آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸
نامزدهايشان را تاييد كنيد
نامزدهايشان را تاييد كنيد
پس از ملاقات انجام شده ميان آقاي كرباسچي و مسوولان نهضت آزادي ايران و نيز برخي ملاقاتهاي مشابه با نيروهاي ملي-مذهبي و ساير گرايشهاي سياسي موجود در جامعه، رسانههاي جناح حاكم سعي كردند اين واقعه را كه با هدف جلبنظر گروههاي موصوف براي مشاركت در انتخابات و راي دادن به نامزد مورد نظر است، به همسويي و همراهي تفسير كرده و از اين راه نتايج مخدوش خود را بر آن بار كنند، از اين رو مناسب است كه واقعيت ماجرا به طور شفاف براي افكار عمومي مطرح شود و منطق سياسي موجود در اين اقدام به خوبي تشريح شود. هر حكومتي كه نيازمند راي و حمايت مردم است و خود را جمهوري مينامد، تمامي مساعي خود را به كار ميبرد كه تمامي آحاد و شهروندان را به شركت در انتخابات ترغيب كند و تمامي تسهيلات لازم را براي اين حضور فراهم نمايد. از همين رو است كه صندوقهاي سيار را براي افرادي در نظر گرفتهاند كه قادر به حضور در پاي صندوق نيستند و چه بسا لازم باشد هزينه زيادي را براي اخذ حتي يك راي بر حكومت تحميل كند و به همين دليل هم مقامات عاليرتبه نظام بر اهميت «حتي يك راي» تاكيد كردند. اين وضع ناشي از اين اصل بديهي است كه حكومت جمهوري منبعث از آراي ملت است، پس بايد زمينه اخذ تحقق آرا را براي همه مردم بدون استثنا فراهم كرد. بنابراين حكومت ايران هم بايد مطابق اين اصل خواهان آن باشد كه تمامي مردم در انتخابات شركت كنند و نيروهاي مذكور و حتي نيروهايي كه از آنان دورتر به نظام موجود هستند و حتي طرفداران براندازي هم بايد دعوت به مشاركت شوند و اجابت به اين دعوت، به منزله نفي راهبرد براندازي هم خواهد بود. در شرايط حاضر بر اثر محدوديتهاي موجود در تاييد صلاحيتهاي نامزدها طبيعي است كه تمامي شهروندان قادر نيستند كه نامزدي مطابق ميل و سليقه خود داشته باشند و از اين حق محروم شدهاند، در نتيجه طبيعي است كه اين نيروها برحسب قاعده بايد از مشاركت در انتخابات اجتناب كنند و نسبت به آن معترض باشند و روشن است كه چنين اقدامي براي نظام سياسي نيز هزينههايي خواهد داشت، گرچه هزينههاي متقابلي هم بر جامعه و آن نيروهاي سياسي تحميل ميكند. اكنون كه واضح بود نامزدهاي نزديك به گرايشهاي مذكور تاييد صلاحيت نميشوند، چه بايد كرد؟ اگر قصد حكومت اين است كه نهتنها آنان را از داشتن نامزد موردنظر خود محروم كند، بلكه آنان را از حق انتخاب نمودند ميان نامزدهاي موجود و تاييد صلاحيت شده و عبور كرده از فيلترينگ نظام نيز محروم نمايد، ميتوانند با اعلان صريح اين مساله و تسري نظارت استصوابي بر رايدهندگان، تكليف خود را با جامعه يكسره روشن كنند، اما اگر حكومت براساس قانون نه تنها موظف به جلب مشاركت همه مردم از جمله اين گروههاست، بلكه درخواست افزايش مشاركت را دارد، در اين صورت وظيفه نامزدهاي رياستجمهوري است كه حمايت تمامي آحاد جامعه از جمله گروههاي فوق را براي مشاركت جلب كند و اين ربطي به همراهي و همگامي سياسي ندارد، اگر جناح حاكم نميخواهد چنين هماهنگي رخ دهد، بهتر است كه نامزدهاي آن گروهها را هم تاييد صلاحيت كند، تا آنان مستقل و شفاف در جهت پيگيري اهداف خود و پيرامون نامزد پيشنهادي خود جمع شوند و رقابتي سالم را با ديگر گروهها انجام دهند، اما تا رسيدن به مرحلهاي كه هر ايراني قادر باشد نامزد مطلوب خود را در جمع نامزدها ببيند، ايرانيان چارهاي ندارند جز اين كه در ميان موجودين افرادي را كه به طور تحليلي از برنامههاي خود دورتر ميبينند، حذف كنند و به باقيمانده راي دهند، و نامزدها هم بايد بكوشند آراي تمامي شهروندان- بدون استثنا - را به خود جلب كنند و از اين طريق پايه مشاركت مردمي را بالاتر ببرند. از اين رو ستاد آقاي كروبي خود را متعهد به انجام اين وظيفه ميدانند، وظيفهاي كه بيش از هر چيز، انجام يك تعهد اجتماعي، سياسي و ملي است.

امید-1 :
درستی یک تحلیل (و یا درستی یک تصمیم) را چگونه می توان سنجید؟
بنظر من وقتی می توان درستی یک تحلیل و تصمیم را راست آزمایی کرد که از هر زاویه و جنبه ای به آن نگاه شود ، تناقضی در آن دیده نشود.
در نوشتار قبلی از زاویه دلسوزی و خروج از چرخه استبداد – انقلاب و هرج مرج به موضوع انتخابات پرداخته بودم این بار سعی میکنم از زاویه ی دیگری به موضوع بپردازم.
ولی قبل از آن بد نیست از خود این سؤالات را بپرسیم و بخود جواب دهیم که چرا جامعه ی ما در حال فروپاشیست؟ چرا جامعه ی ما در حال سردرکمی ، مولفه های هدایتی خود را گم کرده؟ چرا از انقلاب پریده هنوز وامانده ی مسیر شاهنشاهیست؟( بعنوان حکومت غرب گرای مصرفی) چرا حکومت درک نمیکند که دانشجویی که مرگ بر استبداد و مرگ بر حکومت میدهد خطرش به مراتب کمتر از دانشجویی است که اساسا حکومت را نادیده میگیرد؟
بنظر من این سؤال را می توان از جنبه های مختلف دید و جواب داد. جوابهای راحت : تقصیر دشمن است .... نه خیر دانشجوی منفعل بهتر از دانشجوی فعال است .... و جوابهای سخت : جامعه در حال فروپاشیست چون تمام کانونهای اخلاقی و عاطفی و " با هم بودن" ویران شده است . یکی از علتهای فروپاشی که مثل موریانه تمام دستاوردهای بزرگ دوران جدید و قدیم ما را از درون تهی و بی محتوا ساخته رواج بی معنایی و به تعبیری پوچی گرایی ( نیهلیسم) است. پون جوانان ما جامعه را محل امنی برای حیات خود نمی دانند و به این خاطر همه زیر زمینی شده اند .... چون زندگی در روی زمین برایشان امری وجشتناک و ترسناک مبدل شده ... مسلم است با این روحیه خشونت در روی زمین رواج پیدا میکند چون اگر کسی امنیتش حفظ شود آزارش به مورچه هم نمی رسد . وقتی احساس امنیت را از دست میدهد خشن میشود .... که البته کار دشمن است و متاسفانه در طول این سالها برخی نیز بر خلاف ظاهرشان ، آگاهانه و نا آگاهانه به شدت مروج فرد گرایی ، فردیت پرستی و خود پرستی ... بوده اند به حدیکه امروز نتایجش را بعینه می بینیم فاصله ی عمیق بین دولت و ملت ....و همچنین فاصله ی عمیق نسل سومی ها با نسل قبل ... که وحشتناک است! نسلی که بر اثر سرکوبها و سر خوردگیها فاقد هر گونه اوتوپیا و آرمان تاریخیست و لذا نمیخواهد هیچ مسئولیت تاریخی را بر عهده بگیرد... نسلی بی افق ... نسل بی آینده .
