آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸

اجماع سیاسی؛ در تقابل با اجماع علمی

از همان روزي كه آقاي خاتمي انصراف دادند و حتي پيش از آن عده‌اي از روي صداقت يا بر مبناي يك جنگ رواني، كوشيدند كه اجماع ميان دو نامزد موجود يعني آقايان كروبي و ابتدا آقای خاتمی و بعدا مهندس موسوي را در دستور كار قرار دهند. عده‌اي صادقانه فكر مي‌كردند كه اين امر به نفع انتخابات است، وعده‌اي ديگر هم آن را در جهت تخريب و جنگ رواني به كار مي‌بردند تا به زعم خود روحيه طرفداران و نامزد مورد نظر را تضعيف كنند. در كوتاه‌مدت هم اندكي موفق شدند، اما مشكل جنگ رواني اين است كه اگر بر مبناي منطقي استوار و پشتوانه‌اي سياسي انجام نشود، در ادامه به ضدخودش تبديل مي‌شود و نتيجه عكس مي‌دهد. اين برنامه از سوي جناح حاكم و رسانه‌هاي آنان نيز پيگيري مي‌شود و حتي جوانان ساده‌لوح يا برخي از نيروهاي طرف مقابل در جلسات انتخاباتي حاضر مي‌شوند و با سردادن شعارهاي اجماع‌طلبانه! به خيال خود در جهت وحدت گام برمي‌دارند!!، بنابراين بي‌مناسبت نيست كه قدري به مساله پرداخته شود.
ترديدي نيست كه يك ركن مهم انتخابات فعلي نفي وضعيت موجود و كوشش براي تغيير آن است، از اين منظر راي‌آوري اهميت دارد، اما چند نكته را در اين زمينه بايد توجه كرد.
اول اينكه انتخابات رياست‌جمهوري مبتني بر نصف به‌علاوه يك آرا شكل مي‌گيرد و برخلاف انتخابات مجلس است كه براساس حداقل 25 درصد آرا فرد انتخاب مي‌گردد. اگر در انتخابات مجلس باشيم، وحدت نامزدها ضروري است، زيرا ممكن است يك نامزد از جناح حاكم داراي 30 درصد راي باشد و سه نفر از جناح اصلاحات مثلا جمعا 60 درصد داشته باشند، اما راي هيچكدام به 30 درصد نرسد، بنابراين عدم اجماع به معناي باختن 60درصد در برابر 30درصد است، زيرا فرد 30 درصدي اول شده و در همان مرحله انتخاب مي‌شود. اما اين اتفاق براي رياست‌جمهوري رخ نمي‌دهد، زيرا اگر فرد جناح حاكم بالاي 50 درصد راي در مرحله اول داشته باشد، در اين صورت فارغ از اتحاد يا افتراق اصلاح‌طلبان وي در مرحله اول انتخاب خواهد شد، اما اگر رايی كمتر از 50 درصد داشته باشد، طبعا با يكي از نامزدهاي ديگر به مرحله دوم مي‌رود و چه بسا دو نامزد اصلاح‌طلب شانس رفتن را به مرحله دوم پيدا كنند. در اين حالت اجماع عملي بسيار خطرناك است. زيرا اگر فرض كنيد كه نامزد حاكم مثلا 45 درصد راي دارد و دو نامزد ديگر اصلاح‌طلبان مجموعا 55 درصد (مثلا 30 و 25 درصد) در اين صورت عدم حضور فرد 25 درصدي در مرحله اول ممكن است موجب شود كه حداقل 10 درصد آراي وي را نامزد اول بگيرد و در مرحله اول انتخاب شود. این اتفاق از آن رو رخ می دهد که در ایران نامزدها حزبی نیستند در نتیجه اختیار و تسلطی بر آرای داده شده جهت برای انتقال به غیر ندارند.
فراموش نكنيم دو نامزد بودن مفيد است، زيرا هركدام شعارها و مطالبات خاصي را پاسخ مي‌دهند و آراي بيشتري را جذب خود مي‌كنند يا به مشاركت فرا مي‌خوانند و همين امر موجب مي‌شود كه با ثابت ماندن قدر مطلق آراي نماينده جناح موجود، نسبت آراي وي كاهش يابد.
فقط در يك صورت وحدت نامزدها مفيد است و آن وقتي است كه يكي از نامزدها قادر به راه‌انداختن جرياني قوي و فراگير باشد، كه در اين صورت هم نيازي به اصرار به اجماع نيست، زيرا چنين اجماعي در عمل رخ مي‌دهد، اما واقعيت سياسي موجود نشان داده است كه چنين امري غيرمحتمل است.
از مجموع نكات فوق مي‌توان نتيجه گرفت كه در مرحله اول انتخابات نه‌تنها نيازي با اجماع نيست، بلكه اين كار به غايت غلط است و اگر طرفين و طرفداران آنان در جلسات سخنرانی و انتخاباتي نامزد ديگر بازي درنياورند و مشكل ايجاد نكنند و به نوعي به يكديگر هم احترام بگذارند، احتمالا مي‌توانند در دور دوم (به شرط كشيده شدن انتخابات به دور دوم) با حمايت قاطع از يكديگر راي آوري را محقق كنند.
نكته ديگري كه مهم است، حضور دو ستاد، دو نامزد و دو فعاليت، دو تبليغات در گروه مجزا براي مواجهه با تخلفات و فشارها و طرح مطالبات، قاعدتا ترجيح بر يك ستاد و... دارد، به ويژه آنكه اگر همين امروز اين دو ستاد تبديل به يك ستاد شوند، اعضاي ستاد ديگر بايد بروند خانه و به انتظار روز 22 خرداد بنشينند و همين تاثيرمنفي بر روند انتخابات از موضع اصلاح‌طلبانه خواهد گذاشت.
حال پرسش اين است كه به‌رغم اين بديهيات چرا برخي افراد كماكان به جاي وارد شدن در انتخابات و جذب آراي مردم و ایجاد شور و شوق انتخاباتي، هم و غم خود را مصروف توهم اجماع و راي فرد ديگري كرده‌اند؟ براي اين پرسش چند پاسخ متصور است. يكي اينكه اعتماد به نفس اين دوستان كم است و چون خود را قادر به پيشبرد برنامه‌اي نمي‌بينند و به حاشيه رفته‌اند، در نتيجه در پي طرح موضوعي انحرافي براي سرگرم كردن خود هستند. همچنین به علت مشکلات تحلیلی با ستاد متبوع خویش قادر به فعالیت موثر در انتخابات نیستند پس به این کار حاشیه ای مشغول شده اند.
ديگر اينكه قادر به حل تناقضات فكري و روشی خود نيستند و براي حل مساله مي‌كوشند صورت مساله را پاك كنند و چون از ابتدا اين ايده غلط را بيان كرده بودند، فكر مي‌كنند مرغ يك پا دارد و بايد هم كماكان بر آن اصرار كنند و هيچگاه حاضر نمي‌شوند كه بگويند اين مساله از ابتدا اشتباه طرح شده بود، به نظر من نه‌تنها اين مساله، بلكه خيلي از مسائل ديگر را اشتباه طرح كردند كه همه اين اشتباهات ريشه در يك تبعيت چشم‌بسته و غيرمنطقي داشته است. به علاوه نوعي غرور و قيموميت سياسي براي خود قائل شدن ريشه صدور چنين دستورات سياسي است. معلوم نيست كه چرا و به چه حقي من بايد به خود حق دهم و بگویم كه مثلا نامزد ديگر به نفع نامزدي كه من فكر مي‌كنم مناسب‌تر است كنار رود؟ اين دستور هنگامي كه بدون هيچ‌گونه همراهي و همدلي صادر شود، فقط نشان از قائل شدن حق قيموميت بر ديگران براي خود است. گويي كه ديگران به لحاظ سياسي صغير هستند و جالب این که یک بار در انتخابات گذشته چنین خطایی رخ داده اما کو گوش شنوا؟
جهت اطلاع دوستان که خیلی مدعی عقلانیت و علمی فکر کردن و... هستند عرض کنم که کمیته نظر سنجی در اولین نشست خود بالاتفاق تاکید کرد که از هر جهت در شرائط کنونی اجماع به نفع نتیجه نیست. و امیدوارم خبر دقیقتر این جلسه منتشر شود.
به طور خلاصه به تمام دوستان پيشنهاد مي‌كنم به جاي آنكه افراد خود را براي تحقق اين شعار و هدف خيالي بسيج كنند، بهتر است كه به جلب افكار عمومي بپردازند و مردم را براي مشاركت بيشتر بسيج كنند و رفاقت و مراوده خود را حفظ كنند تا در صورتي كه هركدام به دور دوم رفتند، تمام قد از او حمايت كنيم. من شخصا و صريحا اعلام مي‌كنم به‌رغم برتري‌هاي روشني كه در برنامه‌هاي آقاي كروبي و شخص ايشان نسبت به سايرين مي‌بينم و در اين راه فعاليت مي‌كنم، ترديدي به خود راه نمي‌دهم كه هر نامزدي كه به مرحله دوم رفت با همين جديت حمايت كنم و اميدوارم دوستان ديگر نامزدهاي انتخاباتي هم به صراحت همين مساله را اعلان كنند. اين نگاه حتي در درج اخبار روزنامه اعتمادملي هم رعايت مي‌شود و گرچه اخبار اصلي انعكاسي از برنامه‌ها و فعاليت‌هاي آقاي كروبي و نويسندگان مرتبط با ستاد ايشان است، اما اخبار فعالیت جناب آقاي موسوي نيز منعكس مي‌شود، زيرا وقتي تلقي ما از روزنامه يك رسانه و نه بولتن باشد، طبيعي است كه چنين كاري بايد صورت گيرد، حتي اگر روزنامه حزبي باشد.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

