به اندیشه های اقتصادی جناب میرحسین انتخاب وی و رییس فعلی انتخاب میان بد و بدتر است. طبعا ترجیح کروبی بر موسوی نتیجه منطقی اش ان است که رای دهندگان به موسوی را باید راضی کرد که به کروبی رای دهند.
در مورد وحدت استراتژیک هم باید در نظر داشت که وحدت باید در اصول باشد نه در طرفداری از افراد. بنابراین مادام که وحدت در اصول اصلاح طلبی حفظ شود انتقاد از آقای موسوی مفید و لازمه منطقی راه انتخاب شده است.
با مهر
امیر
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در این مورد مطالبم را از طریق یادداشت یا مصاحبه خواهم گفت.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۰۶ بֽظֽ | Reply
محمد حسین : در جواب نگار
نگار؛
بهترین کامنتی که در این پست خواندم کامنت تو بود!
گفتی که اسطوره هایت در مقابل چشمت فرو ریختند،پس بزرگترین بهره ات را از انتخابات پیش روی برده ای.چرا که اکنون خودت را می بینی نه آنها را که اسطوره می پنداشتی ، پس آزاد شده ای و رها. بی گمان دنیای آزاد(از اسطوره ها) ، سخت است، تلاش مضاعف می خواهد،آرامش پیشین را در ابتدا ندارد...
اسطوره ها ساختهء ذهند،واقعیت بیرونی ندارند، می دانی که تو خودت داری اسطوره می شوی برای آنها که گمان می کنند باید اسطوره ای داشته باشند.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۱۲ بֽظֽ | Reply
hermes :
آقای عبدی گرامی
اگر نگاهی به سایت هایی مانند «جمهوریت»، «سلام»، «هم میهن»، «سرو»، «نواندیش»، «امروز» و غیره بیندازید، متوجه می شوید که این سایت ها همه در «پیوند»های شان لوگو یا سایت «قلم» یا «کلمه» را زده اند. اما هیچ کدام به سایت انتخاباتی کروبی علامت نداده اند. آیا این عدم همکاری یا کژکاردی آگاهانه است یا ناشی از ندانم کاری؟ اگر قرار است فضای میان دو طیف اصلاحات دوستانه و صمیمانه باشد، که باید باشد چون ما به هر رای حداکثر دو کاندیدا نیاز داریم، آن وقت این برخورد می تواند به کدورت بینجامد و به ضرر هر دو و همه علاقمندان به اصلاحات تمام شود. از منظر رقابت سیاسی نیز اگر نگاه کنیم، شاید از منظر کوتاه مدت به نفع این یا آن گروه باشد اما در درازمدت به ضرر مجموعه است. البته هر سایتی مختار است که کدام لوگو را بزند اما فکر کنم بشود این مسائل را در حین یک کارگروه مشترک میان دو طیف حل کرد. درنهایت، این موارد هم نشان می دهد که از لحاظ اینترنتی حضور و نمود ستاد آقای کروبی ضعیف است. با سپاس
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
خوب هر کس رویه ای دارد می توانید روزنامه اندیشه نو را با اعتماد ملی از حیث خبر رسانی در باره دو نامزد مقایسه کنید تا این تفاوت روشنتر شود.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۱۹ بֽظֽ | Reply
هموطن :
سلام
متاسفانه مردم ما گاهی در شرایط خلا تصمیم گیری میکنند. ایا تابحال از خود پرسیده اید چرا وقتی مصدق را کنار زدند مردم کاری نکردند. چون مردم ظاهر را می بینند و سوار موج میشوند. فیلم اخراجیا را ببین!!!!
واضحتر بگم آستانه و ملاک تصمیم گیری مردم احساسی هست. مهم اینه که دست رو نبض مردم بذاری .
اینکه خیلی موارد همین ملت اشتباه کرده اند و تصمیم درستی نگرفته اند. شاید نشود گفت اشتباه از ملت هست. اما من شاید اینطور بگم تاریخ ایران نشون میده رای مردم ارزش نداره اگه ارزش داشت رای گیرنده به این رای احترام میذاشت. چون برای این کار تمرینی وجود ندارد... چطور ملت باید بفهمن رایشون مهم هست... در حالیکه هر دوره کلی شعار داده میشه...
البته من از یک حرف کروبی خوشم اومد که گفته اگه جایی نتونستم کاری کنم به مردم میگم. باور کن این حرف قشنگی هست. حتی مصدق و امیرکبیر هم چنین کاری نکردند. اما مواظب باشیم که این بهونه ای نشه که همه چیز را توجیه کنیم. مثل اقای خاتمی که میگه هر 9 روز یک مساله برایم درست میکردند. خوب عزیز دل مردم ، قرار نبود که رئیس جمهور سوئیس بشی قرار بود رئیس جمهور ایران بشی با مختصات و شرایط خاص خودش.. از این حرفش خیلی ناراحت شدم. برای مردمی دلم میسوخت که با هزار و یک ارزو بهش رای دادند.. چه قد ملت دعا کردند.. بعد اخرش بگی که نذاشتند.... اخه اینم شد جواب..
یا اون اخرش که یکی از نزدیکاش میگفته دوس داشت زودتر این دوره تموم بشه بره سراغ گفتگوی تمدنها. چه تضمینی هست همین اتفاق برای گفتگوی اتفاق نیفته که افتاده...
سروش قصه چاه کنی و انتخابات را بطور قشنگی بیان کرده که بی ارتباط با اصلاح طلبان نیست. آسیب شناسی اصلاحات در همین حرف سروش هست و بس...
نظریات شما برایم جالب هست چرا؟
چون هنوز تو بطن جامعه هستین و این یک موفقیت هست اما متاسفانه خیلی ها تو بطن جامعه نیستن وفقط حرفاشون تو جامعه هست در صورتیکه تعلقاتشون ورای مردم و جامعه می باشد. با اقای کروبی موافقم . اما نمیدونم چرا دیر فهمیدم اما میدونم دلیلش این بود به صورت هیستریکالی هیچ وقت به انتخابات نگاه نکرده بودم. برای اتخاذ یک تصمیم درست و اصولی باید سابقه یک موضوع را مطالعه کنی و بعد تصمیم بگیری. من فکر میکنم چون تو این دوساله به دقت به این موضوع فکر کردم تصمیم درستی گرفته ام. این در حالیست که 90 درصد مردم این کار رو نمیکنند و با حرف یا جمله ای رایشان سیاه یا سفید میشه.
اقای کروبی می تواند یک شخص عمل گرا باشد شما وقتی به سابقه ایشان نگاه کنید میتوانید عملکرد ایشان را در تمامی سطوح کلان(رئیس مجلس، بنیاد شهید ، حج و زیارت) و سطوح خرد( پیگیری مشکلات مردم ، زندانیان، از همه مهمتر واقع شدن در بطن یک حزب به عنوان شاخصی از طبقات مختلف و اقشار جامعه). همه این مسائل باعث میشه عمکرد ایشان شفاف باشه.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۲۸ بֽظֽ | Reply
بی خیال حرف مردم :
افزايش حقوق امسال فرهنگيان در اين ماه انجام ميشود
خبرگزاري فارس: وزير آموزش و پرورش با بيان اينكه افزايش حقوق امسال فرهنگيان در اين ماه انجام ميشود، گفت: بعد از صدور احكام افزايش حقوق فرهنگيان، معوقههاي حقوق امسال آنها نيز پرداخت ميشود.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۲۸ بֽظֽ | Reply
ميثم :
سلام آقاي عبدي
مدتها بود كه ايدهاي در ذهن داشتم و به نظر خودم تحقق آن براي كشور ضروري ميباشد.
ريشهي اين ايده به خبري بر ميگردد كه مدتي پيش از صدا و سيما پخش شد.
گويا رئيس نهضت سواد آموزي اعلام كرده بود كه اين سازمان بيسوادي را ريشه كن كرده است، خبرنگار هم به يكي از روستاهاي تابعه استان قزوين يا زنجان رفته بود و روستاييان بي سواد كه كمتر از سي سال داشتند مصاحبه مي كرد كه متاسفانه بيسواد بودند يعني خواندن و نوشتن نمي دانستند.
علاوه بر كذب بودن ادعاي آن آقاي رئيس موضوع ديگري كه طنز قضيه بود و از قضا اهميت مضاعفي نيز دارد اين است كه سازمان نهضت سوادآموزي براي رفع بيسوادي افرادي كه به دليل اهمال حكومت پيشين بيسواد مانده بودند ايجاد شد اما هم اكنون با بيسواداني داريم كه بعد از انقلاب متولد شده اند و سازمان سوادآموزي قصد باسواد كردن آن ها را دارد.
اين مصداق برخورد نكردن ريشهاي با موضوعات است بر اساس اينگونه برخورد سازمان سوادآموزي تا ابدالدهر پروژه براي تعريف كردن دارد چون با ريشه ي موضوع بر خورد نمي شود.
تازه خبر پخش شده مربوط به روستايي در 200 يا 300 كيلومتري پايتخت ايران بود واضح است كه اگر دورتر شويم به ميزان همان دوري بيسوادي نمايان تر هم مي شود.
آقاي عبدي روزي در زمان دانشجويي ترك موتور يكي از دوستان بودم كه حوالي مجلس فعلي موتورمان پنچر شد و براي پنچر گيري به يكي از مغازههاي تعمير موتورسيكلت رو بروي مجلس مراجعه كرديم. نمي دانم آيا مكانيكي ها هنوز روبروي مجلس فعال هستند يا جمعشان كرده اند. آقاي عبدي موضوع خیلي دردناك بود نوجواني 13 يا 14 ساله مشغول رفع پنچري ما شد ما كه متعجب شده بوديم از او پرسيديم و او گفت كه ترك تحصيل كرده كه كار كند همان موقع آقاي حداد عادل با تيم حفاظت و اسكورت از روبروي ما رد شدند. دوست من گفت اين آقا از 100 متري مجلس خبر ندارد چه برسد به كل كشور.
بگذريم.
آقاي عبدي به نظرم مي رسد مناسب است كه آقاي كروبي شعاري مبني بر ايجاد «نظام تامين اجتماعي ايرانيان» را بدهد و طرحي بر اساس آن تنظيم شود.
در مرحله اول اين نظام جامع، طرحي تعريف شود كه بر اساس آن نام هر كودك داراي مليت ايراني به محض تولد در پايگاه دادهاي يكپارچه و متمركز ثبت شود و داراي فايل مخصوص به خود شود و از طريق ايجاد مكانيزمهايي در هر منطقه مثلا خانهي بهداشت روند بهداشتي و درماني آن كودك مانيتور شود و در آن نرم افزار جامع زمانهاي زدن واكسن كودك براي مثال مشخص شود و فردي يا نهادي در هر منطقه مسئول چك كردن موضوع شود كه آيا در تاريخ مقرر كودك واكسن دريافت كرده يا نه. به همين ترتيب مي توان فرآيند آموزشي و حتي تغذيه اي كودك را هم كنترل كرد. در مراحل بعدي ميتوان ساير افراد كشور را به مرور در اين طرح كنجاند.
در اين صورت به محض اينكه كودك يا نوجواني براي سال تحصيلي جديد ثبت نام نكرد مي توان از طريق اين ديتا بيس متوجه شئ و به نوعي جلوي ترك تحصيل وي را گرفت.
طراحي و پياده سازي اين ديتا بيس قطعا از طرح كارت هوشمند سوخت سخت تر و پيچيده تر نخواهد بود ضمن اينكه مزايا و منافع بيشماري براي كشور دارد.
از طرف ديگر قابليت جلب آرا را هم دارد.
آقاي عبدي من خودم پاورپوين مختصري در اين زمينه تهيه كردم. اگه صلاح بدانيد ميتوان برايتان اي ميل كنم. اگر هم بخواهيد مي توانم طي هفته آينده يك روزي در ستاد آقاي كروبي برايتان ارائه كنم. البته جاي ستاد رو هم بلد نيستم.
به هر حال اگر موافق هستيد يه ايميلي به من بدهيد برايتان مي فرستم. البته شما يكبار براي من ميل زده ايد اما ميل شما را نيافتم.
با تشكر
ميثم
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
به این کار می گویند مشارکت جویی و حضور انتخاباتی. اما متن را از طریق قسمت تماس سایت که ایمیل من است ارسال کنید به شما پاسخ خواهم داد.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۰۰ بֽظֽ | Reply
امید- به سارا :
حتی وقتی در اسلام میخواهند دست دزدی را قطع کنند آنقدر باید شرایط در نظر بگیرند که عملا دست دزد قطع نخواهد شد. در مورد این گفته سارا نیز متاسفانه حداقل شرایط هم در نظر گرفته نشده و نمیدانم چرا برخی اینقدر دوست دارند خود را تافته ی جدا بافته تلقی کرده و اینکونه بی رحمانه به مردم توهین کنند
سارا نوشته
سارا : امام علی میفرمایند مردم هر زمان لیاقت حکومت همان زمان رو دارند .....
خانم سارا
خلایق هر چه لایق مال وقتی است که مردم آزاد باشند. مال وقتی که بتوانند آزادانه رهبران و مسؤلان خود را انتخاب کنند و واقعا در ساختن کشور خود نقش داشته باشند... نه مال وقتی که دهان مردم دوخته شده ، یک رسانه مستقل ندارند.... و دستهایشان را بسته و پاهایشان را قطع کرده اند.
نه خیر خانم سارا .
مردم این زمان همانند خلایق زمان شاه لیاقت بیشتری دارند...بقول محمد تقی بهار : کجا پرد مرغ؟ که پر ندارد؟
خبر ندارم من از دل خود!!
دل من از من ، عزیزم خبر ندارد
کجا رود دل؟ که دلبرش نیست؟
زمن نگارم
خانم سارا
خبر ندارد. به حال زارم (عزیزم) نظر ندارد. همه سیاهی( عزیزم) همه تباهی ....که آه و زاری اثر ندارد. جز انتظار و جز استقامت ، وطن علاج ، دگر ندارد.... و خلص کلام خانم سارا که به من نوعی توهین کرده و غیر مسؤلانه نوشته اید خلایق هر چه لایق
ز هر دو سر بر سرش بکوبند
کسی که تیغ ِ دو سر ندارد
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۰۷ بֽظֽ | Reply
:
آقای کروبی هم یک انسان است مثل همه دارای نقاط ضعف و قوت
این ماییم که به کمک هم می توانیم در کنار هم نقش در ساختن فردا و آینده ی خود بگیریم
من چون به انصاف و عدالت آقای کرباسچی و آقای عبدی و نجفی اعتماد دارم از ایشان حمایت میکنم.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۲۹ بֽظֽ | Reply
علی :
تقریبا تموم دوستای من که میخوان به آقای میرحسین رای بدهند (که البته هر روز از تعدادشون کم میشه) دلیلشون اینه که شانس رأی آقای کروبی کم تره و با رأی دادن به آقای میرحسین که شانس رأیش بیشتره جلوی احمدینژاد گرفته میشه. یعنی آقای میرحسین، خودش و برنامه هاش هیچ جذابیّتی براشون نداشته. به نظر من مصاحبهٔ آقای کروبی که رای ۱۷ میلیونی دکتر معین تو نظرسنجی های ۴ سال پیش رو یادآوری کرد جواب خوبی برای این دسته از افراده. البته من فکر میکنم تا روز انتخابات یکی از مهمترین وظایف ستاد آقای کروبی مقابله با این پیشداوری و تفکره که رأی آقای میرحسین بیشتره. چون وقتی که این تفکر رو کنار نفرت مردم از احمدینژاد بگذاریم، اون وقت دیگه جداً شانس رأی آقای میرحسین بالا میره.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۴۵ بֽظֽ | Reply
امید به Dalghak.Irani : :
هی ، من هرگز به نفع کسی رای نداده ام ، من همیشه علیه کسی رای داده ام حتی در مورد رفراندم جمهوری اسلامی من بر علیه نظام شاهنشاهی رای دادم و نه به نفع جمهوری اسلامی که بسته ای نامشخص بود.
با سلام به این دوست ِ مجازی ندیده و نشناخته ی زمان انتخاباتی خود
چون قبل از این دوره ی جدید چاپ نظرات خوانندگان -در این سایت - افتخار خواندن نظراتش را من نداشتم
راسیتاتش خیلی سعی کرده ام متوجه کامنت های تو بشوم ولی تا حالا که نتوانسته ام ... زبانش برای من انگار بیگانه است.... یا من هنوز نتوانسته ام موج دریافت خود را با موج فرستنده تو سینک کنم ... تلاش میکنم .... تو نیز .... به همین دلیل اعتراف میکنم تقریبا تا بحال هیچ چیز از اینهمه کامنت تو دستگیرم نشده... کاش این دلقلک ایرانی لااقل رحمی به سلولهای فرسوده مغز ما میکرد تا خدای نکرده این آخر کاری!
موتور نسوزانیم ....