امروز میخواهم مشکل انتخابات را از این زاویه نگاه کنم.چرا که حل مساله مشارکت یا عدم مشارکت ( مشکل مقدم بر انتخاب کروبی یا موسوی یا احمدی نژاد) در گرو حل مساله ی ذهنی نسل سومی هاست ....که گویی اصلا فراموش شده اند .... نسلی که به حق یا نا حق عصر ما را جز سیاهی و تباهی نمی بینند ...
مساله و مشکل قبل از انتخاب کروبی یا موسوی مساله ی انفعال در جامعه است انفعالی که توجه هر اهل نظر و فکری را متوجه آینده کشور کرده .... و حل آن مستقل از حل مسایل و مشکلات امنیتی ، سیاسی ، اقتصادی .... و فرهنگی جامعه نیست.
مساله ی انتخاب در انتخابات یک امر جزیی( نه به معنای بی اهمیت) است در یک ساختار بسیار کلی تر و کلان تر .... در یک شبکه ی بسیار پیچیده و هزار تویی از روابط متقابل و چند جانبه مردم با حکومت که در مجموع فاصله طبقاتی و .... حتی فاصله ی بین پدر و پسر را بوجود آورده است.
باید قبل از ورد به دعوت به مشارکت از خود بپرسیم: چرا نسل امروز خود را به هیچ جا بند نمی داند؟ ... چرا به سنت پشت کرده و در مسیری گام بر میدارد که در فرهنگ غربی نیچه از آن بعنوان آخرین انسان تعبیر میکند؟..... نسلی که صرفا میخواهد از سهل الوصول ترین راه به ثروت و آسودگی ، رفاه و ارضای غرائزش دست یابد ... لازم نیست شامه ی ما آنقدر قوی باشد که بوی تعفن این خود پرستی و بی مسؤلیتی را در جای جای جامعه ی خود استشمام کنیم .... کافیست فقط دور و اطراف خود را با دقت بیشتری نگاه کنیم و سری به صفحات حوادث همین روزنامه های موجود بیاندازیم تا عمق فاجعه خودپرستی و دور از ماگرایی را که جزو فرهنگ سازیهای این حکومت است درک کنیم .
فرهنگ سازی دولتی – با در اختیار داشتن صدا و سیما و رسانه ها و .....تعلیم و تربیت در مدارس جامعه ی ما را متاسفانه به تلی از افراد بی هویت تبدیل کرده که احساس ما بودن را از دست داده اند . کافیست به ادبیات مردم توجه کنیم که بر خلاف سی سال پیش ، همه خود را از جمع دور میکنند .... در دیار ما متاسفانه فردیت در معنای منحط آن غلبه تام پیدا کرده . فرد جزیره ای شده محصور بخودش که راه به جایی ندارد . ارتباط با دیگری برایش دشوار شده و همه چیز در منفعت عاجل فردی او خلاصه شده و وقتی در جمع قرار میگیرد یا ساکت و منفعل است و یا وقتی میخواهد عقیده ی خود را بر زبان بیاورد چنان در لفافه آن را می پیچاند که دریافت مقصود و مراد او کاملا نا ممکن میگردد.
مهمترین قدم در جهت تغییر شرایط رو آوردن به صراحت لهجه است . با صراحت لهجه است که مجال نقد و ارزیابی بایسته و شایسته فراهم میشود
حال از خود سؤال کنیم که چرا مردم و مخصوصا نسل سومی ها با وجود تمام مخالفتها و اعتراضات نسبت به انتخابات که بهترین فرصت تغییر است بی تفاوت هستند؟
بنظر من چون از اینطریق هیچ امیدی به آینده ندارندو چون هیچ آرمانی ندارند و چون هیچ اتوپیایی ندارند و لاجرم انتظار هیچ تغییر بنیادینی هم در جامعه ندارند. چون طرحی برای انی منظور متصور نستند .... همه طرحها به نوعی شکست خورده .... امروز در جامعه ی ما تنها یک دین و یک آیین حاکم شده و آن دین عافیت جویی و مصرف پرستی است .... امروز همه در جست و جوی کسب امکانات زیستن هستند . خانه ی خوب ، ماشین شیک ، موبایل .... بنظر من ( در تایید منظر ورود آقای عبدی) مساله امروز ما در انتخابات برنده شدن این یا آن نباید باشد ، بلکه باید مساله ی مهمتری را مد نظر قرار دهیم که چگونه یک رئیس جمهور می تواند با این مصرف گرایی – که در دیار ما به رغم فقر و محدودیتهای اقتصادی بخشی از جامعه را به سر حد جنون مصرف گرایی و کالا پرستی رسانده مبارزه کند؟ فراموش نباید بکنیم که این انتخابات تنها فرصتی است که می توانیم مطالبات خود را به گوش کسانی که به هیچ وجه در زمانهای دیگر که پوستشان از دباغ خانه ی رای ما بیرون رفت آماده شنیدن نیستند برسانیم . آنهاییکه جتی مجاری بینایی و شنوایی خود را به هر آنچه غیر خودیست بسته اند و از این بدتر همه چیز را از نظر گاه امنیتی و اطلاعاتی می بینند و برخورد میکنند
اینجاست که اگر کسی بتواند بسترهای و زمینه های لازم برای ظهور تفکری جدید را برای راه حلی اساسی ایجاد کند باید او را یاری داد. نباید یکبار دیگر با دستان خود پاره ای از مسکن های موقتی را نیز از بین ببریم و خود را دلخوش کنیم به نفی و انگار تمام اندیشه ها و ایدئولوژی رقیب و سوق دادن ناآگاهانه ی بیشتر و بیشتر مردم به سوی گرایش به غرب و غربزدگی و نیهلیسم و فردیت گرایی ...
