آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۲۸ خرداد ۱۳۸۸
«محال است که مهندس موسوی در آذربایجان اول نشود»
«محال است که مهندس موسوی در آذربایجان اول نشود»
مریم محمدی
چند روز از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران و اعلام محمود احمدینژاد به عنوان برندهی آن میگذرد. ایران هنوز گرفتار تبعات این انتخابات است که نتایج آن مورد قبول دو نامزد اصلاحطلب انتخابات و میلیونها هوادارانشان قرار ندارد.
قرار بود امروز در تهران، در مخالفت با نتیجهی اعلام شده و حمایت از ابطال انتخابات، به دعوت آقایان موسوی و کروبی، راهپیمایی بزرگی انجام شود که از جانب وزارت کشور مجوز نگرفت.
اما علیرغم این امر، میرحسین موسوی و مهدی کروبی اعلام کردند که برای جلوگیری از خشونت و ناآرامیها، در میدان انقلاب تهران حضور خواهند یافت.
به این ترتیب، راهپیمایی و تجمع بزرگ صورت گرفته است و تا همین ساعت نیز خیابانهای تهران و برخی شهرهای بزرگ از جمعیت خالی نشده است.
در بارهی رویداد مشخص امروز و علل و نتایج احتمالی آن، با آقاي عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی و از مشاوران مهدی کروبی، یکی از نامزدهای اصلاحطلب، گفتگو کردهام.
با آقای عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی در تهران صحبت میکنم و از ایشان میپرسم: رویداد امروز را در پی مسایل سه روز گذشته، چگونه ارزیابی میکنند؟
دو سه روزی که گذشت، خشونت و درگیری زیاد بود. اتفاقی که امروز افتاد، میتواند جهت جریان را کمی تغییر بدهد. اعلام راهپیمایی از سوی آقای موسوی بود و آقای کروبی هم حمایت کرد و علیرغم این که وزارت کشور مجوز نداد، آنان آمدند که اتفاق ناگواری رخ ندهد و جریان را از درگیریهای خیابانی به سمت یک رفتار مسالمتآمیز منحرف کنند. فکر میکنم تا اینجای کار همهی مردم و این دو نفر موفق بودند. امید این هست که در ادامهی جریان نیز این مسیر، شکل مدنیتری را پیگیری کند.
---اما به هرحال، به نظر نمیآید که مشکل حل شده باشد. چه راهی برای حل مساله وجود دارد؟ چه پاسخی برای اعتراضات مردم وجود دارد؟
***پیشنهاد اول من این است که یک مناظرهی تلویزیونی بین نمایندگان این دو ستاد و ستاد وزارت کشور صورت بگیرد. تا اینها اطلاعات ریز و دقیق خود را از جریان تخلفات ارائه کنند.
آن موقع، فکر میکنم همهی مردم، چه آنهایی که به آن طرف رأی دادهاند و چه آنهایی که به این طرف رأی دادهند، در جریان دقیق قضیه قرار میگیرند و زمینه برای گرفتن یک تصمیم درست در جهت تجدید انتخابات، مساعد میشود.
----پذیرش آقای موسوی از جانب آقای خامنهای را، با توجه به این که قبلا به این درخواست پاسخ مثبت داده نشده بود، اشارهی مثبتی در جهت توجه به اعتراضاتی که هست، میبینید یا خیر؟
****قطعا همینطور است. چون این درخواست صورت گرفته بود تا این که دیروز اعلام کردند، آمادگی برای این ملاقات وجود دارد. طبیعی است که هرچه گفتگوها و ارتباطات بیشتر باشد، به کاهش تنش بیشتر کمک میکند و طرفین درک بهتری از همدیگر پیدا میکنند.
اما امیدواریم که این قضیه ادامه پیدا کند و طرفین در مورد صحت یا عدم صحت انتخابات، به درک مشترکی برسند. چون قراینی که ستاد آقای موسوی و آقای کروبی ارائه میکنند، خیلی خیلی جدیتر از آنی است که بتوان با توجه به آنها، صحت انتخابات را تایید کرد.
----نکتهی دیگری که در ملاقات میان آقای خامنهای و آقای موسوی شاید قابل توجه باشد، این است که آقای خامنهای هم گفتهاند که در مورد رسیدگی به شکایات آقای موسوی تذکر خواهد داد و هم در پایان، بار دیگر به صحت و درستی انتخاباتی که برگزار شده، تاکید کرده است. فقط به نظر میرسد که این تاکید مثل گذشته محکم نیست. نظر شما چیست؟
****طبیعی است که اگر ایشان پافشاری کند، رسیدگی معنایی ندارد. اما مشکل این است که اصلا، رسیدگی مفید فایده نیست. به خاطر این که میتوان گفت رییس شورای نگهبان، عضو غیررسمی و غیرعلنی ستاد آقای احمدینژاد است. چه شکایتی به ایشان میتوان برد؟ وقتی که آقای احمدینژاد را بهترین فرد و بقیه را مشکلدار میداند، چنین کاری که نخواهد کرد.