به هر حال دیدم این دوست چند بار در کامنتها از امید صحبت کرده از جمله در اینجا:" برای ایران- دلقک البته انگیزۀ مجوز یک سیرک دایم در تهران را هم دارد برای لبخند بچه ها- آدم های نگران بهتر است نگرانی اجماع واغمایشان را ببرند در بورس مردد ها سرمایه گذاری کنند: مهدی کروبی شماره یک آمده؛ شماره یک ادامه داده؛ شماره یک می ماند وشماره یک انتخاب می شود انشاءالله. او اگر نباشد ما هم نیستیم! ما که رأی مان را برای شکست رقیب تیز نکرده ایم! ما رأی مان را برای پیروزی نامزدمان( مهدی کروبی) به میدان فرا خوانده ایم؛ افتاد؟×! و امید قبول می کند! یا...هو"(پایان نقل قول)
که نمیدانم منظورش امید ضد ناامیدیست یا منظورش من است که باز چیزی متوجه نشدم
و یا در اینجا: - واز "امید" خواهش کنیم که بجای ما هم کامنت بگذارد که: انتخاب دهم ما "مهدی کروبی" است نه یک کلمه کم ونه یک کلمه بیش. (پایان نقل قول)
والله اولا از این ترکیب " نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش" ِ شما که تقلیدی بود اصلا خوشم نیامد. به نظر من همه چیز در این دنیا - مخصوصا انتخابها- نسبی است و چیزی در این دنیا مطلق نداریم جز خدا که مطلق است و ابدی و ازلی .
دوما ما همه مایلیم به بهترین شخص رای دهیم ولی موضوع اینجاست که او هرگز جزو نامزدها نیست. سوما من بجای خودم کامنت بگذارم باید کلاهم را بندازم بالا .شصت سال خاموشی میدانید چه انفجار کامنتی را ( اگر کنترل نکنم) ایجاد خواهد کرد حالا ضربدر موکلان خاموشم نیز اگر بکنید که امکان دفاع از خود را ندارد آنوقت با کمال شرمندگی باید بگویم آدم زنده وصی و وکیل نمیخواهد.چهارما. اطاعت من نیز چشم ... آقایان و خانمها و جوانانی که دلسوز آینده خود ، خانواده ، محله ، شهر ، کشور، منطقه ، آسیا ، جهان ... هستی تاریخ و انسان هستید . زمان انتخاب دشوار شما فرا رسیده بجنبید که در گوشه نسشتن درمان نشود درد ووو بدانید که اگر منتظر نشسته اید تا فرصت ایده آل شما پیش بیاید تا آخر عمر ممکن است تماشاچی بمانید مثل من.
امیدورام که قبول افتاده باشد
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۵۸ بֽظֽ | Reply
:
عبدی:
ستاد کروبی در این باره و مردود دانستن این حرفها موضعگیری خواهد کرد.
با سلام
كروبي ابتدا به زير پا گذاشتن حقوق قانونگذاري ملت پاسخ دهد كه زير پا لهش كرد بعدا ستادش بيانيه بدهد
كروبي بايد حيا كنه دست از سر كلمه اصلاحات برداره همين
بايد بگه كه اصلاحطلب نيست
بلكه هر هري مذهبه
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۰۲ بֽظֽ | Reply
محمدحسین :
این کامنت را برای "نگار" می نویسم که از اسطوره هایش رنجیده است.
می نویسم تا نشان دهم سیاست چه بازی بی رحمی است.چگونه به داو قمار می ماند که چهار نفر دور آن نشسته اند و عده ای پشت دست هر یک از این چهار نفر ، همه به آن قدرتی می اندیشند که در میانه است . برسرش قمار می زنند تا ببرند.
نگار گرامی؛
از شما خواهش می کنم مثل من، آنهایی را نگاه کن که پشتِ دست نشسته اند.ممکن است یکی در پشتِ دستش زور و تهدید باشد، دیگری هوش و تدبیر، یکی رؤیا و نوستالژی و یکی نیرنگ و خدعه وخیانت. شاید همه مثل هم باشند یا نباشند.از من نخواه که بگویم پشت دست هر کس چه کسانی نشسته اند اما برایت یک تحلیل را انتخاب می کنم تا بدانی میرحسین موسوی که محبوب تو و من و بسیاری از ایرانیان است خود را به میانهء چه مهلکه ای انداخته است و تا بدانی که این طبیعت بازی است و موسوی عزیز و محبوب ما چگونه ناچار است تا تـَهِ آنرا برود و هم آنهایی که پیرامونش را گرفته اند چاره ای ندارند جز آنکه اینگونه بازی کنند.
نگار محترم؛
من تو را نمی شناسم، سن و سالت را نمی دانم و نمی دانم چقدر تجربهء سیاسی داری اما از من بپذیر که بازی سیاست بی رحمتر از آن چیزیست که به مخیله آدمی می رسد! تا شلاقهای تند و داغش بر گرده ات ننشستـه باشد(که خــدا کند هیچگاه ننشـیند) حقیقتآ نخواهی دانست، سیاست چیست!
یک نمونه برایت می آورم؛
روز گذشته آقای علوی تبار در حزب مشارکت تحلیلی ارائه داده و ضمن آن از کاندیداتوری آقای مهندس موسوی حمایت نموده است،چند پاراگراف از تحلیل آقای علوی تبار را انتخاب کرده ام لطفآ بخوانید:(منبع سایت نوروز نیوز-ارگان حزب مشارکت)
..........................
1-
علويتبار افزود: اكنون ما مشكلات فراواني داريم و بايد به دنبال نيرويي بگرديم كه متفاوت از نيرويي باشد كه در يك مقطع خاص به دنبال آن بوديم چرا كه ديگر با يك نيروي اقتدارگراي محض مواجه نيستيم كه در برابر آن تنها بر دموكراسي خواهي تكيه كنيم.
2-
ويژگيهايي كه من عرض كردم در مهندس موسوي هست؛ گرچه ممكن است ايشان سقف خواستههاي ما نباشد، ولي خروج از وضعيت فعلي با انتخاب ايشان ميسر ميشود.
3-
نظامي گري غولي است است كه وقتي از چراغ بيرون آمد سخت است كه به چراغ برش گرداند. ما فردي را مي خواهيم كه بدون اتهام مخالفت با قدرت نظامي يا نظاميان، نظامي گري را كنترل كند.
4-
ما به سمتي ميرويم كه عرصهي سياسي كشور عرصه رفتارهاي غير قابل پيشبيني شده و اگر اين روند ادامه پيدا كند، اين مساله فزاينده ميشود و به يك نقطهي غيرقابل كنترل ميرسد " و همان تعبير هميشگي خود را به كار برد كه "در ايران سياست ورزي اصلاح طلبانه شبيه بازي شطرنج با گوريل است."
..............................................
در پارگراف 1تا 3 نشان می دهد که آقای علوی تبار جزو یک "ما"یی هست که ظاهرآ من نمی دانم چیست! آن "ما" به دنبال یک ابزار و یا به قول خودشان یک نیرویی می گردند که گرچه با آن "ما" یکی نیست اما می شود ازآن استفاده کرد، می گوید که قبلآ هم دنبال همچین چیزی بوده اند (دموکراسی خواهی-شعار دکتر معین در دوهء قبل)اما آن برای شرایط الآن مناسب نیست. بنابراین به نظر می رسد استفاده از ابزارها نزد آن"ما"یک رویه است برای افزایش نیرو، همانگونه که مثلآ از یک اهرم استفاده می شود تا نیروی آدمی برای انتقال یک جسم افزایش یابد.سیاست جابجایی قدرت هم دنبال چنین ابزارها و اهرمهایی می گردد، در همه جا همین قانون حاکم است.
اما این "ما" چه می خواهد؟ در پاراگراف 4 می گوید که می خواهد بازی متعادل شود یعنی گوریل حذف شود!
حال گوریل حذف شد، آن نیرو یا ابزاری که گوریل را حذف کرده چه می شود؟ "ما" تکلیفش را با آن اهرم چه می کند؟در انسانی ترین شکل با او بازی شطرنج بدون گوریل می شود مگر آنکه او در طول مدت مبارزه در همان "ما" مضمحل شده باشد ، اما در واقعی ترین شکل چون آن نیرو-یا همان اهرم- یک قدرت غیر عادی داشته یا یک شیء بی جان است پس باید با او هم خارج از قاعده بازی کرد و یا دورش انداخت . در اشکال دیگر ،جور دیگر، که خودتان می توانید حدس بزنید.
نگار بزرگوار؛
سروش در اواخر دههء 60 "فربه تر از ایدئولوژی" را منتشر کرد و نشان داد که یک ایدئولوژی تا چه حد می تواند بی رحم و شاید حتی غیر اخلاقی و خطرناک باشد، آنچه در پاراگرافهای فوق برایت آوردم ، رگه های پنهان یک ایدئولوژی حزبی است و خدا می داند که منتهای این ایدئولوژیها از کجا سر در می آورد.
در آمریکا هم پس از مدتی کندی ترور می شود، برای کلینتون رسوایی به بار می آورند و اوباما هم با پذیرش همین قاعده وارد بازی شده است! پس من هیچکس را تخطئه نمی کنم که چرا اینگونه بازی می کند.این یک نوع بازی در سیاست است و در ایران ما -ناگفته نماند- که ورژن استالینیستی هم با آن هیبریده شده است!(آنکه گوریل را می بیند متأسفانه خودش را نمی بیند).
به نظر می رسد آقای موسوی به خوبی از آن مطلع باشد ، نشان به آن نشان که روز ثبت نام گفت:"مستقل آمده ام"! اما این جمله حرز جواد نیست که او را از اقتضائات میدانی که واردش شده مصون بدارد.
منظور من از این مثال چه بود؟ همان اسطوره هایت که از آنها رنجیده ای به هزار دلیل خیر خواهترند برای مهندس موسوی تا کسانی که دربارهء او رسمآ اینگونه تحلیل خود را منتشر می کنند.
کاش فرصتی پیش آید تا نشان دهم این سبک تحلیلی (این نگاه ابزاریِ هیبریده)چگونه استخوانهای اصلاحات را در هم خورد کرد تا آنگاه بدانی که همین سه اسطوره ات که اکنون از آنها رنجیده ای دارند چه خدمت بزرگی را برای این مملکت به ارمغان می آورند،خدمتی مبتنی بر دانش و دریافتهای شخصی و صادقانه و پاکی که در تبعید و زندان و ستم صیقل خورده و نابتر شده است.
"منم این گیاه تنها
به گلی امید بسته.
همه شاخه ها شکسته.
به امیدها نشستیم و به یادها شکفتیم.
در ِ آن سیاه منزل،
به هزار وعده ماندیم
به هزار فریب خفتیم...."(م.آزاد)
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۰۳ بֽظֽ | Reply
:
گفته شده تخريب انتخاباتي نقشه دشمن است
میخواستم بدانم تخریب کشور نقشه کیست؟
تخریب اخلاق جامعه توسط رواج دروغ و تقلب با نام زرنگی نقشه کیست؟
تخریب اقتصاد و رواج گدا پروری نقشه ی کدام دشمن است؟
تخریب هویت ایرانی و اقتدار ایرانی نقشه کیست؟
.....
میخواستم بدانم اگر بناست کسی کار دولت را نقد نکند و بر همه تصمیم گیریها و تخریب هایش صحه بگذارد پس چه لزومی دارد که انتخابات مجدد و رای گیری صورت بگیرد؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۰ بֽظֽ | Reply
ایرنا خبر میدهد :
اختصاصي/
دستور رهبري براي پخش اذان اهل سنت ازسيماي کردستان درنگاه کارشناسان
رهبر معظم انقلاب ظهر روز چهارشنبه و در اولين روز از سفر خود به کردستان، سيماي مرکز سنندج را موظف کردند تا از اين پس اذان را بر اساس فقه جعفري و فقه شافعي به صورت جداگانه پخش کند. اين اقدام با استقبال وسيع مردم و روحانيون کردستان مواجه شد.
آقای عبدی
یعنی در این سی سال اهل سنت حق پخش اذان خود را نداشته اند؟
بنظر شما دلیل این آزاد کردن قطره ای فقط اذان اهل سنت در این زمان چیست؟
. آیا این یعنی احترام قطره چکانی به باورهای اهل سنت؟ با این حساب چند سال دیگر طول خواهد کشید تا این مسلمانان اهل سنت بر اثر مبارزه و تلاش و زندان و ....بتوانند ا یک مسجد در تهران داشته باشند؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جز این که سرافکنده باشیم که پس از سه دهه در این حد استیفای خواست مردمی را کرده ایم که شهروند این کشورند کار دیگری نمی توان کرد.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۹ بֽظֽ | Reply
:
رييسجمهور:
بگويند كدام تصميم دولت غيركارشناسي بوده؟
سكوت دولت در برابر تخريبها دليل پاسخنداشتن نيست
دكتر محمود احمدينژاد گفت كه دولت مسير عادي انجام كارهايش را پيگيري ميكند و وقت خود را صرف مسائل انتخاباتي نميكند.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۱ بֽظֽ | Reply
وقتی حتی حق استعفا نداری :
رئيس كل بانك مركزي كه ظهر دیروزخبر استعفاياش را به خبرگزاريايلنا داده بود، پس از مطرح شدن تكذيبيه خبر توسط صداوسيما و ديگررسانههاي حامي دولت به ايلنا گفتهاست:مصاحبه من با خبرگزاري دولت دروغ است و من مصاحبه نكردهام.
محمود بهمنی، در گفت وگو با خبرنگار ايلنا گفته است: از دولت زنگ زدن گفتن تو ساکت باش، خودمون یه خبر به نقل از تو به رسانه ها مي دهيم.
به گزارش خبرنگار سلام، خبرگزاري ايرنا و رسانه ملي به نقل از رئيس كل بانك مركزي خبري را خوانده اند كه بر مبناي آن وي خبر برخي رسانه ها مبني بر استعفا از سمت خود را تکذيب کرده و گفته است: "اينجانب با قوت به انجام وظيفه در دولت خدمتگزار مشغول هستم و انتشار چنين خبرهاي کذب و ناموثقي را در آستانه انتخابات رياست جمهوري در راستاي سناريوهاي تخريبي برخي جريان هاي سياسي مي دانم."
اين درحالي است كه افرادي كه با بهمني آشنا هستند مي دانند كه ادبيات گفتاري بهمني با اين نوع سخن گفتن بسيار تفاوت دارد.
اگرچه هنوز رییس جمهوری با استعفای محمود بهمنی موافقت نکرده است اما بعید به نظر میرسد که در آستانه انتخابات این تغییر و تحول صورت پذیرد؛ مگر آنکه از نیروهای بالقوهای همچون صمصامی و داوودی در بانک مرکزی استفاده شود.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۶ بֽظֽ | Reply
وکیل صابری یا وکیل قوه قضاییه؟ :
۱۴:۳۱وکیل صابری: رکسانا به اطلاعاتی طبقهبندی شده دست یافته بود
خارجی آرشيو خبر سياسی چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت
آفتاب: یک از وکلای رکسانا صابری، روزنامهنگار 32 ساله ایرانی – آمریکایی که این هفته از زندان اوین در تهران آزاد شد، روز چهارشنبه اعلام کرد که اتهامات جاسوسی زمانی علیه صابری مطرح شدند که او به اطلاعاتی طبقه بندی شده در مورد جنگ آمریکا در عراق دست پیدا کرد.
«صالح نیکبخت»، وکیل رکسانا صابری گفت: «رکسانا به گزارشی در مورد حمله آمریکا به عراق که توسط مرکز مطالعات استراتژیک ایران تهیه شده بود، دست پیدا کرده بود.
آقای عبدی شما در این مرکز مطالعات استراتژیک کار کرده اید . این گفته ی امروز وکیل خانم صابری ، آنهم بعد از آزادی ، آنهم وقتی این وکیلان هیچ خبری را در مورد دادگاه و دفاعیات و دلیل محاکمه پشت درهای بسته بیان نکرده اند چیست که امروز این ادعا را در رسانه ها مطرح کرده اند؟ و در آخر این اطلاعاتی که مربوط به حمله ی آمریکا به عراق بوده چه ربطی به ایران داشته که اتهام جاسوسی در موردآن مطرح شده؟
با این حساب فکر نمی کنید هر خبر رسانی را در ایران بتوان همین گونه اتهام جاسوسی زد؟
حالا این سند چی بوده که مردم نباید از آن مطلع باشند؟ و چرا خود آمریکا که به عراق حمله کرده و مورد تشویق حکومت ایران هم قرار گرفته این اطلاعات را نداشته؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۴۲ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی
با توجه به سخنرانی فرمانده کل سپاه پاسداران و با توجه به جمیع جوانب اگر احساس کنید انتخابی در کار نیست و انتصاب چراغ خاموش و مهندسی شده به کار خود ادامه میدهد ، چگونه اعتراض خواهید کرد؟ آیا بعنوان اعتراض آقایان موسوی و کروبی از میدان انتخابات خروج خواهند کرد؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فعلا فعالیت انتخاباتی ارجح بر هر چیزی است روزهای قبل از رای گیری هم هر موضوع انتخاباتی و رای گیری در دستور کار خواهد بود
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۰۳ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
خبر بسیار بسیار وحشت ناکی بود برای من" استقبال دانشجویان حامی مهندس موسوی از مهدی کروبی" –اگر دقیق باشد-و با دریغ یاد مصافحۀ هیئت های عزاداری افتادم قبل ازشاخ وشانه کشیدن های قتلگاهی! والبته یاد مباشرۀ تیم های فوتبال ایرانی افتادم قبل ازمفاحشۀ! پایانی. واین خسارت از محمد خاتمی ریشه دارد: فرقی نمی کند"
1- چطور "فرقی نمی کند" آخر! آن هم برای دانش جویانی که برای یافتن همین"فرق"[کذایی] به دانشگاه آمده اند: فرق بین گیاهان، فرق بین حیوانات، فرق بین انسان ها، فرق بین پدیده ها، فرق بین نظریه ها، فرق بین روش ها، فرق بین حکومت ها، فرق بین "کیهان"ی، فرق بین زمین وآسمان، فرق بین جدیت ومسخره و...الخ – با تشکر ویژه از یوسفعلی میر شکاک عزیز- دانشجو باید- واین" باید" حکم است- به دنبال ریزترین فرق ها بگردد در شبیه ترین ها حتی؛ نه این که بگوید شب وروز فرقی نمی کنند باهم. والبته فرق هارا کشف کرده به جامعه اش خط بدهد: خودش، با کمک استاد راهنمایش، با مراجعه به آرای مرجعش، با رجوع به سوابق امرمرتبط، با تست در آزمایشگاهش، با مطالعه در کتابخانه اش و.... این تکلیف دانشجوست ونه اختیار او!