پرويز پدرام :

جناب آقاي عبدي باسلام و خسته نباشيد،
من به شخصه با محتوي مقاله شما كاملاً موافق‌ام و آنرا كاملاً واقع‌‌بينانه مي‌يابم اما نكته ظريفي در اين ميان مطرح است و آن اينكه، طرفين بايد الزامات اين تحليل را مراعات نمايند كه به نظر من عدم رعايت آن در رأس و بخش تابلودار اردوگاه آقاي كروبي و در بخش بسيار محدودي از بدنه خاتميست اردوگاه آقاي موسوي مراعات نميشود. در واقع دو گروه يادشده، بيش از آنكه تلاش كنند آراء خاموش و همچنين آراء احمدي‌نژاد را بسوي خود جلب كنند تلاش دارند آراء آقايان موسوي و كروبي را بسوي خود بكشانند.
چه ايرادي داشت كه آقاي كروبي در اصفهان در واكنش به آنچه كه تصور ميشود از سوي جوانان طرفدار آقاي موسوي بوجود آمده بجاي اينكه از خانه تيمي حرف بزند و يا زبان به نقد آقاي موسوي بگشايد همين تحليل شما را ارائه مي‌داد. تازه به نظر ميرسد كه اين سخنراني بدنبال پخش آن از تلويزيون براي آقاي كروبي نكته‌اي منفي تلقي شد،
چه ضرورتي دارد كه آقاي كرباسچي مكرر در مكرر با زباني تمسخرآميز از شال سبز انتقاد كند،
چه توجيهي دارد كه روزنامه اعتماد ملي در تمجيد از آقاي كروبي به بهانه حمايت دكتر سروش از او، امتيازات ايشان را در مقابل آقاي موسوي قرار داده و با زباني طعنه‌آميز به موسوي و خاتمي و احزاب طرفدارشان بتازد،
چه ضرورتي داشت كه جنابعالي پاراگراف هشتم و چند جمله ابتدائي پاراگراف نهم مقاله فوق را بنويسيد كه جزسوء‌تفاهم و زمينه سازي براي تشديد آنچه كه در اين مقاله همه را از آن برحذر داشته ايد، فايده‌اي ندارد،
چرا بايد روزنامه اعتماد ملي اظهارنظرهاي انتخاباتي افرادي چون مخملباف و كديور را بگونه‌اي تيتر بزند كه خواننده گذري تصور كند كه آندو از آقاي كروبي حمايت كرده اند. چندين نفربه خود من گفته‌اند كه مخلباف و كديور هم، از كروبي حمايت كردند ولي چون ميدانستم چنين نيست گفتم از كجا مي‌گوئيد كه فهميدم مرجع‌ آنان تيترتهاي درشت روزنامه اعتماد ملي در اين مورد است. درست است كه انديشه نو و يا سايتهاي طرفدارآقاي موسوي اخبارآقاي كروبي را بسيار محدود پوشش مي‌دهند كه كاري ناصحيح است اما درعوض او را تخطئه هم نمي‌كنند و به او طعنه هم نمي‌زنند.
اما درمقابل، من نمي‌بينم كه در اين روزها از سوي سران آن طرف متلكي بار آقاي كروبي و دوستانش شود حتي در رده‌هاي پائين هم كمتر چيزي بازتاب بيروني دارد مگر اينكه در جلسات خصوصي چيزي بگويند كه طبعاً در ميان طرفداران آقاي كروبي نيز از اين گفته‌هاي خصوصي قاعدتاً زياد بايد باشد. حتي آنان مدتي است كه از اجماع هم كمتر سخن مي‌گويند.
باتشكر
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
جناب پدرام برخی از موارد شما را موافقم اما کمی تفاوت نظر داریم . اول این آن پاراگرافهای من در نقد آقای موسوی نیست بلکه در نقد دوستانی است که راه غلطی را طی می کنند. من بعد از انتخابات تحلیل انتقادی خود را می تویسم تا معلوم شود که اگر قصد انتقاد و نه تخریب را داشتم چه تصوری برای دوستان پیش می آمد کافیست مناظره من و آقای جلایی پور را می دیدی که چگونه سخن گفتند. مساله من اصلا آقای موسوی نیست بلکه رفتاری غیر اخلاقی و غیر سیاسی است که از سوی برخی دوستان انجام می شود و این را حضوری گفته ام ولی علنی آن برای بعد از انتخابات باشد. آقای کروبی بارها از آقای موسوی تعریف کرده اند اما وقتی ستادی تا این حد کنترلی بر افرادش ندارد چه قضاوتی باید کرد؟ آیا طرف مقابل حتی یک کلمه در این باره سخن گفته است؟ اجازه دهید پس از انتخابات صحبت شود.
اما در باره اجماع همین چند روز پیش بود که دوستان در سرمقاله نشریه خود شرح مفصلی در ضرورت آن نوشتند در حالی که نه حقی بر چنین درخواستی دارند و نه این که چنین درخواستی حداقل عقلانیت را دارد.