همه این اتفاقات که افتاده و جامعه ی امروز را در آستانه فرو پاشی قرار داده در یک پروسه تاریخی به وقوع پیوسته که از تشویق و ترغیب به حذف صورت گرفته و جدا کردن و جدا شدن و اتهام زنی که با فلانی نرو با فلانی دست نده که دیدیم خودشان هم با فلانی رفتند و هم با فلانی دست دادند .... امروز بنظر میرسد ، راه علاج با اراده قدم برداشتن در جهت وصل است همانکه خدا به موسی گفت: ما برای وصل کردن آمدیم/ نی برای فصل کردن آمدیم وووو بهتر است بدون ترس و واهمه از این اتهامات پوچ و بی رنگ شده قدم در انجام مشارکت بگذاریم تا در یک پروسه تاریخی در جهت عکس آب رفته را به جو باز گردانیم..... پس بیاییم این انتخابات را محل دور زدن خود کنیم تا در یک پروسه تاریخی با هم شرایط سخت خود را به سمت رفاه و تعالی و سربلندی تغییر دهیم....
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۲۸ بֽظֽ | Reply
امیر :
یک ایراد بزرگ اصلاح طلبان این است که در بزنگاه انتخابات به یاد نهضت آزادی یا ملی مذهبی ها می افتند!
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این طوری هم نیست. در تمام طول سال مراوده های خاص خود را دارند.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۵ بֽظֽ | Reply
ناشناس :
جناب آقای عبدی
با سلام و احترام
خیلی از اینکه مستقیما با مسایل برخورد شفافی انجام می دهید متشکرم. با اشتیاق منتظر مقاله های بعدی شما هستم.
با امید به موفقیت شما
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۱۰ بֽظֽ | Reply
حسن :
باسلام ودرود
تلاش جناح اصلی همواره بر این بوده که با حاکم کردن فضای خاص باکمترین هزینه بقیه را در جهت امیال خود براند که متاسفانه جناح مقابل در حذف بقیه تا جائی همراهی نشان داد که نوبت خودش هم رسید.امید است قدمهای کوچک و محکم شیخ اینگونه رودرواسی ها را بتدریج از بین ببرد.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۰۳ بֽظֽ | Reply
علی - شهروند ایرانی :
از : علی ، شهروند ایرانی
به : آقای عباس عبدی و
همه دوستان اطلاح طلب
موضوع : پیشنهاد سفر با هم نامزدهای اصلاح طلبان
با سلام خدمت تمام آنانی که دلشان برای وطن می تپد
این تنها راه رسناندن صدای شهروندی از این وطن به شما عزیزان است .
دوستان عزیز امید دارم آنچه را که بنظر این بنده سرپا تقصیر لازم به یادآوری است را شنیده و بر آن تامل نمایید . برهمه دوستان روشن است که فضای این روزهای ایران فضای روشن و امیدوارکننده ای نیست در این فضا که بسان جاده مه آلود فیروزکوه می باشد بر ما روشن نیست حریف از کدام سو ، چون می آید و در یک قدمی ما چه رخدادی در حال رخ دادن است از روبرو ، کنار و پشت سر که می آید . در این چنین فضایی تند رفتن و قصد سبقت گرفتن از همگان شاید برخی را با لطف حضرت دوست و بخت و اقبال چند باری از حادثه برهاند اما عاقبت تلخی را برای همگان رقم خواهد زد ، دوستان در چنین فضایی باید با سرعتی آرام تر پشت سر هم با چراغ روشن رفت ، باید متوجه حریف ، زمین ، زمان و دوستان و خویش بود . برادران و خواهران عزیز نمی گویم همه بر یک مرکب و یک حزب و گروه اجتماع کنیم که این امر نه معقول نه محقق شدنی است بیایید با هم حرکت کنیم در کنار هم و با نوری برای هم . توصیه می کنم نامزدهای محترم با هم به اتفاق دوستان هم به سفرهای تبلیغاتی بروند و با تشریح فضا برای هموطنان از آنها یاری و مدد جویند ، چه اشکال دارد به جای آنکه بگوییم در آن روز که آن مشکل وجود داشت چرا او چنین کرد و این چنان و این چه شد و آن چه ؟ عزیزانم بیایید مشکل را هم و درکنار هم تشریح نماییم برای ملت هوشمندمان و در کنار هم به سخنان آنها گوش سپرده و درسهایی که آنان از این سالها آموخته اند را با گوش جان بشنویم و راهی نو دراندازیم ، خلاصه کلام توصیه می کنم کاندیداهای اصلاح طلب با هم به اتفاق دوستانشان یکجا بنشینند و رو در رو با مردو در کنار هم با مردم نیک اندیش وطن سخن گویند . حریف از هر کاری دریغ نمی کند و چون لاشخوران بر سر ما در پرواز است تا ما از پای درآییم و او بر لاشه ما جشن پیروزی برپا نماید ، خوب می دانید که حریف از هرکاری برای رسیدن به هدف استفاده می نماید ، تقسیم بی رویه پول بی حساب و کتاب ، صدقه ، وعده و وعیدهای بی پایان ، احکام جدید و بی پایه و پوپولیسم در کمین است هوشیار باشید باهم حرکت کنید بدانید که غفلت امروز را فردا نخواهند بخشید . برادران من شما عمری در کنار هم زیسته اید کار کرده اید با مشکلات مشابه برخورد نموده اید شادی های مشترکی داشته اید همدیگر و با هم بودن را فراموش نکنید حریف را غافلگیر کنید .
رونوشت : حجت الاسلام مهدی کروبی و اعضای محترم حزب اعتماد ملی - حجت الاسلام سید محمد خاتمی مهندس میرحسین موسوی - دوستان اصلاح طلب
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۲۱ بֽظֽ | Reply
علی :
صفايي فراهاني: وعده پرداخت سهام نفت عوامفريبانه است
------------------------------------------------------------
ایلنا: محمد صفايي فراهاني گفت: وعده سهام نفت و پرداخت يارانه نقدي شعارهاي عوام فريبانه است.
عضو اتاق بازرگاني و صنايع ومعادن ايران در گفتوگو با خبرنگارايلنا، درباره وعدههاي انتخاباتي برخي از كانديداهاي رياست جمهوري درباره پرداخت سهام نفت اظهارداشت: فضاي انتخاباتي اين دوره شرايطي را بوجود آورده كه كانديداهايي كه افكار پوپوليستي دارند، مردم را با وعده درآمدهاي موقت و شعارهاي عوامفريبانه تحت تاثير قرار ميدهند.
وي افزود: يارانه نقدي، سهام نفت و يا پرداخت 80 هزار تومان سود سهام عدالت همه بحثهاي عوام فريبانهاي است كه از سوي كساني كه ميخواهند قدرت را بدست بگيرند، مطرح ميشود.
معاون وزيراقتصاد در دولت اصلاحات با اشاره به اينكه 80 درصد از اقتصاد كشور دولتي است و از نفت تغذيه ميشود، خاطرنشان كرد: هركس كه دولت را بدست بگيرد بخش قابل توجهي از ابزارهاي قدرت را به صورت خود آگاه يا ناخود آگاه بدست ميگيرد، درحالي كه به كسي هم پاسخگو نيست.
وي تصريح كرد: نفت درآمدي نيست كه قابل توزيع باشد زيرا نفت ثروت ملي است، بنابراين كساني كه اين وعدهها را مطرح ميكنند، نفت را با يك شركت سهامي اشتباه گرفتهاند.