2- این حرف کاملاً غلط وخطایی است که ما وظیفۀ شکست احمدی نژاد را داریم.مگر ما تانک وتوپ ومسلسل داریم و به میدان آورده ایم که" جنگ کثیف!" را ببریم؟! ما با منطق وحرف وسابقه واحساس مسئولیت وکتاب واستدلال وعقل وقلم وهنرو...- حتی برنامه رفقا- آمده ایم به میدان که "رقابت تمیز" را از رقیب کمتر شایسته ببریم. ومهدی کروبی شایسته، تعریف شده، ثابت قدم،طراز زمانه وحال ما ومهمتر از همه"سیاستمدار" رارییس جمهورمان کنیم. تا : اجازه پیدا کنیم به او (رییس جمهور کروبی) کمک کنیم در" یک گام کوچک حتی؛ ولی عملی" برای زیست بهترمان. زیست بهتر نه برای ما که عقده هایمان را هم در پوشش عقیده هایمان به مردم می فروشیم! بلکه زیست بهتر برای"مردم" در ابتدای زیست باخته ها(1)
3- این جا میدان رقابت جانانه ایست که می خواهیم بجان بزنیم برای پیروزی کروبی. ما به میهمانی خاله جان که نیامده ایم! باید صفوفمان مشخص وبا مرزهای پل صراطی دقیق شده باشد که کی هستیم، چرا هستیم، چه چیز می خواهیم، چه کس را شایسته ترین می دانیم وچرا!ومن از موسوی استقبال نخواهم کرد اگر به رسم پاکیزگی وادب سیاسی- ونه هیچ اخلاق ورفاقت ومعاشقت و...- تخم مرع گندیده پرتاب نکنم به سویش! شما دانش جویید وهمۀ امید کمپین مهدی کروبی مدرن به رفتار وانتخاب مدرن شماست! بچه ها! یا...هو
پای نوشت(1): زیست باخته یعنی انسانی که به اسفل جانداران(گیاهان) تقلیل وتخفیف وتحقیرداده شده وحداکثر خدمت به او کود دادن به ریشه های خشکیده اش ارزیابی وتبلیغ شود.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۳۷ بֽظֽ | Reply
:
لطیفه های واقعی،
آقا با اجازه،
ما اینو نمیفهمیم یعنی چی؟ میشه شما یه ترجمه به زبان شیرین فارسی بفرمایید:
آقای موسوی فرمایش کرده اند که:
من از شعاری که رهبر معظم انقلاب دادهاند دست برنمیدارم. اصلاحطلب اصولگرا یک استراتژی و راهبرد است
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۰۲ بֽظֽ | Reply
:
مقل از سایت تابناک!
**********
«... امروز در دانشگاه آزاد رودهن:
منشور «علم و اشتغال» محسن رضایی تشریح شد + تکمیلی
بر این اساس کلیه کارخانه ها و بنگاه های تولیدی و خدماتی که فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی و غیردولتی را در بدو پایان تحصیلشان به کار بگیرند، پنجاه درصد از مبلغ حقوق ماهیانه این جوانان را به صورت تضمین شده از دولت دریافت می نمایند. این مبلغ از محل بودجه دولت و به عنوان یارانه تولید به کارخانه ها و بنگاه های تولیدی و خدماتی که در تولید ناخالص داخلی موثرند اعطا می شود.»
*********
یک یادداشتی در سایت رهبرد نوشته شده که عصر آخرت گرائی در جمهوری اسلامی ما به سر آمده و
دوران وعده های زمینی فرارسیده است!
خط سردار اسلام جناب محسن رضائی هم در همین راستاست!
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۲۵ بֽظֽ | Reply
Daryoush :
سلام
حالا که آقایان قبول نمیکند کمیته صیانت از آرا تشکیل شود، لطف کنید این مورد را بدقت دنبال کنید:
۱) تعداد کل آرای چاب شده، توزیع شده، استفاده شده، باطل شده را به تفکیک استانها ستاد آقای کروبی هر لحظه اعلام کند.
۲) اسامی حوزهها و آرای هر حوزه در اینترنت قابل دیدن باشد.
۳) فقط از کارت ملی در رای دادن استفاده شود. شناسنامه با تقلب رابطه نزدیک دارد.
۴) سایت شما و آقای کروبی بطور مستقیم و لحظه ی از نمایندگان خودتون گزارش بدهیید حتی با عکس و فیلم از حوزه ها. خلاصه یادتان باشد هر چه فیلم و عکس از حوزهها بیشتر باشد در دنیأ امروز حرفتان رو بیشتر خواهند خرید. به موضوع خانوم صابری نگاه کنید، cnn, abc, ... در نزد آقایان اهمیت بیشتری دارد تا نظر ملت ایران.
راستی دیروز آقای دانشجو که به نظر من اصلا حرف زدن هم درست بلد نیست در شبکه جام جم آمریکا بطور زنده حتی آمار آرای چاپ شده و اضافی دوره قبل را غلط میگفت. مایه تاسف هست ایشان میگفت ۵۶،۰۰۰،۰۰۰ ورقه چاپ شده بود و ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ به عنوان اضافی چاپ شده بود. ایشان بلا فاصله گفتند که یعنی تقریبا ۱۰% آرا اضافی چاپ شده بود. من فکر میکنم اون ۵،۰۰۰،۰۰۰ آرا که احمدی نژاد رو به پاستور فرستاد همینجاست. چون این آقای دانشجو تازه کار هست فکر میکنم از زیر دستش در رفت که عدد درست را گفت. احتمالا چند روز آینده باید منتظر اخراج ایشون باشیم.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۷ بֽظֽ | Reply
اینم یک لطیفه :
اختصاصی سرو:(به نقل از سایت نوروز نیوز-ارگان حزب مشارکت)
...
محمود دولت آبادی کنار دیوار تالار را که منقوش به تصاویر میرحسین موسوی بود طی کرد و کنار حاضران نشست.
قرار بر سخنرانی دولت آبادی نبود ولی شور و درخواست حاضران او را مجاب کرد تا چند دقیقه ای در جمع دوستداران میرحسین موسوی سخنرانی کند. با تشویق حضار روی سن رفت و بعد از ذکر جمله "خدایا مسجد من کجاست... ای ناخدای من" حرف هایش را این گونه بر زبان آورد:
.......
........
...انقلاب فرهنگی که شیخ آن دکتر سروش بود تقلیدی مضحک از امری سخیف بود که در چین انجام شده بود. آن انقلاب فرهنگی دامن یکی از چهره های معاصر جهان را برای همیشه لکه دار کرد؛ یعنی مردی که مردم پریمیتیو کشوری را به دنیای بزرگ معرفی کرد، با آن انقلاب در چین به لکه ای سیاه دچار شد. بنابراین تقلید از آن انقلاب تقلید از یک شناعت بود.
.......
وی سپس عبدالکریم سروش را خطاب قرار داد و گفت: آقای سروش، شما علمدار رفتار شنیعی شدید که باعث شد بهترین فرزندان این مملکت بگذارند بروند تا شما شعر مولانا را حفظ کنید و به ما تحویل بدهید و تحویل بدهید و بازهم تحویل بدهید.
.....................................
چرا این لطیفه بود؟
خب واضحه لو فرض که آقای دکتر سروش، شیخ آن ستاد بوده باشد که نبوده، اما قدر متیقن رییس ستاد یا شورای عالی انقلاب فرهنگی، جناب آقای نخست وزیر محبوبی بود که نویسندهء بزرگ معاصر مملکتمان در جمع طرفدارانش اینهمه بد و بیراه نثار یکی دیگه کرد.
محمد حسین
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
لطیفه تر این که طرفداران آن انقلاب فرهنگی امروز در ستاد مقابل هستند و کماکان هم از آن ضمنی یا صریح دفاع می کنند و قطعا آقای سروش چنین نمی کند اما چگونه با اتکا بر این نکته می خواهیم از کسی دفاع و دیگری را رد کنیم.
شاید دوستان ندانند که برخی اساتید دانشکده علوم اجتماعی بسیار نزدیک به آن ستاد امروزه در پی همان رفتار هستند و از دوستان نزدیک ستاد مقابل هستند.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۳۷ بֽظֽ | Reply
پیمان :
جناب عبدی، خسته نباشید شما و دوستان در ستاد کروبی، من واقعال برنامه های آقای کروبی را می پسندم. تنها یک نگرانی دارم، و امیدوارم شما پاسخی برای آن داشته باشید. حزب اعتماد ملی از بدو تاسیس سابقه خوبی در پیشبرد اندیشه اصلاح طلبی ندارد، اعضای آن طبقه متعلق به طیف سنتی اصلاحات و یا بعضا اصلاح طلبان پشیمان هستند. این رویکرد این حزب و جناب کروبی به شما ، کرباسچی، قوچانی،نیلی،ابطحی،کدیور،.. انتخاباتی نیست. اگر واقعا این حزب چنین پیشرو بود چرا تا بحال ما چیزی ندیدیم و چرا ۴۰ روز مانده به انتخابات طرح اقتصادی آقای نیلی را می دهند. من نگرانم که این تنها یک استفادۀ انتخاباتی باشد و بعد از رای آوردن عرصه به دست سنتی های حزب بیافتد.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اول این که آن نکته منفی شما را می توان حسن تلقی کرد زیرا ترکیبی از این دو نیروست که در این راه گام برداشته است من در این زمینه اظهار نظری خواهم کرد. اما نکته دوم بلاوجه است چون بیانیه این طرح در 4 ماه قبل از سوی آقای کروبی منتشر شد و نه الان.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۲ بֽظֽ | Reply
حبیب :
فرازی از سخنان سردار محسن رضائی در دانشگاه آزاد رودهن:
«.. البته در دوره آقاي احمدينژاد خدمات بسياري شده اما اشتباهات بزرگي نيز در زمان اين دولت صورت گرفته كه يكي از آنها اين است كه معلوم نيست 140 ميليارد دلار درآمد نفتي در طول اين سالها كجا رفته و آيا مديريت كافي بر اين منابع وجود داشت. گوشت، تخممرغ، خوراك و تغذيه در طول اين چهار سال بيش از دو برابر شده است و آيا دستمزدها و حقوق و درآمد مردم نيز در اين مدت دو برابر شده كه اگر دو برابر هم ميشد قدرت خريد مردم تغييري نميكرد اما قدرت خريد مردم در اين سالها كمتر شده است...»
*********
کسی هست بگوید این مبلغ غیب شده 150 میلیارد دلار است یا 140 میلیارد، آنجور که سردار میگویند . 150،000،000،000،000،تومن! از این همه صفر آدم سرگیجه میگیره!
ولی من فکر میکنم تعین سرنوشت این 150 میلیارد دلار نه بجهت دزد بگیری که البته انهم مهم است بلکه بجهت ایجاد سنت پاسخ گوئی اهمیت دارد و آقای کروبی از آن نباید بگذرد.یک بار و برای همیشه ، دزدان بیت المال باید بدانند که تا ابد نمیتوانند فرار کنند و باید بدانند حق ملت حتی مشمول قانون ارث هم نمیشود و باید از گلوی، حتی، وراث هم بیرون کشیده شود! مال پدر ما نیست که آنرا ببخشیم، این ثروت و حق 70 میلیون ایرانی است که به چپاول رفته است و هیچ کس حتی با گذشت نسل ها هم حق گذشت آنرا ندارد!
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۴ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
سه نکته با ستاد:
1- حجة الاسلام آقای ابطحی مشاور ارشد مهدی کروبی اگر مسؤل تبلیغات ایشان هم است به نوعی؛ مناسب این کار نیست چه ایشان دغدغه های روشن فکری دارد ومثل همۀ ابناء این نحله- وجه غالب- کمی تنبل وشلخته فیزیکال است! وقدرت سازماندهی ندارد- کارنامۀ او در پست ریاست دفتر خاتمی مؤید است- لذا پیشنهاد می کنم که غلامحسین کرباسچی که استاد بی بدیل سازمان دهی است وارد عمل شده وبا جلب نظر مهدی کروبی به اهمیت فوق العادۀ عرصه وعرضۀ تبلیعات؛ تیمی از بهترین تکنو کرات های آموزش دیده راجایگزین کند.
2- اینک که جهت گیری مواضع مهدی کروبی مورد استقبال وتأیید بلوک نخبگان کشور قرار گرفته ولاجرم کروبی باید ازکانال نخبگان هم به توده مرتبط شود؛ باید تبلیغاتی مدرن وقابل قبول وارضا کنندۀ حس زیبایی شناختی طبقۀ متوسط وتحصیلکرده را به صحنه بیاورد. واین مورد فقط با هنرمندان متخصص در این زمینه امکان پذیر است. هرینه ای هم ندارد. چرا که بهترین هنرمندان میدان صوت وتصویر ایران در دسترس مجانی خواهند بود. علی معلم عزیز که آن جاست!
3- و مهم است که در ستاد کروبی آدم های مردد در پیروزی؛ وچه می گویم حتی آدم های 99 درصدی هم نباشند. ومثل خود کروبی ورییس ستادش همه آدم های مؤمن به صد درصد پیروزی باشند. ما باید هدف(پیروزی مهدی کروبی) را چنان تنگ در ذهن بگیریم که تردید عینی اش! شکسته شود.ما خیال پرداز نیستیم؛ ما با ایمان به راه وانتخاب وپیروزی تشخیصی که داده ایم جان می کنیم حتی! مگر نه اینکه قصد عبدی آموزش به جوانان هم است در وحلۀ اول! یا ...هو
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۵۸ بֽظֽ | Reply
آرش :
با سلام
این توپیدن های گاه و بیگاه به افراد برای عملکرد گذشته شان در جمهوری اسلامی هم از آن پدیده هاست!
سروش به میر حسین، دولت آبادی به سروش،... نمونه های چند روز اخیر.
متاسفانه در این سی سال نخبگان ما شجاعت آن را پیدا نکردند که یک بار و برای همیشه به اشتباهات خود در جریان انقلاب و بعد از آن انتقاد کنند. تا هم خیال خود و هم منتقدان ( و بعضا مقرضان) را راحت کرده باشند.
ببینید مردم ایران و در راس آن ها نخبگان کشور در مبارزات آزادیخواهانه خود پشت سر کسی راه افتادند که درباره تئوری و افکار خود کتاب نوشته بود. حال آن تئوری قانون شد و اقتدارگرایان را بد جوری بر سرنوشت این ملت حاکم کرد!
در شرایط دو قطبی آن روز آزادیخواهان بیشتر در مقابل غرب آن روز قرار گرفتند و متحد طبیعی شرق شدند که فلسفه سیاسی جذابی را هم یدک می کشید.
خیلی از نخبگان ما در اثر شوک انقلاب خرد خود را به پای کسانی ریختند که سطح سواد آن ها بسیار پایین بود و درکی سطحی از نیازهای مردم و کشورداری داشتند. بعد کش دادن جنگ هم بر معضلات افزود و کفه اقتدارگرایی بد جوری در برابر کفه خردورزی سنگینی کرد و بقیه قضایا... تا نهادینه شدن اقتدارگرایی و وضع فلاکت بار موجود!!
اکنون همه آن هایی که خود روزی خواسته یا ناخواسته وزنه ای شدند برای سنگینی کفه اقتدارگرایی در برابر خردورزی، شکر خدا بیدار شده و در صدد جبرانند. اما هیچکدام نه تنها نمی خواهند نقدی بر گذشته خود داشته باشند، بلکه مدعی گذشته دیگران می شوند. دوستان بیایید منصف باشیم و با اظهاران نسنجیده خود به اقتدارگرایان هدیه ندهیم. آن ها عزم خود را جزم کرده اند که دولت فعلی را برای چهار سال دیگر سرکارنگهدارند. نباید خوش خیال بود و فکر و انرژی خود و دیگران را هدر داد که حریف سخت غدار است!!