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۲۷ بֽظֽ | Reply

:

با سلام جناب ذوالعلم بي رقيب
ما كه هر چه بگوييم فايده ندارد
مجبوريم بگوييم شما راست ميگوييد
خيليها ادعاي علم وشعور دارند اما مثال ان كبكند
از جمله سروش
من نميدانم شما چرا به سروش حالي نكردي ميخواهد زر بزند عليه كانديدي نزند
من نميدانم اينروزها ايا حرف مفتي از موسوي يا خاتمي شنيده ايد؟!
اما از كروبي بسيار متاسفانه صادر فرمود
اقا خودتي اقاي عبدي
ساده لوح هم خودتي وطرفدارن احمقتان كه گرد بلاهت وجار وجنجال بنام شجاعت گرد امدند
بنده خيلي به شما گفتم اجماع
ولي حالا ميگويم نياز نيست
شما لياقت اجماع نداريد بايد طرد شويد

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۲۷ بֽظֽ | Reply

:

با سلام
فقط یک نکته باید مورد توجه قرارگیرد و آن این است که در مرحله دوم معمولا تعداد قابل توجه ای از مردم در انتخابات شرکت نمی کنند . درنتیجه رای کسانی که موافق تغییر وضعیت و اصلاح هستند کاهش چشم گیر پیدا می کند ، درحالی که تعدادرای طرف مقابل ثابت ، سازمانی ، تکلیفی و... است وچندان تفاوت معنا داری در دو مرحله نخواهد داشت . در این صورت چه بسا در دور دوم احتمال برنده شدن جناح غالب موجود بیشتر شود .

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۳۶ بֽظֽ | Reply

سید هاتف مطهری :

درود بر شما
دقیقا من هم همین نظر را دارم که با توجه به آرائ احمدی نژاد و توانایی کسب رای توده ها توسط ایشان الان با توجه به فضای نسبتا باز انتخاباتی باید مطالبات مدنی مطرح شود تا خواست مردم بروشنی سازماندهی شود.اجماع تخم لقی است که بدون فکر در دهان انسانهایی گذاشته شده که علیرغم ظاهر مدرن افکاری واپسگرا دارند و روی خوشی به کار علمی و سنجیده نشان نمیدهند.این آقایان بارها با این تفکرات بدون فکر شکست خورده اند و باز ....
در مورد آقای سروش هم بهتر است بیانیه های ایشان بطور کامل در روزنامه چاپ نشود چون حجم بالایی از عصبیت در متن این بیانیه ها وجود دارد.کاری که آقای مخملباف کرد واقعا به روشنفکری نزدیکتر بود تا سروش.
در مورد اعضای هر دو ستاد هم بهتر است تا توجیه شوند که در دور دوم ممکن است از آن یکی حمایت کنند و گفتن جملاتی که پارچه سبز مشکلی را حل نمیکند و یا ....از طرف هر دو ستاد ناپسند است.
واقعا وقتی میگویند در این مملکت قحط الرجال است{شاید به دلیل عدم شکل گیری جامعه مدنی}درست گفته اند.اگر چند نفر مثل عبدی در دو جناح بودند شاید امروز روند انتخابات معقولانه تر بود.
علی رغم اینکه به دلایلی احتمالا به موسوی رای میدهم اما قلبا و صمیمانه برای شما و ستاد کروبی آرزوی موفقیت میکنم و از آقای کروبی عزیز به دلیل پایمردی بر حقوق مردم تشکر میکنم.

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۰۵ بֽظֽ | Reply

davood :

چرا جناب کروبی درباره ی آزادی های بعد از بیان و ازادی های بعد از گذار از سانسور(مثلا برخورد های احتمالی قوه ی قضایه با نویسندگانی که کتابشان چاپ شده ) به صورت صریح اعلام موضع نمی کنند؟
همچنین درباره ی رابطه با امریکا و نحوه ی ادامه ی مذاکرات هسته ایی و برنامه های هسته ایی.

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۳۲ بֽظֽ | Reply

داوود :

در مناظره با اقای تاجزاده فرمودید .......
پس چطور حاضرید از چنین شخصیتی در دور دوم انتخابات حمایت کنید؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
متاسفانه آن مناظره قرار نبود منتشر شود یا حداقل من چنین تصوری داشتم چون جمع محدود بود. اما من رای ایجابی به آقای موسوی نمی دهم رای من سلبی نسبت به احمدی نژاد است که در صورتی است که هر دو به دور دوم بروند.

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۲۸ بֽظֽ | Reply

علی :

سلام جناب اقای عبدی
بسیار توضیحات خوبی اراده دادید فقط ای کاش زودتر از اینها به این موضوع پرداخته بودید.من هم همانطور که در نامه قبلی به شما نوشته بودم مخالف اجماع در این شرایط هستم فقط انتقادم به این است که چرا دوستان اصلاح طلب به نقد و تخریب یکدیگر روی اورده اند.البته نه اینکه مخالف نقد باشم اتفاقا برعکس . ولی در این شرایط حساس نباید به اختلافات درون جناحی دامن بزنیم.نقد را همیشه می توان انجام داد ولی بعضی فرصت ها همیشه در دسترس نیستند

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۳۰ بֽظֽ | Reply

صارمی :

جناب عبدی مرقوم فرموديد: ترديدي نيست كه يك ركن مهم انتخابات فعلي نفي وضعيت موجود و كوشش براي تغيير آن است. با اين چهار نفر که از روز اول جمهوری ولايت فقيه همه کاره بوده اند و وضع فعلی مملکت را به اين روز انداخته اند ميخواهيد تغيير ايجاد شود؟ اگر اينها تغيير ايجاد کن بودند (البته تغيير مثبت) چرا دراين سی سال کاری نکردن؟ چه حرفها. صارمی
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
این را در دانشگاه صنعتی گفتم و تا حدی با شما موافقم اما میان اینها از یک سو فرق است و از سوی دیگر انتخابات کوره ای است که خیلی ها را ذوب می کند و تغییر می دهد.

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۰۲ بֽظֽ | Reply

دشت سبز :

با سلام

آقاي عبدي به نكته كاملا درستي اشاره كرده ايد. من خودم تازه چند روز پيش بود كه پس از فكر كردن به اين نتيجه رسيدم كه حضور همزمان دو كانديدا ي اصلاح طلب به سود اصلاحات خواهد بود؛ دقيقا با استدلالي مشابه آنچه شما ارايه كرده ايد. به همين خاطر تصميم گرفتم اين مطلب را با مثال و نمودار نشان دهم. اگر مناسب ديديد مثال نموداري را كه تهيه كرده ام مي توانيد از اين آدرس ببينيد
http://greenmoor.blogspot.com/2009/05/blog-post.html

شايد بهتر باشد ستاد آقاي كروبي و آقاي موسوي اين مطلب رو بيشتر روشن كنند كه صرف شركت در انتخابات باعث كم شدن درصد نسبي راي احمدي نژاد خواهد شد و در نتيجه شانس اصلاح طلبان را براي پيروزي افزايش خواهد داد

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۲۳ بֽظֽ | Reply

شریعت :

با فرض اینکه آقای موسوی به مرحله دوم بروند آیا حمایت از ایشان به معنای حمایت از تفکرات شکست خورده اصلاحات و تکرار آن ندانم کاریها نیست؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:

ایشان مدعی اصلاحات نیست که معرف چنین چیزی شود.

