آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۱۰ تیر ۱۳۸۸
«در فضاي بيم و اميد» راهي منطقي براي خروج از بحران
اين روزها برخي دوستان ميپرسند كه چرا كمتر مينويسم. پاسخ اين است كه در چنين شرايطي نوشتن يادداشت تحليلي تقريباً سخت است، و جامعه بيشتر چشمانتظار نوشتههاي تهييجي است، هر دو طرف ماجرا تشنه چنين نوشتههايي هستند، و طبيعي است كه اين كار نيز از اين قلم برنميآيد، اما در اين نوشته نكتهاي را مورد اشاره قرار ميدهم شايد مفيد فايده واقع شود.
وضعيت پيش آمده در شرايط كنوني به بازي صفر و يك تبديل شده است، وضعيتي دو قطبي كه هرچه از دل آن بيرون آيد، بهبود شرايط نخواهد بود. طرفين ماجرا در شرايط كنوني قادر نيستند كه پيروزي لازم را كسب كرده و حريف خود را شكست دهند. يك طرف ماجرا معترضين هستند كه اگرچه در بسياري از نقاط كشور بويژه در تهران از تفوق عددي چشمگيري برخوردارند، اما به دلايل مختلف توازن قواي لازم براي تحقق كامل خواسته خود را ندارند ضمن اين كه عدول ازخواسته منطقي خود را نيز نميپذيرند، كه فعلاً قصد توضيح آن نيست، و در طرف ديگر ماجرا حكومت است كه آن نيز قادر به حل مسأله به طريق مطلوب نيست، زيرا معترضين و حتي بخشهاي قابل توجهي از افراد ديگر نسبت به نتيجه انتخابات ذهنيتي منفي دارند كه با دستگيري و جلوگيري از تظاهرات نميتوان آن ذهنيت را پاك كرد ضمن اينكه فشارهاي موجود نيز عوارض خود را براي حكومت دارد و خشونتهاي خياباني چون غده چركيني مي ماند كه آرايش نيروها را به كلي دستخوش تغيير خواهد كرد و حكومت ايران براي مقابله با فشارهاي فزاينده خارجي بيش از هميشه به اتحاد و انسجام و حمايت داخلي مردم خود نيازمند است.
از سوي ديگر راهحل حقوقي قضيه نيز عملاً نتيجه مطلوب را نميدهد، زيرا مرجع حقوقي رسيدگيكننده، نسبت به دو طرف ماجرا بيطرف نيست و حكمي كه خواهد داد، از اكنون قابل پيشبيني است. ضمن اينكه مردم و معترضين منتظر صدور حكم نيستند، بلكه منتظر پاسخ به شبهات ارايه شده ستادهاي سه نامزد معترض ازسوي حكومت هستند، و طبعاً چنين انتظاري برآورده نخواهد شد. از همه مهمتر اينكه اگر نهادهاي حقوقي معتبر و فصلالخطابكننده وجود ميداشت هيچگاه اوضاع كنوني به وجود نميآمد. راهحل ديگر كه برخي از افراد پيشنهاد كردهاند، تشكيل هيأت رسيدگيكننده بيطرفي است كه حتي درصورت موافقت كلي با آن باز هم تركيب چنين هيأتي مورد توافق نخواهد بود و طرفين هم زير بار نتيجه آن نخواهند رفت، زيرا مجادلات طرفين به گونهاي در آمده است كه منطق و بررسي حقوقي و حتي منصفانه پيشاپيش، حداقل از سوي يكي از طرفين محكوم به شكست است.