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۰۱ بֽظֽ | Reply
سرنوشت محتوم! :
هر چه قدر دوران انتخابات برای مردم و دلسوزان و دوستان مردم شیرین است برای دشمنان مردم زجر آور و طولانی ...
برای نمونه این سرمقاله ی امروز کیهان است که هنوز انتخابات شروع نشده ، آنرا پایان یافته تلقی کرده !!
بخوانید:
عمر پدیده ای به نام انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران روبه پایان است. تا اینجای کار، داستان این انتخابات از حیث مجموعه تحرکات و فرآیندهای سیاسی که به ساخته شدن فضای فعلی انجامیده، البته بسیار پیچیده، طولانی و عمیقاً درس آموز بود. اما به نظر می رسد از این به بعد با فضایی بیش و کم باثبات مواجه خواهیم بود که در آن انبوهی از «پروژه های ایذایی»- بویژه در حوزه تبلیغات انتخاباتی و «تهییج مردم»- اجرا خواهد شد اما بعید است بتواند بر سرنوشت موضوع تاثیری «جابجاکننده» بگذارد.
آقای عبدی
آیا میدانید سرنوشت موضوع چه بوده ؟ که تهیج مردم هم نمی تواند تاثیری در جابجا کردن این سرنوشت داشته باشد؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اینان بطور کلی می خواهند به مردم پیام دهند که فرد مورد نظر انتخاب شده خودتان را خسته نکنید تا از این طریق افراد را ناامید کنند بلکه نردم کنار بکشند و آنان بدون زحمت به هدف خود برسند.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۵۸ بֽظֽ | Reply
بهرنگ :
سلام جناب عبدی
می دانید که یکی از پیش زمینه های توسعه اقتصادی و رشد کشور داشتن روابط گسترده با کشورهای پیشرفته و به خصوص امریکا است و این امر متوقف به بحث غنی سازی و مساله فلسطین است، از طرفی این دو موضوع به شدت مشمول نظر رهبری است و هر گونه اقدامی با حکم حکومتی احتمالی روبه رو خواهد شد.لطفا بفرمائید برنامه اقای کروبی در این دو مورد چیست؟
اگر باز بحث مسئولیت و قدرت و شفاف شدن را مطرح می کنید باید گفت اگر وضع کشور چنان است که حکم حکومتی ممکن است جلوی طرح نفتی را بگیرد، در سیاست خارجی و هسته ای تعیین کننده باشد و جهت سیاسی و امنیتی کشور را مشخص کند آنوقت دیگر این همه تلاش برای تغییر رئیس جمهور چه معنایی دارد؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این برنامه ها در هفته آتی اعلان می شود.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۴ قֽظֽ | Reply
لطیفه جدید :
جسین شریعتمداری حلاج زمان!
با کمال تعجب امروز آقای حسین شریعمداری خود را جای منصور حلاج گذاشته و اعتراف کرده اند که در حال جان دادن هستند. اینگونه:
" منصور حلاج را که به دار آویختند، جماعتی فریب خورده یا زرگرفته و حق به ناحق فروخته، پای چوبه دار گرد آمده و به او سنگ می زدند و حلاج لب فرو بسته بود. نه سخنی به اعتراض می گفت و نه از درد فریادی می کشید. در این میان شیخ شبلی نیز که از آن کوی می گذشت، سنگی برداشته و به سوی او پرتاب کرد. منصور حلاج از ژرفای دل آه سردی کشید و به فریاد از درد نالید. پرسیدند از آن همه سنگ که بر پیکرت زدند گلایه ای نکردی، مگر سنگ شبلی چه سنگینی داشت که فریاد برآوردی؟ منصور در پاسخ گفت؛ از آن جماعت فریب خورده انتظاری نیست چرا که مرا نمی شناسند و علت بر دار شدنم را نمی دانند، شبلی اما از ماجرا باخبر است. از او انتظار دلجویی و حمایت داشتم نه سنگ پرانی و ملامت!
در خبرها آمده بود که آقای حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در مراسم رونمایی از نسخه عربی صحیفه حضرت امام(ره) به سخنان اخیر سردار جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران اعتراض کرده و اظهارنظر ایشان درباره مجاز بودن بخش غیرنظامی بسیج برای ورود به عرصه سیاست و انتخابات را در تضاد با متن صریح فرمان امام(ره) دانسته است! آقای انصاری در این مراسم گفته است؛ «نهی آشکار قانونی از ورود نیروهای مسلح به عرصه فعالیت های سیاسی و انتخاباتی روشن و واضح است و از منظر فقهی هم اطاعت از حکم حکومتی امام(ره) امری واجب به شمار می آید... جای این نگرانی هست که زاویه انحراف در اندیشه حضرت امام(ره) این گونه گشوده شود و خدای ناکرده روزی برسد که به بندهای اصلی تر وصیت نامه که اساس ارکان نظام روی آن متمرکز است خدشه وارد شود.»... "
آقای عبدی
چرا اقتدارگرایان هر جا به لحاظ قانونی و عرفی و شرعی و عقلی کم می آورند به سراغ امام میروند و پای ایشان را وسط می کشند؟
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۱۰ بֽظֽ | Reply
به امیر - ص :
دوست عزیز
بازم که حساب و کتاب برای برنده شدن؟
مگه بنا نبود در اینجا تمرین مشارکت کنیم؟ و به هم آگاهی و شعور تقدیم کنیم؟
چرا مثل مافیای ایتالیایی ها ، همه اش بفکر بردن هستید؟ نمیشه مثل برزیلیها فقط با هنر فوتبال بازی کنیم و از فوتبال لذت ببریم؟ هر چند ببازیم؟ که نمی بازیم...
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۱۹ بֽظֽ | Reply
پرويزپدرام : در جواب امیر ص
جناب امير ص
به نظر من اتحاد و تقسيم كار ميان موسوي و كروبي بسيار مهمتر از اجماع و يا برنده شدن يكي از آنها در انتخابات پيشروست. دقت در تحولات يكي دو روز گذشته اهميت اين موضوع را بيش از پيش نمايان ميسازد.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
با نظر شما موافقم. اما متاسفانه همیشه نگاه برخی دوستان به آرای دیگران است گویی از جیب آنها خرج می شود.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۵ بֽظֽ | Reply
لطیفه ای از کیهان :
کلک (گفت و شنود)
گفت: مگر اعلام نشده بود که جرم جاسوسی رکسانا صابری اثبات شده و به همین علت محکوم به 8 سال زندان شده است؟
گفتم: معلومه که اعلام شده بود. دستگاه قضایی خودش اعلام کرده بود.
گفت: پس چی شد که آزادش کردند؟ اگر جاسوس نبوده چرا دستگیرش کردند و اگر بوده چرا آزادش کردند؟
گفتم: دستگاه قضایی اعلام کرده که جرم او اثبات شده و محکومیتش هم سرجای خود باقی است ولی این محکومیت را تعلیق کرده اند، یعنی اگر بار دیگر مرتکب همان جرم بشود، محکومیت قبلی به جرم بعدی اضافه می شود!
گفت: ولی او که قرار است به آمریکا برگردد!
گفتم: چه عرض کنم؟! دزدی را به ماموری سپرده بودند که او را به زندان ببرد. در میان راه به مامور گفت اجازه میدی از این بقالی کبریت بخرم، می خوام سیگار بکشم. مامور دستبند را باز کرد و طرف رفت که رفت. دفعه دیگر از قضا باز هم همان دزد به همان مامور سپرده شد و در میان راه همان کلک را سوار کرد و مامور که با کلک او آشنا شده بود دستبند را باز کرد ولی به او گفت؛ ای کلک! ایندفعه تو وایستا، من خودم کبریت می خرم و آقا دزده باز هم رفت که رفت و هنوز هم داره میره!
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فقط این وسط نقش رییس جمهور محبوبشان را هم در این لطیفه روشن می کردند نور علی النور می شد.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۲ بֽظֽ | Reply
وقتی پشت آدم قرص باشد :
رئيس جمهور در جمع خبرنگاران:
دولت وارد بگو مگوهاى انتخاباتى نمى شود
رئیس جمهور با تاکید بر جلوگیری از هرگونه تاثیرگذاری انتخابات بر روند ارائه خدمات به مردم گفت: دولت وقت خود را صرف ورود به بگو مگوهای انتخاباتی نخواهد کرد.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۴ بֽظֽ | Reply
علی :
نزدیکان من کلاً به ۴ دسته تقسیم میشن:
۱- کسانی که به آقای کروبی رأی میدن. اینها جزو تحصیل کردهترینها و با سوادترینها هستند. اونا به خاطر برنامه های آقای کروبی و عملگرا بودن ایشون و خصوصاً اطرافیان کروبی این انتخاب رو کرده اند.
۲- کسانی که به آقای میرحسین رأی میدن، به این دلیل که شانس رأی میرحسین زیاده، و با رأی دادن به میرحسین جناح مقابل احمدی نژاد تقویت میشه. از همه قشری در این دسته قرار داره، ولی معمولاً آدمهای با سوادی هستند.
۳- کسانی که به میرحسین رأی میدن، چون کروبی آخونده، چون کروبی لره، چون میرحسین اونها رو یاد قدیم میندازه، و از همین دست دلیلها. این دسته معمولان از کم سوادترینها هستند.
۴- اما یه دسته چهارمی هم هست که تو نزدیکان من تعدادشون کم هست ولی فکر میکنم تو جامعه خیلی زیاد هستند. دلیل این دسته برای رأی دادن به میرحسین حمایت خاتمی از میرحسینه.
به نظر من تبلیغات کروبی اگه این ۳ دسته آخر رو هدف بگیره، هم رأی طرفداران میرحسین رو خریده، هم به طور همزمان به احمدینژاد ضربه زده. یعنی یک تیر با دو نشون. من فکر میکنم یک راه مناسب برای جذب افراد دسته ۴ اینه که افراد معتمد بیشتری شبیه دکتر سروش از کروبی حمایت کنند. دکتر سروش گر چه آدم معروفیه ولی به اندازهٔ خاتمی شناخته شده و تأثیرگذار نیست. من با شناختی که از آقای عبدالله نوری دارم، فکر میکنم که ایشون اگر تو انتخابات موضع گیری کنند، از آقای کروبی حمایت میکنند، مگر اینکه آقای نوری تصمیم بگیرند که کلاً در انتخابات موضع نگیرند. اعتقاد دارم که اگر نزدیکان آقای نوری ، مثل ادور تحکیم، ایشون رو متقاعد کنند که شرایط موجود شرایط خاصّیه و سکوت در باب انتخابات جایز نیست، کمپین کروبی جدا جون میگیره، و نه تنها رای دسته چهارم رو جذب میکنه، بلکه تعداد زیادی از تحریمیها رو هم دچار تردید میکنه. البته به شرطی که این حمایت، مثل حمایت ۴ سال پیش دکتر سروش، یه حمایت نیم بند ۲ شب مونده به انتخابات نباشه.
آقای عبدی، حقیقت اینه که اینجا ایرانه، فرانسه نیست که مردم فقط به برنامهها رو رأی بدن. نخبه ها همیشه از برنامه خوششون میاد ولی اینجا مردم عادی شدیداً تمایل دارن که جوگیر بشن. من داشتن برنامه رو خیلی ضروری و مفید میدونم، ولی برای رأی آوردن تو ایران کفایت نمیکنه. اینجا خیلیها فقط رو موج سوار میشن. اصلاً مگه خاتمی و احمدینژاد برنامه داشتن؟ اگر هم برنامه داشتن، به خاطره برنامه هاشون کسی بهشون رأی نداد. آوردن پول نفت سر سفرهٔ مردم، مبارزه با فساد، یا جامعه مدنی که برنامه نبودن ، فقط شعار تبلیغاتی بودن. به نظر من تودهٔ مردم ما دوست دارن که کاندیدای مورد نظر خودشون رو فقط با یک کلمه توصیف کنند، مثل (خاتمی=آزادی)، (احمدینژاد=کمک به محرومان) یا حتی (کروبی=50 هزار تومنی). به عبارت دیگه، اینجا خیلیها حال فکر کردن به چیزهای سخت سخت رو ندارن!
شما با تأکید صرف بر روی برنامههای سیاسی و اقتصادی آقای کروبی و اهمیت ندادن به ترفندهای انتخاباتی دیگر، عملاً تا حد زیادی فقط همون دسته اول رو مورد هدف قرار دادید، یعنی کسانی که همین الان هم رأیشون کروبی هست و دیگر احتیاجی به خوراک تبلیغاتی ندارند.
آقای عبدی، شما هزار تا برنامه هم که برای کروبی بنویسید، یک حضور نصفه و نیمه آقای خاتمی تو فیلم انتخاباتی میرحسین کافیه تا تموم برنامه های شما نقش بر آب بشه. واقعیت اینه که اگه نامه آقای کروبی به کیهان نبود حتی خیلی از همین نخبه ها هم برنامه های کروبی رو نمیخوندن.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۲۰ بֽظֽ | Reply
ایران بان :
درود بر جناب عبدی
بررسی گفته ها و رفتار اخیر آقای کروبی نشانه ی توفق کامل ایشان بر سایر نامردها می باشد. ولی به نظر من تولید کالای خوب با فروش آن دو مقوله ی متفاوت هستند. به نظر نمی رسد تاکنون برای فروش آن برنامه ای مناسب جامعه ی ایران طراحی و اجرا شده باشد. به نطر من هم اکنون فرصت یک حرکت انفجاری برای جلب توجه مردم می باشد. این جلب توجه همانند یک بوق باید عمل کرده و مردم را متوجه شعارها و برنامه ها نماید سپس مردم کالا را مزمزه کرده و گزینش خود را خواهند داشت.
پرسش مهم: بوقتان را کی خواهید زد؟
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۲۳ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
من که کسی نیستم به کسی بر بخورم!:
1- ما می توانیم وباید از سید محمد خاتمی عبور کنیم تا به ریاست جمهوری مهدی کروبی اصلاح طلب برسیم. خوش یا ناخوش خاتمی روشن فکر نماد یک پروژۀ اصلاحات شکست خورده است. تعارف را با اخلاق اشتباه نگیریم.مگر سرنوشت یک ملت تعارف بردار است وشوخی! خود آقای خاتمی عزیز که چنین ادعایی ندارد. پس باید بدون لکنت باشیم در برابراو!
2- آقای خاتمی شما در طول همۀ هشت سال ریاست جمهوری خودتان حتی یک بار حاضر شدید در یک مصاحبۀ چالشی دوبه دوبا یک اندیشه مند وروزنامه نگار خبرۀ داخلی شرکت کرده وبه سؤالات او پاسخ بدهید؟ چرا نشدید! مگر شما نبودید که بما آموختید پاسخ گویی قدرت را؟ ومگر شما دوم شخص مقتدر کشور نبودید؟ حد اکثر این بود که شما به مصلحت نمی دانستید پاسخ دادن به برخی سؤالات را که"هژمونی سال 57" مسلط برنمی تافت علنی شدن علت ها را. بسیار خوب می توانستید مثل همۀ سیاست مداران دنیا بگویید تمایلی به پاسخ گویی آن سؤال خاص را ندارید . وروشنفکران سکوت شما را مثل همۀ حرف های چند پهلو وطنازتان ترجمه می کردند. شما 8 سال به ما هیچ چیز نگفتید تا هنوز هم ما سرگردان"هرکسی از ظن خود شد یارمن" باشیم وندانیم که بالاخره مشکل ما در ساختار حقیقی است یا در ساختار حقوقی! ویا هیچ کدام ما گرفتار یک ناسیستم هستیم. مارا رها کردید در حدس وگمان های این رادیو وآن تلویزیون وما این طور افسرده وتکه پاره شدیم.
3- و اینک چه مشقتی داریم ما برای خیزاندن مردم پشت سر یک سیاستمدارراستین(مهدی کروبی) که می نشیند روبرویت ومی گوید : اگر چه من حکم حکومتی را فقط با قرائت امام راحل قبول دارم ولی بعنوان مسئول در این نظام آنرا پذیرفته ام وخواهم پذیرفت؛نقطه سر خط.
4- یادتان هست جلسه ای را که درهمین دوسال پیش-تاریخ دقیق را به آرشیو مراجعه کنید- در حسینیۀ امام خمینی که جهت اتمام حجت برای اجرای اصل 44 قانون اساسی تشکیل شده بود؟ وهمۀ مسئولان زنده و کمتر مغضوب جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب تا آن تاریخ حضور داشتند وجناب عالی هم. محمود احمدی نژاد به دلیل عدم اعتقاد به قانون واین که چون می دانست جلسه جلسۀ"چرا اجرا نکرده اید" با خطاب به اوست. آمدن به حلسه را برای اولین وآخرین بار- در عمر 28 سالۀ تا آن موقع جمهوری اسلامی- تحریم کرد ونیامد؟ که پیامد آن منجر به ابلاغ غیبت از جلسه به رؤسای سایر قوا شد تا عادی سازی شود که مثلاً جلسه در سطح از معاون اول قوا به پایین بوده است ار ابتدا!!! واحمدی نژاد نه تنها معضوب نشد بلکه امروز حتی همۀ ریز ودرشت جناح"نمی گذارند" شما را آچمز خودش کرده وآن همه قدرت که توانست –باارفاق-6 سال شمارا زمین گیرکند در مقابل یک آدم 40 کیلویی وا حیرتا مانده! تا فرو پاشاندن کشور! وما نمی گذاریم البته با توکل به خدا ومهدی کروبی.