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۸ بֽظֽ | Reply

ج :

"... و اگر طرفين و طرفداران آنان در جلسات سخنرانی و انتخاباتي نامزد ديگر بازي درنياورند و مشكل ايجاد نكنند و به نوعي به يكديگر هم احترام بگذارند، احتمالا مي‌توانن..."
البته این رو هم اضافه کنید اگر جناب "قوچ" بزرگ کار رو به وقاحت نرسانند و واسه بیانیه­ی حمایت مخملباف از میر حسین تیتر بزنن: «کروبی مرهم زخم جامعه­ی ما»

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۲۴ بֽظֽ | Reply

سرو :

سلام جناب عبدي ! از اينكه به اين روشني تكليف طرفداران اصلاحات را معلوم كرديد بسيار ممنون. فقط خدا كند كه دوستاني كه در پشت سر آقاي موسوي هم ايستاده اند اين وضعيت را درك كنند...
باز هم متشكر

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۵۲ بֽظֽ | Reply

ع.م :

با عرض سلام، خواهشمند است براي شرکت در "نظرسنجي انتخابات رياست جمهوري" به وب سايت بي طرف ما مراجعه فرموده و سايرين را نيز مطلع کنید. متشکرم.

http://nazarsanjee88.blogfa.com

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۳۰ قֽظֽ | Reply

سعید :

""" کروبی درباره مسئله حمایت از حقوق شهروندی گفت: وقتی عباس عبدی را دستگیر کردند، موضع‌گیری کرده و از او دفاع کردم و او هم شاید به همین علت از من حمایت می کند."""
منبع: فرارو

هر کسی از ظن خود شد یار او !!!

چه دولتی بشه این دولت آقای کروبی! طرف فکر میکنه مشاورش داره خدمات قبلی را جبران میکنه!
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من برای چنین کاری حمایت نمی کنم اما برای دفاعش از دیگران ارزش قائلم و یکی (نه همه)از دلائل حضور من در ستاد وی است.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۱۰ قֽظֽ | Reply

محسن :

گمان می کنم استدلال شما در مورد عدم لزوم اجماع کاندیدهای اصلاح طلب فرمول بندی تقریبا تمامی دلایل معقول و قابل قبول این عدم اجماع به صورت شفاف بود .
اما درک نکردم چرا تمامی احتمالات منفی را در مورد آنها که خواستار اجماع بودند برشمردید و بر این اساس آنها را مغرض و یا احمق فرض نمودید . گمان نمی کنید که دلیل عده ای هم که لزوما ( و البته مانند بسیاری از مردمان خسته و نا امید امروز ) چندان سر در ... سیاست ندارند این بوده که تنها از احتمال ادامه وضع موجود به وحشت افتاده بودند و البته به این دلایل هم فکر نکرده بودند . ؟؟؟؟؟؟؟؟ وحشت بد چیزی است باور کنید . آنهم وحشت کابوسی مداوم
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:

کاملا درست است. برخی از مردم و افراد عادی صادقانه چنین فکر می کنند و دوست دارند یک نفر باشد . اما خطاب من در این یادداشت افراد سیاسی حرفه ای است.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۱۴ قֽظֽ | Reply

احسان :

اولا شما چون رای آوری آقای کروبی فعلا از موضع ضعف هست این رو می گی اگه موضعت در جامعه قوی بود چیز دیگری می گفتی
ثانیا ورود آقای کروبی به عنوان نماینده ی همه اصلاح طلبان به صحنه انتخابات بدون آنکه در آمدنش به همه ی گروه های اصلاح طلب مشورتی بکنه و نظر بخواهد خودش نوعی قیومیت محسوب می شه. پس شما به جای محکوم کردن کسی اول این نکته را به آقای کروبی گوشزد کن بعد به نفی دیگری به پرداز

ثالثا این واژه "به جای" در جمله ی : به جای اینکه افراد خود را براي تحقق اين شعار و هدف خيالي بسيج كنند، بهتر است كه به جلب افكار عمومي بپردازند. خیلی بی محتواست. مطمینا شما هم آگه نگی کسانی که به رای دادن باور دارند این کار را خواهند کرد. اما در کنار تلاش برای اجماع.

رابعا یادتون رفته که اگه اصلاح طلبان به هر دلیلی شکست بخورند و به دور بعدی نرن پیش از همه همین آقای کروبی دقیقا مثل دور قبل شروع می کنه به کوبیدن هم سنگری های خودش و البته انتظار پاسخ هم طبیعیه. البته ایشون پیش پیش شروع کرد و از همین الان خاتمی و موسوی رو مسوول نا بسامانی ها دونست. ضمن اینکه انتظار داشته باشید که خیلی ها به خاطر ناراحتی از آقای کروبی یا موسوی مخصوصا به طرف مقابل رای بدن.(که شبیهش در مورد آقای هاشمه در دوره پیش اتفاق افتاد)

خامسا نمونه ی انعکاس و حمایت اعتماد ملی رو از آقای موسوی هم در جاپ پاسخ سروش به دولت آبادی دیدیم. در حالی که دولت آبادی این حرف رو در یک محیط بسته با حضور محدودی آدم زده بود شما با چاپ اون پاسخ در روزنامه و پخش اون این دعوا را علنی کردید آقـا!

سادسا شما به جای تخریب و ایراد گیری از گروه به اصطلاح هم سنگرتون سعی کنید قدر تحمل خودتون و آقای کروبی و کرباسچی رو ببرید بالا که تحمل دو تا درود بر موسوی یا دیدن نوار رنگی را ندارند و تخریب می کنند. به به فکر اجماع علمی بیفتید برادر من. شبیه این رفتار ها رو کدام یکی از نزدیکان موسوی یا خاتمی کردند؟ با این ادبیاتبی که من توی این متن دیدم و این خوی ملا لغتی که نشان از ضعف داره فقط دل احمدی نژادی ها رو شاد می کنید دوست عزیز.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
من این عقیده را بر حسب تحلیل در باره دور قبل هم گفته ام در حالی که دور قبل کروبی رای بیشتری آورد. پس لطفا بجای انگیزه خوانی به منطق نوشته توجه کنیم.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۲۸ قֽظֽ | Reply

:

محسن:

با سلام درصورتیکه مهندسی انتخابات وتقلب در دستور کار نباشد( ولی با توجه به انتخاباتهای قبل که حتی به یک اعتراض هم پاسخ ندادندبعیداست)نظریه قابل طرحی است لکن با توجه به سوابق ومحدود بودن شرکت کنندگان ودر نتیجه محدودیت تعداد رای اصلاح طلبان حضور دو نامزد کار برای مهندسان اسانتر خواهد شد وگناه این شکست نیز برعهده طراحان چنین توجیهات خواهد بود و هر دونامزد ویا هر یک از دو نامز د که چنین اعتقادی را بر ای ماندن در صحنه قبول دارد مدیون ملت خواهد شد لاکن در صورت عدم اجماع تا پایان امیدوارم نظر شما درست باشد ویک بار دیگر شاهد نتیجه تلخ سال 84 نباشیم !