صفايي فراهاني با تاكيد بر اينكه بايد از نفت براي توليد استفاده شود، عنوان داشت: از سرمايهاي كه نفت در اختيار كشور قرار ميدهد بايد صرف توليد شده كه به افزايش ثروت بيانجامد، بنابراين حق نداريم نفت را تبديل به سود يا سهام كنيم.
وي ادامه داد: بايد با يك مكانيزم منطقي ثروت نفت تبديل به سرمايه شده و با ايجاد اشتغال مولد همه سود ببرند. اين روش منطقي است و در تمام دنيا نيز دولتها كمتر در اقتصاد سهم دارند و اين سهم بيشتر در اختيار مردم است.
صفايي فراهاني گفت: راه حل مشاركت مردم در اقتصاد از طريق يارانه و اعانه و يا روشهاي كميته امدادي روش علمي نيست.
او با اشاره به استفاده نروژ از صندوق توسعه سرمايه براي ذخيره كردن درآمد نفت، يادآورشد: نروژ از لحاظ درآمد سرانه جزء پنج كشور اول دنياست اما آيا آنها پيت نفت درخانههاي مردم بردهاند؟ آيا آنها قول پرداخت پول نفت و يا سهام دادهاند؟
عضو جبهه مشاركت با تاكيد بر اينكه حق نداريم نفت را بفروشيم و خرج هزينههاي جاري كنيم، اظهار داشت: اينكار درست مثل اين است كه خانه خود را بفروشيم و خرج روزمره كنيم، بعد هم فكر كنيم كه درآمد اضافي داريم.
وي ادامه داد: درآمد نفت درآمد اضافه نيست و اگر روزي تمام شود تبديل به افراد محتاج ميشويم.
قائم مقام اسبق وزارت اقتصاد، استفاده از ثروت نفت را تنها درجهت برنامههاي توسعهاي كشور مفيد دانست و خاطرنشان كرد:پرداخت سود نفت به صورت سهام كار كوتاهمدتي نيست بلكه بر مطالبات نيز دامن ميزند كه در بلندمدت كشور را دچار مشكل ميكند. بنابراين طرح وعدههايي مثل سهام نفت در شرايط فعلي كشور به صلاح نيست.
........................................
من خودم به آقای فراهانی خیلی علاقه دارم و می دانم که بخشی از مخالفت ایشان با طرح احمدی نژاد است اما احتمالا نیم نگاهی هم به کروبی دارند. ولی انصافا این نقد علمی است؟ اینکه بگوییم "نروژ از لحاظ درآمد سرانه جزء پنج كشور اول دنياست اما آيا آنها پيت نفت درخانههاي مردم بردهاند؟ " عوام فریبی نیست؟
واقعا این اصلاح طلبان را چه می شود؟ از صفایی بعید بود.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
همین تفکرات بظاهر علمی و خیرخواهانه است که مملکت را به این روز انداخته اما آقای صفایی متوجه این نکته نیسا که طراح صندوق ذخیره ارزی که آقای فراهانی آن را افتخار دولت خاتمی می داند طرح اخیر را داده است.
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۲۷ بֽظֽ | Reply
مصطفی :
جناب عبدی سلام و خسته نباشید
ما هم در شهرستان ها سخت مشغول نوشتن و فعالیت هستیم سعی من و سایر دوستانم تببین حرف های شما و سایر نحبگان سیاسی برای مردم عادی است. در مناظره ای که با آقای جلایی پور داشتید به نکاتی اشاره کردید که در یاداشت ها به آن کمتر پرداختید و این روزها به آن به شدت نیاز است
در صورت امکان به این مطالب در این روزها بیشتر بپردازیذ:
1- دقیقا منظورتان از راه های ایجابی و باز شدن این فضا در انتخابات چیست؟ اگر منضورتان سهام نفت است که این را فکر میکنم آنقدر در ستاد آقای کروبی و ستاد آقای کروبی در ستاد آقای موسوی رفت و آمد داشته باشد که هماهنگ کنند این بحث در صورت موفقیت هر یک عملی شود بحث آزادی و عدالت و.. هم که صد سالی هست همه کاندیدا و جریانات میزنند؟ فرق این انتخابات و ایجابی بودن آن در چیست؟
2- گفته بودید که باید بازی را برد نه نتیجه را؟ چطور میشود بازی را بی نتیجه برد؟ به هر دولتی که در استانه انتخابات یک روزنامه مخالف را هم تحمل نمیکند اگر خدای نکرده 25 روز دیگر هم بخواهد سر کار باشد دمار از همه ما که در انتخابات علیه او بازی کردیم در می آورد؟! این بازی بی نتیجه یعنی چه؟
3-از دوستان اصلاح طلب انتقاد کردید که همان میکنند که با خاتمی کردند؟ آقای عبدی کاش این مطلب را بیشتر باز کنید تا ما در ستاد آقای موسوی تا آنجا که از دستمان بر می آید تلاش کنیم که آنچه میگویید نشود. چون من نمی خواهم بعد از 8 سال یا دوباره رای ندهم یا به یک احمدی نژاد جدید رای دهم.
4- این روزها اگر وقت بگذارید و بنوسید بگویید شاید بهتر باشد تا امثال ما در ستاد های شهرستان ها بسط تبیین کنیم. باور کنید همه چیز در تهران نیست !!
موفق باشید
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
با تاکید بر رفتار غلط و سلب دولت موجود نمی توان مردم را به انتخابات کشاند باید موارد ایجابی را پر رنگ کرد که متاسفانه در ستاد آقای موسوی خلاف این رفتار می شود.
فقط با انجام بازی درست است که می توان به نتیجه هم امیدوار بود اما دوستان فقط به نتیجه فکر می کنند در نتیجه هم بازی را می بازند و هم نتیجه را.
با آقای خاتمی هم به این استدلال که رای دارد همان کردند که دیدیم و سرنوشتش به کناره گیری کشید و اینک با مهندس هم همان رفتار را می کنند.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۰۳ قֽظֽ | Reply
:
hi
it is not a bad idea to use the word "Gharbal' instead of "filtering". We already have a nice persian world and there should be no excuse
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۴۱ قֽظֽ | Reply
مهر اندیش :
فاجعه انجاست که دور دوم با حضور احمدی نژاد و میر حسین موسوی برگزار شود. که یکی بالذات اصولگرا است اما در ظاهر تظاهر به اصلاح طلبی نیز میکند و دیگری در ظاهر اصولگرا است و اما در باطن به همان اصول که از ان دم میزند نیز رویگردان است. یکی بدون انکه تلاشی انجام دهد رای نظامیان و بسیجیان را در سبد خود میپندارد و دیگری اما بد تر از ان تلاشی برای جذب این نظامیان با حفظ ظاهر اصلاح طلبانه ی خویش نیز انجام میدهد! یکی از این دو اگر بر کار بماند فاتحه ی این چند نشریه ی اصلاح طلب باقیمانده را نیز باید خواند اما دیگری اگر بر مسند قدرت بنشیند فاتحه یاصلاحات را باید به صورت کل خواند! چه انکه همان اصلاح طلبی حداقلی اش که بدان مفتخرش میسازند نیز از هیچ تضمینی برخوردار نیست که بدان پایبند بماند یا خیر!یکی برنامه های دیگران را بدون هیچ عرقی که برایش ریخته باشد و بدون هیچ هزینه ای ازان خود میسازد و دیگری اما ازهمان حرکت نیز بی بهره است و به صورت کلی امدن و احتمالا رفتنش نیز معلوم نخواهد شد که از بهر چه بوده!