5- درخبرها خواندم که از استرالیا آمده وعازم عربستان هستید. من از شما خواهش کرده بودم که حمایت از نامزد خاص را پس بگیرید وبگذارید ما در یک محیط بدون هیجان با انتخاب خودمان هیجان تولید کنیم. ولی شما هرچند اخیراًکمتر به نام پرداخته اید؛ ولی حرفتان را هم پس نگرفته اید. وشما محبوب هستید بهر دلیل- هنوز اشک های بغض"لیلا حاتمی" درمقابل چشمانمان است که می خواست شما بیایید تا بچه کوچک های ما مجبور از ترک زادبوم خود نشوند.- وآیا شما حاضرید آمار داده شود که چه تعداد آدم کیفی ودرریاست شما یا به تبع سیاست شما آواره وسرگردانند در جهان .
6- اگر پاسخ شما این باشد که این حق طبیعی وبدیهی شماست که تمایل شخصی تان را ابراز کنید؛ کمی بعید می دانم از شما. ولی بر فرض چنین پاسخی آیا حاضر هستید یک بار بطور شفاف مناظره کنید که چرا موسوی به کروبی ارجح است. البته که من شما را به دوئل استدلالی یک دلقک فرا نمی خوانم.-من یک هیچ کسم- ولی آمادگی شما می تواند هزاران هماورد با شما ودر شأن شما را به گفت وگوی رو دررو-چشم در داخل چشم- بکشاند.
7- من مجدداً از شما تقاضا می کنم که ما را در یک پروسۀ غمبار دیگر درگیر نکنید. واجازه بدهید همه چیز را در میدان رقابت پیدا کنیم. آن حرف غیر دقیق ، هیئتی وکدخداگونه را هم که گاه گاهی برای تلطیف کروبی بر زبان می آورید که"فرقی نمی کند هر کدام از این دونفر پیروز شوند" دیگر نفرمایید. چطور فرقی نمی کند آخر! پس این همه آدم که زیر علم این دونامزد سینه میزنند ماخلق الله شان عیب کرده! معلوم است که مهدی کروبی با میرحسین موسوی فرق می کند به هزار دلیل ومهمتر این که او (مهدی کروبی) خودش را تعریف کرده است وبرای تعریفش هم در همین حوالی مصداق وفاکت! آورده است.
8- من البته در روزهای باقی مانده با ادب ولی بی تعارف به مهندس موسوی ونقاط ضعف غیر قابل ترمیمش در مقایسه با مهدی کروبی هم خواهم پرداخت. ولی عجالتاً از حضرت عالی تمنا می کنم یا از وسط بر خیزید یا وارد گود شوید. ترجیحاتتان را بشمارید ما هم تمایزات نامزد مورد حمایت مان را بگوییم وملت تصمیم بگیرد.مگرشما راضی می شوید که اغیار بگویند: قافله سالارتان می گوید "فرقی نمی کند هر کدام". پس شما دنبال رأی منفی هستید والا چطور دو نامزد با پیشینه های متفاوت وعمل کرد های نامنطبق باهم فرقی ندارند. وآنوقت دور از چشم کاریزمای شما(بخوان هواداران چون خاتمی گفته موسوی) نزدیک ترین مبلغ بالغ مهندس موسوی بگوید که:" من سوگند می خورم که مهندس موسوی اصلاح طلب است!" شما خودتان با قسم وآیه رأی می دهید آخر-پناه بر خدا-
9- شما اگر پشت به پشت هاشمی رفسنجانی وخیل مطلق هواداران طراز جمهوری اسلامی بدهید که: "انقلاب بس است کمی هم حکومت کنیم"؛ بزرگ ترین خدمت تاریخ بشریت را کرده اید به ایرانیان. خواهش می کنم سید!
10- معذرت می خواهم. یا...هو
بعد از طنزیر!
یکی از مریدان طناز خاتمی یقه ام را می دراند که اگر حق سکوت سید را به علت "تامه" پذیرفتی در متن"گلایه های یک دلقک" پس اعنراض تو به سکوت مطلق- حتی- خاتمی بلا وجه است!
پاسخ: پس در این صورت سید" نرم" ما درباتلاق "سخت" کار گل چه می جست!
وسکوت ادامه دارد کماکان!
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۱۱ بֽظֽ | Reply
سید :
آزآقای قوچانی برای فحش های که به خاتمی دادندتشکرمیکنم.به عنوان یک جوان که درستادهای 88 کارمیکردم تا دیروزنمی دانستم که چرا خاتمی گفته یا من یا میرحسین ازدیروزکه مقاله اعتمادملی خواندم متوجه حرف آقای خاتمی شدم.22 خردادمتوجه خواهیدشدما پیاده نظام نتیجه رامشخص میکنیم یا شما زنرال ها.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۳۷ بֽظֽ | Reply
امیر ص :
من طبعا وقت جناب عبدی را عزیز تر می دانم که به بحث های خوانندگان تلف شود. اما متاسفانه دوستان شفیق (و شاید جناب عبدی نیز) متوجه نکته من نشدند. بگذارید عریان تر سخن بگویم. من دوستان را به داشتن تناقض در فکر متهم کردم.
چهار گزاره زیر ناسازگار هستند. یعنی بدون داشتن تناقض نمی توان همزمان به چهارگزاره معتقد بود
1- اقناع تعداد زیاد به برنامه و فراهم کردن زمینه ی اجرایی برنامه بهتر از عدم پذیرفتن برنامه واجرا نشدن آن است، اگر اقناع دیگران باعث ضرر دیگری نشود.
2- اقناع دیگران به برنامه مورد بحث باعث ضرر دیگری نمی شود.
3- بخش زیادی از مخاطبان بالقوه برنامه مورد بحث در میان طرفداران مهندس موسوی هستند.
4- *نباید* بدنبال آن بود که طرفداران مهندس موسوی قانع شوند که برنامه مختارشان (اگر اصلا برنامه ای باشد) ضعیفتر از برنامه مورد قبول دوستان است.
دوستان همراه می خواهند همزمان چهارگزاره ی بالا را بپذیرند. اما این کار بدون تناقض ممکن نیست. یکی از گزاره ها باید رها شود.
درستی گزاره های 1 و 3 به نظرم روشن است. بحث کمی من در باب اینکه اقناع طرفداران موسوی به ماندن رییس فعلی منجر نمی شود و وحدت استراتژیک را هم به هم نمی زند درستی گزاره 2 را نشان می دهد
نوشته های دوستان نشان می دهد که دوستان خودآگاه یا ناخودآگاه متوجه تناقض هستند و یکی از این گزاره ها را سعی می کنند انکار کنند.
-- دوست ناشناسی که از فوتبال مثال می زند احتمالا می خواهد گزاره 1 را رهاکند که به نظرم کاملا این حرکت نامقبول است. مثال فوتبال از جنبه های زیادی گمراه کننده است. وقت عزیز جناب عبدی را نمی گیرم و از بحث در این باب در می گذرم
-- حضرت آقای پدرام احتمالا گزاره دو را می خواهد رها کند. اما اگر نکات من در باب وضعیت کمی آرا صحیح باشد و اگر بر حق باشم که وحدت استراتژیک- که مهم است - باید در اصول باشد، من متوجه نمی شوم که شکستن این وحدت صوری روی افراد، مادام که منجر به شکستن وحدت در ارزشها نشود چه ضرری خواهد داشت.
-- جناب عبدی ظاهرا می خواهد گزاره 3 را انکار کند. این حرکت تنها در صورتی مقبول است که گمان کنیم تعداد زیادی مخاطب برنامه آقای عبدی وجود دارند که در کمپ موسوی نیستند. این فرض به نظر من چندان صائب نمی رسد
-- راه حل مختار من رها کردن گزاره 4 بود.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۲۱ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
به پای بوس محمود دولت آبادی؛
1- نه اینجوری نمی شود استاد!الیت به گندگی شما نمی تواند بپرسد "مسجد من کجاست" چون شما خودت قبله ای برای ما! چه به مسجد دعوت شده باشی وچه خودت رفته باشی یعنی بقصد نماز آنجایی والسلام. آن هم درمسجد جامع که از کفر ابلیس مشهور تر است در دیار مسلمین! وآیا هر "مسجد جامع"ی فضیلت دارد بر مساجد دیگر؟ واین سؤال کلیدی است که هر کدام از شما پیش نمازان ما ناچار باید دقیق باشید در پاسخ: چرا؟ من در این مسجد نماز می گذارم چون که نزدیک است، فراخ است، نذورات بیشتری می دهد،هوای پاکیزه ای دارد، مناره های خوشگل تری دارد، آب زلال تری دارد، فرش گران تری دارد، سادگی روحانی دارد… وفقط چون با متولی اش سلام علیک دارم کافی نیست! شما استاد و پیشوای مایید در شمارش حسن وقبح ها! یا در این کویر وارد نشوید یا سرتا پا خیسی را بجان بخرید! "ماهم آدمی هستیم"
2- من به راهنمای چپ شما از تشنگی مرده ام در این بیابان. شما میراب را نشان می دهید که سی سال پیش در بستن آن بند به روی چپ فانوس کش هم نبود حتی! ورفقا اگر"ستار" را میراب توانسته بودند کردن درراست بستن بند ناف این ملت ومن کماکان از تشنگی می مردم رضایت می دادید به" این چه جور خرابه ایست" که قله هایش حتی تاب ندارند در دم فرو بستن بوقت "یک قطره آب برای بچه های کوچک" وگفتن بوقت"گل اومد بهار اومد میرم به صحرا!" دلقک چه خاکی بریزد بر سرش از نوستالوژی هم نسلانش! گریه می کنم.
3- من نه این بودم که شدم. به زخم هایمان نمک نپاشیم که هر کدام زخمی خورده ایم زخمی زده ایم. همه زخمی هستیم! مرحم مشترک کجاست لوطی! صبوری زخمی تنها چارۀ زخم تشکش است. این تو نیستی فقط که اجازۀ جنبیدن نداری! به تیری هم که رها می کنی نگاه کن! هدف خودش زخمی به هولناکی جذام دارد بر پیشانی. وتو این نبودی که شدی!
4- من سه سال عن قریب در زیر پای شما در کوچۀ سوم خیابان بهروز میدان همسرهنرمند مهندس موسوی زنده بودم فقط! وتو چنان بلندا داشتی در نگاه امید ما که من جرأت نکنم آرزوی بغلت را به گور نبرم به همین زودی. تا آنروز که سر در گریبان وغریب از مراسم ختم یک نویسندۀ بی نام در مسجدالنبی کوی دانشگاه در آمده بودی در یکقدمی تنهایی من. ومن هنوز هم جرأت نزدیک تر آمدن را نداشتم از بلندای توکه قله حتی در یکه ای هیمنه دارد این هوا! وتو محمود دولت آبادی هستی استاد! مگر شوخیست! من هنوز هم تشنه ام: مهربانی. یا...هو
۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۵۰ قֽظֽ | Reply
محمود محمود :
اقاي محمد حسين اينكه اقاي علوي تبار بشكل علني وشفاف دلايل خودرا اعلام ميكنند بسيار پسنديده است . مذموم انست كه كساني دهها دليل براي حمايت از كانديدايي مي اورند كه دليل اصلي خودرا پنهان كنند .
۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۴۹ قֽظֽ | Reply
Mahmoud :
سلام آقای عبدی،
یک بعد فراموش شده مواردی مانند خانم رکسانا صابری و دیگران موضوع تابیعت دوگانه هست. در قرن ۲۱ به نظر میرسد یک بخش از مشکلات قابل حل توسط دولت آقای کروبی بررسی مجدد چنین قوانینی که حدود ۸۰ سال پیش (قرن ۲۰) همچنان مشکلات زیادی هم برای دولت هم این گروه از هموطنان ایجاد کرده هست. اساس این قانون امروزه اصلا دیگر کاربرد ندارد. و بنظر شما لازم هست باز نگری شود؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نمی دانم منظورتان چیست اما این مورد شامل حال قضیه نمی شود.
۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۵۸ قֽظֽ | Reply
آیا اینم یک لطیفه است؟ :
ایلنا: مسئول كميته ايثارگران ستاد مهندس موسوى گفت: اظهارت اخير فرمانده سپاه در مورد تقسيم بسيج به دو بخش نظامي و غيرنظامي راهگشا و مورد استقبال ماست.
سردار رشيد در گفتگو با ايلنا با اشاره به اينكه اين تقسيمبندي براي بدنه سپاه و حتي بسيج هم مبارك است، افزود: با توجه به حجم گسترده استقبال سپاهيان و بسيجيان از كانديداتوري مهندس موسوي و اظهار تمايل آنها براي همكاري با ستاد، خوشبختانه اظهارات فرمانده سپاه مددرسان مديريت اين فرايند را تسهيل نمود.
وي افزود: در همين راستا شاخه بسيج كميته ايثارگران را تشكيل دادهايم و انشاءالله بزودي در تمامي استانها با حضور پيشكسوتان سپاه و بسيجيان علاقمند به منش و روش مهندس موسوي، شاخه بسيج اين كانديدا تشكيل ميشود.
رشيد با تاكيد بر علاقمندي مهندس موسوي به بسيجيان و تمايل متقابل بسياري از بسيجيان براي حمايت از وي، اظهار اميدواري كرد با توجه به اظهارات و راهگشايي فرمانده سپاه، برخي تنگنظري ها مانع از حضور فعال افراد علاقمند نگردد.
وي شخصيت فرمانده سپاه را فوقالعاده شايسته و منش دائمي وي را تابعيت از فرامين رهبري و قانون دانست و افزود: با توجه به اين موارد، مطمئن هستيم فرمانده سپاه اين تقسيم بندي را با نيت خير انجام داده و در واقع بستري را براي مردمي شدن فراگيرتر سپاه است.
پايان پيام
۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۵ قֽظֽ | Reply
نگرانم شيخ نگران :
با سلام
شيخ من الشيوخ ميفرمايند كه صرف ايجاد فضاي مشاركت كافيست در انتخابات واينرا از همه مهمتر ميداند وليكن عرض شود حضور بي نتيجه براي مردم كه در ان ارا متشتت شود تنها براي اناني كه از حضور قصد بهره برداري ابزاري وبي نتيجه دارند بر خلاف نفس انتخاب ومقايسه تاثير افرين به نفع اراي اكثريت اكثريت خوب است ومعنايي ندارد اگر بخواهيم اقليت پيروز انتخاباتي باشند
اي شيخ ما ميدانيم عرصه رقابتهاي سياسي تنها براي امثال شما تعريف شده است ونميخواهيم به ما بياموزي كه حق شماست كانديد باشي ما خود بهتر از شما ميدانيم حق شما هاست بر سرنوشت ما تاثير بگذاري وخود از اين حق بي بهره ايم
شما شيخ من الشيوخ هستي مگر شوخيست؟!
شما ميتواني هر چه عشقت كشيد بكني ومارا ياراي ان نيست كه از شما بخواهيم اينقدر به ما خوبي نكن
من نميدانم چطور است كه شيخ با گريز از انتخاب دو قطبي در دور اول ميخواهد به انخابات دو قطبي در دور دوم روي اورد؟!
اقاي شيخ سعي كن راي اوصولگرايان را در كيسه بگيري همچون اقاي رضايي وگرنه در دور دوم رضايي نخواهد بود وبهتر است شما در دور اول راي اصلاحات را به يك كيسه هدايت كني يا موسوي را از ميدان بدر كن يا خود بدر شو اگر واقفي كه نظر اكثريت مردم بايد از انتخابات خارج شود پس شما اكثريت را به دو نيم نكن تا اقليت پيروز شود
اي شيخ من بسيار هراسانم از بي مسئوليتيها وخود خواهي ها وخود بيني ها
اي شيخ ما در قبال زندگي ديگران مسئوليم ونبايد با رفتار وكردار خود اثار بدي بر سرنوشت كساني كه به ما اعتماد دارند بگذاريم
اي شيخ ما علم غيب نداريم پس بايد به حكم خرد گوش دهيم واين وظيفه ماست
مگر ميشود انسان بفكر زندگي ديگران باشد اما به حكم خرد به نفع شخصي وخودخواهي وخود بيني گوش نسپارد
اقاي شيخ كروبي شما در معرض ازمون بزرگ در زندگي فعاليت سياسي خود در ايران قرار گرفتيد پس خواهش ميكنم به هر چيز كه دوست داريد از جمله ارامش وامال خودتان سعي كنيد تنها به خرد جمعي وتنها به خرد جمعي از جمله نصيحت وبررسي هاي دوستان خود گوش كنيد وما را دچار هزينه غير قابل جبران نكني
شيخ اقليت را پيروز دور اول نكني؟!!!