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۳۹ قֽظֽ | Reply

حسین :

تحلیل درست و بجایی است و جا دارد که دوستان به توجه کنند.ضمنا بنظر منظور شما از این جمله در پاراگراف اخر " تردیدی به خود راه نمیدهم که هر نامزدی که به مرحله دوم رفت باهمین جدیت حمایت کنم" نامزد مورد حمایت اصلاح طلبان باشد.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۱۱ قֽظֽ | Reply

محمد :

سرما خوردگی تو این موقعیت نوبره!
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
انصافا همین طوره. بی احتیاطی شد.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۶:۳۵ قֽظֽ | Reply

نوري‌نيا :

آقاي عبدي سلام! سخن شما در باب عدم ضرورت اجماع درست و منطقي. من نيز با آن موافق نيستم و از همان ابتدا در جمع دوستان گفته‌ام. اما از كجا مي‌دانيد كساني كه در سخنراني‌ها خطاب به آقاي كروبي از اجماع و كناره‌گيري مي‌گويند، قطعا طرفداران موسوي هستند و اين موضوع جنگ رواني اقتدارگرايان نيست؟ علاوه بر اين كه در روزنامه‌هاي روزهاي اخير كسي از اجماع سخني نگفته است يا حداقل من نديده‌ام و اگر در نشست‌هاي حزبي و گروهي گفته شده چه جاي بيان در روزنامه كه ما از آن نشست ها بي‌خبريم؟
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
سرمقاله نشریه مشارکت در این مورد است و در مورد کسانی که چنین می گویند بعضا سخنرانان ستاد آقای موسوی بوده اند بعلاوه این ستاد می توانست در این مورد موضع رسمی گرفته و اعلان کند که سیاست ما اجماع نیست و این که کسی حق ورود به نشستهای آقای کروبی و گرفتن عکس مهندس موسوی را ندارد. چگونه در باره موضوعات غیر مهم دیگر مثل خانم رجبی اعلان موضع می کنیم اما در این باره نه؟

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۳ قֽظֽ | Reply

حمید :

با سلام و احترام

پیش از این گاهی نگران تاثیر بلند مدت بعضی
موضع گیرها شما در بین مخاطبین جنبش اصلاح طلبی بودم هرچند همواره به حق متفاوت بودن هر شهروند احترام میگذاشتم
خواستم به این وسیله از مقالات یک دو روز اخیر
شما که کارکرد استراتژیک آن را می فهمم و می توانم انها را به مخا طبین پیرامون خود منتقل کنم تشکرکنم

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۵۹ قֽظֽ | Reply

:


از فضا سركنگبين صفرا فزود.
يكي آقاي صفايي رو از آفسايد بكشه بيرون!

صفايي فراهاني: وعده پرداخت سهام نفت عوام‌فريبانه است


///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
در ذیل پست دیگر پاسخ داده شده است.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۲۸ قֽظֽ | Reply

s_ahmad :

جناب عبدي
نكته مهم و درستي را اشاره فرموده ايد كه لازم است كليه حاميان به ويژه حاميان كليدي به ان توجه فرمايند.
در خصوص كانديدها به نظر اينجانب در مجموع (دقت كنيم در مجموع و نه اكتفا به دو يا چند مورد)، بايد گفت جناب كروبي بهترين كانديدا در شرايط فعلي است. به اعتقاد اينجانب اراي ايشان هرچقدر هم باشد ولي جزو كيفي ترين و با ارزشترين ارا محسوب مي شوند چرا كه شايد اغلب انها توسط زبدگان اين كشور به صندوقها ريخته خواهند شد كه نكته مهمي است.
نكات مهم و كليدي در همين خصوص:
1- تيم مجرب و قدرتمند كه هركدام در حد يك رييس جمهور هستند اشاره به نامهايي مثل، كرباسچي، نجفي، مهاجراني، ابطحي، عبدي و سروش كفايت مي كند.
2- عدم انقطاع در كارها و مسووليتهاي اجرايي و تجارب ارزشمند
3- شجاعت
4- قدرت مديريت و اعتقاد به كار كارشناسي و تيمي كه نمونه بارز ان در اعزام تيم براي شركت در مباحث و دريافت متن سخنراني ها و برنامه هاي كاري و ... از تيم كارشناسان و غيره ازجمله نقاط قوت وي هستند.

5- هدر ندادن وقت و شروع برنامه ها در اسرع وقت به دليل امادگي كامل و داشتن تيم قوي و مجرب كه به نظر اينجانب بسيار مهم است.
6-به نظر مي رسد تعيين تيمهايي براي انتخاب افراد و برنامه ريزي و پشتيباني (اقتصادي، فرهنگي، سياسي، علمي) با پيش بيني مكانيزمي كه از جمله وظايفشان معرفي و پيشنهاد وزرا باشد مي تواند مهم باشد، به جاي معرفي وزيران پيشنهادي كه ممكن است در هر صورت مشكلات خاصي ر ايجاد نمايد و يا تاييد نشوند.
باتشكر


۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۵۹ قֽظֽ | Reply

بهرام :

سلام آقاي مهندس

برايتان آرزوي سلامتي و بهبودي مي كنم.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
ممنون

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۳۶ بֽظֽ | Reply

سعید :

""" الياس حضرتی در پاسخ به سوال ...
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فریب منابع خبری این چنینی را نخوریم.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۲:۴۳ بֽظֽ | Reply

یونس :

درود بر آقای عبدی . تو رو خدا واسه آقای کروبی از پدیده بلوتوث غافل نشید . یه ظرفیته مغفوله . چند ملیون موبایل مولتی مدیا تو دست مردمه . از هر طبقه ای . حداقل ارزش بحث کردن رو داره . مواضع شجاعانه کروبی در تکه های کوتاه بی تاثیر نخواهد بود . این پتانسیل رو بقیه کاندیدا ها ندارن . البته فقط احمدی نژاد داره که جون می ده واسه تخریب! . که مرده را پای زدن اخلاقی نیست

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۴۲ بֽظֽ | Reply

کیوان ذبیحی مهرایران :

با درود و خسته نباشید

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۵۸ بֽظֽ | Reply

مهدی :

آقای عبدی خدا بد نده، منم سرما خوردم....می گم حتماً شما هم فکرش رو کردین که حالا که اعلمی رد صلاحیت شد یه جورایی باهاش ائتلاف کنید و بکشیدش طرف آقای کروبی. مثلاً یه عنوان معاونت، مشاور یا وزارت در دولت آقای کروبی....از پیاتسیل ایشون می شه استفاده کرد.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
گرچه این امور در دنیا مرسوم است اما در ایران متداول نیست و حتی ضد ارزش است همین الان برای تخریب می گویند افرادی که در ستادها هستند برای گرفتن پست است اگر چه این کار اصولا اشکالی ندارد اما در ایران نمی پسندند.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۲۰ بֽظֽ | Reply