----پیشنهاد مناظرهی شما، فکر میکنید چگونه کمک میکند؟
***آنجا قضیه خیلی فرق میکند. آنجا همهی حرفهایی که من زدم و اضافه بر آن، خیلی دلایل وجود دارد. مثلا در یکی از مناطق سیزدهگانهی استان تهران تعداد آرای آقای کروبی، پانصد و سی تا است. میخواهید اعلام کنیم، ده هزار نفر بیایند و بگویند ما به کروبی رأی دادهایم؟ همه درویش هستند. رأی دراویش قطعی است. یعنی از ده هزار رأی، پانصد و سی تای آن منظور شده است، این را با اطمینان میگوییم. تازه پانصد و سیتا از جاهای دیگری هم هست، مال منطقهی مورد نظر من که رودهن باشد، نیست.
معلوم است که هم در شمارش آرا و هم در آرا مشکل وجود دارد و بهتر است قضیه را حل کنند. وگرنه اگر اصرار روی این مساله بکنند، اعتماد اجتماعی از این بین میرود و خیلی فاجعهبار خواهد شد، متاسفانه!
----ممکن است به نمونههایی از قراین و شواهدی که کاندیداها در جهت ضرورت ابطال انتخابات دارند، اشاره کنید؟
***آقای کروبی چند بیانیه دادهاند. سومین بیانیه، نامهای است به شورای نگهبان در مورد فقدان صحت انتخابات و درخواست برای ابطال آن.
این بیانیه چند بند دارد، یک بند آن در مورد صلاحیت آقای احمدینژاد است که مفصل در مورد امانتداری، صداقت و تقوای ایشان تشکیک شده که آخرین آن هم همین نکتهای است که دیروز از قول شورای نگهبان گفت: «هیچ شکایتی به شورای نگهبان واصل نشده است». بعید است که شورای نگهبان چنین دروغ واضحی را بگوید. در حالی که ستادها این شکایتها را به شورای نگهبان داده بودند. ثبت هم شده و نامهاش را هم گرفتهاند.
اتفاقهای دیگری هم که در جریان مناظرهها افتاد، کاملا واضح بود که کسی که خلاف واقع بگوید، نمیتواند معرف کسی باشد که تقوا دارد. در مورد هزینههای مالی دولت و انواع و اقسام اینها که امانتداری ایشان را مورد سوال قرار دادهاند.
نکتهی دیگر این است که نابرابری شدیدی در تبلیغات وجود داشته است. استفادهی وسیع از امکانات مالی دولت، استفادهی یکطرفه از رسانهها، به خصوص صدا و سیما. ایراد و اتهامات در این رابطه مفصل است و بخشهای آن هم مفصل است.
این دو مورد را ذکر کردم، چون ما با فرض وجود این دو عامل وارد انتخابات شدیم و معتقد بودیم با فرض وجود نابرابری، تبعیض و عدم عدالت، باز هم میتوانیم رییس دولت را کنار بگذاریم.
اما دو مورد اصلی آن بعد از این است؛ یک مورد مربوط به اتفاقاتی است که روز رأیگیری رخ داده است و دیگری در شمارش آرا.
در روز رأیگیری، اولین چیزی که همیشه تاکید میشد، این بود که صندوقهای رأی شفاف و شیشهای باشد. معلوم باشد، درون آن چیست. اما با اخراج ناظران نامزدا (از زمانی که صندوق رأی را پلمپ کردند، ناظران نمایندگان را اخراج کردند)، معلوم نشد در صندوق چه بوده است.
قرینههای جدی وجود دارد که وقتی در ساعت ده، ده و نیم صبح، در بسیاری از حوزههای رأیگیری تعرفههایشان تمام شده، نشان میدهد این تعرفهها قبلا استفاده شده بوده است. در واقع، اینگونه از قضیه تعبیر میشود …
---چون قبلا گفته بودند که تعرفهها را حتا بیشتر از حد نیاز چاپ کردهاند؟
***این که بیشتر چاپ کردهاند، مهم نیست. باید بیشتر چاپ کنند.
با وجود این، تمام شده است…
تعداد مصرف صندوقهای رأی همیشه تا حدودی مشخص است. بر اساس سابقه، میدانند کدام صندوق چقدر مصرف دارد. بیست، سی درصد هم بیشتر تعرفه در اختیارشان میگذارند. اتفاقی هم نمیافتد. عموم اینها دو هزار، هزار و پانصد، در بعضی جاها که دو سه صندوق هست، چهار هزارتا هم میدهند. این تعرفهها، هیچوقت ساعت ده و نیم تمام نمیشود. امکان ندارد تمام شود. معلوم است که طور دیگری از آنها استفاده شده است. بنابراین، بخشی از تخلفات اینها هستند.