به هر روی جناب عبدی از شما و باقی مشاوران اقای کروبی میخواهیم که اگر در ذات خود و در دل خود درد اصلاحات دارید و دغدغه اش را در عین حال که از کروبی حمایت میکنید اما از نقد موسوی نیز غافل نمانید که این امر نه غیر اخلاقی و مذموم است که بالعکس میتوانید در صورت انتخاب موسوی و احتمالا پایبند نماندن به همان وعده های خرد و ناچیزش سرتان را بالا بگیرید و بگوئید که ما هشدر چنان روزی را به دوستان مشارکتی و مجاهدینی داده بودیم اما کو گوش شنوا ولی وای به موقعیتی که چنین موضوعی اتفاق بیفتد در حالیکه شما به روند رقابت نه رفاقت خود عمل کرده باشید! انوقت دیگر پاسخی به ان میزان رای دهنده به اقای کروبی نیزنخواهید داشت!
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۱۴ قֽظֽ | Reply
بابا معرفت :
با سلام
چه كسي را اعلمي را ميگوييد؟!!!
بگوييد جناب مشاور يكي از شيوخ تا اطاعت امر فرمايند ان دگر شيوخ
اقا شما هم كمتر از برخي اين ملك را بي صاحاب نمي يابيد گويا!
اقاي عبدي من كفرم از اين در ميايد كه چگونه است كه كساني كه سلامت جسماني ورواني ندارند ميتوانند ادعا كنند كه سرنوشت ما را در دست بگيرند
وتاييد هم ميشوند
كسي كه نميداند مشاورش چكاره است وبعد از دو روز او را بر كنار ميكند چگونه ميتواند مملكت اداره كند
كروبي اگر ريس جمهور شود نصف روز را در پستو مشغول تمدد اعصاب خواهد بود وان نصف دگر را مشغول چانه زني شيخانه
اخر كسي كه انطور بي مهري كرد به خاتمي واصلاحات وموسوي در اصفهان وتحمل ان بچه هاي معصوم را نداشت وشال سبزشان را چگونه توان رياست جمهوري دارد؟
من متاسفم
براي خودم متاسفم در ملكي ميزيم كه كروبي را هنوز بايد بر سرنوشت خود موثر ببينم
من نميدانم اين ادم كي حايش ميشود كه ما هالو نيستيم؟
من نميدانم چرا خاتمي حيا ميكند لب به سخن نميگشايد واو را رسوا نميكند؟!
من در نمي يابم كروبي چگونه با حمايت از تعدادي معدود زنداني ميخواهد پايمال كردن حق همه را توجيح نمايد؟
من در نمي يابم كروبي مثلا نماينده كدام طيف جامعه است؟
اقا من به شخصه به رضايي راي ميدهم لازم باشد به كروبي نه
ارزو ميكنم كروبي تا روز انتخابات اگر كناره گيري نكرد همان تنها چيزي كه گفت ميتواند باعث كناره گيريش شود بيايد وماچ وبوسي با او بنمايد
تا ديگر هم دولت اورا نبينيم هم اين دولت كه شبيه دولت اينده اوست
اقا بس كن اين زرنگ بازيها را
ستاد كروبي چاره داشته باشد ميرود از افغانستان هم حامي درخواست ميكند
ما بعد از اينمه گدايي ديگه شب جمعه حاليونه كيه
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۴۹ قֽظֽ | Reply
همایون :
آقای عبدی میشه آقای کروبی؛ حتی به صورت "گرایشی" شعار بدن که باید بین واحدهایی که دانشجویان می گذرانند با نیاز بازار کار تناسب وجود داشته باشه و باید بریم به سمتی که هر دانشگاه در فضای رقابتی با سایر دانشگاهها؛ واحدهای مورد نیاز بازار کار برای فارغ التحصیلان هر رشته مشخص رو تعیین کنه و آموزش بده که هر فردی که وقت و پول صرف می کنه بعدش دلش خوش باشه که می تونه بهره اش رو ببره. من مطئنم خود شما هم این جوری فکر می کنید. لطفا رنگ آمیزی این قسمت در انتخابات فراموش نشه. این به نظر من خیلی قابلیت رای آوری داره تا طرح بیمه تحصیلی اعلام شده ایشان. نه؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
اینها مباحث کارشناسی است و در انتخابات کاربرد موثری ندارد.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۱۷ قֽظֽ | Reply
حسن :
غير از اين كه شما گفتيد نمي تواند باشد وگرنه تلاش در جلب آراء اقليتهاي مذهبي هم بلا موضوع و لابد مذموم مي شود چون مي شود همراهي با مذهبي غير از مذهب تشيع!!
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۴۷ قֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
واین تحریمیها!
1- تحریمیها بر دوگونه اند: ذاتی وعارضی. تحریمیهای ذاتی خود دونحله اند یا"علامه!"ی دهرند ویا "فیلسوف!" جهل.وما را با این تحریمیها سخنی نیست؛ چه با علامه وفیلسوف چه می توان گفت وکرد وقتی که تنها دشنام مانده از دهر؛ وجهل که خودش دشنام است! تازه آن هم توسط ما که یا مزدور رژیمیم ویا تودۀ احمق!
2- تحریمیهای عارضی اما یک "خیل انبوه" بیشتر نیستند. وما آنان را دو شقه می خوانیم ومی خواهیم.
3- من دلقک ستاد "مهدی کروبی"باقلدری می گویم:" ای"سرخوردگان عاقل"بپا خیزید. ما ازمحمد خاتمی عبور کرده ایم وبا افتخار به مهدی کروبی رسیده ایم. از یک روشن فکر به یک سیاستمدار، از یک نظریه پرداز به یک عملگرا، از یک ضدقهرمان به یک قهرمان، از یک "من موافقم با آزادی تو" به یک "من مخالفم با حبس تو!" (وبه جان می زنم مثل همیشه)، از یک" پروسه"ی اصلاحات به یک "پروژه"ی اصلاحات، از یک "نمی گذارند" به یک "بی خود می کنند نگذارند( مگر ما بوقیم)"، از یک "مدینه فاضله" به یک "یک کمی "دلخوشی" در همین حوالی"، از یک "استبداد تاریخی ایرانیان" به یک "آزادی در حد امکان"، از یک "مدل برای جهان" به یک "ماکت هم شده! از خودمان"، از یک "آگاهی مقدم است برآزادی!" به یک "انتخاب من بعنوان رییس جمهور نشانۀ دقیق آگاهی شماست" و...و...و...واز یک"پاس میدارم" به یک "گل می زنم!"