احمد درفشي :

سلام جناب عبدي

نوشتار جالبي است، منطقي و مستدل.
متعجب شدم از دوستانتان در مشاركت. به نظرم هم مشاركتي‌ها و هم مجاهدين عجولانه از آقاي موسوي كه زاييده‌ي معامله‌اي پشت پرده است حمايت كردند. موفق باشيد.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۴:۲۹ بֽظֽ | Reply

یک هموطن :

جناب عبدی عزیز:

این بحث قابل تا مل است:

اعلاميه سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) پيرامون انتخابات دوره دهم رياست جمهوری
» نسخه قابل چاپ
» ارسال به بالاترین
» ارسال به دنباله

رويکرد به برنامه و مطالبه محوری

مبارزه برای طرد جريان راست افراطی و نماينده آن

انتخابات در جمهوری اسلامی غيردمکراتيک و مديريت شده و تنها محل چالش جناح‏های حکومتی است. انتخابات دوره دهم رياست جمهوری هم از چنين خصوصيتی برخوردار است. با اين تفاوت که در اين انتخابات حتی از حضور کانديدای گرايش معتدل اصلاح‏طلبان حکومتی هم جلوگيری شده است. محمد خاتمی به عنوان نماينده گرايش معتدل اصلاح طلبان حکومتی که برای انتخابات کانديد شده بود، مدتی پيش به خاطر تهديدها و پيام‏های دريافتی کنار کشيد. اين امر را رمضان‏زاده سخنگوی وقت دولت محمد خاتمی بيان کرد. او گفت که ما پيام‌هائی دريافت کرديم که نبايد خاتمی کانديدا ‏شود.‏


تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com
---------------------------------

بلوک حاکم احتمال می‏داد که کانديدا شدن خاتمی ممکن است مديريت انتخابات را از آن‏ها سلب کند. لذا محمد خاتمی را به ترور تهديد کرد و ولی فقيه به او پيام فرستاد که کانديداتوری او نه به مصلحت نظام است و نه به سود خودش. در حالی که او بارها وفاداريش را نسبت به ولايت فقيه و نظام اعلام کرده بود. با کنار کشيدن خاتمی باز هم حلقه انتخابات تنگتر گشت.

با اين وجود، رويکرد نيروهای تحول طلب به برنامه و مطالبه محوری در ماه‏های گذشته، فضای تازه‏ای را در روند انتخابات دوره دهم رياست جمهوری شکل داده است. به واقع انتخابات بستری شده است برای ارائه برنامه‏، طرح مطالبات جامعه مدنی و خواسته‏های مشخص گروه‏های مختلف اجتماعی. در ماه‏های اخير هم بخشی از نيروهای اپوزيسيون در خارج از کشور برنامه انتخاباتی ارائه داده‏اند و هم تعدادی از جريان‏ها و فعالين سياسی در داخل کشور. در اين دوره هم جنبش‏های اجتماعی، احزاب و سازمان‏های سياسی در طرح مطالبات و ارائه برنامه پيشقدم شده‏اند و هم کانديداها. اين امر نشانگر بالا رفتن سطح آگاهی در جامعه است. کانديداها با اين واقعيت در جامعه روبرو شده اند که بدون ارائه برنامه و تنها با طرح چند شعار نمی توانند مردم را به پای صندوق رای بکشانند.

در فرآيند انتخابات بين بخشی از نيروهای تحول‏طلب داخل و خارج از کشور رويکرد واحدی نسبت به انتخابات اتخاذ شده است. اين نيروها با آگاهی از آزاد، دمکراتيک و سالم نبودن انتخابات، در شرايط کنونی انتخابات را فرصتی می‏بينند برای برآمد سياسی اپوزيسيون و طرح برنامه نيروی سوم.

در جمهوری اسلامی به دلايل مختلف از جمله فقدان حضور احزاب و سازمان‏های سياسی مخالف، انتخابات نه بر اساس برنامه ارائه شده از جانب احزاب سياسی، بلکه برپايه "شخصيت"ها برگزار می‏شود. اين‏بار وجه برنامه و مطالبه محوری در انتخابات پررنگ شده است.

برجسته شدن برنامه و مطالبه محوری در شرايط کنونی با عملکرد جمهوری اسلامی در پيوند نزديک است. عملکرد جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته و سياست‏های فاجعه‏بار جريان راست افراطی در چهار سال گذشته، آنچنان مطالبات طبقات، جنبش‏ها و گروه‏های مختلف اجتماعی را وسعت و عمق بخشيده است که حتی کانديداهای حکومتی هم نمی‏توانند از کنار آن‏ بگذرند. امروز بخش اندکی از آن مطالبات عظيم، از زبان برخی کانديداها بيان می‏شود.

برجسته شدن برنامه و مطالبه محوری در شرايط کنونی با عملکرد جمهوری اسلامی در پيوند نزديک است. عملکرد جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته و سياست‏های فاجعه‏بار جريان راست افراطی در چهار سال گذشته که به تخريب سرمايه‏های مادی و معنوی کشور و گسترش فقر، بيکاری و تعميق شکاف طبقاتی و سرکوب دگرانديشان و جنبش‏های اجتماعی منجر گرديده است، آنچنان مطالبات طبقات، جنبش‏ها و گروه‏های مختلف اجتماعی را وسعت و عمق بخشيده است که حتی کانديداهای حکومتی هم نمی‏توانند از کنار آن‏ بگذرند. امروز بخش اندکی از آن مطالبات عظيم، از زبان برخی کانديداها بيان می‏شود.


صفبندی در انتخابات

بعد از ماه‏ها ابهام سرانجام صحنه انتخابات رياست جمهوری روشن گشته و صف‏بندی مشخصی شکل گرفته است. اين بار صف‏بندی تا حدود زيادی بين جريان راست افراطی و دستگاه ولايت فقيه و نيروهای منتقد و مخالف آن پديد آمده است. در اين انتخابات صفوف اصولگرايان شکاف برداشته و بخشی از آن‏ها در جانب راست افراطی و کانديدای آن‏ها ـ احمدی نژاد ـ قرار گرفته‏اند و بخشی ديگر به حمايت از موسوی برخاسته‏اند. مير حسين موسوی هم نه به عنوان نماينده اصلاح‏طلبان حکومتی، بلکه به مثابه کسی که هم از اصلاحات دفاع می‏کند و هم ارزش‏های اصول‏گرايان را پاس می‏دارد، برآمد کرده است. او کوشيده است با سيمای فراجناحی وارد ميدان انتخابات شود تا بتواند نيروهای منتقد و مخالف جريان راست افراطی را پوشش دهد.

اين صف‏بندی متاثر از آرايش نيروهای سياسی و اجتماعی است که با روی کار آمدن جريان راست افراطی به تدريج در جامعه شکل گرفته است. در اين صف آرائی در يکسو راست افراطی و حاميان آن قرار دارد و در سوی ديگر طيف گسترده‏ای از نيروهای سياسی و اجتماعی مخالف و منتقد. در شکل گيری نيروی مقابله با راست افراطی و دستگاه ولايت فقيه جريان های متفاوت اجتماعی و سياسی با اهداف و انگيزه های مختلف عمل می کنند.