بنابراين چه بايد كرد؟ به نظر من يك راه منطقي و معقول وجود دارد. راهي كه اولاً: شكست يا پيروزي قطعي يك طرف را نتيجه ندهد و اصطلاحاً بازي برد ـ باخت نشود. ثانياً: شأن و جايگاه قدرت و حكومت را حفظ كند و مردم را هم آرام و قانع كند. اين همان راهي است كه در چنين بحرانهايي كارساز خواهد بود، و اتفاقاً يكي از مراجع محترم تقليد به نحوي به آن اشاره كردهاند، بدين معنا كه طرفين قدري از مواضع خود عقبنشيني كنند و مصالحهاي مفيد را تجربه كنند. براي تحقق اين هدف ميتوان قضيه را به قبل از 22 خرداد بازگرداند، و به طور همزمان معترضين ادعاي تقلب و مخدوش بودن انتخابات را پس بگيرند، و حكومت هم ادعاي مقابل را كنار بگذارد، و با استفاده از اختيارات حكومت دستور تجديد انتخابات صادر شود و همه نيروهاي سياسي نيز به طور كامل و دربست از اين تصميم استقبال كنند و تمامي ادعاهاي له يا عليه انتخابات را كنار بگذارند.
به نظر من چنين تصميمي براي حكومت شايسته است، و هيچگاه موجب بدعت نخواهد بود، زيرا وجود نوعي اعتماد به نفس و شجاعت را در قدرت به نمايش ميگذارد، اگر ما به هر دليلي قطعنامه 598 را عليرغم ادعاهاي به حق خود پذيرفتيم، پس چرا از ورود در تكرار آزموني كمهزينه كه مستلزم از دست دادن هيچ حقي نيست پرهيز كنيم؟ پذيرش قطعنامه 598 بهترين مصداق از ميزان شجاعت رهبري انقلاب بود. اگر در پذيرش قطعنامه 598، به دليل مصلحت كلي جامعه و كشور و نظام، برخلاف ادعاهاي قبلي خود از حقوق مسلم خود در برابر دشمن خارجي عدول كرديم، چرا امروز در برابر بخش عظيمي از مردم از موضوعي شبههناك موقتاً (و نه دايمي) كوتاه نياييم. در صورت وجود حق؛ با يك انتخابات ديگر اين حق كاملاً استيفا ميشود. اگر واقعاً تخلفي موثر رخ نداده، پذيرش اين ايده موجب تكرار پيروزي موجود ميشود و از يك سو بحران ختم ميگردد و از سوي ديگر موجب تقويت بيشتر مواضع حكومت نيز خواهد شد. من تصور نميكنم كه رهبران معترضين، قصد سويي در اين جريان داشته باشند، سهل است كه از موضع خيرخواهي نسبت به حكومت، چنين سياستي را پيشه كردهاند.
نمود اصلي مديريت سياسي كشورها كه قدرت و اعتبار خود را نشان ميدهد در تصميمات روزمره نيست ، بلكه فقط در چنين مواقعي است كه ميتوان سطح بالاي مديريت سياسي را به منصه نمايش گذاشت. به نظر ميرسد كه اتخاذ چنين تصميمي نه تنها معرف موضع ضعف حكومت نخواهد بود، بلكه معرف شجاعت، بصيرت و مداراي همراه با عزت و اقتدار خواهد بود، و من صادقانه به اين صفات اعتقاد دارم و هيچ فردي هم حق ندارد كه آن را به گونه ديگري تفسير كند، زيرا چنين تصميمي در هنگامهاي كه از موضع اقتدار گرفته شود، به طور عادي معرف شجاعت و بصيرت هست.
از خشونت، ريخته شدن خون جوانان بر سنگفرش خيابانها، از خسارات مالي به اموال عمومي و خصوصي، از ضرب و شتم يكديگر و از شنيدن شعارهاي تند و اتهامات ناروا از صدا و سيما، چه سودي عايد خواهد شد، در حالي كه راهحلي منصفانه، مبتني بر عقلانيت در دسترس هست.
چقدر اميد وجود دارد كه شاهد اين مصالحه و ازخودگذشتگي به نفع ملت و جامعه باشيم؟ بنده از اين حيث در فضاي بيم و اميد هستم و چشمانتظارم كه روشنايي اميد را در افق تيره و تار موجود ببينم. و صد البته كه همه بايد براي تحقق اين راه گام برداريم. من پيشنهاد خود را ازهفته پيش ارائه و دنبال كرده ام اما نااميد ازنتيجه نيستم.


آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/1185