4- در روبروی من اما واز حسن روزگار قرعه درست اصابت کرده به وسط پیشانی حمید رضا جلایی پورکه با "التماس" می گوید: ای"درماندگان جاهل" ترا خدا بپاخیزید! نمی بینید که چهار سال پیش با نیامدن احمقانه تان پشت سرما چه بلایی سر ملک وملت آوردید. درست است که با آه وحسرت"آن سبو بشکست وآن پیمانه ریخت" وشما با لجبازی کودکانه تان مارا، خودتان را، دنیای اسلام را وچه می گویم کل جهان را از یک پروسۀ اصلاحات بنیادی محروم کردید ولی عیبی ندارد ما شما را می بخشیم اگر به شناعت رفتارتان پی برده باشید واین بار به کمک"رأی آور" مابشتابید. البته که باید بدانید که خودتان کردید ولعنت بر شما باد. پس دیگر نباید انتظار بازگشت به دوران طلایی! اصلاحات حداکثری را داشته باشید که آن ممه را لولو برد .ما ناگزیر با یک هنرمند بجای یک فیلسوف-"سنگ بترکانیم"- بتوانیم بلیۀ این پیغمبر کذاب را از سرتان دور کنیم. باز فردا نیایید از ما ادعای طلب کاری بکنید که وزیر زن کو، سنی ها کوشند، چرا فلانی تو زندانه، چرا بهمانی توفنجانه و از این خزعبلات رادیکال" اصقلاب"ی- باتشکر از حمیدرضا جلایی پور برای اختراع و آموزش لغت حاضر. که نقل است از امام معصوم که هرکس کلمه ای بر من افزود مرا رهین منت خویش ساخت-
5- منظورم از روده درازی هم این بود که ستاد مشارکت نگران نباشد از فراخوان ما که ما هم مشارکت خواهیم. واتفاقاً خوب است که هر کدام با منطق خودمان در صحنه بمانیم تا علاوه بر جلب رأی "سرخوردگان عاقل"برای رأی مثبت به مهدی کروبی؛ آرای انبوه"درماندگان جاهل!!" را هم برای رأی منفی بغیرمحمود احمدی نژاد شمارش کنیم.
6- خود شکن آیینه شکستن خطاست لوطی! روش شما قطعاً شما را پیروز نخواهد کرد. پس لطفاً به شکست مهدی کروبی.چوب توی آستین ما نکنید. جامعه را بنگر جامعه شناس! یا...هو
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۱۷ بֽظֽ | Reply
Dalghak.Irani :
نفهمی های دلقک:
چون قلم اندازهای من در این"تنگ جای"شبهه ای از سخت خوانی را القاء کرده است وحتی عباس عبدی عزیزهم برآن خرده گرفته اند؛ لذا برآن شدم که "ایضاحی برای همیشه" بنگارم تا اگر"لب سوخته هایم"با عنایت اعاظم روبرو شد از دولت بخت من؛ معلوم کرده باشم که "حرف حساب" من چیست! ودلقک چه نگاهی دارد به اوضاع بسیار جدی ایران در این لحظه:
1- پرواضح است که نوشته های من فقط با ارجاعات ذهنی نخبگان مرجع(بخوان توده) قابل خواندن وفهم صواب است ولاغیر.
2- من اعتقاد دارم که همۀ مشکلات امروز ایران ریشه در سیاست به معنای خاص دارد وجزءجزکردن موضوعات بدون ارجاء ضمنی وهمیشگی به یک کل"مانع اصلی" آدرس اشتباهی دادن به مخاطب است. واین علت العلل روشنفکری سترون ایران عصر جمهوری اسلامی هم است.
3- من اعتقاد دارم که ما هنوز از دغدغۀ اصلی مرحوم مهندس بازرگان در دولت موقت که می گفت: "انقلاب تمام شد حکومت کنیم" حتی یک گام کوچک هم بجلو بر نداشته ایم. وهرگونه پیشرفت وتوسعه وبهره وری وسکنی وآرامشی منوط به جایگزینی انقلاب با حکومت است.
4- ما در طول همۀ سی سال گذشته درسیاست خارجی با یک شبه حکومت ودر سیاست داخلی با یک بی حکومتی روبرو بوده ایم. علت ثبات در سیاست خارجی(منقطع از ارزش داوری خوب یابد) تمرکز تصمیم سازی وتصمیم گیری در نهادهای قانونی(رهبر ودولت) بوده است. چرا که سیاست خارجی حوزۀ مشکل وبی ارتباط سطحی با منافع وحساسیت های"هژمونی مسلط"متولیان "یک شهر وچهل قلندر"دین رسمی می باشد.
5- لاجرم است این جا تعریضی وتعریفی به رهبرکبیر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خمینی ره ؛ تانشان داده شود که چگونه اهداف ایشان به عنوان یک اصلاح طلب رادیکال- ونه انقلابی- در محاق افتاد وما هنوز بعد از سی سال هنوز در همان پلۀ اول تشکیل حکومت درجا زده ایم.
6- عصارۀ خواست امام از انقلاب اسلامی یک گزاره بیشتر نبود:" شاه وهیئت حاکمۀبسیار نزدیک با او بروند. آدم های پاک ومؤمن ومحروم ودرد کشیده جای خالی عناصر شاه را بگیرند وبا بدنۀ همۀ سازمان بوروکراتیک وتکنوکراتیک بجا مانده از سابق-که امام همۀ این بدنه را ملی ومسلمان ودلسوز می دانستند- کشور اداره شود. مدل اداره هم کاملاً روشن بود:حوزه اجتهاد می کند؛ می دهد به دانشگاه . دانشگاه اجرا می کند وهرجا مشکل پیدا کرد یا سؤال جدیدی داشت؛ از حوزه دینی می پرسد وحوزۀ دینی بلافاصله پاسخ روشن می دهد وکشور با اسلام اداره می شود.
7- انقلاب اسلامی ایران در خیلی از فاکتورها منحصر بفرد بود که شمارش آن هاچه به حسن وچه به قبح درمجال وتوان این نوشته نیست والزام آور هم. ولی اشاره به یک خصیصۀ منحصر بفرد ادعای مرا تثبیت می کند:انقلاب ایران تنها انقلابی در جهان است که قبل از رسیدن به یک سالگی دارای قانون اساسی مدون ومصوب شده است. اگر توجه کنیم که قانون اساسی را برای حکومت می نویسند ونه انقلاب. مشخص می شود که امام چه تعجیل ورغبتی داشتند به عبور از انقلاب واستقرار حکومت قانون.
8- ولی با سوگواری چنین نشد. چرا نشد؟ دلایل عدیده ای دارد مثل تندروی های مارکسیت های مستقیم یا غیر مستقیم. تند روی های هدایت شده بدنۀ اصلی(توده)مردم برای جایگزین سنت های خرافی منسوب به اسلام با شیوه های حکومت مدرن. عبور روحانیون از امام در قبضۀ پست های اجرایی و...وجنگ وجنگ وجنگ! گریه می کنم.