تقابل با جريان راست افراطی ، طيف وسيعی از نيروهای تحول‏طلب که خواهان دگرگونی بنيادی در ساختار سياسی کشور هستند تا نيروهائی که با سياستهای بلوک حاکم مخالفند، را در برميگيرد. بخش قابل توجهی از نيروهای سياسی وابسته به طبقه متوسط و محروم جامعه، جنبش‏های اجتماعی، معلمان و پرستاران، فعالين حرکتهای قومی ـ ملی، فعالين فرهنگی و مطبوعاتی، نويسندگان و هنرمندان، سازمان‏های غيردولتی، بخشی از روحانيون و کانون‏های مذهبی، اصلاح طلبان حکومتی و کارفرمايان توليدی در موضع تقابل با جريان راست افراطی قرار دارند.

از سوی ديگر با حدت يافتن بحران دولت ـ ملت، بحران کارائی و اقتصادی و تعميق شکافهای اجتماعی و عملکرد جمهوری اسلامی و به طور مشخص سياست‏ها و کارنامه سياه جريان راست افراطی، نارضايتی بی‏سابقه‏ای در سطح جامعه و بين گروه‏های مختلف اجتماعی شکل گرفته است. تنها لايه نازکی از جامعه که از رانت حکومتی بهره می‏برد، از وضعيت موجود راضی است.

در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی اين نارضايتی در کاهش نرخ مشارکت در انتخابات و به ويژه در شهرهای بزرگ بروز کرد. برای نخستين بار ميزان مشارکت در انتخابات در سطح کشور به زير 50 درصد و در شهرهای بزرگ به زير 30 درصد رسيد. نارضايتی طبعا اين بار هم در شکل ديگر بروز خواهد يافت. بر بستر نارضايتی گسترده از وضع موجود و ضرورت تغيير شرايط کنونی، همسوئی در بين بخش وسيعی از نيروهای سياسی و اجتماعی در نفی جريان راست افراطی و کانديدای آن شکل‏گرقته است.

اما جريان راست افراطی حاضر نيست که بازنده انتخابات باشد. راست افراطی با پشتيبانی سپاه پاسداران و حمايت دستگاه ولايت فقيه از پلکان انتخابات بالا رفت و بر قوه مجريه چنگ انداخت. ولی نمی‏خواهد ديگر جناح‏های حکومتی از همان پلکان انتخابات بالا بيآيند. راست افراطی درآمد نفت، بودجه کشور، صدا و سيما، دستگاه‏های دولتی، سپاه و بسيج را به خدمت گرفته است که هم‏چنان از صندوق‏های رای پيروز بيرون بيآيد. راست افراطی به سادگی سنگر قوه مجريه را ترک نخواهد کرد. اين جريان برای حفظ سنگر قوه مجريه و موقعيت خود از تمام امکانات و حتی رای سازی بهره می‏گيرد.


کانديداها و پرسش‏ها

نيروهای اصلاح طلب و تحول خواه هريک با هدف متفاوت به دنبال عقب راندن جريان راست افراطی هستند. بيانيه‏های منتشره توسط جريان‏ها و فعالين سياسی در طی ماه‏های گذشته و مواضع دو کانديدای اصلاح‏طلبان حکومتی نشانگر اين امر است. گرچه اصلاح‏طلبان معتدل و راديکال در اين انتخابات کانديدا ندارند ولی از ميرحسين موسوی و يا مهدی کروبی حمايت می‏کنند. اما نيروهای تحول‏طلب جامعه اين بار هم فاقد کانديدا هستند. جمهوری اسلامی عملا اين نيرو را حذف کرده و امکان نمی‏دهد که نماينده آن‏ها در انتخابات حضور يابد و با ديگر کانديداها به چالش برخيزد.

مير حسين موسوی و مهدی کروبی تا کنون نتوانسته‏اند نظر مساعد اکثر نيروهای تحول‏طلب جامعه را جلب کنند. موسوی در پی شکاف انداختن در بين اصول‏گرايان و جلب آرای بخشی از آن‏ها است و از طرح برنامه روشن در برخی عرصه‏های اجتماعی اجتناب می‏ورزد. مهدی کروبی با طرح تامين حقوق شهروندی، حقوق ملی ـ قومی، حمايت از قطع اعدام جوانان زير 18 سال، حذف نظارت استصوابی و ضرورت اصلاح قانون اساسی تلاش می‏کند که نظر مساعد نيروهای تحول‏طلب جامعه را جلب کند. اما او تا کنون به دلايل مختلف موفق نشده است. دلایل عدم توفیق کروبی در این زمینه را از جمله باید در این دید که او هنوز ابزارها، سازمان و نقشه راه اجرای برنامه هایش را اعلام نکرده است، او همچنان به روش انکار و سکوت نسبت به حضور و سهم لایه های مدرن در جامعه ادامه می دهد و موفق به توضیح قانع کننده رفتار سیاسی پیشین خود نسبت به دوران اصلاحات و مطالبات آن نشده است. مطالباتی بسیار مقدماتی تر از آن چه که امروز او مدعی تأمین آنها در صورت کسب مقام ریاست جمهوری است.

به علاوه جلب اعتماد نيروهای تحول‏طلب جامعه مستلزم آن است که به پرسش‏های جدی و اساسی که مطرح است، از جانب دو کانديدای اصلاح‏طلب پاسخ داده شود. اين پرسش‏ها در مقابل کانديداهای اصلاح‏طلبان قرار دارد:

ـ نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولايت فقيه است. قدرت اصلی در دست ولی فقيه و نهادهای غيرانتخابی متمرکز شده است. در صورت مخالفت ولی فقيه و نهادهای غيرانتخابی با اجرای برنامه انتخاباتی شما ـ آنچه که در دوره خاتمی پيش آمد ـ شما چه برخوردی خواهيد کرد؟ آيا تمکين خواهيد کرد و يا با مراجعه به مردم به چالش با کانون قدرت برخواهيد خاست؟ آيا حاضريد در صورت چالش با کانون قدرت به مردم متکی شويد؟

ـ برای تامين حقوق شهروندی که از جمله حقوق برابری زن و مرد را شامل می‏شود، برنامه مشخص شما چيست؟

ـ اصلاح و تغيير قانون اساسی يکی از چالش‏های جدی در جمهوری اسلامی است. ولی فقيه مخالف سرسخت اصلاح و تغيير قانون اساسی است. شما چگونه می‏خواهيد اين شعار را عملی کنيد؟ اسباب و لوازم شما برای پيشبرد اين شعار چيست؟

ـ مدت‏ها است که سپاه بر حوزه‏های مختلف اجتماعی از جمله سياست و اقتصاد چنگ انداخته است. شما چرا سياست سکوت در اين مورد اختيار کرده‏ايد؟ چرا فقط از عدم دخالت سپاه و بسيج در انتخابات سخن می‏گوئيد؟ برنامه شما برای قطع دست سپاه از حوره‏های مختلف اجتماعی چيست؟

ـ در گفتارهای شما سخنی از حق فعاليت نيروهای اپوزيسيون و امکان حضور آن‏ها در صحنه سياسی کشور ديده نمی‏شود. آيا شما هم همانند پيشنيان می‏خواهيد آنها را ناديده بگيرد و به سرکوب آنها توسط نهادهای امنيتی صحه بگذاريد؟ يا اينکه برنامه ديگری داريد؟ برنامه شما چيست؟


مواضع ما

در بيانيه هيئت سياسی ـ اجرائی که مدتی پيش انتشار يافت، مواضع سازمان در رابطه با فرايند انتخابات بيان گرديد. اينک در تداوم آن بيانيه اعلام می‏کنيم:

* ما انتخابات دوره دهم رياست جمهوری را غيردمکراتيک می‏دانيم و هم چنان بر برگزاری انتخابات آزاد، دمکراتيک و سالم تاکيد داريم.