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
البته در باره تصور و توهم غلط مزبور و ریشه آن یادداشتی نوشته ام که بزودی منتشر می شود.
۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۵۲ بֽظֽ | Reply
زمستان :
اقای عبدی با سلام. چیزی عرض کنم خدمتتان چندان مربوط به این مطلب نیست اما مربوط به فضای کنونی کشور است.
کروبی برنامه دارد(تنها کسی که تا حالا برنامه داده و گمانم تا اخر هم تنها کس باشد) برنامه هایش هم تا جایی که من خوانده ام کم و بیش قابل دفاع است.تیم قویی دارد که شاید دو سه نفرشان بالقوه توانایی کاندیداتوری را هم داشته باشند و برای اولین بار شاید تیم یک کاندیدا به اندازه ی خودش مهم شده و این شاید فتح بابی باشد بر احترام گذاشتن به کار گروهی در کشور تکروها کروبی قدرت لابی بالایی با مقامات بالای حکومت دارد واین مزیت کمی نیست اما کروبی کاریزمای ریاست جمهوری را ندارد پرستیژ ریاست جمهوری را ندارد.اقای عبدی این یک واقعیت تلخ است که ما مردم به حرافهای خوب نه به تفکرات خوب به ظاهر خوب نه به عامل خوب به احساس نه به عقل رای میدهیم.اگر بگوئید که پس رای کروبی را را در دور قبل چگونه تفسیر میکنید باید گفت که انجا اقای کروبی شعارش را داد اما احمدی نژاد 4 سال است دارد پول ریخت و پاش میکند.من خودم بچه روستا هستم گاهی سری میزنم به روستا.انجا با سیب زمینی (باور کنید همین عید که روستا بودم از بلندگوی روستا اعلام کردند که به هر نفر 10 کیلو سیب زمینی مجانی میدهند فقط ظرف بیاورند و بگیرند تا ندیده بودم گمان میکردم روزنامه ها زیادی بزرگنمایی میکند)و پودر رخت شویی و مسواک(جالب است که خدمتتان عرض کنم که کمیته ی امداد به افراد تحت پوشش که اکثر افراد روستا را شامل میشود وسایل میدهد نکته ی جالب اینکه به پیرزن پیرمردهایی که به عمرشان نه مسواک دیده اند نه خمیردندان و اصلا نمیدانند به چه دردی میخورند اینها, خمیردندان داده بودند و این بنده گان خدا هاج و واج که با این دسته پلاستیکیه پر نخ و این قوطی سفید پر خمیر سفید چه باید بکنند) و سهام عدالت و وعه و وعید همه را ارضی کرده اند واز شما چه پنهان که من هم خوشحال میشدم وقتی میدیدم این بنده گان خدا خوشحالند وقتی اینها را میگیرند.نمیدانم لبخند فقرا را دیده اید ؟خیلی لذت بخش است.اما انها که نمیدانند اینها همه اسش ضرر است در بلند مدت.نمیدانند که اگر 3-4 سال دیگر این وضع ادامه پیدا کند تمام ان لبخندها اشک غم میشود.نمیدانند که به حراج گذاشتن پروت ملی است برای کسب رای و مگر از یک روستایی فقیر که هیچ وقت هیچ محلی از اعراب نداشته در برنامه های این کشور(از همان روزی که این کشور بنا شد تا الان) میتوان انتظار تحلیل قضایا را داشت او همینقد که یک شبس بی دغدغه ی اب و نان صبح شود راضی است.غرضم این است که اقای کروبی دیگر خیلی نمیتواند روی رای اقشار محروم حساب کند چه اینکه هم رقیب ان شعارها را(در حدی,حالا گیرم ناقص و پر اشکال) عملی کرده و به نام خود پبت کرده و هم اینکه برنامه های جدید اقای کروبی(مثل توزیع سهام نفت) مثل شعار 50 هزار تومانی در بین توده برد ندارد چون مقداری نخبه گرایانه است و کمی به تجزیه و تحلیل و تفکر نیاز دارد.
از ان طرف میر حسین کاریزمای ریاست جمهوری رادارد.خوب حرف میزند.مردم همیشه حسرت خور به دوران گذشته ی ایران هم از دوران نخست وزیریش خاطرات نوستالژیکی دارند و چون اخوند هم نیست جاذبه ی بیشتری دارد(ای قسمتش کمی عوامانه شد ولی متاسفانه حقیقت دارد) اما دریغ از یک خط برنامه,یک خط استراتژی.من برنامه های کاندیداها را دنبال میکنم مرتبا(به علت بی کاری مفرطی که این ایام گرفتارش شده ام) میرحسی در این مدت جز انتقاد از دولت و گاهی کلیات خیلی مبهمی در باره ی احیای برنامه ریزی و قانون مداری هیچ حرف دیگری ندارد.ما نا سلامتی اهل فکریم و از سر ترس یا تکلیف رای نمیدهیم نمیدانم چرا اقایان انتظار دارند همینکه می ایند و از احمدی نژاد یک لولو درست میکنند ما باید به انها رای بدهیم.اقای عبدی من حتما رای میدهم چون عمیقا معتقدم رای دادن موثر است در تغییر شرایط.من بلاخره به یکی از این 2 بزرگوار رای میدهم اما فقط برای اینکه در بر گرداندن این عذاب الهی که خداوند بر قوم پارس نازل کرده از سر این قوم به اندازه ی یک رای سهیم باشم وگرنه هیچ کدام از این اقایان وجه ی ایجابی رئیس جمهور شدن را ندارند.نمیدانم ما تا کی باید سلبی رای بدهیم.با این افتضاحی هم که دردانشگاه اصفهان کلید خورد و دو طرف خط و نشان کشیدند برای هم اوضاع وخیم تر هم میشود.خدا کند اتفاق بدی نیفتد
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در مورد اصفهان امیدوارم با درایت دو ستاد حل شود و با تحلیل شما هم مخالف نیستم اما یادداشتی دارم که در چند روز آینده تقدیم می کنم که وحدت را برای دور دوم بگذاریم اگر دور دومی بود.
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۲۰ قֽظֽ | Reply
:
عبدی:
البته در باره تصور و توهم غلط مزبور و ریشه آن یادداشتی نوشته ام که بزودی منتشر می شود.
با سلام كدام توهم وتصور غلط را ميگوييد در نيافتم؟!!
اينكه انتخابات محل غلبه اراي اكثريت بر اقليت به گونه اي مسالمت اميز است؟!
يا اينكه هر چه از دهان شيخ صادر شود مبارك است وازديگران توهم غلط؟!
يا اينكه شيخ هر چه كند پيرانه ميكند وديگران هر انچه كنند كودكانه؟!
يا اينكه شما وشيخ چه تركيبي از جامعه را هويدا ميكنيد وما در نميابيم؟!
جميع ستاد شما دل چركينها از خاتميست لطفا در بيابيد وگرنه هيچ سنخيتي بين شما نيست
وگمان نميكنم قبلا هم در ستاد واحدي بوده باشيد!
كروبي مبصر مجلس ششم ومنتقد تندرو ها وشما منقد كند روي خاتمي در يك ستاد گرد هم امديد واز شما همان برون تراود كه در اوست! وبالاتر از انجا راه نيست!زانكه انجا معدن بيهودگيست!
در هر حال من 22خرداد را انتظار ميكشم تا شما ها انچه نميخواهيد در بيابيد در يابد وخلاص
كروبي حرفي ندارد كه مردم انرا در يابند وانرا در سه انتخابات اخير به كروبي نماياندند وايشان اينبار در خواهد يافت كه مردم پدر بزرگ قدرتمند نميخواهند وبرنامه هم مشكل اين بوم نيست بلكه يكي از عمده مشكلات شيخوخيت وپرده داريست
شكست حتمي شيخ را در مقياسي بزرگتر از گذشته ارزومندم ونيز متصور
شكست شيخ نمايانگر پايان عمر شيخوخيت است وپدر سالاري
انسانهاي ضعيف پشتيبان قوي را ميجويند و...
بيگمان شيخ يكته تاز مبصريت بوده وتكروي وروز شماري ميكنم خبر شكست وپايان عمر سياسيش را تا در يابد بسيار انچه كه در نيافته بود ودريافتن حق همه ماست
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
چنان سخن گفته می شود که گویی پیروزی پشت پیروزی را تجربه کرده اید و دیگران شکست پشت شکست را. آقای کروبی یک بار گفت هزار بار خدا را باید شکر کرد که در انتخابات قبل از آقای معین رای کمتری نیاورد و الا باید با خانواده از این کشور می رفت و الان متوجه می شوم که این روحیه چقدر در میان عده ای وجود دارد.
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۱۶ قֽظֽ | Reply
در این کامنت ناشناس :
جناب دلقک ببین داداش اینجا که وبلاگ شخصیت نیست این همه مطلب نوشتی که هم طولانیه و هم اعصاب خواننده ها رو خراب می کنه. بابا جون اینجا باید در رابطه با مباحث کامنت بذاری. من تا حالا حتی نتونستم یه دونه مطلبت رو تا آخر بخونم.
اگر حرفی داری خوب خلاصه بنویس.
تو هر مطلب یه ده تایی کامنت می ذاری. بی خیال.
کم گوی و گزیه تا هم بتوانند بخوانند.
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۳۴ قֽظֽ | Reply
:
سنگ بناي اطلاحات چيست؟
ظريفي در همايش مشروطه ميگفت "توسعه نيازمند سيستم است و ايرانيان توان ايجاد سيستم را ندارند" شايد از منظرهاي متفاوتي بشود اين سخن را نقد كرد مثلاً گفت "آقا چرا موضوع را نژادي ميكني، مگر ايرانيها را چيز خور كردهاند كه نميتوانند سيستم ايجاد كنند" يا مثلاً گفت آقا چند درصد جهان توسعه يافته است، نه وجداناً چند درصد؟ شما دوست داري آفريقا زندگي كني؟ شما دوستداري آمريكاي جنوبي زندگي كني؟ خوب معلومه كه نه! پس تا حالا شد دو تا قاره از پنج قاره! نه، جون من دوست داري تو روسيه و هند و چين و بنگلادش و پاكستان زندگي كني؟ نه جون من دوستداري تو آسياي ميانه زندگي كني؟ مغولستان هم بد جايي نيستا! راستي اروپاي شرقي چطور؟ ليتواني، لتوني، مجارستان يا لهستان يا اصلاً پيش صربهايي كه خيلي مسلمونا رو دوست دارند؟ كدومش؟ چي هيچكدوم! پس اين ناتواني در ايجاد سيستم مثل اينكه يه جورايي ايپيدميه! چون به غير از ده پانزده كشور بقيه توسعه يافته نيستند.
راستي حالا ما سيستم ميتونيم درست كنيم؟ سيستم حكمراني رو ميگمها؟
يه نگاهي به تاريخ بندازيم!
از زماني كه فخر پادشاهان، سلاله پارسيان، انور آرياييان، حضرت جنت مكان همايوني حاج آقا كوروش كبير (قدس ا... النفس الزكيه) اراده به ايجاد سيستم پادشاهي در اين خاك رعيت پرور نهادند لااقل تا زمان شاه عليل مظفرالدين شاه عزير كسي به فكر تغيير اين سيستم نيافتد فقط عظما و وكلاي قوم بودند گه گاهي آويزي و دستاري بر اين درخت كهن ميآويختند و اگر اوضا مساعد بود فره ايزدي نامي هم به اين دستارها ميدادند اگر هم كه نبود همومن نظريه خلافت بود كفايت. اما گهگاهي براي اينكه خلايق از ميوههاي شجرهي اين درخت ميمون خسته نشن از درختهاي ميوهي مختلف قلمهاي تهيه ميشد و به اين درخت پيوند زده ميشد. بله آقا شاه عباس آقاي صفوي كه كلب آستان علي بود اومد و يه قلمه از درخت مذهب رو با اين درخت پير پيوند زد. اما بالاخره هر موجودي عمري داره ديگه عمر اين درخت ما هم كه همون سيستم حكمراني باشه بالاخره با مشروطه سر اومد. اما نشد كه بشه. مشروطه هم نون نشد براي ما.
تا رسيد به آقاي خميني كه صحبت از جمهوري كرد و گفت ميشه مثل فرانسه ايرانمون. آخيش، بالاخره از اون سيستمي كه همهي تاريخ آويزونمون بود خلاص شديم و گفتيم كه جمهوري بشه ايرانم گلستان ميشه. اما بازم نشد.
تا خاتمي با انگشتر خاتمي اومد اونم گفت بابا جوونا ! جمهوري؟! جوونا گفتن كه پرسشي بود يا خبري اين جمهوريي؟ يعني جمهوري يادمون نره يا جمهوري چيزه خوبيه؟ تا اومد جواب بده، رفت خاتمي.
احمدي اومد. چه جوري اومد! ولش كن حالا بحث اينكه بمونه يا بره؟ نظره تو چيه ؟ بره يا بمونه محموده؟
خلاصه جونم براتون بگم كه ما اگه بخواهيم آدمهاي سيستم سازمون رو تو تاريخ بگيم همينها هستند بخوايم يا نخوايم و براي همين هست كه بزرگن چون سيستم ساختن. سيستم حكمراني.
1- كوروش
2- مشروطه چيها، همشون از آخوند خراساني و طباطبايي و بهبهاني تا تقيزاده و غيره.
3- آقاي خميني- كه كلاً سيستم رو از پادشاهي برد به جمهوري. هر چند يه صفت بهش داد اما كار بزرگي بود. همه كار رو كه يه نفر نبايد بكنه خوب يكي پيداش بشه اين صفت رو هر جوري كه دوست داره و فكر مي كنه ملت مي خوان عوضش كنه. اون موقع جمهوري اسلامي ميخواستن مردم. تا حالا بعدن چي بخوان؟ آقاي خميني هم براي آوردن جمهوري از كسي اجازه نگرفت حالا اگه كسي هم ميخواد عوضش كنه اجازه كسي رو نميخواهد. راست ميگه اقدام كنه.
واقعا اگه بخواهيم منصف باشيم عباس ميرزا و قائم مقام و امير كبير و مشيرالدوله تا دكتر مصدق سيستم ساز نبودند فقط ميخواستند يه جورايي همون سيستم بهترش كنند، كارامدترش كنند.
تو دورهي جمهوري اسلامي هم همينطور. آقاي خاتمي فقط خواست سيستم و اصلاح كنه ولي يه عده فكر كردند بنده خدا سيستمسازه.
دوستان، يه سري از جان گذشته اومدند مطلقه رو كردند مشروطه، كار بزرگي كردند اما قدرش دونسته نشد دوباره شد مطلقه. يه سري ديگه اومدند مشروطه رو احيا كنند دوباره نشد اين دفعه چهار قفله شد مطلقه. يه سري هم زحمت كشيدند در و قفل رو با هم شيكوندند و جاش گذاشتند جمهوري اسلامي. داشت خوب پيش ميرفت كه نمي دونم چي شد خراب شد. خاتمي اومد دوباره بكنه مثل اولش كه نذاشتن و ما هم بي خيال شديم. يه هو به خودمون اومديم ديديم اي واي دارن ميكنن و ميبرنش. حالا وقتشه كه نذاريم بكنن و ببرنش اين جمهوري يَ رو.
شايد خيليها نپسندند پسوند اين جمهوري يَ رو اما يه دفعه كه درست نمي شه ذره ذره درست مي شه اين جمهوريه. راستش فعلا هيج جاي دنيا هم بهتر از جمهوري سراغ نداريم كه فكر كنيم اگه عوضش كنيم بهتر مي شه. پس بياييد با هم كمك كنيم اين جمهوريه به جمهوريه واقعي نزديك تر بشه حتي اكه لازم باشه افسيلون افسيلون حركت كنيم.
بياييد فكر هامون رو هم بذاريم ببينيم با چه برنامههايي كه خيلي به ضد اصلاحاتي هم بر نخوره ميشه ذره ذره جلو رفت.
من يه خورده فكر كردم اما مي دونم كه ناقصه اما به عنوان پيشنهاد مي گم كه اگه دوست داشتين و منت گذاشتين نقدش كنيد.
به نظر من اگه ما تو چهار حوزهي سياسي، اقتصادي، قضايي، اجتماعي و فرهنگي برنامههاي زير رو پيگيري كنيم قدمي غير قابل برگشتي رو بر داشتيم كه ميتونه سنگ بناي اصلاحات و حركت به سوي جمهوري واقعي باشه. حداقل براي يه 8 سال.
سياسي:
1- تعريف جرم سياسي و برگزاري دادگاه سياسيون با حضور هيات منصفه و حق برخورداري از وكيل در تمامي مراحل – به گونهاي كه هزينه مخالف سياسي سنگين نباشه و كسي از فعاليت سياسي نترسه و بشه مخالف سياسي و اپوزيسيون بودن رو در كشور نهادينه كرد. مسلمه كه اولش لازمه امنيت ملي هم درست و حسابي تعريف بشه همينطور آزادي احزاب اجراييه بشه. تازه همش هم تو قانون اساسي هست.