9- اما- واین اما مهم است- هیچ کدام ازموانع ریز ودرشت برشمرده در بند بالا نمی توانست حکومت اسلامی را زمین گیر کند اگر- واین اگر گیر همۀ گیرها ست- بزرگان حوزۀ دین می توانستند در مورد مسایل متحدثه اولاً به رأی وفتوای راهگشا برای عصر مدرن برسند وثانیاً بتوانند بر این فتوا ورأی راهگشا اجماع کنند. چنین اتفاقی نه تنها نیافتاد بلکه در معدود مواردی هم که امام رأساً وبعنوان اعلم ترین مرجع زمانه فتاوی چندی- ان هم در موضوعات بسیار حاشیه ای ونه حساس مثل شطرنج وفلس ماهی و...- را صادر کردند مقاومت ها ومخالفت های جانانه ای شد.
10- قانون اساسی امروز ایران صراحت دارد که هرفعل وترک فعلی در ایران وقتی مجاز است که مخل به"مبانی" اسلام نباشد.همۀ گیر سی سالۀ مادر ماندن پا در هوادر گرو همین یک کلمۀ" مبانی اسلام" بوده واست. وتاروز قیامت هم ادامه خواهد داشت اگرمتولی تعیین این مبانی روشن وشفاف اولاً معلوم نشود وثانیاً شهامت وشجاعت حرف آخر زدن را نداشته باشد.
11- البته که این حرف من نه تازه است ونه کشف الکشاف. این حرف من حرف همۀریز ودرشت حاکمان بالفعل وبالقوۀجمهوری اسلامی ایران در محافل ومجالس خصوصی ونیمه علنی است که ترجمۀ بی خطرآن از سوی روشنفکران شده"تغییر پارادایم" ودر زبان آدمی مثل اسدالله بادامچیان شده است" درآرزوی ایت آلله دکتر یا دکتر آیت الله"والبته حرف نگران وهموارۀ مجالس ومحافل"دغدغۀ ایدئولوژی" که با شهامت ترین آن را حضرت آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی بیان می کند؛ درقالب التماس از بزرگان حوزه برای اجماع در فتوا!
12- آن چه که دغدغۀ من است."موضوع روز وعلنی کردن" این"گیر اعظم" است در حوزۀ روشنفکری تا با جلو گیری از آدرس های عوضی دوستان به تودۀمردم بگوییم چرا این قدر سر درگم وحیران هستند. طرفه این که روشن فکران نه تنها به وظیفۀ ذاتی شان عمل نمی کنند بلکه با وقاحت تمام پنجه در چهرۀ توده می کشند که غیر قابل پیش بینی هستند وچه هستند وچه وچه. که اگر واقعاً منصف باشیم همۀ آن صفات منفی حصۀ روشن فکران است ونه توده!
13- قصه تا حشر دراز است بچه ها! بی خیال!...
14- خوشبختانه بارقه هایی از امید در حال جوانه زدن است.روحانیت سنتی که علاقه ای هم پیدا کرده بود به سیاست وچرب وشیرین این بلا تکلیفی سی ساله در حال سپر انداختن است چه به حکم زمان وچه به حکم زمانه! یا می روند ویا می فهمند که با افکاردرقدیم ماندۀ آنان قاتقی برای قاشقی فراهم نخواهد شد. وبویژه بعداز ظهور احمدی نژاد"نبی!" ودار ودستۀ چماقداران معنوی به یقین بیشتری هم رسیده اند. لذا افق زندگی برای ایرانیان در حال چهره کردن است. اگر از روحانیت جدیدالاحداث یکسره مادی در امان نگاهشان داریم.
15- می دانیم که ورود به جرگۀ روحانیت از قدیم یا موروثی بوده است ویا قربة الی الله. تا اینکه انقلاب اسلامی پیروز شد واکثریت ابن الوقت ها به این مردان خدا اضافه شدند. هر کسی که بوی کباب از گوشت تن رنجور مردم را شنید عرقچین بر زمین کوبید ودستار بست. وامروز ما در حال گرفتار شدن در چنگ کسانی هستیم که نه از روی ایمان به دنیای قدیم وجزم اندیشی به نام دین که از روی حساب وکتاب وعقل جزیی نگر ومنفعت دنیوی خویش یورش آورده اند برای تاراج ما! وباید هشیار باشیم ونگذاریم.
16- حرکت های رادیکال وشورش وانقلاب نه ممکن است ونه مفید. وما باید با استفاده از فضای مناسبی که در این خلاء انتقال قدرت از روحانیت متحجر ولی روحانی به روحانیت " با چراع علوم دقیقه وزبان خارجه ودنیای دیجیتال و..." ولی فقط به نام روحانی! استفاده کنیم وبا تمسک به معدود روحانیان روشن اندیش ودلسوز قدیمی نگذاریم هستی مان بکلی نابود شود.
17- واین جاست که من می گویم والتماس می کنم که به مهدی کروبی رأی بدهیم.چرا؟ چون کروبی همۀ فاکتورهای توان گذراندن ایران از این گردنه را دارد. فرض محال اگر جمهوری اسلامی خواب نما می شد ومی گفت در یک انتخابات صددرصد آزاد همۀ نخبگان صف بکشند وبه میدان بیایند هم تغییری در انتخاب اصلح من نمی کرد. چون که فقط یک روحانی با خصوصیات شخصیت حقیقی وحقوقی مهدی کروبی تنها گزینۀمناسب وممکن برای عبور از این گردنه است. زیرادرست است که روحانیت جزم اندیش سنتی در حال عقب نشینی جدی است؛ ولی از سوی دیگر اگر با یک آدم رادیکال حتی اورا از تغییر سریع مناسبات بترسانیم ممکن است برگردد. واگر برگردد دیگر خود ندانم کارش حاکم نخواهد شد بلکه آن دسته روحانیان مادی وخطرناک که شرحش رفت چنان بلایی سر ملک وملت خواهند آورد که فرار به افغانستان تنها آرزوی بچه های ما بشود.
18- البته که همین نوشته هم به اندازۀ کافی گنگ وسخت خوان شد.ولی چاره ای ندارم وقت تنگ است. بیایید یادی هم از دکتر شریعتی بکنیم وبگوییم ا زدعای"تعصب" خواهی برای روشنفکران بنفع دعای "روشنفکر" مانی برای آنان عدول کند تا بلکه بتوانیم با انتخاب شدن یک غیر مدعی بنام مهدی کروبی؛ خودمان، بچه هایمان و وطن مان را از تخریب بیشتر نجات بدهیم. آمین. یا...هو
بعد از تحریر:
a- من از علت تامه گفتم ونمی شود سی سال تاریخ را در یک صفحه نوشت. لذا ذهن مرجع وتحلیل گر می خواهد برای تبیین چگونگی ارتباط حتی روزمرۀما به این علت تامه. اینکه استخوان درشت ها نمی آیند اینکه کوتوله ها زیادند اینکه چگونه لاشخورهای خفیه نویس با استفاده از این فضای سیال هم ملت را می دوشند هم مراجع وحاکمان دین را از جیب بازهم ملت.واینکه در فضای ترس آلود هرکی هرکی باترساندن یکی به بددینی وهراساندن دیگری به اسلام در خطر است. چگونه هم دین را از بین می برند هم ایران را.البته که من با برانداز وبی چاره فرق دارم. من می گویم بپسندی یانه! آش خاله است ودر حال تناول. پس باید حتی یک گام به پیش را کوچک نشماریم!
b- ضمناً من به صورت بندی حکومت حساسیتی ندارم. من ابتدا آرزوی یک حکومت را دارم. بجای انقلاب.قطعاً من یک ملا عمر تکلیف روشن با تلویزیون را صدبار ترجیح می دهم به آیت الله... که کارو زندگی اش را ول کرده وبا دوربین نشسته رو به تلویزیون که به ضرغامی زنگ بزند وبگوید دختره به پسره چی گفت در پشت تلفن ودر فلان سریال! حرام است آقا! ودین خدا در خطر!