* ما فاصله‏گيری از شخصيت محوری و رويکرد به برنامه و مطالبه محوری را روند مثبت تلقی کرده و برآنيم که بايد سطح مطالبات را ارتقا بخشيد تا کانديداها موظف به طرح مطالبات در برنامه و شعارهايشان شوند.

* به نظر ما اين انتخابات فرصتی است برای طرد جريان راست افراطی و نماينده آن و ضربه‏زدن به ولايت فقيه. در طی سال‏های گذشته سياست ما همواره متوجه وارد آوردن ضربه به بلوک حاکم بوده است. ما از موضع اپوزيسيون اين سياست را همچنان در انتخابات پی خواهيم گرفت.

* طرح برنامه و شعارها از جانب کروبی امری است مثبت و مورد استقبال نيروهای تحول طلب جامعه. اما او فاقد ابزارهای لازم برای پيشبرد برنامه و شعارهايش است. مادام که کروبی یا هر کاندیدای ديگری فاصله خود را با ولايت فقيه ترسيم نکرده، چگونگی پیشبرد برنامه‏اش را مشخص ننموده، با نیروهای آن برنامه به تعامل دست نزده و روشن نساخته است که چگونه می‏خواهد در چارچوب ساختار قدرت برنامه و شعارهايش را پيش ببرد، قادر نخواهد شد نظر مساعد اکثر نيروهای تحول‏طلب جامعه را جلب نمايد.


هيات سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

31 ارديبهشت 1388 (21ماه مه 2009)

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۵۳ بֽظֽ | Reply

:

سلام آقاي عبدي
برآوردي كه من بين دوستان و آشنايان داشتم حاكي از اين است كه توجه به آقاي كروبي بيشتر شده و عموما هم در بين طبقات متوسط آگاه است.
آقاي عبدي يكي دو تا اقدام اساسي بايد از طرف ستاد صورت بگيره تا بشه جو عمومي رو بيشتر تحريك كرد:
يكي اينكه معاون اول و وزراي علوم و ارشاد و كشور معرفي بشن.
دوم اينكه يه برنامه اقتصادي قابل فهم براي مردم عادي در عين اينكه براشون ملموس هم باشه ارائه باشه. طرح سهام نفت خيلي خوبه اما طبقات پايين موضوعش رو متوجه نمي شن بايد يه جوري مثلا در حد و اندازه هاي طرح 50 هزارتومني ارائه باشه.
ضمنا وجود يه وزير سني و يه وزير كرد خيلي تاثير داره.
آقاي عبدي رو معرفي بخشي از كابينه فكر كنيد خيلي مفيده.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۰۱ بֽظֽ | Reply

صادق ابراهیم :

سلام. درباره عدم اجماع با شما موافقم.با اینکه رای بنده آقای کروبی نیست ولی موافقم که کنار رفتن ایشان به ضرر اصلاح طلبان بود.مخصوصا که تا اندازه ای سبد رای ایشان با آقای احمدی نژاد مشترک است.

آقای عبدی یک سوال دارم .آِیا امسال به روال 4 سال قبل در برنامه گفتگوی خبری شبکه 2 مناظره ی نمایندگان کاندیداها در نظر گرفته شده است یا خیر؟

اگر جواب خیر است ؛ فکر می کنم بتوان با ارسال نامه ی مشترک از سوی ستاد آقایان موسوی و کروبی و حتی هماهنگی با آقای رضایی این درخواست را به صدا و سیما تحمیل کرد
.
این مناظره ها بسیار موثر است و می تواند صدای اصلاح طلبان را به گوش مردم برساند.
شخصا در صورت حضور احتمالی شما در این مناظره ها، به عنوان کسی که از شما فراوان آموخته است ؛ استماع سخنان شما را مغتنم می دانم.
///////////////////////////////////////////////////////////
عبدی:
فکر می کنم در این باره توافق دارند.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۰ بֽظֽ | Reply

آرش :

در ضرورت شرکت در انتخابات:

1)اگر تاریخ را نگاه کنیم می بینیم که بسیاری از تغییرات در نظام های سیاسی توسط کسانی انجام شده که خود روزی جزوی از آن بوده اند.

2) این تغییرات مسلما "نسبی" خواهد بود. ولی "ادامه" آن به عهده من و شما و دیگران خواهد بود.

3) یک سیکل سی ساله برای تغییر در تاریخ معنا دار است.

4) در آمریکا اوباما انتخاب شده است!

5) اگر قرار است کروبی و موسوی از درون همین نظام انتخاب شوند، مسلما نباید مانند من و شما این طور بی پرده سخن بگویند. چرا که اصلا نمی توانند کاندید شوند.

6) ولی به آقایان کروبی و موسوی این انتقاد وارد است که چرا از گذشته خود در حدی که کاندیداتوری آن ها را خدشه دار نکند، انتقاد نمی کنند. این می تواند بسیاری از آرای خاموش را یه صحنه بیاورد و به تغییرات کمک کند.

7) مخالفت های "کلیشه ای" و آه و ناله در حسرت همه چیزهای خوب عالم، دردی از هموطنان ما که در داخل کشور فقر و فلاکت و اعتیاد و... بی آیندگی فرزندانشان را با تمام وجود حس می کنند- دوا نخواهد کرد!

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۵۷ بֽظֽ | Reply

علی.م. :

سلام آقای مهندس عبدی عزیز

فیلم آقای کروبی را در دانشگاه نجف آباد دیدم.عجب آدم صادقی است این مرد.فکر می کنم تاثیر مثبتی بر صعود آرای ایشان داشته باشد.شخصا دلم می خواهد که رییس جمهور شود.هر چند رای من وتعدادی از دوستان همفکرم هنوز به میر حسین است.

با آرزوی موفقیت.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۲۴ بֽظֽ | Reply

آرش مهرکش :

کسانی که بر آقای کروبی خرده می گیرند که چرا اجماع نمی کنید در نظر نمی گیرند که رفتار جامعه تا چه اندازه مدل ناشدنی و غیر قابل پیش بینی می باشد.
علاوه بر این اجماع وقتی معنی پیدا می کند که دو نامزد در برنامه ها و خط فکری خود تا اندازه ی زیادی مشابه باشند .
من شخصا در شرایط حاضر چنین تشابهی نمی بینم.

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۶ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1169