2- پيشبيني سازوكاري كه سلامت انتخابات براي هميشه تضمين بشه.
اقتصادي:
1- شفافيت اقتصادي در زمينهي آمار و اطلاعات.
2- هر ايراني شماره حساب واحدي داشته باشه و اگر هم در بانكهاي مختلف حساب داره بشه در يك لحظه اطلاعات او نو جمعآوري كرد. مثلا يه پايگاه داده كه مشخص كنه در سطح كشور يه نفر در سال چقدر پول به حسابش ريخته شده، كيا پول ريختن به حسابش، به كيا پول داده، چقدر ماليات بهش تعلق مي گيره و آيا مالياتش و داده يا نه.
3- اسامي شركتهاي واردكننده اجناس خارجي به كشور به همراه نام اجناس وارداتي و ميزان آنها هر ساله توسط گمرك ايران منتشر بشه.
4- درآمد و هزينه كرد فروش نفت، گاز و منابع معدني ايران هر شش ماه يكبار منتشر بشه.
قضايي:
قانون استقلال كانون وكلا نوشته شود و وكلا داراي مصونيت شوند و هر خانواده ايراني يك وكيل داشته باشد. (طرح وكيل خانواده) و تمامي متهمين بايد وكيل داشته باشد.
رئيس قوه قضاييه انتخابي بشه. (پيشنهاد دكتر سروش)
اجتماعي:
تامين اجتماعي درست و حسابي اي برقرار بشه كه هر ايراني از حداقل زندگي برخوردار باشه. اين حداقل زندگي هر سال بايد تعريف بشه. براي مثال هر ايراني بايد حداقل ديپلم داشته باشه و هيچ بچهاي حق ترك تحصيل نداره. هر ايراني محصل بايد رايگان درمان شود. هر ايراني شاغل و بيكار بايد بيمه باشد. هر ايراني بايد درآمد داشته باشد يا از طريق اشتغال به كار يا بيمه بيكاري. هيچ زن و دختري نبايد به دليل فقر به فحشا كشيده شود. هيچ كودكي نبايد به دليل فقر يا بي سوادي خانواده به بيماري دچار شود يا ترك تحصيل كند. هر ايراني بايد وكيل و پزشك مشخصي داشته باشد و وكلا و پزشكان از طرف دولت موظف به اين ميباشند كه به تعداد مشخصي فرد ايراني يا خانوادهي ايراني خدمت ارائه كنند و ماهيانه مبلغي دريافت كنند. و مواردي از اين دست.
فرهنگي:
سانسور حذف شود.
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۰۶ بֽظֽ | Reply
امید- به نگرانم شيخ نگران :
هموطن نگران ، نگرانی خود را اینگونه با ما در میان گذاشته که جا دارد مقداری نور بر آن بتابانم
این دوست هموطن در کامنت خود از عقل جمعی صحبت کرده . همان تکه کلام آقای مزروعی و حزب مشارکت که خود را عقل جمعی میدانند و انتظار دارند همه سمعا و طاعتا از عقل آنان بدون حتی زحمت پاسخگویی پیروی کنند
کامنت را جمله به جمله نور می تابانم و حرفهایی خود را مثل همیشه در داخل دو پرانتز قرار میدهم
کامنت نگران:
با سلام
شيخ من الشيوخ ميفرمايند كه صرف ايجاد فضاي مشاركت كافيست در انتخابات واينرا از همه مهمتر ميداند وليكن عرض شود حضور بي نتيجه براي مردم كه در ان ارا متشتت شود تنها براي اناني كه از حضور قصد بهره برداري ابزاري وبي نتيجه دارند بر خلاف نفس انتخاب ومقايسه تاثير افرين به نفع اراي اكثريت اكثريت خوب است ومعنايي ندارد اگر بخواهيم اقليت پيروز انتخاباتي باشند(پایان نقل قول)
(( اولا که لحن بکار رفته نشان از دلسوزی و حل مشکل ذهنی و تحلیلی ندارد. به این دوست نگران یادآوری میکنیم که ما در اینجا هستیم تا با تحلیلهای و نظرات قانع کننده ی خود دنیای بهتری بسازیم . و اما برای باز کردن بحث و شروع ، این سؤال کلی را با این دوست نگران مطرح میکنم که : فرق بین یک دولت دمکرات با یک دولت مستبد چیست؟ یک فرد دمکرات با یک فرد مستبد چی؟.... کوتاه کنم اصلی ترین تفاوت حکومتهای دارای دمکراسی و افراد دمکرات با دولتهای مستبد و افراد مستبد بالفعل و بالقوه ، باور و رفتار متفاوت این دو ست.... افراد دمکرات - همچنین دولتها- باور و رفتارشان مبتنی است بر تربیت درست افراد جامعه برای آگاهی و آزادی ... بالا بردن سطح فکر و دانش .... و در برعکس ، رفتار و باور افراد مستبد - و همچنین دولتهای مستبد- تلاش بی وقفه بر تربیت افراد به بندگی و فرمانبرداریست . در این حکومتها و در سایه چنین افرادی( مستبد ) وظیفه کلی شرکت در انتخابات و.... تربیت اینست که ترس و نگرانی را در دلهای مردم جای دهند!! چون آموزش ، دانش و بالا بردن سطح فکر و تحلیل ، برای این افراد مضر است . همین نگرانی که شما بلندگوی آن شده اید))
نوشته اید:
اي شيخ ما ميدانيم عرصه رقابتهاي سياسي تنها براي امثال شما تعريف شده است ونميخواهيم به ما بياموزي كه حق شماست كانديد باشي ما خود بهتر از شما ميدانيم حق شما هاست بر سرنوشت ما تاثير بگذاري وخود از اين حق بي بهره ايم(( اینجا نگرانی این دوست با گل آلود کردن آب برای مخدوش کردن حقیقت دامن زده شده . ادامه آنرا بخوانیم:))
شما شيخ من الشيوخ هستي مگر شوخيست؟!
شما ميتواني هر چه عشقت كشيد بكني ومارا ياراي ان نيست كه از شما بخواهيم اينقدر به ما خوبي نكن(( اینجا یواش یواش نیت و منظر نوشتن این کامنت نویسنده مشخص میشود و رفتار و رویه استبدادی او بیرون میزند:))
من نميدانم چطور است كه شيخ با گريز از انتخاب دو قطبي در دور اول ميخواهد به انخابات دو قطبي در دور دوم روي اورد؟!(( بحث در مورد آقای کروبی بخود ایشان مربوط میشود ولی ما در این سایت و به همراه تحلیل آقای عبدی از منظر افزودن بر آگاهیها و تمرین دمکراسی اینجا هستیم تا بتوانیم نور بر افکار مستبدین بتابانیم و تحت تاثیر جو سازیها و اتهامات و توهینهای افراد قرار نگیریم))
(( ادامه این کامنت ِ متفاوت در وب سایت را ، که با نیت و از منظر خاص نوشته شده با هم مروز می کنیم:))
اقاي شيخ سعي كن راي اوصولگرايان را در كيسه بگيري همچون اقاي رضايي وگرنه در دور دوم رضايي نخواهد بود وبهتر است شما در دور اول راي اصلاحات را به يك كيسه هدايت كني يا موسوي را از ميدان بدر كن يا خود بدر شو اگر واقفي كه نظر اكثريت مردم بايد از انتخابات خارج شود پس شما اكثريت را به دو نيم نكن تا اقليت پيروز شود(( در اینجا به روشنی می بینیم که نیت افراد چقدر در زندگی و مناسبات مهم است . یکی با نیت و منظر شفا شکم کسی را پاره میکند و دیگری برای کشتن .... و بعینه می بینم که اگر جلوی چنین افرادی را - در هر جایی - از امروز نگیریم فردا با سرعت و شدت بیشتر مرا باز زیر خود له خواهد کرد.... با هم ادامه ی این کامنت جمع عقلی را می خوانیم:))
اي شيخ من بسيار هراسانم از بي مسئوليتيها وخود خواهي ها وخود بيني ها
اي شيخ ما در قبال زندگي ديگران مسئوليم ونبايد با رفتار وكردار خود اثار بدي بر سرنوشت كساني كه به ما اعتماد دارند بگذاريم(( بله ما در قبال زندگی دیگران مسؤلیم ولی نه مسؤلیتی از نوع افراد مستبد ... که فقط از مردم فرمانبرداری و بندگی انتظار دارند ....و تنها به هر مناسبتی بندگی و فرمانبرداری را میخواهند به مردم بیاموزند.... بله ما در قبال هم مسؤلیم تا افراد را روزانه ، و به هر مناسبتی آگاهی رشد و آزادی بدهیم و .... با هم با همین هدف و منظر تمرین دمکراسی کنیم تا بتوانیم برای آینده تحمل یکدیگر را بیاموزیم و نه حذف همدیگر را که شما در اینجا قصد چنین دارید .....نه اینکه با اسم مبارزه با خودخواهی ، خودخواهی ها را رواج دهیم!!....))
ادامه کامنت این دوست نگران:
اي شيخ ما علم غيب نداريم پس بايد به حكم خرد گوش دهيم واين وظيفه ماست(( خوب شما که علم غیب ندارید این عقل جمعی را چگونه کسب کرده و گوش داده اید؟ ... چرا فکر میکنید فقط نظر شما نشات گرفته از عقل جمعیست؟ پس ما در اینجا چه هستیم؟ ))
((ادامه این کامنت دوست نگران که فقط نگرانیش از شکست خوردن عقل جمعی خود است با هم میخوانیم تا کمی نسبت به پیرامون خود شناخت بهتری کسب کنیم که میخواهیم با چه کسانی برویم سیزده بدر!!:))
مگر ميشود انسان بفكر زندگي ديگران باشد اما به حكم خرد به نفع شخصي وخودخواهي وخود بيني گوش نسپارد؛ اقاي شيخ كروبي شما در معرض ازمون بزرگ در زندگي فعاليت سياسي خود در ايران قرار گرفتيد پس خواهش ميكنم به هر چيز كه دوست داريد از جمله ارامش وامال خودتان سعي كنيد تنها به خرد جمعي وتنها به خرد جمعي از جمله نصيحت وبررسي هاي دوستان خود گوش كنيد وما را دچار هزينه غير قابل جبران نكني(( من نیز همین خواهش را از شما دارم . شما نیز در معرض آزمون بزرگی هستید که آیا میخواهید رفتار یک فرد دمکرات را داشته باشید؟ یا همچنان رفتار و منش و کردار و خواستهای یک فرد مستبد را؟))
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۵۳ بֽظֽ | Reply
omoid be farda :
daste shoma dard nakoneh .ghablan tasmim gerefteh bodam dar entekhabat sherkat nakonam vali ba barnameh-haye aghaye karoubi va ba tavajjoh be afrade teamash mesle aghaye abdi ba shogh va omide faravan dar an sherkat mikonam.
aghaye abdi pishnahad mikonam rouye bargashte iraniane kharej az keshvar ham barnamehe khod ra elam konid.chon besiari az khanvadeh-haye irani bach-cheha,baradaran,khaharan,bastegan va... dar kharej darand ke dar salhaye bad az enghelab be dalayele mokhtalef masalan siasi majbour be tarke iran shodeh-and vali alan tamayol be bar gasht darand, dashtan barnameh baraye tas-hile amadane mojad-dade anha be iran ham ensani ast ham az nazare jalbe araye khamoush kheli asar darad.
ba arezouye movafaghiat.
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۴۶ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
در قالب پاسخ به "امید"!
1- زبان نفهمی من و تو دارد بدجوری حال می گیرد ازدوستان جوان"پیرمرد!"باز خوش به حال شما که حداقل خط مرا می توانی بخوانی! من دلقک که اصلاً کور شدم تا یک کلمۀ دو حرفی"هی" را در خطابت به من بخوانم وموفق نشدم هنوز تا این جا. گفتم لابد می خواستی به زبان فرنگی باهم سلام علیک کنیم که هم صمیمی باشیم وهم کلاسمان برود بالا؛ که هم سایتی های جوان فکر نکنند فقط خودشان با حالند وحال مارا بگیرند مثل همیشه! ولی عزیزم تلفط صحیح" HI "های است ونه"هی" اگر هم منظورت احترام به من است وتبلیغ"بزرگ"ی من باید با فروتنی"..."انه عرض کنم که من به آن گندگی هم نیستم دیگر! غلو هم اندازه دارد رفیق!
2- "امید" های من همه در داخل گیومه اند متأسفانه! از بس که"فشرده" اند در این زمان؛ واز بس که"فسرده"اند در این زمانه!
3- شما تنها امید بدون گیومۀ من هستید که موکل هم داری ماشالله! ومن که تنهای تنهایم با تنهایی ودنبال لشکر مهدی کروبی میگردم دراین"فسانه"!
4- جه فرقی می کند کی به کی گیر بدهیم برای کمک به رفع "گیر" اکبری که همه در آن افتاده ایم به نا رسم"فرقی نمی کند": جوانی با ولنگاری، سرخوشی با جلفی، زیست خواهی با لیبرالیسم، سیاست با گل کاری"- حالا برعکس-(گل کاری با سیاست) ،جدیت با بازی-حالا بر عکس-(بازی با جدی)، کمدی با تراژدی-حالا بر عکس-(تراژدی با کمدی)،زندگی با مرگ- وحالا نه بر عکس- ومعمار وثریا وکج ودیوار وایوان وخانه ونقش وخواجه وخواجه وخواجه وخواجه و... برو عقب تا بزنی به خواجۀ تاجدار! نگران نباش نه خودش ونه کتابش خاصیتی ندارند حتی برای نیکول کیدمن وانجلینا جولی! من وتو که خود اهل بخیه ایم حسابی!
5- گفته بودی رأیت همیشه منفی بوده وخوش بحالت واقعاً- کجا بودی تاحالا- من که همیشه بغیر از یکبار! رأی داده ام مثبت وهمیشه هم اشتباه کرده ام! واین اولین باری است که بدون اشتباه می خواهم به "مهدی کروبی" رأی بدهم. بدون انشالله ماشالله. چون مطمئنم که خدا راضی نمی شود من بازهم اشتباه کنم دراین پیری وکوری ودلقکی ودرماندگی و...دلقک توقعی هم ندارد بغیر از لبخند بچه ها!
6- متأسفم که از نه کم نه زیادم خوشت نیامده! حالا کجایش را دیده ای؛ اگر من هم مثل عباس عبدی ودکتر سروش وکرباسچی و حتی خود آقا مهدی رییس جمهورو...نه!نه!نه! شد قیاس مع الفارق مثلاً محمود دولت آبادی- بازهم زدم به خاکی. این را هم نادیده بگیر- مثلاًمثل سوپری محلۀ شما شناسنامه رو میکردم برای همان 60 سالی که گفته ای- راستی شما مگر چند سالتان است. نکند قبل از تولد هم می خواستید بیانیۀ سیاسی صادر کنید؟ پس طفلک من کی بچگی کردی! دلم کباب شد- ومعلوم می شد که چه غلط هایی کرده ام وچه گافهایی داده ام. مگر می توانستم از دست این جماعت منور الفکر جان سالم در ببرم که می خواهند بدانند که چرا من درN سال پیش به گربه گفته ام پیشی!
7- نتیجۀ غیر اخلاقی: خب بیایید همۀ نیرویمان را بگذاریم روی هم وثابت کنیم که عباس عبدی در سال 58سفارت آمریکا را اشغال کرده ودر سال عام الفیل زیر شلواری راه راه پوشیده وبه ننه جانش گفته مامان. وادامه بدهیم تا ظهور مجدد در مجدد عاق محمود خرابه آتی! حداقل دلمان که خنک می شود اگر وطن مان ویران شود! واین کم دست آوردی هم نیست والله: تماشای شخم زدن کلۀ پیشی!هم فال وهم تماشا ! اوف! میو میو! یا...هو
تکملۀ روز:
فرق اخلاق با سیاست این است که توی اخلاق دنبال سیاست نمی گردند ولی توی سیاست دنبال اخلاق نمی گردند!توی سیاست دنبال منفعت "نسبی" می گردند. امید گفته همه چیز نسبی است: حتی منفی ومثبت!!
۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۴۲ قֽظֽ | Reply
ahmad :
آقا سلام،
این هم یه لطیفه متاسفانه واقعی دیگر:
دولت فعلی هیچ مرزی در کاهش یا افزایش اعتبارات دستگاهای دولتی همزمان با نزدیک شدن به انتخابات ندارد و کاملا رها و یله هست. یعنی دقیقا همان هدفی که از انحلال سازمان برنامه داشتند.
کسری بودجه دانشگاها در کنار واریز پول به حساب فرهنگیان این یعنی هرج مرج بودجه ی.
راستی چرا این دولت بانک مرکزی را هنوز منحل نکرده است؟ چون با انحلال این بانک همین آزاد بودن دست امثال احمدی نژاد در امر ارزی هم امکان پذیر است.