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۲ بֽظֽ | Reply
امید :
رسانههاي جناح حاكم هر حرکت و هر موضع گیری و هر مشارکت دلسوزانه را به همسويي و همراهي با دشمن و مخصوصا اسرائیل تفسير كرده و از اين راه نتايج مخدوش خود را بر جامعه بار میكنند،بار اولش نیست.... برای نمونه بد نیست نگاهی به دیدار باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا با نخست وزیر اسرائیل نتانیاهو بیاندازیم دیدار مهمی که روز دوشنبه دو متحد استراتژیک- رئیس جمهور تغییر خواه آمریکا و نخست وزیر جدید اسرائیل- با هم داشتند و اتفاقا حاوی درسهای قابل توجه بسیاری بود... درسهایی که متاسفانه در تب و تاب انتحابات مغفول ماند تنها روزنامه کیهان بود که مثل همیشه اطلاعات غلط و مغشوش و متناقض در این باره داد تا ذهنیت مردم را نسبت به اتقاق به وقوع پیوسته خراب کند .
روزنامه کیهان چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت با تیتر درشت نوشت :"در ديدار نتانياهو اوباما موضع خود را با صهيونيست ها عليه ايران هماهنگ کرد"
در صورتی که اصلا چنین چیزی نبود و در این دیدار هیچ خبری از خنده های همیشگی اوباما نبود و هیچ نشانه ای با این هماهنگی دیده نشد
برای اطلاع بیشتر توجه کنید به این خبر سرویس سیاسی کیهان:
رئیس جمهور آمریکا در چرخشی آشکار و به منظور جلب رضایت نخست وزیر رژیم صهیونیستی موضع ضد ایرانی صهیونیست ها را تکرار کرد ...(( چرخش آشکار را گوشه ی ذهن داشته باشد و درادامه خبر متناقض با تیتر را دنبال کنید:))روزنامه کیهان در ادامه :... نیویورک تایمز در پایان این گزارش آورده است: نتانیاهو و اوباما با اهدافی رقابتی وارد این نشست شدند؛ اوباما می خواست نتانیاهو راه حل دو کشوری در مناقشه اسرائیل- فلسطین را بپذیرد و نتانیاهو می خواست اوباما موضعی جدی را در برابر تهدید امنیت اسرائیل از جانب ایران اتخاذ کند. از نظر کارشناسان مستقل، پس از این نشست این نتانیاهو بود که به نظر رسید که موفق شده است اما به نظر می رسد هنوز اختلافات میان دو طرف پابرجا باشد.(پایان نقل قول)
همانطور که می دانیم باراک اوباما با رویکرد جدید در حال رفع و رجوع خرابیهاست. خرابیهایی که سالها طول می کشد تا آوارش از روی زمین برداشته شود.... در این راستا او ملاقات سرد و ناامیدکننده ای با نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل داشت . همانطوریکه روزنامه یکیهان نیز در آخر گزارشش به نقل از نیوریوک تایمز نوشته تلاشهای اوباما در جهت کشیدن بحث به سمت آشتی فلسطین و اسرائیل و به رسمیت شناختن یک دولت مستقل فلسطینی از طرف اسرائیل، بوده که به دلیلی که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد ناکام مانده و در مقابل مرکز توجه طرف اسرائیلی به ایران و خطرات ایران و خطر سلاح هسته ای و .... مواضع تند بدون حساب و کتاب آقای احمدی نژاد دوخته شد تا آمریکا را تحت فشار قرار دهد دست از مواضع جدید برداشته و نسبت به خطر ایران واکنش تند اتخاد کند.
در این راستا بد نیست اشاره ای مختصر کنم به یک سیاست قدیمی
روز ۱۹ آگوست سال ۲۰۰۸ روزنامه معروف هارتس در اسرائیل تحت عنوان:" هدیه ای از آسمان برای اسرائیل" سر مقاله ای داشت که در واقع تفسیر گفته های رئیس سابق موساد بود که اگر احمدی نژاد نبود باید او را خلق می کردیم. در مقاله به نقل از رئیس ستاد ارتش اسرائیل ژنرال اشکنازی آمده بود: ارتش اسرائیل همه گاه باید در یکی از دو حالت جنگیدن یا آمادگی در جنگ بسر برد. برای تحقق این دو هدف، ارتش و نظامیان باید انگیزه این کار را داشته باشند.... مقاله سپس به بحثهای پارلمان و روزنامه ها در باب بودجه نظامی و امنیتی می پردازد و یادآور می شود، هم اکنون اسرائیل از همه طرف تهدید می شود، به ویژه از سوی ایران و همین امر، مجالی فراهم کرده تا این کشور از کمک و حمایتهای بی دریغی برخوردار شود...
بله اگر احمدی نژاد نبود، نه در کنفرانس ضد نژادپرستی اسرائیل می توانست، سربلند بیرون آید و قطعنامه ضد سیاستهای نژاد پرستانه ی خود را به نفع خود تبدیل کند و نه امروز می توانست در مقابل باراک اوباما که خواست ونیت قلبی اش تغییر در چهره خشونت بار جهان است دچار مشکل برای زیر فشار قرار دادن اسرائیل می شد.
حال خود حساب کنید چه کسی یا چه کسانی آب به آسیاب اسرائیل می ریزند؟ و چه کسانی صدای آی دزد آی دزد، ای اسرائیل ای اسرائیل سر می دهند؟
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۴۱ قֽظֽ | Reply
:
سلام
خسته نباشید اقای عبدی. تو رو خدا به این کامنت توجه کنید
این اقای احمدی نژاد خیالش راحت هست. اصلا هیچی واسش مهم نیست حتی چپ و راست
اینقد پول توزیع کرده که نگوو
تو رو خدا فکری کنید
تا انجا که میدونم حزب اعتماد تو خیلی جاها شعبه دارد
به دفاتر حزب توصیه کنید حتی تو روستا ها سخنرانی برگزار کنه و از معتمدین محلی بخوان که به خونه ها برن و صحبت کنند این تلویزیون لعنتی که گندش را دراورده
تو رو خدا کاری کنید تا جنبشی در سطح روستاها نشه فایده نداره چون تو روستاها امار شرکت 120 درصد هست برین سمت روستاها
به اقای کروبی توصیه کنید در استانهای محروم حتی به روستاها هم بره
تبلیغات باید بره تو روستاها
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۳۹ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1168