خطر دیگر این بود که به ناظران کاندیداها کارت ندادند، دیر کارت دادند، موقع پلمپ بیرونشان کردند، موقع شمارش بیرونشان کردند. بسیاری از صندوقها اصلا نتوانست ناظر داشته باشد. هرکاری خواستند کردند.
نکتهی کلیدیتر این است که در ساعت شش بعد از ظهر که پایان انتخابات بود، یک بار تمدید کردند و در اکثر صندوقهای شلوغ، عملا مردم دیگر نتوانستند رأی بدهند و متفرق شدند. دلیل اصلی هم این بود که میترسیدند اگر مردم متفرق نشوند و رأی بدهند، تعداد مشارکت از صد در صد بیشتر شود. این اتفاقی بود که در لرستان در سال ۷۶ رخ داد و مشارکت در این استان از صد در صد بیشتر شد. معلوم شد که قبلا پانصد هزار رأی در صندوقها ریخته بودند.
----ولی آمار آن هنوز هم در وزارت کشور است، با همان اختلاف.
***بله، هنوز هم هست. چیز پیچیدهای نیست.
نکتهی دیگر موقع شمارش آرا است. شمارش آرا قاعده دارد. نتايج صندوق به فرمانداری میرود. در هر فرمانداری، صورتجلسهی صندوقها را میآورند، یک صورتجلسهی فرمانداری درست میشود. معلوم میشود چه تعداد صندوق بوده و هرکس چه تعدادی آورده است. صورتجلسهی فرمانداریها به استان میرود، در استان تکمیل میشود، به تهران میآید. یا مستقیم از فرمانداری به تهران میآید. بنابراین، تهران باید جمع صندوقهای فرمانداریها را بگوید.
اما ناظران ما که در وزارت کشور بودند، میگفتند که تهران جمع فرمانداریها را نمیگفته است، بلکه جمع صندوقها را میگفتند. اصلا معلوم نبوده این صندوقها چگونه به وزارت کشور میآیند.
صندوق باید به فرمانداری برود، آنجا صورت جلسه شود. گروه دیگری در فرمانداریها مسئول هستند که صندوقها را جمع کنند و به تهران بفرستند. بنابراین، وقتی نتایج کل کشور اعلام میشود، قبل از آن نتایج فرمانداریها و استانداریها مشخص است. استانها و شهرستانها نتایجشان مشخص است.
اما اینها سه روز بعد نتایج استانها و شهرستانها را مشخص کردند. یعنی کل شمارش آرا، غلط و مخدوش بوده است. اصلا چنین نحوهی شمارش آرایی، امکان ندارد.
بیان شمارش آرا از یک رگرسیون خطی (تنازل خطی) تبعیت میکند که غیرممکن است چنین چیزی اتفاق بیافتد، با یک رگرسیون با ضریب همبستگی نهصد و نود و هفت هزارم! در واقع یک یک. این طور استنباط میشود که آرا را در یک فرمول خاصی داشتند اعلام میکردند. بنابراین، این جای کار هم اشکال دارد.
اما نتایج آرا هم نشان میدهد که این آرا نمیتواند آن طور که باید و شاید، دقیق باشد. چرا که در انتخابات قبل میبینیم همه در استانهای خودشان اول میشدند (منظور از همه، نامزدهای اصلی هستند و نه نامزدی که یکی دو درصد رأی میآورده است). مثلا، آقای ناطق نوری یک سوم آقای خاتمی رأی آورد ولی در دو استان اول شد؛ استان لرستان و استان مازندران. در استان لرستان به دلیل تقلب و در مازنداران، به این علت که استان خودش بود.
محال است که مهندس موسوی در آذربایجان اول نشود. محال! بدون تردید! وقتی صد و پنجاه هزار نفر به استقبال یک نفر میآیند، معنیاش این است که اقلا صد و پنجاه هزارتا رأی دارد. بعد میبینیم که آنجا با پانزده برابر فاصلهی رأی با آقای احمدینژاد سوم میشود.


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1184