جناب عبدی،
اگر وقت داشتید حتما از کارشناسان قدیمی سازمان برنأمه بپرسید که با چه خون و دلی سازمان رو پاک و پاکیزه نگاه داشتند. با پیدا شدن ۱۰۰ ها دزد اموال مردم در تقریبا همه دستگاهای دولتی راستی چرا بعد از 50 سال حتی یک دزد اموال عمومی در سازمان برنامه پیدا نشد؟ جائی که روزانهٔ هر کارشناس با میلیونها ریال جابجای در بودجه سرو کار داشت؟
خلاصه این که این همه ضد و نقیض مهم در اداره کشور ایران را چه کسی باید پاسخ بدهد؟ آیا پاسخ گویی پیدا میشود؟
۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۲۷ قֽظֽ | Reply
ali :
واقعا تصمیم گرفته بودم که به آقای کروبی رای بدهم، که بر خوردم به نامه ایشان و دو تن دیگر در سال 67 به آقای منتظری:
«...شما هميشه در برخورد با مسئولان و مقامات قضايي از عفو زندانيان گروهكي سخن ميگوييد و آزادي آنان را
ميخواهيد. با وجود آنكه بارها براي شما ثابت شده است كه بسياري از آنان به سبب اصرار و پافشاري شما مورد عفو قرار گرفتند و آزاد شدند و با شناسايي بيشتر از پاسداران و بسيجيان دست به آدمكشي و ترور زده و خون عزيزان ما را ريخته اند، ليكن هرگز اين گونه رويدادها در موضع شما در پشتيباني از زندانيها ي گروهكي تغييري پديد نياورده است . اين موضع شما براي ما سئوال برانگيز است ما مطمئن هستيم كه عناصر مرموز بيت، در اين موضع گيري شما نقش اساسي دارند.
شما در سخنرانيهاي خود روي اين نكته بارها تاكيد داريد كه برخي از شعارهايي كه داديم غلط بوده، تند روي بود، موجب رميدن افكار جهاني شد! حتي در ديدار با هيئت فلسطيني سفارش كرديد كه اشتباهي را كه ما مرتكب شديم شما تكرار نكنيد، شعار نابودي اسرائيل را سر ندهيد.
بايد اين نكته را يادآور شويم كه استكبار جهاني براي منحرف كردن مسير يك انقلاب، نخست از اين راه وارد ميشود كه به برخي از سردمداران انقلاب بباوراند كه قاطعيت و انعطاف ناپذيري و ايستادگي روي آرمانهاي انقلاب غير عملي و موجب انزواي كشور انقلابي در جهان ميشود! و ميكوشد افكار جهاني را به شكل لولوي سر خرمن، در برابر چشمان مسئولان انقلاب پيوسته به رژه وادارند. غافل از آنكه، افكار جهاني را مشتي زراندوزان بي وجدان، رفاه طلبان بي درد و انسانهاي تهي از انسانيت ميسازند و آنانكه در كشورهاي مقتدر و استكباري هنوز از انسانيت تهي نشده اند، خود از بسياري حقوق محرومند و در معادلات جهاني نقشي ندارند..»
http://www.amontazeri.com/Farsi/khaterat/html/1190.htm
آدم می ماند که قسم حضرت عباس دفاع از حقوق بشر را قبول کند یا دم خروس دفاع جانانه از اعدام هزاران زندانی بی دفاع در زندان را؟!!!! حالا دفاع از شعار نابودی اسراییل و مبارزه با استکبار جهانی و زمینه عزل آقای منتظری به کنار!!!
۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۲۷ قֽظֽ | Reply
:
سلام
اگر اجازه بدهید میخواهم موضوع شورای نگهبان را خیلی به زبان ساده عرض کنم و خواهش میکنم من گمراه رو راهنمائی بفرمایید.
اگر شورای محترم نگهبان همه این آقایان و خانمهای کاندیدها که ثبت نام کرده اند را تائید کند (فرض محال) آیا این توهین به مردم نیست که فکر کنیم مردم سرنوشت خود را به دست بعضی از این آدامها بسپارند؟ این که اجازه نمیدهند مردم خودشان بگردند از بین همه کاندیدها اون کسی که خودشان فکر میکند خوب هست انتخاب کنند اساسا توهین به مردم نیست به نظر شما؟ مگر چه اشکالی دارد؟ کشور خودشان هست دلشان میخواهند بسپارند به فلانی مگر اشکالی دارد؟ بکسی چه مربوط که من و امثال من چه وکیلی میخواهم برای خودم بگیرم خوب من و امثال من ضرر میکنم به شما چه؟ مگر این که فکر کنیم کسی از جایگاه فرا قانونی اجازه چنین کاری را نمیدهد واگر نه من که اشکالی در این کار نمیبینم که مردم دوست داشته باشند هر کسی رو دوست دارند انتخاب کنند تا زمانی که اون حداقلهای قانونی رو دارند. بقیش به نظر من و با عرض معذرت پرروی بعضی از ما بهتران هست.
۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۳۹ قֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی
جدأ شما این اعتراض را که آمدند پای صندوق رو نظام به نام خودش ضبط میکند رو چگونه پاسخ میدهید؟ یا بهتر بگویم چه راه کاری دارید که اینطوری نشود.
۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۵۰ قֽظֽ | Reply
به نقل از تابناک :
سفر انتخاباتي سعيد حجاريان به قم لغو شد.
به نوشته جمهوری، اين سفر كه با برنامه ريزي بعضي عناصر اصلاح طلب تحت عنوان حمايت از مهندس موسوي قرار بود همزمان با دوم خرداد انجام شود به دليل آنكه بدون هماهنگي با ستاد آقاي موسوي بود لغو شد.
جمعي از اصولگرايان حامي مهندس موسوي در قم نيز به اين برنامه ريزي اعتراض كرده و آنرا اقدامي دانستند كه هيچ ربطي به ميرحسين موسوي ندارد و تلاش مذبوحانه ايست كه عده اي از ورشكستگان سياسي براي احيا مجدد خود بعمل مي آورند.
۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۲۶ بֽظֽ | Reply
:
سلام،
با توجه به سخنرانی های اخیر در کردستان و بخصوص سخنرانی امروز در دفاع از حرفهای ضد اسراییلی احمدی نژاد و اینکه چرا عده ای در برابر این شجاعت ابراز شرمندگی می کنند(که مستقیما به تیتر دیروز اعتماد ملی و حرفهای آقای کروبی در مورد هولوکاست برمی گردد) پیشنهاد می کنم به آقای کروبی بفرمایید نامه ای سرگشاده بنویسند و اعلام کنند که اگر نظر رهبری ماندن رییس جمهور عزت آفرین فعلی لست اگر ایشان صلاح می دانند، همین حالا نامه استعفایی از سوی آقای کروبی نوشته شود تا وقت مردم هم بیخود گرفته نشود. به نظر می رسد این نامه ای با فواید بسیار خواهد بود.اقلا فضا را به نفع کروبی گرم می کند، و در ضمن وجهی واقعی هم خواهد داشت.چنین نامه ای از نامه ای مثل آنکه پس از دور اول انتخابات دفعه پیش نوشتند بسیار کاربردی تر و کارآمد تر خواهد بود.
۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۳۳ بֽظֽ | Reply
شيخ شجاع! :
با سلام
پس چي شد شجاعت اينروزها شنيده ها حاكيست تا روزهاي اتي خاموشي گزيده
افرين به اين شجاعت وصراحت!!!!!!!!!!!!1
۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۰۶ بֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی،
به نظر شما آقای رئیس روزنامه دوباره توقیف شده یاس نو مرتکب اشتباه نشده که به احمدی نژاد نامه نوشته؟
اولا نامه نگاری که جواب نمیدهد دوما اگر هم میخواست بنویسد بهتر نبود به قوه قضأیه مینوشت؟
والا ما که از کار این حزب مشارکت سر در نمیآوریم شما رو نمیدونم.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۴۰ قֽظֽ | Reply
:
با سلام
سكوت شما همزمان با سكوت شيخ معنا دار است
اقاي عبدي شيخ محافظه كار است قبول كن بدرد ما نميخورد بهتر است اهسته وپيوسته رويم
بجاي اينكه بخواهيم ما را كله پا كنند ويا ...
بهتر است انها را دور بزنيم
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۲۶ بֽظֽ | Reply
لطیفهء سال :
به گزارش الف از خبرگزاریها، رئيسجمهور امروز پس از حضور در همايش مديران ارشد صنعت نفت، در جمع خبرنگاران از طرح ويژه دولت براي انتشار اوراق مشاركت و توزيع سود صنعت نفت ميان همه ايرانيان خبر داد و گفت: تمام ايرانيها ميتوانند اين اوراق مشاركت را خريداري كرده و در سود آن شريك شوند.
رئيس جمهور در حالی که طرح مذکور را "جدید" و راهی "براي رساندن سود صنعت نفت به تمام اقشار ملت" میدانست، اظهارداشت: در اين طرح اوراق مشاركتي منتشر خواهد شد و سود صنعت نفت در اختيار تمام مردم و ايراني ها در سراسر دنيا قرار خواهد گرفت.
احمدي نژاد در نهایت وعده داد که: تمام ايراني ها مي توانند اين اوراق مشاركت را خريداري كرده و در سود آن شريك شوند.
وي البته افزود که اين طرح وابستگي ما را به ديگران براي تأمين منابع مالي مورد نياز صنعت نفت كاهش مي دهد و سود صنعت نفت را به طور كامل در اختيار مردم قرار مي دهد.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۵۶ بֽظֽ | Reply
محمدحسین :
جناب آقای مهندس عبدی
تبریک و شاید هم تسلیت
امروز آقای محمود احمدی نژاد در جمع مدیران صنعت نفت رسمآ طرحی شبیه ملی کردن سهام نفت را پذیرفت. اکنون دو رییس جمهور طرفدارتئوری جنابعالی و طرح پردازی دکترنیلی شده اند.
تبریک که مشهورترین سیاستمدار جهان بشریت طرح یک نظریه پردازسیاسی-اقتصادی را پذیرفته است.
تسلیت که این مشهورترین سیاستمدار،به مدت 4 سال شعارقبلی اش یعنی آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم را انکار کرد.
این بار باید این وعده را بر کتیبه ای از سنگ نوشت و در کنار کتیبهء داریوش در تاق بستان نصب کرد تا انکار نشود.
تبریک که ایده ای طرح نمودی که رقیب بی رودربایستی، بی هیچ تعارفی، بی هیچ انکاری،بی هیچ خجالتی، بی هیچ معذرتی، در روز روشن آن را پذیرفت.
با این حساب گمان می کنم کروبی دارد کم کم "خدا" می شود.
یک نفر نزد پادشاه آمد به شکایت، پادشاه گفت اسمت چیست گفت:خدا. شاه گفت :داری مرا مسخره می کنی؟ طرف عرض کرد:معاذالله اعلیحضرت ، آخر من قبلآ دهخدا بودم، خانه خدا بودم ، باغ خدا بودم، حاکمی که نصب کردی ده و خانه و باغ را از من ستاند اکنون فقط خدایش مانده.
کروبی ، مجمع روحانیون را تأسیس کرد، اکنون شده است ستاد میر حسین، طرح نفتش را هم امروز احمدی نژاد برداشت و برای خودش اعلام کرد، مانده فقط جنابعالی و کرباسچی و نجفی و سایرین و اعتماد ملی .که ببینیم سهم کی خواهید شد تا نهایتآ خدایی آقای کروبی علی الاطلاق شود و از آن پس کروبی به جای ریاست جمهوری خدایی کند.
پس تبریک به کروبی که دارد خدا می شود.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۲۹ بֽظֽ | Reply
هموطن :
سلام و خسته نباشید.
قبل از طرح سوالم باید ....
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فقط جهت اطلاع خودتان که لکه سیاهی است.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۱۶ بֽظֽ | Reply
معني خودخواهي را واضحتر بگوييد بدانيم! :
عبدي: انتظار كنارهگيري از ديگران خودخواهي است
عبدي در ادامه برنامه به سوال يكي از دانشجويان مبني بر اينكه چرا كروبي در سال 84 كانديدا شد و مانع پيروزي اصلاح طلبان شد، پاسخ داد و گفت: كروبي در جايي گفته است كه خدا را شكر ميكنم كه در انتخابات سال 84 حتي يك راي از معين كمتر نياوردم وگرنه بايد با خانواده خود كشور را ترك ميكردم.
عضو سابق جبهه مشاركت با بيان اينكه انتظار كنارهگيري ديگران خودخواهي است، اظهار داشت: بايدبه دنبال ايجاد جريان اجتماعي باشيم و نه اينكه سعي كنيم ديگران را از رقابت حذف كنيم.
وي در ادامه اظهارات خود به ادعاي جلايي پور در خصوص خاتمي اشاره كرد و گفت: انتخابات را نبايد به اگر و مگر متصل كرد. علت كنارهگيري خاتمي هم از انتخابات كاملا مشخص است و ما بايد در همين چارچوب صحبت كنيم. (پايان نقل قول)
با سلام
ما شنيديم خود خواهي قدرت طلبي ومنفعت طلبيست
در ضمن معين ان شعار معروف را نداد
در ضمنتر روزي مجبور خواهي شد ايران را ترك كني كه جايت ايران نيست كه هيچ....
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
معلوم است که ترس آقای کروبی بی مورد نیست.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۰۳ قֽظֽ | Reply
:
سلام،
این بیانات رهبر کشور معلوم میکند که کسی از میان کسانی که از غربال شورای بقول معروف خیلی محترم نگهبان بگذرد ممکن است کشور را بی آبرو کند. این حرف بنظر شما به چه منظوری نزدیک انتخابات ایراد میشود؟ آیا این حرف خودش این نهاد را زیر سوال نمیبرد؟ آیا ممکن است این حرف به معنی این باشد که ممکن است امثال اعلمی یا شعله سعدی هم امکان تائید دارند؟
"رهبر ایران از مردم خواسته با شرکت در انتخابات مانع از سر کار آمدن کسانی شوند که بخواهند در مقابل دشمن تسلیم شوند و آبروی ملت را ببرند"
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ظاهرا در این مورد خاص اختیارات دست رهبری است و کس دیگری قادر به مداخله نیست.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۴ قֽظֽ | Reply
نويد :
از لطيفه هاي جالب مناظره شما و جلائي پور بود. يعني واقعا هيچكي ديگه نبود كه شما دوتا بايد با هم مناظره مي كرديد؟يا جواب تند آقاي سروش به دولت آبادي!!! منظورم اين نيست كه نبايد ديالوگ داشت ولي نه اينجوري.من به پر رنگ شدن خطوط اعتقاد دارم ولي اين كارها رو درك نميكنم؟ فكر ميكنم ما از مشكلات و احمدي نژاد غافل شديم.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
دوست عزیز من در آنجا از ابتدا گفتم که برای نقد موسوی نیامده ام و برای دفاع از سیاست خودم آمده ام . بعلاوه ظاهرا اصرار دوستان بوده که حتما می خواسته اند با من مناظره کنند.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۶ بֽظֽ | Reply
بهزاد :
آقاي عبدي...به نظر شما آيا طرح نفتي آقاي كروبي توانايي گرفتن تاييد از اين مجلس را دارد كه اين همه روي آن مانور داده مي شود؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
نیاز چندانی به کسب رای ندارد با قوانین موجود قابل اجراست.
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۰ قֽظֽ | Reply
gamalbaz :
من فکر میکنم کسی مثل شما طی سی سال اخیر خطاهایی کرده که در هیچ سیستم حکومتی دیگری جز حکومت اسلامی کنونی جایی برای ابراز وجود نخواهد داشت و بهتون حق میدم اینقدر اتش انتخاباتو داغ کنید.ضمنا حتا در صورت موفق شدن کروبی شما تازه اگر محافظه کار نشید و حرفاتونو بزنید سرنوشتی بهتر از حجاریان نخواهید داشت.
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۸ قֽظֽ | Reply
حوصله ما را سر بدين هر چه ميشود بشود بدرك اسفل اسافلين :
عبدی:
چنان سخن گفته می شود که گویی پیروزی پشت پیروزی را تجربه کرده اید و دیگران شکست پشت شکست را. آقای کروبی یک بار گفت هزار بار خدا را باید شکر کرد که در انتخابات قبل از آقای معین رای کمتری نیاورد و الا باید با خانواده از این کشور می رفت و الان متوجه می شوم که این روحیه چقدر در میان عده ای وجود دارد(پايان نقل قول)
بله جناب عبدي
شما را ميدانم روزي با ان بسياري عاشق سينه چاك وهم بساط هم بودبد
گور باباي هر كي خواست از اونايي كه شما ميگين طرفداري كنه
من برام معين يا كروبي فرقي نميكنه
من ميخوام موسوي كه ادم كاردانيه ريس جمهورم باشه تا كف مطالباتم كه چهار سال زندگيه رو بدست بيارم
ونميخوام كروبي وامثالهم رو ديگه رو هيچ مسندي ببينم
شما هم براي توجيه خودتون مارو مشاركتي خطاب نكنين
ما روزي عضو مشاركت نبوديم مثل شما
ما از دل اين ملت محروميم كه همچين كه شما فكر كردين احمق نيستيم
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ببخشید که اشتباه برداشت کردم. خداوند همه ما را از انواع محرومیت نجات دهد.
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۰۸ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1165